1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند.

ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند.

جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست.

این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است.

در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است.

اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند.

آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند.

اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست.

اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند.

با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود.

در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب.

پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

فرزندان خود را وابسته بار نیاورید

  اگر قصد فرزند دار شدن دارید بهترین کار قبل از بچه دار شدن این است که شما و همسرتان در مورد مسائل تربیتی فرزندتان به توافق برسید و بعد اقدامات لازم را انجام دهید. . .

نوزادان استعداد ریاضی دارند

آزمونی ساده در شش ماهگی می‌تواند نشان دهد که کودکان در آینده چقدر استعداد ریاضی خواهند داشت. گروهی از پژوهشگران می‌گویند نوزادانی که درک بهتری از "مقدار" دارند، در آینده استعداد ریاضی بالاتری نیز خواهند داشت. یک پژوهش که از سوی روانشناسان دانشگاه دوک و جانز هاپکینز در آمریکا انجام شده، نشان می‌دهد، نوزادانی که درک بهتری از "مقدار" دارند، بهتر از همسالان دیگرشان در سن ۳ سالگی می‌توانند از پس مهارت‌های ریاضی بر آیند. به نوشته آریل استار و دو همکار دیگرش که این پژوهش را هدایت می‌کرده‌اند، میزان ضریب هوشی در این پژوهش در نظر گرفته نشده است. روانشناسان آزمایشات خود را در ابتدا روی ۶۶ نوزاد ۶ ماهه انجام دادند و سه سال بعد برای انجام آزمایش‌های بیشتر برای سنجش میزان مهارت‌های ریاضی این کودکان را مورد بررسی دوباره قرار دادند. در ابتدا پژوهشگران به نوزادان نقطه‌های سیاه بر روی زمینه سفید را نشان داده و واکنش آن‌ها را به هنگام تغییر تعداد نقطه‌های سیاه‌رنگ و نیز ترتیب آن‌ها مورد مطالعه قرار دادند. در دور دوم این پژوهش کودکان سه ساله بایستی شماری از تمرین‌های ریاضی را که مرتبط با درک آن‌ها از اعداد و مقادیر بودند، حل می‌کردند. برای نمونه به این کودکان دو مونیتور نشان داده شد که روی آن‌ها نقاط سیاه‌رنگ به چشم می‌خوردند و آن‌ها می‌بایست هر کدام را که نقطه‌های بیشتری داشت، انتخاب می‌کردند. در یکی دیگر از مراحل تحقیق از بچه‌ها خواسته شد تا اسباب‌بازی‌ها را بشمارند. در این میان به گفته پژوهشگران آن دسته از کودکانی که در شش ماهگی نتایج بهتری را در تست به دست آورده بودند، در سن سه سالگی نیز به طرز قابل توجهی بهتر از دیگر همسالان خود عمل کردند. نوزدان تفاوت میان ۲ و ۳ را تشخیص می‌دهند البته پیش از این در سال ۱۹۸۰ روانشناسی به نام "پرنتیس استارکی" نتایج تحقیقی را منتشر کرد که نشان می‌داد نوزادان حس بسیار بالایی در تشخیص اعداد دارند. این تحقیق در جامعه علمی آن زمان به شدت مورد توجه قرار گرفت. تا آن زمان گمان می‌رفت درک اعداد و مقادیر تازه از سن پنج سالگی امکان‌پذیر است. . استارکی در آزمایشگاه دانشگاه فیلادلفیا از روش نقطه‌های سیاه‌رنگ برای سنجش مهارت تشخیص نوزادان ۱۶ تا ۳۰ هفته‌‌‌ای استفاده کرده بود. در ابتدا تنها دو نقطه سیاه‌رنگ روی مونیتور دیده می‌شدند که ترتیبشان مدام عوض می‌شد. بر اساس مشاهدات استارکی مدت زمانی که هر نوزاد به مونیتور خیره می‌شد، به طور میانگین دو ثانیه بود. اما نکته قابل توجه زمانی رخ داد که به هنگام تعویض تصویر نه تنها ترتیب نقطه‌ها عوض شد، بلکه تعداد آن‌ها نیز از دو به سه عدد افزایش یافت. نتیجه آن بود که نوزادان مشخصا به این تغییرات واکنش نشان داده و میزان خیره شده آن‌ها به مونیتور به مدت نیم‌ثانیه افزایش پیدا کرد. به این ترتیب مشخص شد که نوزادان متوجه تغییر عدد ۲ به ۳ شده‌اند و پرنتیس استارکی نتیجه گرفت که آن‌ها از درک اعداد بیش از آن‌که قادر به شمارش باشند، برخوردارند، پژوهش‌های آریل استار و تیمش نیز بر پایه روش آزمایشی پرنتیس استارکی استوار بود و تنها تفاوت در استفاده از دو مونیتور به جای یک مونیتور بود. روی یک مونیتور تعداد نقطه‌های نمایش داده شده تغییر می‌کرد و بر روی مونیتور دیگر تنها تغییر در ترتیب آنان و نه در تعدادشان رخ می‌داد. روانشناسان در این میان بر این نکته تمرکز می‌کردند که کدام مونیتور بیش‌تر توجه نوزادان را به خود جلب می‌کند. این تیم پژوهشی در گزارش خود که در نشریه "Proceedings of the National Academy of Sciences" به چاپ رسیده، با این حال یادآور شده‌اند که تحقیقات دیگری هم وجود دارند که ارتباط میان درک از اعداد در سنین نوزادی و مهارت حساب در سنین بالاتر را رد می‌کنند. آن‌ها تأکید کرده‌اند که این موضوع نیازمند تحقیقات بیشتری است. در پایان اما گفته‌اند که به واسطه این تحقیق می‌توان به فکر تقویت مهارت‌های حساب کردن در بچه‌ها پیش از یادگیری شمارش بود.  
بازی و اسباب بازی بازی با کودکان کودکان بهانه گیر سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب بچه ها شگفتی خلق می کنند

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

نیک سانتوناستکو، معلولی بی مانع

نیک سانتوناستکو، بدون پا و یک دست به دنیا آمد و از لحظه تولد به سندرم هیپوژنز اورومانیبولارمبتلا بود. یعنی مفصل دهانی فک او شکل نیافته بود.

مارک زاکربرگ: فیس بوک آینده بهتری می‌سازد

مارک زاکربرگ متنی طولانی در نقد و بررسی فیس‌بوک و روند جهانی شدن نوشته است. او این بیانیه ۶۵۰۰ کلمه‌ای را در صفحه فیس بوکش منتشر کرده و در آن به چالش‌های جهان و قابلیت‌های فیس‌بوک در پرداختن به آن اشاره کرده است. موضوعاتی مثل تغییرات آب و هوایی و تروریسم و نابرابری هم در آن مورد اشاره قرار گرفته‌اند. زاکربرگ برنامه عظیمی دارد برای ساختن آنچه که آن را «آینده بهتر» نامیده است. با اینکه زوکربرگ گفته قصد ندارد رییس‌جمهوری بشود، بیانیه‌اش مثل یک بیانیه رسمی است. برنامه او بر این مبناست که فیس‌بوک به مردم قدرت به اشتراک گذاشتن موضوعات مختلف را بدهد و جهان را بیشتر به هم نزدیک و متصل کند. او می‌گوید انسان‌ها باید با هم متحد شوند، نه به عنوان مردمان یک شهر یا یک ملیت، بلکه به عنوان اعضای جامعه جهانی. زاکربرگ نوشته: «فیس بوک می‌خواهد ما را به هم نزدیک‌تر کند و یک جامعه جهانی بسازد. وقتی ما این کار را شروع کردیم، این فکر چندان جنجالی نبود. اما اکنون در سراسر جهان مردمانی هستند که جهانی شدن عامل فراموش شدن آنها شده و جنبش‌هایی وجود دارند که از روند جهانی شدن جا مانده‌اند.» در کل این نامه، زاکربرگ کوشیده از اشاره به سیاست‌های تفرقه‌افکن دونالد ترامپ و برکسیت خودداری کند و به جای آن، به ساخته شدن اجتماعات و افزایش چندصدایی بپردازد. مدیر فیس بوک نوشته: «پس از یک دهه تلاش برای ایجاد اتصال میان افراد، فیس بوک حالا می‌خواهد تمرکز خود را بر توسعه زیرساخت‌های جامعه برای حمایت از انسان، امنیت او، اطلاع رسانی به او، مدیریت مدنی و شمول همگان بگذارد.» زاکربرگ در نوشته خود موفقیت‌های فیس بوک را در هر پنج زمینه مطرح کرده و نوشته چه کارهای دیگری باید انجام شود. برای ایجاد جوامع حمایت‌گر، زاکربرگ بر کاهش قابل توجه اهمیت زیرساخت‌های جوامع محلی اشاره می‌کند که می‌توانند به شکل گروه‌های معنادار فیس بوکی درآیند، گروه‌هایی که مردم می‌توانند به آنها بپیوندند و هر فعالیتی را به صورت آنلاین یا آفلاین انجام دهند؛ مثلا ایجاد گروه‌های ویژه پدر و مادرها. در مورد مساله امنیت، زاکربرگ درباره استفاده از سیستم‌های هشداری حرف می‌زند که می‌تواند کودکان ربوده شده را نجات دهد. اقداماتی نظیر امکان اعلام در امنیت بودن(سیفتی چک) که کاربران می‌توانند به نزدیکان و وابستگانشان اعلام کنند که به عنوان مثال هنگام یک حمله یا بلای طبیعی در امنیت هستند. در عین حال اما این مساله هم وجود دارد که از شبکه‌های اجتماعی برای نمایش زنده خودکشی یا شکنجه و آزار استفاده می‌شود. زاکربرگ می‌گوید در آینده فیس بوک قادر خواهد بود از هوش مصنوعی برای تشخیص چنین محتواهایی استفاده کند و پیش از آنکه کابران دیگر این موارد را گزارش کنند، به مجریان این نوع فعالیت‌ها هشدار دهد. زاکربرگ نوشته: «در حال حاضر ما در حال آزمودن راه‌هایی هستیم تا از هوش مصنوعی برای تشخیص تفاوت گزارش‌های منتشر شده درباره تروریسم و تبلیغات تروریسم استفاده کنیم. سپس خواهیم توانست به سرعت، هر کسی را که می‌کوشد برای فعالیت‌های تروریستی افرادی را استخدام کند یا کاری برای آنها انجام دهد، شناسایی کنیم.» او ۱۰۰۰ کلمه هم درباره انتشار اطلاعات در فیس بوک و اخبار جعلی و تیترهای کلیک جذب‌کن نوشته است که همه آنها با الگوریتم‌های فیس بوک تبدیل به ابزارهایی برای اقزایش چندقطبی‌شدگی شده‌اند. او گفته: «اگر این روش ادامه پیدا کند و ما دریافت مشترک خود را از دست بدهیم، آنگاه حتی اگر تمام اطلاعات غلط را حدف کنیم، مردم از روش‌های دیگری برای بیان اعتقادات متفاوت خود استفاده خواهند کرد. به همین دلیل من درباره پیروی از عواطف و احساسات در رسانه بسیار نگرانم.» فیس بوک برای جلوگیری از پیروی مردم از عواطف واحساسات، کنترل خواهد کرد که آیا افراد پیش از بازنشر یک مقاله آن را می‌خوانند یا نه. اگر چنین باشد آن مقالات در فید مورد توجه بیشتری قرار خواهد گرفت. زاکربرگ گفته بر حمایت از «صنعت خبر» که از سوی فیس بوک و گوگل در معرض تهدید است تاکید می‌کند تا از استمرار خبررسانی و تحلیل اطلاعات اطمینان یابد. در بخشی به عنوان «جامعه درگیر مسایل مدنی»، زاکربرگ درباره اینکه چطور باید افراد بیشتری را در روند فعالیت‌های مدنی و تصمیم‌سازی درگیر کرد، سخن می‌گوید. او می‌گوید فیس بوک در حال ایجاد ابزارهایی است که به وسیله آنها مردم بتوانند رای بدهند، با مقامات محلی در ارتباط باشند و تظاهرات طراحی کنند. مثل کاری که در مورد «تظاهرات زنان علیه ترامپ» رخ داد و از فیس بوک شروع شد. در بخش آخر، به استانداردهای جامعه فیس‌بوک پرداخته شده که سختگیرانه است و  ظرایف فرهنگی سیاسی را در نظر نمی‌گیرد. به همین دلیل در فیس بوک اشتباهات زیادی در سانسور عکس‌های ویتنام روی داده و در انتشار فیلم‌های مربوط به جنبش «زندگی سیاهان اهمیت دارد»، دچار بی‌توجهی و خطا شده است. زاکربرگ می‌گوید: «این اشتباهات نه به خاطر مخالفت سیاسی ما با این رویدادها که به خاطر اشکالات اجرایی بوده است.» فیس بوک می‌گوید که می‌خواهد استانداردهای خود را بالا ببرد به نحوی که شخصی‌تر و محلی و منطقه‌ای‌تر شود؛ مثلا اروپایی‌ها نسبت به آمریکایی‌ها و برخی از جوامع خاورمیانه‌ای نسبت به «برهنگی» پذیرنده ترند و این مساله باید در نظر گرفته شود. زاکربرگ می‌نویسد: «کار کردن روی آنچه که مردم در مکان‌های مختلف با آن راحت‌ترند، به معنای ترکیب میزان زیادی روند دموکراتیک و تعیین دقیق استانداردهاست که با استفاده از هوش مصنوعی اجرایی می‌شود.» این به آن معناست که افراد می‌توانند میزان پذیرش خود را نسبت به «خشونت»، «برهنگی» و «ناسزا» تعیین کنند و شبکه‌های اجتماعی به این ترتیب باخواسته‌های آنها هماهنگ خواهند شد. او نوشته: «پیشرفت زیادی در هوش مصنوعی برای درک متن‌ها، عکس‌ها و ویدئوها و قضاوت درباره اینکه آیا در آنها زبان نفرت یا ناسزا وجود دارد یا نه لازم است. اما برخی از این امکانات در سال ۲۰۱۷ به وجود خواهد آمد.»  
ثروتمندترین سرآشپز جهان کیست؟ تیم کریدلند/ Tim Cridland زنان تایلندی و لباس عروس خیس جنس برتر! ما اینگونه فکر نمی کنیم ولیعهد انگلیس گوینده هواشناسی شد!

مطالب تصادفی

حرفه من

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.
نترس؛ من یک روزنامه نگارم! تی شرت ها را ما طراحی می کنیم بدون خونریزی اول شویم! برای مصاحبه شغلی آماده باشید پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

سالخورده ترین زن جهان تولدش را جشن گرفت

به گزارش یک سازمان مدافع حقوق قبایل بومی در جهان، "ماریا لوسیمار پریئرا " که از اعضای قبیله کاشیناوا است، با ۱۲۱ سال سن، کهنسال ترین زن در سراسر جهان است.این قبیله در مناطق غربی جنگل آمازون در برزیل و شرق پرو ساکن است.

ده دلیل اصلی خیانت در زندگی زناشوئی

چرا مردان و زنان در روابط خود خیانت می نمایند؟ آیا به منظور کسب اعتماد بنفس است؟ آیا فقط برای لذت جویی و کامیابی است یا به قصد انتقامگیری خیانت می کنیم؟ آیا بهانه های ذکر شده توجیه خوبی برای اعمال کارهایسیت که قاعدتا نباید حتی به آن فکر کنیم؟ این ده دلیل بزرگترین دلایل کسانی هستند که در زندگی مشترکشان خیانت را تجربه نموده اند، آیا تاکنون یکی از دلایل ذیل یا دلیل دیگری شما را به وسوسه خیانت انداخته است؟ آیا تاکنون شریک زندگیتان بشما خیانت نموده است؟ دلیل شماره 1: زنم همون زن موقع ازدواجمون نیست! مانند حضرت آدم، مردان ما نیز در مقابل میوه ممنوعه مقاومت خیلی کمی دارند، حتی اگر مقاومتی اصلا داشته باشند. بخصوص که زن زندگیشان از لحاظ ظاهری خودش را به اصطلاح ول کرده باشد. زنانی که وزن اضافه نموده باشند کار خیانت شوهرشان را بسیار راحتتر می نمایند همینطور نیز مردان باید بدانند که افزایش وزنشان پس از ازدواج که در میان مردان ما بسرعت اتفاق می افتد ممکن است نگاه زنان را بسوی مردانی جذب نماید که دارای ظاهر شسته رفته تر و اندام مناسبتر هستند. بهرحال نم توان انتظار کمال را از زوج داشت در حالی که خود ما تبدیل به بنده شکم می شویم. ما زنان دوست داریم که از زبان مردانمان بشنویم که چقدر خوشگل شده ایم و چقدر جذابیم و یاد آوری شویم که چقدر دوستمان دارد. دلیل شماره 2: احساس سرد روزمرگی هر روز راجع به بچه ها خرید خانه، لباس و بقیه چیزها صحبت می کنید اما چند وقتی است از حال هم خبری ندارید. ما زنها وقتی از ارتباطات کلامی با همسرمان رضایت نداشته باشیم، دچار سردمزاجی و عدم اطمینان خاطر میشویم، به نوبه خود هر چه این احساس عدم امنیت در ما بیشتر شود نگاهمان برای یافتن احساس رضایت در بیرون از چهارچوب خانه بیشتر خواهد شد. هر چه خانم خانه بیشتر دچار این بینش شود که در نگاه شوهر جزیی از اثاث خانه محسوب میشود امکان جستجوی حس اطمینان و امنیت در وی بیشتر خواهد بود. دلیل شماره 3: هیچ کسی از یک رادیوی نق نقو خوشش نمی آید بهمین راحتی آنچه بیشتر از همه مردان را در پی کسب آرامش به دامان زنان دیگر می اندازد یک زن نق نقو در خانه است. کسی نمی خواهد بیشتر از چند دقیقه در کنار چنین کسی باشد چه برسد به اینکه بخواهد با او رابطه جنسی موفقیت آمیز برقرار نماید بنابراین بجای نق زدن سر شوهرتان در طول روز و کل روزهای ماه بهتر است با زبان خوش مشکلات و ناراحتیتان را به وی بفهمانید و سعی نمایید برای حفظ آرامش و بنیان خانواده هم که شده کمتر غرولند نمایید. دلیل شماره4: در دو دنیای موازی هم زندگی می نمایید شوهرتان می خواهد روزهای تعطیل با دوستانش به دیدن مسابقه فوتبال برود و شما ترجیح می دهید به خانه مادرتان بروید. وقتی شروع به گذراندن وقتتان بصورت جدا از هم نمودید کم کم بدون اینکه متوجه شوید فاصله تان را با او افزایش داده و با کسانی احساس نزدیکی می نمایید که انتظارات و علایق شما را درک می کنند، بهتر است رهبری اوضاع را بدست گرفته و با کشف علایق شوهرتان در آنها شریک شوید با اینکار او نیز در علایق شما شریک میشودد و تبدیل به مرد آرزوهایتان میشود. دلیل شماره 5: حس کامجویی بیشتر مواقع مردانی که خیانت می نمایند دلیلش را خودشان هم نمی دانند. بعضی مواقع دلیلهای مضحکی مانند خسته شدن از کارهای روزمره میتواند دلیل خیانتشان باشد، اما در حقیقت نمود حس شکارچی بودن مردان است که از گذشته های دور در آنها مانده و به اینجا رسیده است. شاید هم دلیل این امر ازدواج زودهنگام شما باشد و حسی که او می گوید چیزی از جوانیش ندیده است بهر حال بهترین راه پیدا کردن چنین امری اینست که ببینید چگونه در مقابل زنان دیگر در جشنها و مهمانی ها عکس العمل نشان می دهد. اگر چنین رفتاری در اوائل روابط زناشوئی رخ دهد نشانه اینست که در آینده نیز شما مشکلاتی از این دست بسیار خواهید داشت. بهترین راه مقابله شما با چنین رفتاری اینست که سعی نمایید به هر صورت ممکن توجه او را به خود جلب نمایید و همیشه روابط خود را با او در حد یک روابط جدید پر از ایده های نو و بازیهای هیجان آمیز نگه دارید. بعضی وقتها رفتار شوهرتان شما را مجور می کند با او رفتاری مانند کودکان بازیگوش داشته باشید. دلیل شماره 6: شور از بین رفته بعضی وقتها حتی داشتن خانواده ای خوب، کودکانی سالم، وضعیت مالی درخشان و حتی مادر شوهری که در شهر دیگری زندگی می نماید نیز کسل کننده میشود و باعث میشود که ما دنبال یافتن راه دیگری برای سرگرم نگه داشتن خود بیرون از چهارچوب خانه باشیم. بعضی وقتها ما بخود می آییم و می بینیم که شاهزاده آروزهایمان تبدیل به یک قورباغه زشت شده که همه کارهایش برای ما چندش آور است. بهمین دلیل است که زنان پس از مدتی بدنبال یافتن شاهزاده جدیدی می گردند، آقایان توجه نمایید ازدواج بعد از ازدواج پایان نمی پذیرد و شما نیز همانگونه که از همسرتان انتظار دارید باید سعی نمایید تمایلات و نیازهای عاطفی همسرتان را در زندگی مشترکتان در نظر بگیرید. دلیل شماره 7: نیازهای بیولوژیکی شاید دلیل قابل قبولی برای ما زنها نباشد اما قسمتی از دلایل خیانت ممکن است بدلیل نیازهای بیولوژیکی بدن مردان باشد. برخی از محققان می گویند که ساختار بیولوژیکی مرد او را مجبور به داشتن روابط با تعداد زیادی از زنها می نماید. وقتی شوهر شما از دیدن شما خسته شد بدنبال تجربه ای جدید کشیده میشود، آنها تنها به این دلیل با شما می مانند که می دانند داشتن یک شریک زندگی خوب و مورد اعتماد خیلی بهتر از یک رابطه کوتاه مدت است. دلیل شماره 8: اعتماد بنفس نیاز به یک شارژ اساسی دارد بعضی وقتها جلب توجه جنس مخالف در حالیکه همه چیز در زندگی مشترک بسیار ایده آل است یک شارژ اساسی برای اعتماد بنفس ما (چه زن و چه مرد) محسوب میشود. دلیل شماره9: فقط بخاطر لذت جنسی برای خیلی از مردها عشق و لذت جنسی دو چیز متفاوت است. آنها فکر می کنند میتوانند عاشق زنشان بمانند ولی لذت جنسی را در کنار دیگر زنان تجربه نمایند. این طرز فکر مردان را از عذاب وجدان نجات می دهد، در حالیکه اگر کمی هم نگرانی وجود داشته باشد بیشتر به نگرانی لو رفتن ماجرا و دردسرهای آتی آن بر می گردد. بهتر است آقایان در این مواقع به بدترین سناریوی ممکن فکر نمایند اینکه 100% زنشان از قضیه بو خواهد برد و دچار دردسرهای بزرگی خواهند شد.  همچنین اینکه شریک زنگیشان از این خیانت چقدر دل شکسته خواهد شد. آیا واقعا ارزشش را دارد؟ دلیل شماره 10: خیانت برای انتقام کشف خیانت آنچنان بنان فکری طرف مقابل را تکان می دهد که بیشتر مواقع تنها راه آرامش را در خیانت متقابل می بیند.
5 راه شاد برای زندگی بهتر "دوستت دارم " فقط یک جمله نیست استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد انگار همین دیروز بود بر ناخوشی ها غلبه كنیم

آداب و رسوم

این ها که میخوانید واقعی است

حتماً برای شما نیز بارها اتفاق افتاده است که چیزی را از شخصی بشنوید اما در صحت درستی خبر شک کنید! حقیقتاً مرور برخی از آداب و رسوم در سرتاسر جهان چنین حسی در شنونده ایجاد می کنند؛ این حس که آخر چه طور ممکن است برای مثال یک انسان در عصر مدرن در سال 2012 برای آنکه شدت ناراحتی خود را از مرگ عزیزش نشان دهد ناخن خود را بدون داروی بیهوشی بکشد و یا صورت خود را با زنجیر خراش دهد؟ اما واقعیت این است که فرهنگ و سنت های گونه گون در کران تا کران این دنیای شگفت آنقدر متنوع و رنگارنگ هستند که مجال تردید داشتن در درستی آداب مختص نقاط مختلف را از ما می گیرد. 1-عروسی با اعمال شاقه هنوز هم که هنوز است عروس های قبیله ی سورما در اتیوپی پیش از ازدواج ناچار به انجام کارهای خیلی سخت هستند؛ کارهایی که شاید تنها برای ما سخت و غیر ممکن به نظر می رسند، زیرا اگر چنین نبود احتمالاً این رسم تا به امروز حداقل کمتر می شد! این عروس ها چند روز پیش از ازدواج تعدادی از دندان های فک پایین خود را می کشند و یک صفحه گرد از رس چسبناک به لب خود می چسبانند. در ابتدا از صفحه های کوچک شروع می کنند و پس از گذشت چند روز قطر این لوح را افزایش می دهند تا به خانواده ی داماد عزم جزم و جیب پرپول خود را ثابت کنند! 2-بله یا نه؟ اگر کسی از شما سوالی بپرسد، پاسخ شما منفی باشد و به هر دلیلی نتوانید با کلام به او پاسخ دهید و تنها به ایما و اشاره اکتفا کنید به احتمال خیلی زیاد سر خود را به بالا حرکت می دهید تا او را متوجه منظور خود کنید؛ اینطور نیست؟ بی تردید زمانیکه شما به بلغارستان سفر کنید هنگام صحبت با مردمان این سرزمین حتماً گیج خواهید شد، علتش ساده است! آنها برای نشان دادن پاسخ منفی سر خود را به پایین و برای تصدیق گفته شما آنرا به بالا حرکت می دهند! کاملاً برعکس ما و برعکس همه ی مردم جهان!

رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان

دادگاه حقوق بشر اروپایی با رد شکایت یک خانواده ترک مقیم سوئیس ممانعت آنها از شرکت دخترانشان در کلاس شنای مختلط مدرسه را غیرقانونی خواند. بنا به حکم دادگاه شرکت دختران در این کلاس‌ها نفی آزادی مذهبی آنها نیست. والدین مسلمان در اروپا اجازه ندارند مانع شرکت فرزندان دختر خود در ساعات شنای مدارس شوند. روز سه‌شنبه، ۱۰ ژانویه، دادگاه حقوق بشر اروپایی در استراسبورگ فرانسه این حکم را در رسیدگی به شکایت یکخانواده‌ی ترک در سوئیس صادر کرد. خانواده یادشده مانع حضور دختران خود در کلاس‌های شنای مختلظ مدارس شده بود. بنا بر ارزیابی قاضی‌های دادگاه اروپا محاکم قضایی سوئیس درست عمل کرده‌اند و جریمه ۱۳۰۰ یورویی برای خانواده ترک فاقد توجیه حقوقی نیست، زیرا دولت خواسته است که دانش‌آموزان خارجی‌تبار را با موظف‌ساختن به شرکت در کلاس‌های شنا \"از به حاشیه‌رانده‌شدن\" آنها محافظت کند. در سوئیس مستثنی‌شدن دختران از کلاس‌های شنا تنها در دوران پس از ورود به پریود (قاعدگی) مجاز است. دو دختر خانواده ترک در هنگام محرومیت از شرکت در کلاس شنا ۷ و ۹ سال داشته‌اند. رایی برای ۴۷ کشور این خانواده در شکایت خود به اصل ۹ کنوانسیون حقوق بشر اروپایی استناد کرده بود. بر اساس این اصل «هر فردی از آزادی اندیشه، عقیده و مذهب برخوردار است.» ولی دادگاه قانون اساسی اروپا در حکم خود نوشته است که این حقوق با شرکت در کلاس شنا نقض و محدود نمی‌شود. دختران و زنان مسلمان این امکان را دارند که برای شنا لباسی به تن کنند که تمام بدن آنها را بپوشاند. سال ۲۰۱۳ نیز در آلمان دادگاه اداری فدرال آلمان حکمی مشابه با حکم امروز دادگاه حقوق بشر اروپایی صادر کرد. آن حکم نیز پاسخی بود به شکایت یک خانواده مسلمان ساکن فرانکفورت که می‌خواست مانع حضور دخترشان در کلاس‌های شنای مدرسه شود. خانواده ترک مقیم سوئیس این امکان را دارد که ظرف سه ماه خواهان تجدیدنظر در حکم صادره از سوی دادگاه حقوق بشر اروپایی شود. قاضی‌های دادگاه اما مجازند که این خواسته را وارد یا ناوارد اعلام کنند. در دادگاه حقوق بشر اروپایی ۴۷ کشور عضو هستند و آرای آن معمولا برای موارد مشابه در همه این کشورها نیز  مصداق می‌یابد.
ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟ رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم

سفر و تفریح

سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها

بعضی کوه ها با بقیه فرق دارند و قسمتی از زندگی و هویت مردمانی می شوند که در کنارش زندگی می کنند. مثال اش همین دماوند که به نوعی نمادی از ایران است و یا کوه فوجی در ژاپن و یا کلیمانجارو در تانزانیا و اورست در نپال .

بالاتر از هیجان

هیجان انگیزترین تفریحی که در زندگیتان داشته‌اید چیست، کارتینگ، بانجی‌جامپینگ، دوچرخه سواری در کوهستان، پریدن با پاراگلایدر ... ؟
شاهرود، شهری که باید دید پینت بال را امتحان كنید ده کلانشھر گران آفریقا مرگ هامون ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس