1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند.

ااین پژوهش که روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند.

جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست.

این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است.

در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است.

اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند.

آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند.

اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست.

اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند.

با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود.

در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب.

پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟

ایجاد امنیت در نوزاد : روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند .  اگرکودک  در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند ، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون ، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند ؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آنست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدرو روابط جنسی و قمارو دست یابی به قدرت بی حد وحصر  که می تواند به شکل کاذب ، او را از" درد ناامنی" خلاص گرداند 2- باورهای افراطی به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. ایجاد امنیت در کودک نوپا : علاوه بر چهار اصل زیر بنایی که ذکر شد  چون کودکان در این سن اضطراب و نگرانی را حس میکنند و تا حدی صحنه های تلوزیونی را درک می کنند . کودک چیزهایی  می شنوند یا می بینند که می تواند آنها را بترساند از این روست که باید مشاهده صحنه ها و تصاویر هول انگیز تلویزیون را کنترل کنیم همچنین از مشکلات مالی و اجتماعی خانواده کمتر سخن به میان آوریم زیرا کودک نمی تواند آنها را در خود حل و فصل کند و حس نا امنی در او افزایش می یابد . ایجاد امنیت در کودکان پیش دبستانی : دراین کودکان  ساختار زبانی در آنها شکل گرفته ولی هنوز کامل نشده همچنین تفکر منطقی در آنها شکل نگرفته است در این مرحله سنی کودکان با بازی کردن می توان خواسته ها ، احساسات و نگرانی های خود را بروز دهند . معلم بازی ، خاله بازی و... می تواند به آنها در ایجاد حس امنیت کمک کند . در این سنین می توان بر روی حرکات آنها کلام گذاشت مثلا کودکی که شیئی را به زمین می اندازد مادرش می تواند به او بگوید " هی چه کار وحشتناکی " بعد به او کمک کند چطور می توان به کمک یکدیگر کارها را بهتر انجام داد. به یاد داشته باشید کودکان در این ایام قدرت درکشان بیشتر از قدرت کلامشان است . کودک زیر سه سال  با لگو های خود قطعاتی را که ساخته تخریب می کند و والدین با همدلی و گفتن اینکه "  خراب شدن این برج یه خورده وحشتناکه " و آنها را در ساختن دوباره آن کمک کنند . در بازی های خشنی که کودکان انجام می دهند مثل زد و خورد ماشینها ، به آنها کمک کنید که پلیس یا آمبولانسی را در بازی خود وارد کرده ، پلیس به این ماشینها نظم دهد و آمبولانس به زخمی ها کمک نماید . این نوع بازی ها باعث می شود کودک امنیت بیشتری را احساس کند . ایجاد امنیت در کودکان دبستانی : کودکان دبستانی آرام آرام به تفکر منطقی دست پیدا خواهند کرد . مشاهده بعضی از فیلمها آنها را خواهد ترساند زیرا ممکن است آن موضوع را به خود و اعضای خانواده نسبت دهند واین باعث می شود  نگرانی آنها افزایش یابد . در این کودکان نیزبرای ایجاد امنیت نه تنها باید آن چهار اصل اساسی را مد نظر داشت بلکه باید در دیدن فیلمها برای آنها محدودیت قائل شد . کودکان دبستانی از آنچه پیرامونشان می گذرد آگاهند اما هنوز نحوه تفکرشان "همه یا هیچ" است آنها در عقیده خود ثابت هستند ، ترسهای گوناگونی دارند و به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که اتفاقی برای عزیزانشان نخواهد افتاد . آنها دائما فرضیاتی در ذهن خود می سازند که اغلب هم نادرست است . در سنین پایان دبستان است  اگر والدین به خوبی عمل کرده باشند کودک می تواند به نسبی بودن امور و علل چند گانه وقایع پی ببرد. این کودکان از مواجهه با موضوع وحشتناک نمی توانند پی ببیند که این مسئله خیلی وحشتناک است یا تا حدی وحشتناک است یا کمی وحشتناک است در نتیجه هر ترسی برای آنها چون کوه جلوه می کند . باید به آنها کمک کرد تا "نسبی بودن امور" و احتمالات و اینکه در رخ دادن یک اتفاق "چندین عامل" با هم مرتبط هستند را بیاموزند . باید والدین با صبر و حوصله به آنها بیاموزند تا کم کم دلایل موجه را درک کنند و بدانند که برای روی دادن یک واقعه علل زیادی باید وجود داشته باشد . مثلا مشکلی که برای بقیه ( زلزله) پیش آمده حتما برای ما اتفاق نخواهد افتاد و اگر اتفاق بیفتد کسانی یا سازمانهایی هستند که به ما کمک خواهند کرد . به یاد داشته باشید که در نوجوانان علاوه بر چهار عامل ایمنی مذکور باید آنها را نسبت به آینده نیز امید وار کنیم

بهترین تغذیه کودکان در مدرسه

بیشتر مدارس دارای بوفه هستند و کودکان می توانند از آنجا برای وعده غذایی خود مواد غذایی تهیه کنند ولی آیا تمامی موارد خوراکی برای کودکان مفید است؟ کودک در مدرسه این امکان را دارد تا میان مواد غذایی خود انتخاب کند پس بهتر است تا کودک را نیز از مواد غذایی سالم و نا سالم مطلع سازید.خوردن مواد غذایی سالم باعث بالا رفتن انرژی می شود و برای دوران تحصیلی تغذیه سالم و پُر انرژی بسیار مهم است. همچنین در غذایی که از منزل برای کودک خود انتخاب می کنید نیز دقت داشته باشید. وعده غذایی که شامل یک کیک شکلاتی و سیب زمینی سرخ کرده باشد نمی تواند انرژی لازم را برای روز کودک فراهم سازد. کودکان در سنین رشد باید تغذیه ای سالم و مقوی داشته باشند تا رشدی کامل و سالم را دنبال کنند. همچنین تغذیه تاثیر مستقیمی بر حافظه دارد. قدرت یادگیری کودک نیز با خوردن خوراکی های درست و انرژی زا تقویت می شود. خوراکی مانند سوخت برای بدن است. مانند ماشینی که اگر سوختی خراب داشته باشد خوب کار نخواهد کرد بدن انسان نیز همینطور است. بخرید یا نخرید:به کودک خود یاد دهید تا منو مواد غذایی بوفه مدرسه را مطالعه کند و مواد با ارزش غذایی بالا را برای خرید انتخاب کند. می توانید خود از این منو مطلع شوید و با کودک خود برای خرید مواد غذایی درست صحبت کنید. برای بستن خوراکی برای کودک از منزل می توانید از خوراکی های مورد علاقه او استفاده کنید. از کودک خود بپرسید که چه چیزهایی را دوست دارد تا برای خوردن در مدرسه داشته باشد. اگر مواد غذایی ناسالم راانتخاب کرد به او توضیح دهید که چرا آن مواد برای او مفید نیستند و به جای آن چه مواد غذایی دیگری را می تواند انتخاب کند که سالم باشند و انرژی بالایی را در طول روز برای او داشته باشد. می توانید کودک خود را در آماده کردن غذایی خود دخیل کنید و بگذارید تا او احساس مسئولیت کند و حس کند بزرگ شده است. 10 مرحله تا ناهاری عالی:1- میوه و سبزیجات را انتخاب کنید: انتخاب کردن میوه و سبزیجات مانند برنده شدن در مسابقه ای با جایزه ایی طلایی می ماند. سبزیجات سرشار از مواد معدنی هستند. بشقاب شما را رنگی و زیبا می کنند و حاوی ویتامین های فراوان و فیبر بالا هستند. سعی کنید تا در ناهار فرزند خود یک یا دو نوع میوه نیز قرار دهید.  2- در مورد چربی بدانید: کودکان نیاز به کمی چربی در وعده غذایی خود دارند تا سالم بمانند. ولی باید میزان آن را رعایت کرد. چربی در کره، روغن ها، پنیر، حبوبات و گوشت وجود دارد. برخی از مواد غذایی که دارای چربی بیشتری هستند شامل: سیب زمینی سرخ کرده، هات داگ، چیزبرگر، ماکارونی و پنیرها می باشد. اگر فرزند شما به این مواد غذایی علاقه مند است مشکلی ندارد (که به احتما زیاد کودک عاشق این نوع خوراکی ها است!) باید میزان مصرف آن ها را کنترل کنید. با فاصله زمانی بیشتری و با مقدار نسبتاً کم صرف شوند. مواد غذایی که چربی کمی دارند معمولاً پخته شده و یا گریل شده هستند. برخی از مواد غذایی حاوی چربی پایین شامل میوه ها، سبزیجات و شیر کم چرب می باشد.   3- بگذارید غلات سلطنت کنند: غلات شامل نان، جو دو سر پرک، تخم کتان بو داده، برنج و پاستا می شود. برنج قهوه ای غله کامل است در حالی که برنج سفید غله کاملی محسوب نمی شود. و همچنین می توان برای نان قهوه ای و سفید گفت. 4- آشامیدن: تنها خوراکی ها نیستند که اهمیت دارند بلکه آشامیدن نیز بسیار مهم می باشد. بر اساس نوع گروه خون کودکتان شیر یا شیر سویا، می تواند میان وعده خوبی باشد ولی اگر شیر دوست ندارید آب را انتخاب کنید. از نوشیدنی های گاز دار و آب میوه های آماده دوری کنید. 5- ناهار خود را متعادل نگه دارید: وقتی از وعده غذایی متعادل صحبت می شود به این معنا است که میزان کمی ار تمامی مواد مغذی در آن وجود داشته باشد. به عنوان مثال یک وعده غذایی متعادل شامل: غلات، میوه، سبزیجات، گوشت، پروتئین، لبنیات و پنیر است. سعی کنید تا برای فرزند خود و همچنین در خانه این روال را رعایت کنید.  6- مخلوط کنید: آیا شما هر روز یک نوع ناهار را میل می کنید؟! اگر هر روز هات داگ میل می کنید زمان آن رسیده تا این عادت را ترک کنید. بهتر است تا روال خُورد و خوراک خود را تغییر دهید. استفاده از غذاهای متنوع به بدن این اجازه را می دهد تا مواد معدنی بیشتری را جذب کند.  7- از ساندویچ های آماده دوری کنید: در بیشتر مدارس اسنک هایی آماده می کنند. آب نبات ها و نوشابه های گاز دار نیز در بوفه موجود می باشند. مشکلی ندارد اگر از این مواد گاهی استفاده شود ولی نباشد آن ها را به عنوان وعده غذایی محسوب کنید. 8- تمیز کردن بشقاب: بدلیل این که ناهار زمان شلوغی است و ممکن است زمان داده شده برای ناهار نیز کم باشد. پس سعی کنید به زبان بدن خود گوش دهید و اگر سیر شدید ولی هنوز در بشقاب شما غذا باقی مانده است نگران نباشید بهتر است تا به اندازه بخورید تا این که حتماً بشقاب خود را تمیز کنید. بهترین روش کشیدن کم غذا در بشقاب می باشد. 9- به روش خود وفادار باشید: زمان ناهار می تواند مانند باغ وحش شوند! پس به فرزند خود بیاموزید تا تحت تاثیر این جَو قرار نگیرد. به فرزند خود بگویید تا همان نکاتی را که در منزل هنگام صرف غذا رعایت می کند باید در مدرسه نیز رعایت کند. مانند: جویدن با دهان بسته، صحبت نکردن هنگام جویدن. غذای دیگران را مسخره نکند و مؤدب باشد و غذا را به خوبی بجود. 10- خندیدن هنگام نوشیدن: حتماً به فرزند خود گوش زد کنید تا هنگامی که دوستانش آشامیدنی می نوشند حرفی خنده دار نگوید! 
نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان سزارین در ایران؛ عارضه شهرنشینی؟ 47 نکته مهم در خصوص بازی و اسباب بازی 42 جمله ای که باید برای فرزندانمان تکرار نماییم کودکان و خشونت

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

چگونه با مرگ حیوان خانگی مان کنار بیائیم

اکثر ما، کسانی که حیوانات خانگی نگهداری می نماییم نسبت به آنان احساس عمیق و نزدیک عضوی از خانواده بودن را داریم. این احساس شامل بیش از 90% کلیه کسانی است که در دنیا حیوانات خانگی از جمله سگ و گربه نگهداری می نمایند. اما نکته بد این احساس اینست که متاسفانه این حیوانات طول عمر کمتری نسبت به انسان دارند و مرگ آنان میتواند مانند مرگ یک عضو خانواده اثرات روحی جبران ناپذیری بر صاحب حیوان و خانواده بگذارد. حیوانات خانگی ما منبع سرشار عشق بدون چشمداشت و صادقانه به ما می باشند. عشقی که بندرت از دیگر انسانها بما ابراز می گردد. و همین عشق و شوری که از بعد از مرگ این حیوانات دوست داشتنی از زندگی ما میرود باعث ایجاد یک خلا روحی بهمراه احساس غم و اندوه بی پایانی میشود که متاسفانه از سوی دوستان و آشنایان بصورت کامل درک نمی گردد. برای صاحبان حیوانات خانگی از دست دادن حیوان یک حادثه تلخ در زندگی بشمار می رود. بعد از مرگ حیوان، احساس اندوه ناشی از این واقعه میتواند به افسردگی و بی انگیزگی نسبت به زندگی دچار شویم. برای عبور از این بحران روحی باید راهکار و استراتژی داشت. دکتر آلن ولفرت کارشناس و نویسنده کتاب وقتی حیوانتان میمیرد؛ چگونه ناراحتی خود را ابراز داریم و بیادش آوریم راهکارهای زیر را پیشنهاد میدهد. مراسمی برای او یک مراسم یا گردآمدن اعضای خانواده و دوستانتان که خاطراتی با حیوانتان داشته اند میتواند بشما کمک نماید تا احساس خود را بیان ننمایید و از جمع شدن غم از دست دادن وی با شنیدن خاطرات و بازگو نمودن آنان با دوستانتان بکاهید. این راه زیبایی برای گفتن خداحافظ آخر به دوست با وفای زندگی شما ست. یک مرخصی کوتاه بگیرید درست است که در کشور ما درخواست مرخصی بدلیل اینکه فرضا سگتان مرده موجبات خنده همکارانتان خواهد شد اما شما میتوانید از مرخصی ماهانه خود استفاده نموده یک مسافرت کوتاه یکی دو روزه بشمال بروید تا بتوانید توازن از دست رفته خود را مقداری بهبود بخشید. بدوستان نزدیک خود اعتماد نمایید دو سوم کسسانی که دوست شما هستند جملات بی ربطی خواهند گفت که حال و روز شما را بجای اینکه بهتر نماید بدتر نیز خواهد نمود مانند این جملات: خوب حالا یکی دیگه میگیری، بهتر که دیگه وقتتو نمی گیره چطور بیشتر از این می تونستی نگهش داری. سعی نمایید با دوستانی در آن لحظه ارتباط برقرار نمایید که موقعیت شما را درک می نمایند یا قبلا در موقعیت شما بوده اند. مراقب وضع کلی خود باشید اینگونه ناراحتی ها ممکن است باعث کم شدن اشتهای شما شود و با پایین آمدن میزان انرژی بدن شما، ضربه پذیری در مقابل انواع بیماریها و ویروسها بالا میرود. سعی نمایید بر خود کنترل بیشتری داشته باشید و با خوردن بموقع غذا و میوجات بدن خود را تقویت نمایید. حتما بمقدار کافی بخوابید و خود را برای اتفاق افتاده ملامت ننمایید. کمی صبر نمایید با دیدن سگها و گربه های دوستان و آشنایان شما وسوسه خواهید شد که یک تجربه جدید شروع نمایید. بهتر است اینکار را تا موقعی که مطمئن شدید کاملا آماده این تجربه هستید  و هیچگونه مقایسه ای با حیوان دیگری که داشته اید بوجود نخواهید آوردبعقب بیندازید، بنظر دکتر ولفرت شش ماه تا یکسال باید بخودتان زمان برای عبور از فقدان قبلی و آمادگی برای یک تجربه جدید را بدهید.

سه رازی که دست مردان را رو می کند

درک مردها و داشتن تعامل بهتر با آنها مستلزم دانستن 3 راز بزرگ درباره ویژگی‌های مغزی- احساسی آنهاست؛ این 3 راز همان‌هایی هستند که باعث می‌شوند فکر کنیم مردها موجودات پیچیده‌ای هستند اما اشتباه نکنید ! راز شماره یک چرا مردها احساس می‌كنند همیشه باید حق با آنها باشد؟ به منظور درك این معما در مورد مردان باید به شرایط تعلیم و تربیت آنها در دوران كودكی نگاهی بیندازیم. مردها اینگونه آموزش دیده‌اند كه باید دنیای بیرون را تحت كنترل كامل خود داشته باشند و همیشه به موفقیت دست پیدا كنند و در عوض به دنیای درونی خود كه شامل افكار و احساساتشان است، كمتر توجه نشان بدهند. به پسربچه‌های كوچك گفته شده كه ارزش آنها به كارهایی است كه انجام می‌دهند و همچنین به موفقیت‌هایی است كه به آنها دست پیدا می‌كنند. مثلا به آنها گفته‌اند كه تو مرد این خونه‌ای و باید به مادرت در همه‌ کارها کمک کنی.   بر همین اساس پسربچه‌ها به این نتیجه می‌رسند برای اینكه پسرهای خوبی باشند باید كارها را درست انجام دهند. نكته مهم: مردها غالبا به سختی می‌توانند بگویند متاسفم. معذرت‌خواهی از طرف آنها به این معناست كه كار اشتباهی كرده‌اند و اینكه خیلی بد هستند. راه‌حل چیست؟ 1-از به كار بردن الفاظ و عباراتی كه باعث احساس بی‌كفایتی در نامزد یا همسرتان می‌شود، خودداری كنید، او را سرزنش و محكوم نكنید، با دیگران مقایسه‌اش نكنید، صرفا احساسات خود را بیان كنید و حتما بگویید به او اعتماد دارید. این را بدانید كه مردها واقعا به تعریف و تمجید شما احتیاج دارند. راز شماره دو چرا مردها وقتی زن‌ها احساساتی برخورد می‌كنند عصبانی می‌شوند؟ بسیاری از متخصصان چنین توضیح می‌دهند كه مردها به این دلیل در مواجهه با برخورد احساسی زن‌ها واكنش منفی نشان می‌دهند كه با احساسات آسیب‌پذیر خودشان راحت نیستند. بخشی از مشكلات میان مردان و زنان از همین ناحیه نشات می‌گیرد. موقعیتی که حتما تجربه کرده‌اید آیا تا به حال برایتان پیش آمده كه فقط نیاز داشته باشید همسرتان كمی دلداریتان بدهد و دوست‌تان بدارد در عوض او برای شما یك سخنرانی ترتیب داده و به شما امر و نهی كند؟ آیا تا به حال برایتان پیش آمده، احساسات‌تان را با نامزد یا همسرتان در میان بگذارید اما او شما را متهم كند كه بیش از حد احساساتی هستید و در نهایت به شما بگوید:« به همه چیز واكنش نشون میدی. اگه این قدر احساساتی نبودی، شاید می‌توانستیم كمی با هم آرامش داشته باشیم. دیگه نمی‌خوام به این مزخرفات و چرت و پرت‌ها گوش بدم.» مردان خود را مسئول درد و رنجتان می‌دانند و چنانچه نتوانند ناراحتی‌تان را برطرف كنند، احساس گناه خواهند كرد. راه‌حل چیست؟ 1-وقتی ناراحت هستید به همسرتان دقیقا بگویید كه از او چه خواسته‌ای دارید. این كار، شما را از ساعت‌ها وقت تلف كردن، سوءتفاهم، جنگ و جدل، مشاجره، یأس و سرخوردگی نجات می‌دهد. مثلا به او بگویید فقط برای درددل با او حرف می‌زنید و نمی‌خواهید سرزنش بشنوید. 2-هنگامی كه ناراحت هستید، اغراق نكنید و ناراحتی‌تان را از آنچه كه واقعا هست بزرگ‌تر جلوه ندهید. مردها همواره به معنای لغوی كلماتی كه به كار می‌برید، توجه می‌كنند. آیا تا به حال برایتان پیش آمده كه بخواهید احساسات خود را با همسرتان در میان بگذارید و او سعی كند كه یا با عجله شما را از آن احساس بیرون كشیده یا اینكه كاری كند تا دست از آن بردارید؟ شما فقط می‌خواهید كمی گریه كنید ولی او طوری برخورد می‌كند، انگار شما دچار یك بیماری عصبی یا روانی شده‌اید. مردها غالبا احساساتی برخورد كردن زن‌ها را با حالت هیستریك اشتباه می‌گیرند و فرض را بر این می‌گذارند كه وضعیت روحی‌تان خراب‌تر از آن است كه تصورش را می‌كنید. راز شماره سه آیا مردها در مقایسه با زن‌ها اهمیت كمتری به عشق و روابط می‌دهند؟ مردها هویت خود را بیشتر از ناحیه شغل و موفقیت‌هایشان تعریف می‌كنند، در حالی كه زن‌ها هویتشان را صرفا بر اساس روابط خود بیان می‌كنند. موضوع این نیست كه به شما عشق نمی‌ورزد یا اینكه به شما احتیاج ندارد، حتی موضوع این نیست كه شغلش را بیش از شما دوست دارد. مطلب تنها این است كه شغلش تاثیر درگیرانه‌تری بر احساس رشد شخصی و اعتمادبه نفس او دارد تا رابطه‌اش با شما. شده احساس کنید كه رابطه برای شما مهم‌تر است تا شوهرتان؟ تا حالا شده‌ است وقتی كه از سر كار به خانه برمی‌گردید برای دیدنش لحظه‌شماری کنید اما وقتی به خونه می‌رسد، به نظر نیاید كه آن‌قدرها هم هیجان‌زده باشد یا اینكه همیشه كارهای خاصی برای نامزد یا شوهرتان انجام می‌دهید. مثلا به مناسبت‌های ویژه برایش كارت پستال می‌فرستید. برای بعضی شب‌ها و مناسبت‌های به‌خصوص از قبل برنامه‌ریزی می‌كنید و... حتی ممکن است بارها از خودتان پرسیده‌ باشید که «او هم به همین اندازه كه من دوستش دارم. دوستم داره، چرا همین كارها را برای من انجام نمی‌ده؟ تفاوت زن‌ها و مردها؛ این فرق‌ها را بدانید تفاوت در ارزشیابی :  ارزشیابی ما زنان  با ارزشیابی‌های مردها متفاوت است. ما زن‌ها صرف‌نظر از اینكه تا چه حد در شغل خود موفق هستیم، مادامی كه زندگی احساسی خوبی نداشته باشیم، احساس خوبی نسبت به خودمان نخواهیم داشت. برای یك زن صمیمیت و نزدیكی با همسرش، آرامش و راحتی است.
جرج کلونی برای اوباما پول جمع می کند! پازل 32 هزار قطعه ای خلیج فارس؛ گرم و آرامبخش دنیل بروینگ/ Daniel Browing سامسونگ انتقام شکست‌ نوت ۷ را می‌گیرد؟

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی

پس این سوپر خانمها چگونه بین موفقیت شغلی و خوشبختی زندگی خصوصی خود تعادل ایجاد می نمایند؟ بررسی رفتاری انجام شده نشان می دهد احساس قدرت اعتماد بنفس را بالا میبرد. همچنین احساس قدرت باعث صداقت بیشتر شخص با خود میگردد. وقتی قدرتمندید کمتر خود را برای جلب توجه دیگران به زحمت می اندازید  همینطور هم نظر دیگران راجع به شما میزان اهمیت کمتری خواهد داشت. اگر در این زندگی شما رئیس هئیت مدیره یک شرکت چند ملیتی یا یک هنرپیشه معروف نخواهید شد مشکلی نیست. قدرتی که به این صورت بشما داده شده باشد بهمین صورت هم از شما برداشته خواهد شد. بنابراین بهتر است این شش مورد را در زندگی خود لحاظ نمایید تا بتوانید منبع قدرت خود باشید. محل زندگی و کار خود را مرتب نگه دارید. اگر میز شما مانند کمد پرفسور بالتازار است بهتر است کمی وقت صرف مرتب نمودن آن بنمایید. شلوغی و نامرتبی باعث ایجاد استرس و خستگی میشود که این شلوغی و بی برنامگی دقیقا برخلاف جهت کسب قدرت است. از اتاق خواب خود شروع نمایید و سعی کنید همه چیز را در جای خود قرار دهید سپس منزل و محل کار خود را نیز بهمین صورت مرتب نمایید. بر چیزی که در حیطه کنترل شماست تمرکز نمایید. اگر شما در میان صدها کاری که از شما درخواست انجامش وجود دارد غرق شده اید، 5 دقیق بخود آنتراکت بدهید و درباره برنامه ای که دوست دارید در آخر هفته انجام دهید فکر نمایید. این چیزی است که بروی آن کنترل دارید نه! همین حس موقعی که بکار خود برمیگردید بشما کمک می نماید تا بر اوضاع کاری خود مسلط تر شوید. شما برنامه ریزی نمایید. همیشه بین دوستان آخرین کسی بوده اید که بشما برنامه بعدی جمع شدن را خبر می داده اند؟ هیچوقت شما پیشنهادی  نداده اید و زحمت چند تلفن را نکشیده اید؟ سعی کنید خود و دوستانتان را با برنامه ریزی برای آخر هفته دور همی سورپرایز نمایید. قدرت برنامه ریزی و هماهنگی همراه با ایده نو برای یک برنامه دسته جمعی بشما حس قدرت و اعتماد بنفس خوبی میدهد این حس در احساس رضایتمندی شما از زندگی کمک می نماید. بلند حرف بزنید حرف خود را با صدای بلند بزنید. القای قدرت کمی تنرین و زحمت نیاز دارد. حتی در مواقعی که در جمع همکاران راجه به مسایل غیر کاری صحبت می نمایید بهتر است با صدای بلند حرف خود را بزنید. شنیدن صدای بلند کسی باعث القای حس اعتماد بنفس صحبت کننده نزد شنوندگان میشود. بنابراین حتی اگر از چیزی مطمئن نیستید نظر خود را با صدای بلند بگوش شنوندگانتان برسانید. بر نظر خود پافشاری کنید بخصوص در روابط عاطفی خود بهتر است کمی بر نظر خود پافشاری نمایید ولی سعی نمایید همیشه گوینده حرف آخر نباشید. در نظرسنجی های انجام شده کسانی که میتوانند حرف خود را در اککثر مواقع به کرسی بنشانند معمولا انسانهای خوشبختری هستند. سعی نمایید با ایده ها و پیشنهادهای بهتر شوهر یا رئیستان را غافلگیر نمایید. احساس مسئولیت نمایید هنگتمی که چیزی درست کار نمیکند چه در روابط چه در کار همیشه مقصر طرف مقابل نیست. شما نیز در ساختن و رشد یک رابطه همانقدر مسول هستید که دیگری بنابراین بجای اینکه سعی نمایید دایم در آرزوی این باشید که کاش اینطور میشد و نمیشد بهتر است در فکر بهبود کاری باشید که توان انجام آنرا دارید.: تغییر خودتان
حرف هایی که در محیط کار نباید گفت ... یه مَرده، یه مرد کیک ها را من نقاشی می کنم روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول دختران آتش

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

گیاهخواری، همه چیز خواری و باورهای رایج

گیاه‌خواری نه تنها نوعی رژیم غذایی، بلکه نوعی سبک زندگی است که این روزها گرایش به طیف‌های مختلف آن بیش از پیش گسترش یافته و افراد زیادی به دنبال تغییر رژیم غذایی و سبک زندگی خود هستند. با توجه تحقیقات گسترده‌‎ای که درباره مزایا و معایب رژیم‌های همه‌چیزخواری و گیاه‌خواری صورت گرفته، به نظر می‌رسد رژیم‌های گیاه‌خواری را با درنظر گرفتن اصول سلامت، می توان به عنوان سبک زندگی مناسبی برای تمام عمر در نظر گرفت. به دلیل وجود مقادیر زیاد فیبر، ویتامین‌های C و E، پتاسیم، منیزیم و همچنین چربی‌های غیراشباع (که گفته می‌شود باعث بروز بیماری‌های قلبی-عروقی نمی‌شوند) در گیاهان، گیاه‌خواری فواید بسیاری دارد. گیاه‌خواران عموما لاغرتر هستند و چربی و قند خون پایین‌تری به نسبت همه چیزخواران دارند. با این وجود، به علت عدم مصرف محصولات حیوانی، بخصوص در گیاه‌خوارانی که از هیچ فراورده حیوانی مثل تخم مرغ یا لبنیات استفاده نمی‌کنند، احتمال کمبود ویتامین های B12 و D، آهن، روی، کلسیم و آمینواسیدهای ضروری افزایش می‌یابد و گیاهخواران را نیازمند مصرف مکمل برای جبران این نیازها می‌کند. گرچه رژیم‌های گیاه‌خواری با رعایت اصول درست تغذیه می‌توانند روش مناسبی برای اغلب افراد در سنین مختلف باشند، اما در توضیح و تبلیغ رژیم‌های گیاه‌خواری، باورهای نادرستی نیز رواج یافته است. برخی از متداولترین این باورها عبارتند از: اجتناب از گوشتخواری به خودی خود باعث سلامت می‌شود: بسیاری بر این باورند که غذاهای گیاهی سالم هستند و فرآورده‌های حیوانی ناسالم. براساس تعریف شورای عالی امنیت غذایی اروپا (EUFICC) تغذیه سالم تنها بخاطر نوع رژیم غذایی گیاه‌خواری و همه چیزخواری نیست، بلکه به نوع مواد غذایی و طرز پخت آن نیز بستگی دارد. به عنوان مثال غذای گیاهی حاوی شکر بسیار که در روغن فراوان طبخ شده باشد، غذایی ناسالم است اما غذایی گوشتی عاری از چربی و شیرینی اضافی که به صورت آبپز یا کبابی آماده شده، غذایی سالم محسوب می‌شود. براساس مطالعات صورت گرفته، گیاه‌خوارانی که مقادیر زیادی کربوهیدرات، شکر و چربی مصرف می‌کنند، سود کمتری از رژیم گیاه‌خواری می‌برند و ممکن است در معرض بیماری‌های گوناگون قرار بگیرند. گوشتخواری باعث بروز بیماری‌های قلبی_عروقی، سرطان‌های گوناگون و کاهش عمر می‌شود: در سال‌های اخیر مطالعاتی صورت گرفته که نشان می‌دهد خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی و انواع سرطان در گیاه‌خواران کمتر از همه‌چیزخواران است. همچنین گفته شده که طول عمر گیاه‌خواران بیشتر از همه‌چیزخواران است. اما آنچه عامل اصلی این تفاوت‌هاست مصرف گوشت یا محصولات جانوری نیست بلکه مصرف بالای چربی‌های اشباع، کلسترول، غذاهای ناسالم و فرآوری شده و از همه مهمتر سبک زندگی امروزی، یعنی کم شدن فعالیت بدنی است به عقیده بسیاری از محققان، غذاهای گوشتی اگر با چربی کمتر و بصورت مناسب پخته شوند، نقش چندانی در بالابردن خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی و سرطان های گوناگون ندارند. البته در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد، برخی تحقیقات نشان می‌دهند مصرف زیاد محصولات حیوانی خطر برخی سرطان‌ها را افزایش می‌دهد در مقابل عده‌ای معتقدند که شواهد کافی حتی در مورد مضر بودن چربی اشباع وجود ندارد و اصولا هر نوع چربی طبیعی سالم است و فقط چربی مصنوعی (چربی ترانس یا روغن جامد) مضر است. در مجموع بسیاری از محققان بر این عقیده‌اند که دلیل اصلی کاهش انواع بیماری‌های مزمن در گیاه‌خواران، صرفا گیاه‌خواری و پرهیز از محصولات گوشتی نیست، بلکه به این علت است که معمولا کسانی که سبک زندگی گیاه‌خواری را برمی‌گزینند نگرش متفاوتی به زندگی و سلامت دارند؛ به تغذیه خود بیشتر توجه می‌کنند، بیشتر ورزش می‌کنند و بیشتراز الکل و سیگار پرهیز می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهند که ضرر رژیم‌های همه‌چیزخواری بیشتر به علت مصرف مواد مضر از قبیل چربی‌های اشباع و کلسترول است نه بخاطر خود گوشت و محصولات حیوانی. پروتئین‌های حیوانی برای سلامت انسان مضر هستند: مطالعات نشان می‌دهند که مصرف هر دو نوع پروتئین گیاهی و حیوانی برای بدن انسان لازم و مفید است. مصرف درست و به اندازه پروتئین حیوانی همانند پروتئین گیاهی موجب کاهش وزن، بهبود سلامت ماهیچه‌ها و استخوان‌ها، کاهش فشار خون و دیابت می شود. انسان‌ از ابتدا گیاه‌خوار بوده است: آناتومی بدن انسان از جمله شکل آرواره‌ها و سیستم گوارشی شبیه به جانوران همه‌چیزخوار است. مطالعات نشان می‌دهند که اجداد انسان امروزی همه‌چیزخوار بوده و از تمام محصولات غذایی؛ گوشت، دانه‌های روغنی، میوه و سبزیجات استفاده می‌کرده است. یکی از دلایل رشد مغز انسان به نسبت سایر پستانداران از جمله نخستی‌ها، به عنوان نزدیک‌ترین راسته جانوری به انسان، مصرف مواد غذایی سرشار از پروتئین بوده است. انسان می‌تواند همانند سایر پستانداران گیاه‌خوار، پروتئین و ویتامین‌های لازم را از گیاهان بدست آورد: این باور بیشتر میان کسانی رواج دارد که از هرگونه محصول حیوانی مانند لبنیات و تخم‌مرغ پرهیز می‌کنند اما واقعیت این است که دستگاه گوارش انسان با دستگاه گوارش پستانداران گیاه‌خوار کاملا متفاوت است. حیوانات گیاه‌خوار لوله گوارش طولانی‌تری از همه چیزخواران و گوشتخواران دارند و قادر هستند سلولز (ماده اصلی دیواره سلول گیاهی) را هضم کنند. به عنوان مثال گاوها دارای باکتری‌های هوازی در دستگاه گوارش خود هستند که با آزادکردن آنزیم های خاصی می‌توانند فیبرهای گیاهی را بشکنند و از پروتئین، کربوهیدرات و موادمعدنی آن استفاده کنند. دستگاه گوارش انسان برخلاف این قبیل جانداران قادر به شکستن سلولز نیست، در نتیجه نمی‌تواند پروتئین و اسیدهای آمینه لازم را تنها با خوردن گیاهان بدست آورد و نیاز به سایر محصولات از جمله فرآورده‌های حیوانی دارد. گیاه‌خواری می‌تواند تمامی ریزمغذی‌ها (ویتامین ها و مواد معدنی) را تامین کند: برخی از طرفداران گیاه‌خواری چنین عقیده‌ای دارند. تحقیقات نشان می‌دهند که گیاه‌خواران بیشتر دچار کمبود ویتامین B12 ، ویتامین D، آهن، روی و مس هستند و برای دریافت این ریزمغذی ها نیازمند مصرف مکمل هستند. گیاه‌خواری می‌تواند باعث نجات کره زمین و محیط زیست از گرمایش و فرسایش شود: براساس تحقیقات انجام شده کاهش گوشتخواری می‌تواند تا حد قابل توجهی جلوی گرمایش و فرسایش منابع کره زمین را بگیرد. رشد بی‌رویه مصرف گوشت در دهه‌های اخیر موجب گسترش تولید صنعتی مواد گوشتی شده که علاوه بر گرم کردن کره زمین فشار بی‌اندازه‌ای به منابع حیاتی کره زمین مثل آب وارد می‌کند. اما اگر تولید صنعتی مواد غذایی برای سیر کردن جمعیت هفت میلیارد نفری جهان با ملاحظات زیست‌محیطی همراه نباشد مشکل حل نمی‌شود.کشاورزی غیر اصولی استفاده وسیع از آفت‌کش‌ها و کودهای صنعتی، سیستم آبیاری اشتباه و عوامل دیگر هم نقش زیادی در آسیب زدن به منابع کره زمین دارند. سی تا پنجاه درصد محصولات غذایی پیش از آنکه به دست مصرف کننده برسند، در سیر برداشت، بسته بندی، حمل و نقل، نگهداری و همچنین فروش از بین می‌روند که خود اتلاف جبران ناپذیر منابع ارزشمند محیط زیست است. به این اضافه کنید اسراف عظیم محصولات غذایی را بپس از این که به دست مصرف‌کننده می‌رسند. در نتیجه، کاهش مصرف محصولات حیوانی در حفاظت از کره زمین و محیط زیست موثر است اما با وجود نقائص فاحش در کشاورزی، توزیع مواد غذایی و همچنین الگوی نامناسب مصرف مواد غذایی، روند گرمایش و فرسایش کره زمین پا برجا خواهد ماند. از سوی دیگر، به فرض گیاه‌خوار شدن تمامی ساکنان زمین، باید محصولات حیوانی را با گیاهی جایگزین کرد که خود این هم خاک و آب و منابع کره زمین و زیستگاه‌هایی جانوری را معرض خطر قرار می‌دهد. بنابراین با اینکه کاهش مصرف گوشت هم برای سلامتی هم برای حفظ کره زمین سودمند است، توقف گوشتخواری عملی‌ترین راه ممکن برای حفظ محیط زیست زمین نیست، بلکه نظام کشاورزی هم باید متحول شود. در نهایت نکته اصلی این است که با رعایت اصول تغذیه سالم، هردو رژیم همه‌چیزخواری و گیاه‌خواری می‌توانند متضمن سلامت و عمر طولانی برای افراد باشند و بهتر است در باره رژیم غذایی مناسب با پزشک و متخصص هم مشورت شود. افزایش مصرف سبزیجات، میوه، حبوبات و مغزدانه‌ها و همچنین کاهش مصرف گوشت و چربی‌های اشباع شاید بهترین روش تغذیه برای همه چیزخواران باشد. همچنین مصرف متناسب مواد غذایی گیاهی مختلف و متنوع، ضامن سلامت کسانی است که گیاه‌خواری را به عنوان سبک زندگی خود در پیش گرفته‌اند. تعادل و توازن در مصرف مواد غذایی و پرهیز از مواد مضر مانند چربی اشباع شده و قند و همچنین ورزش می‌تواند سلامت و عمر طولانی را برای افراد با رژیم‌های غذایی گوناگون به ارمغان بیاورد.

سه کاری که در مواقع عصبانیت باید انجام دهید

همگی ما تجربه های تلخی از زمانهایی که عصبانی شده ایم و عواقب کارهایی که در عصبانیت انجام داده ایم داشته ایم. مطمئنا آنها بهترین تصمصمات زندگی ما نبوده اند. احساسات بخودی خود چیز بدی نیستند، بخودی خود چیز خوبی هم نیستند، کاری که بر اساس آن انجام می دهید یا عاقبت خوبی برایتان دارد یا عاقبت بدی! چکار می توانیم انجام دهیم که بعد از اینکه عصبانیت مان فروکش نمود حسرت گذشته را نخوریم؟ 1-      هرگز در موقع عصبانیت یا سرخوردگی تصمیم نگیرید این توصیه احتمالا زیاد بگوش شما خورده که وقتی عصبانیت تصمیمی نگیر، معمولا وقتی عصبانیت ما فروکش نمود از تصمیماتی که در آن حال گرفته شده است پشیمان می شویم و اکثر مواقع راه بازگشتی نیست. بهترین راه اینست که در زمان اوج عصبانیت قدمی بعقب برداریم و اوضاع را از زاویه بهتری بررسی نماییم. زمانی می توان تصمیمهای مهم زندگی را گرفت که میزان احساسات در سطح پائینی باشدو مغز بتواند در بهترین شرایط راهکاری را بشما پیشنهاد دهد. وقتی عصبانیت شما فروکش نمود بهتر میتواند درک نمایید بهترین راه کار یا فرصت شما در آن شرایط چیست؟ 2-      نگاهتان به تصویر بزرگتر از وقایع باشد مواقعی که پس از سعی و تلاش فراوان برای بهتر نمودن اوضاع ناگهان با یک حرف طرف مقابل بجوش می آیید و با عصبانیت کنترل نشده خود همه آنچه را در طی این مدت به زحمت بدست آورده اید را از بین می برید اگر در این مراحل عصبانیت بشما غالب گردد شما کنترل نه تنها بر خود بلکه به اداره امور را از دست خواهید داد و باعث خواهید شد همه آنچه بافته بودید از بین برود. هدف چیزی است که نباید در امواج خروشان عصبانیت شما غرق گردد، شما باید مطمئن شوید که آنچه انجام می دهید در راه آنچه از روابطتان می خواهید می باشد. 3-      نتیجه محور باشید یکی از راههای تنظیم بهتر اوضاع بیاد اوری کارها و فداکاریهایی است که تاکنون برای بهبود شرایط و رسیدن به این نقطه از خود نشان داده اید. بعنوان مثال زمانی که برایساختن آینده شغلی خود در شرکت گذاشته اید  و اینکه این همه زحمت و زمان چگونه ممکن است در یک آن از بین برود؛ آیا ارزشش را دارد؟ یک انتخاب ناصحیح رفتار و گفتار و پنج دقیقه عصبانیت حتی بحق میتواند آنچه را در بیست سال ساخته اید در عرض پنج دقیقه بباد دهد.
13 اشتباه قبل از خواب که باعث بیخوابی میشوند صاحبان "ذائقه ماجراجو"‌ از زندگی لذت می‌برند بیایید آدم های متمدنی باشیم ده دلیل اصلی خیانت در زندگی زناشوئی آقایان بخوانند!

آداب و رسوم

حاجی فیروز

با نزدیک شدن نوروز در کوچه و خیابان ها کم کم سر و کله حاجی فیروز ها پیدا می شود. گفته می شود حاجی فیروز یا حاجی پیروز منادی سنتی نوروز است . این مرد شاد با سر و صورت تیره و لباس های قرمزرنگ برای ما ایرانیان از دوست داشتنی ترین چهره های سنتی مان است.

مردان شمشیر به دست

اگر هم به ژاپن سفر نکرده اید حتماً با سینمایش آشنایی دارید یا لااقل چند فیلم با محوریت سامورایی ها را از همین تلویزیون خودمان مشاهده کرده اید. آیا پس از تماشای این نوع فیلم ها در پایان هیج سوالی در ذهنتان جرقه نزده است؟ آیا هرگز پیرامون آداب و رسوم و رفتار و خلقیات سامورایی ها کنجکاو نشده اید؟ سامورایی ها که ریشه در گذشته های فرهنگ اصیل ژاپنی دارند آدابی بسیار سخت گیرانه را رعایت می کردند .آدابی که مروری ولو کوتاه بر بعضی از آنها به ما نشان می دهد چرا امروزه مردمان سرزمین آفتاب تابان تا بدین پایه سخت کوش و البته موفق هستند؟ یک سامورایی به اعلی درجه ممکن به استاد خودش احترام می گذارد. پیش از او نه قدم به جایی می گذارد، نه دست به غذایی می برد و نه هیچ کار دیگر. اما این یک احترام ساده نیست، یک قانون غیر قابل تغییر است. جالب اینکه بدانید اگر یک سامورایی سهواً قانونی را رعایت نکند خودش برای شخص خود عقوبت هایی بسیار خشن و سختگیرانه در نظر می گیرد. یک سامورایی حتی اگر به چیزی غیر معمول متعهد شود باید آنرا انجام دهد زیرا در غیر این صورت او را فردی بی اعتبار می دانند و در مکتب سامورایی، عاقبت بی اعتباری، سال ها کنج عزلت گزینی و دل از زندگی بر کندن است چنانکه تمام سال های زندگی فرد رسماً تباه می شود و هیچ آینده ای پیش رویش نخواهد بود. لابد شما هم لفظ هاراگیری را شنیده اید. این اصطلاح از فرهنگ سامورایی ها می آید. یک مرگ خودخواسته در به انجام نرساندن درست ماموریت یا اشتباهی که باعث خسران به مجموعه شود. یک سامورایی هرگاه در چنین موقعیتی قرار گیرد شمشیرش را تا نیمه درون شکم خود فرو می برد ، دو زانو می نشیند و منتظر می ماند تا بمیرد؛ اشتباه مساوی مرگ. دیگر حالا شاید برای ما قابل درک باشد چرا بر فرض نخست وزیر ژاپن برای حادثه ای همچون سقوط هواپیما استعفا می دهد.
تصویرهایی از «کریسمس» آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟ طالع بینی چینی برای سال 2014

سفر و تفریح

ایران زیبای ما (قسمت دوم)

در مطلب قبلی درباره زیبایی های کمتر شناخته شده ایران چهار نقطه دیدنی و مناسب برای تعطیلات عید را بررسی کردیم در ادامه همان مطلب چهار نقطه دیگر از ایران زیبای ما را با هم مرور می نماییم. چشمه علی شهر ری - استان تهران چشمه‌علی یک از نقاط باستانی، دیدنی و تفریحی شهر ری به شمار می‌رود که در جنوب تهران  و شمال شهر ری، منطقه بیست شهری تهران قرار دارد. این چشمه در همسایگی ابن بابویه برج طغرل ،دژ رشکان و در زیر باروی ری واقع شده است. چشمه‌علی از میان صخره‌اى بزرگ خارج شده و به سوى جنوب و سپس جنوب شرق جاری است. نام باستانی این چشمه سورینى بوده است كه احتمالا منسوب به دودمانی بزرگ در دوره اشکانیان و ساسانیان است. بعدها به نام امام اول شیعیان حضرت علی به چشمه على معروف شد. قدمت چشمه علی به حدود ۸۰۰۰ سال پیش بر می‌گردد، زمانی که نخستین اجتماع در کنار چشمه‌ای دایمی واقع بربالای تپه‌ای گرد آمدند. در گذشته فرش فروش‌ها و مردم تهران قالیچه های خود را با این عقیده که در آب این چشمه خاصیتی است که فرش را خوب تمیز و رنگ روشن‌تر و پر جلاتر می‌سازد، در آب چشمه علی می‌شستند. نخستین نشانه‌های تمدن در چشمه علی، که شامل تپه باستانی، برج و باروهای قدیمی ری و چشمه زیرزمینی است، مربوط به تولید سفالینه هایی رنگ با نقش‌های سیاه و قهوه ای سیر و تصاویری که بر آن نقش شده می‌باشد. این محل درهزاره سوم پیش از میلاد ناگهان متروک شد و دوباره ازهزاره دوم مسکونی و آباد گشت. آثاری از عهد پارتها حصار معبد آناهیتا متعلق به آغاز عصر مسیحی، ساسانیان و اسلام تا عهد تیموریان نیز در این محل به دست آمده است. به استناد روایت‌های مختلف مادر زرتشت نیز در این مکان متولد شده است. درباره آب چشمه گفته می‌شود که از جاجرود و قیطریه تأمین می‌شود و پس از گذر از راه‌های زیرزمینی، از دل تپه می‌جوشد. این چشمه از چندین لحاظ اهمیت دارد. هم به دلیل تبدیل شدن آن به منطقه‌ای تفریحی و ایجاد پارک و فضای سبز در کنار آن و هم به دلیل وجود چند اثر باستانی در نزدیکی آن. دیوار قدیمی شهر ری با نام  باروی ری دقیقا در بالای چشمه قرار داشته و کتیبه فتحعلی شاه قاجار نیز بر دیواره این چشمه حک شده‌است. چغازنبیل در استان خوزستان چُغازَنبیل نیایشگاهی باستانی‌است که در زمان ایلام عیلامی ها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. چغازنبیل بخش به‌جامانده از شهردوراونتش است. این سازه در ۱۹۷۹ اولین اثر تاریخی از ایران بود که در فهرست میراث جهانی یونسکو جای‌گرفت. جامعه بین المللی برای آن ارزش استثنائی و جهانی قایل است. چغازنبیل در جنوب غربی ایران، در استان خوزستان و در شهرستان شوش واقع شده‌است. این سازه در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش و ۳۵ کیلومتری غرب شهر باستانی شوشتر واقع است، اما به دلیل واقع شدن در غرب رودخانه دز، مرز این دو شهرستان، در تقسیمات کشوری جز شهرستان شوش محسوب می‌گردد. این بنا در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه‌است. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش حدود ۱۲۵۰ پ. م. ، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده‌است. و در حمله سپاه خونریزآشور بانیپال به همراه تمدن ایلامی ویران گردید. سده‌های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن  فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده‌است. بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده‌است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده‌است. زیربنای چغازنبیل یک مربع ۱۱۰ متر در ۱۱۰ متر است. یعنی دو برابر یک زمین فوتبال. شهرمیرزاد در استان سمنان شَهمیرزاد از شهرهای شهرستان مهدیشهر در استان سمنان است. این شهر از نظر گردشگری و کشاورزی دارای اهمیت می‌باشد. شهمیرزاد در ۶ کیلومتری شمال شهر مهدی شهر سنگسر واقع شده‌است. شهمیرزاد از سال ۱۳۳۱ دارای شهرداری است. هوای آن نسبت به سمنان که گرم و خشک است معتدل‌تر و از لحاظ پوشش گیاهی بسیار سبز و خرم‌تر است . همچنین نسبت به شهر همسایه اش مهدیشهر معمولا حدود ۲ درجه خنک تر است. شهمیرزاد دارای بزرگ‌ترین باغ گردوی جهان (با تایید فائو می‌باشد که مساحت آن حدود ۷۵۰ هکتار است .مهمترین ویژگی گونه های گردوی شهمیرزاد به تایید پروفسور ژرمن فرانسوی، خوشه ای بودن آن است که با مشخصه درصد چربی بالا، چوب سخت و خوش نقش و رکورد وزن دانه گردو (25گرم) ذخیره گاه منحصر به فرد و احتمالا قدیمترین زیستگاه گردوی جهان است. شهر شهمیرزاد دارای مناظر و کوههای بسیار زیبا، پوشش گیاهی و تنوع جانوری بسیار کم نظیری میباشد، به طوری که در تمام فصول سال از سراسر کشور مهمانان را به خود جذب مینماید. درگذشته این شهر جزیی ازمناطق هزارجریب طبرستان بوده‌است و نام‌هایی از قبیل سامار و شامار و شهمارفریم را داشته‌است و طبق کتاب سربداران از آبادترین شهرهای قدیم طبرستان بوده‌است . در تاریخ معاصر شهمیرزاد، پیش و پس از ارتقا به شهر زیر نظر فرمانداری نظامی سنگسر ،مهدیشهر، بوده است . درختان کهنسال با بیش از ۱۰۰۰ سال سن نشانه تاریخ کهن این شهر میباشد . در جلسهٔ هیئت وزیران در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ که در سمنان برگزار شد، این شهر به استناد مادهٔ ۸ قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، به‌عنوان شهر نمونهٔ گردشگری بین المللی تعیین شد. ارگ گوگد در استان اصفهان ارگ گوگد،یکی از بناهای قدیمی و دیدنی شهرستان گلپایگان در استان اصفهان می باشد. این ارگ در پنج کیلومتری جاده گلپایگان به تهران و در شهری به نام گوگد (از شهرهای حومه گلپایگان واقع شده است. این بنا یکی از بزرگترین بناهای خشت و گلی ایران می‌باشد که به شماره ۲۵۷۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. تاریخ ساخت آن به حدود چهارصد سال پیش باز می گردد و تنها سند مکتوبی که از این بنا موجود است متعلق به حدود یکصد و چهل سال پیش می‌باشد که نشان می دهد نصف بنای ارگ  علیخان بختیاری به عنوان مهریه به همسرش واگذار کرده است. یکی دژ برآمد ز راه نخست ز رزم آوران نام آن را بجست شنید این سخن نام دژ گوگد است در او ایمن از هرچه دیو و دد است

سنندج، شهر هزار تپه

می‌خواهیم برایتان از دومین شهر بزرگ کرد نشین ایران بگوییم. جایی با تاریخ چند صد ساله. قدیمی‌ها به آن "سنه‌دژ" می‌گفتند. سال 2007 بود که سازمان جهانی توریسم، لقب شهر هزار تپه را بر آن گذاشت. اتفاقی که باعث شد این شهر دومین شهر لقب‌دار ایران شود.
ابیانه، تاریخ سرخ ایران مرگ هامون ده کلانشھر گران آفریقا کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی در سفر، سبک مثل پر