1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

سالها پیش وقتی كد 325  دانشگاه سراسری جلوی نامم در روزنامه منتشر شد، می دانستم به نقطه عطفی در زندگی ام رسیده ام. از قبل می دانستم كد 325 نام كدام رشته تحصیلی است؛ علوم ارتباطات شاخه روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی.

آن شب تا صبح نخوابیدم از خوشحالی. برای منی كه از رشته تجربی به عشق روزنامه نگاری تغییر رشته داده بودم، دیدن نام رشته مورد علاقه ام كافی بود تا صبح خواب از چشمانم دور بماند.

از همان زمان سرنوشتم تغییر كرد. تا سال قبل از آن برای راه یافتن در رشته های پزشكی زیست شناسی و فیزیك و شیمی می خواندم که ناگهان با تاسیس این رشته در دانشگاه علامه دری به روی آینده ام باز شد. یادم هست از همان زمان دیگر نتوانستم درس بخوانم. دو سه روزی درباره رشته تازه تحقیق كردم و بعد از آن بود كه دیگر فیزیك و شیمی و زیست شناسی جای خود را به آمار و فلسفه و تاریخ و جغرافی داد. خیلی بكوب درس نخواندم اما چون هدفمند مطالعه می كردم خوب پیش می رفت. رتبه 349 كنكور سراسری دستمزد درس خواندن چند ماهه ام بود.

سالهای دانشگاه سالهای درس بود و بحث و فعالیت های دانشجویی. از جامعه شناسی و مردم شناسی خواندیم تا آمار و روش تحقیق. از اقتصاد گرفته تا فلسفه و كامپیوتر. سال پایانی درس، مصادف با انتخابات 76 بود و آغاز دوره اصلاحات. دوره ای كه بعد ها به خاطر تعداد زیاد نشریاتی كه منتشر می شد به "بهار مطبوعات" معروف شد. ما هم نیروی تازه نفس این میدان بودیم. هرچند كه از 30 نفری كه سال 72 وارد این رشته شدیم فقط 5 یا 6 نفر وارد مطبوعات شدند و كمتر از آن الان همچنان این حرفه را ادامه می دهند. بیشتر هم كلاسی های من جذب روابط عمومی ها شدند كه هم امنیت شغلی داشت و هم پول. اما برای كسانی كه عاشق هیجان بودند كار در روابط عمومی یعنی مرگ تدریجی.

روزنامه نگاری حرفه عجیبی است، كسی كه آلوده اش شود دیگر نمی تواند آن را ترك كند.

روزنامه نگارها هم آدم های عجیبی هستند؛ جمع تضادها. در عین حالی كه عاشق هیجان و جنجال هستند اما هر كدام خلوتی دارند كه كسی بدان راه ندارد. شاید بگویید این خلوت را همه دارند اما برای روزنامه نگارها این خلوت عمیق تر و ساكت تر است.

نوشتن و مطالعه ركن اصلی این حرفه است. داشتن روابط عمومی خوب كمك بزرگی است برای كسانی كه می خواهند در این حرفه پیشرفت كنند.

روزنامه نگاران افراد آگاه و تیزبین جامعه هستند. برای هر مساله دنبال پشت پرده آن هم می گردند. هر معضلی را از چند وجه مورد بررسی قرار می دهند. به قول معروف می بینند آنچه كه مردم عادی نمی توانند ببینند. البته این تیزبینی گاهی به مذاق خیلی ها خوش نمی آید و می شود آنچه تا حالا شده است.

در تمام این سالهایی كه كار كرده ام بارها روزنامه دچار توقیف شده است. صبح از خانه كه خارج می شدم روزنامه نگار بودم و شب که برگشته ام بیكار. و گاهی این بیكاری ماهها طول كشیده است اما در تمام این سالها هیچ گاه تصمیم به عوض كردن شغلم نگرفته ام. بیكاری های فصلی باعث شده مطالعه بیشتری داشته باشم تا برای كار و روزنامه بعدی آماده تر حاضر شوم.

روزنامه نگاری سكون نمی شناسد. شاید فقط در این شغل باشد كه هر روزت با روز قبل متفاوت باشد و هر روز نكته جدیدی بیاموزی.

دانستن اخبار ایران و جهان و تحلیل آن قدرتی به تو می دهد كه شاید دیگران باید برای یادگیری آن مدتها وقت صرف كنند و درس ها بخوانند.

روزنامه نگاری شغلی است كه زمان ندارد. نمی توانی برنامه مشخصی بگذاری چراكه شاید در آخرین لحظه اتفاقی بیفتد كه تو مجبور باشی گزارش آن را كار كنی.

یادم می آید شبی كه برج های دو قلوی آمریكا فرو نشست عروسی دعوت داشتم و در آخرین لحظه هایی كه می خواستم روزنامه را به قصد خانه ترك كنم خبر آمد و تنها ساعتها بعد بود كه یادم آمد باید به مجلسی می رفتم.

یكی از ویژگی های این حرفه آن است كه هیچ روز تعطیلی در خانه نیستی مگر تعطیلات عید. تمام جمعه ها، همه عاشوراها، همه سیزده به درها. خلاصه هر روزی كه فردایش روزنامه در بیاید تو باید سر كار باشی و هر روز كه فردایش تعطیل رسمی است روز تعطیلی توست. این نكته ای است كه برای خیلی از روزنامه نگارها مساله ساز می شود به خصوص خانم هایی كه همسران شان روزنامه نگار نیستند. اما برای بقیه شاید این جزو محسنات حرفه ما باشد. همین كه غروب جمعه در خانه نباشیم غنیمت است.

در طول تمام این سالها ودر بحبوحه تمام ناملایمات كه كم هم نبوده این سوال را از خود پرسیده ام كه اگر یك بار دیگر برگردم به عقب آیا همین حرفه را انتخاب می كنم یا نه؟

و هر بار جواب سوالم مثبت است.

دیدگاه‌ها  

0 # شهرزاد 1390-06-19 17:51
وای چه شغل هیجان انگیزی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-19 18:27
man roozname negario kheili doos daram albatte fard roozname negar bayad kheili( creative) bashe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # asal 1390-06-19 23:41
man ashe shoglaye hayajan angizam az shoglaye sakeno poshte mizi aslan khosham nemiyad.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سحر 1390-06-20 19:01
این شغل خیلی هیجان انگیزه ولی هیچ امنیتی نداره. واقعا وقتی یه روزنامه بسته می شه اونایی که خانواده دارن باید چکار کنن؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 19:16
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # soroor 1390-07-01 20:55
خوش به حالتون!من دارم ریاضیات میخونم ولی همیشه عاشق روزنامه نگاری بودم و هستم.چه کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # silvia 1390-12-01 10:52
roozname negari tu iran aslan khub nist. bayad berid kharej az iran
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

برای کودکان تان لالایی بخوانید

برای آنکه مادر خوبی باشید لازم نیست صدایتان شبیه خواننده های حرفه ای باشد. ولی لازم است حتما برای کودک تان لالایی بخوانید.

تعداد کودکان و نوجوانان مبتلا به چاقی 'ده برابر شده است'

شمار کودکان و نوجوانان مبتلا به چاقی در جهان طی چهل سال گذشته ده برابر شده است. سازمان بهداشت جهانی وابسته به سازمان ملل متحده در گزارش خود که روز چهارشنبه، ۱۹ مهر (۱۱ اکتبر) منتشر کرده افزوده است که آمار کودکان و نوجوانان مبتلا به چاقی در کشورهای دارای درآمد سرانه کم و متوسط با سرعت بیشتری افزایش می‌یابد و این موضوع به خصوص در مورد کشورهای آسیایی مصداق بیشتری دارد. در مقابل، نرخ رشد موارد چاقی این گروه سنی در ایالات متحده و کشورهای آمریکایی شمالی و اروپایی و سایر کشورهای ثروتمند جهان کمابیش تثبیت شده هر چند "هنوز هم به میزان غیرقابل قبولی بالاست." گزارش اخیر سازمان بهداشت جهانی با همکاری امپریال کالج دانشگاه لندن تهییه شده و مجید عزتی، از دست اندرکاران تهیه این گزارش به رویترز گفته است که "طی چهل سال گذشته، تعداد کودکان و نوجوانان مبتلا به چاقی در جهان از یازده میلیون به بیش از ۱۲۰ میلیون نفر افزایش یافته است." طبق آمار به دست آمده، در سال ۲۰۱۶ در سطح جهانی ۸ درصد از پسران و ۶ درصد از دختران چاق بودند در حالیکه این رقم در سال ۱۹۷۵ کمتر از یک درصد برای هر دو گروه بود. این آمار همچنین نشان میدهد که علاوه بر کودکان مبتلا به چاقی، در سال گذشته ۲۱۳ میلیون کودک و نوجوان بین ۵ تا ۱۹ سال در جهان دارای اضافه وزن بودند اما نه در حدی که از لحاظ پزشکی چاق محسوب شوند. این آمار بر اساس اندازه‌گیری وزن و قد ۱۲۹ میلیون نفر در کشورهای مختلف تهیه شده است. با توجه به نتیجه این تحقیقات، پژوهشگران خواستار توجه به بیشتر به تغذیه مناسب و سالم کودکان و نوجوانان در خانه و مدرسه و همچنین تشویق آنان به ورزش و فعالیت بدنی بیشتر شده‌اند تا از ظهور نسلی از افراد بالغ جلوگیری شود که به خاطر چاقی در دوره کودکی در معرض ابتلای به امراضی مانند بیماری‌های قلبی، دیابت و سرطان قرار خواهند گرفت. همچنین لازم است مواد غذایی با برچسب‌های واضح شامل مقدار نمک، شکر و چربی به کار رفته در آنها عرضه شود تا مصرف‌کننده بتواند "انتخاب سالم‌تری" داشته باشد. علاوه بر این، مالیات بیشتر و مقررات سختگیرانه‌تر در مورد مواد غذایی غیرسالم نیز توصیه شده است. سازمان بهداشت جهانی یک مالیات ۲۰ درصدی بر نوشابه‌های دارای شکر زیاد را توصیه کرده با این امید که این تدبیر به کاهش مصرف آنها منجر شود. براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، کشورهای آفریقای جنوبی، مصر و مکزیک که چهار دهه پیش دارای آمار اندک کودکان و نوجوانان مبتلا به چاقی بودند اینک در شرایطی قرار گرفته‌اند که بین ۲۰ تا ۲۵ درصد جمعیت آنها در این گروه سنی چاق هستند. این وضعیت کمابیش در کشورهای دیگر در این گروه درآمدی نیز مشاهده شده است. این گزارش همچنین حاکی از آن است که افزایش شمار افراد دارای اضافه وزن به سرعت به افزایش آمار افراد مبتلا به چاقی منجر می‌شود و هرگاه روند فعلی ادامه یابد، تا سال ۲۰۲۲ تعداد کودکان و نوجوانان چاق در جهان از آمار کودکان مبتلا به کم وزنی یعنی ۱۹۲ میلیون نفر پیشی خواهد گرفت. بیشترین آمار چاقی کشورهای کم درآمد در این گروه سنی مربوط به مجمع‌الجزایر پولینزی و میکرونزی در اقیانوس آرام است که در سال گذشته به ۲۵.۴ درصد رسید و پس از آن، کشورهای پردرآمد انگلیسی زبان شامل ایالات متحده، کانادا، استرالیا، نیوزلند، ایرلند و بریتانیا قرار دارند هر چند در این کشورها، این درصد کمابیش ثابت مانده است. بالاترین نرخ چاقی کودکان و نوجوانان در میان کشورهای ثروتمند متعلق به ا یالات متحده است که برای دختران و پسران به ترتیب به ۱۹.۵ و ۲۳.۳ درصد می‌رسد.
بازی و اسباب بازی به لطافت پوست نوزادان " یه لقمه دیگه بخور! " شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد باز هم دروغ گفتی؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

آیا حس همدردی با ما زاده میشود؟

آیا حس همدردی محصول تربیت است یا با انسان زاده می‌شود؟ پژوهش‌گران ژاپنی با انجام سلسله ‌آزمایش‌هایی بر روی شیرخواران به پاسخ‌های شگفت‌انگیزی برای این سئوال رسیده‌اند. حس همدردی در انسان‌ها نسبت به دیگران بسیار زودتر از آنچه که پیش از این تصور می‌شد پا می‌گیرد. این که دقیقا این حس چگونه و کی ایجاد می‌شود هنوز روشن نیست. آنچه که روشن است این است که نوزادان در همان ماه‌های اولیه زندگی خود نسبت به کسی که مورد حمله قرار می‌گیرد و به وضعیت اضطراری می‌افتد حس همدلی پیدا کرده و آن را بروز می‌دهند. یاسوهیرو کاناکوگی (Yasuhiro Kanakogi)، پژوهش‌گر ژاپنی و همکارانش از دانشگاه کیوتو و مدرسه عالی تکنولوژی تویوهاشی می‌گویند، نوزادان ۱۰ ماهه نسبت به کسی که در خطر قرار می‌گیرد حس دلسوزی دارند و این حس را بی آنکه از کلام استفاده کنند نشان می‌دهند. نتایج این پژوهش در مجله تخصصی "پلاس وان" به چاپ رسیده است. تشریح آزمون شیرخوارگان می‌توانند بین اشکال هندسی فرق گذاشته و مقاصد و اهدافی را به آن‌ها نسبت دهند. محققان ژاپنی از همین ویژگی استفاده کرده و به نوزادان مورد آزمایش فیلمی کارتونی نشان دادند تا واکنش آن‌ها را نسبت به خشم و خشونت بررسی کنند. در این فیلم حمله یک توپ آبی به یک تاس زرد مشاهده می‌شد. توپ به سرعت به سمت تاس روانه شد و به آن حمله کرد. بعد از این که نوزادن این فیلم را مشاهده کردند به آن‌ها یک توپ و یک تاس واقعی نشان داده شد. اکثر آن‌ها دست خود را به سمت قربانی یعنی تاس دراز کردند و به توپ توجهی نشان نمی‌دادند. واکنش کودکان بعد از این‌که نقش این اشکال عوض شد نیز باز همان بود. یعنی حتی وقتی که تاس نقش مهاجم را ایفا کرد و توپ نقش قربانی را باز هم کودک طرف قربانی را گرفت و به مهاجم علاقه‌ای نشان نداد. در مراحل بعدی این آزمایش از اشکال بی‌طرفی که در این قضیه نقشی نداشتند نیز استفاده شد. نوزادان یا به قربانی و یا به شیئ  بی‌طرف علاقه نشان می‌دادند. پژوهش‌گران تصور می‌کنند که تمایل نوزادان به قربانی به خاطر ترس آن‌ها از مهاجم نیست بلکه به دلیل همدردی با قربانی به آن دلبستگی پیدا می‌کنند. واکنش به درد دیگران نوزادان به درد دیگران واکنش نشان می‌دهند، مثلا وقتی که بزرگ‌ترها گریه می‌کنند چهره آن‌ها هم حالت گریه به خود می‌گیرد. پژوهش‌هایی که پیش از این انجام شده بود نشان می‌داد که توجه و تمایل واقعی کودکان نسبت به دیگران نخستین بار در ۱۸ ماهگی شکل می‌گیرد. بنا بر این، نخستین واکنش‌های حقیقی دلسوزی و همدلی را می‌توان از دومین سال زندگی مشاهده کرد، یعنی از زمانی که کودک قادر می‌شود بین خود و دیگران فرق قائل شود. اما از سن ۳ سالگی است که کودک شروع به دفاع از دیگران در برابر مهاجم می‌کند. با این حال بررسی جدید نشان می‌دهد که حس همدردی در نوزادان زودتر از این‌ها شروع شده و نوزادان ۱۰ ماهه نه تنها نقش قربانی و مهاجم را درک می‌کنند بلکه به کسانی که در خطر قرار گرفته‌اند نیز علاقه و تمایل نشان می‌دهند. این یافته می‌تواند سنگ‌بنای برنامه‌جامع بعدی در بررسی رفتار ناشی از همدلی قرار گیرد.

چگونه با مرگ حیوان خانگی مان کنار بیائیم

اکثر ما، کسانی که حیوانات خانگی نگهداری می نماییم نسبت به آنان احساس عمیق و نزدیک عضوی از خانواده بودن را داریم. این احساس شامل بیش از 90% کلیه کسانی است که در دنیا حیوانات خانگی از جمله سگ و گربه نگهداری می نمایند. اما نکته بد این احساس اینست که متاسفانه این حیوانات طول عمر کمتری نسبت به انسان دارند و مرگ آنان میتواند مانند مرگ یک عضو خانواده اثرات روحی جبران ناپذیری بر صاحب حیوان و خانواده بگذارد. حیوانات خانگی ما منبع سرشار عشق بدون چشمداشت و صادقانه به ما می باشند. عشقی که بندرت از دیگر انسانها بما ابراز می گردد. و همین عشق و شوری که از بعد از مرگ این حیوانات دوست داشتنی از زندگی ما میرود باعث ایجاد یک خلا روحی بهمراه احساس غم و اندوه بی پایانی میشود که متاسفانه از سوی دوستان و آشنایان بصورت کامل درک نمی گردد. برای صاحبان حیوانات خانگی از دست دادن حیوان یک حادثه تلخ در زندگی بشمار می رود. بعد از مرگ حیوان، احساس اندوه ناشی از این واقعه میتواند به افسردگی و بی انگیزگی نسبت به زندگی دچار شویم. برای عبور از این بحران روحی باید راهکار و استراتژی داشت. دکتر آلن ولفرت کارشناس و نویسنده کتاب وقتی حیوانتان میمیرد؛ چگونه ناراحتی خود را ابراز داریم و بیادش آوریم راهکارهای زیر را پیشنهاد میدهد. مراسمی برای او یک مراسم یا گردآمدن اعضای خانواده و دوستانتان که خاطراتی با حیوانتان داشته اند میتواند بشما کمک نماید تا احساس خود را بیان ننمایید و از جمع شدن غم از دست دادن وی با شنیدن خاطرات و بازگو نمودن آنان با دوستانتان بکاهید. این راه زیبایی برای گفتن خداحافظ آخر به دوست با وفای زندگی شما ست. یک مرخصی کوتاه بگیرید درست است که در کشور ما درخواست مرخصی بدلیل اینکه فرضا سگتان مرده موجبات خنده همکارانتان خواهد شد اما شما میتوانید از مرخصی ماهانه خود استفاده نموده یک مسافرت کوتاه یکی دو روزه بشمال بروید تا بتوانید توازن از دست رفته خود را مقداری بهبود بخشید. بدوستان نزدیک خود اعتماد نمایید دو سوم کسسانی که دوست شما هستند جملات بی ربطی خواهند گفت که حال و روز شما را بجای اینکه بهتر نماید بدتر نیز خواهد نمود مانند این جملات: خوب حالا یکی دیگه میگیری، بهتر که دیگه وقتتو نمی گیره چطور بیشتر از این می تونستی نگهش داری. سعی نمایید با دوستانی در آن لحظه ارتباط برقرار نمایید که موقعیت شما را درک می نمایند یا قبلا در موقعیت شما بوده اند. مراقب وضع کلی خود باشید اینگونه ناراحتی ها ممکن است باعث کم شدن اشتهای شما شود و با پایین آمدن میزان انرژی بدن شما، ضربه پذیری در مقابل انواع بیماریها و ویروسها بالا میرود. سعی نمایید بر خود کنترل بیشتری داشته باشید و با خوردن بموقع غذا و میوجات بدن خود را تقویت نمایید. حتما بمقدار کافی بخوابید و خود را برای اتفاق افتاده ملامت ننمایید. کمی صبر نمایید با دیدن سگها و گربه های دوستان و آشنایان شما وسوسه خواهید شد که یک تجربه جدید شروع نمایید. بهتر است اینکار را تا موقعی که مطمئن شدید کاملا آماده این تجربه هستید  و هیچگونه مقایسه ای با حیوان دیگری که داشته اید بوجود نخواهید آوردبعقب بیندازید، بنظر دکتر ولفرت شش ماه تا یکسال باید بخودتان زمان برای عبور از فقدان قبلی و آمادگی برای یک تجربه جدید را بدهید.
سامسونگ انتقام شکست‌ نوت ۷ را می‌گیرد؟ از لادیزنگار: خواص سنگ ها ژنتیک مادر می تواند پسر همجنسگرا تولید کند! بهترین رستوران جهان آخرین تحقیقات: آگاهی بعد از مرگ ادامه دارد

مطالب تصادفی

حرفه من

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

کیک ها را من نقاشی می کنم

در این مطلب خانم هنرمندی را معرفی می کنیم که به کیک و شیرینی مفهوم جدیدی داده است. سارا ستوده که مدتی بعنوان مدیر هنری یکی از معروف ترین شرکت های تبلیغاتی تهران کار می کرده، یکسال و نیم است حرفه جدیدی را پیشه کرده که بی ارتباط با شغل سابقش نیست.
شغل جدیدی برای زنان زنان پزشکان بهتری هستند آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ حرف هایی که در محیط کار نباید گفت حرفه شیرین من

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

افزایش رضایت از زندگی در سنین بالاتر

این روزها همه در جستجوی دستیابی به شادی هستند. تبِ شاد بودن و آرامش، تقریبا به یک وسواس جهانی تبدیل شده است. بسیاری از تصمیمات و رابطه های مان را با مقدار شادی می سنجیم.  تاکید مداومی که برای دست یافتن به شادی در طی نیم قرن گذشته می شنویم بار بزرگی بر دوش بشر معاصر قرار داده است. بیشتر از همه شاهد رواج این توقع در 30 و 40 ساله ها هستیم و برای همین، بی دلیل نیست که بیشترین مصرف داروهای ضدافسردگی مربوط به این دوران عمر بشر است. ولی از یک دهه اخیر تحقیقات نشان داده است دوره های مختلف سن بشر و تغییرات طبیعی همراه آن در ایجاد شادی فردی موثر هستند.  بالاترین سهم خرسندی را دهه 20 سالگی عمرمان حس می کنیم ولی در سی سالگی و اوائل چهل سالگی به حداقل ممکن می رسد و دوباره به دلایلی از اواسط چهل سالگی، احساس شادی در زندگی افزایش می یابد. پنج دلیل مشخص وجود دارد که بشر از میانسالی به بعد از احساس شادی و آرامش بیشتری می تواند برخوردار گردد. 1- تاثیر زمان معمولا تا اطراف 30 سالگی به دنبال  برنامه ریزی برای آینده مطمئن هستیم و وقتی به نزدیکی های چهل سالگی می رسیم متوجه می شویم  که اولا خیلی از توقعات ما به واقعیت نرسیده است و دوما، آینده ایی که در پیش رو داریم نیز از قد و قامتش کاسته شده است. پس یا ناچاریم ترس و وحشت گریبان ما را بگیرد یا واقعیت کنونی را بپذیریم و برای تطبیق هر چه بهتر، فکرو ذکر مان را معطوف کنیم به گذشته بهتری که داشتیم. با این کار یاد می گیریم به احساس آرامش و رضایتی برسیم که قبلا امکانش نبود. 2 – کنترل هیجان در زندگی وقتی جوان تر هستیم به هیجانات وجود مان میدان می دهیم و از نظر احساسی اوج می گیریم و طبیعتا پایین آمدن از آن مرحله نیز اذیت کننده تر است. ما با گذشت زمان یاد می گیریم که هیجانات مان را کنترل کنیم. در حوالی 50 سالگی یاد می گیریم به یک تعادل نسبی دست بیابیم چون قدر شادی به دست آمده را بیشتر می دانیم و آن را نزد خود ماندگارتر می سازیم. برای همین اوقات آرامش و شادی مان در سنین بالاتر، بیشتر می شود. 3 – قدر دوستی ها را دانستن در دهه اول بزرگسالی، سر مان با آشنایی های جدید و حلقه دوستان در محیط ها و شغل های مختلف، خیلی شلوغ است. ولی در 30 سالگی، وضعیت فرق خواهد کرد. ما دیگر به اندازه سابق وقت برای رفت و آمد اجتماعی نداریم. با افزایش سن، ناگزیریم فرصت های موجود را متمرکز کنیم و با دوستیها و رابطه های به جا مانده با دقت و توجه بیشتری روبرو شویم. ایجاد دوستی های کمتر ولی عمیقتر، برای ما شانس افزایش شادی و خرسندی را فراهم می کند. 4 – ماجراهای زندگی وقایع زندگی شبیه ترافیک جاده ها است. در جوانی، وقایع و ماجراها کمتر است و ترافیکی نیز وجود ندارد. اما مسئولیت ها، آرزوها و هدف هایی که برمی گزینیم در میانسالی به اوج می رسند و جاده زندگی مان به شدت پرترافیک می شود.   به خاطر شلوغی و ترافیک زندگی، به ناگزیر از اتفاقات و وقایع کاسته می شود در ضمن بر اساس تجربیات، یاد می گیریم راحت تر از همیشه، جاده زندگی را حتی اگر شلوغ هم باشد طی کنیم.   5 – افزایش قدرت پیشبینی در طی دهها سال اول بزرگسالی، یزندگی های مختلف را می بینیم و کم کم با افزایش تجربه و تکرار وقایع مشابه، یاد می گیریم مشکلات را قبل از ایجادشان، حدس بزنیم. احساس پیشبینی  وقایع به ما اعتماد به نفس و آمادگی بیشتر برای رویارویی با آنها می دهد و به همان اندازه نیز آرامش، شادی و صلح شخصی نصیب مان می سازد.Jolanta Burke, Senior Lecturer in Psychology, University of East London

زندگی مشترک شاد غیر ممکن نیست

در ارتباط با مسائل زناشویی و ارتباط با همسران کتاب های بسیار زیادی چاپ شده که خود من برای داشتن ارتباطی درست اکثر اونها رو مطالعه کردم و سعی کردم نکات ذکر شده توی این کتاب هارو انجام بدم. اما بعضی از این نکات بسیار ریزند و خود من گاهی به دلیل مشغله های زیاد این نکات را فراموش میکنم. این چند نکته ی مهم که کارآمد هم هستند برای من در ارتباطم تاثیر گذار بود. حالا دلم میخواهد این چند نکته رو برای شما بگویم تا شما هم مثل من دچار مشکل نشوید. مثلا ما خانم ها فکر می کنیم برای آقایون چهره ی زیبا و جذاب مد نظرآقایان هست، اما این را بدانید که کاملا در اشتباهید. عامل اصلی مورد توجه مرد نه زیبایی ظاهری است و نه صورت جذاب؛ بلکه باهوشی و ذکاوت زنان، خوش‌مشربی و شوخ‌طبعی و روح مهربان و لطیف آنهاست. یک مساله ی دیگه که برای ما خانم ها خیلی اهمیت دارد این است که همسرانمان با ماحرف بزنند. مردها صحبت کردن را دوست دارند، ولی گاهی اوقات برای آنکه مبادا همسر خود را آزار بدهند، سعی می‌کنند کمتر حرف بزنند. اتفاقا دنیای درونی آنها بسیار هم جالب است؛ ولی متاسفانه وقتی که شروع به حرف زدن می‌کنند، بلافاصله مورد قضاوت‌ها و حکم‌دادن‌های ما خانم ها  خود قرار می‌گیرند.اگر شما فکر می کنید که مردان احساساتی نیستند باور کنید در اشتباهید. شاید تعجب کنید، ولی مردها بسیار احساساتی‌تر از زنان هستند؛ ممکن است که شما  این مساله را باور نکنید و با خودتان بگویید که همسر من اصلا احساساتش رو بروز نمیدهد .بهتر که به جای اینکه در دلتان به حال خودتان تاسف بخورید اقدام عقلانی انجام بدید.باید آنها را تشویق کنید تا احساسات واقعی خود را بروز دهند. بروز دادن عواطف و احساسات به سلامت و شادمانی آنها نیز کمک بیشتری می‌کند.و این حالتی است که ما خانم ها از اون بسیار لذت میبریم . و این موضوع را قبول کنیم که بله مسائل جنسی برای مردها اهمیت زیادی دارد. یکی از رازهای بزرگ مردان این است که میل و اشتیاق فراوانی به بودن در کنار شریک زندگی‌شان دارند و مسائل جنسی واضح‌ترین راه برای ابراز این میل و اشتیاق است. اما این همه ی دلیل ازدواج و یا کنار شما بودن نیست.این قسمتی از ماجراست که اگر به ظرافت و دقت به آن بپردازید همیشه اوقات آرام و دلنشینی  با همسرتان خواهید داشت.
گوشی های هوشمند رهبران جهان کدام است؟ زنان باردار در تماس به مواد شیمیایی احتیاط کنند حضور بی‌سابقه‌ ایرانی‌ها در تلگرام حسادت زنان را کور می کند بر ناخوشی ها غلبه كنیم

آداب و رسوم

بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران

در آستانه برگزاری جشنواره ملی انار در بادرود استان اصفهان، دوست عزیزمان خانم فریبا کربلایی اخبار برگزاری این جشنواره را برای لادیز فرستاده اند. ضمن تشکر از ایشان، از شما نیز دعوت می کنیم با ارسال مطالب خواندنی از اتفاقاتی که در شهرتان می افتد، آداب و رسوم، غذاهای محلی و...لادیزنگار شهرتان باشید.

آش دندونی

زمانی که اولین نشانه های دندان در آوردن برای یک کودک 4 تا 6 ماهه پدیدار میشود، زمانی که آن مرواریدهای کوچولو که با کلی درد و و گاهی با سرفه برای کوچولوی نازشما پدیدار میشود، زمانی است که آش دندونی را باید برایش بپزید.
عیدی غدیر: اسكناس تا نخورده لای كتاب مردان شمشیر به دست سفره هفت سین از اینجا تا به شیراز ازدواج به سبك هندی

سفر و تفریح

غارنوردی از نوع بورنیک

غار بورنیک و روستای هرنده که در جاده ی تهران - فیروزکوه واقع شده است، بهترین محل برای استراحت و تفریح  خصوصا در این فصل سال به شمار می آید. حتی اگر اهل کوهنوردی و دیدن این غار زیبا نیستید، مشاهده  مناظر دیدنی این روستا را از دست ندهید.

دزدی از هتل

برخی از کسانی که چند شبی را در هتل اقامت می‌کنند، موقع خداحافظی برخی از وسایل اتاق را به رسم "یادگاری" با خود به خانه می‌آورند. بر اساس یک نظرسنجی یک سوم از مسافران از هتل دزدی‌کرده‌اند؛ برخی کمتر، برخی بیشتر. حوله‌های بزرگ و نرم، دمپایی‌های سبک و راحت یا ملحفه‌های سفید و لطیف هتل‌ها برای بسیاری وسوسه‌کننده است و دل کندن از آنها موقع رفتن کار چندان ساده‌ای نیست. برای همین برخی از این اشیا دست آخر موقع ترک هتل، بی سر و صدا سر از چمدان‌های مسافران در می‌آورند. سایت "هتلز دات کام"‌، از سایت‌های مشهور برای رزو هتل، به تازگی یک نظرسنجی را انجام داد که در آن ۸۶۰۰ مسافر از ۲۸ کشور جهان شرکت داشتند. بر اساس این نظر سنجی، دانمارکی‌ها درستکارترین گردشگران به شمار می‌روند. ۸۸ درصد از آنها عنوان کردند که تا به حال هرگز هیچ چیزی از اتاق هتل به سرقت نبرده‌اند. به این ترتیب دانمارکی‌ها به وضوح بالاتر از متوسط جهانی قرار گرفته‌اند زیرا با در نظر گرفتن تمامی ملیت‌های شرکت کننده در این نظرسنجی تنها ۶۵ درصد گفته‌اند که هرگز از اتاق هتل چیزی به سرقت نبرده‌اند. البته وسایل بهداشتی و آرایشی در دستشویی‌ها در این نظرسنجی به حساب گرفته نشده‌اند. از هر چهار آلمانی، یک نفر اعتراف به دزدی از هتل کرده است. در این میان کلمبیایی‌‌ها بدترین تصویر را از این نظر از خود بر جای گذاشته‌اند. بیش از نیمی از کوبایی‌ها اعتراف کرده‌اند که تا کنون یک یا چندین بار وسایل هتل را با خود به خانه‌آورده‌اند و به این ترتیب آخرین جایگاه را در فهرست درستکار بودن به خود اختصاص داده‌اند. کتاب، مجله، ملحفه و حوله بر اساس این نظرسنجی از محبوب‌ترین اشیای هتل در میان تمامی ملیت‌ها بوده‌اند که از چمدان‌ها سر درآورده‌اند. تنها چینی‌ها بوده‌اند که اعتراف کرده‌اند اغلب به وسایل تزئینی اتاق نظیر لامپ، ساعت یا قاب‌های عکس و نقاشی نیز نظر داشته‌اند و آنها را با خود به خانه آورده‌اند. ربد و شامبر‌، بالش، وسایل برقی نظیر اتوهای مسافرتی یا سشوار از جمله "سوغاتی‌های" کلاسیک هستند که مسافران از گذشته تا به حال به "بلند کردن" آنها علاقه نشان می‌دهند. بر اساس این نظرسنجی مسافرانی بوده‌اند که روکش توالت فرنگی و همچنین برس توالت را هم در چمدان جا داده‌اند. شماری دیگر نیز اعتراف کرده‌اند که تکه‌هایی از فرش اتاق را با قیچی بریده و با خود به خانه برده‌اند. نکته قابل توجه در این میان این است که دزدی از اتاق هتل نه تنها از گردشگران بلکه از کسانی که به سفر کاری یا برای شرکت در همایش در هتل اقامت داشته‌اند، سر زده است. و دیگر آنکه این گونه دزدی‌ها هم در هتل‌های پنج ستاره و هم در اقامتگاه‌های ارزان قیمت از "شکارچیان سوغاتی" سر زده است. هتلداران اغلب مجبور به کنار آمدن با غیبت ناگهانی وسایل اتاق هستند، زیرا در عمل هیچ امکانی برای جلوگیری از به سرقت رفتن آنها ندارند. از آنجایی که پیگیری حقوقی این موارد کاری زمان‌بر و نیز هزینه‌بر است، در موارد خاص در شماری از هتل‌ها یک "فهرست سیاه" از اسامی کسانی وجود دارد که سابقه منفی از خود بر جای گذاشته‌اند. این هتل‌ها به "شکارچیان سوغاتی حرفه‌ای" اتاق کرایه نمی‌دهند.   منبع: DWDE
قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان روستای دیدنی " کپ" دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان پاپا نوئل در خیابان آبان تهران چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟