مجله بازرگانی دانشگاه هاروارد مقاله ای را منتشر کرده است از نویسنده دو کتاب پر فروشPeter Bregman که به طرز ساده ولی جذابی یکی از موثرترین روش های تاثیر گذاری در کار گروهی را بیان می کند.
.
در این مقاله به رفتار یکی از مدیران شرکت های بین المللی مالی اشاره می شود که توانسته است به کمک تکنیکی که شرح داده می شود بهترین بازده کاری و هماهنگی را از گروه همکاران به دست آورد. قدرت و تاثیر مدیر فوق به خاطر مرتبه و نفوذش یا قدرت اداری اش نیست. ربط زیادی نیز به هیبت و رفتار برازنده و قدرت سخنوری اش ندارد. حتی به خاطر جاذبه اش برای تشویق و افزایش تمایل همکاری دیگران در شرکت نیست.
.
مدیر فوق  قدرتش در سکوتش نهفته است. او از همه کسانی که در جلسات حرف می زنند کمتر حرف می زند و معمولا از آخرین نفرها است که چیزی می گوید. در بسیاری از جمع ها حتی در مهمانی های دوستانه، خیلی ها هستند که سکوت اختیار می کنند ولی این نوع سکوت نوعی غیبت اجتماعی است. اما روش این مدیر بر اساس انفعال و غایب بودن نیست. در حقیقت او در نوع سکوتی که اختیار می کند، سکوتی که سراپا گوش دادن است، شلوغتر و در معرض دید بیشتر است.
.
به دقت گوش دادن به دیگران اجازه می دهد که حرف ها و ناگفته ها را نیز در بینابین نظرات شان تشخیص داد. تقریبا ثابت شده است که نه تنها بحث و جدل نمی تواند نظر و فکر دیگران را عوض کند بلکه افراد و نظرات دیگر را در پوسته دفاعی و عکس العملی نیز  قرار می دهد.
.
فردی که به دقت به نظرات دیگران گوش می دهد و با حوصله و متانت، حس و نیت شان را تشخیص می دهد می تواند درک خودش از سایر نظرات و افراد را به خوبی تهیه ببیند. مخاطبین دیگر نیز به خاطر بازگویی حرف های خودشان توسط او، سپر دفاعی خود را باز می کنند و با دلبازی تمام به حرف های مدیر فوق گوش می دهند.
.

این اتفاق با هر شگرد و نیت تکنیکی صورت گرفته باشد در عمل به یک جمعبندی مثبت از گفتگو و انتقال اطلاعات و ایده ها در ِجمع ختم می شود. مدیر موفقی که این شیوه را در پیش می گیرد نشان می دهد ذهن تاثیرپذیری دارد و به همین خاطر، کارمندانی که با این مدیر کار می کنند برای ابراز ایده های بیشترو خلاقتر تشویق می شوند.

سکوت، بی دلیل نیست که با خود احترام می آورد چون عمل مشکلی است بخصوص اگر فکر می کنید که نظر و ایده خوبی هم دارید.