1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یادتان می آید چطور گواهینامه گرفتید؟ یک مربی خانم یا آقا در زمانیکه هیچ اطلاعی از ترمز و گاز و کلاچ نداشتید د ر حداقل 10 جلسه به شما پارک دوبل، دور دو فرمان و سنگ چین را یاد داد.

یکی از آن مربیان خانم بهرامی است، که نزدیک به 18 سال است مربی طرح های آموزش و آزمایش است. با گفتگویی که سارا تهرانی با ایشان انجام داده است، همراه شوید.

خانم بهرامی، چطور شد که این شغل را انتخاب کردید؟

من 16 ساله بودم که ازدواج کردم و در 22 سالگی مادر 3 پسر بودم. همسر من در همان سال ها به قصد مهاجرت بارها کشور را ترک کرد و هربار با هزینه های بیشتری که کرده بود و جیب خالی تر بازگشت. یکی از این دفعات هم با اخذ پناهندگی اجتماعی برای همیشه کشور را ترک کرد. در این زمان من مادر جوانی بودم با سه پسر کوچک که بدون همسر و تخصص تنها مانده بود.

نظر خانواده شما در مورد این اتفاق چه بود؟

ابتدا همه امیدوار بوند هسرم برای من و فرزندانش هم به فکر بیفتد اما بعد از مدتی متوجه شدیم شرایط زندگی در سوئد به گونه ای نیست که ما بتوانیم به این زودی ها در کنار هم جمع شویم.

یا از طرف خانواده خود یا همسرتان حمایت می شدید؟

روزگار برای همه دشوار است. آن زمان همه اطرافیان من شرایطی کملبیش یکسان با خودم داشتند. همه بچه دار بودند و خرج و مخارج داشتند. خاطرم هست چند ماهی در منزل عمه بزرگم زندگی می کردم و برادرم ماهیانه کمکی جزیی به من می کرد. تا اینکه یک روز در یک مهمانی این را شنیدم که دیگران می گفتند برادرم دوران سختی دارد که باید در این دوره و زمانه خرج دو خنواده را بدهد. شنیدن همین جمله حال من را دگرگون کرد. تصمیم گرفتم هرطور شده سراغ کاری بروم.

چه کارهایی را تجربه کردید؟

حقیقت این است که ازدواج من در سن پایین و مادر شدنم به من فرصت آموختن هیچ حرفه ای نداده بود. من حتی دیپلمم را پس از مادر شدن گرفتم. بطور کلی 3 پسر بچه چنان زمانی از من می گرفتند که در خودم توان یادگیری یک کار جدید نمی دیدم. بعد از اتفاقاتی که تعریف کردم یک دوره تابلو کوپلن می بافتم اما هیچ کمکی به من نکرد.

فکر آموزش رانندگی از کجا به ذهن تان رسید؟

زمانی که ما جوان بودیم آموزش اجباری نبود و ما در شهرک آزمایش امتحان می دادیم. بنابراین از وجود چنین مهارت و شغلی بی اطلاع بودم. تنها کار مثبت من در آن روزها این بودکه پسر بزرگم را به مدرسه می رساندم و بر می گرداندم. یک روز مادر یکی از بچه ها به من گفت خیلی خوب است که شما رانندگی بلد هستی و میتوانید به دیگران وابسته نباشید و کارهارا خودتان انجام دهید.

بعد این خانم گفت من هم دوست دارم رانندگی یاد بگیرم "اما آقامون راضی نمی شود بروم پیش مرد غریبه" این عین جمله ای بود که آن خانم به من گفت.

اینطور شد که من فکر کردم این کاری است که می توانم انجام دهم.

آیا از کارتان راضی هستید؟

ببینید در ابتدا این کار برای من شغل نبود، تمام چیزی بود که به من معنی چشیدن مجدد طعم استفلال را می داد. دستمزد من کم اما همان بود که من را دوباره روی پاهیام قرار داد. من هر بار که کنار یک هنر جو می نشستم هملان قدر مغرور بودم که یک جراح مغز می توانست به خودش ببالد.

الان چه احساسی دارید؟

احساس سپاس نسبت به این کار و همه هنرجویانی که در تمام این سالها داشتم. من توانستم با این کار هر سه پسرم را به دانشگاه بفرستم و امروز آنها افراد موفقی هتند. امروز در خانواده من کسی هستم که موقع بحران های مالی به کمک دیگران می رسد. من که در یک دوره حتی نم ی توانستم برای فرزندانم تغذیخ مدرسه تهیه کنم، این برای من خیلی مهم و ارزشمند است.

خاطره ای از کارتان دارید؟

هر هنرجو یک داستان دارد. آنها معمولا برای اولین بار با من پشت فرمان می نشینند و عمدتا خیلی هیجان دارند. یکی از هنرجویان من بود که کوچک ترین علاقه ای به رانندگی نداشت و در آن زمان اینطور احساس می کردم که خیلی هم راننده خوبی نمی شود بطوریکه بیش از 8 بار امتحان داد. چند وقت پیش وقتی هنرجو داشتم دیدم همکاری از آموشگاهی دیگر برای مان چراغ می زند. وقتی کنار هم قرار گرفتیم همدیگر را شناختیم. هرگز متوجه نشدم چطور بی استعداد ترین هنرجوی من مربی آموزش رانندگی شده بود.

خانم بهرامی از وقتی که در اختیار ما قرار دادید متشکرم و اگر صحبتی دارید بفرمایید.

من هم از شما ممنونم. من یک صحبتی با خانم ها دارم. شرایط زندگی و شغلی برای اکثر ما خانم ها دشوارتر از آقایان است. اما به این معنی نیست که باید زود تسلیم شویم. خود من به خاطر اجبار و عزت نفسم کار کردم اما امروز فعالیت اجتماعی برای یک زن واجب است و موفقیت او را نشان می دهد. من هنوز هم هنرجویانی دارم که با بچه های بزرگ برای آموزش مراجعه می کنند. هر چند دیر ولی بالاخره خانم ها متوجه اهمیت استقلال خود می شوند.

با امید موفقیت برای شما.

ممنون.

 

عکس ها تزئینی هستند.

دیدگاه‌ها  

0 # sima 1390-09-09 09:46
اینقدر از این راننده ها خوشم میاد. باریکالله خانم. موفق باشید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # هدهد 1390-09-09 16:14
دمت گرم.من عاشق خانم های شیرزنی هستم که روی پای خودشون ایستادن وزندگیشونواداره می کنند.صد آفرین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-12 # غضنفر 1390-09-19 07:45
منم که یک آقا هستم خیلی از این خانمهای مربی رانندگی و شیرزن خوشم می آید خیلی دوست دارم این خانم با ماشین خودم به من آموزش بده و رانندگیمو تقویت کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # زهرا 1391-04-26 22:16
با سلام خوب بود من یکسال نشد ه گواهینامه گرفتم ومی خواهم مربی رانند گی بشم لطفا مرا راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مبین چعفری 1391-05-12 12:53
باسلام مربیان اموزش رانندگی برای امزش ساعتی چقدر میگیرند وایادرهمه جا یکسان است لطفا جوابش را برایم ایمیل نمایید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ساره 1391-06-08 16:30
سلام
من شهریورسال89برای گرفتن گواهینامه اقدام کردم امافکرکنم موقع خوبی نرفته بودم چون تداخل پیداکرده بودباکلاسای دانشگاه وامتحانات پایان ترم وکنکورارشدو...الان وقتم آزاده ومیخوام پیگیری کنم.میخواستم اگه مقدوره یه خط ارتباطی باخانم بهرامی بهم بگیدوراهنماییم کنیدچون مهمه برام ممنون منتظرم.ایمیل روهم که براتون نوشتممنتظر اینم آدرس مبلاگمهwww.agle.blogfa.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سارینا 1391-06-11 18:01
سلام
من 4 ساله گواهینامه گرفتم و الان میخوام پشت فرمون بشینم
میخوام چند جلسه بصورت خصوصی آموزش ببینم
میخواستم ببینم امکانش هست؟
سمت شمال شرق هستم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # mehdi 1391-09-09 22:46
بله بنده هم مربی وهم دبیر هستم و می توانم از شما یک راننده مجرب بسازم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # انتظامی 1391-08-05 21:34
با عرض سلام خدمت کسانی که وارد این سایت شده اندواین مطالب را میخوانند.مربی بودن واقعا کار بسیارسختی است.اکثر مردم فکر میکنند که مربی تو ماشین نشسته و چهار زانو زده و هنرجو رانندگی میکنه.در صورتی که یه مربی منتظر یک دقیقه وقت خالی میگرده تا از اون فشار عصبی خودش رو خالی بکنه.اکثر مربی ها بعد ازچند سال این حرفه رو رها میکنند چون حامی ندارند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سمیه 1391-10-04 11:55
من مربی اموزشگاه هستم ما فقط مشکل ضعیف بودن هنرجو را نداریم مشکل بی قانونی و حرف زور و بی احترامی مدیر وموسس و راهنمایی ورانندگی را هم داریم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بنفشه 1392-06-09 08:25
ضمن سلام و خسته نباشید به همه مربیان رانندگی
خواهش میکنم اگر شماره تماسی از خانم بهرامی مربی رانندگی دارید اطلاع دهید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # زهره 1392-08-19 11:12
واسه گرفتن کارت مربیگری آموزش رانندگی مدارکم رو باید به کجا ارجاع بدم یعنی در خواستم رو کجا ببرم تامرحل بعدی رو بگذرونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # فريبا 1393-01-16 12:37
فريبا با سلام و خسته نباشيد اگر شماره تلفني از خانم بهرامي داريد لطفا در اختيار ايجنانب قرار دهيد با تشكر از شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # zahra 1393-01-16 14:33
دم شما گرم، خسته نباشید.
من گواهینامم رو چند سالی هست که گرفتم ولی پشت فرمون نشستم.شما تو چه محدوده ای کار می کنین؟ می شه باهاتون تماس بگیرم برای آموزش ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # zahra 1393-01-16 14:56
دم شما گرم، خسته نباشید.
من گواهینامم رو چند سالی هست که گرفتم ولی پشت فرمون نشستم.شما تو چه محدوده ای کار می کنین؟ می شه باهاتون تماس بگیرم برای آموزش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # مهشید 1395-07-25 21:29
من یکی از مربیان آموزشگاه رانندگی هستم.ما دوتا مربی خانم در یک شهر کوچک هستیم.ولی متاسفانه مدیر آموزشگاه با اینکه خیلی هنر جو کم هست ویکی از ما مربیها باید بیکار باشیم. یک مربی خانم دیگه میخاد بیاره.بنظر شما این قانونی هستش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حسن ربانی 1395-10-05 13:33
با سلام وخسته نباشید به تمام کسانی که برای امرار معاش خود و خانواده زحمت و سختی میکشندالالخصوص خانم بهرامی وامثال خانم بهرامی ها که تومملکت ودوروبرمون زیادن وبرای بعضیها ناشناخته .مهم پشتکار وهمت این خانوم هست که جای تحسین داره.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مربی 1395-10-26 19:05
کسانی که مربی رانندگی هستن تو اینستاگرام به هم بپوندید
کافیست کلمه های (مربیان آموزشگاه رانندگی) را جستجو کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # علی 1396-01-19 21:09
باسلام
من هشت سال از بهترین روزهای عمر و جوانیم را مربی آموزشگاه رانندگی بودم . بااینکه در خیلی کارهای دیگه مثل جوشکاری ، طراحی ماشین آلات صنعتی ، طراحی وبسایت و نرم افزار ،حسابداری و ... مهارت داشتم ولی سرمایه ای نداشتم ، بصورت موقت وارد اینکار شدم و هرروز تصمیم میگرفتم از این شغل فرار کنم ولی وقتی به بدهی و اقساطم فکر میکردم سعی میکردم با لبخند آموزش بدهم . دراین سالها از بی احترامی مردم ، هنرجویان و مسئولین آموزشگاهها و نیروهای راهنمایی رانندگی و همچنین سختی کار ، از نظر جسمی و روحی و عصبی فشار بسیاری را تحمل کردم که در نتیجه فشار خون و ریزش و سفیدی شدید مو و لرزش دست و مشکلات گوارشی و کبدی به سراغم آمد .
دکتر مراجعه کردم ایشان نتیجه بیماریهای من را استرس زیاد تشخیص دادند و تصمیم گرفتم ماشینم را بفروشم که دیگر نتوانم سر اینکار بروم . باوجود بیکاری و مشکلات بوجود آمده بازهم از تصمیم خودم راضی هستم . مربی بیمه تامین اجتماعی نداره ، حقوق و ساعتکاری مناسب به سختی کارش نداره . توصیه میکنم اگر میخواهید عمر بیشتری داشته باشید اصلا و اصلا سمت این کار نروید .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # زهرا 1396-02-03 20:32
سلام من مربی آموزشگاه هستم ما مربیا باید با همه چی در آموزشگاه بسازیم تحمل کنیم نه بیمه داریم نه مزایای داریم ریس آموزشگاه وقتی هنرجو در مورد مربی بد گوی میکن مربی را بیرون میکند آخه این چه وضعشه که بیای بری مربی بشی وبعد با یه تهقیر از کارت بیکار بشی و نون یکی را ازش بگیرن آخه چرا مملکت ما اینطوریه این چه جور اغداری هستش توسعه میکنم به مدیرای اموزشگاه یکمی توسعه کنن وقتی مربی میگیر به هر بهانه یا دلیلی بیرونش نکن به خدا سخته با یه بد بدبختی بری و بعد بیرونت کنن چرا هروقت که خواستن یه مربیا دعوت به کار میکنن وبعد خودشون بیرونش میکنن خواهش میکنم رسیدگی کنید ما عمرمونا میزاری بابت این کار مجبوریم تحمل کنیم چون کارمونا دوست داریم این درستش نیست بخدا من ناراضیم چرا باید اینطوری باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اعتصام 1396-07-02 11:40
سلام
لطفا شماره تماس خانوم بهرامی رو برام ایمیل کنین.
ممنونم
az.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

من بابانوئل بچه ها هستم

بچگی های مان وقتی می رفتیم  مهمانی و حوصله مان سر می رفت و شروع می کردیم به نق زدن و ساز بریم بریم کوک می کردیم ، صاحب خانه برای این که ما را ساکت کند که بتواند با خانواده مان راحت تر و بیشتر معاشرت کند ، می رفت یک کاغذ درب و داغان و یک مداد بدتر از آن می آورد و می گفت: " یه نقاشی برای خاله بکش ! "

پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟

حتما آدم‌های زیادی را می‌شناسید که پدر و مادرهایشان آنها را متفاوت با خواهر و برادرهایشان تربیت کره‌اند. مثلا آن بچه‌ها محترم‌تر بوده‌اند، پول ترجیبی و هدیه بیشتر گرفته‌اند و … آیا واقعا پدر و مادرها تعمدا بین بچه‌هایشان فرق می‌گذارند؟ این سوال را می‌پرسم چون با من هم چنین رفتاری شده و همچنان هم می‌شود. الان در انتظار فرزند دومم هستم و نگرانم که تولد او چه اثری روی رابطه من با اولی می‌گذارد. اثرات طولانی مدت تبعیض بین بچه‌ها  اثرات تبعیض بین بچه‌ها می‌تواند بسیار عمیق‌تر از آن باشد که فکر می‌کنیم. تحقیقی که با عنوان «تبعیض مادران و اثرات آن بر افسردگی کودکان در بزرگسالی»، انجام شده، نشان داده که خواهر و برادرهایی که مادرشان یکی از آنها را به دیگری ترجیح داده، با احتمال بالاتری، در میانسالی دچار افسردگی می‌شوند. بر اساس این پژوهش که در ژورنال «خانواده و ازدواج» منتشر شده، اثرات تبعیض والدین می‌تواند هر دو کودک را تحت تاثیر قرار دهد. مهم نیست که شما آن بچه محبوب باشید یا نه. رفتار نابرابر اثرات مخربی بر هر دو طرف ماجرا دارد. دکتر کارل پیلمر، مدیر موسسه تحقیقات تفسیری درباره سن، و یکی از نویسندگان این تحقیق، می‌گوید: «آن بچه‌ای که مادرش نسبت به او تبعیض قائل می‌شود ممکن است نسبت به مادرش احساس بدی داشته باشد و آن کودک محبوب هم نسبت به بقیه دچار خشم می‌شود و خشم او، به تبعیض بیشتر از سوی پدر و مادر  دامن می‌زند.» اثرات مثبت تبعیض البته همه اثرات بچه محبوب بودن منفی نیست. گاهی ممکن است که این تبعیض باعث بالارفتن اعتماد به نفس شود. این طور بچه‌ها اغلب با اعتماد به نفس بالایی رشد می‌کنند و این احساس را دارند که می‌توانند هر کاری را انجام دهند. بر اساس یک تحقیق، رییس جمهورهای امریکا از زمان فرانکلین روزولت، همگی بچه محبوب خانواده خود بوده‌اند. خواهر و برادران هری ترومن، در مصاحبه‌ای بعد از دوران ریاست جمهوری او گفته‌اند که مادرشان همه آنها را دوست داشته اما بین او و هری، همیشه رابطه‌ای خاص وجود داشته است. اثرات منفی اما در بلند مدت، ممکن است این بچه محبوب، دچار مشکلات ارتباطی شود. مشکل آنجا شروع می‌شود که انها در می‌یابند که هیچ کس آنها را به اندازه پدر و مادرشان دوست ندارد. دلیل افسردگی آنها هم همین است. اینکه زمان زیادی را صرف می‌کنند تا همان عشقی را که از مادر و پدرشان گرفته بودند، از دیگران هم بگیرند. اما در مقابل بچه کم‌تر محبوب این فرصت را دارد که آنچه را در خانه تجربه نکرده بیرون به دست بیاورد. رنج بچه نامحبوب بودن در کل بچه‌ای که نامحبوب است بیش از همه رنج می‌کشد؛ حتی تا مدت‌ها پس از اینکه خانه را ترک می‌کند و به دنبال زندگی خود می‌رود. این جور بچه‌ها دجار افسردگی می‌شوند و اعتماد به نفس‌شان ضعیف است و نیاز به توجه ویژه دارند. در بسیاری از موارد، روابط خواهر و برادرها دچار خشم‌های ناشی از احساس تبعیض می‌شود. حتی در ۵۰ سالگی، این احساس در آنها وجود دارد که فرزند محبوب نیستند. در یک نمونه، فردی که مادر ۸۰ ساله‌اش هنوز زنده بود، همچنان تبعیض را تجریه می‌کرد چون مادر کهنسالش هنوز وقتی کاری داشت، خواهرش را به او ترجیح می‌داد. دکتر برندا ولینگ، مدیر و پژوهشگر مرکز رشد و توسعه انسان در دانشگاه میشیگان، که تحقیقات وسیعی درباره روابط خواهر و برادرها انجام داده،می‌گوید که اثرات ویرانگر در روابط خواهر و برادرها، اغلب ناشی از تبعیض پدر و مادرهاست: «وقتی بچه‌ای، مجبوری در آن شرایط زندگی کنی. اما وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شوند و خانه را ترک می‌کنند، نمونه‌های زیادی از دوری و گریز خواهر و برادرها از هم دیده می‌شود تا جایی که سال‌ها حتی با هم حرف نمی‌زنند. نکته مهم اینجاست که حتی با پپرتر شدن پدر و مادرها خشم میان خواهر و برادرها لزوما کاهش نمی‌یابد.» تربیت عادلانه بچه‌ها ما کدام کار بد را از قصد انجام می‌دهیم؟ لابد می‌گوییم هیچ کاری را! چون ذهن ما به دنبال توجیه خود است. من شک ندارم پدر و مادرهایی که بین بچه‌ها فرق می‌گذارند، کارمندهایی که از کارشان می دزدند، مقاماتی که اعمال غیراخلاقی انجام می‌دهند، کسانی که در امتحان تقلب می‌کنند، شاگردهایی که توی مدرسه بقیه را آزار می‌دهند و راننده‌هایی که به عقب ماشین دیگر می‌چسبند، همه عواقب کارشان را می‌دانند. تفاوت آدم‌های خطاکار  و آدم‌های درستکار، تنها ناشی از ترکیب خودآگاهی و اراده است، آدم‌های خطاکار ناخودآگاه و بی‌اراده، کارهایی می‌کنند که به ناراحتی‌های بعدی منجر می‌شود. بنابراین وقتی می‌بینید که یکی از بچه‌ها را به آن یکی ترجیح می‌دهید، ممکن است این مساله را در ذهن خودتان عادی فرض کنید اما بادتان باشد که این ترجیح، عواقب عاطفی بزرگی دارد. اما در عین حال همیشه این امکان را دارید که به عقب برگردید به این ترجیح خود توجه کتید و تصمیم بگیرید که زمان ویژه‌ای را به آن بچه‌ که کمتر دوستش دارید اختصاص بدهید تا روابط‌تان بهتر شود. البته این کار آسان نیست. باید صبور باشید، باید در عین خستگی انرژی داشته باشید. برای نزدیک‌تر شدن به آن بچه کمتر محبوب، باید فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که آن بچه‌ در آنها بهتر عمل می‌کند، نمی‌شود بچه‌ای را که از بیس بال متنفر است با وقت گذرانی با پدر و مادر عاشق بیس بال واداشت. هرچه که هست باید برای این رفع این تبعیض تلاش کنید چون این کار هم درست است، هم خوب است. بچه‌های محبوب دچار تبعیض من و همسرم هیچ کدام بچه‌های محبوب پدر و مادرمان نبودیم. در خانواده ما هرکسی بیشتر به چیزی نیاز داشت، بیشتر آن را دریافت می‌کرد. یک بچه توی مدرسه مشکل داشت، یکی پول بیشتر می‌خواست و یکی توجه بیشتر. یاتان باشد که درست است هر کسی باید آن چیزی را لازم دارد بگیرد اما این کار هم عواقبی دارد. هرگز بچه‌ای را که از قوانین پبروی می‌کند و خوش‌رفتار است، نادیده نگیرید. پدر شوهر من، همسرم را یک بچه فوق‌العاده توصیف می‌کند و همیشه می‌گوید تربیت او خیلی از تربیت خواهر و برادرهایش راحت‌تر بوده. با این حال، او زمان بیشتری را با بچه‌های دیگر می‌گذرانده چون آنها همیشه بیشتر به او نیاز داشتند. این مساله باعث ارتباط نزدیک‌تر آنها با هم شده اما همسر من این فرصت را نداشته که به آنها نزدیک شود. به این ترتیب او هم چیزی را از دست داده است. موضوع به همین حساسی است.
سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب برای سوالات جنسی فرزندان تان آماده باشید آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا بازی با کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

خوراکی های خطرناک برای حیوانات خانگی

بسیاری از مواد موجود در آشپزخانه می توانند برای سگ و گربه مضر و خطرناک باشند بنابراین این موارد نباید در تغذیه سگ وگربه استفاده شوند. با این که میزان مسمومیت با این مواد بستگی به نوع ، نژاد ،اندازه حیوان و مقدار خورده شده آن توسط سگ یا گربه دارد.لذا بهتر است حیوان در تمام مواقع از این مواد دور نگه داشته شود. علایم مسمومیت با اکثر این مواد شامل استفراغ، ضعف، بی حالی،بی اشتهایی، بی نظمی در ریتم قلب، کم خونی، کاهش قند خون،حملات تشنجی،نا رسایی بعضی ارگان ها و مرگ حاد می باشند. این سموم شامل: آدامس های جویدنی و شیرین کننده هایی که حاوی زالیتول (xylitol) فندق  چای ، کافیين سودای رژیمی، قرص های لاغری یا چاقی نوشابه های انرژی زا گوجه فرنگی قارچ ماهی خام نوشیدنی های الکلی شیر شکلات، شکلات تیره ، کاکائو پودر پیاز و خود پیاز غذای بچه که حاوی پودر پیاز است سیر هر غذایی که روی آن كپك باشد میوه رازک مایه خمیر نان برگ های سیب زمینی مغز یا هسته خردل ، هلو، گیلاس ،زرد آلو یا سیب انگور کشمش گردو خوردن این مواد در بعضی موارد میتواند به منزله اورژانس به حساب آمده و باید سریعا رسیدگی شوند. در ضمن خواهشمندیم از تجویز نا آگاهانه هر نوع دارو به سگ وگربه پرهیز شود. تجویز داروهای حاوی استامینوفن مثل قرص سرماخوردگی می تواند باعث مسمومیت شدید حیوان و مرگ زجر آور آنها در عرض چند روز شود .  منبع: www.aranvet.com

سه رازی که دست مردان را رو می کند

درک مردها و داشتن تعامل بهتر با آنها مستلزم دانستن 3 راز بزرگ درباره ویژگی‌های مغزی- احساسی آنهاست؛ این 3 راز همان‌هایی هستند که باعث می‌شوند فکر کنیم مردها موجودات پیچیده‌ای هستند اما اشتباه نکنید ! راز شماره یک چرا مردها احساس می‌كنند همیشه باید حق با آنها باشد؟ به منظور درك این معما در مورد مردان باید به شرایط تعلیم و تربیت آنها در دوران كودكی نگاهی بیندازیم. مردها اینگونه آموزش دیده‌اند كه باید دنیای بیرون را تحت كنترل كامل خود داشته باشند و همیشه به موفقیت دست پیدا كنند و در عوض به دنیای درونی خود كه شامل افكار و احساساتشان است، كمتر توجه نشان بدهند. به پسربچه‌های كوچك گفته شده كه ارزش آنها به كارهایی است كه انجام می‌دهند و همچنین به موفقیت‌هایی است كه به آنها دست پیدا می‌كنند. مثلا به آنها گفته‌اند كه تو مرد این خونه‌ای و باید به مادرت در همه‌ کارها کمک کنی.   بر همین اساس پسربچه‌ها به این نتیجه می‌رسند برای اینكه پسرهای خوبی باشند باید كارها را درست انجام دهند. نكته مهم: مردها غالبا به سختی می‌توانند بگویند متاسفم. معذرت‌خواهی از طرف آنها به این معناست كه كار اشتباهی كرده‌اند و اینكه خیلی بد هستند. راه‌حل چیست؟ 1-از به كار بردن الفاظ و عباراتی كه باعث احساس بی‌كفایتی در نامزد یا همسرتان می‌شود، خودداری كنید، او را سرزنش و محكوم نكنید، با دیگران مقایسه‌اش نكنید، صرفا احساسات خود را بیان كنید و حتما بگویید به او اعتماد دارید. این را بدانید كه مردها واقعا به تعریف و تمجید شما احتیاج دارند. راز شماره دو چرا مردها وقتی زن‌ها احساساتی برخورد می‌كنند عصبانی می‌شوند؟ بسیاری از متخصصان چنین توضیح می‌دهند كه مردها به این دلیل در مواجهه با برخورد احساسی زن‌ها واكنش منفی نشان می‌دهند كه با احساسات آسیب‌پذیر خودشان راحت نیستند. بخشی از مشكلات میان مردان و زنان از همین ناحیه نشات می‌گیرد. موقعیتی که حتما تجربه کرده‌اید آیا تا به حال برایتان پیش آمده كه فقط نیاز داشته باشید همسرتان كمی دلداریتان بدهد و دوست‌تان بدارد در عوض او برای شما یك سخنرانی ترتیب داده و به شما امر و نهی كند؟ آیا تا به حال برایتان پیش آمده، احساسات‌تان را با نامزد یا همسرتان در میان بگذارید اما او شما را متهم كند كه بیش از حد احساساتی هستید و در نهایت به شما بگوید:« به همه چیز واكنش نشون میدی. اگه این قدر احساساتی نبودی، شاید می‌توانستیم كمی با هم آرامش داشته باشیم. دیگه نمی‌خوام به این مزخرفات و چرت و پرت‌ها گوش بدم.» مردان خود را مسئول درد و رنجتان می‌دانند و چنانچه نتوانند ناراحتی‌تان را برطرف كنند، احساس گناه خواهند كرد. راه‌حل چیست؟ 1-وقتی ناراحت هستید به همسرتان دقیقا بگویید كه از او چه خواسته‌ای دارید. این كار، شما را از ساعت‌ها وقت تلف كردن، سوءتفاهم، جنگ و جدل، مشاجره، یأس و سرخوردگی نجات می‌دهد. مثلا به او بگویید فقط برای درددل با او حرف می‌زنید و نمی‌خواهید سرزنش بشنوید. 2-هنگامی كه ناراحت هستید، اغراق نكنید و ناراحتی‌تان را از آنچه كه واقعا هست بزرگ‌تر جلوه ندهید. مردها همواره به معنای لغوی كلماتی كه به كار می‌برید، توجه می‌كنند. آیا تا به حال برایتان پیش آمده كه بخواهید احساسات خود را با همسرتان در میان بگذارید و او سعی كند كه یا با عجله شما را از آن احساس بیرون كشیده یا اینكه كاری كند تا دست از آن بردارید؟ شما فقط می‌خواهید كمی گریه كنید ولی او طوری برخورد می‌كند، انگار شما دچار یك بیماری عصبی یا روانی شده‌اید. مردها غالبا احساساتی برخورد كردن زن‌ها را با حالت هیستریك اشتباه می‌گیرند و فرض را بر این می‌گذارند كه وضعیت روحی‌تان خراب‌تر از آن است كه تصورش را می‌كنید. راز شماره سه آیا مردها در مقایسه با زن‌ها اهمیت كمتری به عشق و روابط می‌دهند؟ مردها هویت خود را بیشتر از ناحیه شغل و موفقیت‌هایشان تعریف می‌كنند، در حالی كه زن‌ها هویتشان را صرفا بر اساس روابط خود بیان می‌كنند. موضوع این نیست كه به شما عشق نمی‌ورزد یا اینكه به شما احتیاج ندارد، حتی موضوع این نیست كه شغلش را بیش از شما دوست دارد. مطلب تنها این است كه شغلش تاثیر درگیرانه‌تری بر احساس رشد شخصی و اعتمادبه نفس او دارد تا رابطه‌اش با شما. شده احساس کنید كه رابطه برای شما مهم‌تر است تا شوهرتان؟ تا حالا شده‌ است وقتی كه از سر كار به خانه برمی‌گردید برای دیدنش لحظه‌شماری کنید اما وقتی به خونه می‌رسد، به نظر نیاید كه آن‌قدرها هم هیجان‌زده باشد یا اینكه همیشه كارهای خاصی برای نامزد یا شوهرتان انجام می‌دهید. مثلا به مناسبت‌های ویژه برایش كارت پستال می‌فرستید. برای بعضی شب‌ها و مناسبت‌های به‌خصوص از قبل برنامه‌ریزی می‌كنید و... حتی ممکن است بارها از خودتان پرسیده‌ باشید که «او هم به همین اندازه كه من دوستش دارم. دوستم داره، چرا همین كارها را برای من انجام نمی‌ده؟ تفاوت زن‌ها و مردها؛ این فرق‌ها را بدانید تفاوت در ارزشیابی :  ارزشیابی ما زنان  با ارزشیابی‌های مردها متفاوت است. ما زن‌ها صرف‌نظر از اینكه تا چه حد در شغل خود موفق هستیم، مادامی كه زندگی احساسی خوبی نداشته باشیم، احساس خوبی نسبت به خودمان نخواهیم داشت. برای یك زن صمیمیت و نزدیكی با همسرش، آرامش و راحتی است.
جام‌جهانی آرایشگران: از مدل موی تخیلی تا آرایش مدرن عروس حضرت علی چرا پشت سر مسافر آب می ریزیم؟ ده توصیه زنانه برای تخت خوابی گرمتر بلندترین لباس عروس دنیا

مطالب تصادفی

حرفه من

حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

حتما زمانی که در هتل اقامت دارید این سوال برای تان پیش می آید که زمانی که مهمان ها از اتاق های شان خارج می شوند یا وقتی check out صورت می گیرد چه اتفاقی در اتاق ها صورت می گیرد.

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.
کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی 10 گام تا استخدام دختران تونل توحيد برای مصاحبه شغلی آماده باشید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بهترین روز زندگی من

زندگی ما پر از روزهای معمولی است. در کنار همه روزهای عادی تعداد انگشت شماری هم "...ترین" روزها در زندگی هر یک از ما وجود دارد. در این مطلب با بهترین روزها ی چند نفر آشنا می شوید. بهترین روز برای شما چه روزی بوده است؟

حضور بی‌سابقه‌ ایرانی‌ها در تلگرام

ایرانی‌ها یک‌بار دیگر رکورد زدند؛ باز هم در استفاده از پیام‌رسانی که این روزها کمتر کسی در ایران از آن خبر ندارد؛ تلگرام، افزونه پیام‌رسان تلفن همراه که خیلی زود وارد ایران شد و خیلی زود همه پیام‌رسان‌ها را پشت‌سر گذاشت.   به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند ادامه داد: در نخستین ماه‌هایی که تلگرام را دو برنامه‌نویس روس نوشته بودند و به کشورهای نزدیک می‌فرستادند، شاید خودشان هم فکرش را نمی‌کردند روزی بیاید که نیمی از جمعیت یک کشور پرجمعیت، بیشتر راه‌های ارتباطی قبل را رها کنند و بیشتر ساعت‌های شبانه‌روزشان را بچسبند به پیام‌رسانی که آنها شاید در بازار داغ دیگر پیام‌رسان‌ها، ناامیدانه طراحی‌اش کردند.   حالا بعد از گذشت سه‌سال از طراحی تلگرام، دیگر برادران «دوروف» مطمئن شده‌اند که بازارشان را خلاف همیشه، نه در اروپا و آمریکا که باید در ایران سرمایه‌گذاری کنند؛ آنها حالا به یکی از معروف‌ترین برنامه‌نویسان جهانی تبدیل شده‌اند که نه اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها که ایرانی‌ها معروفشان کردند.   اگر تا همین چند ماه پیش هربار حرف میزان استفاده ایرانی‌ها از تلگرام می‌شد، رقمی در حدود ٢٠‌ میلیون نفر دست‌به‌دست می‌شد، حالا و این‌طور که از سرور مرکزی این نرم‌افزار پیام‌رسان پیداست، این رقم افزایش دوبرابری داشته است. آبان ‌سال گذشته بود که موسسان تلگرام اعلام کردند که از ٦٢‌ میلیون کاربر فعال تلگرام بیش از ٣٨‌ درصد مربوط به کاربران ایرانی است؛ یعنی ٢٣‌ میلیون نفر.   اما حالا و براساس بررسی که «خبرآنلاین» دیروز از این سرور انجام داده، بیش از ٤٥‌ میلیون کاربر ایرانی روی تلگرام وجود دارد. پنج روز قبل از عید نوروز بود که مدیران تلگرام در تازه‌ترین آمار خود اعلام کردند که تعداد کاربران ماهانه فعال این اپلیکیشن پیام‌رسان از مرز ١٠٠‌ میلیون کاربر عبور کرده و روزانه حدود ١٥‌ میلیارد پیام در این سرویس رد و بدل می‌شود. بعد از آن و در هفته گذشته بود که برادران دوروف، موسسان تلگرام اعلام کردند که ٢٠‌ میلیون کاربر ایرانی از تلگرام استفاده می‌کنند.   حالا آن‌طور که آمارهای رسمی سرور مرکزی تلگرام نشان می‌دهد براساس تعداد مراجعات به سرورهای تلگرام، بیش از ٤٥.٨‌ درصد از ترافیک کاربران تلگرام روی سرور اصلی تلگرام یعنی‌ ای‌پی شماره ١٤٩.١٥٤.١٦٧.٩٩ ایرانی‌اند. از طرف دیگر سرور telegram.org که سرور اصلی تلگرام است نشان می‌دهد که این نرم‌افزار در ایران، هفدهمین سایت برتر است و این درحالی است که در‌ سال گذشته، این نرم‌افزار در رده شش‌هزارمین سایت مورد استفاده ایرانی‌ها بود.   از طرف دیگر آمارهای سرور telegram.me که مربوط به ترافیک کانال‌های تلگرام است و از ژوئن‌ سال گذشته فعال‌ شده است، نشان می‌دهد که کاربران ایرانی ٨١‌ درصد از ترافیک کانال‌ها را در اختیار دارند.   ایرانی‌ها شورَش را درآوردند یا خوب شد که تلگرام آمد؟   چندسالی می‌شود که ایرانی‌ها پیام رسانه‌ای تلفن همراه را جایگزین راه‌های قدیمی‌تر ارتباط با هم کرده‌اند؛ اولش وایبر بود و واتس‌اَپ و حالا تلگرام و این درحالی است که وضع در دیگر کشورهای جهان به شکل دیگری است؛ مثلا تعداد صد میلیونی کاربران تلگرام، یک‌دهم اپلیکیشن واتس‌اَپ است؛ واتس‌اَپ با بیش از یک میلیارد کاربر همچنان در صدر اپلیکیشن‌های پیام‌رسان است اما موضوع اینجاست که مدیران تلگرام مدعی‌اند که باوجود ١٠٠‌ میلیون کاربر ماهانه فعال، روزانه ٣٥٠‌ هزار عضو جدید هم به تلگرام اضافه می‌شود که انتظار می‌رود این رقم در ماه‌های آینده باز هم رشد داشته باشد. از طرف دیگر باتوجه به چنداستفاده بودن تلگرام هم پیش‌بینی می‌شود که تعداد کاربران این پیام‌رسان بیشتر از این هم بشود چون در تلگرام کاربران می‌توانند از نسخه‌های دسکتاپ، تلفن همراه و نسخه تبلت آن استفاده کنند.   اما موضوعی که در دو‌ سال گذشته بیشتر از دیگر موضوعات تلگرام را گاهی در صدر اخبار قرار داده، استفاده زیاد ایرانی‌ها از این افزونه پیام‌رسان است. ساخت استیکرهای جنسی، صحبت‌ها درباره فیلترینگ کامل یا فیلترینگ هوشمند آن، اختلال‌های گاه‌به‌گاه استفاده از تلگرام و رایزنی‌های مسئولان تلگرام با مسئولان ایرانی درباره نوع استفاده ایرانی‌ها از آن، از موضوعاتی‌اند که هرچندوقت یک‌بار تلگرام را به یک سوژه خبری تبدیل می‌کند. در همه این مدت اما همیشه چند سوال به جا بوده: چرا ایرانی‌ها دست از سر تلگرام برنمی‌دارند؟ و چرا حالا بیشتر فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی ایرانی‌ها سر از تلگرام درآورده و بیشتر شبانه‌روز ایرانی‌ها را گرفته است؟ در یک‌ سال گذشته و با زیاد شدن هر روزه استفاده کاربران ایرانی از تلگرام، بعضی جامعه‌شناسان و کارشناسان ارتباطات سعی کرده‌اند به این سوال پاسخ دهند؛ محیط ساده و استفاده آسان، رایگان بودن، سرعت بالای تبادل اطلاعات خصوصا عکس و فیلم، وجود گروه‌ها یا کانال‌های خبری، آموزشی، تخصصی، کاری یا سرگرمی متنوع و متعدد و استیکرهای جذاب از دلایلی است که برای پاسخ به این سوال‌ها اعلام می‌شود، اما دلایل اجتماعی و سبک زندگی ایرانی‌ها هم حالا سر از این پاسخ‌ها درآورده‌ است.   خیلی‌ها معتقدند نوع کارکرد رسانه‌های رسمی در ایران، دلیل استقبال گسترده ایرانی‌ها از تلگرام است. «اعظم راورد راد»، استاد ارتباطات دانشگاه تهران یکی از این افراد است. او در گفت‌وگو با «شهروند» می‌گوید که دلیل اصلی استفاده زیاد ایرانی‌ها از تلگرام، وجود نداشتن رسانه‌های جایگزین برای رسانه‌های رسمی است: «این رسانه‌های جایگزین وجود ندارند تا دیدگاه‌های متفاوت به گردش دربیاید. این درحالی است که در تلگرام انواع و اقسام دیدگاه‌های متفاوت رد و بدل می‌شود، چه آنها با دیدگاه‌های رسمی کشور همخوانی داشته باشد چه نه. از طرف دیگر پیام‌های کوتاه و تعیین‌کننده در تلگرام با حجم بالا جریان دارد و آدم‌ها به یک دید کلی همه نگاه‌ها را با هر موضوعی که باب می‌شود، می‌بینند درحالی‌که در رسانه‌های رسمی ما یک یا دو دیدگاه وجود دارد و این امکان وجود دارد.»   به گفته این استاد ارتباطات، سرگرم‌کنندگی، رایگان بودن و جنبه ارتباطی از دیگر دلایل جذابیت تلگرام است.   جامعه‌شناسان دلایل اجتماعی زیادی برای این حجم استفاده ایرانی‌ها از تلگرام دارند؛ نمونه‌اش «اصغر مهاجری»، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران که می‌گوید تفریط در جای دیگر، باعث شده که در استفاده از تلگرام افراط داشته باشیم: «اگر ما استفاده از این امکان و ابزار در ایرانی‌ها را یک موضوع افراطی بدانیم، باید این را هم بدانیم که حتما در جای دیگری در این‌باره تفریط کرده‌ایم. باید از تلگرام ممنون باشیم که بستری را فراهم کرد که پشت صحنه جامعه ما روی صحنه بیاید. پشت صحنه جامعه ما همین است که دیدیم. جای تقدیر دارد. مسئولان به جای این‌که به جلوگیری از آن بپردازند به از بین بردن بسترها و شرایط این موضوع فکر کنند.»   او معتقد است: «براساس تغییرهای جامعه‌شناختی، جامعه ایرانی چندلایه است و مصداق بارز و روشن و مشخصی از روی صحنه و پشت صحنه است. آن چیزی که روی صحنه می‌بینیم واقعیت جامعه ما نیست. ما روی صحنه را بزک کرده‌ایم و مشاهده‌گر فکر می‌کند که این شخصیت واقعی ما است ولی واقعیت ما پشت صحنه است که پنهانش کرده‌ایم. از طرف دیگر تکنولوژی در کشورهای پیشرفته و به‌تبع در سایر جوامع، با سرعت چشمگیری درحال رشد است و قبل از ساخت هرگونه وسایل و امکانات لازم است که ابتدا فرهنگ آن را پدید آورند و سپس وارد جامعه شود؛ پس برای بهره‌برداری بهتر از تکنولوژی باید آموزش‌های لازم را فرا گرفت تا فرهنگ و استفاده از تکنولوژی همزمان پیش برود، این در حالی است که در کشور ما این اتفاق به صورت کامل نمی‌افتد و اکثر اشخاص از دید خود به استفاده از تکنولوژی می‌پردازند.»   مهاجری می‌گوید: «وجود نداشتن سرگرمی‌های واقعی و شاد در ایران، یکی دیگر از دلایل اصلی استفاده ایرانی‌ها از تلگرام است.»   «ناصر قاسم‌زاده»، دبیر انجمن حمایت از سلامت و بهداشت روان جامعه هم در گفت‌وگو با «شهروند» می‌گوید: «موضوع فضای مجازی به‌دلیل پیشرفتی که ما در این حوزه‌ها از نظر نرم‌افزاری و سخت‌افزاری داریم، شرایطی را در جامعه فراهم کرده که بیش از آن‌که استفاده مفید و مناسب از این ظرفیت‌ها انجام شود، استفاده نابجا از آنها داریم. درحالی‌که تلگرام ظرفیت‌های مثبت زیادی دارد. تلگرام به کاربران این امکان را می‌دهد که نام کاربری برای خود تعریف کنند. به واسطه تعریف نام کاربری، همگان به راحتی می‌توانند شما را با جست‌وجو پیدا کنند بدون این‌که نیازی به دانستن شماره شما داشته باشند. این قابلیت تلگرام نوعی احترام به حریم خصوصی و محفوظ ماندن شماره تماس شماست. یک قابلیت جدید هم اخیرا به بخش حریم خصوصی این اپلیکیشن پیام‌رسانی اضافه شده است که به شما امکان می‌دهد خودتان تصمیم بگیرید که چه کسانی شما را به گروه‌ها و کانال‌های تلگرام اضافه کنند.»   به گفته او به این دلیل ایرانی‌ها از تلگرام استفاده زیادی می‌کنند که می‌توانند خودشان را پشت آن پنهان کنند و هرطور که دلشان خواست رفتار کنند: «ما خیلی وقت‌ها و در خیلی از فضاها نمی‌توانیم خودمان را نشان دهیم چون این کار را یاد نگرفته‌ایم ولی حالا ایرانی‌ها با استفاده از این پیام‌رسان‌ها و با ساختن جوک‌ها و متن‌های مختل، هرکس هرکار می‌خواهد می‌کند و همین حس راحتی است که ایرانی‌ها را در صدر استفاده‌کنندگان از نرم‌افزارهایی مانند تلگرام قرار داده است.»
سه کاری که در مواقع عصبانیت باید انجام دهید امروز قراره یه اتفاق خوب برای من بیفته صاحبان "ذائقه ماجراجو"‌ از زندگی لذت می‌برند هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم 9 حرکتی که شور و هیجان را به اتاق خوابتان بر می گرداند

آداب و رسوم

جهیزیه؛ یک رسم بین المللی

این روزها تهیه جهیزیه یكی از مشكلات خانواده هایی است كه فرزند دختر دارند. در كنار خانواده هایی كه جهیزیه های چند صد میلیونی می دهند، هستند كسانی كه دیگر جهیزیه نمی دهند در عوض عروسی های آن چنانی نیز نمی گیرند.

آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان

ایرانیان چهارهزار سال پیش چطور زندگی می كردند؟ آیا همان مسایلی كه برای ایرانیان قرن بیست و یك مهم است برای اجداد ما هم مهم بوده است؟ وقتی اندكی در تاریخ عقب می رویم می بینیم برخی مناسك هیچ گاه تغییر نكرده اند. از جمله آنان مراسم كفن و دفن مردگان است.
هدیه مناسب برای روز ولنتاین چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟ یلدا مبارک ازدواج به سبك هندی شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان

سفر و تفریح

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها

پیشنهادهایی برای آخر هفته

دو روز تعطیلی تان را با حال و هوای فرهنگی می توانید کمی دوست داشتنی تر کنید. به پیشنهادهای لادیز، عمل کنید و مطمئن باشید که پشیمان نخواهید شد. * سینما: فیلم دیدن با لیلا حاتمیبهتر است همین حالا در تماسی با سینما ایران، به تعدادی که می خواهید بلیط برای ساعت 18 تا 20 رزرو کنید تا بتوانید «نارنجی پوش» را در کنار لیلا حاتمی ببنید. قرار است پنجشنبه عصر این بازیگر در کنار مردم به تماشای آخرین فیلم اکران شده اش بنشیند. شما هم با شماره تلفن های 30ـ77641128 تماس بگیرید و با فلیم دیدن با لیلا حاتمی را از دست ندهید. «نارنجی پوش» فیلم آخر داریوش مهرجویی است که حامد بهداد، لیلا حاتمی، میترا حجار، همایون ارشادی، اردشیر رستمی و ... در آن بازی می کنند. * پیشنهاد کتاب: میم و آن دیگراندر این هفته کتابی خواندنی وارد بازار نشر شده است که از دست دادنش واقعا حیف است. آخرین اثر محمود دولت آبادی که مجموعه ای از 33 یادداشت های این نویسنده بزرگ است درباره آدم های بزرگ دیگر. این بار می توانید بزرگانی مثل شاملو، سیمین دانشور، محمدعلی جمالزاده، جلال آل احمد، اکبر رادی، علی اکبر درویشیان، محمدعلی سپانلو، سهراب شهیدثالث، هوشنگ گلشیری و .... این کتاب را نشر چشمه منتشر کرده و 168 صفحه است. قیمت آن هم 5 هزار و 600 تومان است. * پیشنهاد موسیقی: قصه زندگیصبح چهارشنبه، آلبوم حسین خواجه امیری یا همان استاد ایرج خودمان منتشر شده است. این آلبوم به نام «قصه زندگی» است و  در سبک پاپ تهیه شده و از ۸ قطعه با نام‌های «قصه زندگی»، «قسم»، «زنگی بزن»، «غصه نخور عزیزم»، «بی‌تو می‌رم»، «دلخون» و «بگو» تشکیل شده است که تمام قطعات آن توسط بهنام خدارحمی آهنگسازی و تنظیم شده و ترانه‌هایش نیز توسط نسرین سیفی سروده شده است. قیمت این آلبوم 2 هزار تومان است. * پیشنهاد تئاتر: پدرخوانده ناپلینمایش «پدرخوانده ناپلی» این شب ها در سالن شماره یک مجموعه ایرانشهر روی صحنه است. این تئاتر تازه دو سه روز است که اجرایش را شروع کرده. کارگردان این کار بابک محمدی است و مریم سعادت، پرستو گلستانی، نیما پوردهناد، امیر غفارمنش، سیامک حلمی، محمود اکبرشاهی، رضا جهانی، مهدی سلطانی، مجید مشیری، کاظم سیاحی، شیما بخشنده، منصور میرزا بابایی، هایده حائری، محسن دین محمد، کاظم هژیر آزاد، عاطفه معینی، رضا غفارنژاد، ابراهیم ناصری، عباس آقاجانی، نسرین پیش بهار در آن بازی می کنند. مدت اجرای این تئاتر 120 دقیقه است و ساعت 20 هم شروع می شود. * نمایشگاه: هفت نگاهاین روزها پنجمین دوره فروش سال هنرهای تجسمی ایران به نام «هفت نگاه» در فرهنگسراي نياوران در حال برگزاری است. «هفت نگاه» از جمع هفت گالری آریا، الهه، دی، گلستان، والی، هفت ثمر و ماه مهر در سال 1385 تشکیل شده است و در پنجمین دوره برپایی‌اش میزبان 300 هنرمند نقاش و مجسمه ساز است. این نمایشگاه تا پنجم خرداد در دو گالری فرهنگسرای نیاوران ادامه دارد. شما می توانید هر روز از ساعت 11 تا 20، به دیدن و خرید بروید. گران ترین اثر فروش رفته در روز افتتاحیه این نمایشگاه، نقاشیخط آبی فیروزه‌ای علی شیرازی بود که به تازگی با درخشش در کریستی دوازدهم، پدیده این حراج در خاورمیانه لقب گرفت. این نقاشیخط با قیمت 25 میلیون تومان به فروش رسید. * کنسرت: سالار عقیلیاز چهارشنبه شب سالار عقیلی در تالار وحدت کنسرت دارد. شما می توانید برای ساعت 21 جمعه شب، از گیشه تالار وحدت بلیت تهیه کنید و پای صدا و موسیقی سنتی این خواننده بنشینید.
سیزده به در، جشن زیبای طبیعت پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای غارنوردی از نوع بورنیک چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین