1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یادتان می آید چطور گواهینامه گرفتید؟ یک مربی خانم یا آقا در زمانیکه هیچ اطلاعی از ترمز و گاز و کلاچ نداشتید د ر حداقل 10 جلسه به شما پارک دوبل، دور دو فرمان و سنگ چین را یاد داد.

یکی از آن مربیان خانم بهرامی است، که نزدیک به 18 سال است مربی طرح های آموزش و آزمایش است. با گفتگویی که سارا تهرانی با ایشان انجام داده است، همراه شوید.

خانم بهرامی، چطور شد که این شغل را انتخاب کردید؟

من 16 ساله بودم که ازدواج کردم و در 22 سالگی مادر 3 پسر بودم. همسر من در همان سال ها به قصد مهاجرت بارها کشور را ترک کرد و هربار با هزینه های بیشتری که کرده بود و جیب خالی تر بازگشت. یکی از این دفعات هم با اخذ پناهندگی اجتماعی برای همیشه کشور را ترک کرد. در این زمان من مادر جوانی بودم با سه پسر کوچک که بدون همسر و تخصص تنها مانده بود.

نظر خانواده شما در مورد این اتفاق چه بود؟

ابتدا همه امیدوار بوند هسرم برای من و فرزندانش هم به فکر بیفتد اما بعد از مدتی متوجه شدیم شرایط زندگی در سوئد به گونه ای نیست که ما بتوانیم به این زودی ها در کنار هم جمع شویم.

یا از طرف خانواده خود یا همسرتان حمایت می شدید؟

روزگار برای همه دشوار است. آن زمان همه اطرافیان من شرایطی کملبیش یکسان با خودم داشتند. همه بچه دار بودند و خرج و مخارج داشتند. خاطرم هست چند ماهی در منزل عمه بزرگم زندگی می کردم و برادرم ماهیانه کمکی جزیی به من می کرد. تا اینکه یک روز در یک مهمانی این را شنیدم که دیگران می گفتند برادرم دوران سختی دارد که باید در این دوره و زمانه خرج دو خنواده را بدهد. شنیدن همین جمله حال من را دگرگون کرد. تصمیم گرفتم هرطور شده سراغ کاری بروم.

چه کارهایی را تجربه کردید؟

حقیقت این است که ازدواج من در سن پایین و مادر شدنم به من فرصت آموختن هیچ حرفه ای نداده بود. من حتی دیپلمم را پس از مادر شدن گرفتم. بطور کلی 3 پسر بچه چنان زمانی از من می گرفتند که در خودم توان یادگیری یک کار جدید نمی دیدم. بعد از اتفاقاتی که تعریف کردم یک دوره تابلو کوپلن می بافتم اما هیچ کمکی به من نکرد.

فکر آموزش رانندگی از کجا به ذهن تان رسید؟

زمانی که ما جوان بودیم آموزش اجباری نبود و ما در شهرک آزمایش امتحان می دادیم. بنابراین از وجود چنین مهارت و شغلی بی اطلاع بودم. تنها کار مثبت من در آن روزها این بودکه پسر بزرگم را به مدرسه می رساندم و بر می گرداندم. یک روز مادر یکی از بچه ها به من گفت خیلی خوب است که شما رانندگی بلد هستی و میتوانید به دیگران وابسته نباشید و کارهارا خودتان انجام دهید.

بعد این خانم گفت من هم دوست دارم رانندگی یاد بگیرم "اما آقامون راضی نمی شود بروم پیش مرد غریبه" این عین جمله ای بود که آن خانم به من گفت.

اینطور شد که من فکر کردم این کاری است که می توانم انجام دهم.

آیا از کارتان راضی هستید؟

ببینید در ابتدا این کار برای من شغل نبود، تمام چیزی بود که به من معنی چشیدن مجدد طعم استفلال را می داد. دستمزد من کم اما همان بود که من را دوباره روی پاهیام قرار داد. من هر بار که کنار یک هنر جو می نشستم هملان قدر مغرور بودم که یک جراح مغز می توانست به خودش ببالد.

الان چه احساسی دارید؟

احساس سپاس نسبت به این کار و همه هنرجویانی که در تمام این سالها داشتم. من توانستم با این کار هر سه پسرم را به دانشگاه بفرستم و امروز آنها افراد موفقی هتند. امروز در خانواده من کسی هستم که موقع بحران های مالی به کمک دیگران می رسد. من که در یک دوره حتی نم ی توانستم برای فرزندانم تغذیخ مدرسه تهیه کنم، این برای من خیلی مهم و ارزشمند است.

خاطره ای از کارتان دارید؟

هر هنرجو یک داستان دارد. آنها معمولا برای اولین بار با من پشت فرمان می نشینند و عمدتا خیلی هیجان دارند. یکی از هنرجویان من بود که کوچک ترین علاقه ای به رانندگی نداشت و در آن زمان اینطور احساس می کردم که خیلی هم راننده خوبی نمی شود بطوریکه بیش از 8 بار امتحان داد. چند وقت پیش وقتی هنرجو داشتم دیدم همکاری از آموشگاهی دیگر برای مان چراغ می زند. وقتی کنار هم قرار گرفتیم همدیگر را شناختیم. هرگز متوجه نشدم چطور بی استعداد ترین هنرجوی من مربی آموزش رانندگی شده بود.

خانم بهرامی از وقتی که در اختیار ما قرار دادید متشکرم و اگر صحبتی دارید بفرمایید.

من هم از شما ممنونم. من یک صحبتی با خانم ها دارم. شرایط زندگی و شغلی برای اکثر ما خانم ها دشوارتر از آقایان است. اما به این معنی نیست که باید زود تسلیم شویم. خود من به خاطر اجبار و عزت نفسم کار کردم اما امروز فعالیت اجتماعی برای یک زن واجب است و موفقیت او را نشان می دهد. من هنوز هم هنرجویانی دارم که با بچه های بزرگ برای آموزش مراجعه می کنند. هر چند دیر ولی بالاخره خانم ها متوجه اهمیت استقلال خود می شوند.

با امید موفقیت برای شما.

ممنون.

 

عکس ها تزئینی هستند.

دیدگاه‌ها  

0 # sima 1390-09-09 09:46
اینقدر از این راننده ها خوشم میاد. باریکالله خانم. موفق باشید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # هدهد 1390-09-09 16:14
دمت گرم.من عاشق خانم های شیرزنی هستم که روی پای خودشون ایستادن وزندگیشونواداره می کنند.صد آفرین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-12 # غضنفر 1390-09-19 07:45
منم که یک آقا هستم خیلی از این خانمهای مربی رانندگی و شیرزن خوشم می آید خیلی دوست دارم این خانم با ماشین خودم به من آموزش بده و رانندگیمو تقویت کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # زهرا 1391-04-26 22:16
با سلام خوب بود من یکسال نشد ه گواهینامه گرفتم ومی خواهم مربی رانند گی بشم لطفا مرا راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مبین چعفری 1391-05-12 12:53
باسلام مربیان اموزش رانندگی برای امزش ساعتی چقدر میگیرند وایادرهمه جا یکسان است لطفا جوابش را برایم ایمیل نمایید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ساره 1391-06-08 16:30
سلام
من شهریورسال89برای گرفتن گواهینامه اقدام کردم امافکرکنم موقع خوبی نرفته بودم چون تداخل پیداکرده بودباکلاسای دانشگاه وامتحانات پایان ترم وکنکورارشدو...الان وقتم آزاده ومیخوام پیگیری کنم.میخواستم اگه مقدوره یه خط ارتباطی باخانم بهرامی بهم بگیدوراهنماییم کنیدچون مهمه برام ممنون منتظرم.ایمیل روهم که براتون نوشتممنتظر اینم آدرس مبلاگمهwww.agle.blogfa.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سارینا 1391-06-11 18:01
سلام
من 4 ساله گواهینامه گرفتم و الان میخوام پشت فرمون بشینم
میخوام چند جلسه بصورت خصوصی آموزش ببینم
میخواستم ببینم امکانش هست؟
سمت شمال شرق هستم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # mehdi 1391-09-09 22:46
بله بنده هم مربی وهم دبیر هستم و می توانم از شما یک راننده مجرب بسازم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # انتظامی 1391-08-05 21:34
با عرض سلام خدمت کسانی که وارد این سایت شده اندواین مطالب را میخوانند.مربی بودن واقعا کار بسیارسختی است.اکثر مردم فکر میکنند که مربی تو ماشین نشسته و چهار زانو زده و هنرجو رانندگی میکنه.در صورتی که یه مربی منتظر یک دقیقه وقت خالی میگرده تا از اون فشار عصبی خودش رو خالی بکنه.اکثر مربی ها بعد ازچند سال این حرفه رو رها میکنند چون حامی ندارند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سمیه 1391-10-04 11:55
من مربی اموزشگاه هستم ما فقط مشکل ضعیف بودن هنرجو را نداریم مشکل بی قانونی و حرف زور و بی احترامی مدیر وموسس و راهنمایی ورانندگی را هم داریم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بنفشه 1392-06-09 08:25
ضمن سلام و خسته نباشید به همه مربیان رانندگی
خواهش میکنم اگر شماره تماسی از خانم بهرامی مربی رانندگی دارید اطلاع دهید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # زهره 1392-08-19 11:12
واسه گرفتن کارت مربیگری آموزش رانندگی مدارکم رو باید به کجا ارجاع بدم یعنی در خواستم رو کجا ببرم تامرحل بعدی رو بگذرونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فريبا 1393-01-16 12:37
فريبا با سلام و خسته نباشيد اگر شماره تلفني از خانم بهرامي داريد لطفا در اختيار ايجنانب قرار دهيد با تشكر از شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # zahra 1393-01-16 14:33
دم شما گرم، خسته نباشید.
من گواهینامم رو چند سالی هست که گرفتم ولی پشت فرمون نشستم.شما تو چه محدوده ای کار می کنین؟ می شه باهاتون تماس بگیرم برای آموزش ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # zahra 1393-01-16 14:56
دم شما گرم، خسته نباشید.
من گواهینامم رو چند سالی هست که گرفتم ولی پشت فرمون نشستم.شما تو چه محدوده ای کار می کنین؟ می شه باهاتون تماس بگیرم برای آموزش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # مهشید 1395-07-25 21:29
من یکی از مربیان آموزشگاه رانندگی هستم.ما دوتا مربی خانم در یک شهر کوچک هستیم.ولی متاسفانه مدیر آموزشگاه با اینکه خیلی هنر جو کم هست ویکی از ما مربیها باید بیکار باشیم. یک مربی خانم دیگه میخاد بیاره.بنظر شما این قانونی هستش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حسن ربانی 1395-10-05 13:33
با سلام وخسته نباشید به تمام کسانی که برای امرار معاش خود و خانواده زحمت و سختی میکشندالالخصوص خانم بهرامی وامثال خانم بهرامی ها که تومملکت ودوروبرمون زیادن وبرای بعضیها ناشناخته .مهم پشتکار وهمت این خانوم هست که جای تحسین داره.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مربی 1395-10-26 19:05
کسانی که مربی رانندگی هستن تو اینستاگرام به هم بپوندید
کافیست کلمه های (مربیان آموزشگاه رانندگی) را جستجو کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # علی 1396-01-19 21:09
باسلام
من هشت سال از بهترین روزهای عمر و جوانیم را مربی آموزشگاه رانندگی بودم . بااینکه در خیلی کارهای دیگه مثل جوشکاری ، طراحی ماشین آلات صنعتی ، طراحی وبسایت و نرم افزار ،حسابداری و ... مهارت داشتم ولی سرمایه ای نداشتم ، بصورت موقت وارد اینکار شدم و هرروز تصمیم میگرفتم از این شغل فرار کنم ولی وقتی به بدهی و اقساطم فکر میکردم سعی میکردم با لبخند آموزش بدهم . دراین سالها از بی احترامی مردم ، هنرجویان و مسئولین آموزشگاهها و نیروهای راهنمایی رانندگی و همچنین سختی کار ، از نظر جسمی و روحی و عصبی فشار بسیاری را تحمل کردم که در نتیجه فشار خون و ریزش و سفیدی شدید مو و لرزش دست و مشکلات گوارشی و کبدی به سراغم آمد .
دکتر مراجعه کردم ایشان نتیجه بیماریهای من را استرس زیاد تشخیص دادند و تصمیم گرفتم ماشینم را بفروشم که دیگر نتوانم سر اینکار بروم . باوجود بیکاری و مشکلات بوجود آمده بازهم از تصمیم خودم راضی هستم . مربی بیمه تامین اجتماعی نداره ، حقوق و ساعتکاری مناسب به سختی کارش نداره . توصیه میکنم اگر میخواهید عمر بیشتری داشته باشید اصلا و اصلا سمت این کار نروید .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # زهرا 1396-02-03 20:32
سلام من مربی آموزشگاه هستم ما مربیا باید با همه چی در آموزشگاه بسازیم تحمل کنیم نه بیمه داریم نه مزایای داریم ریس آموزشگاه وقتی هنرجو در مورد مربی بد گوی میکن مربی را بیرون میکند آخه این چه وضعشه که بیای بری مربی بشی وبعد با یه تهقیر از کارت بیکار بشی و نون یکی را ازش بگیرن آخه چرا مملکت ما اینطوریه این چه جور اغداری هستش توسعه میکنم به مدیرای اموزشگاه یکمی توسعه کنن وقتی مربی میگیر به هر بهانه یا دلیلی بیرونش نکن به خدا سخته با یه بد بدبختی بری و بعد بیرونت کنن چرا هروقت که خواستن یه مربیا دعوت به کار میکنن وبعد خودشون بیرونش میکنن خواهش میکنم رسیدگی کنید ما عمرمونا میزاری بابت این کار مجبوریم تحمل کنیم چون کارمونا دوست داریم این درستش نیست بخدا من ناراضیم چرا باید اینطوری باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

" یه لقمه دیگه بخور! "

برای کودکان صبحانه خوردن، نیاز به فراهم بودن یک محیط شاد دارد، پس اگر کودک شما در چنین محیطی صبحانه نمی خورد لازم است این محیط را برای او فراهم آورید و به این ترتیب کودک تان با اشتها و به قدر نیاز خود صبحانه خواهد خورد.

از کنجکاوی جنسی فرزندتان نترسید

یکی از سوالات متداول کودکان درباره مسائل جنسی است. این‌ كه والدین فكر كنند درصورت دادن هرگونه اطلاعات ممكن است حرمت‌ ها شكسته شود یا به‌ اصطلاح چشم و گوش كودك باز شود، تنها یك باور فرهنگی اشتباه است.
بازی و اسباب بازی کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟ آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید آیا آماده بارداری هستید؟ بهترین زمان تربیت کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

جریمه برای آرایش هنگام رانندگی

پلیس امارات چندی پیش اعلام کرد برای زنانی که در حین رانندگی آرایش کنند، جریمه ای معادل 50 دلار در نظر گرفته است.

گربه کی و کجا اهلی شد؟

اجداد گربه‌های خانگی گربه‌های وحشی بوده‌اند که انسان دو بار آنها را اهلی کرده است، یک بار در خاور نزدیک و یک بار در مصر. بر اساس بزرگترین تحقیقی که درباره اجداد گربه‌های خانگی انجام شده کشاورزان خاور نزدیک احتمالا اولین کسانی بوده‌اند که گربه را در حدود ۹ هزار سال پیش اهلی کرده‌اند. چند هزار سال بعد گربه‌های اهلی از مصر باستان از راه دریا یا دیگر راه‌های تجاری به بقیه دنیا سفر کردند و در همه جا پراکنده شدند و اکنون فقط قطب جنوب است که گربه‌ها در آن زندگی نمی‌کنند. دانشمندان فکر می‌کنند که گربه‌ها به مزرعه‌های انسان‌ها نزدیک شدند چون دانه‌ها و غلات، موش‌ها را به سمت خود جلب می‌کرد و به این ترتیب انسان دریافت همکاری با گربه می‌تواند رابطه‌ای سودمند باشد. اوا ماریا گایگل از موسسه ژاک مونو در پاریس که این تحقیق را سرپرستی کرده می‌گوید: "اهلی کردن دو بار اتفاق افتاده، اول در خاور نزدیک و یکی دیگر خیلی بعدتر در مصر." "گربه‌ها بعدتر به عنوان گربه کشتی با موفقیت در تمام دنیای باستان پراکنده شدند و رد هر دو گروه را در گربه‌های امروزی می‌توان یافت." به این ترتیب گربه‌ها در کشتی‌ها و مزارع هزاران سال به کار موش‌گیری مشغول بودند و کاملا اهلی و خانگی شدند. دگتر گایگل معتقد است رابطه انسان و گربه هم‌سفرگی بوده و این گربه بوده که همزیستی با انسان را انتخاب کرده است. برای این پژوهش محققان دی‌ان‌ای میتوکندری (آنچه از سمت مادر به ارث رسیده) دویست گربه را بررسی کردند. بقایای این گربه‌ها در گورهای وایکینگ‌ها، مومیایی‌های مصر و سایت‌های باستان‌شناسی عصر حجر کشف شده‌اند. این پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که مردم خاور نزدیک اولین کسانی بوده‌اند که گربه را اهلی کردند و در خانه نگه داشتند یا با خود به سفر بردند و در دوران امپراتوری روم بود که پای گربه به اروپا رسید. اولین گربه‌های خط و خالدار در قرون وسطی ظاهر شدند و بررسی دی‌ان‌ای گربه‌ها نشان می‌دهد که جهش ژنتیکی در گربه‌ای در قرن چهاردهم در ترکیه باعث نقش و نگار پوست گربه شده است. درسال‌های بعد گربه‌های خط و خالدار در دنیا پراکنده شدند و به تدریج مهارت‌های موش‌گیری گربه اهمیت خود را از دست داد و به خاطر زیبایی‌اش تحسین و هم‌نشین انسان شد. دکتر گایگل می‌گوید تا قرن نوزدهم ظاهر گربه‌ها بر خلاف سگ‌ها زیاد تغییر نکرد چون انسان در نژاد گربه‌ها دستکاری چندانی نکرد اما اکنون انواع گربه‌های پرورشی بسیار متنوع است و از گربه‌های عجیب و غریب مثل گربه بدون پشم تا گربه‌هایی که مثل توپ پشمالو هستند را در بر می‌گیرد.  
خوراکی های خطرناک برای حیوانات خانگی زن 23 ساله 5 قلو زائید! کوله بار مشکلات جنس برتر! ما اینگونه فکر نمی کنیم 10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ

مطالب تصادفی

حرفه من

دختران آتش

درست ده سال پیش اولین گروه آتش نشانان زن، پایان دوره آموزشی خود را جشن گرفتند و به طور رسمی وارد حرفه آتش نشانی شدند. هرچند كه در آغاز حرف و حدیث هایی برای آموزش و به كارگیری زنان در این حرفه بود، اما دختران آتش توانستند شایستگی خود را ثابت كنند تا جایی كه اكنون یك ایستگاه در اختیار دارند.

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام برادری به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
برای مصاحبه شغلی آماده باشید پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی حرف هایی که در محیط کار نباید گفت کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بیایید آدم های متمدنی باشیم

مدتها بود كه فكر می كردم آنقدر بزرگ شده ام كه دیگر با كسی قهر نكنم و یا اینكه آنقدر عاقل شده ام كه اگر از كسی دلگیر شدم با گفت و گو حل اش كنم. این حرف همیشه من است كه ما آدمهای متمدنی هستیم.

افزایش رضایت از زندگی در سنین بالاتر

این روزها همه در جستجوی دستیابی به شادی هستند. تبِ شاد بودن و آرامش، تقریبا به یک وسواس جهانی تبدیل شده است. بسیاری از تصمیمات و رابطه های مان را با مقدار شادی می سنجیم.  تاکید مداومی که برای دست یافتن به شادی در طی نیم قرن گذشته می شنویم بار بزرگی بر دوش بشر معاصر قرار داده است. بیشتر از همه شاهد رواج این توقع در 30 و 40 ساله ها هستیم و برای همین، بی دلیل نیست که بیشترین مصرف داروهای ضدافسردگی مربوط به این دوران عمر بشر است. ولی از یک دهه اخیر تحقیقات نشان داده است دوره های مختلف سن بشر و تغییرات طبیعی همراه آن در ایجاد شادی فردی موثر هستند.  بالاترین سهم خرسندی را دهه 20 سالگی عمرمان حس می کنیم ولی در سی سالگی و اوائل چهل سالگی به حداقل ممکن می رسد و دوباره به دلایلی از اواسط چهل سالگی، احساس شادی در زندگی افزایش می یابد. پنج دلیل مشخص وجود دارد که بشر از میانسالی به بعد از احساس شادی و آرامش بیشتری می تواند برخوردار گردد. 1- تاثیر زمان معمولا تا اطراف 30 سالگی به دنبال  برنامه ریزی برای آینده مطمئن هستیم و وقتی به نزدیکی های چهل سالگی می رسیم متوجه می شویم  که اولا خیلی از توقعات ما به واقعیت نرسیده است و دوما، آینده ایی که در پیش رو داریم نیز از قد و قامتش کاسته شده است. پس یا ناچاریم ترس و وحشت گریبان ما را بگیرد یا واقعیت کنونی را بپذیریم و برای تطبیق هر چه بهتر، فکرو ذکر مان را معطوف کنیم به گذشته بهتری که داشتیم. با این کار یاد می گیریم به احساس آرامش و رضایتی برسیم که قبلا امکانش نبود. 2 – کنترل هیجان در زندگی وقتی جوان تر هستیم به هیجانات وجود مان میدان می دهیم و از نظر احساسی اوج می گیریم و طبیعتا پایین آمدن از آن مرحله نیز اذیت کننده تر است. ما با گذشت زمان یاد می گیریم که هیجانات مان را کنترل کنیم. در حوالی 50 سالگی یاد می گیریم به یک تعادل نسبی دست بیابیم چون قدر شادی به دست آمده را بیشتر می دانیم و آن را نزد خود ماندگارتر می سازیم. برای همین اوقات آرامش و شادی مان در سنین بالاتر، بیشتر می شود. 3 – قدر دوستی ها را دانستن در دهه اول بزرگسالی، سر مان با آشنایی های جدید و حلقه دوستان در محیط ها و شغل های مختلف، خیلی شلوغ است. ولی در 30 سالگی، وضعیت فرق خواهد کرد. ما دیگر به اندازه سابق وقت برای رفت و آمد اجتماعی نداریم. با افزایش سن، ناگزیریم فرصت های موجود را متمرکز کنیم و با دوستیها و رابطه های به جا مانده با دقت و توجه بیشتری روبرو شویم. ایجاد دوستی های کمتر ولی عمیقتر، برای ما شانس افزایش شادی و خرسندی را فراهم می کند. 4 – ماجراهای زندگی وقایع زندگی شبیه ترافیک جاده ها است. در جوانی، وقایع و ماجراها کمتر است و ترافیکی نیز وجود ندارد. اما مسئولیت ها، آرزوها و هدف هایی که برمی گزینیم در میانسالی به اوج می رسند و جاده زندگی مان به شدت پرترافیک می شود.   به خاطر شلوغی و ترافیک زندگی، به ناگزیر از اتفاقات و وقایع کاسته می شود در ضمن بر اساس تجربیات، یاد می گیریم راحت تر از همیشه، جاده زندگی را حتی اگر شلوغ هم باشد طی کنیم.   5 – افزایش قدرت پیشبینی در طی دهها سال اول بزرگسالی، یزندگی های مختلف را می بینیم و کم کم با افزایش تجربه و تکرار وقایع مشابه، یاد می گیریم مشکلات را قبل از ایجادشان، حدس بزنیم. احساس پیشبینی  وقایع به ما اعتماد به نفس و آمادگی بیشتر برای رویارویی با آنها می دهد و به همان اندازه نیز آرامش، شادی و صلح شخصی نصیب مان می سازد.Jolanta Burke, Senior Lecturer in Psychology, University of East London
13 اشتباه قبل از خواب که باعث بیخوابی میشوند یک میلیارد جفت آل استار اپلیکیشن‌های مضر اما دوست‌داشتنی با چرخه خشونت های جسمی، احساسی و روانی شما را می ترسانند، کنترل می کنند و شکست می دهند چگونه پولدار شویم و پولدار بمانیم

آداب و رسوم

جشن آبانگان

آبان‌ روز از آبان‌ماه، برابر با دهم آبان‌ماه در گاهشمار ایرانی برابر است با جشن آبان گان. جشن آبانگان، جشنی است در گرامیداشت سیاره آناهید (زهره) و رود پهناور و خروشان  آمو دریا، و بعدها ایزدبانوی بزرگ آبها در ایران.

7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید !

وقتی در مورد آداب و رسوم ناهار خوری فکر می کنیم، آنچه که در تصور همه ی ما شکل می گیرد، این است که آداب و رسوم ناهار خوری بسیار ساده است و به جز پشت میز نشستن و صرف غذای مورد علاقه مان چیز دیگری نیست، مگر غیر از این است؟ اما این طرز فکر کاملا اشتباه است. و به راستی، اخلاق، رفتار، احترام و غیره جزو آداب و رسوم ناهار خوری محسوب می شوند. اکنون حتما از خودتان می پرسید «پس چه رفتاری هنگام ناهار یا شام خوردن اشتباه تلقی می شوند؟» در اینجا به 8 اشتباه متداول اداب ناهار خوری که انجام می دهید ولی هرگز در مورد آن فکر نکرده اید برایتان توضیح می دهیم! به عنوان مثال، آیا می دانستید ... 1. طرز قرار گرفتن قاشق و چنگال شما می توانند معانی مختلفی به میزبانتان بفهمانند؟ 2. ساییدن چاپستیکس (چوب غذا خوری رایج در آسیای شرقی) به هم، به معنای بی ادبی هست؟ به معنی این است که پذیرایی کیفیت پایینی داشته و از ظروف و وسایل ارزان و بی کیفیتی استفاده شده است. 3. باقی گذاشتن چاپستیکس در میان ظرف خود به معنی نقض آداب و رسوم هست؟ 4. باقی گذاشتن چاپستیکس خود در حالت ایستاده درون کاسه برنج به معنی تعارف به مرده است؟ 5. روش مناسب برای قرار دادن کارد و چنگال بعد از استفاده به شکل زیر است؟ نباید کارد را مثل خنجر در دستتان بگیرید و یا چنگال را دوباره روی میز به حالت اولیه اش بعد از استفاده قرار دهید. 6. همیشه باید نمک و فلفل را کنار هم قرار دهید؟ هرگز این دو را جدا از هم روی میز قرار ندهید. 7. این شکل نحوه ی چیدمان میز ناهار خوری ساده می باشد؟  
ما، ارامنه و کریسمس آداب و رسوم شب سال تحویل شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان حاجی فیروز عید آب پاشی - جشن وارداوار

سفر و تفریح

ده کلانشھر گران آفریقا

گرانترین کلانشھرھای آفریقا کدامند؟ موسسه مرسر (Mercer) ھمهساله با بررسی٢٠٠ شھر جھان فھرست گرانترین شھرھا را در ارتباط با فاکتورھایی چون کرایه خانه،وسایل غذایی و تفریح منتشر می کند. فاصله ثروتمندان و فقرا در آفریقا افزایش می یابد.قیمتھای پایتخت آنگولا برای میلیونھا شھروند این کشور که در مناطق فقیرنشین کشور زندگی می کنند تصورناپذیر است. در این مناطق نه اثری از برق ھست، نه آب لوله کشی شده. صادرات نفت این کشور تاثیری بر زندگی مردم فقیر آنگولا نگذاشته است. تفاوت زندگی میان فقرا و ثروتمندان بیشتر وبیشتر می شود؛ مشکلی که بیشتر کلانشھرھای آفریقا با آن دست به گریباناند. شماره ١٠:  آبوجا آبوجا  پایتخت نیجریه،  به ١٠ شھر گرانقیمت آفریقا تعلق دارد. می گویند وقتی نلسون ماندلا، رئیس جمھوری پیشین آفریقای جنوبی و قھرمان فقید مبارزه با آپارتاید، از این شھر بازدید کرد گفت: چرا به اروپا برویم؟ این شھر ھمه تسھیلات اروپا را دارد. شماره ٩: کوناکری موسسه مرسر (Mercer) ھمه ساله ھزینه ٢٠٠ کالا و خدمات شھری را در ٢٠٠ شھر جھان با ھم مقایسه می کند. مقایسه ھا از جمله در ارتباط ھستند با کرایه خانه، وسایل خانه، کالاھای در ارتباط با خوراک و پوشاک، ھزینه وسایل نقلیه و ھزینه تفریحات شھری. کوناکری، پایتخت دومیلیونی گینه در کرانه اقیانوس اطلس قرار دارد. قیمتھا در کوناکری سرسامآور ھستند. این شھر در فھرست موسسه مرسر رتبه نھم را به خود اختصاص داده است. شماره ٨:  باماکو باماکو پایتخت کشور مالی، در جنوب غرب این کشور و در کنار رود نیجر قرار دارد. این شھر در فھرست موسسه مرسر رتبه ھشتم گرانترین شھر آفریقا را به دست آورده است. حدود دومیلیون نفر در باماکو زندگی می کنند. در این شھر به خاطر بحرانھای متعدد سازمانھای امدادگر فراوانی مستقر ھستند. اعضای این سازمانھا بسیاری از خانه ھای این شھر را که استاندارد جھانی دارند، با قیمتھایی سرسام آور اجاره می کنند. شماره ٧: برازاویل برازاویل  پایتخت کشورجمھوری کنگو ھفتمین شھر گرانقیمت آفریقاست. این شھر در کنار رود کنگو قرار گرفته و بزرگترین شھر این کشور است. ھنوز در این شھر آثار و بقایای جنگ داخلی سالھای ١٩٩٧ تا ١٩٩٩ دیده می شوند. قیمت یک شیشه کوکاکولا در برازاویل چھار برابر قیمت آن در دبی است. شماره ۶: لاگوس لاگوس بزرگترین شھر نیجریه و پایتخت پیشین این کشور بوده است. جمعیت این کلانشھر بین ١٠ تا ١۵٫۵ میلیون نفر برآورد می شود. لاگوس که مرکز اقتصادی و تجاری نیجریه به حساب می آید، شھروندان فقیر و غنی این کشور را به سوی خود می کشاند. ترافیک فشرده و قیمتھایی گرانتر از آلمان، لاگوس را در فھرست موسسه مرسر به ششمین شھر گران آفریقا تبدیل کرده است. شماره ۵: کینشازا کینشازا پایتخت جمھوری دمکراتیک کنگو، با جمعیتی بیش از ٩ میلیون نفر، پس از لاگوس دومین شھر پرجمعیت آفریقاست. این شھر را موسسه مرسر در رده پنجم شھرھای گرانقیمت آفریقا قرار داده است. فیلیپ زاندنر، خبرنگار دویچه وله که یک سال در کینشازا زندگی کرده می گوید: «در کشوری که ھنوز بقایای جنگ داخلی در آن محسوس است، خارجیھا برای تامین امنیت پول زیادی می پردازند. شماره ۴: لیبرویل شھر بندری لیبرویل در نزدیکی خلیج گینه، پایتخت گابن است. لیبرویل چھارمین شھر گران قیمت آفریقا ارزیابی شده است. این شھر حدود نیم میلیون جمعیت دارد. گابن به خاطر منابع عظیم زیرزمینی خود مورد توجه وسیع جھانی است و تا کنون کمکھای عمرانی فراوانی دریافت کرده است. ھمین کمکھا سبب رونق فراوان پایتخت شده است. ساحل ٩٠٠ کیلومتری لیبرویل با کلوبھای شبانه اش با توجه شدید گردشگران آفریقایی روبرو است. شماره ٣: ویکتوریا ویکتوریا پایتخت و بزرگترین شھر کشور جزیرهای سیشل در جنوب شرق آفریقا در اقیانوس ھند است. ویکتوریا آبوھوای دریایی استوایی دلپذیری دارد و گردشگران زیادی از آن دیدن می کنند. ویکتوریا به عنوان مرکز قدرت دولت استعمارگر بریتانیا در منطقه بنا شد. ویکتوریا را بھشتی بر روی زمین می نامند و بعضی گردشگران برای سکونت یک شب در ھتلی در کنار ساحل پنج ھزار دلار می پردازند. شماره ٢: انجامنا انجامنا یا نجامنا پایتخت و بزرگترین شھر چاد در کنار رود شاری در مرز کامرون قرار گرفته است. این دومین شھر گران آفریقا در یکی از فقیرترین کشورھای جھان قرار دارد. در این شھر نه قطارھای شھری وجود دارد، نه خیابانھای وسیع اسفالته. قیمت کالا از دستمال توالت گرفته تا وسایل یدکی خودرو به شدت گرانند. شماره ١: لواندا لواندا  پایتخت آنگولا نه فقط گرانترین شھر آفریقا، که سراسر جھان است. آنگولا اکنون بزرگترین تولید کننده نفت در سراسر آفریقاست. پس از پایان جنگ داخلی آنگولا کارکنان کنسرنھای بزرگ دنیا در این شھر مستقر شده اند. قیمت خانه ھایی که استاندارد غرب را داشته باشند به شدت گران ھستند. کرایه خانه ھای ماھانه ١٠ تا ٣۵ ھزار یورویی رقمھایی عادی ھستند.  

سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله

روستای میمند در نزدیکی شهر بابک در شمال شرقی شهر کرمان، یکی از روستاهای شگفتی‌ساز ایران است. ساختمان‌ها در میمند مانند کندوان در آذربایجان شرقی، در دل کوه و صخره‌ها ساخته شده و از این نظر مورد توجه است که طی سه هزار سال گذشته چندان دستخوش تغییر نشده است.مردم این روستا، هنوز در خانه‌هایی زندگی می کنند که پدران شان بنا به نظر باستان‌شناسان، نه 3 هزار سال که 12 هزار ساله پیش با دست در دل کوه ساخته‌اند.میمند که بین شهرهای کرمان، یزد و شیراز قرار گرفته ضمن تاثیری که از تمدن هر سه گرفته تا حد زیادی مستقل و دست‌نخورده و متکی به زندگی سنتی و ابتدایی آبا و اجدادی خود مانده‌است؛ بطوریکه واژه‌های پهلوی هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد. از افسانه‌های میمند که بعد از کشف رمز کتیبه معروف روستا تا حدی مورد توجه بیشتر قرار گرفت به بازگشت ایران به دوره پرشکوه و جلالش اشاره می کند که خاستگاه آن میمند خواهد بود. ترجمه کتیبه میمند مضمونی این چنین دارد که: "روزی که کوه ها شکاف بردارند، افسانه های میمند به حقیقت می‌پیوندد و گنجینه‌های میمند پدیدار خواهند شد. اما تنها یکنفر به آن دست می‌یابد و او کسی است که از سوی خورشید می‌آید." از آنجا که میمند مسیر سهل الوصولی نداشته در طول سده های گذشته دستخوش تغییرات زیادی از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و حتی زبان نشده است. تا قرن گذشته هنوز آثاری از میتراپرستی در زندگی مردم بخوبی قابل مشاهده بوده است. شهر بابک که نزدیک ترین شهر به میمند است بدلیل آنکه محل تولد جد بزرگ اردشیر، سرسلسله ساسانیان، بابک، بوده در این دوران بسیار آباد و پررونق بوده است که تاثیرات آن بر زندگی مردم میمند هم دیده می شده است.روستای منحصربفرد میمند در جهان نیز شناخته شده است و نشان مرکوری را بعنوان هفتمین منظر فرهنگی، تاریخی، طبیعی جهان دریافت کرده و در سال 1385 نیز بعنوان روستای نمونه گردشگری کشور معرفی شده است.دیدنی های میمند حمام :مانند همه سازه‌های روستا در دل کوه کنده شده، با این حال همه اجزای حمام سنتی ایران را داراست. خزینه، رختکنی که یک حوض و سه سکو در آن وجود دارد و همچنین آتشخانه ای که در زیر حمام برای گرم کردن آب مورد استفاده قرار می‌گیرد. نکته جالب توجه در حمام سنگ مرمر نیمه شفافی است که زیر سقف قرار گرفته است. این قطعه سنگ که درست زیر منفذی در سقف قرار دارد، نور را منعکس کرده و به این ترتیب منبع نور حمام در روزبه شمار می رود. امروز حمام با برق روشن می شود اما در گذشته در روزهای ابری یا شب ها از چراغ روغنی یا چراغ موشی نیز برای روشنایی فضای حمام استفاده می شده است. مسجد:مسجد که قدمتی حدود 200 ساله دارد، با تغییر در اندازه چند کیچه و بزرگ کردن آنها ساخته شده است. این بنا 120 متر مربع وسعت داشته و سه ستون سنگی سقف آن را نگه داشته است. محراب، طاقچه‌‌ها و منبر سنگی این مسجد بسیار دیدنی و قابل توجه است. کف مسجد با قالی‌های معروف میمندی مفروش شده‌است. مدرسه:مدرسه دارای 5 فضای کلاس شکل و یک حیاط بزرگ است که در میان آن یک درخت بزرگ و کهنسال به نام تایی وجود دارد. آب و هوای میمند معتدل و کوهستانی است، که زمستان هایی سرد و تابستان هایی معتدل دارد. در اطراف میمند دشت هایی وسیع قرار دارد که درخت توت و شاتوت، گلابی و سیب، انگور و انجیر و هلو در آن می روید و مار و سوسمار و خوگوش و لاک پشت جانورانی هستند که در این دشت ها دیده می شوند.
سیزده به در، جشن زیبای طبیعت روستای دیدنی " کپ" بالاتر از هیجان در سفر، سبک مثل پر چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت