1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شايد داستان اززماني شروع شدكه‌كنار پنچره مي ايستاديم وخودمان را ازنوك پنجه پا تا پوست گردن مي كشيديم ، مي خواستيم ببينيم  پشت پنجره چه خبراست

چون مثل خواهر و برادرمان آنقدر قد نكشيده بوديم كه بتوانيم انطرف پنجره را ببينيم . شايد هم از انجايي شروع شد كه هر كاري مي خواستيم بكنيم صداي پدر يا ما درمان بلند مي شد دختر اين چه كاريه مي كني تكون نخور تا من بيام ... شايد هم از توي مدرسه شروع شد .   انجا بود كه تصمصم گرفتيم  يك فكر هايي به حال خودمان بكنيم  درس بخوانيم دانشگاه برويم و كار كنيم و وقتي بزرگ و بزرگتر شديم اسمش را استقلال گذاشتيم .اما واقعيت چيز ديگري بود . به اين سادگي نبود.

من اين جمله را ازبسياري زنان در  اتوبوس ،تاكسي  يا مترو مي شنوم " اگر كار مي كردم و حقوق مي گرفتم مي توانستم براي خودم تصميم بگيرم و مي رفتم پي زندگيم "  و اين جمله كه بيشتر شنيده مي شود " كار هم مي كنم اما نمي توانم خودم براي خودم تصميم بگيرم "

دوست مادرم را به خاطر مي آورم ،سالها پيش وقتي دبستاني بودم .زني ‌ دوست داشتني  ،‌  مهربان  وتوانمند بود در ذهنش نمي گنجيد كه روزي برسد  بسياري از زنان هم  به اداره بروند ودستشان توي جيب خودشان باشد . ،‌هر گز مدرسه نرفته بود و  فقط دو شهر را ديده بود . كافي بود تصميم بگيرد كه چه كاري مي خواهد  انجام دهد همه دنيا توانش را در همكاري با او به كار مي بست .  "مي دانست چه مي خواهد . "

وقتي مادر خانواده باشي فقط تصميمات بزرگ نيست كه ممكن است ترديدها را پيش روي شما بگذارد   خريدن يك جفت كفش گران يا يك هديه هم براي دوستي اين تلنگر را به شما مي زند آيا  اجازه داريد اين كار را بكنيد ؟

اگر هنوز مستقل نباشيم و ندانيم چه قدر حق داريم دو راه در پيش رو داريم يا از خريدن صرف نظر مي كنيم و يا دل به دريا مي زنيم   ومي‌خريم و وقتي به خانه باز مي گرديم قيافه حق به جانب به خود گرفته كمي بحث و جدل و پر خاشگري مي كنيم ،كه ثابت كنيم حق داريم  .

اما واقعيت اين است كه  ببينيم براي گرفتن يك تصميم هر چند كوچك به چه چيز هايي فكر مي كنيم  ،‌آيا هر گز فكر مي كنيم  و يا فكر هايي از پيش تعيين شده مثل خانواده ، جامعه ،‌همكاران ،‌دوستان و... قبل از تصميم گيري ما ،خودشان را نشان مي دهند .گر چه ما دراين مجموعه ها رشد كرديم و پرورش يافتيم و دائما در حال تاثير گذاري و تاثير پذيري از همديگر هستيم اما گاهي درنگ كنيم ببينيم چه قدر هستيم ،مسئوليت خودمان را بپذيريم ،باور كنيد با پذيرش مسئوليت خودمان به رشد و استقلال يكديگر  هم كمك مي كنيم .

گرچه اشتغال  و كسب در امد ممكن است درمسيررشد بعضي ازماقرارگيرد .اما   الزما در انتهاي مسيري نيست كه ما را به استقلال مي رساند  استقلال مهارتي است كه بايد بياموزيم ودرمسيري قراردارد كه با ديگران بودن و مسئوليت پذيري را تجربه مي كنيم . در دنياي كه هر لحظه در حال تغييراست  ما بايد هميشه خودمان را اختراع كنيم.

اين كه داستانهاي ‌‌هركدام ازما ازكجا شروع شدند كم اهميت نيست  اما اين كه وقتي ديگر بزرگ شديم و مي توانيم  پشت پنجره را ببينيم بسيارمهم‌ است كه خودمان ازكجا وچگونه شروع كنيم .

دیدگاه‌ها  

0 # ti ti 1390-04-28 13:48
!so cuteeeeeeee
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # negar 1390-05-26 18:55
البته تنها شرط نیست ولی‌ مسلما مهمترین شرطه، ما زن جماعت اگه دستمون تواین جیب آقایون نره خوب هم فکرمون بازتره هم اعتماد به نفسمون، خونه بابا که هستیم آقا جون پول بده بعدشم صادر بشیم خونه شوهرمون دوباره وابسته به یه نفر دیگه، اصلا نمی‌شه که تو از یه نفر پول بگیری زیر بار حرفشم نری، این چه جور استقللیه ؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-19 18:35
be nazare man ezdevaj nakardan tanha rahe dashtane esteghlalae hata age ye khanoom motaahel ham karmando hoghoogh begir bashe bazam nemitoone ba nazare khodesh poolesho kharj kone
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟

همه ما کسانی را دور و بر خود می شناسیم که خجالتی هستند و بسیار پیش آمده که این خجالتی بودن به آن ها صدمات جبران ناپذیری زده است.  خجالتی بودن ریشه در تربیت فرزندان دارد. در این جا می خواهیم  چند نکته برای   اجتماعی کردن کودک خجالتی شما مطرح کنیم.

کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟

محیطی که کودک انسانی در دوران جنینی درآن به سر می برد، شاید بتوان گفت همان بهشتی است که در طول زندگی برای رسیدن به آن تلاش می کند . محلی که جنین در آن زندگی می کند در واقع کیسه آبی است که او را از هرگونه ضربه ای  محافظت می کند. از مشخصات این محیط می توان به دمای ثابت، و در دسترس بودن غذا ودفع مواد زائد جنین حتی بدون اراده این موجود اشاره کرد.  همین کودک "امن"، به یک باره "ناامن" ترین و بزرگ ترین ضربه زندگی خود را متحمل می شود و هماهنگی و آرامش دوران جنینی، به واسطه تولد بر هم می خورد. دمای مطبوع رحم به سرمای اتاق زایمان بدل می شود، فشار  عبور از  کانال زایمان را تحمل می کند ، چندی بعد گرسنه می شود، احساس دفع پیدا می کند وپس از دفع، احساس کثیف بودن به او دست می دهد و همچنین ده ها مشکل کوچک و بزرگ دیگر بروز خواهد کرد که کودک با آنها دست و پنجه نرم می کند . در واقع مواجهه با هر کدام از این مشکلات، چنان استرسی به او وارد می کند که گویی لحظه به لحظه با مرگ دست به گریبان است. قطعا چنین وضعیتی برای او قابل تحمل نیست . بسیاری بر این باورند که این تولد  ، هبوط واقعی انسان از بهشت به زمین است. زمینی که از بدو ورود جز رنج برای او دستاوردی نداشته است. به همین دلیل ما انسان ها در تمام طول زندگی به دنبال امنیت می گردیم. امنیتی که روزی آن را با تمام وجود احساس کرده ایم . در واقع این امنیت است که بین ما و مرگ فاصله ای به وسعت زندگی  ایجاد می کند. روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند. اگرکودک در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . نقش دانش پدری و مادری و همچنین گذراندن دوره های آموزشی توسط والدین از آسیب های وارده به کودک  شدیدا جلوگیری می کند . بر طبق نظریات علمی به اثبات رسیده شصت درصد ساختار شخصیت کودک در شش سال اول زندگی شکل می گیرد و 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . شاید بتوان گفت نوزاد انسانی جنین نارسی است که به دنیا می آید ومی بایست این چهارده ماه نیز در همان محیط امن می ماند ولی از آنجا که وزنش برای مادر غیر قابل تحمل می شود اجبارا باید آن محیط را ترک کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آن هست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . بسته به نوع پاسخی که مادر به نیاز ها و رفتارهای کودک می دهد وی تصویری ذهنی از مادر و نیز از دنیای پیرامون خود پیدا می کند . تصویری که مادر می تواند در ذهن کودک ایجاد کند: مادر حساس مادر مهربان مراقبی بی تفاوت و طرد کننده مادری غیر قابل پیش بینی در واقع سنگ بنای سلامت روانی کودک واکنش به جا ، حساسیت و پاسخ دهی به موقع مادر می باشد . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدر و روابط جنسی و قمار و دست یابی به قدرت بی حد وحصرکه می تواند به شکل کاذب، او را از درد "ناامنی" خلاص گرداند  2- باورهای مذهبی  به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. تقریبا بعد از چهارده ماه اول است که کودک باید بتواند با مفهوم محرومیت و شکست آرام آرام آشنا شده وآن را تجربه کند. این تجربه ها به کودک آموزش خواهد داد تا بتواند در آینده با مشکلات و محرومیت ها راحت تر کنار بیاید . در این دوران (چهارده ماه اول) هر گونه محرومیت و شکست یا درد و رنج ، کودک را به سمت بی اعتمادی خواهد برد . در این دوران به هیچ وجه در صدد تنبیه و یا تربیت کودک بر نیایید و تمام تلاشتان صرفا باید در راستای ارضای نیاز های کودک باشد . به یاد داشته باشید  کودکی که صحیح تربیت شده باشد به جنبه های خوب زندگی نظر دارد و از جنبه های بد آن نیز آگاهی خواهد داشت. در مورد مثبت بودن به نیمه پر نگاه می کند و از بخش خالی  هم غافل نیست . امیدوار است، ولی خوش باور نیست و برای رسیدن به اهداف خویش به معجزه و ناجی روی نمی آورد. در حالی که کودک آسیب دیده یا امید واهی دارد یا مطلقا ناامید است و یا اعتماد کامل دارد یا بی اعتماد مطلق است وبه جای کنار آمدن با واقعیت دائما در خیال های خود سیر خواهد کرد . در حدود شش ماهگی تولدی دیگر درنوزاد شکل می گیرد که در صورت آسیب، تا پایان عمر او را دچار رنج خواهد کرد. نوزاد انسان در بدو تولد به دلیل شرایط محیطی که در آن می زیسته ، قائل به شخصیت" من جهانی " است و همه دنیا را در خود و خود را همه دنیا تصور می کند . این گونه تفکر که در اصطلاح روانشناسی  به آن "خودشیفتگی " اطلاق می شود، تا حدود شش ماهگی بطور کامل با کودک می ماند و در حدود سه  تا چهار ماهگی به دلیل رشد عصبی ، کودک احساس می کند  شخصی غیر از خود او ( مانند مادر یا جایگزین او )  نیز وجود خارجی دارد ولی او را نیز جزئی از دنیای خویش تصور می کند .در اثر رشد وتکامل بیشتر دستگاه  عصبی  در حدود شش ماهگی ، کودک در می یابد  جزئی که به آن تعلق داشته، می تواند از او جدا شده و آرام آرام به این تفکر دست می یابد که ؛ خود، جزئی از آن است و آنهم جزئی ناقص ! برای عبور بهتر از این دوران ، نوازش کردن تک تک اعضای کودک به آرامی و همچنین صحبت کردن با او توسط والدین ضروری است ولی بازی های هیجانی مانند بالا انداختن کودک را در این دوران ممنوع است . اینجاست که کودک با اضطرابی مواجه  می شود به نام " اضطراب جدائی". توضیح اینکه؛  کودک احساس می کندهنگامی که مادر (و یا شخصی که نقش مادر را ایفا می کند) از میدان بینایی او خارج می شود، نابود شده و  دیگر یاور او نخواهد بود. این اضطراب در اثر همین حس غریب و دردناک در کودک ایجاد می شود . راه حل اینکه  مادر می باید در هنگام جدایی از کودک با صدا زدن و حرف زدن با او و همچنین بازگشتن و دوباره رفتن، آرام آرام حس اعتماد را در وی فعال کرده  و به کودک خود  این پیام را بدهد که او را هرگز رها نخواهد کرد. بهترین بازی در این دوران برای عبور کودک از این وضعیت، بازی "دالی موشه" و "قایم باشک" است. اضطراب غریبه ها : کودک در این ایام شدیدا از غریبه ها هراس دارد و نباید به هیچ روی بدون میل کودک، او را به دیگران سپرد. سپردن به دیگران حتی میل کودک با این توجیه که او عمه، خاله یا دایی است کودک را مضطرب کرده و به او صدمه خواهد زد . در واقع چون کودک در این ایام هنوز هیچ احساسی از کل وجودش ندارد ،همواره در تعادلی نا پایدار به سر می برد و کمترین تغییری می تواند احساس فروپاشی ، مرگ و عدم حمایت از جانب دیگران را برای او به همراه داشته باشد. این اضطراب جدایی و غریبی در صورتی که سر انجام خوبی نداشته باشد  بعدها برای کودکی که تبدیل به  انسان بالغی شده مشکلات متعددی را بوجود می آورد. از جمله این مشکلات می توان به : وابستگی های بیمارگون به نزدیکان، اضطراب از دست دادن، بروز دلشوره های بی مورد خصوصا بی تابی درموقع وداع با نزدیکان و حتی کنار نیامدن با پدیده طبیعی ای همچون مرگ اشاره کرد.
کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟ سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب فرزندان خود را وابسته بار نیاورید کنترل مثانه در طول بارداری 42 جمله ای که باید برای فرزندانمان تکرار نماییم

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

واقعیت بخشیدن به رویاهای کودکانه

هنرمند کره ای یوندو جونگ ایده ای خارق العاده بسرش زد که نقاشی های کودکان را به واقعیت تبدیل کند.

بلندترین لباس عروس دنیا

یک عروس و داماد ایتالیایی تصمیم گرفتند برای مراسم عروسی شان از یک لباس عروس به طول ۲ مایل (حدود ۳٫۲ کیلومتر) استفاده کنند و از این طریق رکورد طولانی ترین لباس عروس دنیا را شکستند.
مراسم دختر شایسته سال امسال با وجود مشکلات فراوان برگزار گردید بهترین 10 شهر جهان برای زندگی از نگاه مجله اکونومیست چرا پشت سر مسافر آب می ریزیم؟ بخت بلند یا لباس عروس بلند؟ از لادیزنگار: خواص سنگ ها

مطالب تصادفی

حرفه من

زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.

حرفه من: مربی آموزش رانندگی

یادتان می آید چطور گواهینامه گرفتید؟ یک مربی خانم یا آقا در زمانیکه هیچ اطلاعی از ترمز و گاز و کلاچ نداشتید د ر حداقل 10 جلسه به شما پارک دوبل، دور دو فرمان و سنگ چین را یاد داد.یکی از آن مربیان خانم بهرامی است، که نزدیک به 18 سال است مربی طرح های آموزش و آزمایش است. با گفتگویی که سارا تهرانی با ایشان انجام داده است، همراه شوید.
حرف هایی که در محیط کار نباید گفت حرفه شیرین من کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید کیک ها را من نقاشی می کنم برای مصاحبه شغلی آماده باشید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

دنبال سفرهای هیجان انگیز باشید

سفر رفتن این‌روزها به بخش مهمی از زندگی بیشتر مردم تبدیل شده است، اگر در زمانی نه چندان دور زنان تنها برای مسافرت مشکلات زیادی داشتند اما امروز به راحتی می‌توان گروه‌های زنانه‌ای را دید که سفرهای دسته‌جمعی ترتیب می‌دهند و راهی مناطق دیدنی می‌شوند.

نتایج پژوهشی جدید: سگ‌ها رویدادها را در حافظه ثبت می‌کنند

سگ‌ها هم توانایی به ‌یاد آوردن حوادثی را دارند که هنگام وقوع به‌طور متمرکز به آن توجه نکرده‌اند. این موجودات چهار پا قادرند حرکاتی را که یک بار انجام داده‌اند، تا ۲۴ ساعت بعد تکرار کنند. گروهی از دانشمندان دانشگاه بوداپست طی پژوهشی درازمدت ثابت کرده‌اند که سگ‌ها هم می‌توانند حوادثی را به یاد آورند که یک بار آن‌ها را تحت شرایطی تجربه ‌کرده‌اند. تا کنون گمان می‌رفت، این ویژگی که پژوهشگران به آن  حافظه‌ی رویدادی می‌گویند، خاص انسان است. ولی گزارشی که گروه دانشمندان دانشگاه بوداپست به سرپرستی کلودیا فوگازا در مجله‌ی علمی کیورنت بایالوژی منتشر ساخته، نشان می‌دهد که سگ‌‌ها هم تا اندازه‌ای از این توانایی برخوردارند وقادر به ثبت و حفظ حوادث در حافظه‌ی خود هستند. روشی امری کلودیا فوگازا، برای دستیابی به این نتیجه از شیوه‌ای که به آن روش از من تقلید کن نام نهاده، استفاده کرده است. او در این رابطه می‌گوید: «از حیوانات مثل انسان‌ها نمی‌توان پرسید، یادت می‌آید ‌امروز صبح چه اتفاقی افتاده؟» به نظر فوگازا، واکنش‌سگ‌ها به روش ابداعی از من تقلید کن او، ‌پاسخی است که سگ‌ها با رفتار خود به این پرسش می‌دهند. روش یادشده از سه مرحله تشکیل می‌شود: مرحله‌ی اول آموزش تقلید، یعنی صاحب سگ آن را طوری تربیت می‌کند که حرکات او را مثل به هوا پریدن، دست زدن به چتر، سر کردن توی سطل و مانند این‌ها تقلید ‌کند. این امر با جمله‌ی امری از من تقلید کن آغاز می‌شود. مرحله‌ی دوم ایجاد فاصله‌ی زمانی میان این حرکت‌ها است. مرحله‌ی سوم تکرار مرحله‌ی اول، ولی این بار بدون راهنمایی و هدایت صاحب سگ است. حافظه‌ی قوی سگ‌ها در چارچوب پژوهش‌های گروه کلودیا فوگازا،  ۱۷ سگ از نژادهای گوناگون تربیت شدند که پس از شنیدن جمله‌ی از من تقلید کن، حرکات صاحب خود را دنبال کردند. این افراد در یک آزمایش به عنوان مثال در اتاقی به طرف سطلی ‌رفتند و آن را لمس کردند. در مرحله‌ی دوم سگ‌ها آموختند که پس از تقلید از صاحبان خود، بلافاصله روی زمین دراز بکشند و کارهای او را تکرار نکنند. در مرحله‌ی سوم سگ‌های آزمایشی بلافاصله با شنیدن جمله‌ی از من تقلید کن دوباره حرکتی را انجام دادند که در مرحله‌ی اول به تقلید از صاحب خود آن را از خود نشان داده بودند. یعنی از جا بلند شدند و به طرف سطل رفتند. گروه پژوهشگران دانشگاه بوداپست، بر اساس این آزمایش نتیجه می‌گیرند که سگ‌ها رویدادها را در حافظه‌ی خود ضبط می‌کنند و می‌توانند آن‌ها را تحت شرایط خاصی  تا ۲۴ ساعت بعد هم به‌یاد بیاورند و انجام ‌دهند.
حسادت زنان را کور می کند کتاب شگفت انگیز ستاره سینما کامرون دیاز 4 موضوعی که نباید در اولین قرار ملاقات بازگو شوند صاحبان "ذائقه ماجراجو"‌ از زندگی لذت می‌برند هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم

آداب و رسوم

ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک

یک روز در ماه اردیبهشت هر سال برای همه زنان روستای آب اسک شمال کشور روز خاص و جالبی است چون هیچ مردی در آن روز مجاز به ماندن در روستا نیست و این زنان هستند که رئیس و فرمانروایند و همه امور روستا به رای آنها می چرخد.

دوست داشتن را پاس بداریم

روز ولنتاین، روز دوست داشتن در فرهنگ غربی است. اما این دوست داشتن مختص زوج های جوان و عاشق نیست. ولنتاین روزی است که می توانید به هر کس که دوستش دارید، ابراز علاقه کنید. مادر، پدر، خواهر و برادر، دوستان نزدیک و هر کس که در قلب شما جایی دارد.
عروس رفته گل جدایی بچیند بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی قتل‌ عام «۱۰۰ هزار» فیل در آفریقا در سه‌ سال نوروز مبارک

سفر و تفریح

پاپا نوئل در خیابان آبان تهران

شب سال نوی میلادی، از جمله مراسم زیبایی است که اکثر ما آن را از طریق دیدن فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی دنبال کرده ایم. اما دیدن یک پاپانوئل واقعی در قلب تهران اتفاقی است که برای کسانی که شاهد آن بوده اند، بسیاربیاد ماندنی و خاطره انگیز خواهد شد.

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.
سنندج، شهر هزار تپه چند توصیه برای رفتینگ پیشنهادهایی برای آخر هفته باقیمانده یوز ایرانی لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج