1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

من آدم حسودی نیستم. این را هم خودم می گویم هم همه اطرافیان ام اما معنی این جمله این نیست که من به هیچ چیز خوبی که دیگران دارند و من ندارم حسادت نمی کنم.

می خواهم درباره یکی از این حس های درونی ام اعتراف کنم. من به آدم هایی که بلدند تنهایی شان را بدون حضور آدم دیگری پر کنند حسودی می کنم. اگر یک روز از دوست جون های نازنین ام بی خبر باشم فکر می کنم دنیا به آخر رسیده و دیگر هیچ کس مرا دوست ندارد اما دیدم آدم هایی که می توانند بیست و چهار ساعت در یک اتاق ، تنها  بمانند و خودشان را سرگرم کنند . مثلا با معرفت دوستی دارم که از این دست آدم هاست. می تواند یک روز کامل خودش را به شدت سرگرم کند شاید حتی همیشه. کتاب می خواند. در اینترنت گشت می زند. مطلب می نویسد. موسیقی گوش می کند. می رود پارک قدم می زند. برای خودش آب میوه می خرد و کارهای شخصی اش را انجام می دهد و جالب است بگویم که از همه آن ها لذت می برد. من هم همه این کارها را می کنم اما بدون آدمیزاد انگار یک  پای زندگی ام بدجوری می لنگد. من از آن آدم هایی نیستم که بلد باشم خودم را بدون تلفن و چت و اس ام اس سرگرم کنم.

گاهی فکر می کنم چون خیلی به لحاظ عاطفی آدم وابسته ای هستم اینجوری ام اما بلافاصله یادم می افتد که همین دوست جون ها هم به قدر من به خانواده هایشان دست کم وابسته اند. همیشه با خودم فکر می کنم هرکسی می خواهد من را تا سر حد جنون شکنجه کند نیازی به ناخن کشیدن و داغ کردن بدن من ندارد کافی ست به من بگوید رابطه ات را با من قطع کن ، همین. از آن لحظه به بعد آن چنان در پیله تنهایی ام فرو می روم و آنقدر غصه می خورم که انگار دنیا به آخر رسیده . همیشه از تنهایی ترسیده ام برای همین گاهی عزیزانی بوده اند که به این دلیل که زیاد اصرار کرده ام به دیدن ام بیایند انگ خودخواهی بر من زدند. می خواهم خودم را اصلاح کنم. می خواهم یاد بگیرم از تنهایی نترسم و بیشتر از آن لذت ببرم.

می خواهم این را با خودم تمرین کنم که زندگی با بقیه آدم ها بسیار جذاب است اما نبودن دوستی نباید مانع خوشی من شود. می خواهم با صد سال تنهایی ام زندگی کنم چون روزهایی که با کسی معاشرت نمی کنم احساس می کنم بیست و چهار ساعت می شود هشتاد و شش هزار ساعت. می خواهم با عقربه های ساعت ام مهربان تر باشم وقتی که تنهای تنهایم. گاهی فکر می کنم نازنین دوست ام می خواست همین را به من یاد بدهد که خیلی وقت هایی که پیش ام نیامد ترافیک و خستگی را بهانه کرد. می خواست یادم دهد که در جزیره ام تنها باشم و از گل ام مراقبت کنم از خودم

دیدگاه‌ها  

+1 # رها 1390-04-29 14:16
از تنهایی مگریز به تنهایی مگریز. فکر می کنم همه داساتن همیشه باشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # behnazl 1390-04-29 14:53
از تنهایی‌ نگریز به تنهایی‌ ناگریز، چه جملهٔ زیبایی‌، یکم سخته اما، این دنیا ما تنها به دنیا اومدیم تنها هم از دنیا میریم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # bahar 1390-04-29 15:28
بهترین چیزه تنهایی. خصوصا وقتی می بینی بودن دیگران رزششو نداشته.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # پارسا 1390-04-29 15:30
شاید اگر تجربه ش کنی خیلی هم ازش لذت ببری ولی مکن هم هست که نبری. نباید سعی کنی روحیه تو مثل بقیه کنی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # TaRa 1390-04-29 15:32
خیلی خوبه که با دیگران همراه باشیم اما آرامش در حضور دیگران به دست نمی آد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # samane 1390-04-29 21:42
منم با تارا هم عقیدم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-04-30 10:35
مرسی دوست جون های ندیده که نظر دادین و خوندین.ممنون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه 1390-04-30 10:59
تنهایی را با تنهایی پر کردن، عالی است.3 سال پیش اینکار را آغاز کردم و الان خیلی خیلی راضیم از به دست آوردن این توانایی...سمیه خوبم ، یک کلید خاموش و روشن لازم داره که بتونی هی خودت رو برای فضاهای مختلف آماده کنی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آنومه 1390-04-30 12:32
به سراغِ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # فرنوش کیانی 1390-04-30 14:03
دوست عزیزم سمیه جون
چرا تنهایی؟به نظر من تنهایی خوبه و در طول روز داشتن چند ساعت تنهایی خیلی برای روح آدمیزاد مفیده.ولی عادت کردن به اون باعث می شه که دیگه با همون دوست جونایی که ازشون حرف می زنی نشه ارتباط برقرار کرد.البته وابسته بودن زیاد هم خوب نیست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سینا عباسی 1390-04-30 17:31
تنهاییم را با تو قسمت می کنم ، سهم کمی نیست ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # zahra nasirpour 1390-05-01 12:27
slm,mikhastam begam matne ghashangiye.bye.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-04-31 00:01
فرنوش : همه آدم ها تنهان عزیزم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-04-31 00:03
سینا عباسی : آدم وقتی نازنین دوستانی مثل تو داره میتونه در برابر همه مشکلات تمام قد بایسته. ممنون از محبت خالص ات دوست جون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # zahra nasirpour 1390-05-01 11:59
adam ha be donya omadan ta tanhaii ro tajrobe konan.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # هاجر سلامتی‌ 1390-05-01 12:39
من وقتی‌ تنهام قران می‌خونم، میدونم شما به اصطلاح روشنفکرا بهم میخندین اما کسی‌ که خدارو دره هیچ وقت تنها نمی‌مونه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-30 19:56
هاجر خانم اون به اصطلاح روشنفکری که به این کار میخنده فقط این لقبو داره یدک میکشه چندتا دلیل میگم اولا مطالعه یه کار مفید شما در عین قران خوندن معنیشم مطالعه میکنید
دوما بار علمی قران به قدری زیاده که هنوز خیلی از اسرارش کشف نشده
دانشمندای غربی با اون علمشون دارن قران وتفاسیر ومباحثشو تجزیه وتحلیل میکنن چون اونا از ما مسلمونا ارزش این کتاب دینی اجتماعی فرهنگی خانوادگی علمی تاریخی واخلاقی را بیشتر درک کردن قران ما مسلمونا فقط کاربردش سر سفره ی عقدوهفت سین و پشت مسافر
الان همه ی مردم دنیا با چیزی به نام فطرت اشنا هستند ومیدونند چه نقش مهم و همه جانبه ای داره مثل نیاز به پرستش که حتی مذاهب غیر الهی هم اونو نادیده نگرفتن پس صحبت کردن با معبود نیازیه که کل انسانها دارن
حافظ وسعدی بیشتر اشعارشون مبنی بر ایات قرانه که همونطور که میدونید گوته با اون شهرت وعظمتش خودش را مراد حافظ میدونه
یادکتر حسابی مرد اول علمی جهان مانوس با قران بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # شراره 1390-05-02 15:45
تنهایی بهترین چیزیه که میشه خودمون رو پیدا کنیم.. من میتونم تنها بمونم و ازش کلی هم لذت میبرم. اما دوسش ندارم.. گاهی تنهایی به آدم تحمیل میشه . امیدوارم برای کسی پیش نیاد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ماندانا 1390-05-07 14:35
تنهايي هميشه خوب نيست اما وقتي پيش مياد، نبايد زانوي غم بغل گرفت، بلكه بايد با اون ساخت و روحيه خود رو حفظ كرد و نشون داد كه بهترين ها در سخت ترين ها به وجود مياد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-07 21:44
ماندانا : چاره ای نیست. بله. بهتره ازش لذت برد اگه میتونیم.کار سختیه خوب البته.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # پری سا 1390-05-08 17:02
تنهایی برای منم واقعیتیه به همین سختی که گفتی. بله، واقعیت... یکی ازون واقعیت ها که اگه ازش فرار کنی، که اگه واسه فرار ازش به هر آدمی چنگ بندازی که نگهش داری، که فقط تنها نباشی اونوقت حتمن یه جا یه جا خالی از طرفه آدما منتظرته... همون آدمای غیرقابل اعتمادی که من از نبودنشون می ترسم...
و خودم هم در عجبم ازین تناقضه خودم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # نیکتا 1390-05-21 00:24
man be tore mamuli khob ziad va baste be dustam nistam
ama aman az vaghti ke masalan bekham beram ye kelasi chizi
ta yeki nabashe nemitunam edame bedam
yeki k beshnasamesh az ghabl
na in k masalan too kelase jadidam peydash konam
ye 2 3 bari ham tanhayi ye kelasi ro khastam shuru konam o kardam
ama vasatash velesh kardam
ta be ghole maruf ye payi nabahe ye karo b zur anjam midam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # تینا 1390-05-21 00:31
نیکتا جون آدم باید دوست های جدید پیدا کنه و از آدم های ناآشنا نترسه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sahar 1390-05-24 23:58
tanhaee bara man vazhe gharibi nis chon az kheily vaghte bahash tanham
tanhaee tanha doost adame k hamishe o hame ja ba adame
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # کیانا 1390-05-31 18:08
تنهایی خیلی سخته نیلوفرجون ایشالا هیچ وقت تنها نشی .....من تو زندگیم فقط 1بار عاشق شدم اونم منو تنها گذاشت البته بهش حق میدم چون دسته خودش نبود اگه دسته خودش که تا اخر باهام میموند اما حالا که از این دنیا رفته قلبه منم با خودش برده ایشالا هیچ کسی مثله من تنها نشه خیلی سخته خیلی .....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # ليلا 1390-05-31 18:23
گاهی اوقات آدم با وجود اطرافیان و دوستاش بازم احساس تنهایی میکنه نمیدونم شاید اقتضای سنم باشه ولی همیشه احساس تنهایی میکنم.همه میگن رفتارت نسبت به سنت خیلی بزرگونست.من همیشه پای درد و دل دوستام میشینم و خیلی هم بهشون کمک میکنم ولی نوبت به من که میرسه....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-06-21 03:40
mer30 nilo0far jo0on ...
majboram,vaghean hich kas nemitone dark kone hich kas
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-06-30 19:29
بچه ها دلم گرفته بدجورم گرفته ...
بیشتر همه روزای دیگه تنهام هیچکس نیست به دادم برسه,چیکار کنم ؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-06-30 19:33
اخ اخ چقدرم سرم درد میکنه دارم دیووونه میشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-06-30 20:12
بچه ها حالم گرفتس دلم تنگه ...
امینم که قهر کرده,بعضی ها هم فکر میکنن من از اون ادما هستم که با چند تا اسم مردمو سرکار میذارن بعضی ها هم که راحت از مرگ من حرف میزنن
کاش یکی بود درکم میکرد منو میفهمید,خدا هم که از من رو برگردونده انگار نه انگار کیانایی هست تو این دنیا که صدساله تنهاس تنهای تنها ...
کاش میشد برم از این سایت اما وابستش شدم مخصوصا امین ...
اگر امین بره منم میرم باور کنید ...البته شاید واستون مهم نباشه که نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ... 1390-06-30 20:23
kiana cheghad bahal khodeto be nane man gharibam bazi mizani !!!!!!
dele adam kabab mishe ...!
jam kon khodeto baba maskhare
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-07-02 22:29
کیانا احساس میکنم خداهم دیگه با من کاری نداره نمیدونم چرا مثل قدیما وقتی باهاش حرف میزنم درونم از حس قشنگ عشق پر نمیشه من دارم بهترین دوستمو از دست میدم دوستی که هیچوقت ندیدمش اما اون یک هزارم ثانیه هم ازم چشم برنداشت دوستی که هنوز جای گرم دست یاریش پشت شونم حس میشه اما من خیلی کودکانه دارم با چاقو این طنابو میبرم واقعا تو زندگی من چی میتونه جای خالی خدا را واسم پر کنه کدوم داشته های زندگیم ارزشش اندازه ی خدای منه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اما پدرم میگه اینکه میگی خدا دیگه با من کاری نداره غلطه این ماییم که هر روز داریم اونو با یه چیز از این دنیا معامله میکنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سپهر 1390-06-30 20:30
چیه؟مگه چی کار کرده؟جایه تورو که تنگ نکرده!دوست داشته نوشته منم از مطلبش خوشم اومد اتفاقا!کیانا جان هر وقت دوست داشتی درد و دل کنی حداقل من یکی گوش میدم به حرفات
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-30 21:38
واقعا كه خجالت بكش يه كم سعي كن از اون قلب سنگيت استفاده كني. كيانا جه بدي اي به تو كرده اصلا ما دوست داريم به قول تو گول بخوريم حالا چي ميگي ؟؟؟ تو گول نخور آفرين پسر خوب .
كيانا جان واقعا متاسفم خيلي دردناكه . واقعا هم هيشكي نميتونه درك كنه. اميدوارم كه داداش امينم هم بر مي گرده . نگران نباش داداش امين خيلي خوبه حتما مياد و ما رو تنها نمي ذاره.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-07-01 22:14
سپهر عزیزم و اندریا حون مرسی از اینکه درکم میکنید برای من حرفای کسی که انقدر عقده ای هست مهم نیست الکی ذهنم رو درگیر کنم ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-01 22:38
جای خالی دستانت :
وقتی تو در کنارم بودی دیگر نگران فردا نبودم,وقتی تو در کنارم بودی از شنبه های پرمشغله و پنجشنبه های بی دردسر فرار نمیکردم و وقتی تو را در کنارم میدیدم معنای واقعی عشق را درک میکردم و زیبایی خورشید به چشمم می امد,گاهی برای دلتنگی هایم تو تنها بهانه هستی و من بی بهانه,بهانه ات را میگیرم,قلبم فقط برای تو میتپد با تو لبریز از عشق و بی تو پوچم و تو خالی ...
ستاره وجودت روشنگر شبهای بی ستاره ام است و نگاه مهربانت گرما بخش لحظه های خاموشم,بی تو تنها صدا,صدای جغد تنهایی است و با تو سکوت هم زیباترین اواز دنیاست ...
چگونه دلم ارام بگیرد ؟به تازگی فهمیده بودم تو هم مرا دوست داری,چگونه دلم ارام بگیرد ؟به تازگی مادرم را از عشقمان اگاه کرده بودم,چگونه دلم ارام بگیرد ؟تو به من قول دادی,عهد بستی که پیشم بمانی و تنهایم نگذاری,چرا نماندی ؟تو که همیشه پای قول و قرارت با هرکس میماندی و زیر پا نمیگذاشتی حالا که نوبت به من رسید رفتی ؟
ادامه کامنت بعدی ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-01 22:46
با یاد اوردن ان روزها خون از چشمانم جاری میشود,یادت می اید روزی که به من گفتی اگر یکی از ما دیگری را ترک کرد از او انتقام سختی بگیریم ؟حال چگونه من از تو انتقام بگیرم ؟چگونه ؟؟با تمام وجود فریاااد میزنم چگونه ؟؟
عشق من دلم برایت تنگ شده است,من هرروز و هرلحظه دلتنگ تو هستم,بگو برای دیدن به کجا بیایم ؟ای کاش بودی و میدیدی بذری را که کاشته ای درختی تنومند شده است و هیچ طوفانی قادر نخواهد بود ان را از جا بکند ...
مدتی است از فراقت جان و دلم سوخته است و من دل به خاطرات کوتاه حضورت بسته ام به حضوری سبز و پربار که هرگز برایم کمرنگ نخواهد شد و دلم هنوز که هنوز است داغدار توست ...
نوشته شده توسط:کیانا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی 1390-07-03 09:07
آفرین "کیانا"ی عزیز

کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا برای قلب من
زندگی اینگونه بی معنا نبود
کاش بودی تا لبان سرد من
بی خبر از موج و از دریا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی
بعد تو این زندگی زیبا نبود...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-02 15:02
ممنون میشم در مورد نوشته من نظر بدید لطفا ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رهی 1390-07-03 09:02
گویند خدا همیشه با ماست
ای غم نکند خدا تو باشی...؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ti ti 1390-07-03 11:02
kheili ziba o poor ehsas bod kiyana jan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-03 14:34
titi جوون عاشقتم,مرسی ...
از تو هم رهی جان ممنونم این اولین باریه که یه متن احساسی مینویسم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-04 01:09
راستی بچه ها این متنی که نوشتم سرنوشت خودمه یعنی واسم اتفاق افتاده ...
قابل توجه اقا مصطفی,مصطفی جان هرکی تو زندگیش یه خلا رو حس میکنه و داره,هیچکس تو این دنیا پیدا نمیشه که از لحاظ عاطفی بی نیاز باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Mostafa 1390-07-04 01:41
كيانا من واقعا از همه بياز ترم تو شرايط منو نداشتي و اميد وارم هيج كس نداشته باشه ولي بد درديه بد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-07-04 01:47
متاسفم مصطفی جان اما نمیتونم درکت کنم,مطمئنا تو هم نمیتونی منو درک کنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Mostafa 1390-07-04 01:52
Bache kojayi kiyana
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-04 01:54
تهران هستم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Mostafa 1390-07-04 02:01
Kojay tehran
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-04 02:02
اقا مصطفی من احساس میکنم شمارو میشناسم میشه بیشتر خودتونو معرفی کنید ؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-04 02:09
چرا واسم مهمه بدونم اخه احساس میکنم شمارو میشناسم,شما کجای تهران کار میکنید ؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 02:10
از جه نظر ميكيد منو ميشناسيد
مصطفي غدير دانشجو جهاد دانشكاهي رشته كامبيوتر شناختيد يا بازم بكم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-04 02:13
اصلا فراموش کنید بهتره تو خماریش بمونم !!!!
من دارم بیهوش میشم خیلی خوابم میاد ...
اینم ایمیل من:
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 02:16
من تو مسعوديه هستم ميتونم يجيزي ازتون بخوام هر روز ايميلتونو جك كنيد من براتون ايميل ميذارم بخونيد خوشحال ميشم بهم اس بدين شمارهامو ك برداشتين يا نه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-04 02:20
بعدا دلیلشو میگم,بای بای ...ZZzzz
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 02:22
باي كيانا الان ايميل كذاشتم نكله كن ببين امده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # فریده 1390-07-15 15:13
تنهایی هم مثه خیلی چیزای دیگه تمرین می خواد. احساستو خوب درک می کنم اما دوره ای بوده که حسابی تنهایی رو تجربه کردم. الان از تنهایی نمی ترسم(اون موقه ها می ترسیدم) اما می دونم چیز سختیه. به هر حال ما همه تنهاییم. باید اول تنهایی رو بپذیری بعد تنهایی رو تجربه کنی!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # وحید 1390-09-05 00:23
چه کسی دوروبرمون باشه.چه نباشه به معنای واقعی کلمه تنها هستیم...این یه حقیقتیه که به مذاق هیچکس خوش نمیاد.
به هر حال چه قبول کنیم چه نکنیم.بازم تنهاییم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # م. م. 1390-09-05 09:24
وحید جان حرف دل منو زدی واقعا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # وحید 1390-11-30 01:59
حرف دلت چیه؟ تو هم به عمق تنهایی پی بردی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # وحید 1390-11-30 01:57
همینجور اتفاقی و دوباره گذرم به اینجا افتاد.

پس از دوباره میگم که همه موجودات تنهان, فک میکنن که تنها نیستن

البته بعضیا هم که به این تنهایی پی بردن خودشونو گول میزنن که

تنها نیستن, ولی بیچاره ها بازم تنهان.

از بس کلمه تنهایی رو بکار بردم که روانی شدم.

شب بخیر

poch1.blogfa.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شکوه 1390-11-30 09:50
نه بابا همه میدونن تنهان آقا وحید
بازم بیا اینجا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی.....

شب های یلدا برای من بوی مادر بزرگم را می دهد.سال های سال برنامه خانواده ما در شب های یلدا این بود كه همه خانه مادر بزرگ جمع شویم.سفره بیاندازیم از این سر اتاق تا آن سر.منو غذا ثابت بود. وارد خانه كه می شدی بوی "دمپختك" فضای خانه را پر كرده بود.

چگونه به زنان توجه کنید

روانشناس و متخصص روابط زناشویی دکتر Tracy Thomas از یک راز کمابیش جالب در باره زنان می گوید که دانستنش می تواند برای مردان مفید باشد. شاید بسیاری از شما ناظر بوده اید که عزیزتان به یکباره در برابر شما ظاهر می شود و با نگاهی کنجکاوانه مستقیم یا غیرمستقیم از شما می پرسد که خوب! چه تغییری کرده ام؟ به هر دلیلی که شاید در ژن یا تربیت مردانه وجود دارد بیشتر مردان در این لحظات بخصوص عاجز از دیدن جزئیات هستند. هر جامعه ای نیز برای این رفتار مردان توجیهی دارد. این اواخر روانشناسی تکاملی و مردم شناسیِ انسان اولیه نیز توجیهی ارائه داد مبنی بر اینکه در قبایل اولیه وظایف زنان یافتن دانه های نباتی و میوه ها و گیاهان و دقت در رفتار روزانه مربوط به نگهداری و حفاظت از کودکان و سالخوردگان بود. لاجرم بر دقت شان افزوده شد ولی مردان در سفرهای تعقیب و شکارِ چند روزه، تکیه اصلی شان بر سرعت، شجاعت و قدرت بود و … این روزها که نحوه یادگیری مشاغل تخصصی و موقعیت زوج ها تقریبا شبیه به هم شده است برای مردان چاره ای نمی گذارد که یاد بگیرند توجه بیشتری برای شریک زندگی یا فردی که قرار است بیشتر آشنا شوند قائل شوند. مردان لازم نیست هوش و حواس خود را معطوف نوع تغییر آرایش موی سر یا لباس یا کفش خانم ها نمایند و با دستپاچگی و استعدادی که برای ندیدن جزئیات دارند به مورد مشخصی اشاره کنند. مثلا بگویند موی مشکی یا کوتاه جذابت می کند یا کفش کتانی چقدر قیافه جالبی به تو داده است و … اشاراتی که معمولا درست نیست و تلاش شما را بی نتیجه می گذارد. به قول متخصص روابط زناشویی برای زنان بیش از هر چیز مهم است که مردان متوجه وقت و انرژی که گذاشته اند باشند. رفتن به آرایشگاه یا مرتب کردن ناخن و لاک و … یا ساعت ها در فروشگاه ها با وسواس کامل برای یافتن لباس و کفشی که فکر می کنند برقامت شان زیبا است و شما هم حتما  او را قشنگتر خواهد دید واقعا نفسگیر است. خانم ها فقط می خواهند بعد از این همه تلاش در رویارویی با شما ببینند که شما قدر این کارشان را می دانید. برای آنها تشکر و خشنودی شما از حوصله و توجهی که برای رابطه زناشویی می گذارند مهم است. برای همین کافی است وقتی این بار در مقابل چشمان منتظر و کنجکاو عزیزتان قرار گرفتید خودتان را به در و دیوار نزنید که یک چیز مشخص و تغییر یافته را در ظاهر او کشف کنید. به قول دکتر Tracy Thomas این هماهنگی که از آن در روانشناسی رفتاری با عنوان behavioral conditioning یاد می کنند نوع تطبیق پذیری از واکنش است که قرار اصلی آن حمایت و مثبت دیدن نیت رفتار متقابل است و به دنبال یافتن دلایل غیرضروری و منفی نیست. اگر کفشی که خریده است کمی زیادی کوچک است یا کمی زیادی براق است لازم نیست متخصص و طراح کفش بشوید. کافی است بگویید :« چقدر این کفشها قشنگند توی پای تو» یا اگر موهای سرش را زیادی کوتاه کرده است چون می دانید بخشی از تصمیم او به خاطر خوشایند شما بوده است و می دانید که دو هفته دیگر موهایش به حدی که مطلوب شما است می رسد کافی است بگویید: « خیلی دوستت دارم چون مدام حالت های مختلفی از جذاب بودن داری»
مرگ هیچ وقت عادی نمی شود رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان راز هایت را نفروش دختری که کسی منتظرش نیست خدایا دست ات را از گلویم بردار

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟

فصل حراج خوب است. مانتویی را که دو ماه پیش خریده اید 90 هزار تومان را ، حالا شخص دیگری می خرد 45 هزار تومان. اما همیشه این طور نیست که خریداران فصل حراج برنده باشند. خرید کردن در حراجی ها، مهارتی می طلبد که با تجربه به دست می آید.

5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین

  هر چقدر شرایط اقتصادی رو به وخامت گذارد، میزان صرفه جویی در مخارج خانواده نیز خود بخود بالاتر خواهد رفت. یکی از موارد اصلی مخارج خانوارها هزینه بنزینی است که برای اتومبیلهای خانواده مصرف می گردد. با توجه به شرایط شهرهای بزرگ داشتن اتومبیل یکی از ملزومات هر خانواده است اما چگونه میتوانیم از عهده هزینه های زیاد بنزین بر بیاییم بدون اینکه میزان استفاده از آنرا کم نماییم؟ در ذیل چند نکته مهم را که میتوانید با گوشزد به آقایان آنان را تحت تاثیر قرار دهید با هم مرور می نماییم. 1-     موتور گرم کمتر سوخت مصرف می نماید. اگر چند جای مختلف باید بروید بهتر است اول از همه از دورترین مقصد شروع نمایید و کم کم به نزدیکترین نقطه به خانه برسید. 2-    کولر خاموش سعی نمایید از کولر اتومبیل تنها در سرعتهای بالاتر از 80 کیلومتر در ساعت استفاده نمایید. هوای بیرون در بیشتر مواقع آنقدرها بد هم نیست. کولر روشن مقدار زیادی از بنزین شما را بهدر می دهد. 3-    صندوق عقب خالی صندوق عقب اتومبیل خود را خالی نمایید. کیسه شن، زنجیر چرخ، جعبه ابزار بی مصرف همگی باعث سنگینی بیجهت اتومبیل و در نتیجه افزایش میزان سوخت اتومبیل می گردد. تنها آچار چرخ و جک اتومبیل برای شما کافیست. 4-      هر از چند گاهی میزان باد چرخای خود را چک نمایید. باد چرخها باید بصورت مساوی بین چهار چرخ اتومبیل تنظیم شده باشد. چرخهای پهن که بسیار هم مورد توجه است باعث بیشتر شدن مصرف سوخت میشود سعی نمایید کمی از تظاهر بدور باشید و با لاستیکهای به اندازه معمولی رانندگی نمایید. 5-      تنظیم موتور اتومبیل هر چند وقت یکبار موتور اتومبیل شما نیاز به تنظیم دارد سعی نمایید با تنظیم بموقع ار افزایش میزان مصرف اتومبیل خود جلوگیری نمایید. با توجه به این نکات ساده هم میتوانید به کاهش آلودگی هوا کمک نمایید و هم در مخارج خانه یک صرفه جویی اساسی انجام دهید. یادتان باشد این نکات را به شوهرتان یادآوری نمایید تا او را تحت تاثیر معلومات اتومبیلی خود قرار دهید.
وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران کنترل صفرهای قبض برق آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ کیفی پر از مدرسه توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول)

مطالب تصادفی

گزارش روز

روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان

اما حفظ آبرو از مهم‌ترین دلیل سکوت زنان آزاردیده در برابر آزارهای اخلاقی و جنسی است. به عقیده کارشناسان، در اکثر این موارد، جامعه اغلب زن را متهم می‌کند که خود مقصر و عامل رفتار ضد اخلاقی است. به علاوه نگرشی که رسانه‌های عمومی ترویج می‌کنند این است که نوع رفتار و پوشش زن در اکثر موارد عامل تجربه چنین آزارهایی اسـت و اگر زنان نخواهند، چنین آزارهایی اتفاق نمی‌افتد. به گزارش ایسنا، روزنامه «قانون» با اشاره به یک آسیب اجتماعی پنهان علیه زنان، سکوت قانونگذار در مقابل آزار جنسی و فقدان قوانین حمایتی از آزاردیده، از دلایل سکوت زنان در برابر آزار جنسی است. سارا ۲۴ ساله: «روزهایی که کارم زود تمام می‌شود اگر در ساعت شلوغی رفت وآمدهای مترو باشد، در محل کارم می‌مانم تا مطمئن شوم مترو خلوت شده. در راهروهای باریک مترو تجربه آزارهای مختلف را داشته‌ام. از لمس بدنم گرفته تا نگاه‌های بدی که بسیار آزارم می‌دهد. هیچ‌گاه وارد واگن‌های بخش آقایان نمی‌شوم، حتی اگر دیرم شده باشد و واگن‌های خانم‌ها جا نداشته باشد. مرتب احساس ناامنی دارم». مائده ۳۸ ساله: «مدیر ما با کارمندان بیش از اندازه احساس صمیمیت می‌کند. روزی هنگامی که در دفترش تنها بودیم و از کار صحبت می‌کردیم، پیغامی در تلگرامش آمد، شروع به خندیدن کرد، آن را به راحتی به من هم نشان داد. فیلم تجاوز به دختری بود که پنهانی از او گرفته شده بود. نمی‌دانستم چه کنم. بدون این که فیلم را نگاه کنم گوشی را به او دادم و با عذرخواهی از اتاق خارج شدم». ثریا ۳۰ ساله: «از دوستانم تعریف اجناس ارزان بازار را شنیده بودم. البته همکارم گفته بود که باید صبح زود بروم تا خلوت باشد وگرنه در آن شلوغی بازار، خرید سخت می‌شود. آدرس گرفتم و صبح زود برای خرید به بازار تهران رفتم. نگاه برخی کسبه بسیار آزاردهنده بود. ازکنار هر چرخ دستی که رد می‌شدم متلکی می‌شنیدم. از خرید پشیمان شدم و برگشتم». فاطمه ۳۲ ساله: «مدیر بخش ما پسر جوانی است. یك ماه پس از آمدنم در شرکت روزی برای من شعری در تلگرام ارسال کرد. سپس شروع کرد مرا به نام کوچك صدا زدن. گاهی اوقات نیمـه شب پیغامی می‌داد و نام من را در پیغام می‌نوشت. یك بار که فقط جواب سلامش را دادم، شروع کرد به دادن پیغام‌هایی و احساس جنسی اش را نسبت به من گفتن...» این‌ها بخشی از تجربه عموم زنانی است که در کنار ما زندگی می‌کنند. زنانی که ظاهرا در آرامش و امنیت زندگی روزمره شان را سپری می‌کنند اما وقتی پای صحبت‌های‌شان می‌نشینیم، تجربه‌های تلخی از حضور در اجتماع داشته‌اند. زنانی که پرورش‌دهنده نسل‌های آینده این سرزمین هستند اما آزارهای اخلاقی و جنسی هر روزه، آزارشان می‌دهد. حسی که در بلندمدت منجر به گسترش بی‌اعتمادی به دیگران در فضای جامعه می‌شود. هیچکدام از زنان در بیان تجربه تلخشان صحبتی از ارگان رسمی که از آن‌ها در برابر این نوع آزار حمایت کند، نمی‌کنند. به گمان خود این زنان، این موضوعات اموری از بدیهیات هر جامعه‌ای است و صرفا باید خود را از آن دور کنند. هیچکدام از این زنان به حق و حقوق انسانی و شهروندی‌شان اشاره نداشتند. آن‌قدر حقوق‌شان نادیده گرفته شده که گمان می‌کنند صرفا باید برابر این تجربه‌ها، خودشان از خودشان محافظت کنند. از دهه‌های دور، متلک انداختن به گروهی از زنان و دختران در فضاهای عمومی شهر و اصطلاحا سر کوچه‌ها، ناهنجاری‌ای بوده که رواج داشته و در عین حال، برخوردهایی نیز با آن‌ها صورت می‌گرفت. برخوردهایی که عمدتا لوتی‌ها و غیرتی‌های محل در دفاع از زنان و دختران می‌کردند. اکنون اما سطح و عمق متلک‌ها، رفتارهای غیراخلاقی، آزارهای جنسی و... علیه زنان و دختران آنچنان پیش رفته که گویی نوعی فرهنگ میان گروهی از مردان این سرزمین شده است.از نگاه‌های منزجرکننده به زنان تا پیشنهادهای غیر اخلاقی که مجرد و متاهل و باحجاب و بدحجاب نمی‌شناسد، این سال‌ها به عنوان رفتاری بس نکوهیده در هیاهوهای روزانه شهر رشد کرده است. مصادیق آزار جنسی زنان در حالی که در باور بسیاری از افراد تنها مصداق آزار زنان، لمس جسمی است که از آن به عنوان آزار جنسی نام می‌برند، این آزار گاه در کلام و رفتار و حتی در نوع نگاه نیز می‌تواند از مصادیق آزار جنسی زنان تعریف شود. از جمله مصادیق آزارهای کلامی عبارتند از: گفتن داستان‌ها، شوخی‌ها و طنزهای جنسی، پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی شخصی یا جنسی فرد، کنایه‌های جنسی در گفتار، اظهار نظر در مورد ظاهر و پوشش فرد، پیشنهاد یا دعوت جنسی ناخواسته، درخواست‌های مکرر برای قرار ملاقات یا رابطه خارج از عرف، توصیفات و نظرات جنسی یا معذب کننده راجع به شکل یا وضعیت اعضای بدن زنان در محیط‌های مختلف در جامعه، متلک‌ها و آزارهای روحی خیابانی و غیره كه می‌توانند از مصادیق آزار جنسی زنان باشند.همچنین مصادیق آزارهای روانی عبارتند از نشان دادن تصاویر نامناسب جنسی، چشم‌چرانی و چشمک زدن، ارسال نامه، یادداشت، پیامک و غیره. سکوت زنان برای حفظ آبرو! اما حفـظ آبرو از مهم‌ترین دلیل سکوت زنان آزاردیده در برابر آزارهای اخلاقی و جنسی است. به عقیده کارشناسان، در اکثر این موارد، جامعه اغلب زن را متهم می‌کند که خود مقصر و عامل رفتار ضد اخلاقی است. به علاوه نگرشی که رسانه‌های عمومی ترویج می‌کنند این است که نوع رفتار و پوشش زن در اکثر موارد عامل تجربه چنین آزارهایی اسـت و اگر زنان نخواهند، چنین آزارهایی اتفاق نمی‌افتد. بدیهی است وقتی فضای جامعه به گونه‌ای باشد که زنان را مسبب اصلی وقـوع آزار جنسی بداند، زنان با علنی کردن موارد آزار اخلاقی و جنسی، مورد فشار مضاعف از سوی جامعه قرار می‌گیرند و مایل یا قادر به تحمل آن نمی‌باشند. وجود فضاهایی که در آن فرد آزاردیده خود را مقصر احساس کند و از اینکه مورد آزار جنسی قرار بگیرد احساس گناه کند، دلیل دیگر سکوت زنان در برابر آزار جنسی است. همچنین ترس از عدم حمایت خانواده و دوستان نیز در این دست فضاها به شدت پررنگ است و مانعی دیگر برای علنی کردن تجربه آزار جنسی محسوب می‌شود. ازسویی، در محیط های کاری، تنگناهای اقتصادی و نگرانی بابت از دست دادن شغل، دلیل بسیار مهم و موثری برای سکوت در برابر آزار جنسی زنان است. حتی در مواردی تنگناهای معیشتی باعث می‌شود زن به‌طور ناخواسته و از روی اجبار به روابط خاصی در محیط کار تن دهد. سکوت قانونگذار در مقابل آزار جنسی و فقدان قوانین حمایت کننده از آزاردیده، ناآگاهی زنان از دستورالعمل‌های موجود و بی‌اطلاعی درباره حقوق خود، تردید درباره نتیجه بخش بودن شکایت و مجازات مجرم و همچنین دشوار بودن اثبات ادعا، از دیگر دلایل سکوت زنان در برابر آزار جنسی است. نبود آمار شفاف برای آزار جنسی زنان بر اساس اعلامیه سازمان بین المللی کار (ILO) آزار جنسی در محیط کار بارزترین نمود تبعیض جنسیتی است و مصداق نقض حقوق بشراست. طبق گزارش‌های این سازمان، بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از زنان در کشورهای اتحادیه اروپا، در محیط کار خود دارای تجربیات ناخواسته و اجباری درباره آزار و اذیت جنسی، برقراری روابط جنسـی و دیگر اشکال خشونت جنسی هستند. در کشورهای آسیا- اقیانوسیه نیز، تجربه شکل‌های مختلفی از اذیت و آزار کلامی، جسمی یا جنسی برای ۳۰ تا ۴۰ درصد زنان کارگر، گزارش شده است. در تحقیقاتی که در ۱۱ کشور اروپایی انجام شده بود، ۳۰ تا۵۰ درصد زنان در محل کار مورد آزار قرار می‌گیرند در حالی که این آمار برای مردان ۱۰ درصد است. از میان کشورها در اتریش ۸۱ درصد زنان در محیط کارمورد آزار قرار گرفته‌اند و کمترین آزار در محیط کار در اروپای شمالی مربوط به کشور سوئد است که رقم آن دو درصد است. در انگلیس این آمار ۵۴ درصد او در آمریکا ۴۴ درصد است. با این حال، آمار شفافی از میزان آزار جنسی زنان در دست نیست. نبود این آمار از یک سو به دلیل مشکلات قانونی است که تعریف مشخصی ازآزار جنسی به عنوان جرم وجود ندارد و در قوانین ایران این مساله به وضوح جرم انگاری نشده است و درواقع قانونگذار در این زمینه سکوت کرده است واز سوی دیگر سکوت زنان آزاردیده و عدم تمایل‌شان به بیان تجربیات تلخی که دراین زمینه داشته‌اند، باعث شده تا حق و حقوق زیادی از زنان این سرزمین تضییع شود. نبود آموزش اجتماعی به زنان و به رسمیت نشناختن مساله آزار جنسی زنان در محیط‌های مختلف به تلخی این ماجرا بیشتر دامن می زند. جای خالی مطالبه‌گری زنان بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد تا زمانی که سازمان‌های غیردولتی اجازه ورود به مساله خشونت علیه زنان را نداشته باشند، این پدیده به شکل جدی به عنوان یک مساله اجتماعی در جامعه مورد توجه قرار نخواهد گرفت زیرا مطالبه‌گری در زمینه رسیدگی به خشونت علیه زنان وجود ندارد. تا زمانی که بیان مورد خشونت قرار گرفتن از سوی زنان در جامعه و فرهنگ ایرانی تابو باشد، مساله خشونت علیه زنان دیده نخواهد شد. متاسفانه مسیر خشونت علیه زنان از مسیر قانونی نیز کمتر دیده شده و افزایش زمینه‌های بروز خشونت علیه زنان نشان از جای خالی قانون در این مساله مهم اجتماعی دارد. هرچند لوایحی همچون تامین امنیت زنان در برابر خشونت سعی در پر کردن جای خالی این مهم دارد اما از سوی دیگر زمینه‌های فرهنگی لازم در جامعه همراه با تصویب این نوع قوانین باید فراهم شود. تا زمانی که زنی بعد از شكایت از خشونت و حقوق انسانی‌اش، مورد مذمت قرار گیرد، نمی‌توان انتظار داشت که صرف قانونگذاری موجب شود در زمانی کوتاه، این معضل جدی زنان در فضای جامعه حل شود. پیش درآمد این نوع قانونگذاری‌ها، آموزش‌هایی است که باید به شهروندان داده شود تا هرکسی به حق و حقوقش و حد و حدودش آشنایی پیدا کند.

نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده

سالانه میلیون‌ها دختر با "ختنه" به لحاظ جنسی ناقص می‌شوند. درد و عفونت دائم از پیامدهای این عمل است. یک مرکز پزشکی در برلین با حمایت واریس دیری، مانکن سابق، برای کمک به قربانیان "ختنه" زنان تاسیس شده است. دمیس زن جوانی اهل اتیوپی است. او را هنگامی که ۷ یا ۸ ساله بود "ختنه" کردند. همه اهالی روستایی که او در آن زندگی می‌کرد جمع شده بودند تا بدین خاطر جشن بگیرند. پیش از او نوبت دو دختربچه دیگر بود. «من آن‌ها را دیدم و فرار کردم» اما به دنبالش می‌دوند و او را می‌گیرند. سنایت دمیس در اتاق کلینیک "والدفریده" در برلین اقامت دارد و خاطراتش را شرح می‌دهد. او به یاد ندارد که در اتاقی که او را "ختنه" کردند چه اتفاقی افتاده است. نه درد خود را به خاطر می‌آورد و نه خون زیادی را که احتمالا از او جاری شده است. شانه‌هایش را بالا می‌اندازد و می‌گوید: «لابد بیهوش شده بودم. یادم نمی‌آید.» او در مورد علت آمدنش به برلین با لبخند می‌گوید: «می‌خواهم چیزی را که از من گرفته‌اند دوباره بدست بیاورم. می‌خواهم بار دیگر کامل باشم.» این زن ۳۴ ساله یکی از دو بیماری است که با تاسیس "مرکز کمک به قربانیان ناقص‌سازی آلت جنسی زنان" در کلینیک برلین به آن مراجعه کرده‌اند و می‌خواهند که بر روی آنها عمل "بازسازی کلیتوریس" انجام گیرد. پزشک جراح کلینیک، رولاند شرر، قرار است این عمل را بر روی زنان انجام دهد. دکتر شرر می‌گوید: عمل ساده‌ای نیست، چون جراحت‌ها بسیار قدیمی هستند و اثر زخم‌ها عمیق. زنان ختنه نشده را "ناپاک" می‌دانند "ختنه" یا ناقص‌سازی آلت تناسلی زنان در بسیاری از کشورهای آفریقایی و در برخی از کشورهای آسیایی و خاورمیانه انجام می‌گیرد.  این پدیده در بعضی نقاط غرب، شمال غربی و جنوب شرقی ایران گزارش شده است. در "ختنه" زنان، بخش‌هایی از کلیتوریس را می‌برند. به گزارش سازمان بهداشت جهانی، حدود ۱۵۰ میلیون زن و دختر قربانی در حال حاضر در جهان وجود دارند. برخی دختران را در سنین بسیار پایین "ختنه" کرده‌اند. انجام این عمل در بسیاری از کشورها ممنوع است. مجازات "ختنه" زنان در آلمان ۱۵ سال حبس است. دلایلی که انجام‌دهندگان این عمل می‌آورند گوناگون‌است. برای مثال می‌گویند زنی که "ختنه" نشده "ناپاک" است. ایولین برندا، فعال حقوق مدنی در کنیا که علیه "ختنه" زنان مبارزه می‌کند در این مورد می‌گوید: «در چشم زنان دیگر، زن ۴۵ ساله‌ای که ختنه نشده جوان‌تر از دختر ۱۵ ساله ‌ختنه شده است.» خود خانم برندا "ختنه" نشده است و برای همین اجازه ندارد در کنیا بر سر میز بزرگسالان بنشیند و باید با کودکان غذا بخورد "یک جنایت" تغییر دادن سنت‌ها دشوار است. ایولین برندا می‌گوید: «با مادرانی سر و کار دارم که دختر خود را در حالی که جیغ می‌کشد در بغل گرفته‌اند و می‌گویند، خانم برندا، من هم دخترم را مثل بقیه دوست دارم!» اما بسیاری از مادران می‌ترسند که اگر دخترشان "ختنه" نشود به حاشیه جامعه رانده شود و مردی پیدا نشود که بخواهد با او ازدواج کند. به نظر این فعال اجتماعی کنیایی، باید برای این مادران توضیح داد که موضوع بر سر سلامتی فرزندانشان است. بریدن کلیتوریس دختران عوارض جسمی زیادی دارد. ابتلا به عفونت‌های واژن و رحم، نازایی، دردهای شدید هنگام قاعدگی یا کیست واژن و رحم و بطور کلی دردهای موضعی، بیشتر دختران و زنانی را که ختنه شده‌اند رنج می‌دهد. با ختنه حس جنسی زنان از میان می‌رود و رابطه جنسی دردناک می‌شود. پیامدهای روحی "ختنه" زنان اغلب زیر سایه قرار می‌گیرد که در این مورد از جمله می‌توان به احساس اضطراب و بی‌اعتمادی اشاره کرد که پیامد آسیب‌دیدگی‌ای است که بر دختر در مواجهه با خشونت عمل "ختنه" وارد شده است. از این روست که واریس دیری، مانکن سابق و فعال حقوق بشر، "ختنه" زنان را "جنایت" می‌نامد. او می‌گوید: زنان رنج می‌کشند. آنها چه موقع زایمان چه هنگامی که عمل زناشوئی انجام می دهند، رنج می‌کشند. واریس دیری که سفیر مخصوص سازمان ملل نیز هست، بنیاد "گل صحرایی" را تاسیس کرده است. او که رمانی به همین نام نوشته و در سراسر جهان با "ناقص‌سازی جنسی زنان" مبارزه می‌کند، حامی مالی مرکز کمک به قربانیان ناقص‌سازی آلت جنسی زنان در کلینیک برلین است. خانم دیری می‌گوید: «هر زنی که بخواهد از امکانات این مرکز استفاده کند، می‌تواند پیش ما بیاید.» پزشک جراح این مرکز حدس می‌زند که سالانه حدود ۱۰۰ نفر را بتوان در این مرکز جراحی کرد. پزشکان دیگری بیرون این کلینیک هم هستند که عمل بازسازی کلیتوریس را انجام می‌دهند. اما به گفته دکتر شرر، نظیر این کلینیک در جهان از نظر "برنامه خاص برای مداوا" وجود ندارد. در اینجا در کنار پزشکان، روانشناسان هم به زنان کمک می‌کنند. با این همه از بین بردن کامل حس "ناقص بودن" برای پزشکان وروانشناسان آسان به نظر نمی‌رسد، چون آسیب‌دیدگی جسمی و روحی زنان تا عمق وجود آنان را صدمه زده است. تنها چاره‌ای که می‌ماند این است که مبارزه با "ختنه" زنان گسترده‌تر شود. سنایت دمیس، زن اتیوپیایی که برای عمل جراحی به کلینیک مراجعه کرده نیز با این نظر موافق است. او می‌گوید هنگامی که به اتیوپی بازگردد تمام تلاش خود را برای مبارزه با "ختنه" زنان خواهد کرد. او در نخستین گام مبارزه خود موفق بوده است. سنایت دمیس توانسته مادر خود را قانع کند که از ختنه دختر پنج‌ساله‌اش چشم بپوشد. منبع: DW.DE
کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران ممنوع شدن فعالیت سیرکهای حیوانی در 10 استان سرطان‌های جدید، ره‌آورد ریزگردها برای ایران سرزمین هایی برای مادر نشدن

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

این موضوعات ارزش بحث ندارد!

مطمئنا هیچ زن یا شوهری از دعوا با شریک زندگی اش لذت نمی برد. در زندگی مشترک، موضوعات زیادی وجود دارد که موجب اختلاف نظر بین زوجین شده و گاهی به مشاجره ختم می شود اما برخی از آن ها واقعا ارزش دعوا و نزاع را ندارد. به گزارش سلامت نیوز به نقل از«باشگاه خبرنگاران»، اگر شما هم سر موضوعاتی که در ادامه این مطلب به آن ها اشاره خواهیم کرد با همسرتان مدام بگومگو دارید، همین حالا شیوه رفتارتان را تغییر دهید.از او کاری خواسته اید اما هنوز انجام نشده استحتما برای شما هم بارها پیش آمده که از همسرتان بخواهید کاری را انجام دهد اما پس از گذشت مدتی ببینید که او هنوز هیچ اقدامی نکرده است؛ برای مثال از او خواسته اید که سطل زباله را بیرون بگذارد یا سر ساعت 9 کانال تلویزیون را تغییر دهد چون که شما می خواهید برنامه مورد علاقه تان را ببینید، اما او به هیچ کدام عمل نکرده است. مهم نیست. همه ما گاهی فراموشکار می شویم. مطمئنا برعکس این قضیه هم اتفاق افتاده است و شما هم بارها آنچه را همسرتان به شما گوشزد کرده، از یاد برده اید. ذهن ما کامل نیست، همیشه نقص هایی دارد اما این ها دلیل خوبی برای شروع یک جنگ در میدان زندگی نیست. بهتر است قبل از این که خواسته یک نفر به نزاع تبدیل شود، با تکرار و البته زبان خوش آن را ختم به خیر کنید.خانواده همسرتان رفتاری غیرمنطقی داشتندخانواده و دوستان همسرتان رفتاری غیرمنطقی از خود نشان داده اند. این که یکی از اعضای خانواده یا دوستان همسرتان حرفی زده یا رفتاری از خود نشان داده که مورد پسند شما نبوده است، ربطی به همسرتان ندارد. مقصر، شخص دیگری است پس شما نباید او را به دلیل رفتار دیگری سرزنش کنید. تنها زمانی که دلیل قانع کننده ای پشت آن داشته باشید، حق گلایه دارید. در غیر این صورت، لحظات شیرین خود را به خاطر فرد دیگری، که ممکن است روحش هم از این قضیه خبر نداشته باشد، تلخ نکنید.خواسته های همسرتان با انتظارات شما متفاوت استشاید فکر کنید که در تمام مسائل باید با همسرتان تفاهم داشته باشید اما واقعیت این است که گاهی تضادها روابط را جذاب تر می کند. شاید شما دوست داشته باشید در خانه بمانید و کتابی بخوانید یا برنامه مورد علاقه تان را تماشا کنید اما همسرتان از خانه بیرون رفتن را می پسندد، در این صورت به جای دعوا کردن، انعطاف پذیری بیشتری از خود نشان دهید و با یکدیگر سازش کنید. خدا را چه دیدید؟ شاید با تجربه چیزهای جدید، به آن ها علاقه مند شدید. شما قادر نیستید شخصیت طرف مقابل تان را تغییر دهید، اما می توانید با گفت و گو به نظری مشترک برسید.همسرتان از آمدن با شما به مکانی خاص امتناع می کنداین آخر جهان نیست. اگر او نمی خواهد که با شما به میهمانی جشن تولد همکارتان بیاید، خب نمی خواهد، به همین سادگی. ممکن است هیچ دلیل منطقی هم پشت آن پنهان نباشد، پس با اصرار کردن، نه تنها حال خودتان بلکه حال او را هم دگرگون می کنید. به این فکر کنید که ممکن است این شرایط برای شما هم پیش آید. آیا دوست دارید فردی شما را مجبور به رفتن به جایی کند؟ پس بهتر است جر و بحث سر این موضوع را فراموش کنید.تفریحات او با شما متفاوت استمهم نیست چند ساعت، چند روز یا حتی ماه ها و سال ها با همسرتان درباره این که او به فوتبال یا بازی های رایانه ای علاقه دارد، بحث کنید. شما هیچ وقت نخواهید فهمید که چرا آقایان عاشق فوتبال هستند یا این که چرا خانم ها از تماشای سریال های خانوادگی تلویزیونی لذت می برند. پس بهتر است بدون هیچ جنجالی، آنچه طرف مقابل تان را شاد و سرگرم می کند، قبول کنید.اتفاقاتی که در گذشته زندگی او رخ داده استشما حق ندارید همسرتان را به دلیل گذشته اش، قبل از این که شما به زندگی او وارد شوید، سرزنش کنید. شما او را همین طور که بوده، با همان گذشته، قبول کرده اید. سرزنش او در این برهه زمانی، نه تنها هیچ فایده ای ندارد که اعتماد به نفسش را هم به میزان قابل توجهی کاهش خواهد داد.

پنج نکته درباره کامیابی جنسی زنان

بعضی از مردان شدیدا نگران هستند که مبادا نتوانند یک زن را از نظر جنسی تامین کنند. شاید یکی از مشکلات این باشد که  تعریف شان از رضایت جنسی با زنان فرق می کند. اجازه دهید برای تان از پنج حس جنسی زنانه بگویم که اگر رعایت کنید دیگر هرگز نگران ما در رختخواب نخواهید بود. 1- لذت سکس برای ما یعنی احساس صمیمت، یعنی احساس خواستنی بودن، یعنی اینکه حس کنیم برای تان دوست داشتنی  است که ذره ذره بدن ما را کشف کنید. ما عاشق این احساس هستیم که با همه وجود ما را بخواهید. به نظر یک زن، وقت و توجهی که در مرحله عشقبازی در رختخواب نشان می دهید خیلی عزیز و لذتبخش است. تجربه ای که شاید به خودی خود به اندازه یک تجربه کامل جنسی است. 2 – اگر ببینیم خیلی نگران تمام شدن ما هستید چاره ای نداریم جز آنکه ادایش را در بیاوریم تا این فشارو حس بد را از روی شما برداریم. ما زنان گاهی نمی توانیم به مرحله اوج برسیم. تاثیرات روزی که از سر گذراندیم، وضعیت هورمونی و فاصله ما از روز تخمک گذاری و حتی اینکه احساس سکسی مان چقدر است در ایجاد این اتفاق موثر است. در این وضعیت نامشخص و همیشه متغیری که احساس جنسی ما دارد اگر این قرار ثابت هم باشد که ما باید به ارگاسم هم برسیم و به قول حرف هایی که این روزها می زنند زودتر از مردان هم باید ارضا شویم بر سختی ماجرا می افزاید. روحیه و حس و حال را از بیشتر از پیش از بین می برد. نتیجه اش اینکه نه ما تجربه ارضا شدن به یادماندنی خواهیم داشت و نه شما این خاطره غرور آمیز را کسب خواهید کرد. 3 – در درون اتاق خواب می شود باری به هر جهت بود. ما خصوصی ترین لحظات مان را با هم شریک می شویم برای همین بهتر است آن را با توقع و ترس و نگرانی در هم نیامیزیم. مهم نیست که سریع و هیجانزده به ارگاسم می رسید. بدون شرم وگناه، لذتش را ببرید. چون قبلا نشان داده اید که این زود آمدن را جبران می کنید. سکس آنطور که در پورن و فیلم های هالیوود نشان می دهند همیشه ارضای جنسی همزمان یک زوج نیست. فقط از لحظاتی که در کنار ما هستید لذت ببرید و مطمئن باشید که  به ما توجه لازم را می کنید و به احساس خواستنی بودن مان پاسخ می دهید. اصلا  چه چیزی از این سکسی تر که متوجه شویم آنقدر خواستنی هستیم که کنترل تان را از دست دادید. 4 – مهم این است که دوست داشته باشید ما را ارضا کنید پس فرق نمی کند قبل از ارضای شما باشد یا بعد … وقتی حس کنیم قصد و تلاش مشخصی را پی گرفتید خودمان هم همراه می شویم و خواهید دید که این مسیر را زیبا و به یادماندنی خواهیم کرد. پس یادتان باشد که تمنا و پیگیری تان برای لذت دادن برای ما دوست داشتنی است و ما را به آنجا که می خواهیم می کشاند. 5- نوازش و در کنار ما ماندن بعد از رضایت جنسی نیزاز آن رفتارها است که هرگز فراموش نمی کنیم. ما زنان می خواهیم ببینیم که فقط یک وسیله جنسی نیستیم. می خواهیم عاطفه و محبت شما را هم درست بعد از یک سکس خوب، شاهد باشیم. اینها برای ما مهم است و دفعه بعد، تشویق کننده و تحریک کننده خوبی خواهند بود.  
هر فرد 13 راز شخصی دارد چطور بفهمیم که عاشق شدیم؟ 5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج تست / چقدر خرافاتی هستید؟ با دخترتان راجع به بلوغ جسمی صحبت کنید

زنان حادثه

مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

به مناسبت نودمین سالگرد تولد مریلین مونرو، ستاره آمریکایی نمایشگاهی از عکس‌ها، فیلم‌ها و وسایل شخصی او در آمستردام برپا شد؛ سیر تحول دختری فقیر و بی سرپرست به آیکون سکس و مرگ ناگهانی او در ۳۶ سالگی. «نورما جین بکر» در فقر بزرگ شد، بدون پدر و مادر. مادرش، همانند مادر بزرگش، به روان پریشی دچار بود و پدرش پیش از تولد او مادرش را ترک کرده بود. نورما جین در یتیم خانه، نزد دوست مادرش، و در خانواده‌ای بزرگ شد که سرپرستی او را پذیرفته بود. در سال‌های اولیه زندگی‌اش نزد زنی بود که حق نداشت او را مادر خطاب کند. او در کودکی بارها پس گرفته و پس زده شد، مورد بی اعتنایی قرار گرفت و نادیده گرفته شد. به هنگام دعای روز یکشنبه در کلیسا در رویایش تجسم می‌کرد که همه لباس‌هایش را درآورد؛ طوری‌که همه به او نگاه کنند؛ می‌دانست این تصور آلوده به گناه است اما سبب می‌شد کمتر احساس تنهایی کند. و آنگاه نورما جین به سن بلوغ رسید. نورما جین در ۱۴ سالگی به زنی جذاب تبدیل شده بود، و این تغییر چنان او را از خود بیگانه ساخت که شروع کرد به این که خود را به‌عنوان دو نفر توصیف کند: دخترکی که کسی او را نمی‌خواست و دوست جادویی‌ای که در آینه می‌دید. حالا دیگر نورما جین نادیده گرفته نمی‌شد: مردان دنبال او می‌دویدند و زنان پشت سرش حرف می‌زدند. نورما جین خیلی زود فهمید که بدنش سرمایه اوست. وقتی مادرخوانده‌اش ازدواج کرد، نورما جین ۱۶ ساله ناگزیر شد با دوست مسن‌تری ازدواج کند. حالا او از کنترل مداوم سرپرستانش آزاد شده بود، اما در یک ازدواج زندانی بود. شش سال بعد زیبایی ظاهرش یک بار دیگر به آزادی‌اش منجر شد: شغل او به‌عنوان مدل عکاسی سبب شد از همسرش جدا شود. دوست جادویی نورما جین نام گرفت: مریلین مونرو. او از هیچ کس، به زن مشهوری تبدیل شد. نه تنها نام جدیدی گرفت بلکه چانه و بینی جدیدی. موهایش به رنگ بلوند روشن درآمد و لباس‌هایش تنگ‌تر، پوستش سفیدتر و لب‌هایش درشت‌تر شدند. بدنی که سبب شده بود نورما جین دیده شود، حالا به یک نهانگاه تبدیل شده بود. او بعدها گفت: «احساس می‌کنم همه این چیزها برای کسی اتفاق می‌فتد که درست در کنار من ایستاده است. من همین‌جا هستم، می‌توانم بشنوم، ولی در واقع این اتفاق برای من نمی‌افتد.» مریلین مونروی نوظهور شروع به گرفتن درس هنرپیشگی کرد: به نظر می‌آمد که حرفه بازیگری کاملا به او که در هر حال نقش بازی می‌کرد، برازنده است. «جویس کارول اوتاس» در کتابی داستان گونه که درباره او نوشته است (۲۰۰۰)، توصیف می‌کند که مریلین مونروی جوان چطور در آینه مانند یک کودک گناهکار به خودش نگاه می‌کند؛ نه از روبه‌رو بلکه از کنار، ترسان از این که صورت زشت و حسرت آلود نورما جین را در چهره آرایش شده مریلین مونرو ببیند. چشمان زل زده و پر حسرت نورما جین در درون چشمان به دقت آرایش شده مریلین مونرو. هویت بخشی به مریلین مونرو از طریق بدنش و این نتیجه گیری که نمی‌توان هویت او را جدا از بدنش دید، به طور غیر قابل بخشایشی سکسیستی است و در عین حال اجتناب ناپذیر است. هویت او را به میزان زیادی تفاوت میان درون و بیرون، میان نورما جین تنها و مریلین مونرو توجه طلب تعیین می‌کرد. «ترومن کاپوت» در کتاب «کودک زیبا» روزی را توصیف می‌کند که با مریلین مونرو مانند یک دوست خوب سر کرده بود. در داستان که در سال ۱۹۵۵ در نیویورک روی می‌دهد، مریلین مونرو همانطور است که دوستان با هم هستند: صریح، بدجنس و شوخ. او به توالت می‌رود و بعد از ۲۰ دقیقه هنوز برنگشته، ترومن کاپوت به دنبالش می‌رود. او مریلین مونرو را جلوی آینه می‌بیند و می‌پرسد چه کار می‌کنی؟ مونرو جواب می‌دهد: دارم به او نگاه می‌کنم. و لب‌هایش را ماتیک قرمز می‌زند. آنچه زمانی سرمایه او بود، حالا ۹۰ سال پس از تولد و ۵۴ سال پس از مرگش به میراث او تبدیل شده است. بدن زنده مریلین مونرو در فیلم‌ها، عکس‌ها، و روی صفحه نمایش مانند یک بنای یادبود هستند. جسم او در پیراهنی که باد دامن آن را بالا زده، بدنش لمیده بر روی مخمل سرخ، جسمش که همانند یک کشتی درآب ناآرام تاب می‌خورد. این چه چیزی است که بدن او را چنین ماندگار و تاثیرگذار می‌کند؟ «نورمان می‌لر» در بیوگرافی مریلین مونرو که در سال ۱۹۷۳ نوشته، پاسخ می‌دهد: سکس. به این ترتیب او و بقیه آمریکا با ستاره کوچک بلوند آشنا می‌شوند: مریلین نجات واقعی بود. او مانند یک ویولون کمیاب و گرانقیمت بود، همان‌طور لذت بخش، با روح، پرتمنا و نرم…سکس برای او مثل بستنی خامه‌ای بود. لبخند او می‌گفت: «مرا به دست بیاور، من آسانم، خوشحالم. من فرشته سکسم.» «استینم»، فمینیست و روزنامه نگار در کتابش که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد توصیفی از آشنایی با مریلین مونرو می‌کند که از «می لر» متفاوت است. استینر زمانی مریلین مونرو را بر پرده سینما دید که خود نوجوان بود. او پپیش از پایان فیلم از سینما خارج شد. او نمی‌خواست با زنی تداعی شود که غرایزش چنان غیر قابل کنترل و از خود بیخود کننده بود. آنچه مونرو با بدنش تداعی می‌کرد. او هنوز خبر ندارد اما مریلین مونرو در نقطه‌ای ایستاده که مهم‌ترین نقش زندگی‌اش را بازی کند. رل کوچک اما چشمگیر او در فیلم «جنگل آسفالت» (۱۹۵۰) می‌تواند آغاز زندگی حرفه‌ای او را رقم بزند. در محل تمرین، مونرو در حضور شش مرد روی زمین می‌خوابد. زیرا آنجلا، که او نقشش را بازی می‌کند زمانی که به تماشاگران معرفی می‌شود روی مبل دراز کشیده است. او چشمانش را می‌بندد و در میان تعجب حاضران خودش را خواب می‌کند. بعد چشمانش را باز می‌کند و صحنه را شروع می‌کند: اوه، من باید خوابم برده باشد. نمی‌توان گفت که آیا تمرین مونرو در واقع به این ترتیب انجام شده یا نه. ولی به نحوی که این صحنه در «بلوند» توصیف شده است واقعیتی عریان می‌شود: روش بازی مونرو چنان طبیعی بود که تشخیص تفاوت آنچه واقعی بود با نقشی که بازی می‌کرد، دشوار بود.  آرتور میلر، نمایشنامه نویس و سومین همسر مریلین مونرو نیز عشقش با شرمساری به پایان رسید. او مونرو (همسر قبلی‌اش) را به عنوان مگی در نمایشنامه نیمه بیوگرافیک «پس از پائیز» وارد کرده است. مگی اگوی «کوانتین» شخصیت اول نمایشنامه را باد می‌زند و به مرد «قدرت می‌دهد تا او را تغییر» دهد. اما پس از عروسی معلوم می‌شود آنقدرها هم اهل تبعیت نیست. او دمدمی و غیرمنطقی است. غرایزش سیری ناپذیرند. نمایشنامه دو سال پس از مرگ مونرو بر روی صحنه رفت. در این فاصله استینم نظرش را درباره مونرو تغییر داده بود. او نوشت: «زمانی که مونرو مرده بود، شکنندگی‌اش دیگر برای مردان تحریک آمیز و برای زنان شرم آور نبود. شکنندگی‌اش تراژیک شده بود.» نمایشگاه بیوگرافیک مونرو که این روزها در «نیوکِرک» آمستردام برقرار است، «۹۰ سال مریلین» نام دارد. این مسئله که مونرو ۹۰ ساله نشد بلکه در ۳۶ سالگی به زندگی‌اش پایان داد، نقطه عزیمت نمایشگاه نیست. نمایشگاه از جمله شامل عکس، فیلم، و وسایل شخصی مریلین مونرو ترجیحا بر جنبه‌های آزادی بخش زندگی حرفه‌ای او از جمله: شم ذاتی او در امر بیزنس، بازاریابی و ایجاد شرکت تولید فیلم خودش تاکید دارد. آخرین متن نمایشگاه، مونرو را نه تنها به‌عنوان یک هنرپیشه و الگوی سبک زندگی بلکه همچنین به عنوان «پیشرو مبارزه برای آزادی زنان» معرفی می‌کند. «هدی آنکونا» یکی از هلندی‌های سرشناسی که در نمایشگاه سخنرانی می‌کند، مسئله را قدری تعدیل می‌کند. فمینیست‌ها در سال‌های ۷۰ دقیقا به زنانی که مونرو سمبل آن‌ها بود معترض بودند: کسی که برای رسیدن به هدف از بدنش استفاده می‌کند. اما اگر چه مریلین مونرو سمبل رهایی زنان در دهه ۷۰ نبود می‌تواند به عنوان پیشرو شاخه‌ای از فمینیسم امروزه دیده شود؛ فمینیسم ستاره‌های مشهور امروز که همزمان ایدئولوژیک و تجاری است و بر مدار آزادی از طریق بدن می‌گردد. هنرمندانی مانند بیانسه ادعای مالکیت ظاهرشان را دارند. آن‌ها دقیقا از طریق بنمایش گذاشتن بدن‌شان در پوشش و ژست‌های سکسی تاکید می‌کنند که این آن‌ها هستند که تعیین کننده‌اند. این، در جایی که قدرت در نهایت در دست مردانی است که باید تائید کنند آن‌ها سکسی هستند یا نه، یک ساختار شکننده است. شیوه‌ای که مونرو بدنش را به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌کرد ظریف‌تر از «فروش سکس» بود. به ساق‌های عریان او که از زیر آن پیراهنی که باد زیر آن زده بود فکر کنید، یا به زبانش به هنگامی که در پاسخ به این سوال که: در رختخواب چه در بر داری، می‌گوید: شانل شماره ۵. مونرو تنها سکس نمی‌فروخت، او لذت می‌فروخت. او آزادی لذت بردن بدن خودش را نمایندگی می‌کرد؛ اینجا هم یک وجه مشترک با ستاره‌های معروف امروز وجود دارد، اما جسم مریلین مونرو و تمام کاستی‌هایش، همچنین سدی در برابر او بودند. مونرو لکنت زبان داشت و در خواندن مشکل داشت. بیماری رحم داشت. علاوه بر چند سقط جنین چندین بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفت و یکی از حاملگی‌هایش (از آرتور میلر) خارج از رحم بود و منجر به سقط جنین شد. او از بی خوابی رنج می‌برد و به دارو و الکل اعتیاد داشت. نمی‌تواند جز این باشد که او برخی اوقات از بدنش متنفر بود. همینطور وقتی که با شخصیتش در فیلم‌ها تداعی می‌شد. بدنش به عنوان هنرپیشه مهمترین ابزارش بود، و سمبل سکس بودن باعث می‌شد که در فیلم‌ها به او رل‌های سطحی داده شود. او در کتاب «کودک زیبا« به «ترومن کاپوت» می‌گوید: «من هرگز رل درست، آن رلی که دوست دارم را نخواهم گرفت. ظاهرم علیه من کار می‌کند. ظاهرم خیلی خاص است.»

زندگی در برزخ

18 سال یك عمر است. این رقم به حرف آسان می آید اما اگر فكر كنی كه این رقم سالهایی است كه یك زن به اتهام قتل در زندان است خودش می شود یك عمر. توجه كنید به جرم قتل نه به اتهام قتل. یعنی هیچ وقت بر قانون اثبات شد او گناهكار است.
کیم کارداشیان در همسایگی ایران پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟ وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام

حقوق زنان

چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟

با یک مرد خسیس چه باید کرد؟ وقتی از یک "شوهر خسیس" صحبت میکنیم، منظورمان مردی است که از پرداخت مخارج روزمره خانواده اش، مثل خوراک و پوشاک و سلامت، علیرغم توانایی مالی امتناع میکند و زندگی را برای آنها تبدیل به رنجی دائمی کرده است . شمایی که این مطلب را میخوانید شاید شبیه این مورد را دیده یا شنیده باشید. مطمتن باشید بعد از خواندن این مطلب میتوانید به افرادی که مشکلی شبیه این دارند مشاوره های اولیه را بدهید. در حال ورود به به دفتر وکالت هستم که مادر و دختری همزمان با من از دفتر خارج میشوند. مادر را درست نمیبینم اما کمی خمیده است نه از کهولت سن که انگار از حالی که اصلا خوش نیست. دخترک که 7-26 ساله به نظر میرسد، کمی چهره اش متعجب است، اما تعجب آمیخته با شادی و امیدواری. پله هار را بالا میروم هنوز نمیدانم قرار است درباره کدامیک از موضوعات حقوقی که میتواند دامن زندگی یک زن را بگیرد، صحبت کنم. بالا که میرسم ، سارا نجیمی، وکیل جوانی که برای نوشتن این مطالب سراغش رفته ام،  خودش شروع میکند به گفتن از مادر و دختری که وقت ورود با آنها برخورد کردم. 28 سال است که این زن با شوهرش زندگی میکند، مرد به غایت خسیس است به طوریکه به سادگی میتوان گفت دچار بیماریست. این مسئله در پدر خانواده به حدی بغرنج است که گاهی ممکن است بچه هایش را به بهانه اینکه پول زیادی خرج کرده، گرسنه نگه دارد یا اگر ببیند که همسرش وقت پختن غذا آنرا میچشد قشقرق به پا کند که تو همه چیز را یواشکی میخوری. حالا تصور کنید با مردی تا این حد بیمار که حتی مهر پدری او تحت تاثیر خساستش قرار میگرد چطور میتوان به زندگی ادامه داد؟! اما آنطور که مادر خانواده برای وکیلش گفته بود تا آنروز هرگز کارشان به جدایی نکشیده. تا وقتی که بچه ها از اب و گل درنیامده بودند که مادر برای خاطر آنها سوخته و ساخته و بعد از آن هم هر وقت بحث جدایی برای زن جدی میشده مرد گریه میکرده و به التماس می افتاده و قول های بی پشتوانه میداده که خودش را اصلاح کند. اینبار اما مادر به پشتوانه دخترش که برای خودش سرکار میرود و دیگر تحمل تماشای زندگی مادرش با مردی که نیازهای اولیه او را دریغ میکند ندارد، آمده برای اینکه بداند حق و حقوقش چیست . چطور میتواند از این عذاب، با نام مستعار زندگی، خلاص شود. از سارا نجیمی میخواهم گام به گام برایم توضیح دهد که کسی که دچار چنین مسئله ایست چه باید بکند و چه راههایی پیش پای اوست؟ او میگوید: «اول از همه به سراغ یک وکیل بروند یا اگر توان پرداخت هزینه اش را ندارند دست کم از یک وکیل مشاوره حقوقی بگیرند.» باقی توصیه های راهبردی خانم وکیل به این شرح است: خانم شاکی این پرونده با توجه به اینکه حق طلاق ندارد و حق طلاق در قانون ما اساسا با مرد است و با توجه به اینکه شوهرش خسیس است باید در گام اول حقوق مالی اش را به اجرا بگدارد؛ حقوقی که شامل مهریه، نفقه و اجرت المثلند. طبیعی است که آدمی که تا این حد خسیس است هرگز نمی اید 50-60 میلیون پول به همسرش بدهد، مجبور است معامله کند و به طلاق رضایت دهد. به این ترتیب زن هم به بخشی از حقوق مادی اش میرسد و هم میتواند از اجبار زیستن با این مرد نجات پیدا کند. مطالبه مهریه به این صورت است که وکیل یا مشاوری که به او مراجعه کردید نرخ مهریه را به روز محاسبه میکند این محاسبه با فرمولی انجام میشود که ثابت است و نیاز به کار کارشناسی و نظر قاضی و ... ندارد. بنابراین زن در همان جلسه نخست مراجعه میداند که چقدر باید از همسرش مطالبه مهریه کند. مهریه این خانم که 28 سال پیش 150 هزار تومان بوده به نرخ امروز چیزی حدود 20 میلیون تومان میشود. بحث بعدی اجرت المثل است؛ پولی که بابت کارهایی زن در ایام زندگی مشترک در زندگی شوهرش انجام داده به او پرداخت میشود. اجرت المثل را قبلا فقط در صورت طلاق میشد مطالبه کرد اما امروز میشود درست مثل مهریه بدون داشتن تقاضای طلاق هم مطالبه اش کرد. اجرت المثل اما مثل مهریه فرمول مشخصی ندارد. کارشناس رسمی دادگستری آن را طبق شئونات زندگی زن و تمکن مالی همسرش تعیین میکند. برای مثال زنی که در شمال شهر تهران زندگی میکند با زنی که در جنوبی ترین نقطه شهر زندگی میکند، اجرت المثل برابری نمیگیرند اما برای اینکه یک تصور کلی از اجرت المثل داشته باشید به طور میانگین زنی که سی سال با شوهرش در یک خانواده متوسط زندگی کرده حدود 30 میلیون تومان اجرت المثل دریافت میکند؛ کمی کمتر یا بیشتر. محاسبه نفقه هم درست مثل محاسبه اجرت المثل کار کارشناس رسمی دادگستریست. نفقه همچنانکه میدانید پولیست که شوهر موظف است برای هزینه های زن به او بپردازد و تحت هیچ شرایط و با هیچ بهانه ای مثل اینکه زن شاغل بوده یا خودش تمکن مالی دارد و اساسا به این پول نیازی ندارد از عهده مرد ساقط نمیشود جز در صورت عدم تمکین. اما مردی که نفقه را ترک میکند دادگاه محکومش میکند به پرداخت آن. برای اینکه یک تصور کلی از نفقه ای که توسط کارشناسان تامین میشود داشته باشید به طور تقریبی برای یک زن در یک خانواده متوسط حدود ماهی 500 هزار تومان میشود. درباره نفقه جالب است بدانید که از آنجا که شوهر موظف است مطابق شان همسرش به او نفقه دهد، وضعیت مالی خانواده پدری زن نیز در به دست آوردن این عدد موثر است. سرانجام اینکه در این پرونده زن با طرح دادخواست مطالبه مهریه، اجرت المثل و نفقه ترک شده در ماههای اخیر میتواند مرد را در دادگاه به پرداخت چیزی نزدیک به 60میلیون تومان پول نقد محکوم کند  بی اینکه درخواست طلاق داشته باشد و مرد که به دلیل خساست ثابت شده از پرداخت این مبلغ سرباز میزند به طور توافقی به مبلغی کمتر رضایت میدهد و در عوض با طلاق زن موافقت میکند و زن نهایتا از زندگی دردناکش نجات پیدا میکند؛ آنهم در شرایطی که فرزندانش با پشت سر گذاشت سن بلوغ شرعی میتوانند زندگی کردن با مادرشان را انتخاب کنند. اگر دچار مشکلاتی از این دست هستید، یا کسی را میشناسید که به مشاوره دقیق تری نیاز دارد میتوانید با خانم سارا نجیمی، با شماره تلفن 09125716890 تماس بگیرید.

نامه‌های دیده نشده سیلویا پلات /خشونت خانگی آقای شاعر

با بررسی نامه‌های منتشر نشده‌ای از سیلویا پلات می‌توان دریافت او از سوی همسرش تد هیوز با خشونت خانگی روبه رو بوده است. به گزارش گاردین، در نامه‌های جدیدی از سیلویا پلات که تاکنون دیده نشده بودند می‌توان دید تد هیوز شاعر مشهور دو روز پیش از این که او سقط جنین کند وی را کتک زده بود و آرزو کرده بود او بمیرد. این نامه‌ها جنبه‌های دیگری از ازدواجی پر سروصدا بین دو چهره بسیار مشهور ادبیات را روشن می‌کند. این نامه‌ها که در فاصله بین ۱۸ فوریه ۱۹۶۰ و ۴ فوریه ۱۹۶۳ یعنی یک هفته پیش از درگذشت سیلویا پلات نوشته شده‌اند دوره‌ای از زندگی این شاعر مشهور را پوشش می‌دهند که هم برای طرفداران وی و هم برای محققان بسیار اهمیت دارند. پلات نویسنده امریکایی پس از ازدواج با تد هیوز شاعر بریتانیایی در انگستان زندگی می‌کرد و نویسنده‌ای بود که در نامه‌نگاری بسیار جدی بود و همه نوشته‌هایش را از ۱۱ سالگی جمع کرده بود. با این حال پس از درگذشت وی هیوز گفت نوشته‌های همسرش گم شده‌اند. از جمله آنها جلد آخر نوشته‌های وی بود که وی گفت آنها را برای حفاظت از فرزندان‌شان فریدا و نیکلاس از بین برده است. این نامه‌های جدید که تازه در دسترس قرار گرفته به دکتر روث بارنهاوس نوشته شده‌اند که مدل واقعی دکتر نولان است که سیلویا پلات در رمانی که در واقع زندگینامه‌خودنوشت وی است با عنون «حباب شیشه» از وی یاد کرده است. نویسنده پس از نخستین تلاشش برای خودکشی در سال ۱۹۵۳ به وی مراجعه کرده بود. این نامه‌ها به نظر تنها مدارک باقی مانده از این شاعر در ماه‌های آخر زندگی وی است که وی در خلال آن دوره مشهورترین شعرها از جمله مجموعه «آریل» را سرود.   این مجموعه شامل ۹ نامه است که پس از آن که سیلویا پلات در جولای ۱۹۶۲ فهمید همسرش با دوستش آسیا دیویل در ارتباط است، نوشته است. این نامه‌ها پس از آن کشف شدند که یک کتاب‌فروش مجموعه‌دار آنها را به قیمت ۸۷۵ هزار دلار برای فروش عرضه کرد. معالجات پلات با این روان‌شناس پس از آن که او به انگلستان نقل مکان کرد نیمه کاره ماند اما دوستی این دو زن باقی ماند. در این نامه‌نگاری‌ها می‌توان یک دوستی و صمیمیت و در عین حال سطحی از طنز را مشاهده کرد. در یکی از این نامه‌ها به تاریخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۲ که همان ماهی است که این زوج از هم جدا شده‌اند وی توضیحاتی درباره سقط جنین در سال ۱۹۶۱ بر اثر کتک‌های همسرش را فاش کرده است. تد هیوز متولد یورکشایر با پلات به عنوان یک دانشگاهی خیلی موفق زمانی آشنا شد که هر دو در سال ۱۹۵۶ دانشجوی کمبریج بودند. هیوز یک شاعر تثبیت شده بود و پلات برای ملاقات با وی در یک میهمانی شرکت کرده بود. به فاصله چهارماه پس از دیدار این دو، آنها با هم ازدواج کردند که موجب یک همکاری مفید هم شد. اما این مسایل بر زندگی آنها اثر گذاشت و مجموعه شعرهای پلات در سال ۱۹۶۲ که سال ۱۹۶۵ و پس از مرگ وی منتشر شد ارجاعات زیادی به رفتار هیوز دارد. وی در پاییز ۱۹۶۲ از تد هیوز جدا ‌شد و در فوریه ۱۹۶۳ خودکشی کرد. بسیاری از علاقه‌مندان سیلویا پلات، بی‌بندوباری تد هیوز را عامل از هم پاشیدگی روانی وی و خودکشی او می‌دانند و بارها عنوان هیوز را از روی سنگ قبر او کنده‌اند. مادر پلات می‌نویسد که او ژوئن ۱۹۶۲ به دیدار سیلویا رفته است اما دریافته که کشمکش شدیدی میان دخترش و تد هیوز وجود دارد. او و دیگران این را به رابطه تد هیوز با زنی دیگر و ناتوانی سیلویا در خو گرفتن به این وضع نسبت ‌دادند.
۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان اولین زنان موفق ایرانی انتشار آمارهای تازه از کار زنان آلمانی در خانه و خارج از خانه مردان بدلیل مجوزهای قانونی دست به خشونت علیه زنان می زنند زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند