1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مرد، لاغراندام است و صورتش آفتاب‌سوخته و دست‌هایش ضمخت و کارکرده. پشت‌اش کمی خمیده است. آفتاب بالا نیامده، مرد نماز صبحش را می‌خواند، یک حبه قند را در چای تلخش می‌خیساند و چای را سرمی‌کشد و  بیرون می‌رود؛ به قول خودش، دنبال یک لقمه نان حلال. بعد، بچه‌ها، یکی‌یکی، بلند می‌شوند، صبحانه می‌خورند، لباس می‌پوشند و به مدرسه می‌روند یا دانشگاه؛ مرد اما، از همان طلوع آفتاب، سوار پیکان زهوار دررفته‌اش می‌شود، کلاج می‌گیرد، دنده عوض می‌کند، ترمز می‌گیرد.

روزی هزار بار، درهای ماشین‌اش باز و بسته می‌شوند. بعضی‌ها در را آن‌قدر محکم می‌کوبند که مرد فکر می‌کند الان است که در از جا کنده شود و بعضی‌ها آن‌قدر یواش به‌هم می‌زنند که باید خودش یک بار دیگر در را ببندد. از آینه ماشین‌اش، یک تسبیح آویزان است و از تسبیح، یک پلاک «توکلت علی ا...». محرم و ایام فاطمیه، لباس مشکی می‌پوشد. گاهی شاید محرمی بگوید بچه‌های هیات محل، پشت شیشه ماشین‌اش با رنگ بنویسند: «شه باوفا ابالفضل»، اما پخش ماشین‌اش هیچ‌وقت نمی‌خواند. گاهی پیش خودت فکر می‌کنی: «چه کسالت‌بار! خسته نمی‌شود از این تکرار مکرر؟!» او اما خسته نمی‌شود. خستگی‌اش را دوست دارد؛ چون به یاد آخرین تصویری که هر روز صبح از بچه‌هایش می‌بیند می‌افتد، که آن‌ها آرام خوابیده بودند و پشت‌شان به بودن او گرم است.

آدم‌ها می‌آیند و می‌روند. روی صندلی‌های ماشین‌اش، هر روز، هزارتا قصه نوشته می‌شود. یک نفر روی صندلی شاگرد، با تلفن همراه، معامله‌های میلیاردی می‌کند و سر دادن 300 تومان کرایه، با او چانه می‌زند. یک نفر، کیفش را توی ماشین جامی‌گذارد و مرد، تمام یک بعدازظهر را برای پیدا کردنش وقت می‌گذارد. یک نفر، بچه‌اش مریض است و مرد، پابه‌پایش اشک می‌ریزد و خدا را شکر می‌کند که شرمنده سروهمسر نیست؛ وقتی اسکناس‌های 100 تومانی و 200 تومانی و 500 تومانی را روی هم می‌چیند.

ظهرها، کنار یک فضای سبز کوچک، پارک می‌کند، وضو می‌گیرد و روی خنکی چمن‌ها، نماز می‌خواند و از فلاسک کوچکش، برای بقیه راننده‌ها، چای داغ می‌ریزد. عصر ها که تماشایش کنی، پیراهن سفیدش، توی این هوای آلوده چرک شده... چرک‌هایش را اما نمی‌بینی، پشت آن خطوط مردانه صورتش.

وقتی فکر می‌کنی به این همه تلاش کم‌اجر که هر روز، به قول خودش، برای یک لقمه نان حلال می‌کند، وقتی حساب کنی برای هر ساعت رانندگی توی این ترافیک نفس‌گیر، روزهای بارانی، روزهای آفتابی، برای هر چند بار ترمز گرفتن و دنده عوض کردن و برای هر چند بار دور زدن و بوق شنیدن، چه‌قدر پول درمی‌آورد، وقتی فکر می‌کنی به زحمت کشیدن بی‌امانش؛ ناگهان دوست‌اش داری.

دست‌هایش تو را به یاد دست‌های پدرت می‌اندازد، یا پدربزرگت؛ هر بابای مهربانی که می‌شناسی. دیگر سر پول خرد، با او دعوایت نمی‌شود، دیگر اصرار نمی‌کنی که حتما این طرف چراغ قرمز پیاده‌ات کند، دیگر به‌خاطر چند قدم بالا و پایین پیاده شدن، در را محکم به‌هم نمی‌کوبی. وقتی فکر کنی او بابای کسی است و همه امید و دار و ندار خانواده‌اش، آن وقت، چه‌قدر تماشای آن پلاک «توکلت علی ا...» آرامت می‌کند در این شهر ناآرام.

دیدگاه‌ها  

+2 # زهره 1391-03-15 14:45
ممنونم که تا این حد زیبا تصویر ساختی.. ممنون که یادم انداختی میشه حتی از یادآوردن تکیه گاهی به نام پدر آرام شد. حتی بعد از 35 سال ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # د.د 1391-03-15 14:57
به نقل از زهره:
ممنونم که تا این حد زیبا تصویر ساختی.. ممنون که یادم انداختی میشه حتی از یادآوردن تکیه گاهی به نام پدر آرام شد. حتی بعد از 35 سال ...


یه مرد بود یه مرد.... خدایشان رحمت کند :)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # د.د 1391-03-15 14:56
دست هایش برای من تمام تعبیر " مردانگی" است... تمام تعبیر "بودن"... تمام تعبیر زندگی...تمام تعبیر " توکلت علی ا..."

ممنونم....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ehsan 1391-03-16 00:56
به همين سادگي
چشمها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # فرناز 1391-03-18 00:42
پدران شهر ما... پدران سرزمین ما ... هر روز خسته تر از دیروزند و هر روز دلواپس تر... کسی به فکر خستگی های آنها نیست... حتی کسی یادش نیست دوستشان داشته باشد... اصلا کسی یادش نیست دیگری را دوست داشته باشد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

آیا شوهر خوبی برای من میشه؟

اگر نامزد شما از شما درخواست ازدواج می نماید  قبل از هر گونه تصمیم گیری برای ازدواج بهتر است چند سوال درباره زوج خود از خود بپرسید و بعدا تصمیم نهایی خود را اتخاذ نمایید. اگر جواب بعضی سوالات را

مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد

نمی‌دانم چرا اینها را خطاب به تو می‌نویسم. شاید چون می‌خواهم با این روش این فصل را برای همیشه در زندگی‌ام ببندم. یا شاید چون معتقدم که آدم‌ها حتی وقتی از کنار هم عبورر می‌کنند هم روح یکدیگر را لمس می‌کنند. تا مدت‌ها پس از آنکه همدیگر را دیدیم، من احساس می‌کردم به وجد آمده‌ام. دیروقت شب بود که در مستی با هم گفت و گو می‌کردیم. سرت را چند درجه‌ای به راست چرخاندی و لبخند زدی. می‌دانستم داری فکر می‌کنی که «خودش است.» من هم می‌دانستم که دیگر کسی مثل تو به من نگاه نخواهد کرد. چقدر دلم تنگ آن لحظه شده… چند ثانیه‌ای پیش از آنکه احساس گناه کنم، این حس لذت را تجربه کردم. آیا به تو این پیام دادم که «آماده و در دسترسم؟» برای اولین بار در زندگی‌ام در موقعیت خیانت قرار گرفته بودم. رابطه‌ام با همسرم همیشه خیلی خوب نبود. اما به هر حال توانسته بودم که تردیدهایم را برای خودم نگه دارم و مطمئن بودم که کسی را جز او نمی‌خواهم. مطمئن بودم که این طور است. مطمئنم که اگر مجرد بودم هم نسبت به تو چینین احساسی می‌داشتم. نمی‌دانم اینکه متاهل بودم چقدر در احساسی که به تو داشتم موثر بود. قبلا هرگز مجبور نبودم به احتمال قطع ارتباط میان واقعیت و خیال فکر کنم، هرگز تا این اندازه به قلمرو خارج از ازدواج تعلق نداشتم. البته لزوما این طور نبوده که آدم‌هایی را که خیانت می‌کنند قضاوت کرده باشم، پیش تر تنها تصور می‌کردم این موضوع ربطی به من ندارد. شادی من خیلی وابسته به شادی دیگران است. چطور ممکن است آن را به چنین بهایی به دست بیاورم؟ به تو گفتم که باید کار درست را انجام بدهم اما تو پرسیدی پس کار درست در مورد تو چه می‌شود؟ شاید من آدم ترسویی هستم. اما نمی‌توانم شروع‌کننده کاری باشم که می‌دانم درد و رنج به ارمغان می‌آورد و من این امکان را دارم که انجامش ندهم. نمی‌توانستم درباره این موضوع با دوستانم حرف بزنم بنابراین درباره نتایج و عواقب خیانت کردن در گوگل جست‌و جو کردم. شاید دنیال چیزی بودم که آن را تایید کند. دنبال یک توافق عمومی درباره‌اش می‌گشتم.  در عوض به مجموعه ای از ناراحتی‌ها، پشیمانی‌ها و غم‌ها رسیدم. به آدم‌هایی رسیدم که زندگی‌شان از هم پاشیده بود. خیلی از آدم‌های ویران، کسانی بودند که خیانت کرده بودند. دیدم که آدم‌ها به چه سادگی توی این موقعیت افتاده بودند. جرقه روشنی بود: اینکه آنچه تو در لحظه می‌خواهی لزوما درست نیست. شاید من آدم ترسویی هستم، اما چیزی را که می‌دانم باعث درد و رنج می‌شود انتخاب نمی‌کنم. تو ممکن است موجودی استثنایی باشی، اما من برای فهم این یگانگی تو آزاد نیستم. می‌دانم که خیلی لطمه خواهم خورد، اما آدم نمی‌تواند هیچ ادعایی درباره کسی که با او رابطه پنهانی دارد داشته باشد. اندوه تمام کردن رابطه در مقایسه با  آزار دادن کسی که این وسط هیچ گناهی ندارد مضجک و دردناک است. من در سن و سالی هستم که اتفاق‌های ناراحت‌کننده‌ای از این قبیل در اطرافم زیاد می‌افتد. زندگی کوتاه و بی رحم است. یک چشم انداز این است که آدم نیازهای خود را سرکوب نکند. اما چشم انداز دیگری هم هست: چرا وقتی که لزومی ندارد دیگران را آزار بدهیم؟  
این مردهای غمگین نازنین ! انگار همه روزها یکشنبه اند بیایید برای هم نامه بنویسیم عشق همه چیز است رویاهایت را فراموش كن

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

خانم ها همچنان در لیست ثروتمندترین افراد جهان یک اقلیت محسوب می شوند، ولی امسال نسبت به سال قبل ثروتمند تر شده اند. 21 خانم ثروتمند دنیا در مجموع ثروتی بالغ بر 249 میلیارد دلار آمریکا دارند، یا بصورت متوسط 11.6 میلیارد برای هرکدام. اکثر این خانهای بسیار ثروتمند ثروت خود را از طریق وراثت  یا ازدواج بدست آورده اند. ولی یکی از آنان خانم وو یاجون چینی که از روزنامه نگاری به معاملات املاک روی آورد، یک ثروتمند خود ساخته به حساب می آید. درکل شمار خانم های بسیار ثروتمند ، شاید به کندی اما در حال افزایش است. از بین لیست 1226 نفره میلیاردرهای دنیا 104 نفر یا بعبارتی 8.5 درصد خانم میباشند درحالی که شمار خانم های بیلیونر در سال 2002 از رقم 26 نفر تجاوز نمی کرد. اما در لیست 21 نفره ثروتمندترین زنان دنیا 7 آمریکایی، 2 چینی، 2 آلمانی و یک سوئدی به چشم می خورد. ثروتمندترین زن در این لیست خانم کریستی والتون است که ثروت 25 میلیاردی خود را بعد از فوت همسرش جان والتون بدست آورده که در اثر سانحه هواپیما در گذشت.جوانترین لیست خانم یانگ هووان 30 ساله و پیرترین آن کاکس چمبرز صاحب امپراطوری رسانه ای کاکس می باشد. خانم چمبرز و لیلیان بتانکورت وارث برند لوازم آرایشی بهداشتی اورال و ژاکلین مارز تنها خانم های حاضر در لیست از آغاز رتبه بندی ثروتمندان توسط مجله فوربس در سال 1987 میباشند. در آن سال تنها 8 خانم ، 5آمریکایی، در لیست ثروتمندان دنیا قرار داشتند.در انتهای لیست 21 زن ثروتمند دنیا، خانم دورتا استینبروخ و خانواده به همراه خانم روزالیا مرا بیوه آقای آمانسیو ارتگا بنیانگذار و صاحب پوشاک زارا بصورت مشترک قرار دارند. اما سارا برکلی جوان ترین خانم ثروتمندی است که با وجودی که در این لیست 21 نفره قرار ندارد اما توانسته است در 41 سالگی به جوان ترین زن بیلیونر خودساخته تبدیل گردد. وی که در آغاز در دیسنی لند کار میکرد با راه اندازی لباسهای زیر زنانه تحت نام اسپانکس تبدیل به موفق ترین خانم جوان در دنیا شد. عکس اول متعلق به خانم لیلیان بتانکورت است.

5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین

  هر چقدر شرایط اقتصادی رو به وخامت گذارد، میزان صرفه جویی در مخارج خانواده نیز خود بخود بالاتر خواهد رفت. یکی از موارد اصلی مخارج خانوارها هزینه بنزینی است که برای اتومبیلهای خانواده مصرف می گردد. با توجه به شرایط شهرهای بزرگ داشتن اتومبیل یکی از ملزومات هر خانواده است اما چگونه میتوانیم از عهده هزینه های زیاد بنزین بر بیاییم بدون اینکه میزان استفاده از آنرا کم نماییم؟ در ذیل چند نکته مهم را که میتوانید با گوشزد به آقایان آنان را تحت تاثیر قرار دهید با هم مرور می نماییم. 1-     موتور گرم کمتر سوخت مصرف می نماید. اگر چند جای مختلف باید بروید بهتر است اول از همه از دورترین مقصد شروع نمایید و کم کم به نزدیکترین نقطه به خانه برسید. 2-    کولر خاموش سعی نمایید از کولر اتومبیل تنها در سرعتهای بالاتر از 80 کیلومتر در ساعت استفاده نمایید. هوای بیرون در بیشتر مواقع آنقدرها بد هم نیست. کولر روشن مقدار زیادی از بنزین شما را بهدر می دهد. 3-    صندوق عقب خالی صندوق عقب اتومبیل خود را خالی نمایید. کیسه شن، زنجیر چرخ، جعبه ابزار بی مصرف همگی باعث سنگینی بیجهت اتومبیل و در نتیجه افزایش میزان سوخت اتومبیل می گردد. تنها آچار چرخ و جک اتومبیل برای شما کافیست. 4-      هر از چند گاهی میزان باد چرخای خود را چک نمایید. باد چرخها باید بصورت مساوی بین چهار چرخ اتومبیل تنظیم شده باشد. چرخهای پهن که بسیار هم مورد توجه است باعث بیشتر شدن مصرف سوخت میشود سعی نمایید کمی از تظاهر بدور باشید و با لاستیکهای به اندازه معمولی رانندگی نمایید. 5-      تنظیم موتور اتومبیل هر چند وقت یکبار موتور اتومبیل شما نیاز به تنظیم دارد سعی نمایید با تنظیم بموقع ار افزایش میزان مصرف اتومبیل خود جلوگیری نمایید. با توجه به این نکات ساده هم میتوانید به کاهش آلودگی هوا کمک نمایید و هم در مخارج خانه یک صرفه جویی اساسی انجام دهید. یادتان باشد این نکات را به شوهرتان یادآوری نمایید تا او را تحت تاثیر معلومات اتومبیلی خود قرار دهید.
مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند طلا؛ زیور یا سرمایه نکاتی درباره انتخاب یخچال از پس اندازتان مراقبت کنید مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مطالب تصادفی

گزارش روز

مرثیه ای به نام طلاق در ایران

زمانی نه چندان دور در همین كشور ایران دختر باید با لباس سفید به خانه بخت می رفت و با كفن از خانه شوهرش بیرون می آمد، اما مدتهاست كه دیگر این قانون عرفی شكسته شده است. طلاق واژه ای شده است كه راحت به زبان می آید. كلمه ای كه اگر روزی بر زبان كسی می آمد از خانواده طرد می شد.

ختنه دختران

براساس تازه‌ترین گزارش یونیسف، به رغم ممنوعیت ختنه دختران در بسیاری از کشورها، همچنان روزی ۸ هزار دختر و زن در سطح جهان ختنه می‌شوند. تعداد زنان و دختران ختنه‌شده، اکنون به ۱۵۰ میلیون نفر رسیده است. ختنه زنان معمولا قبل از سن بلوغ در محدوده‌ی سنی 4 تا 12 سالگی صورت می‌ گیرد. با وجود این گاهی در نوزادی و یا قبل از ازدواج نیز انجام شده است.
بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران زندگی زنان تحت حکومت داعش از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

فقط مردان بخوانند؛ چگونه دل خانمها را با کلمات صحیح بدست آورید!

بسیاری از مردان طرز صحبت کردن با یک خانم را نمی دانند، بهمین خاطر است که یک عمر از زندگیتان می گذرد و شما هنوز نتوانسته اید دل خانمی را بدست آورید و طبیعتا معنی و مفهوم عشق و خوشبختی را بچشید. این 15 نکته کوچک اولین قدمهایست که شما را به موفقیت می رساند. 1- شما باید در مورد موارد احساسی مانند خاطرات کودکی، آرزوها اهداف و مواردی که او را احساساتی می نماید صحبت نمایید. 2- زنان مردانی می خواهند که بتواند آنها را همراهی و رهبری نماید. وقتی دارید صحبت می کنید افسار مکالمه را در دست داشته باشیدف زنان دوست ندارند خود آغاز کننده، ادامه دهنده و کنترل کننده مکالمات باشند. 3- به حرکات غیر زبانی خانمه توجه داشته باشید. هنگام مکالمه زیاد نزدیک او نایستید، ممکن است ناخواسته  آب دهانتان بسمت او پرتاب شود یا او را معذب نمایید، خانمها با اشارات خود این را بشما خواهند فهماند. 4- این نکته را بخاطر بسپارید، شاد نه مسخره. خانمها ترجیح میدهند تا یک مکالمه پر انرژی از شما بشنوند تا یک جوک خننده دارو لودگی از شما. تفاوت این دو بسیار زیاد است. 5- حس رقابت را در او بر انگیزانید. خامها دوست دارند که در مقابل محرکی برانگیخته شوند. باید بتوانید این محرک را در آنان به آرامی و تحت کنترل بیدار نمایید. 6- زنان از مردانی که میدانند چه موقع و چگونه باید سطح مکالمات را به مسایل خصوصی کشاند خوششان می آید. معنی این آن نیست که در 5 دقیقه اول سعی نمایید از خصوصی ترین مسایل زنان سر در بیاورید. 7- زنان دوست دارند نظرتان را در موردشان ابراز دارید. آنچه را می بینید با نزاکت بیان دارید. 8- زیاد هم از ما تعریف نکنید. اگر زیاد از ما تعریف کنید ما فکر می کنیم که میخواهید ره صد ساله را یکشبه بروید و این بر ما اثر معکوس خواهد داشت. بنابراین بهتر است حتی اگر بچشم شما زیباترین زن عالم و آدم هستیم در یکی دو جمله مطلب را فیصله دهید . 9- اگر میخواهید ساعتها با یک خانم صحبت کنید و باعث سر رفتن حوصله نشوید از طرح سوالات پیاپی بپرهیزید. بهتر است سعی کنید نظر ایشان را راجع به مسایل مختلف بپرسید تا مانند یک جلسه کاری راجع به گذشته شان پیاپی سوال نمایید. 10- تفاوت سر صحبت را باز کردن بسیار زیاد است مثلا این جمله که: شما متولد کجا هستید؟ تا این جمله که بهتون نمیاد این اطراف بزرگ ششده باشید از زمین تا آسمان است. آقایانی که هنوز فکر میکنند جمله اول بهتر است از سطور بالا چیز زیادی هنوز یاد نگرفته اند. 11- بهیچوجه شخصیت خود را پنهان ننمایید. درمورد اعتقادات و احساساتتان رورواست باشید. صداقت بهترین حربه است این گفته را بخاطر داشته باشید. 12- هرگز مستقیما تنها چشمان یا اندام او را مورد ستایش قرار ندهید. 13- بهتر است جمله ای مناسب را پیدا نمایید تا به او بفهمانید که بمانند تنها یک آشنا با او احساس نمی کنید. 14- از مکالمات خود برای ایجاد فضای راحتتر و صمیمی تر استفاده نمایید. مراقب باشید که نوار ادب را قطع ننمایید. 15- خیلی زود هم در دام نیفتید، اگر ما احساس کنیم که خیلی زود میتوانیم شما را در دام بیندازیم کار شما تمام است و برای هیچ خانمی بدست آوردن راحت یک مرد کار سختی نیست. بهتر است خیلی آسان نباشید.

اسپاگتی ابدی

یکدفعه پرسید: تو که منو دوست نداری؟ داری؟ گفتم: ببخشید. الان دارم اسپاگتی می پزم چی؟ به دورغ گفتم: دارم الان اسپاگتی می پزم. نمی دانم چطور شد این حرف را زدم، اما دروغ گفتن دیگر بخشی از وجودم شده بود، دست کم در آن لحظه اصلا دروغ به نظر نمی آمد. ادامه دادم و قابلمه خیالی را با آب خیالی پر کردم و اجاق خیالی را با کبریتی خیالی روشن کردم. پرسید: خوب؟ نمک خیالی را توی آب جوش خیالی ریختم و مشتی اسپاگتی خیالی را به آرامی به آن افزودم و تایمر خیالی آشپزخانه را روی هشت دقیقه تنظیم کردم گفتم: خب. نمی تونم صحبت کنم. اسپاگتی ام خراب می شه چیز دیگری نگفت. گفتم: واقعا متاسفم ولی اسپاگتی پختن کار خیلی حساسیه ساکت بود. گوشی تلفن دوباره توی دستم منجمد شد. با عجله گفتم: ببینم، می تونی بعدا زنگ بزنی؟ پرسید: چون الان داری اسپاگتی می پزی بعدا زنگ بزنم؟ آره برای کسی می پزی، یا می خوای تنهایی بخوری؟ گفتم: تنهایی می خورم... ... خنده ای زورکی کرد و گفت: سلام منو به اسپاگتی ات برسون. امیدورام که خوب از آب دربیاد خداحافظی کردم و گوشی را گذاشتم ... فکر کردن به اسپاگتی که تا ابد در حال جوشیدن است، اما هرگز آماده نمی شود، واقعا غم انگیز است.
چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟ یازده خطای دخترانه جوش نزنیم! 10 راه مقابله با جوش و آکنه اندازه آلت آقایان و میزان رضایت از زندگی زناشویی زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم

زنان حادثه

این زن نمی بخشد

ماجرای طاهره میان همه حوادث روزانه گم شد تا اینكه آمنه بهرامی قربانی اسید پاشی، مجید كسی كه به صورتش اسید پاشیده بود، را بخشید. آنوقت بود كه طاهره لب به سخن گشود. آنان یك شباهت دیگر هم دارند و آن این كه هر دو برای طرف مقابل خود در محكمه حكم قصاص گرفته اند. فقط یك تفاوت میان آنان وجود دارد و آن این كه طاهره می گوید نمی بخشد.

چراغهای رابطه تاریک اند

دبستان می‌رفتم که با نام فروغ آشنا شدم. بلافاصله از بزرگ‌تر‌ها درباره‌اش پرس‌وجو کردم. اطرافیانم به اتفاق گفتند که «فروغ زنی بی‌اخلاق و هنجارشکن بود، آخرش هم جوانمرگ شد؛ لازم نیست وقتت را تلف کنی و اشعارش را بخوانی.» با شنیدن این پاسخ، فروغ هرچه بیشتر برایم به زنی اسرارآمیز تبدیل شد. چند سال گذشت و من از دختربچه‌ای رام و مطیع به نوجوانی سرکش و هنجارشکن تبدیل شدم؛ هیولایی که خانواده‌ام دیگر مرا نمی‌شناخت، هیولایی که نقاشی می‌کرد و کتاب می‌خواند. شانزده ساله بودم که مجموعه آثار کامل فروغ را از یکی از عزیز‌ترین و تلخ‌ترین انسان‌ها هدیه گرفتم. بعد از خواندن‌اش چنان با دفترهای «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» ارتباط برقرار کردم که دیوار اتاقم پر شد از عکس‌های او. تا به حال هیچ زنی بر من چنان تأثیری نگذاشته بود که فروغ گذاشت. همذات‌پنداری‌ام با فروغ تا آنجا پیش رفت که حتی دوست داشتم مثل او در ۳۲ سالگی بمیرم. بعد از کشف فروغ با دختران و زنان بسیاری آشنا شدم که از شناخت فروغ تجربه‌ای مشابه من داشتند. چه چیزی زندگی ما را به زندگی فروغ متصل می‌کرد؟ چرا می‌توانستیم زندگی روزمره خود را در آینه اشعار او پیدا کنیم؟ چرا هنوز هم دختران و زنان جوان اشعار فروغ را زندگی می‌کنند؟ عبور از مرزهای تن فروغ در برهه‌ای می‌زیست که معیارهای زن بودن از منشور ساختارهای پدرسالار جامعه می‌گذشت. زن خوب و با فضیلت زنی سنتی بود که به تمام ارزش‌های جامعه پدرسالار پایبند بود. زنی که می‌بایست نجیبانه در انتظار شوهری می‌بود که صاحب او شود. زنی که می‌بایست بدن‌اش را همچون کالایی دست نخورده به مردی تقدیم می‌کرد و برای همیشه به او وفادار می‌ماند. زنی که باید عشق و جسم و لذت و عمر خود را وقف شوهرش می‌کرد تا بنیان خانواده پدرسالار پابرجا بماند و فرزندانی زاییده شوند که سربازان و جیره‌خوران حکومت باشند. در چنین جامعه‌ای اگر زنی تصمیم می‌گرفت اختیار زندگی‌اش را در دست بگیرد غالباً روسپی، نانجیب و بی‌اخلاق قلمداد می‌شد. فروغ یکی از همین زنان بود، یکی از ماهی سیاه‌های کوچولو. در دفترهای شعر «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» می‌توان تلاش او را برای شکستن هنجارهای پدرشاهی و به رسمیت شناختش بدن و امیالش دید، که همزمان مترادف بود با درافتادن با باورهای مذهبی و عرفی. واکنش فروغ در مقابل سرکوب فرهنگی و مذهبی ایران پدرسالار آن دوران عصیان و سر باز زدن از پذیرش زنانگی سنتی بود. او انتخاب کرد که زندگی‌اش را به کنج خانه و آشپزخانه و پرسه زدن لابه‌لای رخت‌ها و ظرف‌های نشسته محدود نکند. او عاشقی و لذت و دانستن را انتخاب کرد و پی رنج‌ها و زخم‌ها را بر تن خویش مالید. چنانکه در شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» سرود: «… من عریانم، عریانم، عریانممثل سکوت‌های میان کلام‌های محبت عریانمو زخم‌های من همه از عشق استاز عشق، عشق، عشق.من این جزیره سرگردان رااز انقلاب کوه گذر داده‌امو تکه تکه شدن راز آن وجود متحدی بودکه از حقیر‌ترین ذره‌هایش آفتاب به دنیا آمد…» چراغ‌های تاریک رابطه و پیوستن به خورشید فروغ در دو دفتر شعر آخرش بیش از پیش از نفهمیده شدن توسط معشوق و جامعه سرود؛ از تنگ‌نظری، دروغ، فریب و ریاکاری جامعه. او در شعر «پرنده مردنی است» ناامیدی‌اش را آشکارا بیان می‌کند.«دلم گرفته استدلم گرفته استبه ایوان می‌روم و انگشتانم رابر پوست کشیده‌ی شب می‌کشمچراغ‌های رابطه تاریکندچراغ‌های رابطه تاریکندکسی مرا به آفتابمعرفی نخواهد کردکسی مرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد بردپرواز را بخاطر بسپارپرنده مردنی ست.» فروغ هم از افراد جامعه ناامید است و هم از جامعه به مثابه کل. او ناامید از جامعه‌ای است که مردمش را چنان می‌پروراند که زنان را پست‌تر از مردان می‌داند و آنان را به ابژه‌هایی تقلیل می‌دهد که مردی باید مالکشان شود. فروغ ناامید از جامعه‌ای است که مردمش اختیار جسم و روح خود را ندارند؛ جامعه‌ای که اگر در آن به اسیر بودن خود راضی و خشنود نباشی، هم با حکومت و هم با عرف درخواهی افتاد. این جامعه چگونه می‌تواند زنانی را تاب آورد که به شی ء بودن تن نمی‌دهند؟ برای زنانی که روح و جسمشان را از اسارت پدرشاهی‌‌ رها می‌کنند بسیار دشوار است که از مورد عشق قرار گرفتن توسط مردانی که در هوای مسموم چنین جامعه‌ای نفس کشیده‌اند، احساس خوشبختی کنند. فروغ این ادراک را در شعر «تولدی دیگر» اینگونه به کلام درآورد که «هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می‌ریزد مرواریدی کشف نخواهد کرد». نام دفا‌تر شعر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و محتوای اشعار این دو دفتر، گویای تناقصی است که سیر تحول فروغ را از تولدی دیگر به ایمان به ناامیدی و سرمای اجتماعی به تصویر می‌کشد. دانستن تلخ است و هر چه بیشتر بدانیم، تلخ‌تر می‌شویم، خصوصاً اگر در جامعه‌ای زیست کنیم که دانستن در آن جرم به شمار می‌رود. عصیان‌گری و رد شدن شجاعانه از مرزهای کهنه پدرشاهی، سیر تحول زنان بسیاری است که در پی یافتن خود و شکستن این هنجاری پوشالی‌اند. فروغ نیز با دانستن و تجربه کردن‌های مدام و عبور از حصار‌ها تلخ‌تر و تلخ‌تر شد. سیر تحول او جسورانه، واقع بینانه و تلخ بود؛ تحول زنی که می‌خواست انسانی آزاد باشد. در‌ ‌نهایت، ناامیدی و دلزدگی فروغ از انسان‌ها و جامعه انسانی او را به میل به یکی شدن با طبیعت می‌کشاند. او بیش از اینکه با زن همسایه همذات پنداری کند، با عناصر طبیعت همذات پنداری می‌کند؛ در کنار پنجره می‌ایستد و با آفتاب رابطه برقرار می‌کند. او در شعر «تن‌ها صداست که می‌ماند»، چنین می‌سراید: «من از سلاله درختانمتنفس هوای مانده ملولم می‌کندپرنده‌ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر بسپارم.‌‌نهایت تمامی نیرو‌ها پیوستن است، پیوستنبه اصل روشن خورشیدو ریختن به شعور نورطبیعی استکه آسیاب‌های بادی می‌پوسندچرا توقف کنم؟من خوشه‌های نارس گندم رابه زیر پستان می‌گیرمو شیر می‌دهم…در سرزمین قد کوتاهانمعیارهای سنجشهمیشه بر مدار صفر سفر کردهاندچرا توقف کنم؟من از عناصر چهارگانه اطاعت می‌کنم.» نسیم روشنایی
سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌ زندگی در برزخ آیا پینار سلک محکوم میشود؟ ستارگانی که دیر مادر شدند برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم''

حقوق زنان

پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد

نشریه پلی‌بوی اعلام کرد انتشار تصاویر برهنه را که سال گذشته متوقف کرده بود دوباره از سر می‌گیرد. کوپر هفنر مدیر عامل جدید پلی بوی تصمیم سال گذشته را کاملا اشتباه خواند و خبر داد تصاویر برهنه دوباره به این نشریه باز می‌گردند. آقای هفنر این خبر را در توییتر اعلام کرد: امروز ما به هویت خود برمی گردیم و همانی می‌شویم که بودیم. این نشریه آمریکایی دیروز در توییتر عکس مانکنی را که روی جلد شماره آینده ظاهر خواهد شد با هشتگ برهنه ‌طبیعی ‌است منتشر کرد. واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی به این خبر متفاوت بوده است، برخی از آن استقبال کرده و آن را تصمیم خوبی خوانده‌اند و بعضی دیگر علت این تصمیم را افت فروش مجله دانسته‌اند. کوپر هفنر، پسر ۲۵ ساله هیو هفنر بنیانگذار پلی‌بوی دیروز نوشت: \"من اولین نفری هستم که می پذیرم نحوه‌ای که مجله ما برهنگی را تصویر کرده دیگر دورانش به سر آمده است... مسئله به هیچ وجه برهنگی نبود چون برهنگی اصلا نمی‌تواند مسئله باشد. سمیر حسنی استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه می‌سی‌سی‌پی می‌گوید تصمیم پلی بوی برای حذف برهنگی از نشریه‌اش، بیش از آنکه مخاطب جذب کند باعث از دست رفتن مخاطبان شده است: پلی بوی و پرهیز از برهنگی به نوعی نقض غرض است.به عقیده آقای حسنی این نشریه هنوز باید راهی پیدا کند تا برای مخاطبان جوان جذاب باشد، به خصوص در عصر دیجیتال که برهنگی در همه جا یافت می‌شود. پلی‌بوی در شماره آینده برخی از تم‌های قدیم خود را دوباره احیا خواهد کرد. علاوه بر این مطلبی به قلم اسکارلت بیرن درباره جنبش نوک پستان را آزاد کنید منتشر خواهد کرد. این جنبش تلاشی است برای تغییر قوانین مربوط به شیردهی زنان در محیط‌های عمومی و همچنین برهنگی بالاتنه زنان در اماکن عمومی. این جنبش در آمریکا آغاز شده تا به نوشته خانم بیرن \\\\\\\"اهمیت مالکیت زنان بر جنس و جنسیت خود و استاندارد دوگانه‌ای را که هنوز در مورد زنان و مردان وجود دار آشکار کند. با این حال پلی‌بوی تصمیم گرفته توضیح سرگرمی برای مردان را از روی جلد خود حذف کند. به نوشته کوپر هفنر پلی‌بوی همیشه یک نام تجاری برای مردان باقی خواهد ماند\"اما از آنجا که نقش‌های جنسیتی در جامعه تحول پیدا می‌کند ما نیز متحول می‌شویم.  

قوانین نگهداری كودك در محل كار مادر

یكی از دغدغه هایی كه مادران شاغل در رابطه با كار و كودك خود دارند مشكل نگهداری كودك است. اما این در قانون كار دیده شده هر چند كه شاید برخی از كارفرمایان از انجام وظیفه خود شانه خالی  كنند.
دیوان دادگستری اروپا: منع حجاب در سر کار حق کارفرماست از لادیزنگار: مهریه های عجیب پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند خرده مصیبتهای بچه دار نشدن