1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این نوشته رو یکی از دوستان از وبلاگ خانم الهام ارسال نموده است! با اجازه از نویسنده مطلب آنرا منتشر می کنیم. مطلب جالب و نگاهی استثنائی به مردان از دید یک خانم.

یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند... 

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما. 

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.

دیدگاه‌ها  

+11 # سیزده 1392-01-15 20:51
فوق العاده بود .....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # حسین 1392-01-18 12:31
aaali bood . khoda nevisandeye in matno hefzesh kone
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # علی 1392-01-20 15:15
الان که داشتم این نوشته رو میخوندم اشک تو چشام جمع شد مطمئن باشید دروغ نمیگم
خیلی عالی بود خیلی دلم میخواد نویسندشو ببینم
اگه دوستان آدرس وبلاگ رو بدن ممنون میشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # نجمه 1392-01-20 18:48
واقعا مردا گلن.هیشکی درکشون نمیکنه.اونا دارن واس ما تلاش میکنن اما ما.....یه کم بهش فک کنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # idin 1392-01-21 10:50
afarin be in galam va nevisandeh

alan age inja matlabe chegone khale roye nafe chape payiine shekale lagar shodan bood 600 ta coment ham ziresh bood vali hala 4 tast

begzarim

man khodam 6 sale ezdevaj kardam ye dokhtar khanome 3 sale ham daram
to in 6 sal hata 1 bar khanomam az man be hich onvan ozr khahi nakarde be har dalili

in yani

khanome man peyganbare khodast ke hich vagt hich eshtebahi nemikone va tamame eshtebahat male ma mardast ke be gole shaer goftani

roza saro kale mizanam ba hame jor adam
shabam age ye zare boo bede jorabam

vaaaaaaaayyyyyyyyyy

khoda midone ke che geshgeregi be past

ba zano shabi ke garare eshge bemire baaaaazzzzzzz
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Hesam 1392-01-21 14:02
ایدین جان دست رو دلم گذاشتی برادر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # bahar 1392-01-24 15:28
متن نویسنده رو قبول دارم. اما یه سوال می مونه!
واقعا این آرامشی که ما زنها باید به مردها بدیم چیه؟ دقیقا مثلا چی؟
گاهی فکر می کنم محبت زیاده اما نتیجه برعکس داره چون انگار بیشتر آرامششونو میگیره! گاهی فکر میکنم توجه زیاده اما اینم نمیشه!
یا راه های دیگه اما همیشه نتیجه درست بدست نمیاد!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # Hamid 1392-01-26 19:21
س ک س ه! ای خنگ!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # نام شما 1392-02-08 14:48
س.ک.س که خواسته اصلی زنهاست .

شاید قبل از ازدواج نشون ندن . ولی بعد از ازدواج اگه بزاریشون روزی 4-5 بار میخوان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # رویا 1392-01-24 18:10
نمیدونم از کجاشروع شد اشتباهات زنها نسبت به مردها از لبریز شدن کاسه صبرشون یا اولین اشتباه مردی که نخواست با انچه از پدرانش به ارث برده بود رفتار کنه اما روزگاری بود که مردهاهرچه میخواستند میکردند وهرچه میکردند نامش مردی نبود و این نامردی ها گلهای عشق را کشت و خارهای انتقام روییدند انقدر که ان مرد بیچاره ای که خود خواسته راه عشق اغاز کرد شد اولین قربانی وبعد خون جلوی چشم زنها راگرفت فهمیدند که میشود و این اغاز فاجعه بود مردها تاتوانستند مقاومت کردنداما زنها هم کوتاه نیامدندو از انجا که در هرخانه ایاشپزخانه در اختیار زنان بود مردان با بحران انرژی روبرو شدند وقهرها نیز فایده نکردکه هیچ بعضی از امور مردانه هم افتاد بدست زنان ودوره عوض شد با اتش بس مردها وحالا زنها باور نمیکنند که این مردها شوهران عزیز وپسران دلبندوپدران گرامیشان هستند و واین شده که میبینید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # na shenas 1392-01-25 21:45
salam,ama man ziad moafegh nistam man chand mahie ez kardAm dorane mojaradi shayad ba in neveshte moafeghat mikardam ama hala mibinam injoram nis.chon hamin marda sare chizaye bikhod hamchin roheshono b poshteshon michasbonan o hame chizo faramosh mikonan kheili rahat mizanan zire hame chizo jelo hame sekeye polet mikonan.badesham mikhan ba ye ozrkhahi hame chio faramosh koni.chon hich tarsi nadarano hich chomaghi mese ma bala sareshon nis kheili rahat hame chio tamom mikonan ama in ma zanaeim k hata vaghti kheili narahatim bayad berizim to khodemon hata vaghti tahghir mishim lam ta kam harfi nemizanim k khodaye nakarde zendegimon b khatere harfe ma tamom nashe k age bekhad tamom she bayad javabe hezar kaso nakaso bedim...
begzarim ama faghat ino begam to zendegi in ma zanaeim k gozasht mikonim nemigam marda gozasht nemikonan ama b khatere in gozasht kardaneshon rozegare ma zana ro siah mikonan hezar bar ashke maro darmiaran ta bebakhshan.....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+10 # آرام 1392-01-26 17:46
خیلی قشنگ بود.
من اعتراف میکنم که ما دختر ها بعضی وقتا با اینکه خودمون هم کامل نیستیم توقعمون خیلی بالاست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # کاظم 1392-01-28 11:44
سلام
متن فوق العاده زیبایی بود . به نظر من نویسنده آن ، نه تنها نویسنده خوبیه ، بلکه جامعه شناس قابلیه . ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # هما 1392-01-28 14:06
سلام میشه آدرس وبلاگ این خانوم الهام رو برام بفرستین؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-8 # مریم 1392-01-28 19:48
خاک تو سر نویسنده بی عرضه دیروز پدر شوهر من این متن رو به ایمیل من فرستاد و من خیلی ناراحت شدم یکی نیست به این الهام بگه تو فکر کردی همه مثل تو هستند؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # امید 1392-02-07 16:20
مریم خانم گل بهتر بود که نظرتو میدادی اما بدون توهین. همونطوری که نویسنده این متن هم نظرشو اعلام کرده بدون اینکه به کسی توهین کنه و در واقع لازمه یاد آوری کنم که ایشون حسشونو بیان کردن و این نشون میده که نویسنده سرشار از حس عطوفت و مهربانی و در عین حال اعتماد بهه نفس هستند. بهشون تبریک میگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # عسل 1392-01-31 00:45
من امروز با همین یکی از همین مردا و شوهرای مثلا معصوم به گفته نویسنده سر خرید نون و ماست و پنیر خونه دعواکردم و گفتم که ماهاست که توی خونهی ما نه ماست پیدا می شه ونه شیر اون گفت که هست هر غلطی می تونی بکن وقتی بهش گفتم 6 ساله که زنت شدم ولهی دریغ از پول یه روسری به هم گفت من ندارم در حالیکه حداقل جقوقی که من مطمئنم می گیره 1.5 ملیونه فقط از یه کارش
بازم می گن اونا خوبن و ما زنا ظالم ....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-9 # نازنین 1392-01-31 20:26
عسل جان خدا بهت صبر بده، واقعا ما زنها چه بدی به مردهای این مملکت کردیم که اینطور باهامون رفتار میشه این نوشته فقط برای 5% مردها صدق میکنه همون بهتر هیچوقت ازواج نکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # امید 1392-02-07 16:26
یادمون باشه که همه جا بد و خوب هست چه زن و چه مرد. با بیان موارد نقض یک مجموعه رو نمیشه زیر سوال برد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # عسل 1392-01-31 00:47
نه مرد من با مرد رویایی شما از زمین تا آسمون فرق داره و من مطمئنم خدام یه روزی حقشو می ذاره کف دستش ....مطمئنم از خدام می خام به خاطر بچه ام بهم صبر بده تا بتونم تحملش کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # فتانه 1392-02-06 12:40
واقعا ما ملت جالبی هستیم! تو این دنیا مرد خوب هست، مرد بدم هست، زن خوب هست، زن بدم هست.. اینکه این خانوم الهام خودش یا دور و بریاش تن پرورو وحشی باشن که فقط پا رو پا میندازن و به این همسری که انقدر فرشته وار زخمت میکشه گیر میدن دلیل نمیشه همه همینجور باشن!
تو این دوره که این همه خانم شاغل هست که علاوه بر اینکه پا به پای این مردان غمگین نازنین زحمت میکشن، باید لطافت و زنانگی خودشون رو هم حفظ کنن و هنوزم پاسخگوی انتظارات سنتی جامعه از زن باشن این حرفا خیلی غیرمنصفانه است.
من عاشق پدر و همسرمم اما دور و برم کم نیستن زنایی که زندگیشون پر از شکنجه جسمی و بدتر از اون روحیه. انقد راحت به قاضی نرو خانم الهام که حتی مطمئن نیستم وجود خارجی داشته باشی!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # امید 1392-02-07 16:30
اگر تو این موارد میتونستیم بدون دید تک جنسی قضاوت کنیم و نظرمونو بیان کنیم ( چه خانوما و چه آقایون ) واقعا وضعمون خیلی خوب میشد. بیاید تو بیان نظراتمون به دلیل زن بودن یا به دلیل مرد بودن یک فرد در برابر اون فرد جبهه گیری نکنیم آخه یکی نیست بهم بگه اگه این جوری بود که دیگه نمیشد ایران میشد سوئیس و ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # Maral 1392-02-07 18:52
میدانیم که زن ومرد هردو ویژکیهای خاص خود را دارند و همین هاست که انهارا درکناریکدیگرقرارمیدهد.اگراحساسات یک مرد بیش از منطقش باشد و منطق یک زن بیش از احساساتش دیکر زندگی زیباییهای خودش رانداشت پس بیاییم با درک بیشتر از یکدیگر،اندیشیدن به مفهوم واقعی اشتراک، قضاوت های منصفانه و رفتارعادلانه ای که در مورد همدیگر در زندگی هایمان به کار میبریم زندگی شیرین،رفاقت های مثال زدنی وعشقی ماندگاررا برای خودمان بسازیم و از همراهی با همسرانمان لذت ببریم.
مردان وزنان خوب زیبا،درست و عادلانه می اندیشند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # نام شما 1392-02-08 14:45
زنها وانمود می کنن احساسی هستن . زنها بسیار بسیار سنگدل هستن .

و رمدها برعکس اون چیزی که همیشه گفته میشه بسیار احساسی و حساس هستن .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ممول 1392-02-08 18:56
همه مردها مث هم نیستن من مرد خودمو مثال میزنم که اشغالی بیش نیست با این که عاشقش بودم و براش میمردم الان میگم انشالله خدا جزاش رو بده منی که توو این4 سال بهش وفاداربودم ازم درخواست کرد که حامله بشم در دوران حاملگیم با یکی رابطه داشته بوده پنهانی الان که من فهمیدم برام اصلا ارزشی نداره بهش میگم بهم خیانت کردی چرا؟میگه تو مریض بودی.ممنون از نویسنده این متن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # حسن 1392-04-11 12:37
سلام خانم ممول!
هیچی کی منکر وجود نامردهایی مثل شوهر شمانیست ولی بحث اینجا موردی نیست بحث مردهایی است که تو جامعه ماکم هم نیست و صبح تاشب جون می کنن و خود از حداقل امکانات استفاده می کنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # منا/۲۶ساله/متاهل 1392-02-22 22:43
سلام
به نظر من هم زنان پیچیده تر هستند.
اشکم دراومد:(
ممنونم از نگارنده متن.
موفق باشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # ستایش 1392-03-02 16:44
متاسفم که این متن نوشته یک خانمه. احترام به زحماتی که آقایو ن میکشن به جای خودش، اما انگار این خانم توی جامعه زندگی نمیکنه و نمیبینه که خانمها پا به پای مردا دارن واسه زندگی زحمت میکشن. شاید شما برای خودت خوش باشی اما خیلی از خانمها اینطور نیستن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # احسان متولی 1392-06-06 14:55
متاسفانه این متن از وبلاگ بنده سرقت شده. متاسفم برای این خانم واقعا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مدیریت سایت 1392-06-06 21:26
جناب آقای متولی، همانطور که اشاره شد این مطلب از طریق دیگری به این رسانه معرفی گردیده است، با وجود این اگر لطف نموده و آدرس وبلاگ خود را برای ما ارسال نمایید آنرا بعنوان لینک در این مطلب اضافه خواهیم نمود.
با تشکر از پیام شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مهشید 1392-11-14 23:55
خوب اگه سرقتم شده باشه، چون منتشر شده نو پرابلم. چون واقعیته و باید خوشحال باشی. البته این ها جز طبیعت مرده. خدا این طوری واستون رقم زده و غیرتتون نیاید اجازه بده و نمیده که غیر از این باشه. به هر حال ما خانوما تو این قضیه گناهی نداریم. تو سرنوشت شما منظورمه!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-7 # هما 1392-07-01 14:41
سلام
مردها بچه ننه هایی بیش نیستند که فقط به ظاهر بزرگ میشوند!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # حميد 1392-08-04 09:23
شما اصلن متن رو خوندي؟ متن رو بخون تا اون چيزي رو كه منظور نويسندس بگيري نه اوني رو كه خودت مي خوايي.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # مهرداد 1392-08-19 17:11
با تشکر فراوان به خاطر این همه نکته بینی و دقت ، از اینکه تمام و کمال واقعیات را بیان کردید شگفت زده شدم ، اگر یک مرد این موارد را بیان می کرد خود ستایی می شد اما خوشحالم که یک خانم قسمتی از دردهای یک مرد ، یک انسان را متوجه شد این مصداق بارز انسانیت است . سپاس و درود بر شما باد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # فندق 1392-08-20 12:40
اگر چشمامونو ببندیم و مرد ها و زن های بد زندگی رو که همه جای دنیا وجود دارن رو ببندیم مطمئنا از این متن خوشمون می اد... هستند مرد ها زند های خوب ...
بابت این متن تشکر می کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهرشاد 1392-08-20 12:52
ای بابا زن و مرد چیه ما آدما هممون مثل همیم همچیزا رو کنار گذاشتیم چسبیدیم به چیزایی که ارزش ندارند انسانیت و گذشت رو گذاشتیم کنار فقط شدیم یه مشت حیوون که به هم بپریم و یه طوری شکم و غریزه های حیونیمون انجام بدیم تقصیر خودمون هم نیست چون اینطوری خواستند که بار بیایم از اول زندگی تا آخرش هم این چیزا رو تو گوشمون میخونند مردا اینطوری و زنا اینطوری هیچکس هم از مخش استفاده نمیکنه آکبند میذاره برا ملک الموت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # عرفان 1393-09-15 23:56
راستش دلم برای خودم سوخت
واقعا زندگی ما همینطوره.همه از ما توقع دارند توقع بهترین ها.درصورتی ک ما مردها فقط توقع ارامش داریم .لااقل درمورد خود من اینطوره و من همسرم رو با تمام غر غراش عاشقانه بدون توجه ب چهره و ظاهرش دوست دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # خندان مهر 1394-12-18 12:57
مردانه بگم دمت گرم با این متنت بلاخره یک پیداشد از مردها دفاع کنه داداشم اگه وقت کردید به کانال ماهم سری بزنید از متن زیبای شما انجا استفاده کردم khandanmehrr@
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بی نام 1396-01-17 14:00
ما مردا واقعا در ازای مشغله و دغده ی زندگی فقط ارامشی رو میخوایم که زن رندگیمون بهمون میدن.
همسر من امید من برای یک زندگیست
شاید فکر کنید شعار میدم ولی حرف دلم رو به همه شما زدم اینکه چه برداشتی ازش میکنین به عهدهه خودتون.
ولی من هنوز بعد از ۸ سال هرشب که میرم خونه هنوز همون ارامشی رو حس میکنم که ۸ سال پیش برای اولین بار حس کردم
بیاین بجای حرف زدن یکم افکارمون رو شست و شو بدیم.
یک زندگی خوب به شما و همسرتون بستگی داره نه به هیچ کس و هیچ چیز دیگه.
از نویسنده عزیز هم ممنونم این متن رو همسرم اولین بار به من معرفی کرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # محسن 1396-01-29 00:52
اگه اجازه بدین رابطه مرد و زن رو تو چند جمله میشکافم براتون...
مرد از زن چیزی جز آغوش باز و سکس نمیخواهد چون مردها از هر نظر از زنها برتر هستند و خودشان و زنها هم این را میدانند .مردها اصولا در زنها چیزی نمیبینند که بخواهند از آن برای ارتقا خودشون سود ببرند...یکی از دلایلم برای این ادعا دقیقا به رابطه این دو بر میگرده .زنها با حس کمبودی که بابت درجه دو بودنشون دارند ذره ای بزرگواری رو نمیکنند و پذیرش حقیقت رو تاب نمیارن و به خاطر همین حس کهتری و اطلاعشون از نیاز مرد به سکس با اونها زندگی مردها با بی محلی و عدم ارائه سکس درد آلودتر میکنن ولی مردها بسیار بزرگوارانه تر برخورد میکنن چون اگر غیر از این بود شاهد خشونت وحشتناک و زناهای به عنف متعدد از طرف مردان علیه زنان در جامعه بودیم ولی مرد میسوزه و میسازه...وجدان خودم شاهده که به عنوان یک مرد حقیقت رو گفتم و کاری با قضاوتهای لوس و دور از حقیقت احدالناسی ندارم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # ناهید 1396-06-14 21:47
من یک دختر 27 ساله هستم. و بنظرم متن فوق العاده ای بود. واقعا قابله درک و احترام هست برام.

برای خانم هایی که نتونستن این موضوع رو درک کنن متاسفم.همین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

دختری که کسی منتظرش نیست

ترسیده. اضطراب در چهره اش موج می زند. گوشه ی چادرش را به دندان می گیرد و با صدایی لرزان از همراهش می پرسد: " چه طور بهش بگم؟" صدای پچ پچ حاضران در مطب بالاتر می رود. یکی از احتمال ناقص الخلقه بودن کودک به دنیا نآمده و دیگری از احتمال مرگش می گوید. اما به محض گریه سردادن زن شایعات پایان می گیرند: زن برای بار سوم دختری در راه دارد. چند هفته ای از آغاز سال 1391 می گذرد. زنان ایران زمین هر روز بیرق افتخاری جدید بر بلندای قله هایی رفیع به احتراز در می آورند و دیگر عرصه ای نیست که آن را چنان که بایسته و شایسته طی نکرده باشند. شاید گفته ی صاحبنظران در آغاز هزاره ی سوم پر بیراه نبوده که امروز زمین و زمان جولانگاه شکوفایی زنان است؛ زنان و مادرانی که به واسطه ی وجود محدودیت ها استوارتر گام برداشتن را نیک آموخته اند. نیازی نیست راه چندان دوری برویم؛ ایران خودمان آیینه ی خوبی برای تماشاست. 60 درصد از جمعیت دانشجویان کشور ما را زنان و دختران تشکیل می دهند. امروزه در تمام حوزه ها رنگ پررنگ حضور بانوان آشکارا قابل مشاهده است. بسیاری از مدیران، نمایندگان و حتی وزرای نه تنها فعال بلکه موفق خانم ها هستند. در سال 2006 نخستین بانویی که پا بر کره ی ماه گذاشت ایرانی بود اما امروز در سال 2012 هنوز مادری باید پیش از شادی برای سلامت فرزندش ضجه ی دختر بودنش را بزند و یا ترس از طرد شدن توسط همسرش را داشته باشد. آیا به راستی اگر فرزند سوم این زن پسر بود دیگر آرزویی بر این خانواده نمی ماند؟ تنها نوبل در تاریخ ایران را یک زن برای کشورمان به ارمغان آورده است و یا از طرفی این روزها همه در رثای زنی در حوزه ادبیات قلم فرسایی می کنیم (سیمین دانشور). اما هنوز زنی گوشه ی چادرش را گاز می گیرد و ضجه ی دختربودن فرزندش را می زند. از صلح جهانی می گوییم، از حقوق بشر و از تساوی جایگاه زن و مرد صحبت می کنیم. آن هنگام که شاهد تقابل مدرنیته و سنت هستیم ، پیشرفت های جامعه ی جهانی پس از پست مدرنیسم را گوشزد می کنیم و برای تحقق این واقعیت گاه حتی از آدابی که وجه تمایز فرهنگ دیرینه مان نسبت به بسیاری جوامع نوپاست می گذریم؛ تنها به امید پیوستن به خیل تجدد فراگیر روز جهان. غافل از آنکه وقتی نوعی از نگاه در حافظه ی جمعی ما نهادینه می شود چیزی فرای مناسبات روز جهان را طلب می کند. شاید اگر بیشتر جوامع پیشرفته توانسته اند بسیار پیشتر از ما از بحران دست و پا زدن در میان سنت های مذموم در افق های مطلوب بگذرند، به دلیل واقع نگری بوده است. زمانی که جامعه ی ما همچنان درگیر مشکلاتی عدیده در اساسی ترین تعاریف بشری است شاید بهتر باشد نگاه های بلندپروازانه خود را تعدیل و عزممان را برای اصلاح این معایب ریشه ای جزم کنیم؛ زیرا مادامیکه آن زن از ترس به دنیا آوردن فرزند دختر گوشه چادرش را می گزد، داد سخن راندن از حل مشکلات جهانی بیشتر به مثابه لطیفه ای است که چیزی جر تلخند حاصل نمی کند.

ساعت بی عقربه

یکی از سخت ترین کارها در دنیا پاک کردن اسامی دوستان از فون بوک موبایل است. اوایل یکی دو نفر بیشتر نبودند. حالا بیشتر و بیشتر می شوند. دوستان مان از جغرافیای ما خارج می شوند و معلوم نیست دوباره کی و کجا همدیگر راببینیم.
مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! زودتر شروع کن. من دوست‌ دخترت نیستم آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

با خیال راحت مهمان داری کنید

اعتراف می کنم که مهمان داری برای من کار سخت و طاقت فرسایی است. به خصوص اگر قرار بر این باشد که سه روز پشت سر هم مهمان داری کنم. اما دوستی دارم که محال است زیر سه روز مهمان داری کند و جالب این جاست که به همه نیز خوش می گذرد.

با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید

حراج فرصت خوبی برای خرید است به شرط آنکه بتوانید از این نبرد برنده خارج شوید. بسیاری از اوقات شما اجناسی می خرید که هرگز به آنها احتیاج ندارید. این همان زمانی است که برندها از بلاتکلیفی و هیجان زدگی شما کمال استفاده را می برند.
کیفی پر از مدرسه کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟ مادر خرج سخت​تر از هر مادری کنترل صفرهای قبض برق

مطالب تصادفی

گزارش روز

وضعیت اسفناک زنان ایرانی در زندانهای مالزی

دو زن جوان ایرانی به جرم حمل مواد مخدر در مالزی به اعدام محکوم شدند. ندا و شهرزاد ۲۶ و ۳۱ ساله حامل حدود پنج کیلو مفتامین بوده‌اند که در فرودگاه کوالالامپور دستگیر می‌شوند. به گزارش رسانه‌های گروهی، هریک از این دو بیش از دو کیلو مفتامین با خود داشته‌اند اما "شراره سعیدی" فعال حقوق زندانیان در مالزی  می‌گوید که یکی از این دونفر هیچ ماده مخدری همراهش نبوده بلکه تنها به دلیل همراهی و دوستی با فرد دیگر دستگیر می‌شود. زن دیگری که مواد را در لباس‌هایش جاسازی کرده بوده در ازای دریافت ۳ میلیون تومان پول حاضر به این کار شده است. این فرد که به گفته خانم سعیدی در تمام طول این سه سال حمایت مالی صاحب اصلی مواد را داشته، حاضر نشده شهادت دهد که دوستش از این جریان بی اطلاع بوده است. خانم سعیدی البته تاکید می‌کند که شرایط زندان‌های مالزی آنقدر بد و اسف‌بار است که اصلا نمی‌توان از زندانیان انتظار داشت رفتارهای منطبق با عقل و منطق انجام دهند. یکی از زنانی که مدت ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده و به تازگی آزاد شده است به دویچه‌وله می‌گوید که در حال حاضر بین ۳۰ تا ۳۵ زندانی زن در فاصله سنی ۲۶ تا ۶۵ سال در این زندان هستند که جرم یا اتهام اکثر آنان حمل مواد مخدر است. این فرد که نخواست نامش فاش شود، شرایط بهداشتی و غذایی این زندانیان را "اسف‌بار" توصیف می‌کند و می‌گوید: «زنان در اتاقک‌های کوچک سه در چهار متری نگهداری می‌شوند و در هر اتاق ۱۵ تا ۱۶ نفر به سر می‌برند. در چنین شرایطی، با جمعیت زیاد و فضای فوق‌العاده کم، فقط جای کوچکی را به "سرویس بهداشتی" اختصاص داده‌اند که البته نمی‌شود اسم آن را سرویس بهداشتی گذاشت به خاطر این‌که از آن به عنوان دست‌شویی، حمام، روشویی و دست‌شویی استفاده می‌شود. خانم‌ها از ناراحتی‌های زنان و پوستی رنج می‌برند. به یک نوع بیماری قارچ به نام "گوراب" که مربوط به آب و هوا و وضعیت غیربهداشتی اینجاست، مبتلا می‌شوند. شپش ‌در زندان بیداد می‌کنند. چون اکثر مجرم‌هایی که با هم‌دیگر هستند، موهای‌شان بلند است و استحمام در آن‌جا انجام نمی‌گیرد، به همین خاطر شپش‌ها منتقل می‌شوند. تشک‌های آن‌جا فوق‌العاده کثیف و بدبو هستند که روی زمین پهن می‌شوند». به گفته این فرد برخی از این زنان به خاطر تامین غذا و دارو مجبور به تن‌فروشی می‌شوند و مسئولان زندان هم این موضوع را می‌دانند اما بر آن سرپوش می‌گذارند. این زندانی سابق می‌گوید: «در ماه رمضان همه‌ی بچه‌ها را به یک سلول منتقل کردند که خیلی زجرآور بود. مثلاً بعضی خانم‌ها پریود بودند و نمی‌توانستند روزه بگیرند، اما شرایط را برای همه یکسان کرده بودند. بچه‌ها می‌گفتند ما نمی‌توانیم روزه ‌بگیریم، باید غذا بخوریم، روزه گرفتن و نماز خواندن ما حرام است، ولی به آن‌ها گفته می‌شد که فرقی نمی‌کند، شما هم همان دو وعده غذا را دارید». حمل ماده‌ای که نمی‌دانند چیست فرد گفت و گو کننده با دویچه‌وله می‌گوید بیش از نیمی از این زندانیان نمی‌دانستند که حامل مواد مخدر هستند و تنها به آنها گفته شده که اینها دارویی است که ممکن است ورودش به مالزی قدغن باشد اما اگر به ماموران فرودگاه رشوه بدهید کاری با شما نخواهند داشت. شراره سعیدی نیز تایید می‌کند که اکثر کسانی که به صورت گروهی دستگیر شده‌اند اصلا نمی‌دانسته‌اند که حامل مواد مخدر هستند. او می‌گوید در هر گروه تنها یک نفر از موضوع اطلاع دارد و او هم اجازه ندارد چیزی در این مورد به بقیه بگوید. به گفته این زندانی سابق، بیشتر زنان زندانی متارکه کرده ‌و بیکار هستند و به همین دلیل نیاز مالی شدید دارند و در ازای دریافت ۳ تا ۵ میلیون تومان پول حاضر به حمل این مواد شده‌اند. برخی دیگر نیز از سوی همسرانشان وادار به این کار شده‌اند. این فرد به زن مسنی اشاره می‌کند که به دلیل تامین هزینه خرید کلیه برای شوهرش حاضر به حمل مواد مخدر به مالزی شده و زن دیگری که دختری عقب‌مانده دارد و برای تامین هزینه‌های او ناچار به این کار شده است. سفارتی که حامی نیست در طول چند سال اخیر که تعداد زندانیان ایرانی مالزی افزایش پیدا کرده است تنها دوبار نماینده‌ای از سفارت ایران در مالزی به دیدار این زندانیان رفته است. در حالی که به گفته زنی که با دویچه‌وله گفت و گو کرد، نمایندگان سفارت‌خانه‌های کشورهای دیگر مثل ویتنام و میانمار هر ماه به دیدار زندانیانشان می‌روند و در تامین غذا و داروی آنها کمک می‌کنند. این زن می‌گوید: «بچه‌هایی هستند که قرار است آزاد بشوند. آن‌ها می‌گویند ما قرار است آزاد بشویم و سفارت آمار ما را هم دارد، ولی متأسفانه کوتاهی می‌کند و به موقع در دادگاه‌شان حاضر نمی‌شود و هیچ کنترلی هم بر پرونده آنها نمی‌کند. می‌گویند از لحاظ دارو و درمان، سفارت می‌تواند به آن‌ها کمک کند، ولی متأسفانه این کمک‌ها را دریغ می‌کند. یکی دوبار هم که نماینده‌ی سفارت به آن‌جا رفته، فقط گفته که شما با این کارتان آبروی ایران را برده‌اید و از ما انتظار کمک نداشته باشید. با توجه به کاری هم که کرده‌اید، مجرم هستید و هر بلایی‌هم که سرتان بیاید، حق‌تان است». از روز اول اکتبر امسال (۹ مهر) دولت مالزی مدت ویزای ایرانیان را که سه ماه بود به ۱۴ روز تقلیل داده است. به گفته وزیر کشور مالزی این تغییر به این دلیل صورت گرفته که ایرانیان از مالزی برای عبور و مهاجرت غیرقانونی به استرالیا استفاده می‌کنند. او تصریح کرده که این کار به درخواست دولت استرالیا انجام شده است. شراره سعیدی می‌گوید این اقدام نیز در راستای فشار بیشتر بر ایرانیان است که تا کنون با اعتراضی از سوی دولت ایران روبرو نشده است. دو زنی که به اعدام محکوم شده‌اند از روز ۹ مهر به سلول انفرادی منتقل شده‌اند. بر اساس قوانین مالزی به محض صدور حکم اعدام حتی در مرحله بدوی، زندانی به سلول انفرادی منتقل می‌شود. به گفته خانم سعیدی در حال حاضر ۷۰ زندانی ایرانی به اعدام محکوم شده‌اند و کسانی در میان آنها هستند که دو سال و نیم است در انفرادی به سر می‌برند. این فعال حقوق زندانیان می‌گوید وقتی به دیدن این افراد می‌رود از او خواهش می‌کنند تا بیشتر بماند تا آنها را دیرتر به سلول انفرادی برگردانند. زنی که ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده می‌گوید: «اینجا آخرالزمان است». منبع:DW

آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟

آیا انسانها حق دارند برابر شایستگی هایی که دارند پله هایی ترقی را طی کنند و به موفقیت هایی که برای به دست آوردنش تلاش کرده اند، دست پیدا کنند؟ تردیدی نیست که هر انسانی فارغ از دین، ملیت، نژاد و جنسیت به این سؤال پاسخ مثبت میدهد.
سرطان‌های جدید، ره‌آورد ریزگردها برای ایران تهرانی ها ازدواج نمی کنند آخرین آمارها از مبتلایان به ایدز در ایران روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

رازهای دلبری زنانه

وقتی صحبت از جذب و جلب توجه مردان می شود شاید صدها روش درست و غلط در این زمینه وجود دارد. دلیل اصلی اش این  است که مردان مشغول حدس و گمان خودشان هستند و مهم نیست چه علامتی بدهید یا حرفی بزنید. اگر از مردی خوش تان آمده است راه دیگری ندارید جز آنکه از راه های غیرمستقیم نشان دهید که او را فرد جالبی می دانید. برای همین اجازه بدهید از اول ماجرا شروع کنیم. جذب مردان با چشمک زدن و غنچه ایی کردن لب و حتی بر زبان آوردن کلمات صریح، نمی تواند میسر گردد. احساس اغواگری باید از لحظه ایی که از خواب بر می خیزید، لباسی که انتخاب می کنید و توجهی که به خودتان نشان می دهید .شروع شود. اینها یعنی قدرت و جذابیت شخصی… 1- نشان دهید که به او نظر دارید برای این کار قبل از هر چیز، مطمئن باشید که در موقعیت خوبی از ابراز وجود هستید. یادتان باشد هر آدمی بعضی روزهای شلخته دارد. گاهی بداخلاق و خسته است. روزهایی هم هستند که همه چیز آرام و راحت سپری می شود. باید متوجه حس و نشاط و انرژی خودتان باشید. به عبارت دیگر باید در بهترین حالت وجودی تان باشید. 2- بروز احساسات زنانه برای مردان، اجتماعی بودن و حرف زدن و حتی صمیمی بودن زنان، نشانه جالبی است ولی صحبت در باره جذابیت و کششی است که باید در زنان ببینند. میل و تمنایی که می خواهید منتقل کنید باید آرام و با وقار باشد. حرف زدن آرام با چاشنی طنازی شروع خوبی است. او بخصوص باید بفهمد برای تان دلنشین است که با گفتگو می کنید. یادتان نرود که احساسی بودن با سکسی بودن فرق دارد. اصلا به فکر این نباشید که از نظر جنسی او را اغوا کنید. اداهای جنسی در آوردن برای زنانی است که به خودشان و جذابیت زنانه شان اعتماد ندارند. 3- اعتمااد به نفس برای به دست آوردن مردان خاص و قدرتمند نمی توانید خجالتی باشید. باید به اندازه او قدرتمند و سرشار  و خاص باشید. این یعنی بدانید چه می خواهید و با چه قدرتی دنبالش هستید. باید این میل و تمنا برای به دست آوردنش را در خودتان بپرورانید. وقتی احساس کردید که او حق شما است به خودی خود یک حس و حضور در شما ایجاد می شود که جذابیت شما را بروز خواهد داد. 4- سکوت اجازه دهید حرکات بدن و دست و ایما و اشاره و نگاه تان حرف بزند. بدون حرف زدن نشان دهید که هم خواستنی هستید و هم او را می خواهید. خیلی صریح تر بگویم هر حرکت ساده شما باید گویای جادوی زنانه تان باشد. مردان با تمام وجود، این رفتارهای متین، با وقار و جذاب را می فهمند.

بارون تهران

این تهرانِ باران‌زده، این تهرانِ باران‌زده که آدم را هوایی می‌کند، این هوا که جان می‌دهد برای راه رفتن دونفره...  
زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟ این 5 قانون روانشناسی زندگی را برایتان آسانتر می کند جوش نزنیم! 10 راه مقابله با جوش و آکنه شخصیت پنهان خود را بشناسید

زنان حادثه

پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك

زمان برمی گردد به سال 1359. وقتی جسد اولین زن در تبریز پیدا شد هیچ كس نمی دانست كه این جنجالی ترین پرونده جنایی ایران و قطورترین پرونده جنایی جهان تا به آن روزخواهد بود. شش ماه از آغاز جنگ ایران و عراق می گذشت. مردم تازه داشتند شرایط جنگی را درك می كردند كه اولین قتل در تبریز اتفاق افتاد.

گلشیفته و سندرم بریژیت باردو

«تن‌کامگی او نه فقط جادویی که درنده است، در عشق‌بازی هم شکارچی‌ست و هم نخجیر. او کوچک‌ترین اهمیتی به قضاوت‌های اخلاقی مردم نمی‌دهد و از سرشتش پیروی می‌کند، به‌گاه گرسنگی می‌خورد و به همین سادگی و بی‌هیچ آیینی عشق‌بازی می‌کند.»این‌ وصفی است که سیمون دوبوار، نویسنده، فیلسوف و فمینیست شهره‌ فرانسوی از بریژیت باردو، بازیگر جنجالی هم‌وطنش به دست داده است. دوبوار در مقاله‌ای مفصل با عنوان «بریژیت باردو و سندروم لولیتا» رفتارهای خارج از عرف و بی‌پروایی‌های او را به طبیعت بی‌قید آدمی نسبت داده و باردو را نیروی محرکه‌ جنبش زنان و نخستین و رها‌ترین زن در فرانسه‌ پس از جنگ نامیده است. «بریژیت باردو و سندروم لولیتا» نخستین بار اوت ۱۹۵۹، دو سال پس از اکران فیلم «و خدا زن را آفرید» در مجله‌ Esquire چاپ شد. باردو در این فیلم، شخصیت یک دخترک شهرستانی با سویه‌های متناقض رفتاری را به تصویر درآورده ‌بود؛ زنی تازه‌بالغ که از یک‌سو بار معصومیت خردسالی‌اش را به دوش می‌کشید و از سوی دیگر سر به بی‌قیدی جنون‌آمیزی می‌گذاشت. رفتارهای جسورانه و شیوه‌ یگانه‌ اغواگری باردو در برابر دوربین و همین‌طور کردار غریب و پرهیاهویش در زندگی شخصی‌ از او بازیگری جنجالی ساخت، تا آن حد که برخی چهره‌های فرهنگی و اخلاق‌گرای کاتولیک نسبت به هنجار‌شکنی‌های مکرر او موضع گرفتند و رفتارهای او را موجب تخریب تصویر زن در ذهن جوانان خواندند. گستره‌ تابوشکنی‌های باردو از نمایش برهنگی زنانه و زندگی بی‌قید جنسی تا حق سقط جنین و پیشگیری از بارداری را شامل می‌شد و نامش را با حاشیه‌هایی پر رنگ‌تر از متن گره زده بود. اما نکته‌ از نظر دور مانده اینجا بود که به عصیان این دختر نوجوان، نه دانشی سنجاق بود و نه اندیشه و هدفی پشتوانه‌ سلوکش بود. او که تنها با جذابیت‌های جنسی و خیره‌سری‌های زنانه‌اش بر پرده‌ نقره‌ای می‌درخشید، از عهده‌ اجرای نقش‌های میانسالی برنیامد و ۴۰ سال هم نداشت که دنیای سینما را بدرود گفت. در همین احوال نگاره‌ای که برخی از روشنفکران فرانسوی از باردو ساخته‌ بودند، او را در زمان بازنشستگی، به راه مداخله در سیاست و اظهار نظرهای نژادپرستانه‌ای کشاند که در تقابل تام و تمام با باور به آزادی تن و جان بودند. باردو که روزگاری سمبل رهایی بشر از هر قید و بندی بود، از سال‌های نخستین دهه‌ ۱۹۹۰ میلادی به «جبهه ملی‌« فرانسه پیوست و با نظرهای خصمانه‌اش درباره‌ مهاجران، اختلاط نژادی، مسلمانان فرانسه و امیال همجنسگرایانه، هوادارانش را از پیرامونش پراکند. چنین بود که سرانجام زنی که روزی بنا بود با یاری سینما و مجله‌های مد فرانسه مبلغ آزادی‌های بی‌چون و چرای آدمی باشد، به چهره‌ای نافی خودش بدل شد. آنچه امروز و پس از گذشت نزدیک به شش دهه در پی انتشار عکس‌های برهنه‌ گلشیفته فراهانی در مجله «اگوئیست» چاپ فرانسه رخ می‌دهد، به پارودی‌ای از پدیده‌ باردو مانند است، چرا که نه گلشیفته همانند بریژیت باردو سمبلی از شور و گرمای زنانه است، نه نظریه‌پردازانی چون سیمون دوبوار قلم در دست دارند و نه جامعه‌ فرانسه – حتی در آن برهه‌ تاریخی- قابل قیاس با فضای حاکم بر ایران است. گلشیفته فراهانی بازیگر جوان بالیده در سال‌های پس از انقلاب ۵۷، به روزگاری نه چندان دور پشت پا زده و طی مدت چهار سال، هر چند گاه با نمایش سویه‌ای از برهنگیِ تنش، به تیتر خبر و دستمایه‌ تحلیل ناظران بدل شده است. او به اذعان خودش، برای بقا در سینمای غرب، ناگزیر به پذیرفتن قواعدی‌ست که نیازمند گسستن از بندهای سنت و مذهب زادگاهش است. او با بهره‌ گرفتن از حق مالکیت بر تنش و با تن سپردن به نظام «هنر- کالا»پرور، در تلاش است در این بازار پر رقیب، از نظر‌ها دور نماند. پس به تنش متوسل می‌شود و تصویر عریانش را بر جلد مجله‌های هنری فرانسه منتشر می‌کند و برای مدتی نامش را در محافل عمومی بر سر زبان‌ها می‌اندازد. ر‌ها از هر گونه نقد درباره‌ زیبایی‌شناسی عکس‌های منتشر شده و همین‌طور با مسلم دانستن حق اختیار آدمی بر تن خویش، در این میان، تحلیل برخی ناظران نشانه‌شناس، منجر به شخصیت‌سازی کاذب و ارائه‌ تصویری دگرگونه از ماجرا می‌شود. در این دست تحلیل‌ها، دورنماهای مباحث فمینیسم با واکاوی عکس‌ها به شیوه‌ای پسامدرن ترکیب می‌شود و تصاویر به صورت آمیزه‌ای ناهمگون از سنت‌های شرقی و تابوشکنی‌های جسورانه تفسیر می‌شوند و در همین حال رگه‌هایی از مبارزه و سلحشوری هم در آن تنیده‌ می‌شود: زنی رهیده از خاورمیانه‌ پرآشوب با چشمانی مبهوت، نگاهی خالی و لب‌هایی غمزده. همه چیز برای نمایشی تمام و کمال از یک قربانی جهان سومی و بازآفرینی الهه‌ای مصلوب برای مخاطب جهان‌اولی مهیاست؛ شیوه‌ای عاری از تفکر همراه با تزریق ارزش‌های دروغین که هم‌زمان هم با موضوع و هم با مخاطب سازگار می‌شود. سرانجام آنچه برجا می‌ماند ناسازگاری تصویر و هویت و نا‌همخوانی معنا و ظاهر است. این رویه اگرچه در ‌‌نهایت داستانی ‌رضایت‌بخش را به مخاطبان به تنگ آمده از خفقان عرضه می‌کند، اما حتی هنرمند یاد شده را هم درباره‌ هویت منسوب به خودش دچار تناقض می‌کند، تا جایی که گلشیفته فراهانی، سرآخر با کنایه‌ای به مخاطب ایرانی، او را به دیدن بعد «روحانی» هویتش فرامی‌خواند. فراهانی که پیش‌تر نیم‌نگاهی به جنبش برخاسته پس از انتخابات سال ۸۸ داشت، گویی نه سودای شهرت در غرب ر‌هایش می‌کند و نه می‌تواند از جلب نظر هموطنان دیروزش دل بکند. با تأملی آگاهانه بر حقیقت این تصاویر و دور از ایدئولوژی‌های عامه‌پسند می‌توان دریافت که تصاویر برهنه گلشیفته فراهانی، تنها تصاویری از یک زن برهنه‌اند؛ نه چیزی کم و نه چیزی بیش. هنجارشکنی‌های خالی از اندیشه، گستردن بساط کسب و کار با تابوهای خانه کرده در دل جامعه و از همه مهم‌تر خوانش‌های اغراق‌آمیز برآمده از این پدیده‌ها، در درازمدت نه به سود هنرمند است و نه درمانی‌ست بر دردهای جامعه‌ای که فقر و خفقان بیش از همه گریبان زنانش را گرفته است. لیلا سامانی
ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟ با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید عاشقی تا پای چوبه دار اندوه بی پایان گریس کلی همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟

حقوق زنان

ماجراهای دفتر من

از نظر من وكالت یكی از جذابترین مشاغله به این دلیل كه شما هم با من هم عقیده بشید ماجراهایی رو كه طی كار برام اتفاق میفته براتون تعریف میكنم. شاید شما هم روزی همكار من شدید.

افزایش ٢٣درصدی مراجعان پزشکی‌قانونی برای دریافت مجوز سقط جنین

استان کهگیلویه‌وبویراحمد با توجه به نسبت جمعیت زنانش در سنین بارداری، بیشترین میزان سقط‌های جنین دارای مجوز را دارد. پس از کهگیلویه‌وبویراحمد، استان یزد بیشترین میزان دریافت مجوز سقط جنین را داشته‌است. سازمان پزشکی قانونی از افزایش مراجعان به پزشکی‌قانونی برای صدور مجوز سقط جنین در سال ٩۵ نسبت به سال پیش از آن خبر داده است. براساس گزارشی که یکشنبه ۱۱ تیر در روزنامه شرق منتشر شده، تهران در بالاترین رتبه صدور مجوزهای قانونی قرار دارد اما با توجه به نسبت جمعیت زنان در سنین باروری، استان کهگیلویه‌وبویراحمد و یزد در رتبه اول و دوم قرار دارند و بعد از آن به ترتیب ایلام، کرمانشاه، خوزستان، فارس و تهران هستند. بر اساس اطلاعات پزشکی‌قانونی، استان خوزستان در هر دو جامعه آماری یعنی با توجه به داده‌های خام و همچنین با توجه به جمعیت زنان در پنج رتبه اول صدور مجوزهای مربوط به سقط جنین قانونی قرار داشته و بعد از آن استان فارس قرار دارد. به‌طوری‌که در این آمار بعد از تهران، خراسان‌رضوی، خوزستان، فارس و اصفهان قرار دارند. این در حالی است که جمعیت استان کهگیلویه‌وبویراحمد ۶۵٨,۶٢٩ است و (جمعیت زنان این کشور با توجه به آمار جمعیتی کشور بیش از مردان عنوان شده است) و جمعیت استان یزد برابر با یک‌میلیون و ١٣٩ نفر و حدود ۴٠٠‌ هزار نفر بیشتر از استان کهگیلویه است و با وجود این، رتبه دوم را کسب کرده است. سازمان پزشکی‌قانونی در گفت‌وگو با «شرق» گفته بالغ بر یک ‌میلیون ناهنجاری وجود دارد که از برخی از آنان به‌عنوان ناهنجاری‌های ساختاری یاد می‌شود که در بیرون یا درون بدن و با سونوگرافی قابل تشخیص هستند. سازمان پزشکی‌قانونی اعلام کرده که در حال بررسی و تجزیه و تحلیل آمار مجوزهای سقط جنین صادرشده در این سازمان براساس نوع تشخیص است؛ به‌عنوان مثال پرداختن به این موضوع که مثلا از میان ناهنجاری‌های جنینی کدام ناهنجاری شایع‌تر است. به گفته این سازمان، نتایج این پژوهش در همایش طب و غذا در آبان ماه ارائه خواهد شد. براساس گزارش پزشکی‌قانونی، در سال ٩۵ تعداد ١٢‌هزارو ٢٨١ متقاضی برای دریافت مجوز سقط به پزشکی‌قانونی کشور مراجعه کرده‌اند که از این میان هشت‌هزار و ۵٣٧ نفر موفق به دریافت مجوز شدند و دو‌هزار و ۶۴٢ نفر شرایط لازم برای سقط جنین خود را نداشته‌اند. هزارو ١٠٢ نفر نیز پس از اولین مراجعه برای پیگیری پرونده یا دریافت مجوز سقط دیگر به پزشکی‌قانونی مراجعه نکردند و اطلاعی از انجام‌ دادن یا ندادن سقط از آنان در دست نیست. روابط‌عمومی پزشکی قانونی گفته اکثر موارد رد شدن تقاضای سقط به دلیل این بوده است که بالای ١٩ هفته به سازمان مراجعه کردند. مواردی که ناهنجاری قابل تشخیص نبوده یا پرونده دیر ارجاع شده یا مادر خودش دیر مراجعه کرده است، حتی اگر احتمال معلولیت یا هنجاری هم در جنین باشد، قانونا امکان صدور مجوز وجود ندارد. به گفته پزشکی‌قانونی، در بیماری‌های مادری فقط مواردی که بارداری موجب خطر برای مادر می‌شود اجازه سقط صادر می‌شود که حدود ١٠ درصد از مجوزها را دربر می‌گیرد ولی حدود ٩١ درصد جنینی هستند این سازمان همچنین از افزایش ٢٣درصدی مراجعان پزشکی‌قانونی برای دریافت مجوز سقط جنین نسبت به سال پیش از آن خبر داده است. بر این اساس، ١٢‌هزار و ٢٨١ نفر برای دریافت مجوز سقط جنین در سال ٩۵ مراجعه کرده بودند که تعداد این افراد در مقایسه با سال قبل از آن ٢٣,۴ درصد افزایش داشته است. سازمان پزشکی‌قانونی دلیل این افزایش ٢٣درصدی را افزایش آگاهی‌های مردم و مراجعه آنان به پزشکی‌قانونی اعلام کرده و گفته درحال‌حاضر دستگاه‌ها و ابزارهای تشخیص ناهنجاری‌های نوزاد بسیار بیشتر و مدرن‌تر شده است. دسترسی مردم به سونوگرافی و آزمایشگاه‌های ژنتیک افزایش پیدا کرده و طرح غربالگری در دوران بارداری در وزارت بهداشت جدی‌تر انجام می‌گیرد سازمان پزشکی‌قانونی گفته که موارد مربوط به بارداری‌های ناخواسته خیلی کم به پزشکی‌قانونی مراجعه می‌کنند چون می‌دانند پزشکی‌قانونی مجوزی به آنها نمی‌دهد. پیش از این اعلام شده بود که سالانه بیش از ۲۵۰ هزار سقط جنین غیرقانونی در کشور انجام می‌شود که در مقایسه با میزان سقط جنین‌ قانونی، ۴۰ برابر بیشتر است. سال ۱۳٨۴ نمایندگان مجلس ایران قانون سقط درمانی جنین را تصویب کردند و از آن سال، قانون به خانواده‌هایی که جنین‌شان دچار مشکل بود یا ادامه بارداری برای مادر خطرناک بود این اجازه را داد که جنین خود را سقط کنند. به طور کلی اما عمل سقط جنین در ایران غیرقانونی است. مجازات سنگین برای سقط جنین در ایران در حالی است که در بسیاری از کشورها پس از لغو ممنوعیت سقط جنین، آمار مرگ و میر زنان به صورت چشمگیری کاهش یافته است. سقط جنین یکی از کم‌خطرترین، کم‌هزینه‌ترین و امن‌ترین جراحی‌ها در عرصه پزشکی است، اما به دلیل غیرقانونی بودن این عمل در برخی کشورها ازجمله ایران و انجام آن در محیط‌های غیر بهداشتی و توسط افرادی که آموزش این کار را ندیده‌اند، سالانه حدود ۷۰ هزار مرگ و ۲۰ میلیون معلولیت در جهان برجای می‌گذارد.
این جا جای زن نیست پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد آدمک‌های زنانه روی چراغ‌های راهنمای ملبورن ازدواج فامیلی مسائل مالی زندگی مشترک را جدی بگیرید