1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این نوشته رو یکی از دوستان از وبلاگ خانم الهام ارسال نموده است! با اجازه از نویسنده مطلب آنرا منتشر می کنیم. مطلب جالب و نگاهی استثنائی به مردان از دید یک خانم.

یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند... 

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما. 

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.

دیدگاه‌ها  

+7 # سیزده 1392-01-15 20:51
فوق العاده بود .....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # حسین 1392-01-18 12:31
aaali bood . khoda nevisandeye in matno hefzesh kone
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # علی 1392-01-20 15:15
الان که داشتم این نوشته رو میخوندم اشک تو چشام جمع شد مطمئن باشید دروغ نمیگم
خیلی عالی بود خیلی دلم میخواد نویسندشو ببینم
اگه دوستان آدرس وبلاگ رو بدن ممنون میشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # نجمه 1392-01-20 18:48
واقعا مردا گلن.هیشکی درکشون نمیکنه.اونا دارن واس ما تلاش میکنن اما ما.....یه کم بهش فک کنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # idin 1392-01-21 10:50
afarin be in galam va nevisandeh

alan age inja matlabe chegone khale roye nafe chape payiine shekale lagar shodan bood 600 ta coment ham ziresh bood vali hala 4 tast

begzarim

man khodam 6 sale ezdevaj kardam ye dokhtar khanome 3 sale ham daram
to in 6 sal hata 1 bar khanomam az man be hich onvan ozr khahi nakarde be har dalili

in yani

khanome man peyganbare khodast ke hich vagt hich eshtebahi nemikone va tamame eshtebahat male ma mardast ke be gole shaer goftani

roza saro kale mizanam ba hame jor adam
shabam age ye zare boo bede jorabam

vaaaaaaaayyyyyyyyyy

khoda midone ke che geshgeregi be past

ba zano shabi ke garare eshge bemire baaaaazzzzzzz
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Hesam 1392-01-21 14:02
ایدین جان دست رو دلم گذاشتی برادر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # bahar 1392-01-24 15:28
متن نویسنده رو قبول دارم. اما یه سوال می مونه!
واقعا این آرامشی که ما زنها باید به مردها بدیم چیه؟ دقیقا مثلا چی؟
گاهی فکر می کنم محبت زیاده اما نتیجه برعکس داره چون انگار بیشتر آرامششونو میگیره! گاهی فکر میکنم توجه زیاده اما اینم نمیشه!
یا راه های دیگه اما همیشه نتیجه درست بدست نمیاد!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # Hamid 1392-01-26 19:21
س ک س ه! ای خنگ!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # نام شما 1392-02-08 14:48
س.ک.س که خواسته اصلی زنهاست .

شاید قبل از ازدواج نشون ندن . ولی بعد از ازدواج اگه بزاریشون روزی 4-5 بار میخوان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # رویا 1392-01-24 18:10
نمیدونم از کجاشروع شد اشتباهات زنها نسبت به مردها از لبریز شدن کاسه صبرشون یا اولین اشتباه مردی که نخواست با انچه از پدرانش به ارث برده بود رفتار کنه اما روزگاری بود که مردهاهرچه میخواستند میکردند وهرچه میکردند نامش مردی نبود و این نامردی ها گلهای عشق را کشت و خارهای انتقام روییدند انقدر که ان مرد بیچاره ای که خود خواسته راه عشق اغاز کرد شد اولین قربانی وبعد خون جلوی چشم زنها راگرفت فهمیدند که میشود و این اغاز فاجعه بود مردها تاتوانستند مقاومت کردنداما زنها هم کوتاه نیامدندو از انجا که در هرخانه ایاشپزخانه در اختیار زنان بود مردان با بحران انرژی روبرو شدند وقهرها نیز فایده نکردکه هیچ بعضی از امور مردانه هم افتاد بدست زنان ودوره عوض شد با اتش بس مردها وحالا زنها باور نمیکنند که این مردها شوهران عزیز وپسران دلبندوپدران گرامیشان هستند و واین شده که میبینید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # na shenas 1392-01-25 21:45
salam,ama man ziad moafegh nistam man chand mahie ez kardAm dorane mojaradi shayad ba in neveshte moafeghat mikardam ama hala mibinam injoram nis.chon hamin marda sare chizaye bikhod hamchin roheshono b poshteshon michasbonan o hame chizo faramosh mikonan kheili rahat mizanan zire hame chizo jelo hame sekeye polet mikonan.badesham mikhan ba ye ozrkhahi hame chio faramosh koni.chon hich tarsi nadarano hich chomaghi mese ma bala sareshon nis kheili rahat hame chio tamom mikonan ama in ma zanaeim k hata vaghti kheili narahatim bayad berizim to khodemon hata vaghti tahghir mishim lam ta kam harfi nemizanim k khodaye nakarde zendegimon b khatere harfe ma tamom nashe k age bekhad tamom she bayad javabe hezar kaso nakaso bedim...
begzarim ama faghat ino begam to zendegi in ma zanaeim k gozasht mikonim nemigam marda gozasht nemikonan ama b khatere in gozasht kardaneshon rozegare ma zana ro siah mikonan hezar bar ashke maro darmiaran ta bebakhshan.....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # آرام 1392-01-26 17:46
خیلی قشنگ بود.
من اعتراف میکنم که ما دختر ها بعضی وقتا با اینکه خودمون هم کامل نیستیم توقعمون خیلی بالاست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # کاظم 1392-01-28 11:44
سلام
متن فوق العاده زیبایی بود . به نظر من نویسنده آن ، نه تنها نویسنده خوبیه ، بلکه جامعه شناس قابلیه . ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # هما 1392-01-28 14:06
سلام میشه آدرس وبلاگ این خانوم الهام رو برام بفرستین؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # مریم 1392-01-28 19:48
خاک تو سر نویسنده بی عرضه دیروز پدر شوهر من این متن رو به ایمیل من فرستاد و من خیلی ناراحت شدم یکی نیست به این الهام بگه تو فکر کردی همه مثل تو هستند؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # امید 1392-02-07 16:20
مریم خانم گل بهتر بود که نظرتو میدادی اما بدون توهین. همونطوری که نویسنده این متن هم نظرشو اعلام کرده بدون اینکه به کسی توهین کنه و در واقع لازمه یاد آوری کنم که ایشون حسشونو بیان کردن و این نشون میده که نویسنده سرشار از حس عطوفت و مهربانی و در عین حال اعتماد بهه نفس هستند. بهشون تبریک میگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # عسل 1392-01-31 00:45
من امروز با همین یکی از همین مردا و شوهرای مثلا معصوم به گفته نویسنده سر خرید نون و ماست و پنیر خونه دعواکردم و گفتم که ماهاست که توی خونهی ما نه ماست پیدا می شه ونه شیر اون گفت که هست هر غلطی می تونی بکن وقتی بهش گفتم 6 ساله که زنت شدم ولهی دریغ از پول یه روسری به هم گفت من ندارم در حالیکه حداقل جقوقی که من مطمئنم می گیره 1.5 ملیونه فقط از یه کارش
بازم می گن اونا خوبن و ما زنا ظالم ....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # نازنین 1392-01-31 20:26
عسل جان خدا بهت صبر بده، واقعا ما زنها چه بدی به مردهای این مملکت کردیم که اینطور باهامون رفتار میشه این نوشته فقط برای 5% مردها صدق میکنه همون بهتر هیچوقت ازواج نکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # امید 1392-02-07 16:26
یادمون باشه که همه جا بد و خوب هست چه زن و چه مرد. با بیان موارد نقض یک مجموعه رو نمیشه زیر سوال برد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # عسل 1392-01-31 00:47
نه مرد من با مرد رویایی شما از زمین تا آسمون فرق داره و من مطمئنم خدام یه روزی حقشو می ذاره کف دستش ....مطمئنم از خدام می خام به خاطر بچه ام بهم صبر بده تا بتونم تحملش کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # فتانه 1392-02-06 12:40
واقعا ما ملت جالبی هستیم! تو این دنیا مرد خوب هست، مرد بدم هست، زن خوب هست، زن بدم هست.. اینکه این خانوم الهام خودش یا دور و بریاش تن پرورو وحشی باشن که فقط پا رو پا میندازن و به این همسری که انقدر فرشته وار زخمت میکشه گیر میدن دلیل نمیشه همه همینجور باشن!
تو این دوره که این همه خانم شاغل هست که علاوه بر اینکه پا به پای این مردان غمگین نازنین زحمت میکشن، باید لطافت و زنانگی خودشون رو هم حفظ کنن و هنوزم پاسخگوی انتظارات سنتی جامعه از زن باشن این حرفا خیلی غیرمنصفانه است.
من عاشق پدر و همسرمم اما دور و برم کم نیستن زنایی که زندگیشون پر از شکنجه جسمی و بدتر از اون روحیه. انقد راحت به قاضی نرو خانم الهام که حتی مطمئن نیستم وجود خارجی داشته باشی!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # امید 1392-02-07 16:30
اگر تو این موارد میتونستیم بدون دید تک جنسی قضاوت کنیم و نظرمونو بیان کنیم ( چه خانوما و چه آقایون ) واقعا وضعمون خیلی خوب میشد. بیاید تو بیان نظراتمون به دلیل زن بودن یا به دلیل مرد بودن یک فرد در برابر اون فرد جبهه گیری نکنیم آخه یکی نیست بهم بگه اگه این جوری بود که دیگه نمیشد ایران میشد سوئیس و ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # Maral 1392-02-07 18:52
میدانیم که زن ومرد هردو ویژکیهای خاص خود را دارند و همین هاست که انهارا درکناریکدیگرقرارمیدهد.اگراحساسات یک مرد بیش از منطقش باشد و منطق یک زن بیش از احساساتش دیکر زندگی زیباییهای خودش رانداشت پس بیاییم با درک بیشتر از یکدیگر،اندیشیدن به مفهوم واقعی اشتراک، قضاوت های منصفانه و رفتارعادلانه ای که در مورد همدیگر در زندگی هایمان به کار میبریم زندگی شیرین،رفاقت های مثال زدنی وعشقی ماندگاررا برای خودمان بسازیم و از همراهی با همسرانمان لذت ببریم.
مردان وزنان خوب زیبا،درست و عادلانه می اندیشند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # نام شما 1392-02-08 14:45
زنها وانمود می کنن احساسی هستن . زنها بسیار بسیار سنگدل هستن .

و رمدها برعکس اون چیزی که همیشه گفته میشه بسیار احساسی و حساس هستن .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ممول 1392-02-08 18:56
همه مردها مث هم نیستن من مرد خودمو مثال میزنم که اشغالی بیش نیست با این که عاشقش بودم و براش میمردم الان میگم انشالله خدا جزاش رو بده منی که توو این4 سال بهش وفاداربودم ازم درخواست کرد که حامله بشم در دوران حاملگیم با یکی رابطه داشته بوده پنهانی الان که من فهمیدم برام اصلا ارزشی نداره بهش میگم بهم خیانت کردی چرا؟میگه تو مریض بودی.ممنون از نویسنده این متن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسن 1392-04-11 12:37
سلام خانم ممول!
هیچی کی منکر وجود نامردهایی مثل شوهر شمانیست ولی بحث اینجا موردی نیست بحث مردهایی است که تو جامعه ماکم هم نیست و صبح تاشب جون می کنن و خود از حداقل امکانات استفاده می کنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # منا/۲۶ساله/متاهل 1392-02-22 22:43
سلام
به نظر من هم زنان پیچیده تر هستند.
اشکم دراومد:(
ممنونم از نگارنده متن.
موفق باشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ستایش 1392-03-02 16:44
متاسفم که این متن نوشته یک خانمه. احترام به زحماتی که آقایو ن میکشن به جای خودش، اما انگار این خانم توی جامعه زندگی نمیکنه و نمیبینه که خانمها پا به پای مردا دارن واسه زندگی زحمت میکشن. شاید شما برای خودت خوش باشی اما خیلی از خانمها اینطور نیستن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # احسان متولی 1392-06-06 14:55
متاسفانه این متن از وبلاگ بنده سرقت شده. متاسفم برای این خانم واقعا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مدیریت سایت 1392-06-06 21:26
جناب آقای متولی، همانطور که اشاره شد این مطلب از طریق دیگری به این رسانه معرفی گردیده است، با وجود این اگر لطف نموده و آدرس وبلاگ خود را برای ما ارسال نمایید آنرا بعنوان لینک در این مطلب اضافه خواهیم نمود.
با تشکر از پیام شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مهشید 1392-11-14 23:55
خوب اگه سرقتم شده باشه، چون منتشر شده نو پرابلم. چون واقعیته و باید خوشحال باشی. البته این ها جز طبیعت مرده. خدا این طوری واستون رقم زده و غیرتتون نیاید اجازه بده و نمیده که غیر از این باشه. به هر حال ما خانوما تو این قضیه گناهی نداریم. تو سرنوشت شما منظورمه!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # هما 1392-07-01 14:41
سلام
مردها بچه ننه هایی بیش نیستند که فقط به ظاهر بزرگ میشوند!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حميد 1392-08-04 09:23
شما اصلن متن رو خوندي؟ متن رو بخون تا اون چيزي رو كه منظور نويسندس بگيري نه اوني رو كه خودت مي خوايي.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مهرداد 1392-08-19 17:11
با تشکر فراوان به خاطر این همه نکته بینی و دقت ، از اینکه تمام و کمال واقعیات را بیان کردید شگفت زده شدم ، اگر یک مرد این موارد را بیان می کرد خود ستایی می شد اما خوشحالم که یک خانم قسمتی از دردهای یک مرد ، یک انسان را متوجه شد این مصداق بارز انسانیت است . سپاس و درود بر شما باد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # فندق 1392-08-20 12:40
اگر چشمامونو ببندیم و مرد ها و زن های بد زندگی رو که همه جای دنیا وجود دارن رو ببندیم مطمئنا از این متن خوشمون می اد... هستند مرد ها زند های خوب ...
بابت این متن تشکر می کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهرشاد 1392-08-20 12:52
ای بابا زن و مرد چیه ما آدما هممون مثل همیم همچیزا رو کنار گذاشتیم چسبیدیم به چیزایی که ارزش ندارند انسانیت و گذشت رو گذاشتیم کنار فقط شدیم یه مشت حیوون که به هم بپریم و یه طوری شکم و غریزه های حیونیمون انجام بدیم تقصیر خودمون هم نیست چون اینطوری خواستند که بار بیایم از اول زندگی تا آخرش هم این چیزا رو تو گوشمون میخونند مردا اینطوری و زنا اینطوری هیچکس هم از مخش استفاده نمیکنه آکبند میذاره برا ملک الموت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # عرفان 1393-09-15 23:56
راستش دلم برای خودم سوخت
واقعا زندگی ما همینطوره.همه از ما توقع دارند توقع بهترین ها.درصورتی ک ما مردها فقط توقع ارامش داریم .لااقل درمورد خود من اینطوره و من همسرم رو با تمام غر غراش عاشقانه بدون توجه ب چهره و ظاهرش دوست دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # خندان مهر 1394-12-18 12:57
مردانه بگم دمت گرم با این متنت بلاخره یک پیداشد از مردها دفاع کنه داداشم اگه وقت کردید به کانال ماهم سری بزنید از متن زیبای شما انجا استفاده کردم khandanmehrr@
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بی نام 1396-01-17 14:00
ما مردا واقعا در ازای مشغله و دغده ی زندگی فقط ارامشی رو میخوایم که زن رندگیمون بهمون میدن.
همسر من امید من برای یک زندگیست
شاید فکر کنید شعار میدم ولی حرف دلم رو به همه شما زدم اینکه چه برداشتی ازش میکنین به عهدهه خودتون.
ولی من هنوز بعد از ۸ سال هرشب که میرم خونه هنوز همون ارامشی رو حس میکنم که ۸ سال پیش برای اولین بار حس کردم
بیاین بجای حرف زدن یکم افکارمون رو شست و شو بدیم.
یک زندگی خوب به شما و همسرتون بستگی داره نه به هیچ کس و هیچ چیز دیگه.
از نویسنده عزیز هم ممنونم این متن رو همسرم اولین بار به من معرفی کرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محسن 1396-01-29 00:52
اگه اجازه بدین رابطه مرد و زن رو تو چند جمله میشکافم براتون...
مرد از زن چیزی جز آغوش باز و سکس نمیخواهد چون مردها از هر نظر از زنها برتر هستند و خودشان و زنها هم این را میدانند .مردها اصولا در زنها چیزی نمیبینند که بخواهند از آن برای ارتقا خودشون سود ببرند...یکی از دلایلم برای این ادعا دقیقا به رابطه این دو بر میگرده .زنها با حس کمبودی که بابت درجه دو بودنشون دارند ذره ای بزرگواری رو نمیکنند و پذیرش حقیقت رو تاب نمیارن و به خاطر همین حس کهتری و اطلاعشون از نیاز مرد به سکس با اونها زندگی مردها با بی محلی و عدم ارائه سکس درد آلودتر میکنن ولی مردها بسیار بزرگوارانه تر برخورد میکنن چون اگر غیر از این بود شاهد خشونت وحشتناک و زناهای به عنف متعدد از طرف مردان علیه زنان در جامعه بودیم ولی مرد میسوزه و میسازه...وجدان خودم شاهده که به عنوان یک مرد حقیقت رو گفتم و کاری با قضاوتهای لوس و دور از حقیقت احدالناسی ندارم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

ما احساس خوبی نداریم از اینکه چشم به پنجره می دوزیم. چون فکر می کنیم باید به جای آن مشغول کار باشیم یا در حال درس خواندن یا درگیر حل مسائلی که در ذهن مان، لیست کرده ایم.   زل زدن به پنجره شاید برای خیلی از ما، تعبیری جز تلف کردن وقت نباشد. چون به نظر می رسد کاری انجام نمی دهیم و در خدمت هدفی نیست. حتی می تواند معنایش این باشد که حوصله مان سر رفته است یا اینکه می خواهیم برای لحظاتی حواس مان را پرت کنیم. دست به چانه و چشم به بیرون پنجره دوختن، هیچ نوع پرستیژی در بر ندارد برای همین راه نمی افتیم به دیگران بگوییم بهترین لحظاتی که امروز داشته ام زل زدن به پنجره بوده است. اما شاید در یک  جامعه متفاوت، انسانی ترین کاری است که از ما سر خواهد زد. زل دن به یک نقطه در بیرون از پنجره، در تضاد با کاری است که می کنیم چون در حقیقت، ذهن ما نه تنها در جستجوی دیدن چیز مشخصی در بیرون نیست بلکه به صورت خیلی نامحسوس، در جستجوی افکار و ماجراهایی هستیم که در درون ما می گذرد. در وهله اول خیلی آسان می شود تصور کرد در باره چه چیزی فکر می کنیم و چه احساسی داریم ولی تشخیص کامل آن به ندرت اتفاق می افتد. برای همین، بخش بزرگی از چیزهایی که هویت و شخصیت ما را می سازد به صورت دست نخورده و غیرقابل استفاده، فقط در ذهن و روان ما برای خودشان وجود دارند. برای همین، قسمت مهمی از هر آنچه که هستیم توانایی بروز نمی یابد. بسیاری از افکار ما حساس تر از آن هستند که با سئوال های مستقیم، خود را بروز دهند. به همین خاطر، چشم دوختن به پنجره، اگر درست انجام شود می تواند دریچه ایی  ساده و بی غل و غش باشد به افکار عمیق تری که در نهاد ما هستند. افلاطون یک تشبیه برای فعالیت ذهن به کار برده است به این صورت که می گوید: « ایده های ما مثل پرنده های هستند که درون محوطه مغز، بال و پر می زنند. اما برای نشستن و آرام گرفتن پرنده ها، ما نیاز به ایجاد لحظات آرام و بی حساب و کتاب داریم و چشم دوختن به پنجره یکی از همین فرصت ها می تواند باشد. چشمان ما قادرند در حین زل زدن به پنجره، عبور زندگی را بی اختیار ببیند و از هیاهوی روزمره کمی فاصله بگیرند. به مقاومت بته  های روی زمین، در برابر باد بنگرند. مثل شعر زیبابی ایرانی وقتی که می گوید« گون از نسیم پرسید به کجا چنین شتابان؟» چشم دوختن بدون هیچ نیت از پیش تعیین شده، شاید در دنیایی که ملاک و معیارش تولید و مصرف بیشتر است مهم جلوه نکند. اما ایستادگی در برابر هجوم خواسته های ناتمام و روزمره، به ایجاد بزرگترین ایده ها نیز ختم می شود. به افکار عمیق تر خودمان، فرصت کشف بدهیم.

راز هایت را نفروش

بعضی آدم ها رازهایشان را می فروشند و در مقابل بخشی از ذهن کسی را اشغال می کنند و اسم اش را می گذارند دوستی. من اما رد پای آدم ها را در قلب ام جاودان می کنم.
قرارمان این نبود کاش مادر بودم رویاهایت را فراموش كن بی زحمت مرا اهلی کن این خانه جادو می كند

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

وزیر اقتصاد منزل تان باشید

یک خانم خانه دار از اول صبح که از خواب بیدار می شود،  با هدفی معین، شروع به برنامه ریزی می کند. یک کدبانو می تواند با برنامه ریزی و گرفتن اطلاعات به  انجام کارهایش سرعت ببخشد و حتی با همین شیوه  در اقتصاد خانواده نیز تاثیر گذار باشد.

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟
با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ کار در خانه، فروش در اینستاگرام

مطالب تصادفی

گزارش روز

ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد

طبق آمار رسمی هر ۶ ساعت یک نفر در کشور به ایدز مبتلا می‌شود. مدت هاست دیگر كارشناسان و مسوولان سكوت خود را شكسته و هشدارها را عیان كرده اند. حالا كه تعداد آلوده به ویروس ایدز در ایران از مرز صدهزارنفر گذشته است، مسوولان لب به سخن باز كرده اند.

تاریخچه موسسه خیریه بهنام دهش پور

مؤسسه خیریه كمك به بیماران نیازمند مبتلا به سرطان كه با نام «موسسه خیریه بهنام دهش ‏پور» معروف می‌باشد، درحقیقت نام جوان هموطن قهرمانی را بر پیشانی دارد كه در آغاز هفدهمین بهار زندگیش مبتلا به بیماری سرطان شد و سه سال پنجه در پنجه این بیماری افكند و متأسفانه علیرغم معالجات مختلف در داخل و خارج از كشور در ٢١ سالگی عمر كوتاهش به پایان رسید. زمانی كه دوران درمان را در بیمارستان شهداء تجریش می گذراند، به شدت تحت تاثیر وضع ناگوار بیماران بخش ناتمام آنكولوژی (سرطان شناسی) قرار گرفت. او با وجود بیماری سخت، با روحیه و پشتكاری بی نظیر، تكمیل كارهای نیمه تمام بخش را وجه همت خود قرار داده و اولین بازار خیریه را به همین منظور در سال ١٣٧٤ برگزار نمود و همچنین با جمع‏ آوری كمك‏های مردمی در قالب شركت در فعالیت‏های خیرخواهانه و همایش‏های هنری و تقدیم آن به بیماران مبتلا به سرطان بیمارستان شهداء تجریش در نهایت صداقت، حركتی عظیم را بنیان نهاد. شمع زندگی كوتاهش در خانه با فروش شمع‏های تزئینی به نفع بیماران مبتلا به سرطان خاموش شد، اما نوری را در دل اطرافیان برجای گذاشت، تا گروهی به‏ صورت خودجوش راه او را ادامه دهند، و اینك خیریه بهنام دهش‏ پور به عنوان مركز یاری رسانی به مصیبت دیدگان این بیماری افتخار می كند. بخش سرطان بیمارستان شهداء تجریش، در سال ١٣٧٠ زمانی كه هنوز عملیات ساختمانی آن تكمیل نشده بود، با نیت تسریع امور درمانی بیماران، كار خود را آغاز كرد. سالن انتظار این بخش كه عملیات تجهیز آن به همت بهنام آغاز گردیده بود، در پائیز ٧٤، زمانی كه دیگر او در میان ما نبود، افتتاح گردید. سرانجام در اسفندماه سال ١٣٧٦ از محل كمك‏های مردمی، سایر بخش‏ها آماده پذیرائی از بیماران گردید. روزانه، جمع كثیری از مبتلایان به این بلای ناگهانی، لباس دغدغه و تشویش خود را در محیطی همدلانه كه شما در این بخش فراهم آورده و سكه‏ های مروتی كه به شماره حساب ٠١٠٤٦٦٠٩١٢٠٠٥ بانك ملی ایران، شعبه تجریش واریز كرده‏ اید، با جامه آرامش و تسكین عوض می‌كنند و با شما خواهند گفت كه در انتهای افق آرزوهای همه آنها، تمنائی مشترك نهفته است.
روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان کودکان خیابانی، قربانیان سو استفاده جنسی بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال زوجها ژنهایی مشابه دارند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تست رضایت شخصی

انجام این تست به شما نشان می دهد که از زندگی شخصی و کار و تحصیلات تان تا چه حد احساس رضایت می کنید.

تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین

چند نشانه آشکار وجود دارد که یک رابطه برای شما خوب نیست, مثلا این که یک فرد کاملا سواستفاده گر است اما وقتی نوبت به تشخیص سمی بودن یک رابطه می رسد, اوضاع کمی مبهم تر می شود. ۱. پس از خراب کردن اوضاع، چگونه آن را درست می کنید؟  در یک رابطه ی سالم: وقتی قرار دیدارتان را به خاطر کار به بعد موکول می کنید، عذرخواهی می کنید، او نیز وقتی فراموش می کند زباله ها را ببرد، همین کار را می کند. در یک رابطه ی سمی: یکی از شما حاضر است به سیبری نقل مکان کند اما نگوید “متاسفم”. همه در رابطه های شان مرتکب اشتباه می شوند، اما مهم ترین چیز این است که بتوانید به اشتبا ه تان اعتراف کنید. یک دکتر روان شناس بالینی و مشاور ازدواج و خانواده به نام آن برنان مالک که گواهی خود را از شیکاگو گرفته و نویسنده ی کتاب ازدواج در زندگی مدرن: چرا خوب است، چه وقت خوب است، می گوید: “بعضی آدم ها با عذرخواهی کردن مشکل دارند چون عذرخواهی می تواند حس آسیب پذیری ایجاد کند”. هم چنین عذرخواهی باعث می شود به طور عمیق و مبهم احساس کنند نقصی دارند، بنابراین، ترجیح می دهند با تظاهر به این که هیچ اشتباهی نکرده اند، کلا از عذرخواهی اجتناب کنند. در یک رابطه ی سالم قادر هستید قدم پیش بگذارید، اعتراف کنید اشتباه کرده اید، و به این واقعیت اطمینان داشته باشید که همسرتان هم چنان عاشق تان است.  ۲. درباره ی همسرتان روی چه چیزی تاکید دارید.  در یک رابطه ی سالم: بیش تر درمورد چیزهایی با هم صحبت می کنید که شما را از رابطه تان خرسند می کند، و کمی هم گلایه یا درخواست دارید تا چیزی ناخوشایندی را که به تدریج وارد زندگی تان شده اند، تغییر دهید(چون این کاملا طبیعی است). در یک رابطه ی سمی: بیش تر تمایل دارید سرخوردگی های تان و اوضاع فعلی تان را با صدای بلند به یک دیگر ابراز کنید، تا این که درباره ی کارهای خوبی که هریک از شما انجام داده است صحبت کنید. آن چه هر یک از شما روی آن تمرکز دارد در شکل دادن به یک رابطه ی سعادتمتد بسیار مهم است. جین گریر، دکتر مشاور ازدواج و روابط زناشویی، و مولف پس من چی؟ نگذارید خودخواهی در رابطه تان حاکم شود،می گوید: “در روابط سمی، زوج ها فقط درمورد چیزهایی صحبت می کنند که دلسردشان می کند، و اغلب این مسائل را با لحن انتقادی و نکوهشی منتقل می کنند.” ۳. هر چند وقت یک بار از تنبیه سکوت استفاده می کنید.  در یک رابطه ی سالم: حتی وقتی یکی از شما از طرف مقابل دلخور است، باز هم به احساسات او فکر می کنید و نمی خواهید از با بی توجهی رنجش غیرضروری ایجاد کنید  در یک رابطه ی سمی: یک فرد بعد از دعوا کاملا به طرف مقابل بی اعتنایی می کند. تنبیه سکوت، جدا از این که ترفندی است که بهتر است در دوره ی دبیرستان باقی بماند، نشانه ی دست کاری هیجانی است. مالک می گوید: “فردی که نادیده گرفته می شود نمی داند چه شده است، یا حتی با خودش فکر می کند آیا همسرتان هنوز به او علاقه دارد یا نه”. انزواطلبی، چه کلامی باشد چه این که بعد از دعوا یک روز تمام ناپدید شوید، روشی است که بی ثباتی هیجانی را در رابطه ایجاد می کند. آدم هایی که رابطه ی سالمی دارند، حتی برای رساندن منظورشان هم از تحمیل این نوع رنجش ها خودداری می کنند. ۴. آیا حقیقتا هر دوی شما قابل اتکا هستید؟  در یک رابطه ی سالم: وقتی همسرتان می گوید کاری را انجام خواهدداد، می دانید به حرف خود عمل می کند. در یک رابطه ی سمی: هرگز کاملا مطمئن نیستید او به قول اش عمل می کند یا فقط حرف می زند.  این یکی فقط مربوط به احساس امنیت هیجانی است. گریر می گوید: “بنیان روابط سالم بر اعتماد، ثبات، و امنیت است”. در روابط سمی شما معمولا مجبور هستید با سطحی از اضطراب کنار بیایید چون هیچ وقت نمی دانید آیا همسرتان چه فیزیکی چه هیجانی، حضور خواهدداشت یا نه. وقتی او فعالانه کارهایی می کند که واقعا می خواهید آن را کنار بگذارد، مثلا، جزییات بسیار زیادی را از مسائل مالی تان برای خانواده تان برملا می کنند، این اضطراب تشدید می شود. اگر همیشه قول می دهد ۱۸۰ درجه تغییر کند اما در واقع هرگز آن را عملی نمی کند، در نهایت احساس می کنید نمی توانید به او اعتماد کنید. ۵. چند تا از دعواهای کوچک تبدیل به فوران عظیم خشم می شوند.  در یک رابطه ی سالم: می توانید بپذیرید یا نپذیرید که برکینگ بد بهترین برنامه ی تلویزیونی است.  در یک رابطه ی سمی: یک اختلاف نظر جزیی تبدیل به یک مشاجره ی شدید می شود  مالک می گوید: “شاید برای آدم ها سخت باشد که درک کنند داشتن نظرات متفاوت به معنی غلط یا درست بودن یکی از آنها نیست.” هم چنین، این گرایش به دست دادن کنترل برای مسائل کوچک، ریشه در این واقعیت دارد که تلخی هیجانی نشانه ی بارز روابط سمی است. مالک می گوید: “من مکررا در روابط سمی شاهد رنجش و انتقاد عمیق هستم”. وقتی این دو با هم ترکیب می شوند، می توانند آدم ها را وادار کنند اختلاف های کوچک را بیش از حد جدی بگیرند. ۶. آیا هر یک از شما می تواند متکی به خود باشد.  در یک رابطه ی سالم: شما به طور مرتب با دوستان تان قرار سینما می گذارید، و همسرتان فعالیت های انفرادی خودش را دارد. در یک رابطه ی سمی: شما دو نفر مثل چسب به هم چسبیده اید و نمی توانید از هم جدا شوید. وابستگی ممکن است مانند خوشایند به نظر برسد، انگار اوضاع آن قدر خوب است که از جدایی های کوتاه نفرت دارید. در واقعیت، منشأ همیشه با هم بودن احتمالا صورتی از احساس ناامنی است. گریر می گوید: “ممکن است علت وابستگی این باشد که یک فرد می ترسد متکی به خود باشد، یا ناشی از کنترل باشد چون یک فرد همیشه انتظار دارد طرف مقابل همیشه با او باشد.” آدم هایی که روابط سالمی دارند می دانند پرداختن به سرگرمی ها، دوستی ها، و علایق خودشان پیوندشان را قوی تر می کند. ۷. تا چه حد می توانید صریح و بی پرده باشید؟  در یک رابطه ی سالم: هر دوی شما احساس می کنید می توانید تقریبا درمورد همه چیز گفت وگو کنید، حتی درمورد این که با همسر سابق تان برخورد کرده اید، یا وقتی با دوستان تان بوده اید کسی به شما پیشنهاد دوستی داده است. در یک رابطه ی ناسالم: پی می برید که دارید چیزهای بی اهمیت و بی ضرر را از او پنهان می کنید، مثلا این که با دوستی صحبت کرده اید که همسرتان چندان از او خوش اش نمی آید. وقتی همسرتان نسبت به مسائل بی اهمیت واکنش شدیدی نشان می دهد، ممکن است به طور غریزی در حضور او مراقب حرف ها و رفتارتان باشید، به نحوی که از نظر او، واقعا باملاحظه هستید. مالک می گوید: “این می تواند یک نشانه ی کوچک باشد که شما از رنجاندن همسرتان می ترسید.” خوب، حالا که فهرست بالا را خوانده اید، اگر گمان می کنید رابطه تان در سالم ترین وضعیت نیست، چه باید بکنید؟ خوشبختانه، تشخیص وجود بعضی از این نشانه ها به این معنی نیست که باید به صورت خودکار به رابطه تان پایان دهید. مالک می گوید: “شما می توانید به مشاوره های فردی بروید و این مسائل را با یک مشاور درمیان بگذارید”. یک متخصص باید بتواند کمک تان کند راهی پیدا کنید تا توجه همسرتان را به این مسائل جلب کنید. مالک می گوید: “وقتی با او درباره ی این مسائل صحبت می کنید، باید علاوه بر تغییراتی که از می خواهید انجام دهد، چیزهایی را ذکر کنید که خودتان می خواهید تغییر دهید.” این نه تنها احساس مورد هجمه قرار گرفتن را در او کاهش می دهد، بلکه رویکرد هوشمندانه ای است، چون مالک می گوید: “در بیشتر رابطه ها، هر دو طرف در پویایی آن رابطه نقش دارند”. اگر همسرتان تمایلی ندارد روی خواسته های معقول شما کار کند، یا به کاملا احساسات تان بی اعتنا است، می توانید از او بخواهید با شما به یک مشاور خانواده مراجعه کند، یا فکر کنید آیا این واقعا همان رابطه ای است که می خواهید داشته باشید.   منبع: گلمور
چرا جذاب نیستم؟ نامه ای به مادرم جوش نزنیم! 10 راه مقابله با جوش و آکنه خصوصیات متولدین فصل بهار زیبایی از درون می آید، 5 راه زیباتر شدن بدون نیاز به جراحی

زنان حادثه

وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند

به نقل از یورونیوز نادیا مراد و لمیاء حاجی بشار، این دو زن رنج دیده عراقی دو سال پیش در جریان اشغال روستای محل زندگی شان به همراه دیگر زنان و دختران توسط داعش به بردگی گرفته شدند. در طی سخنان این دو زن در پارلمان اروپا بسیاری به واسطه جنایت های وحشیانه داعش گریستند. پیکارجویان داعش زنان این روستا را به بردگی جنسی واداشتند. در نهایت این دو زن پس از سه ماه از دست داعشی ها جان سالم به در بردند و به اروپا فرار کردند و پس از آن در افشای جنایات این گروه تروریستی نقشی مهم داشتند. لمیاء حاجی بشار به یورونیوز گفت: «از دریافت این جایزه خیلی خوشحالم. دریافت این جایزه برای من بعنوان زنی که توسط داعش ربوده شده و گریخته ام حمایت روحی مهمی است. هزاران زن توسط داعش به بردگی جنسی کشانده شده اند که یکی از آنها من هستم. داعش با گفتن اینکه دیگر هیچ ایزدی در دنیا باقی نمانده می خواست از دست ایزدی ها خلاص شود اما حتی اگر یک ایزدی هم باقی مانده باشد واقعیت را خواهد گفت.» نادیا مراد هم در گفت و گو با یورونیوز افزود: «من از بیست کشور عربی و اروپایی بازدید کرده ام. با روسای جمهوری، نمایندگان پارلمان و مردم زیادی دیدار داشته ام. خواست ما از جامعه بین الملل متوقف کردن آنچیزی است که شاهدش هستیم و مجازات عاملان نابودی ماست. می خواهیم که مجرمان در دادگاه بین المللی کیفری مجازات شوند و از اقلیت های کوچکی چون ایزدی ها و مسیحیانی که در عراق و سوریه زندگی می کنند حفاظت شود.» جایزه ۵۰ هزار یورویی ساخاروف در سال 1988 و به افتخاز آندره ساخاروف دانشمند، منتقد شوروی سابق توسط پارلمان اروپا بنیاد نهاده شد و هر ساله به افراد یا سازمان هایی که عمر خود را صرف دفاع از حقوق بشر و آزادی اندیشه می کنند اهدا می شود.

ستارگانی که دیر مادر شدند

  یوما تورمن ۴۲ ساله بود که برای سومین‌بار مادر شد. پدر فرزند او آرپارد بوسون بانکدار۴۹ ساله است. یوما تورمن دو فرزند نیز از ازدواج نخست‌ خود با ایتان هاک، هنرپیشه هالیود دارد. کارلا برونی سارکوزی ۴۷ ساله بود که صاحب یک دختر شد. پدر دختر او رئیس‌جمهور پیشین فرانسه نیکلا سارکوزی ۵۹ ساله است. او نخستین رئیس‌جمهور فرانسه بود که سال ۲۰۱۱میلادی در دوران ریاست‌جمهوری‌ خود پدر شد. کارلا یک پسر نیز از رابطه‌‌ای پیش از آشنایی با سارکوزی دارد. ماریا کری آوریل ۲۰۱۱ میلادی در سومین سالگرد ازدواج خود با نیک کنان، کمدین کارگردان آمریکایی موزیک ویدئو صاحب یک دو قلو شد. این دارنده جایزه اسکار که ۴۷ سال دارد، سال ۲۰۰۸ میلادی صاحب یک دختر شد. پدر دختر او کیت اوربان، خواننده است. این زوج سال ۲۰۱۰ میلادی آن‌هم با کمک یک رحم اجاره‌ای صاحب یک دختر دیگر شد.   هَل بری ۴۱ سال بود که برای نخستین بار مادر شد. او پنج سال بعد در حالی‌که از پدر دخترش، گابریل اوبری جدا شده بود، از نامزد خود اولیور مارتینز هنرپیشه فرانسوی صاحب یک پسر شد. مدونا خواننده پاپ که متولد ۱۹۵۸ میلادی است، ۳۸ ساله بود که برای نخستین بار مادر شد. او چهار سال بعد از همسر صابقش صاحب یک پسر شد و سال ۲۰۰۷ نیز یک پسر دیگر به فرزندی پذیرفت. مدونا سال ۲۰۰۹ یک دختر کوچک هم از آفریقا به فرزندی گرفت.   کیم بیسینجر هنرپیشه مشهور آمریکایی ۴۲ ساله بود که صاحب یک دختر به نام "آیرلند الیس" شد. این دختر حاصل ازدواج او با الک بالدوین هنرپیشه هالیود بود. کیم و همسرش پس از تولد دخترشان مدتی از کار خود در دنیای هالیوود فاصله گرفتند. سلین دیون خواننده مشهور، سال ۲۰۰۱ صاحب یک پسر شد. او نه سال بعد، زمانی‌که ۴۲ ساله بود صاحب دو پسر دوقلو شد.   هنرپیشه ایتالیایی، مونیکا بلوچی که متولد ۱۹۶۴ است، ماه مه سال ۲۰۱۰ میلادی و در حالی‌که ۴۶ ساله بود دومین دختر خود را به دنیا آورد. او که سال ۱۹۹۹ با هنرپیشه فرانسوی وینست کاسل ازدواج کرده بود، تابستان ۲۰۱۳ از همسر و پدر دختر خود جدا شد. این آهنگ‌ساز و خواننده مشهور ایتالیایی که متولد ۱۹۵۴ میلادی است، سال ۲۰۱۰ برای نخستین‌بار مادر شد. او پس از دو بارداری ناموفق، سرانجام زمانی‌که ۵۴ سال داشت یک دختر به دنیا آورد. جانّا نانیننی که در شمار مسن‌ترین مادران مشهور دنیا به شمار می‌‌رود هویت پدر دختر خود را فاش نکرده است. عکس بالا مربوط به این خواننده ایتالیایی است  
آیا پینار سلک محکوم میشود؟ امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند زندگی در برزخ رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است بانوی اول آرژانتین در بیمارستان

حقوق زنان

پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز

اواخر سال ۲۰۱۲ بود که خبری تکان‌دهنده بسیاری از مردم هند را به خیابان‌ها کشاند و تظاهرات خشمگین آنان را موجب شد: یک دختر دانشجوی ۲۳ ساله، در ساعت ۹:۳۰ شب در اتوبوسی در حال حرکت در خیابان‌های دهلی مورد تجاوز گروهی قرار گرفته بود. مهاجمان او و دوستش را با میله‌ای آهنی مورد ضرب و شتم قرار داده و بدن نیمه‌جان آنها را از اتوبوس بیرون پرتاب کردند. دختر جوان کمتر از دو هفته بعد به دلیل جراحاتش جان باخت؛ اعتراضات ـ ملی و بین‌المللی ـ به عدم امنیت زنان در خیابان‌های هند اما ادامه یافت زیرا حادثه دهلی تنها یکی بود از نمونه‌های بسیار. به نوشته روزنامه «تایمز آف ایندیا» در فاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۳، به طور متوسط در هر ۳۰ دقیقه یک تجاوز جنسی در کشور هند رخ داده‌است که در ۹۰ درصد موارد متجاوزان از خویشان، همسایگان یا دیگر آشنایان قربانی و یک سوم قربانیان نیز زیر سن قانونی (۱۸ سال) بوده‌اند. از میان این پرونده‌ها، ۷۷ درصد آنها بدون مجازات عاملان مختومه شد؛ اتفاقی که بسیاری از معترضان خشمگین هندی و ناظران خارجی آن را به فساد پلیس و ناکارآمدی سیستم قضایی هند نسبت می‌دهند اما برخی معتقدند ریشه اصلی این بحران را باید در فرهنگ و جامعه هند جستجو کرد. یکی از این افراد، رام دیویننی فیلمساز و نویسنده هندی است که متاثر از ماجرای دردناک دهلی و نمونه‌های مشابه، کتاب مصوری به نام «پریا شاکتی» [به معنی قدرتِ پریا] خلق کرده؛ کتابی که قهرمان آن قربانی تجاوز می‌شود اما با کمک خدایان هندو نیروی خود را باز می‌یابد تا به دفاع از خود و بقیه قربانیان برخیزد. این کتاب که برای نوجوانان هندی تهیه شده به گفته تهیه‌کنندگان آن بناست با استفاده از اصول و نمادهای دین هندو به خوانندگانش ایستادن در مقابل «پدرسالاری، زن‌ستیزی و بی‌تفاوتی» را بیاموزد. این کتاب که سازمان مردم‌نهاد «آپنه آپ» نیز در تهیه آن مشارکت کرده‌است، داستان «پریا» را روایت می‌کند؛ دختری کوچک که آرزو دارد معلم شود اما توسط والدینش به دلیل فقر از رفتن به مدرسه بازمی‌ماند. پریا علاقه و ایمان سفت و سختی به یکی از خدایان مونث هندو به نام «پراواتی» دارد، در نتیجه هنگامی که در نوجوانی قربانی تجاوز می‌شود، «پراواتی»، خشمگین از بلایی که روی زمین بر سر زنان می‌آید تصمیم می‌گیرد دست به کار شود. «پریا» که به دلیل «بی‌آبرویی» از خانه والدینش طرد شده، به خواست پراواتی سوار بر ببری بزرگ به دهکده‌اش باز می‌گردد تا مجرمان را به مجازات برساند و مردم را وادارد رفتارشان را با زنان تغییر دهند. در بخش‌هایی از این کتاب که می‌توان آن را به صورت رایگان روی اینترنت مشاهده کرد، ماجرای تعدادی از قربانیان تجاوز از گوشه و کنار هند با صدای خودشان روایت می‌شود. نویسنده این اثر می‌گوید: «من با قربانیان تجاوز گروهی در سراسر هند مصاحبه کرده‌ام و همه آنها به من گفته‌اند امیدی به عدالت ندارند... همه فکر می‌کنند آنها باید از آنچه بر سرشان آمده شرمسار باشند و بیشتر آنها در ترسی مداوم از کشته شدن زندگی می‌کنند. این دلیلِ دور باطل فعلی است؛ مردانی هستند که با خیال راحت مرتکب تجاوز می‌شوند زیرا می‌دانند که از مجازات معاف خواهند ماند». به‌رغم نگرانی شدید نهادهای بین‌المللی در مورد افزایش چشمگیر آمار تجاوز در هند، دولت این کشور معتقد است این آمار، جدید نیست و این افزایش تعداد گزارش‌ها صرفاً به این باز می‌گردد در سایه قوانین سفت و سختی که پس از فاجعه دهلی وضع شد ـ و به اعدام مجرمان انجامید ـ زنان بیشتری جرات می‌کنند پا پیش بگذارند. فعالان اما می‌گویند آمار فعلی در بهترین حالت ۱۰٪ تعداد قربانیان واقعی را نشان می‌دهد. قربانیانی که خاموش می‌مانند نه تنها در هند، که در بقیه جهان نیز بسیاری از قربانیان تعرض جنسی در مورد آنچه بر سرشان آمده سکوت می‌کنند زیرا از انتقام متجاوز و یا تحقیر و انگشت‌نما شدن وحشت دارند. قربانیان تجاوز در هند در بسیاری از مواقع از این می‌ترسند که با فاش شدن ماجرا دیگر کسی خواستار ازدواج با آنها نباشد و به‌علاوه خانواده‌ها نیز اغلب به علت «بی‌آبرویی»، قربانیان تجاوز را در میان خود نمی‌پذیرند. مانند بسیاری از جوامع دیگر، فرهنگ هند نیز به شدت پدرسالار است و در آن فرزندان پسر بر فرزندان دختر اولویت دارند. بر مبنای سنت‌های هندی، پسران زنده‌نگه‌دارنده نام خانوادگی و منبع ثروت و سربلندی محسوب می‌شود در حالی که دختران را باید پس از تامین جهیزیه‌ای کلان به خانه شوهرانشان فرستاد. از سوی دیگر با مدرن‌تر شدن جامعه و حضور زنان در عرصه اجتماع برای کار و تحصیل، بخش‌های سنت‌گراتر از جامعه این حضور را برنمی‌تابد و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. در نتیجه عجیب نیست که بسیاری از چهره‌های محافظه‌کار در هند «طرز لباس پوشیدن» زنان و حضور آنها در خارج از خانه در ساعات «نامناسب» را عامل «تحریک» متجاوزان می‌دانند و معتقدند «رفتار» زنان یکی از دلایل بروز تجاوز است. نویسنده کتاب «پریا شاکتی» به یاد می‌آورد که یک افسر پلیس در مورد قربانیِ حادثه دهلی گفته بود: «هیچ دخترِ خوبی این ساعت از شب تنها در خیابان نمی‌ماند». به‌علاوه بیش از نیمی از جمعیت هند زیر سی سال سن دارند و از این تعداد بسیاری از آنها در فقر شدیدی زندگی می‌کنند؛ فقری که محرومیت از تحصیل و بیکاری را با خود می‌آورد و مردان جوان هندی را رو به رفتارهای خشن و مخرب سوق می‌دهد. نظام طبقاتی موجود در هند نیز ـ که افراد را به «کاست»‌های گوناگون تقسیم می‌کندـ نه تنها به این فقر و محرومیت دامن می‌زند که تأثیری مستقیم‌تر بر مسئله خشونت علیه زنان دارد. بر اساس این نظام، افرادی که در خانواده‌های منتسب به کاستی مانند «دالیت» متولد می‌شوند، «نجس» به شمار می‌آیند و افراد طبقات بالاتر از آنها دوری می‌کنند. بر اساس برخی آمار در تعداد قابل توجهی از تجاوزات صورت گرفته در مناطق غیرشهری، قربانیان به این طبقه و یا سایر طبقات پایین اجتماعی تعلق دارند در حالی که متجاوزان از طبقات بالاتر هستند. به این ترتیب سواستفاده از بدنِ «فرودست» جرمی است که به علت جایگاه بالاتر متجاوز، رسیدگی به آن با کارشکنی‌های سیستماتیک مواجه می‌شود و به احتمال بسیار بی‌مجازات می‌ماند. در بحبوحه جنایت دهلی، یکی از مقامات ارشد ایالت اوتار پرادش جمله‌ای به زبان آورد که جنجال رسانه‌ای قابل توجهی به راه انداخت. او در یک نشست انتخاباتی گفت: «خب پسرها همین هستند دیگر، گاهی هم اشتباه می‌کنند». با وجود تدابیری که دولت مدعی است برای نجات هند از این «رسوایی اجتماعی» اندیشیده، اظهارنظرهایی از این دست نشان می‌دهد که این کشور هنوز راه درازی برای ریشه‌کن کردن بحران در پیش دارد؛ «پریا شاکتی» شاید قدمی کوچک در همین راه به حساب بیاید.

چراغ سبزهای قانون برای ندادن نفقه

یكی از مواردی كه حق زنان محسوب می شود نفقه است. مردان وظیفه دارند نفقه زنان را بپردازند وچون زنان روزانه یا ماهانه و یا حتی سالانه نفقه خود را از مردان نمی گیرند، همیشه می تواند اهرمی فشاری باشد در دست زنان هنگام طلاق.
چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند نه به خشونت خانگی بر علیه زنان چطور می شود نفقه را گرفت خبرنگاری در لباس یک تن‌فروش