1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

من هیچ چیزی دراین دنیا ندارم که دل ام نخواهد از دست اش بدهم. هرچقدر که به خانواده و دوستانم وابسته ام برعکس هیچ تعلق مادی به این دنیا ندارم. من دیده ام حتما شما هم آدم هایی را دیده اید که چیزهایی دارند که به جان شان بسته است. گاهی بعضی هایشان آن ها را در صندوقچه ای پنهان می کنند و مثل یک راز همه عمر با خودشان این ور و آن ور می برند. من اما این جور آدمی نیستم نه این که وسایل و اشیا رو دوست نداشته باشم ، نه ، اتفاقا با اشیا همیشه مثل موجود زنده رفتار می کنم اما تصور ذهنی ام این است که حتما روزی آن ها را از دست خواهم داد مثل دوربین عکاسی ام که امروز از دستم افتاد و خراب شد. تمام. دیگر دوربین عکاسی ندارم با این که هدیه نازنین دوستی بود و عکسهای درجه یکی در چند سال گذشته با آن گرفته ام. ناراحتی ام به چند دقیقه هم نرسید. گاهی با خودم فکر می کنم شاید چون همیشه فکر می کنم که کاش همه مشکلات دنیا با پول حل شود به هیچ چیز وابسته نیستم. اصولا چیزهایی را که دارم راحت می بخشم به کسی که ازش تعریف می کند و حس می کنم از من آن را بیشتر دوست دارد.

 

هدیه هایی را که دیگران و عزیزتر از جان دوستان و خانواده ام می خرند را البته وحشتناک نگهداری می کنم. مثلا اولین عروسک بچگی هایم را هنوز در آستانه سی و سه سالگی نگه داشته ام. تکه سنگی را که عزیزی از سفر ایتالیا برایم آورده سال هاست با خودم دارم و خیلی چیزهای دیگر. دل ام می خواهد دلیل این که هیچ صندوقچه ای در زندگی ام ندارم را پیدا کنم. شاید یک دلیل اش این باشد که من آدم ها برایم مهم ترند تا اشیای بی جان. من با حضور و خاطرات آدمی می توانم سال ها سر کنم. گاهی این خاطرات این قدر خوبند که با یادآوری شان همیشه لبخند می زنم و گاهی آن قدر تلخ اند که اشک از چشمان ام سرازیر می کنند. اما خاطرات و رازهایم را نمی فروشم تا صمیمیت بخرم، دوستی بخرم. بعضی آدم ها رازهایشان را می فروشند و در مقابل بخشی از ذهن کسی را اشغال می کنند و اسم اش را می گذارند دوستی. من اما رد پای آدم ها را در قلب ام جاودان می کنم. من دوستی را با آدم ها شروع می کنم اما هرگز راز کسی را به دیگری نمی گویم تا شاید او را بیشتر از من دوست داشته باشد شاید برای همین است که بعضی از دوستان ام اعتراف می کنند که ما چیزهایی را به تو می گوییم که هیچ کس دیگری نمی داند. صندوقچه من ظاهرا در سینه ام پنهان است و درد دل هایی ست که سال های زیادی ست از آدم های مختلف در دل ام با خودم جابجا می کنم و هرگز آن ها را جایی ، جا نگذاشته ام.

 

دیدگاه‌ها  

+3 # آنومه 1390-05-23 16:23
منم خاطرات همیشه توی دلم نگهشون داشتم اما اشیا هم جزئی از خاطرات هستن من حتی بلیط سینمایی هم که با عزیزترین دوستم رفتیم نگهداشتم و هر وقت صندوقچه ی خاطرات دلم باز می کنم یه نگاهی هم به صندوقچه ی اشیا می اندازم و تمام خاطرات زنده ی زنده میشن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # پیمان 1390-05-23 22:12
khaterat faghat makhsuse khode adame.. ba hich kas nemishe sharikesh kard..lezzatesh male khode adame
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مهرناز 1390-05-24 00:19
منم به اشیا وابسته نمی شم. اما یه حس هایی هستن که هرگز نمی تونی با چیزی عوضشون کنی. مثل یه عطر، یه پیاده رو، یه حالت مخصوص تو یه چهره... ای بابا چه عاطفی شد یکهو.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سینا 1390-05-24 02:21
من هم دوستانی دارم که به دلایلی از دستشان داده ام......هر وقت که عکسهایشان را نگاه می کنم بغض می کنم...همین امشب داشتم عکسها را نگاه می کردم و به دوستم می گفتم که دلم گرفته......عکسهایی را دیده ام که دلم گرفت...چه اتفاق جالبی که امشب اینو خوندم....مرسی خانوم نصیری ها
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # negar 1390-05-24 18:14
ay baba hamash ghamo badbakhti, adam aslan nabayad khatereye bad negah dare, hamasho faramush konin ke donya 2 rooze
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 19:57
سینا : برای از دست دادن دوستانت متاسفم چون می دونم که هیچی جای اون ها رو نخواهد گرفت. ممنون از تو که وقت گذاشتی و خوندی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 19:59
نگار : به نظرم توی این نوشته غم و بدبختی وجود نداره اتفاقا قدردانی از دوستان و دستی توش هست. نمی دونم چرا حس غم داشتی ازش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 20:00
مهرناز : موافقم بانو. خیلی چیزها خاطره میشن حتی یه پیاده رو.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 20:05
پیمان : خاطره ها وقتی جذاب تر میشن که تکثیر بشن به نظر من اما نظر تو هم قطعا محترمه. خوش باشی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 20:06
آتومه : خوشحالم که آدم خاطره بازی هستی. معلومه دوستای خوبی داری.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سینا 1390-05-24 21:04
خواهش می کنم
ممنون از شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-05-24 23:47
dustamo az dast dadam o sandogh khateratam ham sookht( hame aksa o yadegariham sookhtan
dg hichi az doostam yadam nis
amma yadeshoon to delam zendeas
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-25 00:47
سحر : مجموعه لادیز با شما همدردی می کنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-25 00:49
نیلوفر : وقتی هنوز گریه ات می گیره یعنی یه جایی از دلت گیره. امیدوارم از دست اش ندی و با هم بمونید. لادیز برات انرژی مثبت می فرسته.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # saeed 1390-05-25 15:01
راز فروشي دارم ، ردپاي جاودانه دارم ، دوستي خوب دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-26 01:42
نیلوفر : شاید هنوز فرصتی مانده باشد. شاید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-26 01:44
سعید : اگه میخواین راز تون رو بفروشین حداقل مشتری خوب و امین براش پیدا کنین.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساسان 1390-05-26 05:17
آی تف به ذات آدم حسود که آبجی نیلوی منو به این روز انداخته... اگه میدونستم کی اذیتش کرده خوب میشد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # مریم 1390-05-28 01:32
سلام ساسان
قضیه چیه که تو این سایت زنونه تو همه جا هستی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مریم 1390-05-29 05:51
نیلوفر جون آخه داداشت توی همه ی صفحه ها نظر گذاشته
زشته دیگه چارتا زن میخوان با هم حرف بزنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-05-31 06:02
وقتی نظراته شمارو خوندم یاده خاطرات کهنم افتادم یاده عشقه قدیمیم که قابه عکسه خاطراتش داره گوشه ای از قلبم خاک میخوره با شماها تونستم زندش کنم قربونه همتون من 1روزی عاشقه 1پسری شدم خیلی خوب بود خیلی مهربونو منطقی اما خیلی وقته از پیشم رفته یعنی از این دنیا رفته ................
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # losi 1390-08-05 13:25
باحرفات واقعااشکمو دراوردی کیاناجان.ازخدامیخوام بهت صبربده.میدونم چه سختی هایی کشیدی ولی سعی کن زندگیتو ازنو بسازی.واست ارزوی موفقیت میکنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-21 01:00
باخوندن حرفای بچه ها تو این صفحه دل ادم تیکه تیکه میشه خداییش تودنیا دردی هست که بیشتر از درد عشق ادمو عذاب بده وبسوزونه؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-21 03:33
واقعا وجود نداره اشک مهتاب جون ...
اما اگه اون عشق ارزششو داشته باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-22 00:00
ok ارزشوخوب اومدی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # pesare13 sale 1390-06-30 17:41
che loosan in zana halam ayeeee shod rasti dishab ye bala avordam khastin too web logam be khooni http://www.estefraghe.halbehamzan.mihanblog.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # losi 1390-08-05 14:30
لوس خودتی.بی احساس.واقعاکه شمامردا بی لیاقتید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-30 18:02
واااااای حالمو بهم زدی بی فرهنگ ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-05 00:53
منم یه سال درد عشق کشیدم که تواین یه سال احساس میکردم پیرشدم خاطرات تلخ وشیرینی که ازاین یه سال دارم رو هیچ وقت فراموش نمیکنم... الان هشت ماهه که به عشقم رسیدم و هرروز دارم جوونتر میشم...خداروشکر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محبوبه 1395-01-29 09:21
تبریک میگم عزیزم......ولی هیچ وقت به عشقم نرسیدم.... سالهاست که با خاطراتم زندگی میکنم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-05 01:52
آهایی خانوما شما آمدین تو سایت نظر بدین یا بچتین ؟؟؟!! این پسرا اینجا هم مارو ول نمیکنن عجیب ما فکر کردیم یه سایت مخصوص خانوماست که میتونن احساسات خودشونو بیان کنن یادم رفته بود آقا پسرا همه جا مزاحمن ولش کن بیخیال سمیه جان خیلی ممنون از مطلب پر مهر و جالبتون ، سونا جان خوشحالم که به عشقت رسیدی 1 سال درد عشق که چیزی نیست که بخوایی پیر شی من 6 سال درد عشق کشیدم ولی زندگیمو نباختم امیدوارم زندگیه خوبی داشته باشی عزیزم رازها چیزی نیست که بشه فروخت و هیچ کس انقدر امین نیست که بتونه رازهامونو بخره تنها راه برای حفظ رازها در درون ماست باید حواسمون باشه قلبامونو نفروشیم تا بتونیم رازهامونو حفظ کنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-08-05 03:04
سلام sجان شاید تقدیر منو کشوند اینحا تا پیامت هشداری باشه برای من تا از تصمیمم منصرف شم
ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # losi 1390-08-05 13:17
سلام خانمs.منم عاشقم ولی تو عشق موفقم.من ومعشوقم واسه رسیدن به وصال یار واست ازاعماق وجودمون دعامیکنیم چون دوری ازکسی که همه زندگیته مرگ تدریجیه.موفق باشی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-05 02:06
مرسی خانم s امیدوارم تو هم به عشقت رسیده باشی...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-06 00:19
سلام به همه ،،،سونا جان از لطفت ممنونم ،همینطور شما losi جان ، خوشحالم که حرفام باعث شده تا به خودت بیای عزیزم ( اشک مهتاب ) ، ما باید از سمیه جان ممنون باشیم که باعث میشن ما با هم آشنا شیم و نظرات همدیگرو بخونیمو به خودمون بیایم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-11 00:12
میشه یه چیزی بگم.من عاشق یکی شدم که نمیتونم به هیچ کس بگم.اخلاقمم طوریه که اهل دوست شدن با پسر نیستم چون کار مسخره ایه.میشه راهنماییم کنین؟واقعا خسته شدم.هیچکسو ندارم باهاش درددل کنم!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-11 02:13
افسانه جون من میگم اگه میخوای همیشه باهاش بمونی و قصدت ازدواجه میتونی به خودش بگی و وقتی بهتر شناخیش تصمیمتو بگیری ولی از هر نظرخیلی مواظب باش..هیچ وقت هم خودتو در برابرش کوچک نکن..موفق باشی..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-11 02:34
از من میشنویی افسانه جان عاشق نشو درد عشق کمر شکن آبجی مواظب خودت باش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # yasaman 1391-03-27 00:55
ووااای محشرر بود
ممنون
جملتونو در وبلاگم استفاده میکنم با اجازتون...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

انگار همه روزها یکشنبه اند

  نمی دانم این روزها سقف آسمان زیادی پایین آمده یا قد من زیادی بلند شده که حس می کنم ستاره ها ته حلق ام هستند. خدا که جای خود دارد. انگار آمده پایین تا با من چایی بنوشد و آنقدر بهش خوش گذشته که یادش رفته دوباره برود سر جای خودش بنشیند.

برای زندگی بجنگ

امروز صبح وقتی که کیسه زباله را به داخل  شوتیگ هول می دادم  کنار دریچه، گلدانی گذاشته بودند که هنوز حیات در آن جاری بود. چند ساقه سبز و باریک که در انتهای هر کدام از آنها چند برگ رنگ پریده زندگی می‌کردند.
اتفاق همین روزهاست... مراقب خودت و دیگری باش دختری که کسی منتظرش نیست آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ این خانه جادو می كند

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

برای همه ما پیش آمده است که در ابتدای ماه با توجه به میزان درآمد خانواده برنامه ریزی کرده و دخل و خرج خود را حساب و کتاب می کنیم. اما این که چرا نیمه ماه که می رسد همه پولمان تمام می شود، ماجرایی است که باید فکری به حالش بکنیم.

جذاب ترین شغل های جهان

" در آینده می خواهید چه کاره شوید؟ " این سوالی است که اغلب ما در کودکی ناچار بودیم به آن پاسخ دهیم. همه ی کودکان جهان فارغ از اینکه در کدام کشور، کدام محله ، کوچه یا کوچه باغ و حتی کدام زمان، دوره و... زندگی می کنند آرزوی شغل های آینده شان را در ذهن یا بازی هایشان تصویر می سازند. همه ی ما در کودکی شغل های دلخواه آینده مان را با همسالان خود دوره کرده ایم وساعت ها برایشان رویا بافته ایم اما دریغ از گذر سالیان که تا به سن اشتغال می رسیم اغلب یا رویاهایمان رنگ باخته اند یا در می یابیم شغلی که آرزویش را در سر می پروراندیم چندان در عالم واقعیت مناسب زیستمان نبوده یا نیستند. بارها و شاید سال ها خود را در لباس سپید پزشکی تجسم کردیم، در حیاط خانه با بچه های فامیل خلبان شدیم و به آن سوی آب ها پرواز کردیم. معلم شدیم و هر روز به خواهر کوچک مان دیکته گفتیم ، پرستار خوب عروسک بیمارمان شدیم و برایش آشپزی هم کردیم.  روزهای خوب کودکی گذشت و ما بزرگ شدیم. فرصت انتخاب برای همه ی ما یکسان نبوده و نخواهد بود اما طبق نتایج به دست آمده از تحقیقاتی میدانی در سرتاسر دنیا، عموم ما مردم جهان این روزها نقطه نظراتی یکسان یا در واقع شبیه در گزینش حرفه ی زندگی مان داریم. اگرچه بی تردید کم نیستند آنهایی که پی آرزوی قلبی خود می روند؛ نجار می شوند یا خیاط، روزها در اعماق آب شنا می کنند و یا هر روز ساعت 7:30 صبح پشت باجه بانک می نشینند. یکی ازمحبوب ترین شغل های مردم دنیا مهندسی کامپیوتر است. جالب است بدانید طبق نظرسنجی های انجام گرفته در سایت های مختلف تعداد افرادی که در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه این حرفه را انتخاب کرده اند با فاصله ی شگفتی نسبت به مشاغلی چون دندانپزشکی و مدیریت در صدر فهرست محبوب ترین های مشاغل دنیا قرار گرفته است. یکی از اصلی ترین دلایل گزینش چنین این است که مهندسین کامپیوتر طیف گسترده ای از انتخاب برای ورود در حیطه های گوناگون پیش رو دارند. نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق مناسبی دریافت می کنند و از همه مهم تر معمولاً سریع تر از باقی کارگزاران حرفه های دیگر وارد بازار کار می شوند. اما یکی از مهم ترین دغدغه های مردم در گوشه و کنار دنیای بزرگ برای گزینش شغل این است که استرس کمی حین کار داشته باشند و در عین حال محیط پیرامونشان نیز آرام و فرهیخته باشد. چه شغلی بهتر از تدریس در دانشگاه؟ محیطی فرهنگی که هر روز و هر لحظه در آن می شود لبریز از حس خوب آموختن شد. براساس نظرسنجی های مختلف از جمله فهرست تهیه شد در سایت فوربز، یکی از ایده آل ترینِ مشاغل در سرتاسر جهان تدریس در دانشگاه است. اگرچه درآمد حاصل از آن در بسیاری کشورها خصوصاً کشورهای در حال توسعه آنچنان قابل توجه نیست اما جالب است بدانید به دلیل جو حاکم بر محیط دانشگاهی این شغل بسیار قابل احترام و دارای شان مناسب در جایگاه به شمار می آید.
کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ طلا؛ زیور یا سرمایه وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول) از پس اندازتان مراقبت کنید

مطالب تصادفی

گزارش روز

ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد

طبق آمار رسمی هر ۶ ساعت یک نفر در کشور به ایدز مبتلا می‌شود. مدت هاست دیگر كارشناسان و مسوولان سكوت خود را شكسته و هشدارها را عیان كرده اند. حالا كه تعداد آلوده به ویروس ایدز در ایران از مرز صدهزارنفر گذشته است، مسوولان لب به سخن باز كرده اند.

بدرفتاری با سالمندان

آیا می دانید یکی از بزرگترین انواع خشونت های خانگی که هرگز گزارش نمیشود، جایی از آن صحبت نمیشود و کسی به اهمیت و گستردگی آن نمی پردازد خشونت و بدرفتاری با سالمندان است؟ سواستفاده و بدرفتاری می‌تواند توسط اعضای خانواده و یا تیم مراقبت (مثلا در خانه سالمندان یا بیمارستان) صورت بگیرد. بدرفتاری با سالخوردگان انواع مختلفی دارد و هر نوع از اذیت ها برای خود علائمی هم به بار می آورند.  که دانستن آنها می تواند از بار غم و درد بسیاری از سالمندان کم کند. 1 – بدرفتاری فیزیکی: نظیر کشیدن مو، سیلی، هل دادن، تکان محکم دادن، و حتی داروی بیش از حد دادنعلایم هشدار دهنده: کبودی بدون دلیل، ترسیدن از فرزندان یا کسانی که از فرد سالخورده مراقبت میکنند، لنگیدن، بریدگی و خراش و درد و تورم و شکستگی و… 2 – بدرفتاری روانی:  که شامل تمسخر، متلک، کنایه، بی توجهی، محدود کردن روابط اجتماعی، تهدید، تصمیم گیری بدون پرسیدن نظر، تحقیر کردن، رفتار با فرد سالخورده مانند یک کودک،دپرخاش و …علایم هشدار دهنده: افسردگی، نا امیدی، عدم اعتماد به نفس، عدم برقراری تماس چشمی، ترس از خوابیدن، گاهی بیش از حد خوابیدن، عدم روابط اجتماعی، اضطراب، ترس، 3 – بدرفتاری مالی: که شایع ترین نوع بدرفتاری با سالمندان است نظیرمجبور کردن برای امضای چک یا قولنامه یا سند قرارداد، مجبور کردن برای تغییر وصیتنامه، مجبور کردن برای فروش خانه و اموال، خرج بدون رضایت از اموال فرد سالمند، دزدین اموال و …علایم هشدار دهنده: عدم توانایی پرداخت هزینه های زندگی در حالی که درآمد یا ذخیره مالی فرد به نظر کافی است.پایین بودن استاندارد تغذیه و پوشاک که با سرمایه و موقعیت فرد همخوانی ندارد. اضطراب مداوم فرد راجع به پول و مایحتاج اولیه و … 4 – بدرفتاری از طریف بی توجهی: انکار  مراجعات و نیازهای درمانی،  بی توجهی به زمان مصرف داروها،  رها کردن در شرایط نامناسب و یا خطرناک، عدم تماس با اورژانس در مواقع ضروری، و …علایم هشدار دهنده: سو تعذیه، عدم بهبودی بدون دلیل، تشنگی مفرط، ژولیده و کثیف بودن، بوی بد، زخم بستر، محرومیت از لوازم مورد نیاز مثل سمعک یا دندان مصنوعی، کنسل کردن مدوام وقت دکتر. ۵- سوء استفادهء جنسی: این نوع سوء استفاده یا بدرفتاری اغلب از سوی جامعه و اطرافیان نادیده گرفته میشود. فرد سالخورده می‌تواند به انواع مختلف مورد آزار یا سوء استفاده جنسی قرار بگیرد از جمله از طریق لمس کردن، یا استفاده از کلمات رکیک سکسی برای تحقیر یا تحریک.علایم هشدار دهنده: سرخوردگی،شرمندگی و افسردگی همیشگی، عفونت مجاری ادراری مکرر (بخصوص در زنان سالخورده)، احساس ناامیدی و بیچارگی مفرط، عدم آرامش در حضور افراد با جنسیت دیگر، عدم صحبت راجع به نحوه برخورداری از مراقبت‌های روزانه، درد و آسیب در نواحی تناسلی امیدوارم هم جامعه،‌ هماقوام و همسایه ها و هم پرسنل درمانی و هم مسئولین انتظامی و قضایی به این موضوع بیشتر توجه کنند. روزی هر کدام از ما ممکن است جزو قربانیان باشیم. این متن در وبسایت شبنویس منتشر شده است و با اخذ اجازه آن را بازنشر کردیم
سرطان‌های جدید، ره‌آورد ریزگردها برای ایران بارداری بدون داشتن رابطه جنسی مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت سرزمین هایی برای مادر نشدن نماینده مجلس: سوءاستفاده جنسی از کودکان در ایران افزایش چشم‌گیری یافته است

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

دوست پسر مرموز من!

در روابط دوستانه قبل از ازدواج، بخصوص در اوائل یک آشنایی سوالات بسیاری درباره علل و رفتارهای طرف مقابل وجود دارد که جواب آنرا لزوما نمی دانیم. همین عدم درک برخی رفتارها باعث بوجود آمدن نوعی عدم اعتماد و کاهش اعتماد بنفس در ما خواهد شد که این برای ادامه شدن روابط بسیار خطرناک است. ولی چه کسی بهتر از یک پسر همسن و سال نامزدمان میتواند بما در باز کردن این معما ها کمک کند؟ شما نیز اگر سوالاتی در این زمینه دارید میتوانید با یکی از دوستان خود مشورت نمایید. در این مقاله چند سوال متداول را که یک دختر درباره رفتار دوست پسرش از یکی از دوستانش سوال می نماید و جوابهایی را که پسر به او می دهد مطالعه می نماییم. سوال: پسرها چقدر در مورد دخترهاشون با رفیقهاشون صحبت می کنن؟ قطعا به اندازه دخترها در این باره صحبت نمی کنند. من اینطور احساس می کنم که دختر ها بیشتر سخن چینی می کنن و از اتاق خواب به عنوان یه دماسنج برای اندازه گیری گرمای رابطشون استفاده می کنند. اگه می خواهید اسرارتان را کسی نگه دارد، به رفیق پسرتان بگویید. سوال: نامزد من با یه عالمه دختر بوده. چطور می تونم از این مسئله چشم پوشی کنم؟ درست مثل یه مدل موی بد. باید منتظر بمونین. درسته که سخته، اما وقتی که این عدد (تعداد دخترانی که باهاشون بوده) رو با اصرار از زیر زبانش بیرون کشیدین، این تیکه کوچیک از اطلاعات که به هیچ دردی هم نمیخوره مغز شما را مشغول خواهد کرد، البته تا زمانی که شما هم مدت قابل توجهی رو با هم باشین و این باعث بشه که این فکر در ذهنتون کم رنگ بشه. و این پروسه زمان بره. در مورد این مسئله اینطور فکر کنین: چه دلیلی داره که دوست پسر شما بی غل و غش و صادقانه در مورد گذشته خودش به شما بگه، اگه می خواست گذشته رو دوباره تکرار بکنه که با شما صادق نمی بود. اگه هم در مورد این نگرانین که ممکنه با دخترهای قبلی قابل رقابت نباشین، به یاد داشته باشین که اونها دیگه در زندگی دوست پسرتون وجود ندارن، پس الکی در موردش فکر نکنین. سوال: بیشتر از یک ماه است که با پسری دوست شدم، اما هنوز اکیپ دوستاشو به من معرفی نکرده. جریان چیه؟ بهت اطمینان میدم که مشکل از تو نیست. معمولا یک ماه بعد از دوست شدن، هنوز پسرها نگران اینن که دختر چه برداشتی ازشون داره، چه برسه به اینکه چطوری رفیقای خل و چلش به دوست دخترش معرفی کنه. شایدم دلیلش این باشه که رفیقاش خیلی ضایعن  و یا اینکه هنوز دوست دختر قبلیش تو اکپیشونه و  ممکن که حسادت تو رو تحریک کنه و از دستش بپری. به جای این چیزا، اون موقع نگران بشین که آشکارا داره شما رو دودر می کنه، یا روی وال فیس بوکش پر از کامنتهاییه که"دیشب خیلی بهمون خوش گذشت" در حالی که به تو گفته بود که اصلا حوصله بیرون رفتن نداره.   ترجمه: آتماج

خانم ها همیشه مقدم نیستند

دختر خانم ها، خیلی خوب است که ساده باشید و خودمانی رفتار کنید. اما مهمترآن است که بدانید طرز رفتار مناسب با شما باید چگونه باشد. هیچ چیز زشت تر از دیدن این صحنه نیست که یک خانم جوان در را برای یک آقا باز کند یا در رستوران گارسن را صدا کند.
این 5 قانون روانشناسی زندگی را برایتان آسانتر می کند چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟ نامه ای به مادرم سرو چمان من میل چمن کن... با دخترتان راجع به بلوغ جسمی صحبت کنید

زنان حادثه

مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی

  در معدن «سراپرده» شهرستان کوهبنان در 150 کیلومتری کرمان، برای مهناز میرزایی که در زیر زمین کار می کند، حجاب چه معنائی می تواند داشته باشد؟ او مهندس معدن و متولد سال ۵۹ است. از سال ۸۴ در اعماق معادن شمال کرمان شانه به شانه مردان کار می کند. در گذشته زیر زمین بود و حالا گاه روی زمین است و گاه زیر زمین. او مدیر معدن سراپرده شده است. می گوید: زمانی که بعنوان نخستین زن مهندس معدن پای در معدن سراپرده گذاشتم هیچ‌کس تصور نمی‌کرد برای کار در معدن آمده باشم، آن‌هم در معدنی که تا آن زمان مهندس معدن نداشت. وقتی وارد معدن شدم کارگران مرد با تعجب به من نگاه می‌کردند و باورشان نمی‌شد من برای کار به اینجا آمده باشم، جالب‌تر اینکه در همان روز فردی که باید معدن و محیط کار را به من نشان می‌داد سخت‌ترین جاهای معدن را به من نشان داد، در عمق چند صد متری زمین و در مکان‌هایی بسیار تنگ و دور از ذهن. طول معدن چهار کیلومتر در زیرزمین است. روزانه هزاران نفر در این معادن در همین شرایط سخت کار می‌کنند و تصورش هم برای مردم عادی غیرممکن است. در همین معدن در کنار 90 نفر با هم کار می کنیم. روزهایی را به یاد می‌آورم که کارگران معدن به دلیل اینکه زن هستم حرف هایم را بعنوان مهندس معدن جدی نمی‌گرفتند، اما درنهایت به مهارت و توان من پی بردند و حالا معدن سراپرده از بهترین معادن شمال استان کرمان است. دو برادر و همسرم هم در همین معدن کار می‌کنند. برخی روزها مجبورم فرزند خردسالم را هم به محل کارم بیآورد. معدن سراپرده سه میلیون تن ذخیره دارد و ده‌ها معدنچی در اعماق زمین با دستگاه‌های مختلف در حال استخراج ذغال سنگ هستند. گازگرفتگی و انفجار مهمترین خطری است که معدنچیان را تهدید می‌کند اما به هر صورت خطر در اکثر مشاغل وجود دارد.

سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌

شریه نیویورکر در بخشی از گزارش مفصلی که درباره تحقیقات علمی دانشمندان برای مبارزه با ویروس ابولا منتشر کرده است، به فعالیت‌های یک دانشمند آمریکایی ایرانی‌تبار به نام پردیس ثابتی، استادیار زیست‌شناسی در دانشگاه هاروارد در مبارزه با اپیدمی ابولا می‌پردازد که سرپرستی تلاش‌های آمریکا برای خواندن ژنوم انسان و تمام کروموزوم‌های موجود در ویروس ابولا را بر عهده دارد. خانم ثابتی مسئول آزمایشگاهی در دانشگاه هاروارد است، و پژوهش‌های مربوط  به ژنوم ویروسی در انستیتوی «براد» وابسته به دانشگاه‌های ام.آی.تی و هاروارد را سرپرستی می‌کند. ژنوم انسان ماده ژنتیکی است که حاوی دستورالعمل‌های ارثی برای ساخت، پیشبرد و نگهداری او را داراست و از مولکول‌های دی‌ان‌ای متمایز از یکدیگر، به نام کروموزوم تشکیل شده است. پردیس در خواندن و تجزیه و تحلیل ژنوم‌‌های اندام موجودات زنده متفاوت، بویژه در مطالعات مربوط به سیر تکامل ویروس – شیوه‌ای که ویروس‌ها در گذر زمان برای تطبیق دادن خود با محیط، تغییر می‌کنند – تخصص دارد. خانم ثابتی و گروهش در طول تابستان به خواندن ژنوم‌های ابولا ادامه دادند، و نتیجه مطالعات آنها در وبسایت مرکز ملی برای اطلاعات فناوری زیستی منتشر شد، تا دانشمندان در هر کجای این دنیا بتوانند آنها را بی‌درنگ مشاهده و بررسی کنند. سپس، در اواخر ماه اوت (اوایل شهریور ماه) مقاله‌ای در مجله معتبر «ساینس» (علوم) منتشر می‌کنند که در آن نتایج تحقیقات خود را به تفصیل شرح می‌دهند. خانم ثابتی در این زمینه می‌گوید «این کار نشان می‌دهد که شما می‌توانید ابولا را به موقع تجزیه و تحلیل کنید. این ویروس تنها نیست. حالا ما وارد آنچه که ویروس انجام می‌دهد شده‌ایم، و اکنون می‌توانیم در هر لحظه تشخیص دهیم در حال مبارزه با چه چیزی هستیم.» خانم ثابتی و تیم او اینک راهی پیدا کرده‌اند که ویروس ابولا را، در حالی که تغییر می‌کند، مشاهده کنند. حالا آنها دشمن خود را می‌بینند؛ معنایش این است که ویروس ابولا در حالی که تغییر می‌کند، می‌تواند به سرعت دگرگون شود، و دانشمندان همچنین ممکن است بتوانند شاهد جهش آن در جهات خطرناک باشند. دکتر پردیس ثابتی در ام.آی.تی در رشته زیست شناسی به تحصیل پرداخت. در سال ۱۹۹۷ میلادی (۱۳۷۶ خورشیدی) به کسب مدرک کارشناسی علوم نائل شد، در سال ۲۰۰۳ در دانشگاه آکسفورد در رشته ژنیتک تکاملی تحصیلات خود را کامل کرد و مدرک دکترا گرفت، و پس از آن در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵ خورشیدی) با درجه ممتاز از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد، با اخذ مدرک دکترای پزشکی فارغ‌التحصیل شد. اما او فقط یک دانشمند نیست؛ در اوقات فراغت برای گروهی به نام «هزار روز» می‌خواند و به ترانه سرای مشغول است. با این حال، فعالیت‌های او در زمینه تحقیقات علمی بر روی ویروس ابولا، موجب شده است انتشار چهارمین آلبوم گروه به تاخیر بیافتد.
پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد ارشاد منجی: معتقد و هم جنس گرا عاشقی تا پای چوبه دار رها محرق، اولین زن عرب فاتح اورست

حقوق زنان

بازارچه نوروزی خانه ای برای آینده

خانه توانمندسازی مادران و نوجوانان آینده " نهادی غیردولتی، غیر انتفاعی و غیرسیاسی است که فعالیت خود را از سال 1390 در محله امام زاده یحیی واقع در منطقه 12 شهرداری تهران آغاز نموده است. منطقه 12، از مناطق بزرگ شهرداری تهران محسوب می شود که اماکن مهمی چون بازار تهران، بازار پارچه فروش ها(مولوی)، بازار بلورفروش ها(شوش) و بسیاری بازارها و عمده فروشی ها را در خود جای داده است. زندگی در حاشیه این بازارها مشکلاتی را برای ساکنین به وجود آورده که از آن جمله می توان به متغییر بودن جمعیت در طول شبانه روز و نا امنی به ویژه برای زنان، بالا بودن نرخ اجاره بهای مسکن، بهره کشی از کار کودکان و... اشاره کرد. تحلیل وضعیت انجام شده با مشارکت زنان و نوجوانان محل نشان می دهد که مشکلاتی نظیر فقر، اعتیاد، کارکودک و خشونت (به ویژه علیه زنان) از جمله مشکلاتی هستند که برای ساکنین این محل در الویت هستند. "خانه توانمندسازی" با ارائه خدمات آموزشی و حمایتی گامی در جهت توانمندسازی ساکنین محل (به ویژه زنان و نوجوانان) برداشته است. اين موسسه براي تامين هزينه هاي حمايت از خانواده هاي تحت پوشش قصد دارد بازارچه نوروزي را برگزار كند راه هاي كمك: ١) اهداي غذاي خانگي ٢) انجام تبليغ در فيس بوك، اينستاگرام، گروه هاي وايبر از طريق ترويج همين دو پيام ٣) حضور در بازارچه در روزهاي برگزاري و دعوت از دوستانتون شماره تماس (همه روزه به جز پنج شنبه و جمعه از ساعت ١١ تا ١٩ پاسخگو) براي كمك: ٢٢٥٧٩٣٠١ الي ٢

زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند

زنان ترک در اعتراض به اظهارنظر یک مقام سیاسی کشور که زنان را از خنده در معابر عمومی منع کرده بود هزاران بار عکس‌های در حال خنده‌ی خود را در توییتر منتشر کردند. زنان از دیگر کشورها نیز به آن‌ها پیوسته‌اند. یک اظهارنظر بحث‌انگیز کافی بود که توییتر به تصرف زنان ترکیه‌ای که عکس‌های خندان خود را منتشر کردند درآید. وقتی بولنت آرینک٬ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه (۲۸ ژوئیه/ ۶ مرداد)٬ درباره خنده زنان نظر داد جرقه حرکتی زده شد که هزاران زن ترک را به شبکه‌های اجتماهی خصوصا توییتر کشاند تا عکس‌های خود را در حال قهقهه‌ زدن منتشر کنند. این زنان با لبخند‌های پهن که صورتشان را پوشانده به چه اعتراض کردند؟ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه گفت زنان نباید با صدای بلند و در ملاءعام بخندند. او البته موارد دیگری را نیز منع کرد. او از مکالمه طولانی زنان با تلفن‌های همراه انتقاد و از جذابیت‌های زنانه در محیط‌های عمومی ابراز ناخرسندی کرد. او گفت که همه این‌ها نشانه فاسد شدن اخلاقی جامعه ترکیه است و باید ممنوع شود. این معاون نخست‌وزیر در حالی حتی از صحبت زنان با تلفن‌های همراه انتقاد کرد که هزاران "سلفی‌" که زنان ترک با تلفن‌های هوشمند خود گرفته‌اند و در آن‌ها دارند می‌خندند در توییتر منتشر شد و هشتگ "kahkaha" هزاران بار از سوی آنان استفاده شد. معنی این کلمه در ترکی خنده یا همان قهقهه است. در توییت‌ها هشتگ direnkahkaha نیز به کرات استفاده شد. این عبارت در ترکی به معنای "خنده‌ی مقاومت" است. به گزارش وب سایت مشابل این هشتگ از دوشنبه تا کنون بیش از ۳۵ هزار بار استفاده شده است. برخی از توییت‌ها نیز از این قرار هستند که "خنده اقدامی انقلابی است" یا کاربری دیگر در توییتش پیشنهاد کرده است که زنان روز خود را با خنده شروع کنند. در یکی از توییت‌ها هم عکس همسر رجب طبیب اردوغان٬ نخست ‌وزیر ترکیه در حال خندیدن در یک مراسم عمومی منتشر شده و زیر آن نوشته شده است: «برای حفظ عفت عمومی… زنان حتما بخندند.» این حرکت البته به زنان ترک محدود نمانده است و زنان از دیگر نقاط دنیا نیز در حال ابراز همبستگی با زنان ترک‌اند. زنانی که از کشورهای مختلف دنیا پیغام همبستگی برای زنان ترک توییت می‌کنند ابتدا جمله‌ای به نشانه همبستگی و اتحاد جهانی زنانه می‌نویسند و سپس نام کشور خود را می‌آورند. به این ترتیب زنان خنده‌ روی توییتر هر ساعت در حال بیش‌تر شدن‌اند و از مرزهای ترکیه سرازیر شده و در اقصی نقاط دنیا مشغول اعتراض به سیاستمداری هستند که اظهارات واپس‌گرایانه‌اش قابل قبول واقع نشد. در ترکیه تعدادی از چهره‌های شناخته شده سیاسی و فرهنگی نیز در توییت‌هایی جداگانه همبستگی خود با زنان کشور را اعلام کردند.
دهلی و سائوپائولو از نظر جنسی ناامن‌ترین کلان‌شهرها برای زنان مردان ما بخوانند، رضایت حلقه گم شده روابط جنسی شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟ موفقیت فعالان زن در لهستان: پارلمان ممنوعیت سقط جنین را رد کرد گرفتن حق باید محضری شود