1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

من هیچ چیزی دراین دنیا ندارم که دل ام نخواهد از دست اش بدهم. هرچقدر که به خانواده و دوستانم وابسته ام برعکس هیچ تعلق مادی به این دنیا ندارم. من دیده ام حتما شما هم آدم هایی را دیده اید که چیزهایی دارند که به جان شان بسته است. گاهی بعضی هایشان آن ها را در صندوقچه ای پنهان می کنند و مثل یک راز همه عمر با خودشان این ور و آن ور می برند. من اما این جور آدمی نیستم نه این که وسایل و اشیا رو دوست نداشته باشم ، نه ، اتفاقا با اشیا همیشه مثل موجود زنده رفتار می کنم اما تصور ذهنی ام این است که حتما روزی آن ها را از دست خواهم داد مثل دوربین عکاسی ام که امروز از دستم افتاد و خراب شد. تمام. دیگر دوربین عکاسی ندارم با این که هدیه نازنین دوستی بود و عکسهای درجه یکی در چند سال گذشته با آن گرفته ام. ناراحتی ام به چند دقیقه هم نرسید. گاهی با خودم فکر می کنم شاید چون همیشه فکر می کنم که کاش همه مشکلات دنیا با پول حل شود به هیچ چیز وابسته نیستم. اصولا چیزهایی را که دارم راحت می بخشم به کسی که ازش تعریف می کند و حس می کنم از من آن را بیشتر دوست دارد.

 

هدیه هایی را که دیگران و عزیزتر از جان دوستان و خانواده ام می خرند را البته وحشتناک نگهداری می کنم. مثلا اولین عروسک بچگی هایم را هنوز در آستانه سی و سه سالگی نگه داشته ام. تکه سنگی را که عزیزی از سفر ایتالیا برایم آورده سال هاست با خودم دارم و خیلی چیزهای دیگر. دل ام می خواهد دلیل این که هیچ صندوقچه ای در زندگی ام ندارم را پیدا کنم. شاید یک دلیل اش این باشد که من آدم ها برایم مهم ترند تا اشیای بی جان. من با حضور و خاطرات آدمی می توانم سال ها سر کنم. گاهی این خاطرات این قدر خوبند که با یادآوری شان همیشه لبخند می زنم و گاهی آن قدر تلخ اند که اشک از چشمان ام سرازیر می کنند. اما خاطرات و رازهایم را نمی فروشم تا صمیمیت بخرم، دوستی بخرم. بعضی آدم ها رازهایشان را می فروشند و در مقابل بخشی از ذهن کسی را اشغال می کنند و اسم اش را می گذارند دوستی. من اما رد پای آدم ها را در قلب ام جاودان می کنم. من دوستی را با آدم ها شروع می کنم اما هرگز راز کسی را به دیگری نمی گویم تا شاید او را بیشتر از من دوست داشته باشد شاید برای همین است که بعضی از دوستان ام اعتراف می کنند که ما چیزهایی را به تو می گوییم که هیچ کس دیگری نمی داند. صندوقچه من ظاهرا در سینه ام پنهان است و درد دل هایی ست که سال های زیادی ست از آدم های مختلف در دل ام با خودم جابجا می کنم و هرگز آن ها را جایی ، جا نگذاشته ام.

 

دیدگاه‌ها  

+3 # آنومه 1390-05-23 16:23
منم خاطرات همیشه توی دلم نگهشون داشتم اما اشیا هم جزئی از خاطرات هستن من حتی بلیط سینمایی هم که با عزیزترین دوستم رفتیم نگهداشتم و هر وقت صندوقچه ی خاطرات دلم باز می کنم یه نگاهی هم به صندوقچه ی اشیا می اندازم و تمام خاطرات زنده ی زنده میشن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # پیمان 1390-05-23 22:12
khaterat faghat makhsuse khode adame.. ba hich kas nemishe sharikesh kard..lezzatesh male khode adame
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مهرناز 1390-05-24 00:19
منم به اشیا وابسته نمی شم. اما یه حس هایی هستن که هرگز نمی تونی با چیزی عوضشون کنی. مثل یه عطر، یه پیاده رو، یه حالت مخصوص تو یه چهره... ای بابا چه عاطفی شد یکهو.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سینا 1390-05-24 02:21
من هم دوستانی دارم که به دلایلی از دستشان داده ام......هر وقت که عکسهایشان را نگاه می کنم بغض می کنم...همین امشب داشتم عکسها را نگاه می کردم و به دوستم می گفتم که دلم گرفته......عکسهایی را دیده ام که دلم گرفت...چه اتفاق جالبی که امشب اینو خوندم....مرسی خانوم نصیری ها
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # negar 1390-05-24 18:14
ay baba hamash ghamo badbakhti, adam aslan nabayad khatereye bad negah dare, hamasho faramush konin ke donya 2 rooze
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 19:57
سینا : برای از دست دادن دوستانت متاسفم چون می دونم که هیچی جای اون ها رو نخواهد گرفت. ممنون از تو که وقت گذاشتی و خوندی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 19:59
نگار : به نظرم توی این نوشته غم و بدبختی وجود نداره اتفاقا قدردانی از دوستان و دستی توش هست. نمی دونم چرا حس غم داشتی ازش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 20:00
مهرناز : موافقم بانو. خیلی چیزها خاطره میشن حتی یه پیاده رو.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 20:05
پیمان : خاطره ها وقتی جذاب تر میشن که تکثیر بشن به نظر من اما نظر تو هم قطعا محترمه. خوش باشی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 20:06
آتومه : خوشحالم که آدم خاطره بازی هستی. معلومه دوستای خوبی داری.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سینا 1390-05-24 21:04
خواهش می کنم
ممنون از شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-05-24 23:47
dustamo az dast dadam o sandogh khateratam ham sookht( hame aksa o yadegariham sookhtan
dg hichi az doostam yadam nis
amma yadeshoon to delam zendeas
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-25 00:47
سحر : مجموعه لادیز با شما همدردی می کنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-25 00:49
نیلوفر : وقتی هنوز گریه ات می گیره یعنی یه جایی از دلت گیره. امیدوارم از دست اش ندی و با هم بمونید. لادیز برات انرژی مثبت می فرسته.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # saeed 1390-05-25 15:01
راز فروشي دارم ، ردپاي جاودانه دارم ، دوستي خوب دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-26 01:42
نیلوفر : شاید هنوز فرصتی مانده باشد. شاید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-26 01:44
سعید : اگه میخواین راز تون رو بفروشین حداقل مشتری خوب و امین براش پیدا کنین.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساسان 1390-05-26 05:17
آی تف به ذات آدم حسود که آبجی نیلوی منو به این روز انداخته... اگه میدونستم کی اذیتش کرده خوب میشد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # مریم 1390-05-28 01:32
سلام ساسان
قضیه چیه که تو این سایت زنونه تو همه جا هستی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مریم 1390-05-29 05:51
نیلوفر جون آخه داداشت توی همه ی صفحه ها نظر گذاشته
زشته دیگه چارتا زن میخوان با هم حرف بزنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-05-31 06:02
وقتی نظراته شمارو خوندم یاده خاطرات کهنم افتادم یاده عشقه قدیمیم که قابه عکسه خاطراتش داره گوشه ای از قلبم خاک میخوره با شماها تونستم زندش کنم قربونه همتون من 1روزی عاشقه 1پسری شدم خیلی خوب بود خیلی مهربونو منطقی اما خیلی وقته از پیشم رفته یعنی از این دنیا رفته ................
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # losi 1390-08-05 13:25
باحرفات واقعااشکمو دراوردی کیاناجان.ازخدامیخوام بهت صبربده.میدونم چه سختی هایی کشیدی ولی سعی کن زندگیتو ازنو بسازی.واست ارزوی موفقیت میکنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-21 01:00
باخوندن حرفای بچه ها تو این صفحه دل ادم تیکه تیکه میشه خداییش تودنیا دردی هست که بیشتر از درد عشق ادمو عذاب بده وبسوزونه؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-21 03:33
واقعا وجود نداره اشک مهتاب جون ...
اما اگه اون عشق ارزششو داشته باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-22 00:00
ok ارزشوخوب اومدی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # pesare13 sale 1390-06-30 17:41
che loosan in zana halam ayeeee shod rasti dishab ye bala avordam khastin too web logam be khooni http://www.estefraghe.halbehamzan.mihanblog.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # losi 1390-08-05 14:30
لوس خودتی.بی احساس.واقعاکه شمامردا بی لیاقتید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-30 18:02
واااااای حالمو بهم زدی بی فرهنگ ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-05 00:53
منم یه سال درد عشق کشیدم که تواین یه سال احساس میکردم پیرشدم خاطرات تلخ وشیرینی که ازاین یه سال دارم رو هیچ وقت فراموش نمیکنم... الان هشت ماهه که به عشقم رسیدم و هرروز دارم جوونتر میشم...خداروشکر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محبوبه 1395-01-29 09:21
تبریک میگم عزیزم......ولی هیچ وقت به عشقم نرسیدم.... سالهاست که با خاطراتم زندگی میکنم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-05 01:52
آهایی خانوما شما آمدین تو سایت نظر بدین یا بچتین ؟؟؟!! این پسرا اینجا هم مارو ول نمیکنن عجیب ما فکر کردیم یه سایت مخصوص خانوماست که میتونن احساسات خودشونو بیان کنن یادم رفته بود آقا پسرا همه جا مزاحمن ولش کن بیخیال سمیه جان خیلی ممنون از مطلب پر مهر و جالبتون ، سونا جان خوشحالم که به عشقت رسیدی 1 سال درد عشق که چیزی نیست که بخوایی پیر شی من 6 سال درد عشق کشیدم ولی زندگیمو نباختم امیدوارم زندگیه خوبی داشته باشی عزیزم رازها چیزی نیست که بشه فروخت و هیچ کس انقدر امین نیست که بتونه رازهامونو بخره تنها راه برای حفظ رازها در درون ماست باید حواسمون باشه قلبامونو نفروشیم تا بتونیم رازهامونو حفظ کنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-08-05 03:04
سلام sجان شاید تقدیر منو کشوند اینحا تا پیامت هشداری باشه برای من تا از تصمیمم منصرف شم
ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # losi 1390-08-05 13:17
سلام خانمs.منم عاشقم ولی تو عشق موفقم.من ومعشوقم واسه رسیدن به وصال یار واست ازاعماق وجودمون دعامیکنیم چون دوری ازکسی که همه زندگیته مرگ تدریجیه.موفق باشی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-05 02:06
مرسی خانم s امیدوارم تو هم به عشقت رسیده باشی...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-06 00:19
سلام به همه ،،،سونا جان از لطفت ممنونم ،همینطور شما losi جان ، خوشحالم که حرفام باعث شده تا به خودت بیای عزیزم ( اشک مهتاب ) ، ما باید از سمیه جان ممنون باشیم که باعث میشن ما با هم آشنا شیم و نظرات همدیگرو بخونیمو به خودمون بیایم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-11 00:12
میشه یه چیزی بگم.من عاشق یکی شدم که نمیتونم به هیچ کس بگم.اخلاقمم طوریه که اهل دوست شدن با پسر نیستم چون کار مسخره ایه.میشه راهنماییم کنین؟واقعا خسته شدم.هیچکسو ندارم باهاش درددل کنم!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-11 02:13
افسانه جون من میگم اگه میخوای همیشه باهاش بمونی و قصدت ازدواجه میتونی به خودش بگی و وقتی بهتر شناخیش تصمیمتو بگیری ولی از هر نظرخیلی مواظب باش..هیچ وقت هم خودتو در برابرش کوچک نکن..موفق باشی..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-11 02:34
از من میشنویی افسانه جان عاشق نشو درد عشق کمر شکن آبجی مواظب خودت باش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # yasaman 1391-03-27 00:55
ووااای محشرر بود
ممنون
جملتونو در وبلاگم استفاده میکنم با اجازتون...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  

رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

ما زنها هم دنیایی داریم واقعا منحصر بفرد که خودمان هم بعضی وقتها سر از کاری که انجام می دهیم در نمی آوریم چه برسد به شوهران بیچاره ما. این 15 نکته درباره زنانه بودن و احساس کردن است در باره 15 نکته نه خیلی کوچکی است که شما مردان درباره ما نمیدانید و البته شما هیچوقت درباره لذت زن بودن چیزی نخواهید دانست. با این وجود شاید باید بخوانید. 1-       ما دوست داریم نامه های عاشقانه ای را که برایمان نوشته شده نگهداریم نه به این خاطر که هنوز احساسی داریم یا امیدی بیشتر به این خاطر که خواندن این نامه ها بما یاداوری می کند که از چه مراحلی در زندگی گذشته ایم و همچنین این احساس خوب که کسانی ما را در زندگیشان دوست داشته اند. 2-       ما یکم از شما مردان متنفریم بیشتر به این خاطر که اصلا نمی فهمید که درد زایمان چی هست! 3-       ما مثل مومیایی ها هستیم آرایش غلیظ روی صورت، گن و سوتینهای تنگ تایلونی که توش نزدیکه خفه شیم و جوراب شلواری نایلونی و کفش 10 سانتی، با همه اینها ما زنده تر از همیشه هستیم 4-       ما احتیاجی به پسورد شما نداریم نه اینکه نخواهیم سر از کاری که ساعتها باید جلوی مانیتور کامپیوتر باشی در بیاوریم یا لیست آخرین چتهایتان را در صفحه فیس بوک چک کنیم و همچنین ایمیل ها شما رو بخونیم، مساله اینه که شما اونقدر حواس پرت هستید که لپ تاپتونو روشن بذارین و برید بخوابید 5-       وقتی میگیم هدیه نمی خواهیم.. هیچ زنی توی دنیا نیست که با گرفتن هدیه خوشحال نشه، آرزوی هر زنی اینه که شوهر هر روز با یک هدیه بیاد خونه مهم هم نیست که چقدر قیمتیه مهم اینه که بفکر ما بودین و وقتتونو گذاشتین که برای ما یه هدیه بخرین و البته پولتونو 6-       بیانسه کیه دیگه!؟ شما شاید تو حمام احساس پاوارتی بودن بهتون دست میده ولی ما موقعی که تو خونه تنها هستیم احساس بیانسه بودن بهمون دست میده 7-       رویا های پایان ناپذیرما راجع به هر چیزی، از لباسی که قراره توی مراسم تدفین مادرتون بپوشیم تا اینکه یه روز برنامه آشپزی داشته باشیم یا فرم انداممون با دوران 16 سالگیمون برگرده یا اینکه کلیه ترانه های عاشقانه راجع به ما نوشته شده 8-       حمامهای پایان ناپذیر ما برای فرار از درس و مشق بچه ها، یا صحبت با مادر محترمتون یا مرتب کردن خانه ای که شما قبل از رفتن توش بمب منفجر کردین 9-       ذهن مبارزه جوی ما که هر روز در حال دعوا با مادرمون، مادرتون، خواهرتون، دوسشمن هامون و بقیه عالم و آدمه... بدون نیاز به دلیل خاصی 10-    صورتی که مثل کف دست میشناسیم مدت زیادی خودمونو توی آیینه نگاه میکنیم، همه پستی و بلندی های صورتمونو و نوعشونو و دلیل بوجود اومدنشونو خیلی خوب میدونیم بعد شبها نمی خوابیم و راجع بهشون فکر میکنیم. 11-     ما هم نسبت به دخترا احساس داریم فکر بد نکنین! احساس ما مخلوطیست از انواع احساسات درباره هر کسی که از ما خوشگلتر، جوانتر و خوش لباستره 12-    دوست داریم که دوست داشته شویم بغل کردن، نوازش، تکستهای وقت و بی وقت عاشقانه.. ممکنه بهتون بگیم لوس ولی نمیتونیم منتظر حرکتت بعدیتون بشینیم 13-    معمولا ازتون عصبانی هستیم دلیلش؟ دلیل خاصی نداره، تقصیر استروژنهاست 14-    ما دوست داریم نقش اول بازی کنیم
مرگ هیچ وقت عادی نمی شود وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! مهر، با بوی تند مدرسه ساعت بی عقربه بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی.....

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند

از دوراني که زنان فقط به عنوان مديران و چرخانندگان درون خانه شناخته مي​شدند، مدت  زمان طولاني نگذشته ولي زنان گام​هاي بلندي براي حضور در فعاليت​هاي اجتماعي برداشته​اند و حالا ديگر کمتر شغلي با نگاه جنستي زنانه يا  مردانه شناخته مي شود ولي به هر حال نمي​توان منکر اين واقعيت شد که حضور زنان در برخي مشاغل و حوزه​ها، جدي​تر و پررنگ​تر  بوده است. در تحقيقاتي که انجمن کار آمريکا انجام داده، مشاغلي که گردانندگان اصلي آن​ها بانوان هستند، مشخص شده است. اين آمارها و اعداد و ارقام متعلق به جامعه آمريکاست اما اگر نگاهي به جامعه خودمان بيندازيد و قياس کنيد، تشابه زيادي کشف مي​کنيد: - مراقبت​هاي پزشکي در کلينيک​هاو بيمارستان​ها بيشتر از مردان، زناني ديده مي شوند که مسئوليت مراقبت از بيماران و مداواي آن​ها ر برعهده گرفته​اند. براساس تحقيقات انجمن کار امريکا 78 درصد از نيروي شاغل در اين حوزه را زنان تشکيل مي دهند. - خدمات شغل يابي دفاتر شغل يابي هنوز در کشور ما جا نيفتاده است و تعداد آن​ها چندان زياد نيست ولي در ساير کشورها تمام کساني که قصد اشتغال دارند، گذارشان به اين دفاتر مي​افتد. دفاتري که اين روزها بيشتر توسط بانوان اداره مي​شود چون بانوان براي رده بندي و ليست کردن از نظم ذهني بيشتر برخوردارند و هم​چنين روابط عمومي قوي​تري براي ارتباط گرفتن و صحبت کردن با افراد مختلف دارند. حدود 60 درصد از دارندگان اين شغل خانم​ها هستند. - خدمات آموزشي واحدهاي مختلف آموزشي هميشه يکي از پايگاه​هاي بانوان شاغل بوده است. خدمات آموزشي در بخش​هاي مختلفي چون معلمي، مديريت مدرسه و ... به شدت با روحيه خانم​ها سازگار است. با استناد به گذشته، حضور خانم​ها در مدارس متداول بوده و هست  و تجربه نشان مي​دهد خانم​ها  نيروهاي بهتري براي آموزش بچه​ها هستند اما در سال​هاي اخير حضور خانم​ها در دانشگاه ها هم به عنوان مدرس پررنگ​تر شده است.با احتساب مدارس و دانشگاه، 70 درصد شاغلين اين حوزه را بانوان تشکيل مي دهند. - مددکاران اجتماعي مددکاران اجتماعي گروه گسترده​اي هستند که کودکان تا افراد مسن و سالخورده جامعه هدف آن​ها به شمار مي آيند. اين افراد ممکن است به عنوان کارمندان دولت در نهادهاي دولتي و يا در خيريه​هايي که توسط افراد خصوصي اداره مي​شود مشغول به کار باشند. بخشي از اين گروه داوطلبانه کار مي​کنند و حقوقي بابت خدمات خود دريافت نمي کنند. در تمام اين شرايط ، چه در بخش خصوصي و چه دولتي، چه با حقوق و چه بدون حقوق، بيشتر مددکاران اجتماعي بانوان هستند. حدود 74 درصد اين جامعه را زنان تشکيل مي​دهند. -  داروسازي با پيشرفت روزمره​اي که دانش داروسازي داشته و دارد، نيازمندنيروهاي مستعد و باهوشي است که اين علم را جلو ببرند. وقتي بخش عمده​اي از دانشجويان رشته پزشکي و شيمي بانوان هستند، در نتيجه محققان رشته داروسازي و داروسازها هم خانم​ها خواهند بود. در حال حاضر، 46 درصد شاغلان اين حوزه را زنان تشکيل مي​دهند ولي آمار دانشگاه​ها از ميزان دختران و پسران ورودي خبر از رشد چشمگير بانوان در اين حوزه مي دهد يعني آماري که نزديک به نصف است، به زودي از نيمه عبور مي کند. - تبليغات و روابط عمومي اين نکته براي همه ثابت شده که بانوان بهتر مي توانند درباره کالايي صحبت کنند، به گونه​اي که ديگران تشويق به خريدن و داشتن اين کالا بشوند. به استناد همين توانايي، در حال حاضر حدود 53 درصد از نيروي شاغل در بخش تبليغات و روابط عمومي بانوان هستند.

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟
5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین از پس اندازتان مراقبت کنید لامپ کم مصرف حامی محیط زیست با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید کنترل صفرهای قبض برق

مطالب تصادفی

گزارش روز

بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران

به گزارش خبرگزاری تسنیم، رحمت‌الله حافظی، رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران با اعلام این خبر گفت: «در حال حاضر و بر مبنای آماری که شهردار تهران از تعداد کارتن‌خواب‌های شهر تهران ارائه دادند، چیزی در حدود ۱۵ هزار کارتن‌خواب در شهر تهران وجود دارد.» وی افزود: «از این رو به نظر می‌رسد که زنان کارتن‌خواب، ۲۰ تا ۲۵ درصد کارتن‌خواب‌های شهر تهران را تشکیل می‌دهند.» به‌گفته وی در حال حاضر تمام گرمخانه‌های شهر تهران برای مردان راه‌اندازی شده و شهرداری پایتخت مقدمات راه‌اندازی گرمخانه‌ای برای زنان را فراهم کرده است. با این حال این مقام شهرداری تهران گفته است که گرمخانه‌ها از جایگاه حقوقی برخوردار نیستند و اگر در آن‌ها برای یکی از این افراد بی‌سرپناه، اتفاقی رخ دهد، هیچ کس پاسخگو نیست و دادستان حق بازخواست شهردار منطقه را به دلیل نداشتن جایگاه قانونی این اماکن و نگهداری این افراد بدون داشتن مجوز را دارد و مسئولان شهری در این موارد بازخواست می‌شوند. سال گذشته رضا جهانگیری‌فرد، معاون وقت خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران، گفته بود میانگین سن زنان کارتن‌خواب تهران به ۱۷ و ۱۸ سال کاهش یافته است. وی علت اصلی افزایش تعداد کارتن‌خواب‌های زن در شهر تهران را اعتیاد دانسته بود. حبیب‌الله مسعودی فرید، مدیرکل امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی ایران نیز سال گذشته اعلام کرده بود که بر اساس آمارهای مراکز بازپروری سازمان بهزیستی، ۱۰ تا ۱۲ درصد زنان خیابانی متأهل هستند.

ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد

طبق آمار رسمی هر ۶ ساعت یک نفر در کشور به ایدز مبتلا می‌شود. مدت هاست دیگر كارشناسان و مسوولان سكوت خود را شكسته و هشدارها را عیان كرده اند. حالا كه تعداد آلوده به ویروس ایدز در ایران از مرز صدهزارنفر گذشته است، مسوولان لب به سخن باز كرده اند.
بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران افزایش مصرف کوکائین و حشیش در میان زنان ایران زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

سنگ صبور شما کیست؟

  روان شناسان معتقدند دختران جوان بیش از هرچیز نیاز به همصحبتی و همدردی  دارند. هرکس باید بتواند با یک فرد مورد اطمینانش درد دل کند. شما با چه کسی اطمینان می کنید؟چه کسی محرم اسرارتان است؟ در تحقیقاتی که اخیرا میان زنان 16 کشور انجام شده، محققان به این نتیجه رسیده اند که بیش از نیمی از دختران و ز نان عمیق ترین آرزوها و تاریک ترین هراس هایشان را به دوست صمیمی شان می گویند . تنها در فرانسه و انگلستان است که همسران پا به پای دوستان شریک اسرار هستند. اما در هیچ کشوری به اندازه فیلیپین دوستان نزدیک در شنیدن درددل یکدیگر نقش ندارند.در این کشور51% زنان اسرارشان را به دوستان شان می گویند. خیلی ها با بهترین دوستان شان درددل می کنند چون نمی خواهند همسر و والدین شان را نگران کنند. برخی هم دوست ندارند توسط  دیگران  قضاوت شوند. اما جالب است که  هدف بیشتر دختران جوان از همصحبتی با دوستان نزدیکشان این است که آنها راز همدیگر را نگه می دارند، چون هر دو به یک میزان از اسرار هم با اطلاع هستند. جالب این است که در حالیکه در برزیل مادرها نزدیکترین فرد به دختران برای درددل هستند، تنها 11% دختران استرالیایی با مادرشان صحبت می کنند. به ما بگویید، شما با چه کسی درددل می کنید؟

5 راه ایجاد اعتماد برای روابط پایدارتر

اگر خواهان یک رابطه سالم هستید، باید بدانید که چطور انواع اعتماد را در رابطه خود ایجاد کنید.اغلب زوج ها فکر می کنند اعتماد اینست که از نظر جنسی به همسرمان وفادار باشیم، که البته کاملاً درست است، اما تمام آن نیست. پس بیایید نگاهی به انواع اعتماد در زندگی بیندازیم:1- اعتماد به اینکه هر دوی شما از نظر جنسی به هم وفادار باشید.بدون وفاداری جنسی ازدواج کارآئی خود را ندارد. شریک_های جنسی می توانند با کمک متخصص از معضل بی وفایی عبور کنند. اگر ازدواج شما رضایت بخش نیست از مشاور کمک بگیرید نه اینکه رابطه فرازناشوئی با افراد دیگر برقرار کنید. 2- اعتماد به اینکه به همدیگر صدمه نمی زنید و طرد و کنترل گری ندارند.اعتماد در فضایی حاوی امنیت و آرامش پیشرفت می کند. آسیب رساندن به همدیگر چه فیزیکی چه کلامی و سپس طرد کردن همدیگر ترسیی ایجاد می کند که اعتماد را از ریشه و بن خراب می کند. با کنترل گری عدم اعتماد شکل می گیرد. پس مطمئن شوید که همسرتان را با مالکیت و وابستگی از خودتان دور نکنید. 3- اعتماد به اینکه همدیگر را دوست ندارید بدون اینکه علت های دیگر در اولویت باشد.باید به علاقه همدیگر به همین صورت که هستید و به خاطر وجود خودتان مطمئن شوید. علت دوست داشتن شما پول، خانواده، مقام و یا قیافه نباشد و یا اینکه شما به این علت که نیاز به فردی دارید که با او احساس ارزش کنید و یا برای اینکه تنها نباشید و از تنهایی دربیایید، نباشد. 4-اعتماد به اینکه در مواقعی که احساس خشم، تعارض و عدم تفاهم می کنند یکباره رها و ترک نمی کنند.خشم، تعارض و عدم تفاهم اجتناب ناپذیر است. با صحبت کردن آرام و تحت کنترل و بدون ترس از ترک کردن همدیگر به گفتگو را راحت و مطمئن کنید. 5- اعتماد به اینکه ازدواج شما و همسرتان در اولویت زندگی شما قرار دارد.زوج ها وقتی بهم قول داده اند تا همدیگر را دوست داشته باشند و به هم احترام بگذارند و همدیگر را گرامی بدارند، واقعا به هم اعتماد می کنندد. همدیگر را به خاطر فرض ها و غفلت در رابطه تان متهم و بازخواست نکنید و دائماً وقت و انرژی خود را برای چیزها و افراد دیگر صرف نکنید، که اعتماد بین شما کمرنگ می شود.به یاد داسته باشید هر روز از زندگی شما مهم است. اولویت های خود را مشخص کنید و زندگی مشترک و همسرتان را در بالای همه اولویت ها قرار دهید.  
با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید 10 دلیل آفرینش زن خانم ها همیشه مقدم نیستند تست مهارت ارتباطی بارون تهران

زنان حادثه

یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد

یک زن نویسنده آمریکایی که در پی ابتلا به سرطان تخمدان، در روزهای پایانی عمر به سر می‌برد، در یک سایت زوج‌یابی برای همسرش حساب کاربری باز کرده است تا او بتواندیک ماجرای عاشقانه دیگر برای خودش پیدا کند. ایمی کروس روزنتال در یادداشتی نوشته است که در حساب کاربری همسرش، خوبی‌های او را فهرست کرده و نوشته که امیدوار است: \"فردی مناسب او این را بخواند و جیسون (همسرش) را پیدا کند. در یادداشت این زن نویسنده در نیویورک‌تایمز آمده است: \"هیچوقت عضو تیندر، بامبل یا ایی‌هارمونی نبوده‌ام. هر سه این سایت‌ها در زمینه زوج‌یابی فعال هستند. ایمی نوشته است: اما برای جیسون یک حساب کاربری درست می‌کنم و مشخصات و ویژگی‌های او را بر اساس تجربه خودم از زندگی با او در یک خانه در مدت ۹۴۹۰ روزی که با او بودم، فهرست می‌کنم.\"ایمی از نویسندگان شناخته‌شده کتاب کودکان به شمار می‌رود و کتاب‌هایی هم با محور خاطراتش از اعضای خانواده و زندگی شخصی خودش منتشر کرده است. او و جیسون برای نزدیک به سه دهه با هم زندگی کرده‌اند. ایمی در یکی از یادداشت‌هایی که قبل از تشخیص سرطان، درباره زندگی خودش نوشت، از خوانندگانش خواست که یکی از آنها طرحی را برای خالکوبی مشترک پیشنهاد بدهد و بعد، در ماه سپتامبر به همراه خواننده‌ای که طرح منتخب را پیشنهاد داده بود، به یک مرکز خالکوبی رفت و با هم طرح مشترکی را خالکوبی کردند. او در تازه‌ترین یادداشت خود با یادآوری این موضوع نوشته اساین، دومین خالکوبی من بود. اولین خالکوبی یک حرف \'جی \' کوچک است که برای ۲۵ سال روی ساق پایم داشته‌ام. می‌توانید حدس بزنید که \'جی\' برای چه کلمه‌ای است. جیسون هم یک خالکوبی دارد: ای‌کی‌آر (مخفف اسم کامل ایمی) که کمی بلندتر از خالکوبی من است ایمی در اواخر یادداشت خود با عنوان \"شاید بخواهید با همسرم ازدواج کنید نوشته است: این (نوشته) را در روز ولنتاین نهایی می‌کنم و واقعی‌ترین و اصل‌ترین هدیه‌ای که می‌توانم امیدوار باشم به او بدهم، این است که فردی مناسب این را بخواند، جیسون را پیدا کند و یک ماجرای عاشقانه دیگر شروع شود.

میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟

زیاد خوشحال نباشید، چون چشم به هم بزنید انتخابات بعدی رسیده. و تکاپو برای پیدا کردن رئیس‌جمهور بعدی از همین حالا آغاز شده. چند ساعت بیشتر از پیروزی دونالد ترامپ نگذشته بود که صدها هزار نفر در شبکه‌های اجتماعی به کمپین دعوت از بانوی اول فعلی برای انتخابات چهار سال بعد پیوستند. یکی می‌نوشت: \"همه‌چیز برای پیروزی میشل اوباما در ۲۰۲۰ مهیا است.\" دیگری حتی همین‌قدر هم نمی‌نوشت. صرفا اصرارش را با تکرار نشان می‌داد: \"لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد، لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد، لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد\". خانم اوباما از محبوب‌ترین‌های سیاست این روزهای آمریکاست. طبق نظرسنجی اخیر گالوپ، محبوبیتش به مراتب از هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ و حتی همسرش، باراک اوباما، بیشتر است. هواداران میشل اوباما البته یک مشکل کوچک دارند: خود میشل اوباما، که مارس امسال گفت هیچ علاقه‌ای به رئیس‌جمهور شدن ندارد. اما از مارس تا حالا وضع بفهمی‌نفهمی تغییر کرده. کسی چه می‌داند؟
بانوی اول آرژانتین در بیمارستان هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم ستارگانی که دیر مادر شدند

حقوق زنان

زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند

یک استان در کانادا، مقرراتی که زنان شاغل را ملزم به پوشیدن کفش پاشنه بلند می‌کرد، لغو کرد. دولت محلی بریتیش کلمبیا، در غرب کانادا، می‌گوید مجبور کردن زنان به پوشیدن کفش پاشنه بلند، تبعیض آمیز است و همچنین می‌تواند از نظر ایمنی در محیط کار خطرناک باشد. مقام‌ها همچنین گفته‌اند کسانی که کفش پاشنه بلند پا می‌کنند، با خطر زخمی شدن به دلیل سر خوردن یا زمین خوردن مواجهند که می‌تواند به پاها و کمر آسیب بزند و برای همین کفش‌ها باید متناسب با شرایط کار طراحی شوند. مقررات مربوط به پوشش بعد از آن لغو شد که یک سیاستمدار حزب سبزهای این استان، ماه پیش طرحی را به مجلس استانی آورد که لزوم پوشیدن کفش بر اساس جنسیت را منع می‌کرد. طرح اندرو ویور، رهبر حزب سبز‌های استان بریتیش کلمبیا، برای \\\\\\\"جلوگیری از الزام کارمندان از طرف کارفرمایان برای تعیین نوع کفش بر اساس جنسیت یا هویت جنسی\\\\\\\" طراحی شده بود. این طرح، همه کسب و کارها از جمله فروشگاه‌ها و دفتر شرکت‌های بزرگ را در بر می‌گیرد. اما دولت محلی به جای اعمال این طرح، قانون کار در مورد پوشیدن کفش را تغییر داد. کریستی کلارک، وزیر اول استان بریتیش کلمبیا، می‌گوید در بعضی از محیط‌های کاری استان، زنان مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند می‌شوند. دولت هم مانند بیشتر مردم استان اعتقاد دارد که این رویه اشتباه است و برای همین هم ما قانون را برای منع این الزام‌های تبعیض آمیز و ناایمن تغییر دادیم. قانون جدید می‌گوید طراحی، ساخت و مواد به کار رفته در کفش‌های کار باید متناسب با محیط کار باشد تا کارگر بتواند بدون خطر کار کند. همچنین کارگران نباید ملزم به پوشیدن پاپوش‌هایی خارج از این استاندارد شوند. این دستورالعمل جدید تا آخر ماه میلادی جاری اجرایی می‌شود. پاشنه‌های بلند و اینکه آیا زنان لازم است این نوع کفش‌ها را در محیط کار یا حتی جشنواره فیلم کن بپوشند، در سال‌های اخیر تبدیل به مسئله‌ای بحث برانگیز در دنیای مد شده است. در کانادا، بحث برسر پوشش زنان در محیط کار، بیشتر روی کارکنان رستوران‌ها متمرکز شده است. منتقدان می‌گویند تعیین شکل لباس کار کارمندان زن، براساس تفکرات کلیشه‌ای و جنسیت‌زده از پوشش زنان است.

آیا معاون نخست‌وزیر سوئد می‌خواسته ترامپ را دست بیاندازد؟

ایزابلا لووین، معاون نخست‌وزیر سوئد، عکسی روی صفحه فیس‌بوکش چاپ کرده که بسیاری معتقدند طعنه به دونالد ترامپ است. در این عکس خانم لووین را می‌بینیم که چشم به دوربین دوخته و قانونی را امضا‌ء می‌کند. کنارش چند همکار و دستیار ایستاده‌اند که همگی زن‌اند. هفته پیش عکسی از دونالد ترامپ منتشر شده بود که یک فرمان اجرایی ضد سقط جنین را امضاء می‌کرد. در آن عکس همه حضار مرد بودند. شباهت عکس خانم لووین با عکس هفته پیش آقای ترامپ (که در آن یک زن هم نیست) موجب شده بسیاری بگویند معاون نخست‌وزیر سوئد می‌خواسته طعنه‌ای به رئیس‌جمهور آمریکا بزند. چند ساعت پس از نشر این عکس، هزاران کاربر فیس‌بوک آن را بازنشر کردند. یک کاربر نوشته: \\\"عجب عکسی! کاش برای آن آقا آن‌ور اقیانوس هم بفرستید. یکی دیگر نوشته: \\\"عظمت سیاره‌مان را به آن برگردانیم (که اشاره‌ای است به شعار آقای ترامپ که می‌گوید عظمت آمریکا را به آن برگردانیم). اما کاربری به نام کیمینی دلفوس معتقد است عکسی مثل عکس خانم لووین نباید چنین واکنشی ایجاد کند. او خطاب به دیگران نوشته چرا باید با عکسی که همه آدم‌هایش زن‌اند این‌قدر مشکل داشته باشیم اما با عکسی که همه آدم‌هایش مردند، نه؟ در عین حال بسیاری کاربران رسانه‌های اجتماعی، از جمله در توییتر، خانم لووین را به خاطر تکه انداختن به رئیس‌جمهور آمریکا تحسین کرده‌اند. کاربری به نام ایان سینکینز می‌نویسد:خیلی از تکه‌ای که معاون نخست‌وزیر سوئد با عکس امضای قانون تغییرات آب‌وهوایی به دونالد ترامپ انداخته، خوشم آمد یکی دیگر به نام میکائلا هیلدبراند می‌نویسد:ایزابلا لووین قانون جدید اقلیمی سوئد را امضاء کرده، با عکسی محشر برای چزاندن ترامپ! شاهکار! عکس اصلی (که عکس خانم لووین را با آن مقایسه می‌کنند) به نوبه خود خبرساز بود. برخی روزنامه‌نگاران و کاربران رسانه‌های اجتماعی این واقعیت را که هنگام امضای فرمانی در تضاد با سقط جنین هیچ زنی حاضر نیست، نقد و مسخره کردند. چند روز بعد (جمعه ۳ فوریه)، خانم لووین در حالی که قانون جدید محیط‌زیستی سوئد را امضاء می‌کرد، کشورهای اروپایی را تشویق کردحالا که ایالات متحده دیگر در صف مقدم نیست، پیش‌گام مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی باشند. قانون جدید محیط‌زیستی سوئد اهدافی درازمدت برای کاهش گازهای گلخانه‌ای تعیین کرده که دولت‌های بعدی هم موظف به اجرای آن خواهند بود. خانم لووین گفته کشورش می‌خواهد در دورانی که کسانی که تغییرات اقلیمی را باور ندارند در دنیا قدرت می‌گیرند، برای دیگران الگو باشد. آقای ترامپ پیشتر گفته تغییرات اقلیمی حقه‌بازی است. بعضی ناظران می‌گویند او ممکن است ایالات متحده را از توافق پاریس (برای کاهش گازهای گلخانه‌ای و کنترل افزایش دمای زمین) خارج کند. دولت سوئد - که کمی پیشتر اعلام کرده بودنخستین دولت فمینیست جهان است - اخیرا بیانیه‌ای منتشر کرده و تأکید کرده که برابری جنسی از مهم‌ترین اولویت‌هایش است. در بخشی از این بیانیه آمده:\\\"برابری جنسی بخشی از راه‌حل مشکلات جامعه است، و در دولت رفاه مدرن امری بدیهی است - چه برای عدالت چه توسعه اقتصادی
رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟ آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی هیچ معلمی حق تنبیه ندارد نامه‌های دیده نشده سیلویا پلات /خشونت خانگی آقای شاعر عمل های سزارین بر روند تکامل اثر گذاشته