1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

من هیچ چیزی دراین دنیا ندارم که دل ام نخواهد از دست اش بدهم. هرچقدر که به خانواده و دوستانم وابسته ام برعکس هیچ تعلق مادی به این دنیا ندارم. من دیده ام حتما شما هم آدم هایی را دیده اید که چیزهایی دارند که به جان شان بسته است. گاهی بعضی هایشان آن ها را در صندوقچه ای پنهان می کنند و مثل یک راز همه عمر با خودشان این ور و آن ور می برند. من اما این جور آدمی نیستم نه این که وسایل و اشیا رو دوست نداشته باشم ، نه ، اتفاقا با اشیا همیشه مثل موجود زنده رفتار می کنم اما تصور ذهنی ام این است که حتما روزی آن ها را از دست خواهم داد مثل دوربین عکاسی ام که امروز از دستم افتاد و خراب شد. تمام. دیگر دوربین عکاسی ندارم با این که هدیه نازنین دوستی بود و عکسهای درجه یکی در چند سال گذشته با آن گرفته ام. ناراحتی ام به چند دقیقه هم نرسید. گاهی با خودم فکر می کنم شاید چون همیشه فکر می کنم که کاش همه مشکلات دنیا با پول حل شود به هیچ چیز وابسته نیستم. اصولا چیزهایی را که دارم راحت می بخشم به کسی که ازش تعریف می کند و حس می کنم از من آن را بیشتر دوست دارد.

 

هدیه هایی را که دیگران و عزیزتر از جان دوستان و خانواده ام می خرند را البته وحشتناک نگهداری می کنم. مثلا اولین عروسک بچگی هایم را هنوز در آستانه سی و سه سالگی نگه داشته ام. تکه سنگی را که عزیزی از سفر ایتالیا برایم آورده سال هاست با خودم دارم و خیلی چیزهای دیگر. دل ام می خواهد دلیل این که هیچ صندوقچه ای در زندگی ام ندارم را پیدا کنم. شاید یک دلیل اش این باشد که من آدم ها برایم مهم ترند تا اشیای بی جان. من با حضور و خاطرات آدمی می توانم سال ها سر کنم. گاهی این خاطرات این قدر خوبند که با یادآوری شان همیشه لبخند می زنم و گاهی آن قدر تلخ اند که اشک از چشمان ام سرازیر می کنند. اما خاطرات و رازهایم را نمی فروشم تا صمیمیت بخرم، دوستی بخرم. بعضی آدم ها رازهایشان را می فروشند و در مقابل بخشی از ذهن کسی را اشغال می کنند و اسم اش را می گذارند دوستی. من اما رد پای آدم ها را در قلب ام جاودان می کنم. من دوستی را با آدم ها شروع می کنم اما هرگز راز کسی را به دیگری نمی گویم تا شاید او را بیشتر از من دوست داشته باشد شاید برای همین است که بعضی از دوستان ام اعتراف می کنند که ما چیزهایی را به تو می گوییم که هیچ کس دیگری نمی داند. صندوقچه من ظاهرا در سینه ام پنهان است و درد دل هایی ست که سال های زیادی ست از آدم های مختلف در دل ام با خودم جابجا می کنم و هرگز آن ها را جایی ، جا نگذاشته ام.

 

دیدگاه‌ها  

+3 # آنومه 1390-05-23 16:23
منم خاطرات همیشه توی دلم نگهشون داشتم اما اشیا هم جزئی از خاطرات هستن من حتی بلیط سینمایی هم که با عزیزترین دوستم رفتیم نگهداشتم و هر وقت صندوقچه ی خاطرات دلم باز می کنم یه نگاهی هم به صندوقچه ی اشیا می اندازم و تمام خاطرات زنده ی زنده میشن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # پیمان 1390-05-23 22:12
khaterat faghat makhsuse khode adame.. ba hich kas nemishe sharikesh kard..lezzatesh male khode adame
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مهرناز 1390-05-24 00:19
منم به اشیا وابسته نمی شم. اما یه حس هایی هستن که هرگز نمی تونی با چیزی عوضشون کنی. مثل یه عطر، یه پیاده رو، یه حالت مخصوص تو یه چهره... ای بابا چه عاطفی شد یکهو.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سینا 1390-05-24 02:21
من هم دوستانی دارم که به دلایلی از دستشان داده ام......هر وقت که عکسهایشان را نگاه می کنم بغض می کنم...همین امشب داشتم عکسها را نگاه می کردم و به دوستم می گفتم که دلم گرفته......عکسهایی را دیده ام که دلم گرفت...چه اتفاق جالبی که امشب اینو خوندم....مرسی خانوم نصیری ها
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # negar 1390-05-24 18:14
ay baba hamash ghamo badbakhti, adam aslan nabayad khatereye bad negah dare, hamasho faramush konin ke donya 2 rooze
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 19:57
سینا : برای از دست دادن دوستانت متاسفم چون می دونم که هیچی جای اون ها رو نخواهد گرفت. ممنون از تو که وقت گذاشتی و خوندی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 19:59
نگار : به نظرم توی این نوشته غم و بدبختی وجود نداره اتفاقا قدردانی از دوستان و دستی توش هست. نمی دونم چرا حس غم داشتی ازش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 20:00
مهرناز : موافقم بانو. خیلی چیزها خاطره میشن حتی یه پیاده رو.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 20:05
پیمان : خاطره ها وقتی جذاب تر میشن که تکثیر بشن به نظر من اما نظر تو هم قطعا محترمه. خوش باشی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-24 20:06
آتومه : خوشحالم که آدم خاطره بازی هستی. معلومه دوستای خوبی داری.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سینا 1390-05-24 21:04
خواهش می کنم
ممنون از شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-05-24 23:47
dustamo az dast dadam o sandogh khateratam ham sookht( hame aksa o yadegariham sookhtan
dg hichi az doostam yadam nis
amma yadeshoon to delam zendeas
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-25 00:47
سحر : مجموعه لادیز با شما همدردی می کنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-25 00:49
نیلوفر : وقتی هنوز گریه ات می گیره یعنی یه جایی از دلت گیره. امیدوارم از دست اش ندی و با هم بمونید. لادیز برات انرژی مثبت می فرسته.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # saeed 1390-05-25 15:01
راز فروشي دارم ، ردپاي جاودانه دارم ، دوستي خوب دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-05-26 01:42
نیلوفر : شاید هنوز فرصتی مانده باشد. شاید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-05-26 01:44
سعید : اگه میخواین راز تون رو بفروشین حداقل مشتری خوب و امین براش پیدا کنین.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساسان 1390-05-26 05:17
آی تف به ذات آدم حسود که آبجی نیلوی منو به این روز انداخته... اگه میدونستم کی اذیتش کرده خوب میشد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # مریم 1390-05-28 01:32
سلام ساسان
قضیه چیه که تو این سایت زنونه تو همه جا هستی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مریم 1390-05-29 05:51
نیلوفر جون آخه داداشت توی همه ی صفحه ها نظر گذاشته
زشته دیگه چارتا زن میخوان با هم حرف بزنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-05-31 06:02
وقتی نظراته شمارو خوندم یاده خاطرات کهنم افتادم یاده عشقه قدیمیم که قابه عکسه خاطراتش داره گوشه ای از قلبم خاک میخوره با شماها تونستم زندش کنم قربونه همتون من 1روزی عاشقه 1پسری شدم خیلی خوب بود خیلی مهربونو منطقی اما خیلی وقته از پیشم رفته یعنی از این دنیا رفته ................
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # losi 1390-08-05 13:25
باحرفات واقعااشکمو دراوردی کیاناجان.ازخدامیخوام بهت صبربده.میدونم چه سختی هایی کشیدی ولی سعی کن زندگیتو ازنو بسازی.واست ارزوی موفقیت میکنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-21 01:00
باخوندن حرفای بچه ها تو این صفحه دل ادم تیکه تیکه میشه خداییش تودنیا دردی هست که بیشتر از درد عشق ادمو عذاب بده وبسوزونه؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-21 03:33
واقعا وجود نداره اشک مهتاب جون ...
اما اگه اون عشق ارزششو داشته باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-22 00:00
ok ارزشوخوب اومدی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # pesare13 sale 1390-06-30 17:41
che loosan in zana halam ayeeee shod rasti dishab ye bala avordam khastin too web logam be khooni http://www.estefraghe.halbehamzan.mihanblog.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # losi 1390-08-05 14:30
لوس خودتی.بی احساس.واقعاکه شمامردا بی لیاقتید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-30 18:02
واااااای حالمو بهم زدی بی فرهنگ ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-05 00:53
منم یه سال درد عشق کشیدم که تواین یه سال احساس میکردم پیرشدم خاطرات تلخ وشیرینی که ازاین یه سال دارم رو هیچ وقت فراموش نمیکنم... الان هشت ماهه که به عشقم رسیدم و هرروز دارم جوونتر میشم...خداروشکر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محبوبه 1395-01-29 09:21
تبریک میگم عزیزم......ولی هیچ وقت به عشقم نرسیدم.... سالهاست که با خاطراتم زندگی میکنم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-05 01:52
آهایی خانوما شما آمدین تو سایت نظر بدین یا بچتین ؟؟؟!! این پسرا اینجا هم مارو ول نمیکنن عجیب ما فکر کردیم یه سایت مخصوص خانوماست که میتونن احساسات خودشونو بیان کنن یادم رفته بود آقا پسرا همه جا مزاحمن ولش کن بیخیال سمیه جان خیلی ممنون از مطلب پر مهر و جالبتون ، سونا جان خوشحالم که به عشقت رسیدی 1 سال درد عشق که چیزی نیست که بخوایی پیر شی من 6 سال درد عشق کشیدم ولی زندگیمو نباختم امیدوارم زندگیه خوبی داشته باشی عزیزم رازها چیزی نیست که بشه فروخت و هیچ کس انقدر امین نیست که بتونه رازهامونو بخره تنها راه برای حفظ رازها در درون ماست باید حواسمون باشه قلبامونو نفروشیم تا بتونیم رازهامونو حفظ کنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-08-05 03:04
سلام sجان شاید تقدیر منو کشوند اینحا تا پیامت هشداری باشه برای من تا از تصمیمم منصرف شم
ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # losi 1390-08-05 13:17
سلام خانمs.منم عاشقم ولی تو عشق موفقم.من ومعشوقم واسه رسیدن به وصال یار واست ازاعماق وجودمون دعامیکنیم چون دوری ازکسی که همه زندگیته مرگ تدریجیه.موفق باشی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-05 02:06
مرسی خانم s امیدوارم تو هم به عشقت رسیده باشی...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-06 00:19
سلام به همه ،،،سونا جان از لطفت ممنونم ،همینطور شما losi جان ، خوشحالم که حرفام باعث شده تا به خودت بیای عزیزم ( اشک مهتاب ) ، ما باید از سمیه جان ممنون باشیم که باعث میشن ما با هم آشنا شیم و نظرات همدیگرو بخونیمو به خودمون بیایم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-11 00:12
میشه یه چیزی بگم.من عاشق یکی شدم که نمیتونم به هیچ کس بگم.اخلاقمم طوریه که اهل دوست شدن با پسر نیستم چون کار مسخره ایه.میشه راهنماییم کنین؟واقعا خسته شدم.هیچکسو ندارم باهاش درددل کنم!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-11 02:13
افسانه جون من میگم اگه میخوای همیشه باهاش بمونی و قصدت ازدواجه میتونی به خودش بگی و وقتی بهتر شناخیش تصمیمتو بگیری ولی از هر نظرخیلی مواظب باش..هیچ وقت هم خودتو در برابرش کوچک نکن..موفق باشی..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-11 02:34
از من میشنویی افسانه جان عاشق نشو درد عشق کمر شکن آبجی مواظب خودت باش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # yasaman 1391-03-27 00:55
ووااای محشرر بود
ممنون
جملتونو در وبلاگم استفاده میکنم با اجازتون...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

دغدغه های مادرانه

دربارۀ خودم و دخترم می نویسم یا شاید بهتر است بگویم برای خودم و دخترم می نویسم تا در آینده ای نه چندان دور که به یادش آوردم و شاید دچار نسیان زودرس بودم، از این تاریکی ذهن رنجیده خاطر نشوم.

بی زحمت مرا اهلی کن

اگر کمی درهای دل و قلب مان را روی آدم ها باز کنیم اتفاقات غیر قابل پیش بینی جالبی می افتد که زندگی را شیرین می کند.
اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان به دختران مجرد اینها را نگوئید آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ چرا قدر اکنون را نمی دانیم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

دردسرهای خرید گوشت قرمز

خانم های بسیاری را می شناسم که بعد از چند سال خانه داری اطلاعات اندکی از چگونگی خرید گوشت قرمز دارند و بسیار پیش آمده که پول هنگفتی را برای خرید چند کیلو گوشت نامطلوب پرداخت کرده اند.

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟
با خیال راحت مهمان داری کنید طلا؛ زیور یا سرمایه مادر خرج سخت​تر از هر مادری کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره

مطالب تصادفی

گزارش روز

مسایل جنسی، منطقه ممنوعه خانواده ها

پا گذاشتن به منطقه ممنوعه است. صحبت كردن از مسایل جنسی حرف زدن از ناگفته هاست. در ایران كمترمادری پیدا می شود كه به دختر خود آموزش های لازم جنسی را بدهد. هنوز هم اگر زنی در میانه دهه های چهارم و پنجم زندگی بخواهد از این قبیل مسایل حرف بزند صدایش را پایین می آورد و قبل از آغاز به حرف از مخاطب خود معذرت خواهی می كند.هرچند در نسل های جدید این مسایل مانند دیگر مسایل زندگی شده و راحت تر درباره آن سخن می گویند اما هنوز در بین بسیاری از خانواده ها صحبت از مسایل جنسی پا گذاشتن به منطقه ممنوعه است. شاید برای همین پنهان كاری و حجب و حیای مادران مان بوده است كه مسایل جنسی یكی از معضلات نسل امروز جامعه ما شده است. هر چند كه باید قبول كرد شاید زنان نسل گذشته هم آگاهی چندانی از آن نداشتند كه بخواهند دختران شان را آموزش دهند.

زوجها ژنهایی مشابه دارند

انسان‌ها شریک زندگی خود را بر اساس چه ویژگی‌هایی انتخاب می‌کنند؟ چگونه می‌توان دانست که انسانی که با او آشنا شده‌ایم شایسته این است که شریک تمام زندگی ما باشد؟ وجوه مشترک، عاملی موثر ما بیشتر فردی را برای ازدواج انتخاب می‌کنیم که با آن وجه مشترک زیادی داریم. فرهنگ، سن، فرم بدن و تحصیلات از فاکتورهایی هستند که بر انتخاب ما تاثیر می‌گذارند. حال به این لیست یک عامل دیگر افزوده می‌شود و آن هم ساختار ژنتیکی است. این نتیجه تحقیقی از سوی پژوهشگران دانشگاه نیویورک است. مدیریت این پژوهش در دست بنیامین دومینگ بوده است. این نتایج در نشریه علمی فعالیت‌های آکادمی ملی علوم (Proceedings of the National Academy of Sciences) منتشر شده است. این پژوهشگران ساختار ژنتیکی ۸۲۵ زوج را بررسی کردند و برای اینکه بتوانند میزان اهمیت عامل تحصیلات را نیز مقایسه کنند، درجه‌ی تحصیلات شرکت کنندگان را نیز اندازه گیری کردند.محققان به این نتیجه رسیدند که پیدایش علاقه میان دو نفر به دلیل داشتن ژن‌های مشابه یک سوم میزان جذبه‌ای است بر اساس داشتن سطح تحصیلات مشابه میان دو نفر به‌وجود می‌آید. ۱۶۵۰ نفر در این پژوهش شرکت داشتند که همه آمریکایی با تبار اروپایی بودند. بنیامین دومینگ در این‌باره می‌گوید: «با وجود تبار مشابه شرکت کنندگان، آنهایی که ساختار ژنتیکی شبیه‌تری داشتند با هم بودند.» تاثیر "ویژگی‌های خارجی" به گفته دانشمندان، انسان‌ها احتمالا شریک زندگی خود را بر اساس "ویژگی‌های خارجی" انتخاب می‌کنند و این ویژگی‌ها خود را در ساختار ژنتیکی نیز نشان می‌دهند. دومینگ می‌گوید: «افراد قدبلند، افراد قدبلند را انتخاب می‌کنند و بلندی قد در ساختار ژنتیکی آنها نیز مشابه است. اما دشوار است که بگوییم کدام عامل اول بوده است. آیا ساختار ژنتیکی باعث این انتخاب شده‌ یا "ویژگی‌های بیرونی".» با این‌حال برخی از سوال‌ها هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند. برای مثال اینکه آیا تشابه ژنتیکی همین تاثیر را در میان افراد با تبار متفاوت دارد و یا این یافته‌ها برای زوج‌های همجنس‌گرا نیز صدق می‌کنند یا نه، هنوز روشن نیست.
سقط جنین انتخابی: گزیدن حق کنترل بدن چرا مردان زنان را آزار جنسی می‌دهند؟ رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال وضعیت نامناسب محیط زیست ایران تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

سکس برای یک دهم زنان بسیار دردناک است

بر اساس یک مطالعه گسترده حدوداً از بین هر ۱۰ زن در بریتانیا، یک نفر سکس را تجربه‌ای دردناک می‌داند. نتایج یک بررسی بر روی هفت هزار زن ۱۶ تا ۷۴ ساله در ژورنال بریتانیایی رنان و زایمان حاکی از آن است که این مشکل پزشکی با نام دیسپارونیا (Dyspareunia) در بین همه رده‌های سنی زنان شایع است. طبق این مطالعه، بیشترین احتمال دچار شدن به این مشکل، متعلق به زنانی است که در پایان دهه ۵۰ و ابتدای دهه ۶۰ عمر خود هستند. پس از آنان، زنان بین ۱۶ تا ۲۴ سال بیشترین احتمال را به خود اختصاص می‌دهند. پزشکان می‌گویند که اگر زنان به دنبال مشاوره بروند، راه‌هایی برای مقابله با این مشکل وجود دارد. اما نتایج این بررسی نشان می‌دهند که بسیاری این موضوع را تابو محسوب می‌کنند و از بیان آن شرم دارند. سکس دردناک به شدت با دیگر مشکلات جنسی مرتبط بود؛ از جمله خشکی واژن، احساس اضطراب هنگام سکس و فقدان لذت بردن از سکس. بعضی از زنان عنوان کردند که مانع از دخول می‌شدند زیرا از دردش وحشت دا‌شتنند. کارن 62 ساله است و مشکلش از40 سالگی شروع شده است. احساس کردم میل جنسی‌ در من به طور قابل توجهی پایین آمده. زمان برانگیختگی‌ام طولانی‌تر شده، و با وجودی که شوهرم ماجرا را درک می‌کرد، با نزدیک شدن او به خودم دچار وحشت می‌شدم... حدسم این بود که مثل هر ماهیچه دیگر، هرقدر کمتر آن را به کار بگیرید بدتر می‌شود کارن استفاده از ژل لوبریکانت را امتحان کرد، ولی هنوز با مشکل مواجه بود. او در آن شرایط دچار معضل دیگری به نام واژینیسم نیز شد؛ عارضه‌ای که هنگام دخول، به شکل انقباض‌های غیر ارادی در ماهیچه‌های اطراف واژن نمود پیدا می‌کند. قضیه تنها محدود به رختخواب نبود. وقتی لازم شد تست دهانه رحم بدهم هم این مشکل را داشتم. می‌خواستم از روی تخت پرستار فرار کنم چون خیلی درد داشت. کارن با دکترش در این باره صحبت کرد که او نیز به وی کرم‌های استروژن و شیاف‌های واژینال برای خشکی واژن و همچنین پمادهای شل‌کننده عضلانی برای مقابله با انقباض غیر ارادی تجویز کرد. او می‌گوید: زنان باید بدانند که در ارتباط با اینگونه مشکلات می‌توانند کمک بگیرند. نباید مجبور شوند رابطه جنسی را از دهه ۵۰ عمر خود به بعد، کسر کنند. از بین کسانی که گفتند سکس دردناک دارند (۷.۵ درصد جمعیت مورد پرسش)، یک چهارمشان در طول شش ماه گذشته با این مشکل به طور مدام و در هر بار تلاش برای برقراری سکس مواجه بودند. یک سوم از این زنان گفتند که از زندگی جنسی‌شان رضایت ندارند. این نسبت برای زنانی که سکس دردناک نداشتند، یک دهم است. دکتر کریستین میچل، پژوهشگر ارشد تحقیق می‌گوید که دلایل زیادی می‌توانند فرد را دچار دیسپارونیا کند. به گفته او، در زنان جوان‌تر ممکن است یکی از دلایل بروز این عارضه، این باشد که آنان در حال شروع زندگی جنسی‌شان هستند و می‌خواهند با خواسته‌های شریکشان کنار بیایند؛ در حالی که آن خواسته‌ها لزوماً خود این زنان را دچار برانگیختگی نمی‌کند یا اینکه ممکن است به دلیل تازه‌کار بودن، عصبی باشند و با شریکشان ۱۰۰درصد احساس راحتی نکنند. سکس دردناک، می‌تواند به دلیل ناراحتی‌های جسمی دیگر، از جمله امراض مقاربتی نیز پدید آید که باید مورد تشخیص و مداوا قرار گیرد. زنانی که در آستانه سن یائسگی هستند، ممکن است به سبب خشکی واژینال سکس دردناک را تجربه کنند.

آیا اپلیکیشنهای باروری برای جلوگیری از بارداری دقیق است؟

متخصصان بهداشت جنسی می‌گویند بررسی میزان تاثیرگذار بودن اپلیکیشن‌های ردگیری باروری در پیشگیری از بارداری، نیازمند تحقیقات بیشتر است. اخیرا اپلیکیشن نچورال سایکلز (Natural Cycles) برای اولین بار، به عنوان راهی برای جلوگیری از بارداری مورد تایید رسمی قرار گرفت. پیش‌تر، یک مطالعه بالینی در سال ۲۰۱۵، نشان داده بود که این اپلیکیشن، به اندازه قرص‌های ضدبارداری موثر است. نچورال سایکلز از زنان می‌خواهد که دمای بدن، نتایج تست تخمک‌گذاری و تاریخ شروع قاعدگی (پریود) را وارد کنند. سپس الگوریتم موجود در این اپ، تعیین می‌کند که یک زن آیا آمادگی باردار شدن را در آن روز دارد یا نه. این توصیه همچنین می‌تواند به فرد در تصمیم گیری بابت برقراری رابطه جنسی بدون کاندوم کمک کند. اما به باور بسیاری از متخصصان، صرف قرار گرفتن یک اپ در رده دستگاه‌های پزشکی آن را به ابزاری صد در صد دقیق در زمینه جلوگیری از بارداری تبدیل نمی‌کند.
این موضوعات ارزش بحث ندارد! میزان رسیدن به اوج لذت جنسی در زنان با علایق مختلف متفاوت است تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین هرچیز آدابی دارد، خصوصا معاشرت دو تشویش ذهنی مردانه

زنان حادثه

همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟

«بسیاری از آنان تنها به وظایف اولیه و مقدماتی اکتفا می‌کنند و برخی که حرفی برای گفتن دارند، همت می‌گمارند تا از این موقعیت بهره ببرند و ثمراتی که به نظر خودشان ارزشمند و مهم است‌ برای تاریخ به یادگار بگذارند. این‌ که در این مسیر کامروا می‌شوند یا نه، می‌ماند به عهده مردم و گذر زمان. برخی از آنان هم بعد از این تجربه وارد حوزه سیاست می‌شوند.» به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند نوشت: «بانوی اول کشوری‌ بودن نقشی نیست که در قانون اساسی تعریف شده باشد. بانوی اول همواره وضعیتی منفعل و وابسته داشته است. بنابراین چارچوب و موازین مشخصی برای ارزیابی و تحلیل اقدامات و دستاوردهای این بانوان در اختیار نیست. تنها یک اصل وجود دارد؛ فردیت آنها و فقط می‌توان ثمرات کارآمد بودن آنها در زمینه‌های گوناگون را مقایسه کرد. بسیاری از آنان تنها به وظایف اولیه و مقدماتی اکتفا می‌کنند و برخی که حرفی برای گفتن دارند، همت می‌گمارند تا از این موقعیت بهره ببرند و ثمراتی که به نظر خودشان ارزشمند و مهم است‌ برای تاریخ به یادگار بگذارند. این‌ که در این مسیر کامروا می‌شوند یا نه، می‌ماند به عهده مردم و گذر زمان. برخی از آنان هم بعد از این تجربه وارد حوزه سیاست می‌شوند. مثل هیلاری کلینتون که به گزارش نشنال ریویو، پس از فارغ‌التحصیلی، کار در سازمان‌های مربوط به دفاع از حقوق کودکان، نوجوانان زندانی در کارولینا و کودکان معلول جسمی در ماساچوست را ترجیح داد و در جایگاه بانوی اول تلاش‌های وافری برای اصلاح مراقبت‌های بهداشتی درمانی کودکان داشت. هیلاری در نقش بانوی اول نماند و وسوسه سیاست او را به دولت اوباما کشاند و اینجاست که اقداماتی از او می‌بینیم که دیگر با فعالیت‌های داوطلبانه و خیرخواهانه همسو به‌ نظر نمی‌رسد. به گزارش مجله پالتیک‌فکت، کلینتون یکی از مهره‌های مهم در تحریم ایران در سال ٢٠١٥ بوده و در ‌سال ٢٠١٠ سازمان ملل‌ متحد را بر تحمیل تحریم بر ایران ترغیب کرده است. یکی از اقداماتی که در ‌سال ٢٠١٢ موجب نقصان ٦/٦‌درصدی اقتصادی شد؛ چرا که صادرات نفت ایران به نصف کاهش یافت. کلینتون همچنین رضایت روسیه و چین و ٩ کشور دیگر سازمان ملل متحد را برای سنگین‌ترین تحریم‌ها علیه ایران جلب کرده بود. زندگی کوتاه زنی قدرتمند ایوا پرون زنی بود که با حمایت و همراهی همسرش برای انتخابات ریاست‌جمهوری موانع تبعیض جنسیتی کشورش را درهم‌ شکست و در ‌سال ١٩٤٦ بر جایگاه بانوی اول آرژانتین نشست. پرون که خود فرزندخانواده‌ای فقیر و مشقات زیادی را در زندگی سپری کرده بود، از همان ابتدا قشر مستمند جامعه را مورد توجه قرار داد و با ادعای درک فلاکت و تیره‌روزی آنها در کنار همسرش وقت زیادی را صرف آنان ‌کرد و بالتبع نزد فقرا و کارگران به محبوبیت زیادی رسید. وی همچنین با بازدید از کارخانه‌ها و بیمارستان‌ها و ملاقات دردمندان به چهره‌ای مردمی بدل شد و حاصل آن فعالیت در عرصه بهداشت و درمان و تلاش برای ریشه‌کن‌ کردن بیماری‌هایی چون سل، جزام و مالاریا بود. نتیجه دیگر راه‌اندازی مؤسسه رفاهی ماریا ایوا دوارت پرون برای مبارزه علیه فقر بود که غذا و دارو و حتی پول را میان محتاج‌ها قسمت می‌کرد. پرون گاهی خود این کار را انجام می‌داد و با نوازش فقرا از آنان دلجویی می‌کرد. هزینه این موسسه بیشتر از مالیات‌ها تأمین می‌شد که البته گاهی با رضایت خاطر و گاه با فشار و اجبار تحویل داده می‌شد و نتیجه‌اش برای انبوه جمعیت فقرا خوشایند بود و برای نورچشمی‌ها و مقامات دلگیرکننده. گر چه بانو پرون همواره بر فعالیت‌های اجتماعی اصرار داشت، ناظران سیاسی او را به حضور در امور دولتی ترغیب کردند. او هم «تور رنگین‌کمان» را طرح‌ریزی کرد و در سفری پرطمطراق با همراهان بسیار  راهی اروپا شد و به دیدار رهبران ایتالیا، پرتغال، فرانسه، سوییس و موناکو رفت تا بتواند ارتباطاتی برقرار کند. برخی از کشورها با روی گشاده او را پذیرفتند و برخی دولت‌ها و مردمان چندان از او استقبال نکردند. در نهایت پرون به برزیل و اروگوئه سفر کرد و به خانه بازگشت. یکی از قدرت‌های پرون تسلط بر مطبوعات بود که اگر به مذاقش خوش نمی‌آمد، تعطیل می‌شد. او مجله تایمز آرژانتین را که مقاله‌ای درباره‌اش چاپ کرده بود و در آن خبری از تعریف و تمجید نبود چهار ماه تعطیل کرد و در سال ١٩٤٨ بنا بر ادعایی، با گروه خودش مجله‌ای تأسیس کرد و هر هفته در ستونی به نام «ایوا پرون می‌گوید...» می‌نوشت. اویتا پرون در سال ١٩٤٧ با دستیابی به یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌هایش یعنی تصویب لایحه حق رأی زنان خشم مقامات نظامی را بیش از پیش برانگیخت و با نامزدی برای سمت معاونت ریاست‌جمهوری، به پیشنهاد همسرش، با مخالفت‌های شدید آنان مواجه شد. این مخالفت با بیماری حاد او همراه شد و از آنجا که احتمال توطئه هم می‌رفت، از مبارزه در این مسیر صرف‌ نظر کرد. پرون در ١٩٥٢ در ٣٢سالگی در پی سرطان درگذشت و غمی بی‌سابقه بر آرژانتین نشست. نقش عمده او در سیاست آرژانتین همچنان مورد بحث است و کشمکش و مشاجره هواداران و مخالفانش در این مقاله نمی‌گنجد اما نامش به‌ عنوان بانوی اولی مقتدر و تاثیرگذار در تاریخ ثبت شده است. از «روز من» تا روزگار یک ملت طبق اطلاعات سایت firstlady النور روزولت، (١٨٨٤-١٩٦٦) همسر فرانکلین روزولت، سی‌ودومین رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا از سرآمدترین شخصیت‌ها در جایگاه (١٩٣٣-١٩٤٥) بانوی اول بوده است و در مدت کوتاهی توانسته حرمت و ارج و قرب بالایی در میان ملتش کسب کند و این محبوبیت پس از مرگش همچنان ادامه دارد. او برای جایگاهش، همسر رئیس‌جمهوری، ماهیتی نو برگزید و نقش و رنگی تازه به آن بخشید. با توجه به خانواده سرشناسش انتظار می‌رفت که یک زن فعال اجتماعی و علاقمند به رویدادهای ملی و همگانی باشد و ازدواجش با فرانکلین او را در این مسیر پیش برد. او و همسرش با همراهی هم، در دو بحران بزرگ جنگ جهانی دوم و رکود بزرگ اقتصادی آمریکا در ١٩٢٩ حضور داشتند؛ هر چند فرانکلین به بیماری سخت و طاقت‌فرسایی مبتلا شد اما همت و تکاپوی بی‌امان همسرش او را به دنیای سیاست بازگرداند و زمینه کامیابی او در انتخابات ریاست‌جمهوری در ١٩٣٢ را فراهم کرد و به این ترتیب دوشادوش او وارد کاخ‌سفید شد. بانوی اول از همان ابتدا تصمیم به پویایی گرفت. دیدگاه‌ها و افکارش را هر هفته به اطلاع گزارشگران می‌رساند و از ‌سال ١٩٣٥ ستونی تحت‌ عنوان «روز من» در روزنامه‌های متفاوتی از جمله واشینگتن دیلی و بوستون گلوب منتشر می‌کرد. گر چه ابتدا تمرکزش بر فعالیت‌های اجتماعی بود اما سیاست هم خیلی زود در زندگی او جای خود را باز کرد و اخبارش منتشر شد. این اقدام رسانه‌ای، او را به زنان خانه‌ها نزدیک کرد و البته در ادامه جد و جهدهایی چون بازدید از کارگران معدن، دفاع از حقوق زنان، مبارزه با نژادپرستی‌ علیه آمریکایی‌های سیاه‌پوست، کمک و مساعدت به بیکاران و همراهی همسرش در دوران‌های سخت او را عضو جدایی‌ناپذیر دستگاه مدیریتی فرانکلین روزولت قرار داد. در دوره جنگ جهانی دوم او هیچ هراسی از مخالفت با همسرش یا مواجهه با نقدهای سرگشاده و آزاد و پذیرش اشتباهاتش نداشت. نخستین خبرها درباره خطری که یهودیان را در اروپا تهدید می‌کرد، در سال ١٩٤٠ به آمریکا رسید و بانوی اول بی‌ هیچ تعللی بنا کرد به برقراری ارتباطات لازم و تبلیغ در جهت نجات و امداد به آنها. او با آگاهی از نبود امنیت با مهاجران ارتباط برقرار می‌کرد و همسرش این برخورد را ساده‌لوحانه و ایده‌آل‌گرایانه می‌پنداشت و زیر بار انجام هیچ کاری در این حوزه نرفت. در اینجا محدودیت اختیارات بانو رخ نشان می‌دهد. فرانکلین روزولت هرگز به همسرش اجازه نداد تا در امور سیاسی که در آنها رأی مخالف داشت، مداخله  کند. نبود مهارت کافی در این وادی مشکلات متعددی را پیش روی این زوج می‌گذارد. جهت‌گیری النور روزولت در حوزه نژادپرستی آمریکایی و جنبش فاشیزم هم توجه عموم را برانگیخت. هر چند ٨٠‌سال از آن واقعه می‌گذرد اما حالا مشخص می‌شود که روزولت در آن زمان چه نقش مهمی در رفع و رجوع مشکلات آمریکا داشته است. او پس از مرگ همسرش همچنان در  فضای سیاست ماند. هری ترومن، رئیس‌جمهوری وقت او را به نمایندگی در هیأت ایالات‌متحده در ملل متحد منصوب کرد و او در این جایگاه بر پدید آمدن اظهارنامه حقوق بشر نظارت کرد. علاوه بر اینها او عضو افتخاری اتحادیه کار بود. رد نفوذ این سازمان در او را می‌شود در سخنانش دید. سخنانی که در جست‌وجوی رفاه اجتماعی و همگانی است: «ما نمی‌توانیم فقط حرف بزنیم. باید عمل کنیم... باید پیشرفت را در زندگی عموم مردم ببینیم؛ نه فقط در یک گروه خاصی که در صدر قرار دارند.» این رفتار، در کنار بسیاری از عملکردهای دیگر، یک عمر تلاش او را در جهت ارزش‌هایی اساسی چون دموکراسی، برابری و عدالت اعتلا بخشید. رسانه‌ها درباره‌ او می‌نویسند: علاوه بر اینها نوآوری‌های پیروزمندانه فراوانی که او در طول عمرش بانی و حامی‌اش بوده، همچون در دفاع و حمایت‌های بی‌دریغ از گروهایی چون آفریقایی - آمریکایی‌ها، زنان و قشر کارگر یاد او را زنده نگه داشتند و در ‌سال ٢٠١٦ نام او برای پنجمین بار به عنوان محبوب‌ترین بانوی اول ایالات متحده مطرح شد. من با عقیده خودم زندگی می‌کنم نخست‌وزیر ژاپن، شینزو آبه نماینده حزب دموکرات در ٢٠١٢ بر سر قدرت آمد و در حالی‌ که سعی می‌کرد خودش را به‌ عنوان مهره‌ای قوی و مسلط در سیاست‌های داخلی تثبیت کند، مهم‌ترین تغییرات در خانه‌اش رخ داد. از ‌سال ٢٠٠٦ آکی آبه که تقریبا پیش از این تنها در نقش حمایتگر همسرش ظاهر می‌شد، با دنبال‌ کردن سبک و رویه خودش تبدیل به یک چهره ملی شد. او در مجلات حضور پر رنگی دارد و به تمام نقاط کشورش سفر می‌کند تا نظرات مردم چه پیر و چه جوان را بشنود. برای پشتیبانی از محرومان و شهروندان که در فجایع ٢٠١١ ژاپن مصیبت‌های جانگداز را پشت سر گذاشتند، همواره حاضر بوده و جمعیت‌های ضعیف‌ جامعه را برای دستیابی به خواست‌هایشان تشویق کرده است. او در رسانه‌ها شخصیت جذابی دارد و نگرش‌های آزادی‌خواهانه‌اش تقریبا همیشه نرم‌ کننده نخست‌وزیر محافظه‌کار بوده است و به وضوح از جایگاه معمول و عادی بانوان اول که تنها در خانه حامی همسران‌شان بوده‌اند و در انظار عمومی حاضر نمی‌شده‌اند، درآمده است. آکی آبه در مصاحبه اخیر خود گفته: «فکر نمی‌کنم استعداد خاصی داشته باشم. من فقط می‌دانم چطور با مردم ارتباط برقرار کنم. من یکی از معدود افراد این کشورم که می‌تواند با قشر گسترده‌ای از مردم صحبت کند از امپراتور گرفته تا بی‌خانمان‌ها.» او گفته است: «در ٢٠٠٦ هیچ‌ وسیله‌ای برای پیام دادن به مردم نداشتم. بنابراین مردم خبر نداشتند من چه می‌کنم  اما حالا هر روز برای آنها در صفحه مجازی‌ام می‌نویسم و افرادی که من را دنبال می‌کنند از احوالات و اقداماتم باخبرند.» آکی آبه در ابتدای ازدواجش معتقد بوده که باید مانند یک زن سنتی ژاپنی رفتار کند. کسی که شانه‌ به‌ شانه همسرش پیش نمی‌رود و همیشه یک یا دو قدم از او عقب‌تر است. پس از آن‌ که همسرش شینزو در سال ١٩٩٣ یکی از قانونگذاران مجلس شد، آکی آبه بیشتر وقتش را در هواداری از همسرش می‌گذراند. اگر چه با سیاست دولت موافق نبود اما از انتشار نظراتش به‌ طور علنی اجتناب می‌کرد، زیرا معتقد بود همسر یک سیاستمدار نباید در مسائلی که قبلا برایش تصمیم گرفته شده، دخالت کند. تا وقتی همسرش برای نخستین بار در جایگاه نخست‌وزیری نشست، به همین رویه ادامه داد و ساکت ماند و انتقادی از جامعه هم محبوبیت همسرش را تهدید نکرد. وقتی آکی آبه در سال ٢٠٠٧ نخستین کتابش «من با عقیده خودم زندگی می‌کنم» را نگاشت، همسرش از این سمت استعفا کرد. آکی آبه نوشت به نظرش درست می‌آید که خودش باشد و آکی آبه زندگی کند، نه همسر شینزو آبه. سپس به دانشگاه بازگشت و تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد تکمیل کرد و برخی فعالیت‌های اجتماعی‌اش را ادامه داد؛ از جمله ساخت مدارسی در میانمار. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، نظراتش را در رابطه با برخی موارد منتشر کرد؛ حتی آنهایی که در تناقض با سیاست‌های همسرش یا حزب همسرش بودند. در نتیجه به او لقبی با این مفهوم دادند: «حزب مخالف در خانه». از آن روز آکی آزادانه برخی سیاست‌ها را در حوزه‌های مختلف زیر سوال می‌برد؛ از صادرات تکنولوژی گرفته تا نیروی هسته‌ای. او با خنده می‌گوید: «من دوست ندارم این منصب، طولانی‌مدت باشد. کارهای زیادی دارم که بعد از پایان دوره نخست‌وزیری او می‌خواهم انجام بدهم.» بانوی شعر و موسیقی بانوی اول هند، سوروا در ١٩٤٠ در بنگلادش به دنیا آمد و در ١٠سالگی به کلکته مهاجرت کرد. او در ١٧سالگی با بناب موخرجی ازدواج کرد و یک دختر و دو پسر به دنیا آورد. با انتخاب همسرش، پرناب موخرجی در ‌سال ٢٠١٢ به نخست‌وزیری، بانوی اول هند شد. سوروا تحصیلکرده و از هواداران دوآتشه اشعار رابیندرانات تاگور بوده و بسیاری از اشعار راببندرا سنگیت را سال‌های ‌سال در نقاط مختلف، از هند گرفته تا اروپا و آسیا و آفریقا اجرا کرده است. یکی از مهم‌ترین کارهای او راه‌اندازی گروه گیتانجالی‌ است؛ گروهی که مأموریت دارد فلسفه تاگور را با آوازها و اشعاری که برای نمایش‌ها سروده شده(dance drama)  نشر بدهد و سوروا به‌ عنوان نیروی راهنما همواره در تولیدات حضور داشته است. او همچنین نقاشی چیره‌دست است و نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی بسیاری برپا داشته و مادرش را سرچشمه الهامات خلاقانه‌ در آثارش می‌داند؛ آثاری که تحسین و تمجید فراوانی را برانگیخته است. سوروا موخرجی دو کتاب هم نوشته «Chokher Aloey» شرحی در باب ارتباط و تعامل نزدیکش با ایندیرا گاندا و «Chena Achenai Chin»  سفرنامه‌ای از چین. ورود سوروا به عمارت ریاست‌جمهوری در دهلی با نواختن تنبور و ارگ کوچک همراه بود و هدایایی برای او از سوی DL ROY، استاد موسیقی بنگالی. سوروا دچار بیماری قلبی و تنفسی بود و در بیمارستان ارتش در دهلی ‌سال ٢٠١٥ در ٧٤ سالگی درگذشت. مقام شنوا رولا غنی، نخستین زن در تاریخ افغانستان است که در فعالیت‌های همسرش برای ریاست‌جمهوری پرتکاپو حضور داشته است. او در روز بین‌المللی زنان در برابر عموم حاضر شد و به فارسی دری برای جمعیت انبوه زنان افغان سخنرانی کرد و گفت: «نیمی از جمعیت افغانستان زنانند و معلوم است که باید در توسعه کشور عزیزمان نقش داشته باشند. زنان توانمندی‌های زیادی دارند و باید از اقدامات آنها قدردانی شود.» رولا غنی در لبنان به‌ دنیا آمده و بزرگ شده است. در دانشگاه علوم سیاسی پاریس در ‌سال ١٩٦٩ تحصیلاتش را تکمیل کرده و کارشناسی ارشد علوم سیاسی را از دانشگاه آمریکایی بیروت در سال ١٩٧٤ اخذ کرده است. در همانجا با اشرف غنی آشنا شده و پس از آن در ‌سال ١٩٨٣ مقطع کارشناسی ارشد خبرنگاری را هم در دانشگاه کلمبیا در نیویورک به پایان رسانده است. او و رئیس‌جمهوری اشرف غنی در سال ١٩٧٥ با هم ازدواج کردند و یک دختر به نام مریم و یک پسر به نام تارک دارند. هشت ماه پیش که اشرف غنی زمام امور را به دست گرفت، بی‌سابقه‌ترین کار را در مراسم تحلیف حکم ریاست‌جمهوری انجام داد. او در سخنرانی‌ افتتاحیه همسرش را معرفی کرد. از آن زمان به بعد رولا غنی دوشادوش همسرش همواره در پی انجام امور مردم‌سالارانه بوده و سخنرانی‌هایی در باب مسائل روز داشته است اما سخنان او همواره نرم، سنجیده و دقیق و البته به دور از سیاست‌های حساس و مرکز توجه افغان بوده است. رولا غنی در جامعه سنتی افغانستان که زن‌ها را پشت درهای بسته نگه داشته، سنت‌شکنی‌های بسیار کرده است؛ از جمله سخنرانی‌هایی رسا و عمومی درباره خشونت علیه زنان، اصول قانون و قدرت مذهب. اشرف غنی زنان افغان را در اکتبر گذشته در ارگ ریاست‌جمهوری در کابل ملاقات کرد و پیشنهاد آنان برای تشکیل شورای زنان را پذیرفته است؛ شورایی که در مسائل مربوط به حقوق زنان و مشارکت آنان در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی به دولت مشاوره بدهد. آنها اعلام کردند حضور همسر ریاست‌جمهوری در مراسم تحلیف و سخنرانی و معرفی او به خوبی گویای حمایت او از زنان افغان بوده است. رولا غنی در گفت‌وگوی با آسوشیتدپرس اعلام کرده: «من کار سیاسی نمی‌کنم.» از ماه سپتامبر صدها نفر از مردم به اتاق او سرازیر شده‌اند تا مشکلات‌شان را مطرح کنند و از پندها و پیشنهادات او بهره‌ ببرند. او به گفته خودش خود را «یک مشاور ... یک مقام شنوا» می‌بیند؛ کسی که احتیاج و لزوم حضور زنانه را در نزدیکی قلب دولت افغان مرتفع می‌کند. یک تیم در کانادا سوفی گرگوار ترادو، روزنامه‌نگار، شخصیت‌ سرشناس تلویزیونی و فعال اجتماعی - سیاسی، مربی یوگا و همسر نخست‌وزیر کاناداست. به گفته رسانه‌ها شخصیت جذاب و کاریزماتیک این زن او را چهره‌ محبوب کشورش و دولتمردان آن سوی مرزهای کشور، ملکه انگلیس، اوباما و همسرش و امپراتور ژاپن و همسرش کرده است. به قول خودش، او و همسرش جاستین در کنار یکدیگر، یک تیم‌اند و نخست‌وزیر از ستودن او در برنامه‌های عمومی ابایی ندارد. سوفی در رشته تجارت و پس از آن ارتباطات در مونترال کانادا تحصیل و در زمینه تبلیغات و فروش کار کرده است. او عاشق تمرین و ورزش‌های بدنی است. حرکت کنیم میشل اوباما هم مثل هیلاری از نسل و دوران بعد از جنگ جهانی دوم است. دوران ازدیاد زاد و ولد در آمریکا که از ١٩٤٥ شروع شد و تا ١٩٦٤ ادامه داشت؛ یعنی درست‌ سال تولد میشل اوباما. اگر در موتور جست‌وجوی گوگل درباره ظاهر میشل اوباما جست‌وجو کنید، ٢٠٩‌ هزار نتیجه خواهید داشت و در مقابل تحصیلات او ١٨٣‌هزار . سخنرانی درباره نوع لباس، زیورآلات و آرایش بد نیست اما چیزهای مهم‌تر از ظاهر هم در این زن وجود دارد. او یکی از ٤ بانوی اول ایالات‌متحده است که تحصیلات دانشگاهی دارد. در رشته حقوق درس خوانده است و وقتی در سال ٢٠٠٧ همسرش اوباما کاندیدای ریاست‌جمهوری شد، ابتدا در کمپین او مسئولیتی را نپذیرفت. مراقبت از دو دخترش را مهم‌تر از این مسأله می‌دانست اما در سال ٢٠٠٨ همکاری او به میزان قابل‌ ملاحظه‌ای افزایش یافت و او بنا کرد به نوشتن متن‌های سخنرانی‌ و بعد نطق‌هایی در جهت حمایت از همسرش. در سال ٢٠٠٩ اوباما به ریاست‌جمهوری رسید و او در جایگاه بانوی اول قرار گرفت. در این برهه از خانواده‌های نظامیان آمریکا پشتیبانی‌های زیادی کرد. با همکاری دکتر جیل بیدن برنامه «نیروهای پیوسته» را به راه انداخت و از تمامی آمریکایی‌ها دعوت کرد تا مدافع نظامیان و خانواده‌های‌شان باشند. از مهم‌ترین کامیابی‌های او در جایگاه بانوی اول راه‌اندازی سایت «حرکت کنیم» است که در مسیر تأکید بر تغذیه سالم کودکان و پیشگیری از چاقی آنان گام برداشته است. یکی دیگر از اقدامات میشل اوباما راه‌اندازی برنامه «بالاتر» است که سعی داشت جوانان آمریکایی را برای ادامه تحصیل بعد از دبیرستان ترغیب کند. میشل اوباما در روزهای پایانی ریاست‌جمهوری همسرش نطق آتشینی در مخالفت با نگرش و صحبت‌های توهین‌آمیز دونالد ترامپ درباره زنان سر داد و گفت: «این سخنان معمول نیست، سیاست هم نیست» و با پافشاری اظهار داشت: «مردان قدرتمند برای نمایش توانایی‌های‌شان نیازی به اهانت و تحقیر زنان نمی‌بینند.» بر اساس گزارش CNN در پی انتخابات آمریکا در ٢٠١٦ ملانی ترامپ خودش را آماده می‌کند تا به جایگاه بانوی اول برسد. به این زودی مشخص نمی‌شود او تصمیم دارد به‌ عنوان بانوی اول ایالات متحده چه مسیری را طی کند. اگر چه پیش از این اظهار داشته دوست دارد از این موقعیت برای مبارزه علیه باجگیری‌های اینترنتی استفاده کند اما در مقایسه با بانوان پیشین، تکیه‌ زدن بر جای آنان سخت به‌ نظر می‌رسد.»

وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند

به نقل از یورونیوز نادیا مراد و لمیاء حاجی بشار، این دو زن رنج دیده عراقی دو سال پیش در جریان اشغال روستای محل زندگی شان به همراه دیگر زنان و دختران توسط داعش به بردگی گرفته شدند. در طی سخنان این دو زن در پارلمان اروپا بسیاری به واسطه جنایت های وحشیانه داعش گریستند. پیکارجویان داعش زنان این روستا را به بردگی جنسی واداشتند. در نهایت این دو زن پس از سه ماه از دست داعشی ها جان سالم به در بردند و به اروپا فرار کردند و پس از آن در افشای جنایات این گروه تروریستی نقشی مهم داشتند. لمیاء حاجی بشار به یورونیوز گفت: «از دریافت این جایزه خیلی خوشحالم. دریافت این جایزه برای من بعنوان زنی که توسط داعش ربوده شده و گریخته ام حمایت روحی مهمی است. هزاران زن توسط داعش به بردگی جنسی کشانده شده اند که یکی از آنها من هستم. داعش با گفتن اینکه دیگر هیچ ایزدی در دنیا باقی نمانده می خواست از دست ایزدی ها خلاص شود اما حتی اگر یک ایزدی هم باقی مانده باشد واقعیت را خواهد گفت.» نادیا مراد هم در گفت و گو با یورونیوز افزود: «من از بیست کشور عربی و اروپایی بازدید کرده ام. با روسای جمهوری، نمایندگان پارلمان و مردم زیادی دیدار داشته ام. خواست ما از جامعه بین الملل متوقف کردن آنچیزی است که شاهدش هستیم و مجازات عاملان نابودی ماست. می خواهیم که مجرمان در دادگاه بین المللی کیفری مجازات شوند و از اقلیت های کوچکی چون ایزدی ها و مسیحیانی که در عراق و سوریه زندگی می کنند حفاظت شود.» جایزه ۵۰ هزار یورویی ساخاروف در سال 1988 و به افتخاز آندره ساخاروف دانشمند، منتقد شوروی سابق توسط پارلمان اروپا بنیاد نهاده شد و هر ساله به افراد یا سازمان هایی که عمر خود را صرف دفاع از حقوق بشر و آزادی اندیشه می کنند اهدا می شود.
گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند «دوستم باش» اپلیکیشنی برای امنیت زنان هندی زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد بانوی اول آرژانتین در بیمارستان

حقوق زنان

بازارچه نوروزی خانه ای برای آینده

خانه توانمندسازی مادران و نوجوانان آینده " نهادی غیردولتی، غیر انتفاعی و غیرسیاسی است که فعالیت خود را از سال 1390 در محله امام زاده یحیی واقع در منطقه 12 شهرداری تهران آغاز نموده است. منطقه 12، از مناطق بزرگ شهرداری تهران محسوب می شود که اماکن مهمی چون بازار تهران، بازار پارچه فروش ها(مولوی)، بازار بلورفروش ها(شوش) و بسیاری بازارها و عمده فروشی ها را در خود جای داده است. زندگی در حاشیه این بازارها مشکلاتی را برای ساکنین به وجود آورده که از آن جمله می توان به متغییر بودن جمعیت در طول شبانه روز و نا امنی به ویژه برای زنان، بالا بودن نرخ اجاره بهای مسکن، بهره کشی از کار کودکان و... اشاره کرد. تحلیل وضعیت انجام شده با مشارکت زنان و نوجوانان محل نشان می دهد که مشکلاتی نظیر فقر، اعتیاد، کارکودک و خشونت (به ویژه علیه زنان) از جمله مشکلاتی هستند که برای ساکنین این محل در الویت هستند. "خانه توانمندسازی" با ارائه خدمات آموزشی و حمایتی گامی در جهت توانمندسازی ساکنین محل (به ویژه زنان و نوجوانان) برداشته است. اين موسسه براي تامين هزينه هاي حمايت از خانواده هاي تحت پوشش قصد دارد بازارچه نوروزي را برگزار كند راه هاي كمك: ١) اهداي غذاي خانگي ٢) انجام تبليغ در فيس بوك، اينستاگرام، گروه هاي وايبر از طريق ترويج همين دو پيام ٣) حضور در بازارچه در روزهاي برگزاري و دعوت از دوستانتون شماره تماس (همه روزه به جز پنج شنبه و جمعه از ساعت ١١ تا ١٩ پاسخگو) براي كمك: ٢٢٥٧٩٣٠١ الي ٢

رواج نگران کننده ازدواج کودکان در آمریکا

به گزارش روز دوشنبه ایرنا به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، بر اساس نتایج پژوهش گروهی به نام «رها شده در پایان» (Unchained at Last) که هدف خود را ممنوع کردن ازدواج کودکان قرار داده است، اطلاعات گواهی
چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند مسائل مالی زندگی مشترک را جدی بگیرید عمل های سزارین بر روند تکامل اثر گذاشته برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟