1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این روزها از نازنین آدمی دلگیرم اما نمی دانم که واقعا حق دلگیری دارم یا نه. ماجرا از این قرار بود که این آدم بین من و خودش ، خودش را انتخاب کرد .

تا اینجای قصه اشکالی ندارد. ناراحتی من از جایی شروع شد که اولا هیچ توجهی به من نکرد، دوما این آدم از آن دست آدم هایی ست که هروقت تنهاست دل اش می خواهد تو کنارش باشی و اگر به هر دلیلی نباشی ، می رنجد.

مشاوره روان شناسم دارد مرا تربیت می کند که از خودم مراقبت کنم. من هم سعی می کنم حرف هایش را گوش کنم. نازنین دوست دیگری به من یادآوری کرد که معنی مراقبت از خود ، آزار دیگری نیست. یعنی وقتی من از دست آدمی عصبانی ام و در جواب اصرار او که می خواهد مرا ببیند می گویم نه چون دارم از خودم مراقبت می کنم و ممکن است دیدن او مرا آشفته کند ، حق ندارم آنقدر سرش داد بزنم و دعوایش کنم و تمام اشتباهات اش را به رویش بیاورم تا خودم آرام شوم. موقعی که دوست ام این نکته را گفت معنی اش را نفهمیدم اما وقتی برخورد آدمی که ازش دلگیرم را دیدم معنی مراقبت از خود در ذهن ام ته نشین شد.

با خودم فکر کردم من چقدر وقت ها به خیال اینکه از خودم مراقبت می کردم دل دیگران را شکسته ام و آن ها را ندیده ام ؟ چند بار مادرم تلفن کرده و از من خواسته سری به او بزنم چون حوصله اش سر رفته و من چون عزیزتر از جان ، مهمانی داشته ام ، خوشی آن دقایق را بر دیدن مادرم ترجیح داده ام ؟ چند بار دل مادرم را شکسته ام ؟ چقدر خوشی من در لحظه بر به دست آوردن دل دیگری می ارزد ؟ وقتی که من روی ابرها هستم از هر ده بار چند بار باید پایین بیایم و خواسته دوست دیگری را اجابت کنم که در این لحظه خاص به هر دلیلی می خواهد من کنارش باشم ؟ من هنوز جواب این سوال را پیدا نکرده ام اما شاید نازنین آدمی که بین من و خودش در چشم بر هم زدنی ، خودش را انتخاب کرد شک ندارد که درست ترین تصمیم را گرفته. برای همین هنوز نمی دانم حق دلگیری دارم یا باید به او احترام بگذارم که دارد از خودش و دلش مراقبت می کند ؟

 

دیدگاه‌ها  

+2 # saba 1390-06-07 19:09
az axe in matlab kheili khosham oomad
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # شهرزاد 1390-06-07 19:14
کی تو این دنیا می تونه ادعا کنه که تا حالا دل نشکونده؟ لزوما هم با قصد و غرض اینکارو نمی کنیم ولی بعضی وقتها چاره دیگه ی نداریم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آرمين 1390-06-08 10:02
در راي گيري مقاله سه گانه خانه داري نيز شركت كنيد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # negar 1390-06-08 11:58
باید دیگران رو هم درک کرد.!! گذشت خیلی خوبه اما نه هر وقتی..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # لـادیز 1390-06-08 15:35
شادباش های لادیز را به مناسبت عید سعید فطر بپذیرید. عید بر شما خوش، عبادات تان قبول
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرنوش کیانی 1390-06-09 13:35
به نظر من باید سعی کرد یه جوری تعادل ایجاد کرد.هم شرایط دیگران رو باید در نظر گرفت هم شرایط خود را.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-09 14:18
فرنوش جان باهات كاملا موافقم. از قديم كفتن يه سوزن به خودت بزن يه جوالدوز به ديكران .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-09 14:22
فرنوش جان باهات كاملا موافقم. از قديم كفتن يه سوزن به خودت بزن يه جوالدوز به ديكران . به نظر منم بايد همه جيز رو در نظر داشت نه اينكه يه طرفه به قاضي رفت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-06-10 14:51
ممنون از همه عزیزانی که خوندن و نظر دادن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-05 00:33
من فکرکنم زیادی به بعضی از اطرافیانم حتی کسانی که ازخودم خیلی کوچکترن توجه میکنم هیچ وقت به خواسته هیچ کدومشون نه نگفتم اگرهم نه گفتم بعدش عذاب وجدان گرفتم وچند برابر جبران کردم همیشه واسه خوشحالی دیگران از دلخوشی های خودم گذشتم تاجایی که این کارهام واسه همه عادی به نظر میرسه و قدر خوبی هامو نمیدونن وخیلی وقتها بهم بی احترامی میکنن...البته به جز شوهرم. فقط اونه که قدر منو میدونه وهمیشه بهم احترام میذاره.. منم با جون و دل دوستش دارم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-10 23:57
منم احساس میکنم گاهی وقتا خیلی واسه دیگرون دل میسوزونم و حاضرم همه چیزمو به پاشون بریزم.ولی وقتی فکر میکنم میبینم ادما ارزش این همه محبتو ندارن----راستی مصطفی منم واست دعا کردم.الان حالت چطوره؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

...آنچنانکه تو هستی

شاید خداوند دوست داشت به تماشای لحظه با شکوه آفرینش بنشیند که تو را آفرید تا هر بار که زندگی از وجود تو جاری میشود دوباره زمزمه کند " فتبارک الله احسن الخالقین". تمامش این نیست، به باور من خدا میخواست آیینه ای بسازد تا عشق را که ذراتی از روح الهی خودش بود، جلوه گر شود، آنوقت بود که تو را آفرید. میخواست بگوید انسانی که برای فرشته هایش از او قصه ها گفته به واقع چگونه است، میخواست شمه ای از آنچه میدانست و فرشتگانش نمیدانستند به تصویر بکشد که تورا آفرید. گمان میکنم خداوند میخواست سنگ محکی بسازد برای سنجیدن محبت که هر دوست داشتنی را به معیار آن بسنجد که تو را آفرید. تو... که مادری و آمال همه مومنان تاریخ ، بهشت خشنودی پروردگار، زیر پای توست. تو، که مادری و خداوند به تماشای امتداد آفرینش از هستی تو نشسته و بزرگترین عشق ها را به تو داده و به آفریدن تو پیش تمام فرشته هایش میبالد. تو که دستانت بوی نور میدهد و سجاده ات همانجایی است که از مسیرش میشود به بهشت رفت و قلبت آتشفشان عشق است. عشق، خود تو هستی که بی بهانه ترین عشق ها، بی چشم داشت ترین دلواپسی ها و بی توقع ترین از خودگذشتگی ها تنها از تو سرچشمه میگرد. کاش یادم بدهی چگونه میشود مادر بود آن همه که تو هستی.

دغدغه های مادرانه

دربارۀ خودم و دخترم می نویسم یا شاید بهتر است بگویم برای خودم و دخترم می نویسم تا در آینده ای نه چندان دور که به یادش آوردم و شاید دچار نسیان زودرس بودم، از این تاریکی ذهن رنجیده خاطر نشوم.
برای زندگی بجنگ این خانه جادو می كند مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ راز هایت را نفروش

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟

فصل حراج خوب است. مانتویی را که دو ماه پیش خریده اید 90 هزار تومان را ، حالا شخص دیگری می خرد 45 هزار تومان. اما همیشه این طور نیست که خریداران فصل حراج برنده باشند. خرید کردن در حراجی ها، مهارتی می طلبد که با تجربه به دست می آید.

دردسرهای خرید گوشت قرمز

خانم های بسیاری را می شناسم که بعد از چند سال خانه داری اطلاعات اندکی از چگونگی خرید گوشت قرمز دارند و بسیار پیش آمده که پول هنگفتی را برای خرید چند کیلو گوشت نامطلوب پرداخت کرده اند.
وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران نکاتی درباره انتخاب یخچال مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین کنترل صفرهای قبض برق

مطالب تصادفی

گزارش روز

راه پر از سنگلاخ دختران برای ورود به دانشگاه

بسیاری بر این عقیده هستند که زمانی می شود جامعه ای را پیشرفته دانست كه زنان آن جامعه پیشرفت كرده باشند. اما از سالها پیش كه دختران گوی سبقت را از پسران در قبولی دانشگاههای كشور ربودند برخی به فكر افتادند تا این روند را به طریقی كنترل كنند.

از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور

فاطمه اکرمی ژیمناستی است که از سال پیش پارکور و سقوط آزاد را همزمان شروع کرده است. او به دویچه وله می‌گوید در شهر همه چیز را به شکل مانع می‌بیند. اکرمی یک‌بار در هنگام سقوط آزاد میان ۳ عقاب گیر افتاده است. فاطمه اکرمی متولد اسفند ۱۳۷۲ است. او از چهارده سال پیش رشته ورزشی ژیمناستیک را آغاز کرده است و حدود یک سال پیش "سقوط آزاد" و پارکور را همزمان شروع کرد. او می‌گوید یکی از هم‌ دانشگاهی‌هایش در ایران به او پارکور آموزش داده است. فاطمه اکرمی آموزش سقوط آزاد را هم در چند مرحله در دبی فرا گرفته است. !در جواب اینکه چرا سقوط آزاد را در دبی آموزش دیده، توضیح می دهد که: در ایران متدهای آموزش سقوط آزاد خیلی قدیمی هستند. کسانی هستند در ایران که سقوط آزاد آموزش می‌دهند ولی با متدهای بسیار قدیمی و با همان حالت ارتشی. فاطمه تعریف می کند که در هنگام فرود در یکی از سقوط آزادها وقتی چتر خود را باز کرده و تنها ۳۰۰ متر با زمین فاصله داشته، چند نقطه سیاه در اطراف خود دیده است. «اول فکر کردم آدم‌هایی هستند که لباس بالدار می‌پوشند، پایین‌تر که رفتم متوجه شدم این‌ها آدم نیستند، سه تا عقاب هستند. تنها کاری که توانستم انجام دهم جیغ‌زدن بود. چون اگر بالشان به چتر من گیر می‌کرد مطمئناً سقوط می‌کردم و در ۳۰۰ متر امکان باز کردن چتر دوم را هم نداشتم». تجربه سقوط آزاد از ارتفاع ۴ هزار متری را دارد.   و اما پارکور او معتقد است که پارکور ورزش نیست، یک هنر است، اصلا نباید به پارکور به عنوان یک ورزش نگاه کرد. پارکور یک شیوه زندگی است به همین دلیل خیلی به آمادگی ذهنی بستگی دارد ... «وقتی تمرینات پارکور را شروع می‌کنید، دیگر همه اشیاء اطراف خود را شبیه مانع می‌بیند. روزها که برای کارهای روزمره از خانه بیرون می‌رویم، دوروبرمان را نگاه می‌کنیم و می‌بینم مثلا چقدر این مکان برای پارکور مناسب است. دفعه بعد همان‌جا ۱۰ حرکت دیگر به حرکت‌های قبلی اضافه می‌کنیم». در انتها او می گوید که در ژیمناسیک دو بار آسیب دیده و مجبور شده پای خود را عمل کند؛ تا به حال در پارکور اما دچار آسیب‌دیدگی نشده است.   منبع: دویچه وله فارسی
زندگی زنان تحت حکومت داعش روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان سرزمین هایی برای مادر نشدن کودکان خیابانی، قربانیان سو استفاده جنسی امروز روز بین المللی ترک سیگار

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

سکس برای یک دهم زنان بسیار دردناک است

بر اساس یک مطالعه گسترده حدوداً از بین هر ۱۰ زن در بریتانیا، یک نفر سکس را تجربه‌ای دردناک می‌داند. نتایج یک بررسی بر روی هفت هزار زن ۱۶ تا ۷۴ ساله در ژورنال بریتانیایی رنان و زایمان حاکی از آن است که این مشکل پزشکی با نام دیسپارونیا (Dyspareunia) در بین همه رده‌های سنی زنان شایع است. طبق این مطالعه، بیشترین احتمال دچار شدن به این مشکل، متعلق به زنانی است که در پایان دهه ۵۰ و ابتدای دهه ۶۰ عمر خود هستند. پس از آنان، زنان بین ۱۶ تا ۲۴ سال بیشترین احتمال را به خود اختصاص می‌دهند. پزشکان می‌گویند که اگر زنان به دنبال مشاوره بروند، راه‌هایی برای مقابله با این مشکل وجود دارد. اما نتایج این بررسی نشان می‌دهند که بسیاری این موضوع را تابو محسوب می‌کنند و از بیان آن شرم دارند. سکس دردناک به شدت با دیگر مشکلات جنسی مرتبط بود؛ از جمله خشکی واژن، احساس اضطراب هنگام سکس و فقدان لذت بردن از سکس. بعضی از زنان عنوان کردند که مانع از دخول می‌شدند زیرا از دردش وحشت دا‌شتنند. کارن 62 ساله است و مشکلش از40 سالگی شروع شده است. احساس کردم میل جنسی‌ در من به طور قابل توجهی پایین آمده. زمان برانگیختگی‌ام طولانی‌تر شده، و با وجودی که شوهرم ماجرا را درک می‌کرد، با نزدیک شدن او به خودم دچار وحشت می‌شدم... حدسم این بود که مثل هر ماهیچه دیگر، هرقدر کمتر آن را به کار بگیرید بدتر می‌شود کارن استفاده از ژل لوبریکانت را امتحان کرد، ولی هنوز با مشکل مواجه بود. او در آن شرایط دچار معضل دیگری به نام واژینیسم نیز شد؛ عارضه‌ای که هنگام دخول، به شکل انقباض‌های غیر ارادی در ماهیچه‌های اطراف واژن نمود پیدا می‌کند. قضیه تنها محدود به رختخواب نبود. وقتی لازم شد تست دهانه رحم بدهم هم این مشکل را داشتم. می‌خواستم از روی تخت پرستار فرار کنم چون خیلی درد داشت. کارن با دکترش در این باره صحبت کرد که او نیز به وی کرم‌های استروژن و شیاف‌های واژینال برای خشکی واژن و همچنین پمادهای شل‌کننده عضلانی برای مقابله با انقباض غیر ارادی تجویز کرد. او می‌گوید: زنان باید بدانند که در ارتباط با اینگونه مشکلات می‌توانند کمک بگیرند. نباید مجبور شوند رابطه جنسی را از دهه ۵۰ عمر خود به بعد، کسر کنند. از بین کسانی که گفتند سکس دردناک دارند (۷.۵ درصد جمعیت مورد پرسش)، یک چهارمشان در طول شش ماه گذشته با این مشکل به طور مدام و در هر بار تلاش برای برقراری سکس مواجه بودند. یک سوم از این زنان گفتند که از زندگی جنسی‌شان رضایت ندارند. این نسبت برای زنانی که سکس دردناک نداشتند، یک دهم است. دکتر کریستین میچل، پژوهشگر ارشد تحقیق می‌گوید که دلایل زیادی می‌توانند فرد را دچار دیسپارونیا کند. به گفته او، در زنان جوان‌تر ممکن است یکی از دلایل بروز این عارضه، این باشد که آنان در حال شروع زندگی جنسی‌شان هستند و می‌خواهند با خواسته‌های شریکشان کنار بیایند؛ در حالی که آن خواسته‌ها لزوماً خود این زنان را دچار برانگیختگی نمی‌کند یا اینکه ممکن است به دلیل تازه‌کار بودن، عصبی باشند و با شریکشان ۱۰۰درصد احساس راحتی نکنند. سکس دردناک، می‌تواند به دلیل ناراحتی‌های جسمی دیگر، از جمله امراض مقاربتی نیز پدید آید که باید مورد تشخیص و مداوا قرار گیرد. زنانی که در آستانه سن یائسگی هستند، ممکن است به سبب خشکی واژینال سکس دردناک را تجربه کنند.

عوارض خود ارضایی

ممکن است این افراد در دوره مجردی با خود ارضایی بتوانند نیازهای جنسی خود را برآورده کنند اما درآینده رضایتمندی جنسی در زندگی مشترک و لذت به ارگاسم رسیدن با همسر خود را از دست خواهند داد. به گزارش نبض ما معصومه حیدری در گفت و گو با سلامت نیوز گفت: خود ارضایی در دختران با تحریک قسمت های خارجی دستگاه تناسلی رایج تر است که صدمه چندانی به دستگاه تناسلی نمی رساند اما زمانی که خود ارضایی در دختران با تحریک قسمت های داخلی تر دستگاه تناسلی باشد بسته به نوع فشار و ناحیه لمس شونده ممکن است در صورتی که به صورت مداوم خود ارضایی تکرار شود آسیب های جدی به دستگاه تناسلی دختران وارد سازد. در برخی موارد خود ارضایی در دختران با تخیلات جنسی، دیدن تصاویر و فیلم صورت می گیرد که فرد با دیدن این تصاویر به هیجان می رسد و در این صورت آسیبی به دستگاه تناسلی وی وارد نمی شود اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا خود ارضایی از لحاظ شرعی و بهداشتی نفی شده است؟ واقعیت این است که دختران و پسران با بلوغ دچار تغییرات هورمونی و جسمانی می شوند و در دوره ای قرار می گیرند که نیازهای جنسی آنها شعله ور شده و راهی برای ارضاء ندارند و ممکن است به سمت خود ارضایی کشیده شوند اما همانطوری که می دانید ازدواج تنها راه صحیح ارضای افراد است و ما رفتارهای پرخطر جنسی را نهی می کنیم و بایستی به مقتضای سن و رشد و نیازهای فکری ازدواج به موقع صورت گیرد چرا که نیازهای جنسی یک روند فیزیولوژیک دارد و باید طی شود و افرادی که از لحاظ شرعی مقیدند نیازهای جنسی خود را در جاده صحیح خود قرار دهند بایستی ازدواج کنند. عوارض خود ارضایی در دختران این کارشناس ارشد مامایی در ادامه  گفت : خود ارضایی در دختران عوارض بسیاری را در پی خواهد داشت و در صورتی که به صورت رفتار روزانه درآید خطرناک می شود و مانند هر اعتیادی، روح و جسم و روان فرد را به هم می ریزد و زمانی که فردی اقدام به خودارضایی می کند خیلی سریع فاز هیجان جنسی اتفاق می افتد و جنبه های مهم و عاطفی در یک ارتباط صحیح جنسی را دریافت نمی کند. به بیان دیگر خود ارضایی در دختران آن ها را دچار خلاء عاطفی، افسردگی، اضطراب و عدم اعتماد به نفس می شود  و بعد از ازدواج در یک رابطه زناشویی دیگر تحریک نمی شود و در به ارگاسم رسیدن دچار مشکل می شود چرا که با خود ارضایی شرطی شده است تا در یک وضعیت خاصی که خود را تحریک می کند به ارگاسم برسد و به هنگام نزدیکی به همسر خود به یاد رفتارهای خود می افتد و گمان می کند تنها در آن شرایط می تواند به ارگاسم برسد. این درمانگر اختلالات جنسی بانوان افزود: یکی از مهمترین مشکلاتی که این زنان به آن دچار می شوند این است که دچار نارضایتی جنسی شده و رفته رفته با بی میلی جنسی مواجه می شوند بنابراین بایستی گفت ممکن است این افراد در دوره مجردی با خودارضایی بتوانند نیازهای جنسی خود را برآورده کنند اما آینده طولانی زندگی مشترک و لذت به ارگاسم رسیدن با همسر خود را از دست خواهند داد. چگونه می توان از خود ارضایی دست کشید همکار علمی کلینیک سلامت خانواده افزود:«از جمله راههای پیشنهادی برای ترک خود ارضایی در دختران پرداختن به فعالیت های مختلفی از جمله ورزش کردن، مطالعه کردن، با خستگی به خواب رفتن و تفریحات، نخوردن غذاهای محرک و عدم استفاده از لباس های تنگ است همچنین نباید به مدت طولانی در حمام زیر دوش آب باشند و مهمتر از همه این موارد دوری کردن از محرکات و دوستی با جنس مخالف و تماشای فیلم های محرک است تا فرد به سن مناسب ازدواج برسد و با ازدواج بتواند نیازهای خود را به طور صحیحی ارضاء کند.»  
نامه ای به مادرم این موضوعات ارزش بحث ندارد! اندازه آلت آقایان و میزان رضایت از زندگی زناشویی 5 راه ایجاد اعتماد برای روابط پایدارتر با دخترتان راجع به بلوغ جسمی صحبت کنید

زنان حادثه

برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم''

شفق کلهر متولد ۱۳۵۵ در تهران، دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه است و از سال ۱۳۷۴ تا کنون مشغول به تدریس پیانو بوده است. وی می‌گوید عکاسی را از سال ۱۳۸۷ به شکل جدی آغاز کرده است. ''من یک زن هستم'' نام مجموعه‌ای از عکس‌های شفق کلهر است که بازتاب نگاه عکاس به زندگی روزمره  وی است. در این عکس‌ها خالق اثر در انعکاس یک آینه حضور دائمی و البته شاید بتوان گفت غیرمتعارف دارد. آنچه که هستیم در میان قاب بودن است. قابی از زندگی. هرکدام ما در میان اجسام و دیگرانیم که ما را در میان قابی از وظایف ترسیم می‌کنند و با آن‌ها تعریف می‌شویم. شفق کلهر این مجموعه را خود نگاری و بیان زندگی روزمره می‌نامد و می‌گوید: لحظاتی که هر زن تجربه اش کرده. آینه ‌ام آینه ‌ایست که هر زنی در خانه ‌اش دارد. وی اضافه می‌کند: آینه ‌ای برای اصلاح صورت و آرایش کردن، نمادیست زنانه و ابزاری برای خود آرایی در جهت خود نمایاندن، اما روایت موجود به لحاظ نوع کارکرد از آینه رسانه‌ ای ساخته تا حضور زن در خانه و محل کار، در برخورد با افراد داخل خانه و اجتماع بیرون را در حضور پنهان و آشکار من به تصویر کشد. کلهر در این "خودنگاری" به وظایف و مسئولیت‌های گوناگون زندگی شخصی یک زن نگاهی انداخته است. گرچه به قول عکاس "این پرسه زدن‌ها" به نظر شخصی است، اما می‌تواند روایت روزمرگی‌های دیگران نیز باشد. عکاس می‌گوید: بخشی که هرچقدر تکنولوژی پیشرفت کند هم تغییر نمی یابد. در کنش و تعامل با دیگران، دیگرانی که وظایف‌ات را ترسیم می‌کنند، اشکال و رفتارهای متفاوتی رخ می‌نماید. همسر بودن، مادر بودن، شاغل بودن... شفق ''در میانه قاب بودن" را به " تصویر'' می‌کشد: روایتی ساده از زندگی. چنان ساده که گاه نمی‌بینیم‌ شان اما هستند و ما درگیر آن‌هاییم و یا آن‌ها درگیر ما. سه عکس از این مجموعه توانست جزو عکس‌های برگزیده مسابقه "زنان در قاب" شود. مجموعه کاملی از این خودنگاری‌ها در شبکه اینستاگرام شفق کلهر منتشر شده است. توضیحات عکس‌های مجموعه حاضر توسط عکاس نوشته شده است. برخی از این توضیحات در ادامه آورده شده است. بخش جدایی ناپذیر زندگی هر زن آشپزی است. هر زن ساعاتی از زندگی روزانه‌ اش را به آشپزی مشغول است. اجاق گاز. ظروف و موادی که در برابر زن قرار می‌گیرند. به طور یقین با وجود ماشین‌های گوناگون خانه‌داری امروزه بسیار راحت‌تر از زمان مادر بزرگ‌های ماست. اما زن در تقابل با این ماشین‌ها زندگی روزانه‌اش تعریف شده. ماشینی که جای دست‌های ما لباس می‌شوید و گونه‌ای وظیفه فیزیکی زن را انجام می‌دهد. پس او هم عضوی از زن شده مانند دست‌ها. دوری و فاصله تجربه‌ی هر روزه من است. خواهران من درکنارم نیستند اما هر روز با کمک اینترنت سعی داریم این فاصله را پر کنیم. با هم بودنی مجازی که همچنان در واقعیت دست‌های من از لمس بودنشان در کنارم سرد است. پسرم وابستگی عاطفی با شیشه شیرش داشت. حتی در میان بازی و سر به هوایی زمان خوردن شیر همه چیز را رها می‌کرد و با آرامش شیر می‌خورد. از ۱۹ سالگی ام پیانو درس داده‌ام. شغلی که تا به امروز عاشقانه دوستش داشته‌ام و دارم. پیانو و شاگردانم بخشی از کنش روزمره من هستند. ظرف شستن و لحظاتی را مشغول به ساییدن. لحظاتی که تمام فکرت از بین بردن چربی‌هاست. محتویات یخچال در هر خانه نشانه ذوق اشتهایی افراد آن خانه است. زن خانه باید علاقه اشتهایی افراد خانواده را بشناسد و آنرا پر کند. گاهی در میانه بازی خواب سراغ پسرم می‌آید. دیدن این صحنه برای هر مادری لذت بخش است. نظافت سرویس بهداشتی خانه. لحظاتی را که تنها فکر زن برق انداختن و میکروب زدایی است. خرید مایحتاج خانه بخشی از زندگی هر زن است، حتی اگر زن به خرید نرود تنها اوست که مایحتاج خانه را می‌داند. آنچه لازم داریم می‌شود بخشی از فکر روزانه‌ زن. غذا خوردن یک کودک نوپا واقعا دیدنی است. تجربه قاشق دست گرفتن. ریخت و پاش... بعد از بچه دار شدنمان سیگار کشیدن همسرم اغلب خارج از خانه و یا دم پنجره است در زمانی ‌که پسرمان خواب است. با تمام دل‌مشغولی‌هایمان سعی کردیم لحظات با هم بودن دوتایی‌ مان را حفظ کنیم. بازی‌های کامپیوتری. لحظاتی که ذهن شلوغ روزمره‌ ات را در آن‌ها رها می کنی. علاقه کودک نوپا به تقلید از بزرگترها بسیار دیدنی است. پسرم سعی دارد مثل ما مسواک بزند. لحظاتی که خانواده‌ام در کنار همدیگر هستند و هر کدام در دنیای خویش. پسرم تلویزیون می‌بیند و شوهرم سرگرم موبایل و اپلیکیشن هاست. بخشی از زندگی این روزهای اکثر خانواده ها. رسانه‌هایی که ما را مشغول به خود می‌کنند. وجود یک کودک نوپا کافیست که هفته‌ای چندین بار زن خانه مشغول به جارو برقی کشیدن شود. پسرم ابتدا از صدای جارو برقی می‌ هراسید و آنرا مانند موجودی ترسناک می ‌دید اما اکنون از این کار بسیار لذت می‌برد و دائم دور و بر من می‌چرخد و حتی کمکم می‌کند. زندگی آپارتمانی و مدرن کودکان امروزه را کلافه کرده است. من هر روز که در خانه در کنار پسرم باشم بخشی از روزمان را در پارک می‌گذرانیم. لحظاتی که من هم سعی می‌کنم همپای او کودک شوم.

مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی

  در معدن «سراپرده» شهرستان کوهبنان در 150 کیلومتری کرمان، برای مهناز میرزایی که در زیر زمین کار می کند، حجاب چه معنائی می تواند داشته باشد؟ او مهندس معدن و متولد سال ۵۹ است. از سال ۸۴ در اعماق معادن شمال کرمان شانه به شانه مردان کار می کند. در گذشته زیر زمین بود و حالا گاه روی زمین است و گاه زیر زمین. او مدیر معدن سراپرده شده است. می گوید: زمانی که بعنوان نخستین زن مهندس معدن پای در معدن سراپرده گذاشتم هیچ‌کس تصور نمی‌کرد برای کار در معدن آمده باشم، آن‌هم در معدنی که تا آن زمان مهندس معدن نداشت. وقتی وارد معدن شدم کارگران مرد با تعجب به من نگاه می‌کردند و باورشان نمی‌شد من برای کار به اینجا آمده باشم، جالب‌تر اینکه در همان روز فردی که باید معدن و محیط کار را به من نشان می‌داد سخت‌ترین جاهای معدن را به من نشان داد، در عمق چند صد متری زمین و در مکان‌هایی بسیار تنگ و دور از ذهن. طول معدن چهار کیلومتر در زیرزمین است. روزانه هزاران نفر در این معادن در همین شرایط سخت کار می‌کنند و تصورش هم برای مردم عادی غیرممکن است. در همین معدن در کنار 90 نفر با هم کار می کنیم. روزهایی را به یاد می‌آورم که کارگران معدن به دلیل اینکه زن هستم حرف هایم را بعنوان مهندس معدن جدی نمی‌گرفتند، اما درنهایت به مهارت و توان من پی بردند و حالا معدن سراپرده از بهترین معادن شمال استان کرمان است. دو برادر و همسرم هم در همین معدن کار می‌کنند. برخی روزها مجبورم فرزند خردسالم را هم به محل کارم بیآورد. معدن سراپرده سه میلیون تن ذخیره دارد و ده‌ها معدنچی در اعماق زمین با دستگاه‌های مختلف در حال استخراج ذغال سنگ هستند. گازگرفتگی و انفجار مهمترین خطری است که معدنچیان را تهدید می‌کند اما به هر صورت خطر در اکثر مشاغل وجود دارد.
زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت ستارگانی که دیر مادر شدند بانوی اول آرژانتین در بیمارستان آلینوش طریان ، مادر ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟

حقوق زنان

مردان هم می توانند ازدواج را فسخ كنند

در مطلب قبلی درباره مواردی گفتیم كه زن می تواند ازدواجش را فسخ كند. در اینجا به نظرم زنان باید بدانند كه در چه مواردی مردان هم می توانند ازدواج خود را فسخ كنند و نكته این است كه تعداد مواردی كه این حق را به مردان می دهد بیشتر از زنان است.

پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز

اواخر سال ۲۰۱۲ بود که خبری تکان‌دهنده بسیاری از مردم هند را به خیابان‌ها کشاند و تظاهرات خشمگین آنان را موجب شد: یک دختر دانشجوی ۲۳ ساله، در ساعت ۹:۳۰ شب در اتوبوسی در حال حرکت در خیابان‌های دهلی مورد تجاوز گروهی قرار گرفته بود. مهاجمان او و دوستش را با میله‌ای آهنی مورد ضرب و شتم قرار داده و بدن نیمه‌جان آنها را از اتوبوس بیرون پرتاب کردند. دختر جوان کمتر از دو هفته بعد به دلیل جراحاتش جان باخت؛ اعتراضات ـ ملی و بین‌المللی ـ به عدم امنیت زنان در خیابان‌های هند اما ادامه یافت زیرا حادثه دهلی تنها یکی بود از نمونه‌های بسیار. به نوشته روزنامه «تایمز آف ایندیا» در فاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۳، به طور متوسط در هر ۳۰ دقیقه یک تجاوز جنسی در کشور هند رخ داده‌است که در ۹۰ درصد موارد متجاوزان از خویشان، همسایگان یا دیگر آشنایان قربانی و یک سوم قربانیان نیز زیر سن قانونی (۱۸ سال) بوده‌اند. از میان این پرونده‌ها، ۷۷ درصد آنها بدون مجازات عاملان مختومه شد؛ اتفاقی که بسیاری از معترضان خشمگین هندی و ناظران خارجی آن را به فساد پلیس و ناکارآمدی سیستم قضایی هند نسبت می‌دهند اما برخی معتقدند ریشه اصلی این بحران را باید در فرهنگ و جامعه هند جستجو کرد. یکی از این افراد، رام دیویننی فیلمساز و نویسنده هندی است که متاثر از ماجرای دردناک دهلی و نمونه‌های مشابه، کتاب مصوری به نام «پریا شاکتی» [به معنی قدرتِ پریا] خلق کرده؛ کتابی که قهرمان آن قربانی تجاوز می‌شود اما با کمک خدایان هندو نیروی خود را باز می‌یابد تا به دفاع از خود و بقیه قربانیان برخیزد. این کتاب که برای نوجوانان هندی تهیه شده به گفته تهیه‌کنندگان آن بناست با استفاده از اصول و نمادهای دین هندو به خوانندگانش ایستادن در مقابل «پدرسالاری، زن‌ستیزی و بی‌تفاوتی» را بیاموزد. این کتاب که سازمان مردم‌نهاد «آپنه آپ» نیز در تهیه آن مشارکت کرده‌است، داستان «پریا» را روایت می‌کند؛ دختری کوچک که آرزو دارد معلم شود اما توسط والدینش به دلیل فقر از رفتن به مدرسه بازمی‌ماند. پریا علاقه و ایمان سفت و سختی به یکی از خدایان مونث هندو به نام «پراواتی» دارد، در نتیجه هنگامی که در نوجوانی قربانی تجاوز می‌شود، «پراواتی»، خشمگین از بلایی که روی زمین بر سر زنان می‌آید تصمیم می‌گیرد دست به کار شود. «پریا» که به دلیل «بی‌آبرویی» از خانه والدینش طرد شده، به خواست پراواتی سوار بر ببری بزرگ به دهکده‌اش باز می‌گردد تا مجرمان را به مجازات برساند و مردم را وادارد رفتارشان را با زنان تغییر دهند. در بخش‌هایی از این کتاب که می‌توان آن را به صورت رایگان روی اینترنت مشاهده کرد، ماجرای تعدادی از قربانیان تجاوز از گوشه و کنار هند با صدای خودشان روایت می‌شود. نویسنده این اثر می‌گوید: «من با قربانیان تجاوز گروهی در سراسر هند مصاحبه کرده‌ام و همه آنها به من گفته‌اند امیدی به عدالت ندارند... همه فکر می‌کنند آنها باید از آنچه بر سرشان آمده شرمسار باشند و بیشتر آنها در ترسی مداوم از کشته شدن زندگی می‌کنند. این دلیلِ دور باطل فعلی است؛ مردانی هستند که با خیال راحت مرتکب تجاوز می‌شوند زیرا می‌دانند که از مجازات معاف خواهند ماند». به‌رغم نگرانی شدید نهادهای بین‌المللی در مورد افزایش چشمگیر آمار تجاوز در هند، دولت این کشور معتقد است این آمار، جدید نیست و این افزایش تعداد گزارش‌ها صرفاً به این باز می‌گردد در سایه قوانین سفت و سختی که پس از فاجعه دهلی وضع شد ـ و به اعدام مجرمان انجامید ـ زنان بیشتری جرات می‌کنند پا پیش بگذارند. فعالان اما می‌گویند آمار فعلی در بهترین حالت ۱۰٪ تعداد قربانیان واقعی را نشان می‌دهد. قربانیانی که خاموش می‌مانند نه تنها در هند، که در بقیه جهان نیز بسیاری از قربانیان تعرض جنسی در مورد آنچه بر سرشان آمده سکوت می‌کنند زیرا از انتقام متجاوز و یا تحقیر و انگشت‌نما شدن وحشت دارند. قربانیان تجاوز در هند در بسیاری از مواقع از این می‌ترسند که با فاش شدن ماجرا دیگر کسی خواستار ازدواج با آنها نباشد و به‌علاوه خانواده‌ها نیز اغلب به علت «بی‌آبرویی»، قربانیان تجاوز را در میان خود نمی‌پذیرند. مانند بسیاری از جوامع دیگر، فرهنگ هند نیز به شدت پدرسالار است و در آن فرزندان پسر بر فرزندان دختر اولویت دارند. بر مبنای سنت‌های هندی، پسران زنده‌نگه‌دارنده نام خانوادگی و منبع ثروت و سربلندی محسوب می‌شود در حالی که دختران را باید پس از تامین جهیزیه‌ای کلان به خانه شوهرانشان فرستاد. از سوی دیگر با مدرن‌تر شدن جامعه و حضور زنان در عرصه اجتماع برای کار و تحصیل، بخش‌های سنت‌گراتر از جامعه این حضور را برنمی‌تابد و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. در نتیجه عجیب نیست که بسیاری از چهره‌های محافظه‌کار در هند «طرز لباس پوشیدن» زنان و حضور آنها در خارج از خانه در ساعات «نامناسب» را عامل «تحریک» متجاوزان می‌دانند و معتقدند «رفتار» زنان یکی از دلایل بروز تجاوز است. نویسنده کتاب «پریا شاکتی» به یاد می‌آورد که یک افسر پلیس در مورد قربانیِ حادثه دهلی گفته بود: «هیچ دخترِ خوبی این ساعت از شب تنها در خیابان نمی‌ماند». به‌علاوه بیش از نیمی از جمعیت هند زیر سی سال سن دارند و از این تعداد بسیاری از آنها در فقر شدیدی زندگی می‌کنند؛ فقری که محرومیت از تحصیل و بیکاری را با خود می‌آورد و مردان جوان هندی را رو به رفتارهای خشن و مخرب سوق می‌دهد. نظام طبقاتی موجود در هند نیز ـ که افراد را به «کاست»‌های گوناگون تقسیم می‌کندـ نه تنها به این فقر و محرومیت دامن می‌زند که تأثیری مستقیم‌تر بر مسئله خشونت علیه زنان دارد. بر اساس این نظام، افرادی که در خانواده‌های منتسب به کاستی مانند «دالیت» متولد می‌شوند، «نجس» به شمار می‌آیند و افراد طبقات بالاتر از آنها دوری می‌کنند. بر اساس برخی آمار در تعداد قابل توجهی از تجاوزات صورت گرفته در مناطق غیرشهری، قربانیان به این طبقه و یا سایر طبقات پایین اجتماعی تعلق دارند در حالی که متجاوزان از طبقات بالاتر هستند. به این ترتیب سواستفاده از بدنِ «فرودست» جرمی است که به علت جایگاه بالاتر متجاوز، رسیدگی به آن با کارشکنی‌های سیستماتیک مواجه می‌شود و به احتمال بسیار بی‌مجازات می‌ماند. در بحبوحه جنایت دهلی، یکی از مقامات ارشد ایالت اوتار پرادش جمله‌ای به زبان آورد که جنجال رسانه‌ای قابل توجهی به راه انداخت. او در یک نشست انتخاباتی گفت: «خب پسرها همین هستند دیگر، گاهی هم اشتباه می‌کنند». با وجود تدابیری که دولت مدعی است برای نجات هند از این «رسوایی اجتماعی» اندیشیده، اظهارنظرهایی از این دست نشان می‌دهد که این کشور هنوز راه درازی برای ریشه‌کن کردن بحران در پیش دارد؛ «پریا شاکتی» شاید قدمی کوچک در همین راه به حساب بیاید.
سقط جنین در ایران، از داروخانه تا ناصر خسرو چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام او مرا کتک زد پس دوستم دارد! زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند