1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

حال وهوای صفحه ی بارون تهران آدمو می بره به کوچه باغهایی که دو طرفش دیوارهای کاه گلی کوتاهه وشاخه های سبز درختا ن از بالای دیوار به کوچه سرک میکشن... داری آروم قدم میزنی و ریه هاتو از عطر خوش سادگی پر و خالی میکنی که یدفه  یه قطره ی بلوری ناز و کوچولو صورتتو قلقلک میده و سررر میخوره  و می افته تو اغوش گرم خاک.

خاک کم کم با پولک های بارون تزئین میشه و به رنگ قهوه ای تیره در میاد و جای قدم هات رو قلب گلی زمین نقش می بنده، انگشتای ظریف و سیال بارون را تو جای جای بدنت حس می کنی و یه احساسی زیر پوست صورتت دیگه جای موندن، می خواد تو خیسی هوا غوطه ور بشه.

انگار ابرا حوصلشون سر رفته واومدن با زمین  وآدماش بازی کنن. برگ درختا با ضرب آهنگ شرشر بارون به رقص اومدن  و ناودون همسایه تلق تولوق کنان سروصدا راه انداخته. جوی آبی که وسط کوچه زیر اسمون خاکستری  دراز کشیده  پر شده از دلتنگیهای ابر.

و روح من با نزول هر قطره به اوج میره ودر نامتناهی بی رنگ عشق با خدا قایم باشک بازی میکنه

.

.

.

به آن کوچه می رسم، در چوبی خونه را باز میکنم و پا توی حیاط  خیس میذارم، یه نگاهی به یاسهای بارون زده ی کنار باغچه میندازم؛ بوی معصومیت شون با عطر خنک بارون تو هوا شناوره

درو میبندم ... اما دلمو تو هیاهوی عاشقانه ی بارون خدا جا میذارم

دیدگاه‌ها  

+1 # ti ti 1390-06-15 14:24
ashke mahtab joon behet tab rik migam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حمید 1390-06-15 14:37
لحظه ها خاطره اند زندگی شوق تمنای همین خاطره هاست.اشک مهتاب ممنون خیلی خوشحال شدم بهت تبریک میگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرضی 1390-06-15 14:44
اشک مهتاب کجایی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # رهی {سید سابق} 1390-06-15 15:36
آفرین به این ذوق
زیبا بود "اشک مهتاب" جان
امیدوارم باز هم ازت مطلب ببینم
پس باز هم مطلب بفرست

روی آن شیشه ی نمدار تورا, ها کردم
اسم زیبای تورا با نفسم جا کردم
شیشه بدجور دلش ابری بارانی شد
شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم
با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تورا
عکس زیبای تورا سیر تماشا کردم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیوا 1390-06-15 15:44
اشک مهتاب عزیزم بهت تبریک میگم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرجان 1390-06-15 15:48
خیلی خوشحالم تونستی مطلب به اسم خودت بزاری امیدوارم همیشه برامون مطلب و شعرهای قشنگ بزاری گلم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پدرام نیکخو 1390-06-15 18:48
سید رهی نوشتت خیلی‌ خوبه ادامه بده،
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شهرزاد 1390-06-15 19:12
اشک مهتاب خودش کجاست؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 20:56
بچه ها شما همگی لطف دارین
لطفا اینقدر منو شرمنده نکنید...باور کنید اونطورام نیست.خوشحال میشم باپیشنهادهای سازندتون در مراحل بعدی بهتر عمل کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 21:01
راستی بچه ها از همتون بخاطر غلطهای نگارشیش عذر میخوام واینجا تصحیحش میکنم:
خط 4(یه احساسی زیر پوستت جای موندن نداره)
بعد از خط چین پاراگراف اول(به انتهای کوچه میرسم)
خط اخر(دلمو تو هیاهوی عاشقانه ی بارون خدا جا گذاشتم)
خیلی خیلی معذرت میخوام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-15 21:02
خیلی زیبا بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 21:05
سلام کیانا جان رو خطی کم پیدایی خانمی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-15 21:15
فقط چند وقتی نبودم ...چقدر دلم واست تنگ شده بود اشک مهتاب جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # امین 1390-06-15 23:32
آفرین اشک مهتاب موفق باشی
سلام کیانا جان نبودی بی وفا یه مدت
خوبی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 23:58
ممنون اقا امین اما فکر نکنم اونقدر که دوستان تعریف میکنند خوب باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 21:31
منم همینطور
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آناشه 1390-06-16 00:52
خیلی خوب بود نوشته شما ... موفق باشین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-16 00:55
ممنون اناشه جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-16 03:01
سلام داداش گلم ...اره خوبم ...خیلی خیلی دلم برات تنگ شده بود جدی میگم
بعدشم من بی وفا نیستم !1گرفتاری داشتم یه چند روزی نتونستم بیام ...
ببینم امین,من که نبودم کسی جای منو به عنوان خواهرت نگرفته که ...؟؟!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # امین 1390-06-16 11:48
to ke ja khod dari khanom
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # تازه وارد... 1390-06-16 15:39
یکی به من بگه ابنجا چه خبره ؟؟؟؟
شماها همدیگر و میشناسین؟
من چند روزی هست میام اینجا از مطالب جالب سایت استفاده میکنم ، ولی برام جالبه که شماها اینجا با هم چت میکنین و اینقدر با هم خودمونی هستین!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی به تازه وارد 1390-06-17 01:45
"تازه وارد" عزیز من به شخصه هیچکدوم از دوستای اینجارو نمیشناسم
اما تا الان خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم
بنظرم اینجوری بهتره
چون اینجوری همه با هم رو راستن و دلیلی واسه دروغ و ریا و خودنمایی وجود نداره
اینجا همه خودشونن، نه بیشتر و نه کمتر...
به جمع ما خوش اومدی تازه وارد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-17 03:21
اقای تازه وارد الان که به جمع ما اومدید دیگه تازه وارد نیستید دزسته؟؟؟شماهم یکی از دوستان هستید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # elnaz 1390-06-17 13:09
ashke mahtab joon kheyli ghashang bod
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # asal 1390-06-17 15:59
behet tabrik migam ashke mahtab matnet gashang bud montazere matnaye baadi va zibaye u hastim.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-17 18:03
ashke mahtab joon khaili ziba va ehsasati bod mersi
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ahmad 1390-06-18 05:50
سلام اشک مهتاب خانوم
خیل زیبا بود هم حس ترنه ای بارونی داشت هم حس خدای زیبا بود
خیلی دوست دارم به وبم سر بزنی چون همه شعرای وبم رو خدم میگم همه چیزش رو
یک سر بزنید خوشحال میشیم
http://www.manoashk.blogfa.com/
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-19 18:34
الناز جان؛الهه ی عزیز وعسل خانم از لطفتون ممنون
شما لطف دارین بهر حال امیدوارم تونسته باشم حس نشاط بارون به شما منتقل کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سحر 1390-06-19 19:03
مگه کسی به اشک مهتاب چیزی گفته؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-19 19:13
نه سحرجان حل شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گلابی 1390-06-19 19:15
نه سحر جان !!! انتخاب رشته ات چی شد؟ مامان اینا خوبن انشالله؟ iهمسایه ها ؟ دوستان ؟ خب دیگه چه خبر !!! به به چه چت رومی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-20 12:07
salam ashke mahtab joonam bebakhshid ye kami dir bet tabrik migam vaghn ghoveye takhayol va ehsaset baraye neveshtane mtn kheili alie to kheili (creative)hasti vaghan khoshhalam vasat bet tabrikkkk migam montazere neveshtehaye baditam hastama kash manam ghoveye takhayolam mesle shoma khoob bood ashke mahtab joon
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-20 20:40
سلام سحر جان شما لطف داری اماهر انسان ویژگیها واستعدادهای خارق العاده ی خاص خودش را داره والبته شما هم دارای ویژگیهای منحصر به فرد خودت هستی وفقط باید اونو کشف کنی وپرورشش بدی منهم تا چندسال پیش اون جدی نمیگرفتم اما اطرافیان بهم یاداور شدن امیدوارم شماهم با موفقیت تمام استعدادهای بی نظیرتو کشف کنی
راستی شما همون سحر خانمی هستی که بالا به فارسیcmداده بودید یا ایشون یکی دیگس؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-20 20:47
na man oon sahar nistam ke be farsi cm dade man esmamo english minevisam hamish
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لیندا 1390-06-21 05:04
من هم تازه این متن رو خوندم، یکی از زیباترین و پراحساس ترین
متن هایی که خونده ام این متن بود
حتما ادامه بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 21:28
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-21 23:56
خواهش میکنم لادیز جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-21 22:48
نیلوفرجان کجایی نیستی منتظرخبرخوشت بودیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # gharibe 1390-06-22 12:23
aval mamnon az matlabe khobeton va dovom inke age hamin tori edame bedin ye chat rome khob misazin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # gharibe 1390-06-22 12:28
aga ya khanume ashke mahtab matn male khodetone ya inke az jai bardashti lotfan rastesho begin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sahar 1390-06-22 12:34
gharibe jan khanoome ashke mahtab khodesh in matlabo neveshtan ashke mahtab kheili estedadesh tooye adabiat khoobe mage nadidin cheghadr matne adabi tooye nazarashoon dadan?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 12:37
Are gharebe jan sahar joon dorost migan en matn ro ashke mahtab joon khodeshon neveshtan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-23 04:56
ممنون بچه ها اما حالا خیلی مونده...من با وجود علاقه ی شدیدی که به هنر وادبیات دارم اما متاسفانه یا خوشبختانه رشته ی تحصیلیم در این زمینه نیست و زمین تا اسمون با هم فرق دارن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-23 04:53
سلام اقا یا خانم غریبه ممنون که وقت گذاشتین واون خوندین
نه من اهل سرقت ادبی نیستم واگه دقت کرده باشین توی کامنتام اگر شعریاجمله ای نوشته باشم انتهاش منبعشو ذکر میکنم مگر اینکه فراموش کنم
این متن واونی که درمورد عید فطره کار خودمه اما بقیش نه از ارشیوم برای دوستان نوشتم
باتشکر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ماز 1390-06-23 09:00
شايد ميخواد تعداد كامت ها زياد باشه و خودشون جو سازي مي كنن كه بيينده مطلبشون بره بالا !!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-25 23:40
ashke mahtab jon mage reshte tahseleton chea?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نیلو 1390-07-01 15:42
ببخشید عزیزم که این حرفو میزنم ولی من متاسفانه نتوستم هیچ ارتباط خاصی با این متن برقرار کنم ولی باید بگم که اشک مهتاب عزیز از جمله آخر خیلی خوشم اومد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 02:28
نیلو جان ممنون که وقت گذاشتی ومتنمو خوندی عزیزم نظر شما هم مثل بقیه ی نظر ها برام خیلی محترمه امیدوارم با راهنمایی هات در مراحل بعد بهتر عمل کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 20:15
کافیه پسوردتو تو قسمت پسورد واسم ایمیلتو توبدون @yahoo.comتو قسمت مربوط به اسم وارد کنی وبعد به این باکست بری یا برای نوشتن میل جدید به compose mailبرو البته من اینا را تو جی میل انجام میدم یاهو را نمیدونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 20:25
تا اينجاشو ميدونم تو ياهو مسنجر كه ميرم برام ص ايميل هاي جديد باز ميكنه . بقيه شو نمي دونم . مثلا چه جوري جوابشو بدم . راستي ايميلت نرسيد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 20:37
اشك مهتاب متنت خيلي قشنگه كاملا همه ي به همه ي جزئيات دقت شده و اين خيلي خوبه . چرا زودتر بهم نگفتي بيام بخونمش ؟
واقعا خيلي عالي بود خواهر .(بوس)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 20:42
شرمنده منم متنتو خوندم خداييش خيلي قنك بود خيلي خوشم امد اشك مهتاب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 20:44
عزیزم من برا این اومدم اینجا که از اون بحثای اعصاب خورد کن دور شم اخه اونجا خیلی کش مکشه امیدوارم اینا بدردت بخوره در مورد یاهو هم میپرسم ومیگم(مرسی)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 20:49
ناراحتي ك متنتو خوندم ببخشيد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 21:03
مصطفی دیگه داری شورشو در میاری یه کلمه پیداکن که من نوشتم چرا خوندیش اصلا یه دقیقه با خودت فکر نکردی که شما وبقیه مثل همید اگه نخام شما بخونی پس همینطورم نمیخوام کس دیگه ای بخونه اگه گذاشتمش اینجا یعنی بازدید برای عموم ازاد است چه شما باشید چه کس دیگه .همین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 21:04
مصطفي اين صفحه براي اين نوشته شده كه خونده شه . پس فكر نكن كسي ناراحته . خوب ؟
اشك مهتاب الكي از دست كسي ناراحت نميشه . من خواهرم رو خوب ميشناسم.ولي اينكه مرتب در مورد ديكران شك داري و همش ميترسي ناراحت بشن باعث ميشه خودت خيلي عذاب بكشي .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 21:18
اندریا جان منم سعی دارم همینو بگم اگه کسی راببینم که داره این جور با خودش رفتارمیکنه ناراحت میشم چون داره ظلم بزرگی به خودش میکنه من کسایی را دیدم که زندگیشون سختتر از ایشون بوده اما عزت نفس داشتن ومثل بقیه که تحقیرشون کردن خودشون خودشونا تحقیر نکردن ادم ببرای چنین ادمایی احترام زیادی قائله اما مصطفی هم با اونا در اذیت کردن خودش همدسته
اندریا جان با جمله ی اخرت موافقم واینم بهش اضافه کن که نه تنها خودشو بلکه بقیه را هم عذاب میده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 21:22
سعي كن اعتماد به نفست رو ببري بالا . اگه يكي بهت جوابي نميده دليل نميشه كه نخواد ريختت رو ببينه . چرا اين فكر رو ميكني ؟
تازه هم اگه با يكي حرف زدي حتي اگرم از روي عمد هم جوابتو نداد نبايد سريع ناراحت بشي . بايد بهش ثابت كني كه جواب ندادنش بهت لطمه اي نزده و البته بايد بدوني كه همه چيز هم جواب نداره مثلا الان خواهرم بايد بهت چي مي گفت كه نگفت ؟ مگه به من گفت؟ چرا چون جوابي نداشت . چون همه مون ميدونيم كه خوشحاله كه متنش رو خونديم و خوشمون اومده اين نشونه ي بي اهميتي ش نسبت به اين موضوع نيست .چرا از اين زاويه نمي بينيش كه شايد انقدر بهت اطمينان داشت كه دوستشي و مثل يه غريبه نبايد ازت تشكر ميكرد . درسته ؟ مطمئنا خيلي هم خوشحاله كه متنش رو خوندي . درسته اشك مهتاب ؟
انشا ال... هم كه عملت خوب پيش ميره نگران نباش .
البته ببخشيدا خواهر پريدم وسط حرفت با مصطفي ، فكر كردم بايد اشتباهي شده باشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 21:22
من ازتونمعذرت ميخام بخدا تقصير اين دكتراست اولا اين قدر امبول جيزي بهم زدن ك ديكه كنترلم دست خودم نيست اخه بد جور از فردا ميترسم همش در گير اينم ك اكر خدا نكرده فردا رو ديكه نبينم كسي ازم دل گير نباشه بازم شرمنده ممنون ك بفكرميد 
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 21:30
منظورت از اشتباه جيه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 21:46
نه اندریا جان راحت باش راستی درمورد سوالی که کردی باید بگم اینجوری که ریا میشه(نیشخند)
عملتون چیه اقا مصطفی؟اگه میخواید کسی را ناراحت نکنید فقط اینطورحرف زدنا بذاریدکنار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 21:56
عمل من توموره يعني پهلو مخچم ي تومور رشد كرده
بازم معذرت ولي بخدا كنترلم دست خودم نيست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 21:58
منظورم همينه كه فكر كردي اشك مهتاب ناراحت شده . ببين بهم شك كرديا . (خنده) شوخي كردم . بابا بي خيال من انقدر دوست دارم عملو كه حد نداره . خيلي بهتر از بودن تو مطب دندون پزشكيه حداقل آدم بي هوشه و هيچي نمي فهمه . نگران نباش الان ديگه عملا كشك نيست كه همه بميرن . يه كم به دكترت اعتماد كن و البته يه كم به خدا اعتماد كن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 22:03
ببین نمیتونم توضیح بیشتری بدم فقط میگم که امیدتو از دست نده میدونم جمله ی کلیشه ایه ولی اگه بهش عمل کنی خوبه وبا تمام وجودت باور داشته باش که سالم میای بیرون
آمین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 22:08
من از شما ممنونم
اندريا تو اون سايت عضو شدم و برات بيام خصوصي فرستادم واست امده يا نه
از اشك مهتابم ممنونم و اندريا ك با تمام وجود دازيد ب من دل داري ميديد
منم حالا ديكه بايد برم واسه صبح اماده بشم منتظرم هستيد يا نه ك بيام باز كنار شماها؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 22:19
اره منم اميدوارم . سعي كن استرس نداشته باشي هر چي استرست بيشتر باشه بدتره و كار دكترا هم سختتر ميشه . ريلكس باش الان آرامش بيشترين چيزيه كه بهش احتياج داري پس آروم باش . خوب؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 22:25
عملو بيخيتل داداشت امده تو سايت بحرانه زود باش تا نرفته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 22:26
نكفتي ثبت نام من درست بوده يا نه
در ضمن جشم سعي ميكنم استرس نداشته باشم ممنون ب فكر منيد منتظرم ميمونيد بركردم تو جمع شماها
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 22:51
آره منتظر مي مونيم . آره فعلا با مبايل بهتر از اين نمي توني كاري كني . خوبه با همينم كارت راه ميفته .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 22:54
داداشت امد تو ٩٨يا نه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 22:58
راستی اقا سپهر اطلاعات پزشکیش خوبه اگه سوالی در این زمینه داشتی ازش بپرس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 23:08
سبر ديكه كيه كيشه برام معرفيش كنيد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-07-04 23:17
یکی از کاربرای سایته میتونید برای اشنایی بیشتر به ص (با7شرط پای سفره ی عقد بنشینید) برید وگشت امنیت اخلاقی
اطلاعات پزشکیش میتونه کمکتون کنه البته اگه لازم دارید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-10 23:50
اشک مهتاب جون مرسی از متنت.میشه منم جزو دوستات حساب کنی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # fateme 1390-08-22 15:39
hava gerfte bod.baran mibarid kodaki aheste goft,khodaya gerye nakon dorost mishe ,,,,, baroon faghat baroon golestan marekast
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-08-27 02:24
افسانه جان برای من مایه ی افتخاره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ahmad 1391-04-24 15:41
چند چند وقت بازم هم امدم کمیدر انتظارش بمانم اما نشد شاید باران ان را زنده سازد
www.manoashk.blogfa.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک 1392-02-20 14:16
سلام اشک مهتاب خانوم خیلی وقت هست نیومدی اینجا میدونم ولی امروز بدجوری یاد شما رو کردم اگر امدی این متن منو خوندی بدون هنوز تو فکرمی و بعضی روز ها بهت فکر میکنم

منتظرت هستم
www.manoashk.blogfa.vom
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

به دختران مجرد اینها را نگوئید

درصد زیادی از افراد در شهرهای بزرگ دنیا مجرد زندگی می کنند ولی ما یا به خاطر وضعیت خودمان یا تربیت و عادت، نمی توانیم این اتفاق عمومی را عادی بدانیم. یکی از تحقیقات در این زمینه نشان داده است که ۴۶۶ درصد افراد مجرد مایل به ازدواج هستند. ۲۵ درصد شان جواب منفی داده اند و ۲۹۹ درصدشان گفتند هنوز تصمیم نگرفته اند. با این همه خیلی از ما اصرار داریم که دیگران بر طبق سنت های پیشین زندگی کنند. به قول Shani Silver «گفتن بعضی چیزها می تواند نامناسب باشد نظیر»: ۱ – تو که خیلی خوشگلی!؟ … باور نمی کنم مردی توی زندگی ات نباشه اولاْ که با این حرف دارید می گویید با آنکه زیبا بودن برای پیدا کردن شریک زندگی مهم است ولی خیری از آن ندیدم و بنابراین دیگر امیدی به یافتن فرد مورد دلخواه ندارم. دوماْ مگر خودت خیلی خوشگلی بودی که یک نفر در زندگی ات وجود دارد. من ندارم چون هنوز پیش نیامده است و من مشکلی ندارم و مستاصل هم نیستم. ۲ – خوش به حالت که مجردی. مردا واقعا احمق هستند نه مردا احمق نیستند. مردا خیلی با حال هستند. توی مردا، باهوش زیاد هست. خیلی های شان شوخ طبع های با مزه ایی هستند. بعضی های شان هم خیلی مهربان و خوش قلب هستند. مردها خوبی های مشترک و مشابه با ما زنها را دارند. مردها بازو دارند و من یکی از اون بازوها را می خواهم. فقط به خاطر اینکه جلوی پای من سبز نمی شوند نگوییم احمق هستند. ۳ – درک می کنم وضعیتت را … من هم بادم می آید چه احساسی داشتم وقتی ۲۵ ساله بودم و مجرد این را متوجه باشید که مجرد بودن توی دهه ۲۰ سالگی خیلی با مجرد بودن در ۳۰ سالگی فرق دارد. در دهه ۲۰ سالگی٬ اکثر آدم های دور و بر مجرد هستند. ولی در دوره سی سالگی به بعد یکدفعه جمعیت مجردها کم می شود. در ضمن، تلاشی که به خرج می دهید دوست داشتنی است ولی قادر به درک من نیستید همانطوری که من نمی توانم بفهمم متاهل بودن در دهه سی سالگی چطور می تواند باشد. ۴ –  اگر بخواهی من یک مجرد می شناسم. می خواهی برایت جفت و جور کنم؟ صادقانه و بدون هیچ طعنه و کنایه باید بگویم که خیلی ممنون هستم که به فکر من هستی و این نشانه خوش قلبی تو است. منکر این نیستم که فرصت اشنای ایجاد کردن راهی است که درصد شانس آن را نباید نادیده گرفت ولی به جایش کاش می گفتید: « ما داریم می رویم شب بیرون با چند تا از دوستان … دوست داری بیا٬ خوش خواهد گذشت»  

دغدغه های مادرانه

دربارۀ خودم و دخترم می نویسم یا شاید بهتر است بگویم برای خودم و دخترم می نویسم تا در آینده ای نه چندان دور که به یادش آوردم و شاید دچار نسیان زودرس بودم، از این تاریکی ذهن رنجیده خاطر نشوم.
آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ انگار همه روزها یکشنبه اند بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی..... مراقب خودت و دیگری باش این مردهای غمگین نازنین !

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

مادت

با توجه با شرایط اجتماعی کشور و قوانین پوشش اسلامی، مانتوی زنانه یک صنعت پر سود و درآمدزا برای دست اندرکاران این صنف بحساب می آید. اما شاید جنس، دوخت و طراحی مانتو های سری دوز شده ای که اکثرا در میدان هفت تیر بفروش می رسد بسیاری از ما را زیاد راضی ننماید. خانم حسامی که مصاحبه با وی در ذیل می آید یکی از طراحان خوش ذوق و جوان است که بدلیل علاقه خود به طراحی و مد چند وقتی است کار طراحی و دوخت مانتوهای خاص و شیک که دارای نقوش زیبای محلی و ایرانی است را آغاز  نموده است با وی درباره چند و چون کار و  علایق و سلایق ایشان گفتگو نمودیم که ماحصل این مصاحبه را چند عکس از آخرین طرحهایشان را میتوانید در این مصاحبه مطالعه نمایید. خانم اکبری لطفا بصورت خلاصه خود را معرفی نمایید و بما بگویید چگونه و از کی به کار طراحی پارچه و خیاطی روی آوردید؟ من یاسمن حسامی دانش آموخته طراحی صنعتی به علت علاقه زیادی که به طراحی مد و پوشاک دارم چند سال است که به این کار را آغاز نموده ام در ضمن متاهل هستم و دو پسر 10 و 4 ساله دارم. چگونه به خیاطی بالاخص خیاطی مانتو علاقمند گشتید؟ دلایل گرایش من به این کار فقط علاقه شخصی بود . این کار و عکاسی از کارهای مورد علاقه من هستند. مادت به چه معنی است و چگونه این نام را برای محصولات خود انتخاب نمودید؟ مادت در گویش لری بمعنی دختر ماه است و من خیلی دنبال نام مناسب با معنی ایرانی گشتم تا این اسم را انتخاب نمودم. دوست داشتم اسم کارهایم ارتباط با یکی از گویشهای محلی ایران زمین باشدو حس نوستالژیکی که مادات برای من بوجود آورد خیلی بدلم نشست. چگونه طرحهای خود را انتخاب می نمایید؟ من بعد از طراحی کارها ابتدا بررسی هاو تغییرات مورد نظرم را انجام میدهم و بعد رنگ آمیزی میکنم بعد کاملا میتوانم آن را در بدن یک مدل زنده و بعضی وقتها برای خودم تجسم کنم.بنابراین انتخاب ها همگی به نظر خودم به جا هستند و البته نظر دیگران را هم حتما جویا خواهم شد. مدل کار شما چگونه است؟ آیا سفارش طراحی و دوخت مانتوی تک نیز انجام می دهید؟ مدل کار من به این صورت هست که بعد از مرحله انتخاب طرح و پارچه آنرادریک یاچند سایز به خیاط میدهم و بله من سفارش تکی هم انجام میدهم. چگونه بین کار و وظایف خانه داری تعادل برقرار می نمایید؟ به راحتی این تعادل برقرار میشود به دلیل عشق فراوان مادران به خانواده و در من این علاقه به کار هم نیروی مضاعفی برای ایجاد این تعادل است. نقش خانواده در کمک به خانم خانه برای موفقیت در کار به چه اندازه است؟ خیلی زیاد مهم است برای من که خیلی موثر بود همسرم از نظر معنوی و مالی خیلی حمایتم کرد. در طراحی و دوخت مانتوهای خود بیشتر از مدلهای خارجی استفاده می نمایید یا نقوش ایرانی؟ دوست دارم از نقوش ایرانی استفاده کنم که به نظرم آرامش زیادی در خود دارند و حس میکنم هم شخصی که استفاده میکند و هم دیگران که او را میبینند از این آرامش بی بهره نمیمانند. آیا کار شما فصلی است؟ برای کدام فصل میزان تقاضای مانتو بالا می رود؟ فصلی نیست در همه فصل این نیاز هست ولی در تابستان بیشتر است. بیشتر خانمها چه مدل از مانتو را می پسندند؟ سلیقه ها به شدت متفاوت است انقدر که گاهی گیج کننده میشوداغلب خانمها با طرحهای مدرن موافقند آیا قوانین پوشش بانوان در میزان خرید مانتوهای بلند از شما تفاوت ایجاد نموده است؟ خیر این گرایش به مانتوهای بلند فقط به دلیل مرسوم شدن یا مد شدن آن در سال جدید بود. مانتو چیست؟ لباس یا پوشش؟ لباسی که پوشش است و باید نشانگر شخصیت صاحبش باشد. شما خود به کارهای کدامیک از طراحان لباس مشهور جهان علاقمندید؟ من به کارهای طراحان خانم بیشتر علاقه دارم و نام خاصی در نظرم نیست. موانع توسعه کار شما چیست؟ موانع بیشتر مالی هستند و البته گاهی عزیزان خیاط هم من را بی نصیب نگذاشتند. طراحی مهمتر است یا دوخت؟ هر دو به یک میزان مهم هستند.از هم جدایی ناپذیرند. چه عواملی باعث جلب علاقه عموم نسبت به کی مدل یا طرح و بوجود امدن پدیده ای بنام مد می گردد؟ بیشتر سلیقه عموم جامعه باعث گسترش چند مدل میشوند ولی طراحان هم در بوجود آوردن این موج خیلی نقش دارند.یک طرح خوب میتواند انقلابی در سلیقه ها ایجاد کند. چالشهای اصلی کار شما چیست؟ چالشهای این کار اول از نظر من ماجراهای اقتصادی و مالی است و دیگر این که گاهی عدم هماهنگی بین خیاط و طراح مسایلی را بوجود میاورد و یکی هم شک افراد به استفاده از یک رنگ یا طرح برای پیشگیری از مشکلات محدودیت پوشاک است که من این  تجربه  را در مورد رنگ دارم. از نظر من ما در جامعه بی رنگی زندگی میکنیم و این باعث عدم اعتماد مردم در استفاده از رنگهای شادتر است یک راهنمایی برای آنان که میخواهند وارد این حرفه شوند؟ نا امید نشوند . اگر به قوت طرح خود اطمینان دارند پیش روی را شروع کنند هرچند که مشکلات راه فراوان است. نظر، پیشنهاد و دیدگاه دیگری که مطرح نشده است فقط یک دیدگاه دارم و اینکه دوست دارم یعنی بیشتر آرزو دارم کسانی که در کار پوشاک هستند کمی به پوشاک هند و پیشرفت های چشمگیر آن عمیق فکر کنند.با توجه به اینکه نیاکان ما از اولین اقوامی بودند که پوشاک رسمی امروزی از میراث آنهاست (اگر درست گفته باشم.تقریبا اطمینان دارم که ایرانیان مبدع شلوار هستند)

حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید

مواظب آنها باشید، چرا که با زرنگ بازی هایی که حتّی به نظر شما نمی رسد، به راحتی پول بیشتری از شما می گیرند! فضای ورودی معمولاً جریان هوا در این منطقه آنقدر خنک و مطبوع است که با عبور از آن ناخودآگاه حسّ تفریح و خوبی به شما دست می دهد، بنابراین اوّلین چیزهایی که جلوی دید شماست: انبوهی از اجناسی است که برای تعطیلات یا یک پیک نیک به آنها نیاز دارید، مثل: فیلم های جدید، وسایل باربیکیو، نوشیدنی های خنک و گوارا، …حتّی از نظر روانشناسان، در آن لحظه چنان جوّی شما را می گیرد که فی البداهه یک باکس نوشابه برمی دارید، در حالیکه شاید اصلاً نیازی به آن نداشته باشید. راه حل: بهتر است در نهایت اعتماد به نفس و بی توجّه به این اجناس به راه خود ادامه دهید و دوری بزنید، نهایتاً در آخر نیم نگاهی به اجناس این بخش بیندازید تا اگر احساس کردید لازم است خرید کنید. در این لحظه است که می بینید این اجناس از اوّل هم در لیست خرید شما نبوده! محصولات کشاورزی (میوه و سبزی) بعد از اجناس بخش ورودی، معمولاً میوه ها و سبزیجات را می بینید که هر کسی خرید این مواد مغذّی را پول هدر کردن نمی داند و بالاخره می خرد امّا شاید ندانید که سود حاصله از فروش این محصولات بسیار بالاست و در واقع شما ندانسته ممکن است در دوّمین تله ی آنها بیافتید. راه حل: میوه و سبزیجات را در آخرین مراحل خرید انجام دهید تا تنها اگر در لیستان هست و به مقدار نیاز خرید کنید، از طرفی از آنجاکه این موارد وزن و حجم بالایی دارد، چرخ دستی شما را تا پایان خرید، سنگین می کند. موارد پیشنهادی اگر دیدید فروشنده ای دائماً با تعریف از محصولی جدید، سعی بر فروش آن دارد، بدانید کاسه ای زیر نیم کاسه است. آنها با تمام مهارت مغز شما را تصرّف کرده و خرید چند قلم جنس را الزاماً با هم مرتبط می کنند! تا نهایتاً توجیه شوید که برای مثال اگر این 3 یا 4 تا را با هم مصرف کنید، نتیجه ی بهتر، طمع بهتر، … را می بینید. راه حل: تنها راه حلّ این است که فرار را بر قرار ترجیح دهید، چرا که با هرگونه پرداخت پولی، وقتی به خود می آیید که چند قلم جنس را با هم خریدید و تسلیم فروشنده شدید. اجناس قدیمی و کهنه بیشتر اجناسی که در قسمت میانی راهروها گذاشته اند قدیمی و کهنه هستند، طبق تحقیقات روانشناسی، شما دقیقاً وسط هر راهرو می ایستید و به این اجناس خیره می شود و هر چه به چشمتان می آید بر می دارید. راه حل: باز هم تنها به لیست خرید خود توجّه کنید، اگر این اجناس در لیست نیست سریعاً به راه خود ادامه دهید، در غیر اینصورت وقتی به خود می آیید که پای صندوق حسابتان بیشتر از آنچه که تصوّر می کردید شده است. برچسبها خیلی به این برچسبها اطمینان نکنید، چرا که در بازار و معاملات بین فروشندگان و سوپرمارکت ها یک سرّی تعاملاتی پنهانی وجود دارد، در این بین هر تولید کننده ای می خواهد اسمش در صدر برچسبها باشد، راه حل: تمام قیمتها با نام تولیدکننده ها را با هم مقایسه کنید تا در این سیاست تجاری شریک نشوید! نمونه های تست از نظر روانشناسی حتّی اگر کسی گرسنه هم نباشد با دیدن یک غذای جدید علائم گرسنگی مثل دستور افت قند بدن، در بدنتان ظاهر می شود و به شما ندا می دهد که یک تکّه هم شده از این نمونه های غذایی رایگان میل کنید. شاید هم گاهی اوقات از اینکه “نمی خواهم” بگویید، خجالت می کشید. راه حل: از جلوی آنها بگذرید و سعی کنید، پس از مدّتی و در آخرین مراحل خرید به طرفشان بروید، آن موقع مطمئناً دیگر افت قند خون بدنتان موجب تحریک شما برای خوردن و تست این غذا نمی شود. بلکه خودتان می خواهید.
وزیر اقتصاد منزل تان باشید با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ کیفی پر از مدرسه وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران

مطالب تصادفی

گزارش روز

ازدواج كودكان؛ فاجعه ادامه دارد

آمار بسیار وحشتناك است. هر سه ثانیه یک کودک در جهان ازدواج می‌کند. فكر نكنید این آمار فقط مربوط به كشورهای فقیر و جهان سوم است. این معضل كشور خودمان ایران را نیز در بر می گیرد. مدیركل ثبت‌احوال هرمزگان، به‌تازگی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس خبر داده كه طی 10 ماه امسال، بیش از 530 ازدواج زیر 10 و 14 سال در این استان ثبت شده است.

بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران

ایران یکی از کشورهای منطقه با سرانه بالای مصرف لوازم آرایشی است. استقبال فراوان از این محصولات موجب شده تا نمونه‌های تقلبی و قاچاق به وفور در بازار این کشور یافت شود و سود سرشاری را نصیب قاچاقچیان کند. بازار داغ لوازم آرایشی تقلبی و بی‌کیفیت در ایران به دلیل استقبال فراوان مشتریان موجب شده تا قاچاق محصولات آرایشی در سال‌های اخیر به شدت در کشور رونق داشته باشد. به نوشته سایت "قانون" و با استناد به آمار ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، به طور سالانه در ایران "یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار" فرآورده‌های آرایشی مصرف می‌شوند که این آمار نشان‌دهنده آن است که میزان قاچاق لوازم آرایشی و بهداشتی "۱۰ برابر" واردات قانونی است. عمده محصولات قاچاق به ایران به صورت فله‌ای و از کشورهای همسایه نظیر عراق، پاکستان، افغانستان و نیز کشورهای حوزه خلیج فارس وارد می‌شوند و تشخیص آنها از محصولات اصلی در اکثر موارد کاری دشوار برای مصرف‌کنندگان عادی است.در گزارش "قانون" آمده است که بیش از ۵۰ درصد لوازم آرایشی در بازار ایران نظیر کرم پودر، رژلب، عطر و ریمل‌تقلبی هستند و اکثریت آنها کیفیتی نامرغوب و بعضا مضر برای سلامتی مصرف‌کننده دارند. انتظار طولانی مدت برای ترخیص کالا در گمرک یکی از دلایل عمده برای تمایل به قاچاق محصولات آرایشی و بهداشتی عنوان می‌شود. ستاد مبارزه با قاچاق کالا از وزارت بهداشت خواسته است تا میزان انتظار برای دریافت مجوز را کاهش را داده تا به این ترتیب کالاها برای مدت طولاتی در گمرک انبار نشوند. در همین حال مسئولان وزارت بهداشت نیز همواره ممانعت از قاچاق لوازم آرایشی غیربهداشتی را بر عهده نهادهایی نظیر نیروی انتظامی، وزارت بازرگانی و نیز ادارات کنترل مرزها دانسته‌اند. تاکنون این نهادها نتوانسته‌اند به هماهنگی در این خصوص دست یابند. زیبایی به قیمت سلامتی؟ قیمت لوازم آرایشی تقلبی در مقایسه با مارک‌های معروف به طور قابل توجهی ارزان‌ است و همین امر موجب استقبال مصرف‌کنندگان از این محصولات می‌شود. ترکیبات به کار رفته در فرآورده‌های تقلبی نامرغوب و غیر استاندارد می‌توانند برای مصرف‌کننده، بیمار‌ی‌های پوستی‌نظیر اگزما و آکنه و در برخی موارد حتی عفونت‌های پوستی را به همراه بیاورد. مریم‌ صفوی، متخصص پوست به "قانون" گفته است: «با توجه به وجود ‌بیش از ۸۰۰ ترکیب شیمیایی د‌ارای سمیت عصبی د‌ر مواد‌ آرایشی و عطرهای صنعتی استفاد‌ه مد‌اوم از این‌گونه لوازم آرایشی موجب جذب سالانه د‌و کیلو و ۵۰۰ گرم مواد‌شیمیایی به بد‌ن می‌شود‌که سلامتی مصرف کنند‌ه را تهد‌ید‌ می‌کند.» سرب یکی از ترکیبات مضر به کار رفته در این قبیل محصولات به ویژه رژلب است که به گفته پزشکان به هنگام ورود به بدن در حین خوردن غذا می‌تواند عوارض متعددی از جمله کاهش یادگیری یا اختلالات رفتاری را برای فرد مصرف‌کننده به همراه داشته باشد. منبع: DW
26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند ‘مختار مایی’زن جوان پاکستانی، که متجاوزان جنسی را به محاکمه کشاند سن روسپیگری پائین و هسته خانواده در ایران در حال فروپاشی است پژوهشی درباره روابط جنسی در آلمان رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

هر فرد 13 راز شخصی دارد

فصلنامه خصلتهای فردی و اجتماعی در آمریکا تحقیقی را منتشر کرده است که ماحصل بررسی بیش از ده هزار راز چندین سنجش می باشد. تیم تحقیقاتی بر اساس نتیجه گیری و تقسیم بندی انواع رازهای ثبت شده، آنها را در معرض بازبینی و انتخاب دوباره در بین دو هزار نفر دیگر قرار داده اند و در مرحله نهایی متوجه شده اند که: به طور میانگین انسانها حدود ۱۳ راز شخصی دارند که پنج تا از آنها آنقدر مهم هستند که به هیچکس نمی گویند. البته توجه این تحقیق بیشتر از هر چیز در باره صدماتی است که نگهداری راز بر روی افراد ایجاد می کند. پروفسور دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه کلمبیا  Michael Slepian و سرپرست تیم تحقیق می گوید « ما متوجه شدیم که فکر کردن افراد در باره اسراری که پنهان می کنند صدمات روحی و جسمی اش خیلی بیشتر از نگرانی ناشی از فاش شدنش می باشد» محققین این گزارش، صریحا تاکید دارند که کلنجار رفتن مداوم در باره رازی که افراد پیش خود محفوظ نگه می دارند باعث صرف انرژی روحی و فیزیکی زیادی می شود. . سواستفاده از اعتماد باعث شکل گیری حدود نیمی از اسرار آدمها است. دروغ و کلک های اقتصادی هم بخش بزرگی از اسرار شخصی افراد را شامل می شوند. دزدی، خیانت و در رفتن از مسئولیت های شغلی نیز بیش از ۳۰ درصد رازها را در بر می گیرند. تحقیق فوق در ضمن نشان داده است که بخش اعظم کلنجار رفتن در باره اسرار شخصی وقتی صورت می گیرد که افراد تنها هستند. به عبارت دیگر، نگرانی از لو رفتن یک راز خیلی کمتر از اذیتی است که فکر و خیال در باره رازها، ایجاد می کنند. تا مادامیکه یک فرد، یک راز را حمل می کند تشویش اصلی وجود خواهد داشت.  

چرا معاشقه در شب؟

بیشتر افراد گرایش دارند وقتی عشق‌بازی کنند که به بستر می‌روند و این معمولا شب هنگام است.علت وابستگی این دو نیاز غریزی به یکدیگر، چندان شناخته شده نیست؛ اما شاید موضوع به دستور بیولوژیک برای باروری و تولید مثل بر‌می‌گردد. بیشتر افراد گرایش دارند وقتی عشق‌بازی کنند که به بستر می‌روند و این معمولا شب هنگام است. علت وابستگی این دو نیاز غریزی به یکدیگر، چندان شناخته شده نیست. به درستی معلوم نیست که چرا عشق‌‌ورزی در شب به لحاظ بیولوژیکی مطلوبیت بیشتری دارد. از سوی دیگر پژوهش‌های مردم‌شناسی بیانگر این نکته‌اند که خیانت جنسی در هر ساعتی از روز، از سپیده صبح تا غروب و چیرگی شب امکان ‌پذیر است. چرا معاشقه پیش از خواب ارجحیت دارد پژوهشگران دریافته‌اند که بیشترین میزان عشق‌ورزی در شب، بین ساعت ۱۰ شب تا ۲ بعد از نیمه شب صورت می‌گیرد و اگر پارتنرها اهل شب بیداری هم باشند، این زمان تا ساعت ۶ صبح هم ممکن است ادامه یابد. این گرایش در طول تعطیلات آخر هفته بیشتر می‌شود. در واقع برنامه کاری در طول هفته، تا حدودی الگوهای فعالیت‌ جنسی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. پرهیز از عشق‌بازی در طول هفته باعث می‌شود فرد برای انجام مسئولیت‌های شغلی در روز بعد، به اندازه کافی استراحت کند. الگوی غالب فعالیت جنسی شبانه توجیهی منطقی دارد: در دسترس بودن و فرصت مناسب. افراد متاهل بیشتر مایل هستند هنگامی که به بستر می‌روند به معاشقه بپردازند زیرا در دسترس یکدیگر هستند. البته این پرسش نیز ممکن است مطرح ‌شود که چرا زوج‌های متاهل اغلب کنار یکدیگر می‌خوابند. اما پرسش مهم‌تر این است که چرامعاشقه در رختخواب مشترک، در شب بیشتر از روز است؟ دلایل فیزیولوژیکی مدت زمان جفت‌گیری در بیشتر پستانداران کوتاه مدت است، البته موارد استثنایی هم وجود دارد، مثلا سگ‌ها حین جفت‌گیری به اصطلاح به هم گره می خورند و در هم قفل می‌شوند و حدود۲۰ دقیقه تا نیم ساعت یا حتی بیشتر بی‌حرکت می‌مانند. همین امر باعث پراکندگی رقبای نر می‌شود. کوتاهی زمان جفت‌گیری دخالتی در باروری ندارد. این امر در فعالیت‌های جنسی موجوداتی که روی دو پا راه می‌روند از جمله انسان صدق نمی‌کند، زیرا ایستادن موجب خروج منی از دستگاه تناسلی می‌شود. بنابراین درازکشیدن بعد از عمل جنسی، شانس باروری را بالا می‌برد. همچنین این امر می‌تواند به ایجاد صمیمیت و لذت جنسی کمک کند که خود در بارداری موثر است. دلایلی ارتباطی خوابیدن زوج‌ها کنار یکدیگر می‌تواند پیامدهایی در حفظ و تداوم زناشویی و تقویت ارتباط داشته باشد. البته دلایل بسیار دیگری نیز می‌تواند وجود داشته باشند که هیچ ارتباطی با صمیمیت ندارند. برای مثال، خوابیدن کنار هم موجب افزایش حرارت در سرمای شب یا زمستان می‌شود که برای مردم مناطق سردسیر دلایل زیست‌محیطی دارد. همچنین، دو جفت گوش بهتر از یک جفت می‌تواند خطرهای شبانه همچون حمله حیوانات وحشی یا دشمن را شناسایی کند. نزدیکی و تماس جنسی باعث افزایش ترشح اکسی‌توسین یا هورمون عشق می‌شود. اکسی‌توسین هورمونی است که در هیپوتالاموس ساخته و سپس به غده هیپوفیز که در قاعده مغز قرار دارد منتقل و ترشح می‌شود. این هورمون علاوه بر بهبود و تسهیل روند زایمان و شیردهی بخش‌هایی از مغز را که مسئول رفتا‌رهای احساسی، شناختی و اجتماعی هستند تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که اکسی‌توسین عامل بروز رفتارهای انسان‌دوستانه و واکنش‌های عاطفی و در نتیجه ایجاد حس آرامش، اعتماد و ثبات روانی است.پژوهش‌های گسترده درباره رفتارهای جنسی موش‌های صحرایی نشان داده اند که نزدیکی تنگاتنگ نه تنها در انسان، بلکه در بسیاری دیگر از پستانداران به تقویت پیوند جفت کمک می‌کند و باعث می‌شود ماده گرایش بیشتری به جفت نر خود داشته باشد و از جفت‌گیری با نرهای بیگانه خودداری کند. این الگو در نوع انسان به شکل بارزتری نمود پیدا می‌کند. در انسان در بیشتر موارد تماس جنسی در طول استراحت و خواب شبانه اتفاق می‌افتد زیرا تماس تنگاتنگ و طولانی مدت باعث تقویت احساس نزدیکی و صمیمیت زوج می‌شود. منبع: DW
روز دختران در چین، روز عشق پایدار می خواهم قد بلندی داشته باشم پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان توجیه علمی خیانت زن پنج نکته درباره کامیابی جنسی زنان

زنان حادثه

زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است

یک معلم ۶۵ ساله برلینی که صاحب ۱۳ فرزند است دوباره حامله شده. جنین او این بار چهارقلوست. وی ۷ نوه نیز دارد. آنه‌گرت معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستان است. روزنامه "بیلد ام زونتاگ" چاپ آلمان روز یک‌شنبه ۱۲ آوریل (۲۳ فروردین) خبر از حامله شدن یک زن ۶۵ ساله داد که در حال حاضر مادر ۱۳ فرزند و مادربزرگ ۷ نوه است. آنه‌گرت ر. که معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستانی در برلین است بارها از طریق لقاح مصنوعی و اهدای اسپرم در خارج از آلمان حامله شده است. حاملگی چهاردهم او تا کنون بدون مشکل بوده و او در حال حاضر در هفته بیست و یکم بارداری‌اش قرار دارد. بزرگترین فرزند او اکنون ۴۴ سال و آخرین فرزندش ۹ سال دارند. او در رشته تعلیم و تربیت تحصیل کرده و در صورتی که حاملگی کنونی‌اش بدون مشکل پیش رود، مسن‌ترین مادری در دنیاست که چهارقلو به دنیا می‌آورد. آنه‌گرت با حضور در یک برنامه تلویزیونی آلمان گفته است اهمیتی به قضاوت دیگران نمی‌دهد و تنها آن کاری را می‌کند که به نظر خودش درست است. او گفته وقتی پزشک خبر داده که جنین او چهارقلو است شوکه شده اما تصمیم دارد آنها را نگه دارد. آخرین حاملگی این معلم برلینی پیش از این در سال ۲۰۰۵ و به صورت طبیعی بوده ولی این بار از طریق لقاح مصنوعی باردار شده است.  

موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه

اوزگه‌جان اصلان، دانشجوی ۲۰ ساله رشته روانشناسی، آخرین مسافر مینی‌بوسی در منطقه ترسوس شهر مرسین واقع در جنوب ترکیه بود. وقتی همه مسافران قبل از او پیاده شدند، راننده مینی‌بوس را نگاه داشت و به طرف دختر جوان هجوم آورد تا به او تجاوز کند. اوزگه‌جان اما مقاومت کرد و مینی‌بوس به صحنه کشمکش میان او و راننده تبدیل شد. مرد با چاقو به دختر حمله کرد. نخست با چاقو و سپس با میله آهنین به او ضرباتی وارد آورد. سپس دو دست او را قطع کرد، چون می‌ترسید آثاری از پوست او زیر ناخن‌های دختر مانده باشد که او را لو دهد. او سپس به پدر و یکی از دوستان خود تلفن کرد. با کمک آنان جسد دختر را به آتش کشید و سپس به داخل رودخانه انداخت. پلیس سه روز پس از این ماجرا بقایای جسد اوزگه‌جان اصلان را یافت. قاتل ۲۶ ساله در اعتراف خود روند جنایت را بازگو کرده و محل آن را نشان داده است. همسر قاتل گفته که شوهرش با او نیز همیشه با خشونت رفتار می‌کرده است. او گفته است که تنها روز عروسی آرامی داشته وگرنه تمامی زندگی مشترکش چون جهنم بوده است. مادر قاتل گفته است که پسرش در کودکی بسیار رنج کشیده چون پدرش آدم خشنی بوده است. قتل فجیع اوزگه‌جان در هفته گذشته در ترسوس ترکیه را به لرزه درآورده و بازتاب رسانه‌ای وسیعی یافته است. از روز جمعه گذشته (۱۳ فوریه /۲۴ بهمن) هر روز گروه‌هایی از زنان در سراسر این کشور در تظاهرات اعتراضی شرکت می‌کنند. آنان می‌گویند که جامعه مردسالار ترکیه باید تغییر کند، نباید در برابر خشونت علیه زنان سکوت شود، باید این رویه تغییر کند که وقتی زنان مورد آزار و تجاوز جنسی قرار می‌گیرند به جای تعقیب متجاوزان خود زنان را مقصر بدانند. به گزارش رسانه‌های ترکیه، در مراسم تشییع جنازه اوزگه‌جان اصلان زنان بدون توجه به گفته‌های امام جماعت تابوت دختر جوان را بر شانه‌های خود حمل کردند. اعتراض به خشونت فزاینده علیه زنان سال‌هاست که سازمان‌های مدافع حقوق بشر و فعالان حقوق زن به خشونت فزاینده علیه زنان در ترکیه انتقاد می‌کنند. به گزارش خبرگزاری آلمان، تنها در سال ۲۰۱۴ بیش از ۲۸۰ زن به دست مردان به قتل رسیده‌اند و این تعداد از سال پیش از آن بیشتر بوده است. شرکت‌کنندگان در تظاهرات اعتراضی به قتل دختر دانشجوی روانشناسی می‌گویند که مورد اوزگه‌جان استثنا نیست، بلکه بیانگر مشکلی اساسی است. هم اکنون بحثی داغ درباره خشونت علیه زنان در ترکیه در شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر در جریان است. رئیس جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، و نخست وزیر این کشور، احمد داووداوغلو، خشونت و قتلی را که اتفاق افتاده محکوم کرده‌اند. اما بسیاری از منتقدان حزب محافظه‌کار و اسلامی "عدالت و توسعه" را نیز در بی‌اهمیت جلوه دادن خشونت علیه زنان و رفتار ضدزن بسیاری از مردان مسئول می‌دانند. بسیاری از سیاستمداران حاکم در ترکیه تصویری سنتی از نقش زن به عنوان همسر، مادر و زن خانه‌دار ارائه می‌دهند. اردوغان تا بحال چند بار گفته که یک زن ترک بهتر است ازدواج کند و دست کم سه بچه به دنیا بیاورد. شرکت‌کنندگان در تظاهرات معتقدند که چنین موضعی باعث می‌شود که دید مردانی که زنان را "موجوداتی زیردست" می‌خواهند تقویت شود. به نظر مفسر روزنامه "حریت"، مقصران اصلی "کسانی هستند که حد مجازات را در مورد مردانی که دست به خشونت علیه زنان می‌زنند کاهش می‌دهند، کسانی که خندیدن را برای زنان ممنوع می‌کنند و تبعیض جنسی را به ایدئولوژی رسمی کشور تبدیل می‌کنند". برخی نشریات نزدیک به دولت ترکیه اما کوشیده‌اند که مورد خشونت و قتل اوزگه‌جان در ترسوس را عادی جلوه دهند و بگویند که چنین حوادثی در هر جایی ممکن است پیش ‌آید. پدر و مادر اوزگه‌جان مخالف اعدام هستند رئيس جمهور ترکیه از احزاب اپوزیسیون انتقاد کرده و گفته که این احزاب کوشیده‌اند موضوع قتل اوزگه‌جان را سیاسی کنند. به گفته اردوغان، قاتل انسان شروری است و این ربطی به دین و قومیت یا موقعیت اجتماعی او ندارد. یکی از فعالان اپوزیسیون در ترکیه "شرایط اقتصادی - اجتماعی" را دلیل اصلی چنین اتفاقاتی دانسته بود. اردوغان همچنین از گروه‌های فمینیستی انتقاد کرده و گفته است: «آنچه پیش آمده ربطی به دین و فرهنگ ما ندارد. زن موجودی ارزشمند است که از سوی آفریدگار به مرد هدیه شده و مرد باید از آن حفاظت کند.» آنچه در این میان مورد احترام همه گروه‌ها و احزاب در ترکیه است پدر و مادر اوزگه‌جان هستند. خانواده اصلان خواستار مجازات برای قاتل دخترشان شده‌اند اما موافق محافل سیاسی برای برقرار کردن دوباره مجازات اعدام در ترکیه نیستند و می‌گویند که اعدام راه چاره نیست. دو تن از وزرای کابینه داووداوغلو خواستار محکوم شدن قاتل اوزگه‌جان به اعدام شده بودند. نخست وزیر ترکیه نیز درباره مجازات کسانی که دست به خشونت علیه زنان می‌زنند گفته است: «هر کس دست به روی زنی بلند کند باید دستش قطع شود.»
رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است ارشاد منجی: معتقد و هم جنس گرا اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟ گلشیفته و سندرم بریژیت باردو یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد

حقوق زنان

خرده مصیبتهای بچه دار نشدن

هرچند روشنگری و بعد جنبش‌های دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی در اروپا تلاش کردند تولید مثل را از یک وظیفه ذاتی برای بشر به یک امر عادی و غیرالزامی تبدیل کنند و تا حدود زیادی هم موفق بودند، اما این موضوع همچنان در فرهنگ‌های مذهبی و محافظه‌کار محل مناقشه است. جوانان زیادی از دخالت خانواده‌ها و اطرافیان‌شان در مورد بچه‌دار شدن یا نشدن در عذابند. این دخالت‌ها به‌ویژه زنان را –که اساس فرآیند تولد بچه در بدن آن‌ها، شخصی‌ترین حوزه یک انسان، اتفاق می‌افتد- نشانه رفته است. جامعه‌ای که بچه‌دار شدن را وظیفه زن می‌داند، در واقع تلاش می‌کند برای کنترل و سلطه بر بدن زن به آخرین دستاویزها متوسل می‌شود. وظیفه انگاشتن بچه‌دار شدن، فقط در ایران محل بحث نیست. سایت نشریه معتبر اشپیگل ۳۰ ژانویه، ۱۱ بهمن، یادداشتی از یک دانشجوی دکترا در یک رشته مهندسی منتشر کرده در مورد فشاری که این زن برای بچه‌دار شدن متحمل می‌شود. متن زیر، ترجمه این یادداشت است به‌علاوه تجربه تعدادی از زنان ایرانی که با چالش مشابهی درگیرند. «دست بردارید از پرسیدن کی بچه‌دار می‌شوی!» توضیح اشپیگل: «بالاخره کی آمادگی‌اش را خواهید داشت؟» نویسنده ۲۷ ساله این مقاله، از وقتی ازدواج کرده، باید مدام سوالاتی در مورد برنامه بچه‌دار شدنش پاسخ بدهد- و مجبور است دروغ بگوید. واقعیت را بهتر است کسی نداند. بیش از یک سال قبل درسم را تمام کردم، اما همچنان در دانشگاه مانده‌ام. بعد از دوره فوق لیسانسم در حوزه مهندسی، فرصت را برای این که پی‌اچ‌دی بگیرم مناسب دیدم. فکر می‌کردم این بهترین موقعیت است برای این که در بازار کار جایگاه خوبی پیدا کنم، خیلی خوب. یک کرسی تمام‌وقت در دانشگاه به دست آوردم و به خودم می‌بالیدم. من بزرگ‌ترین بچه در خانواده بزرگ‌مان هستم. پدرم کشاورز است. وقتی در مورد فرصت پی‌اچ‌دی باهاش حرف زدم، به من و به خودش افتخار می‌کرد، آن‌قدر که موضوع را برای همه تعریف می‌کرد، مسئله‌ای که فشار زیادی روی من آورد، اما مشکلی نبود. موضوع فقط این نیست. من یک زن هستم. و زنان چه کار می‌کنند؟ بچه به دنیا می‌آورند. هرچه بیشتر، بهتر. فقط پدر من نیست که این‌طور فکر می‌کند. از وقتی که شوهرم اوایل سال گذشته تقاضای ازدواج کرد و ما در تابستان گذشته ازدواج کردیم،‌ هفته‌ای نبوده است که به سوال «آیا حامله‌ای؟‌» جواب نداده باشم، یا این که پیشاپیش برای اثبات این که باردار نیستم، یک شات مشروب سنگین ننوشیده باشم! زجرآور است. «نه، نمی‌خواهم بچه بغل کنم» متاسفانه همسران هر دو برادر من بچه‌‌دار شده‌اند، و گویا قرار است این دست سوالات من را خوشحال کنند: «خلاصه کِی بچه‌دار می‌شوید؟ من فکر کردم خیلی سریع بچه دار شوی، چون من می‌خواهم به سرعت زن‌دایی بشوم، زن‌دایی خوب!» یا «نمی‌خواهی این کوچولو را بغل کنی؟ این‌طور مزه بچه‌دار شدن را می‌فهمی!» هیچ‌یک از این زنان اخیرا نوشتن تز دکترای‌شان را شروع نکرده‌اند و در واقع اصلا مدرک دانشگاهی ندارند. و نه، نمی‌خواهم بچه را در آغوش بگیرم. به‌خصوص اگر دلیلش این باشد که “مزه‌اش را بفهمم”. من خواهران و براداران کوچک‌تر زیاد داشته‌ام. می‌دانم بغل کردن نوزاد چه حسی دارد. حالا در این موقعیت قرار گرفته‌‌ام: در منگنه پی‌اچ‌دی و «برنامه خانوادگی». هر دو سخت. نشستن روی کرسی دانشگاه چندان آسان نیست. البته که همکاران خوبی دارم که حمایتم می‌کنند، اما کار تمام نیرو و انرژی‌ام را می‌گیرد. الان بچه‌دار شدن دیگر خیلی زیادی‌ است. خواهران و همسران برادران من این شانس را دارند که بچه‌های‌شان را پیش پدربزرگ و مادربزرگ‌شان بگذارند. کار هم نمی‌کنند، برنامه انعطاف‌پذیری دارند و لازم نیست پول مهدکودک بدهند. من و همسرم اما خیلی دور از شهر پدرومادرمان زندگی می‌کنیم. علاوه‌بر آن رئیسم هم از تکرار این موضوع خسته نمی‌شود که اگر بچه‌دار شوم، نمی‌توانم پی‌اچ‌دی‌ام را به جایی برسانم: «پی‌اچ‌دی‌تان؟ به زودی نزد من خواهید آمد و خبر باردار شدن‌تان را در میان خواهید گذاشت. آن‌وقت اولویت‌های‌تان به کلی عوض می‌شود.» این درحالی است که خود او در دوره دکترای‌ش بچه‌دار شده، و خب البته که او یک مرد است. «کاش این سوال هم تابو بود، مثل بیماری‌های جنسی» شوهرم فشاری را که روی من است به این سادگی نمی‌فهمد. قبل از هرچیزی به این دلیل که کلا آدمی نیست که خیلی خودش را اذیت کند. به‌هرحال سوال‌ها هم از او پرسیده نمی‌شوند. گویا سوال درباره «برنامه خانوادگی» فقط زنان را هدف می‌گیرد. در ماه‌های گذشته با همسرم درباره این موضوع دعوا کرده‌ایم. من همه‌ش تلاش می‌کنم به او حالی کنم که این سوالات و فشارها چه بلایی سر من می‌آورد. او نهایتا وقتی عمق مساله را فهمید که پیام یکی از آشنایان مسن را نشانش دادم. این مرد خیلی مستقیم و بی‌واسطه از من پرسیده بود «آیا فشار “برنامه خانوادگی” را احساس می‌کنی؟ ساعت بیولوژیک بدنت خیلی بلند تیک‌تاک می‌کند!» برای شما هم سوال است؟ بله، من با کمال میل دوست دارم بچه‌دار شوم. من بچه‌ها را دوست دارم. فکر می‌کنم مادر خوبی می‌شوم. اما این‌ها به کسی مربوط نیست. به سوال کردن در مورد وضعیت رحم من خاتمه دهید. گاهی آرزو می‌کنم، کاش این موضوع هم مثل پرسیدن در مورد درآمد یا بیماری‌های جنسی، تابو بود. با زنان ایرانی تارا: «حالا خودت می‌دانی، ولی اشتباه می‌کنی!» تارا، ۳۰ ساله، دکترای روان‌شناسی بالینی دارد و تراپیست است. هشت سال است که ازدواج کرده و می‌گوید او و همسرش قصد بچه‌دار شدن ندارند. ولی دوستان و همکاران و فامیل مدام از او در مورد بچه‌دار شدن می‌پرسند. او در مورد حسش به این سوال می‌گوید: «بستگی دارد به جایگاه سوال‌کننده و این که چطور می‌پرسد. لحنش مهم است. در کل ولی دوست ندارم. حریم خصوصی من است و کنجکاوی یا اصرار از طرف دیگران به این مسئله برای‌ام آزاردهنده است.» تارا از شکل‌های مختلف پرسیدن این سوال مثال می‌زند: «زندگی شما خوب است و باهم خوبید، چرا نمی‌خواهید بچه داشته باشید؟» یا «سن‌تان بالا می‌رود و بی‌حوصله می‌شوید» و «نکند مشکلی دارید که بچه‌دار نمیشوید؟» او سخت‌ترین تجربه‌اش را این‌طور تعریف می‌کند: «آزاردهنده‌ترین بخش ماجرا برایم وقتی است که یکی از اقوام همسر هربار من را می‌بیند به حالت بغل کردن شکمم را لمس می‌کند که مطمئن شود باردار نیستم.  ظاهرا فکر می‌کنند مشکل سقط مکرر یا ناباروری دارم.» تارا می‌گوید این سوالات درمجموع چندان برایش اهمیت ندارد، به سوال کنندگان توضیح کوتاهی می‌دهد و اگر قانع نشوند و ادامه دهند، او صحبت نمی‌کند و صحبت‌های اطرافیانش معمولا ختم به این می‌شود که «حالا خودت می‌دانی، ولی اشتباه می‌کنی.» تصمیم مشترک او و همسرش برای‌اش مهم‌تر از حرف دیگران است. نازی: دلسوزی است، نه دخالت خانواده نازی، مهندس شیمی، هم مدام از او می‌پرسند که چرا بچه‌دار نمی‌شود: «همه فامیل تا من را می‌بینند شروع می‌کنند به نصیحت کردن.» او می‌گوید «طبیعتا» حس خوبی به این سوال ندارد، به‌خصوص که در شهری زندگی می‌کند که وقتی کسی زود بچه‌دار نمی‌شود، می‌گویند «لابد مشکلی دارد.» این برنامه‌نویس ۲۷ ساله در مورد واکنشش می‌گوید: «سعی می‌کنم با شوخی و خنده یا چشم گفتن الکی رد کنم.» نازی این سوال را به حساب متفاوت بودن دنیاها می‌گذارد و معتقد است از سر دل‌سوزی است، نه دخالت. او هرچند چندان ناراحت نمی‌شود، ولی می‌گود معلوم است که ترجیح می‌داد این “گیر دادن‌ها” نباشد. آناهیتا: وظیفه من نیست آناهیتا هم در معرض این سوال و فشار است، سوال از جانب آشنایان دورتر و همکاران، و فشار از طرف خانواده. او می‌گوید هرچند عادت کرده، اما «وقتی تصور می‌شود که مشکلاتش با بچه‌دار شدن حل می‌شود» اذیت می‌شود. این کارشناس ارشد ساخت و تولید و طراح قطعات خودرو که این‌طور به این سوال واکنش نشان می‌دهد: «می‌گویم نه و بعد هرچه بپرسند و بگویند، فقط لبخند می‌زنم. ولی وقتی پدر و مادر خودم به زندگی و خواسته‌های من بی‌توجهی می‌کنند و بچه‌دار شدن را وظیفه من می‌دانند، ناراحت می‌شوم.» الی: برایم مهم نیست الی، که فوق‌لیسانس مهندسی برق دارد و در حوزه طراحی سیستم تست تصادف خودرو شاغل است، از شش سال پیش در آلمان زندگی می‌کند. خانواده دوست‌پسر آلمانی او این سوال را زیاد از او می‌پرسند که آیا نمی‌خواهد بچه‌دار شود: «ولی فکر می‌کنم چون خانواده خودم را زیاد نمی‌بینم، متوجه نیستم. اگر فامیل‌های‌مان اینجا بودند، قطعا ردیف اول این سوال آن‌ها بودند.» او هیچ اهمیتی به سوال و فشار مادر دوست‌پسرش نمی‌دهد. می‌گوید شش سال پیش که به آلمان آمده، برایش عجیب بوده که در آلمان چنین سوالی از او بپرسند، ولی الان دیگر نه. او می‌گوید: «از همین جامعه آلمان یار گرفتم که نظرم را صریح بیان کنم. این است که در روی خودشان می‌گویم که غسل تعمید و ازدواج در کلیسا و لزوم بچه‌دار شدن احمقانه است.»

بچه های ایسلندی فکر می کنند رییس جمهور کشور فقط باید زن باش

چهل سال پیش در روز ۲۴ اکتبر زنان ایسلندی دست به اعتصاب زدند. آنها سر کارهایشان نرفتند، غذا نپختند و در روز اعتصاب از فرزندان‌شان هم مراقبت نکردند. این روزی بود که نگاه به زنان را در جامعه ایسلند تغییر داد و کمک کرد ایسلند امروز در خط مقدم مبارزه برای برابری زنان و مردان باشد. وقتی در سال ۱۹۸۰ رونالد ریگان به ریاست جمهوری آمریکا رسید یک پسر بچه ایسلندی که تلویزیون تماشا می‌کرد به مادرش گفت: "او که نمی‌تواند رئیس جمهور شود، او مرد است." این زمانی بود که تابستان همان سال ویگدیس فینبوگادوتیر زنی که طلاق گرفته بود و سرپرست فرزندش بود، برنده انتخابات ریاست جمهوری ایسلند شده بود. آن پسر بچه نمی‌دانست اما ویگدیس (که همه ایسلندی‌ها او را به اسم کوچکش صدا می‌زنند) اولین زنی بود که در اروپا به ریاست جمهوری می‌رسید و اولین زنی بود که در یک انتخابات دموکراتیک، حکومت را به دست می‌گرفت. ویگدیس، ۱۶ سال در پست ریاست جمهوری باقی ماند. آن‌قدر که بسیاری از کودکان ایسلندی گمان می‌کردند، ریاست جمهوری یک شغل زنانه است. این سال‌ها باعث شد که امروز ایسلند "فمینیست‌ترین کشور جهان" باشد. اما ویگدیس تاکید می‌کند که اگر چهل سال پیش زنان در یک روز آفتابی اکتبر ۱۹۷۵ دست به اعتصاب نمی‌زدند، اگر ۹۰ درصد از زنان کشور تظاهرات نمی‌کردند تا اهمیت خودشان را با این اعتصاب عمومی ثابت کنند، امکان نداشت او روزی رئیس جمهور شود. ۲۴ اکتبر آن سال زن‌ها به جای رفتن به اداره، انجام کارهای خانه یا بچه‌داری، همراه با هزاران نفر دیگر برای به دست آوردن حق برابر با مردان به خیابان رفتند. سال‌ها بعد از این تاریخ که ویگدیس می‌گوید یک نقطه عطف بود، این روز، در ایسلند برای زنان تعطیل است. آنچه در آن روز رخ داد، گام اول برای رهایی زنان ایسلند بود. به گفته او این اعتصاب یک روزه "کشور را کاملا فلج کرد و چشم مردها را باز کرد." بانک‌ها، کارخانه‌ها و بعضی فروشگاه‌ها به ناچار تعطیل شدند. مدرسه‌ها و مهدکودک‌ها هم تعطیل شدند و از آن‌جایی که زن‌ها در این روز از مراقبت کودکان‌شان هم سر باز زدند، پدرها چاره‌ای نداشتند جز اینکه بچه‌ها را هم با خودشان به سرکارشان ببرند. گزارش‌ها نشان می‌داد مردها برای سرگرم گردن بچه‌های هیجان‌زده‌ای که به دفتر کارشان آمده بودند، به شیرینی و مداد رنگی متوسل شدند. پختن سوسیس کار سختی نبود و غذایی بود که همه دوست داشتند ولی به خاطر وضعیت پیش آمده، فروشگاه‌ها تمام سوسیس‌هایشان را فروخته بودند. بعضی از پدرها این روز را به عنوان "جمعه طولانی" اسم گذاشتند. ویگدیس می‌گوید: "وقتی گوینده خبرهای رادیو، خبر می‌خواند، ما صدای بچه‌ها را در پس‌زمینه می‌شنیدیم. شنیدن این صداها خیلی اتفاق بزرگی بود. معنایش این بود که پدرها باید حواس‌شان به همه چیز می‌بود." یک گزارشگر رادیو به خانه‌های مناطق دوردست تلفن می‌کرد که ببیند چند نفر از زن‌های روستایی این روز را تعطیل کرده‌اند اما تلفن را شوهرهایی برمی‌داشتند که ناچار شده بودند برای مراقبت از کودکان در خانه بمانند. در خانه ویگدیس قاب عکس سیاه و سفیدی بر دیوار است که روز تظاهرات در ریکیاویک (پایتخت ایسلند) گرفته شده است. خود ویگدیس، مادرش و دختر سه‌ ساله‌شان جایی وسط دریایی از جمعیت ۲۵ هزار نفری زنانی هستند که در میدان جمع شده‌اند، آواز می‌خوانند و به سخنرانی‌ها گوش می‌دهند و درباره این‌که چه کاری باید انجام دهند صحبت می‌کنند. برای ساکنان کشوری که کل جمعیتش ۲۲۰ هزار نفر بود، حضور این تعداد زن، حکایت از مشارکت بالای آنها داشت. در آن موقع ویگدیس که بعدها رئیس جمهوری این کشور شد، کارگردان هنری یک شرکت تئاتر در ریکیاویک بود و همراه زنان همکارش، برای پیوستن به تظاهرات، تمرین تئاتر را رها کرده بود. در میدانی که همه زن‌ها جمع شده بودند، یک گروه موسیقی، آهنگ سریالی را می‌نواخت که در آن سال‌ها بی‌بی‌سی درباره جنبش زنان خواهان حق رای ساخته بود و کمی پیش از آن در تلویزیون ایسلند پخش شده بود. زنان ایسلند در سال ۱۹۱۵ به حق رای رسیده بودند اما در طول شصت سال بعد از آن، تنها ۹ صندلی پارلمان را به دست آورده بودند. در روز تظاهرات مشهور، تنها سه نماینده زن در پارلمان عضو بودند. راگن‌هیدور کریستیاندیتور، استاد تاریخ دانشگاه ایسلند می‌گوید: "خود این برنامه، اهمیت اتحاد همه زنان را با پیشینه اجتماعی و سیاسی مختلف بازتاب داد." در میان سخنران‌های این برنامه یک زن خانه‌دار، دو نماینده مجلس، یک نماینده جنبش زنان و یک زن کارگر حضور داشتند. آخرین سخنران، آدالهایدور بارنفردسدوتی، رئیس اتحادیه زنان تمیزکار و کارگران آشپزخانه و لباسشویی در بیمارستان‌ها و مدارس بود. برنامه‌ریزان این مراسم موفق شده بودند در روزنامه‌های ملی و تلویزیون گزارش‌هایی در مورد دستمزد پایین زنان و تبعیض جنسیتی منتشر کنند که مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. ویگدیس می‌گوید مردها متوجه شدند اگر مخالف این حرکت باشند، محبوبیت‌شان را از دست می‌دهند. به گفته او فردای آن روز همه چیز به حالت عادی برگشت اما با این درک که زن‌ها هم مانند مردها ستون‌های جامع‌اند. پنج سال بعد، ویگدیس در رقابت با سه مرد، بر آنها پیروز شد و به ریاست جمهوری ایسلند رسید. او آن‌قدر محبوب بود که در دو انتخابات بعدی هم پیروز شد. در سال ۲۰۱۰ برای اولین بار یک زن در این کشور به نخست‌وزیری رسید. یوهانا سگوراتورتر اولین رهبر یک کشور است که آشکار اعلام کرده، هم‌جنس‌گرا است. در همین سال در ایسلند نمایش رقص برهنه ممنوع شد. سعدیه زاهدی، رئیس بخش طرح‌های جنسیت مجمع جهانی اقتصاد می‌گوید ایسلند هنوز جای پیشرفت دارد. به گفته او "تا وقتی مردان بیشتری نسبت به زنان در دانشگاه‌ها هستند، فاصله جنسیتی هنوز وجود دارد." با وجود این‌ ایسلند از سال ۲۰۰۹ به این سو در صدر فهرست کشورهایی است که بر مبنای شاخص‌های مجمع جهانی اقتصاد، کمترین فاصله جنسیتی میان زنان و مردانش برقرار است. چهل سال پیش و در زمان برگزاری اعتصاب یک‌روزه زنان، از ۶۳ عضو پارلمان تنها سه نفر از آنها زن بودند اکنون تعداد آنها به ۲۸ نفر معادل ۴۴ درصد اعضای پارلمان رسیده است. ویگدیس، زنی که سال‌ها رئیس جمهوری ایسلند بوده می‌گوید ما ایسلندی‌ها می‌گوییم برف خیلی زود جای پاها را پر می‌کند. یعنی این‌که اتفاق‌ها زود به دست تاریخ سپرده می‌شوند اما ما هنوز هم درباره آن روز حرف می‌زنیم. روز شگفت‌انگیزی بود."
اولین زوج ‌هم‌جنس در آلمان ازدواج کردند دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد افزایش ٢٣درصدی مراجعان پزشکی‌قانونی برای دریافت مجوز سقط جنین مهریه را معقول تعیین کنید ازدواج مذاهب متفاوت