1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

حال وهوای صفحه ی بارون تهران آدمو می بره به کوچه باغهایی که دو طرفش دیوارهای کاه گلی کوتاهه وشاخه های سبز درختا ن از بالای دیوار به کوچه سرک میکشن... داری آروم قدم میزنی و ریه هاتو از عطر خوش سادگی پر و خالی میکنی که یدفه  یه قطره ی بلوری ناز و کوچولو صورتتو قلقلک میده و سررر میخوره  و می افته تو اغوش گرم خاک.

خاک کم کم با پولک های بارون تزئین میشه و به رنگ قهوه ای تیره در میاد و جای قدم هات رو قلب گلی زمین نقش می بنده، انگشتای ظریف و سیال بارون را تو جای جای بدنت حس می کنی و یه احساسی زیر پوست صورتت دیگه جای موندن، می خواد تو خیسی هوا غوطه ور بشه.

انگار ابرا حوصلشون سر رفته واومدن با زمین  وآدماش بازی کنن. برگ درختا با ضرب آهنگ شرشر بارون به رقص اومدن  و ناودون همسایه تلق تولوق کنان سروصدا راه انداخته. جوی آبی که وسط کوچه زیر اسمون خاکستری  دراز کشیده  پر شده از دلتنگیهای ابر.

و روح من با نزول هر قطره به اوج میره ودر نامتناهی بی رنگ عشق با خدا قایم باشک بازی میکنه

.

.

.

به آن کوچه می رسم، در چوبی خونه را باز میکنم و پا توی حیاط  خیس میذارم، یه نگاهی به یاسهای بارون زده ی کنار باغچه میندازم؛ بوی معصومیت شون با عطر خنک بارون تو هوا شناوره

درو میبندم ... اما دلمو تو هیاهوی عاشقانه ی بارون خدا جا میذارم

دیدگاه‌ها  

+1 # ti ti 1390-06-15 14:24
ashke mahtab joon behet tab rik migam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حمید 1390-06-15 14:37
لحظه ها خاطره اند زندگی شوق تمنای همین خاطره هاست.اشک مهتاب ممنون خیلی خوشحال شدم بهت تبریک میگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرضی 1390-06-15 14:44
اشک مهتاب کجایی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # رهی {سید سابق} 1390-06-15 15:36
آفرین به این ذوق
زیبا بود "اشک مهتاب" جان
امیدوارم باز هم ازت مطلب ببینم
پس باز هم مطلب بفرست

روی آن شیشه ی نمدار تورا, ها کردم
اسم زیبای تورا با نفسم جا کردم
شیشه بدجور دلش ابری بارانی شد
شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم
با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تورا
عکس زیبای تورا سیر تماشا کردم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیوا 1390-06-15 15:44
اشک مهتاب عزیزم بهت تبریک میگم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرجان 1390-06-15 15:48
خیلی خوشحالم تونستی مطلب به اسم خودت بزاری امیدوارم همیشه برامون مطلب و شعرهای قشنگ بزاری گلم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پدرام نیکخو 1390-06-15 18:48
سید رهی نوشتت خیلی‌ خوبه ادامه بده،
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شهرزاد 1390-06-15 19:12
اشک مهتاب خودش کجاست؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 20:56
بچه ها شما همگی لطف دارین
لطفا اینقدر منو شرمنده نکنید...باور کنید اونطورام نیست.خوشحال میشم باپیشنهادهای سازندتون در مراحل بعدی بهتر عمل کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 21:01
راستی بچه ها از همتون بخاطر غلطهای نگارشیش عذر میخوام واینجا تصحیحش میکنم:
خط 4(یه احساسی زیر پوستت جای موندن نداره)
بعد از خط چین پاراگراف اول(به انتهای کوچه میرسم)
خط اخر(دلمو تو هیاهوی عاشقانه ی بارون خدا جا گذاشتم)
خیلی خیلی معذرت میخوام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-15 21:02
خیلی زیبا بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 21:05
سلام کیانا جان رو خطی کم پیدایی خانمی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-15 21:15
فقط چند وقتی نبودم ...چقدر دلم واست تنگ شده بود اشک مهتاب جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # امین 1390-06-15 23:32
آفرین اشک مهتاب موفق باشی
سلام کیانا جان نبودی بی وفا یه مدت
خوبی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 23:58
ممنون اقا امین اما فکر نکنم اونقدر که دوستان تعریف میکنند خوب باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 21:31
منم همینطور
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آناشه 1390-06-16 00:52
خیلی خوب بود نوشته شما ... موفق باشین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-16 00:55
ممنون اناشه جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-16 03:01
سلام داداش گلم ...اره خوبم ...خیلی خیلی دلم برات تنگ شده بود جدی میگم
بعدشم من بی وفا نیستم !1گرفتاری داشتم یه چند روزی نتونستم بیام ...
ببینم امین,من که نبودم کسی جای منو به عنوان خواهرت نگرفته که ...؟؟!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # امین 1390-06-16 11:48
to ke ja khod dari khanom
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # تازه وارد... 1390-06-16 15:39
یکی به من بگه ابنجا چه خبره ؟؟؟؟
شماها همدیگر و میشناسین؟
من چند روزی هست میام اینجا از مطالب جالب سایت استفاده میکنم ، ولی برام جالبه که شماها اینجا با هم چت میکنین و اینقدر با هم خودمونی هستین!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی به تازه وارد 1390-06-17 01:45
"تازه وارد" عزیز من به شخصه هیچکدوم از دوستای اینجارو نمیشناسم
اما تا الان خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم
بنظرم اینجوری بهتره
چون اینجوری همه با هم رو راستن و دلیلی واسه دروغ و ریا و خودنمایی وجود نداره
اینجا همه خودشونن، نه بیشتر و نه کمتر...
به جمع ما خوش اومدی تازه وارد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-17 03:21
اقای تازه وارد الان که به جمع ما اومدید دیگه تازه وارد نیستید دزسته؟؟؟شماهم یکی از دوستان هستید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # elnaz 1390-06-17 13:09
ashke mahtab joon kheyli ghashang bod
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # asal 1390-06-17 15:59
behet tabrik migam ashke mahtab matnet gashang bud montazere matnaye baadi va zibaye u hastim.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-17 18:03
ashke mahtab joon khaili ziba va ehsasati bod mersi
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ahmad 1390-06-18 05:50
سلام اشک مهتاب خانوم
خیل زیبا بود هم حس ترنه ای بارونی داشت هم حس خدای زیبا بود
خیلی دوست دارم به وبم سر بزنی چون همه شعرای وبم رو خدم میگم همه چیزش رو
یک سر بزنید خوشحال میشیم
http://www.manoashk.blogfa.com/
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-19 18:34
الناز جان؛الهه ی عزیز وعسل خانم از لطفتون ممنون
شما لطف دارین بهر حال امیدوارم تونسته باشم حس نشاط بارون به شما منتقل کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سحر 1390-06-19 19:03
مگه کسی به اشک مهتاب چیزی گفته؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-19 19:13
نه سحرجان حل شد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گلابی 1390-06-19 19:15
نه سحر جان !!! انتخاب رشته ات چی شد؟ مامان اینا خوبن انشالله؟ iهمسایه ها ؟ دوستان ؟ خب دیگه چه خبر !!! به به چه چت رومی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-20 12:07
salam ashke mahtab joonam bebakhshid ye kami dir bet tabrik migam vaghn ghoveye takhayol va ehsaset baraye neveshtane mtn kheili alie to kheili (creative)hasti vaghan khoshhalam vasat bet tabrikkkk migam montazere neveshtehaye baditam hastama kash manam ghoveye takhayolam mesle shoma khoob bood ashke mahtab joon
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-20 20:40
سلام سحر جان شما لطف داری اماهر انسان ویژگیها واستعدادهای خارق العاده ی خاص خودش را داره والبته شما هم دارای ویژگیهای منحصر به فرد خودت هستی وفقط باید اونو کشف کنی وپرورشش بدی منهم تا چندسال پیش اون جدی نمیگرفتم اما اطرافیان بهم یاداور شدن امیدوارم شماهم با موفقیت تمام استعدادهای بی نظیرتو کشف کنی
راستی شما همون سحر خانمی هستی که بالا به فارسیcmداده بودید یا ایشون یکی دیگس؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-20 20:47
na man oon sahar nistam ke be farsi cm dade man esmamo english minevisam hamish
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لیندا 1390-06-21 05:04
من هم تازه این متن رو خوندم، یکی از زیباترین و پراحساس ترین
متن هایی که خونده ام این متن بود
حتما ادامه بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 21:28
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-21 23:56
خواهش میکنم لادیز جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-21 22:48
نیلوفرجان کجایی نیستی منتظرخبرخوشت بودیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # gharibe 1390-06-22 12:23
aval mamnon az matlabe khobeton va dovom inke age hamin tori edame bedin ye chat rome khob misazin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # gharibe 1390-06-22 12:28
aga ya khanume ashke mahtab matn male khodetone ya inke az jai bardashti lotfan rastesho begin
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sahar 1390-06-22 12:34
gharibe jan khanoome ashke mahtab khodesh in matlabo neveshtan ashke mahtab kheili estedadesh tooye adabiat khoobe mage nadidin cheghadr matne adabi tooye nazarashoon dadan?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-22 12:37
Are gharebe jan sahar joon dorost migan en matn ro ashke mahtab joon khodeshon neveshtan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-23 04:56
ممنون بچه ها اما حالا خیلی مونده...من با وجود علاقه ی شدیدی که به هنر وادبیات دارم اما متاسفانه یا خوشبختانه رشته ی تحصیلیم در این زمینه نیست و زمین تا اسمون با هم فرق دارن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-23 04:53
سلام اقا یا خانم غریبه ممنون که وقت گذاشتین واون خوندین
نه من اهل سرقت ادبی نیستم واگه دقت کرده باشین توی کامنتام اگر شعریاجمله ای نوشته باشم انتهاش منبعشو ذکر میکنم مگر اینکه فراموش کنم
این متن واونی که درمورد عید فطره کار خودمه اما بقیش نه از ارشیوم برای دوستان نوشتم
باتشکر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ماز 1390-06-23 09:00
شايد ميخواد تعداد كامت ها زياد باشه و خودشون جو سازي مي كنن كه بيينده مطلبشون بره بالا !!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-25 23:40
ashke mahtab jon mage reshte tahseleton chea?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نیلو 1390-07-01 15:42
ببخشید عزیزم که این حرفو میزنم ولی من متاسفانه نتوستم هیچ ارتباط خاصی با این متن برقرار کنم ولی باید بگم که اشک مهتاب عزیز از جمله آخر خیلی خوشم اومد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 02:28
نیلو جان ممنون که وقت گذاشتی ومتنمو خوندی عزیزم نظر شما هم مثل بقیه ی نظر ها برام خیلی محترمه امیدوارم با راهنمایی هات در مراحل بعد بهتر عمل کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 20:15
کافیه پسوردتو تو قسمت پسورد واسم ایمیلتو توبدون @yahoo.comتو قسمت مربوط به اسم وارد کنی وبعد به این باکست بری یا برای نوشتن میل جدید به compose mailبرو البته من اینا را تو جی میل انجام میدم یاهو را نمیدونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 20:25
تا اينجاشو ميدونم تو ياهو مسنجر كه ميرم برام ص ايميل هاي جديد باز ميكنه . بقيه شو نمي دونم . مثلا چه جوري جوابشو بدم . راستي ايميلت نرسيد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 20:37
اشك مهتاب متنت خيلي قشنگه كاملا همه ي به همه ي جزئيات دقت شده و اين خيلي خوبه . چرا زودتر بهم نگفتي بيام بخونمش ؟
واقعا خيلي عالي بود خواهر .(بوس)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 20:42
شرمنده منم متنتو خوندم خداييش خيلي قنك بود خيلي خوشم امد اشك مهتاب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 20:44
عزیزم من برا این اومدم اینجا که از اون بحثای اعصاب خورد کن دور شم اخه اونجا خیلی کش مکشه امیدوارم اینا بدردت بخوره در مورد یاهو هم میپرسم ومیگم(مرسی)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 20:49
ناراحتي ك متنتو خوندم ببخشيد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 21:03
مصطفی دیگه داری شورشو در میاری یه کلمه پیداکن که من نوشتم چرا خوندیش اصلا یه دقیقه با خودت فکر نکردی که شما وبقیه مثل همید اگه نخام شما بخونی پس همینطورم نمیخوام کس دیگه ای بخونه اگه گذاشتمش اینجا یعنی بازدید برای عموم ازاد است چه شما باشید چه کس دیگه .همین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 21:04
مصطفي اين صفحه براي اين نوشته شده كه خونده شه . پس فكر نكن كسي ناراحته . خوب ؟
اشك مهتاب الكي از دست كسي ناراحت نميشه . من خواهرم رو خوب ميشناسم.ولي اينكه مرتب در مورد ديكران شك داري و همش ميترسي ناراحت بشن باعث ميشه خودت خيلي عذاب بكشي .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 21:18
اندریا جان منم سعی دارم همینو بگم اگه کسی راببینم که داره این جور با خودش رفتارمیکنه ناراحت میشم چون داره ظلم بزرگی به خودش میکنه من کسایی را دیدم که زندگیشون سختتر از ایشون بوده اما عزت نفس داشتن ومثل بقیه که تحقیرشون کردن خودشون خودشونا تحقیر نکردن ادم ببرای چنین ادمایی احترام زیادی قائله اما مصطفی هم با اونا در اذیت کردن خودش همدسته
اندریا جان با جمله ی اخرت موافقم واینم بهش اضافه کن که نه تنها خودشو بلکه بقیه را هم عذاب میده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 21:22
سعي كن اعتماد به نفست رو ببري بالا . اگه يكي بهت جوابي نميده دليل نميشه كه نخواد ريختت رو ببينه . چرا اين فكر رو ميكني ؟
تازه هم اگه با يكي حرف زدي حتي اگرم از روي عمد هم جوابتو نداد نبايد سريع ناراحت بشي . بايد بهش ثابت كني كه جواب ندادنش بهت لطمه اي نزده و البته بايد بدوني كه همه چيز هم جواب نداره مثلا الان خواهرم بايد بهت چي مي گفت كه نگفت ؟ مگه به من گفت؟ چرا چون جوابي نداشت . چون همه مون ميدونيم كه خوشحاله كه متنش رو خونديم و خوشمون اومده اين نشونه ي بي اهميتي ش نسبت به اين موضوع نيست .چرا از اين زاويه نمي بينيش كه شايد انقدر بهت اطمينان داشت كه دوستشي و مثل يه غريبه نبايد ازت تشكر ميكرد . درسته ؟ مطمئنا خيلي هم خوشحاله كه متنش رو خوندي . درسته اشك مهتاب ؟
انشا ال... هم كه عملت خوب پيش ميره نگران نباش .
البته ببخشيدا خواهر پريدم وسط حرفت با مصطفي ، فكر كردم بايد اشتباهي شده باشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 21:22
من ازتونمعذرت ميخام بخدا تقصير اين دكتراست اولا اين قدر امبول جيزي بهم زدن ك ديكه كنترلم دست خودم نيست اخه بد جور از فردا ميترسم همش در گير اينم ك اكر خدا نكرده فردا رو ديكه نبينم كسي ازم دل گير نباشه بازم شرمنده ممنون ك بفكرميد 
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 21:30
منظورت از اشتباه جيه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 21:46
نه اندریا جان راحت باش راستی درمورد سوالی که کردی باید بگم اینجوری که ریا میشه(نیشخند)
عملتون چیه اقا مصطفی؟اگه میخواید کسی را ناراحت نکنید فقط اینطورحرف زدنا بذاریدکنار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 21:56
عمل من توموره يعني پهلو مخچم ي تومور رشد كرده
بازم معذرت ولي بخدا كنترلم دست خودم نيست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 21:58
منظورم همينه كه فكر كردي اشك مهتاب ناراحت شده . ببين بهم شك كرديا . (خنده) شوخي كردم . بابا بي خيال من انقدر دوست دارم عملو كه حد نداره . خيلي بهتر از بودن تو مطب دندون پزشكيه حداقل آدم بي هوشه و هيچي نمي فهمه . نگران نباش الان ديگه عملا كشك نيست كه همه بميرن . يه كم به دكترت اعتماد كن و البته يه كم به خدا اعتماد كن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 22:03
ببین نمیتونم توضیح بیشتری بدم فقط میگم که امیدتو از دست نده میدونم جمله ی کلیشه ایه ولی اگه بهش عمل کنی خوبه وبا تمام وجودت باور داشته باش که سالم میای بیرون
آمین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 22:08
من از شما ممنونم
اندريا تو اون سايت عضو شدم و برات بيام خصوصي فرستادم واست امده يا نه
از اشك مهتابم ممنونم و اندريا ك با تمام وجود دازيد ب من دل داري ميديد
منم حالا ديكه بايد برم واسه صبح اماده بشم منتظرم هستيد يا نه ك بيام باز كنار شماها؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 22:19
اره منم اميدوارم . سعي كن استرس نداشته باشي هر چي استرست بيشتر باشه بدتره و كار دكترا هم سختتر ميشه . ريلكس باش الان آرامش بيشترين چيزيه كه بهش احتياج داري پس آروم باش . خوب؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 22:25
عملو بيخيتل داداشت امده تو سايت بحرانه زود باش تا نرفته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 22:26
نكفتي ثبت نام من درست بوده يا نه
در ضمن جشم سعي ميكنم استرس نداشته باشم ممنون ب فكر منيد منتظرم ميمونيد بركردم تو جمع شماها
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-07-04 22:51
آره منتظر مي مونيم . آره فعلا با مبايل بهتر از اين نمي توني كاري كني . خوبه با همينم كارت راه ميفته .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 22:54
داداشت امد تو ٩٨يا نه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 22:58
راستی اقا سپهر اطلاعات پزشکیش خوبه اگه سوالی در این زمینه داشتی ازش بپرس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 23:08
سبر ديكه كيه كيشه برام معرفيش كنيد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-07-04 23:17
یکی از کاربرای سایته میتونید برای اشنایی بیشتر به ص (با7شرط پای سفره ی عقد بنشینید) برید وگشت امنیت اخلاقی
اطلاعات پزشکیش میتونه کمکتون کنه البته اگه لازم دارید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-10 23:50
اشک مهتاب جون مرسی از متنت.میشه منم جزو دوستات حساب کنی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # fateme 1390-08-22 15:39
hava gerfte bod.baran mibarid kodaki aheste goft,khodaya gerye nakon dorost mishe ,,,,, baroon faghat baroon golestan marekast
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-08-27 02:24
افسانه جان برای من مایه ی افتخاره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ahmad 1391-04-24 15:41
چند چند وقت بازم هم امدم کمیدر انتظارش بمانم اما نشد شاید باران ان را زنده سازد
www.manoashk.blogfa.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک 1392-02-20 14:16
سلام اشک مهتاب خانوم خیلی وقت هست نیومدی اینجا میدونم ولی امروز بدجوری یاد شما رو کردم اگر امدی این متن منو خوندی بدون هنوز تو فکرمی و بعضی روز ها بهت فکر میکنم

منتظرت هستم
www.manoashk.blogfa.vom
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!!

وقتی مردی شما رو بخواد، هیچ چیز نمی تونه جلوش رو بگیره!! پس بدانید اگر واسه ازدواج بهانه مشكلات رو میاره، یا شما رو نمی خواد یا هنوز تردید داره كه شما كیس ازدواجشید یا دیگری! وقتی مردی شما رو نخواد، هیچ چیز نمی توونه نظرش رو برگردونه و نگهش داره!!! پس اگه واسه نگه داشتنش مجبورید خیلی وقتا از خیلی چیزا بگذرید یا متوسل به دعا و حاجت شید، بدونید كه رفتنیه!! وقتتون رو تلف نكنید! اون حتی بعد از ازدواج با شما نیز، مال شما نیست! دست از بهانه گیری به جهت رفتار یه مرد بردارید! اونا اصلاً به حرفای شما گوش نمی دن!! این باعث می شه به مرور شما رو یه زن نق نقو یا غرغرو بدونند و وقتی دارید انتقاد می كنید به همه چیز فكر كنند جز حرفای شما! اصولاً اگه از رفتارشون شكایت دارید بهتره بزارید واسه یه فرصت دیگه! زمانی كه به عشق شما معترفه و نمی تونه به شما توجه نكنه! یادتون باشه رفتار آرامتر، همیشه بهتره هیچوقت خودتون رو برای حفظ رابطه ای كه خودتون تشخیص می دید ارزشش رو نداره، تغییر ندید. چون مدتها بعد، زمانی كه تغییر كردید و دلتون واسه خودتون تنگ شد، می فهمید شخصی كه روبروی شما ارزشش رو نداشته و اون زمان دیگه فرصتی واسه جبران نیست قبل از اینكه بفهمید واقعاً چه چیزی خوشحالتون می كنه، با كسی ارتباط برقرار نكنید

چرا قدر اکنون را نمی دانیم

خیلی از ما  قدر لحظه را نمی دانیم. متوجه هم هستیم که لحظه خاطره انگیزی است مثلا وقتی که دوست قدیمی مان، شمع تولدش را فوت می کند. یا وقتی  کنار پدرمان در آشپزخانه نشسته ایم و لقمه های کوچک نان سنگک و گردو را برای خودمان درست می کنیم… می دانیم که این لحظات صمیمی را از یاد نخواهیم برد ولی مشکل این است که در خودِ آن لحظه، ذهن ما جای دیگری است. جسم ما ریشه در اکنون دارد ولی ذهن ما بین گذشته و آینده در چرخش است. به نظر می رسد خیلی از وقایع، بر اهمیت و مطبوع بودن شان  به مرور افزوده می شود. ذهن ما  دوست دارد ماجراهای به یادماندنی را ویرایش کند،  صحنه های لوس و ناگوار را حذف نماید و یک  خاطره زیبا برای ما بسازد. در ضمن نمی خواهیم روی اکنون تمرکز داشته باشیم چون از لحظه بعدی مطمئن نیستیم. تشویش و نگرانی های منطقی و حتی بیمورد به ما اجازه نمی دهند از اکنون مان لذت ببریم. ترس از زلزله، آتش سوزی و یا جر و بحثی که با یک نفر داشته ایم تاثیر خودش را بر ما می گذارد. مغز ما شبیه یک غار عمیق و تاریک است. مغشوش و مملو از موضوعات نگران کننده… برای همین ما عملا نمی توانیم « من» را کنترل کنیم. دفعه بعد وقتی که مشغول دیدن غروب زیبای خورشید هستیم و همزمان نگران کارهای انجام نشده در اداره، لازم نیست احساس گناه کنیم از اینکه در لحظه حضور نداریم. چون می دانیم که مغز ما، نمونه مرتب شده هر ماجرایی را بعدا به ما تحویل می دهد.
مرگ هیچ وقت عادی نمی شود عشق همه چیز است مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد مهر، با بوی تند مدرسه مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کیفی پر از مدرسه

روزهای آخر شهریور می توان از همه فروشگاههای لوازم التحریر متنفر بود. با انواع و اقسام مدادها و روان نویس ها و دفترها که هر کدام به تنهایی فریاد می زنند" من رو بخر، من رو بخر" و تو طلسم می شوی.

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟
دردسرهای خرید گوشت قرمز از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید مادت اولین تولد کافه ویسپو کنترل صفرهای قبض برق

مطالب تصادفی

گزارش روز

دست زنان از مسكن مهر كوتاه است

شرایط پیش فروش مسكن مهر اعلام شد. در خبرها آمده بود كه واحدهای مسكن مهر در برخی شهرهای جدید استان تهران پیش فروش می‌شوند و اولویت با متقاضیانی است كه آورده آنها آماده باشد. اما به نظر می رسد دولت زنان را در این مساله به طور كامل نادیده گرفته است.

مشارکت اقتصادی زنان ایرانی پایین‌ترین نرخ مشارکت زنان در جهان

شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان ریاست جمهوری اسلامی می‌گوید مشارکت اقتصادی زنان ایرانی پایین‌ترین نرخ مشارکت زنان در جهان است. او در نشست تخصصی بانوان نخبه و فعال استان یزد، به گزارش اخیر مجمع جهانی اقتصاد اشاره کرده که بر اساس آن، رتبه ایران از ۱۴۴ کشور ۱۳۹ گزارش شده است. مولاوردی همچنین گفته که در جهان تنها ۱۸ اقتصاد وجود دارد که شوهران می‌توانند مانع از اشتغال همسران خود شوند. ایران از جمله این کشورهاست. به گفته مولاوردی در دو سال گذشته در ۶۵ کشور ۹۲ مورد اصلاحی در مورد مشارکت اقتصادی زنان انجام شده است. معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری ایران در بخش دیگری از سخنان خود به اشتغال زنان کارگر در مشاغل سخت اشاره کرده و گفته است: «در جامعه روستایی همواره زنان کارگران روزانه و بدون مزد تلقی می‌شوند که عمدتا در قالب زنان خانه‌دار معرفی می شوند.» او به ضرورت تدوین و ابلاغ قانون منع عقد قرارداد موقت، اشاره کرده و گفته که عقد قراردادهای موقت، امنیت شغلی را از بین برده و اخراج کارگران را بسیار راحت کرده است.   با وجود اینها، مولاوردی معتقد استکه زن بودن امکان به کارگیری زنان در بخش اقتصادهای غیر رسمی را افزایش داده به شکلی که در حال حاضر اقتصاد غیر رسمی در حال زنانه شدن است. او ایجاد مراکز کاریابی ویژه زنان با انگیزه برخورداری معافیت مالیاتی به مدت مشخص را برای تحقق مشارکت زنان در عرصه های اقتصادی مهم دانسته و گفته که این معاونت در حال تدوین سند سیاستی اجرایی اشتغال زنان با جامعه هدف زنان سرپرست خانوار و دختران فارغ التحصیل است. مولاوردی همچنین می‌گوید که ایجاد مراکز کاریابی ویژه زنان، نقش مهمی در افزایش مشارکت اقتصادی زنان در جامعه ایفا می‌کند.
تهرانی ها ازدواج نمی کنند بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران مرثیه ای به نام طلاق در ایران رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

چرا نمی خواهم با مردی که دوستش دارم، سکس داشته باشم؟

آمارها در نقاط مختلف نشان می‌دهد که بین یک تا سه نفر از میان هر صد نفر "آسکشوال" (asexual) هستند یعنی تمایلی به رابطه جنسی ندارند و سکس برایشان جذابیتی ندارد. استیسی یکی از این افراد است که سال‌ها برایش سوال بوده که چرا نمی خواهد با هیچ‌کس رابطه جنسی داشته باشد. او در این مطلب توضیح می‌دهد که چطور دکترش واقعیت را به او گفته است. سال‌ها فکر می‌کردم که نوعی مشکل جدی ذهنی یا روانی دارم. فکر می‌کردم خیلی عجیب است که نخواهی با دیگران سکس داشته باشی. دوستانم از دوست پسرهایشان می‌گفتند و ستاره‌های مشهوری که دوست داشتند با آنها بخوابند. اما من هیچ کس را به این چشم نگاه نمی‌کردم. بیست و دو سه ساله بودم که کاملا متوجه این تفاوت شدم. اما حرفش را با کسی نمی‌زدم چون می‌ترسیدم فکر کنند آدمی "عجیب و غریب" هستم. آسکشوال بودن یا بی‌میلی کامل جنسی طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود. خود من با این که تمایلی به رابطه جنسی ندارم، اما آدم رمانتیکی هستم و از نظر احساسی کاملا جذب آدم‌هایی می‌شوم که از آنها خوشم می‌آید. ۱۹ سالم بود که با دوست پسرم - که بعدا با هم ازدواج کردیم - آشنا شدم. آن موقع چیزی درباره بی‌میلی کامل جنسی نمی‌دانستم. فکر می‌کردم از بقیه عقب افتاده‌ام یا آدم املی هستم. پیش خودم فکر می‌کردم که "من عاشق این مرد هستم و اگر پیشنهاد ازدواج بدهد صد در صد قبول می‌کنم چون می‌دانم که می‌خواهم بقیه عمرم را با او بگذرانم، پس چرا تمایلی به خوابیدن با او ندارم؟ واقعا احمقانه است." من و شوهرم مدت‌ها با این موضوع دست و پنجه نرم می‌کردیم و مثل سفری اکتشافی تلاش می‌کردیم ببینیم ماجرا از چه قرار است. او مرتب می‌گفت "من عاشق تو هستم و تا هر زمانی که لازم باشد صبر می‌کنم تا شاید روزی این اتفاق بیفتد". همسرم واقعا هوای مرا داشت و هرگز از من نخواست کاری بکنم که با آن راحت نبودم. معیارهای اجتماعی رایج، رابطه جنسی و بچه‌دار شدن را نیروی محرک رابطه می‌داند. دوستانم یکی یکی وارد رابطه می‌شدند، ازدواج می‌کردند و بعد بچه‌دار می‌شدند. من با خودم فکر می‌کردم "حتما از من هم انتظار دارند که با شوهرم سکس داشته باشم و بچه‌دار شوم." شب‌ها کابوس‌هایی می‌دیدم که مرتب تکرار می‌شد. خواب می‌دیدم که همسرم می‌خواهد مرا ترک کند و با کسی برود که عین خود من است ولی دوست دارد با او بخوابد. مجموعه این فشارها به جایی رسید که اضطراب و تشویش، مرا به آدمی غیر قابل تحمل تبدیل کرده بود. با خودم گفتم "باید این مسئله را رفع و رجوع کنی. باید سر در بیاوری که ماجرا از چه قرار است." در این مقطع ۲۷ یا ۲۸ سالم بود. این اشتباه بزرگ را مرتکب شدم که سراغ اینترنت بروم و دنبال دلایل نداشتن میل جنسی بگردم. واقعا اشتباه بدی بود. هزار و یک دلیل ریز و درشت مثل تنظیم نبودن هورمون‌ها پیدا کردم اما چیزی که ذهنم را مشغول کرد، تومور مغزی بود. فکر کردم حتما تومو مغزی دارم و به زودی می‌میرم. رفتم دکتر و پرسیدم "مشکلم جدی است؟ چقدر دیگر زنده می‌مانم؟" دکتر گفت :" آرام باش. تو احتمالا آسکشوال هستی". گفتم "چی هستم؟" دکتر سایت‌هایی را نشانم داد که از طریق آنها آدم‌های شبیه خودم را پیدا کردم. خیلی جالب و هیجان‌انگیز بود. هرگز چیزی درباره آسکشوال بودن یا بی‌میلی جنسی نشنیده بودم. تحقیقات بیشتری کردم و هر چه جلوتر می‌رفتم احساس بهتری داشتم. با همسرم صحبت کردم و گفتم "این مسئله احتمالا برای همیشه، داشتن سکس را برای من منتفی می‌کند." او هم چیزی شبیه این گفت که "خب، من خودم هم تا الان به همین نتیجه رسیده بودم، بنا براین خیلی مهم نیست." برخوردش واقعا خوب بود. کاملا مرا درک می‌کرد. دوست دارم فکر کنم شخصیت خودم آن قدر برایش جذاب بود که با خودش فکر کرده بود: "این یکی را بی‌خیال می‌شوم". هرگز آنچه را که مردم به عنوان میل شدید جنسی توصیف می‌کنند درک نکرده‌ام و اگر هم چیزی بوده بسیار بسیار اندک و گذرا بوده است. برای من بیش از آن که برانگیختن شهوانی در کار باشد، طی شدن یک روند بیولوژیک مطرح است که علاقه‌ای ندارم بقیه را در آن دخیل کنم، حتی شوهرم را. مثل این است که با خود بگویی " عجب، این هم حسی است که باید با آن کنار بیایم." من تقریبا خودم را از آن جدا کرده‌ام. آسکشوال بودن یا بی‌میلی جنسی طیف گسترده‌ای دارد. از جمله شامل آدم‌هایی می‌شود که بعد از آن که رابطه‌شان شکل گرفت و جا افتاد برای سکس با همسر یا دوستشان احساس راحتی می‌کنند. اما برای من این طور نیست. هر وقت تلاش کرده‌ام نزدیک شوم تمام بدنم فریاد کشیده که "نه، خیلی ممنون، ادامه نده، نمی‌خواهم." مسئله بچه‌دار شدن هم مطرح است. کسانی که درباره این موضوع با آنها صحبت کرده‌ام تقریبا بلافاصله این سوال را مطرح کرده‌اند که "حالا چطور می‌خواهی بچه‌دار شوی". جواب این است که اگر خودم بخواهم راه‌هایی برای این کار وجود دارد. این طور نیست که بچه‌دار شدن غیر ممکن باشد. من سه یا چهار سال پیش از بی‌میلی جنسی خودم خبردار شدم. این که برای این کلمه (asexual) از مخففACE (آس) استفاده می‌کنند، برایم خوشایند است. کمک می‌کند خودم را بهتر بشناسم، رفتارم را بهتر درک کنم و بفهمم ذهنم چطور کار می‌کند. من از این که ACE (آس) هستم خوشحالم و حتی به خودم افتخار می‌کنم. دوست دارم درباره آن صحبت کنم چون می‌خواهم آدم‌های ‌بیشتری از این موضوع باخبر شوند و بقیه را به خاطر این که سکس نمی‌خواهند ، سرزنش نکنند. خودم فکر می‌کنم اگر از ۱۸، ۱۹ سالگی درباره بی‌میلی جنسی می‌دانستم، سلامت ذهن و روانم در طول سال‌های بعدی به مراتب سالم‌تر بود.

مردانی که از تصمیم گیری می ترسند

همه ما در مراحل زندگی، مدام با تصمیمات و انتخاب هایی روبرو می شویم که هر کدام شان می تواند وضعیت زندگی ما را کاملا دگرگون کند. به همین دلیل جرئت و جسارت در تصمیم گیری، از نشانه ها معتبر برای ابراز وجود مردانه بوده است. شاید در دوران ما، تنوع تصمیمات و انتخاب ها کمی گیج کننده به نظر برسد و همیشه فکر کنیم فرصت یک انتخاب یا یک عمل بهتر برای ما وجود دارد و خود این مسئله بر سختی تصمیم و انتخاب بیفزاید. متاسفانه بعضی از مردان جرئت لازم را ندارند. آنها همه عمر از شغل شان و نوع تحصیلی که انتخاب کرده اند یا تحصیلی که نخواستند داشته باشند ناراضی هستند. ریسک نمی کنند. بلندپروازی ندارند. از اشتباه می ترسند و همیشه یک دلیل بیرون از خودشان، مسئول کم آوردن ها و بدبختی های شان است. این نوع افراد جرئت ندارند بپذیرند هر تصمیمی ممکن است اشتباه باشد چون شکست، اشتباه و جواب رد گرفتن با روحیه ضعیفی که دارند همخوانی ندارد. پذیرش شکست و نه شنیدن، نوعی شجاعت می طلبد و مشخصه اصلی اش این است که هویت استوار و قابل اعمادی برای خود قائل هستند. این نوع افراد مثلا در محیط اجتماعی و گردهم آیی های دوستانه اهل پیشنهاد دادن نیستند. سلیقه خودشان را و نیت خودشان را به طور آشکار بروز نمی دهند. به دوستان شان فیلم خوب، سفر جالب، قهوه خانه دنج پیشنهاد نمی دهند. آنها می ترسند که سلیقه شان مورد پسند نباشد. این نوع افراد ترجیح می دهند از بقیه، مدام پیروی کنند ولی در درون ذهن شان، همیشه متعجب هستند که چرا هیچکس قدر شان را نمی داند و بهای کافی به آنها نمی دهد. آنها دست بر قضا، اگر در یک جمع با دختری که برای شان دوست داشتنی به نظر برسد همان شیوه همیشگی را دنبال می کنند. سریع به این نتیجه می رسند که فرد مورد نظر دست نیافتنی است و راه حل شان معمولا  پناه بردن به افکار منفی نسبت به فرد مزبوراست. یک لحظه به این فکر نمی کنند که هیچ جدئت و ارزش جذابی از خودشان یا ازحرکات چشم و دست و حالت نشستن شان ساطع نمی شود که جذاب شان بسازد. آنها در درون و خلوت خودشان، تصور خوشایند و جذابی از خودشان ندارند. برای همین جرئت  ابراز وجود ندارند. این نوع مردان، معمولا ناکامی شان را به چیزهای نسبت می دهند که ندارند یا فکر می کنند ندارند. قاطعانه باور دارند یا باید بسیار جذاب و اجتماعی باشند یا خیلی پولدار… آنها قادر به دیدن بخش بزرگی از دختران و زنان جامعه شان نیستند که برای شان پول و قیافه بسیار جذاب مردانه اصل نیست. نمی خواهند بپذیرند خیلی از دختران و زنان امروز کار و اندازه منطقی زیبایی خودشان را می شناسند و برای همین واقعبینانه دنبال یک مرد می گردند که بیش از هر چیز قابل اعتماد به خود و آنها باشد.
پنج نکته درباره کامیابی جنسی زنان برای عزیزی که دیگر نیست (عرشیا) آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟ بعضی ها بیشتر عاشقِ مخ زنی هستند تا رابطه هرچیز آدابی دارد، خصوصا معاشرت

زنان حادثه

ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند

کمتر از یک ماه پیش، جیمنا ریکو، اسپانیایی و شازا اسماعیل زاده مصر مثل سایر زوجهای همجنسگرا در لندن بودند، جایی که عشقشان شکفته بود. اما تماس تلفنی پدر خانم اسماعیل باعث شد که این زوج برای سفری کوتاه به دوبی بروند. سفری که به گفته خانم ریکو با یک تلفن ساده شروع شد اما با تهدید مرگ، فرار از مرزهای بین‌المللی و حبس شدن در یکی از زندان های ترکیه توام شد. خانم اسماعیل گفته است که در زندان ترکیه با آنها رفتاری وحشتناک، غیر انسانی و غیر منتظره شده است. خانم ریکو که اکنون در شهر توروکس، زادگاه خود در اسپانیاست، همراه با خانم اسماعیل جلوی دوربین خبرنگاران رفت تا از کابوسی تعریف کند که طی آن والدین دوست دخترش در دوبی سعی کردند آنها را به زور از هم جدا کنند. کابوس وحشتناکی که سه هفته به طول انجامید. خانم ریکو به خبرنگاران گفت: می خواهم ماجرایمان را برای همه تعریف کنم چون فکر می کنم به بسیاری از همجنسگرایان که سرکوب می شوند، کمک می کند. او که ۲۸ سال سن دارد به خبرنگاران گفت ماجرا خیلی ساده شروع شد. پدر خانم اسماعیل به او گفت که مادرش مریض و در بیمارستانی در دوبی بستری است. آنها به همین دلیل روز ۱۴ آوریل پرواز کردند و به دوبی رفتند. جیمنا ریکو گفت: اما این یک کلک بود. او ما را تهدید به مرگ کرد و گفت که به جرم لزبین بودن ما را روانه زندان می کنند آنطور که او می گوید، خانم اسماعیل که ۲۱ ساله است، توسط خانواده اش حبس شد اما آنها موفق به فرار شدند و به تفلیس در گرجستان پرواز کردند. اما با وجود آنکه نزدیک به سه هزار کیلومتر از خانواده خانم اسماعیل فاصله گرفته بودند، هنوز در امنیت نبودند. امیدوار بودند که از آنجا بتوانند با پروازی دیگر به لندن بیایند، اما پدر خانم اسماعیل در فرودگاه پیدایش شد و مدارک شناسایی و ویزای بازگشت او به لندن را پاره کرد. خانم ریکو گفت که مقامات گرجستان سپس آنها را به مرز با ترکیه اسکورت کردند. وزارت امور خارجه اسپانیا می گوید که آنها در سامسون در شمال ترکیه بازداشت و به استانبول منتقل شدند. در آنجا به اتهاماتی در رابطه با تروریسم بازداشت شدند و به گفته خانم ریکو، مدارکی را امضا کردند که محتوایش را نمی فهمیدند. خانم ریکو توانست به خانواده‌اش خبر دهد و آنها سپس پلیس اسپانیا را از موضوع مطلع کردند. بعد از سه روز حبس در زندان ترکیه و با وساطت وزارت کشور اسپانیا، این زوج آزاد شده و خانواده خانم ریکو آنها را با آغوش باز پذیرفتند. اما پدر خانم اسماعیل ماجرا را طور دیگر تعریف می کند. او اذعان کرده که به فردوگاه تفلیس رفته اما تنها پاسپورت قدیمی دخترش را پاره کرده است. او که نامش فاش نشد به یکی از شبکه‌های تلویزیونی اسپانیا گفت "وقتی دخترم به فردوگاه دوبی رسید او را بغل کردم. او گفته بود که می خواهد در لندن بماند اما من از او خواستم که به دوبی برگردد و در مورد لزبین شدنش صحبت کنیم. او از طریق پیام کوتاه (تکست) تلفنی به ما گفته بود که لزبین شده است. پدر خانم اسماعیل گفت که او می خواست دخترش را پیش روانشناس ببرد و از او خواسته بود که در دوبی بماند و به درسش ادامه دهد. اما او خانه را ترک کرد. دوستی به من اطلاع داد که دخترم به تفلیس رفته و من هم به پلیس گفتم که او فرار کرده و یا ربوده شده است. جیمنا ریکو گفت این را می پذیرد که پدر خانم اسماعیل آنچه را انجام داده که "فکر می کند به صلاح دخترش است اما فکر او آنقدر بسته است که نمی فهمد". خانم اسماعیل در حال حاضر با ویزای موقت در اسپانیا مانده است و خانم ریکو امیدوار است که بتوانند به زودی باهم ازدواج کنند.

موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه

اوزگه‌جان اصلان، دانشجوی ۲۰ ساله رشته روانشناسی، آخرین مسافر مینی‌بوسی در منطقه ترسوس شهر مرسین واقع در جنوب ترکیه بود. وقتی همه مسافران قبل از او پیاده شدند، راننده مینی‌بوس را نگاه داشت و به طرف دختر جوان هجوم آورد تا به او تجاوز کند. اوزگه‌جان اما مقاومت کرد و مینی‌بوس به صحنه کشمکش میان او و راننده تبدیل شد. مرد با چاقو به دختر حمله کرد. نخست با چاقو و سپس با میله آهنین به او ضرباتی وارد آورد. سپس دو دست او را قطع کرد، چون می‌ترسید آثاری از پوست او زیر ناخن‌های دختر مانده باشد که او را لو دهد. او سپس به پدر و یکی از دوستان خود تلفن کرد. با کمک آنان جسد دختر را به آتش کشید و سپس به داخل رودخانه انداخت. پلیس سه روز پس از این ماجرا بقایای جسد اوزگه‌جان اصلان را یافت. قاتل ۲۶ ساله در اعتراف خود روند جنایت را بازگو کرده و محل آن را نشان داده است. همسر قاتل گفته که شوهرش با او نیز همیشه با خشونت رفتار می‌کرده است. او گفته است که تنها روز عروسی آرامی داشته وگرنه تمامی زندگی مشترکش چون جهنم بوده است. مادر قاتل گفته است که پسرش در کودکی بسیار رنج کشیده چون پدرش آدم خشنی بوده است. قتل فجیع اوزگه‌جان در هفته گذشته در ترسوس ترکیه را به لرزه درآورده و بازتاب رسانه‌ای وسیعی یافته است. از روز جمعه گذشته (۱۳ فوریه /۲۴ بهمن) هر روز گروه‌هایی از زنان در سراسر این کشور در تظاهرات اعتراضی شرکت می‌کنند. آنان می‌گویند که جامعه مردسالار ترکیه باید تغییر کند، نباید در برابر خشونت علیه زنان سکوت شود، باید این رویه تغییر کند که وقتی زنان مورد آزار و تجاوز جنسی قرار می‌گیرند به جای تعقیب متجاوزان خود زنان را مقصر بدانند. به گزارش رسانه‌های ترکیه، در مراسم تشییع جنازه اوزگه‌جان اصلان زنان بدون توجه به گفته‌های امام جماعت تابوت دختر جوان را بر شانه‌های خود حمل کردند. اعتراض به خشونت فزاینده علیه زنان سال‌هاست که سازمان‌های مدافع حقوق بشر و فعالان حقوق زن به خشونت فزاینده علیه زنان در ترکیه انتقاد می‌کنند. به گزارش خبرگزاری آلمان، تنها در سال ۲۰۱۴ بیش از ۲۸۰ زن به دست مردان به قتل رسیده‌اند و این تعداد از سال پیش از آن بیشتر بوده است. شرکت‌کنندگان در تظاهرات اعتراضی به قتل دختر دانشجوی روانشناسی می‌گویند که مورد اوزگه‌جان استثنا نیست، بلکه بیانگر مشکلی اساسی است. هم اکنون بحثی داغ درباره خشونت علیه زنان در ترکیه در شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر در جریان است. رئیس جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، و نخست وزیر این کشور، احمد داووداوغلو، خشونت و قتلی را که اتفاق افتاده محکوم کرده‌اند. اما بسیاری از منتقدان حزب محافظه‌کار و اسلامی "عدالت و توسعه" را نیز در بی‌اهمیت جلوه دادن خشونت علیه زنان و رفتار ضدزن بسیاری از مردان مسئول می‌دانند. بسیاری از سیاستمداران حاکم در ترکیه تصویری سنتی از نقش زن به عنوان همسر، مادر و زن خانه‌دار ارائه می‌دهند. اردوغان تا بحال چند بار گفته که یک زن ترک بهتر است ازدواج کند و دست کم سه بچه به دنیا بیاورد. شرکت‌کنندگان در تظاهرات معتقدند که چنین موضعی باعث می‌شود که دید مردانی که زنان را "موجوداتی زیردست" می‌خواهند تقویت شود. به نظر مفسر روزنامه "حریت"، مقصران اصلی "کسانی هستند که حد مجازات را در مورد مردانی که دست به خشونت علیه زنان می‌زنند کاهش می‌دهند، کسانی که خندیدن را برای زنان ممنوع می‌کنند و تبعیض جنسی را به ایدئولوژی رسمی کشور تبدیل می‌کنند". برخی نشریات نزدیک به دولت ترکیه اما کوشیده‌اند که مورد خشونت و قتل اوزگه‌جان در ترسوس را عادی جلوه دهند و بگویند که چنین حوادثی در هر جایی ممکن است پیش ‌آید. پدر و مادر اوزگه‌جان مخالف اعدام هستند رئيس جمهور ترکیه از احزاب اپوزیسیون انتقاد کرده و گفته که این احزاب کوشیده‌اند موضوع قتل اوزگه‌جان را سیاسی کنند. به گفته اردوغان، قاتل انسان شروری است و این ربطی به دین و قومیت یا موقعیت اجتماعی او ندارد. یکی از فعالان اپوزیسیون در ترکیه "شرایط اقتصادی - اجتماعی" را دلیل اصلی چنین اتفاقاتی دانسته بود. اردوغان همچنین از گروه‌های فمینیستی انتقاد کرده و گفته است: «آنچه پیش آمده ربطی به دین و فرهنگ ما ندارد. زن موجودی ارزشمند است که از سوی آفریدگار به مرد هدیه شده و مرد باید از آن حفاظت کند.» آنچه در این میان مورد احترام همه گروه‌ها و احزاب در ترکیه است پدر و مادر اوزگه‌جان هستند. خانواده اصلان خواستار مجازات برای قاتل دخترشان شده‌اند اما موافق محافل سیاسی برای برقرار کردن دوباره مجازات اعدام در ترکیه نیستند و می‌گویند که اعدام راه چاره نیست. دو تن از وزرای کابینه داووداوغلو خواستار محکوم شدن قاتل اوزگه‌جان به اعدام شده بودند. نخست وزیر ترکیه نیز درباره مجازات کسانی که دست به خشونت علیه زنان می‌زنند گفته است: «هر کس دست به روی زنی بلند کند باید دستش قطع شود.»
چراغهای رابطه تاریک اند اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن قهرمان شطرنج: روسری سر کردن در ایران کافی بود، مسابقات عربستان را تحریم می‌کنم

حقوق زنان

بالاخره روزی هم دماغ بزرگ زیبا خواهد شد

«از شر دماغی که بهت داده بود راحت شدی.» این کامنت را یکی از میلیون‌ها دنبال‌کنندۀ کیم‌ کارداشیان در اینستاگرام برای او نوشته بود، زیر عکسی که کیمِ نوجوان را در کنار پدر نشان می‌داد. بااینکه هنوز معلوم نیست بالاخره کارداشیان دماغش را عمل کرده است یا نه، چهرۀ او دیگر نشانی از هیچ قومیتی ندارد. چهرۀ او چون لوحی است که استعمار و سیاست‌های تبعیض نژادیْ نشان خود را با موفقیت روی آن داغ زده‌اند. چند هفته پیش، به‌مناسبت روز پدر، کیم کارداشیان عکسی از پدر مرحومش رابرت گذاشت: عکسی پُردانه و سیاه‌‌وسفید از دوران نوجوانی‌اش که بالتبع گونه‌های تپل‌تر و ابروهای نازک‌تری داشت و گویا چندان هم آرایش نکرده بود. دنبال زیرنویس عکس، «تو بهترین پدر دنیا بودی!»، هزاران نظر ارسال شده بود: تقاضای لایک‌کردن عکس‌هایشان، وعظ و نصیحت‌های ترول‌ها یا اظهار تعجب از شباهت پدر و دختر. گاه‌وبیگاه، چند نفری هم به‌طور خاص دربارۀ بینی کیم نظر داده بودند. یکی نوشته است: «قبل از عمل بینی چقدر قیافه‌اش ارمنی بوده.» دیگری نوشته است: «خدا رو شکر که عوض می‌شه. هار هار هار.» بعدی: «وای، چقدر قبل بوتاکس، عمل، لیپوساکشن، گنده‌کردن پشت و جراحی بینی + یه عالم چیزهای دیگه، ناز بوده» و دنبالش شکلک گریه از خندۀ زیاد گذاشته است. کاربر دیگری گزیده‌گوست: «از شر دماغی که بهت داده بود راحت شدی.» در سال‌های اخیر، ظاهر کیم دیگر چندان خبری از قومیتش نمی‌دهد: لب‌های قلوه‌ای‌تر، خط موی لیزری و پوستی طلایی‌رنگ به‌جای زیتونی. البته کانتورینگ۱ هم مؤثر بوده است، یعنی پودرزدن دور بینی‌اش تا استخوانی‌تر و سربالاتر به نظر بیاید. کیم هرگز شایعات مربوط به جراحی بینی‌اش را تأیید نکرده است، ولی گمانه‌زنی‌های ملت ادامه دارد. یکی از سایت‌های سخن‌چین می‌گوید او جراحی نکرده، ولی شاید «عمل دماغ بدون جراحی» کرده باشد که یک‌جورهایی «بهتر» محسوب می‌شود. در این عمل‌ها از مواد تزریقیِ پُرکننده برای صاف و یک‌نواخت‌کردن یا بالاآوردن بینی استفاده می‌کنند. این موادْ بینیِ بزرگ را کوچک نمی‌کنند، اما به‌سرعت نقص‌های ریز را اصلاح کرده یا تقارن بهتری ایجاد می‌کنند. اما کیم تنها زن مشهوری نیست که به تغییردادن بینی‌اش متهم شده است. بنا به شایعات، بیانسه و ریحانا دماغشان را عمل کرده‌اند، نیکی میناژ هم همین‌طور. جولی چن (مجری برنامۀ «دِ تاک») تأیید کرده که چشم‌هایش را جراحی کرده است تا «کمتر آسیایی» به نظر بیایند، ولی جراحی بینی را انکار کرده است. مجلۀ اینترنتی گاوکر نوشت که، وقتی جولی این را در برنامه‌اش گفت، تماشاچیان او را تشویق کردند، چون «یک جراحی زیباییِ مقبول داریم، و یک جراحی زیبایی نامقبول». ولی کسی دست از سر جنت جکسون برنداشته است. او در شانزده‌سالگی بینی‌اش را جراحی کرد. در محافل مختلف، همه‌جور بحثی دربارۀ دماغش شده است: از تمسخر وضعیت فعلی تا تشبیه دماغ طبیعی‌اش به «پیازچه». زنان سفیدپوست هم به جراحی بینی متهم می‌شوند، ولی زنان غیرسفیدپوست در این بازی همیشه بازنده‌اند. دماغتان که خیلی بزرگ باشد، سیل انتقادها به‌سوی شما سرازیر می‌شود و اگر ترمیمش کنید سیل پچ‌پچ‌ها شروع می‌شود که لابد ضعیف‌تر از آن بوده‌اید که با چهرۀ طبیعی‌تان کنار بیایید. عطف‌به زنان رنگین‌پوست، در آنچه «زیبا» نامیده می‌شود و «آنکه» شایستۀ لقب «زیبا»ست می‌توان نفوذ میراث استعمار را دید. زنان غیرسفیدپوست عموماً می‌شنوند: هرکه به سفیدها نزدیک‌تر، زیباتر. تصویر زنان تیره‌پوست مثل گابوری سیدیب فوتوشاپ می‌شود تا پوستشان روشن‌تر و درخشان‌تر به نظر بیاید. محصولات سفیدکننده نیز وعدۀ پوستی براق و بی‌رنگ را می‌دهند؛ باقی‌ماندنِ جای آن‌ها روی پوست و ناراحتی کلیه هم لابد به جهنم. شرکت‌هایی مثل داو حتی اسپری‌های ضدلکی را تبلیغ می‌کنند که «لکه‌های تیرۀ زیر بغل را کاهش می‌دهند». ناگفته نماند که تصوراتِ مربوط به بسیاری از خصیصه‌های تن زن در آستانۀ تحول است، چون تلاش‌های بسیاری شده تا امری مثبت به‌جای تصویرسازی منفی و بیزاری از آن‌ها بنشیند. تقریباً همۀ نشانه‌های زیبایی، که قدری ریشۀ قومیتی و نژادی دارند، در فضای آنلاین فرصتی برای جلوه و ستایش یافته‌اند: زنان سیاه‌پوست در اینستاگرام از پوست رنگین خود تمجید می‌کنند و زنان هندی‌تبار، مثل من، موی زیر بغل و نرمۀ موهای زیر گوش و روی شکمشان را کوتاه نمی‌کنند. این زنان، برخلاف آنچه به بسیاری از ما زنان گفته‌اند، این نشانۀ سرکشی را پنهان نمی‌کنند و حتی از آن عکس هم می‌گیرند. جنبش مثبت‌دیدنِ بدن شاید دلگرم‌کننده‌ترین شکل پذیرش خود باشد: جایی که زنان چاق (یا روشن‌تر بگوییم، هر زنی با هر شکل و شمایلی که از شنیدن انتقادها خسته شده) از بدن‌هایشان تجلیل می‌کنند. اما بینی یا حداقل دماغ‌های بزرگ، پهن و کجِ امثال ما، که هیچ‌جا بهره‌ای از تحسین و فتیش و رمانس نبرده‌اند، هنوز منتظر آن لحظۀ بیداری است. هنوز در بسیاری از اجتماع‌ها بینی را نقص حساب می‌کنند، نقص یا مشکلی که باید آن را شکست و دوباره شکل داد. هرجای دنیا که باشید، بینی باید قلمی و ظریف و کوچک باشد. در سال ۲۰۱۵، جراحی بینی سومین جراحی زیبایی محبوب در ایالات متحده، پس از بزرگ‌کردن سینه و لیپوساکشن، بود. آن سال بیش از دویست‌هزار «تغییرشکل بینی» انجام شد که ۷۶درصدِ آن جراحی‌ها روی زنان بود.پس بینی هنوز منتظر یک تحول است، منتظر زمانی که شکلش را دوست بداریم و تلاش نکنیم آن را تبدیل به چیزی کنیم که می‌دانیم مقبول است. هرجا و هرکه باشید، هنوز هم معیارهای تنگ‌نظرانه‌ای برای زیبایی بینی تعریف شده‌اند. اگر سفیدکردن پوست و صاف‌کردن موی زنان غیرسفیدپوست را از قدیم‌الایام نشانۀ پاک‌سازی میراث قومیتی‌شان می‌دانسته‌ایم، آیا اصلاح بینی را هم می‌توان تلاشی برای پوشاندن ریشه‌های نژادی‌مان دانست؟ زیبایی در بسیاری اوقات به‌معنای حذف تاریخ و قومیت است، پس جای تعجب نیست که هنوز تلاش می‌کنیم بینی‌هایمان را پنهان کنیم. فراگیری جراحیِ بینی نشانۀ معیارهای تنگ‌نظرانۀ ما برای زیبایی است، اما کارکرد پیچیدۀ دیگری هم دارد: حذف تاریخ نژادی و قومی‌مان. اخیراً لیل کیم چند سلفی با موی بلوند، بینی کوچک‌تر و پوست روشن‌تر در اینستاگرام گذاشت. این‌ها آخرین شواهد فرایند دگرگونیِ او در چند سال اخیر بود، فرایندی که او را هرچه‌بیشتر به ظاهر سنتی «سفیدپوست» نزدیک می‌کند. بینی او هم چند تغییر کرده و اکنون ریزتر، باریک‌تر و قلمی‌تر به نظر می‌آید. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۰ با نیوزویک گفته بود که از لحاظ ظاهرش، مشکل اعتمادبه‌نفس دارد: «مردهای زندگی‌ام همیشه به من خیانت می‌کنند و سراغ زنانی با ظاهر اروپایی می‌روند، از آن مدل زن‌های موبلند. زنانِ واقعاً زیبایی که من را به این فکر انداخته‌اند: چطور می‌توانم با آن‌ها رقابت کنم؟ انگار یک دختر سیاه‌پوستِ معمولی بودن کافی نیست.» حتی چهره‌های همۀ مدل‌های اینستاگرامی، ازجمله زنانی که در جریان اصلی صنعت زیبایی نادیده گرفته می‌شوند (چاق، غیرسفیدپوست، خارج از دوگانه‌های جنسی و جنسیتی، غیرهم‌رنگ با جماعت) نیز تابع چند مشخصه‌اند: لب‌های توپُر، پیشانی کشیده و بینی نمکین. مدل‌های سیاه‌پوست هم اغلب بینی‌های سربالاتر و باریک‌تری دارند و با رواج کانتورینگْ همه‌چیز شفاف‌تر و نوک‌تیزتر و کمتر نرم یا گرد به چشم می‌آید. بینی بازیگران هندی هم شیب ملایمی دارد و هیچ‌جای آن، از دَم پیشانی تا نوک بینی، برآمدگی یا تورفتگی ندارد، مثلاً آیشواریا رای، یکی از مشهورترین زنان بازیگر هندی، ظاهری به‌مراتب فرنگی‌تر از زنان هندی دارد: از چشمان سبزآبی تا پوست بور کرمی و بینی قلمی بدون برآمدگی یا سوراخ‌های گشاده. حتی آن زنان یهودی‌تبار که به‌نظر جامعه «زیبا» می‌آیند، به‌ندرت بینی بزرگی دارند. (می‌دانستید اسکارلت جوهانسون یهودی است؟ همین!) کمتر فرهنگی است که بینی بزرگ را بپسندد یا قبول کند. هیچ‌کس بینی کج نمی‌خواهد. هر دماغی که زیاد پهن یا سوراخ‌هایش گشاد باشد، اگر برچسب تندتری نخورد، قطعاً غیرجذاب به حساب می‌آید. این تقریباً دربارۀ همه صادق است و دربارۀ زنان بیشتر، چون، مثل همۀ چیزهای دیگر، هرچیزِ درشت یا نامعمولِ زنانه مایۀ طعنه و انتقاد می‌شود. به‌واقع، بهترین بینی برای زنان بینی‌ای است که اصلاً جلبِ توجه نکند. میان آن‌هایی که می‌خواهند بینی‌شان را به‌شکل اشخاص مشهور درآورند، بینی‌های جسیکا بیل، کیت میدلتون و آنجلینا جولی بیش از همه طالب دارند، یعنی بینی‌هایی که تقریباً به چشم نمی‌آیند. آنچه عموماً «زیبا» تلقی می‌کنیم تبیینی علمی دارد. در سال ۲۰۱۱، محققان دانشگاه‌های تورنتو و سن‌دیه‌گو کالیفرنیا پیرامون ادراک زیبایی در چهرۀ انسان تحقیق کردند. آن‌ها با استفاده از اندازه‌هایی که از «نسبت طلایی» استخراج کردند، میان اجزایی از چهره که عموماً زیبا محسوب می‌شوند، نسبت‌هایی را مشخص کردند. این اندازه‌ها عبارت‌اند از: فاصلۀ ابرو تا محل رویش موی سر، فاصلۀ گودی بالای لب تا نوک دهان و، در آخر، پهنای بینی در مقایسه با پهنای هر طرف صورت. پم پالت یکی از مؤلفانِ این مطالعه می‌گوید: «هدف این مطالعه این نیست که بفهمیم چه چیزی شما را زیبا می‌کند، بلکه دنبال علت آن هستیم.» نسبت طلایی لزوماً نمی‌گوید چه چیزی جذاب‌تر است، بلکه می‌گوید ما عموماً چه چیزی را زیبا قلمداد می‌کنیم. این نسبت‌ها، سرجمع متوسطِ تمام چهره‌هایی‌اند که در طول زندگی‌مان می‌بینیم و به‌نظرمان جذاب‌اند. پالت می‌گوید: «می‌دانیم چهره‌هایی که فاصلۀ بسیار زیاد یا بسیار کم و نامعمول بین چشم‌ها و دهان دارند جذاب به نظر نمی‌آیند.» اگر مدت زیادی را کنار سفیدپوستان بگذرانید، جذاب‌ترین چهره برایتان احتمالاً «متوسطِ» سفیدپوست‌هاست. پالت می‌گوید: «اگر کنار چهره‌های چینی بزرگ شوید، شاید متوسط نسبت طول و پهنای چهرۀ چینی‌ها را به سفیدپوست‌ها ترجیح بدهید.» منتهی این نکته فقط تبیین علمیِ آن چیزی است که به‌نظرمان خوش‌ظاهر می‌آید و نمی‌تواند سوگیری‌های ذهنی‌مان را تبیین کند، سوگیری‌هایی که در طول زمان شکل گرفته‌اند. سارا لیپتون، مؤلف آینۀ سیاه۲ و استاد دانشکدۀ تاریخ دانشگاه استونی ‌بروک می‌گوید: «بسیاری از ایده‌های یهودستیزانه، که گمان می‌کنیم ازلی و قدیمی‌اند، درواقع نتیجۀ آثار هنری بوده‌اند.» لیپتون، که خانمی یهودی است، هویت و تجربۀ دینی را مطالعه می‌کند. لیپتون می‌گوید در قرن سیزدهم میلادی بود که، در اروپای مسیحی، توجه به بدنِ مادی و معنای آن آغاز شد. پیش‌ازآن، چندان توجهی به مشخصه‌های جسمانی یا رنگ پوست نمی‌شد. او می‌گوید: «هنرمندان ترسیم واقع‌بینانه‌ترِ بدن را آغاز کردند و توجه دانشمندان هم به بدن جلب شد. روند ماجرا روشن است: با نگاه به بدن‌های مردم می‌توانید قدری اطلاعات مفید کسب کنید.» لیپتون می‌گوید: «اولین تصاویری که یهودیان را با دماغ‌های بزرگ نشان می‌داد اثری از عشق یا غم‌خواری نداشت، بلکه نفرت یا خشمِ آن‌ها از مسیح را نمایش می‌داد. این‌ها نه نشانۀ قومیتی دماغِ یهودیان بلکه نشانۀ بی‌رحمی یهودیان درقبال مسیح بودند.» لذا «دماغ بزرگ» کمتر نماد شکل واقعیِ بینیِ یهودیان و بیشتر به‌معنای وصلت یک گروه قومیتی با امری مادون‌بشری بود. لیپتون می‌گوید: «حیوان‌خو: دماغ بزرگ بر همین دلالت داشت. حیوان یعنی چیزی که مهارشدنی نیست، انسان نیست، بد است. برای همین است که شیطان شاخ دارد، دُم دارد و دماغ بزرگ دارد.» مضمون «یهودیِ دماغ‌گنده» به‌ویژه در پروپاگاندای نازی‌ها ادامه پیدا کرد: در آنجا یهودیان را با دماغ‌های بزرگ عقابی (و لب‌های پُف‌کرده و چهرۀ «فریب‌کار»، بدون معنای مشخص) نشان می‌دادند. لیپتون می‌گوید: «مردم هنوز همان پیش‌فرض‌ها را می‌بینند، چون هنر (و گاهی اوقات دست‌آموز هنرهای سخیف مثل کاریکاتورهای چهرۀ افراد یا کاریکاتورهای روزنامه‌ها) این پیش‌فرض‌ها را به آن‌ها آموخته است. هنر است که مرز دنیای پیشِ چشمتان را ترسیم می‌کند.» الیزابت هیکن مؤلف حسادت ونوس؛ روایتی تاریخی از جراحی زیبایی۳ در سال ۲۰۱۲ در مصاحبه‌ای با مجلۀ تبلت گفت که در دهۀ ۱۹۲۰ یهودی‌ها، ایتالیایی‌ها و یونانی‌ها همگی دنبال تغییر شکل دماغ‌هایشان بودند: «احساسات ضدمهاجران فراگیر بود و پس از تغییر قوانینِ مهاجرت نیز احساسات ضدیهودی فراگیر بود.» اکنون نیز فارغ از نژاد یا قومیت، ممکن است همین نکته صادق باشد: اگر می‌خواهید رد چندانی از خاستگاه خودتان، والدینتان و کیستی‌تان نماند، می‌توانید با عمل بینی شروع کنید. اصلاح لب‌ها، ابروها، رنگ چشم و بافت مو ساده و ارزان است، ولی بینی با این کارهای ساده تکان نمی‌خورد. اما کانتورینگ (فرایند برجسته‌کردن ساختار مطلوب صورت از قبیل استخوان‌های گونه و گودی بالای لب، و کم‌نِماکردن مابقی، مثل آرواره و بینی) بازی را عوض کرده است. کیم کارداشیان، این الگوی زیبایی بشری، ملکۀ «کانتورینگ» است: او پیشتازِ این کار نبوده، اما جدی‌ترین مروج آن است که همۀ شاخصه‌های صورتش را حذف می‌کند. انگار می‌تواند هرکسی و اهل هرجایی باشد: موهایش را آفریقایی بافته، اما بینی‌اش شیب کمی دارد و لاغر است؛ پوستش برنزه است، اما موهایش پرپشت و سیاه‌اند. در عکسی که لیل کیم از خودش و کیم کارداشیان در اینستاگرام گذاشت، این دو زن پوست‌های درخشان، بینی‌های لاغر و مژه‌های فرخورده دارند. لیل کیم، با پوست روشن‌تر و دماغ باریک‌ترش، انگار در حال تبدیل به یک سفیدپوست است. در آن سو، کارداشیان با کلاه‌گیس بلوند یخی‌اش زیباست، اما گویا از عالمی دیگر است: یادمان می‌رود او روزی‌روزگاری شبیه پدر آمریکایی‌اش بوده است. کیم اخیراً گفته که برنامۀ آرایش مینیمالیستی‌تری را دنبال می‌کند و بی‌خیالِ کانتورینگِ شاخص خود می‌شود. او گفته است: «فکر نکنم از کانتورینگِ بینی‌ام دست بردارم. می‌دانم مردم فکر می‌کنند بینی‌ام را عمل کرده‌ام، ولی تغییری که می‌بینید فقط آرایش است.» یک دهه است که شایعۀ عمل بینی دست از سر کیم برنمی‌دارد: نوک باریکِ بینیِ فعلی‌اش را با آن ظاهر ارمنی‌ترش در ۲۰۰۶ مقایسه می‌کنند که تازه داشت مشهور می‌شد. تقریباً همۀ اعضای غیرسفیدپوست خاندانِ کارداشیان به جراحی بینی متهم شده‌اند، به‌ویژه کلوئی، که به‌ادعای سایت‌های سخن‌چین، بینی‌اش را عمل کرد تا هرگونه شباهت با او.جی سیمپسون را از بین ببرد؛ برخی ادعا می‌کنند او پدر واقعی‌ کلوئی است. کیم از سمت مادرش، خواهری سفیدپوست به‌اسم کایلی دارد که در پی آن است که، با پوست بُرنزه و لب‌های قلوه‌ای و پیشانی پهن، شاخصه‌های «قومیتی» را هرچه بیشتر و طبیعی‌تر داشته باشد. حتی می‌توانید زیر بعضی از کلاه‌گیس‌های او رد موهای نرم و ظریفش را ببینید، هرچند که اغلبْ کلاه‌گیسِ بافت آفریقایی می‌پوشد. استخوان گونه‌اش مثل خانوادۀ هندی‌تبارِ من برآمده هستند، اما بینی‌اش، حتی پیش از آنکه مستقل از خواهران جنجالی‌اش به شهرت برسد، کوچک و باریک بوده است. این همان بینیِ دختران سفیدپوست است. علاقه به تغییرشکل سریع و بصرفۀ بینی، محصولاتی همچون نُز سیکرت را هم روانۀ بازار کرده است: محصولی ۳۵دلاری که داخل بینی می‌کنید تا شکل باریک‌تر و نوک باریک‌تری پیدا کند. این جسمِ پلاستیکی سیاه‌رنگ و cشکل در سه سایز عرضه شده که داخل سوراخ‌های بینی می‌رود تا آن را نوک‌تیز کند یا اگر سوراخ‌های آن بزرگ هستند کوچک شوند. (طراح این محصول، فابیولا دیاموند، بارها به من گفته که این محصولاتْ بینی را «اصلاح» می‌کنند و می‌توان هرروز از آن‌ها استفاده کرد، اما در اصل برای مواقع خاص طراحی شده‌اند. او «عکس‌برداری رسمی» را نمونه‌ای از این مواقع خاص می‌داند.) در یوتیوب، چندین و چند ویدئو از رضایتِ کاربران این محصول پیدا می‌کنید، به‌ویژه زنان و خصوصاً زنان غیرسفیدپوست که آن را امتحان کرده‌اند. کاربری سیاه‌پوست به‌اسم MissUniversal۱۰۰۰ بینی‌اش قبل از واردکردن این محصول را نشان می‌دهد. سپس در پس‌زمینۀ تصویر می‌گوید: «اکنون نشانتان می‌دهم که سوراخ‌های بینی‌ام چقدر گشاد هستند.» و با لحن ناراحت می‌گوید: «بزرگ. بله، خیلی بزرگ.» وقتی یک جفت از این محصول را وارد بینی‌اش می‌کند، بلافاصله نتیجه را می‌بیند. می‌گوید: «به نوک بینی‌ام که نگاه کنید، می‌بینید کشیده‌تر شده است. مشخص‌تر است.» همۀ سایزهای محصول از XS تا XL را امتحان می‌کند، و دردش دائم بیشتر و بینی‌اش دائم قلمی‌تر و سربالاتر می‌شود. سایزهای بزرگ‌ترْ لب‌هایش را هم بالاتر می‌کشند. می‌گوید این کار درد دارد. و واقعاً هم درد دارد. بینی برای این خلق نشده که چیزی داخل آن فرو کنید. این لولۀ پلاستیکی دردناکی که پشت نوک بینی‌تان فشار می‌آورد هم از این قاعده مستثنا نیست. این محصول را روی خودم امتحان کردم: سایز کوچک آن از بینی‌ام بیرون می‌افتاد، ولی سایز متوسطش آن‌قدر درد داشت که چشم‌هایم چشمۀ اشک شد. حتی تغییری هم به چشمم نیامد: بینی‌ام هنوز همان اندازه بود. البته که همان اندازه بود. این شیء که غضروف بینی را از بین نمی‌برد. ولی یکی از همکارانم فوراً متوجه تفاوت شد. گفت: «دماغت چقدر کوچک‌تر شده» و سرش را کج کرد تا از همۀ زاویه‌ها به من نگاه کند. «چقدر محشره! خیلی کوچک‌تر شده.» در سال ۲۰۱۰، محققان کشف کردند که شاید بینی برجستۀ ملکه نفرتیتی۴، در آن مجسمۀ مشهور ۳۳۰۰ساله از صورتش، به‌مرور زمان ترمیم شده و استخوان‌های برآمدۀ گونه و پیشانی کشیده هم اضافه شده تا همه‌چیزش جور دربیاید. «زنِ زیبا آمده است» معنای اسم او بوده است، اما نقص‌های موجود در صورتش را اصلاح کرده‌اند: بینی کج، چروک‌های دور چشم، استخوان‌های گونۀ نه‌چندان برجسته و… . در گذر ایام، آن اسوۀ زیبایی را دست‌کاری کرده‌اند تا جذابیت فیزیکی‌اش بیشتر شود. در کشورهایی مثل ایران جراحی بینی چنان مرسوم است که عنوان «پایتخت عمل بینی دنیا» را روی تهران گذاشته‌اند. تعداد جراحی‌ها در این شهر هفت برابر ایالات متحده است. سانی شکرایی، عکاس اهل نیویورک، در پنج‌سالگی از ایران به ایالات متحده آمد. او می‌گوید: «عادت داشتم نوک دماغم را با انگشت اشاره بالا بیاورم، به‌امید آنکه سربالا بماند. تا بیست‌وچندسالگی هم ذهنم را مشغول می‌کرد.» برای دخترانی مثل او، عمل بینی کاملاً مقبول بود و حتی تبلیغ می‌شد. او می‌گوید: «عمل جراحی نه‌فقط نشانۀ زیبایی که نشانۀ ثروت و برتری اجتماعی است. این دختران می‌خواهند مشخصه‌های صورتشان ظریف، متقارن و اروپایی باشد.» پوست قهوه‌ای و بینی، پیوندی ناگسستنی دارند که، برای مردان و زنان، نشانۀ هویت و تعلق‌اند. روپی کائر، شاعر اهل تورنتو و نویسندۀ شیر و عسل۵، در محلۀ قهوه‌ای‌پوست‌ها بزرگ شده، اما از بینی پنجابی‌اش بیزار است. او می‌گوید: «فکر کنم علتش آن است که بیگانه به نظر می‌آییم، یعنی در صورتی زیبا به حساب می‌آییم که شبیه معیارهای زیبایی اروپایی باشیم. دبیرستان که بودم، برای عمل بینی پس‌انداز می‌کردم که خُب مسخره است. در یکی از شعبه‌های فست‌فود تیم‌هورتونز کار می‌کردم و می‌خواستم ده‌هزار دلار برای عمل بینی پس‌انداز کنم.» کائر در دورۀ دانشگاه با بینی‌اش کنار آمد، اما در اوایل بیست‌سالگی چیزی را کشف کرد که تیشه به ریشۀ عزت‌نفس نورستۀ هر زن جوانی می‌زند: اینترنت. او می‌گوید: «آتش ماجرا این اواخر ناگاه از زیر خاکستر شعله‌ور شده، به‌خاطر اینستاگرام. همه یا افراد هم‌سنتان، این‌قدر خوشگل و بی‌نقص‌اند… پیش خودتان می‌گویید گند بزنند که یک‌پارچه بی‌‌ریختم.» و بعد: «این قضیهْ من، که زن هستم، را به یاد پانزده‌سالگی‌ام می‌اندازد. کدام خری دوست دارد دوباره آن احساس‌ها را تجربه کند؟» کائر می‌گوید جراح پلاستیک خانوادۀ کارداشیان، دکتر سیمون اورین، را در اینستاگرام پیدا کرده است که ترمیم جدیدی روی بینی او انجام می‌دهد. می‌گوید: «عجب، آدمی مثل من که از دوست‌داشتنِ خودش حرف می‌زند، ناگهان بیست دقیقه به حساب این آقا در اینستاگرام زُل زده، انگار می‌خواهد صورتش را پیش او ببرد و بگوید: درستم کن!» او می‌گوید تنظیمات حسابش در اینستاگرام را تغییر داده که «الان فقط بیانسه را می‌بینم که مشکل خاصی ندارد.» ولی در اجتماع قهوه‌ای‌پوست‌ها صدای جماعتِ منتقدِ بینی بلند است. کائر می‌پرسد: «چرا برخی زنان قهوه‌ای‌پوست، در برابر بقیۀ زنان قهوه‌ای‌پوست، به‌خاطر موی بدنشان قلدربازی درمی‌آورند؟ چرا برخی زنان قهوه‌ای‌پوست، به‌خاطر ویژگی‌های مشترک همگیِ ما، در برابر بقیۀ زنان قهوه‌ای‌پوست قلدربازی درمی‌آورند؟» و می‌گوید: «آن‌ها هم سعی دارند در غرب زندگی کنند، جایی که [بدنشان] ایدئال قلمداد نمی‌شود.» ولی ایدئال‌های غربی کماکان دغدغۀ اصلیِ بسیاری از زنان قهوه‌ای‌پوست هستند، حتی اگر آن زنان جزو این اجتماع‌های مردمان غریب در غرب هم نباشند. امروزه بسیاری از ویژگی‌های ما زیبا قلمداد می‌شوند: چشمان بزرگ، پیشانی‌های کشیده، موهای بلند، استخوان‌های گونه و… . ولی همچنان بزرگ‌ترین «نقص» به‌معنای دقیق کلمه در مرکز ماجراست. وقتی ما زنانِ غیرسفیدپوست درگیر هنجارهای زیبایی می‌شویم، باید با سؤال ناخوشایندی هم دست‌وپنجه نرم کنیم: آیا این کار را از سر خواستۀ قلبی خودمان می‌کنیم یا تصور می‌کنیم با این کار به «سفیدپوستی» نزدیک‌تر می‌شویم؟ وقتی برندهای محصولات زیبایی «کرم‌های رنگ پوست» به ما می‌فروشند تا «لکه‌های تیره» را پاک کنیم، آیا به‌واقع مشتریِ محصولات سفیدکنندۀ پوست شده‌ایم؟ وقتی موهایمان را صاف می‌کنیم، می‌خواهیم ریشه‌های قومیتی‌مان را پنهان کنیم؟ برای زنان قهوه‌ای‌پوست، بینیِ کوچک‌تر فقط به‌معنای زیباترشدن نیست، بلکه بدین معناست که خانواده‌تان توان کوچک‌کردن آن را داشته‌اند، یعنی پول‌دار هستید، یعنی بیشتر به درد ازدواج می‌خورید. زنان قهوه‌ای‌پوست مجبورند بینی‌های قلمی‌تر و پوست روشن‌تر داشته باشند و کمتر کسی از ماست که این ویژگی‌ها را مادرزادی داشته باشد. شکرایی می‌گوید: «مسئله چندان هم خودبینی نیست، بلکه میل به پیوستن به طبقه‌ای از ایرانی‌هاست که ظاهر اروپایی دارند، کتاب‌های آمریکایی می‌خوانند، سفر می‌روند و غربی زندگی می‌کنند.» به‌تعبیر پالت، گاهی اوقات از سرِ «تجربه‌ای آگاهانه» نیست که برخی ویژگی‌های مردمان و نژادهای دیگر را جذاب حساب می‌کنیم. او می‌گوید این جذابیت را «نباید پای خوب و بدبودن گذاشت. این جذابیت، صرفاً برداشتی تلویحی است: وقتی فرد تصور می‌کند که نژادی وضع بهتری دارد، میل به شبیه‌ترشدن به آن نژاد در او ایجاد می‌شود.» پس در ذهن کسی که لاجرم به طبقه، نژاد، جنسیت یا امر جنسی توجه دارد، زیبایی نیز ناخودآگاه به آن‌هایی پیوند می‌خورد که گویا وضع بهتری دارند: در مقام مقایسه، وضع زنان سفیدپوست عالی است. فرداد فروزان‌پور، جراح پلاستیک اهل بورلی‌ هیلز، می‌گوید: «مسئله فقط فارس‌ها نیستند. بسیاری از گروه‌های ارمنی و بسیاری از خاورمیانه‌ای‌ها هم همین‌طورند. از لحاظ ژنتیک، خدا پوست تیره‌تری به ما داد و گفت: یک دماغ بزرگ‌تر هم روی این، خدمت شما.» فروزان‌پور می‌گوید بسیاری از مشتریان «قومیتی»، به‌ویژه زنان، برای جراحی بینی سراغ او می‌آیند. ولی باز نمی‌توان فهمید چرا دماغ بزرگ‌تر یا، عطف به این بحث، پوست تیره‌تر خصوصاً برای زنان این‌قدر بد است. دماغ گنده‌ای که وسط صورت نشسته می‌تواند حواس دیگران را پرت کند، قبول. ولی بینی از کِی، علاوه‌بر نشانۀ زیبایی جسم، نشانۀ جایگاه اقتصادی و اجتماعی آدم‌ها شد؟ جراحی بینی نزد زنان سیاه‌پوست این‌قدر مرسوم نیست، ولی آن‌ها هم وزن «بینی» را حس می‌کنند. ایجیوما اولو، مؤلف کتاب دردست‌انتشارِ پس می‌خواهید دربارۀ نژاد حرف بزنید۶، می‌گوید: «سوراخ‌های گشاد بینی به‌نظر مردم نشانۀ خشم و پرخاش است. انگار صاحب چنین دماغی، رفتاری حیوانی‌تر دارد و لذا این دماغ، به‌سادگی، ابزار کلیشه‌سازی دربارۀ سیاهان می‌شود.» به‌گفتۀ او، «اینکه ساختار کلی صورتِ اکثرِ مردمتان به پرخاش حیوانی پیوند بخورد فشار زیادی، به‌ویژه بر زنان، وارد می‌کند، آن هم در جایی که جذابیتتان، برای اکثریت جامعه، معیار ارزشمندیِ شخص شماست. بسته به این مشخصات جسمی است که خوش‌اقبال یا بداقبال می‌شوید.» ولی هنوز هم جراحیْ مفرّ مقبولی نیست، به‌ویژه برای زنان غیرسفیدپوست که نحوۀ نظارت و پاسبانی بر چهره‌هایشان متفاوت از همتایان سفیدپوست یا مذکرشان است. اولو می‌گوید: «نگاه سرزنش‌باری حوالۀ زنان سیاه‌پوستی می‌کنیم که این کار را کرده‌اند، ولی منکر امتیاز آن زنان سیاه‌پوستی نمی‌شویم که می‌گوییم زیبایند. نمی‌شود دائم به عکس زنان سیاه‌پوست با بینی‌های کوچک‌تر نگاه کنیم و بگوییم: ‘وای، زنان سیاه‌پوست چقدر خوشگل‌اند!’ و فقط به او اشاره کنیم و درعین‌حال نگاه سرزنش‌بارمان را حوالۀ آن زنان سیاه‌پوستی کنیم که می‌خواهند صورتشان را تغییر دهند.» اگر معیارهای زیبایی نزد زنان سیاه‌پوست این‌قدر سفت‌وسخت هستند، پس امثال لیل کیم هم گناهی ندارند که می‌خواهند مابقی آدم‌ها بینی سیاه‌پوستان (یا هر نوع بینی بزرگ) هرگز سوژۀ فتیش غیرسیاهان نبوده است. به‌نظر اولو، بخشی از علت ماجرا آن است که نمی‌شود بینی بزرگ را، مانند مثلاً بافت آفریقایی مو، امتحان کرد. او می‌گوید: «با نگاه به تصور کلیشه‌ای مردم از دماغ سیاهان و یهودیان، می‌بینیم که این چیزها اغلب به دیگران منتقل نمی‌شوند. بعید است سفیدپوستی را ببینید که دماغی شبیه سیاهان داشته باشد. یعنی این از آن چیزهایی نیست که سفیدها بتوانند امتحان کنند.» ناتالی بولاک براون فیلم‌ساز است و اکنون روی مستندی با عنوان «بارتمن، بیانسه و من»۷ پیرامون تأثیر ایدئال‌های غربیِ زیبایی بر زنان سیاه‌پوست کار می‌کند. او می‌گوید: «هرقدر مشخصه‌های یک زن سیاه‌پوست به‌اصطلاح آفریقایی‌تر باشند، احتمال اینکه زیبا یا جذاب قلمداد شود کاهش می‌یابد. بینی کوچک، مثل اندام کوچک و لب‌های قلوه‌ای (ولی توپُر،) خوش‌ریخت حساب می‌شود و دقیقاً در راستای آن تصور مخدوش از زنانگی است.» دلالت‌های جسم زن سیاه، در دوران برده‌داری ریشه دارد: «بینی پهن و لب‌های توپُر: به‌خاطر آن تلقی‌ای که از زنان سیاه‌پوستِ برده وجود داشت، روایت‌ها هم به شکلی درآمدند که توجیه‌کنندۀ خشونت جنسی علیه این زنان باشند… همۀ این اندام‌های توپرْ خوراک آن انحراف جنسی را فراهم می‌کردند. ما اغواگر بودیم و برده‌دارانِ سفیدپوست تاب مقاومت جلوی میل جنسی شدیدمان را نداشتند.» هرچند معیارهای زیبایی رو به ‌گسترش‌اند، اما فقط در چارچوب نژادها و قومیت‌های خاص گسترش می‌یابند، مثلاً زنان قهوه‌ای‌پوست فقط زمانی زیبا تلقی می‌شوند که پوست نسبتاً روشن و اندام‌های باریک و چشم‌های بزرگ و کمر لاغر داشته باشند. کسی پوست تیره، بینی پهن و موی مجعد را زیبا حساب نمی‌کند، ولی حلقه‌ای که به بینی می‌اندازید یا ته‌مایۀ زردرنگِ پوستتان نماد آن است که هم زیبایید و هم متعلق به یک قوم خاص. زنان سیاه‌پوست هم معیارهای مشابهی دارند: مثل این کلیشه که زنان شرق آفریقا، به‌خاطر پوست روشن‌تر و فِرهای درشت‌ترِ مو و مشخصه‌های فرنگی‌ترشان، زیباترند. به‌نظر بولاک، به‌جز ویدئوکلیپ فُرمِیشن از بیانسه وقتی دربارۀ دماغ کاکاسیاه‌ها می‌خواند و دیگری، سوراخ‌های بینی مایکل جکسون، هیچ نمونۀ دیگری نیست که علناً از دماغ بزرگ‌ترِ سیاهان تقدیر کرده باشد. از زمان راه‌اندازی فهرست «زیباترین‌ها»ی مجلۀ پیپل در سال ۱۹۹۰، فقط سه زن رنگین‌پوست در این فهرست آمده‌اند: هلی بری، بیانسه و لوپیتا نیونگو. بولاک می‌گوید: «ما هرگز مُد نمی‌شویم. ما هرگز مرسوم نمی‌شویم.» ولی هیچ‌یک از این مشخصه‌های جسمیْ «برتری» عینی ندارند، مگر اینکه شخصاً این حرف را بپذیرید. اولو می‌گوید: «الان چنین سلسله‌مراتبی داریم: هرقدر به سفیدیْ نزدیک‌تر باشید، ارزش شما بیشتر است، به‌ویژه اگر زن باشید. حقیقت این است که، در مقیاس نژادیِ مطلوبیت، بسیار به‌سمت غربی‌ها چرخیده‌ایم. بیشترِ افرادِ جامعهْ بسیاری از چیزهای ما را جذاب نمی‌دانند و عمل بینی هم ثمرۀ چندانی ندارد.» زیبایی مقوله‌ای ذهنی است: ما از این قضیه خوب باخبریم، چون چیزهایی که به‌نظر سایر اجتماع‌ها و فرهنگ‌ها زیبا بوده‌اند (موی تیره‌تر، پوست تیره‌تر، لب‌های بزرگ‌تر، باسن‌های بزرگ‌تر) آرام‌آرام در اینجا، در قلمرو سلطۀ سفیدپوستان، محبوب شده‌اند. نکتۀ جالبِ چهره‌تان این است که وقتی به‌قدر کافی به آن خیره شوید، به آن عادت می‌کنید. بینی‌تان، شاید بیشتر از هر مشخصۀ دیگری از صورت، شفاف‌ترین روایت از تاریخچۀ زندگی‌تان، خاستگاهتان و خاستگاه والدین و اجدادتان را تعریف می‌کند. شیب غضروف دماغ، نوک‌دار یا مدوّربودن سر بینی و مقدار گشادگی سوراخ‌های آن، همگی حکایتگر ماجرایی ورای صورت شمایند. این برای برخی مایۀ افتخار است و برخی دیگر هم دنبال پوشاندنش هستند. با محصولات اصلاح رنگ و بافت مو، با کرم‌های سفیدکنندۀ پوست که عنوان «لوسیون شفاف‌کننده» را یدک می‌کشند، با پودرهای کانتورینگ که ترکیب استخوانی دلخواه را به صورت می‌دهند، با این‌ها می‌توان مابقی نشانه‌های قومیتی را پنهان کرد. ولی بینی سر جای خود ایستاده و پنهان‌کردنش تقریباً غیرممکن است. بدون یک جراحی بزرگ نمی‌توان آن را چندان عوض کرد. بالاخره جایی در دنیا پیدا می‌شود که مابقی مشخصه‌های نژادی‌مان را زیبا ببینند، ولی بحث بینی فرق دارد. تا ابد، بینی است که می‌گوید به کجا تعلق ندارید.

چطور می شود نفقه را گرفت

بسیاری به دفتر وكالت مراجعه می كنند و از ما می پرسند چطور می توانند نفقه خود را بگیرند. اگر این سوال شما نیز هست، این مطلب را بخوانید. برای نقد كردن نفقه زن می تواند دو نوع شكایت حقوقی و كیفری مطرح كند. یكی دادخواست حقوقی ودیگری شكایت كیفری است . در دادخواست حقوقی وقتی زن از شوهرش تمكین می كند اما شوهر از دادن نفقه خودداری می كند زن می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دعوی حقوقی برای گرفتن نفقه محكومیت شوهرش را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد .در این صورت دادگاه پس از بررسی ادعای زن حكم به پرداخت نفقه خواهد داد . اما اگر شوهر محكوم به پرداخت نفقه شود اما مرد امتناع كرد یا واقعا در فقر باشد یا به قول خودش بخواهد زن را اذیت كند زن می تواند درخواست طلاق كند و قاضی مرد را مكلف و مجبورخواهد كرد كه او را طلاق دهد .در واقع یكی از اهرم های فشار برای زنان همین حق نفقه است كه در دادگاه ها علاوه بر مهریه آن را از شوهر مطالبه كنند. اما راه حل دیگر برای نقد كردن نفقه شكایت كیفری است كه علاوه بر دادخواست حقوقی از آنجا كه عدم پرداخت نفقه در قانون ایران جرم است زن در صورتی كه نفقه اش پرداخت نشود می تواند با مراجعه به دادسرای عمومی تعقیب جزایی شوهرش را از دادگاه بخواهد و در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محكوم خواهد شد . در ماده 642 ق.م.ا(قانون مجازات اسلامی) آمده است: هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تادیه نفقه دیگر اشخاص واجب النفقه امتناع كند دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم خواهد كرد.
ازدواج! نه به هر قیمتی آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی آیا معاون نخست‌وزیر سوئد می‌خواسته ترامپ را دست بیاندازد؟ هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند مهریه را معقول تعیین کنید