1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌.

همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم.

اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم.

در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود.

ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم.

خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.

 گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و…

ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم!

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم.

در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.

 در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد.

تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است.

گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد.

چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند.

و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  

برای زندگی بجنگ

امروز صبح وقتی که کیسه زباله را به داخل  شوتیگ هول می دادم  کنار دریچه، گلدانی گذاشته بودند که هنوز حیات در آن جاری بود. چند ساقه سبز و باریک که در انتهای هر کدام از آنها چند برگ رنگ پریده زندگی می‌کردند.
این خانه جادو می كند عشق همه چیز است به دختران مجرد اینها را نگوئید بی زحمت مرا اهلی کن صد سال تنهایی من

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید

مواظب آنها باشید، چرا که با زرنگ بازی هایی که حتّی به نظر شما نمی رسد، به راحتی پول بیشتری از شما می گیرند! فضای ورودی معمولاً جریان هوا در این منطقه آنقدر خنک و مطبوع است که با عبور از آن ناخودآگاه حسّ تفریح و خوبی به شما دست می دهد، بنابراین اوّلین چیزهایی که جلوی دید شماست: انبوهی از اجناسی است که برای تعطیلات یا یک پیک نیک به آنها نیاز دارید، مثل: فیلم های جدید، وسایل باربیکیو، نوشیدنی های خنک و گوارا، …حتّی از نظر روانشناسان، در آن لحظه چنان جوّی شما را می گیرد که فی البداهه یک باکس نوشابه برمی دارید، در حالیکه شاید اصلاً نیازی به آن نداشته باشید. راه حل: بهتر است در نهایت اعتماد به نفس و بی توجّه به این اجناس به راه خود ادامه دهید و دوری بزنید، نهایتاً در آخر نیم نگاهی به اجناس این بخش بیندازید تا اگر احساس کردید لازم است خرید کنید. در این لحظه است که می بینید این اجناس از اوّل هم در لیست خرید شما نبوده! محصولات کشاورزی (میوه و سبزی) بعد از اجناس بخش ورودی، معمولاً میوه ها و سبزیجات را می بینید که هر کسی خرید این مواد مغذّی را پول هدر کردن نمی داند و بالاخره می خرد امّا شاید ندانید که سود حاصله از فروش این محصولات بسیار بالاست و در واقع شما ندانسته ممکن است در دوّمین تله ی آنها بیافتید. راه حل: میوه و سبزیجات را در آخرین مراحل خرید انجام دهید تا تنها اگر در لیستان هست و به مقدار نیاز خرید کنید، از طرفی از آنجاکه این موارد وزن و حجم بالایی دارد، چرخ دستی شما را تا پایان خرید، سنگین می کند. موارد پیشنهادی اگر دیدید فروشنده ای دائماً با تعریف از محصولی جدید، سعی بر فروش آن دارد، بدانید کاسه ای زیر نیم کاسه است. آنها با تمام مهارت مغز شما را تصرّف کرده و خرید چند قلم جنس را الزاماً با هم مرتبط می کنند! تا نهایتاً توجیه شوید که برای مثال اگر این 3 یا 4 تا را با هم مصرف کنید، نتیجه ی بهتر، طمع بهتر، … را می بینید. راه حل: تنها راه حلّ این است که فرار را بر قرار ترجیح دهید، چرا که با هرگونه پرداخت پولی، وقتی به خود می آیید که چند قلم جنس را با هم خریدید و تسلیم فروشنده شدید. اجناس قدیمی و کهنه بیشتر اجناسی که در قسمت میانی راهروها گذاشته اند قدیمی و کهنه هستند، طبق تحقیقات روانشناسی، شما دقیقاً وسط هر راهرو می ایستید و به این اجناس خیره می شود و هر چه به چشمتان می آید بر می دارید. راه حل: باز هم تنها به لیست خرید خود توجّه کنید، اگر این اجناس در لیست نیست سریعاً به راه خود ادامه دهید، در غیر اینصورت وقتی به خود می آیید که پای صندوق حسابتان بیشتر از آنچه که تصوّر می کردید شده است. برچسبها خیلی به این برچسبها اطمینان نکنید، چرا که در بازار و معاملات بین فروشندگان و سوپرمارکت ها یک سرّی تعاملاتی پنهانی وجود دارد، در این بین هر تولید کننده ای می خواهد اسمش در صدر برچسبها باشد، راه حل: تمام قیمتها با نام تولیدکننده ها را با هم مقایسه کنید تا در این سیاست تجاری شریک نشوید! نمونه های تست از نظر روانشناسی حتّی اگر کسی گرسنه هم نباشد با دیدن یک غذای جدید علائم گرسنگی مثل دستور افت قند بدن، در بدنتان ظاهر می شود و به شما ندا می دهد که یک تکّه هم شده از این نمونه های غذایی رایگان میل کنید. شاید هم گاهی اوقات از اینکه “نمی خواهم” بگویید، خجالت می کشید. راه حل: از جلوی آنها بگذرید و سعی کنید، پس از مدّتی و در آخرین مراحل خرید به طرفشان بروید، آن موقع مطمئناً دیگر افت قند خون بدنتان موجب تحریک شما برای خوردن و تست این غذا نمی شود. بلکه خودتان می خواهید.

کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره

در شرایطی که بهای آب و برق و گاز و خدماتی از این قبیل در حال تغییر است شاید بد نباشد که در بعد کلان به میزان مصرف این انرژی ها در منزل جدید خود توجه نشان دهید. یکی از مهم ترین شاخصه ها استفاده از شیشه های دو جدار است.
با خیال راحت مهمان داری کنید با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران 1 درصد بسیار پولدار دنیا

مطالب تصادفی

گزارش روز

مشکل زود و بزرگ مردان ما

یکی از بزرگترین دلایل طلاق در کشور مشکلات جنسی زوجهای جوان است. اما  این مشکلات در عدم ارضای زوجین میتواند دلایل متعددی داشته باشد. از دلایل اساسی طلاقهای جنسی در میان زوجهای مختلف انزال زود هنگام مرد می باشد. اما انزال زود هنگام چیست و چگونه رخ می دهد؟ عوارض آن چیست؟ آیا راهی برای بر طرف نمودن این مشکل وجود دارد؟ انزال زود هنگام یا Premature Ejaculation   هنگامی رخ میدهد که مرد زودتر از هنگامی که خودش یا همسرش میخواهد، انزال نماید. این اتفاق غالبا برای هر مردی پیش می آید اما اگر این اتفاق یک عادت همیشگی است بنابراین موردی است که باید در مورد برطرف نمودن آن اقدام نمایید. انزال زود هنگام همچنین یک شکایت جنسی در بیش از یک سوم مردان میباشد. بررسی های انجام شده بروی مردانی که دارای این مشکل هستند نشان می دهد که این مشکل با بالا رفتن سن مردان کمتر می شود. افزایش تجربه جنسی و بالا رفتن اعتماد بنفس در مردان به کنترل انزال آنان کمک می نماید. انزال جنسی زود هنگام به دو نوع مادام العمر و اکتسابی تقسیم میشود. انجمن بین المللی پزشکی جنسی انزال زود رس اولیه (مادام العمر) را بدین گونه تعریف می نماید: انزال در همه موارد در کمتر از 2 دقیقه پس از دخول رخ دهد و مرد در همه موارد یا تقریبا در همه موارد نتواند انزال خود را کنترل نماید این وضعیت باعث بوجود آمدن استرس، ناکامی زوجین و عدم تمایل به برقراری روابط جنسی از ترس عدم کامیابی جنسی میشود. بهترین راه حل برای رفع این مشکل اینست که با همسرتان در این مورد صحبت نمایید و از از او بخواهید به پزشک معالج مراجعه نماید. در حدود 80% کسانی که به پزشکان معالج مراجعه نمودند توانستند این مشکل را برطرف نمایند. بای توجه داشت که زمان انزال زود رس 2 دقیقه و کمتر از آن است و میانگین انزال در روابط جنسی مردان در حدود 5 دقیقه عادی بحساب می آید. دلایل وقوع چنین مشکلی بصورت قطع هنوز معلوم نیست اما پزشکان محقق یک سری از مشکلات و دلایل را بعنوان دلیل بروز  انزال زود هنگام مطرح می نمایند از جمله: الگوی رفتاری نا صحیح و الگوهای روانی به این معنی که الگوی رفتاری شخص در تجربه های اولیه او از روابط جنسی ممکن است باعث بروز چنین مشکلی در او گردد. یا استرس از امکان رسیدن به نغوظ در مردان که ممکن است نگرانی در مورد رسیدن به نغوظ در مردان باعث انزال زود هنگام گردد. همچنین از دیگر دلایل اضطراب  و نگرانی در مورد کارکردشان و حتی نگرانی های روزمره زندگی میتواند تاثیر مخربی بر کارکرد جنسی مرد داشته باشد. مشکلات ارتباطی شما و همسرتان نیز میتواند در حکم یک عامل منفی در کیفیت روابط زناشوئیتان خواهد گذارد. اما اختلالهای زیستی و جسمی مانند اختلال در هورمونها و مشکلات تیروئیدی و پروستاتی و صفات ارثی، مشکلات ناشی از برخی جراحیها بروی سیستم عصبی مرد و همچنین قطع مصرف برخی داروها که برای معالجه برخی مشکلات روانی مصرف میشدند نیز میتواند بر این عملکرد تاثیر منفی بگذارد. بازخورد در زندگی انزال زودرس باعث عدم کامیابی جنسی مرد و زن میشود این سرخوردگی میتواند بطور کلی زندگی زناشوئی آنان را تخریب نماید. این مشکل اگر زوج خواهان داشتن بچه نیز باشند اوضاع را بدتر میکند. گاهی مشکل آنقدر شدید است که مرد پیش از دخول انزال می نماید. درمان گفتگو درمانی بر اساس این شیوه، روان درمانگر با مرد و همسرش درباره روابط و تجربیاتشان صحبت می نماید و سعی می نماید دلایل اضطراب را کشف و آنرا مرتفع نماید. در بیشترین موارد این شیوه جواب تاثیر گذاری از خود بجا می گذارد. درمانگرهای جنسی در بیشتر مواقع استرس و اضطراب پس از دفعه اول روابط جنسی کمتر میشود و در دفعات بعدی اقدام به ایجاد روابط جنسی این مشکل تا حد زیادی از بین میرود. بیاد داشته باشید که مرد مدتی را باید برای تجدید قوا فرصت داشته باشد. همچنین بهتر است در دفعات اول از دخول صرفنظر شود تا فشار و استرس در مواجهه با همسر احساس میشود از بین برود. دارودرمانی برخی داروهای ضد افسردگی و کرمهای بی حسی ممکن است برای درمان انزال زود هنگام بکار روند. همچنین داروهای ضد افسردگی دارای عوارض جانبی از جمله به تاخیر انداختن انزال و ارگاسم است. پزشک ممکن است از این عارضه جانبی برای درمان زود انزالی استفاده نماید این داروها همچنین ممکن است عوارضی چون احساس تهوع، خشکی دهان، خواب آلودگی و حتی کاهش میل جنسی نیز با خود داشته باشند. فلوکستین (پروزاک)، سرترالین(زولوفت) یا پاروکستین (پاکسیل) ممکن است از سوی پزشک تجویز شوند اما حداقل 10 روز زمان برای تاثیر گذاری نیاز دارند. البته استفاده مداوم از این داروها معمولا توصیه نمی شود. بهتر است حتما استفاده از این داروها با نظر پزشک معالج صورت پذیرد. کرمهای بی حسی موضعی کرمهای بی حسی موضعی مانند لیدوکایین یا پیلوکایین حس آلت مردانه را کاهش میدهد و ممکن است به تاخیر انزال کمک نمایند فرد باید کرم را مدت کوتاهی پیش از آمیزش روی آلت بمالد و هنگامی که احساس نمود به اندازه کافی حس آلتش کاهش یافته آنرا پاک نماید. برخی مردان در استفاده از این متد کاهش حس تنایل را تجربه می نمایند همچنین زنان هم دچار کاهش حس دستگاه تناسلی و لذت میشوند و امکان حساسیت و آلرژی به این مواد در زنان نیز وجود دارد. بیاد داشته باشید این مشکل تا میزان بسیاری (80%) قابل رفع شدن است بنابراین با حوصله و شکیبایی از شوهر خود بخواهید  راههای اشاره شده را البته تحت نظر پزشک متخصص امتحان نماید تا زندگی زناشوئی شما پر از کامیابی جنسی گردد.

چرا مردان زنان را آزار جنسی می‌دهند؟

اسرا یوسریه صالح، در خیابات شلوغ الحسین در مصر که به خاطر فروشگاه‌های سوغاتی فروشی‌اش مشهور است، راه می‌رفت که یک مرد بیست و چند ساله، نگاهش را به او دوخت. بعد دنبالش کرد، دوره‌اش کرد و ناگهان اسرا گرمای نفس‌هایی را در گوشش احساس کرد: «می‌خواهم تا ته بکنم تو.» صالح ۲۸ ساله، یک فعال فمینیست ساکن مصر است. او عصبانی شد؛ چرا آن مرد به خودش اجازه می‌دهد که به او نگاه کند، دنبالش کند و آن کلمات سخیف را در گوشش زمزمه کند؟ یک پژوهش جدید که در گروه پژوهشی «پروموندو» انجام شده درباره انگیزه‌های مردان در آزار جنسی زنان در خیابان‌های چهار منطقه خاورمیانه شامل مصر، لبنان، مراکش و فلسطین توضیح می‌دهد. شیرین الفکی، یکی از نویسندگان گزارش این تحقیق می‌گوید: «ما اطلاعات زیادی درباره زنان و دختران داریم اما اطلاعات‌مان درباره مردان و پسران جوان کم است.» از ۴هزار ۸۳۰ مرد حاضر در این تحقیق که ۳۱ درصد در لبنان و ۶۴ درصد در مصر بودند، تایید کردند که زنان را در مکان‌های عمومی مورد آزار قرار د اده‌اند: آزارهایی مثل چشم چرانی و تجاوز به عنف. آزار خیابانی یک پدیده جهانی است. تحقیقات نشان داده که اکثریت زنان در شهرهای بزرگ برزیل، هند، تایلند و بریتانیا تجربه این آزارها را داشته‌اند. در آمریکا هم وضع به همین منوال است. در یک پژوهش متعلق به سال ۲۰۱۴ که از سوی گروه تحقیقاتی «جی اف کی» که یک کمپین برای توقف آزار خیابانی است انجام شده، ۶۵ درصد از یک گروه ۲ هزار نفری زنان گفته‌اند که آزار خیابانی را تجربه کرده‌اند. بر اساس گزارش گروه پروموندو، در مورد آزارهای خیابانی در خاورمیانه نکات خاصی وجود دارد. در فلسطین، مراکش و مصر، مردان جوان با تحصیلات متوسطه، بیشتر به آزار جنسی زنان مسن‌تر از خود و با تحصیلات پایین‌تر دست می‌زنند. پژوهشگران این تحقیق از یافته‌های خود شگفت‌زده شده‌اند. بارکر، نویسنده دیگر این گزارش که درباره برابری جنسیتی در بیش از ۲۰ کشور جهان تحقیق کرده می‌گوید: «عموما مردانی که دوران دبیرستان یا کالج را به پایان رسانده‌اند، در مقایسه با آنهایی که اصلا به مدرسه نرفته‌اند یا تحصیلات ابتدایی دارند. رفتار محترمانه‌تری نسبت به زنان دارند.» بارکر و الفکیگمان می برند که نرخ بالای بیکاری در منطقه، بی‌ثباتی سیاسی و فشار برای تامین نیازهای روزانه خانواده خود در بروز آزارهای جنسی موثر است. حدود نیمی از مردان مورد مطالعه گفته‌اند که احساس استرس، افسردگی و شرمندگی در مقابل خانواده خود دارند. بارکر می‌گوید شاید اذیت و آزار زنان راهی برای اثبات قدرت آنهاست. به گفته بارکر، این مردان جوان توقعات زیادی از خود دارند که قادر به تامین آنها نیستند: «بنابراین دست به آزار زنان می‌زنند تا به این ترتیب آنها را تحقیر کنند. آنها فکر می‌کنند جهان به آنها بدهکار است.» در جایی مثل مصر، درک موقعیت آسان است. در چینن جامعه‌ای، نوعی بی‌حسی ذهنی در میان مردان وجود دارد. آنها نمی‌توانند کار پیدا کنند، نمی‌توانند پول در بیاورند، مجبورند با حانواده‌شان زندگی کتتد، کاری ندارند که انجام دهند و نقش آنها به عنوان یک فرد بالغ، به تعویق افتاده و متوقف شده است. آزار جنسی راهی است برای مردان جوان که خودشان را خالی کنند. الفکی می‌گوید: «وقتی از مردان حاضر در این بررسی پرسیدیم که چرا زنان را در مکان‌های عمومی آزار می‌دهند، اغلب‌شان -تا حد ۹۰ درصد- گفتند که چون این کار بامزه و هیجان انگیز است. این اما روایت زنان از ماجرا نیست، برای آنها این مساله اصلا جالب و بامزه نیست؛ کابوس است. هالی کیرل، مدیر سازمان «مبارزه با آزار جنسی» و نویسنده «به آزار جنسی خیابانی پایان دهید: جنبش رو به رشد در جهان» می‌گوید که او از نتایج این تحقیق متعجب نشده است: «من چین استدلال‌هایی را شنیده بودم. اینکه می‌گویند حوصله‌ام سر رفته، یا دوستان مردم مرا وادار کردند، داشتیم تفریح می‌کردیم ،و … مردان به احساس زنان فکر نمی‌کنند،» محققان این پژوهش گمان می‌کنند که انگیزه‌های مردان در این رفتار خاص مردان خاورمیانه نیست:‌«آزار جنسی در سراسر جهان یک مساله است و همه جا تقریبا یک ساختار دارد. براین هیلمن، یکی از محققان این گزارش می‌گوید: «ما فقط  یک نگاه اجمالی به  آنچه  در این منطقه می گذرد انداخته‌ایم. این تحقیق اولین تحقیق درباره آزارهای خیابانی از نقطه نظر مردان از سوی این گروه است.» زنان طیف گسترده ای از اثرات روانی ناشی از آزار و اذیت خیابانی را تجربه می‌کنند. مطالعات نشان داده اند که آزار جنسی برای زنان تروماتیک است. زنان ممکن است احساس ناامنی کنند و در نتیجه تحرک و جابه‌جایی خود را کمتر کنند. مثلا صالح بعد از تجربه آزار خیابانی تصمیم گرفت که دیگر از مترو استفاد نکند. او در عوض از «اوبر» استفاده می‌کند: «گاهی اوقات دیگر پول ندارم، مجبورم باز از مترو استفاده کنم.» برنامه‌هایی مانند «نقشه آزار» در مصر و «آزاریاب» در لبنان، از نرم‌افزارهایی برای گزارش موارد آزار جنسی خیابانی استفاده می‌کنند تا خیابان‌ها را امن‌تر کنند. در سال ۲۰۱۰ سازمان ملل یک برنامه جهانی به نام «شهرهای امن و اماکن عمومی امن» را برای جلوگیری از آزار جنسی در بیش از ۲۰ شهر جهان از طریق آموزش و مداخله آغاز کرد. کیرل می‌گوید: «خیلی دشوار است که بگوییم در سطح کلان چه اقداماتی نتیجه می‌دهند، شاید حضور در مدارش و صحبت کردن درباره موضوع آزار جنسی یک راه باشد.» صالح می‌گوید: «شاید مردان و پسران با آموزش بتوانند درک کنند که تفریح آنها چه عواقبی می‌تواند داشته باشد. وقتی دستی می‌خواهد خود را به شکم من برساند یا به اندام جنسی من را لمس کند، می‌خواهم بالا بیاورم، اما نمی‌توانم.»
سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند حامی برقع پوش کودکان بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران مسایل جنسی، منطقه ممنوعه خانواده ها ازدواج كودكان؛ فاجعه ادامه دارد

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

سرو چمان من میل چمن کن...

سرک میکشم توی اتاق میبینمت که نشسته ای روی تخت و حرف می زنی و یک چیزهایی روی یک برگه ای می نویسی... فکر می کنم که سهم من از داشتن تو همین؟

پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان

به گزارش انجمن بین‌المللی جراحی زیبایی (ISAPS)، در سال ۲۰۱۳ بیش از ۲۳ میلیون عمل جراحی و روش غیرجراحی زیبایی در دنیا انجام شده است. گرایش به جراحی پلاستیک در تمام دنیا رو به افزایش است. ایران هم در میان ده کشور اول دنیا است که سالانه حدود ۱۷۵ هزار مورد عمل جراحی و غیرجراحی زیبایی در آن انجام می‌گیرد. تردیدی نیست بسیاری از این جراحی‌ها از نظر طبی ضروری نیستند، عضوی که فرد از ظاهر آن ناراضی است کاملا طبیعی و حتی گاهی از نظر دیگران بی‌عیب است، اما خود فرد از آن ناراضی است و تا آن را به تیغ جراح نسپارد از اشتغال دائمی ذهنی‌اش با این نقص رها نمی‌شود. آیا "سطحی‌نگری"، تبلیغ رسانه‌ای یا رفاه‌زدگی ذهن این افراد را "مسموم" کرده؟ آیا جراحی آنها را از این دغدغه خلاص می‌کند؟ برخی از جراحی‌ها ممکن است تحت تاثیر مد روز و فرهنگ رایج باشند، اما تردیدی نیست که مواردی از آن به علت اختلال خودزشت‌انگاری (Body Dysmorphic Disorder) است، اختلالی که بیش از صد سال است شناخته شده اما در سی سال اخیر در رده اختلالات روانپزشکی قرار گرفته و توجه پزشکان را جلب کرده است، با این حال هنوز درباره آن شناخت کافی حتی در میان پزشکان وجود ندارد و در موارد زیادی تشخیص داده نمی‌شود.   فرد مبتلا تصور می کند که برخی از ویژگی های جسمانی او غیرطبیعی، بدون جذابیت یا حتی ناهنجار است در حالیکه عضو یا اندام مورد نظر طبیعی است یا در قیاس با عذابی که برای فرد ایجاد کرده، مسئله بسیار جزئی است. شیوع این بیماری در دو جنس تقریبا یکسان و حدود یک تا دو درصد ثبت شده است با این حال شیوع آن ممکن است بیشتر از این باشد چون مبتلایان معمولا خود را از چشم دیگران مخفی می‌کنند. آنها مستقیما برای حل این مشکل مراجعه نمی‌کنند و در جاهای دیگر به دنبال کمک هستند، مثلا در مطب جراح پلاستیک یا دندانپزشک. تخمین زده شده ۱۰ تا پانزده درصد مراجعان به جراحان پلاستیک یا متخصصان پوست را مبتلایان به اختلال خودزشت‌انگاری تشکیل می‌دهند. شروع اختلال در اواخر دروان کودکی یا اوایل بزرگسالی است، زمانی که نگرانی در مورد ظاهر بیشتر از دیگر مراحل زندگی است. همه افراد در مقطعی از زندگی نگران ظاهر خود می‌شوند و تقریبا همه افراد ترجیح می‌دادند ظاهری متفاوت داشته باشند. این نگرانی‌ها می‌آیند و می روند و طبیعی هستند، اما وقتی به اختلال تبدیل می شوند که اشتغال ذهنی، دائمی شود و رنج و اضطراب شدیدی ایجاد کنند که زندگی فرد را مختل کند. این نگرانی با دادن اطمینان خاطر و راهنمایی و توصیه رفع نمی شود.   اختلال خودزشت‌انگاری با برخی از دیگر ناسلامتی‌های روان ارتباط نزدیک دارد، شصت درصد مبتلایان به این اختلال به افسردگی هم مبتلا هستند. اختلال وسواسی-اجباری (OCD)، اختلال اضطراب اجتماعی (Social Anxiety Disorder)، اختلال اظطراب عمومی (GAD) و اختلالات خوردن، مثل بی‌اشتهایی (Anorexia Nrevosa) یا بولیمیا (bulimia) با اختلال خودزشت‌انگاری ارتباط نزدیک یا در مواردی همپوشانی دارند. این بیماری با وسواس شباهت دارد و حتی اخیرا در طیف اختلالات وسواس طبقه بندی شده است، مثلا فرد ممکن است به صورتی وسواس‌گونه برای شانه زدن و آرایش موی خود وقت زیادی صرف کند و مراحل مشخصی را انجام دهد و هر گونه تفاوت هر چقدر جزئی با آنچه مد نظر فرد است او را نگران و بر آشفته کند. مبتلایان ممکن است از احساس گناه عذاب بکشند، به سوء مصرف مواد روی بیاورند یا به خود آسیب بزنند. میزان خودکشی نیز در مبتلایان به میزان قابل توجهی بیشتر از جمعیت عادی است. علت این اختلال روشن نیست، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که کسانی که در بچگی یا نوجوانی مورد تحقیر، تمسخر، آزار (bullying) یا سوء استفاده (abuse) قرار گرفته‌اند و اعتماد به نفس پایینی دارند بیشتر از دیگران به این اختلال دچار می‌شوند. بعضی نشانه ها فرد مبتلا به اختلال خودزشت‌انگاری: دائم ظاهر خود را با دیگران (یا با مدل‌های نشریات و هنرپیشه‌ها) مقایسه می‌کند وقت زیادی جلوی آینه می‌گذراند یا از آینه فرار می‌کند وقت زیادی صرف می‌کند که نقصی را که در ظاهرش (معمولا صورت) می‌بیند مخفی کند در جمع احساس ناراحتی و اضطراب دارد و از محیط‌ها و شرایط اجتماعی پرهیز می‌کند در مراجعه برای درمان یا درخواست کمک اکراه دارد چون می‌ترسد به او برچسب سطحی بودن زده شود دیگران ممکن است او را خودشیفته و مجذوب خود یا سطحی ببینند ممکن است در رژیم یا ورزش افراط کند ممکن است در آرایش افراط کند و وقت بسیاری صرف آرایش موی خود کند به دنبال جراحی پلاستیک باشد به شکلی لباس بپوشد که نقص مفروض را بپوشاند بیشتر این افراد نقص را در صورت خود می‌بینند، بینی، دهان، چشم، گونه، ابرو، چانه یا لب و دندان. دیگر اعضای بدن مثل سینه‌ها یا اندام‌های تناسلی در درجه بعدی هستند. بعضی ممکن است خود را زیادی چاق یا زیادی لاغر ببینند یا خود را به خصوص از نظر جنسی فاقد جذابیت و زیبایی بدانند.   برخی مشاغلی که به ویژگی‌های بدنی ارتباط دارند شاید فرد را بیشتر در معرض این اختلال قرار دهند. هنرپیشه‌ها، مدل‌ها (مانکن‌ها)، بدنسازها و امثال آنها از این نظر بیشتر در معرض هستند. کمال‌گرایی (perfectionism) و ترس از تنها و منزوی بودن هم در این افراد بیشتر دیده می شود و مثلا فکر می‌کنند برای دوست یا همسر پیدا کردن باید ویژگی‌های جسمانی خاصی داشته باشند. چه درمانهایی وجود دارد؟ موثرترین درمان درمان دارویی با داروهای ضد اضطراب و روان درمانی بخصوص رفتار درمانی شناختی (CBT) است. دکتردیوید ویل یکی از متخصصان این بیماری می‌گوید: "ما مایلیم تشخیص اختلال زشت انگاری در سن پایین انجام شود چون درمان آن بسیار آسانتر از زمانی خواهد بود که افکار و اضطراب‌ها ریشه دوانده باشد." "مهمترین پیام من این است که اختلال خودزشت انگاری بیماری درمان پذیری است." اما تا بیماری تشخیص داده نشده، فرد مبتلا به دنبال جراحی پلاستیک برای درمان خواهد رفت. برخی بارها جراحی می‌کنند.   برای مثال آلیسیا دووال یکی از مدلهای معروف نشریه گلمور که گفته می‌شود یک میلیون پوند برای سیصد عمل جراحی و غیرجراحی مختلف خرج کرده دو سال پیش گفت اعتیادش به جراحی نتیجه تشخیص داده نشدن اختلال خودزشت‌انگاری بوده است. جراحی برای رفع نقص معمولا توصیه نمی‌شود، چون حتی اگر این جراحی موفق باشد تمرکز به عضوی دیگر معطوف می‌شود یا جای بخیه جراحی مشکل ایجاد می‌کند. بیماران که جراحی پلاستیک می‌کنند در ابتدا احساس بهتری دارند، اما بعد احساس نارضایتی باز می‌گردد، مشکل باقی می‌ماند فقط شکلش عوض می‌شود. آمارها نشان می‌دهند که فقط ده درصد مبتلایان به اختلال خودزشت انگاری ممکن است با جراحی پلاستیک به رضایت برسند. اما جراحان در مواجهه با این بیماران با دو مسئله روبرو هستند، اول اینکه تشخیص بیماری نیاز به ارزیابی‌های طولانی و تخصصی دارد که کار روانپزشکان است، جراحان نه برای این ارزیابی‌های آموزش دیده‌اند نه اینکه این با ماهیت تخصصشان هماهنگی دارد. دوم اینکه وقتی فرد تقاضای جراحی دارد، جراح می‌داند که اگر از این کار خودداری کند فقط بیمار را به جراح دیگری معرفی کرده و در نهایت کسی که بخواهد جراحی کند، این کار را می‌کند. با این حال اخیرا برخی جراحان ارزیابی‌های مختصری انجام می‌دهند تا اگر نشانه هایی از این اختلال به دست آمد، مراجع را از جراحی منصرف و او را به روانپزشک معرفی کنند. آیا این درست است که این اختلال مختص کشورهای ثروتمند و طبقات مرفه است؟   تحقیقات نشان می‌دهد که افراد ۱۶ تا ۲۵ ساله برای یک سلفی به طور متوسط ۱۶ دقیقه وقت می‌گذارند و هفت بار عکس می‌گیرند تا به عکس مورد نظر برسند   بررسی‌ها نشان می دهد که این اختلال در همه جای دنیا دیده می شود و وابسته به سطح مالی افراد نیست، اما طبیعتا افراد متمول امکان بیشتری برای جراحی یا روش های گرانقیمت یا دسترسی به خدمات درمانی دارند. صنعت مد و رسانه‌ها هم مدتهاست که برای ایجاد اختلالاتی مثل بی‌اشتهایی عصبی و اختلال خودزشت‌انگاری به دلیل اینکه ویژگی‌های جسمانی خاص را به عنوان ملاک زیبایی تبلیغ می‌کنند مورد انتقاد بوده‌اند. اما دکتر ویل می گوید: "اتفاقات کودکی مثل پیوند ضعیف مادر و کودک (attachment) یا آزار (bullying) اهمیت بیشتری دارند." "فشار رسانه‌ها وجود دارد اما بخش کوچکی از ماجرا است." دکتر الکس کلارک، روانشناس بالینی می‌گوید که آموزش و راهنمایی در مدارس باید بهتر شود و باید کودکان از نظر رسانه‌ای هم "باسواد شوند" و بفمند که "این تصاویر آراسته، واقعی نیستند." "اگر از نظر اجتماعی به قدر کافی محکم نباشید، به سادگی ممکن است قربانی شوید."  
تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین مصایب مهربانی زنان به 6 دلیل ارگاسم دارند وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند رازهای دلبری زنانه

زنان حادثه

زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

در باب چرایی شکست هیلاری کلینتون، کاندیدای دموکرات در انتخابات 2016 تحلیل‌های زیادی صورت گرفته است. عواملی همچون عدم محبوبیت، عدم حمایت کافی دموکرات‌ها، عملکرد ضعیف کمپین، حضور جیل استاین (کاندیدای حزب سبز) در انتخابات، اظهارات جیمز کومی (رئیس ا

امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند

أمل علم‌الدین، وکیل حقوق بشر که با جورج کلونی ازدواج کرده است به همراه پیام اخوان، «نسل‌کشی» دانستن کشتار ارامنه را در دادگاه حقوق بشر اروپا مطرح می‌کنند. وکیلان حقوق بشر، أمل علم‌الدین و پیام اخوان عضو تیمی هستند که از روز ۲۸ ژانویه/ ۸ بهمن مقابل دادگاه حقوق بشر اروپا در استراسبورگ، فرانسه حاضر شده‌اند تا این دادگاه را مجاب کنند که صد سال پیش، کشتار یک و نیم میلیون نفر ارمنی در ترکیه «نسل‌کشی» بوده است. یک تیم حقوقی به دنبال به رسمیت شناختن نسل‌کشی ارامنه علم‌الدین، وکیل دولت ارمنستان در دادگاه تجدید نظر سیاست مدار سوسیالیست و ناسیونالیست افراطی ترک، دوئو پرینچک (Dogu Perincek) است که در سال ۲۰۰۷ در سوئیس برای «انکار نسل‌کشی» ارامنه محکوم شد. پرینچک دوئو نسل‌کشی ارامنه را یک «دروغ بین‌المللی» خواند که به موجب آن به جرم «انکار نسل‌کشی» محکوم شد. قوانین سوئیس به مانند قوانین کشور آلمان هر نوع انکار نسل‌کشی‌ها در تاریخ بشر را جرم می‌داند. پرینچک اولین فردی است که در جهان در ارتباط با کشتار ارامنه محکوم شده است. پرینچک پس از حکم دادگاه سوئیسی با مراجعه به دادگاه حقوق بشر اروپا از دولت سوئیس شکایت کرد و گفت این دولت «حق آزادی بیان» او را نقض کرده است. دادگاه حقوق بشر اروپا در دسامبر ۲۰۱۳ به نفع حق آزادی بیان پرینچک رای داد. علم‌الدین، اخوان و دیگر اعضای تیم حقوقی که توسط کشور ارمنستان و سازمان‌های حامی حقوق قربانیان نسل‌کشی‌ ارمنستان استخدام شده‌اند، در خصوص رای ۲۰۱۳ دادگاه حقوق بشر اروپا درخواست تجدید نظر کرده‌اند. هدف اصلی این تیم به رسمیت شناخته شدن یک و نیم میلیون قربانی ارمنی در کشتاری است که به نظر این تیم باید «نسل‌کشی» محسوب شود. این تیم حقوقی امید دارد که بتواند این هدف را از طریق دادگاه حقوق بشر اروپا در پرونده تجدید نظر پرینچک در مقابل کشور سوئیس دنبال کند. پیام اخوان، وکیل  ایرانی- کانادایی نماینده دولت ارمنستان نیست؛ این پروفسور حقوق بین‌الملل در دانشگاه مک گیل کانادا با «موسسه مطالعات بین‌المللی نسل‌کشی و حقوق بشر» که از سازمان‌های مرتبط با «سازمان زوریان» در تورنتو است همکاری می‌کند. همسر ستاره هالیوودی یا وکیل حقوق بشر مشهور بودن علم‌الدین به واسطه ازدواج او با یک ستاره هالیوودی، توجه رسانه‌ها را به موضوع کشتار ارامنه جلب کرده است. بسیاری از رسانه‌ها حتی از بکاربردن نام رسمی این وکیل، أمل علم‌الدین، خودداری می‌کنند و با «أمل کلونی» خواندن این وکیل بر ازدواج او با جورج کلونی تاکید می‌کنند. پیام اخوان در گفت‌و‌گوی خود با نشریه «تورنتو استار» ضمن ابراز خوشحالی از اینکه در کنار همکار قدیمی‌اش علم‌الدین کار خواهد کرد به وجه «ستاره» بودن علم‌الدین به واسطه ازدواج با جورج کلونی اشاره می‌کند و ابراز تاسف می‌کند که رسانه‌ها بیشتر از اینکه به مساله رنج قربانیان بپردازند به وجه «هالیوودی» داستان علاقه دارند. اخوان می‌گوید: «متاسفانه رسانه‌ها بیشتر علاقه‌مند به داستان شهرت‌اند. واقعیت حقوق بشری، درد و رنج قربانیان است و نه شهرت ناجیان». علم‌الدین هم که خود به استقلال حرفه‌ای خود باور دارد، با طنز مخصوص خود توجه رسانه‌ها به لباس‌ها و ظواهر زندگی‌اش را مسخره می‌کند. با این حال، شهرت علم‌الدین موجب شده که بار دیگر کشتار ارامنه و نسل‌کشی بودن یا نبودن آن، موضوعی رسانه‌ای شود. پرینچک و رابطه پیچیده او با دولت اردوغان دولت کنونی ترکیه برای مقابله با تیم حقوق حامی به رسمیت شناختن نسل‌کشی ارامنه، برای پرینچک تیم حقوقی‌ای مجربی را استخدام کرده است. این در حالی است که خود دوئو پرینچک در ترکیه از متهمان دادگاه‌های جنجالی «ارگنکون» است که در آن بسیاری از ناسیونالیست‌های افراطی ترکیه، سوسیالیست‌ها و نظامیان ارتش به حبس ابد محکوم شده‌اند. پرینچک از سال ۱۹۹۲ دبیرکل حزب کارگران سوسیالیست در ترکیه بوده است و در سال ۲۰۱۳ به اتهام «توطئه و تلاش برای براندازی حکومت» در دادگاه «ارگنکون» محاکمه و محکوم به حبس ابد شده است. با این حال مساله کشتار ارامنه به قدری برای دولت ترکیه مهم است که تیمی حقوق برای نمایندگی پرینچک در دادگاه حقوق بشر اروپا توسط دولت ترکیه استخدام شده‌اند. دولت ترکیه کشتار ارامنه را به‌عنوان نسل‌کشی به‌رسمیت نمی‌شناسد و در تمامی دادگاه‌های بین‌المللی مرتبط با این کشتار، شرکت می‌کند. دولت ترکیه با سرمایه‌گذاری در تیم‌های حقوقی این توجیه را بیان می‌کند که در کشتار اوایل قرن بیستم ارامنه در ترکیه، ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار ارمنی جان خود را از دست داده‌اند و این تعداد تلفات جانی نسل‌کشی محسوب نمی‌شود. به اعتقاد ارامنه در سال ۱۹۱۵، یک‌ونیم میلیون ارمنی توسط ترک‌ها کشته شده‌اند و این کشتار به قصد نسل‌کشی و نسل‌کشی بوده است.
ارشاد منجی: معتقد و هم جنس گرا اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟ برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' رها محرق، اولین زن عرب فاتح اورست دختران شایسته جهان ازکجا می آیند

حقوق زنان

دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد

«نه هر مردی از هر زنی فزون‌تر است و نه هر زنی از هر مردی فروتر. مریم، زهرا، آسیه، خدیجه و کبرا از زنان اند و فرعون،‌ هامان، شمر و سنان از مردان». این صدایی است که در دوران مشروطه از گلوی زنی برمی‌آید نویسنده، خردمند و حامی آموزش دختران؛ زنی که به گونه‌ای برابری زن و مرد قایل است، مبارزه‌جویانه و با آگاهی از حقوق زن در جهان آن روزگار، تفکرات قدیم را که بر محور خواست مردان می‌شود، نقد و رد می‌کند و به دنیایی نو برای زنان می‌اندیشد. بی بی خانم استرآبادی از نویسندگان دوران مشروطه است که در یکی از کتاب‌هایش به نام معایب الرجال پاسخ باورهای سنتی و ضدزن بیان‌شده در رساله‌ای به نام تأدیب النسوان را می‌دهد.   تاریخ ایران، زن را گاه در حاشیه امن قرار می‌دهد، گاه با چشمی ناچیز انگار، او را کوچک می‌شمارد؛ وضعیتی که با ورود اندیشه‌های جدید، پرتویی تازه بدان افکنده شد. موقعیت زن بدین‌ترتیب در تیررس نگاه مورخان مورد نقد قرار گرفت.  آنچه تا پیش از دوران قاجاریه می‌گذرد، سراسر این است که از زن خواسته می‌شود زیبا، زاینده و صبور، بی‌سواد و تحت امر مرد باشد. این نگاه نه‌تنها چندان مورد نفی زنان نبود، که، بدان دلخوش بودند و حتی تااندازه‌ای زیاد می‌بالیدند. رساله‌های گوناگون تعلیمی و اخلاقی در تاریخ ایران، از این خواست‌ها پوشیده است که زن بدان‌ها باید عمل کند. هر وضعیتی، اما از آن‌رو که شرایطی متضاد خود پدید می‌آورد، باید گفت همه آنچه زنان می‌خواستند، در این موارد خلاصه نمی‌شده است زیرا دنیای آرمانی‌شان، یعنی داشتن سواد و حضور در صحنه‌های پیکار، بیرون از حصارهای خانه و خواست‌هایی اینچنین می‌گذرد؛ دنیایی که با دنیای مردان برابر است، حتی فراتر از آن زن را در نقش‌هایی مردانه می‌پذیرد. پا گذاشتن به این دنیای آرمانی گرچه برای زنان طبقات بالا ممکن بوده است اما از آن‌جا که گام‌نهادن بدین دنیا، برای بخشی زیاد از جمعیت زنان کاری چندان آسان نبود، می‌توان گفت زن در تاریخ ایران تااندازه‌ای بسیار، زیر سیطره اندیشه گذشته بوده وگاه با خواست زن همراه می‌شده  است.این نگاه دیرپایید تا این‌که با ورود افکار نو به ایران، دگرگونی‌هایی در خواسته‌ها و نیز نقش‌های زن در جامعه پدید آمد. این دگرگونی‌ها در رویارویی با دیدگاه مردانه و خواست‌های سنتی وی که پیش‌تر مورد پذیرش زنان بود، قرار گرفت. زمزمه‌های این تغییر و دگرگونی از دوران محمدشاه قاجار شنیده شد. شاهزاده‌ای قاجاری در این زمان، بر آن شد رساله‌ای به نگارش درآورد که در آن، باری‌دیگر وظایف زن و خواست‌های مرد از او را گوشزد کند؛ همچنین با نگاهی به فرهنگ غرب، بر زوایایی دلخواه و هماهنگ با گفتمان و اندیشه قدیم تأکید ورزد. رساله‌ای در تربیت زنان به سبک قدیم تأدیب‌النسوان، رساله‌ای، بدون‌نام و مشخصات نویسنده است که در‌ سال ١٢۶٢ قمری نوشته شده است. نگارش این رساله جنجالی، براساس بررسی‌های اخیر به خانلر میرزا احتشام‌الدوله از پسران عباس‌میرزا نایب‌السلطنه نسبت داده شده است. این رساله به دلیل نداشتن نام نویسنده، توسط هرکس به نامی خوانده شده؛ «سلوک و سیرت زن» و «آداب معاشرت نسوان» از نام‌هایی دیگر است که بر آن نهاده‌اند. فردی، باز هم ناشناس، بر آن مقدمه‌ای و موخره‌ای نوشته و رساله را تأدیب‌النسوان نام‌گذارده است. این رساله، تکرار مکرراتی است که در ادب تعلیمی ایران درباره زن مطرح می‌شود. مواردی که در این رساله از زن خواسته می‌شود اگرچه با اندکی توجه به افکار، متجددانه می‌نمایاند اما هرآنچه که از فرهنگ غیرایرانی نیز در آن مطرح می‌شود چیزی نیست جز آنچه در سنت قدیم درباره زن مطرح می‌شده است. از آن‌جمله می‌توان به اطاعت زن از مرد، صبر، سکوت، سازگاری و محبت‌اش به مرد اشاره کرد. مواردی که نویسنده به دختران و زنان توصیه اکید می‌کند، توصیه‌هایی قلمداد شده که در صورت عمل بدان‌ها، کسی بد نمی‌بیند. نویسنده، اثر خود را به ١٠ فصل تقسیم کرده است؛ در سلوک زن، در حفظ زبان، در گله‌گزاری، در قهر کردن، در ضرر راه رفتن، در آداب غذا خوردن، در پاکیزه داشتن بدن و استعمال بعضی از عطریات، در طرز لباس پوشیدن، در آداب خوابیدن و سرانجام، فصل دهم در آداب صبح برخاستن از خواب. شاید بتوان چکیده کلام وی را این خطوط دانست «زن باید فنای محض در اطاعت مرد باشد و چون و چرا نداشته باشد و آنچه بگوید اطاعت کند و فرمانبرداری مرد را واجب داند …  و اگر فی‌المثل دستش را گرفته به آتش اندازد آتش گلستان و باغ بستان شمارد و تخلف از فرمان به قدر یک نفس کشیدن جایز نداند که یک‌دم خلاف یک‌سال اثر می‌کند و باعث کدورت کلی می‌شود».  این رساله در همان زمان تالیف، چنان مورد استقبال قرار گرفت و افزوده‌ها و تغییراتی بنابر همان اندیشه قدیم یافت، که مدتی برای آموزش آن در مکتبخانه دخترانه سعی شد.  نویسنده گویا گمان می‌برده که رساله‌اش مخالفت‌هایی در میان زنان برخواهد انگیخت، از همین‌رو به اعتقاد برخی، نام خود را بر رساله نگذاشته است؛ با در نظر گرفتن این‌که پس از انتشار این رساله عده‌ای از زنان برآن شدند تا جوابیه‌ای در برابر آن بنویسند، این گمان را می‌توان به یقین نزدیک دانست. در پاسخ به این رساله، زنانی از بی‌بی خانم استرآبادی خواستند برای آن پاسخی بنویسد. بی‌بی خانم استرآبادی دختر محمدباقر خان، سرکرده سواران استرآبادی بود که مادرش ندیمگی شکوه‌السلطنه، مادر مظفرالدین شاه قاجار را برعهده داشت. زندگی بی‌بی خانم بنابر نوشته خودش با رنج و عذابی همراه بوده است که همسرش با صیغه‌کردن کنیز خانه، بر او روامی‌دارد. او که خود پرورش‌یافته فرهنگی سنتی است و دلگیر از آن، پیکارجو و بی‌پرده با زبان طناز و تند، افزون بر پاسخ به فصل‌های تأدیب‌النسوان، در رساله‌اش به نام معایب‌الرجال، در چهار فصل به مردان می‌پردازد تا شاید با یادآوری ایرادها و ضعف‌های مردان، آنها را به فکر تربیت و تأدیب خود بیندازد. مجلس اول اطوار شراب‌خوار، مجلس دوم کردار اهل‌قمار، مجلس سوم در تفصیل چرس و بنگ و واپور و اسرار و سرانجام مجلس چهارم شرح گفت‌وگو در اوضاع عبائره و اقرات اجامره و الواط. در بخشی نیز به خواست زنان مجلس‌اش، سرگذشت خود را قرار داده است. بی‌بی خانم، رساله تأدیب‌النسوان را با نگاهی عالمانه پاسخ می‌دهد. او همچنین نسبت دادن مکر و فریب به زنان را با رجوع  به واقعیت‌هایی که در آن مردان، زنان خود را می‌فریبند تا محبت‌شان را جلب کنند، مردود می‌شمارد. بی‌بی خانم نصیحت‌های نویسنده تأدیب‌النسوان را فضیحت می‌داند زیرا به تعبیر وی، مردانی هم در جامعه دیده می‌شوند که با وجود رعایت و ملاحظه زن دلسوز، قدرنشناس‌اند. او دراین‌باره می‌نویسد «بسیار دیده و شنیده شده که زنان وجیه معقوله دارند و بایشان میلی ندارند و در فکر هرزگی خود هستند… بسیار زنان که بفرموده مرد عمل نمایند از لباس و اثاث باز طرف میل مرد نگردند به جهت خوی بد آن ناسپاس خدانشناس و بسیار از زنان انواع لباس‌های قیمتی ظریف و لطیف از مال خود برای خود و شوهر می‌خرند و می‌برند و می‌دوزند و می‌پوشند و می‌پوشانند و با وجود این هیچ در نظر مرد بدبخت نمی‌آید و آن زن بیچاره همیشه تباه‌کردار و سیاه‌روزگار در انظار ایشان خوار و زار است. پس هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست به‌خصوص در این زمان که هیچ نظم و نظامی در کار نیست». ایران در دوره قاجار به‌ویژه از زمان سلطنت محمدشاه، به دگرگونی‌هایی دچار شد؛ بر آن اساس، کسانی متاثر از فرهنگ و تمدن غرب، لزوم تغییر در بسیاری از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی را احساس کردند و پذیرفتند؛ در برابر، برخی دیگر با احساس خطر از آنچه که از غرب آهسته‌آهسته نفوذ می‌کرد، می‌کوشیدند با تأکید بر سنت‌ها، جامعه را در وضع موجود نگه‌دارند. آن پذیرش‌ها و آن ایستادگی‌ها، صحنه پیکار گروهی را فراهم کرد. پیدایش رساله‌هایی که از آنها سخن گفته شد در چنین بستری، محصول جدل‌ها و مواضع حامیان اندیشه قدیم در برابر طرفداران نقد قدیم و پذیرش اندیشه جدید به شمار می‌آید. این جدل‌ها تا مدت‌ها دامنگیر جامعه ایران بود و تا سال‌ها سبب‌ساز پیدایش‌ امواجی جدید و نوسان‌هایی گوناگون شد. زن در این نوسان‌ها آرام‌آرام از دنیای سنتی خود فاصله می‌گرفت و به دنیایی تازه پای می‌گذاشت که در آن از حقوقی همچون مردان برخوردار بود. تحصیل و آموزش و حضور در اجتماع، ازجمله دستاوردهای اولیه این جدل‌ها بود. جامعه‌سنتی ایران در این میانه پوست می‌انداخت؛ جالب توجه است که در این پروسه مردانی دگراندیش نیز به یاری زنان آمدند تا تعریف دیگری از مناسبات زن و مرد به دست دهند؛ آثار ایرج میرزا گواه این مدعا است.

آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی

 خشونت نسبت به زنان سابقه ای طولانی و شکل های گوناگون دارد. شکل خاصی از خشونت را می توان در خشونت های جنسی مشاهده کرد. خشونت جنسی و تجاوز، تأثیرات مخربی بر روی زندگی، جسم، و روان زنان می گذارد اما باید به نکته دیگری نیز توجه داشت و آن این که در جوامع مردسالار که معمولاً زنان نه فقط جنس دوم بلکه مایملک مردان در نظر گرفته می شوند از طریق خشونت جنسی و تجاوز به زنان، مردان خشونت پیشه غلبه خود را بر مردان دیگری که زنان قربانی، زیر سلطه و نظارت آنان قرار دارند نمایش می دهند. به عبارت دیگر زنان به عنوان نشانه و ابزاری برای زورآزمایی مردان با یکدیگر (برای اثبات قدرت شان) در نظر گرفته می شوند. تجاوز جنسی به زنان، در واقع زنی را که تا لحظۀ تجاوز، زیر نظارت مرد دیگری بوده زیر سلطه فرد متجاوز در می آورد و نه تنها امکان نظارت بر زن را از آن مرد مغلوب می ستاند بلکه مردانگی او را نیز از بین می برد، و مرد غالب از این طریق به بازتولید هویت مردانه خود و نظم جدیدی از مردسالاری می رسد. مقاله زیر در رابطه با تجاوزهای جنسی فراوانی که در خلال جنگ و مناقشات کنونی منطقه ما نسبت به زنان صورت می گیرد تنظیم شده است اما روشن است که این نگاه را می توان به هر نوع تخریب و نابودی جسم و جان زنان مانند وقایع اسید پاشی و هم چنین قتل های ناموسی نیز تعمیم داد. مناقشاتی که در دهه های اخیر به علت درگیریهای قومی، مذهبی و نژادی در میان گروه های مختلف رخ می دهد دارای ویژگی های خاص خود هستند. هر چند که همیشه در جنگ ها خشونت و غارت و کشتن افراد غیر نظامی وجود داشته اما ابعاد خشونت در مناقشات و جنگ های کنونی در منطقه، بسیار گسترده تر شده است. گذشته از خشونت نسبت به افراد عادی، ویژگی دیگر این جنگ ها، خشونت و تجاوزهای مکرر جنسی به زنان است. هر چند که پس از جنگ دوم جهانی در سال ۱۹۴۹ و بعد در سال ۱۹۷۷ در کنوانسیون ژنو توجه به حقوق و موقعیت افراد غیر نظامی به ویژه وضعیت زنان و کودکان، در اسناد مختلف مطرح شد (کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل های الحاقی ۱۹۷۷) اما نگاه جامعه جهانی به این پدیده هولناک که از سال های پیش، آغاز شده بود تنها بعد از جنگ داخلی بوسنی به این امر تمرکز یافت. تا آن زمان زنان بسیاری در جنگ های متعدد برمه ، کنگو، رواندا و بوسنی – و در حال حاضر در سوریه و عراق – از طرف گروه های متخاصم مورد تجاوز، بردگی و آزار جنسی قرار گرفته، به بردگی گرفتار شده، و به فروش رسیده اند. یکی از دلایلی که معمولاً برای توجیه عمل تجاوز جنسی مطرح می شود توجیه بر اساس میل جنسی مردان است و گفته می شود که سربازان پس از پیروزی بر دشمنان و فتح سرزمین آنها، برای رفع نیازهای جنسی خود دست به این عمل می زنند. این توجیه بیشتر در حد گفتار برای افراد عادی قابل طرح است و از لحاظ بررسی های علمی هرگز مورد تأیید نیست. زیرا تجاوزهای جنسی بدون توجه به امکان برطرف کردن میل جنسی افراد صورت می گیرد و ارتباطی با در دسترس بودن یا در دسترس نبودن امکاناتی برای رفع نیازهای جنسی سربازان ندارد، بلکه بعضی از مردان در “خلاء فرهنگی” به وجود آمده در فضای جنگی، به این عمل شنیع دست می زنند. شواهد متعددی وجود دارد که مشخص می کند تجاوز نه عملی جنسی بلکه عملی تهاجمی است. آن چه متجاوز را راضی می کند نه صرف عمل بلکه تحقیر و خفیف کردن قربانی و دریافت احساس سلطه و قدرت بر زن است. با توجه به هدفمند بودن این رفتار که در مناقشات امروزی دیده می شود، خشونت جنسی را به عنوان سیاستگزاری جنگ و به عنوان یکی از ابزارهای جنگ – ساده ترین و ارزان ترین ابزار جنگ – با بیشترین منافع در نظر می گیرند. خشونت جنسی در سیاستگزاری جنگ در مجاورت سایر ابزار های جنگی در نظر گرفته می شود و یک استراتژی مؤثر برای پیشبرد اهداف جنگی است. خشونت جنسی زنان ساده ترین ابزار جنگی است زیرا به طور مستقیم در برگیرنده علایق مجرمان به انجام و تکرار آن است. ارزان ترین ابزار است زیرا برای گروه مهاجم هزینه ای در بر ندارد. وانگهی، بیشترین منافع را برای مهاجم به وجود می آورد زیرا آگاهی از وجود تجاوزات جنسی حتا قبل از این که سرزمینی فتح گردد باعث فرار افراد و رها کردن خانه و سرزمین خود می شود بنابراین فتح سرزمین و راندن افراد، ساده تر صورت می گیرد. توجه به شرایط حاکم بر جنگ که باعث انجام رفتارهای غیر عقلانی می شود نیز مهم است. افراد در شرایط جنگی از لحاظ احساسی سردرگم ، ناامید ، عصبانی و ترس خورده هستند و به دلیل شرایطی که در آن به سر می برند دست به رفتارهای غیر عقلانی می زنند طبعاً یکی از این رفتارهای خشن و غیرعقلانی، تجاوز به زنان است. در این حالت، تجاوز بخشی از سیاستگزاری جنگ نیست بلکه رفتاری است که از سربازان سر می زند. اما از بروز چنین اعمالی نه تنها جلوگیری نمی شود بلکه قصد جلوگیری را هم ندارند. گمان بر این است که چنین رفتاری برای سربازان و در زمان جنگ طبیعی است و باعث ایجاد همبستگی و کسب رضایت خاطر میان افراد می گردد. توجه به جهان بینی، باورهای جمعی و ساختار اجتماعی گروه های در مناقشه با یکدیگر، نکته دیگری را توضیح می دهد زیرا در ساختار اجتماعی برخی از گروه ها چنین رفتاری نه تنها مجاز بلکه مورد درخواست نیز می باشد از این روست که رفتار افراد را نمی توان تنها با توجه به دلایل فردی توجیه کرد بلکه باید عنوان رفتاری مورد انتظار در چهارچوب باورهای فرهنگی گروه نیز در نظر گرفت. اگر ساختار و فرهنگ زن ستیزی در گروه های مختلف در حال مناقشه با یکدیگر را در نظر داشته باشیم، مشخص می شود که این گروه ها دارای تفاوت هایی در مورد زبان، نژاد، مذهب و به صورت کلی تفاوت در جهان بینی شان با یکدیگرند اما اکثر آنان دارای ساختاری مردسالارانه و زن ستیز، البته با تفاوت هایی در درجه زن ستیزی با یکدیگر هستند. در این جوامع “مردانگی” اصلی بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که “مردانگی” وابسته به نظارت بر کلیه وجوه زندگی زنان و قراردادن آنان در چهارچوب تفکرات مردانه. در فرهنگ های مختلف و ایدئولوژی های مختلف زن دارای ویژگی خاصی می باشد و تنها در صورتی که ان گونه رفتار کند، حرکت کند، فعالیت کند و پوششی مناسب با ایدئولوژی حاکم داشته باشد مردانگی مردان به اثبات می رسد. در نتیجه نمی توان خشونت های جنگی را به صورت فقط سیاستگزاری جنگی یا رفتار فردی در نظر گرفت بلکه باید به تاثیر ساختار فرهنگی توجه داشت، رفتارهای خشن با توجه به فرهنگ گروه را باید به صورت رفتارهایی مطابق با آداب فرهنگی و اجتماعی گروه در نظر گرفت و فرد در چارچوب رفتاری مورد قبول گروه زن ستیز خود رفتار می کند. هدف از درگیری های کنونی تنها فتح سرزمین نیست بلکه بر اساس ایدئولوژی خاصی باید موجودیت، و نسل گروه مخالف را از بین برد بنابراین نه تنها باید سرزمین را فتح کرد، نه تنها باید مردان را از میان برد و بدین وسیله قدرت خود را اثبات کرد بلکه از آن جا که مردانگی اصلی بسیار مهم و تعیین کننده است باید “مردانگی” مردان گروه مخالف را نیز از بین برد و آنان را به عنوان افرادی که قادر به حفظ سرزمین و حمایت از افراد خود به خصوص حفاظت از زنان نیستند مورد تحقیر قرار داد. بدین ترتیب مشاهده می شود که در زمان غلبه گروهی بر گروه دیگر در مجاورت تغییراتی که در ساختار اجتماعی، حقوقی و سیاسی به وجود می آید، قواعد و مقررات مربوط به زنان هم تغییر می کند. گروه مهاجم در مورد زنان نیز نظارت های خاص خود ر ا اعمال کرده و سلطه خود را بر زنان نمایش می دهد. گروه طالبان زنانی را که در قبل نیز در یک جامعه مردسالار زندگی می کردند، در خانه ها محبوس کردند و از هر نوع حضور اجتماعی آنان جلوگیری به عمل آوردند، برای طالبان نامریی بودن زنان جهت اثبات مردانگی کفایت می کرد. گروه بوکو حرام نیز با ربودن دختران دانش آموز و ازدواج اجباری و به بردگی کشاندن آنان و دور ساختن شان از آموزش سعی در تقویت الگوی مردانگی مد نظر خود را دارند. در مورد «داعش» این مساله البته به شکلی بسیار فجیع تر و به صورت تجاوز جنسی، خرید و فروش زنان، و کشتن آنان مطرح است. خشونت جنسی در وهله اول به عنوان ارزان ترین سلاح جنگی افراد را حتا قبل از جنگ و تسلیم شدن، وادار به گریز از محل زندگی خود می کند و در بسیاری از موارد هرگز بازگشتی هم صورت نمی گیرد. پس فتح سرزمین به ساده ترین روش صورت گرفته است. از طرف دیگر تجاوزات جنسی که در بسیاری از موارد در برابر چشم دیگران، اعضای خانواده و یا همسایگان صورت می گیرد نه فقط باعث تحقیر و خُردشدن زن می شود بلکه به طرد او از محل زندگی و نزدیکان، و فروپاشی شرایط زندگی او و اطرافیانش می انجامد. در عین حال عملی است که به افراد فاتح رضایت خاطر می بخشد. این رضایت خاطر، نه تنها به دلیل انجام موفقیت آمیز عمل، بلکه به علت ایجاد حس مردانگی بالا، تعلق به گروه فاتح، و قدرتمندبودن هم است. از طریق تجاوز جنسی نه فقط سلطه بر سرزمین کسب می شود بلکه سلطه بر بدن ها نیز به دست می آید و این تنها به معنای سلطه بر بدن زن و نابود کردن جسمی و روانی او نیست بلکه از طریق خشونت جنسی بر زنان، سلطه کامل بر مردان مغلوب نیز به دست می آید. این مردان نه تنها سرزمین خود، اموال و مایملک خود را از دست داده اند بلکه مهم ترین ویژگی هویت مردانه شان یعنی نظارت بر زنان خود را نیز از دست داده اند و بدین ترتیب است که سلطه بر مردان مغلوب کامل می شود. از دید جوامع مردسالار، مردان تعیین کننده و به وجود آورنده جامعه هستند. از این منظر، هویت مردان، هویت جامعه را می سازد پس برای نابودی کامل یک جامعه باید هویت مردان یا مردانگی آنان را ازشان سلب کرد. بدین ترتیب در کنار کارکردهای متعددی که خشونت در جنگ به ویژه خشونت جنسی دارد، کارکرد بسیار مهم دیگری نیز باید برای آن در نظر گرفت که از طریق سلطه بر بدن زن، سلطه بر مردان نیز تأمین می شود. مردی که نتواند از بدن زنان مرتبط با خود محافظت کند یک ویژگی اساسی مردانگی یعنی نظارت بر بدن را از دست داده و «دیگری» این نظارت را از طریق تعرض به بدن زن، به چنگ آورده است. سخن پایانی نگاه فرودستانه به زنان و حاکمیت زن ستیزی در جوامع مردسالار، خواه ناخواه زنان را در موجودیت خود به عنوان یک فرد در نظر نمی گیرد بلکه زنان نشانه ای از روابط میان مردان هستند. در جوامع زن ستیز تحقیر یک زن و سلطه بر بدن اش گذشته از مشکلات فراوان برای او، جهت تحقیر مردان صورت می گیرد. با این عمل اولاً متجاوز برتری خود را به دیگران نشان می دهد و از طرف دیگر خشونت نسبت به زنان نمایشگر ناتوانی مرد مغلوب جهت محافظت از زن، و همین طور بیانگر ناتوانی جنسی او تلقی می شود. در چنین وضعیتی، این طور قلمداد می شود که مرد مغلوب هویت مردانه خود را از دست داده است. هر چند که مردان مغلوب آن جامعه، از مردانگی به دور افتاده اند ولی این به معنای رها شدن زنان از نظارت و کنترل نیست زیرا رفتار مردان پیروز، سبب بازتولید نوعی دیگر از نظارت بر زندگی و بدن زن و “بازتولید نظامی” دیگر از مردسالاری می شود، در این حالت تجاوز جنسی مولد هویت مردانه است. خشونت جنسی نه تنها ابزار جنگ بلکه ابزار قدرت نیز می باشد. قدرتی که پایه های آن در فرهنگ نهادینه شده گروه متجاوز، نهفته است. آنانی که دست به تجاوز جنسی می زنند در واقع قدرت خود را بر بدن و هویت زن، و از این طریق بر مردان و سرزمینی که زن به آن تعلق دارد نشان می دهند. سلطه بر بدن زنان اصلی مهم برای اثبات مردانگی است. شکل حاد آن به صورت تجاوز و بردگی جنسی در جنگ ها مشاهده می شود اما باید به اشکال خفیف تر آن نیز توجه داشت.  
۱۳ کشوری که زنانش عالی‌ترین سمت‌های دولتی را دارند زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند چراغ سبزهای قانون برای ندادن نفقه بچه های ایسلندی فکر می کنند رییس جمهور کشور فقط باید زن باش