1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌.

همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم.

اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم.

در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود.

ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم.

خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.

 گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و…

ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم!

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم.

در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.

 در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد.

تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است.

گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد.

چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند.

و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

ما زنها هم دنیایی داریم واقعا منحصر بفرد که خودمان هم بعضی وقتها سر از کاری که انجام می دهیم در نمی آوریم چه برسد به شوهران بیچاره ما. این 15 نکته درباره زنانه بودن و احساس کردن است در باره 15 نکته نه خیلی کوچکی است که شما مردان درباره ما نمیدانید و البته شما هیچوقت درباره لذت زن بودن چیزی نخواهید دانست. با این وجود شاید باید بخوانید. 1-       ما دوست داریم نامه های عاشقانه ای را که برایمان نوشته شده نگهداریم نه به این خاطر که هنوز احساسی داریم یا امیدی بیشتر به این خاطر که خواندن این نامه ها بما یاداوری می کند که از چه مراحلی در زندگی گذشته ایم و همچنین این احساس خوب که کسانی ما را در زندگیشان دوست داشته اند. 2-       ما یکم از شما مردان متنفریم بیشتر به این خاطر که اصلا نمی فهمید که درد زایمان چی هست! 3-       ما مثل مومیایی ها هستیم آرایش غلیظ روی صورت، گن و سوتینهای تنگ تایلونی که توش نزدیکه خفه شیم و جوراب شلواری نایلونی و کفش 10 سانتی، با همه اینها ما زنده تر از همیشه هستیم 4-       ما احتیاجی به پسورد شما نداریم نه اینکه نخواهیم سر از کاری که ساعتها باید جلوی مانیتور کامپیوتر باشی در بیاوریم یا لیست آخرین چتهایتان را در صفحه فیس بوک چک کنیم و همچنین ایمیل ها شما رو بخونیم، مساله اینه که شما اونقدر حواس پرت هستید که لپ تاپتونو روشن بذارین و برید بخوابید 5-       وقتی میگیم هدیه نمی خواهیم.. هیچ زنی توی دنیا نیست که با گرفتن هدیه خوشحال نشه، آرزوی هر زنی اینه که شوهر هر روز با یک هدیه بیاد خونه مهم هم نیست که چقدر قیمتیه مهم اینه که بفکر ما بودین و وقتتونو گذاشتین که برای ما یه هدیه بخرین و البته پولتونو 6-       بیانسه کیه دیگه!؟ شما شاید تو حمام احساس پاوارتی بودن بهتون دست میده ولی ما موقعی که تو خونه تنها هستیم احساس بیانسه بودن بهمون دست میده 7-       رویا های پایان ناپذیرما راجع به هر چیزی، از لباسی که قراره توی مراسم تدفین مادرتون بپوشیم تا اینکه یه روز برنامه آشپزی داشته باشیم یا فرم انداممون با دوران 16 سالگیمون برگرده یا اینکه کلیه ترانه های عاشقانه راجع به ما نوشته شده 8-       حمامهای پایان ناپذیر ما برای فرار از درس و مشق بچه ها، یا صحبت با مادر محترمتون یا مرتب کردن خانه ای که شما قبل از رفتن توش بمب منفجر کردین 9-       ذهن مبارزه جوی ما که هر روز در حال دعوا با مادرمون، مادرتون، خواهرتون، دوسشمن هامون و بقیه عالم و آدمه... بدون نیاز به دلیل خاصی 10-    صورتی که مثل کف دست میشناسیم مدت زیادی خودمونو توی آیینه نگاه میکنیم، همه پستی و بلندی های صورتمونو و نوعشونو و دلیل بوجود اومدنشونو خیلی خوب میدونیم بعد شبها نمی خوابیم و راجع بهشون فکر میکنیم. 11-     ما هم نسبت به دخترا احساس داریم فکر بد نکنین! احساس ما مخلوطیست از انواع احساسات درباره هر کسی که از ما خوشگلتر، جوانتر و خوش لباستره 12-    دوست داریم که دوست داشته شویم بغل کردن، نوازش، تکستهای وقت و بی وقت عاشقانه.. ممکنه بهتون بگیم لوس ولی نمیتونیم منتظر حرکتت بعدیتون بشینیم 13-    معمولا ازتون عصبانی هستیم دلیلش؟ دلیل خاصی نداره، تقصیر استروژنهاست 14-    ما دوست داریم نقش اول بازی کنیم

برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار

من  دلتنگی هایم را پس انداز نمی کنم. کوله باری از یاد و حرف های خوب و انرژی های یک آدم را با خودم حمل نمی نکنم. برای همین از خطاهای آدم ها زودتر می گذرم. اگر از آدمی برنجم همه تلاش ام را می کنم زود فراموش اش کنم تا مبادا دوستی ام از دست برود.
مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم دلم می خواهدت.. دغدغه های مادرانه قرارمان این نبود چرا قدر اکنون را نمی دانیم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟

فصل حراج خوب است. مانتویی را که دو ماه پیش خریده اید 90 هزار تومان را ، حالا شخص دیگری می خرد 45 هزار تومان. اما همیشه این طور نیست که خریداران فصل حراج برنده باشند. خرید کردن در حراجی ها، مهارتی می طلبد که با تجربه به دست می آید.

مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مهر ولخرجی بر پیشانی خانم​ها خورده و با هیچ قسم و آیه​ای پاک نمی​شود ولی همه تقصیرها به مخارج بی حد و حساب خانه برمی​گردد؛ به این واقعیت که هر چه خرید می کنی، باز چیزی کم است و پایانی برای خرید متصور نیست. در این مرحله است که ذات مدیر و مدبر خانم​ها می تواند نجات بخش خانواده باشد؛ کافی است کمر همت ببندند تا مدیریت اقتصادی خانواده را برعهده بگیرند این کار با چند تدبیر ساده امکانپذیر است : 1- توصیه اول تکراری است و حتما تمام اطرافیان از پدر و مادر تا دوستان یک بار به شما توصیه کرده​اند که تمام مخارج خانه را یادداشت کنید. کار سختی است ولی چاره​ای نیست. اولین قدم برای هر مدیریتی، اطلاع از وضعیت حاضر و میزان مخارج خانه است. هر خریدی را یاداشت کنید، از خرید مواد غذایی تا هدایایی که برای اطرافیانتان خریداری می​کنید، قبوض، اجاره، شارژ ساختمان و...( سعی کنید چیزی از قلم نیفتد). این کار را برای یک ماه انجام دهید و در پایان تمام هزینه​های انجام شده را جمع کنید. 2- در مرحله دوم نوبت به بخش شیرین ماجرا می​رسد. تمام دریافتی خانواده را در طول یک ماه یادداشت کنید. حواستان به مبالغ کوچک هم باشد مثلا سودی که روزانه به سپرده شما تعلق می​گیرد. حالا شما دو عدد دارید که امیدوارم فاصله نجومی از هم نداشته باشد. 3-  هزینه​ها را از درآمد خانواده کم کنید. اگر عدد شما مثبت بود، وضعیت خوبی دارید اما عدد شما منفی شد باید یک بازنگری جدی در هزینه​های خانواده بکنید چون شاید الان به چشم نیاید ولی دیر یا زود دچار مشکلات مالی جدی می​شوید. 4- برای بازنگری در دخل و خرج خانه باید به لیست اولیه برگردید. کاغذ دیگری کنار دست​تان بگذارید، دو ستون با عنوان «خواسته​ها »و «نیازمندی​ها» بکشید و با حوصله و دقت لیست اولیه را مرور کنید. کلیه خریدهایی که در یک ماه انجام دادید، در لیست دوم وارد کنید و به تشخیص خودتان در لیست نیازمندی یا خواسته ها بنویسید. در پایان لیست نیازمندی​ها مبلغی برای پس انداز هم اضافه کنید. یادتان باشد که پس انداز در شمار نیازهاست نه خواسته ها. 5- در ماه دوم سعی کنید، مخارج خانه به نیازمندی ها محدود شود ولی یاداشت کلیه هزینه​ها فراموشتان نشود. اگر به طور جدی خودتان را کنترل کنید، در پایان ماه دوم حاصل منهای شما مثبت می​شود ولی کسی از شما توقع ندارد که یک ماهه حسابدار حرفه​ای شوید و شاید بهتراست، این روش را در چند ماه تمرین کنید. 6- مهم​ترین نکته این روش​ و تهیه لیست نیازمندی​ها و خواسته​ها این است که شمامی​فهمید باید در کدام بخش از خریدهای خودتان صرفه جویی کنید. اگر در تهیه لیست دوم دچار مشکل شدید و نتوانستید بین خواسته​ها و نیازمندی​هایتان تفکیک ایجاد کنید، از شخصی که به خوبی شما و عادت​های خانواده​تان را می​شناسد مثل خواهر یا دوست کمک بگیرید البته بهترین توصیه این است که این کار را در کنار همسرتان و در مشورت با او انجام دهید. این کار به همسر شما کمک می​کند، درک واقعی  درستی از هزینه​های خانه داشته باشد.
از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید با خیال راحت مهمان داری کنید مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند مادت 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

مطالب تصادفی

گزارش روز

سقط جنین انتخابی: گزیدن حق کنترل بدن

زن بالابلند است و جوان. زیبایی محزونی دارد. همسرش را دوماه قبل در تصادفی جانکاه از دست داده و حالا فهمیده دوماهه باردار است. حال خرابی دارد. پشتوانه مالی چندانی ندارند. همسرش کارمند ساده‌ای بوده در یک اداره دولتی و خانواده‌اش هم سنتی و کم بضاعت هستند. خودش هم زنی است برآمده از فرهنگی مردسالارانه. دانشگاه نرفته، مهارتی برای امرار معاش نمی‌داند. پیشتر به واسطه محدودیت‌های همسرش و حالا پس از او به واسطه سختگیری‌های هر دو خانواده مجال کار کردن و امرار معاش را نخواهد یافت و دیر یا زود ناچار خواهد بود به ازدواج دوم تن دهد یا تا ابد تنها بماند. کسی از حاملگی اش با خبر نیست جز همسر دوست نزدیک شوهر. می‌خواهد بچه را «بیندازد» تا او را با به دنیا آوردنش شریک بدبختی خود نکند. می‌گوید: «آنقدر خودخواه نیستم که فقط به خودم فکر کنم. بعضی‌ها می‌گویند بچه‌ام یادگاری از شوهرم است ولی وقتی که دیگر نیست چه فایده ای دارد؟» سقط جنین ممکن است خودبه‌خود رخ دهد، به دلایل پزشکی انجام شود و یا انتخابی باشد. در موارد اول و دوم بحث و جدلی در کار نیست اما سقط جنین انتخابی یکی از چالش‌های دولت‌ها با مردم است. در ایران این موضوع پیچیده تر هم هست چرا که علاوه بر ابعاد حقوقی ابعاد شرعی و عرفی هم دارد. آمارهای رسمی در ایران نشان می‌دهند بخش زیادی از زنان به دلایل متعدد خودشان تصمیم می‌گیرند که جنین خود را سقط کنند. واقعیت این است که سیاست‌های حکومتی در ایران بدون تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی، اصلاح قوانین حمایت از خانواده و البته آموزش‌های مدنی نه تنها نتوانسته منجر به فرزندآوری شود، بلکه نتیجه‌ای معکوس داشته و حتی پاداش‌های مالی یک میلیون در ازای هر فرزند نتوانسته است مردم را مجاب کند تا دست از سقط جنین بکشند یا حداقل این رویداد سیر نزولی بیابد. در قوانین ایران تنها سقط جنین قانونی از نوع درمانی است. سقط درمانی هنگامی ضرورت دارد که بنا به دلایل پزشکی ادامه بارداری برای مادر خطرناک باشد و البته سقط پیش از حلول روح صورت پذیرد .بر اساس ماده واحده مصوب ۱۰/۰۳/۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی؛ سقط درمانی باید با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تایید پزشکی قانونی در مواردی که عقب ماندگی یا ناقص‌الخلقه بودن جنین تشخیص داده شده یا خطر مرگ مادر را تهدید می کند، با رضایت زن انجام شود تا مجازات و مسوولیتی متوجه پزشک مباشر نباشد. این میان اما سقط انتخابی در جامعه ایران کم رخ نمی‌دهد. کافی است در میان نزدیکان و آشنایان پرس و جو کنید یا سری به روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی بزنید. براساس آمار رسمی منتشر شده در رسانه های داخلی ایران، آمار مراجعان برای سقط جنین به مراکز پزشکی در طول ۱۰ سال گذشته رشد صعودی داشته و از در هزار و ۹۲۹ مورد در سال ۸۵ به ۹ هزار و ۹۵۵ مورد در سال ۹۴ رسیده است. آمار غیر رسمی منتشر شده اما رقمی هولناک دارد. سایت فرارو در اردیبهشت ماه سال جاری آمار سقط جنین در ایران را چیزی بیش از ۲۲۰ هزار مورد اعلام کرده و از قول حسین مروتی پژوهشگر بحران جمعیتی گفته است در سال ۹۴ بیش از ۲۲۰ هزار مورد سقط جنین رخ داده که کمتر از ۶ هزار مورد از آنها قانونی بوده است. عمده‌ترین دلایل سقط جنین در ایران چیست؟ برخی گمان می‌کنند عمده ترین دلایل زنان برای سقط جنین بارداری‌های خارج از چارچوب ازدواج است، یا بارداری‌هایی که در نتیجه ازدواج‌های موقت اتفاق می‌افتند؛ چرا که این بچه‌ها عموما از سوی مردان رابطه پذیرفته نشده و زنان نیز به تنهایی قادر به حل و فصل مصائب آن نیستند. سیاست‌ها در جامعه ایران در سال‌های اخیر همواره بر این مبنا بوده که خانواده‌ها را به افزایش جمعیت، تشویق به ازدواج حتی به صورت موقت و فرزندآوری وادارد. در مواردی حتی مسئله‌ وازکتومی و توبکتومی را به عنوان اقدامات پزشکی غیرقانونی مطرح کرده و دسترسی زنان و مردان را به ابزارهای پیشگیری محدود کرده است. این اقدامات همگی بی‌توجه به عواقبی همچون شیوع بیماری‌های مقاربتی، بارداری زنانی که ازدواج رسمی نداشته یا حتی در زمان ازدواج موقت باردار شده بودند و به عنوان مادران مجرد با مصائب بی‌شماری در جامعه مواجه می‌شدند اتفاق افتاده است. نتیجه اما چیست؟ سقط جنین ممکن است خودبه‌خود رخ دهد، به دلایل پزشکی انجام شود و یا انتخابی باشد. در موارد اول و دوم بحث و جدلی در کار نیست اما سقط جنین انتخابی یکی از چالش‌های دولت‌ها با مردم است. در ایران این موضوع پیچیده تر هم هست چرا که علاوه بر ابعاد حقوقی ابعاد شرعی و عرفی هم دارد. آمارهای رسمی در ایران نشان می‌دهند بخش زیادی از زنان به دلایل متعدد خودشان تصمیم می‌گیرند که جنین خود را سقط کنند. واقعیت این است که سیاست‌های حکومتی در ایران بدون تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی، اصلاح قوانین حمایت از خانواده و البته آموزش‌های مدنی نه تنها نتوانسته منجر به فرزندآوری شود، بلکه نتیجه‌ای معکوس داشته و حتی پاداش‌های مالی یک میلیون در ازای هر فرزند نتوانسته است مردم را مجاب کند تا دست از سقط جنین بکشند یا حداقل این رویداد سیر نزولی بیابد. در قوانین ایران تنها سقط جنین قانونی از نوع درمانی است. سقط درمانی هنگامی ضرورت دارد که بنا به دلایل پزشکی ادامه بارداری برای مادر خطرناک باشد و البته سقط پیش از حلول روح صورت پذیرد .بر اساس ماده واحده مصوب ۱۰/۰۳/۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی؛ سقط درمانی باید با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تایید پزشکی قانونی در مواردی که عقب ماندگی یا ناقص‌الخلقه بودن جنین تشخیص داده شده یا خطر مرگ مادر را تهدید می کند، با رضایت زن انجام شود تا مجازات و مسوولیتی متوجه پزشک مباشر نباشد. این میان اما سقط انتخابی در جامعه ایران کم رخ نمی‌دهد. کافی است در میان نزدیکان و آشنایان پرس و جو کنید یا سری به روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی بزنید. براساس آمار رسمی منتشر شده در رسانه های داخلی ایران، آمار مراجعان برای سقط جنین به مراکز پزشکی در طول ۱۰ سال گذشته رشد صعودی داشته و از در هزار و ۹۲۹ مورد در سال ۸۵ به ۹ هزار و ۹۵۵ مورد در سال ۹۴ رسیده است. آمار غیر رسمی منتشر شده اما رقمی هولناک دارد. سایت فرارو در اردیبهشت ماه سال جاری آمار سقط جنین در ایران را چیزی بیش از ۲۲۰ هزار مورد اعلام کرده و از قول حسین مروتی پژوهشگر بحران جمعیتی گفته است در سال ۹۴ بیش از ۲۲۰ هزار مورد سقط جنین رخ داده که کمتر از ۶ هزار مورد از آنها قانونی بوده است. عمده‌ترین دلایل سقط جنین در ایران چیست؟ برخی گمان می‌کنند عمده ترین دلایل زنان برای سقط جنین بارداری‌های خارج از چارچوب ازدواج است، یا بارداری‌هایی که در نتیجه ازدواج‌های موقت اتفاق می‌افتند؛ چرا که این بچه‌ها عموما از سوی مردان رابطه پذیرفته نشده و زنان نیز به تنهایی قادر به حل و فصل مصائب آن نیستند.    

رفت و برگشت ماده 23 لایحه حمایت از خانواده زورآزمایی مخالفان و موافقان

ماده 22 تا 25  لایحه حمایت از خانواده،  علاوه بر اینکه زمینه را برای ازدواج موقت ایجاد می کند به مردان اجازه می دهد که برای ازدواج مجدد بدون رضایت همسر و تنها با حکم دادگاه اقدام کنند. در ماده 23 که جنجال برانگیزترین ماده این لایحه است آمده: «اختیار همسر دائم بعدی، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجراء عدالت بین همسران است.»
ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران نمایشگاه پخت و پز در تهران سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند امروز روز بین المللی ترک سیگار

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج

شاید برایتان سوال باشد که اگر تمام عشقی که در رابطه از طرف‌مقابلتان دریافت می‌کنید فیزیکی است، آیا می‌تواند نشانه این باشد که او شما را فقط برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق.  شما از صمیمی و نزدیک شدن با او لذت می‌برید اما دوست هم ندارید که مورد سوءاستفاده او قرار گیرید. هیچکس دوست ندارد بفهمد که عشقی که طرفش به او نشان می‌داد فقط شهوت بوده است. خیلی‌ها تصور می‌کنند که این مردها هستند که ممکن است بخاطر رابطه‌جنسی، و نه عشق، وارد روابط مختلف شوند ولی محققان دریافته‌اند که خانم‌ها هم به همان اندازه از چنین روابطی لذت می‌برند. این محققان بر روی تفاوت‌های جنسیتی در مردها و زن‌ها و ایده‌های آنها درمورد روابط عاشقانه درمقابل روابط‌جنسی بررسی کردند. آنها دریافتند که مردها در روابط‌جنسی آسان‌گیرتر از زن‌ها هستند ولی بااینحال زن‌ها و مردها به یک اندازه جنبه‌های دیگر جنسیت مثل رابطه‌جنسی بعنوان یک تجربه احساسی را تایید می‌کنند. مردها و زن‌ها از نظر متغیرهای مختلف روابط با هم متفاوت بودند (بعنوان مثال زن‌ها بیشتر به دنبال عشق بر مبنای دوستی و مردها بیشتر به دنبال عشق بر مبنای بازی هستند). دانستن اینکه اگر زنی فاقد آن دوستی باشد ممکن است در یک رابطه سکس‌محور باشد و برای مرد اگر رابطه‌ای فاقد آن جنبه‌های بازی و سرگرمی باشد یعنی در یک رابطه سکس‌محور است به شما کمک می‌کند تشخیص دهید طرفتان شما را فقط برای سکس می‌خواهد یا عشق. ۱. در گذشته اهل تعهد در رابطه نبوده است. آیا روابط کوتاه‌مدت زیادی قبل از شما داشته است؟ آیا این او بوده است که همیشه رابطه‌اش را ترک می‌کرده است نه اینکه کسی او را ترک کند؟ این می‌توند نشاندهنده این باشد که او قادر به فراهم کردن یک رابطه طولانی‌مدت و متعهدانه نیست و ممکن است فقط برای برقراری روابط‌جنسی با شما وارد رابطه شده باشد. ۲. برای ابراز احساسات احساس راحتی نمی‌کند. اگر برای ابراز خستگی‌ها، ناراحتی‌ها و نگرانی‌هایش از یک مشکل با شما احساس راحتی نمی‌کند می‌تواند به این معنی باشد که نمی‌داند چطور به شما هم ابراز عشق کند. دیوید ام. باس در کتاب خود «چرا حسادت به اندازه عشق و رابطه‌جنسی مهم است؟» می‌گوید، مردها و زن‌ها انتظارات متفاوتی درمورد درمیان گذاشتن احساسات و وفاداری دارند. بعنوان مثال، اگر زن‌ها از خیانت احساسی همسرشان بیشتر ناراحت می‌شوند. از طرف دیگر، برای مردها خیانت درواقع عدم‌وفاداری جنسی به حساب می‌آید نه احساسی. بی‌وفایی احساسی مسئله‌ای واقعی است و اگر طرفتان درمورد احساسات خود با شما حرف نزند می‌تواند نشانه این باشد که شما را برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق. و این احتمال وجود دارد که این صمیمیت احساسی را با فرد دیگری در یک رابطه دیگر دارد. صمیمیت و پیوند احساسی، به‌ویژه درمورد احساسات مثبت، بخش بسیار مهمی از روابط برمبنای عشق است. اگر طرفتان از نظر احساسی از شما دور است یا احساسات خود را در رابطه سرکوب می‌کند، می‌تواند نشانه این باشد که فقط برای برقراری رابطه‌جنسی با شما وارد رابطه شده است. ۳. خیلی وقت‌ها بااینکه نمی‌خواهید با هم رابطه‌جنسی دارید. اگر طرف‌مقابلتان شما را برای رابطه‌جنسی بخواهد نه عشق این احتمال وجود دارد که خیلی زیاد با هم رابطه‌جنسی دارید و احتمالاً خیلی بیشتر از مقداری که خودتان می‌خواهید. درواقع، احتمالاً بیشتر از یکبار به او گفته‌اید که حوصله آن را ندارید ولی او اصرار کرده است و بالاخره آن کار را انجام داده است. اینکه شما را مجبور به برقراری رابطه‌جنسی کند درواقع شکستن مرزهای جنسی، یک نوع تجاوز و بسیار نگران‌کننده است. اگر با اینکه به او «نه» گفته‌اید او باز کارش را خلاف میل شما شروع کرده است، صرفنظر از وضعیت تاهل شما با هم، در بعضی کشورها نوعی تجاوز به حساب می‌آید. ۴. طرفتان در اکثر برنامه‌های تفریحی شما شرکت نمی‌کند. شام در رستوران؟ متاسفم طرفتان یک جلسه دیرهنگام در شرکت دارد ولی به شما می‌گوید که اگر می‌توانید بعد از آن به خانه او بروید. رفتن به پیک‌نیک در طبیعت چطور؟ نه باز هم او برنامه‌های دیگری دارد که شامل شما نمی‌شود ولی به شما می‌گوید شاید بتوانید بعد از آن با هم در رختخواب غذا بخورید. اگر او تولدتان، تعطیلی‌ها، مناسبت‌ها و این چیزها را فراموش می‌کند، می‌توانید مطمئن باشید که رابطه‌تان چندان عمیق نیست. کم‌کم متوجه می‌شوید که تنها قسمتی از زندگی او که می‌توانید در آن حضور داشته باشید قسمتی است که شما را برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق.  5. مکالماتتان یا منجر به صحبتهای جنسی می‌شود یا طرفتان ساکت می‌شود. اگر از صحبتهای جنسی با او امتناع کنید و او هم بخاطر این مسئله دیگر با شما حرف نزند، نشانه این است که شما را برای سکس می‌خواهد نه عشق. مشخص است که برای او مکالمات رابطه مثل مقدمه‌ای برای رابطه‌جنسی است نه صمیمیت احساسی. منبع: مردمان

سرو چمان من میل چمن کن...

سرک میکشم توی اتاق میبینمت که نشسته ای روی تخت و حرف می زنی و یک چیزهایی روی یک برگه ای می نویسی... فکر می کنم که سهم من از داشتن تو همین؟
میزان رسیدن به اوج لذت جنسی در زنان با علایق مختلف متفاوت است آیا اپلیکیشنهای باروری برای جلوگیری از بارداری دقیق است؟ تست روانشناسی نامه ای به مادرم چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟

زنان حادثه

موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه

اوزگه‌جان اصلان، دانشجوی ۲۰ ساله رشته روانشناسی، آخرین مسافر مینی‌بوسی در منطقه ترسوس شهر مرسین واقع در جنوب ترکیه بود. وقتی همه مسافران قبل از او پیاده شدند، راننده مینی‌بوس را نگاه داشت و به طرف دختر جوان هجوم آورد تا به او تجاوز کند. اوزگه‌جان اما مقاومت کرد و مینی‌بوس به صحنه کشمکش میان او و راننده تبدیل شد. مرد با چاقو به دختر حمله کرد. نخست با چاقو و سپس با میله آهنین به او ضرباتی وارد آورد. سپس دو دست او را قطع کرد، چون می‌ترسید آثاری از پوست او زیر ناخن‌های دختر مانده باشد که او را لو دهد. او سپس به پدر و یکی از دوستان خود تلفن کرد. با کمک آنان جسد دختر را به آتش کشید و سپس به داخل رودخانه انداخت. پلیس سه روز پس از این ماجرا بقایای جسد اوزگه‌جان اصلان را یافت. قاتل ۲۶ ساله در اعتراف خود روند جنایت را بازگو کرده و محل آن را نشان داده است. همسر قاتل گفته که شوهرش با او نیز همیشه با خشونت رفتار می‌کرده است. او گفته است که تنها روز عروسی آرامی داشته وگرنه تمامی زندگی مشترکش چون جهنم بوده است. مادر قاتل گفته است که پسرش در کودکی بسیار رنج کشیده چون پدرش آدم خشنی بوده است. قتل فجیع اوزگه‌جان در هفته گذشته در ترسوس ترکیه را به لرزه درآورده و بازتاب رسانه‌ای وسیعی یافته است. از روز جمعه گذشته (۱۳ فوریه /۲۴ بهمن) هر روز گروه‌هایی از زنان در سراسر این کشور در تظاهرات اعتراضی شرکت می‌کنند. آنان می‌گویند که جامعه مردسالار ترکیه باید تغییر کند، نباید در برابر خشونت علیه زنان سکوت شود، باید این رویه تغییر کند که وقتی زنان مورد آزار و تجاوز جنسی قرار می‌گیرند به جای تعقیب متجاوزان خود زنان را مقصر بدانند. به گزارش رسانه‌های ترکیه، در مراسم تشییع جنازه اوزگه‌جان اصلان زنان بدون توجه به گفته‌های امام جماعت تابوت دختر جوان را بر شانه‌های خود حمل کردند. اعتراض به خشونت فزاینده علیه زنان سال‌هاست که سازمان‌های مدافع حقوق بشر و فعالان حقوق زن به خشونت فزاینده علیه زنان در ترکیه انتقاد می‌کنند. به گزارش خبرگزاری آلمان، تنها در سال ۲۰۱۴ بیش از ۲۸۰ زن به دست مردان به قتل رسیده‌اند و این تعداد از سال پیش از آن بیشتر بوده است. شرکت‌کنندگان در تظاهرات اعتراضی به قتل دختر دانشجوی روانشناسی می‌گویند که مورد اوزگه‌جان استثنا نیست، بلکه بیانگر مشکلی اساسی است. هم اکنون بحثی داغ درباره خشونت علیه زنان در ترکیه در شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر در جریان است. رئیس جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، و نخست وزیر این کشور، احمد داووداوغلو، خشونت و قتلی را که اتفاق افتاده محکوم کرده‌اند. اما بسیاری از منتقدان حزب محافظه‌کار و اسلامی "عدالت و توسعه" را نیز در بی‌اهمیت جلوه دادن خشونت علیه زنان و رفتار ضدزن بسیاری از مردان مسئول می‌دانند. بسیاری از سیاستمداران حاکم در ترکیه تصویری سنتی از نقش زن به عنوان همسر، مادر و زن خانه‌دار ارائه می‌دهند. اردوغان تا بحال چند بار گفته که یک زن ترک بهتر است ازدواج کند و دست کم سه بچه به دنیا بیاورد. شرکت‌کنندگان در تظاهرات معتقدند که چنین موضعی باعث می‌شود که دید مردانی که زنان را "موجوداتی زیردست" می‌خواهند تقویت شود. به نظر مفسر روزنامه "حریت"، مقصران اصلی "کسانی هستند که حد مجازات را در مورد مردانی که دست به خشونت علیه زنان می‌زنند کاهش می‌دهند، کسانی که خندیدن را برای زنان ممنوع می‌کنند و تبعیض جنسی را به ایدئولوژی رسمی کشور تبدیل می‌کنند". برخی نشریات نزدیک به دولت ترکیه اما کوشیده‌اند که مورد خشونت و قتل اوزگه‌جان در ترسوس را عادی جلوه دهند و بگویند که چنین حوادثی در هر جایی ممکن است پیش ‌آید. پدر و مادر اوزگه‌جان مخالف اعدام هستند رئيس جمهور ترکیه از احزاب اپوزیسیون انتقاد کرده و گفته که این احزاب کوشیده‌اند موضوع قتل اوزگه‌جان را سیاسی کنند. به گفته اردوغان، قاتل انسان شروری است و این ربطی به دین و قومیت یا موقعیت اجتماعی او ندارد. یکی از فعالان اپوزیسیون در ترکیه "شرایط اقتصادی - اجتماعی" را دلیل اصلی چنین اتفاقاتی دانسته بود. اردوغان همچنین از گروه‌های فمینیستی انتقاد کرده و گفته است: «آنچه پیش آمده ربطی به دین و فرهنگ ما ندارد. زن موجودی ارزشمند است که از سوی آفریدگار به مرد هدیه شده و مرد باید از آن حفاظت کند.» آنچه در این میان مورد احترام همه گروه‌ها و احزاب در ترکیه است پدر و مادر اوزگه‌جان هستند. خانواده اصلان خواستار مجازات برای قاتل دخترشان شده‌اند اما موافق محافل سیاسی برای برقرار کردن دوباره مجازات اعدام در ترکیه نیستند و می‌گویند که اعدام راه چاره نیست. دو تن از وزرای کابینه داووداوغلو خواستار محکوم شدن قاتل اوزگه‌جان به اعدام شده بودند. نخست وزیر ترکیه نیز درباره مجازات کسانی که دست به خشونت علیه زنان می‌زنند گفته است: «هر کس دست به روی زنی بلند کند باید دستش قطع شود.»

آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی

طبق گزارش خبرنگاری ایسنا در روز جمعه 17 مرداد 1393 ، خانم سیمین بهبهانی - شاعر و نویسنده - همچنان در کماست. پرستار سیمین بهبهانی درباره وضعیت جسمی این شاعر پیشکسوت که از روز چهارشنبه (15 مرداد) به کما رفته است به خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) گفت: خانم بهبهانی زیر دستگاه تنفسی هستند و هنوز به هوش نیامده‌اند. او در حال حاضر در کما به سر می‌برد و حالش زیاد مساعد نیست. به گفته پرستاران از روز گذشته، تماس‌های بسیاری با بیمارستان محل بستری سیمین بهبهانی گرفته شده است که همگی جویای حال این شاعر بوده‌اند، اما آنان در این‌باره فقط با خانواده او صحبت می‌کنند. دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا ، من ؟ کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندانم ، که دیده برگشودم ، به کنج تنگنا ، من . نه بسته ام به کس دل ، نه بسته کس به من نیز، چو تخته پاره بر موج ، رها ، رها ، رها ، من . ز من هر آنکه او دور، چودل به سینه نزدیک ؛ به من هر آنکه نزدیک ، ازو جدا، جدا ، من ! نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا ، من . ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گو یدم به پاسخ ، که زنده ام چرا من ؟ ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری ــ دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من ... سیمین بهبهانی
دختران شایسته جهان ازکجا می آیند همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟ هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه

حقوق زنان

سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام

بنا به گزارش دیدبان حقوق بشر، گروه تروریستی بوکوحرام در نیجریه از زنان و دختران ربوده‌شده به صورت‌های مختلف سوءاستفاده می‌کند. این گروه اسلام‌گرای افراطی در روزهای اخیر موج جدیدی از غارت و آدم‌ربایی را آغاز کرده است. همزمان با انتشار اخباری در مورد موج جدید حملات بوکوحرام در نیجریه، گزارشی از "بهره‌برداری" این گروه تروریستی از زنان و دختران ربوده شده منتشر شده است.دیدبان حقوق بشر گزارش یادشده را بر مبنای گواهی گروهی از زنان و دختران تنظیم کرده که از خانه یا روستای خود، در حال کار روی زمین یا آوردن آب یا در مسیر مدرسه ربوده شده و بین دو روز تا سه ماه در بند شبه‌نظامیان بوکوحرام بوده‌اند.زنانی برای ارائه "خدمات ویژه"شاهدان در اسارتگاه‌های بوکوحرام، زنانی بین سن نوزادی تا حدود ۶۵ سالگی دیده‌اند که البته معلوم نبوده همه آنها گروگان بوده‌اند. زنان مقیم اردوگاه‌ها باید آشپزی و رفت و روب می‌کردند و کارهای خانه را انجام می‌داند؛ گروهی هم باید پس از یورش‌ها، اجناس غارتی را حمل و جابه‌جا می‌کردند. نا به گزارش دیدبان حقوق بشر، یکی از شاهدان، دخترانی را دیده که در خدمت زنان و دختران دیگری بوده‌اند؛ زنان و دخترانی که "به دلیل زیبایی‌شان برای امور ویژه" در نظر گرفته شده بودند.شاهدان همچنین از تجاوز به زنان و خشونت علیه آنان سخن گفته‌اند. یکی از شاهدان گفته که به زور و برای فرار از مرگ مجبور شده مسلمان شود.بر این اساس، یک دختر ۱۵ ساله گفته است که سنش برای ازدواج با یکی از شبه‌نظامیان کم است؛ یکی از فرماندهان اما برای برطرف کردن نگرانی‌های این دختر به او گفته که مشکلی نیست، چون دختر ۵ ساله‌ی خود او سال گذشته ازدواج کرده است.قتل و مراقبت از مهماتدر گزارش یادشده از جمله به زنی ۱۹ ساله اشاره شده که سال گذشته به مدت سه ماه در اردوگاه‌های بوکوحرام اسیر بوده است. این زن گفته که شبه نظامیان او را مجبور کرده‌اند در حملات این گروه شرکت کند: «وقتی می‌جنگیدند به من می‌گفتند روی چمن دراز بکشم و مراقب گلوله‌ها باشم. وقتی نبرد ادامه یافت پیش من آمدند تا گلوله بگیرند. در همین بین نیروهای امنیتی سر رسیدند و به سمت ما آتش گشودند، من از وحشت روی زمین افتادم. شورشیان فرار کردند و در مسیر بازگشت به اردوگاه من را روی زمین کشیدند.» این زن ۱۹ ساله همچنین از تجربه دیگری گفته که از او خواسته شده با چاقو شخصی را بکشد. قربانی یکی از ۵ پارتیزانی بوده که دستگیر شده و به شدت شکنجه شده بودند: «من از ترس می‌لرزیدم و نمی‌توانستم این کار را بکنم. در این هنگام همسر فرمانده اردوگاه چاقو را گرفت و او را کشت».موج حملات انتحاری توسط زنان؛ تأیید مدعا؟در ماه‌های آغازین سال جاری (۲۰۱۴) موجی از حملات انتحاری که زنان عامل آنها بودند به گمانه‌زنی‌ها در این مورد دامن زد که بوکوحرام به احتمال از زنان و دختران جوان برای حملات انتحاری استفاده می‌کند.در ماه ژوئیه هم دختری ده ساله در یکی از ایالت‌های شمال غرب نیجریه دستگیر شد که مواد منفجره به همراه داشت.البته تا کنون هیچ مدرک مستدلی به دست نیامده که نشان دهد مهاجمان قربانیان آدم‌ریایی بود و به اجبار تن به حمله انتحاری زده‌اند، یا داوطلب بوده‌اند. بنا به آمار دیدبان حقوق بشر از سال ۲۰۰۹ که شورش‌ها در نیجریه آغاز شد، ۵۰۰ زن و دختر در این کشور ربوده شده‌اند. برخی منابع شمار این گروگان‌ها را صدها تن بیشتر ارزیابی می‌کنند.دیدبان حقوق بشر مقام‌های نیجریه را متهم می‌کند که اقدامی برای مقابله با ربایش زنان و دختران انجام نداده و آدم‌ربایان را به پای میز محاکمه نکشیده‌اند. به گفته دانیل بکله، مدیر آفریقایی دیدبان حقوق بشر سازمان ملل، از نجات‌یافتگان هم آن‌طور که باید و شاید حمایت روحی و جسمی نشده است.

ازدواج مذاهب متفاوت

بسیاری از خانواده ها از من سوال می كنند كه آیا دختر و پسر از دو مذهب مختلف می توانند با هم ازدواج كنند؟ بهتر دیدم این مساله را برای شما توضیح دهم.
تلاش برای درمان متجاوزان هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند ۱۳ کشوری که زنانش عالی‌ترین سمت‌های دولتی را دارند خرده مصیبتهای بچه دار نشدن ۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان