1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

نمی دانم این روزها سقف آسمان زیادی پایین آمده یا قد من زیادی بلند شده که حس می کنم ستاره ها ته حلق ام هستند. خدا که جای خود دارد. انگار آمده پایین تا با من چایی بنوشد و آنقدر بهش خوش گذشته که یادش رفته دوباره برود سر جای خودش بنشیند.

انگار همه روزها یکشنبه اند

گاهی فکر می کنم اگر به همه عزیز تر از جان های اطرافیان ام بگویم خدای را در پستوی خانه ام پنهان کرده ام با من چه می کنند؟ می خواهم صبح که از خواب بیدار شدم یقه خدا را بگیرم و بپرسم چرا؟ بپرسم چرا آدمی را سر راه من گذاشتی که پاهایم با او روی زمین نبود و ابرها خانه ام بوده اند و در یک لحظه تصمیم گرفتی من را از ارتفاع ابرها با سرعت نور پرتاب کنی زمین؟ من آدم ام. دردم می آید. گریه ام می گیرد. زخم می شوم. حس بد تنهایی می خواهد خفه ام کند. گوشت و پوست و روح ام له شده است زیر بار این سقوط اما پشیمان می شوم چون فکر می کنم خدا تنهاست و از این تنهایی لذت می برد و گاهی فکر می کند که ما هم به قد خودش بزرگ ایم و می توانیم دوباره خودمان را بسازیم و نقطه سر خط.

این روزها این گونه ام. آدمی کج خلق و غرغرو که نمی دانم نازنین دوستانم چگونه مرا ساعت های طولانی تحمل می کنند؟ جانانی که اگر نبودند حتمن زندگانی چیزی کم داشت دوستانی که از نان شب واجب ترند. دل تنگ نازنین آدمی هستم که وقتی بود دنیا بهشت بود و حالا که نیست یعنی خودش خواسته که دیگر نباشد زندگی چیز آزار دهنده ای به نظرم می رسد. روال زندگی ام از دست ام خارج شده. یادم رفته که قبل از او چگونه روزگار می کذراندم. بیست و چهار ساعت برایم شده هشتاد و چهار هزار ساعت. این یکشنبه های لعنتی تمام نمی شوند. انگار همه روزها یک شنبه اند. انگار زمان متوقف شده. هیجان مرده و هیچ چیزی دیگر خوشحال ام نمی کند. خندیدن دارد فراموش ام می شود. موبایل ام شده آیینه دق. از بس نگاه اش می کنم به امید دیدن پیغامی و تلفنی از او. هیچ خبری نیست انگار هیچ وقت نبوده. گاهی فکر می کنم شاید تصوری بیش نبوده و هیچ وقت وجود خارجی نداشته اما بلافاصله صدای خنده هایش می پیچد در فضای این خانه لعنتی و بوی دست هایش می آید که خسته بود اما نوازش گر. حرف هایش بوی جان می داد کلمات اش روی دو نیم کره مغزم قل می خورد. عجیب حال ام را می فهمید انگار آفریده شده بود برای نوازش روح و جسم من. حالا که رفته کمبود اکسیژن دارم انگار. هوا کم آورده ام. دوزیست شده ام انگار.دل ام هوای عاشقی می خواهد. هوای سر خوردن. هوای بی خیالی. هوای پشت گوش انداختن. هوای کادوهای اعجاب انگیز. هوای جملاتی که فقط برای تو نوشته می شوند و یواشکی در جمع دوستان و آدم ها برای خودت می خوانی و دل ات غنج می رود.

فردا صبح که خدا از خواب بیدار شد از او خواهم پرسید که چرا وقتی می تواند آدم های اینقدر عاشق درست کند، آدم هایی می آفریند که حتی نمی توانند عشق را روی کاغذ بیاورند چه رسد به دل آدم ها. خدا الان قرص هایش را خورده و خوابیده از بس خسته بود اما صبح بیدار می شود. حتمن صبح یقه اش را می گیرم و سوال پیچ اش می کنم.

چاره ای ندارم. باید سر پا شوم. خوش ایامی بود که به هر دلیلی تمام شد. می توانم با مزمزه لحظات شیرین اش سال ها خوش باشم. دوست داشتم دائمی باشد که نبود. شاید روزی هم نوبت من شود که عروس این شهر باشم و از ته دل دوباره بخندم که سی و دو تا دندان سفیدم را همه ببینند. آرزویش این بود که همیشه بخندم. اصلن دل ام گرو همین جمله اش ماند و رابطه افلاطونی مان آغاز شد. گفت "همیشه بخند. شاید یه روزی توی خیابون از کنارت رد شدم و از روی خنده ات شناختمت." آرزوی جالبی بود از طرف آدمی که نمی شناختم . اصلن همان لحظه بود که دل ام هری ریخت پایین و خیلی از واقعیت های تلخ را بلعید که مثلا یکی زودتر از من او را دزدیده. می توانم بگویم خودم کردم که لعنت بر خودم باد اما مگر چند نفر در این دنیا بخت چنین تجربیاتی را دارند؟ شیرین لحظاتی بود که کاش ادامه پیدا می کرد.

این روزها دل تنگ ام. فقط همین. دل ام برایش مثل سگ تنگ شده. کاش برگردد و بماند. نمی دانم او این روزها چگونه است اما امیدوارم خوب باشد چون اعتراف می کنم که دوست اش داشتم. اعتراف تکان دهنده ای است. نمی دانم این را به خودش گفته ام یا نه.

رفته است و سایه اش دلبری می کند هنوز....

 

دیدگاه‌ها  

+3 # کیانا 1390-06-04 03:08
من همراهه خوندن این مطلب فقط گریه کردم ...به راستی برای چه نماند ؟...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-06-06 05:22
کیانا جان بعضی آدم ها از دوست داشتن می ترسند و حاضر نیستند مسئولیت ان را بپذیرند.همین.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشک مهتاب 1390-06-06 08:47
چطور یه ادم میتونه ایننقدر زیبا وخواستنی برای دیگری نقش بازی کنه ..نقش عشق نقش عاشقی؟؟؟تو را بخدا اگر واقعا عاشق نیستید اگر ادای دوست داشتن در می اورید نقاب به چهره نزنیدو بازی را شروع نکنید تا روزی با ترک صحنه ی نمایش دل ان تماشاگری را که از او دلبری کرده اید و او احساسش را در طبق اخلاص پیشکشتان کرده را تکه تکه کنید و روحش را هستی وامیدش به زندگی را همچون خاکستر در باد رهاکنید...پاکی عشق را با نجاست دروغ الوده نکنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ليلا 1390-06-07 15:48
من هم هنوز و هنوز و هنوز دوستش مي دارم و اي كاش كمي آدم اين حرفها بود ، اي كاش مي فهميد با رفتنش چه به روز من اومد . اونقدر راحت و بي تفاوت نامزديمونو پشت يه تلفن تموم كرد كه انگار هيچ وقت نديديم همو . ....... ولي يه روزي از روزها يه جايي از دنيا رو به روت مي ايستم و براي اين رفتنت خيره مي شم بهت و اميدوارم اون روز براي من پر از شادي باشه و براي تو حسرت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-07 16:06
انشا ا...لیلا جان
.
.
.
انشا ا...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شراره 1390-07-21 15:28
فردا صبح که خدا از خواب بیدار شد از او خواهم پرسید که چرا وقتی می تواند آدم های اینقدر عاشق درست کند، آدم هایی می آفریند که حتی نمی توانند عشق را روی کاغذ بیاورند چه رسد به دل آدم ها. خدا الان قرص هایش را خورده و خوابیده از بس خسته بود اما صبح بیدار می شود. حتمن صبح یقه اش را می گیرم و سوال پیچ اش می کنم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

...آنچنانکه تو هستی

شاید خداوند دوست داشت به تماشای لحظه با شکوه آفرینش بنشیند که تو را آفرید تا هر بار که زندگی از وجود تو جاری میشود دوباره زمزمه کند " فتبارک الله احسن الخالقین". تمامش این نیست، به باور من خدا میخواست آیینه ای بسازد تا عشق را که ذراتی از روح الهی خودش بود، جلوه گر شود، آنوقت بود که تو را آفرید. میخواست بگوید انسانی که برای فرشته هایش از او قصه ها گفته به واقع چگونه است، میخواست شمه ای از آنچه میدانست و فرشتگانش نمیدانستند به تصویر بکشد که تورا آفرید. گمان میکنم خداوند میخواست سنگ محکی بسازد برای سنجیدن محبت که هر دوست داشتنی را به معیار آن بسنجد که تو را آفرید. تو... که مادری و آمال همه مومنان تاریخ ، بهشت خشنودی پروردگار، زیر پای توست. تو، که مادری و خداوند به تماشای امتداد آفرینش از هستی تو نشسته و بزرگترین عشق ها را به تو داده و به آفریدن تو پیش تمام فرشته هایش میبالد. تو که دستانت بوی نور میدهد و سجاده ات همانجایی است که از مسیرش میشود به بهشت رفت و قلبت آتشفشان عشق است. عشق، خود تو هستی که بی بهانه ترین عشق ها، بی چشم داشت ترین دلواپسی ها و بی توقع ترین از خودگذشتگی ها تنها از تو سرچشمه میگرد. کاش یادم بدهی چگونه میشود مادر بود آن همه که تو هستی.

کاش مادر بودم

روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز.
تماشایی‌ترین تصویر شهر وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! چرا قدر اکنون را نمی دانیم این مردهای غمگین نازنین ! اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

نکاتی درباره انتخاب یخچال

می خواهید برای خانه تان یخچال بخرید؟ چند نفر هستید؟ تا چه اندازه از فضای داخل یخچال و فریز استفاده می‌کنید؟ میزان خرید های هفتگی تان چقدر است؟ ابتدا به این پرسش ها پاسخ دهید سپس به دنبال انتخاب یخچال باشید؛

کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

شاید شما هم از افرادی هستید که وقتی برای خرید ماهانه به یکی از فروشگاه‌های بزرگ می‌روید، پشیمان باز می‌گردید. پشیمان از این که دوبرابر آنچه خواسته‌اید خرید کرده‌اید. یک بار دیگر خاطره آخرین خرید خود را به یاد آورید. چند بسته شکلات خامه‌ای و بسکوییت که هیچ کدام جزء خرید های مورد نیاز شما نبوده اند، به خانه آورده اید؟
وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول) ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد جذاب ترین شغل های جهان

مطالب تصادفی

گزارش روز

زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه

افزایش زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی در شهرهای بزرگ رو به افزایش است. این امر برای مردمی که ازدواج موقت را خلاف عرف جامعه می دانند و با آن کنار نمی آیند کمی دور از ذهن است ولی واقعیت دارد. سردار مرتضی طلائی میگوید: متاسفامه گزارشهایی از زندگی دختر و پسر دانشجو زیر یک سقف در شمال تهران داریم. آمار دقیقی نیز بر اینکه چه تعداد از جوانان بدون عقد رسمی با هم زندگی می کنند وجود ندارد. آسیب اجتماعی، فاجعه یا پدیده؟ دکتر باهر، رفتار شناس، افزایش پدیده زندگی مشترک بدون انجام مراسم شرعی و قانونی را ناهنجاری می داند که در جامعه ما پدیده ای نوین است. و دلیل ظهور چنین پدیده ای را مشکل شدن ازدواج سنتی و رنگ پریدگی باورهای عرفی اجتماعی می داند. وی به کم دوام شدن ازدواج های سنتی نیز اشاره می نماید و می افزاید امروز در کشور ما ازدواجهای رسمی هم در برخی موارد کم دوام شده است چه رسد به ازدواجهای غیر رسمی بخصوص اگر بر پایه زر و زور و تزویر باشد. اگر دو طرف چنین رابطه ای عاقل، بالغ، رشید و آزاد باشندواقعه ای که رخ داده قابل تامل است در غیر اینصورت فاجعه ای رخ داده است. دکتر باهر همچنین بر این باور است که بر نیاز به همزیستی مسالمت آمیز دو جنس مخالف به عنوان یک ضرورت غریزی باید قبول گردد در عین حال توجه داشت شرایط اجتماعی و اقتصادی سختی برای ازدواج سنتی پدید آمده است و ترس از طلاق و پیمودن راه پله های دادگاههای خانواده و همچنین تاثیر رسانه های خارجی و دافعه کم رسانه های داخلی نیز دست بدست هم داده تا این پدیده بعنوان یک ناهنجاری ظهور نماید. اما حجت الاسلام اراکی استاد حوزه علمیه می گوید افرادی که که نمی خواهند خود را پابند زندگی مشترک نمایند و تمایل دارند با اباحه گری و ابتذال زندگی نمایند به چنین زندگی هایی روی می آورند. وی خوشبینانه ترین دلیل بروز چنین زندگی هایی را آشنایی بیشتر طرفین می داندو با اشاره به نظرهای  مترقی اسلام در مورد ازدواج و آشنایی پیش از ازدواج می گوید با وجود تاکید اسلام بر حجاب به دختر اجازه داده میشود که در روز خواستگاری حجاب خود را بازتر کند و به مرد هم اجازه داده میشود که کاملا به دختر نگاه کند و گناهی برای این نگاه در نظر گرفته نمیشود. وی در مورد پیامدهای چنین زندگیهای مشترک بدون ازدواجی میگوید که دختری که مورد سو استفاده جنسی قرار گیرد دچار ناراحتی های عصبی زیادی میشود همچنین پسری که تجربه رابطه جنسی پیش از ازدواج را داشته باشد پایبند ازدواج نخواهد شد. وی همچنین می گوید اینکه بگوییم مشکل ما در کشور بدلیل وجود کاباره و دیسکو و بار است کاملا اشتباه است ما باید بدنبال واکسیناسیون برویم غریزه جنسی دختران و پسران باید بنوعی ارضا شود. ازدواج موقت یکی از این راهها است و این افتخار شیعه است که راه حلی مانند ازدواج موقت را برای رفع نیازهای انسانی پیش بینی نموده است با این وجود با آن مقابله می گردد. اما رئیس انجمن مددکاری ایران، حسن موسوی چلک می گوید اگرچه چنین موضوعاتی فراوانی کمی در ایران دارد انا چون خلاف عرف جامعه است حساسیتها به آن بالاست و همچنین ممکن است گسترش پیدا نماید و این امر تعدی به عرف جامعه است ضمن اینکه اعتماد اجتماعی را نیز از بین می برد. همچنین بعنوان یک کشور مسلمان چنین اقداماتی باعث قانون گریزی و زمینه ساز آسیبهای اجتماعی می گردد. این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به تغییر معماری و سبک ساخت منزل ادامه می دهد: زمانی مردم در محله با هم بزرگ میشند و همدیگر را می شناختند اما امروز با تغییر معماری منازل و ساخت برجهای چند طبقه ساکنان یک آپارتمان هم همدیگر را نمی شناسند. بنابراین بوجود آمدن زندگی های خارج از عرف دور از نظارت اجتماعی مردمی که با هم آشنا هستند چندان دور از ذهن نیست. موسوی چلک همچنین بالا رفتن تعداد زنان خود سرپرست در جامعه را بی ارتباط با این پدیده نمی داند و می گوید سلامت اجتماعی، هویت فرهنگی فردی که به خانواده اش احساس تعلق نماید بهتر است و کمتر در معرض چنین تهدید هایی قرار می گیرد اما تنها شدن افراد در جامعه آمادگی روانی برای شروع چنین زندگی هایی را افزایش می دهد.

26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند

26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند هيچ چيز عجيب و غير طبيعي به نظر نمي​رسد. گاهي با نامزدت دعوا مي کني، گاهي يا مادرت و گاهي با خواهر و برادرت مثل همه آدم​ها.  بعضي روزها  دلت مي خواهد تا شب در رختخواب بماني و با هيچ کس حرف نزني حتي حوصله خودت را هم نداري مثل همه آدم​ها.
ورود ممنوع دولت به زنان پژوهشی درباره روابط جنسی در آلمان سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟ مرثیه ای به نام طلاق در ایران از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

6 دلیل برای خیانت

سعی می کنیم در مقالات متعدد و در حد توان به معرفی نگاه های مختلف در این باره بپردازیم که من چه کردم که او رفت؟ من که همه شغل و خانواده و حتی مرام زندگی ام را به خاطر عشق او پشت پا زدم چرا بعد از این همه ایثار٬ مرا به خاطر فرد دیگری تنها گذاشت و رفت؟  برای شروع، دلایل یک زن را ارائه می دهیم که خودش قربانی پایان یافتن یک رابطه به خاطر رفتن مرد زندگی اش با یک نفر دیگر بوده است. بی شک او فقط به بخش بسیار کوچکی از دلایل اصلی پرداخته است:  ۱ – زنان باید حرف بزنند زنان باید حرف بزنند. از این طریق احساس همبستگی و دوستی در آنها ایجاد می شود. بعضی وقت ها زنان متوجه می شوند که موضوعی جالب برای گفتگوی دو نفره ندارند و به ناچار به شکایت کردن پناه می برند. در بسیاری از موارد٬ ماجراهای آشنایی با مردان بیرون از زندگی خانوادگی با حرف زدن و شکایت کردن از زندگی و بی حوصله بودن و رفتار بد شوهران شان شروع می شود. زنان اگر نتوانند با همسران شان حرف بزنند یا احساس کنند که حرف های شان برای همسرشان جالب نیست در جستجوی گوش شنوا خواهند بود. منظورم در این قسمت یا توقعم این نیست که مردان مدام حرف بزنند چون به طور عمومی مردان کم حرف تر هستند و زیاد هم اهل ابراز نظر و تشویق و تمجید نیستند ولی «دوست دارم »های ناقابل یا اشاره به لباس و سلیقه همسران شان نباید زیاد سخت باشد. ۲ – تمایل جنسی مردان به زنان حس اعتماد و حس خواستنی بودن می دهد. اگر این ماجرا به هر شکلی بلنگد اما و اگرها٬ وسواسها٬ تلقین ها و حتی سوء ظن ها در ذهن زنان افزایش پیدا می کند. جواب مشخصی هم معمولاْ نمی توانند پیدا کنند ولی راه فرار یا گریز جدید برای اثبات خواستنی بودن شان همواره در جامعه امروزی به وفور وجود دارد. ۳ – احساس شوق و تمایل در یک رابطه تمام شده باشد خیلی از مردان متعجب و حیران می پرسند ما که با هم خوب بودیم پس چی شد؟ اینجا بهتر است خوب بودن را تعریف کرد. زنان دقت زیادی به این نکته دارند که آیا حضورشان در زندگی اهمیت دارد یا نه؟ اگر حرف های شان، رفتارشان٬ کار کردن و آرایش و لباس شان برای همسرشان مهم نباشد و اگر احساس کنند که زن بودن شان برای شریک زندگی، جذاب نیست حوصله شان سر می رود. در دوران مجردی گرم گرفتن دختران مجرد با مردان دیگر جالب ولی تکراری و بدون ریسک و هیجان بود. برای زنانی که در یک رابطه متعهد هستند تماس و گفتگو و رابطه عاطفی داشتن با مردان دیگر هیجان مضاعفی دارد که حتی در دوران مجردی تجربه نکرده بودند. بعضی از زنان اگر حوصله شان از رابطه ایی که دارند کاملا سر برود آن وقت است که افکار جدید و شیطنت هایی جدید درست مثل دوران مجردی به ذهن شان خطور می کند. ۴ – زنان تصمیم می گیرند بیرون از رابطه زناشویی با فرد دیگری ارتباط ایجاد کنند چون می توانند این یک حقیقت بدیهی است چون این روزها امکانش برای زنان بیشتر شده است. آنها هر روز به محل کار٬ اداره و مدرسه ایی می روند که پر است از مردانی که می توانند از نزدیک با خصوصیات انها اشنا شون. این روزها زنان به تنهایی به ماموریت های شغلی در شهرها و حتی کشورهای دیگر می روند. زنان به اینترنت و شبکه های اجتماعی به اندازه مردان دسترسی دارند. اما خوشبختانه این دلیل اصلی رفتن زنان نیست. ۵ – مردانی که در سر راه زندگی شان قرار گرفته اند با آنها به خوبی رفتار نکرده اند زنان از کودکی با این فکر مدام روبرو بوده اند که مردان٬ شاهزاده های زیبا و مهربانی هستند ولی بعضی از زنها در عمل جز بی احترامی و نامهربانی از آنها ندیده اند. به نظر من اگر به زنان با احترام رفتار شود علاقه بیشتری برای حفظ رابطه زناشویی خواهند داشت. ۶ – انتقام و تقاص عملی که مرد انجام داده است رابطه با دیگران داشتن٬ یک انتخاب است هرچند بشر در زندگی یاد می گیرد که نمیتواند و شاید درست نباشد که فرصت های انتخاب را عملی سازد. اما مثلاْ وقتی زنان بفهمند شریک زندگی شان رابطه بیرون از تعهد دارند در قدم اول به طور غریزی تمایل به انتقام و اقدام به عمل مشابه را در سر می پرورانند. بیشتر از همه به خاطر اینکه بدون اینکه متوجه باشند بعد از عملی که همسرشان مرتکب شده است از وی قطع امید کرده اند و به فکر جانشینی و یافتن فرد جدید می افتند. خود انتقام هم لذت مضاعفی است برای تجربه ایی که بهانه ای برای آن پیدا کردند. با این وجود خانم Sally Webb باور دارد که دانستن این نکات شاید از رفتن! زنان جلوگیری کند. به نظر او داشتن رابطه بیرون از تعهد، پاسخی برای مشکلات زناشویی نیست و زوجها بهتر است قبل از آنکه اختلافات غیرقابل حل گردد در باره اش فکر کنند و وقت بگذارند.

پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان

به گزارش انجمن بین‌المللی جراحی زیبایی (ISAPS)، در سال ۲۰۱۳ بیش از ۲۳ میلیون عمل جراحی و روش غیرجراحی زیبایی در دنیا انجام شده است. گرایش به جراحی پلاستیک در تمام دنیا رو به افزایش است. ایران هم در میان ده کشور اول دنیا است که سالانه حدود ۱۷۵ هزار مورد عمل جراحی و غیرجراحی زیبایی در آن انجام می‌گیرد. تردیدی نیست بسیاری از این جراحی‌ها از نظر طبی ضروری نیستند، عضوی که فرد از ظاهر آن ناراضی است کاملا طبیعی و حتی گاهی از نظر دیگران بی‌عیب است، اما خود فرد از آن ناراضی است و تا آن را به تیغ جراح نسپارد از اشتغال دائمی ذهنی‌اش با این نقص رها نمی‌شود. آیا "سطحی‌نگری"، تبلیغ رسانه‌ای یا رفاه‌زدگی ذهن این افراد را "مسموم" کرده؟ آیا جراحی آنها را از این دغدغه خلاص می‌کند؟ برخی از جراحی‌ها ممکن است تحت تاثیر مد روز و فرهنگ رایج باشند، اما تردیدی نیست که مواردی از آن به علت اختلال خودزشت‌انگاری (Body Dysmorphic Disorder) است، اختلالی که بیش از صد سال است شناخته شده اما در سی سال اخیر در رده اختلالات روانپزشکی قرار گرفته و توجه پزشکان را جلب کرده است، با این حال هنوز درباره آن شناخت کافی حتی در میان پزشکان وجود ندارد و در موارد زیادی تشخیص داده نمی‌شود.   فرد مبتلا تصور می کند که برخی از ویژگی های جسمانی او غیرطبیعی، بدون جذابیت یا حتی ناهنجار است در حالیکه عضو یا اندام مورد نظر طبیعی است یا در قیاس با عذابی که برای فرد ایجاد کرده، مسئله بسیار جزئی است. شیوع این بیماری در دو جنس تقریبا یکسان و حدود یک تا دو درصد ثبت شده است با این حال شیوع آن ممکن است بیشتر از این باشد چون مبتلایان معمولا خود را از چشم دیگران مخفی می‌کنند. آنها مستقیما برای حل این مشکل مراجعه نمی‌کنند و در جاهای دیگر به دنبال کمک هستند، مثلا در مطب جراح پلاستیک یا دندانپزشک. تخمین زده شده ۱۰ تا پانزده درصد مراجعان به جراحان پلاستیک یا متخصصان پوست را مبتلایان به اختلال خودزشت‌انگاری تشکیل می‌دهند. شروع اختلال در اواخر دروان کودکی یا اوایل بزرگسالی است، زمانی که نگرانی در مورد ظاهر بیشتر از دیگر مراحل زندگی است. همه افراد در مقطعی از زندگی نگران ظاهر خود می‌شوند و تقریبا همه افراد ترجیح می‌دادند ظاهری متفاوت داشته باشند. این نگرانی‌ها می‌آیند و می روند و طبیعی هستند، اما وقتی به اختلال تبدیل می شوند که اشتغال ذهنی، دائمی شود و رنج و اضطراب شدیدی ایجاد کنند که زندگی فرد را مختل کند. این نگرانی با دادن اطمینان خاطر و راهنمایی و توصیه رفع نمی شود.   اختلال خودزشت‌انگاری با برخی از دیگر ناسلامتی‌های روان ارتباط نزدیک دارد، شصت درصد مبتلایان به این اختلال به افسردگی هم مبتلا هستند. اختلال وسواسی-اجباری (OCD)، اختلال اضطراب اجتماعی (Social Anxiety Disorder)، اختلال اظطراب عمومی (GAD) و اختلالات خوردن، مثل بی‌اشتهایی (Anorexia Nrevosa) یا بولیمیا (bulimia) با اختلال خودزشت‌انگاری ارتباط نزدیک یا در مواردی همپوشانی دارند. این بیماری با وسواس شباهت دارد و حتی اخیرا در طیف اختلالات وسواس طبقه بندی شده است، مثلا فرد ممکن است به صورتی وسواس‌گونه برای شانه زدن و آرایش موی خود وقت زیادی صرف کند و مراحل مشخصی را انجام دهد و هر گونه تفاوت هر چقدر جزئی با آنچه مد نظر فرد است او را نگران و بر آشفته کند. مبتلایان ممکن است از احساس گناه عذاب بکشند، به سوء مصرف مواد روی بیاورند یا به خود آسیب بزنند. میزان خودکشی نیز در مبتلایان به میزان قابل توجهی بیشتر از جمعیت عادی است. علت این اختلال روشن نیست، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که کسانی که در بچگی یا نوجوانی مورد تحقیر، تمسخر، آزار (bullying) یا سوء استفاده (abuse) قرار گرفته‌اند و اعتماد به نفس پایینی دارند بیشتر از دیگران به این اختلال دچار می‌شوند. بعضی نشانه ها فرد مبتلا به اختلال خودزشت‌انگاری: دائم ظاهر خود را با دیگران (یا با مدل‌های نشریات و هنرپیشه‌ها) مقایسه می‌کند وقت زیادی جلوی آینه می‌گذراند یا از آینه فرار می‌کند وقت زیادی صرف می‌کند که نقصی را که در ظاهرش (معمولا صورت) می‌بیند مخفی کند در جمع احساس ناراحتی و اضطراب دارد و از محیط‌ها و شرایط اجتماعی پرهیز می‌کند در مراجعه برای درمان یا درخواست کمک اکراه دارد چون می‌ترسد به او برچسب سطحی بودن زده شود دیگران ممکن است او را خودشیفته و مجذوب خود یا سطحی ببینند ممکن است در رژیم یا ورزش افراط کند ممکن است در آرایش افراط کند و وقت بسیاری صرف آرایش موی خود کند به دنبال جراحی پلاستیک باشد به شکلی لباس بپوشد که نقص مفروض را بپوشاند بیشتر این افراد نقص را در صورت خود می‌بینند، بینی، دهان، چشم، گونه، ابرو، چانه یا لب و دندان. دیگر اعضای بدن مثل سینه‌ها یا اندام‌های تناسلی در درجه بعدی هستند. بعضی ممکن است خود را زیادی چاق یا زیادی لاغر ببینند یا خود را به خصوص از نظر جنسی فاقد جذابیت و زیبایی بدانند.   برخی مشاغلی که به ویژگی‌های بدنی ارتباط دارند شاید فرد را بیشتر در معرض این اختلال قرار دهند. هنرپیشه‌ها، مدل‌ها (مانکن‌ها)، بدنسازها و امثال آنها از این نظر بیشتر در معرض هستند. کمال‌گرایی (perfectionism) و ترس از تنها و منزوی بودن هم در این افراد بیشتر دیده می شود و مثلا فکر می‌کنند برای دوست یا همسر پیدا کردن باید ویژگی‌های جسمانی خاصی داشته باشند. چه درمانهایی وجود دارد؟ موثرترین درمان درمان دارویی با داروهای ضد اضطراب و روان درمانی بخصوص رفتار درمانی شناختی (CBT) است. دکتردیوید ویل یکی از متخصصان این بیماری می‌گوید: "ما مایلیم تشخیص اختلال زشت انگاری در سن پایین انجام شود چون درمان آن بسیار آسانتر از زمانی خواهد بود که افکار و اضطراب‌ها ریشه دوانده باشد." "مهمترین پیام من این است که اختلال خودزشت انگاری بیماری درمان پذیری است." اما تا بیماری تشخیص داده نشده، فرد مبتلا به دنبال جراحی پلاستیک برای درمان خواهد رفت. برخی بارها جراحی می‌کنند.   برای مثال آلیسیا دووال یکی از مدلهای معروف نشریه گلمور که گفته می‌شود یک میلیون پوند برای سیصد عمل جراحی و غیرجراحی مختلف خرج کرده دو سال پیش گفت اعتیادش به جراحی نتیجه تشخیص داده نشدن اختلال خودزشت‌انگاری بوده است. جراحی برای رفع نقص معمولا توصیه نمی‌شود، چون حتی اگر این جراحی موفق باشد تمرکز به عضوی دیگر معطوف می‌شود یا جای بخیه جراحی مشکل ایجاد می‌کند. بیماران که جراحی پلاستیک می‌کنند در ابتدا احساس بهتری دارند، اما بعد احساس نارضایتی باز می‌گردد، مشکل باقی می‌ماند فقط شکلش عوض می‌شود. آمارها نشان می‌دهند که فقط ده درصد مبتلایان به اختلال خودزشت انگاری ممکن است با جراحی پلاستیک به رضایت برسند. اما جراحان در مواجهه با این بیماران با دو مسئله روبرو هستند، اول اینکه تشخیص بیماری نیاز به ارزیابی‌های طولانی و تخصصی دارد که کار روانپزشکان است، جراحان نه برای این ارزیابی‌های آموزش دیده‌اند نه اینکه این با ماهیت تخصصشان هماهنگی دارد. دوم اینکه وقتی فرد تقاضای جراحی دارد، جراح می‌داند که اگر از این کار خودداری کند فقط بیمار را به جراح دیگری معرفی کرده و در نهایت کسی که بخواهد جراحی کند، این کار را می‌کند. با این حال اخیرا برخی جراحان ارزیابی‌های مختصری انجام می‌دهند تا اگر نشانه هایی از این اختلال به دست آمد، مراجع را از جراحی منصرف و او را به روانپزشک معرفی کنند. آیا این درست است که این اختلال مختص کشورهای ثروتمند و طبقات مرفه است؟   تحقیقات نشان می‌دهد که افراد ۱۶ تا ۲۵ ساله برای یک سلفی به طور متوسط ۱۶ دقیقه وقت می‌گذارند و هفت بار عکس می‌گیرند تا به عکس مورد نظر برسند   بررسی‌ها نشان می دهد که این اختلال در همه جای دنیا دیده می شود و وابسته به سطح مالی افراد نیست، اما طبیعتا افراد متمول امکان بیشتری برای جراحی یا روش های گرانقیمت یا دسترسی به خدمات درمانی دارند. صنعت مد و رسانه‌ها هم مدتهاست که برای ایجاد اختلالاتی مثل بی‌اشتهایی عصبی و اختلال خودزشت‌انگاری به دلیل اینکه ویژگی‌های جسمانی خاص را به عنوان ملاک زیبایی تبلیغ می‌کنند مورد انتقاد بوده‌اند. اما دکتر ویل می گوید: "اتفاقات کودکی مثل پیوند ضعیف مادر و کودک (attachment) یا آزار (bullying) اهمیت بیشتری دارند." "فشار رسانه‌ها وجود دارد اما بخش کوچکی از ماجرا است." دکتر الکس کلارک، روانشناس بالینی می‌گوید که آموزش و راهنمایی در مدارس باید بهتر شود و باید کودکان از نظر رسانه‌ای هم "باسواد شوند" و بفمند که "این تصاویر آراسته، واقعی نیستند." "اگر از نظر اجتماعی به قدر کافی محکم نباشید، به سادگی ممکن است قربانی شوید."  
وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند 10 دلیل آفرینش زن آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟ آیا اپلیکیشنهای باروری برای جلوگیری از بارداری دقیق است؟ قبل از وارد شدن به رابطه های احساسی این نکات را بخوانید

زنان حادثه

مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی

  در معدن «سراپرده» شهرستان کوهبنان در 150 کیلومتری کرمان، برای مهناز میرزایی که در زیر زمین کار می کند، حجاب چه معنائی می تواند داشته باشد؟ او مهندس معدن و متولد سال ۵۹ است. از سال ۸۴ در اعماق معادن شمال کرمان شانه به شانه مردان کار می کند. در گذشته زیر زمین بود و حالا گاه روی زمین است و گاه زیر زمین. او مدیر معدن سراپرده شده است. می گوید: زمانی که بعنوان نخستین زن مهندس معدن پای در معدن سراپرده گذاشتم هیچ‌کس تصور نمی‌کرد برای کار در معدن آمده باشم، آن‌هم در معدنی که تا آن زمان مهندس معدن نداشت. وقتی وارد معدن شدم کارگران مرد با تعجب به من نگاه می‌کردند و باورشان نمی‌شد من برای کار به اینجا آمده باشم، جالب‌تر اینکه در همان روز فردی که باید معدن و محیط کار را به من نشان می‌داد سخت‌ترین جاهای معدن را به من نشان داد، در عمق چند صد متری زمین و در مکان‌هایی بسیار تنگ و دور از ذهن. طول معدن چهار کیلومتر در زیرزمین است. روزانه هزاران نفر در این معادن در همین شرایط سخت کار می‌کنند و تصورش هم برای مردم عادی غیرممکن است. در همین معدن در کنار 90 نفر با هم کار می کنیم. روزهایی را به یاد می‌آورم که کارگران معدن به دلیل اینکه زن هستم حرف هایم را بعنوان مهندس معدن جدی نمی‌گرفتند، اما درنهایت به مهارت و توان من پی بردند و حالا معدن سراپرده از بهترین معادن شمال استان کرمان است. دو برادر و همسرم هم در همین معدن کار می‌کنند. برخی روزها مجبورم فرزند خردسالم را هم به محل کارم بیآورد. معدن سراپرده سه میلیون تن ذخیره دارد و ده‌ها معدنچی در اعماق زمین با دستگاه‌های مختلف در حال استخراج ذغال سنگ هستند. گازگرفتگی و انفجار مهمترین خطری است که معدنچیان را تهدید می‌کند اما به هر صورت خطر در اکثر مشاغل وجود دارد.

یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات

مریم میرزاخانی، ریاضی‌دان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد، برنده 'مدال فیلدز'، معتبرترین جایزه ریاضیات در جهان شده است. مدال فیلدز که به نوبل ریاضی معروف است، هر چهار سال یک بار به ۲ تا ۴ ریاضی‌دان زیر ۴۰ سال داده می‌شود. خانم میرزاخانی، نخستین زن و اولین ایرانی است که توانسته این جایزه را دریافت کند. او که ۳۷ سال دارد، دانش‌آموخته دانشگاه صنعتی شریف تهران و دانشگاه هاروارد آمریکا است. خانم میرزاخانی پیش از تدریس در دانشگاه استنفورد، در دانشگاه پرینستون درس می‌داد. این ریاضی‌دان که از برندگان دو دوره المپیاد جهانی ریاضی بوده است، پیش از تدریس در دانشگاه استنفورد آمریکا، در دانشگاه پرینستون درس می‌داد. اتحادیه جهانی ریاضی مدال فیلدز را در کنگره جهانی ریاضی اعطاء می‌کند که هر چهار سال یکبار برگزار می‌شود. کنگره جهانی ریاضیات سال جاری از روزسیزدهم اوت به مدت یک هفته در سئول پایتخت کره جنوبی برگزار می‌شود. سه ریاضی‌دان دیگر، آرتور آویلا از برزیل، منجول بارگاوا نظریه‌دان اعداد در دانشگاه پرینستون و مارتین هایرر از دانشگاه وارویک در بریتانیا برندگان دیگر امسال هستند. اینگرید دوبشی، رئیس اتحادیه جهانی ریاضی می‌گوید: "به عنوان یک زن برایم فوق‌العاده است که می‌بینم مریم میرزاخانی برنده شده است و تصور این‌که یک زن برنده مهم‌ترین جایزه ریاضی شود، دیگر عجیب نیست." مریم میرزاخانی به خاطر تحقیقاتش در زمینه ديناميک و هندسه رویه‌های ريمانى و فضاهاى پيمانه‌اى آنها این جایزه را دریافت کرده است. او پیش از این هم جوایز متعددی در رشته ریاضیات دریافت کرده بود. در سال ۲۰۰۶ مجله "پاپیولار ساینس" او را به عنوان یکی از ۱۰ نابغه آمریکای شمالی معرفی کرد. مدال فیلدز به یاد جان چارلز فیلدز، ریاضی‌دان کانادایی پایه‌گذاری شد و همراه با یک جایزه نقدی به مبلغ ۱۵ هزار دلار کانادا اعطا می‌شود. این جایزه اولین بار در سال ۱۹۳۶ به دو ریاضی‌دان فنلاندی و آمریکایی داده شد.
من با واژنم رای نمی دهم فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟ همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟

حقوق زنان

هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند

هزاران زن خشمگین در ترکیه به اصلاحیه قانون رابطه جنسی با دختران کم سن و سال اعتراض کردند. این اصلاحیه جدید به مردانی که با دختربچه‌ها رابطه جنسی برقرار می‌کنند به عنوان متجاوز برخورد نمی‌کند اگر آنها با قربانی ازدواج کنند. روز شنبه (۱۹ نوامبر - ۲۹ فروردین) هزاران زن در استانبول و چند شهر دیگر ترکیه با در دست گرفتن پلاکارد و پارچه‌نویسی‌هایی که روی آنها نوشته شده بود من ساکت نمی‌مانم به خیابان‌ها آمدند. این در حالی است که دولت ترکیه با دفاع ازاین لایحه گفته هدف از آن مقابله با سنت رایج ازدواج با دختربچه‌ها بوده است اما منتقدان می‌گویند چنین قانونی مجوز تجاوز به کودکان را صادر می‌کند. تظاهرات‌کنندگان خشمگین امروز فریاد می‌زدند: ما سکوت نمی کنیم. ما اطاعت نمی‌کنیم. این لایحه را فورا برچینید. بزرگترین تجمع امروز در استانبول برگزار شد که جمعیتی حدود ۳ هزار نفر در آن حضور داشتند اما هم‌زمان گزارش‌هایی از تجمع‌های مشابهی در شهرهای ازمیر و ترابوزان منتشر شده است. لایحه جدید زمینه آزادی مردانی را فراهم می کند که ثابت شود بدون زور و ارعاب و یا هر موردی که رضایت طرف مقابل را محدود کرده باشد  با دختری که زیر سن قانونی بوده ارتباط جنسی داشته‌اند و بعد هم با او ازدواج کرده‌اند. معترضان همچنین در پلاکاردها و شعارهایشان آوردند: تجاوز جنسی نمی تواند قانونی شودو یا این شعار که ای.کی.پ دستت را از بدن من عقب بکش. اشاره‌ای به حزب حاکم عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری، که ارایه کننده این لایحه بوده است. در همین حال، گزارش شده بن‌علی یلدیریم، نخست‌وزیر، به نمایندگان حزب عدالت و توسعه گفته با مخالفان این لایحه بر سر میز مذاکره بنشینند. این لایحه روز پنجشنبه در مرحله اول به تصویب رسید اما برای تصویب نهایی باید روز سه شنبه دوباره در صحن پارلمان ترکیه به بحث گذاشته شود. همزمان، صندوق کودکان سازمان ملل متحد، یونیسف، نسبت به تصویب احتمالی این لایحه \\اظهار نگرانی شدید کرده است. سخنگوی یونیسف در واکنش به این لایحه گفته هرگونه خشونت علیه کودکان جرم محسوب می شود و باید با آن برخورد شود. در تابستان گذشته هم دادگاه قانون اساسی ترکیه در اقدامی جنجالی بخشی از تعریف و طبقه بندی رابطه جنسی با کودکان زیر ۱۵ سال را تغییر داده بود.

خرده مصیبتهای بچه دار نشدن

هرچند روشنگری و بعد جنبش‌های دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی در اروپا تلاش کردند تولید مثل را از یک وظیفه ذاتی برای بشر به یک امر عادی و غیرالزامی تبدیل کنند و تا حدود زیادی هم موفق بودند، اما این موضوع همچنان در فرهنگ‌های مذهبی و محافظه‌کار محل مناقشه است. جوانان زیادی از دخالت خانواده‌ها و اطرافیان‌شان در مورد بچه‌دار شدن یا نشدن در عذابند. این دخالت‌ها به‌ویژه زنان را –که اساس فرآیند تولد بچه در بدن آن‌ها، شخصی‌ترین حوزه یک انسان، اتفاق می‌افتد- نشانه رفته است. جامعه‌ای که بچه‌دار شدن را وظیفه زن می‌داند، در واقع تلاش می‌کند برای کنترل و سلطه بر بدن زن به آخرین دستاویزها متوسل می‌شود. وظیفه انگاشتن بچه‌دار شدن، فقط در ایران محل بحث نیست. سایت نشریه معتبر اشپیگل ۳۰ ژانویه، ۱۱ بهمن، یادداشتی از یک دانشجوی دکترا در یک رشته مهندسی منتشر کرده در مورد فشاری که این زن برای بچه‌دار شدن متحمل می‌شود. متن زیر، ترجمه این یادداشت است به‌علاوه تجربه تعدادی از زنان ایرانی که با چالش مشابهی درگیرند. «دست بردارید از پرسیدن کی بچه‌دار می‌شوی!» توضیح اشپیگل: «بالاخره کی آمادگی‌اش را خواهید داشت؟» نویسنده ۲۷ ساله این مقاله، از وقتی ازدواج کرده، باید مدام سوالاتی در مورد برنامه بچه‌دار شدنش پاسخ بدهد- و مجبور است دروغ بگوید. واقعیت را بهتر است کسی نداند. بیش از یک سال قبل درسم را تمام کردم، اما همچنان در دانشگاه مانده‌ام. بعد از دوره فوق لیسانسم در حوزه مهندسی، فرصت را برای این که پی‌اچ‌دی بگیرم مناسب دیدم. فکر می‌کردم این بهترین موقعیت است برای این که در بازار کار جایگاه خوبی پیدا کنم، خیلی خوب. یک کرسی تمام‌وقت در دانشگاه به دست آوردم و به خودم می‌بالیدم. من بزرگ‌ترین بچه در خانواده بزرگ‌مان هستم. پدرم کشاورز است. وقتی در مورد فرصت پی‌اچ‌دی باهاش حرف زدم، به من و به خودش افتخار می‌کرد، آن‌قدر که موضوع را برای همه تعریف می‌کرد، مسئله‌ای که فشار زیادی روی من آورد، اما مشکلی نبود. موضوع فقط این نیست. من یک زن هستم. و زنان چه کار می‌کنند؟ بچه به دنیا می‌آورند. هرچه بیشتر، بهتر. فقط پدر من نیست که این‌طور فکر می‌کند. از وقتی که شوهرم اوایل سال گذشته تقاضای ازدواج کرد و ما در تابستان گذشته ازدواج کردیم،‌ هفته‌ای نبوده است که به سوال «آیا حامله‌ای؟‌» جواب نداده باشم، یا این که پیشاپیش برای اثبات این که باردار نیستم، یک شات مشروب سنگین ننوشیده باشم! زجرآور است. «نه، نمی‌خواهم بچه بغل کنم» متاسفانه همسران هر دو برادر من بچه‌‌دار شده‌اند، و گویا قرار است این دست سوالات من را خوشحال کنند: «خلاصه کِی بچه‌دار می‌شوید؟ من فکر کردم خیلی سریع بچه دار شوی، چون من می‌خواهم به سرعت زن‌دایی بشوم، زن‌دایی خوب!» یا «نمی‌خواهی این کوچولو را بغل کنی؟ این‌طور مزه بچه‌دار شدن را می‌فهمی!» هیچ‌یک از این زنان اخیرا نوشتن تز دکترای‌شان را شروع نکرده‌اند و در واقع اصلا مدرک دانشگاهی ندارند. و نه، نمی‌خواهم بچه را در آغوش بگیرم. به‌خصوص اگر دلیلش این باشد که “مزه‌اش را بفهمم”. من خواهران و براداران کوچک‌تر زیاد داشته‌ام. می‌دانم بغل کردن نوزاد چه حسی دارد. حالا در این موقعیت قرار گرفته‌‌ام: در منگنه پی‌اچ‌دی و «برنامه خانوادگی». هر دو سخت. نشستن روی کرسی دانشگاه چندان آسان نیست. البته که همکاران خوبی دارم که حمایتم می‌کنند، اما کار تمام نیرو و انرژی‌ام را می‌گیرد. الان بچه‌دار شدن دیگر خیلی زیادی‌ است. خواهران و همسران برادران من این شانس را دارند که بچه‌های‌شان را پیش پدربزرگ و مادربزرگ‌شان بگذارند. کار هم نمی‌کنند، برنامه انعطاف‌پذیری دارند و لازم نیست پول مهدکودک بدهند. من و همسرم اما خیلی دور از شهر پدرومادرمان زندگی می‌کنیم. علاوه‌بر آن رئیسم هم از تکرار این موضوع خسته نمی‌شود که اگر بچه‌دار شوم، نمی‌توانم پی‌اچ‌دی‌ام را به جایی برسانم: «پی‌اچ‌دی‌تان؟ به زودی نزد من خواهید آمد و خبر باردار شدن‌تان را در میان خواهید گذاشت. آن‌وقت اولویت‌های‌تان به کلی عوض می‌شود.» این درحالی است که خود او در دوره دکترای‌ش بچه‌دار شده، و خب البته که او یک مرد است. «کاش این سوال هم تابو بود، مثل بیماری‌های جنسی» شوهرم فشاری را که روی من است به این سادگی نمی‌فهمد. قبل از هرچیزی به این دلیل که کلا آدمی نیست که خیلی خودش را اذیت کند. به‌هرحال سوال‌ها هم از او پرسیده نمی‌شوند. گویا سوال درباره «برنامه خانوادگی» فقط زنان را هدف می‌گیرد. در ماه‌های گذشته با همسرم درباره این موضوع دعوا کرده‌ایم. من همه‌ش تلاش می‌کنم به او حالی کنم که این سوالات و فشارها چه بلایی سر من می‌آورد. او نهایتا وقتی عمق مساله را فهمید که پیام یکی از آشنایان مسن را نشانش دادم. این مرد خیلی مستقیم و بی‌واسطه از من پرسیده بود «آیا فشار “برنامه خانوادگی” را احساس می‌کنی؟ ساعت بیولوژیک بدنت خیلی بلند تیک‌تاک می‌کند!» برای شما هم سوال است؟ بله، من با کمال میل دوست دارم بچه‌دار شوم. من بچه‌ها را دوست دارم. فکر می‌کنم مادر خوبی می‌شوم. اما این‌ها به کسی مربوط نیست. به سوال کردن در مورد وضعیت رحم من خاتمه دهید. گاهی آرزو می‌کنم، کاش این موضوع هم مثل پرسیدن در مورد درآمد یا بیماری‌های جنسی، تابو بود. با زنان ایرانی تارا: «حالا خودت می‌دانی، ولی اشتباه می‌کنی!» تارا، ۳۰ ساله، دکترای روان‌شناسی بالینی دارد و تراپیست است. هشت سال است که ازدواج کرده و می‌گوید او و همسرش قصد بچه‌دار شدن ندارند. ولی دوستان و همکاران و فامیل مدام از او در مورد بچه‌دار شدن می‌پرسند. او در مورد حسش به این سوال می‌گوید: «بستگی دارد به جایگاه سوال‌کننده و این که چطور می‌پرسد. لحنش مهم است. در کل ولی دوست ندارم. حریم خصوصی من است و کنجکاوی یا اصرار از طرف دیگران به این مسئله برای‌ام آزاردهنده است.» تارا از شکل‌های مختلف پرسیدن این سوال مثال می‌زند: «زندگی شما خوب است و باهم خوبید، چرا نمی‌خواهید بچه داشته باشید؟» یا «سن‌تان بالا می‌رود و بی‌حوصله می‌شوید» و «نکند مشکلی دارید که بچه‌دار نمیشوید؟» او سخت‌ترین تجربه‌اش را این‌طور تعریف می‌کند: «آزاردهنده‌ترین بخش ماجرا برایم وقتی است که یکی از اقوام همسر هربار من را می‌بیند به حالت بغل کردن شکمم را لمس می‌کند که مطمئن شود باردار نیستم.  ظاهرا فکر می‌کنند مشکل سقط مکرر یا ناباروری دارم.» تارا می‌گوید این سوالات درمجموع چندان برایش اهمیت ندارد، به سوال کنندگان توضیح کوتاهی می‌دهد و اگر قانع نشوند و ادامه دهند، او صحبت نمی‌کند و صحبت‌های اطرافیانش معمولا ختم به این می‌شود که «حالا خودت می‌دانی، ولی اشتباه می‌کنی.» تصمیم مشترک او و همسرش برای‌اش مهم‌تر از حرف دیگران است. نازی: دلسوزی است، نه دخالت خانواده نازی، مهندس شیمی، هم مدام از او می‌پرسند که چرا بچه‌دار نمی‌شود: «همه فامیل تا من را می‌بینند شروع می‌کنند به نصیحت کردن.» او می‌گوید «طبیعتا» حس خوبی به این سوال ندارد، به‌خصوص که در شهری زندگی می‌کند که وقتی کسی زود بچه‌دار نمی‌شود، می‌گویند «لابد مشکلی دارد.» این برنامه‌نویس ۲۷ ساله در مورد واکنشش می‌گوید: «سعی می‌کنم با شوخی و خنده یا چشم گفتن الکی رد کنم.» نازی این سوال را به حساب متفاوت بودن دنیاها می‌گذارد و معتقد است از سر دل‌سوزی است، نه دخالت. او هرچند چندان ناراحت نمی‌شود، ولی می‌گود معلوم است که ترجیح می‌داد این “گیر دادن‌ها” نباشد. آناهیتا: وظیفه من نیست آناهیتا هم در معرض این سوال و فشار است، سوال از جانب آشنایان دورتر و همکاران، و فشار از طرف خانواده. او می‌گوید هرچند عادت کرده، اما «وقتی تصور می‌شود که مشکلاتش با بچه‌دار شدن حل می‌شود» اذیت می‌شود. این کارشناس ارشد ساخت و تولید و طراح قطعات خودرو که این‌طور به این سوال واکنش نشان می‌دهد: «می‌گویم نه و بعد هرچه بپرسند و بگویند، فقط لبخند می‌زنم. ولی وقتی پدر و مادر خودم به زندگی و خواسته‌های من بی‌توجهی می‌کنند و بچه‌دار شدن را وظیفه من می‌دانند، ناراحت می‌شوم.» الی: برایم مهم نیست الی، که فوق‌لیسانس مهندسی برق دارد و در حوزه طراحی سیستم تست تصادف خودرو شاغل است، از شش سال پیش در آلمان زندگی می‌کند. خانواده دوست‌پسر آلمانی او این سوال را زیاد از او می‌پرسند که آیا نمی‌خواهد بچه‌دار شود: «ولی فکر می‌کنم چون خانواده خودم را زیاد نمی‌بینم، متوجه نیستم. اگر فامیل‌های‌مان اینجا بودند، قطعا ردیف اول این سوال آن‌ها بودند.» او هیچ اهمیتی به سوال و فشار مادر دوست‌پسرش نمی‌دهد. می‌گوید شش سال پیش که به آلمان آمده، برایش عجیب بوده که در آلمان چنین سوالی از او بپرسند، ولی الان دیگر نه. او می‌گوید: «از همین جامعه آلمان یار گرفتم که نظرم را صریح بیان کنم. این است که در روی خودشان می‌گویم که غسل تعمید و ازدواج در کلیسا و لزوم بچه‌دار شدن احمقانه است.»
بازارچه نوروزی خانه ای برای آینده ۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان مردان بدلیل مجوزهای قانونی دست به خشونت علیه زنان می زنند موفقیت فعالان زن در لهستان: پارلمان ممنوعیت سقط جنین را رد کرد توافق بهترين راه است