1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بسیاری از مردان با مشاهده زنی که برای مان جذاب است به آنها نزدیک می شویم و طبیعتا می خواهیم احساس مان را بدون هیچ حساب و کتابی بر زبان بیاوریم. ولی با ناباوری تمام با واکنش تندخویانه خانم ها روبرو می شویم. برای خیلی از ما تشخیص این رفتار زنانه قابل درک نیست و حتی به شخصیت مان نیز بر می خورد. برای همین، شاید بد نباشد بدانیم چرا توصیف ما باعث جریحه دار شدن زنان می شود. شاید با شناختی کاملتر، طوری ابراز علاقه کنیم که هیچکس نرنجد.

1 – توصیف های آشکار جنسی

جسم افراد یک پدیده بسیار خصوصی و شخصی است. افراد بدون آشنایی و رابطه ایی که وجود ندارد بهتر است وارد حریم شخصی همدیگر نشوند. هیچ انسانی با این رفتار احساس راحتی نمی کند. اگر اصرار دارید که در اولین دیدار دل به دریا بزنید پس لااقل از پوست لطیف و یا موی پرپشت شان بگویید و سعی کنید از اشاره به باسن جذاب یا سینه های برجسته و … پرهیز کنید چون عملا آنها را تبدیل به شی جنسی ساخته اید.

۲ – وصف جذابیت فردی که نمی شناسید

این فرض واقعی را در نظر بگیرید که بسیاری از زنان، توصیف قد بلند و چشم قشنگ شان به یکباره از طرف یک غریبه، برای شان راحت نیست. بنابر این به هر اندازه که مقدور است امکان گفتگو و معرفی و شناخت از همدیگر را ایجاد کنید. حرف زدن چندین سود با خود خواهد داشت. خودتان را در معرض قضاوت می گذارید. نشان خواهید داد که مستاصل و اسیر انرژی سکسی نبوده اید که ناگهان از دیدن بدن زیبا یا خنده مطبوعش به وجد آمده اید و اختیار از کف داده اید.

3 –  نیت خوب کافی نیست

این را صد در صد بدانید که زنان و دختران در هر سن و موقعیت و کلاسی باشند مدام در معرض قضاوت خصوصیات جنسی هستند. پس با همه نیت خوب تان از این کار دوری بجویید و سعی کنید به یکی از خصوصیات خصلتی نظیر اجتماعی بودن یا با سواد بودن یا اگر از قبل او را می شناختید از قابلیت های شغلی یا رفتاری اش نظیر سخت کوشی یا رفتار محترمانه شان با دیگران یا دقیق بودن شان بگویید.

4 – به توقع تان پر و بال زیادی ندهید

اگر یک زن جذاب است و به او این واقعیت را متذکر شدید عالی. بگویید و بدون هیچ توقعی دور شوید. اگر اتفاقی افتاد که چه بهتر وگرنه بهتر است شانس خودتان را جای دیگر بجویید.

ابراز احساس محترمانه نسبت به زنان به خودی خود خوب است اگر برای به چنگ آوردن شان نباشد. این روزها زنان خیلی راحت متوجه می شوند. این روزها انتقال تجربیات در بین زنان و دختران  به اندازه وسعت دسترسی به فیلم و ترانه و داستان های زیادی است که می خوانند و می بینند. تماس های وسیع شبکه های اجتماعی که دیگر نیاز به توضیح ندارد..

5 – صادق باشید

لحظه ایی شک نکنید که زنان از توصیف مثبت خصوصیات وجودی شان و حتی توجه تان به فیزیک شان ناراحت نمی شوند به شرطی که صمیمانه و محترمانه و واقعی باشد.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

صد سال تنهایی من

می خواهم یاد بگیرم از تنهایی نترسم و بیشتر از آن لذت ببرم. می خواهم این را با خودم تمرین کنم که زندگی با بقیه آدم ها بسیار جذاب است اما نبودن دوستی نباید مانع خوشی من شود. می خواهم با صد سال تنهایی ام زندگی کنم.

مراقب خودت و دیگری باش

این روزها از نازنین آدمی دلگیرم اما نمی دانم که واقعا حق دلگیری دارم یا نه. ماجرا از این قرار بود که این آدم بین من و خودش ، خودش را انتخاب کرد .
دغدغه های مادرانه اتفاق همین روزهاست... بیایید برای هم نامه بنویسیم ساعت بی عقربه آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

اولین تولد کافه ویسپو

جشن اولین سال تاسیس کافه ویسپو با حضور تعداد زیادی از همراهان این کافه در یکسال گذشته برگزار گردید. این کافه دنج و زیبا که با مدیریت خانم هرندی در خیابان ظفر طبقه همکف برج سینا فعالیت می نماید از جمله معدود نقاطی در تهران است که فعالیتهای هنری و مراسم مختلفی را بصورت هفتگی برگزار می نماید. در اولین سالگرد تولد این کافه  دوست داشتنی نیز دو گروه موسیقی از دوستداران کافه ویسپو برای دعوت شدگان بصورت زنده برنامه اجرا نمودند. با هم چند عکس از این شب زیبا را مرور می نماییم. از جمله حاضران در این مراسم همکاران انجمن حمایت از کودکان کار بودند که امروز و فردا بازارچه خیریه ای در حمایت از کودکان کار برگزار می نمایند. شما نیز میتوانید با مراجعه به آدرس خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک، خیابان عطار، باشگاه ونک به این امر خیر کمک نمایید.  

کیفی پر از مدرسه

روزهای آخر شهریور می توان از همه فروشگاههای لوازم التحریر متنفر بود. با انواع و اقسام مدادها و روان نویس ها و دفترها که هر کدام به تنهایی فریاد می زنند" من رو بخر، من رو بخر" و تو طلسم می شوی.
حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید 1 درصد بسیار پولدار دنیا مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه از پس اندازتان مراقبت کنید کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره

مطالب تصادفی

گزارش روز

ماه گرفتگی

بر همه کسانی که دوست دارند یک بار دیگر ماه گرفتگی را ببیند یک خبر خوش این که قرار است امشب چهارشنبه از ساعت ۲۱ و ۵۴ دقیقه و ۳۷ ثانیه  یک ماه گرفتگی با خسوف نیمسایه ای آغاز شود و در ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه و ۴۱ ثانیه روز ۲۶ خردادبه پایان رسد.

زوجها ژنهایی مشابه دارند

انسان‌ها شریک زندگی خود را بر اساس چه ویژگی‌هایی انتخاب می‌کنند؟ چگونه می‌توان دانست که انسانی که با او آشنا شده‌ایم شایسته این است که شریک تمام زندگی ما باشد؟ وجوه مشترک، عاملی موثر ما بیشتر فردی را برای ازدواج انتخاب می‌کنیم که با آن وجه مشترک زیادی داریم. فرهنگ، سن، فرم بدن و تحصیلات از فاکتورهایی هستند که بر انتخاب ما تاثیر می‌گذارند. حال به این لیست یک عامل دیگر افزوده می‌شود و آن هم ساختار ژنتیکی است. این نتیجه تحقیقی از سوی پژوهشگران دانشگاه نیویورک است. مدیریت این پژوهش در دست بنیامین دومینگ بوده است. این نتایج در نشریه علمی فعالیت‌های آکادمی ملی علوم (Proceedings of the National Academy of Sciences) منتشر شده است. این پژوهشگران ساختار ژنتیکی ۸۲۵ زوج را بررسی کردند و برای اینکه بتوانند میزان اهمیت عامل تحصیلات را نیز مقایسه کنند، درجه‌ی تحصیلات شرکت کنندگان را نیز اندازه گیری کردند.محققان به این نتیجه رسیدند که پیدایش علاقه میان دو نفر به دلیل داشتن ژن‌های مشابه یک سوم میزان جذبه‌ای است بر اساس داشتن سطح تحصیلات مشابه میان دو نفر به‌وجود می‌آید. ۱۶۵۰ نفر در این پژوهش شرکت داشتند که همه آمریکایی با تبار اروپایی بودند. بنیامین دومینگ در این‌باره می‌گوید: «با وجود تبار مشابه شرکت کنندگان، آنهایی که ساختار ژنتیکی شبیه‌تری داشتند با هم بودند.» تاثیر "ویژگی‌های خارجی" به گفته دانشمندان، انسان‌ها احتمالا شریک زندگی خود را بر اساس "ویژگی‌های خارجی" انتخاب می‌کنند و این ویژگی‌ها خود را در ساختار ژنتیکی نیز نشان می‌دهند. دومینگ می‌گوید: «افراد قدبلند، افراد قدبلند را انتخاب می‌کنند و بلندی قد در ساختار ژنتیکی آنها نیز مشابه است. اما دشوار است که بگوییم کدام عامل اول بوده است. آیا ساختار ژنتیکی باعث این انتخاب شده‌ یا "ویژگی‌های بیرونی".» با این‌حال برخی از سوال‌ها هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند. برای مثال اینکه آیا تشابه ژنتیکی همین تاثیر را در میان افراد با تبار متفاوت دارد و یا این یافته‌ها برای زوج‌های همجنس‌گرا نیز صدق می‌کنند یا نه، هنوز روشن نیست.
بدرفتاری با سالمندان امروز روز بین المللی ترک سیگار نمایشگاه پخت و پز در تهران آخرین آمارها از مبتلایان به ایدز در ایران حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

برای داشتن یک چت امن از Whatsapp و Signal استفاده کنید

اگر می‌خواهید یک ارتباط امن داشته باشید، دیگر از تلگرام استفاده نکنید. نرم‌افزار تلگرام به‌طور پیش‌فرض محتوای پیام شما را رمزنگاری نمی‌کند، یعنی فرد سوم می‌تواند به‌راحتی به محتوای پیام شما دسترسی پیدا کند. اگر بخواهیم به‌طور عامیانه این مطلب را توضیح دهیم اینترنتی که شما استفاده می‌کنید توسط دولت تهیه و پشتیبانی می‌شود. اگر شما بخواهید مطلبی را ارسال کنید، اطلاعات شما از سرور ایران عبور می‌کند و در صورت نیاز نیروهای اطلاعاتی، چت شما را می‌توانند بررسی کنند و به آن دسترسی داشته باشند. اما زمانی که شما از دو نرم‌افزار Whatsapp  و Signal استفاده می‌کنید تمامی اطلاعات شما به‌صورت رمزنگاری منتقل می‌شود و برای فرد سوم قابل‌خواندن نیست. نرم‌افزار Whatsapp  که توسط فیس بوک حمایت و پشتیبانی می‌شود تمامی امکانات موردنظر اعم از ارتباط کلامی، نوشتاری و حتی ارسال عکس و … را به‌صورت رمزنگاری در می‌آورد. کارشناسان امنیت داده ها می گویند که تلگرام، پیام های ارسالی را در مبدا و مقصد رمزگذاری نمی کند و در عوض، از سیستم رمزی خاص خود برای حفظ امنیت پیام ها استفاده می کند که به خوبی طراحی و پیاده سازی نشده است. به علاوه، تمام برنامه‌های تلگرام اوپن سورس یا متن باز نوشته نشده اند و کارشناسان امکان بررسی دقیق نقاط ضعف امنیتی آنها را ندارند.

تست رضایت شخصی

انجام این تست به شما نشان می دهد که از زندگی شخصی و کار و تحصیلات تان تا چه حد احساس رضایت می کنید.
اندازه آلت آقایان و میزان رضایت از زندگی زناشویی در یک رابطه، خوب بودن بهتر از خود واقعی است تفاوت دختران ترامپ مردان برعکس شایعات، زنان چاق دوست دارند نگاه کانتی به تمایلات بشری

زنان حادثه

هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان

هلنا کاستا، سرمربی سابق زنان ایران دنیا را شگفت زده کرد.هلنا کاستا 36 ساله که در باشگاه چلسی و زیر نظر مورینیو در سال 2005 تعلیم دیده، تاریخ سازی کرد و سرمربی یک تیم مردان در سطح دوم فوتبال اروپا شد. کاستا بیش از این سرمربی تیم های ملی زنان ایران و قطر بود. او سابقه ی کار در آکادمی باشگاه بنفیکا و همچنین باشگاه سلتیک اسکاتلند را نیز در کارنامه دارد.او در تیم ملی ایران دچار حاشیه ی عجیب و غریبی شد و 4 نفر از بازیکنانش مرد از آب در آمدند که این مساله در سطح جهانی بازتاب های زیادی پیدا کرد. باشگاه کلرمون فرانسه که فصل گذشته در دسته ی 2 فرانسه رتبه ی 14 جدول را تصاحب کرد به طور رسمی خبر سرمربی گری هلنا کاستا را در تیم خود تایید کرد: " هلنا کاستا به تیم کمک خواهد کرد تا عصر جدیدی را پایه ریزی کند. او در باشگاه های صاحب نامی همچون سلتیک و بنفیکار کار کرده است که نشان از توانایی های گوناگون وی دارد."سخنگوی باشگاه سلتیک اسکاتلند نیز پس از این اتفاق انتخاب هلنا کاستا رابه وی تبریک گفت: " ما از صمیم قلب به هلنا تبریک می گوییم. این یک موقعیت استثنایی برای اوست تا بتواند شایستگی هایش را به اثبات برساند. او برای ما کارهای بسیار ارزشمندی را انجام داده است و ما آرزو می کنیم که در شغل جدیدش موفق و پیروز باشد."هلنا کاستا 13 سال در آکادمی باشگاه بنفیکار مربی گری کرد. او 2 بار قهرمان لیگ زنان پرتغال شد و تیمش را راهی لیگ قهرمانان بانوان کرد. کاستا همچنین تیم ادیولاس را نیز به مقام قهرمانی لیگ 2 زنان پرتغال رساند.او در کلرمون جانشین هافبک اسبق مونت پولیه یعنی رجیس برورد خواهد شد که قرار دادش در انتهای فصل جاری به پایان می رسد. رمی دوگیمونت مهاجم کلرمون در مصاحبه با "اکیپ" پیرامون این انتخاب گفت: " واقعا از این انتخاب شگفت زده هستم. نه تنها من، بلکه همه ی بازیکنان بسیار شگفت زده هستیم. این یک تجربه ی بسیار خاص و استثنایی برای همه ی ما خواهد بود"    

همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟

«بسیاری از آنان تنها به وظایف اولیه و مقدماتی اکتفا می‌کنند و برخی که حرفی برای گفتن دارند، همت می‌گمارند تا از این موقعیت بهره ببرند و ثمراتی که به نظر خودشان ارزشمند و مهم است‌ برای تاریخ به یادگار بگذارند. این‌ که در این مسیر کامروا می‌شوند یا نه، می‌ماند به عهده مردم و گذر زمان. برخی از آنان هم بعد از این تجربه وارد حوزه سیاست می‌شوند.» به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند نوشت: «بانوی اول کشوری‌ بودن نقشی نیست که در قانون اساسی تعریف شده باشد. بانوی اول همواره وضعیتی منفعل و وابسته داشته است. بنابراین چارچوب و موازین مشخصی برای ارزیابی و تحلیل اقدامات و دستاوردهای این بانوان در اختیار نیست. تنها یک اصل وجود دارد؛ فردیت آنها و فقط می‌توان ثمرات کارآمد بودن آنها در زمینه‌های گوناگون را مقایسه کرد. بسیاری از آنان تنها به وظایف اولیه و مقدماتی اکتفا می‌کنند و برخی که حرفی برای گفتن دارند، همت می‌گمارند تا از این موقعیت بهره ببرند و ثمراتی که به نظر خودشان ارزشمند و مهم است‌ برای تاریخ به یادگار بگذارند. این‌ که در این مسیر کامروا می‌شوند یا نه، می‌ماند به عهده مردم و گذر زمان. برخی از آنان هم بعد از این تجربه وارد حوزه سیاست می‌شوند. مثل هیلاری کلینتون که به گزارش نشنال ریویو، پس از فارغ‌التحصیلی، کار در سازمان‌های مربوط به دفاع از حقوق کودکان، نوجوانان زندانی در کارولینا و کودکان معلول جسمی در ماساچوست را ترجیح داد و در جایگاه بانوی اول تلاش‌های وافری برای اصلاح مراقبت‌های بهداشتی درمانی کودکان داشت. هیلاری در نقش بانوی اول نماند و وسوسه سیاست او را به دولت اوباما کشاند و اینجاست که اقداماتی از او می‌بینیم که دیگر با فعالیت‌های داوطلبانه و خیرخواهانه همسو به‌ نظر نمی‌رسد. به گزارش مجله پالتیک‌فکت، کلینتون یکی از مهره‌های مهم در تحریم ایران در سال ٢٠١٥ بوده و در ‌سال ٢٠١٠ سازمان ملل‌ متحد را بر تحمیل تحریم بر ایران ترغیب کرده است. یکی از اقداماتی که در ‌سال ٢٠١٢ موجب نقصان ٦/٦‌درصدی اقتصادی شد؛ چرا که صادرات نفت ایران به نصف کاهش یافت. کلینتون همچنین رضایت روسیه و چین و ٩ کشور دیگر سازمان ملل متحد را برای سنگین‌ترین تحریم‌ها علیه ایران جلب کرده بود. زندگی کوتاه زنی قدرتمند ایوا پرون زنی بود که با حمایت و همراهی همسرش برای انتخابات ریاست‌جمهوری موانع تبعیض جنسیتی کشورش را درهم‌ شکست و در ‌سال ١٩٤٦ بر جایگاه بانوی اول آرژانتین نشست. پرون که خود فرزندخانواده‌ای فقیر و مشقات زیادی را در زندگی سپری کرده بود، از همان ابتدا قشر مستمند جامعه را مورد توجه قرار داد و با ادعای درک فلاکت و تیره‌روزی آنها در کنار همسرش وقت زیادی را صرف آنان ‌کرد و بالتبع نزد فقرا و کارگران به محبوبیت زیادی رسید. وی همچنین با بازدید از کارخانه‌ها و بیمارستان‌ها و ملاقات دردمندان به چهره‌ای مردمی بدل شد و حاصل آن فعالیت در عرصه بهداشت و درمان و تلاش برای ریشه‌کن‌ کردن بیماری‌هایی چون سل، جزام و مالاریا بود. نتیجه دیگر راه‌اندازی مؤسسه رفاهی ماریا ایوا دوارت پرون برای مبارزه علیه فقر بود که غذا و دارو و حتی پول را میان محتاج‌ها قسمت می‌کرد. پرون گاهی خود این کار را انجام می‌داد و با نوازش فقرا از آنان دلجویی می‌کرد. هزینه این موسسه بیشتر از مالیات‌ها تأمین می‌شد که البته گاهی با رضایت خاطر و گاه با فشار و اجبار تحویل داده می‌شد و نتیجه‌اش برای انبوه جمعیت فقرا خوشایند بود و برای نورچشمی‌ها و مقامات دلگیرکننده. گر چه بانو پرون همواره بر فعالیت‌های اجتماعی اصرار داشت، ناظران سیاسی او را به حضور در امور دولتی ترغیب کردند. او هم «تور رنگین‌کمان» را طرح‌ریزی کرد و در سفری پرطمطراق با همراهان بسیار  راهی اروپا شد و به دیدار رهبران ایتالیا، پرتغال، فرانسه، سوییس و موناکو رفت تا بتواند ارتباطاتی برقرار کند. برخی از کشورها با روی گشاده او را پذیرفتند و برخی دولت‌ها و مردمان چندان از او استقبال نکردند. در نهایت پرون به برزیل و اروگوئه سفر کرد و به خانه بازگشت. یکی از قدرت‌های پرون تسلط بر مطبوعات بود که اگر به مذاقش خوش نمی‌آمد، تعطیل می‌شد. او مجله تایمز آرژانتین را که مقاله‌ای درباره‌اش چاپ کرده بود و در آن خبری از تعریف و تمجید نبود چهار ماه تعطیل کرد و در سال ١٩٤٨ بنا بر ادعایی، با گروه خودش مجله‌ای تأسیس کرد و هر هفته در ستونی به نام «ایوا پرون می‌گوید...» می‌نوشت. اویتا پرون در سال ١٩٤٧ با دستیابی به یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌هایش یعنی تصویب لایحه حق رأی زنان خشم مقامات نظامی را بیش از پیش برانگیخت و با نامزدی برای سمت معاونت ریاست‌جمهوری، به پیشنهاد همسرش، با مخالفت‌های شدید آنان مواجه شد. این مخالفت با بیماری حاد او همراه شد و از آنجا که احتمال توطئه هم می‌رفت، از مبارزه در این مسیر صرف‌ نظر کرد. پرون در ١٩٥٢ در ٣٢سالگی در پی سرطان درگذشت و غمی بی‌سابقه بر آرژانتین نشست. نقش عمده او در سیاست آرژانتین همچنان مورد بحث است و کشمکش و مشاجره هواداران و مخالفانش در این مقاله نمی‌گنجد اما نامش به‌ عنوان بانوی اولی مقتدر و تاثیرگذار در تاریخ ثبت شده است. از «روز من» تا روزگار یک ملت طبق اطلاعات سایت firstlady النور روزولت، (١٨٨٤-١٩٦٦) همسر فرانکلین روزولت، سی‌ودومین رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا از سرآمدترین شخصیت‌ها در جایگاه (١٩٣٣-١٩٤٥) بانوی اول بوده است و در مدت کوتاهی توانسته حرمت و ارج و قرب بالایی در میان ملتش کسب کند و این محبوبیت پس از مرگش همچنان ادامه دارد. او برای جایگاهش، همسر رئیس‌جمهوری، ماهیتی نو برگزید و نقش و رنگی تازه به آن بخشید. با توجه به خانواده سرشناسش انتظار می‌رفت که یک زن فعال اجتماعی و علاقمند به رویدادهای ملی و همگانی باشد و ازدواجش با فرانکلین او را در این مسیر پیش برد. او و همسرش با همراهی هم، در دو بحران بزرگ جنگ جهانی دوم و رکود بزرگ اقتصادی آمریکا در ١٩٢٩ حضور داشتند؛ هر چند فرانکلین به بیماری سخت و طاقت‌فرسایی مبتلا شد اما همت و تکاپوی بی‌امان همسرش او را به دنیای سیاست بازگرداند و زمینه کامیابی او در انتخابات ریاست‌جمهوری در ١٩٣٢ را فراهم کرد و به این ترتیب دوشادوش او وارد کاخ‌سفید شد. بانوی اول از همان ابتدا تصمیم به پویایی گرفت. دیدگاه‌ها و افکارش را هر هفته به اطلاع گزارشگران می‌رساند و از ‌سال ١٩٣٥ ستونی تحت‌ عنوان «روز من» در روزنامه‌های متفاوتی از جمله واشینگتن دیلی و بوستون گلوب منتشر می‌کرد. گر چه ابتدا تمرکزش بر فعالیت‌های اجتماعی بود اما سیاست هم خیلی زود در زندگی او جای خود را باز کرد و اخبارش منتشر شد. این اقدام رسانه‌ای، او را به زنان خانه‌ها نزدیک کرد و البته در ادامه جد و جهدهایی چون بازدید از کارگران معدن، دفاع از حقوق زنان، مبارزه با نژادپرستی‌ علیه آمریکایی‌های سیاه‌پوست، کمک و مساعدت به بیکاران و همراهی همسرش در دوران‌های سخت او را عضو جدایی‌ناپذیر دستگاه مدیریتی فرانکلین روزولت قرار داد. در دوره جنگ جهانی دوم او هیچ هراسی از مخالفت با همسرش یا مواجهه با نقدهای سرگشاده و آزاد و پذیرش اشتباهاتش نداشت. نخستین خبرها درباره خطری که یهودیان را در اروپا تهدید می‌کرد، در سال ١٩٤٠ به آمریکا رسید و بانوی اول بی‌ هیچ تعللی بنا کرد به برقراری ارتباطات لازم و تبلیغ در جهت نجات و امداد به آنها. او با آگاهی از نبود امنیت با مهاجران ارتباط برقرار می‌کرد و همسرش این برخورد را ساده‌لوحانه و ایده‌آل‌گرایانه می‌پنداشت و زیر بار انجام هیچ کاری در این حوزه نرفت. در اینجا محدودیت اختیارات بانو رخ نشان می‌دهد. فرانکلین روزولت هرگز به همسرش اجازه نداد تا در امور سیاسی که در آنها رأی مخالف داشت، مداخله  کند. نبود مهارت کافی در این وادی مشکلات متعددی را پیش روی این زوج می‌گذارد. جهت‌گیری النور روزولت در حوزه نژادپرستی آمریکایی و جنبش فاشیزم هم توجه عموم را برانگیخت. هر چند ٨٠‌سال از آن واقعه می‌گذرد اما حالا مشخص می‌شود که روزولت در آن زمان چه نقش مهمی در رفع و رجوع مشکلات آمریکا داشته است. او پس از مرگ همسرش همچنان در  فضای سیاست ماند. هری ترومن، رئیس‌جمهوری وقت او را به نمایندگی در هیأت ایالات‌متحده در ملل متحد منصوب کرد و او در این جایگاه بر پدید آمدن اظهارنامه حقوق بشر نظارت کرد. علاوه بر اینها او عضو افتخاری اتحادیه کار بود. رد نفوذ این سازمان در او را می‌شود در سخنانش دید. سخنانی که در جست‌وجوی رفاه اجتماعی و همگانی است: «ما نمی‌توانیم فقط حرف بزنیم. باید عمل کنیم... باید پیشرفت را در زندگی عموم مردم ببینیم؛ نه فقط در یک گروه خاصی که در صدر قرار دارند.» این رفتار، در کنار بسیاری از عملکردهای دیگر، یک عمر تلاش او را در جهت ارزش‌هایی اساسی چون دموکراسی، برابری و عدالت اعتلا بخشید. رسانه‌ها درباره‌ او می‌نویسند: علاوه بر اینها نوآوری‌های پیروزمندانه فراوانی که او در طول عمرش بانی و حامی‌اش بوده، همچون در دفاع و حمایت‌های بی‌دریغ از گروهایی چون آفریقایی - آمریکایی‌ها، زنان و قشر کارگر یاد او را زنده نگه داشتند و در ‌سال ٢٠١٦ نام او برای پنجمین بار به عنوان محبوب‌ترین بانوی اول ایالات متحده مطرح شد. من با عقیده خودم زندگی می‌کنم نخست‌وزیر ژاپن، شینزو آبه نماینده حزب دموکرات در ٢٠١٢ بر سر قدرت آمد و در حالی‌ که سعی می‌کرد خودش را به‌ عنوان مهره‌ای قوی و مسلط در سیاست‌های داخلی تثبیت کند، مهم‌ترین تغییرات در خانه‌اش رخ داد. از ‌سال ٢٠٠٦ آکی آبه که تقریبا پیش از این تنها در نقش حمایتگر همسرش ظاهر می‌شد، با دنبال‌ کردن سبک و رویه خودش تبدیل به یک چهره ملی شد. او در مجلات حضور پر رنگی دارد و به تمام نقاط کشورش سفر می‌کند تا نظرات مردم چه پیر و چه جوان را بشنود. برای پشتیبانی از محرومان و شهروندان که در فجایع ٢٠١١ ژاپن مصیبت‌های جانگداز را پشت سر گذاشتند، همواره حاضر بوده و جمعیت‌های ضعیف‌ جامعه را برای دستیابی به خواست‌هایشان تشویق کرده است. او در رسانه‌ها شخصیت جذابی دارد و نگرش‌های آزادی‌خواهانه‌اش تقریبا همیشه نرم‌ کننده نخست‌وزیر محافظه‌کار بوده است و به وضوح از جایگاه معمول و عادی بانوان اول که تنها در خانه حامی همسران‌شان بوده‌اند و در انظار عمومی حاضر نمی‌شده‌اند، درآمده است. آکی آبه در مصاحبه اخیر خود گفته: «فکر نمی‌کنم استعداد خاصی داشته باشم. من فقط می‌دانم چطور با مردم ارتباط برقرار کنم. من یکی از معدود افراد این کشورم که می‌تواند با قشر گسترده‌ای از مردم صحبت کند از امپراتور گرفته تا بی‌خانمان‌ها.» او گفته است: «در ٢٠٠٦ هیچ‌ وسیله‌ای برای پیام دادن به مردم نداشتم. بنابراین مردم خبر نداشتند من چه می‌کنم  اما حالا هر روز برای آنها در صفحه مجازی‌ام می‌نویسم و افرادی که من را دنبال می‌کنند از احوالات و اقداماتم باخبرند.» آکی آبه در ابتدای ازدواجش معتقد بوده که باید مانند یک زن سنتی ژاپنی رفتار کند. کسی که شانه‌ به‌ شانه همسرش پیش نمی‌رود و همیشه یک یا دو قدم از او عقب‌تر است. پس از آن‌ که همسرش شینزو در سال ١٩٩٣ یکی از قانونگذاران مجلس شد، آکی آبه بیشتر وقتش را در هواداری از همسرش می‌گذراند. اگر چه با سیاست دولت موافق نبود اما از انتشار نظراتش به‌ طور علنی اجتناب می‌کرد، زیرا معتقد بود همسر یک سیاستمدار نباید در مسائلی که قبلا برایش تصمیم گرفته شده، دخالت کند. تا وقتی همسرش برای نخستین بار در جایگاه نخست‌وزیری نشست، به همین رویه ادامه داد و ساکت ماند و انتقادی از جامعه هم محبوبیت همسرش را تهدید نکرد. وقتی آکی آبه در سال ٢٠٠٧ نخستین کتابش «من با عقیده خودم زندگی می‌کنم» را نگاشت، همسرش از این سمت استعفا کرد. آکی آبه نوشت به نظرش درست می‌آید که خودش باشد و آکی آبه زندگی کند، نه همسر شینزو آبه. سپس به دانشگاه بازگشت و تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد تکمیل کرد و برخی فعالیت‌های اجتماعی‌اش را ادامه داد؛ از جمله ساخت مدارسی در میانمار. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، نظراتش را در رابطه با برخی موارد منتشر کرد؛ حتی آنهایی که در تناقض با سیاست‌های همسرش یا حزب همسرش بودند. در نتیجه به او لقبی با این مفهوم دادند: «حزب مخالف در خانه». از آن روز آکی آزادانه برخی سیاست‌ها را در حوزه‌های مختلف زیر سوال می‌برد؛ از صادرات تکنولوژی گرفته تا نیروی هسته‌ای. او با خنده می‌گوید: «من دوست ندارم این منصب، طولانی‌مدت باشد. کارهای زیادی دارم که بعد از پایان دوره نخست‌وزیری او می‌خواهم انجام بدهم.» بانوی شعر و موسیقی بانوی اول هند، سوروا در ١٩٤٠ در بنگلادش به دنیا آمد و در ١٠سالگی به کلکته مهاجرت کرد. او در ١٧سالگی با بناب موخرجی ازدواج کرد و یک دختر و دو پسر به دنیا آورد. با انتخاب همسرش، پرناب موخرجی در ‌سال ٢٠١٢ به نخست‌وزیری، بانوی اول هند شد. سوروا تحصیلکرده و از هواداران دوآتشه اشعار رابیندرانات تاگور بوده و بسیاری از اشعار راببندرا سنگیت را سال‌های ‌سال در نقاط مختلف، از هند گرفته تا اروپا و آسیا و آفریقا اجرا کرده است. یکی از مهم‌ترین کارهای او راه‌اندازی گروه گیتانجالی‌ است؛ گروهی که مأموریت دارد فلسفه تاگور را با آوازها و اشعاری که برای نمایش‌ها سروده شده(dance drama)  نشر بدهد و سوروا به‌ عنوان نیروی راهنما همواره در تولیدات حضور داشته است. او همچنین نقاشی چیره‌دست است و نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی بسیاری برپا داشته و مادرش را سرچشمه الهامات خلاقانه‌ در آثارش می‌داند؛ آثاری که تحسین و تمجید فراوانی را برانگیخته است. سوروا موخرجی دو کتاب هم نوشته «Chokher Aloey» شرحی در باب ارتباط و تعامل نزدیکش با ایندیرا گاندا و «Chena Achenai Chin»  سفرنامه‌ای از چین. ورود سوروا به عمارت ریاست‌جمهوری در دهلی با نواختن تنبور و ارگ کوچک همراه بود و هدایایی برای او از سوی DL ROY، استاد موسیقی بنگالی. سوروا دچار بیماری قلبی و تنفسی بود و در بیمارستان ارتش در دهلی ‌سال ٢٠١٥ در ٧٤ سالگی درگذشت. مقام شنوا رولا غنی، نخستین زن در تاریخ افغانستان است که در فعالیت‌های همسرش برای ریاست‌جمهوری پرتکاپو حضور داشته است. او در روز بین‌المللی زنان در برابر عموم حاضر شد و به فارسی دری برای جمعیت انبوه زنان افغان سخنرانی کرد و گفت: «نیمی از جمعیت افغانستان زنانند و معلوم است که باید در توسعه کشور عزیزمان نقش داشته باشند. زنان توانمندی‌های زیادی دارند و باید از اقدامات آنها قدردانی شود.» رولا غنی در لبنان به‌ دنیا آمده و بزرگ شده است. در دانشگاه علوم سیاسی پاریس در ‌سال ١٩٦٩ تحصیلاتش را تکمیل کرده و کارشناسی ارشد علوم سیاسی را از دانشگاه آمریکایی بیروت در سال ١٩٧٤ اخذ کرده است. در همانجا با اشرف غنی آشنا شده و پس از آن در ‌سال ١٩٨٣ مقطع کارشناسی ارشد خبرنگاری را هم در دانشگاه کلمبیا در نیویورک به پایان رسانده است. او و رئیس‌جمهوری اشرف غنی در سال ١٩٧٥ با هم ازدواج کردند و یک دختر به نام مریم و یک پسر به نام تارک دارند. هشت ماه پیش که اشرف غنی زمام امور را به دست گرفت، بی‌سابقه‌ترین کار را در مراسم تحلیف حکم ریاست‌جمهوری انجام داد. او در سخنرانی‌ افتتاحیه همسرش را معرفی کرد. از آن زمان به بعد رولا غنی دوشادوش همسرش همواره در پی انجام امور مردم‌سالارانه بوده و سخنرانی‌هایی در باب مسائل روز داشته است اما سخنان او همواره نرم، سنجیده و دقیق و البته به دور از سیاست‌های حساس و مرکز توجه افغان بوده است. رولا غنی در جامعه سنتی افغانستان که زن‌ها را پشت درهای بسته نگه داشته، سنت‌شکنی‌های بسیار کرده است؛ از جمله سخنرانی‌هایی رسا و عمومی درباره خشونت علیه زنان، اصول قانون و قدرت مذهب. اشرف غنی زنان افغان را در اکتبر گذشته در ارگ ریاست‌جمهوری در کابل ملاقات کرد و پیشنهاد آنان برای تشکیل شورای زنان را پذیرفته است؛ شورایی که در مسائل مربوط به حقوق زنان و مشارکت آنان در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی به دولت مشاوره بدهد. آنها اعلام کردند حضور همسر ریاست‌جمهوری در مراسم تحلیف و سخنرانی و معرفی او به خوبی گویای حمایت او از زنان افغان بوده است. رولا غنی در گفت‌وگوی با آسوشیتدپرس اعلام کرده: «من کار سیاسی نمی‌کنم.» از ماه سپتامبر صدها نفر از مردم به اتاق او سرازیر شده‌اند تا مشکلات‌شان را مطرح کنند و از پندها و پیشنهادات او بهره‌ ببرند. او به گفته خودش خود را «یک مشاور ... یک مقام شنوا» می‌بیند؛ کسی که احتیاج و لزوم حضور زنانه را در نزدیکی قلب دولت افغان مرتفع می‌کند. یک تیم در کانادا سوفی گرگوار ترادو، روزنامه‌نگار، شخصیت‌ سرشناس تلویزیونی و فعال اجتماعی - سیاسی، مربی یوگا و همسر نخست‌وزیر کاناداست. به گفته رسانه‌ها شخصیت جذاب و کاریزماتیک این زن او را چهره‌ محبوب کشورش و دولتمردان آن سوی مرزهای کشور، ملکه انگلیس، اوباما و همسرش و امپراتور ژاپن و همسرش کرده است. به قول خودش، او و همسرش جاستین در کنار یکدیگر، یک تیم‌اند و نخست‌وزیر از ستودن او در برنامه‌های عمومی ابایی ندارد. سوفی در رشته تجارت و پس از آن ارتباطات در مونترال کانادا تحصیل و در زمینه تبلیغات و فروش کار کرده است. او عاشق تمرین و ورزش‌های بدنی است. حرکت کنیم میشل اوباما هم مثل هیلاری از نسل و دوران بعد از جنگ جهانی دوم است. دوران ازدیاد زاد و ولد در آمریکا که از ١٩٤٥ شروع شد و تا ١٩٦٤ ادامه داشت؛ یعنی درست‌ سال تولد میشل اوباما. اگر در موتور جست‌وجوی گوگل درباره ظاهر میشل اوباما جست‌وجو کنید، ٢٠٩‌ هزار نتیجه خواهید داشت و در مقابل تحصیلات او ١٨٣‌هزار . سخنرانی درباره نوع لباس، زیورآلات و آرایش بد نیست اما چیزهای مهم‌تر از ظاهر هم در این زن وجود دارد. او یکی از ٤ بانوی اول ایالات‌متحده است که تحصیلات دانشگاهی دارد. در رشته حقوق درس خوانده است و وقتی در سال ٢٠٠٧ همسرش اوباما کاندیدای ریاست‌جمهوری شد، ابتدا در کمپین او مسئولیتی را نپذیرفت. مراقبت از دو دخترش را مهم‌تر از این مسأله می‌دانست اما در سال ٢٠٠٨ همکاری او به میزان قابل‌ ملاحظه‌ای افزایش یافت و او بنا کرد به نوشتن متن‌های سخنرانی‌ و بعد نطق‌هایی در جهت حمایت از همسرش. در سال ٢٠٠٩ اوباما به ریاست‌جمهوری رسید و او در جایگاه بانوی اول قرار گرفت. در این برهه از خانواده‌های نظامیان آمریکا پشتیبانی‌های زیادی کرد. با همکاری دکتر جیل بیدن برنامه «نیروهای پیوسته» را به راه انداخت و از تمامی آمریکایی‌ها دعوت کرد تا مدافع نظامیان و خانواده‌های‌شان باشند. از مهم‌ترین کامیابی‌های او در جایگاه بانوی اول راه‌اندازی سایت «حرکت کنیم» است که در مسیر تأکید بر تغذیه سالم کودکان و پیشگیری از چاقی آنان گام برداشته است. یکی دیگر از اقدامات میشل اوباما راه‌اندازی برنامه «بالاتر» است که سعی داشت جوانان آمریکایی را برای ادامه تحصیل بعد از دبیرستان ترغیب کند. میشل اوباما در روزهای پایانی ریاست‌جمهوری همسرش نطق آتشینی در مخالفت با نگرش و صحبت‌های توهین‌آمیز دونالد ترامپ درباره زنان سر داد و گفت: «این سخنان معمول نیست، سیاست هم نیست» و با پافشاری اظهار داشت: «مردان قدرتمند برای نمایش توانایی‌های‌شان نیازی به اهانت و تحقیر زنان نمی‌بینند.» بر اساس گزارش CNN در پی انتخابات آمریکا در ٢٠١٦ ملانی ترامپ خودش را آماده می‌کند تا به جایگاه بانوی اول برسد. به این زودی مشخص نمی‌شود او تصمیم دارد به‌ عنوان بانوی اول ایالات متحده چه مسیری را طی کند. اگر چه پیش از این اظهار داشته دوست دارد از این موقعیت برای مبارزه علیه باجگیری‌های اینترنتی استفاده کند اما در مقایسه با بانوان پیشین، تکیه‌ زدن بر جای آنان سخت به‌ نظر می‌رسد.»
«دوستم باش» اپلیکیشنی برای امنیت زنان هندی پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌ اندوه بی پایان گریس کلی قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه

حقوق زنان

آیا تجاوز جنسی در سوئد از خاور میانه رایج‌تر است؟

بسیاری از مخالفان تغییر قوانین مرتبط با زنان در ایران، برای دفاع از دیدگاه خود به برخی "آمار" کشورهای حامی برابری جنسیتی استناد می کنند. یکی از نمونه هایی که در همین ارتباط به کرات مورد استناد قرار می‌گیرد، سوئد است؛ به عنوان کشوری که از مشهورترین پرچمداران برابری جنسیتی محسوب می شود و در عین حال، معمولاً یکی از بالاترین موارد ثبت تجاوز جنسی را در دنیا دارد. این آمار، نه تنها مورد علاقه محافظه کاران مخالف برابری جنسیتی در مناطقی چون خاور میانه است، که از سوی دیگر، مورد توجه طیفی از محافظه کاران کشورهای غربی هم قرار دارد. مثلاً، گروهی از مخالفان سرسخت مهاجرت به اروپا، با استناد به میزان بالای ثبت جرایم جنسی در سوئد، علت اصلی این پدیده را سیاست های باز مهاجرتی این کشور می دانند و نتیجه می گیرند که برای حل مشکل باید جلوی ورود مهاجران را گرفت. یکی از مخالفان مشهور مهاجرت، نایجل فاراژ رهبر پیشین حزب استقلال بریتانیا، چندی پیش در اظهاراتی جنجالی یکی از شهرهای سوئد را "پایتخت تجاوز" اروپا دانست. ولی به راستی چگونه است که کشوری چون سوئد که قوانین آن به حمایت از برابری جنسیتی اشتهار جهانی دارند، باید چنین آمار بالایی را از جرایم جنسی داشته باشد؟ تفسیر آمار تجاوز در سوئد بسیاری از کشورهای جهان - از جمله ایران- به طور رسمی آمار مربوط به جرایم جنسی خود را گزارش نمی کنند. اما یکی از آخرین جداول نسبتا فراگیر دفتر مواد مخدر و جنایات در سازمان ملل، که مربوط به سال ۲۰۱۰ است، اطلاعات عجیبی را در مقایسه موارد ثبت تجاوز در کشورهای مختلف نشان می‌دهد. مطابق این جدول، سوئد در این سال با بیش از ۶۳ مورد ثبت تجاوز در هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت، در جایگاه سوم جهانی قرار داشته (بعد از آفریقای جنوبی و بوتسوانا)، در حالی که همین آمار، مثلا در آمریکا بیش از ۲۷، در پرتغال ۴، در مکزیک حدود ۱۳، در کلمبیا و تایلند حدود ۷، در پاکستان ۲، در هند کمتر از ۲ و در جمهوری آذربایجان نزدیک به صفر (۲ دهم درصد) بوده است. پیش از هر گونه تحلیل در مورد آمار بالای تجاوز در سوئد، شاید مناسب باشد با ذکر یک مثال ساده نشان داده شود که وقتی به ثبت جرایم جنسی در این کشور اشاره می کنیم، در واقع از چه سخن می گوییم. اگر در یک دادگاه سوئد زنی علیه همسر خود شکایت کند که در طول یک سال قبل، مثلا هر هفته بر خلاف رضایتش با او رابطه جنسی برقرار کرده، این به معنی ثبت حدود ۵۰ مورد "پرونده جداگانه تجاوز" در جداول آماری این کشور خواهد بود. این در حالی است که اگر آن زن در بسیاری از دیگر نقاط دنیا - و از جمله ایران- زندگی کند، امکان شکایت از شوهر خود را نخواهد داشت چون در قوانین آن کشورها، اساساً "تجاوز همسر" به رسمیت شناخته نشده است. حتی اگر زن مورد اشاره در این مثال، در اغلب کشورهای اروپایی که در آنها تجاوز همسر تعریف شده هم شکایت کند، در سیستم قضایی تنها یک پرونده تشکیل خواهد شد - چون متهم، قربانی و نوع جرم یکی هستند. اما در سوئد، برای هر یک از موارد ادعایی تجاوز همسر، یک پرونده جداگانه تشکیل می شود. حتی پرونده ای در سیستم قضایی آن کشور ثبت شده که در آن، زنی علیه شوهر خود ۴۰۰ پرونده تجاوز - در طول زندگی زناشویی - تشکیل داده است. یکی دیگر از ویژگی های قوانین سوئد، تعریف بسیار گسترده تجاوز جنسی در مقایسه با اغلب کشورهای دیگر جهان است. به عنوان نمونه مطابق قوانین این کشور، اگر با فردی که - مثلاً به علت مستی، مصرف دارو یا خواب آلودگی - در حالت "اعلام رضایت آگاهانه" نیست رابطه جنسی برقرار شود، بعداً می تواند شخصی که با او رابطه برقرار کرده را به تجاوز متهم کند. البته در خیلی از کشورهای غربی نیز، قوانین مشابهی به تصویب رسیده که هوشیاری را پیش‌شرط رضایت در رابطه جنسی تعریف کرده اند. اما قوانین سوئد، در ارتباط با موضوع رضایت دارای ویژگی های کمابیش منحصر به فردی هستند؛ از جمله اینکه "وادار کردن" یک نفر به رابطه جنسی با وارد کردن "فشار روانی" هم، می تواند در شرایط مشخص به تشکیل پرونده تجاوز بینجامد. این مورد، حتی در بسیاری از کشورهای اروپایی هم تجاوز محسوب نمی شود. چه برسد به -مثلاً- اکثریت قاطع کشورهای خاور میانه که در آنها، حتی اگر فردی با خشونت فیزیکی مورد تجاوز قرار بگیرد، ممکن است از ترس متهم شدن به "ایجاد زمینه تجاوز" یا "رابطه نامشروع"، اساساً جرأت شکایت کردن نداشته باشد. به طور کلی، وقتی موضوع برخورد پلیس و سایر نهادهای مسئول با پرونده های تجاوز مطرح باشد، تفاوت میان سوئد و دیگر کشورها چشمگیر است. به عنوان نمونه در سوئد، شاکیان پرونده های تجاوز هراسی از هزینه شکایت خود ندارند. در حالی که در اغلب مناطق جهان، این شکایت ها به "رفتن آبروی" قربانی منجر می شوند یا او را در معرض انتقام جویی قرار می دهند. حتی در برخی از کشورهای دنیا که قوانین حمایتی پیشرفته ای دارند، مانند ایالات متحده، شاکیانِ متجاوزان متمول ممکن است از ترس هزینه های دادگاه از خیر شکایت کردن بگذرند. این در حالی است که در سوئد، شاکیان پرونده‌های تجاوز از این جهت نیز در ابعادی استثنایی مورد حمایت دولت و سیستم قضایی قرار دارند. گذشته از همه اینها، مطابق قوانین بسیار محکم "دسترسی آزاد به اطلاعات" در سوئد، تمام موارد سوء رفتار یا سهل انگاری پلیس و سایر نهادهای عمومی در رسیدگی به پرونده های تجاوز، به طور شفاف در دسترس افکار عمومی قرار دارند که همین موضوع، امکان نقض حقوق قربانیان را به حداقل می‌رساند. قابل ذکر است به همان نسبت که قوانین مرتبط با تجاوز در سوئد با اکثر کشورهای دیگر تفاوت جدی دارند، قوانین مربوط به سایر جرایم جنسی از قبیل "مزاحمت" هم - که به رابطه جنسی فیزیکی نمی‌انجامد - معمولا سختگیرانه تر هستند. به عنوان نمونه، مواردی همچون مزاحمت های خیابانی که در بسیاری از مناطق دنیا زن‌ها را مستاصل می کنند، در سوئد -و جمعی از کشورهای دیگر- می توانند به تشکیل پرونده های قضایی و مجازات های سنگین منجر شوند. همچنین، بسیاری از اظهار نظرهای مردان در مورد لباس، ظاهر و سرووضع زن ها که در خیلی از جاهای دنیا "خوشمزگی" محسوب می شوند، در سوئد -و تعدادی از کشورهای دیگر- ممکن است سر و کار گوینده را به دادگاه بکشانند. شاید خبرساز‌ترین پرونده جنسی تشکیل شده در سیستم قضایی سوئد، مورد جنجالی جولیان آسانژ، مدیر معروف سایت افشاگر ویکی لیکس باشد. آقای آسانژ در سال ۲۰۱۰، به دنبال شکایت دو زن در سوئد و به اتهام ارتکاب جرایم جنسی تحت تعقیب پلیس آن کشور قرار گرفت که موضوع شکایت یکی از دو زن "تجاوز" بود. فارغ از اینکه اتهام های وارد شده بر مدیر ویکی لیکس تا چه حد دقیق بودند و سرنوشت پرونده های تشکیل شده علیه او به کجا کشید، احتمالاً همه مخاطبان رسانه ها نمی‌دانستند که جولیان آسانژ، مشخصاً به چه علت در سوئد به "تجاوز" متهم شده بود. خانمی که جولیان آسانژ را به این جرم متهم کرده بود، می گفت که مدیر ویکی لیکس را در اوت سال ۲۰۱۰ به آپارتمان خود دعوت کرده و شبی، با رضایت و ضمن تأکید بر لزوم استفاده آقای آسانژ از ابزار جلوگیری (کاندوم) با او رابطه جنسی داشته است. این خانم اما می‌افزود که صبح، برای خرید وسایل صبحانه از منزل خارج شده و وقتی برگشته به خواب رفته و در این هنگام، آقای آسانژ مجدداً بدون استفاده از ابزار جلوگیری با او رابطه برقرار کرده است. درصورت صحت روایت شاکی، عمل ژولین آسانژ طبق قوانین سوئد تجاوز تعریف می شد - البته آقای آسانژ آن روایت را نادرست می‌دانست. این در حالی است که همین اتفاق، جز در معدودی ازکشورها -عمدتا در غرب- تجاوز به حساب نمی آمد. احتمالاً برای اکثر مردم جهان، حتی تصور تجاوز محسوب شدن چنین عملی هم دور از ذهن بود. آیا تجاوز در سوئد ۳۰ برابر پاکستان است؟ علی رغم تمام تفاوت های موجود میان قوانین مرتبط با جرایم جنسی در سوئد و کشورهای دیگر، "مغلطه آمار تجاوز در سوئد" همواره یکی از دستاویزهای مشهور مخالفان اصلاح قوانین تبعیض آمیز جنسیتی بوده است. مخالفانی که تعداد بالای موارد ثبت تجاوز در این کشورِ پرچمدار برابری جنسیتی را برجسته می کنند و انگار نتیجه می گیرند که حقوق زنان در جوامع محافظه کار بیشتر رعایت می شود یا حتی برابری جنسیتی، در عمل وضع زنان را بدتر می کند. بر مبنای روش استدلال این مخالفان، گویی - با ملاک گرفتن آمار جهانی سال ۲۰۱۰ که قبلا مورد اشاره قرار گرفت- زنان در سوئد مثلا حدود ۶ برابر کلمبیا و تایلند و حدود ۳۰ برابر پاکستان و هند در معرض خطر تجاوز هستند. در حالی که اگر در تمام کشورهای دنیا، قربانیان تجاوز به اندازه سوئد احساس امنیت می کردند و مورد حمایت قرار می گرفتند، و اگر تخلفات پلیس و نهادهای مسئولِ رسیدگی به جنایات جنسی، به اندازه سوئد شفاف و هزینه زا بود، آمار ثبت تجاوز تغییر جدی می‌کرد. همچنین، اگر در همه مناطق جهان تعریف جرایم جنسی و به ویژه تجاوز به اندازه ای سخت گیرانه بود که حتی شامل مواردی مانند پرونده ژولین آسانژ می شد، قطعا آمار ثبت این گونه جرایم در آنها تغییرات چشمگیری می کرد. نهایت آنکه اگر تمام کشورهای دنیا جرمی به نام "تجاوز همسر" را به رسمیت می شناختند، و اگر برای شوهران به ازای هر مورد برقراری رابطه بدون رضایت همسر یک پرونده جداگانه تجاوز تشکیل می‌دادند، جداول رتبه بندی کشورهای جهان در این فقره خاص، "زیر و رو می‌شد". موضوعات مرتبط  

مردان بدلیل مجوزهای قانونی دست به خشونت علیه زنان می زنند

عضو هیات مدیره کانون وکلای مرکز درباره حقوق شهروندی گفت: متاسفانه قانون اساسی را هر کسی نمی‌خواند و از حقوقی که در آن برای ملت در نظر گرفته شده است بی‌خبر هستند.بهشید ارفع نیا در گفت‌و‌گو با ایلنا با اشاره به منشور حقوق شهروندی گفت: منشور حقوق شهروندی در واقع متنی است که موارد مصرحه در مبحث حقوق ملت در قانون اساسی را به تفصیل بیان کرده است. من با این گفته که منشور حقوق شهروندی ضمانت اجرا ندارد مخالف هستم چراکه این حقوق در قانون اساسی در سال ۵۸ تصویب شده و این حقوق در بالا‌ترین قانون کشور در نظر گرفته شده است اما آنقدر اجرا نشده‌ که فراموش شده‌اند.عضو هیات مدیره کانون وکلای مرکز گفت: متاسفانه قانون اساسی را هر کسی نمی‌خواند و از حقوقی که در آن برای ملت در نظر گرفته شده است بی‌خبر هستند اما وقتی این حقوق را در غالب منشور حقوق شهروندی تدوین و منتشر می‌کنند مردم بیشتر آنرا می‌خوانند و از آن مطلع می‌شوند و با این دید به این قانون نگاه می‌کنند که من شهروند هستم پس این حقوق من است و از این رو آن‌ها را مطالبه می‌کنند.این حقوقدان افزود: در مقدمه قانون اساسی از نقش والای زن گفته شده است اما در واقع زنان در هیچ کجای جامعه و خانواده نقش والایی ندارند حتی اگر تحصیلات عالیه داشته و متخصص باشد، همیشه به عنوان شهروند درجه دو به آن‌ها نگاه می‌شود.ارفع‌نیا افزود: کسی نمی‌خواهد حقی از مردان گرفته شود و به زنان داده شود بلکه زنان خواهان این هستند که کرامت انسانی آن‌ها رعایت شود. در بسیاری از قوانین حقوق زنان تضییع شده است و اهم آن‌ها هم ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی است که ریاست خانواده را با مرد می‌داند. حتی در جایی هم که به زنان بدون اجازه شوهر یا ولی‌شان اجازه خروج به ان‌ها داده نمی‌شود هم نوعی خشونت است.این فعال حقوق زنان افزود: مردان به دلیل اجازه‌ای که قانون به آن‌ها داده است علیه زنان دست به خشونت می‌زنند. برخی قوانین مانند بخش‌هایی از قانون مدنی و قانون مجازات نیاز به اصلاح دارند. البته به جز اصلاح قوانین باید فرهنگ سازی هم شود. در برخی مواقع زنان گمان می‌کنند مردان به دلیل ریاستی که بر خانواده دارند می‌توانند هر کاری کنند. البته آیت الله بجنوردی بر خلاف این نظر را دارند و معتقدند که «قوامون» به معنی کسی است که هزینه زندگی را می‌پردازد و به معنی ریاست و داشتن حاکمیت نیست. به نظر من منشا تمام این خشونت‌ها ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی است.
هیچ معلمی حق تنبیه ندارد دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد نفقه، حقی واجب بر گردن مردان هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند ازدواج! نه به هر قیمتی