درصد زیادی از افراد در شهرهای بزرگ دنیا مجرد زندگی می کنند ولی ما به خاطر تربیت و عادت، نمی توانیم این اتفاق عمومی را عادی بدانیم.

 خیلی از ما اصرار داریم دیگران بر طبق سنت های پیشین زندگی کنند. ولی یادمان باشد به مجردها و مثلا به دخترها این چیزها را نگوئیم:

۱ – تو که خیلی خوشگلی!؟ … باور نمی کنم مردی توی زندگی ات نباشه

مگر خودت خیلی خوشگلی بودی که یک نفر در زندگی ات وجود دارد. من ندارم چون هنوز پیش نیامده است و من مشکلی ندارم و مستاصل هم نیستم.

۲ – خوش به حالت که مجردی. مردا واقعا احمق هستند

نه مردا احمق نیستند. مردا خیلی با حال هستند. توی مردا، باهوش زیاد هست. خیلی های شان شوخ طبع های با مزه ایی هستند. بعضی های شان هم خیلی مهربان و خوش قلب هستند. مردها خوبی های مشترک و مشابه با ما زنها را دارند. مردها بازو دارند و من یکی از اون بازوها را می خواهم. فقط به خاطر اینکه جلوی پای من سبز نمی شوند نگوییم احمق هستند.

۳ – درک می کنم وضعیتت را … من هم یادم می آید چه احساسی داشتم وقتی ۲۵ ساله بودم و مجرد

این را متوجه باشید که مجرد بودن توی دهه ۲۰ سالگی خیلی با مجرد بودن در ۳۰ سالگی فرق دارد. در دهه ۲۰ سالگی٬ اکثر آدم های دور و بر مجرد هستند. ولی در دوره سی سالگی به بعد یکدفعه جمعیت مجردها کم می شود. در ضمن، تلاشی که به خرج می دهید دوست داشتنی است ولی قادر به درک من نیستید همانطوری که من نمی توانم بفهمم متاهل بودن در دهه سی سالگی چطور می تواند باشد.

۴ –  اگر بخواهی من یک مجرد می شناسم. می خواهی برایت جفت و جور کنم؟

صادقانه و بدون هیچ طعنه و کنایه باید بگویم که خیلی ممنون هستم که به فکر من هستی و این نشانه خوش قلبی تو است. منکر این نیستم که فرصت اشنای ایجاد کردن راهی است که درصد شانس آن را نباید نادیده گرفت ولی به جایش کاش می گفتید: « ما داریم می رویم شب بیرون با چند تا از دوستان … دوست داری بیا٬ خوش خواهد گذشت»