1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

دوستی داشتم نازنین كه دو سالی است از پیش من رفته، فوت كرده است. دوستی كه بخشی از زندگی ام بود. مسیحی بود و نام اش" بلا".

بلا به زبان ایتالیایی یعنی قشنگ . هنوزهم بعد از گذشت دو سال كه از مرگش می گذرد باورم نمی شود كه دیگر نیست. كسی كه درهفت سال اخیرتمام لحظه های زندگیم را با او تقسیم كرده بودم. هفت سال عمری است برای زندگی كردن. همیشه فكر می كردم اگر از همه جا رانده شوم كسی هست كه حرفهایم را بشنود و سنگ صبورم باشد و واقعا كه اینطور بود. خانه بلا خانه امیدم بود. هنوز باورم نمی شود كه دیگر در خانه اش برای همیشه بسته شده است. همه اش فكر می كنم این روزها می گذرد و همه چیز به حالت عادی باز می گردد.

مرگ را انگار آدم نمی خواهد باور كند. هنوز هم گاهی یكهو بلند می شوم تا زنگی بهش بزنم و یا دلم ویار دیدارش را می كند.

شب قبل از مرگش پیشش بودم و تنها چیزی كه باور نمی كردم این بود كه این آخرین دیدارم باشد. الان كه دو سال از آن زمان می گذرد من مدام به فرصت هایی فكر می كنم كه می توانستم كنارش باشم اما نبودم. حالا می گویم كاش قدر لحظه هایم را می دانستم.

دفتری دارم كه گاهی دل نوشته هایم را در آن می نویسم . این عادت چندین ساله من است. دیروز به این نوشته برخورد كردم و باز یاد نازنین دوستم افتادم.

"امروز بلا رفت ومن دلخسته و دلتنگ آرام اشك ریختم و وداع كردم.با كسی وداع كردم كه بخشی از مهمترین قسمت های زندگیم را با او گذراندم.آدم ها می میرند،مرگ طبیعی است اما مرگ آدم هایی كه دوستشان داریم برای ما عادی نمی شود. مرگ طبیعی است اما كسانی كه دوستشان داریم دفعه اولشان است كه می میرند و برای همین مرگ شان طبیعی نمی شود."

كاش الان هم بتوانم قدر ادم هایی كه دوست شان دارم را بدانم كه شاید فردا روزی یا من نباشم یا آنان كه در هر دو حال حسرت باقی می ماند.

دیدگاه‌ها  

0 # ASAL 1390-07-14 17:01
vaghean nokate zibairo tu in matn mishe peyda kard...

tn x
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # titi 1390-07-16 13:43
kheiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii ziba bod,manam omidvaram ghadre hameye kassaei ke doosteshon darimo bedonim ta vaghti az pishemon raftan hasrat nakhorim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-10 23:00
]چقدر دلتنگیتو قشنگ بیان کردی...حال دادی...........
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!!

وقتی مردی شما رو بخواد، هیچ چیز نمی تونه جلوش رو بگیره!! پس بدانید اگر واسه ازدواج بهانه مشكلات رو میاره، یا شما رو نمی خواد یا هنوز تردید داره كه شما كیس ازدواجشید یا دیگری! وقتی مردی شما رو نخواد، هیچ چیز نمی توونه نظرش رو برگردونه و نگهش داره!!! پس اگه واسه نگه داشتنش مجبورید خیلی وقتا از خیلی چیزا بگذرید یا متوسل به دعا و حاجت شید، بدونید كه رفتنیه!! وقتتون رو تلف نكنید! اون حتی بعد از ازدواج با شما نیز، مال شما نیست! دست از بهانه گیری به جهت رفتار یه مرد بردارید! اونا اصلاً به حرفای شما گوش نمی دن!! این باعث می شه به مرور شما رو یه زن نق نقو یا غرغرو بدونند و وقتی دارید انتقاد می كنید به همه چیز فكر كنند جز حرفای شما! اصولاً اگه از رفتارشون شكایت دارید بهتره بزارید واسه یه فرصت دیگه! زمانی كه به عشق شما معترفه و نمی تونه به شما توجه نكنه! یادتون باشه رفتار آرامتر، همیشه بهتره هیچوقت خودتون رو برای حفظ رابطه ای كه خودتون تشخیص می دید ارزشش رو نداره، تغییر ندید. چون مدتها بعد، زمانی كه تغییر كردید و دلتون واسه خودتون تنگ شد، می فهمید شخصی كه روبروی شما ارزشش رو نداشته و اون زمان دیگه فرصتی واسه جبران نیست قبل از اینكه بفهمید واقعاً چه چیزی خوشحالتون می كنه، با كسی ارتباط برقرار نكنید

مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد

نمی‌دانم چرا اینها را خطاب به تو می‌نویسم. شاید چون می‌خواهم با این روش این فصل را برای همیشه در زندگی‌ام ببندم. یا شاید چون معتقدم که آدم‌ها حتی وقتی از کنار هم عبورر می‌کنند هم روح یکدیگر را لمس می‌کنند. تا مدت‌ها پس از آنکه همدیگر را دیدیم، من احساس می‌کردم به وجد آمده‌ام. دیروقت شب بود که در مستی با هم گفت و گو می‌کردیم. سرت را چند درجه‌ای به راست چرخاندی و لبخند زدی. می‌دانستم داری فکر می‌کنی که «خودش است.» من هم می‌دانستم که دیگر کسی مثل تو به من نگاه نخواهد کرد. چقدر دلم تنگ آن لحظه شده… چند ثانیه‌ای پیش از آنکه احساس گناه کنم، این حس لذت را تجربه کردم. آیا به تو این پیام دادم که «آماده و در دسترسم؟» برای اولین بار در زندگی‌ام در موقعیت خیانت قرار گرفته بودم. رابطه‌ام با همسرم همیشه خیلی خوب نبود. اما به هر حال توانسته بودم که تردیدهایم را برای خودم نگه دارم و مطمئن بودم که کسی را جز او نمی‌خواهم. مطمئن بودم که این طور است. مطمئنم که اگر مجرد بودم هم نسبت به تو چینین احساسی می‌داشتم. نمی‌دانم اینکه متاهل بودم چقدر در احساسی که به تو داشتم موثر بود. قبلا هرگز مجبور نبودم به احتمال قطع ارتباط میان واقعیت و خیال فکر کنم، هرگز تا این اندازه به قلمرو خارج از ازدواج تعلق نداشتم. البته لزوما این طور نبوده که آدم‌هایی را که خیانت می‌کنند قضاوت کرده باشم، پیش تر تنها تصور می‌کردم این موضوع ربطی به من ندارد. شادی من خیلی وابسته به شادی دیگران است. چطور ممکن است آن را به چنین بهایی به دست بیاورم؟ به تو گفتم که باید کار درست را انجام بدهم اما تو پرسیدی پس کار درست در مورد تو چه می‌شود؟ شاید من آدم ترسویی هستم. اما نمی‌توانم شروع‌کننده کاری باشم که می‌دانم درد و رنج به ارمغان می‌آورد و من این امکان را دارم که انجامش ندهم. نمی‌توانستم درباره این موضوع با دوستانم حرف بزنم بنابراین درباره نتایج و عواقب خیانت کردن در گوگل جست‌و جو کردم. شاید دنیال چیزی بودم که آن را تایید کند. دنبال یک توافق عمومی درباره‌اش می‌گشتم.  در عوض به مجموعه ای از ناراحتی‌ها، پشیمانی‌ها و غم‌ها رسیدم. به آدم‌هایی رسیدم که زندگی‌شان از هم پاشیده بود. خیلی از آدم‌های ویران، کسانی بودند که خیانت کرده بودند. دیدم که آدم‌ها به چه سادگی توی این موقعیت افتاده بودند. جرقه روشنی بود: اینکه آنچه تو در لحظه می‌خواهی لزوما درست نیست. شاید من آدم ترسویی هستم، اما چیزی را که می‌دانم باعث درد و رنج می‌شود انتخاب نمی‌کنم. تو ممکن است موجودی استثنایی باشی، اما من برای فهم این یگانگی تو آزاد نیستم. می‌دانم که خیلی لطمه خواهم خورد، اما آدم نمی‌تواند هیچ ادعایی درباره کسی که با او رابطه پنهانی دارد داشته باشد. اندوه تمام کردن رابطه در مقایسه با  آزار دادن کسی که این وسط هیچ گناهی ندارد مضجک و دردناک است. من در سن و سالی هستم که اتفاق‌های ناراحت‌کننده‌ای از این قبیل در اطرافم زیاد می‌افتد. زندگی کوتاه و بی رحم است. یک چشم انداز این است که آدم نیازهای خود را سرکوب نکند. اما چشم انداز دیگری هم هست: چرا وقتی که لزومی ندارد دیگران را آزار بدهیم؟  
چگونه به زنان توجه کنید مهر، با بوی تند مدرسه آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ این مردهای غمگین نازنین ! رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»

مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

برای همه ما پیش آمده است که در ابتدای ماه با توجه به میزان درآمد خانواده برنامه ریزی کرده و دخل و خرج خود را حساب و کتاب می کنیم. اما این که چرا نیمه ماه که می رسد همه پولمان تمام می شود، ماجرایی است که باید فکری به حالش بکنیم.
حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟ آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ کیفی پر از مدرسه

مطالب تصادفی

گزارش روز

گردشگران ایرانی کدام کشورها را بیشتر ترجیح می دهند

  مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با انتشار گزارشی اعلام کرد که ترکیه، پربازدیدترین مقصد ایرانی‌ها در سال ۲۰۱۳ میلادی بوده‌ است. بر اساس این گزارش که تحت عنوان «نمایه آماری گردشگری جمهوری اسلامی ایران» منتشر شده است، در سال ۲۰۱۳ میلادی، یک میلیون و ۱۹۶ هزار و ۴۸۲ ایرانی به کشور ترکیه سفر کرده‌اند. بر اساس نتایج این گزارش آماری که با استناد به سالنامه آماری سازمان جهانگردی تدوین شده و دوره زمانی ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ میلادی را مورد بررسی قرار داده، عراق پس از ترکیه دومین مقصد گردشگران ایرانی در سال ۲۰۱۳ میلادی بوده است. در این سال، ۷۸۷ هزار و ۱۹۵ ایرانی به عراق سفر کرده‌‌اند. در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، پس از ترکیه و عراق، عربستان سعودی سومین مقصد سفرهای خارجی گردشگران ایرانی اعلام شده‌ است. اما بر اساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا منتشر کرده است، سومین مقصد پرطرفدار ایرانیان در سال ۲۰۱۳، عربستان سعودی نبوده‌ است. گزارش ایسنا که بر اساس آمارهای سازمان جهانی جهانگردی تهیه و تدوین شده است، حاکی است که پس از ترکیه و عراق مقاصد پربازدیدکننده بعدی ایرانیان در سال ۲۰۱۳ میلادی، کشورهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان بوده‌اند. در بخش دیگری از این گزارش، تراز گردشگری ایران در سال ۲۰۱۲ میلادی، منفی و بالغ بر شش میلیارد و ۴۰۳ میلیون دلار بوده است، به این معنی که در سال ۲۰۱۲ میلادی، در مجموع گردشگران خروجی از ایران به مقاصد خارجی بیش از گردشگران ورودی به ایران، هزینه کرده‌اند. در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی تصریح شده است که در سال ۲۰۱۳ میلادی سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی ایران ۶.۱ درصد بوده است، جالب توجه اینکه ۸۱.۵ درصد از این سهم، متعلق به هزینه‌ها و مخارج گردشگران داخلی بوده و سهم گردشگران خارجی فقط به ۸.۵ درصد می‌رسیده است. در این گزارش بر اساس ارزیابی شورای جهانی سفر و گردشگری، پیش‌بینی شده است که در سال ۲۰۱۴ میلادی، میزان رشد سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی ایران به ۱۰ درصد برسد. اگر این رشد ۱۰ درصدی محقق شود، ایران جایگاه چهارم رشد سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی در جهان را به خود اختصاص خواهد داد. هنوز گزارش نهایی این شورا از تغییرات و تحولات بخش گردشگری کشورهای جهان منتشر نشده است. پیش از این مرکز آمار ایران نیز با انتشار گزارشی که دوره زمانی تابستان سال ۹۲ را مورد بررسی قرار می‌داد، اعلام کرده بود که استان گیلان مقصد نخست گردشگران داخلی در تابستان ۹۲ بوده است. پس از گیلان، استان‌های خراسان رضوی و مازندران مقاصد پرطرفدار گردشگران داخلی در تابستان ۹۲ بودند. عکس بالا مبعد گارنی در کشور ارمنستان 

زندگی زنان تحت حکومت داعش

دو زن سوری با استفاده از دوربین مخفی و به خطر انداختن زندگی‌شان از درون رقه پایتخت دولت اسلامی در شمال سوریه گزارش تازه‌ای تهیه کرده‌اند که در روزنامه اکسپرسن سوئد منتشر شده است. در این گزارش تصویری، “ام محمد” و “ام عمران” در بخش‌های مختلف شهر رفت و‌ آمد می‌کنند و گوشه‌هایی از زندگی در شهر رقه را با تمرکز بر شرایط زنان گزارش می‌دهند. در رقه، نمایش چهره زنان ممنوع است و حتی تصاویر روی کالاها در سوپرمارکت‌ها هم سانسور شده است. زنان پلیس شریعت در خیابان‌ها به دنبال زنانی می‌گردند که صورت‌شان را با برقع دو لایه نپوشانده باشند، قرض‌های ضدحاملگی و سقط جنین تنها راه جلوگیری از از سنگسار شدن زنانی است که بدون همسر باردار می‌شوند. همچنین زنان روا نیست در رقه به تنهایی از خانه بیرون بروند. این کار کاملا ممنوع است. هرکسی که از قانون پیروی نکند زندانی می‌شود و اگر خیلی بدشانس باشد به مرگ محکوم می شود؛ زنان تنها باید با همراهی یک زن دیگر یا یک مرد از خانه خارج شوند. بر اساس قوانین دولت اسلامی (داعش) زنان نباید از وسط خیابان‌ها راه بروند، نباید طوری حرکت کنند که توجه کسی را برانگیزند و بهتر است در کنار ساختمان‌ها و از گوشه‌ها عبور کنند. زنان نباید بلند حرف بزنند و نباید دست‌شان از چادر بیرون بیاید. هنگام اذان ظهر تمام مغازه‌ها باید تعطیل شوند و اگر زنی در خیابان است باید هر جایی که هست تا پایان اذان بنشیند. اگر تاکسی زنی را تنها سوار کند، هم خودش هم زن مسافر به ۳۰ ضربه شلاق محکوم می‌شوند. زنان پلیس شریعت یا حسبه، رفتار و حرکت زنان را در خیابان‌ها کنترل می‌کنند. آنها مسلح هستند و قدرت نامحدودی دارند. به گفته این زنان، ماموران زن (حسبه)، زنی را که کفش پاشنه بلند بپوشد یا لباس رنگی داشته باشد دستگیر می‌کنند اما زنان عضو داعش که از خارج به رقه آمده‌اند وضعیت بهتری دارند و سختگیری درباره لباس پوشیدن آنها هم کمتر است. همچنین زنان مامور (حسبه) خارجی، رتبه بالاتری در پلیس شریعت دارند. اغلب نیروهای داعش که از خارج آمده‌اند در مناطق مرفه شهر و در ساختمان‌های مدرن‌تر ساکن شده‌اند. این زنان می‌گویند که چیزی از زنانگی آنها باقی نمانده است. آنها در رقه شاهد صحنه‌های بسیار وحشتناکی بوده‌اند که اعدام و سلاخی انسان‌ها از جمله آنهاست. در این گزارش آنها به فواره مشهور شهر رقه اشاره می‌کنند که پیش‌تر یک جاذبه توریسیتی شهر بوده اما اکنون به یک قتلگاه تبدیل شده است. ام محمد و ام عمران می‌گوید که آنها صدها نفر را در کنار این فواره کشته‌اند و ماشین‌ها را مجبور کرده‌اند که از روی آنها رد شوند تا جایی که چیزی از آنها به جا نمانده است. ام محمد و ام عمران می‌خواهند رقه را ترک کنند، اما برای کمک به یکی از دوستان‌شان که باردار است مجبورند در رقه بمانند. دوست آنها از رابطه ای خارج از ازدواج باردار شده و نگه داشتن فرزند حاصل از این رابطه برایش ممکن نیست. اگر بچه را نگه دارد نیروهای داعش دنبال پدر بچه خواهند گشت و اگر مشخص شود که آنها ازدواج نکرده‌اند، زن را سنگسار خواهند کرد. تنها راه سقط جنین است، آن هم با داروهایی که غیرقانونی و بسیار سخت به رقه می‌رسند. سقط جنین جتما باید در خانه انجام شود چون داعش احوال همه ساکنان شهر را کنترل می‌کند. به گفته ام محمد و ام عمران، برای خروج از رقه دو راه وجود دارد: قانونی و غیرقانونی. برای اینکه کسی بتواند قانونی و با اتوبوس از رقه به دمشق برود، باید از بیمارستان و از پزشک مورد تایید داعش مجوز نیاز به خدمات درمانی در خارج از رقه بگیرد. مجوز برای بیمار و یک همراه صادر می‌شود. اغلب کسانی که از این راه موفق به خروج از رقه می‌شوند زنان و کودکان هستند. این زنان باید هنگام خروج، از زنان مامور داعش یک نقاب و برقع جدید بخرند. همچنین کسی که از رقه خارج می‌شود باید خون اهدا کند. اگر کسی قادر به اهدای خون نباشد، باید از خون کسان دیگر مایه بگذرد. جلوی بیمارستان پر از مردان بیکاری است که در ازای ۱۰۰۰ دینار خون خود را می‌فروشند. تنها در خانه است که زنان می‌توانند از لباس بلند و نقاب سیاهی که دنیا را پیش چشمان‌شان سیاه کرده خلاص شوند. آنها نه حق کار کردن دارند نه حق تحصیل. ام محمد می‌گوید: «من می‌خواهم آن طوری که می‌خواهم زندگی کنم. می‌خواهم تنها و بدون ترس از خانه بیرون بروم، بدون اینکه یکی همیشه نگهبانی‌ام را بدهد.»
چرا مردان زنان را آزار جنسی می‌دهند؟ مرثیه ای به نام طلاق در ایران افزایش مصرف کوکائین و حشیش در میان زنان ایران هشدار ابتکار؛ ایران دچار معضلات شدید زیست محیطی است زوجها ژنهایی مشابه دارند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

برای عزیزی که دیگر نیست (عرشیا)

این بار کیانا، دوست قدیمی و عزیز لادیز این قطعه لطیف را برای ما فرستاده است. ضمن تشکر از ایشان از شما نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

3 دلیل مخرب حسادت

شکی نیست اندکی حسادت بین یک زوج، طبیعی و حتی دلپذیر هم هست. بدون تردید، اکثر افراد، احساس ناخوشایندِ حسادت را تجربه کرده اند. ما حسودی می کنیم چون حس می کنیم که رابطه دوست داشتنی بین ما و عزیز ما، به یک نحوی توسط یک نفر دیگر تهدید شده است. اما افرادی هم هستند که ترس و احساس نامطلوب شان، از حد طبیعی خارج می شود و شکل مریض گونه به خود می گیرد. اما نویسنده مقاله ضمن پذیرفتن حقایق طبیعی، بخصوص در مورد تفاوت حسادت در بین زنان و مردان، معتقد است تجربه های کلینیکی خودش فرق زیادی  بین حسادت زنان و مردان ندیده است. وی معتقد است دلایل و منابع حسادت را می توان در 3 نوع دسته بندی کرد. نامطمئن بودن از خود نامطمئن بودن، عمومی ترین دلیل برای شروع یک حسادت مریض گونه است. اما در وهله اول شاید فکر کنیم این حسادت، مخصوص مردان و زنانی است که شخصیت قوی ندارند یا اعتماد به نفسِ ندارند ولی نامطمئن بودن در رابطه زناشویی، تعریف خاص خودش را دارد. برای مثال افراد بیش از حد حسود و نامطمئن از خود، می توانند همزمان مدیر یک شرکت موفق باشند یا جایگاه اجتماعی و علمی قدرتمندی داشته باشند و عملا افراد ضعیف النفسی نباشند. ولی وقتی به شریک زندگی می رسند به شکل اسفناک و ذلیل شونده ای، به دام حسادت می افتند. وسواس فکری افراد زیادی در کلینیک های رفتار درمانی دیده شده اند که در همه رابطه های شان، حسادت با قدرت تمام حضور داشته است. اینگونه افراد به نظر می رسد مغزشان مدام در حال اضافه کاری است و بی دلیل خطرها و ترس ها و بهانه های پیدا می کنند که در باره آنها به شکل وسواس گونه ای بیندیشند و اما و اگر  بی انتها ایجاد کنند. بیشترین چیزی که هویت منطقی شان را در هم می ریزد شک و تردید و نامشخص بودن اتفاقات است. آنها باید از همه رفت و آمدها و گفتگوها سر در بیاورند. دیر کردن شریک زندگی شان باید جواب داشته باشد و برای همین ذهن وسواسی شان بدون توقف، دلایل منفی و بد تخیل می کند. با خیالات و بدبینی ها می خواهند به هر شکل ممکن، از تشویش ناشی از تردید و ندانستن جزئیات، رهایی یابند . داشتن شخصیت متوهم اغلب حسودانی که به مراکز درمانی مراجعه می کنند و حسادت شان ابعاد غیرقابل کنترل دارد کسانی هستند که به طور کلی از زاویه «توهم» با زندگی روبرو می شوند. این نوع افراد حسود، توهم شان دردسرهای زیادی فراهم می کند که درصد به هم خوردن زندگی زناشوی شان را بالا می برد. این گروه از افراد متوهم، به دیگران اعتماد ندارند و معتقدند که همه به فکر آسیب رساندن به آنها هستند. احساس مظلوم بودن می کنند و خود را قربانی دسایس دیگران می بینند. به نظر آنها، همیشه کسانی هستند که اهداف و حتی زندگی زناشویی شان را می خواهند به هم بزنند. توهم این افراد اشکال گوناگون دارد و مدام خود را در معرض صدمات دیگران، بی مهری و خواستنی نبودن می بینند. دیگران همیشه مقصر همه اتفاقات و شکست ها و کم آوردن های شان هستند. این نوع حسودان باور دارند که شریک زندگی شان مشغول خیانت است و هیچ نوع دلیل و منطقی را که مغایر توهمات شان است نمی پذیرند. همه افراد حسود و متوهم، در برابر این سئوال که چه مدرکی برای این حس خود دارید حتما دلایل کافی ردیف می کنند. از نظر حسودان متوهم، اصلا قرار نیست خیانت شریک شان دروغ باشد. برای آنها این امر بدیهی است و مدارک و دلایلی که می آورند از ادامه و تکرار خیانت همسر شان است. البته مواردی نیز وجود دارد که حسادت می تواند یک احساس منطقی باشد. تجربه مشخص در کلینیک های مشاوره زناشویی نشان داده است اگر افراد برای اولین بار حسادت و احتمال خیانت را در شریک زندگی شان حدس زده اند بعید نیست به طور غریزی و کمابیش منطقی نگرانی شان پایه و اساس داشته باشد. برای همین هم برای افرادی که احساس حسادت می کنند و چه آنانی که از طرف فرد حسود مورد شک و تردید قرار می گیرند لازم است به تاثیرات 3 احساس مخرب، دقت کنند. در ضمن متوجه باشند که ایا ابراز حسادت، اتفاقی تازه است یا فرد حسود سابقه این رفتار را از قبل هم داشته است.  
زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم دختران ایرانی سالانه بیش از 10 تریلیون تومان هزینه استفاده از لوازم آرایش می نماییند مسله خیانت از زاویه دیگر نامه عاشقانه زنی به همسرش در جنگ جهانی دوم بعد از ۷۲ سال به صاحبش رسید می خواهم قد بلندی داشته باشم

زنان حادثه

فرشتگان نجات

خرید اسلحه در ایالات متحده آمریکا یک امر بسیار پیش پا افتاده، قانونی و ساده است. کافیست سری به 5000 مغازه اسلحه فروشی در سراسر کشور شوید و با یک خمپاره انداز بیرون بیایید. نه یک اسلحه کوچک جیبی بلکه با یک خمپاره انداز یا یک مسلسل از نمونه مسلسلهایی که در ارتشهای مختلف جهان استفاده میگردد. خود آمریکاییها به دو دسته تقسیم میشوند کسانی که موافق ادامه این قانون هستند و کسانی که مخالف اند. دلیل موافقان این قانون اینست که تجارت اسلحه در آمریکا از آغاز تشکیل این کشور 200 ساله آزاد بوده است و بنابراین باید چنین نیز باشد. همچنین آمریکا کشوریست با وسعت زیاد کلانتریها و نیروی پلیس کم بنابراین مردم باید حق داشتن اسلحه برای دفاع از خود را داشته باشند. همچنین استدلال آنان اینست که در طول سال تعداد بیشتری با سلاح سرد کشته میشوند بنابراین چرا چاقوها را از مغازه های لوازم خانگی جمع نمی کنید؟ ما در اینجا سعی به قضاوت درباره درستی این استدلالها را نداریم، هر کشوری قوانین خاص مربوط به خود را دارد. احتمالا همه ما در جریان واقعه دلخراش مدرسه ابتدایی شهر نیو تاون در ایالت کانکتیکات آمریکا قرار گرفته ایم. آدام لندزا جوان گوشه گیر و غصبی 23 ساله در یک روز عادی با نیم دوجین اسلحه به مدرسه محل کار مادرش میرود، ابتدا مادر خود و سپس 25 انسان بیگناه دیگر را میکشد و سپس خودکشی می نماید. در میان کشته شدگان 20 کودک 6 تا 8 ساله به چشم می خورند. دلیل این شورش بی دلیل هنوز معلوم نیست. تیراندازی بی دلیل به قربانیان برای دفعه اول اتفاق نیفتاده است کشتارهایی اینچنینی در سراسر سال در آمریکا اتفاق می افتد اما سابقه نداشته جوانی 23 ساله بدون هیچگونه سو پیشینه دست به انجام همچین جنایتی، کشتار کودکان زیر دهسال زده باشد. اگر آدام لندزا شیطان صفت در سوی تاریک این داستان قرار گرفته است در سوی دیگر این داستان اما معلمانی جوان قرار داشته اند که جانشان را برای نجات شاگردانشان بخطر انداخته اند. ماری جیکوبز کتابدار کتابخانه مدرسه وقتی صدای تیر اندازی شنید تمامی 18 کودکی که در کتابخانه بودند را سریعا به دفتر اداری کتابخانه انتقال داد و کمد بزرگی را به پشت در دفتر قرار داد وتا آمدن نیروی پلیس کمد را جابجا ننمود. ماری میگوید من شنیدم که او وارد کتابخانه شدو چون فکر میکردم که همگی ما لحظات آخر عمرمان را میگذرانیم بچه ها را بدور خود جمع نمودم و به آنها گفتم که چقدر عاشق تک تک آنان هستم، فکر کردم اگر مادرانشان اکنون پیش آنان بودند احتمالا همین حرفها را به آنان می زدند. پلیس میگوید اگر ماری کمی تعلل می نمود همگی کودکان کشته میشدند. اما سرنوشت ویکی لی سوتوی 27 ساله، معلم کلاس اولی ها طور دیگری رقم خورد. او هنگامی که صدای شلیک گلوله ها را شنید همگی بچه ها را در کمد جالباسی کلاس جا داد و هنگامی که قاتل وارد کلاس او شد و پرسید بچه ها کجا هستند او جواب داد: در سالن ورزش مدرسه، قاتل با شلیک تیری به او، او را جا بجا بقتل رساند. هنگامی که پلیس وارد کلاس وی شد شاگردانش بروی زمین در کنار جسد بیجان او حلقه زده بودند. مواردی اینچنینی از زنانی معمولی که در لحظاتی سخت تبدیل به فرشتگانی واقعی در دنیای تلخ کنونی ما میگردند و جان انسانها را نجات میبخشند کم نیستند، یک نمونه آنرا چندی پیش در کشور خودمان در زلزله اخیر ورزقان شاهد بودیم. گلین خانم یا همان گلی سعادتی از اهالی روستای چای کندی ورزقان. او دقایقی پس از زلزله توانسته به تنهایی دقایقی ۶ نفر را از زیر آوار بیرون بکشد که 4 نفر از آنها زنده مانده اند. او می گوید: "پسر کوچکم کنار دستم نشسته بود و داشتم در تنور نان می پختم که زمین به شدت لرزید ، مادر شوهرم که در ایوان طبقه دوم خانه کاه گلیمان نشسته بود با فروریختن خانه مان زیر آوار مانده بود بعد از اینکه پسر کوچکم را در محوطه باز قرار دادم، اولین نفری که از زیر آوار بیرون کشیدم مادر شوهر پیرم بود. در روستا بلوایی به پا شده بود و هر کس به طرفی می دوید ، یکی گریه می کرد یکی به سرش می کوبید. اولین کسانی که به ذهنم رسید پیرمرد و پیرزن پیری بود که همسایه مان بودند، وقتی وارد ویرانه خانه شان شدم پیرزن بین دو تیرک گیر کرده و مانده بود ، به خانه ویران شده اش زل زده بود و در حالیکه سر و رویش را گرد و خاک گرفته بود، به آرامی کمک می خواست و پیرمرد هم فقط کاسه سرش از زیر تل آوار معلوم بود ، بعد از اینکه پیرزن را بیرون آوردم با دستهایم خاک ها را پس زدم و مرد را به حیاط کشیدم ، خاک ها را از دهانش بیرون آوردم و راه نفسش را باز کردم، همین که به کوچه آمدم بچه های همسایه دیگرمان را دیدم که فریاد زنان برای مادر شان که زیر آوار مانده کمک می خواهند، به داخل خانه آنها دویدم ، اما خانه زیر و رو شده بود و جز تلی از خاک نبود، به این طرف و آن طرف می دویدم که از زیر پایم فریاد کمک "یوسف " پسر همسایه مان را شنیدم که گفت " خاله گلی " ما اینجاییم با مادرم ، کمکمان کن ، خاک ها را کنار زدم و پسر را زنده بیرون آوردم ، اما مادرش را که بیرون کشیدم و راه نفسش را باز کردم دیدم نفس ندارد و متاسفانه فوت کرده بود ، یک نفر را هم بعدا از زیر آوار بیرون کشیدم که او نیز متاسفانه فوت شده بود. آیا ما آمادگی ذهنی لازم برای تبدیل شدن به چنین ابر زنهایی که جان انسانها را در پیچهای حساس زندگی نجات میدهند، را داریم؟   عکس متعلق به ویکی لی سوتو، معلم کشته شده مدرسه سندی است.

ادل، خواننده مشهور بریتانیایی: من حالا متاهل هستم

ادل، خواننده بریتانیایی بعد از ماه‌ها انتشار شایعات مختلف در رسانه‌ها، تایید کرد که با سایمون کانکی، پدر فرزندش، ازدواج کرده است. او در کنسرتی در بریزبن استرالیا مشغول اجرای زنده بود و درباره ترانه \"یک نفر مثل تو\" صحبت می کرد که ناگهان گفت \"من حالا متاهل هستم.\" قبلا به طور غیررسمی شایعه شده بود که این زوج با هم ازدواج کرده‌اند و حتی گفته شد که در مراسم دریافت جایزه گرمی از شریکش به عنوان \"همسر\" یاد کرده است. ادل و سایمون یک پسر چهار ساله دارند که نامش آنجلو اس ویدیویی که او در آن اعلام می کند ازدواج کرده، بارها در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده است. ترانه \"یک نفر مثل تو\" درباره تجربه شکست عشقی و مضمون آن این است: مهم نیست، بالاخره یکی مثل تو پیدا می‌کنم هرچند برای تو بهترین‌ها را آرزو می‌کنم. ادل در کنسرت بریزبن استرالیا می‌گوید \"همان‌قدر که تجربه قطع یک رابطه عاشقانه می‌تواند، تلخ و وحشتناک و آشفته‌کننده باشد، تجربه عاشق شدن هم بهترین احساس روی زمین است و من به این حس معتادم.\" او اضافه کرده که به هر حال نمی‌تواند درگیر آن احساسات شود، چون حالا ازدواج کرده است: \"آدم بعدی‌‌ام را پیدا کرده‌ام.\" گفته می‌شود که این زوج در خانه ده میلیون دلاری خود در لس آنجلس آمریکا دور از هیاهوی رسانه‌ها ازدواج کرده‌اند.
دختران شایسته جهان ازکجا می آیند گلشیفته و سندرم بریژیت باردو زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد چراغهای رابطه تاریک اند مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی

حقوق زنان

«زن ذليل» واژه‌اي ضد زن

مردسالاری اگر چه به صورت عینی در جامعه دیده نمی شود اما روح این نگاه در ابعاد جامعه ایرانی جریان دارد. نگاهی که زنان را از بسیاری فرصت های پیش رویشان بازداشته است. زنان در جامعه ایرانی در بسیاری از فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شرکت می کنند اما فرصت برابر با مردان ندارند و نمی‌توانند آن گونه که باید و شاید از این مشارکت بهره ببرند. دکتر «کوروش محمدی»جامعه شناس و  رئیس مرکز آسیب شناسی ایران معتقد است تا زمانی که جامعه ما درگیر نگرش های سنتی و مردسالارانه است نمی توان انتظار تحولی در حوزه زنان و در خور شأن آنان  را داشت. ادامه گفت و گوي «قانون» با دكتر محمدي را در ادامه مي خوانيد: به لحاظ آسيب شناسي شرایط زنان در جامعه ما چگونه و آیا این وضعیت متناسب با جایگاه واقعی زنان ایرانی است؟در سال های اخیر در جامعه در رابطه با زنان تحولات خوبی را شاهد بوده ایم اما این به هیچ وجه به منزله این نیست که در این حوزه به اهداف کامل رسیده ایم. زنان ما فرصت های برابر با مردان ندارند چرا که جامعه ما درگیر نگرش های ذاتی و سنتی خود است. سبقه جامعه ما فرآیند مردسالارانه دارد و آثار این روند و نگاه مردسالارانه همچنان در جامعه ما باقی است برای همین وقتی در جایی  حرکتی در جهت به جلو راندن حضور زنان و مسائل آنها صورت می گیرد خواه ناخواه این حرکت در ذات خودش ناقص است. در عرصه های اجتماعی و سیاسی نیز فرصت ها برابر تقسیم نشده است. مصداق بارز این موضوع حضور زنان در مجلس شورای اسلامی است. هر چند که اکنون و در مجلس دهم تعداد زنان افزایش یافته و این مساله نسبت به ادوار گذشته حرکت رو به جلویی محسوب می شود اما باز هم  با شرایط عالی و مطلوبی که برای زنان در نظر است، فاصله دارد. در نظام کارفرمایی و کارگزاری هم زنان پایین تر از مردان در نظر گرفته می شوند؛ نگاه به زنان نگاه ابزاری است و حق و حقوق شان به درستی پرداخت نمی شود در حالی که این نوع نگاه نسبت به مردان وجود ندارد. نگاهی که در انظار عمومی نسبت به زن وجود دارد  نگاه سطح پایین است به عنوان مثال زنان حتی در رفت و آمد  و تردد با محدودیت مواجه هستند؛ هنوز تصدی یا حضور زنان را برای تعدادی از مشاغل باور نداریم. این افکار و اندیشه ها نزد خود زنان موثر واقع و باعث شده زنان برای حل مسائل شان پا پیش نگذاشته و کوتاه بیایند.  چرا چنین تفکری نسبت به زنان در جامعه وجود دارد؟ جامعه ما متاسفانه براساس باور قدیمی هنوز زن را جنس ضعیف می داند و ضعیفه را در ادامه این روند تقویت می کند و تفکری سبک نسبت به زنان دارد. نگاه مردسالارانه در همه جامعه ما سایه افکنده و این باعث شده همه مسائل با معیارهای مردانه سنجیده شود.ما یک روز از کلماتی مانند «زن ذلیل» استفاده می کنیم و با بیان این کلمه می خواهیم بگوییم زنان در مدیریت خانواده برتر هستند اما روز دیگر او را صرفا برطرف کننده نیاز جنسی می دانیم. گاهی می گوییم زن در مدیریت خانواده برتر است و او را سالار می دانیم اما وقتی همین سالار به مرز طلاق می رسد بیشترین آسیب را می بیند. همیشه می گوییم زن و مرد هردو پنجاه- پنجاه هستند اما وقتی  اختلافی میان شان می افتد بیشترین آسیب برای زن است. این همان نگاه ابزاری به زن است؛ قانون و ساختار اجتماعی مسئول کنترل نگاه اجتماعی است که همچنان روی جنس زن وجود دارد و نگاه ضعیف به زن را ترویج کرده است. بیشترین محدودیت در خانواده شامل دختر بچه ها است؛ اینجا نرو، این جوری حرف بزن  و موضوعاتی شبیه اینها که محدودیت های غیرمنطقی را تقویت می کند. متاسفانه آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد موثر، محدودیت های تربیتی را برای دختربچه ها بیشتر کرده است. چگونه می توان جایگاه واقعی زن را برای چنین جامعه ای به درستی تبیین کرد؟به نظرم باید در چند جهت کار کنیم. مهم ترین کار ترمیم نگرش جامعه است. برای تغییر این نگرش باید از سنین پایین شروع کنیم و از درون خانواده ها. برای تغییر وضعیت باید از نهادهای اجتماعی مثل خانواده، رسانه، تریبون های رسمی یعنی رسانه‌ها و آموزش و پرورش کمک بگیریم. به جای ایجاد محدودیت ها، تقویت آن و ترس های غیرمنطقی، زنان را قوی کنیم  و به دل جامعه بفرستیم.باید نگاه‌ها در حوزه زنان و به ویژه اشتغال و مدیریت ها تغییر کند و عدالت در تقسیم تصدی های مدیریتی برقرار شود.همین موضوع درباره قوانین نیز صادق است. قوانین ما برگرفته از دین و شریعت اسلام است .با توجه به همان قانون و شریعت می توان نگاه جدیدی به قوانین داشت تا زنان از حقوق متناسب با شأن خود برخوردار باشند. نقش رسانه ها در این میان چیست؟ به نظر شما رسانه های ما توانسته اند بازنمایی درستی از زن و جایگاه او داشته باشند؟رسانه ها مسئول تغییر نگرش یا کنترل و هدایت افکار عمومی یک جامعه هستند اما رسانه های ما تحت تاثیر باورها و نگرش های تاریخی و سنتی نسبت به زنان بوده اند؛ اگر نگرش منفی داریم و می‌بینیم همچنان  اين نگرش باقی مانده یعنی اینکه رسانه‌های ما درست عمل نکرده اند. تا چندین سال پیش زنان اجازه درس خواندن نداشتند. هنوز ریشه‌های همان تفکر باقی است  و این تفکرات در رسانه ها هم وجود دارد. رسانه را افرادی می‌گردانند که در همین آموزش و پرورش تحصیل کرده‌اند و با این نوع تفکرات انس دارند.در بسیاری از حوادثی که در جامعه صورت می گیرد  رسانه ها تنها صفحه حوادث خود را پر کرده اند و شاهد نبودیم  که به آسیب شناسی این موضوعات و اینکه چرا زنان آسیب می بینند بپردازند، شاید موارد انگشت‌شماری بوده که به آسیب شناسی پرداخته اند اما به دلیل همین انگشت شمار بودن تاثیر چندانی هم در جامعه نداشته است.متاسفانه رسانه  تاثیرگذاری مثل  تلویزیون نیز در این زمینه به درستی عمل نکرده است. برای همین فضا در دست رسانه های بیرونی و ماهواره افتاده که زن را عاملی برای خیانت نشان می دهند که این ظلم به زنان است. رسانه ها باید براساس تغییر مدل، تفکر جامعه را پیش ببرند. اگر می خواهیم نگاه به زنان را تغییر دهیم نیاز داریم رسانه ها در کنار سایر نهادهای اجتماعی قرار بگیرند. در اين ميان برگزاري جشنواره هاي رسانه‌اي در حوزه زن مي تواند در شناخت بهتر و بيشتر زنان موثر باشد البته به شرطی که فضای آن رفع تکلیفی نباشد. اینکه رسانه ها و خبرنگاران را جمع کنیم و بگوییم زنان خوبند و کف بزنیم کافی نیست. این دیدگاه ها در کتاب ها وجود دارد و بزرگان نیز درباره‌اش گفته اند و همه هم می دانند. مهم این است که گفته ها جنبه کاربردی داشته باشد و در روزهای بعد جشنواره نمود و اثر آن را در جامعه ببینیم. اگر جشنواره  درست تعریف شود می توان گفت موثر است  و فضا را تغییر می دهد و می تواند زنان را به منزلت حقیقی خود برساند.

مردان ما بخوانند، رضایت حلقه گم شده روابط جنسی

دانشکده حقوق دانشگاه میشیگان، در مقاله‌ای که در ژورنال حقوقی ماه پیش منتشر کرده است، رضایت جنسی را از دیدگاه حقوقی این گونه تعریف کرده است: «توافق صریح و بدون ابهام دو طرف به برقراری رابطه جنسی به صورتی که طرفین مفهوم و معنای آن توافق را درک کرده باشند.» در چند سطر پیش رو می‌خواهیم بدانیم رضایت جنسی به چه معناست؟ رابطه تجاوز در بستر زناشویی با رضایت جنسی چیست؟ رویکرد کشورهای جهان و ایران به این موضوع چگونه است؟ چند نکته درباره رضایت -رضایت جنسی ممکن است در هر نقطه از رابطه زناشویی و یا دوستی از سوی یکی از طرفین پس گرفته شود. -رضایت جنسی باید کاملا داوطلبانه باشد. به عبارت دیگر رضایت به شروع رابطه جنسی در صورتی به شرط انجام عمل دیگری از سوی مرد مقید شده باشد، واقعی و حقوقی نیست.  -توافق به شروع رابطه جنسی نباید تحت تاثیر عواملی مانند فشار روانی، احساسی، جسمی، مالی، تهدید، اجبار و ترس باشد. -رضایت قبلی به روابط جنسی به معنای رضایت در برقراری روابط جنسی در آینده نیست. -همه ما باید درباره رضایت طرف مقابل قبل از هر بار روابط جنسی احساس مسئولیت کنیم. این احساس مسئولیت بدین معنی است که اگر مطمئن نیستیم طرف مقابل به برقراری رابطه راضی است یا نه، قبل از آغاز رابطه جنسی درباره احساسش از او سئوال کنیم. سکوت علامت رضایت نیست موقعیت‌های زیر لزوما به مفهوم رضایت جنسی طرف مقابل نیست: -رفتار و حرکات بدن، ظاهر فرد، نحوه لبخند زدن و طرز لباس پوشیدن -قرار دو نفره و یا وجود روابط جنسی در روزها، ماه‌ها و یا سال‌های قبل -ازدواج رسمی و یا غیر رسمی( بسیاری از تجاوزها در بستر زناشویی رخ می‌دهد و تجاوز در بستر زناشویی به جدیت و اهمیت تجاوز افراد مجرد تلقی می‌شود.) -سکوت، عدم مقاومت، عدم تحرک و یا انفعال (پس از آغاز رابطه جنسی، سکوت و یا عدم پاسخ طرف مقابل به معنای رضایت او نیست.) -ناتوانی (افرادی که تحت تاثیر الکل و یا مواد مخدر هستند، در حقیقت ناتوان از ابراز رضایت هستند. مصرف الکل معمولا سلاحی برای وانمود کردن رضایت طرف مقابل برای خشونت‌گر است.) تجاوز در بستر زناشویی نکته این جاست که در صورتی که زن مایل به برقراری رابطه جنسی با همسرش نباشد و مرد بدون توجه به رضایت او با او تماس برقرار کند، تجاوز در بستر زناشویی رخ می‌دهد. تجاوز در بستر زناشویی در حقیقت علاوه بر این که آسیب‌های اساسی و جدی به جسم زن وارد می‌کند، روح و روان او را نیز فلج کرده و همین موضوع سلامت خانواده را نیز به خطر می‌اندازد. جرم‌انگاری در ایران قانون مدنی و کیفری ایران نه تنها هیچ اشاره‌ای به تجاوز در بستر زناشویی نکرده است، بلکه بر عکس، عدم رضایت زن در برقراری رابطه جنسی را منشا تخلف زن دانسته است. قانون مدنی ایران در صورتی که زن مایل به برقراری رابطه جنسی نباشد، ضمانت اجراهای سنگینی بر تصمیم او بار کرده است. اولین ضمانت اجرای قانون مدنی، عدم پرداخت نفقه از سوی شوهر است. به عبارت دیگر در صورتی که زن از برقراری رابطه جنسی با شوهر سر باز زند، شوهر نیز می‌تواند وظیفه مالی خود را در قبال زن  انجام ندهد. دومین ضمانت‌ اجرای عدم تمکین زن، امکان طرح دعوای الزام به تمکین است. با این‌که تنها ضمانت اجرایی صریح قانون مدنی همان عدم استحقاق نفقه است، با این وجود، رویه عملی دادگاه‌ها چنین است که دعوای الزام به تمکین را می‌پذیرند و زوجه را محکوم به تمکین می‌کنند. جالب این‌جاست که رویه عملی برخی از دادگاه‌ها نشان داده است در مواردی که امکان الزام زن به تمکین و برقراری رابطه جنسی فراهم نیست، اجازه ازدواج دوم به مرد می‌دهند. عدم استحقاق اجرت‌المثل سومین ضمانت اجرای عدم رضایت در برقراری رابطه جنسی از سوی زن است زیرا شرط دریافت اجرت‌المثل، عدم خطای زوجه تلقی می‌شود و به نظر حقوقدانان عدم تمکین، مصداق بارزی از خطا در انجام وظایف زوجیت است. به عبارت دیگر پس از طلاق، در صورت درخواست زن مبنی بر مطالبه حق‌الزحمه کارهایی که شرعا به عهده او نبوده است، دادگاه نسبت به تامین خواسته او اقدام می‌کند. این در حالی است که در صورتی که زن راضی به ادامه رابطه جنسی با همسرش نبوده باشد، پس از جدایی نیز مستحق دریافت اجرت‌المثل نیست. جرم‌انگاری در جامعه جهانی تا قبل از تصویب اعلامیه منع خشونت علیه زنان از سوی مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۹، تمام  ایالت‌های آمریکا و درصد زیادی از کشورهای اروپایی و استرالیا تجاوز در بستر زناشویی را جرم‌انگاری کرده و برای آن ضمانت اجرایی مقرر کرد. اعلامیه منع خشونت علیه زنان و به دنبال آن اعلام روز 25 نوامبر به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان و فعالیت سازمان‌ها و دولت‌های مختلف در جهانی کردن این حرکت باعث شد تا دبیر کل سازمان ملل در سال ۲۰۰۶ خبر از پیگرد قانونی تجاوز در بستر زناشویی در ۱۰۴ کشور جهان دهد. کشور لهستان اولین کشوری است که تجاوز در بستر زناشویی را در سال ۱۹۳۲ جرم‌انگاری کرده است و مجازات سنگینی از جمله حبس ابد برای آن در نظر گرفته است.  به دنبال لهستان، چک، دانمارک، سوئد و نروژ هر کدام به فاصله پنج سال این موضوع را جرم‌انگاری کرده‌اند. این در حالی است که داکوتای جنوبی اولین ایالت آمریکایی است که در سال ۱۹۷۵ تجاوز در بستر زناشویی را جرم اعلام کرده است. مجازات این جرم در ایالت‌های آمریکا از جریمه ده هزار دلاری تا بیست سال زندان و یا هر دو وجود دارد. این در حالی است که تجاوز در بستر زناشویی هنوز در بسیاری از کشورها مانند، افغانستان، پاکستان، هند، چین، عربستان سعودی و بسیاری از کشورهای آفریقایی شمالی و شرقی و خاورمیانه به عنوان جرم شناخته نشده است. آمار چه می‌گوید؟ موسسه تحقیقات سلامت در سال گذشته اعلام کرد که تا به حال تنها دو پژوهش آماری در مورد تجاوز در بستر زناشویی صورت گرفته است. این سازمان معتقد است آمار تجاوز در بستر زناشویی یکی از پنهان‌ترین موضوعات آماری در سراسر جهان است. همین سازمان آمار تجاوز در بستر زناشویی در سال ۲۰۱۵ را این گونه به تصویر کشیده است: سی درصد از آمار تجاوز به بزرگسالان در آمریکا توسط همسر رسمی، غیر رسمی، شریک جنسی و یا دوست پسر انجام شده است.  ۹ درصد از تجاوزهای گزارش شده توسط همسر و یا همسر قبلی زن صورت گرفته است. زمانی که رابطه طرفین تحت تاثیر خشونت خانگی قرار دارد، احتمال تجاوز در بستر زناشویی تا هفتاد درصد افزایش پیدا می‌کند. تنها شانزده درصد از قربانیان تجاوز در بستر زناشویی، موضوع را به مقامات محلی گزارش داده‌‌اند. زنان مذهبی و یا دارای پیشینه مذهبی بیشتر از زنان دیگر قربانی تجاوز می‌شوند، چرا که از برچسب گناهکار بودن می‌ترسند و یا احتمال می‌دهند همسرانشان زن دیگری اختیار کند.  ۶۵ درصد از زنانی که تجربه محدودی از رابطه جنسی قبل از ازدواج دارند و یا افرادی که تجربه‌ای ندارند، فکر می‌کنند تجاوز در بستر زناشویی موضوعی معمولی است و آن را گزارش نمی‌کنند.  ۳۵ درصد از قربانیان تجاوز در بستر زناشویی قربانی انواع دیگری از خشونت خانگی نیز بوده‌اند. ۶۹ درصد از زنانی که همسرانشان به آن‌ها تجاوز می‌کنند، بیشتر از یک بار قربانی تجاوز در بستر زناشویی توسط همان فرد شده‌اند.  پنج درصد از زنانی که تجاوز در بستر زناشویی را اعلام کرده‌اند، گزارش کرده‌اند که فرزندانشان را نیز به اجبار همسرشان در رابطه جنسی داخل کرده‌اند.  هجده درصد از قربانیان اعلام کرده‌اند که فرزندانشان نیز شاهد تجاوز بوده‌اند. نکته دردناک این‌جاست که درصد بسیاری از مردم هنوز به تجاوز در بستر زناشویی معتقد نیستند و باور دارند که سکوت در مقابل خشونت‌گر نشانه همسر خوبی بودن است. حقیقت اما این است که تجاوز در بستر زناشویی یکی از انواع مهم خشونت خانگی و هم وزن تجاوز به عنف است. با وجود این که سازمان‌های اجتماعی و جهانی مختلف تمرکز خود را روی این موضوع قرار داده‌اند و سعی کرده‌اند سطح آگاهی عمومی مردم جهان را افرایش دهند، آمارها حاکی از این است که تنها درصد بسیار کمی از زنان، تجاوز در بستر زناشویی را به مقامات محلی گزارش می‌دهند. گروهی از روانشناسان معتقدند تجاوز در بستر زناشویی بیشتر از این که با هدف لذت جنسی باشد، به قصد نشان دادن قدرت و کنترل انجام می‌شود. تحقیقات همین موسسه نشان داده است دو سوم آمار تجاوز جنسی مربوط به روزهای آخر قبل از وقوع طلاق و یا جدایی همسران است.
پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد هیچ معلمی حق تنبیه ندارد چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟ ازدواج! نه به هر قیمتی ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران