1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

نمی دانم شما هم همچین حسی داشتید یا نه. من همه عمرم منتظر یك اتفاق بزرگ بودم. همیشه فكر می كردم یك اتفاقی پیش می آید كه زندگی مرا از این رو به آن رو می كند. آن وقت همه پیشامد های زندگیم را با آن اتفاق بزرگی كه نمی دانستم چی هست می سنجیدم.

سالهای عمرم را برای رسیدن این رویداد مهم زندگیم منتظر ماندم. فقط این انتظار با بقیه انتظارها یك تفاوت مهم داشت و آن این كه این انتظار، تلخ نبود.

گاهی فكر می كردم این اتفاق رفتن به دانشگاه می تواند باشد و وقتی رفتم، دیدم نه این نیست. گاهی فكر كردم ازدواج شاید باشد، این یكی را نمی دانم.

اما می دانم یك جایی مسیر زندگی ناگهان تغییر می كند. سالها گذشته است. راستش را بگویم دیگر منتظر نیستم. انتظارم كمرنگ شده است، نه این كه دلم اتفاق نخواهد، می خواهد. اما دیگر انتظارش را نمی كشم. هر وقت آمد قدمش روی چشمم.

همه عمرم هر جا كه ایستاده بودم به آینده نگاه می كردم. حالا كاری ندارم آینده می آید یا نه. اتفاق همین روزهایی است كه دارم از دست می دهم.

هر چه پشت سرم را نگاه می كنم چیزهایی را می بینم كه از دست داده ام به خاطر آینده. آینده ای كه قرار است روی همین روزهای امروزم ساخته شود.

اما یك اعتراف كنم؟ با همه این حرفها و اینكه حواسم به این روزها هست اما باید بگویم هنوز هم ته دلم فكر می كنم یك روزی یك اتفاق بزرگ می افتد كه مسیر زندگی ام را تغییر می دهد.

دیدگاه‌ها  

-2 # maryam 1390-07-30 14:24
sepide jounam fekr konam hamamun sare karim.. hich etefaghi gharar nist bofte
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ti ti 1390-07-30 14:40
kheili ghashang bod.vaghan hamamon injoory hastim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سیما 1390-07-30 14:41
منم فکر کنم دل خوش کنیه خودمون باشه.. هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته. فقط زمان حال رو باید دوست داشت. همین.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # !!!S!!! 1390-08-01 01:08
دوستای عزیز من فکر کنم واقعیت داشته باشه آدم تو زندگی هرچیزی رو که باور داشته باشه که میتونه بهش برسه بلاخره یه روز بهش میرسه همیشه اگه به خودم امیدواری بدیم باعث تقویت اعتماد به نفس و تحقق آرزوهامون میشه منم همیشه منتظر این اتفاق بزرگ تو زندگیم هستم و باور دارم که یه روز بلاخره این اتفاق رخ میده مطمئنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ASAL 1390-08-01 17:17
vayyy harfat be del neshast sepideh jun!makhsusan in 2khat...



همه عمرم هر جا كه ایستاده بودم به آینده نگاه می كردم. حالا كاری ندارم آینده می آید یا نه. اتفاق همین روزهایی است كه دارم از دست می دهم.

هر چه پشت سرم را نگاه می كنم چیزهایی را می بینم كه از دست داده ام به خاطر آینده. آینده ای كه قرار است روی همین روزهای امروزم ساخته شود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # ti ti 1390-08-04 11:33
من نمي فهمم اين نوشته هارو لايديز از كجا مياره ؟واقعاً سطح دانش نويسندگي پاييني داره اين متن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # م.ض 1390-08-06 17:18
^اینکه سبک نگارش یک نویسنده متفاوته ، دلیل بر پایین بودن سطح دانش نمیشه!
----------------------
تا جایی که یادم میاد همیشه امیدم به اینده بوده ، زندگی رو هم تو اینده میدیدم و هنوز هم می بینم ، درست یا نادرستش رو نمیدونم .
ولی یک حسی میگه میشه! واسه همین زندگی کردن اسون تر میشه...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Ali 1390-08-06 20:30
Taghriban Khob bod,ba titi movafegham
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-10 22:47
lمن به این اعتقاد دارم که به هرچی که بخوای فکر کنی وفکر کنی بهش میرسی-چون واسه خودم اتفاق افتاده...و اینکه فکرمیکنم این خاصیت جوونیه که هر لحظه منتظر یک اتفاق بزرگ هستی...خیلی شیرینه!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # fateme 1390-08-22 15:28
omadim etefagh nayoftd bed chi . bikhial zehneto mashgho nakonl
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-10-09 20:22
وقتی ا ادمهای بزرگی که در زندگیشون موفقیتهای خوبی کسب کرده بودند ومسیر زندگیشون بقول شما یکم فرق داشت صحبت وبرخورد میکردم متوجه شدم کلید طلاییشون اینه که فقط به لحظه ای که توش قرار گرفتن فکر میکنن
انگار که دار وندارشون همین لحظست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

عاشقانه های باران

این ستون، از این پس تنها به شما عزیزانی تعلق دارد که مطالب خود را برای لادیز نگار ارسال می کنید. گروه لادیز افتخار دارد، اولین تجربه لادیزنگار را به همراه خوش ذوق مان، اشک مهتاب اختصاص دهد. با تشکر از اشک مهتاب، از شما دوستان خوب دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.

...آنچنانکه تو هستی

شاید خداوند دوست داشت به تماشای لحظه با شکوه آفرینش بنشیند که تو را آفرید تا هر بار که زندگی از وجود تو جاری میشود دوباره زمزمه کند " فتبارک الله احسن الخالقین". تمامش این نیست، به باور من خدا میخواست آیینه ای بسازد تا عشق را که ذراتی از روح الهی خودش بود، جلوه گر شود، آنوقت بود که تو را آفرید. میخواست بگوید انسانی که برای فرشته هایش از او قصه ها گفته به واقع چگونه است، میخواست شمه ای از آنچه میدانست و فرشتگانش نمیدانستند به تصویر بکشد که تورا آفرید. گمان میکنم خداوند میخواست سنگ محکی بسازد برای سنجیدن محبت که هر دوست داشتنی را به معیار آن بسنجد که تو را آفرید. تو... که مادری و آمال همه مومنان تاریخ ، بهشت خشنودی پروردگار، زیر پای توست. تو، که مادری و خداوند به تماشای امتداد آفرینش از هستی تو نشسته و بزرگترین عشق ها را به تو داده و به آفریدن تو پیش تمام فرشته هایش میبالد. تو که دستانت بوی نور میدهد و سجاده ات همانجایی است که از مسیرش میشود به بهشت رفت و قلبت آتشفشان عشق است. عشق، خود تو هستی که بی بهانه ترین عشق ها، بی چشم داشت ترین دلواپسی ها و بی توقع ترین از خودگذشتگی ها تنها از تو سرچشمه میگرد. کاش یادم بدهی چگونه میشود مادر بود آن همه که تو هستی.
مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد من از تو خشمگین نمی شوم خدایا دست ات را از گلویم بردار صد سال تنهایی من ساعت بی عقربه

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

دردسرهای خرید گوشت قرمز

خانم های بسیاری را می شناسم که بعد از چند سال خانه داری اطلاعات اندکی از چگونگی خرید گوشت قرمز دارند و بسیار پیش آمده که پول هنگفتی را برای خرید چند کیلو گوشت نامطلوب پرداخت کرده اند.

مادت

با توجه با شرایط اجتماعی کشور و قوانین پوشش اسلامی، مانتوی زنانه یک صنعت پر سود و درآمدزا برای دست اندرکاران این صنف بحساب می آید. اما شاید جنس، دوخت و طراحی مانتو های سری دوز شده ای که اکثرا در میدان هفت تیر بفروش می رسد بسیاری از ما را زیاد راضی ننماید. خانم حسامی که مصاحبه با وی در ذیل می آید یکی از طراحان خوش ذوق و جوان است که بدلیل علاقه خود به طراحی و مد چند وقتی است کار طراحی و دوخت مانتوهای خاص و شیک که دارای نقوش زیبای محلی و ایرانی است را آغاز  نموده است با وی درباره چند و چون کار و  علایق و سلایق ایشان گفتگو نمودیم که ماحصل این مصاحبه را چند عکس از آخرین طرحهایشان را میتوانید در این مصاحبه مطالعه نمایید. خانم اکبری لطفا بصورت خلاصه خود را معرفی نمایید و بما بگویید چگونه و از کی به کار طراحی پارچه و خیاطی روی آوردید؟ من یاسمن حسامی دانش آموخته طراحی صنعتی به علت علاقه زیادی که به طراحی مد و پوشاک دارم چند سال است که به این کار را آغاز نموده ام در ضمن متاهل هستم و دو پسر 10 و 4 ساله دارم. چگونه به خیاطی بالاخص خیاطی مانتو علاقمند گشتید؟ دلایل گرایش من به این کار فقط علاقه شخصی بود . این کار و عکاسی از کارهای مورد علاقه من هستند. مادت به چه معنی است و چگونه این نام را برای محصولات خود انتخاب نمودید؟ مادت در گویش لری بمعنی دختر ماه است و من خیلی دنبال نام مناسب با معنی ایرانی گشتم تا این اسم را انتخاب نمودم. دوست داشتم اسم کارهایم ارتباط با یکی از گویشهای محلی ایران زمین باشدو حس نوستالژیکی که مادات برای من بوجود آورد خیلی بدلم نشست. چگونه طرحهای خود را انتخاب می نمایید؟ من بعد از طراحی کارها ابتدا بررسی هاو تغییرات مورد نظرم را انجام میدهم و بعد رنگ آمیزی میکنم بعد کاملا میتوانم آن را در بدن یک مدل زنده و بعضی وقتها برای خودم تجسم کنم.بنابراین انتخاب ها همگی به نظر خودم به جا هستند و البته نظر دیگران را هم حتما جویا خواهم شد. مدل کار شما چگونه است؟ آیا سفارش طراحی و دوخت مانتوی تک نیز انجام می دهید؟ مدل کار من به این صورت هست که بعد از مرحله انتخاب طرح و پارچه آنرادریک یاچند سایز به خیاط میدهم و بله من سفارش تکی هم انجام میدهم. چگونه بین کار و وظایف خانه داری تعادل برقرار می نمایید؟ به راحتی این تعادل برقرار میشود به دلیل عشق فراوان مادران به خانواده و در من این علاقه به کار هم نیروی مضاعفی برای ایجاد این تعادل است. نقش خانواده در کمک به خانم خانه برای موفقیت در کار به چه اندازه است؟ خیلی زیاد مهم است برای من که خیلی موثر بود همسرم از نظر معنوی و مالی خیلی حمایتم کرد. در طراحی و دوخت مانتوهای خود بیشتر از مدلهای خارجی استفاده می نمایید یا نقوش ایرانی؟ دوست دارم از نقوش ایرانی استفاده کنم که به نظرم آرامش زیادی در خود دارند و حس میکنم هم شخصی که استفاده میکند و هم دیگران که او را میبینند از این آرامش بی بهره نمیمانند. آیا کار شما فصلی است؟ برای کدام فصل میزان تقاضای مانتو بالا می رود؟ فصلی نیست در همه فصل این نیاز هست ولی در تابستان بیشتر است. بیشتر خانمها چه مدل از مانتو را می پسندند؟ سلیقه ها به شدت متفاوت است انقدر که گاهی گیج کننده میشوداغلب خانمها با طرحهای مدرن موافقند آیا قوانین پوشش بانوان در میزان خرید مانتوهای بلند از شما تفاوت ایجاد نموده است؟ خیر این گرایش به مانتوهای بلند فقط به دلیل مرسوم شدن یا مد شدن آن در سال جدید بود. مانتو چیست؟ لباس یا پوشش؟ لباسی که پوشش است و باید نشانگر شخصیت صاحبش باشد. شما خود به کارهای کدامیک از طراحان لباس مشهور جهان علاقمندید؟ من به کارهای طراحان خانم بیشتر علاقه دارم و نام خاصی در نظرم نیست. موانع توسعه کار شما چیست؟ موانع بیشتر مالی هستند و البته گاهی عزیزان خیاط هم من را بی نصیب نگذاشتند. طراحی مهمتر است یا دوخت؟ هر دو به یک میزان مهم هستند.از هم جدایی ناپذیرند. چه عواملی باعث جلب علاقه عموم نسبت به کی مدل یا طرح و بوجود امدن پدیده ای بنام مد می گردد؟ بیشتر سلیقه عموم جامعه باعث گسترش چند مدل میشوند ولی طراحان هم در بوجود آوردن این موج خیلی نقش دارند.یک طرح خوب میتواند انقلابی در سلیقه ها ایجاد کند. چالشهای اصلی کار شما چیست؟ چالشهای این کار اول از نظر من ماجراهای اقتصادی و مالی است و دیگر این که گاهی عدم هماهنگی بین خیاط و طراح مسایلی را بوجود میاورد و یکی هم شک افراد به استفاده از یک رنگ یا طرح برای پیشگیری از مشکلات محدودیت پوشاک است که من این  تجربه  را در مورد رنگ دارم. از نظر من ما در جامعه بی رنگی زندگی میکنیم و این باعث عدم اعتماد مردم در استفاده از رنگهای شادتر است یک راهنمایی برای آنان که میخواهند وارد این حرفه شوند؟ نا امید نشوند . اگر به قوت طرح خود اطمینان دارند پیش روی را شروع کنند هرچند که مشکلات راه فراوان است. نظر، پیشنهاد و دیدگاه دیگری که مطرح نشده است فقط یک دیدگاه دارم و اینکه دوست دارم یعنی بیشتر آرزو دارم کسانی که در کار پوشاک هستند کمی به پوشاک هند و پیشرفت های چشمگیر آن عمیق فکر کنند.با توجه به اینکه نیاکان ما از اولین اقوامی بودند که پوشاک رسمی امروزی از میراث آنهاست (اگر درست گفته باشم.تقریبا اطمینان دارم که ایرانیان مبدع شلوار هستند)
مادر خرج سخت​تر از هر مادری در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ اولین تولد کافه ویسپو لامپ کم مصرف حامی محیط زیست وزیر اقتصاد منزل تان باشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

مرثیه ای به نام طلاق در ایران

زمانی نه چندان دور در همین كشور ایران دختر باید با لباس سفید به خانه بخت می رفت و با كفن از خانه شوهرش بیرون می آمد، اما مدتهاست كه دیگر این قانون عرفی شكسته شده است. طلاق واژه ای شده است كه راحت به زبان می آید. كلمه ای كه اگر روزی بر زبان كسی می آمد از خانواده طرد می شد.

وقتی «باغ شادونه» خشک شد

  وقتی «باغ شادونه» خشک شد فاجعه باورنكردني بود. برنامه اي كه هميشه با صداي خنده معصومانه كودكان همراه بود با صداي اشك و ناله دردناك آنها پايان يافت. عصر پنج شنبه گذشته، بر اثر ازدحام هنگام خروج مردم از محل اجرای برنامه خاله شادونه در خرم‌دره، استان زنجان، 2 کودک ۷‌ساله کشته و ۶ نفر دیگر به شدت مجروح شدند كه يكي از مصدومان صبح روز بعد در گذشت.
تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟ زنان در جنبش بحرين روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟ سرزمین هایی برای مادر نشدن

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان

به گزارش انجمن بین‌المللی جراحی زیبایی (ISAPS)، در سال ۲۰۱۳ بیش از ۲۳ میلیون عمل جراحی و روش غیرجراحی زیبایی در دنیا انجام شده است. گرایش به جراحی پلاستیک در تمام دنیا رو به افزایش است. ایران هم در میان ده کشور اول دنیا است که سالانه حدود ۱۷۵ هزار مورد عمل جراحی و غیرجراحی زیبایی در آن انجام می‌گیرد. تردیدی نیست بسیاری از این جراحی‌ها از نظر طبی ضروری نیستند، عضوی که فرد از ظاهر آن ناراضی است کاملا طبیعی و حتی گاهی از نظر دیگران بی‌عیب است، اما خود فرد از آن ناراضی است و تا آن را به تیغ جراح نسپارد از اشتغال دائمی ذهنی‌اش با این نقص رها نمی‌شود. آیا "سطحی‌نگری"، تبلیغ رسانه‌ای یا رفاه‌زدگی ذهن این افراد را "مسموم" کرده؟ آیا جراحی آنها را از این دغدغه خلاص می‌کند؟ برخی از جراحی‌ها ممکن است تحت تاثیر مد روز و فرهنگ رایج باشند، اما تردیدی نیست که مواردی از آن به علت اختلال خودزشت‌انگاری (Body Dysmorphic Disorder) است، اختلالی که بیش از صد سال است شناخته شده اما در سی سال اخیر در رده اختلالات روانپزشکی قرار گرفته و توجه پزشکان را جلب کرده است، با این حال هنوز درباره آن شناخت کافی حتی در میان پزشکان وجود ندارد و در موارد زیادی تشخیص داده نمی‌شود.   فرد مبتلا تصور می کند که برخی از ویژگی های جسمانی او غیرطبیعی، بدون جذابیت یا حتی ناهنجار است در حالیکه عضو یا اندام مورد نظر طبیعی است یا در قیاس با عذابی که برای فرد ایجاد کرده، مسئله بسیار جزئی است. شیوع این بیماری در دو جنس تقریبا یکسان و حدود یک تا دو درصد ثبت شده است با این حال شیوع آن ممکن است بیشتر از این باشد چون مبتلایان معمولا خود را از چشم دیگران مخفی می‌کنند. آنها مستقیما برای حل این مشکل مراجعه نمی‌کنند و در جاهای دیگر به دنبال کمک هستند، مثلا در مطب جراح پلاستیک یا دندانپزشک. تخمین زده شده ۱۰ تا پانزده درصد مراجعان به جراحان پلاستیک یا متخصصان پوست را مبتلایان به اختلال خودزشت‌انگاری تشکیل می‌دهند. شروع اختلال در اواخر دروان کودکی یا اوایل بزرگسالی است، زمانی که نگرانی در مورد ظاهر بیشتر از دیگر مراحل زندگی است. همه افراد در مقطعی از زندگی نگران ظاهر خود می‌شوند و تقریبا همه افراد ترجیح می‌دادند ظاهری متفاوت داشته باشند. این نگرانی‌ها می‌آیند و می روند و طبیعی هستند، اما وقتی به اختلال تبدیل می شوند که اشتغال ذهنی، دائمی شود و رنج و اضطراب شدیدی ایجاد کنند که زندگی فرد را مختل کند. این نگرانی با دادن اطمینان خاطر و راهنمایی و توصیه رفع نمی شود.   اختلال خودزشت‌انگاری با برخی از دیگر ناسلامتی‌های روان ارتباط نزدیک دارد، شصت درصد مبتلایان به این اختلال به افسردگی هم مبتلا هستند. اختلال وسواسی-اجباری (OCD)، اختلال اضطراب اجتماعی (Social Anxiety Disorder)، اختلال اظطراب عمومی (GAD) و اختلالات خوردن، مثل بی‌اشتهایی (Anorexia Nrevosa) یا بولیمیا (bulimia) با اختلال خودزشت‌انگاری ارتباط نزدیک یا در مواردی همپوشانی دارند. این بیماری با وسواس شباهت دارد و حتی اخیرا در طیف اختلالات وسواس طبقه بندی شده است، مثلا فرد ممکن است به صورتی وسواس‌گونه برای شانه زدن و آرایش موی خود وقت زیادی صرف کند و مراحل مشخصی را انجام دهد و هر گونه تفاوت هر چقدر جزئی با آنچه مد نظر فرد است او را نگران و بر آشفته کند. مبتلایان ممکن است از احساس گناه عذاب بکشند، به سوء مصرف مواد روی بیاورند یا به خود آسیب بزنند. میزان خودکشی نیز در مبتلایان به میزان قابل توجهی بیشتر از جمعیت عادی است. علت این اختلال روشن نیست، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که کسانی که در بچگی یا نوجوانی مورد تحقیر، تمسخر، آزار (bullying) یا سوء استفاده (abuse) قرار گرفته‌اند و اعتماد به نفس پایینی دارند بیشتر از دیگران به این اختلال دچار می‌شوند. بعضی نشانه ها فرد مبتلا به اختلال خودزشت‌انگاری: دائم ظاهر خود را با دیگران (یا با مدل‌های نشریات و هنرپیشه‌ها) مقایسه می‌کند وقت زیادی جلوی آینه می‌گذراند یا از آینه فرار می‌کند وقت زیادی صرف می‌کند که نقصی را که در ظاهرش (معمولا صورت) می‌بیند مخفی کند در جمع احساس ناراحتی و اضطراب دارد و از محیط‌ها و شرایط اجتماعی پرهیز می‌کند در مراجعه برای درمان یا درخواست کمک اکراه دارد چون می‌ترسد به او برچسب سطحی بودن زده شود دیگران ممکن است او را خودشیفته و مجذوب خود یا سطحی ببینند ممکن است در رژیم یا ورزش افراط کند ممکن است در آرایش افراط کند و وقت بسیاری صرف آرایش موی خود کند به دنبال جراحی پلاستیک باشد به شکلی لباس بپوشد که نقص مفروض را بپوشاند بیشتر این افراد نقص را در صورت خود می‌بینند، بینی، دهان، چشم، گونه، ابرو، چانه یا لب و دندان. دیگر اعضای بدن مثل سینه‌ها یا اندام‌های تناسلی در درجه بعدی هستند. بعضی ممکن است خود را زیادی چاق یا زیادی لاغر ببینند یا خود را به خصوص از نظر جنسی فاقد جذابیت و زیبایی بدانند.   برخی مشاغلی که به ویژگی‌های بدنی ارتباط دارند شاید فرد را بیشتر در معرض این اختلال قرار دهند. هنرپیشه‌ها، مدل‌ها (مانکن‌ها)، بدنسازها و امثال آنها از این نظر بیشتر در معرض هستند. کمال‌گرایی (perfectionism) و ترس از تنها و منزوی بودن هم در این افراد بیشتر دیده می شود و مثلا فکر می‌کنند برای دوست یا همسر پیدا کردن باید ویژگی‌های جسمانی خاصی داشته باشند. چه درمانهایی وجود دارد؟ موثرترین درمان درمان دارویی با داروهای ضد اضطراب و روان درمانی بخصوص رفتار درمانی شناختی (CBT) است. دکتردیوید ویل یکی از متخصصان این بیماری می‌گوید: "ما مایلیم تشخیص اختلال زشت انگاری در سن پایین انجام شود چون درمان آن بسیار آسانتر از زمانی خواهد بود که افکار و اضطراب‌ها ریشه دوانده باشد." "مهمترین پیام من این است که اختلال خودزشت انگاری بیماری درمان پذیری است." اما تا بیماری تشخیص داده نشده، فرد مبتلا به دنبال جراحی پلاستیک برای درمان خواهد رفت. برخی بارها جراحی می‌کنند.   برای مثال آلیسیا دووال یکی از مدلهای معروف نشریه گلمور که گفته می‌شود یک میلیون پوند برای سیصد عمل جراحی و غیرجراحی مختلف خرج کرده دو سال پیش گفت اعتیادش به جراحی نتیجه تشخیص داده نشدن اختلال خودزشت‌انگاری بوده است. جراحی برای رفع نقص معمولا توصیه نمی‌شود، چون حتی اگر این جراحی موفق باشد تمرکز به عضوی دیگر معطوف می‌شود یا جای بخیه جراحی مشکل ایجاد می‌کند. بیماران که جراحی پلاستیک می‌کنند در ابتدا احساس بهتری دارند، اما بعد احساس نارضایتی باز می‌گردد، مشکل باقی می‌ماند فقط شکلش عوض می‌شود. آمارها نشان می‌دهند که فقط ده درصد مبتلایان به اختلال خودزشت انگاری ممکن است با جراحی پلاستیک به رضایت برسند. اما جراحان در مواجهه با این بیماران با دو مسئله روبرو هستند، اول اینکه تشخیص بیماری نیاز به ارزیابی‌های طولانی و تخصصی دارد که کار روانپزشکان است، جراحان نه برای این ارزیابی‌های آموزش دیده‌اند نه اینکه این با ماهیت تخصصشان هماهنگی دارد. دوم اینکه وقتی فرد تقاضای جراحی دارد، جراح می‌داند که اگر از این کار خودداری کند فقط بیمار را به جراح دیگری معرفی کرده و در نهایت کسی که بخواهد جراحی کند، این کار را می‌کند. با این حال اخیرا برخی جراحان ارزیابی‌های مختصری انجام می‌دهند تا اگر نشانه هایی از این اختلال به دست آمد، مراجع را از جراحی منصرف و او را به روانپزشک معرفی کنند. آیا این درست است که این اختلال مختص کشورهای ثروتمند و طبقات مرفه است؟   تحقیقات نشان می‌دهد که افراد ۱۶ تا ۲۵ ساله برای یک سلفی به طور متوسط ۱۶ دقیقه وقت می‌گذارند و هفت بار عکس می‌گیرند تا به عکس مورد نظر برسند   بررسی‌ها نشان می دهد که این اختلال در همه جای دنیا دیده می شود و وابسته به سطح مالی افراد نیست، اما طبیعتا افراد متمول امکان بیشتری برای جراحی یا روش های گرانقیمت یا دسترسی به خدمات درمانی دارند. صنعت مد و رسانه‌ها هم مدتهاست که برای ایجاد اختلالاتی مثل بی‌اشتهایی عصبی و اختلال خودزشت‌انگاری به دلیل اینکه ویژگی‌های جسمانی خاص را به عنوان ملاک زیبایی تبلیغ می‌کنند مورد انتقاد بوده‌اند. اما دکتر ویل می گوید: "اتفاقات کودکی مثل پیوند ضعیف مادر و کودک (attachment) یا آزار (bullying) اهمیت بیشتری دارند." "فشار رسانه‌ها وجود دارد اما بخش کوچکی از ماجرا است." دکتر الکس کلارک، روانشناس بالینی می‌گوید که آموزش و راهنمایی در مدارس باید بهتر شود و باید کودکان از نظر رسانه‌ای هم "باسواد شوند" و بفمند که "این تصاویر آراسته، واقعی نیستند." "اگر از نظر اجتماعی به قدر کافی محکم نباشید، به سادگی ممکن است قربانی شوید."  

مصایب مهربانی

بعضی از آدم‌ها بیش از اندازه مهربان و مراقب هستند. این شاید برای دیگران خوب باشد اما کسانی که سعی می‌کنند از روی مهربانی، رضایت دیگران را جلب کنند مشکلات زیادی دارند. این افراد ممکن است در انجام ساده‌ترین امور زندگی‌شان هم دچار مساله شوند. مثلا کم کردن وزن یا پیروی از یک الگوی سالم غذایی برای آدمی که بیش از اندازه به فکر رضایت دیگران است دشوارتر از فردی است که کمتر ملاحظه دیگران را می‌کند. شاید هرگز به این مساله فکر نکرده باشید اما باور کنید این آدم‌ها ممکن است در کم کردن وزن یا پیروی از یک الگوی سالم هم دچار مشکل شوند. آدم‌های خیلی مهربان، موجوداتی دلپذیر و شایسته احترام هستند؛ بسیار بعید است که از چنین افرادی پاسخ نه بشنوید و همیشه می‌توانید روی آنها حساب کنید. آنها بسیار مطیع به نظر می‌رسند و همشه به دنبال جلب رضایت دیگران هستند به همین دلیل وقت زیادی را صرف بقیه می‌کنند. به بقیه کمک می‌کنند تا کار را پیش ببرند، برای رضایت و خوشحالی دیگران همه تصمیم‌ها و برنامه‌ها را اجرایی می‌کنند و همیشه برای خدمت رسانی و کمک به خانواده و دوستان حاضر و آماده هستند. هرچند که ظاهرا این مهربانی و کمک‌های بی‌شمار برای بقیه بسیار خوشایند است اما متاسفانه فردی که مطیع و خدمتگزار است از الگوی رفتاری ناسالمی پیروی می‌کند. من زن ۴۰ ساله‌ای را می‌شناسم که دو فرزند نوجوان دارد. او کار تمام وقت دارد و  پرستار یک بیمارستان است. این زن بیش از ۱۵ کیلو اضافه وزن دارد و با اینکه بارها تلاش کرده تا رژیم بگیرد اما متاسفانه هرگز نتوانسته به وزن دلخواهش برسد چون نمی‌تواند طبق برنامه پیش برود و در هفته چند بار فست فود می‌خورد و وقتی برای ورزش کردن ندارد. بعد از کار تمام وقت، هر روز فرزندانش را برای آموزش ورزش به باشگاه می‌برد. ساعت‌ها در ماشین منتظر می‌ماند و وقتی همگی به خانه می‌رسند آنقدر گرسنه هستند که او فقط می‌تواند از بیرون سفارش غذای گرم بدهد. بعد از خوردن غذا عذاب وجدان شروع می‌شود و به خودش قول می‌دهد تا روز دیگر برنامه رژیم غذایی را رعایت کند. اما گرفتاری‌های روزمره و رسیدگی به اعضای خانواده و دوستان بهانه‌هایی هستند که باعث می‌شوند هرگز نتواند طبق خواسته خودش پیش برود. این زن شخصیت مطیعی دارد. همه وقت و عمر او صرف توجه و مراقبت از دیگران می‌شود. او حق دارد که هرگز فرصتی برای ورزش و برنامه رژیم غذایی نداشته باشد. با وجود تعهدات فراوان او چنین زمانی اصلا وجود ندارد. مشکل آدم‌های خیلی مهربان چیست؟ چرا بعضی آدم‌ها مطیع و بیش از اندازه مهربان هستند؟ روان‌شناس‌ها می‌گویند آدم‌های مطیع نگران طرد شدن هستند و از شکست می‌ترسند. ترس از طرد شدن پشت این احساس نهفته است که «اگر من همه کار نکنم، نمی‌توانم این فرد راخوشحال کنم. او مرا ترک خواهد کرد و دیگر دوستم نخواهد داشت.» آدم‌هایی که نگران طرد شدن از سوی دیگران هستند معمولا مراقبان خوبی نداشته‌اند. والدینی که مراقبت‌های اولیه و کافی در اختیار فرزندشان قرار نمی‌دهند و در دسترس کودک نیستند، پایه‌گذار این نگرانی در فرزندشان هستند.   اما آدم‌های مطیع از شکست هم می‌ترسند. آنها اینگونه فکر می‌کنند: «اگر شکست بخورم دیگران را ناامید خواهم کرد یا مجازات خواهم شد.» ترس از شکست هم ناشی از تجربه‌های اولیه گذشته است که در آن فرد به خاطر یک اشتباه کوچک مجازات شده است. کسانی که والدینی سخت‌گیر و بسیار منتقد دارند، بیشتر از دیگران دچار نگرانی از شکست می‌شوند. هر تجربه اولیه‌ای که همراه با انتقادهای شدید و مجازات باشد، باعث ایجاد اضطراب در افراد برای انجام تعهدات می‌شود. فرقی نمی‌کند که تعهدات چقدر ساده یا دشوار باشند؛ ترس از شکست هرگز این فرد را رها نمی‌کند. اگرچه ممکن است این افراد منتقد یا والدین ( یا معلم) سخت‌گیر دیگر در زندگی فرد حضور نداشته باشند یا تاثیر گذار نباشند اما ترس و اضطراب نهادینه شده از تجربه‌های تلخ باعث می‌شود که او همیشه نگران باشد. اما آنچه باید بدانید این است که هرچند اولویت دادن به نیازهای دیگران از شما چهره جذاب و دلپذیری می‌سازد اما زمانی که خواسته‌ها، اهداف و نیازهای خودتان در اولویت قرار ندارد، دچار مشکلات بسیار جدی و مهمی در زندگی‌تان می‌شوید. نادیده گرفتن خود کسی که بیش از اندازه به دیگران توجه می‌کند و وقت زیادی صرف دیگران می‌کند، فرصتی برای توجه به سلامت جسمی و روانی خودش ندارد. تمام تلاش آدم مهربان این است که دیگران فعال، خوشحال و آرام باشند. یک والد مطیع دائما مراقب غذای سالم فرزندانش است و یا وقت زیادی را صرف برنامه‌ریزی برای موفقیت‌های زندگی فرزندانش می‌کند اما هرگز فرصتی برای توجه به نیازهای خودش ندارد. اگر فقط در جهت رضایت دیگران قدم برمی‌دارید، بدون شک انسان مهربانی هستید. مراقبت و توجه به دیگران بسیار خوب است اما مهربانی در حق دیگران به معنای آن نیست که خود را وقف دیگران کنید. وقتی به خودتان توجه کنید، دیگران را بیشتر از وجود خود بهره‌مند می‌کنید. آدم سالم، توان و انرژی لازم برای مراقبت از دیگران را دارد.  بنابراین برای اطرافیان‌تان بسیار خوب خواهد بود که شما به اندازه کافی بخوابید، غذای سالم بخورید، ورزش کنید، مطالعه کنید، تفریح داشته باشید و شاد زندگی کنید. خدمت کردن به دیگران در حالی‌که احساسات‌تان را سرکوب کرده‌اید، خشم‌تان را فرو خورده‌اید یا وقت غذا خوردن ندارید، غیر ممکن است؛ چون روزی فرا می‌رسد که دیگر توانی برای خوشحال کردن دیگران باقی نمی‌ماند. احساس ناکامی در کنار دیگران اگرچه آدم مطیع تلاش می‌کند دیگران را شاد نگه دارد اما این باعث نمی‌شود همیشه از کاری که می‌کند لذت ببرد.  استرس و نگرانی دائمی به خاطر اینکه دیگران چه فکر می‌کنند و یا چه واکنش خواهند داشت و قرار گرفتن در شرایطی که اغلب به فرد تحمیل می‌شود و مانع انجام فعالیت دلخواه او می‌شود، عواملی هستند که در ایجاد احساس ناکامی اثر دارند. این نارضایتی و احساس ناکامی بالاخره خود را در رفتار و گفتار نشان داده می‌شود. بنابراین شاید بهتر باشد کمتر به فکر راضی نگه داشتن دیگران باشید. استرس و افسردگی معنای استرس و نگرانی این است که بار و فشار زیادی به شما تحمیل می‌شود که تاب و توان آن را ندارید. افرادی که دائما برای جلب رضایت دیگران تلاش می‌کنند، معمولا دچار استرس شدید و رفتارها و واکنش‌های ناسالم هستند. استرس و افسردگی را می‌توان با درمان‌های دارویی کنترل کرد اما تا زمانی که این روند ادامه داشته باشد، نباید انتظار داشته باشید تغییر موثر و ویژه‌ای در زندگی‌تان اتفاق بیفتد. برای رهایی از استرس و افسردگی در چنین وضعیتی باید بپذیرید که نباید همیشه فراتر از تعهدات و وظایف تعریف شده خودتان پیش بروید و به خاطر دیگران از خواسته خود بگذرید. رنج مفید بودن حمایت و همراهی با دیگران خوب است و تا اندازه‌ای منطقی است. اما اگر نتوانید به دیگران نه بگویید، ممکن است آنها را دچار این سوءتفاهم کنید که اجازه دارند تا هرجایی که می‌توانند خود را به شما تحمیل کنند. چه چیزی بهتر از اینکه یک نفر همیشه در دسترس و در اختیار یا مطیع و فرمانبر باشد؟ متاسفانه دیگران مرزها و حریم شما را تشخیص نخواهند داد، مگر اینکه بتوانید برخی از خواسته‌های آنها را رد کنید و گاهی اجازه ورود به حریم خود را ندهید. این شما هستید که به دیگران می‌گویید چگونه با شما رفتار کنند. اگر حریمی برای خودتان قائل باشید، توقع دیگران را به اندازه توان و موقعیت خود پایین می‌آورید. در این‌صورت، کمتر رنج می‌کشید و چیزی را هم از دست نمی‌دهید. از گفتن «نه» یا «نمی‌توانم» نترسید. شاید لازم باشد کمی روی اعتماد به نفس خود کار کنید و از طریق رفتار درمانی  ترس از شکست و طرد شدن را رفع کنید. برای ایجاد این تغییرات ابتدا باید به این نتیجه برسید که باید خودتان را به اندازه دیگران دوست داشته باشید.  
تاسيس دانشگاه دخترانه در تمام استان‌ها می خواهم قد بلندی داشته باشم تفاوت دختران ترامپ زنان و خود ارضایی، کی و چگونه اسپاگتی ابدی

زنان حادثه

این زن نمی بخشد

ماجرای طاهره میان همه حوادث روزانه گم شد تا اینكه آمنه بهرامی قربانی اسید پاشی، مجید كسی كه به صورتش اسید پاشیده بود، را بخشید. آنوقت بود كه طاهره لب به سخن گشود. آنان یك شباهت دیگر هم دارند و آن این كه هر دو برای طرف مقابل خود در محكمه حكم قصاص گرفته اند. فقط یك تفاوت میان آنان وجود دارد و آن این كه طاهره می گوید نمی بخشد.

میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟

زیاد خوشحال نباشید، چون چشم به هم بزنید انتخابات بعدی رسیده. و تکاپو برای پیدا کردن رئیس‌جمهور بعدی از همین حالا آغاز شده. چند ساعت بیشتر از پیروزی دونالد ترامپ نگذشته بود که صدها هزار نفر در شبکه‌های اجتماعی به کمپین دعوت از بانوی اول فعلی برای انتخابات چهار سال بعد پیوستند. یکی می‌نوشت: \"همه‌چیز برای پیروزی میشل اوباما در ۲۰۲۰ مهیا است.\" دیگری حتی همین‌قدر هم نمی‌نوشت. صرفا اصرارش را با تکرار نشان می‌داد: \"لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد، لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد، لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد\". خانم اوباما از محبوب‌ترین‌های سیاست این روزهای آمریکاست. طبق نظرسنجی اخیر گالوپ، محبوبیتش به مراتب از هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ و حتی همسرش، باراک اوباما، بیشتر است. هواداران میشل اوباما البته یک مشکل کوچک دارند: خود میشل اوباما، که مارس امسال گفت هیچ علاقه‌ای به رئیس‌جمهور شدن ندارد. اما از مارس تا حالا وضع بفهمی‌نفهمی تغییر کرده. کسی چه می‌داند؟
آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟

حقوق زنان

شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟

ازدواج شاید یکی از فصل‌های مهم زندگی باشد. نقطه و ایستگاهی که قابلیت این را دارد تا آدم‌ها از طریق آن بتوانند تاریخ زندگی خودشان و طرف مقابل را به دو قسمت بعد از ازدواج و قبل از ازدواج تقسیم کنند. برای همین هم این رویداد بزرگ در زندگی آدم‌ها انقدر حائز اهمیت هست که پیش از برگزاری آن خود عروس و داماد و خانواده‌هایشان برای برگزاری مراسم ازدواج سلسله مراتب پر پیچ و خمی را پشت سر بگذارند. در کنار مسئله مهریه که همیشه جزو موارد بحث‌برانگیز و حساس در بین زوج‌های جوان بوده است. شروط ضمن عقد نیز جزو بخش‌هایی است که هر دو طرف پیش از ازدواج نسبت به آن توجه ویژه‌ای نشان می‌دهند. اما در کنار شرط و شروط و حق و حقوق معمولی که زن و شوهر بر سر داشتن و نداشتن آن باهم به توافق می‌رسند، شروط عجیب و غریبی هم وجود دارد که بعضی از عروس و دامادها برای طرف مقابلشان در نظر می‌گیرند تا آن را به هیجان زودگذر پیوندشان سنجاق کنند. شروطی که در نگاه اول نه تنها عجیب و غریب‌اند که حتی غیرمعقول و غیر منطقی به نظر می‌رسند.«مهدی محمدی» عاقدی است که شاید خیلی هایمان او را به واسطه وبلاگ«خاطرات یک عاقد» بشناسیم. او در این گزارش برایمان درباره شروط عجیب و غریبی گفته است که دختران و پسران جوان حین خواندن خطبه عقد برای هم در نظر می‌گیرند. هر چه خانم گفت آقا بگوید چشم در کنار همه شرط‌های ضمن عقدی که به طور رسمی و قانونی برای ازدواج وجود دارد شرط هایی هم هرزگاهی وجود دارند که زن و شوهر برای یکدیگر لحاظ می‌کنند که شاید برای خیلی‌ها نه تنها تعجب‌آور باشد که حتی خنده دار هم به نظر برسد. اما عجیب‌تر از مطرح کردن این شرط‌های عجیب غریب تن دادن و پذیرفتن آنها توسط طرف مقابل است به نحوی که آقای«مهدی محمدی» درباره یکی از تجربه‌هایش می‌گوید:« در طول سال‌های فعالیتم یکی از عجیب و غریب‌ترین شروط ضمن عقدی که با آن مواجه بودم این بود که هرچه خانم در طول زندگی مشترک دستور بدهد آقا جز \\\"چشم\\\" نباید چیز دیگری بگوید. جالب اینجا بود که خود آقا هم از قبل این مورد را پذیرفته بود و با آن مشکلی نداشت.» باید بین بچه هایمان تبعیض بگذاریم مشکل و دردسرهایی که درباره این شروط عجیب و غریب وجود دارد فقط و فقط مختص زوج‌های جوان نیست اگر سری بین زوج‌های با تجربه هم بچرخانید می‌توانید شروط عجیب و غریب را ببینید.«یادم می‌آید که زوجی بودند که هردویشان ازدواج قبلی فرزند داشتند و حالا یکی از طرفین موقع خواندن خطبه عقد شرط کرده بود که فرزند همسرش به هیچ عنوان نباید حق زندگی کردن در یک خانه را با آنها داشته باشد و در عوض فرزند خودش نه تنها می‌تواند با آنها زندگی کند که حتی باید از تمام امکانات و حقوق لازم برخوردار باشد.» فقط من باید صاحب‌خانه باشم یکی از موضوعاتی که خانواده‌های زوج‌های جوان پیش از ازدواج با آن درگیر هستند صاحب خانه شدن عروس و داماد است این در حالی است که خیلی‌ها همیشه ملک و خانه را به عنوان مهریه لحاظ می‌کنند و حتی با هم توافق می‌کنند که در طول زندگی مشترک هرچه را که خریداری کردند با هم تقسیم کنند. اما یکی از موارد دردسرسازی که آقای محمدی از آن به عنوان شرط ضمن عقد یاد می‌کند این است که عروس خانم می‌خواهد که شخص داماد پیش پیش خانه و آپارتمانش را تماماً به نام او  بزند تا فقط خودش صاحب‌خانه باشد و آقای خانواده حق دخالتی در این زمینه نداشته باشد. کسب اجازه از خانواده همسر در کنار شرایطی که دو طرف در حین وصلت کردن برای یکدیگر لحاظ می‌کنند به طور معمول با شروطی و توافق‌هایی رو به رو هستیم که زن و شوهر صرفاً برای شخص خودشان در نظر می‌گیرند؛ اما گاه پیش می‌آید که این موارد فراتر می‌روند و پای خانواده‌های عروس و داماد را هم به میان می‌کشند.«یکی از مواردی که درباره کسب اجازه به خاطر می‌آورم متعلق به زوجی بود که خانم شرط کرده بود که شوهرش برای سفر کردن نه تنها از خودش که حتی از خانواده عروس هم باید اجازه می‌گرفت و در صورت موافقت آنها می‌توانست امکان سفر داشته باشد.» تملک همه دارایی‌های همسر از بدو تولد در کنار داشتن مهریه و توافق بر سر میزان آن یکی از بخش‌های دیگر شروط عجیب و غریبی که در هنگام عقد صورت می‌گیرد، توافق بر سر دارایی‌های زن و شوهر است تا جایی که هرزگاهی این کل کل کردن‌ها کار را به جایی می‌رساند که مراسم عقد و ازدواج رنگ بوی عقد قراردادهای مالی و تجاری به خودش می‌گیرد.« موردی داشتیم که موقع عقد شرط عروس این بود که آقای داماد همه دار و ندارش از ابتدای تولد تا به الآن را به نام او کند و داماد هم پذیرفته بود.» ورود کلم به خانه ممنوع مهدی محمدی می‌گوید یکی از رویکردهایی که در مواجهه با این شروط عجیب و غریب دارند این است که سعی می‌کنند با افراد منطقی صحبت کنند تا آنها را از گذاشتن شروط برای یکدیگر منصرف کنند اما باز با این حال کسانی هستند که از قبل خودشان به توافق رسیده‌اند و حاضر هستند شروط شخص مقابلشان را قبول کنند حتی اگر این شرط‌های جزو مواردی نباشد که بشود آن‌ها را ثبت کرد.«ما حتی در مورد خورد و خوراک هم شرط‌های عجیب داشته‌ایم مثلاً موردی بود که آقا از کلم بیزار بود و شرط کرده بود که خانم به هیج عنوان نباید در خانه و برای پخت و پز از کلم استفاده کند و از ما می‌خواست که حتماً این موضوع را در عقدنامه بنویسم.»

توافق بهترين راه است

اگر به جایی در زندگی رسیدید که ناچار به طلاق هستید بهترین شیوه طلاق توافقی است حتی اگر بابتش از بخشی از حقوق خودتان صرفنظر کنید. چون این حقوق هر قدر هم که از لحاظ مالی ارزش داشته باشند ارزش وقت و انرژی شما بابت درگیری چندین ساله در دادگاهها به خاطر طلاق را ندارد.
او مرا کتک زد پس دوستم دارد! چراغ سبزهای قانون برای ندادن نفقه خرده مصیبتهای بچه دار نشدن ازدواج مذاهب متفاوت ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران