1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

نمی دانم شما هم همچین حسی داشتید یا نه. من همه عمرم منتظر یك اتفاق بزرگ بودم. همیشه فكر می كردم یك اتفاقی پیش می آید كه زندگی مرا از این رو به آن رو می كند. آن وقت همه پیشامد های زندگیم را با آن اتفاق بزرگی كه نمی دانستم چی هست می سنجیدم.

سالهای عمرم را برای رسیدن این رویداد مهم زندگیم منتظر ماندم. فقط این انتظار با بقیه انتظارها یك تفاوت مهم داشت و آن این كه این انتظار، تلخ نبود.

گاهی فكر می كردم این اتفاق رفتن به دانشگاه می تواند باشد و وقتی رفتم، دیدم نه این نیست. گاهی فكر كردم ازدواج شاید باشد، این یكی را نمی دانم.

اما می دانم یك جایی مسیر زندگی ناگهان تغییر می كند. سالها گذشته است. راستش را بگویم دیگر منتظر نیستم. انتظارم كمرنگ شده است، نه این كه دلم اتفاق نخواهد، می خواهد. اما دیگر انتظارش را نمی كشم. هر وقت آمد قدمش روی چشمم.

همه عمرم هر جا كه ایستاده بودم به آینده نگاه می كردم. حالا كاری ندارم آینده می آید یا نه. اتفاق همین روزهایی است كه دارم از دست می دهم.

هر چه پشت سرم را نگاه می كنم چیزهایی را می بینم كه از دست داده ام به خاطر آینده. آینده ای كه قرار است روی همین روزهای امروزم ساخته شود.

اما یك اعتراف كنم؟ با همه این حرفها و اینكه حواسم به این روزها هست اما باید بگویم هنوز هم ته دلم فكر می كنم یك روزی یك اتفاق بزرگ می افتد كه مسیر زندگی ام را تغییر می دهد.

دیدگاه‌ها  

-2 # maryam 1390-07-30 14:24
sepide jounam fekr konam hamamun sare karim.. hich etefaghi gharar nist bofte
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ti ti 1390-07-30 14:40
kheili ghashang bod.vaghan hamamon injoory hastim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سیما 1390-07-30 14:41
منم فکر کنم دل خوش کنیه خودمون باشه.. هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته. فقط زمان حال رو باید دوست داشت. همین.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # !!!S!!! 1390-08-01 01:08
دوستای عزیز من فکر کنم واقعیت داشته باشه آدم تو زندگی هرچیزی رو که باور داشته باشه که میتونه بهش برسه بلاخره یه روز بهش میرسه همیشه اگه به خودم امیدواری بدیم باعث تقویت اعتماد به نفس و تحقق آرزوهامون میشه منم همیشه منتظر این اتفاق بزرگ تو زندگیم هستم و باور دارم که یه روز بلاخره این اتفاق رخ میده مطمئنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ASAL 1390-08-01 17:17
vayyy harfat be del neshast sepideh jun!makhsusan in 2khat...



همه عمرم هر جا كه ایستاده بودم به آینده نگاه می كردم. حالا كاری ندارم آینده می آید یا نه. اتفاق همین روزهایی است كه دارم از دست می دهم.

هر چه پشت سرم را نگاه می كنم چیزهایی را می بینم كه از دست داده ام به خاطر آینده. آینده ای كه قرار است روی همین روزهای امروزم ساخته شود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # ti ti 1390-08-04 11:33
من نمي فهمم اين نوشته هارو لايديز از كجا مياره ؟واقعاً سطح دانش نويسندگي پاييني داره اين متن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # م.ض 1390-08-06 17:18
^اینکه سبک نگارش یک نویسنده متفاوته ، دلیل بر پایین بودن سطح دانش نمیشه!
----------------------
تا جایی که یادم میاد همیشه امیدم به اینده بوده ، زندگی رو هم تو اینده میدیدم و هنوز هم می بینم ، درست یا نادرستش رو نمیدونم .
ولی یک حسی میگه میشه! واسه همین زندگی کردن اسون تر میشه...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Ali 1390-08-06 20:30
Taghriban Khob bod,ba titi movafegham
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-10 22:47
lمن به این اعتقاد دارم که به هرچی که بخوای فکر کنی وفکر کنی بهش میرسی-چون واسه خودم اتفاق افتاده...و اینکه فکرمیکنم این خاصیت جوونیه که هر لحظه منتظر یک اتفاق بزرگ هستی...خیلی شیرینه!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # fateme 1390-08-22 15:28
omadim etefagh nayoftd bed chi . bikhial zehneto mashgho nakonl
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-10-09 20:22
وقتی ا ادمهای بزرگی که در زندگیشون موفقیتهای خوبی کسب کرده بودند ومسیر زندگیشون بقول شما یکم فرق داشت صحبت وبرخورد میکردم متوجه شدم کلید طلاییشون اینه که فقط به لحظه ای که توش قرار گرفتن فکر میکنن
انگار که دار وندارشون همین لحظست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

دغدغه های مادرانه

دربارۀ خودم و دخترم می نویسم یا شاید بهتر است بگویم برای خودم و دخترم می نویسم تا در آینده ای نه چندان دور که به یادش آوردم و شاید دچار نسیان زودرس بودم، از این تاریکی ذهن رنجیده خاطر نشوم.

رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

ما زنها هم دنیایی داریم واقعا منحصر بفرد که خودمان هم بعضی وقتها سر از کاری که انجام می دهیم در نمی آوریم چه برسد به شوهران بیچاره ما. این 15 نکته درباره زنانه بودن و احساس کردن است در باره 15 نکته نه خیلی کوچکی است که شما مردان درباره ما نمیدانید و البته شما هیچوقت درباره لذت زن بودن چیزی نخواهید دانست. با این وجود شاید باید بخوانید. 1-       ما دوست داریم نامه های عاشقانه ای را که برایمان نوشته شده نگهداریم نه به این خاطر که هنوز احساسی داریم یا امیدی بیشتر به این خاطر که خواندن این نامه ها بما یاداوری می کند که از چه مراحلی در زندگی گذشته ایم و همچنین این احساس خوب که کسانی ما را در زندگیشان دوست داشته اند. 2-       ما یکم از شما مردان متنفریم بیشتر به این خاطر که اصلا نمی فهمید که درد زایمان چی هست! 3-       ما مثل مومیایی ها هستیم آرایش غلیظ روی صورت، گن و سوتینهای تنگ تایلونی که توش نزدیکه خفه شیم و جوراب شلواری نایلونی و کفش 10 سانتی، با همه اینها ما زنده تر از همیشه هستیم 4-       ما احتیاجی به پسورد شما نداریم نه اینکه نخواهیم سر از کاری که ساعتها باید جلوی مانیتور کامپیوتر باشی در بیاوریم یا لیست آخرین چتهایتان را در صفحه فیس بوک چک کنیم و همچنین ایمیل ها شما رو بخونیم، مساله اینه که شما اونقدر حواس پرت هستید که لپ تاپتونو روشن بذارین و برید بخوابید 5-       وقتی میگیم هدیه نمی خواهیم.. هیچ زنی توی دنیا نیست که با گرفتن هدیه خوشحال نشه، آرزوی هر زنی اینه که شوهر هر روز با یک هدیه بیاد خونه مهم هم نیست که چقدر قیمتیه مهم اینه که بفکر ما بودین و وقتتونو گذاشتین که برای ما یه هدیه بخرین و البته پولتونو 6-       بیانسه کیه دیگه!؟ شما شاید تو حمام احساس پاوارتی بودن بهتون دست میده ولی ما موقعی که تو خونه تنها هستیم احساس بیانسه بودن بهمون دست میده 7-       رویا های پایان ناپذیرما راجع به هر چیزی، از لباسی که قراره توی مراسم تدفین مادرتون بپوشیم تا اینکه یه روز برنامه آشپزی داشته باشیم یا فرم انداممون با دوران 16 سالگیمون برگرده یا اینکه کلیه ترانه های عاشقانه راجع به ما نوشته شده 8-       حمامهای پایان ناپذیر ما برای فرار از درس و مشق بچه ها، یا صحبت با مادر محترمتون یا مرتب کردن خانه ای که شما قبل از رفتن توش بمب منفجر کردین 9-       ذهن مبارزه جوی ما که هر روز در حال دعوا با مادرمون، مادرتون، خواهرتون، دوسشمن هامون و بقیه عالم و آدمه... بدون نیاز به دلیل خاصی 10-    صورتی که مثل کف دست میشناسیم مدت زیادی خودمونو توی آیینه نگاه میکنیم، همه پستی و بلندی های صورتمونو و نوعشونو و دلیل بوجود اومدنشونو خیلی خوب میدونیم بعد شبها نمی خوابیم و راجع بهشون فکر میکنیم. 11-     ما هم نسبت به دخترا احساس داریم فکر بد نکنین! احساس ما مخلوطیست از انواع احساسات درباره هر کسی که از ما خوشگلتر، جوانتر و خوش لباستره 12-    دوست داریم که دوست داشته شویم بغل کردن، نوازش، تکستهای وقت و بی وقت عاشقانه.. ممکنه بهتون بگیم لوس ولی نمیتونیم منتظر حرکتت بعدیتون بشینیم 13-    معمولا ازتون عصبانی هستیم دلیلش؟ دلیل خاصی نداره، تقصیر استروژنهاست 14-    ما دوست داریم نقش اول بازی کنیم
مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم دختری که کسی منتظرش نیست دلم می خواهدت..

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

این روزها همه در جستجوی راهکارهایی برای کاهش هزینه های خانه و زندگی هستند که یکی از این راه کارها که از سالها پیش نیز تبلیغات وسیعی برای آن شده، استفاده از لامپ های کم مصرف است.

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»
کنترل صفرهای قبض برق 1 درصد بسیار پولدار دنیا 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین اولین تولد کافه ویسپو به یخچال تان عمری دوباره ببخشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

مسایل جنسی، منطقه ممنوعه خانواده ها

پا گذاشتن به منطقه ممنوعه است. صحبت كردن از مسایل جنسی حرف زدن از ناگفته هاست. در ایران كمترمادری پیدا می شود كه به دختر خود آموزش های لازم جنسی را بدهد. هنوز هم اگر زنی در میانه دهه های چهارم و پنجم زندگی بخواهد از این قبیل مسایل حرف بزند صدایش را پایین می آورد و قبل از آغاز به حرف از مخاطب خود معذرت خواهی می كند.هرچند در نسل های جدید این مسایل مانند دیگر مسایل زندگی شده و راحت تر درباره آن سخن می گویند اما هنوز در بین بسیاری از خانواده ها صحبت از مسایل جنسی پا گذاشتن به منطقه ممنوعه است. شاید برای همین پنهان كاری و حجب و حیای مادران مان بوده است كه مسایل جنسی یكی از معضلات نسل امروز جامعه ما شده است. هر چند كه باید قبول كرد شاید زنان نسل گذشته هم آگاهی چندانی از آن نداشتند كه بخواهند دختران شان را آموزش دهند.

امروز روز بین المللی ترک سیگار

روز جهانی ترک سیگار هر سومین پنجشنبه نوامبر در بسیاری از نقاط جهان جشن گرفته می شود. این واقعه در سال 1977 توسط انجمن سرطان آمریکا برای پیشگیری از مصرف تنباکو و ارتقاء سلامت به وجود آمد.
در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟ زنان در جنبش بحرين آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

خانم ها همیشه مقدم نیستند

دختر خانم ها، خیلی خوب است که ساده باشید و خودمانی رفتار کنید. اما مهمترآن است که بدانید طرز رفتار مناسب با شما باید چگونه باشد. هیچ چیز زشت تر از دیدن این صحنه نیست که یک خانم جوان در را برای یک آقا باز کند یا در رستوران گارسن را صدا کند.

رازهای دلبری زنانه

وقتی صحبت از جذب و جلب توجه مردان می شود شاید صدها روش درست و غلط در این زمینه وجود دارد. دلیل اصلی اش این  است که مردان مشغول حدس و گمان خودشان هستند و مهم نیست چه علامتی بدهید یا حرفی بزنید. اگر از مردی خوش تان آمده است راه دیگری ندارید جز آنکه از راه های غیرمستقیم نشان دهید که او را فرد جالبی می دانید. برای همین اجازه بدهید از اول ماجرا شروع کنیم. جذب مردان با چشمک زدن و غنچه ایی کردن لب و حتی بر زبان آوردن کلمات صریح، نمی تواند میسر گردد. احساس اغواگری باید از لحظه ایی که از خواب بر می خیزید، لباسی که انتخاب می کنید و توجهی که به خودتان نشان می دهید .شروع شود. اینها یعنی قدرت و جذابیت شخصی… 1- نشان دهید که به او نظر دارید برای این کار قبل از هر چیز، مطمئن باشید که در موقعیت خوبی از ابراز وجود هستید. یادتان باشد هر آدمی بعضی روزهای شلخته دارد. گاهی بداخلاق و خسته است. روزهایی هم هستند که همه چیز آرام و راحت سپری می شود. باید متوجه حس و نشاط و انرژی خودتان باشید. به عبارت دیگر باید در بهترین حالت وجودی تان باشید. 2- بروز احساسات زنانه برای مردان، اجتماعی بودن و حرف زدن و حتی صمیمی بودن زنان، نشانه جالبی است ولی صحبت در باره جذابیت و کششی است که باید در زنان ببینند. میل و تمنایی که می خواهید منتقل کنید باید آرام و با وقار باشد. حرف زدن آرام با چاشنی طنازی شروع خوبی است. او بخصوص باید بفهمد برای تان دلنشین است که با گفتگو می کنید. یادتان نرود که احساسی بودن با سکسی بودن فرق دارد. اصلا به فکر این نباشید که از نظر جنسی او را اغوا کنید. اداهای جنسی در آوردن برای زنانی است که به خودشان و جذابیت زنانه شان اعتماد ندارند. 3- اعتمااد به نفس برای به دست آوردن مردان خاص و قدرتمند نمی توانید خجالتی باشید. باید به اندازه او قدرتمند و سرشار  و خاص باشید. این یعنی بدانید چه می خواهید و با چه قدرتی دنبالش هستید. باید این میل و تمنا برای به دست آوردنش را در خودتان بپرورانید. وقتی احساس کردید که او حق شما است به خودی خود یک حس و حضور در شما ایجاد می شود که جذابیت شما را بروز خواهد داد. 4- سکوت اجازه دهید حرکات بدن و دست و ایما و اشاره و نگاه تان حرف بزند. بدون حرف زدن نشان دهید که هم خواستنی هستید و هم او را می خواهید. خیلی صریح تر بگویم هر حرکت ساده شما باید گویای جادوی زنانه تان باشد. مردان با تمام وجود، این رفتارهای متین، با وقار و جذاب را می فهمند.
چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟ مصایب مهربانی چرا مردم در کامنت‌ها فکر می‌کنند بهتر از همه می‌دانند؟ چرا جذاب نیستم؟ پاسخ تست روانشناسی

زنان حادثه

سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌

شریه نیویورکر در بخشی از گزارش مفصلی که درباره تحقیقات علمی دانشمندان برای مبارزه با ویروس ابولا منتشر کرده است، به فعالیت‌های یک دانشمند آمریکایی ایرانی‌تبار به نام پردیس ثابتی، استادیار زیست‌شناسی در دانشگاه هاروارد در مبارزه با اپیدمی ابولا می‌پردازد که سرپرستی تلاش‌های آمریکا برای خواندن ژنوم انسان و تمام کروموزوم‌های موجود در ویروس ابولا را بر عهده دارد. خانم ثابتی مسئول آزمایشگاهی در دانشگاه هاروارد است، و پژوهش‌های مربوط  به ژنوم ویروسی در انستیتوی «براد» وابسته به دانشگاه‌های ام.آی.تی و هاروارد را سرپرستی می‌کند. ژنوم انسان ماده ژنتیکی است که حاوی دستورالعمل‌های ارثی برای ساخت، پیشبرد و نگهداری او را داراست و از مولکول‌های دی‌ان‌ای متمایز از یکدیگر، به نام کروموزوم تشکیل شده است. پردیس در خواندن و تجزیه و تحلیل ژنوم‌‌های اندام موجودات زنده متفاوت، بویژه در مطالعات مربوط به سیر تکامل ویروس – شیوه‌ای که ویروس‌ها در گذر زمان برای تطبیق دادن خود با محیط، تغییر می‌کنند – تخصص دارد. خانم ثابتی و گروهش در طول تابستان به خواندن ژنوم‌های ابولا ادامه دادند، و نتیجه مطالعات آنها در وبسایت مرکز ملی برای اطلاعات فناوری زیستی منتشر شد، تا دانشمندان در هر کجای این دنیا بتوانند آنها را بی‌درنگ مشاهده و بررسی کنند. سپس، در اواخر ماه اوت (اوایل شهریور ماه) مقاله‌ای در مجله معتبر «ساینس» (علوم) منتشر می‌کنند که در آن نتایج تحقیقات خود را به تفصیل شرح می‌دهند. خانم ثابتی در این زمینه می‌گوید «این کار نشان می‌دهد که شما می‌توانید ابولا را به موقع تجزیه و تحلیل کنید. این ویروس تنها نیست. حالا ما وارد آنچه که ویروس انجام می‌دهد شده‌ایم، و اکنون می‌توانیم در هر لحظه تشخیص دهیم در حال مبارزه با چه چیزی هستیم.» خانم ثابتی و تیم او اینک راهی پیدا کرده‌اند که ویروس ابولا را، در حالی که تغییر می‌کند، مشاهده کنند. حالا آنها دشمن خود را می‌بینند؛ معنایش این است که ویروس ابولا در حالی که تغییر می‌کند، می‌تواند به سرعت دگرگون شود، و دانشمندان همچنین ممکن است بتوانند شاهد جهش آن در جهات خطرناک باشند. دکتر پردیس ثابتی در ام.آی.تی در رشته زیست شناسی به تحصیل پرداخت. در سال ۱۹۹۷ میلادی (۱۳۷۶ خورشیدی) به کسب مدرک کارشناسی علوم نائل شد، در سال ۲۰۰۳ در دانشگاه آکسفورد در رشته ژنیتک تکاملی تحصیلات خود را کامل کرد و مدرک دکترا گرفت، و پس از آن در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵ خورشیدی) با درجه ممتاز از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد، با اخذ مدرک دکترای پزشکی فارغ‌التحصیل شد. اما او فقط یک دانشمند نیست؛ در اوقات فراغت برای گروهی به نام «هزار روز» می‌خواند و به ترانه سرای مشغول است. با این حال، فعالیت‌های او در زمینه تحقیقات علمی بر روی ویروس ابولا، موجب شده است انتشار چهارمین آلبوم گروه به تاخیر بیافتد.

بانوی اول آرژانتین در بیمارستان

کریستینا فرناندز، نخستین زن در آرژانتین است که از طریق انتخابات، بعنوان رییس جمهور از سال ۲۰۰۷ میلادی قدرت را در این کشور به دست گرفته است. وی که بعد از اتمام دورۀ ریاست جمهوری همسر خود، نستور کرشنر، به این سمت انتخاب شد، در اکتبر سال ۲۰۱۱ نیز توانست برای دومین بار در انتخابات ریاست جمهوری این کشور پیروز شود. وی در نخستین نطق ریاست جمهوری خود، با اشاره به مشکلاتی که ممکن است به خاطر زن بودنش ایجاد شود، گفت: “ایفای وظایف ریاست جمهوری ممکن است برای من به دلیل زن بودنم مشکل تر باشد اما حتی اگر فرد خیلی پرکاری باشیم و یا خیلی حرفه ای به کاری که می کنیم اشراف داشته باشیم، باز هم با مشکلاتی مواجه خواهیم شد. با این حال، فکر می کنم من قدرت و توان انجام این وظایف را داشته باشم.” کریستینا فرناندز، در هنگامی که همسرش رییس جمهوری آرژانتین بود نیز در نقش بانوی نخست، حضور پررنگی در سیاست این کشور داشت و طرفداران وی معقتدند رییس جمهوری آرژانتین هوش سیاسی بیشتری از همسر فقید خود در جایگاه ریاست جمهوری دارد. می توان گفت کریستینا فرناندز، از ماه مه ۲۰۰۳، پس از آنکه، نستور کیرشنر به ریاست جمهوری آرژانتین رسید، تمرین برای ریاست جمهوری در این کشور را آغاز کرد. در آنزمان، آرژانتین با بحران مالی و اقتصادی شدیدی روبرو بود و اصلاحات اقتصادی دولت در آن هنگام، به دور شدن این کشور از این بحران کمک کرد. خانم فرناندز به همراه همسر خود برای موفقیت اصلاحات اقتصادی از جمله کاهش واردات و تلاش برای بالا بردن صادرات در جهت افزایش تولیدات داخلی تلاش بسیاری کرد و همین امر یکی از دلایل محبوبیت وی در میان مردم آرژانتین بود. نستور کرشنر، در سال ۲۰۱۰ و سه سال بعد از آنکه قدرت را به همسر خود سپرده بود، در گذشت و شوک احساسی ناشی از این مرگ، مردم آرژانتین را بیش از بیش با کریستینا فرناندز همراه کرد. علیرغم محبوبیت وی در آرژانتین، مشکلات اقتصادی موجب اعتراض های زیادی شده است. در سال ۲۰۰۸، تظاهرات و اعتصاب سراسری کشاورزان در اعتراض به افزایش مالیات بر صادرات، کریستینا فرناندز را با یک بحران سیاسی جدی روبرو کرد. با این حال، یکسال بعد و در سال ۲۰۱۱، وی توانست نتیجۀ انتخابات ریاست جمهوری را از آن خود کند و برای دومین بار بعنوان رییس جمهوری این کشور انتخاب شد. کریستینا فرناندز، در دورۀ دوم ریاست جمهوری، قانون منع ازدواج برای همجنسگرایان را لغو کرد و برنامۀ ملی سازی و همچنین کمک های اجتماعی به خانواده های کم درآمد و بازنشته ها را به اجرا گذاشت. در عرصۀ سیاست خارجی، وی روابط بسیار حسنه ای با کشورهای آمریکای لاتین از جمله برزیل و بولیوی دارد. ضمن آنکه توانسته است آرژانتین را به عضویت گروه کشورهای بیست در بیاورد. رییس جمهوری آرژانتین از هنگامی که به عنوان یکی از بازیگران صحنۀ سیاست این کشور، وارد این عرصه شده، همواره سعی کرده است شخصیتی قوی از خود نشان بدهد و بارها در سخنرانی های خود، تاکید کرده است که ابتلا به عارضه مغزی، مانعی برای انجام وظایف ریاست جمهوری وی نخواهد بود.  
نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه گلناز؛ گزارش یک تجاوز وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند

حقوق زنان

چطور می شود نفقه را گرفت

بسیاری به دفتر وكالت مراجعه می كنند و از ما می پرسند چطور می توانند نفقه خود را بگیرند. اگر این سوال شما نیز هست، این مطلب را بخوانید. برای نقد كردن نفقه زن می تواند دو نوع شكایت حقوقی و كیفری مطرح كند. یكی دادخواست حقوقی ودیگری شكایت كیفری است . در دادخواست حقوقی وقتی زن از شوهرش تمكین می كند اما شوهر از دادن نفقه خودداری می كند زن می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دعوی حقوقی برای گرفتن نفقه محكومیت شوهرش را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد .در این صورت دادگاه پس از بررسی ادعای زن حكم به پرداخت نفقه خواهد داد . اما اگر شوهر محكوم به پرداخت نفقه شود اما مرد امتناع كرد یا واقعا در فقر باشد یا به قول خودش بخواهد زن را اذیت كند زن می تواند درخواست طلاق كند و قاضی مرد را مكلف و مجبورخواهد كرد كه او را طلاق دهد .در واقع یكی از اهرم های فشار برای زنان همین حق نفقه است كه در دادگاه ها علاوه بر مهریه آن را از شوهر مطالبه كنند. اما راه حل دیگر برای نقد كردن نفقه شكایت كیفری است كه علاوه بر دادخواست حقوقی از آنجا كه عدم پرداخت نفقه در قانون ایران جرم است زن در صورتی كه نفقه اش پرداخت نشود می تواند با مراجعه به دادسرای عمومی تعقیب جزایی شوهرش را از دادگاه بخواهد و در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محكوم خواهد شد . در ماده 642 ق.م.ا(قانون مجازات اسلامی) آمده است: هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تادیه نفقه دیگر اشخاص واجب النفقه امتناع كند دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم خواهد كرد.

وقتی کلمات جنسیتی می‌شوند: نواربهداشتی در مشمّای سیاه

جنسیت‌تان را به من بگویید. مرد هستید یا زن؟ می‌خواهم ببینم برای حرف زدن با شما از چه کلماتی استفاده کنم! حتما برایتان پیش آمده که بعضی از صحبت‌هایتان را مختص به همجنس‌های خودتان بدانید یا زنانی را دیده‌اید که هنگام ورود همکار مرد، حرف‌شان را قطع یا موضوع صحبت را عوض می‌کنند یا مردانی که در جمع دوستان همجنس‌شان، دایره واژگانی متفاوتی دارند و از کلماتی استفاده می‌کنند که خودشان اعتقاد دارند در حضور زنان نباید از آنها استفاده کرد. چرا ما کلمات را تقسیم بندی می‌کنیم و به دو جنس زن و مرد، دایره واژگانی متفاوتی را اختصاص می‌دهیم؟ زبان فارسی خلاف بسیاری از زبان‌های بین‌المللی دیگر، از لحاظ جنسی زبانی خنثی به شمار می‌رود. یعنی اجزای زبان، ضمایر، اسامی و افعال، وجه جنسیتی ندارند. اما مثل تمام زبان‌ها گاهی بعضی لغات و کلمات دارای ارزش های جنسیت محور هستند. برای مثال «مردم» که از ریشه مرد یا «آدمی» که از ریشه آدم (انسان اولیه تاریخ) گرفته شده است. اما بیشتر لغات کاربردی زبان فارسی مثل اسامی اشخاص و اشیا و مشاغل، فاقد بار جنسیتی هستند. اینکه در یک گروه خاص، زبان خاصی مرسوم باشد، یک مسأله طبیعی است. مثلا در گروه همسالان. نوجوانان دایره واژگانی خاصی برای خودشان دارند که ممکن است از آن کلمات در حضور خانواده استفاده نکنند. یا گروه دوستان در شبکه‌های اجتماعی. مثلا ممکن است افراد در توییتر زبان خاصی برای نوشتار خود داشته باشند و از کلمات و اصطلاحاتی استفاده کنند که از استفاده آن در جمع همکاران یا خانواده خود پرهیز کنند. این یک مسأله طبیعی است که بر اساس سن، شغل، ویژگی‌های هنری و اجتماعی افراد و… گروه‌های زبانی مختلف داشته باشیم. اما اینکه بر اساس جنسیت افراد، گروه‌های مختلف زبانی شکل بگیرد و حوزه استفاده از عبارات و اصطلاحات بر مبنای زن و مرد بودن افراد مشخص شود غیرطبیعی است. شاید فکر کنید این استفاده متفاوت از کلمات ریشه در مذهب دارد. اما اگر نگاهی به کتاب‌های مذهبی انواع دین‌ها بیندازیم، می‌بینیم حتی در بستر نظام مردانه، بیان آنها وارد حوزه‌های مربوط به زنان می‌شود و تفکیک جنسیتی در زبان این کتاب‌ها جایی ندارد. مثلا در قرآن بارها اسم آلت زنانه (به همان شکلی که در زبان عربی بین مردم مرسوم است) آورده شده. یا در کتاب‌های رساله مسلمانان به راحتی راجع به مسائل مربوط به زنان صحبت شده و سانسور کلمه اتفاق نیفتاده است. در کتاب‌های عرفانی ما مثل مقالات شمس نیز می‌بینیم که هیچ اهمّیتی برای استفاده یا عدم استفاده از کلمات قائل نبوده‌اند و بر مبنای نیاز زبانی و بستر اجتماعی هر نوع کلمه ای آورده شده است. از طرفی این تفکیک جنسیتی زبان، مسأله‌ای است که حتی بین جوان‌ترها و کسانی که به گفته خودشان به دین و مذهب خاصی اعتقادی ندارند اتفاق می‌افتد. می‌شود نتیجه گرفت که این مسأله مربوط به فرهنگی است که ما در آن رشد کرده‌ایم و آنقدر با ما عجین شده که حتی برای رفتارهایمان دنبال دلیلی نمی‌گردیم. از خیلی زنان  و مردان که سوال کنیم چرا بعضی کلمات را در حضور یا در دیالوگ با غیرهمجنسشان استفاده نمی‌کنند، هیچ جوابی برای این سوال ندارند و دوباره برمی‌گردند به جمله‌ای که فقط نفی گفت وگوی آزاد و بدون درنظر گرفتن جنسیت است. بیایید دنبال علت های این مسأله بگیردیم و رفتار افراد را واکاوی کنیم: ۱- خیلی وقت‌ها زنان جامعه ما بعضی از کلمات را در مقابل گروه مردان به کار نمی‌برند زیرا هراس دارند که با به کار بردن آن کلمات و اصطلاحات، نظر مردان راجع به آن‌ها عوض شود. کلماتی که به راحتی در جمع‌های خصوصی زنانه ابراز می‌شود. مثلا کلمه «پریود» یا اسم آلت جنسی. حتی اگر این کلمات در بستر صحبت‌های معمولی و بیان وضعیت جسمی بوده باشد زنان از استفاده آن در مقابل مردان پرهیز می‌کنند. آیا واقعا نظر مردان با شنیدن بعضی از عبارات از دهان زنان درباره آنها عوض می‌شود؟ متاسفانه بله! اما آیا این دلیل خوبی برای عدم استفاده از این کلمات در بسترهای معمول زبانی است؟ خیر. مثل این می‌ماند که زن‌ها برقع بپوشند چون از نگاه کثیف بعضی از مردان هراس دارند و مثل این است که از این رفتار اشتباه دفاع کنیم. متاسفانه گاهی حتی خود زنها نیز دیدگاه‌شان نسبت به زنی که از این کلمات در حضور مردها استفاده می کند منفی است و اعتقاد دارند بعضی کلمات مختص گروه زنان و بعضی مختص جمع مردانه است. زنی که پا روی این تفکیک جنسیتی می گذارد، تن به خودسانسوری نمی‌دهد و از زبان بر اساس نیازهای خود استفاده می‌کند، حتی در دیدگاه بعضی زنان به عنوان یک خطر بالقوه شناخته می‌شود که قابلیت این را دارد که همسرشان را از چنگ‌شان در بیاورد! چرا؟ اگر از این زنها و مردها بپرسیم با بیان یک کلمه چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ چه چیزی عوض می‌شود؟ خیلی وقت‌ها جواب قانع کننده‌ای برایش نخواهند داشت. ۲- بعضی از مردها اعتقاد دارند اگر کلماتی را در حضور جمع زنانه به کار برند، قبح این مسأله شکسته خواهد شد و زنان وارد حوزه‌ای خواهند شد که سال‌هاست از آن منع شده اند و بعد از آن زن‌ها می توانند بدون سانسور بنشینند و درباره آن مسائل با مردها به بحث و گفت وگو بپردازند. خیلی از این مسائل در حوزه جنسی قرار می گیرد که جامعه مردسالار سعی کرده زن‌ها را از آن دور نگه دارد و به مسائلی نظیر تولید مثل و خانه داری و… مشغول کند و فقط این حوزه و حرف زدن درباره آن را برای شوهر جایز بشمارد. انگار این کلمات کلید وارد شدن به دنیایی هستند که در آن اتفاقاتی غیرقابل پیشبینی رخ خواهد داد. در جامعه ای که از کودکی، خودسانسوری به ما آموزش داده می‌شود، حتی استفاده از بعضی کلمات در بستری اجتماعی نیز خارج از ادب تلقی می‌شود. شاید بتوان گفت که جامعه ما برای زبان، تقدس خاصی قائل است. در ادبیات معاصر ما نیز شاهد این هستیم که مردم اعتقاد دارند بعضی کلمات نباید وارد شعر شود. اگر از آنها دلیل این «نباید» را بپرسیم. جواب می دهند چون این کلمات غیرشعری هستند. یعنی جواب تنها صورت سوال است و دربرگیرنده هیچ دلیل واضح و منطقی ای نیست. ۳- غیرت! یعنی احساس مالکیت یا دلواپسی از دست دادن و به عبارتی همان حسادت جنسی. بعضی از مردها فکر  می‌کنند اگر زنی درباره بعضی مسائل، عموماً مسائل جنسی و جنسیتی، در حضور مردهای غریبه و نامحرم صحبت کند این گونه تلقی می‌شود که این زن تمایل به برقراری ارتباطی فراتر از معمول با آن مردها دارد. احساس می‌کنند مسأله‌ای که به واسطه تربیت کودکی و فرهنگ جامعه تنها به آنها (شوهر) تعلق داشته حالا دارد در مقابل مردهای دیگر هم بیان می شود. و وقتی خود را در شنیدن این کلمات و مورد خطاب واقع شدن این اصطلاحات (مثلا خصوصی) با مردان دیگر شریک می‌دانند احساس خشم و عصبانیت و احساسِ «از دست دادن» می‌کنند که به «غیرت» تعبیر می‌شود. فرهنگ جامعه مردسالار ما این واژه و رفتارهای مربوط به آن را یک ویژگی مثبت مردانه قبولانده است و حتی شاهد این هستیم که زن‌ها تمایل دارند شریک زندگی شان باغیرت باشد. یعنی به روابط آن ها حسادت کند و این حسادت جنسی را به اشتباه نشان دهنده میزان مهر و علاقه آن فرد به خودشان می‌دانند. می‌توان فکر کرد و علت‌های بیشتری برای این قضیه برشمرد اما همه این دلایل برمی‌گردد به آموزشی که جامعه مردسالار از بچگی برای ما درنظر گرفته و رفتارهای زنانه /مردانه و کلمات زنانه/مردانه را تعریف کرده است. این نظام آموزشی نه فقط در مدارس بلکه سال ها قبل تر از آن در خانواده شروع می‌شود. همان طور که در طرز لباس پوشیدن، شیوه های بازی کودکانه و رفتارهایی مثل گریه کردن، رقصیدن و… بین دختر و پسر تفاوت های غیرواقعی ایجاد کرده، در نظام زبان هم دو دایره واژگانی متفاوت قرار داده است. در بزرگسالی نیز نهادهایی وجود دارند که این رفتار و منش را تقویت می کنند؛ مثل دوران سربازی که بر اساس نظام‌های تقابل دودویی زن و مرد به وجود آمده اند و رفتارهای زن ستیز در آن تقویت می‌شود. علاوه بر این سیاست‌هایی که در جامعه اعمال می شود مثل تفکیک جنسیتی دانشگاه ها، تفکیک جنسیتی کتب درسی و امثال اینها نیز باعث دامن زدن به تفکیک جنسیتی حوزه زبان و در نتیجه خودسانسوری بیشتر می‌شود. مطمئناً حل این مشکلات درهم تنیده فرهنگی که مجموعه پیچیده ای از علت و معلول ها ساخته است، کاری زیربنایی و بنیادین طلب می کند. اما اینکه چگونه می‌توان با وجود زبان مردانه، قوانین و فرهنگ زن ستیز و از همه مهم‌تر زنانی که خود در این فرهنگ مردانه بزرگ شده‌اند و این تفکیک‌های جنسیتی در عمیق‌ترین نقاط ضمیر ناخودآگاهشان ریشه کرده است به تغییریاساسی و پایدار دست زد، سؤالی مهم‌تر و اساسی تر است که پاسخ به آن در عمل با دشواری‌هایی تازه و ریشه‌ای‌تر روبه‌رو خواهد شد. فاطمه اختصاری
بیش از صد میلیون زن ختنه شده در جهان زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند ماجرای ختنه شدن من آیا معاون نخست‌وزیر سوئد می‌خواسته ترامپ را دست بیاندازد؟ زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند