1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این روزها چندین بار برایم پیش آمده که از دوستی برای رفتارش رنجیده ام و چند ساعتی درگیری ذهنی داشته ام. نازنین دوستی دارم که وقت هر دلتنگی سوی او دارم دست. تلفنی حرف زدیم و گفتم ماجرای دلگیری ام از دوست مشترک مان را. حرفی زد که برایم بسیار جذاب بود. گفت تو از آن آدم خشمگینی برای همین هر حرفی به تو می زند تو را بهم می ریزد و می رنجاند. یا با او حرف بزن و برای همیشه سنگ هایت را بکن یا این آدم را کم کم از زندگی ات حذف کن و فراموش اش کن. گفتم نمی خواهم رابطه ام را قطع کنم بلکه می خواهم خودم را دریغ کنم و اصلا برایم مهم نیست که بفهمد چه می کنم یا نه. من حدود دوستی ام را محدود می کنم و سعی می کنم از خودم مراقبت کنم. گفت من همه حرف های این آدم یا شاید بدترش را به تو می گویم اما تو دلگیر نمی شوی .هیچ به این نکته فکر کردی ؟

تلفن را قطع کردم و چند ساعتی با خودم کلنجار رفتم که جواب سوال را پیدا کنم. گاهی دوستان خیلی نزدیک ام برای بودن با من وقت ندارند یا برای بیرون آمدن حوصله نمی کنند اما من نه تنها ناراحت نمی شوم که حس خوبی دارم که چقدر دوستان ام با من راحت اند که خودشان را در معذوریت نمی گذارند اما از آدم های کمی دورتر ناراحت می شوم یا توقع ندارم که خیلی حرف ها را بزنند یا بعضی رفتارها را بکنند. فهمیدم که وقتی کسی در اصطلاح عامیانه برادری اش را در رفاقت به من ثابت می کند دیگر من از رفتارهایش نمی رنجم. چند سال پیش با فلامک جنیدی گپ می زدیم. گفت که من سه دوست صمیمی دارم که هرچه پشت سرم بگویند نه تنها ناراحت نمی شوم بلکه کنجکاوی ام قلقلک می آید که چرا این دوستان درباره من این حرف را زده اند. حرف فلامک خیلی برایم جالب بود خصوصا اینکه هر سه نفر را می شناختم. من هم فکر کردم که چند تا دوست صمیمی دارم که هرچه درباره من بگویند مرا ناراحت نمی کند و امروز خوشحالم که بگویم من هم چند تایی نازنین رفیق دارم که دل ام با بودن شان قرص است. همان هایی که از نان شب واجب ترند. آن ها همان هایی هستند که دکمه نقطه ضعف من دست شان است اما هرگز آن را فشار نمی دهند که مرا خشمگین کنند. شما هم فکر کنید ببینید چند تا از این دست نازنین دوستان دارید.

دیدگاه‌ها  

+1 # mina 1390-08-14 12:21
are vaghean manam fekr konam in hessse shomaro mifahmam . daghighan hamintore
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # صبا 1390-08-14 12:38
این یه مورد رو واقعا درک کردم. آره از دست کسی که عصبانی هستیم زیباترین حرفشم رو اعصاب آدم میره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # gisou 1390-08-14 14:25
delam gereft . che nasre zibaie . dousesh dashtam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سعید 1390-08-14 23:17
سلام
منم میتونستم شخصی رو داشته باشم که هر چی بهم بگه ناراحت نشم . برام دعا کنید که روزی بتونم ببینمش مـثل روز یکشنبه 4/5/88 که آخرین بار که دیدمش و بهش بگم که چقدر دوسش دارم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سونا 1390-08-15 04:20
سعیداقا واستون ارزوی کامیابی میکنم....اره واقعا همینطوره...حتی اگه بخواد منو بکشه هم ازش ناراحت نمیشم وبازم بهش میگم چقدر دوسش دارم....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-08-15 14:27
مرسی از شماها که دوستی ها انقدر براتون مهمه که وقت گذاشتین و این مطلب رو خوندین. امیدوارم ابدی باشه دوستی هاتون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # فرنوش کیانی 1390-08-15 18:03
سمیه جون دوستت که می تونم حدس بزنم کی بوده کاملا درست گفته.باهاش موافقم.امیدوارم همیشه پاینده باشی عزیزم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیه نصیری ها 1390-08-15 21:01
فرنوش کیانی : تو هم جز همون گنجینه دوستان خوب منی. خوشحالم که هستی. بمون لطفا همیشه .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Fama 1390-08-16 14:01
مث همیشه عالی بود
عالی
عالی
نوشته هاتو دوست دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-08-16 14:05
فاما : نوشته هام تو رو دوست دارن یار همیشگی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # شهره 1390-08-16 23:58
چه سایت زردی...این حرف‌های خاله زنکی چیه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سوگند 1390-08-17 00:30
شهره جان تو خوبی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # شهره 1390-08-17 02:21
آره خوبم سوگند جان. این متن رو بخون، ببین مثلا نویسنده اش اصلا چی نوشته؟ من از دست فاطی دلخور بودم به سکینه زنگ زدم گفت غصه نخور، بعد فلامک جنیدی گفت من سه تا رفیق فابریک دارم (تاکید بر فلامک جنیدی برای این که بگه بعععله ما دو تا هنرپیشه می شناسیم). خب که چی؟ از سر تا ته این نوشته چی در می آد؟
والله به خدا.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سوگند 1390-08-17 11:43
شاید منم خیلی عاشق این نوشته نباشم ولی می بینی که خیلیا دارن حال می کنن. لطفا الان نیا از عوام زدگی و اینا بنویس. یکی خوشش اومده یکی خوشش نیومده یکی حالش به هم خورده. به نظر من آدم اگه با چیزی حالی نمی کنه مجبور نیست بیاد داد بزنه بگه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سینا 1390-08-17 15:32
همچون مادری که از فرزندش ناراحت نخواهد شد....دوستی های قوی هم میتونه مثه یه رابطه ی خونی باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-08-17 15:48
خانوم شهره از سر تا ته این نوشته این برمیاد که قدر دوستی هامون رو بدونیم اما به هر حال اگه اینو نرسونده یعنی قلم من الکن بوده. مرسی که وقت گذاشتین و خوندین. امیدوارم یه چیزی بنویسم شما هم خوشتون بیاد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # niki 1390-08-18 15:30
vaghan . khob tabia tan hese ma nesbat be adama ru raftaremun khob tasir dare .
vaghti yeki barat ta hade maarg azize khob az kheili az raftarash narahat nemishi ta uni k beyne khodetun hado marzayi bahash dari
ama in dusta.... in rabete ha ... kheili ba arzeshe
man khodam tamame talashamo mikonam in rabete haro hefz konam .
unam man ...k b dust kheili vabastam :)
merc.ali buuuud
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سمیه نصیری ها 1390-08-19 02:04
نیکی : خوشحالم که قدر دوستی هاتو میدونی. دوست خوب مثل سرمایه خوبه. به نظرم تو آدم ثروتمندی هستی. خوب باشی همیشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # روشنک 1390-08-20 13:14
بسیار متن مزخرفی بود. یعنی خانم نصیری ها شما از هیچ دوست دیگه ای جز فلامک جنیدی نمی تونستی همچین جمله مسخره ای رو شنیده باشی؟ خیلی حسرت به دلین به خدا. رسما مزخرف بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # fateme 1390-08-22 15:23
hichi nagam sangintarm
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

کاش مادر بودم

روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز.

برای زندگی بجنگ

امروز صبح وقتی که کیسه زباله را به داخل  شوتیگ هول می دادم  کنار دریچه، گلدانی گذاشته بودند که هنوز حیات در آن جاری بود. چند ساقه سبز و باریک که در انتهای هر کدام از آنها چند برگ رنگ پریده زندگی می‌کردند.
...آنچنانکه تو هستی صد سال تنهایی من اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره زودتر شروع کن. من دوست‌ دخترت نیستم مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران

روز گذشته نشست «کار جنسی زنان، مواجهه با مسئله در ایران»، در انجمن جامعه‌شناسی ایران، با حضور دانشجویان و کارشناسان برگزار شد.   به گزارش شرق در این نشست دکتر بخارایی با طرح این مسئله که عوامل روی‌آوردن به تن‌فروشی مشترک است، بیان کرد: «عواملی مثل فقر، اعتیاد زن یا شوهر، ازدواج اجباری و تنوع‌طلبی مردان و در مواردی بالا‌‌بودن عرضه تن‌فروشی و کم‌بودن موقعیت ازدواج می‌تواند از عوامل روسپیگری باشد. مطابق آمار، ٤٠ درصد مردان متأهل مشتری این قشر محسوب می‌شوند و مطابق گزارش بهزیستی، سن دختران تن‌فروش به ١٦ سال رسیده و سن فرار از منزل دختران به ٩ سال کاهش پیدا کرده است و باید در نظر داشت که فرار نیز می‌تواند از عوامل تن‌فروشی محسوب شود». وی افزود: «در ایران مطابق آمار ثبت‌شده، چند هزار زن خودفروش وجود دارد و از میان آنها ١٢درصد را زنان متأهل تشکیل می‌دهند. البته باید در نظر داشت این تنها بخشی از آمار است که ما به آن دسترسی داریم چراکه روسپیگری در کشور عملی مجرمانه است». در ادامه این گفت‌وگو، دکتر مدنی افزود: «درحال‌حاضر مسئولان کمی وجود دارند که این پدیده را در کشور انکار کنند، اما زمانی ما تلاش می‌کردیم که بگوییم پنهان‌کردن این آسیب مشکلی را حل نخواهد کرد. از طرفی نکته‌ای که بسیار حائزاهمیت است این است که مشکلات اجتماعی در کشور، چه تن‌فروشی و چه اعتیاد، ریشه‌های ساختاری دارند و برای همین، راه درمان و حل مسئله‌ای مثل اعتیاد را به‌سختی می‌شود پیدا کرد یا درمورد پدیده روسپیگری نمی‌شود راه‌حل درستی پیدا کرد چون سیاست‌های کلان و نادرست اقتصادی- اجتماعی، ما را به سمتی برده که پیداکردن راه‌حل سخت شود».   وی افزود: «از سال ٨٤ تا ٩٢ به‌طورکلی مسائل اجتماعی در کشور نادیده گرفته می‌شد، اما متأسفانه باید بگوییم درحال‌حاضر نیز رویکرد دولت‌ها با آسیب‌های اجتماعی آشتی‌جویانه نیست و مسائل اقتصادی نیز از دیدگاه‌های کلاسیک پیروی می‌کنند تا به حل رشد اقتصادی برسند و این در حالی است که مسئولیت اقتصادی در حوزه معیشت مردم وخیم است. به همین دلایل مجموعه روند موجود نمی‌تواند حل‌کننده مسائل اجتماعی در کشور باشد، مگر اینکه دولت توجهی جدی به مسائل و امور اجتماعی هم‌شأن با مسائل اقتصادی داشته باشد». در ادامه این نشست، دکتر مدنی در پاسخ به دکتر بخارایی در رابطه با کشف باندهای تن‌فروشی در کشور افزود: «تخمین زنان تن‌فروش دشوار است. کلا نمی‌شود حتی از یک زن تن‌فروش مصاحبه دقیق علمی به عمل آورد.    در ادامه این نشست، دکتر اسدبیگی، رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی، با اشاره به کار جنسی و روسپیگری در ایران گفت: «در دهه ٨٠، در دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی، آقای معتمدی، مدیرکل وقت، اعلام کرده بود ٣٠٠ هزار زن روسپی داریم، در جلسه دیگری به علت فشارهای موجود این آمار اعلام‌شده به ٣٠ هزار رسید و سپس رئیس سازمان بهزیستی این آمار را به سه‌هزار نفر رساند. این در حالی است که سه‌هزار نفر اعلام‌شده از سوی رئیس سازمان بهزیستی، سه‌هزار نفر زن پذیرفته‌شده در مراکز بودند».   وی افزود: «درباره آمارهای روسپیگری در کشور اختلافات زیادی وجود دارد. مثل آمار اعتیاد که در ابتدا یک‌میلیون‌و٣٢٥‌هزار نفر اعلام شد و یک ماه بعد آمار اعلامی به بالای دومیلیون نفر رسید. به گفته خانم دکتر مینو محرز، ما ٥٠ هزار زن خیابانی داریم که از هر ١٤ نفر آنها، دو نفر مبتلا به اچ.آی.وی هستند. کار جنسی و کارگر جنسی موضوع مهمی است که شاید برای پرداختن دقیق‌تر و علمی‌تر باید از طرح مسئله آن قبح‌زدایی شود. البته نام کارگر جنسی به زنان روسپی در کشورهایی اطلاق می‌شود که روسپیگری را قانونی می‌دانند».

کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره

در شرایطی که بهای آب و برق و گاز و خدماتی از این قبیل در حال تغییر است شاید بد نباشد که در بعد کلان به میزان مصرف این انرژی ها در منزل جدید خود توجه نشان دهید. یکی از مهم ترین شاخصه ها استفاده از شیشه های دو جدار است.
آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ کار در خانه، فروش در اینستاگرام از پس اندازتان مراقبت کنید لامپ کم مصرف حامی محیط زیست 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین

مطالب تصادفی

گزارش روز

رستوران‌های شیک تهران؛ ورودی نیم میلیونی و منوهای بدون قیمت

روزنامه ایران در گزارشی از رستوران‌های «شیک» شمال تهران با ورودی نزدیک به نیم میلیون تومان و فهرست غذای بدون قیمت٬ نوشته که با وجود قیمت بالا٬ این رستوران‌ها «مشتری ثابت» دارند و هر چه قیمت بالاتر باشد٬ میل آنها برای «هزینه‌کردن بیشتر می‌شود». این روزنامه در شماره روز سه‌شنبه هفتم شهریور خود در مطلبی با عنوان «منوهای بی‌قیمت برای مشتری‌های وی‌آی‌پی»٬ نوشته که مشتریان «پولدار» این رستوران‌ها٬ «صورتحساب را بی‌چون و چرا پرداخت می‌کنند». نویسنده گزارش که مشتریان این نوع رستوران‌ها را «وی‌آی‌پی» نامیده٬ نوشته است: «مهم» بودن این افراد تنها به دلیل «پولدار» بودن‌شان است و به همین دلیل «می‌توانند هر وقت دلشان خواست راهی یکی از رستوران‌های لاکچری شوند و برای یک وعده غذا، چیزی حدود حقوق یک ماه یک کارمند ساده هزینه کنند». مجید٬ یکی از مشتریان این رستوران‌ها به خبرنگار ایران گفته که در این فضا «آدم احساس آرامش می‌کند. حس می‌کنی فرق داری. دقیقاً همین است. حس خاص بودن می‌دهد». وی که برای این احساس «خاص بودن»٬ باید تنها برای ورود یک نفر به این رستوران «شیک»٬ ۴۵۰ هزار تومان ورودی پرداخت کند٬ اضافه کرده که به خاطر مهمان‌هایش به اینجا آمده است. مجید همچنین گفته که «وقتی ۴۵۰ هزار تومان ورودی می‌دهید، حتماً برایتان مهم نیست که قیمت غذاها چقدر است. آنها پیشنهاد می‌دهند و شما انتخاب می‌کنید. در منو، قیمتی دیده نمی‌شود. برای هیچ چیز. نه پیش غذا، نه غذای اصلی و نه دسر و مخلفات». وی با اشاره به اینکه این رستوران‌ها با وجود قیمت‌های بالا٬ «مشتری‌های ثابتی» دارند٬ افزوده که «وقتی چنین رستورانی می‌روید باید بدانید قرار است پول زیادی خرج کنید. چیزی حدود دو میلیون برای سه نفر... به نظرم کاملاً غیرمتعارف است». آن‌طور که روزنامه ایران نوشته٬ این رستوران‌های «لاکچری» عمدتاً در «شمال تهران» قرار دارند و هر کدام برای جذب مشتری٬ «سبک و سیاق» ویژه‌ای دارند. بر اساس این گزارش٬ بیشتر مشتری‌های این نوع رستوران‌ها «دوست دارند غذای‌شان را در محیطی خاص و خلوت صرف کنند. دوست ندارند موقع صرف غذا، کسی مزاحم‌شان شود و خوش‌شان نمی‌آید صدای دیگران را بشنوند». به همین دلیل ورود کودکان زیر ۱۰ سال نیز برای پرهیز از بر هم خوردن سکوت این نوع رستوران‌ها ممنوع است. مدیر داخلی یکی از رستوران‌های «شیک» شمال شهر تهران به روزنامه ایران گفته که مشتری‌ها «دوست دارند این پول را خرج کنند. گاهی هرچه قیمت بالاتر می‌رود، میل‌شان برای هزینه کردن بیشتر می‌شود». وی علت بالا بودن قیمت غذاها در این نوع رستوران‌ها را نیز استفاده از «مواد درجه یک» و «مجموعه‌ای از خدمات و امکانات» عنوان کرده است. او افزوده که «اگر مشتری از قیمت‌ها ناراضی باشد، می‌تواند از رستوران دیگری که به لحاظ کیفیت خوب است و قیمت مناسب‌تری دارد استفاده کند». گزارشگر ایران به عنوان نمونه به قیمت یکی از سالادهای «پرطرفدار» یکی از این رستوران‌ها که ترکیبی از «خاویار و آووکادو با سس مخصوص» است اشاره کرده که نزدیک به چهارصد هزار تومان قیمت دارد. بر اساس این گزارش٬ مشتریان در صورت سفارش این سالاد٬ تا پیش از سفارش غذای اصلی٬ ۴۵۰ هزار تومان به عنوان ورودی و ۴۰۰ هزار تومان برای این سالاد هزینه کرده‌اند. پیش از این نیز گزارش‌هایی مبنی بر فروش همبرگر ۲۵۰ هزار تومانی که با «مواد خاص و گران پر می‌شود» و نیز بستنی ۱۵۰ هزار تومانی که از جمله تزئیناتش، «ورقه‌ای نازک از طلا است»٬ منتشر شده بود. خبرگزاری فارس شهریور ماه سال ۹۰ درباره این بستنی که در برج میلاد تهران سرو می‌شد و قرار بود قیمت آن ۴۰۰ هزار تومان باشد٬ مطلبی منتشر کرده بود. تقی گل‌رخسار٬ مسئول رستوران گردان برج میلاد تهران، در گفت‌و‌گو با این خبرگزاری گفته بود «دو گرم و ۳۰ سوت طلای خوراکی در این بستنی استفاده می‌شود...که فقط در آلمان تولید می‌شود و باید وارد کشور کنیم». فارس با انتقاد از فروش این بستنی در برج میلاد٬ نوشته بود که «استفاده از این برج فقط مخصوص اعیان و اشراف‌زاده‌هاست و افراد معمولی حتی یک‌بار هم نمی‌توانند از این رستوران استفاده کنند؛ این در حالی است که هزینه ساخت میلیاردی این برج را مردم پرداخت کرده‌اند». همان زمان، روزنامه آمريکايی واشنگتن پست در گزارشی از تهران نوشت که در رستوران گردان برج ميلاد، برخی از ثروتمندان ايرانی، بستنی با روکش طلا با قيمت ۳۰۰ هزار تومان می‌خورند. خبرنگار اين روزنامه در گزارش خود افزوده بود در حالی عده‌ای در تهران بستنی طلا می‌خورند که ايرانيان فقير به شدت به نان شب خود محتاجند.

هشدار ابتکار؛ ایران دچار معضلات شدید زیست محیطی است

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست می‌گوید هر منطقه‌ای که طرح‌های حفاظت از محیط زیست در آن ناکام بماند خسارت‌های سنگینی به کشور وارد می‌کند و "بازگشت به دوران تعادل نیز هزینه‌های بالایی در بر خواهد داشت." به گزارش روابط عمومی محیط زیست معصومه ابتکار روز دوشنبه (۱۵ مهر ۱۳۹۲/ ۶ اکتبر) در نشست کارگروه کاهش آلودگی هوا در استانداری البرز گفت: «هم اکنون که فرصت داریم باید برنامه‌ها را جدی گرفته و در سیاست‌گذاری‌ها گام‌ها را رو به جلو برداریم.» تاثیر آلودگی زیست محیطی بر سلامتی معصومه ابتکار برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری محیط زیست را پیش‌شرط توسعه پایدار خواند و تاکید کرد: «رسیدن به توسعه پایدار نیز به نوبه خود تعادل در اقتصاد و صنعت را در برخواهد داشت.» معاون رئیس جمهور گفت: «هزینه‌هایی که امروز مردم در بخش درمان متحمل هستند و تحت عنوان بیماری‌های آلرژی ، آسم و ...به بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند همگی ریشه در آلودگی زیست محیطی دارد و همین امر نیز وظایف دست‌اندرکاران این حوزه را خطیرتر می‌سازد.» در میان ۳۱ استان ایران، البرز با حدود ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار ساکن، دوازدهمین استان پرجمعیت کشور است. کرج، مرکز استان البرز یکی از هشت کلان‌شهر (شهرهایی با جمعیتی بالای نیم میلیون نفر) محسوب می‌شود. رئیس سازمان محیط زیست طرح‌های استان البرز برای رسیدن به شاخص‌های هوای پاک را مثبت ارزیابی کرده و می‌گوید: «رویکرد استان البرز با "سند توسعه محیط زیست" که به تصویب شورای برنامه‌ریزی نیز رسیده، مثبت بوده و ضروری است که بخشی از وظایف نیز در این حوزه با محوریت محیط زیست به شهرداری و شوراها واگذار شود.» ۵ روز هوای پاک در ۱۰ سال به رغم "رویکرد مثبت" استان البرز برای رسیدن به شاخص‌های هوای پاک، کرج نیز همچون دیگر کلان‌شهرهای ایران با آلودگی شدید هوا در اغلب روزهای سال روبروست. حسن پسندیده مدیرکل محیط زیست استان البرز از وجود ۳ هزار و ۶۰۰ واحد صنعتی آلاینده در این استان خبر می‌دهد که به گفته‌ی او ساماندهی وضعیت آنها "ضرورتی انکارناپذیر" دارد. آلودگی هوا در شهرهای بزرگ ایران، به ویژه در پایتخت موضوعی سابقه‌دار است که تا کنون اقدام قابل توجهی برای مقابله به آن انجام نشده است. این وضعیت هر سال و با بازگشایی مدرسه‌ها بحرانی‌تر می‌شود. یوسف رشیدی مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران هشتم شهریور ۹۲ به خبرگزاری ایسنا گفت: «آمارها نشان می‌دهد که طی ۱۰ سال گذشته شهروندان تهرانی در مهرماه تنها ۵ روز هوای پاک تنفس کرده‌اند.» رشیدی راه‌کار اصلی حل معضل آلودگی هوا در تهران و سایر شهرهای کشور را ارتقای کیفیت سوخت و خودروها و گسترش حمل و نقل عمومی عنوان می‌کند. خودروها و سوخت غیر استاندارد معصومه ابتکار سوم مهرماه وعده داد با تشکیل کارگروه کاهش آلودگی هوا برای بهبود وضعیت تهران و دیگر کلان‌شهرها اقدام‌های مشخصی، از جمله از رده خارج کردن خودروهای فرسوده و انتقال صنایع آلاینده به خارج شهر در دستور کار قرار بگیرد. محمدجواد نظری، عضو فراکسیون محیط زیست مجلس هفته‌ی گذشته با بیان این که آلودگی هوا با راهکارهای مقطعی کاهش پیدا نمی‌کند ابراز امیدواری کرد وعده‌ی دولت در مورد خروج صنایع از تهران و تشکیل کارگروه کاهش آلودگی عملی شود و تداوم داشته باشد. او به خبرگزاری مهر گفت: «با توجه به اینکه وارد نیمه دوم سال شده‌ایم و در این نیمه از سال آلودگی هوا به دلیل شرایط جوی و از طرفی بازگشایی مدارس افزایش می‌یابد اجرای بندهای طرح کاهش آلودگی هوا ضرورتی دو چندان می‌یابد.» عضو فراکسیون محیط زیست با اشاره به نقش سوخت خودروها در آلودگی هوا خاطر نشان کرد: «استاندارد کردن سوخت خودروها یکی از اولویت‌های طرح جامع کاهش آلودگی هواست اما همچنان روند این استاندارد کردن بسیار کند است و کسی به آن رسیدگی نمی‌کند.»
26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟ تاریخچه موسسه خیریه بهنام دهش پور زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه آمارهایی در ارتباط با روابط جنسی در ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

توجیه علمی خیانت زن

برای دانشمندان، تشخیص انگیزه مردان برای خیانت راحت بود. مردان برای تضمین هر چه بیشتر بقای خود و قبیله، طوری تنظیم شده بودند که بتوانند هر روز یک زن را حامله سازند و روز بعد یک زن دیگر … اما برای محققین این یک معما وجود داشت که چرا زنان خیانت می کنند؟ آن هم وقتی که حتی با افزایش شریک جنسی، زنان نمی توانند در طی یک سال، از چندین مرد باردار شوند. خیانت زنان غیرمعقولتر خواهد شد اگر بدانیم شانس کشته شدن و صدماتی که نصیب شان می شود نیز همیشه خیلی زیاد بوده است. این معمای خیانت زنان قبلا با فرضیه «ژن بهتر یا  good genes hypothesis » توجیه می شد. بر طبق این تئوری، زنان استراتژی دو گانه ایی برای زناشویی و باروری داشتند. زن از یک مرد برای تامین معاش و سرپناه استفاده می کرد ولی پنهانی از مرد دیگرکه ژن قویتر، سالمتر و البته جذابتر داشت باردار گردد. اما مشکل این نظریه در آن است که نمی تواند بگوید چرا زنان، زندگی زناشویی را ترک می کنند. فرضیه جدید یعنی the mate-switching hypothesis یا «تغییر شریک جنسی» با آنکه کمی فرصت طلبانه است ولی به هر حال شیوه رفتاری است که می تواند توضیح دهد زنان نیز بر اساس ضرورت های بقای نسل، خیانت می کنند. مهمترین شیوه مقایسه در این تئوری « ارزش زناشویی یک فرد یا mate value » است. زنان برای باروری، هزینه زیادی باید متقبل شوند. 9 ماه باید به نوزاد خود غذا بدهند. تا حدود چهار سال، کودک حاصل از زناشویی را باید با خود حمل کنند. نیاز به حفاظت و مراقب دارند. زنان به این خاطر باید با دقت تمام و بر اساس « ارزش زناشویی یک فرد»، زندگی شان را رقم بزنند. مشکل انسان های اولیه که در محاصره ترس از حیوانات درنده، ترس از انسان های درنده و حوادث و مرض های طبیعی بودند این بود که هیچ پیش بینی یا برنامه ریزی نمی توانستند داشته باشند. به همین خاطر، « ارزش زناشویی یک فرد»، ثابت نیست. برای مثال یک زن برای انتخاب شریک جنسی و پدر فرزندش باید مردی را که دسترسی به منبع غذایی دارد انتخاب کند. اما وقتی همان مرد در حین تعقیب سریع یک شکار، پرت می شد و قدرت  تهیه غذایش را از دست می داد. از این نوع اتفاقات و خطرها مدام  ارزش زناشویی انسانها را کاهش می داد. زنان پی بردند که تحت تاثیر انواع ماجراها و تصادفات طبیعی، مدام از ارزش شریک زناشویی شان کم می شد. برای همین زنان یاد گرفتند که برای تضمین بقای خود و فرزندانش، هر موقع لازم بود دست به تغییر شریک جنسی بزنند.

زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم

به گزارش زی‌نیوز، برخی از مواد غذایی و خوراکی‌هایی که زنان و دختران باید به منظور داشتن رحم سالم، آنها را در برنامه غذایی خود بگنجانید عبارتند از: آجییل و دانه‌ها آجیل و بخصوص بادام و بادام زمینی یکی از مواد غذایی سرشار از اسیدهای چرب امگا-۳ و غنی از کلسترول خوب محسوب می‌شوند که در از بین بردن فیبروم اثر شایان توجهی دارند و همچنین از ابتلا به سرطان رحم جلوگیری می‌کنند. مصرف این دسته از مواد غذایی به دختران و زنان توصیه می‌شود. سبزیجات مصرف مقادیر زیادی سبزیجات را در رژیم غذایی روزانه خود شروع کنید و آن را همیشه ادامه دهید زیرا سبزیجات از جمله منابع بزرگ تامین کلسیم، پتاسیم، منیزیم و انواع ویتامین‌ها هستند. این گروه غذایی همچنین سرشار از فیتواستروژن است که توانایی رقابت با استروژن بدن را دارد. علاوه بر این، به پایین آمدن سطح استروژن کمک می‌کند که به نوبه خود باعث توقف رشد تومور در رحم می‌شود. از مصرف سبزیجاتی چون کلم، اسفناج و گزنه هم غافل نشوید چون به حفظ تعادل قلیایی رحم کمک می‌کنند. میوه میوه‌ها منبعی غنی از ویتامین C و بیوفلاونوئیدها به شمار می‌روند و مصرف روزانه آنها می‌تواند مانع از رشد فیبروم در رحم شود. میوه‌ها همچنین می‌توانند سطح استروژن را در حالت عادی و طبیعی نگه دارند. افزون بر این، بیوفلاونوئیدهای موجود در میوه‌ها هم قابلیت پیشگیری از سرطان تخمدان و کمک به حفظ سلامت دستگاه تناسلی زنانه را دارند.  لبنیات فراورده‌های لبنی همچون ماست، شیر و کره غنی از کلسیم و ویتامین D هستند که برای حفظ سلامت رحم ضروری‌اند. کلسیم به حفظ سلامت استخوان‌ها کمک می‌کند و ویتامین D نیز نقشی حیاتی در حفظ رحم )
ساده ترین درخواست زنان در اتاق خواب تفاوت گریه در زنان و مردان پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان افزایش دوقلوها در جهان عوارض خود ارضایی

زنان حادثه

با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید

شاهزاده امنیت" لقب رسمی پریسا تبریز، مسئول امنیت اطلاعات بنگاه گوگل است. او زیاد اهل مصاحبه نیست و شمار عکس‌هایی که از او در اینترنت پیدا می‌شود، کمتر از انگشتان یک دست است. نشریه معتبر فوربس، سال گذشته پریسا تبریز را در میان یکی از ۳۰ چهره‌موفق زیر ۳۰ سال در عرصه فناوری در کنار مارک زوکربرگ، پایه‌گذار فیس‌بوک، جای داد. به تازگی خبرنگار مجله "ELLE" به دیدار این کارمند ارشد گوگل، در مقر این کمپانی در کالیفرنیا رفته و با وی گفت‌وگویی انجام داده است. گفت‌وگو در سالن کنفرانس گوگل انجام شده، چون طبق قوانین گوگل خبرنگاران اجازه ورود به ساختمانی را که پریسا تبریز در آن کار می‌کند، ندارند. در تمام مدت گفت‌وگو نیز یک محافظ این خبرنگار را همراهی می‌کرده؛ حتی هنگام رفتن به دستشویی. پریسا تبریز، ۳۱ ساله، در حومه شهر شیکاگو بزرگ شده است؛ مادرش پرستاری آمریکایی − لهستانی و پدرش یک پزشک مهاجر ایرانی است. او در سال ۲۰۰۷ به استخدام گوگل درآمد و دهمین عضو تیم کوچکی از هکرها در این کمپانی شد. وظیفه این تیم در یک کلام تأمین امنیت نرم‌افزارهای گوگل بود. اما اکنون این تیم گسترش یافته و بیش از ۲۵۰ متخصص امنیتی در گوگل مشغول به کار هستند. خبرنگار مجله "ELLE" می‌نویسد، پریسا تبریز برای گفت‌وگو در لباسی به رنگ همیشگی، سیاه، با چهره‌ای صمیمی و بدون آرایش ظاهر می‌شود و با لبخند می‌گوید: «این رنگ لاغر نشان می‌دهد.» پریسا تبریز آن طور که خود می‌گوید، در دوران کالج برای نخستین بار با کامپیوتر کار کرده و تا آن موقع وقتش را با هنر، ورزش و رقابت با دو برادرش سپری می‌کرده است. او که در ریاضی و علوم استعداد داشته، سپس وارد دانشگاه ایلی‌نوی شده و اندکی بعد نیز علاقه به امور کامپیوتری در او بیدار می‌شود.

فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد

سام (سامانتا) بلوم در تعطیلاتی خانوادگی از بالکن افتاد و بدنش از سینه به پایین فلج شد. تحت تاثیر این حادثه دچار افسردگی شدیدی شد اما نمی توانست تصور کند که یک جوجه زاغ که او نیز از لانه‌اش به زمین افتاده بود به او کمک خواهد کرد. وقتی خانواده سام، این جوجه زاغ را به خانه آوردند، شادی و نشاط به محیط خانواده آورده شد. این جوجه زاغ به سام کمک کرد تا زندگی جدیدی را شروع کند. او لحظه سقوط از بالکن هتل در تایلند را به خاطر نمی آورد. ژانویه ۲۰۱۳ بود و سام همراه شوهرش کامرون و سه فرزندشان برای تعطیلات به یک روستای کوچک در سواحل دریای آندامان رفته بودند. سام از ارتفاعی حدود شش متر به زمین افتاد. وقتی شوهرش بالای سرش رسید، رسید از هوش رفته بود و فرصتی نبود تا این صحنه دلخراش را از چشم فرزندانشان پنهان کند. کامرون به یاد می‌آورد که پسر بزرگشان وقتی مادرش را در آن حالت دید پرسید:\"مامان در حال مرگه؟\" کامرون می گوید:\"می دانستم سام زنده است ولی خون از سرش جاری شده بود و بشدت نگران بودم که ممکن است همانجا بمیرد.\" وقتی سام را به بیمارستان اصلی منطقه که چهار ساعت با محل فاصله داشت منتقل کردند آزمایش‌ها نشان داد جمجمه او از چند نقطه ترک خورده، مغزش دچار خونریزی شده ، هر دو ریه‌اش سوراخ شده و یکی از آنها کاملا از کار افتاده و ستون فقراتش درست زیر تیغه های شانه خرد شده است. سام وقتی فهمید از سینه به پایین فلج شده دچار افسردگی شدیدی شد. از همه چیز و همه کس و بخصوص خودش بیزار و عصبانی بود. او شش ماه در بیمارستان بستری بود و در تمام آن مدت حتی زمانیکه بچه ها به ملاقاتش می رفتند نمی توانست جلوی گریه خود را بگیرد. در این مدت کامرون دست به کار شد و منزلشان در سواحل شهر سیدنی استرالیا را برای حرکت سام با صندلی چرخ دار آماده کرد. او و بچه ها منتظر بازگشت سام بودند و امیدشان این بود که با آمدن به خانه روحیه اش بهتر شود. اما درست برعکس بود. سام با بازگشت به خانه متوجه شد دیگر نمی تواند خیلی از کارهای روزانه را انجام دهد. نه می توانست شنا کند و نه همراه بچه ها به موج سواری برود. شرایط روحی اش چنان بد بود که آرزو می کرد بمیرد. اما سه ماه بعد حادثه ای که کسی انتظارش را نداشت روی داد. سام و بچه ها به دیدن مادرش رفته بودند. باد شدیدی می وزید. نوا پسر وسطی خانواده جوجه زاغی را دید که روی زمین افتاده بود. آنها جوجه زاغ را با خودشان به خانه بردند. سام می گوید:\"اسمش را گذاشتیم پنگوئن چون خیلی شبیه پنگوئن است. سراسر سفید و نرم بود و پاهای بزرگی داشت.\" ابتدا فکر می کردند یکی از بالهای جوجه زاغ شکسته است ولی بعد متوجه شدند سالم است ولی چون خیلی کوچک بود و بدن نحیفی داشت. یک دامپزشک به آنها گفت نگهداری از جوجه زاغ مسئولیت زیادی است چون در ماههای اول باید هر دوساعت یک بار به او غذا بدهند. با این همه خانواده تصمیم گرفت که نجات این جوجه می تواند کار خوبی باشد که همگی در آن شرکت کنند. سام می گوید:\"خیلی به او علاقمند شدم چون مثل این بود که همیشه یک نفر پیش من است. از لحظه ای که او را به خانه آوردیم همیشه روی شانه ها و یا پاهای من می نشست. ما را سرگرم می‌کرد و می خنداند.\" \"باهاش حرف می زدم، غر می زدم و درد دلم را بهش می گفتم. به نظرم شوهرم دیگه حوصله زیادی برای این حرف ها نداشت. ولی پنگوئن همه درد دلهای من را شنیده و همه چیز را می داند.\" به گفته سم خلق و خوی پنگوئن متغیر بود.\"بعضی از صبح ها عصبانی بود و دست آدم را نوک می زد. در مواقع دیگر با سرعت داخل سالن می دوید و خودش را می انداخت توی تخت، می رفت زیر لحاف و می خوابید. این حرکاتش واقعا خنده دار بود.\" بچه ها هم با او بازی می کردند، برایش یک تکه چوب پرت می کردند و او با نوکش آنرا می گرفت. کامرون شروع کرد به عکس گرفتن از جوجه زاغ و یک صفحه اینستاگرام برای پنگوئن درست کرد. به فاصله کوتاهی او هزاران طرفدار پیدا کرد. پنگوئن در سراسر خانه جولان می داد و آداب توالت رفتن را نمی دانست در نتیجه همه جا را کثیف می کرد. وقتی بزرگتر شد خانواده او را تشویق کردند که برود توی باغ و در نهایت یاد گرفت شب ها بیرون بخوابد. ولی هر روز صبح ساعت شش سرو کله اش پشت در خانه پیدا می شد و صدای خاصی از خودش درمی آورد که معنای آن این بود \"در را برایم باز کنید.\" هر چه پنگوئن مستقل تر شد زمان بیشتری را بیرون از خانه می ماند. تابستانی که تقریبا یک ساله شده بود به مدت شش هفته ناپدید شد. دل همه برای او تنگ شده بود. اما درست روز تولد سیزده سالگی روبن پسر بزرگ خانواده دوباره سر و کله اش پیدا شد و هشت ماه دیگر آنجا ماند. یک سال پیش او از خانه رفته و تاکنون برنگشته است. جوجه زاغی که به کمک خانواده نجات پیدا کرد بزرگ شده و آزادی خود را یافته است و همزمان سام نیز آزادی متفاوتی پیدا کرده است. از سه سال پیش ورزش قایقرانی (کایاک) را شروع کرده و اکنون عضو تیم کایاک پارالمپیک استرالیا است. او می گوید:\"از صندلی چرخ دار آمدم بیرون و به ورزش در آب و طبیعت بازگشته ام، چیزی که بشدت دلم برایش تنگ شده بود.\" طی دوسالی که پنگوئن با آنها زندگی می کرد کامرون که عکاس حرفه ای است، حدود ۱۴ هزار عکس از او گرفته است. عکسهای زاغ در اینترنت علاقمندان فراوانی داشتند ولی در این مدت کسی از مشکلاتی که این خانواده با آن روبرو بود خبر نداشت. داستان این ماجرا اکنون در کتابی به قلم بردلی ترور گریو همراه با عکس های کامرون منتشر شده است. با خواندن این کتاب اولین بار سام متوجه شد که فرزندانش او را بیهوش و مجروح روی زمین دیده بودند. کامرون معتقد است درست به همان شکلی که خانواده اش جوجه زاغ را نجات دادند او نیز به نجات خانواده آنها کمک کرده است. \"سام وقتی آمد خانه بشدت افسرده بود و وقتی پنگوئن وارد زندگی ما شد فضای خانه را کاملا تغییر داد. بخصوص روحیه سام را از این رو به آن رو کرد.\" سام نیز موافق است و می گوید:\"من واقعا دوستش داشتم، از صمیم قلب عاشقش بودم.\" بخشی از عکسهایی که کامرون از زاغ گرفته اکنون در کتابی با عنوان \"پنگوئن بلوم\" منتشر شده که در عین حال ماجرای تصادف و بازپروری سام را هم بازگو می کند. در مقدمه کتاب، سام با صراحت از زندگی در حالت فلج نسبی صحبت می کند.\"زندگی در حالت فلجی مثل بیرون آمدن از کما و فهمیدن این است که ۱۲۰ ساله هستید. خانواده و دوستان می خواهند شما خوشحال باشید چون بالاخره هنوز زنده اید ولی هر کاری که می خواهید بکنید خیلی کند و دردناک است. و بسیاری از کارهایی که قبلا انجام می دادید و به شما احساس زنده بودن می داد، اکنون دیگر غیرممکن است.\" او می گوید توانست با کمک خانواده اش و ورزش و البته دوستی با یک پرنده براین شرایط غلبه کند. درویدئوی تبلیغاتی این کتاب گفته می شود\"فرشته ها در اندازه ها و اشکال گوناگون ظاهر می‌شوند.\"
روایت روزهای سخت «سلنا گومز»، ملکه اینستاگرام هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان آیا پینار سلک محکوم میشود؟ کیم کارداشیان در همسایگی ایران آلینوش طریان ، مادر

حقوق زنان

تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین

آزار جنسی را چگونه تعریف می‌کنید؟ از نظر شما آیا آزار جنسی فقط شامل آزار جنسی فیزیکی مانند تجاوز یا لمس بدن بدون اجازه فرد است؟ آیا متلک‌پرانی‌های خیابانی را هم بخشی از آزار جنسی محسوب می‌کنید؟ شاید هم اصلا به این موضوع کوچکترین فکری نکرده‌اید. به عنوان یک زن تجربه شخصی من از آزار جنسی و تعریف من از آن فراتر از مثال‌‌‌هایی است که زدم. من به تازگی در شبکه اجتماعی لینکدین شروع به گذاشتن پست‌ها و نوشته‌هایی برای تبلیغ و گسترش دایره اجتماعی و شغلی‌ام کرده‌ام. شبکه اجتماعی لینکد‌ین یک شبکه اجتماعی حرفه‌‌ای است که در آن می‌توانی رزومه و سابقه کاری خود را به اشتراک بگذاری و شرکت‌ها و افرادی که در زمینه حرفه‌ای مشابه با تو مشغول هستند دنبال کنی. در مدت بسیار کوتاهی بیش از هزار کاربر، پروفایل من را دنبال کرده‌اند و این باعث شده که روابط کاری بسیار عالی و امیدوار کننده‌ای پیدا کنم. اما بلااستثناء، تمام آقایانی که برای برقراری رابطه کاری با من تماس گرفته‌اند، دنبال چیز دیگری به غیر از امورات کاری و حرفه‌ای بودند. بعد از چند تجربه آزار دهنده حالا کار به جایی رسیده است که برای رفتن بر سر قرارهای به اصطلاح کاری و حرفه‌‌ای حلقه ازدواج دستم می‌کنم و دائما به شوهر خیالی خود در صحبت‌هایم اشاره می‌کنم تا مبادا آقای مخاطب برداشتی دیگر از حضور من در این جلسه داشته باشد. اما آیا این واقعا یک راه حل است؟ چگونه می‌توان با چنین تظاهر و دروغ‌هایی روابط کاری سالم داشت؟ من اسم دارم. گویا خوشگل خانم از نظر بعضی از آقایان یکی از اسامی من است. آنها بدون کوچکترین شناختی از من به خود اجازه می‌دهند «خوشگل خانم» را جایگزین اسم من کنند. آیا من باید از این بابت خرسند باشم که ایشان چنین لطفی به من دارند؟ جالب اینجاست که اگر به این رفتار اعتراض کنم با جملاتی روبرو خواهم شد که آنها هم نوع دیگری از آزار محسوب می‌شوند؛ جملاتی مانند: آش دهان سوزی هم نیستی، یا جوری صحبت می‌کنی انگار که سوفیا لورن هستی. به نظر می‌آید که از دید این افراد تنها هدف و انگیزه من به عنوان یک زن این است که مقبول آنها باشم حالا غافل از آنکه من با دیدن چنین رفتارهایی از سوی بعضی از آقایان خدا را بارها شکر می‌کنم که زیبایی سوفیا لورن را ندارم وگرنه خدا می‌داند با چه چیزهایی باید دست و پنجه نرم می‌کردم. اگر من از دید یک مرد جذاب و زیبا هستم این به این معنی نیست که من هم چنین دیدی را به او دارم و صد در صد به این معنی نیست که چون برای او جذاب هستم می‌خواهم رابطه‌‌ای فرای رابطه حرفه‌ای با او داشته باشم. اگر من بابت کمک و همکاری یک مرد از او کمال تشکر را دارم، دلیل بر این نیست که بخواهم به نشانه قدردانی با او رابطه جنسی هم داشته باشم. اگر من مجرد هستم، دلیل بر این نیست که دست به سینه منتظر نشسته‌ام، تا هر مردی که از کنارم رد شد، مثل عنکبوت بیوه سیاه، تار خود را تله راه او کنم. اگر من تمایل برای برقراری یک جلسه کاری با یک مرد دارم، این دلیل بر آماده بودن من برای برقراری یک رابطه فیزیکی با او نیست. اگر من در برابر متلک‌ها سکوت می‌کنم، سکوت من به دلیل اشتیاق نهفته‌ام برای همخوابگی با فرد متلک‌گو نیست. اما تا کی؟ تا کی قرار است بعضی از آقایان نقش ابله را بازی کنند و من نقش قربانی را؟ هستند آقایانی که چنین رفتارهایی را نمی‌پسندند و با مشاهده این نوع آزار و اذیت‌ها شاید اعتراض هم بکنند اما بسیاری از آنها اعتراضشان بر این اساس است که مگر آن مرد خودش ناموس ندارد؟ مگر آن مرد خواهر و مادر ندارد که به خود اجازه می‌دهد به خواهر و مادر و ناموس مرد دیگری بی‌حرمتی کند؟ چرا باید بعضی از آقایان برای من و زنان دیگر تنها در ظرفیت خواهر و مادر و ناموس مرد دیگری احترام قائل باشند؟‌ چرا یک زن به عنوان موجودی مستقل و نه در نسبت با یک مرد برای بسیاری از آقایان قابل احترام نیست؟ آیا این نگاه ناموسی به زن خودش یک دیدگاه جنسیت زده نیست؟ آیا این زن را به یک کالا که تنها تحت مالکیت یک مرد، با ارزش است تقلیل نمی‌دهد؟ تصور کنید که من در اداره‌‌ای که کار می‌کنم هربار از کنار همکاران مرد رد می‌شوم آنها را با القابی مانند جگر،‌ خوشتیپ، خواستنی و غیره خطاب کنم، تصور آقایان از من چه خواهد بود؟ آیا آنها به دنبال این خواهند بود که خودشان را مقصر رفتار من بدانند؟ آیا کرم از خود درخت است؟ بسیاری از ما زنان در برابر آزار و اذیت‌‌‌های جنسی و متلک‌گویی‌‌ها خودمان را مقصر می‌دانیم. بسیاری از آقایان اگر شاهد این باشند که به زنی متلک گفته می‌شود یا مورد آزار قرار می‌گیرد دنبال دلیل این آزار و اذیت در رفتار و پوشش آن زن می‌گردند. من به عنوان زنی که بارها انواع و اقسام این نوع آزارها را تجربه کرده‌‌‌ام دیده‌‌‌ام که سکوت در قبال این نوع آزار تنها به شیوع آن کمک می‌‌کند. باید همه ما زن و مرد، تعریف جامع و کاملی از آنچه آزار و اذیت جنسی است داشته باشیم و با دیدن آن رفتار اعتراض کنیم تا شاید بتوانیم آینده‌ای خالی از آزار جنسی را تجربه کنیم.

هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند

هزاران زن خشمگین در ترکیه به اصلاحیه قانون رابطه جنسی با دختران کم سن و سال اعتراض کردند. این اصلاحیه جدید به مردانی که با دختربچه‌ها رابطه جنسی برقرار می‌کنند به عنوان متجاوز برخورد نمی‌کند اگر آنها با قربانی ازدواج کنند. روز شنبه (۱۹ نوامبر - ۲۹ فروردین) هزاران زن در استانبول و چند شهر دیگر ترکیه با در دست گرفتن پلاکارد و پارچه‌نویسی‌هایی که روی آنها نوشته شده بود من ساکت نمی‌مانم به خیابان‌ها آمدند. این در حالی است که دولت ترکیه با دفاع ازاین لایحه گفته هدف از آن مقابله با سنت رایج ازدواج با دختربچه‌ها بوده است اما منتقدان می‌گویند چنین قانونی مجوز تجاوز به کودکان را صادر می‌کند. تظاهرات‌کنندگان خشمگین امروز فریاد می‌زدند: ما سکوت نمی کنیم. ما اطاعت نمی‌کنیم. این لایحه را فورا برچینید. بزرگترین تجمع امروز در استانبول برگزار شد که جمعیتی حدود ۳ هزار نفر در آن حضور داشتند اما هم‌زمان گزارش‌هایی از تجمع‌های مشابهی در شهرهای ازمیر و ترابوزان منتشر شده است. لایحه جدید زمینه آزادی مردانی را فراهم می کند که ثابت شود بدون زور و ارعاب و یا هر موردی که رضایت طرف مقابل را محدود کرده باشد  با دختری که زیر سن قانونی بوده ارتباط جنسی داشته‌اند و بعد هم با او ازدواج کرده‌اند. معترضان همچنین در پلاکاردها و شعارهایشان آوردند: تجاوز جنسی نمی تواند قانونی شودو یا این شعار که ای.کی.پ دستت را از بدن من عقب بکش. اشاره‌ای به حزب حاکم عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری، که ارایه کننده این لایحه بوده است. در همین حال، گزارش شده بن‌علی یلدیریم، نخست‌وزیر، به نمایندگان حزب عدالت و توسعه گفته با مخالفان این لایحه بر سر میز مذاکره بنشینند. این لایحه روز پنجشنبه در مرحله اول به تصویب رسید اما برای تصویب نهایی باید روز سه شنبه دوباره در صحن پارلمان ترکیه به بحث گذاشته شود. همزمان، صندوق کودکان سازمان ملل متحد، یونیسف، نسبت به تصویب احتمالی این لایحه \\اظهار نگرانی شدید کرده است. سخنگوی یونیسف در واکنش به این لایحه گفته هرگونه خشونت علیه کودکان جرم محسوب می شود و باید با آن برخورد شود. در تابستان گذشته هم دادگاه قانون اساسی ترکیه در اقدامی جنجالی بخشی از تعریف و طبقه بندی رابطه جنسی با کودکان زیر ۱۵ سال را تغییر داده بود.
«زن ذليل» واژه‌اي ضد زن سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام اولین زنان موفق ایرانی چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟ این جا جای زن نیست