1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

چند روز پیش با یكی از دوستانم چت می كردیم. آخرش گفت می خواهم برایت نامه بنویسم. تعجب كردم و گفتم این همه با هم چت كردیم. گفت با این حال می خواهم بنویسم. من هم بهش گفتم هیچ چیز به اندازه كادو و نامه مرا خوشحال نمی كند.

به فكر فرو رفتم. ما هفته ای دو بار تقریبا همدیگر را می بینیم.هفته ای چندین بار با هم چت می كنیم. آیا حرف نمانده ای بین مان مانده بود. بعد یكهو دلم هری ریخت پایین. نكند كاری كردم یا حرفی زدم كه باعث ناراحتی اش شدم و حالا چون نمی تواند رو در رو بهم بگوید می خواهد بنویسد. این حالت را دوست ندارم. یك كم دلم شور افتاد اما خودم را مرور كردم چیزی به ذهنم نرسید. پیش خودم گفتم دست از سر خودت بردار تا چیزی می شود فكر می كنی كار خطایی كرده ای. فقط یك ساعت طول كشید تا نامه به دستم برسد.

دیگر زمان انتظار برای نامه بسیار كوتاه شده است. انتظار ویژگی نامه های كاغذی بود حالا ایمیل حتا اجازه نمی دهد ما منتظر كسی و چیزی باشیم.

ایمیل ها این امكان را به ما می دهند هر دقیقه و ساعت احوالات ما را به اطلاع دوستان و خانواده برسانند اما نامه های آن موقع چون چند روز طول می كشید تا به دست طرف مقابل برسد تاریخ مصرف بیشتری داشت.

نامه من با آن كه ایمیل شده بود اما كیفیت نامه های كاغذی را داشت.

او از احوالاتش نوشته بود.از روزگاری كه این روزها می گذراند.از لایه های زیرین فكرهایی گفته بود كه این روزها از ذهن اش می گذرد. ما هر روز ما هم حرف زده بودیم به هر نحوی تلفن یا چت یا پیام های فیس بوك. اما این حرف ها بوی تازگی می داد. انگار در نوشتن پرده ها كنار رفته بودند.عریان تر از قبل با من حرف زده بود. نامه را تا آخر خواندم. دوباره هم مرور كردم.

جوابش را بلافاصله دادم. من هم با همان كیفیت. نامه كه تمام شد دیدم چقدر حرف نگفته داشتیم. چقدر احوالاتی داشتم كه شاید بعد از نگارش دیدم دلم می خواست رفیقم بداند.

اگر قبل از این ماجرا كسی از من می پرسید آیا حرفی داری كه به كسی نگفته ای یا به همین رفیق نگفته ای می گفتم نه. همه حرفا و اتفاقات زندگیم را او می داند. اما بعد از این تجربه به ظاهر ساده دریافتم كه با تمام برون افكنی هایی كه دارم اما باز بسیاری حرف ناگفته در دلم می ماند، كه به اشتراك گذاشتن اش با دیگری می تواند به هر دو كمك كند برای پیش رفتن در این زندگی.

شما هم امتحان كنید. گاهی بعضی حرفا را نمی شود زد اما می توان نوشت. برای دوستان تان، نزدیكان تان و هر كس كه دوست دارید گاهی نامه بنویسید.اصلا بیایید برای خودتان نامه بنویسید می بینید با تمام این كه از احوالات تان خبر دارید وقت نوشتن خودتان را غافلگیر می كنید.

دیدگاه‌ها  

+3 # mahvash 1390-09-05 16:01
mano hamsaram har chand yek bar in karo mikonim.javab mide.emtehan konid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سهیلا 1390-09-07 09:34
ایمیل خیلی کار رو راحت کرده. من با کلی از دوستام که نمی رسیدم بهشون اس ام اس بزنم می تونم از این طریق در ارتباط باشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشک مهتاب 1390-10-09 20:12
«گاهی دلها بخاطر نگفته ها میشکند »
نگفته ها چند جورن یه سریشون را باد گفت اگه نگی ....
اما یه سریشون باید تا ابد توی دلت نگه داری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # محبوبه 1391-02-18 20:04
خیلی وقتها دلم می خواد برای بچه هام نامه بنویسم ولی احساس می کنم یه خورده کاره بیهوده ای هستش ولی خالا که شما می گین باشه امتحانش میکنم
ممنون از مطالبتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رویا 1391-02-19 00:37
محبوبه جان، شما باید مادر فوق العاده ای باشید. بنظر من بعضی اوقات سس و سال بچه ها یا شرایطی که ما بعنوان والدین داریم برقراری ارتباط عمیق تر را محدود می کنه.من از این روش خیلی استفاده می کنم و فکر می کنم اگر شما هم امتحان کنید برایتان تجربه جالبی باشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

ما زنها هم دنیایی داریم واقعا منحصر بفرد که خودمان هم بعضی وقتها سر از کاری که انجام می دهیم در نمی آوریم چه برسد به شوهران بیچاره ما. این 15 نکته درباره زنانه بودن و احساس کردن است در باره 15 نکته نه خیلی کوچکی است که شما مردان درباره ما نمیدانید و البته شما هیچوقت درباره لذت زن بودن چیزی نخواهید دانست. با این وجود شاید باید بخوانید. 1-       ما دوست داریم نامه های عاشقانه ای را که برایمان نوشته شده نگهداریم نه به این خاطر که هنوز احساسی داریم یا امیدی بیشتر به این خاطر که خواندن این نامه ها بما یاداوری می کند که از چه مراحلی در زندگی گذشته ایم و همچنین این احساس خوب که کسانی ما را در زندگیشان دوست داشته اند. 2-       ما یکم از شما مردان متنفریم بیشتر به این خاطر که اصلا نمی فهمید که درد زایمان چی هست! 3-       ما مثل مومیایی ها هستیم آرایش غلیظ روی صورت، گن و سوتینهای تنگ تایلونی که توش نزدیکه خفه شیم و جوراب شلواری نایلونی و کفش 10 سانتی، با همه اینها ما زنده تر از همیشه هستیم 4-       ما احتیاجی به پسورد شما نداریم نه اینکه نخواهیم سر از کاری که ساعتها باید جلوی مانیتور کامپیوتر باشی در بیاوریم یا لیست آخرین چتهایتان را در صفحه فیس بوک چک کنیم و همچنین ایمیل ها شما رو بخونیم، مساله اینه که شما اونقدر حواس پرت هستید که لپ تاپتونو روشن بذارین و برید بخوابید 5-       وقتی میگیم هدیه نمی خواهیم.. هیچ زنی توی دنیا نیست که با گرفتن هدیه خوشحال نشه، آرزوی هر زنی اینه که شوهر هر روز با یک هدیه بیاد خونه مهم هم نیست که چقدر قیمتیه مهم اینه که بفکر ما بودین و وقتتونو گذاشتین که برای ما یه هدیه بخرین و البته پولتونو 6-       بیانسه کیه دیگه!؟ شما شاید تو حمام احساس پاوارتی بودن بهتون دست میده ولی ما موقعی که تو خونه تنها هستیم احساس بیانسه بودن بهمون دست میده 7-       رویا های پایان ناپذیرما راجع به هر چیزی، از لباسی که قراره توی مراسم تدفین مادرتون بپوشیم تا اینکه یه روز برنامه آشپزی داشته باشیم یا فرم انداممون با دوران 16 سالگیمون برگرده یا اینکه کلیه ترانه های عاشقانه راجع به ما نوشته شده 8-       حمامهای پایان ناپذیر ما برای فرار از درس و مشق بچه ها، یا صحبت با مادر محترمتون یا مرتب کردن خانه ای که شما قبل از رفتن توش بمب منفجر کردین 9-       ذهن مبارزه جوی ما که هر روز در حال دعوا با مادرمون، مادرتون، خواهرتون، دوسشمن هامون و بقیه عالم و آدمه... بدون نیاز به دلیل خاصی 10-    صورتی که مثل کف دست میشناسیم مدت زیادی خودمونو توی آیینه نگاه میکنیم، همه پستی و بلندی های صورتمونو و نوعشونو و دلیل بوجود اومدنشونو خیلی خوب میدونیم بعد شبها نمی خوابیم و راجع بهشون فکر میکنیم. 11-     ما هم نسبت به دخترا احساس داریم فکر بد نکنین! احساس ما مخلوطیست از انواع احساسات درباره هر کسی که از ما خوشگلتر، جوانتر و خوش لباستره 12-    دوست داریم که دوست داشته شویم بغل کردن، نوازش، تکستهای وقت و بی وقت عاشقانه.. ممکنه بهتون بگیم لوس ولی نمیتونیم منتظر حرکتت بعدیتون بشینیم 13-    معمولا ازتون عصبانی هستیم دلیلش؟ دلیل خاصی نداره، تقصیر استروژنهاست 14-    ما دوست داریم نقش اول بازی کنیم

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  
دلم می خواهدت.. خدایا دست ات را از گلویم بردار راز هایت را نفروش برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار به دختران مجرد اینها را نگوئید

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مهر ولخرجی بر پیشانی خانم​ها خورده و با هیچ قسم و آیه​ای پاک نمی​شود ولی همه تقصیرها به مخارج بی حد و حساب خانه برمی​گردد؛ به این واقعیت که هر چه خرید می کنی، باز چیزی کم است و پایانی برای خرید متصور نیست. در این مرحله است که ذات مدیر و مدبر خانم​ها می تواند نجات بخش خانواده باشد؛ کافی است کمر همت ببندند تا مدیریت اقتصادی خانواده را برعهده بگیرند این کار با چند تدبیر ساده امکانپذیر است : 1- توصیه اول تکراری است و حتما تمام اطرافیان از پدر و مادر تا دوستان یک بار به شما توصیه کرده​اند که تمام مخارج خانه را یادداشت کنید. کار سختی است ولی چاره​ای نیست. اولین قدم برای هر مدیریتی، اطلاع از وضعیت حاضر و میزان مخارج خانه است. هر خریدی را یاداشت کنید، از خرید مواد غذایی تا هدایایی که برای اطرافیانتان خریداری می​کنید، قبوض، اجاره، شارژ ساختمان و...( سعی کنید چیزی از قلم نیفتد). این کار را برای یک ماه انجام دهید و در پایان تمام هزینه​های انجام شده را جمع کنید. 2- در مرحله دوم نوبت به بخش شیرین ماجرا می​رسد. تمام دریافتی خانواده را در طول یک ماه یادداشت کنید. حواستان به مبالغ کوچک هم باشد مثلا سودی که روزانه به سپرده شما تعلق می​گیرد. حالا شما دو عدد دارید که امیدوارم فاصله نجومی از هم نداشته باشد. 3-  هزینه​ها را از درآمد خانواده کم کنید. اگر عدد شما مثبت بود، وضعیت خوبی دارید اما عدد شما منفی شد باید یک بازنگری جدی در هزینه​های خانواده بکنید چون شاید الان به چشم نیاید ولی دیر یا زود دچار مشکلات مالی جدی می​شوید. 4- برای بازنگری در دخل و خرج خانه باید به لیست اولیه برگردید. کاغذ دیگری کنار دست​تان بگذارید، دو ستون با عنوان «خواسته​ها »و «نیازمندی​ها» بکشید و با حوصله و دقت لیست اولیه را مرور کنید. کلیه خریدهایی که در یک ماه انجام دادید، در لیست دوم وارد کنید و به تشخیص خودتان در لیست نیازمندی یا خواسته ها بنویسید. در پایان لیست نیازمندی​ها مبلغی برای پس انداز هم اضافه کنید. یادتان باشد که پس انداز در شمار نیازهاست نه خواسته ها. 5- در ماه دوم سعی کنید، مخارج خانه به نیازمندی ها محدود شود ولی یاداشت کلیه هزینه​ها فراموشتان نشود. اگر به طور جدی خودتان را کنترل کنید، در پایان ماه دوم حاصل منهای شما مثبت می​شود ولی کسی از شما توقع ندارد که یک ماهه حسابدار حرفه​ای شوید و شاید بهتراست، این روش را در چند ماه تمرین کنید. 6- مهم​ترین نکته این روش​ و تهیه لیست نیازمندی​ها و خواسته​ها این است که شمامی​فهمید باید در کدام بخش از خریدهای خودتان صرفه جویی کنید. اگر در تهیه لیست دوم دچار مشکل شدید و نتوانستید بین خواسته​ها و نیازمندی​هایتان تفکیک ایجاد کنید، از شخصی که به خوبی شما و عادت​های خانواده​تان را می​شناسد مثل خواهر یا دوست کمک بگیرید البته بهترین توصیه این است که این کار را در کنار همسرتان و در مشورت با او انجام دهید. این کار به همسر شما کمک می​کند، درک واقعی  درستی از هزینه​های خانه داشته باشد.

مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند

از دوراني که زنان فقط به عنوان مديران و چرخانندگان درون خانه شناخته مي​شدند، مدت  زمان طولاني نگذشته ولي زنان گام​هاي بلندي براي حضور در فعاليت​هاي اجتماعي برداشته​اند و حالا ديگر کمتر شغلي با نگاه جنستي زنانه يا  مردانه شناخته مي شود ولي به هر حال نمي​توان منکر اين واقعيت شد که حضور زنان در برخي مشاغل و حوزه​ها، جدي​تر و پررنگ​تر  بوده است. در تحقيقاتي که انجمن کار آمريکا انجام داده، مشاغلي که گردانندگان اصلي آن​ها بانوان هستند، مشخص شده است. اين آمارها و اعداد و ارقام متعلق به جامعه آمريکاست اما اگر نگاهي به جامعه خودمان بيندازيد و قياس کنيد، تشابه زيادي کشف مي​کنيد: - مراقبت​هاي پزشکي در کلينيک​هاو بيمارستان​ها بيشتر از مردان، زناني ديده مي شوند که مسئوليت مراقبت از بيماران و مداواي آن​ها ر برعهده گرفته​اند. براساس تحقيقات انجمن کار امريکا 78 درصد از نيروي شاغل در اين حوزه را زنان تشکيل مي دهند. - خدمات شغل يابي دفاتر شغل يابي هنوز در کشور ما جا نيفتاده است و تعداد آن​ها چندان زياد نيست ولي در ساير کشورها تمام کساني که قصد اشتغال دارند، گذارشان به اين دفاتر مي​افتد. دفاتري که اين روزها بيشتر توسط بانوان اداره مي​شود چون بانوان براي رده بندي و ليست کردن از نظم ذهني بيشتر برخوردارند و هم​چنين روابط عمومي قوي​تري براي ارتباط گرفتن و صحبت کردن با افراد مختلف دارند. حدود 60 درصد از دارندگان اين شغل خانم​ها هستند. - خدمات آموزشي واحدهاي مختلف آموزشي هميشه يکي از پايگاه​هاي بانوان شاغل بوده است. خدمات آموزشي در بخش​هاي مختلفي چون معلمي، مديريت مدرسه و ... به شدت با روحيه خانم​ها سازگار است. با استناد به گذشته، حضور خانم​ها در مدارس متداول بوده و هست  و تجربه نشان مي​دهد خانم​ها  نيروهاي بهتري براي آموزش بچه​ها هستند اما در سال​هاي اخير حضور خانم​ها در دانشگاه ها هم به عنوان مدرس پررنگ​تر شده است.با احتساب مدارس و دانشگاه، 70 درصد شاغلين اين حوزه را بانوان تشکيل مي دهند. - مددکاران اجتماعي مددکاران اجتماعي گروه گسترده​اي هستند که کودکان تا افراد مسن و سالخورده جامعه هدف آن​ها به شمار مي آيند. اين افراد ممکن است به عنوان کارمندان دولت در نهادهاي دولتي و يا در خيريه​هايي که توسط افراد خصوصي اداره مي​شود مشغول به کار باشند. بخشي از اين گروه داوطلبانه کار مي​کنند و حقوقي بابت خدمات خود دريافت نمي کنند. در تمام اين شرايط ، چه در بخش خصوصي و چه دولتي، چه با حقوق و چه بدون حقوق، بيشتر مددکاران اجتماعي بانوان هستند. حدود 74 درصد اين جامعه را زنان تشکيل مي​دهند. -  داروسازي با پيشرفت روزمره​اي که دانش داروسازي داشته و دارد، نيازمندنيروهاي مستعد و باهوشي است که اين علم را جلو ببرند. وقتي بخش عمده​اي از دانشجويان رشته پزشکي و شيمي بانوان هستند، در نتيجه محققان رشته داروسازي و داروسازها هم خانم​ها خواهند بود. در حال حاضر، 46 درصد شاغلان اين حوزه را زنان تشکيل مي​دهند ولي آمار دانشگاه​ها از ميزان دختران و پسران ورودي خبر از رشد چشمگير بانوان در اين حوزه مي دهد يعني آماري که نزديک به نصف است، به زودي از نيمه عبور مي کند. - تبليغات و روابط عمومي اين نکته براي همه ثابت شده که بانوان بهتر مي توانند درباره کالايي صحبت کنند، به گونه​اي که ديگران تشويق به خريدن و داشتن اين کالا بشوند. به استناد همين توانايي، در حال حاضر حدود 53 درصد از نيروي شاغل در بخش تبليغات و روابط عمومي بانوان هستند.
توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول) از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید مادت لامپ کم مصرف حامی محیط زیست 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

مطالب تصادفی

گزارش روز

رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال

از آن زمانی كه زن ها در خانه ها می ماندند و مردها را برای رفتن به سركار بدرقه می كردند، شاید نزدیك یك قرن گذشته است. اكنون در سراسر دنیا میلیون ها زن در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مشغول به كار هستند. اما در همه كشورهای دنیا زنان به یك سان فرصت های شغلی را در دست ندارند. هر چه از جهان اول به كشورهای جهان سوم نزدیك تر می شویم، تبعیض های جنسیتی در كار و كسب هم بیشتر می شود.

مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت

علیرضا گلستانی، معاون ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز گفته که میزان مصرف مشروبات الکلی در ایران «کاهش چشمگیری نداشته است.»   گلستانی، امروز دوشنبه دوم آذر به خبرگزاری تسنیم گفته که اغلب مشروبات الکلی که در ایران مصرف می‌شود، از مرزهای غربی وارد می‌شود و بخش اندکی نیز از مرزهای جنوبی وارد می‌گردد. او همچنین از وجود کارخانجاتی در نزدیکی مرزهای ایران خبر داده که به‌تازگی راه‌اندازی شده‌اند و مشروبات الکلی تولید می‌کنند و با فاصله ۱۰ روز از زمان تولید، در برخی از شهرهای ایران توزیع می‌شود. به‌گفته گلستانی «بر اساس آمارهای جهانی، ایران پایین‌ترین مصرف مشروبات الکلی در میان تمامی کشورهای اسلامی دارد و به نسبت جمعیت، تنها دو درصد را شامل می‌شود.» سازمان بهداشت جهانی سال گذشته گزارشی کامل درباره مصرف الکل در دنیا منتشر کرد. این گزارش نشان می‌دهد ایران در بین ۱۹۰ کشور رتبه ۱۶۶ مصرف سرانه الکل را دارد. بر پایه این گزارش، ایران همچنین کشور نوزدهم دنیا از نظر میزان مصرف بالای الکل به‌ازای هر مصرف‌کننده است. علیرضا جمشیدی، معاون وزیر دادگستری نیز آبان‌ماه گذشته از «قاچاق یک میلیارد دلاری مشروبات الکلی» به ایران در سال ۱۳۹۳ خبر داده بود. با وجود ممنوعیت مصرف و خرید و فروش الکل در ایران، برخی گزارش‌های غیررسمی از حضور بیش از ۲۰۰ هزار فعال در بازار مشروبات الکلی در ایران خبر می‌دهند. در حالی‌که در کشورهای اروپایی فروش و استفاده از مشروبات الکلی برای جوانان زیر ۱۸سال ممنوع است و برای افراد خاطی مجازات‌های سنگین در نظر گرفته شده، در ایران ۱۷ تا ۳۵ ساله‌ها اصلی‌ترین مصرف‌کنندگان الکل هستند.
هاوکینگ: درس‌هایی که باید از «برگزیت» و انتخابات آمریکا آموخت امروز روز بین المللی ترک سیگار کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان وقتی «باغ شادونه» خشک شد سن روسپیگری پائین و هسته خانواده در ایران در حال فروپاشی است

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

نگاه کانتی به تمایلات بشری

ایمانوئل کانت، فیلسوف قرن هجدهمی، معتقد است که نوع بشر به بدی تمایل دارد. منظور او افرادی نیستند که با خوشحالی دست هایشان را به هم می مالند و دستور شکنجه یک اسیر جنگی را می دهند. منظور کانت تمایل اساسی انسان به تسلیم شدن در برابر کاری است که می خواهد انجام بدهد، به جای کاری که باید انجام بدهد. تسلیم شدن در برابر تمایلات به جای تسلیم شدن در برابر تعهدات و وظایف. از نظر کانت اخلاق نیرویی است که شکاف میان این دو را از بین می برد و ما را از خودخواهیِ بیشتر حفظ می کند. هنگامی که تمایلات مورد تردید قرار می گیرند، تمایلات جنسی هم از این میان مستثنی نیستند. کانت به طور تلویحی قدرت غیرعادی انگیزه های جنسی و ظرفیت آنها برای انحراف ما از مسیر درست را مورد تایید قرار داده است. او معتقد است که تمایلات جنسی به ویژه از نقطه نظر اخلاقی محکوم هستند، زیرا تمرکز شهوت بر بدن افراد است نه بر عاملیت اخلاقی شان، زیرا ما افرادیی را که به آنها تمایل جنسی داریم در حد یک شیء صرف تقلیل می دهیم. در انجام چنین کاری ما آنها را اsبزاری برای رسیدن به ارضاء شخصی مان در نظر می گیریم. رفتار با مردم به مثابه یک شیء می تواند معانی مختلفی داشته باشد. این نحوه رفتار می تواند به معنی کتک زدن، حمله شدید و یا هتک حرمت آنها باشد. اما راه های دیگری برای تقلیل انسان ها به شیء وجود دارد که خشونت کمتری دارند. ممکن است با فردی تنها به عنوان وسیله ای برای لذت جنسی مان رفتار کنیم یا اگر بخواهیم از اصطلاحات قدیمی تر استفاده کنیم، برای ارضاء شهوت مان. این واقعیت که شخص مقابل ما، از این رابطه راضی است، تاثیری در این مسئله ندارد؛ ممکن است دو نفر با هم توافق کنند که از یکدیگر صرفا برای مقاصد جنسی استفاده کنند. اما آیا مگر این طور نیست که ما همیشه از یکدیگر استفاده می کنیم؟ بسیاری از ما به شغلی مثل نظافت چی، باغبان، معلم و یا خواننده مشغول هستیم. آیا بهره برداری از خدمات، شخص ارائه دهنده خدمت را به یک شیء تقلیل می دهد و یا آیا خدمتکار، دریافت کننده خدمت را با گرفتن پول از او، به یک شیء تَنَزُّل می دهد؟ به نظر نمی رسد که این روابط به اندازه روابط جنسی باعث به وجود آمدن معضلات اخلاقی بشوند. چرا که از یک طرف این روابط مستلزم تقلیل انسان به شیء نیستند و از طرف دیگر تا حدودی تقلیل انسان به شیء در مورد این روابط به کار برده نمی شود. کانت معتقد بود که در گذشته طرح این موضوع به طور واقعی مسئله ساز نبوده است. او میان «استفاده صرف» (که اساس تقلیل چیزی به شیء است ) و «بیش از استفاده صرف» تمایز قائل بود. ممکن است ما شخصی را برای انجام کاری استخدام کنیم و پرداخت حقوق به او را تقبل کنیم، اما از او به مثابه یک ابزار صرف استفاده نمی کنیم و علیرغم بکارگیری او به انسانیت او اذعان داریم. اما تمایلات جنسی فرق دارند. بر اساس نظر کانت، وقتی که ما کسی را برای خواندن آواز استخدام می کنیم، تمایل ما معطوف به استعداد او است یعنی به فعالیتی که با صدایش انجام می دهد. اما وقتی که به کسی تمایل جنسی داریم، تمایل ما معطوف به بدن اوست نه به خدمتی که ارائه می دهد یا به استعدادی که دارد و یا به ظرفیت های فکری او، هر چند هر کدام از این ویژگی ها می تواند در افزایش میل ما به کسی که تمایل به رابطه جنسی با او داریم دخیل باشد. بنابراین وقتی تمایل ما معطوف به بدن یک شخص است، اغلب در طول رابطه جنسی بر قسمت های خصوصی بدن او تمرکز می کنیم. اما ممکن است کسی اعتراض کند که: «ما به این خاطر با کسی رابطه جنسی برقرار می کنیم که با او رابطه عاشقانه داریم و به این خاطر هم از او می خواهیم که احساس لذت کنند.» البته همه ما همین کار را می کنیم. اما اگر یک بار از ابتدا نمی خواستیم که چنین رابطه ای داشته باشیم اما بعد دست به این رابطه زدیم، آنوقت نمی توانیم این رابطه را فراتر از تمایلات جنسی بدانیم. و اگر این رابطه فراتر از تمایلات جنسی برقرار نشده باشد، آنوقت مسئله تقلیل فرد به شیء مطرح می شود. ما می توانیم از داشتن رابطه جنسی با شخص دیگر لذت ببرید. اما می توانیم فرد مقابل مان را به عنوان یک ابزار پیچیده در نظر بگیریم: برای اینکه بیشترین لذت را از آن ببریم، باید از آن به خوبی نگهداری کنیم. تنها به این خاطر که باید ماشین مان را روغن کاری کنیم و از آن به خوبی مراقبت کنیم تا بهتر کار کند، به این معنی نیست که ماشین چیزی کمتر از یک ابزار است. رابطه جنسی نه تنها شریک جنسی مان را در حد یک شیء تنزل می دهد بلکه این رابطه ما را هم به حد یک شیء تقلیل می دهد. وقتی غرق در تمایلات جنسی هستیم، به دیگران اجازه می دهیم که ما را هم در حد بدن مان تنزل بدهند، و از ما به عنوان یک ابزار استفاده کنند. کانت این روند خود-تقلیلی را به عنوان یک مسئله اخلاقی، به همان اندازه (اگر نگوییم بیشتر) جدی می بیند که تقلیل دیگران به شیء. من موظف هستم که دیگران را خوشبخت تر کنم، اما در قبال خودم هم وظیفه دارم که خودم را به لحاظ اخلاقی کامل کنم. بر اساس نظر کانت اگر اجازه بدهم که دیگران مرا در حد یک شیء تقلیل بدهند بر خلاف این رویکرد عمل کرده ام. اما واقعا مسئله اصلی چیست؟ ممکن است برخی بگویند که: «بله، ما در رابطه جنسی همدیگر را در حد یک شیء تنزل می دهیم و به خودمان اجازه می دهیم که دیگران هم با ما همین کار را بکنند. چیزهایی بدتری تا حالا اتفاق افتاده است و در آینده هم اتفاق خواهد افتاد. در مقایسه با چیزهای بد دیگر، حداقل رابطه جنسی (اگر همه چیز خوب پیش برود) لذت بخش است و هر چیزی که در یک رابطه جنسی نادرست باشد لزوما بد نیست.»، اما آیا مطمئنیم که همین طور است؟a

زندگی جنسی آلمانی‌ها همچنان پر شر و شور است

نتایج یک نظرسنجی میدانی تصویری از وضعیت رابطه جنسی در آلمان به دست می‌دهد. بر این اساس، پورن جایگاه خود را دارد و ربات‌های جنسی هم پدیده‌ای غیر عادی نیستند. با وجود این ازدواج و خلوت جنسی زوج‌ها به حاشیه رانده نشده‌اند. تغییر ساختارهای اجتماعی، گسترش اینترنت و همچنین ظهور پدیده‌های نوینی چون عروسک‌ها و ربات‌های جنسی، چه تأثیری بر زندگی جنسی زوج‌ها، ازدواج یا تک‌همسری می‌گذارند؟ آیا سهولت در دسترسی به شریک جنسی یا محتوای پورن زندگی جنسی زوج‌های آلمانی‌ها را خسته‌کننده کرده است؟ مؤسسه "YouGov" در یک نظرسنجی میدانی به دنبال پاسخ این پرسش‌ها رفته است. بر این اساس، تقریبا سه‌چهارم آلمانی‌ها از زندگی جنسی خود رضایت دارند؛ بیشتر مردان هستند که برای برقراری رابطه جنسی پا پیش می‌گذارند و عمل جنسی به‌طور متوسط ۱۵ دقیقه طول می‌کشد. بر اساس نتایج این نظرسنجی، ۴۳ درصد مردان گفته‌اند که سکس برای‌شان خیلی مهم است؛ در مورد زنان این رقم ۲۲ است. تقریبا نیمی از مردان گفته‌اند که هر روز به سکس فکر می‌کنند، این رقم در مورد زنان تنها ۱۶ درصد است. رضایتمندی از سکس ۸۶ درصد پرسش‌شوندگانی که در رابطه هستند گفته‌اند که در سال نخست رابطه از زندگی جنسی خود رضایت داشته‌اند. با گذشت ۱۰ سال از زندگی مشترک، این رقم به حدود ۶۵ درصد کاهش می‌یابد که در عین حال رقم بالایی است. نتایج نظرسنجی "YouGov" بار دیگر نشان می‌دهد که برداشت رایج درباره زندگی مجردی نادرست است؛ دست‌کم در مورد سکس. بر این اساس، فقط ۴۴ درصد پرسش‌شوندگان مجرد گفته‌اند که از زندگی جنسی خود رضایت دارند. نظرسنجی یادشده می‌گوید عمل جنسی در آلمان به‌طور متوسط ۱۵ دقیقه طول می‌کشد و آلمانی‌ها از آزمودن ناآزموده‌ها استقبال می‌کنند: ۱۷ درصد پرسش‌شوندگان گفته‌اند که با پذیرش نقش‌های مختلف و ظاهرشدن در کسوت‌های متفاوت هنگام سکس، به زندگی جنسی خود تنوع بخشیده‌اند؛ ۱۶ درصد سکس سه‌نفره و ۷ درصد سکس گروهی را آزموده‌اند و ۶ درصد هم دست‌کم یک بار شریک جنسی خود را با هم عوض کرده‌اند. مرز وفاداری و تأثیر محتوای پورن از هر سه پرسش‌شونده یکی تا کنون با فردی غیر از همسر یا شریک خود رابطه جنسی داشته است. ۴۰ درصد مردان و ۲۸ درصد زنان شرکت‌کننده در نظرسنجی گفته‌اند که معتقدند، انسان موجودی تک‌همسری نیست. مردان شرکت‌کننده در نظرسنجی گفته‌اند که در پی تجربیات جدید یا به‌خاطر کمبود سکس به همسر یا شریک زندگی خود "خیانت جنسی" کرده‌اند؛ زنان اما عموما گفته‌اند که می‌خواسته‌اند مطمئن شوند که برای مردان دیگر هم جذاب هستند. یک‌چهارم زنان این‌که همسرشان فرد دیگری را ببوسد، را "خیانت به عشق" تلقی می‌کنند؛ این رقم در مورد مردان تنها ۱۷ درصد است. تقریبا نیمی از مردان و فقط ۷ درصد از زنان شرکت‌کننده در نظرسنجی "YouGov" گفته‌اند که در هفته یک بار تصاویر پورن تماشا می‌کنند. در نظرسنجی‌های پیشین – در این مورد مشخص – یا شمار زنان و مردان با هم برابر بود یا در مواردی حتی تعداد زنان بیشتر. در نظرسنجی بالا دوسوم زوج‌ها گفته‌اند که دست‌کم یک بار با هم محتوای پورن دیده، خوانده یا شنیده‌اند. روبات‌های جنسی و عاقبت ازدواج از هر سه مرد شرکت‌کننده در نظرسنجی "YouGov" یکی گفته که برایش سکس با روبات‌های جنسی قابل تصور است، به شرطی که شبیه سکس واقعی باشد. شمار زنان این‌جا هم کمتر است؛ تنها یک‌پنجم. نامه‌های عاشقانه هم رفته‌رفته به دست فراموشی سپرده می‌شوند. ۵۵ درصد پرسش‌شوندگان بالای ۵۵ سال دست‌کم یک بار نامه‌ی عاشقانه نوشته‌اند؛ این رقم درباره جوانترها تنها ۲۸ درصد است. در مقابل جوانترها به ارسال پیام با محتوای جنسی علاقه بیشتری نشان می‌دهند. با توجه به تحولات یادشده، آیا ازدواج از مد افتاده؟ یک‌سوم پرسش‌شوندگان گفته‌اند حاضرند ازدواج کنند، به شرطی که زندگی مشترکشان مدت‌دار باشد و اگر دو طرف آن را تمدید نکردند، منقضی شود. شمار موافقان با "ازدواج سنتی" (بدون محدودیت زمانی) تقریبا دو برابر است: ۶۰ درصد. نظرسنجی یادشده در نهایت می‌گوید، شهروندانی که به‌خاطر کاستی‌های زندگی جنسی حاضرند به زندگی مشترک‌شان پایان دهند، در اقلیت هستند. ۶۳ درصد از زوج‌ها حاضر نیستند به‌خاطر زندگی جنسی ناموفق از هم جدا شوند.
10 دلیل آفرینش زن بابای بچه ها تاسيس دانشگاه دخترانه در تمام استان‌ها اسپاگتی ابدی زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم

زنان حادثه

آلینوش طریان ، مادر

۱۵ اسفند ماه سالروز درگذشت آلینوش طریان، مادر فیزیک ونخستین زن استاد فیزیك ایران و بنیانگذار رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی تاریخ نجوم ایران .خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد. خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد.

نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید

«انوشه انصاری» شاید یکی از شناحته‌شده‌ترین ایرانی‌های مقیم خارج باشد که دستی در تجارت دارد و شهرتی فراوان به خاطر کسب عنوان «نخستین زن توریست‌فضانورد ایرانی» که به ایستگاه فضایی سفر کرده است. وقتی حرف از جذب سرمایه و سرمایه‌گذار خارجی برای اقتصاد ایران می‌شود،‌ حتما باید نام او را هم در فهرست مدعوین گذاشت. خانم انصاری از بنیان‌گذاران شرکت ارتباطات از راه دور تی‌تی‌ای TTI است که ریاست هیات مدیره این شرکت را هم به عهده دارد؛ شرکتی که او و خانواده‌اش در سرمایه‌گذاری و توسعه آن مشارکت داشتند در زمینه ارتباطات جدید،‌ ارائه خدمات به منظور افزایش عملکرد سیستم‌،‌ ارتقای بهره‌وری و ایجاد فرصت‌های تازه درآمدزایی کار می‌کند. او علاوه بر این شرکت «پرودیا سیستمز» را راه‌اندازی کرده است که در زمینه خانه‌های هوشمند و فناوری‌های رسانه‌ای در خانه‌ها کار می‌کند. خانم انصاری در سال 2000 از طرف مجله زنان کارآفرین به عنوان «زن نمونه سال» معرفی شده است و بعد از سفرش به فضا که توجه رسانه‌ای زیادی را به خود جلب کرد و باعث شد او به عنوان نخستین زن و البته اولین ایرانی که با هزینه شخصی به فضا می‌رود، رکورددار شود،‌ جایزه «انصاری ایکس» را راه‌اندازی کرد تا به پروژه‌هایی که برای عمومی‌تر شدن سفرهای فضایی و خارج‌کردن آن از انحصار برخی دولت‌ها، طراحی می‌شوند، کمک کند. با این که افرادی مانند خانم انصاری با امکانات و ایده‌ها و علاقه خاص به ایران در دنیا کم نیستند، اما دولت‌ها در ایران هنوز در جذب سرمایه آن‌ها آن‌قدر ها موفق نبوده‌اند؛ به همین دلیل سوای همه کتاب‌هایی که تاجران خارجی در مورد ایران نوشته‌اند، ‌شاید نظر ایرانی‌های خارج از کشوری که چندان به ورود سرمایه‌شان به ایران خوشبین نیستند، اهمیتی ویژه داشته باشد. خانم انصاری در مورد لازمه‌های سرمایه‌گذاری افرادی چون خودش در ایران به ایسنا می‌گوید: « از مهم‌ترین خواسته‌هایم این است که بتوانم آزادانه به ایران رفت و آمد کنم. اما در مورد سرمایه‌گذاری و کار در ایران باید این تفکیک را قائل شویم که مشکلات در مورد سرمایه‌گذاری در ایران در دو گروه قرار می‌گیرد. یک سری مشکلات مربوط به سیاست‌هایی است که هر کشوری دارد تا فضای سرمایه‌گذاری را  آماده و با اعمال سیاست‌های نظارتی درست، امکان سرمایه‌گذاری را فراهم کند. موضوع دیگر این است که در ایران در قسمت آکادمیک از نظر حضور  مهندسان ظرفیت خوبی وجود دارد اما در حوزه مدیریت تجارت، کمبودهایی هست که لازمه رفع آن این است که دانشگاه‌های مدیریت و تجارت مکمل بخش مهندسی باشند. » « خیلی‌ها وارد بازار ایران می‌شوند و حتی به موفقیت‌هایی هم دست پیدا می‌کنند؛ اما این «دستیابی به اهدافشان خیلی بیشتر از هر جای دیگری طول می‌کشد.» شاید تنها دلیلی که می‌مانند و کارشان را ادامه می‌دهند این است که به کشور علاقه شخصی دارند، اگر کسی ایرانی نباشد و آن حس قوی را نسبت به ایران نداشته باشد، خیلی زود ناامید می‌شود . شاید کارکردن در ایران برای کسانی که اسم تجاری دارند راحت‌تر  باشد،‌ تا کسانی که می‌خواهند تازه شروع به کار کنند. خیلی‌ها هم هستند که  تجربه‌های خوبی نداشته‌اند و سرمایه‌شان را از دست داده‌اند،‌ یا کسی که با آن‌ها همکاری می‌کرده بعد از مدتی ناپدید شده است یا به خاطر تغییر ارزش برابری دلار و ریال مشکلاتی برایشان به وجود آمده که باعث شده ناامید شوند.» با این وجود دولت در تلاش  است تا بخشی از مشکلات سیاسی جذب سرمایه خارجی به داخل کشور را حل کند؛ البته اگر ابر و باد و مه خورشید و فلک دست به دست هم بدهند. خانم انصاری در این مورد می‌گوید: « امضای توافق برجام قدم مثبتی بود که در راه درست برداشته شد. با این توافق ایران به تمام دنیا گفت که «می‌خواهیم جزئی از جامعه بین‌المللی باشیم»؛ از این به بعد خیلی مهم است که این روند ادامه پیدا کند. در میان فعالان تجاری در دنیا شوق زیادی برای ورود به بازار ایران وجود دارد؛ چرا که نیازهای زیادی در این بازار هست.  من با هر کسی در نقاط مختلف دنیا صحبت می‌کنم می‌بینم که خیلی‌ها دوست دارند  وارد بازار ایران شوند. اگر این گام‌های درست ادامه پیدا کند، فکر می‌کنم نتایج مثبتی خواهیم گرفت؛ البته من و خیلی‌ها از نتایج انتخابات اخیر در آمریکا ناامید شدیم؛ حرف‌هایی که گفته می‌شود خیلی امیدوارکننده نیست؛ اما از آنجا که این سیستم یک دموکراسی است ما امیدوار هستیم که مجلس سنا و شورا توافق‌های صورت گرفته را حفظ کنند؛ چرا که جامعه جهانی به این توافق‌ها نیاز دارد.» و در نهایت خانم انصاری یک توصیه برای زنان کارآفرین در ایران دارد: «  من به زنانی که با وجود این همه مشکلات تلاش می‌کنند، می‌جنگند و به کار ادامه می‌دهند ادای احترام می‌کنم. می خواهم به آن‌ها بگویم شاید بسیاری بخواهند شما باور کنید که نمی‌توانید کاری انجام دهید؛ ما خیلی وقت‌ها به حرف‌هایی که دیگران در موردمان می‌گویند باور پیدا می‌کنیم و خودمان قبول می‌کنیم که نمی‌توانیم کاری انجام دهیم، در نتیجه افسرده می شویم،‌ باید این صداهای منفی را کنار گذاشت و به توانایی‌های خود امیدوار بود.»  
عشق آقای رئیس جمهور موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك

حقوق زنان

چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند

هر چند این روزها طلاق های توافقی زیاد شده است اما هستند شوهرانی كه به هر دلیلی راضی به طلاق نمی شوند. البته قانون در برخی موارد بدون رضایت شوهر این حق را به زن می دهد كه بتواند ازدواج اش را فسخ كند.

تلاش برای درمان متجاوزان

یک مشاور مسائل جنسی در آلمان در پی تأسیس یک مرکز اورژانس برای ارائه مشاوره به مردانی است که تخیل خشونت جنسی دارند. او معتقد است چنین مرکزی می‌تواند از رنج متجاوز احتمالی بکاهد و مانع خشونت علیه زنان شود.   درد، اندوه، تلاش برای فراموشی و شرمساری- قربانیان تجاوز جنسی اغلب تا آخر عمر از پی‌آمدهای خشونتی که علیه آن‌ها اعمال شده رنج می‌برند. در آلمان طبق آمار رسمی، سال ۲۰۱۳ میلادی ۷ هزار و ۴۰۸ زن به دلیل تجاوز جنسی به پلیس شکایت کردند. پیش‌بینی می‌‌شود که آمار واقعی قربانیان تجاوز جنسی بسیار بالاتر از این رقم باشد. اووه هارتمن، کارشناس درمان مشکلات جنسی معتقد است که می‌توان با درمان زودهنگام مجرم، مانع خشونت جنسی شد. او در پی تأسیس یک مرکز اورژانس در دانشکده پزشکی هانوفر است تا به مردانی که به تجاوز جنسی فکر می‌کنند، مشاوره دهد. هارتمن معتقد است: «تجاوز جنسی ریشه در روحیات و تمایلات جنسی مجرم دارد.» او می‌گوید هر عمل مجرمانه‌ای که بتوانیم مانع انجام آن شویم یک مورد مثبت است. هارتمن در حال حاضر در پی تأمین منابع مالی تأسیس این مرکز است. البته یافتن چنین منابعی آسان نیست. هارتمن در زمینه‌‌ای پژوهش می‌کند که تا مدت‌ها مورد قبول بخش‌هائی از جامعه نبود؛ چون توجه بیشتری را معطوف مجرم می‌کرد. هارتمن اما در گفتگو با دویچه‌وله تأکید می‌کند: «من بی‌تردید کسی نیستم که بگوید همه این‌ها پسرهای بیچاره‌ای هستند که باید با رفتارشان تفاهم داشت.» و در ادامه تصریح می‌کند: «هدف من ارزش‌گذاری اخلاقی نیست، بلکه در پی این پرسش هستم که آیا می‌توان با این انسان‌ها ارتباط برقرار کرد؟ آیا می‌توانیم مشاوره‌ای به آن‌ها ارائه دهیم که کمک کند؟» تجربه درمان مردان پدوفیل این سکس تراپیست معتقد است، متجاوزان احتمالی از تصورات خود رنج می‌برد. هارتمن در این مورد توضیح می‌دهد: «من بر باور هستم که ما تخیل‌های جنسی‌مان را خودمان انتخاب نمی‌کنیم. رشد جنسی هر فرد چهارچوب دیگری دارد.» او ادامه می‌دهد: «پرسش این‌جاست که آیا می‌توان مانند تمایلات پدوفیلی، چنین تخیلاتی را نیز کنترل کرد؟ من پاسخ این پرسش را نمی‌دانم اما می‌توان با کار در این زمینه اطلاعات بیشتری در مورد آن به دست آورد.» مثال هارتمن در مقایسه میان مردانی که تخیل تجاوز جنسی دارند با مردانی که تمایلات پدوفیلی دارند، اتفاقی نیست. این پژوهشگر ساکن هانوفر از سه سال پیش مدیر یک مرکز اورژانس است که به مردان پدوفیل مشاوره می‌دهد. این مردان می‌توانند بدون اعلام نام و هویت خود و به طور رایگان به این مرکز درمانی مراجعه کنند. هدف این مرکز ارائه مشاروه به افراد پدوفیل برای کنار آمدن با تمایلات جنسی خود، بدون نزدیک شدن به قربانیان کودک است. عملکرد این مرکز که اکنون در شهرهای دیگر آلمان نیز فعال است، امیدبخش است. بر اساس ارزیابی شبکه "مجرم نشوید"، ۸۰ درصد مردانی که از کودکان سواستفاده جنسی کرده بودند، پس از مراجعه به این مراکز دیگر کودکان را مورد تعرض جنسی قرار ندادند و هیچ‌کدام از مردانی که سابقه چنین جرائمی نداشتند پس از دریافت مشاوره متعرض کودکان نشدند. البته این احتمال مطرح است که این مردان برای کنترل تمایلات جنسی خود از درمان پزشکی، از جمله استفاده دارو استفاده می‌کنند. تمرکز پژوهشگران بر مجرم و قربانی اووه هارتمن با توجه به تجربیات خود می‌گوید: «در مورد افراد پدوفیل باید به طور روشن گفت: مراقب باش، نمی‌توانی تا آخر عمر این تمایل را نادیده بگیری، بلکه باید آن را تحت کنترل درآوری.» او در ادامه تصریح می‌کند که در مورد مردانی که تخلیات تجاوز جنسی دارند، امکان زندگی جنسی طبیعی وجود دارد، چون به گفته او، این مردان به زنان بزرگسال علاقمند هستند. هارتمن مایل است از تجربیات خود برای درمان این مردان استفاده کند و به آن‌ها شیوه‌های جایگزن ارتباط جنسی را نشان دهد. او به طور مشخص در پی ارائه مشاروه فردی در یک مرکز اورژانس است. هارتمن می‌گوید: «برای افرادی که چنین تخیلاتی دارند حرف زدن با دیگران کمک بزرگی است.» او معتقد است که در طول درمان این افراد باید در پی ریشه‌های تمایل به تخیل تجاوز جنسی در آن‌ها بود و در نهایت اگر روشن شود که این تمایل قابل هدایت نیست، باید از دارو برای مهار آن کرد.
دولت استرالیا با 'پورن انتقامی' مبارزه می‌کند آزمایش بکارت زندگی دختران افغان را دگرگون می‌کند پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز با هفت شرط پای سفره عقد بنشینید اعتراض به قانون تجاوز جنسی در لبنان با دار زدن لباس عروس