1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

چند روز پیش با یكی از دوستانم چت می كردیم. آخرش گفت می خواهم برایت نامه بنویسم. تعجب كردم و گفتم این همه با هم چت كردیم. گفت با این حال می خواهم بنویسم. من هم بهش گفتم هیچ چیز به اندازه كادو و نامه مرا خوشحال نمی كند.

به فكر فرو رفتم. ما هفته ای دو بار تقریبا همدیگر را می بینیم.هفته ای چندین بار با هم چت می كنیم. آیا حرف نمانده ای بین مان مانده بود. بعد یكهو دلم هری ریخت پایین. نكند كاری كردم یا حرفی زدم كه باعث ناراحتی اش شدم و حالا چون نمی تواند رو در رو بهم بگوید می خواهد بنویسد. این حالت را دوست ندارم. یك كم دلم شور افتاد اما خودم را مرور كردم چیزی به ذهنم نرسید. پیش خودم گفتم دست از سر خودت بردار تا چیزی می شود فكر می كنی كار خطایی كرده ای. فقط یك ساعت طول كشید تا نامه به دستم برسد.

دیگر زمان انتظار برای نامه بسیار كوتاه شده است. انتظار ویژگی نامه های كاغذی بود حالا ایمیل حتا اجازه نمی دهد ما منتظر كسی و چیزی باشیم.

ایمیل ها این امكان را به ما می دهند هر دقیقه و ساعت احوالات ما را به اطلاع دوستان و خانواده برسانند اما نامه های آن موقع چون چند روز طول می كشید تا به دست طرف مقابل برسد تاریخ مصرف بیشتری داشت.

نامه من با آن كه ایمیل شده بود اما كیفیت نامه های كاغذی را داشت.

او از احوالاتش نوشته بود.از روزگاری كه این روزها می گذراند.از لایه های زیرین فكرهایی گفته بود كه این روزها از ذهن اش می گذرد. ما هر روز ما هم حرف زده بودیم به هر نحوی تلفن یا چت یا پیام های فیس بوك. اما این حرف ها بوی تازگی می داد. انگار در نوشتن پرده ها كنار رفته بودند.عریان تر از قبل با من حرف زده بود. نامه را تا آخر خواندم. دوباره هم مرور كردم.

جوابش را بلافاصله دادم. من هم با همان كیفیت. نامه كه تمام شد دیدم چقدر حرف نگفته داشتیم. چقدر احوالاتی داشتم كه شاید بعد از نگارش دیدم دلم می خواست رفیقم بداند.

اگر قبل از این ماجرا كسی از من می پرسید آیا حرفی داری كه به كسی نگفته ای یا به همین رفیق نگفته ای می گفتم نه. همه حرفا و اتفاقات زندگیم را او می داند. اما بعد از این تجربه به ظاهر ساده دریافتم كه با تمام برون افكنی هایی كه دارم اما باز بسیاری حرف ناگفته در دلم می ماند، كه به اشتراك گذاشتن اش با دیگری می تواند به هر دو كمك كند برای پیش رفتن در این زندگی.

شما هم امتحان كنید. گاهی بعضی حرفا را نمی شود زد اما می توان نوشت. برای دوستان تان، نزدیكان تان و هر كس كه دوست دارید گاهی نامه بنویسید.اصلا بیایید برای خودتان نامه بنویسید می بینید با تمام این كه از احوالات تان خبر دارید وقت نوشتن خودتان را غافلگیر می كنید.

دیدگاه‌ها  

+3 # mahvash 1390-09-05 16:01
mano hamsaram har chand yek bar in karo mikonim.javab mide.emtehan konid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سهیلا 1390-09-07 09:34
ایمیل خیلی کار رو راحت کرده. من با کلی از دوستام که نمی رسیدم بهشون اس ام اس بزنم می تونم از این طریق در ارتباط باشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشک مهتاب 1390-10-09 20:12
«گاهی دلها بخاطر نگفته ها میشکند »
نگفته ها چند جورن یه سریشون را باد گفت اگه نگی ....
اما یه سریشون باید تا ابد توی دلت نگه داری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # محبوبه 1391-02-18 20:04
خیلی وقتها دلم می خواد برای بچه هام نامه بنویسم ولی احساس می کنم یه خورده کاره بیهوده ای هستش ولی خالا که شما می گین باشه امتحانش میکنم
ممنون از مطالبتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رویا 1391-02-19 00:37
محبوبه جان، شما باید مادر فوق العاده ای باشید. بنظر من بعضی اوقات سس و سال بچه ها یا شرایطی که ما بعنوان والدین داریم برقراری ارتباط عمیق تر را محدود می کنه.من از این روش خیلی استفاده می کنم و فکر می کنم اگر شما هم امتحان کنید برایتان تجربه جالبی باشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

ما زنها هم دنیایی داریم واقعا منحصر بفرد که خودمان هم بعضی وقتها سر از کاری که انجام می دهیم در نمی آوریم چه برسد به شوهران بیچاره ما. این 15 نکته درباره زنانه بودن و احساس کردن است در باره 15 نکته نه خیلی کوچکی است که شما مردان درباره ما نمیدانید و البته شما هیچوقت درباره لذت زن بودن چیزی نخواهید دانست. با این وجود شاید باید بخوانید. 1-       ما دوست داریم نامه های عاشقانه ای را که برایمان نوشته شده نگهداریم نه به این خاطر که هنوز احساسی داریم یا امیدی بیشتر به این خاطر که خواندن این نامه ها بما یاداوری می کند که از چه مراحلی در زندگی گذشته ایم و همچنین این احساس خوب که کسانی ما را در زندگیشان دوست داشته اند. 2-       ما یکم از شما مردان متنفریم بیشتر به این خاطر که اصلا نمی فهمید که درد زایمان چی هست! 3-       ما مثل مومیایی ها هستیم آرایش غلیظ روی صورت، گن و سوتینهای تنگ تایلونی که توش نزدیکه خفه شیم و جوراب شلواری نایلونی و کفش 10 سانتی، با همه اینها ما زنده تر از همیشه هستیم 4-       ما احتیاجی به پسورد شما نداریم نه اینکه نخواهیم سر از کاری که ساعتها باید جلوی مانیتور کامپیوتر باشی در بیاوریم یا لیست آخرین چتهایتان را در صفحه فیس بوک چک کنیم و همچنین ایمیل ها شما رو بخونیم، مساله اینه که شما اونقدر حواس پرت هستید که لپ تاپتونو روشن بذارین و برید بخوابید 5-       وقتی میگیم هدیه نمی خواهیم.. هیچ زنی توی دنیا نیست که با گرفتن هدیه خوشحال نشه، آرزوی هر زنی اینه که شوهر هر روز با یک هدیه بیاد خونه مهم هم نیست که چقدر قیمتیه مهم اینه که بفکر ما بودین و وقتتونو گذاشتین که برای ما یه هدیه بخرین و البته پولتونو 6-       بیانسه کیه دیگه!؟ شما شاید تو حمام احساس پاوارتی بودن بهتون دست میده ولی ما موقعی که تو خونه تنها هستیم احساس بیانسه بودن بهمون دست میده 7-       رویا های پایان ناپذیرما راجع به هر چیزی، از لباسی که قراره توی مراسم تدفین مادرتون بپوشیم تا اینکه یه روز برنامه آشپزی داشته باشیم یا فرم انداممون با دوران 16 سالگیمون برگرده یا اینکه کلیه ترانه های عاشقانه راجع به ما نوشته شده 8-       حمامهای پایان ناپذیر ما برای فرار از درس و مشق بچه ها، یا صحبت با مادر محترمتون یا مرتب کردن خانه ای که شما قبل از رفتن توش بمب منفجر کردین 9-       ذهن مبارزه جوی ما که هر روز در حال دعوا با مادرمون، مادرتون، خواهرتون، دوسشمن هامون و بقیه عالم و آدمه... بدون نیاز به دلیل خاصی 10-    صورتی که مثل کف دست میشناسیم مدت زیادی خودمونو توی آیینه نگاه میکنیم، همه پستی و بلندی های صورتمونو و نوعشونو و دلیل بوجود اومدنشونو خیلی خوب میدونیم بعد شبها نمی خوابیم و راجع بهشون فکر میکنیم. 11-     ما هم نسبت به دخترا احساس داریم فکر بد نکنین! احساس ما مخلوطیست از انواع احساسات درباره هر کسی که از ما خوشگلتر، جوانتر و خوش لباستره 12-    دوست داریم که دوست داشته شویم بغل کردن، نوازش، تکستهای وقت و بی وقت عاشقانه.. ممکنه بهتون بگیم لوس ولی نمیتونیم منتظر حرکتت بعدیتون بشینیم 13-    معمولا ازتون عصبانی هستیم دلیلش؟ دلیل خاصی نداره، تقصیر استروژنهاست 14-    ما دوست داریم نقش اول بازی کنیم

وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!!

وقتی مردی شما رو بخواد، هیچ چیز نمی تونه جلوش رو بگیره!! پس بدانید اگر واسه ازدواج بهانه مشكلات رو میاره، یا شما رو نمی خواد یا هنوز تردید داره كه شما كیس ازدواجشید یا دیگری! وقتی مردی شما رو نخواد، هیچ چیز نمی توونه نظرش رو برگردونه و نگهش داره!!! پس اگه واسه نگه داشتنش مجبورید خیلی وقتا از خیلی چیزا بگذرید یا متوسل به دعا و حاجت شید، بدونید كه رفتنیه!! وقتتون رو تلف نكنید! اون حتی بعد از ازدواج با شما نیز، مال شما نیست! دست از بهانه گیری به جهت رفتار یه مرد بردارید! اونا اصلاً به حرفای شما گوش نمی دن!! این باعث می شه به مرور شما رو یه زن نق نقو یا غرغرو بدونند و وقتی دارید انتقاد می كنید به همه چیز فكر كنند جز حرفای شما! اصولاً اگه از رفتارشون شكایت دارید بهتره بزارید واسه یه فرصت دیگه! زمانی كه به عشق شما معترفه و نمی تونه به شما توجه نكنه! یادتون باشه رفتار آرامتر، همیشه بهتره هیچوقت خودتون رو برای حفظ رابطه ای كه خودتون تشخیص می دید ارزشش رو نداره، تغییر ندید. چون مدتها بعد، زمانی كه تغییر كردید و دلتون واسه خودتون تنگ شد، می فهمید شخصی كه روبروی شما ارزشش رو نداشته و اون زمان دیگه فرصتی واسه جبران نیست قبل از اینكه بفهمید واقعاً چه چیزی خوشحالتون می كنه، با كسی ارتباط برقرار نكنید
آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ راز هایت را نفروش خدایا دست ات را از گلویم بردار عشق همه چیز است چگونه به زنان توجه کنید

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

از پس اندازتان مراقبت کنید

حقیقت این است که این روزها با این هزینه های سرسام آور همین که خانواده ای بتواند بودجه بندی را بنحوی مدیریت کند که منبع مالی خانواده تا پایان ماه دوام بیاورد شاهکار بزرگی صورت گرفته است. بسیاری از خانواده ها بدلیل عدم آشنایی با روش های درست پس انداز، آن را از دست می دهند.

10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

خانم ها همچنان در لیست ثروتمندترین افراد جهان یک اقلیت محسوب می شوند، ولی امسال نسبت به سال قبل ثروتمند تر شده اند. 21 خانم ثروتمند دنیا در مجموع ثروتی بالغ بر 249 میلیارد دلار آمریکا دارند، یا بصورت متوسط 11.6 میلیارد برای هرکدام. اکثر این خانهای بسیار ثروتمند ثروت خود را از طریق وراثت  یا ازدواج بدست آورده اند. ولی یکی از آنان خانم وو یاجون چینی که از روزنامه نگاری به معاملات املاک روی آورد، یک ثروتمند خود ساخته به حساب می آید. درکل شمار خانم های بسیار ثروتمند ، شاید به کندی اما در حال افزایش است. از بین لیست 1226 نفره میلیاردرهای دنیا 104 نفر یا بعبارتی 8.5 درصد خانم میباشند درحالی که شمار خانم های بیلیونر در سال 2002 از رقم 26 نفر تجاوز نمی کرد. اما در لیست 21 نفره ثروتمندترین زنان دنیا 7 آمریکایی، 2 چینی، 2 آلمانی و یک سوئدی به چشم می خورد. ثروتمندترین زن در این لیست خانم کریستی والتون است که ثروت 25 میلیاردی خود را بعد از فوت همسرش جان والتون بدست آورده که در اثر سانحه هواپیما در گذشت.جوانترین لیست خانم یانگ هووان 30 ساله و پیرترین آن کاکس چمبرز صاحب امپراطوری رسانه ای کاکس می باشد. خانم چمبرز و لیلیان بتانکورت وارث برند لوازم آرایشی بهداشتی اورال و ژاکلین مارز تنها خانم های حاضر در لیست از آغاز رتبه بندی ثروتمندان توسط مجله فوربس در سال 1987 میباشند. در آن سال تنها 8 خانم ، 5آمریکایی، در لیست ثروتمندان دنیا قرار داشتند.در انتهای لیست 21 زن ثروتمند دنیا، خانم دورتا استینبروخ و خانواده به همراه خانم روزالیا مرا بیوه آقای آمانسیو ارتگا بنیانگذار و صاحب پوشاک زارا بصورت مشترک قرار دارند. اما سارا برکلی جوان ترین خانم ثروتمندی است که با وجودی که در این لیست 21 نفره قرار ندارد اما توانسته است در 41 سالگی به جوان ترین زن بیلیونر خودساخته تبدیل گردد. وی که در آغاز در دیسنی لند کار میکرد با راه اندازی لباسهای زیر زنانه تحت نام اسپانکس تبدیل به موفق ترین خانم جوان در دنیا شد. عکس اول متعلق به خانم لیلیان بتانکورت است.
آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ به یخچال تان عمری دوباره ببخشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

بدرفتاری با سالمندان

آیا می دانید یکی از بزرگترین انواع خشونت های خانگی که هرگز گزارش نمیشود، جایی از آن صحبت نمیشود و کسی به اهمیت و گستردگی آن نمی پردازد خشونت و بدرفتاری با سالمندان است؟ سواستفاده و بدرفتاری می‌تواند توسط اعضای خانواده و یا تیم مراقبت (مثلا در خانه سالمندان یا بیمارستان) صورت بگیرد. بدرفتاری با سالخوردگان انواع مختلفی دارد و هر نوع از اذیت ها برای خود علائمی هم به بار می آورند.  که دانستن آنها می تواند از بار غم و درد بسیاری از سالمندان کم کند. 1 – بدرفتاری فیزیکی: نظیر کشیدن مو، سیلی، هل دادن، تکان محکم دادن، و حتی داروی بیش از حد دادنعلایم هشدار دهنده: کبودی بدون دلیل، ترسیدن از فرزندان یا کسانی که از فرد سالخورده مراقبت میکنند، لنگیدن، بریدگی و خراش و درد و تورم و شکستگی و… 2 – بدرفتاری روانی:  که شامل تمسخر، متلک، کنایه، بی توجهی، محدود کردن روابط اجتماعی، تهدید، تصمیم گیری بدون پرسیدن نظر، تحقیر کردن، رفتار با فرد سالخورده مانند یک کودک،دپرخاش و …علایم هشدار دهنده: افسردگی، نا امیدی، عدم اعتماد به نفس، عدم برقراری تماس چشمی، ترس از خوابیدن، گاهی بیش از حد خوابیدن، عدم روابط اجتماعی، اضطراب، ترس، 3 – بدرفتاری مالی: که شایع ترین نوع بدرفتاری با سالمندان است نظیرمجبور کردن برای امضای چک یا قولنامه یا سند قرارداد، مجبور کردن برای تغییر وصیتنامه، مجبور کردن برای فروش خانه و اموال، خرج بدون رضایت از اموال فرد سالمند، دزدین اموال و …علایم هشدار دهنده: عدم توانایی پرداخت هزینه های زندگی در حالی که درآمد یا ذخیره مالی فرد به نظر کافی است.پایین بودن استاندارد تغذیه و پوشاک که با سرمایه و موقعیت فرد همخوانی ندارد. اضطراب مداوم فرد راجع به پول و مایحتاج اولیه و … 4 – بدرفتاری از طریف بی توجهی: انکار  مراجعات و نیازهای درمانی،  بی توجهی به زمان مصرف داروها،  رها کردن در شرایط نامناسب و یا خطرناک، عدم تماس با اورژانس در مواقع ضروری، و …علایم هشدار دهنده: سو تعذیه، عدم بهبودی بدون دلیل، تشنگی مفرط، ژولیده و کثیف بودن، بوی بد، زخم بستر، محرومیت از لوازم مورد نیاز مثل سمعک یا دندان مصنوعی، کنسل کردن مدوام وقت دکتر. ۵- سوء استفادهء جنسی: این نوع سوء استفاده یا بدرفتاری اغلب از سوی جامعه و اطرافیان نادیده گرفته میشود. فرد سالخورده می‌تواند به انواع مختلف مورد آزار یا سوء استفاده جنسی قرار بگیرد از جمله از طریق لمس کردن، یا استفاده از کلمات رکیک سکسی برای تحقیر یا تحریک.علایم هشدار دهنده: سرخوردگی،شرمندگی و افسردگی همیشگی، عفونت مجاری ادراری مکرر (بخصوص در زنان سالخورده)، احساس ناامیدی و بیچارگی مفرط، عدم آرامش در حضور افراد با جنسیت دیگر، عدم صحبت راجع به نحوه برخورداری از مراقبت‌های روزانه، درد و آسیب در نواحی تناسلی امیدوارم هم جامعه،‌ هماقوام و همسایه ها و هم پرسنل درمانی و هم مسئولین انتظامی و قضایی به این موضوع بیشتر توجه کنند. روزی هر کدام از ما ممکن است جزو قربانیان باشیم. این متن در وبسایت شبنویس منتشر شده است و با اخذ اجازه آن را بازنشر کردیم

مشکل زود و بزرگ مردان ما

یکی از بزرگترین دلایل طلاق در کشور مشکلات جنسی زوجهای جوان است. اما  این مشکلات در عدم ارضای زوجین میتواند دلایل متعددی داشته باشد. از دلایل اساسی طلاقهای جنسی در میان زوجهای مختلف انزال زود هنگام مرد می باشد. اما انزال زود هنگام چیست و چگونه رخ می دهد؟ عوارض آن چیست؟ آیا راهی برای بر طرف نمودن این مشکل وجود دارد؟ انزال زود هنگام یا Premature Ejaculation   هنگامی رخ میدهد که مرد زودتر از هنگامی که خودش یا همسرش میخواهد، انزال نماید. این اتفاق غالبا برای هر مردی پیش می آید اما اگر این اتفاق یک عادت همیشگی است بنابراین موردی است که باید در مورد برطرف نمودن آن اقدام نمایید. انزال زود هنگام همچنین یک شکایت جنسی در بیش از یک سوم مردان میباشد. بررسی های انجام شده بروی مردانی که دارای این مشکل هستند نشان می دهد که این مشکل با بالا رفتن سن مردان کمتر می شود. افزایش تجربه جنسی و بالا رفتن اعتماد بنفس در مردان به کنترل انزال آنان کمک می نماید. انزال جنسی زود هنگام به دو نوع مادام العمر و اکتسابی تقسیم میشود. انجمن بین المللی پزشکی جنسی انزال زود رس اولیه (مادام العمر) را بدین گونه تعریف می نماید: انزال در همه موارد در کمتر از 2 دقیقه پس از دخول رخ دهد و مرد در همه موارد یا تقریبا در همه موارد نتواند انزال خود را کنترل نماید این وضعیت باعث بوجود آمدن استرس، ناکامی زوجین و عدم تمایل به برقراری روابط جنسی از ترس عدم کامیابی جنسی میشود. بهترین راه حل برای رفع این مشکل اینست که با همسرتان در این مورد صحبت نمایید و از از او بخواهید به پزشک معالج مراجعه نماید. در حدود 80% کسانی که به پزشکان معالج مراجعه نمودند توانستند این مشکل را برطرف نمایند. بای توجه داشت که زمان انزال زود رس 2 دقیقه و کمتر از آن است و میانگین انزال در روابط جنسی مردان در حدود 5 دقیقه عادی بحساب می آید. دلایل وقوع چنین مشکلی بصورت قطع هنوز معلوم نیست اما پزشکان محقق یک سری از مشکلات و دلایل را بعنوان دلیل بروز  انزال زود هنگام مطرح می نمایند از جمله: الگوی رفتاری نا صحیح و الگوهای روانی به این معنی که الگوی رفتاری شخص در تجربه های اولیه او از روابط جنسی ممکن است باعث بروز چنین مشکلی در او گردد. یا استرس از امکان رسیدن به نغوظ در مردان که ممکن است نگرانی در مورد رسیدن به نغوظ در مردان باعث انزال زود هنگام گردد. همچنین از دیگر دلایل اضطراب  و نگرانی در مورد کارکردشان و حتی نگرانی های روزمره زندگی میتواند تاثیر مخربی بر کارکرد جنسی مرد داشته باشد. مشکلات ارتباطی شما و همسرتان نیز میتواند در حکم یک عامل منفی در کیفیت روابط زناشوئیتان خواهد گذارد. اما اختلالهای زیستی و جسمی مانند اختلال در هورمونها و مشکلات تیروئیدی و پروستاتی و صفات ارثی، مشکلات ناشی از برخی جراحیها بروی سیستم عصبی مرد و همچنین قطع مصرف برخی داروها که برای معالجه برخی مشکلات روانی مصرف میشدند نیز میتواند بر این عملکرد تاثیر منفی بگذارد. بازخورد در زندگی انزال زودرس باعث عدم کامیابی جنسی مرد و زن میشود این سرخوردگی میتواند بطور کلی زندگی زناشوئی آنان را تخریب نماید. این مشکل اگر زوج خواهان داشتن بچه نیز باشند اوضاع را بدتر میکند. گاهی مشکل آنقدر شدید است که مرد پیش از دخول انزال می نماید. درمان گفتگو درمانی بر اساس این شیوه، روان درمانگر با مرد و همسرش درباره روابط و تجربیاتشان صحبت می نماید و سعی می نماید دلایل اضطراب را کشف و آنرا مرتفع نماید. در بیشترین موارد این شیوه جواب تاثیر گذاری از خود بجا می گذارد. درمانگرهای جنسی در بیشتر مواقع استرس و اضطراب پس از دفعه اول روابط جنسی کمتر میشود و در دفعات بعدی اقدام به ایجاد روابط جنسی این مشکل تا حد زیادی از بین میرود. بیاد داشته باشید که مرد مدتی را باید برای تجدید قوا فرصت داشته باشد. همچنین بهتر است در دفعات اول از دخول صرفنظر شود تا فشار و استرس در مواجهه با همسر احساس میشود از بین برود. دارودرمانی برخی داروهای ضد افسردگی و کرمهای بی حسی ممکن است برای درمان انزال زود هنگام بکار روند. همچنین داروهای ضد افسردگی دارای عوارض جانبی از جمله به تاخیر انداختن انزال و ارگاسم است. پزشک ممکن است از این عارضه جانبی برای درمان زود انزالی استفاده نماید این داروها همچنین ممکن است عوارضی چون احساس تهوع، خشکی دهان، خواب آلودگی و حتی کاهش میل جنسی نیز با خود داشته باشند. فلوکستین (پروزاک)، سرترالین(زولوفت) یا پاروکستین (پاکسیل) ممکن است از سوی پزشک تجویز شوند اما حداقل 10 روز زمان برای تاثیر گذاری نیاز دارند. البته استفاده مداوم از این داروها معمولا توصیه نمی شود. بهتر است حتما استفاده از این داروها با نظر پزشک معالج صورت پذیرد. کرمهای بی حسی موضعی کرمهای بی حسی موضعی مانند لیدوکایین یا پیلوکایین حس آلت مردانه را کاهش میدهد و ممکن است به تاخیر انزال کمک نمایند فرد باید کرم را مدت کوتاهی پیش از آمیزش روی آلت بمالد و هنگامی که احساس نمود به اندازه کافی حس آلتش کاهش یافته آنرا پاک نماید. برخی مردان در استفاده از این متد کاهش حس تنایل را تجربه می نمایند همچنین زنان هم دچار کاهش حس دستگاه تناسلی و لذت میشوند و امکان حساسیت و آلرژی به این مواد در زنان نیز وجود دارد. بیاد داشته باشید این مشکل تا میزان بسیاری (80%) قابل رفع شدن است بنابراین با حوصله و شکیبایی از شوهر خود بخواهید  راههای اشاره شده را البته تحت نظر پزشک متخصص امتحان نماید تا زندگی زناشوئی شما پر از کامیابی جنسی گردد.
ماه گرفتگی ختنه دختران زندگی مجردی ، تجربه هزاره سوم ایرانیان هشدار ابتکار؛ ایران دچار معضلات شدید زیست محیطی است تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

روز دختران در چین، روز عشق پایدار

چند سالی است كه در تقویم ایرانیان روزی به نام "دختر" اضافه شده است.همین چند روز پیش روز هفتم مهر ماه روز دختر بود. این روز در تقویم چینی هم وجود دارد.

مصایب مهربانی

بعضی از آدم‌ها بیش از اندازه مهربان و مراقب هستند. این شاید برای دیگران خوب باشد اما کسانی که سعی می‌کنند از روی مهربانی، رضایت دیگران را جلب کنند مشکلات زیادی دارند. این افراد ممکن است در انجام ساده‌ترین امور زندگی‌شان هم دچار مساله شوند. مثلا کم کردن وزن یا پیروی از یک الگوی سالم غذایی برای آدمی که بیش از اندازه به فکر رضایت دیگران است دشوارتر از فردی است که کمتر ملاحظه دیگران را می‌کند. شاید هرگز به این مساله فکر نکرده باشید اما باور کنید این آدم‌ها ممکن است در کم کردن وزن یا پیروی از یک الگوی سالم هم دچار مشکل شوند. آدم‌های خیلی مهربان، موجوداتی دلپذیر و شایسته احترام هستند؛ بسیار بعید است که از چنین افرادی پاسخ نه بشنوید و همیشه می‌توانید روی آنها حساب کنید. آنها بسیار مطیع به نظر می‌رسند و همشه به دنبال جلب رضایت دیگران هستند به همین دلیل وقت زیادی را صرف بقیه می‌کنند. به بقیه کمک می‌کنند تا کار را پیش ببرند، برای رضایت و خوشحالی دیگران همه تصمیم‌ها و برنامه‌ها را اجرایی می‌کنند و همیشه برای خدمت رسانی و کمک به خانواده و دوستان حاضر و آماده هستند. هرچند که ظاهرا این مهربانی و کمک‌های بی‌شمار برای بقیه بسیار خوشایند است اما متاسفانه فردی که مطیع و خدمتگزار است از الگوی رفتاری ناسالمی پیروی می‌کند. من زن ۴۰ ساله‌ای را می‌شناسم که دو فرزند نوجوان دارد. او کار تمام وقت دارد و  پرستار یک بیمارستان است. این زن بیش از ۱۵ کیلو اضافه وزن دارد و با اینکه بارها تلاش کرده تا رژیم بگیرد اما متاسفانه هرگز نتوانسته به وزن دلخواهش برسد چون نمی‌تواند طبق برنامه پیش برود و در هفته چند بار فست فود می‌خورد و وقتی برای ورزش کردن ندارد. بعد از کار تمام وقت، هر روز فرزندانش را برای آموزش ورزش به باشگاه می‌برد. ساعت‌ها در ماشین منتظر می‌ماند و وقتی همگی به خانه می‌رسند آنقدر گرسنه هستند که او فقط می‌تواند از بیرون سفارش غذای گرم بدهد. بعد از خوردن غذا عذاب وجدان شروع می‌شود و به خودش قول می‌دهد تا روز دیگر برنامه رژیم غذایی را رعایت کند. اما گرفتاری‌های روزمره و رسیدگی به اعضای خانواده و دوستان بهانه‌هایی هستند که باعث می‌شوند هرگز نتواند طبق خواسته خودش پیش برود. این زن شخصیت مطیعی دارد. همه وقت و عمر او صرف توجه و مراقبت از دیگران می‌شود. او حق دارد که هرگز فرصتی برای ورزش و برنامه رژیم غذایی نداشته باشد. با وجود تعهدات فراوان او چنین زمانی اصلا وجود ندارد. مشکل آدم‌های خیلی مهربان چیست؟ چرا بعضی آدم‌ها مطیع و بیش از اندازه مهربان هستند؟ روان‌شناس‌ها می‌گویند آدم‌های مطیع نگران طرد شدن هستند و از شکست می‌ترسند. ترس از طرد شدن پشت این احساس نهفته است که «اگر من همه کار نکنم، نمی‌توانم این فرد راخوشحال کنم. او مرا ترک خواهد کرد و دیگر دوستم نخواهد داشت.» آدم‌هایی که نگران طرد شدن از سوی دیگران هستند معمولا مراقبان خوبی نداشته‌اند. والدینی که مراقبت‌های اولیه و کافی در اختیار فرزندشان قرار نمی‌دهند و در دسترس کودک نیستند، پایه‌گذار این نگرانی در فرزندشان هستند.   اما آدم‌های مطیع از شکست هم می‌ترسند. آنها اینگونه فکر می‌کنند: «اگر شکست بخورم دیگران را ناامید خواهم کرد یا مجازات خواهم شد.» ترس از شکست هم ناشی از تجربه‌های اولیه گذشته است که در آن فرد به خاطر یک اشتباه کوچک مجازات شده است. کسانی که والدینی سخت‌گیر و بسیار منتقد دارند، بیشتر از دیگران دچار نگرانی از شکست می‌شوند. هر تجربه اولیه‌ای که همراه با انتقادهای شدید و مجازات باشد، باعث ایجاد اضطراب در افراد برای انجام تعهدات می‌شود. فرقی نمی‌کند که تعهدات چقدر ساده یا دشوار باشند؛ ترس از شکست هرگز این فرد را رها نمی‌کند. اگرچه ممکن است این افراد منتقد یا والدین ( یا معلم) سخت‌گیر دیگر در زندگی فرد حضور نداشته باشند یا تاثیر گذار نباشند اما ترس و اضطراب نهادینه شده از تجربه‌های تلخ باعث می‌شود که او همیشه نگران باشد. اما آنچه باید بدانید این است که هرچند اولویت دادن به نیازهای دیگران از شما چهره جذاب و دلپذیری می‌سازد اما زمانی که خواسته‌ها، اهداف و نیازهای خودتان در اولویت قرار ندارد، دچار مشکلات بسیار جدی و مهمی در زندگی‌تان می‌شوید. نادیده گرفتن خود کسی که بیش از اندازه به دیگران توجه می‌کند و وقت زیادی صرف دیگران می‌کند، فرصتی برای توجه به سلامت جسمی و روانی خودش ندارد. تمام تلاش آدم مهربان این است که دیگران فعال، خوشحال و آرام باشند. یک والد مطیع دائما مراقب غذای سالم فرزندانش است و یا وقت زیادی را صرف برنامه‌ریزی برای موفقیت‌های زندگی فرزندانش می‌کند اما هرگز فرصتی برای توجه به نیازهای خودش ندارد. اگر فقط در جهت رضایت دیگران قدم برمی‌دارید، بدون شک انسان مهربانی هستید. مراقبت و توجه به دیگران بسیار خوب است اما مهربانی در حق دیگران به معنای آن نیست که خود را وقف دیگران کنید. وقتی به خودتان توجه کنید، دیگران را بیشتر از وجود خود بهره‌مند می‌کنید. آدم سالم، توان و انرژی لازم برای مراقبت از دیگران را دارد.  بنابراین برای اطرافیان‌تان بسیار خوب خواهد بود که شما به اندازه کافی بخوابید، غذای سالم بخورید، ورزش کنید، مطالعه کنید، تفریح داشته باشید و شاد زندگی کنید. خدمت کردن به دیگران در حالی‌که احساسات‌تان را سرکوب کرده‌اید، خشم‌تان را فرو خورده‌اید یا وقت غذا خوردن ندارید، غیر ممکن است؛ چون روزی فرا می‌رسد که دیگر توانی برای خوشحال کردن دیگران باقی نمی‌ماند. احساس ناکامی در کنار دیگران اگرچه آدم مطیع تلاش می‌کند دیگران را شاد نگه دارد اما این باعث نمی‌شود همیشه از کاری که می‌کند لذت ببرد.  استرس و نگرانی دائمی به خاطر اینکه دیگران چه فکر می‌کنند و یا چه واکنش خواهند داشت و قرار گرفتن در شرایطی که اغلب به فرد تحمیل می‌شود و مانع انجام فعالیت دلخواه او می‌شود، عواملی هستند که در ایجاد احساس ناکامی اثر دارند. این نارضایتی و احساس ناکامی بالاخره خود را در رفتار و گفتار نشان داده می‌شود. بنابراین شاید بهتر باشد کمتر به فکر راضی نگه داشتن دیگران باشید. استرس و افسردگی معنای استرس و نگرانی این است که بار و فشار زیادی به شما تحمیل می‌شود که تاب و توان آن را ندارید. افرادی که دائما برای جلب رضایت دیگران تلاش می‌کنند، معمولا دچار استرس شدید و رفتارها و واکنش‌های ناسالم هستند. استرس و افسردگی را می‌توان با درمان‌های دارویی کنترل کرد اما تا زمانی که این روند ادامه داشته باشد، نباید انتظار داشته باشید تغییر موثر و ویژه‌ای در زندگی‌تان اتفاق بیفتد. برای رهایی از استرس و افسردگی در چنین وضعیتی باید بپذیرید که نباید همیشه فراتر از تعهدات و وظایف تعریف شده خودتان پیش بروید و به خاطر دیگران از خواسته خود بگذرید. رنج مفید بودن حمایت و همراهی با دیگران خوب است و تا اندازه‌ای منطقی است. اما اگر نتوانید به دیگران نه بگویید، ممکن است آنها را دچار این سوءتفاهم کنید که اجازه دارند تا هرجایی که می‌توانند خود را به شما تحمیل کنند. چه چیزی بهتر از اینکه یک نفر همیشه در دسترس و در اختیار یا مطیع و فرمانبر باشد؟ متاسفانه دیگران مرزها و حریم شما را تشخیص نخواهند داد، مگر اینکه بتوانید برخی از خواسته‌های آنها را رد کنید و گاهی اجازه ورود به حریم خود را ندهید. این شما هستید که به دیگران می‌گویید چگونه با شما رفتار کنند. اگر حریمی برای خودتان قائل باشید، توقع دیگران را به اندازه توان و موقعیت خود پایین می‌آورید. در این‌صورت، کمتر رنج می‌کشید و چیزی را هم از دست نمی‌دهید. از گفتن «نه» یا «نمی‌توانم» نترسید. شاید لازم باشد کمی روی اعتماد به نفس خود کار کنید و از طریق رفتار درمانی  ترس از شکست و طرد شدن را رفع کنید. برای ایجاد این تغییرات ابتدا باید به این نتیجه برسید که باید خودتان را به اندازه دیگران دوست داشته باشید.  
اسپاگتی ابدی تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین رازهای دلبری زنانه خانم ها همیشه مقدم نیستند 5 حس جنسی زنانه که مردان باید بدانند

زنان حادثه

اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم

کارن گورملی خودش را فردی \"لبخند به لب و تقریبا خجالتی\" توصیف می‌کند، ولی می‌گوید که به خاطر اندازه پستان‌هایش، دیگران او را به گونه دیگری می‌بینند. او که ۴۵ سال دارد و در لنکشر بریتانیا زندگی می‌کند، بعد از انتشار گزارش‌ها درباره عکس‌های اما واتسون در مجله ونیتی‌فیر و واکنش‌ها به یکی از این عکس‌ها، از تجربه شخصی خود برای بی‌بی‌سی نوشت. کارن می‌گوید که به طور خاص، زن‌ها براساس ظاهر او درباره شخصیتش قضاوت می‌کنند. این نوشته، ماجرای او از زبان خودش است: من آدم ریزه‌اندامی هستم با پستان‌های بزرگ، و به دلیل همین شکل ظاهری، استنباط بیشتر آدم‌ها این است که من فرد بی‌بندوباری هستم. وقتی عده‌ای، اما واتسون را به دلیل نشان دادن بخشی از پستان‌هایش در یک عکس، هدف حمله قرار دادند، بحث‌هایی که درگرفت، برای من خیلی آشنا بود. من هم یک فمینیست هستم و باور دارم که زن‌ها باید هر آنچه را دوست دارند، بپوشند. برخلاف اما (واتسون) من خجالتی‌تر از آن هستم که بتوانم عکس (مشابهی) بگیرم، ولی به محض این که لباس‌هایی که می‌پوشم متناسب تن من هستند یا یقه بازی دارند، بلافاصله به من برچسب می‌زنند که به دنبال جلب توجه هستم. ماجراها از ۱۴ سالگی من شروع شد. متوجه شدم که مردان میانسال دنبالم می‌کنند. با آن که لباس فرم مدرسه به تن داشتم (معلوم بود کم‌سن‌وسال هستم)، هر بار که به مرکز شهر می‌رفتم، کسی بود که دنبالم می‌کرد. واقعا ترسناک بود. اما همیشه این مردان نبودند. یکبار یکی از معلمان زن به من گفت که نمی‌توانم روپوش بی‌آستینی را که لباس فرم مدرسه بود بپوشم، چون آن لباس من را \"نمی‌پوشاند\". همیشه احساس می‌کردم که روی لبه تیغ هستم و شروع کردم به پوشیدن لباس‌های گشاد و به همین دلیل، دیگران فکر می‌کردند که من چاق هستم. وقتی ۱۶ ساله شدم، به اندازه‌ای جرات پیدا کردم که در یک مهمانی لباسی متناسب تن خودم بپوشم. با آن که لباسی معمولی بود، درز بین پستان‌هایم در آن مشخص بود. همین که دوستانم من را دیدند، از این که چقدر وزن کم کرده و لاغر شده‌ام، ابراز تعجب کردند. اما بدترین اتفاقی که تاکنون برایم رخ داده است، در ۲۱ سالگی من بود. وقتی که دوست‌پسرم من را به برادرش معرفی کرد و برادر او به جای این که بگوید مثلا \"از دیدن شما خوشوقتم\" به سینه‌ام اشاره کرد و گفت: \"اندازه آنها را ببین!\" من به فکر جراحی برای کوچک کردن پستان‌هایم هستم. مخصوصا که پستان‌هایم باعث شده‌اند کمردرد بگیرم. این تصمیم بیشتر دلایل پزشکی دارد، ولی همزمان برخورد آدم‌ها هم در این تصمیم تاثیر داشته است. نظر دوست یکی از دوستانم تیر آخر را زد. او گفت که من به این دلیل مورد توجه (مردان) قرار می‌گیرم که پستان‌های بزرگی دارم. این حرف باعث شد احساس کنم چیزی نیستم جز پستان‌هایی که از سینه‌ام آویزان هستند و نمی‌خواهم چنین چیزی باشم.  

فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد

سام (سامانتا) بلوم در تعطیلاتی خانوادگی از بالکن افتاد و بدنش از سینه به پایین فلج شد. تحت تاثیر این حادثه دچار افسردگی شدیدی شد اما نمی توانست تصور کند که یک جوجه زاغ که او نیز از لانه‌اش به زمین افتاده بود به او کمک خواهد کرد. وقتی خانواده سام، این جوجه زاغ را به خانه آوردند، شادی و نشاط به محیط خانواده آورده شد. این جوجه زاغ به سام کمک کرد تا زندگی جدیدی را شروع کند. او لحظه سقوط از بالکن هتل در تایلند را به خاطر نمی آورد. ژانویه ۲۰۱۳ بود و سام همراه شوهرش کامرون و سه فرزندشان برای تعطیلات به یک روستای کوچک در سواحل دریای آندامان رفته بودند. سام از ارتفاعی حدود شش متر به زمین افتاد. وقتی شوهرش بالای سرش رسید، رسید از هوش رفته بود و فرصتی نبود تا این صحنه دلخراش را از چشم فرزندانشان پنهان کند. کامرون به یاد می‌آورد که پسر بزرگشان وقتی مادرش را در آن حالت دید پرسید:\"مامان در حال مرگه؟\" کامرون می گوید:\"می دانستم سام زنده است ولی خون از سرش جاری شده بود و بشدت نگران بودم که ممکن است همانجا بمیرد.\" وقتی سام را به بیمارستان اصلی منطقه که چهار ساعت با محل فاصله داشت منتقل کردند آزمایش‌ها نشان داد جمجمه او از چند نقطه ترک خورده، مغزش دچار خونریزی شده ، هر دو ریه‌اش سوراخ شده و یکی از آنها کاملا از کار افتاده و ستون فقراتش درست زیر تیغه های شانه خرد شده است. سام وقتی فهمید از سینه به پایین فلج شده دچار افسردگی شدیدی شد. از همه چیز و همه کس و بخصوص خودش بیزار و عصبانی بود. او شش ماه در بیمارستان بستری بود و در تمام آن مدت حتی زمانیکه بچه ها به ملاقاتش می رفتند نمی توانست جلوی گریه خود را بگیرد. در این مدت کامرون دست به کار شد و منزلشان در سواحل شهر سیدنی استرالیا را برای حرکت سام با صندلی چرخ دار آماده کرد. او و بچه ها منتظر بازگشت سام بودند و امیدشان این بود که با آمدن به خانه روحیه اش بهتر شود. اما درست برعکس بود. سام با بازگشت به خانه متوجه شد دیگر نمی تواند خیلی از کارهای روزانه را انجام دهد. نه می توانست شنا کند و نه همراه بچه ها به موج سواری برود. شرایط روحی اش چنان بد بود که آرزو می کرد بمیرد. اما سه ماه بعد حادثه ای که کسی انتظارش را نداشت روی داد. سام و بچه ها به دیدن مادرش رفته بودند. باد شدیدی می وزید. نوا پسر وسطی خانواده جوجه زاغی را دید که روی زمین افتاده بود. آنها جوجه زاغ را با خودشان به خانه بردند. سام می گوید:\"اسمش را گذاشتیم پنگوئن چون خیلی شبیه پنگوئن است. سراسر سفید و نرم بود و پاهای بزرگی داشت.\" ابتدا فکر می کردند یکی از بالهای جوجه زاغ شکسته است ولی بعد متوجه شدند سالم است ولی چون خیلی کوچک بود و بدن نحیفی داشت. یک دامپزشک به آنها گفت نگهداری از جوجه زاغ مسئولیت زیادی است چون در ماههای اول باید هر دوساعت یک بار به او غذا بدهند. با این همه خانواده تصمیم گرفت که نجات این جوجه می تواند کار خوبی باشد که همگی در آن شرکت کنند. سام می گوید:\"خیلی به او علاقمند شدم چون مثل این بود که همیشه یک نفر پیش من است. از لحظه ای که او را به خانه آوردیم همیشه روی شانه ها و یا پاهای من می نشست. ما را سرگرم می‌کرد و می خنداند.\" \"باهاش حرف می زدم، غر می زدم و درد دلم را بهش می گفتم. به نظرم شوهرم دیگه حوصله زیادی برای این حرف ها نداشت. ولی پنگوئن همه درد دلهای من را شنیده و همه چیز را می داند.\" به گفته سم خلق و خوی پنگوئن متغیر بود.\"بعضی از صبح ها عصبانی بود و دست آدم را نوک می زد. در مواقع دیگر با سرعت داخل سالن می دوید و خودش را می انداخت توی تخت، می رفت زیر لحاف و می خوابید. این حرکاتش واقعا خنده دار بود.\" بچه ها هم با او بازی می کردند، برایش یک تکه چوب پرت می کردند و او با نوکش آنرا می گرفت. کامرون شروع کرد به عکس گرفتن از جوجه زاغ و یک صفحه اینستاگرام برای پنگوئن درست کرد. به فاصله کوتاهی او هزاران طرفدار پیدا کرد. پنگوئن در سراسر خانه جولان می داد و آداب توالت رفتن را نمی دانست در نتیجه همه جا را کثیف می کرد. وقتی بزرگتر شد خانواده او را تشویق کردند که برود توی باغ و در نهایت یاد گرفت شب ها بیرون بخوابد. ولی هر روز صبح ساعت شش سرو کله اش پشت در خانه پیدا می شد و صدای خاصی از خودش درمی آورد که معنای آن این بود \"در را برایم باز کنید.\" هر چه پنگوئن مستقل تر شد زمان بیشتری را بیرون از خانه می ماند. تابستانی که تقریبا یک ساله شده بود به مدت شش هفته ناپدید شد. دل همه برای او تنگ شده بود. اما درست روز تولد سیزده سالگی روبن پسر بزرگ خانواده دوباره سر و کله اش پیدا شد و هشت ماه دیگر آنجا ماند. یک سال پیش او از خانه رفته و تاکنون برنگشته است. جوجه زاغی که به کمک خانواده نجات پیدا کرد بزرگ شده و آزادی خود را یافته است و همزمان سام نیز آزادی متفاوتی پیدا کرده است. از سه سال پیش ورزش قایقرانی (کایاک) را شروع کرده و اکنون عضو تیم کایاک پارالمپیک استرالیا است. او می گوید:\"از صندلی چرخ دار آمدم بیرون و به ورزش در آب و طبیعت بازگشته ام، چیزی که بشدت دلم برایش تنگ شده بود.\" طی دوسالی که پنگوئن با آنها زندگی می کرد کامرون که عکاس حرفه ای است، حدود ۱۴ هزار عکس از او گرفته است. عکسهای زاغ در اینترنت علاقمندان فراوانی داشتند ولی در این مدت کسی از مشکلاتی که این خانواده با آن روبرو بود خبر نداشت. داستان این ماجرا اکنون در کتابی به قلم بردلی ترور گریو همراه با عکس های کامرون منتشر شده است. با خواندن این کتاب اولین بار سام متوجه شد که فرزندانش او را بیهوش و مجروح روی زمین دیده بودند. کامرون معتقد است درست به همان شکلی که خانواده اش جوجه زاغ را نجات دادند او نیز به نجات خانواده آنها کمک کرده است. \"سام وقتی آمد خانه بشدت افسرده بود و وقتی پنگوئن وارد زندگی ما شد فضای خانه را کاملا تغییر داد. بخصوص روحیه سام را از این رو به آن رو کرد.\" سام نیز موافق است و می گوید:\"من واقعا دوستش داشتم، از صمیم قلب عاشقش بودم.\" بخشی از عکسهایی که کامرون از زاغ گرفته اکنون در کتابی با عنوان \"پنگوئن بلوم\" منتشر شده که در عین حال ماجرای تصادف و بازپروری سام را هم بازگو می کند. در مقدمه کتاب، سام با صراحت از زندگی در حالت فلج نسبی صحبت می کند.\"زندگی در حالت فلجی مثل بیرون آمدن از کما و فهمیدن این است که ۱۲۰ ساله هستید. خانواده و دوستان می خواهند شما خوشحال باشید چون بالاخره هنوز زنده اید ولی هر کاری که می خواهید بکنید خیلی کند و دردناک است. و بسیاری از کارهایی که قبلا انجام می دادید و به شما احساس زنده بودن می داد، اکنون دیگر غیرممکن است.\" او می گوید توانست با کمک خانواده اش و ورزش و البته دوستی با یک پرنده براین شرایط غلبه کند. درویدئوی تبلیغاتی این کتاب گفته می شود\"فرشته ها در اندازه ها و اشکال گوناگون ظاهر می‌شوند.\"
یاسمن مقبلی در میان ۱۲ فضانورد آینده «ناسا» زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چراغهای رابطه تاریک اند زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند

حقوق زنان

«زن ذليل» واژه‌اي ضد زن

مردسالاری اگر چه به صورت عینی در جامعه دیده نمی شود اما روح این نگاه در ابعاد جامعه ایرانی جریان دارد. نگاهی که زنان را از بسیاری فرصت های پیش رویشان بازداشته است. زنان در جامعه ایرانی در بسیاری از فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شرکت می کنند اما فرصت برابر با مردان ندارند و نمی‌توانند آن گونه که باید و شاید از این مشارکت بهره ببرند. دکتر «کوروش محمدی»جامعه شناس و  رئیس مرکز آسیب شناسی ایران معتقد است تا زمانی که جامعه ما درگیر نگرش های سنتی و مردسالارانه است نمی توان انتظار تحولی در حوزه زنان و در خور شأن آنان  را داشت. ادامه گفت و گوي «قانون» با دكتر محمدي را در ادامه مي خوانيد: به لحاظ آسيب شناسي شرایط زنان در جامعه ما چگونه و آیا این وضعیت متناسب با جایگاه واقعی زنان ایرانی است؟در سال های اخیر در جامعه در رابطه با زنان تحولات خوبی را شاهد بوده ایم اما این به هیچ وجه به منزله این نیست که در این حوزه به اهداف کامل رسیده ایم. زنان ما فرصت های برابر با مردان ندارند چرا که جامعه ما درگیر نگرش های ذاتی و سنتی خود است. سبقه جامعه ما فرآیند مردسالارانه دارد و آثار این روند و نگاه مردسالارانه همچنان در جامعه ما باقی است برای همین وقتی در جایی  حرکتی در جهت به جلو راندن حضور زنان و مسائل آنها صورت می گیرد خواه ناخواه این حرکت در ذات خودش ناقص است. در عرصه های اجتماعی و سیاسی نیز فرصت ها برابر تقسیم نشده است. مصداق بارز این موضوع حضور زنان در مجلس شورای اسلامی است. هر چند که اکنون و در مجلس دهم تعداد زنان افزایش یافته و این مساله نسبت به ادوار گذشته حرکت رو به جلویی محسوب می شود اما باز هم  با شرایط عالی و مطلوبی که برای زنان در نظر است، فاصله دارد. در نظام کارفرمایی و کارگزاری هم زنان پایین تر از مردان در نظر گرفته می شوند؛ نگاه به زنان نگاه ابزاری است و حق و حقوق شان به درستی پرداخت نمی شود در حالی که این نوع نگاه نسبت به مردان وجود ندارد. نگاهی که در انظار عمومی نسبت به زن وجود دارد  نگاه سطح پایین است به عنوان مثال زنان حتی در رفت و آمد  و تردد با محدودیت مواجه هستند؛ هنوز تصدی یا حضور زنان را برای تعدادی از مشاغل باور نداریم. این افکار و اندیشه ها نزد خود زنان موثر واقع و باعث شده زنان برای حل مسائل شان پا پیش نگذاشته و کوتاه بیایند.  چرا چنین تفکری نسبت به زنان در جامعه وجود دارد؟ جامعه ما متاسفانه براساس باور قدیمی هنوز زن را جنس ضعیف می داند و ضعیفه را در ادامه این روند تقویت می کند و تفکری سبک نسبت به زنان دارد. نگاه مردسالارانه در همه جامعه ما سایه افکنده و این باعث شده همه مسائل با معیارهای مردانه سنجیده شود.ما یک روز از کلماتی مانند «زن ذلیل» استفاده می کنیم و با بیان این کلمه می خواهیم بگوییم زنان در مدیریت خانواده برتر هستند اما روز دیگر او را صرفا برطرف کننده نیاز جنسی می دانیم. گاهی می گوییم زن در مدیریت خانواده برتر است و او را سالار می دانیم اما وقتی همین سالار به مرز طلاق می رسد بیشترین آسیب را می بیند. همیشه می گوییم زن و مرد هردو پنجاه- پنجاه هستند اما وقتی  اختلافی میان شان می افتد بیشترین آسیب برای زن است. این همان نگاه ابزاری به زن است؛ قانون و ساختار اجتماعی مسئول کنترل نگاه اجتماعی است که همچنان روی جنس زن وجود دارد و نگاه ضعیف به زن را ترویج کرده است. بیشترین محدودیت در خانواده شامل دختر بچه ها است؛ اینجا نرو، این جوری حرف بزن  و موضوعاتی شبیه اینها که محدودیت های غیرمنطقی را تقویت می کند. متاسفانه آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد موثر، محدودیت های تربیتی را برای دختربچه ها بیشتر کرده است. چگونه می توان جایگاه واقعی زن را برای چنین جامعه ای به درستی تبیین کرد؟به نظرم باید در چند جهت کار کنیم. مهم ترین کار ترمیم نگرش جامعه است. برای تغییر این نگرش باید از سنین پایین شروع کنیم و از درون خانواده ها. برای تغییر وضعیت باید از نهادهای اجتماعی مثل خانواده، رسانه، تریبون های رسمی یعنی رسانه‌ها و آموزش و پرورش کمک بگیریم. به جای ایجاد محدودیت ها، تقویت آن و ترس های غیرمنطقی، زنان را قوی کنیم  و به دل جامعه بفرستیم.باید نگاه‌ها در حوزه زنان و به ویژه اشتغال و مدیریت ها تغییر کند و عدالت در تقسیم تصدی های مدیریتی برقرار شود.همین موضوع درباره قوانین نیز صادق است. قوانین ما برگرفته از دین و شریعت اسلام است .با توجه به همان قانون و شریعت می توان نگاه جدیدی به قوانین داشت تا زنان از حقوق متناسب با شأن خود برخوردار باشند. نقش رسانه ها در این میان چیست؟ به نظر شما رسانه های ما توانسته اند بازنمایی درستی از زن و جایگاه او داشته باشند؟رسانه ها مسئول تغییر نگرش یا کنترل و هدایت افکار عمومی یک جامعه هستند اما رسانه های ما تحت تاثیر باورها و نگرش های تاریخی و سنتی نسبت به زنان بوده اند؛ اگر نگرش منفی داریم و می‌بینیم همچنان  اين نگرش باقی مانده یعنی اینکه رسانه‌های ما درست عمل نکرده اند. تا چندین سال پیش زنان اجازه درس خواندن نداشتند. هنوز ریشه‌های همان تفکر باقی است  و این تفکرات در رسانه ها هم وجود دارد. رسانه را افرادی می‌گردانند که در همین آموزش و پرورش تحصیل کرده‌اند و با این نوع تفکرات انس دارند.در بسیاری از حوادثی که در جامعه صورت می گیرد  رسانه ها تنها صفحه حوادث خود را پر کرده اند و شاهد نبودیم  که به آسیب شناسی این موضوعات و اینکه چرا زنان آسیب می بینند بپردازند، شاید موارد انگشت‌شماری بوده که به آسیب شناسی پرداخته اند اما به دلیل همین انگشت شمار بودن تاثیر چندانی هم در جامعه نداشته است.متاسفانه رسانه  تاثیرگذاری مثل  تلویزیون نیز در این زمینه به درستی عمل نکرده است. برای همین فضا در دست رسانه های بیرونی و ماهواره افتاده که زن را عاملی برای خیانت نشان می دهند که این ظلم به زنان است. رسانه ها باید براساس تغییر مدل، تفکر جامعه را پیش ببرند. اگر می خواهیم نگاه به زنان را تغییر دهیم نیاز داریم رسانه ها در کنار سایر نهادهای اجتماعی قرار بگیرند. در اين ميان برگزاري جشنواره هاي رسانه‌اي در حوزه زن مي تواند در شناخت بهتر و بيشتر زنان موثر باشد البته به شرطی که فضای آن رفع تکلیفی نباشد. اینکه رسانه ها و خبرنگاران را جمع کنیم و بگوییم زنان خوبند و کف بزنیم کافی نیست. این دیدگاه ها در کتاب ها وجود دارد و بزرگان نیز درباره‌اش گفته اند و همه هم می دانند. مهم این است که گفته ها جنبه کاربردی داشته باشد و در روزهای بعد جشنواره نمود و اثر آن را در جامعه ببینیم. اگر جشنواره  درست تعریف شود می توان گفت موثر است  و فضا را تغییر می دهد و می تواند زنان را به منزلت حقیقی خود برساند.

رواج نگران کننده ازدواج کودکان در آمریکا

به گزارش روز دوشنبه ایرنا به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، بر اساس نتایج پژوهش گروهی به نام «رها شده در پایان» (Unchained at Last) که هدف خود را ممنوع کردن ازدواج کودکان قرار داده است، اطلاعات گواهی
دادگاه حقوق بشر اروپا: سکس برای زنان بالای ۵۰ سال هم لازم است ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران افزایش ٢٣درصدی مراجعان پزشکی‌قانونی برای دریافت مجوز سقط جنین شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟ دیوان دادگستری اروپا: منع حجاب در سر کار حق کارفرماست