1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یکی از سخت ترین کارها در دنیا پاک کردن اسامی دوستان از فون بوک موبایل است. اوایل یکی دو نفر بیشتر نبودند. حالا بیشتر و بیشتر می شوند. دوستان مان از جغرافیای ما خارج می شوند و معلوم نیست دوباره کی و کجا همدیگر راببینیم.

خاطره هایم را مرور می کنم و می بینم بیشتر آنها در هر گوشه دنیا پخش شده اند.

قبلا وقتی یکی از جمع خارج می شد و کوچ می کرد، جایش را در همه دورهمی ها، سفرها، تنهایی ها و خستگی ها خالی می کردیم . اما حالا دیگر نمی دانیم جای کدام مان کجا خالی است. دوستان ما با رفتن شان دل و. دماغ ما را برای جمع شدن و خوش بودن از ما گرفتند. حالا به سختی به خاطر می آورم که آخرین بار کی و کجا و برای خداحافظی با کدام دوست دور هم جمع شده ایم.

دانه دانه از لیستم حذف می شوند و من دلم نمیاد "بله" را فشار بدهم. خیلی عجیب است که نمی دانم من دارم از لیست آنها حذف می شوم یا آنها یا همه با هم زندگی گذشته را که خوب یا بد در کنار هم گذرانده بودیم ترک می کنیم. چقدر دلم تنگ است. می دانم دیگر خاطره ای نخواهم ساخت. دوستانی که رفته اند می روند حتی ما که ماندیم هم می رویم از زندگی هم. از خاطرات هم .

?delet this contact

نه مطمئن نیستم. فقط دلم گرفته است.

و ساعت بی عقربه همچنان گذر خاطره ها را شماره می کند.

دیدگاه‌ها  

+2 # narguss 1390-11-12 13:50
hanouz ke hanouze esme yeki az azizanam ro natounestam az tou contactam hazf konam ... ama ou dige nist
:((((
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # ایمان 1390-11-12 13:53
من به راحتی همه رو دلیت می کنم. رفتن که رفتن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sima 1390-11-12 13:53
birahmia chejuri delet miad akhe?
doostaye adam boudan ye timi dg
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ایمان 1390-11-12 13:57
خب بشینم غصه بخورم؟ رفتن دیگه! زمان بودنشون تموم شده. حالا نوبت به کسای دیگست. سعی می کنم هر زمانی که کمک نیاز داشتن کنارشون باشم !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mahsa 1390-11-12 13:57
shoma khayli birahmi ye jouraie
yekam ehsas dashte bashid hamash shoma aghlani negah mikonid be hamechi
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سروش 1390-11-12 14:03
مطلب زیبایی بود. تقریبا با این اتفاق خیلی درگیرم.
اما با آقا ایمان هم موافقم. بهتره با غصه خوردن خودمونو درگیر نکنیم. بذاریم با زمان همه چیز نشون بده که دوستانمون بر می گردند یا نه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # mina 1390-11-12 14:04
axsetouno doust daram! be matlab khayli miad
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sharareh 1390-11-12 14:05
مشکل من اینه که جرات دلیت ندارم! و همش اذیت می شم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # nikit 1390-11-12 22:07
فقط دلم گرفته...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mahshad 1391-01-17 13:07
kheyli geryam gerefte...narahatam...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

من از تو خشمگین نمی شوم

من چند تایی نازنین رفیق دارم که دل ام با بودن شان قرص است. همان هایی که از نان شب واجب ترند. آن ها همان هایی هستند که دکمه نقطه ضعف من دست شان است اما هرگز آن را فشار نمی دهند که مرا خشمگین کنند.

چگونه به زنان توجه کنید

روانشناس و متخصص روابط زناشویی دکتر Tracy Thomas از یک راز کمابیش جالب در باره زنان می گوید که دانستنش می تواند برای مردان مفید باشد. شاید بسیاری از شما ناظر بوده اید که عزیزتان به یکباره در برابر شما ظاهر می شود و با نگاهی کنجکاوانه مستقیم یا غیرمستقیم از شما می پرسد که خوب! چه تغییری کرده ام؟ به هر دلیلی که شاید در ژن یا تربیت مردانه وجود دارد بیشتر مردان در این لحظات بخصوص عاجز از دیدن جزئیات هستند. هر جامعه ای نیز برای این رفتار مردان توجیهی دارد. این اواخر روانشناسی تکاملی و مردم شناسیِ انسان اولیه نیز توجیهی ارائه داد مبنی بر اینکه در قبایل اولیه وظایف زنان یافتن دانه های نباتی و میوه ها و گیاهان و دقت در رفتار روزانه مربوط به نگهداری و حفاظت از کودکان و سالخوردگان بود. لاجرم بر دقت شان افزوده شد ولی مردان در سفرهای تعقیب و شکارِ چند روزه، تکیه اصلی شان بر سرعت، شجاعت و قدرت بود و … این روزها که نحوه یادگیری مشاغل تخصصی و موقعیت زوج ها تقریبا شبیه به هم شده است برای مردان چاره ای نمی گذارد که یاد بگیرند توجه بیشتری برای شریک زندگی یا فردی که قرار است بیشتر آشنا شوند قائل شوند. مردان لازم نیست هوش و حواس خود را معطوف نوع تغییر آرایش موی سر یا لباس یا کفش خانم ها نمایند و با دستپاچگی و استعدادی که برای ندیدن جزئیات دارند به مورد مشخصی اشاره کنند. مثلا بگویند موی مشکی یا کوتاه جذابت می کند یا کفش کتانی چقدر قیافه جالبی به تو داده است و … اشاراتی که معمولا درست نیست و تلاش شما را بی نتیجه می گذارد. به قول متخصص روابط زناشویی برای زنان بیش از هر چیز مهم است که مردان متوجه وقت و انرژی که گذاشته اند باشند. رفتن به آرایشگاه یا مرتب کردن ناخن و لاک و … یا ساعت ها در فروشگاه ها با وسواس کامل برای یافتن لباس و کفشی که فکر می کنند برقامت شان زیبا است و شما هم حتما  او را قشنگتر خواهد دید واقعا نفسگیر است. خانم ها فقط می خواهند بعد از این همه تلاش در رویارویی با شما ببینند که شما قدر این کارشان را می دانید. برای آنها تشکر و خشنودی شما از حوصله و توجهی که برای رابطه زناشویی می گذارند مهم است. برای همین کافی است وقتی این بار در مقابل چشمان منتظر و کنجکاو عزیزتان قرار گرفتید خودتان را به در و دیوار نزنید که یک چیز مشخص و تغییر یافته را در ظاهر او کشف کنید. به قول دکتر Tracy Thomas این هماهنگی که از آن در روانشناسی رفتاری با عنوان behavioral conditioning یاد می کنند نوع تطبیق پذیری از واکنش است که قرار اصلی آن حمایت و مثبت دیدن نیت رفتار متقابل است و به دنبال یافتن دلایل غیرضروری و منفی نیست. اگر کفشی که خریده است کمی زیادی کوچک است یا کمی زیادی براق است لازم نیست متخصص و طراح کفش بشوید. کافی است بگویید :« چقدر این کفشها قشنگند توی پای تو» یا اگر موهای سرش را زیادی کوتاه کرده است چون می دانید بخشی از تصمیم او به خاطر خوشایند شما بوده است و می دانید که دو هفته دیگر موهایش به حدی که مطلوب شما است می رسد کافی است بگویید: « خیلی دوستت دارم چون مدام حالت های مختلفی از جذاب بودن داری»
آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ قرارمان این نبود کاش مادر بودم انگار همه روزها یکشنبه اند مراقب خودت و دیگری باش

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید

مواظب آنها باشید، چرا که با زرنگ بازی هایی که حتّی به نظر شما نمی رسد، به راحتی پول بیشتری از شما می گیرند! فضای ورودی معمولاً جریان هوا در این منطقه آنقدر خنک و مطبوع است که با عبور از آن ناخودآگاه حسّ تفریح و خوبی به شما دست می دهد، بنابراین اوّلین چیزهایی که جلوی دید شماست: انبوهی از اجناسی است که برای تعطیلات یا یک پیک نیک به آنها نیاز دارید، مثل: فیلم های جدید، وسایل باربیکیو، نوشیدنی های خنک و گوارا، …حتّی از نظر روانشناسان، در آن لحظه چنان جوّی شما را می گیرد که فی البداهه یک باکس نوشابه برمی دارید، در حالیکه شاید اصلاً نیازی به آن نداشته باشید. راه حل: بهتر است در نهایت اعتماد به نفس و بی توجّه به این اجناس به راه خود ادامه دهید و دوری بزنید، نهایتاً در آخر نیم نگاهی به اجناس این بخش بیندازید تا اگر احساس کردید لازم است خرید کنید. در این لحظه است که می بینید این اجناس از اوّل هم در لیست خرید شما نبوده! محصولات کشاورزی (میوه و سبزی) بعد از اجناس بخش ورودی، معمولاً میوه ها و سبزیجات را می بینید که هر کسی خرید این مواد مغذّی را پول هدر کردن نمی داند و بالاخره می خرد امّا شاید ندانید که سود حاصله از فروش این محصولات بسیار بالاست و در واقع شما ندانسته ممکن است در دوّمین تله ی آنها بیافتید. راه حل: میوه و سبزیجات را در آخرین مراحل خرید انجام دهید تا تنها اگر در لیستان هست و به مقدار نیاز خرید کنید، از طرفی از آنجاکه این موارد وزن و حجم بالایی دارد، چرخ دستی شما را تا پایان خرید، سنگین می کند. موارد پیشنهادی اگر دیدید فروشنده ای دائماً با تعریف از محصولی جدید، سعی بر فروش آن دارد، بدانید کاسه ای زیر نیم کاسه است. آنها با تمام مهارت مغز شما را تصرّف کرده و خرید چند قلم جنس را الزاماً با هم مرتبط می کنند! تا نهایتاً توجیه شوید که برای مثال اگر این 3 یا 4 تا را با هم مصرف کنید، نتیجه ی بهتر، طمع بهتر، … را می بینید. راه حل: تنها راه حلّ این است که فرار را بر قرار ترجیح دهید، چرا که با هرگونه پرداخت پولی، وقتی به خود می آیید که چند قلم جنس را با هم خریدید و تسلیم فروشنده شدید. اجناس قدیمی و کهنه بیشتر اجناسی که در قسمت میانی راهروها گذاشته اند قدیمی و کهنه هستند، طبق تحقیقات روانشناسی، شما دقیقاً وسط هر راهرو می ایستید و به این اجناس خیره می شود و هر چه به چشمتان می آید بر می دارید. راه حل: باز هم تنها به لیست خرید خود توجّه کنید، اگر این اجناس در لیست نیست سریعاً به راه خود ادامه دهید، در غیر اینصورت وقتی به خود می آیید که پای صندوق حسابتان بیشتر از آنچه که تصوّر می کردید شده است. برچسبها خیلی به این برچسبها اطمینان نکنید، چرا که در بازار و معاملات بین فروشندگان و سوپرمارکت ها یک سرّی تعاملاتی پنهانی وجود دارد، در این بین هر تولید کننده ای می خواهد اسمش در صدر برچسبها باشد، راه حل: تمام قیمتها با نام تولیدکننده ها را با هم مقایسه کنید تا در این سیاست تجاری شریک نشوید! نمونه های تست از نظر روانشناسی حتّی اگر کسی گرسنه هم نباشد با دیدن یک غذای جدید علائم گرسنگی مثل دستور افت قند بدن، در بدنتان ظاهر می شود و به شما ندا می دهد که یک تکّه هم شده از این نمونه های غذایی رایگان میل کنید. شاید هم گاهی اوقات از اینکه “نمی خواهم” بگویید، خجالت می کشید. راه حل: از جلوی آنها بگذرید و سعی کنید، پس از مدّتی و در آخرین مراحل خرید به طرفشان بروید، آن موقع مطمئناً دیگر افت قند خون بدنتان موجب تحریک شما برای خوردن و تست این غذا نمی شود. بلکه خودتان می خواهید.

کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

شاید شما هم از افرادی هستید که وقتی برای خرید ماهانه به یکی از فروشگاه‌های بزرگ می‌روید، پشیمان باز می‌گردید. پشیمان از این که دوبرابر آنچه خواسته‌اید خرید کرده‌اید. یک بار دیگر خاطره آخرین خرید خود را به یاد آورید. چند بسته شکلات خامه‌ای و بسکوییت که هیچ کدام جزء خرید های مورد نیاز شما نبوده اند، به خانه آورده اید؟
به یخچال تان عمری دوباره ببخشید از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید وزیر اقتصاد منزل تان باشید 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید

مطالب تصادفی

گزارش روز

ازدواج کمتر، دیرتر، نا موفق تر

ازدواج در ایران رخدادی بوده بسیار پر تحول و در حال تغییر. ازدواج در ایران علی رغم تشویق‌ها برای این پدیده (پرداخت وام ازدواج) و تنبیهات کسانی که ازدواج نکرده‌اند (مثل منع دختران و پسران یا زنان و مردان از مسافرت یا اقامت با هم در هتل یا عدم اعطای بورس تحصیلی خارج از کشور به دختران مجرد) مسیری بر خلاف خواست عموم سنت گرا طی می‌کند. ازدواج‌ها هم در شکل و روش انجام (در مکان هایی که حکومت نمی تواند جدا سازی جنسیتی انجام دهد یا جلوی رقص و شادی افراد را بگیرد)، هم در نوع قرارداد میان دو طرف، و هم در نتایج و پیامدها (مثل خانه نشین نشدن بسیاری از زنان و تولید مثل اندک) مسیری بر خلاف خواست فقها و دستگاه‌های حکومتی را در پیش گرفته است.  در این نوشته چهار تحول مهم در رخداد ازدواج در سال‌های اخیر را بررسی می کنم.    کاهش ازدواج و افزایش ازدواج‌های ناموفق رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور از کاهش ۴.۴ درصدی ازدواج در سال ۹۲ و افزایش ۴.۶ درصدی طلاق در این سال نسبت به سال ۹۱ خبر داد. مجموع ازدواج‌های ثبت شده در سال ۹۲، ۷۵۷ هزار و ۱۹۷ مورد مجموع طلاق‌ها در این سال ۱۵۸ هزار و ۷۵۳ مورد بوده است. (رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، فارس ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳) نسبت طلاق به ازدواج در سال ۱۳۸۰ یک به ۱۰.۵ بود اما این نسبت در سال ۱۳۸۹ به یک به ۶.۵ رسید. ارقام رشد طلاق در سال‌های دهه‌ی هشتاد همیشه بالاتر از ارقام رشد ازدواج بوده است. در آن دهه نیز در سال‌هایی ازدواج‌ها کاهش داشته است.   نتیجه‌ی این دو، عبارت بوده است:  ۱- افزایش روابط دختران و پسران خارج از چارچوب خانواده،  ۲-افزایش خانوارهایی با افراد مجرد که نمی خواهند با پدر و مادر خود زندگی کنند، و  ۳- افزایش تعداد کودکانی که توسط خانواده‌ا به خانه‌ی بخت می روند تا مبادا پس از بلوغ از این مسئله نگریزند.   در کنار طلاق قانونی با افزایش طلاق عاطفی میان زن و شوهر هم مواجه هستیم چون زنان و مردان می خواهند بالای سر بچه‌ها باشند و منابع و امکانات زندگی با هم را از دست ندهند و در عین حال از لحاظ عاطفی رابطه‌شان تمام شده است. در این حال دو طرف با هم زندگی می کنند اما رابطه‌ی عاطفی ندارند. این نوع طلاق می تواند با ارتباط باز (روابط جنسی طرف مقابل با فردی دیگر) همراه باشد یا راه را برای چنین ارتباطی باز نکند.  بالا رفتن سن میانگین ازدواج افزایش رقم بیکاری جوانان به حدود ۲۵ درصد و بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی به حدو ۳۰ درصد و افزایش تعداد دانشجویان سن دازدواج را هم در دختران و هم در پسران ایرانی افزایش داده است. متوسط سن ازدواج برای پسران و دختران ایرانی در سال ۱۳۹۰ به ترتیب به ۲۷.۶ . ۲۳.۴ سال رسید. این ارقام برای پسران و دختران در سال ۵۵ به ترتیب ۲۴.۱ . ۱۹.۷ و در سال ۱۳۷۵ به ترتیب ۲۵.۶ و ۲۲.۴ بوده است (نتایج سرشماری مسکن سال ۱۳۹۰، مرکز آمار ایران). فاصله‌ی سنی همسران نیز از ۴.۴ در سال ۱۳۵۵ به ۳.۳ در سال ۱۳۹۰ رسیده است.  این امر سه نتیجه در بر داشته است: ۱- افزایش بی‌سابقه‌ی دختران و پسرانی که در سن ازدواج هستند اما ازدواج نکرده‌اند. تعداد دختران و پسران در سن ازدواج (۲۰ تا ۳۵ سال) و ازدواج ناکرده حدود ۱۰ میلیون نفر است (حدود ۵۰ درصد از افرادی که در این  دوره‌ی سنی هستند) ۲- کاهش باروری و کاهش نرخ رشد جمعیت که به حدود ۱.۳ درصد در سال‌های اخیر رسیده است؛ و  ۳-کمتر شدن تاثیر خانواده در تصمیم گیری مربوط به ازدواج، چون با بالاتر رفتن سن ازدواج افراد با استقلال بیشتری تصمیم می گیرند.  افزایش ازدواج میان مردان با زنان مسن تر از خود  طی سال ۱۳۹۲ در مجموع ۷۷۴ هزار و ۵۱۳ واقعه ازدواج در کشور صورت گرفته ... در این سال، تعداد ازدواج‌هایی که زوجه بزرگتر از زوج بوده به ۸۱ هزار و ۳۸۰ واقعه می‌رسد که معادل ۱۰.۵ درصد است. در ۳.۶ درصد این ازدواج‌ها دختران یک سال از پسران بزرگتر، در ۲.۲ درصد این ازدواج‌ها دختران دو سال از پسران بزرگتر، در ۱.۶ درصد این ازدواج‌ها دختران سه سال از پسران بزرگتر و مابقی ازدواج‌ها هرکدام با آمار زیر یک درصد مربوط به ازدواج‌هایی است که دختران تفاوت سنی بیش از سه سال با پسران داشته‌اند (علی اکبر محزون، مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور، ایسنا، ۱۰ خرداد ۱۳۹۳) در سال ۹۱ در مجموع ۸۲۹ هزار و ۹۶۸ واقعه ازدواج طی سال ۹۱ انجام شده و در ۸۹ هزار و ۵۹ مورد از ازدواج‌ها دختران از نظر سنی بزرگتر از پسران بوده‌اند که معادل ۱۰.۷ درصد ازدواج‌ها است.  در ۳.۷ درصد این ازدواج‌ها دختران یکسال از پسران بزرگتر، در ۲.۲ درصد این ازدواج‌ها دختران دو سال از پسران بزرگتر، در ۱.۶ درصد از این ازدواج‌ها دختران سه سال از پسران بزرگتر ومابقی ازدواج‌ها هرکدام با آمار زیر یک درصد مربوط به ازدواج‌هایی است که دختران تفاوت سنی بیش از سه سال با پسران داشته‌اند. علت این افزایش را در سه موضوع می توان پی گرفت: ۱- کمتر شدن نقش خانواده‌ها در تصمیم گیری. خانواده‌ی پسر معمولا ترجیح می دهند پسر آنها با دختری کوچک تر از خود ازدواج کند، خواه به دلیل امکان تسلط بیشتر و خواه به دلیل باروری بیشتر زنان در سنین پایین تر. ۲-فشار اقتصادی. امروز کمتر خانواده‌ای (که به رانت‌های دولتی و حکومتی دسترسی نداشته باشد) می تواند با یک نان آور ادامه‌ی حیات دهد. زنانی که سن بالاتری دارند امکان داشتن شغل و پس انداز آنها بیشتر است. برخی از پسران ترجیح می دهند با دختری ازدواج کنند که باری از دوش خانواده بردارد. ۳- افزایش دیدگاه‌های برابری خواهانه. در جامعه‌ای که برخی از پسران با دختران کوچک تر از خود ازدواج می کنند طبیعی است که افراد برابری جو تابوی فاصله‌ی سنی میان دختر و پسر (با بزرگ تر بودن پسر) را می شکنند. هم دختران چنین آمادگی‌ای را پیدا کرده‌اند و هم پسران توانسته‌اند ممنوعیت‌های اجتماعی در این باب را پشت سر بگذارند.  پدیده‌ی ازدواج سفید از روندهای تازه در حوزه‌ی رخداد ازدواج در ایران درز گرفتن آن توسط برخی از جوانان و در عین حال شروع زندگی تازه‌ی مشترک است. برخی از جوانان ایرانی با گریز از مراسم ازدواج و تعهدات قانونی ناشی از قرارداد ازدواج با یکدیگر بر اساس نوعی پیمان عاطفی زندگی مشترک دارند و نام این را هم گذاشته‌اند ازدواج سفید به این معنا که سندی در این رابطه رد و بدل نشده و شناسنامه‌ها در بخش ازدواج و طلاق سفید می مانند. اگر ازدواج یک نوع قرارداد باشد ازدواج سفید نوعی قرارداد نانوشته و ثبت ناشده است.  موارد بسیاری از این نوع روابط در شهرهای ایران بالاخص شهرهای بزرگ مشاهده می شود اما به دلیل غیر قانونی بودن آن آمار آن جمع آوری نمی شود و از میزان آنها اطلاعی نداریم. اما در وجود این پدیده و رو به رشد بودن آن در ایران شکی نیست. 

جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود

جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود شهر ويران بود اما جنگي نبود.شهر رها شده بود به امان خدا.شايد همه منتظر بودند حالا كه خدا خرمشهر را آزاد كرده است آباد هم كند.مسجد خرمشهر.جاي گلوله روي ديوار به يادگار مانده بود.راه. غروب بي پايان خوزستان.اشك.حيرت.افسوس.همه سوغات آن سفر بود از خرمشهر.سالها بود كه از جنگ مي گذشت.شهر ها ديگر آزاد بودند.عده اي همچنان از جنگ مي گفتند.صاحبان جنگ و آن دفاع بزرگ اما سكوت بودند.
دست زنان از مسكن مهر كوتاه است کودکان خیابانی، قربانیان سو استفاده جنسی ازدواج كودكان؛ فاجعه ادامه دارد بیداد فروش بچه در تهران ممنوع شدن فعالیت سیرکهای حیوانی در 10 استان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

سرو چمان من میل چمن کن...

سرک میکشم توی اتاق میبینمت که نشسته ای روی تخت و حرف می زنی و یک چیزهایی روی یک برگه ای می نویسی... فکر می کنم که سهم من از داشتن تو همین؟

مصایب مهربانی

بعضی از آدم‌ها بیش از اندازه مهربان و مراقب هستند. این شاید برای دیگران خوب باشد اما کسانی که سعی می‌کنند از روی مهربانی، رضایت دیگران را جلب کنند مشکلات زیادی دارند. این افراد ممکن است در انجام ساده‌ترین امور زندگی‌شان هم دچار مساله شوند. مثلا کم کردن وزن یا پیروی از یک الگوی سالم غذایی برای آدمی که بیش از اندازه به فکر رضایت دیگران است دشوارتر از فردی است که کمتر ملاحظه دیگران را می‌کند. شاید هرگز به این مساله فکر نکرده باشید اما باور کنید این آدم‌ها ممکن است در کم کردن وزن یا پیروی از یک الگوی سالم هم دچار مشکل شوند. آدم‌های خیلی مهربان، موجوداتی دلپذیر و شایسته احترام هستند؛ بسیار بعید است که از چنین افرادی پاسخ نه بشنوید و همیشه می‌توانید روی آنها حساب کنید. آنها بسیار مطیع به نظر می‌رسند و همشه به دنبال جلب رضایت دیگران هستند به همین دلیل وقت زیادی را صرف بقیه می‌کنند. به بقیه کمک می‌کنند تا کار را پیش ببرند، برای رضایت و خوشحالی دیگران همه تصمیم‌ها و برنامه‌ها را اجرایی می‌کنند و همیشه برای خدمت رسانی و کمک به خانواده و دوستان حاضر و آماده هستند. هرچند که ظاهرا این مهربانی و کمک‌های بی‌شمار برای بقیه بسیار خوشایند است اما متاسفانه فردی که مطیع و خدمتگزار است از الگوی رفتاری ناسالمی پیروی می‌کند. من زن ۴۰ ساله‌ای را می‌شناسم که دو فرزند نوجوان دارد. او کار تمام وقت دارد و  پرستار یک بیمارستان است. این زن بیش از ۱۵ کیلو اضافه وزن دارد و با اینکه بارها تلاش کرده تا رژیم بگیرد اما متاسفانه هرگز نتوانسته به وزن دلخواهش برسد چون نمی‌تواند طبق برنامه پیش برود و در هفته چند بار فست فود می‌خورد و وقتی برای ورزش کردن ندارد. بعد از کار تمام وقت، هر روز فرزندانش را برای آموزش ورزش به باشگاه می‌برد. ساعت‌ها در ماشین منتظر می‌ماند و وقتی همگی به خانه می‌رسند آنقدر گرسنه هستند که او فقط می‌تواند از بیرون سفارش غذای گرم بدهد. بعد از خوردن غذا عذاب وجدان شروع می‌شود و به خودش قول می‌دهد تا روز دیگر برنامه رژیم غذایی را رعایت کند. اما گرفتاری‌های روزمره و رسیدگی به اعضای خانواده و دوستان بهانه‌هایی هستند که باعث می‌شوند هرگز نتواند طبق خواسته خودش پیش برود. این زن شخصیت مطیعی دارد. همه وقت و عمر او صرف توجه و مراقبت از دیگران می‌شود. او حق دارد که هرگز فرصتی برای ورزش و برنامه رژیم غذایی نداشته باشد. با وجود تعهدات فراوان او چنین زمانی اصلا وجود ندارد. مشکل آدم‌های خیلی مهربان چیست؟ چرا بعضی آدم‌ها مطیع و بیش از اندازه مهربان هستند؟ روان‌شناس‌ها می‌گویند آدم‌های مطیع نگران طرد شدن هستند و از شکست می‌ترسند. ترس از طرد شدن پشت این احساس نهفته است که «اگر من همه کار نکنم، نمی‌توانم این فرد راخوشحال کنم. او مرا ترک خواهد کرد و دیگر دوستم نخواهد داشت.» آدم‌هایی که نگران طرد شدن از سوی دیگران هستند معمولا مراقبان خوبی نداشته‌اند. والدینی که مراقبت‌های اولیه و کافی در اختیار فرزندشان قرار نمی‌دهند و در دسترس کودک نیستند، پایه‌گذار این نگرانی در فرزندشان هستند.   اما آدم‌های مطیع از شکست هم می‌ترسند. آنها اینگونه فکر می‌کنند: «اگر شکست بخورم دیگران را ناامید خواهم کرد یا مجازات خواهم شد.» ترس از شکست هم ناشی از تجربه‌های اولیه گذشته است که در آن فرد به خاطر یک اشتباه کوچک مجازات شده است. کسانی که والدینی سخت‌گیر و بسیار منتقد دارند، بیشتر از دیگران دچار نگرانی از شکست می‌شوند. هر تجربه اولیه‌ای که همراه با انتقادهای شدید و مجازات باشد، باعث ایجاد اضطراب در افراد برای انجام تعهدات می‌شود. فرقی نمی‌کند که تعهدات چقدر ساده یا دشوار باشند؛ ترس از شکست هرگز این فرد را رها نمی‌کند. اگرچه ممکن است این افراد منتقد یا والدین ( یا معلم) سخت‌گیر دیگر در زندگی فرد حضور نداشته باشند یا تاثیر گذار نباشند اما ترس و اضطراب نهادینه شده از تجربه‌های تلخ باعث می‌شود که او همیشه نگران باشد. اما آنچه باید بدانید این است که هرچند اولویت دادن به نیازهای دیگران از شما چهره جذاب و دلپذیری می‌سازد اما زمانی که خواسته‌ها، اهداف و نیازهای خودتان در اولویت قرار ندارد، دچار مشکلات بسیار جدی و مهمی در زندگی‌تان می‌شوید. نادیده گرفتن خود کسی که بیش از اندازه به دیگران توجه می‌کند و وقت زیادی صرف دیگران می‌کند، فرصتی برای توجه به سلامت جسمی و روانی خودش ندارد. تمام تلاش آدم مهربان این است که دیگران فعال، خوشحال و آرام باشند. یک والد مطیع دائما مراقب غذای سالم فرزندانش است و یا وقت زیادی را صرف برنامه‌ریزی برای موفقیت‌های زندگی فرزندانش می‌کند اما هرگز فرصتی برای توجه به نیازهای خودش ندارد. اگر فقط در جهت رضایت دیگران قدم برمی‌دارید، بدون شک انسان مهربانی هستید. مراقبت و توجه به دیگران بسیار خوب است اما مهربانی در حق دیگران به معنای آن نیست که خود را وقف دیگران کنید. وقتی به خودتان توجه کنید، دیگران را بیشتر از وجود خود بهره‌مند می‌کنید. آدم سالم، توان و انرژی لازم برای مراقبت از دیگران را دارد.  بنابراین برای اطرافیان‌تان بسیار خوب خواهد بود که شما به اندازه کافی بخوابید، غذای سالم بخورید، ورزش کنید، مطالعه کنید، تفریح داشته باشید و شاد زندگی کنید. خدمت کردن به دیگران در حالی‌که احساسات‌تان را سرکوب کرده‌اید، خشم‌تان را فرو خورده‌اید یا وقت غذا خوردن ندارید، غیر ممکن است؛ چون روزی فرا می‌رسد که دیگر توانی برای خوشحال کردن دیگران باقی نمی‌ماند. احساس ناکامی در کنار دیگران اگرچه آدم مطیع تلاش می‌کند دیگران را شاد نگه دارد اما این باعث نمی‌شود همیشه از کاری که می‌کند لذت ببرد.  استرس و نگرانی دائمی به خاطر اینکه دیگران چه فکر می‌کنند و یا چه واکنش خواهند داشت و قرار گرفتن در شرایطی که اغلب به فرد تحمیل می‌شود و مانع انجام فعالیت دلخواه او می‌شود، عواملی هستند که در ایجاد احساس ناکامی اثر دارند. این نارضایتی و احساس ناکامی بالاخره خود را در رفتار و گفتار نشان داده می‌شود. بنابراین شاید بهتر باشد کمتر به فکر راضی نگه داشتن دیگران باشید. استرس و افسردگی معنای استرس و نگرانی این است که بار و فشار زیادی به شما تحمیل می‌شود که تاب و توان آن را ندارید. افرادی که دائما برای جلب رضایت دیگران تلاش می‌کنند، معمولا دچار استرس شدید و رفتارها و واکنش‌های ناسالم هستند. استرس و افسردگی را می‌توان با درمان‌های دارویی کنترل کرد اما تا زمانی که این روند ادامه داشته باشد، نباید انتظار داشته باشید تغییر موثر و ویژه‌ای در زندگی‌تان اتفاق بیفتد. برای رهایی از استرس و افسردگی در چنین وضعیتی باید بپذیرید که نباید همیشه فراتر از تعهدات و وظایف تعریف شده خودتان پیش بروید و به خاطر دیگران از خواسته خود بگذرید. رنج مفید بودن حمایت و همراهی با دیگران خوب است و تا اندازه‌ای منطقی است. اما اگر نتوانید به دیگران نه بگویید، ممکن است آنها را دچار این سوءتفاهم کنید که اجازه دارند تا هرجایی که می‌توانند خود را به شما تحمیل کنند. چه چیزی بهتر از اینکه یک نفر همیشه در دسترس و در اختیار یا مطیع و فرمانبر باشد؟ متاسفانه دیگران مرزها و حریم شما را تشخیص نخواهند داد، مگر اینکه بتوانید برخی از خواسته‌های آنها را رد کنید و گاهی اجازه ورود به حریم خود را ندهید. این شما هستید که به دیگران می‌گویید چگونه با شما رفتار کنند. اگر حریمی برای خودتان قائل باشید، توقع دیگران را به اندازه توان و موقعیت خود پایین می‌آورید. در این‌صورت، کمتر رنج می‌کشید و چیزی را هم از دست نمی‌دهید. از گفتن «نه» یا «نمی‌توانم» نترسید. شاید لازم باشد کمی روی اعتماد به نفس خود کار کنید و از طریق رفتار درمانی  ترس از شکست و طرد شدن را رفع کنید. برای ایجاد این تغییرات ابتدا باید به این نتیجه برسید که باید خودتان را به اندازه دیگران دوست داشته باشید.  
پنج نکته درباره کامیابی جنسی زنان زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد قصه شده ام! مردان برعکس شایعات، زنان چاق دوست دارند

زنان حادثه

قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه

خودش هم مرد جوانیست؛ 27 ساله، به اسم مسعود، در زندان در انتظار دادگاه کیفری. اتهام او قتل 4 زنی است که همگی به قصد سرقت و تصاحب دارایی​هایی آن​ها انجام شده است. دختران جوانی که  پولدار نبودند ولی چند قطعه طلا دلیلی برای سکوت همیشگی​شان شد. جسد اولین زن جوان، 25 ساله، 24 بهمن 1389 در شهرستان آبیک قزوین پیدا شد. قاتل در هشتگرد با فاطمه  آشنا شده، با  او طرح دوستی ریخته و روز حادثه او را به محل قتل كشانده بود. مسعود با شلیک گلوله به سر به زندگی فاطمه پایان داد و بعد اموال و طلاهایش را سرقت كرد. همان شیوه قتلی که برای مژگان هم به کار برد. جسد مژگان 30 ساله ، 12 اردیبهشت 1390 در نزدیکی محل کشف جسد اول پیدا شد. او هم با شلیک گلوله از اسلحه کمری به قتل رسیده بود. طبق اعترافات مسعود، انگیزه او از قتل مژگان پنهان کردن رابطه​اش با او بوده است. بعد از این دو جنایت، قاتل از استان قزوین خارج می​شود و دو جنایت دیگرش را در استان مازندران مرتکب می​شود. رابطه قتل​های مازندران و قزوین بعد از دستگیری قاتل و به دست آوردن  مدارکی مربوط به مژگان در ماشین مسعود کشف شد. دو مقتول دیگر، دو خواهر بودند که جسد آنها روز 8‌ تیر در پارك جنگلی سیسنگان در شهرستان نوشهر در فاصله 500 متری از یكدیگر كشف شد؛ این بار نیز هر دو مقتول از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند. تحقیقات برای شناسایی هویت اصلی مقتولان خیلی زود به نتیجه رسید چون  2 روز بعد مردی با مراجعه به پلیس آگاهی نوشهر از گم شدن 2 دخترش به نام‌های نرجس و نسترن خبر داد و مشخص شد این دو، همان مقتولان كشف شده در جنگل سیسنگان هستند. قاتل از طریق همسرش با نرجس و نسترن آشنا شده بود، روز قتل به محل کار آن​ها رفته، به بهانه​ای  این دو دختر را با خود همراه کرده و با آبمیوه مسموم بیهوش کرده بود. پایان زندگی نرجس و نسترن هم مثل دو مقتول دیگر کشته شدن با گلوله و به سرقت رفتن طلاهایشان بود. برای پیدا کردن قاتل، پای زن دیگری به میان آمد به نام مهدخت که همسر دوم مسعود و دوست نرجس و نسترن بوده است. او پس از بازداشت،  با یک قرار صوری همسرش را تسلیم ماموران پلیس کرد اما او هم در بازداشت پلیس و در انتظار دادگاه کیفری به سر می​برد چون بعد از انجام تحقیقات و اعترافات، بازجویان مهر بی​گناهی بر او نزدند و نمی توان به صراحت گفت گه او هیچ نقشی در خاموشی همیشگی 4 هم نوع خودش ندارد. برای این قاتل سریالی که نمی توان گفت بهره​ای از هوش برده، چون خوشبختانه پیش از خرج یک دست گلوله شش تایی​اش شناسایی و بازداشت شد و بیشتر به مانند یک کلاغ، رنگ زرد و براق طلا را دنبال می​کرده، تمام گناه زنان حیله پذیریشان بود و این که می​شد به سادگی زنانه​شان اعتماد کرد.

زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت

زاها حدید، نخستین زنی که جایزه معماری پریتزکر را از آن خود کرد، در ۶۵ سالگی درگذشت. او شهرتی جهانی داشت و دومین ساختمان بلندمرتبه تهران را هم طراحی کرده است.   زاها حدید، معمار عراقی‌تبار بریتانیایی در میامی، در اثر سکته قلبی درگذشت. بی‌بی‌سی جهانی اعلام کرده است که حدید به خاطر درمان بیماری ریوی در بیمارستانی در میامی بستری شده بود که سکته قلبی بر او عارض شد. برخی از بناهایی که زاها حدید طراحی کرده از شهرتی جهانی برخوردار است. کارشناسان معماری اعتقاد دارند که بناهای او از ویژگی سنیتیک و سیال برخوردارند و مثل این است که درطبیعت در حال سیلان و جاری شدن‌اند. از مهم‌ترین آثار او می‌توان از بناهای زیر یاد کرد: ایستگاه آتش‌نشانی ویترا (۱۹۹۴)، ویل ام راین، آلمان سکوی پرش اسکی برگیسل (۲۰۰۲)، اینسبروک، اتریش ساختمان مرکزی ب‌ام‌و (۲۰۰۵)، لیپزیگ، آلمان مرکز مگی در بیمارستان ویکتوریا (۲۰۰۶)، کرکالدی، اسکاتلند ایستگاه قطار سریع‌السیر ناپل (۲۰۰۶)، ناپل، ایتالیا ترن هوایی (۲۰۰۷) اینسبروک، اتریش مرکز علمی فائنو (۲۰۰۵)، وولفسبرگ، آلمان زها حدید در ایران هم اثری از خود به یادگار گذاشته است: هتل – آپارتمان پنج ستاره پاسارگاد فرشته در  تهران که در سال ۱۳۹۱ آغاز شد و قرار است در سال ۱۳۹۷ به پایان برسد، امااز هم‌اکنون منتقدان زیادی دارد. این عمارت برای ۴۴ طبقه مجوز ساخت گرفته، اما محاسبات و طراحی آن برای ۵۷ طبقه است و به این ترتیب بلندمرتبه‌ترین ساختمان تهران بعد از برج میلادخواهد بود. منتقدان می‌گویند ۴۰ طبقه این عمارت اضافی‌ست. زاها حدید منتقدان دیگری هم دارد. شون گریفیث، استاد معماری اعتقاد دارد که آثار زاها حدید مانند یک ظرف خالی‌اند که به سادگی در خدمت هر ایدئولوژی‌ و هر حکومتی قرار می‌گیرند. مایکادن، کارشناس تاریخ هنر بر زاها حدید خرده گرفته است که او در طراحی‌هایش به نیازهای انسان در فضاهای عمومی در زندگی شهری توجه نمی‌کند و برای اثبات این نظر به موزه ماکسی در رم از طراحی‌های او اشاره می‌کند. ادن بر آن است که حداد در طراحی این بنا خصلت دموکراتیک هنر را یکسر نادیده گرفته است. زاها حدید در سال ۲۰۰۴ جایزه معماری پریتزکر را از آن خود کرد. از این جایزه به عنوان مهم‌ترین جایزه معماری جهان و به یک معنا نوبل معماری یاد کرده‌اند. او تنها زنی‌ست که این جایزه را به دست آورده.
هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' گلشیفته و سندرم بریژیت باردو زندگی در برزخ یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات

حقوق زنان

چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟

با یک مرد خسیس چه باید کرد؟ وقتی از یک "شوهر خسیس" صحبت میکنیم، منظورمان مردی است که از پرداخت مخارج روزمره خانواده اش، مثل خوراک و پوشاک و سلامت، علیرغم توانایی مالی امتناع میکند و زندگی را برای آنها تبدیل به رنجی دائمی کرده است . شمایی که این مطلب را میخوانید شاید شبیه این مورد را دیده یا شنیده باشید. مطمتن باشید بعد از خواندن این مطلب میتوانید به افرادی که مشکلی شبیه این دارند مشاوره های اولیه را بدهید. در حال ورود به به دفتر وکالت هستم که مادر و دختری همزمان با من از دفتر خارج میشوند. مادر را درست نمیبینم اما کمی خمیده است نه از کهولت سن که انگار از حالی که اصلا خوش نیست. دخترک که 7-26 ساله به نظر میرسد، کمی چهره اش متعجب است، اما تعجب آمیخته با شادی و امیدواری. پله هار را بالا میروم هنوز نمیدانم قرار است درباره کدامیک از موضوعات حقوقی که میتواند دامن زندگی یک زن را بگیرد، صحبت کنم. بالا که میرسم ، سارا نجیمی، وکیل جوانی که برای نوشتن این مطالب سراغش رفته ام،  خودش شروع میکند به گفتن از مادر و دختری که وقت ورود با آنها برخورد کردم. 28 سال است که این زن با شوهرش زندگی میکند، مرد به غایت خسیس است به طوریکه به سادگی میتوان گفت دچار بیماریست. این مسئله در پدر خانواده به حدی بغرنج است که گاهی ممکن است بچه هایش را به بهانه اینکه پول زیادی خرج کرده، گرسنه نگه دارد یا اگر ببیند که همسرش وقت پختن غذا آنرا میچشد قشقرق به پا کند که تو همه چیز را یواشکی میخوری. حالا تصور کنید با مردی تا این حد بیمار که حتی مهر پدری او تحت تاثیر خساستش قرار میگرد چطور میتوان به زندگی ادامه داد؟! اما آنطور که مادر خانواده برای وکیلش گفته بود تا آنروز هرگز کارشان به جدایی نکشیده. تا وقتی که بچه ها از اب و گل درنیامده بودند که مادر برای خاطر آنها سوخته و ساخته و بعد از آن هم هر وقت بحث جدایی برای زن جدی میشده مرد گریه میکرده و به التماس می افتاده و قول های بی پشتوانه میداده که خودش را اصلاح کند. اینبار اما مادر به پشتوانه دخترش که برای خودش سرکار میرود و دیگر تحمل تماشای زندگی مادرش با مردی که نیازهای اولیه او را دریغ میکند ندارد، آمده برای اینکه بداند حق و حقوقش چیست . چطور میتواند از این عذاب، با نام مستعار زندگی، خلاص شود. از سارا نجیمی میخواهم گام به گام برایم توضیح دهد که کسی که دچار چنین مسئله ایست چه باید بکند و چه راههایی پیش پای اوست؟ او میگوید: «اول از همه به سراغ یک وکیل بروند یا اگر توان پرداخت هزینه اش را ندارند دست کم از یک وکیل مشاوره حقوقی بگیرند.» باقی توصیه های راهبردی خانم وکیل به این شرح است: خانم شاکی این پرونده با توجه به اینکه حق طلاق ندارد و حق طلاق در قانون ما اساسا با مرد است و با توجه به اینکه شوهرش خسیس است باید در گام اول حقوق مالی اش را به اجرا بگدارد؛ حقوقی که شامل مهریه، نفقه و اجرت المثلند. طبیعی است که آدمی که تا این حد خسیس است هرگز نمی اید 50-60 میلیون پول به همسرش بدهد، مجبور است معامله کند و به طلاق رضایت دهد. به این ترتیب زن هم به بخشی از حقوق مادی اش میرسد و هم میتواند از اجبار زیستن با این مرد نجات پیدا کند. مطالبه مهریه به این صورت است که وکیل یا مشاوری که به او مراجعه کردید نرخ مهریه را به روز محاسبه میکند این محاسبه با فرمولی انجام میشود که ثابت است و نیاز به کار کارشناسی و نظر قاضی و ... ندارد. بنابراین زن در همان جلسه نخست مراجعه میداند که چقدر باید از همسرش مطالبه مهریه کند. مهریه این خانم که 28 سال پیش 150 هزار تومان بوده به نرخ امروز چیزی حدود 20 میلیون تومان میشود. بحث بعدی اجرت المثل است؛ پولی که بابت کارهایی زن در ایام زندگی مشترک در زندگی شوهرش انجام داده به او پرداخت میشود. اجرت المثل را قبلا فقط در صورت طلاق میشد مطالبه کرد اما امروز میشود درست مثل مهریه بدون داشتن تقاضای طلاق هم مطالبه اش کرد. اجرت المثل اما مثل مهریه فرمول مشخصی ندارد. کارشناس رسمی دادگستری آن را طبق شئونات زندگی زن و تمکن مالی همسرش تعیین میکند. برای مثال زنی که در شمال شهر تهران زندگی میکند با زنی که در جنوبی ترین نقطه شهر زندگی میکند، اجرت المثل برابری نمیگیرند اما برای اینکه یک تصور کلی از اجرت المثل داشته باشید به طور میانگین زنی که سی سال با شوهرش در یک خانواده متوسط زندگی کرده حدود 30 میلیون تومان اجرت المثل دریافت میکند؛ کمی کمتر یا بیشتر. محاسبه نفقه هم درست مثل محاسبه اجرت المثل کار کارشناس رسمی دادگستریست. نفقه همچنانکه میدانید پولیست که شوهر موظف است برای هزینه های زن به او بپردازد و تحت هیچ شرایط و با هیچ بهانه ای مثل اینکه زن شاغل بوده یا خودش تمکن مالی دارد و اساسا به این پول نیازی ندارد از عهده مرد ساقط نمیشود جز در صورت عدم تمکین. اما مردی که نفقه را ترک میکند دادگاه محکومش میکند به پرداخت آن. برای اینکه یک تصور کلی از نفقه ای که توسط کارشناسان تامین میشود داشته باشید به طور تقریبی برای یک زن در یک خانواده متوسط حدود ماهی 500 هزار تومان میشود. درباره نفقه جالب است بدانید که از آنجا که شوهر موظف است مطابق شان همسرش به او نفقه دهد، وضعیت مالی خانواده پدری زن نیز در به دست آوردن این عدد موثر است. سرانجام اینکه در این پرونده زن با طرح دادخواست مطالبه مهریه، اجرت المثل و نفقه ترک شده در ماههای اخیر میتواند مرد را در دادگاه به پرداخت چیزی نزدیک به 60میلیون تومان پول نقد محکوم کند  بی اینکه درخواست طلاق داشته باشد و مرد که به دلیل خساست ثابت شده از پرداخت این مبلغ سرباز میزند به طور توافقی به مبلغی کمتر رضایت میدهد و در عوض با طلاق زن موافقت میکند و زن نهایتا از زندگی دردناکش نجات پیدا میکند؛ آنهم در شرایطی که فرزندانش با پشت سر گذاشت سن بلوغ شرعی میتوانند زندگی کردن با مادرشان را انتخاب کنند. اگر دچار مشکلاتی از این دست هستید، یا کسی را میشناسید که به مشاوره دقیق تری نیاز دارد میتوانید با خانم سارا نجیمی، با شماره تلفن 09125716890 تماس بگیرید.

مهریه را معقول تعیین کنید

بعد از فروكش كردن  هیجانات ازدواج، آقا داماد تازه  متوجه می شود كه چه چیزی را امضاء كرده و خوب، بزرگترین طلبكارش زنش می شود و طبیعی است هیچ كس دوست ندارد با طلبكارش زیر یك سقف زندگی كند.
اعتراض به قانون تجاوز جنسی در لبنان با دار زدن لباس عروس ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران از لادیزنگار: مهریه های عجیب اولین زنان موفق ایرانی ۱۳ کشوری که زنانش عالی‌ترین سمت‌های دولتی را دارند