1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یکی از سخت ترین کارها در دنیا پاک کردن اسامی دوستان از فون بوک موبایل است. اوایل یکی دو نفر بیشتر نبودند. حالا بیشتر و بیشتر می شوند. دوستان مان از جغرافیای ما خارج می شوند و معلوم نیست دوباره کی و کجا همدیگر راببینیم.

خاطره هایم را مرور می کنم و می بینم بیشتر آنها در هر گوشه دنیا پخش شده اند.

قبلا وقتی یکی از جمع خارج می شد و کوچ می کرد، جایش را در همه دورهمی ها، سفرها، تنهایی ها و خستگی ها خالی می کردیم . اما حالا دیگر نمی دانیم جای کدام مان کجا خالی است. دوستان ما با رفتن شان دل و. دماغ ما را برای جمع شدن و خوش بودن از ما گرفتند. حالا به سختی به خاطر می آورم که آخرین بار کی و کجا و برای خداحافظی با کدام دوست دور هم جمع شده ایم.

دانه دانه از لیستم حذف می شوند و من دلم نمیاد "بله" را فشار بدهم. خیلی عجیب است که نمی دانم من دارم از لیست آنها حذف می شوم یا آنها یا همه با هم زندگی گذشته را که خوب یا بد در کنار هم گذرانده بودیم ترک می کنیم. چقدر دلم تنگ است. می دانم دیگر خاطره ای نخواهم ساخت. دوستانی که رفته اند می روند حتی ما که ماندیم هم می رویم از زندگی هم. از خاطرات هم .

?delet this contact

نه مطمئن نیستم. فقط دلم گرفته است.

و ساعت بی عقربه همچنان گذر خاطره ها را شماره می کند.

دیدگاه‌ها  

+2 # narguss 1390-11-12 13:50
hanouz ke hanouze esme yeki az azizanam ro natounestam az tou contactam hazf konam ... ama ou dige nist
:((((
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # ایمان 1390-11-12 13:53
من به راحتی همه رو دلیت می کنم. رفتن که رفتن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sima 1390-11-12 13:53
birahmia chejuri delet miad akhe?
doostaye adam boudan ye timi dg
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ایمان 1390-11-12 13:57
خب بشینم غصه بخورم؟ رفتن دیگه! زمان بودنشون تموم شده. حالا نوبت به کسای دیگست. سعی می کنم هر زمانی که کمک نیاز داشتن کنارشون باشم !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mahsa 1390-11-12 13:57
shoma khayli birahmi ye jouraie
yekam ehsas dashte bashid hamash shoma aghlani negah mikonid be hamechi
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سروش 1390-11-12 14:03
مطلب زیبایی بود. تقریبا با این اتفاق خیلی درگیرم.
اما با آقا ایمان هم موافقم. بهتره با غصه خوردن خودمونو درگیر نکنیم. بذاریم با زمان همه چیز نشون بده که دوستانمون بر می گردند یا نه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # mina 1390-11-12 14:04
axsetouno doust daram! be matlab khayli miad
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sharareh 1390-11-12 14:05
مشکل من اینه که جرات دلیت ندارم! و همش اذیت می شم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # nikit 1390-11-12 22:07
فقط دلم گرفته...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mahshad 1391-01-17 13:07
kheyli geryam gerefte...narahatam...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

این مردهای غمگین نازنین !

این نوشته رو یکی از دوستان از وبلاگ خانم الهام ارسال نموده است! با اجازه از نویسنده مطلب آنرا منتشر می کنیم. مطلب جالب و نگاهی استثنائی به مردان از دید یک خانم. یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند... یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...  ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند! مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.  بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.

...آنچنانکه تو هستی

شاید خداوند دوست داشت به تماشای لحظه با شکوه آفرینش بنشیند که تو را آفرید تا هر بار که زندگی از وجود تو جاری میشود دوباره زمزمه کند " فتبارک الله احسن الخالقین". تمامش این نیست، به باور من خدا میخواست آیینه ای بسازد تا عشق را که ذراتی از روح الهی خودش بود، جلوه گر شود، آنوقت بود که تو را آفرید. میخواست بگوید انسانی که برای فرشته هایش از او قصه ها گفته به واقع چگونه است، میخواست شمه ای از آنچه میدانست و فرشتگانش نمیدانستند به تصویر بکشد که تورا آفرید. گمان میکنم خداوند میخواست سنگ محکی بسازد برای سنجیدن محبت که هر دوست داشتنی را به معیار آن بسنجد که تو را آفرید. تو... که مادری و آمال همه مومنان تاریخ ، بهشت خشنودی پروردگار، زیر پای توست. تو، که مادری و خداوند به تماشای امتداد آفرینش از هستی تو نشسته و بزرگترین عشق ها را به تو داده و به آفریدن تو پیش تمام فرشته هایش میبالد. تو که دستانت بوی نور میدهد و سجاده ات همانجایی است که از مسیرش میشود به بهشت رفت و قلبت آتشفشان عشق است. عشق، خود تو هستی که بی بهانه ترین عشق ها، بی چشم داشت ترین دلواپسی ها و بی توقع ترین از خودگذشتگی ها تنها از تو سرچشمه میگرد. کاش یادم بدهی چگونه میشود مادر بود آن همه که تو هستی.
صد سال تنهایی من این خانه جادو می كند اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان رویاهایت را فراموش كن

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟

همه ما دوستان و آشنایانی داریم که در کنار کارهای خانه داری و بچه داری کارهای کوچکی نیز راه انداخته اند . کمک خرج هزینه های سر سام آور امروز برای خانواده شده اند. طراحی مانتو و خیاطی، طراحی و ساخت زیور آلات و یا پخت و پز نمونه ای از کارهایی هستند که با صرف هزینه اولیه کم میتوان از عهده آن برآمد. اما برای گسترش کسب و کار کوچک شما احتیاج به نگرشی بیشتر از بحثهای فنی در نوع هنر و فعالیت خود هستید که در ذیل چهار مورد آنرا به اختصار توضیح میدهیم. 1- هوش و ذکاوت: اگر این مطلب را در این سایت میخوانید بنابراین به اندازه کافی باهوش هستید ولی منظور ما از کلمه ذکاوت بیشتر بمعنی هوش بازاری یا زیرکی خیابانی آن است. در حقیقت بین شخص مبتکر و موفق تفاوتهایی وجودد دارد. شخص مبتکر معمولا سر رشته آنچنانی از  فعالیتهای اقتصادی ندارد و همچنان یک فروشنده موفق غالبا یک مبتکر یا مخترع موفق نیست. بنابراین باید یک توازن مناسب از این دو، ابتکار- هنر و شم اقتصادی بوجود آورد.   2- روش و رفتار، نگرش مثبت دوستی داشتم که میخواست کسب و کار کوچکی راه اندازی نماید، دوست مشترک ما، مانند گلوم در کارتون گالیور، یک منفی نگر محض بود که دایما نگران عدم موفقیت کار بود و به دوست مبتکرم گفت سر دو سال مجبور می شوی خانه ات را بروی این کار بفروشی، دوست مبتکرم جواب داد پس حداقل این دو سال بهترین سالهای زندگیم خواهد بود. این نوع برخوردی است که یک مبتکر یا کار آفرین نسبت به کارش باید از خود نشان دهد. شوق و اشتیاق نسبت به بوجود آورن یک کار جدید و موفقیت کلیدی ترین اندوخته شما در کارتان است. شما باید برای شکست خوردن و ورشکست شدن آماده باشید. هیچ گارانتی در بیزنس وجود ندارد. بنابراین بهتر است از الان آماده مقابله با بدترین شرایط موجود باشید. در روزهای سخت فشار مالی و بی پولی تنها چیزی که شما را نجات خواهد داد، نگرش مثبت و اخلاق و روش و رفتار شما خواهد بود. همچنین باید سعی نمایید که وارد کاری شوید که از لحظه به لحظه آن لذت میبرید. اگر نوع کار شما طوری باشد که احساس نمایید در زندان گیر افتاده ایدو برای رهایی لحظه شماری می نمایید بنابراین بهتر است از الان وارد همچین کاری نشوید. 3- توانایی رهبری مدیران خوب لزوما رهبران ایده الی نیستند. رهبری در معنی کلی آن یعنی داشتن ایده های مشخص و توانایی برقراری ارتباط آن ایده ها با جامعه مخاطب. این مطلب شامل ارتباط با افرادی نیز که برای شما کاری انجام نمی دهند نیز میشود. کلا دور یک فعالیت اقتصادی موفق افراد زیادی وجود دارند که باید از لحاظ فکری قانع شوند. این کار سختتر هم میشود چون شما یک خانم هستید. توانایی اقناع افرای به سرمایه گذاری در تجارت شما یا همراهی با ایده های شما کار سختی نیست ولی آسان هم نیست. حتما شما نباید دارای مدارج علمی بالا باشید تا بتوانید ایده های خود را بقبولانید، در اطراف ما هستند کسانی که دراری مدارک پایین هستند و در فعالیت تجاری خود افراد موفقی بشمار می آیند. 4- دانش در میان چهار عامل فوق این شاید کمترین درجه اهمیت را دارا باشد اما بی اهمیت نیز نمی باشد.  اگر شما بعنوان مثال میخواهید یک تجارت کوچک در زمینه کیک سازی راه اندازی نمایید، احتیاج به دانشی حداقل در زمینه مراحل پخت و پز و وسالی که در آن بکار میرود هستید. ولی در همین حال اگر متخصص کیک و شیرینی باشیدو درچیزی از قابلیتهای سه گانه بالا را نداشته باشید حتما موفق نخواهید شد. ولی چه خواهد شد اگر کسی هیچکدام از قابلیتهای چهارگانه فوق را نداشته باشد؟  آیا باید به حقوق ناچیز کارمندی بسنده نماید؟ نکته مثبت در این زمینه این است که قابلیتهای بالا اکثرا اکتسابی هستند و می توان با آموزش خود آنها را ارتقا داد. ولی کلید اصلی موفقیت اینست که اهداف خود را با توجه به توانایی های خود انتخاب نماییم و از بیاد داشته باشیم که سنگ بزرگ علامت نزدن است.

کنترل صفرهای قبض برق

  آسودگی حق ما است، اما گاهی لازم است برای این آسودگی و استمرار آن کمی اندیشید. این روزها داخل فروشگاه های بزرگ وسایل آشپزخانه، انواع سرخ کن ها، ساندویچ سازها، غذاسازها، آب میوه گیرها و .... را مشاهده می کنید که هر کدام سعی کرده اند تا در رقابت با دیگر مارک های تجاری، مطلوبیت و کیفیت خود را به رخ بکشند. اما در شرایطی که این روزها برای ما مهم، عدد و تعداد صفرهایی است که روی قبض های برقمان درج می شود، شاید بهترین انتخاب در میان این وسایل، کم مصرف ترین آنها باشد.  
مادر خرج سخت​تر از هر مادری طلا؛ زیور یا سرمایه با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید 1 درصد بسیار پولدار دنیا وزیر اقتصاد منزل تان باشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

سن روسپیگری پائین و هسته خانواده در ایران در حال فروپاشی است

به دنبال هشدار چندین ساله کار‌شناسان و جامعه‌شناسان ایرانی در سراسر جهان نسبت به وخامت شتابناک میزان ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی، وزیر ارشاد جمهوری اسلامی نیز به این معضل نگران کننده جامعه ایران اشاره کرده است. علی جنتی، وزیر ارشاد جمهوری اسلامی طی سخنانی در همایش "دل آرامی" که به همت حزب مردمسالاری در هتل المپیک تهران برگزار شد، در پاسخ به آن کسانی که در ایران «دلواپسان» نامیده می‌شوند گفت: ما هم نگرانیم اما نگرانی ما با شما متفاوت است. وی افزود: ما نگرانی‌های عمیق تری داریم. نگران آینده کشور، وضع اقتصاد، میلیون‌ها جوان بیکار که نمی‌توانند ازدواج کنند و نمی‌توانند مسکن بخرند هستیم که همه اینها‌ ام الفساد است. وزیرارشاد جمهوری اسلامی افزود: سرقت در حال افزایش است، فساد اخلاقی زیاد شده، سن روسپیگری پائین آمده و بنیان خانواده دچار آسیب شده، ناشی از همین مشکلات است. لازم به یاد آوری است که علی جنتی فرزند آیت الله جنتی رئیس شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی است. علی جنتی افزوده است: ما نگران سقوط اخلاقی جامعه هستیم که پس از سی و پنج سال به عنوان یک حکومت دینی تلاش کرده‌ایم ۵۰ شبکه تلویزیونی و ده‌ها روزنامه و نشریه داشته باشیم و بیش از هرکس دیگری از اخلاق دم می‌زنیم اما جامعه ما دچار دروغ و جو سازی‌های بی‌جهت شده است واین‌ها مایه نگرانی است. این مقام بلند پایه دولت افزوده است: ما نگران فروپاشی خانواده هستیم. از هر سه خانواده تهرانی یکی به طلاق می‌انجامد. ۲۵ درصد ازدواج‌ها به طورکلی نهایتاً به طلاق می‌رسد و اسناد این‌ها درثبت احوال موجود است و ما باید نگران این‌ها باشیم. علی جنتی درادامه سخنان خود تاکید کرد که: خلاء شور و نشاط در جامعه یکی از مشکلات اساسی ماست و عامه مردم دچار افسردگی هستند.

تهرانی ها ازدواج نمی کنند

مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت‌احوال کشور گفت: بیشترین نرخ ازدواج مربوط به استان خراسان‌جنوبی با 1/13 در هزار و کمترین آن مربوط به استان تهران با نرخ 3/6 درهزار است. علی‌اکبر محزون افزود: شاخص نسبت ازدواج به طلا
رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال رفت و برگشت ماده 23 لایحه حمایت از خانواده زورآزمایی مخالفان و موافقان نمایشگاه پخت و پز در تهران زوجها ژنهایی مشابه دارند آمارهایی در ارتباط با روابط جنسی در ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

3 دلیل مخرب حسادت

شکی نیست اندکی حسادت بین یک زوج، طبیعی و حتی دلپذیر هم هست. بدون تردید، اکثر افراد، احساس ناخوشایندِ حسادت را تجربه کرده اند. ما حسودی می کنیم چون حس می کنیم که رابطه دوست داشتنی بین ما و عزیز ما، به یک نحوی توسط یک نفر دیگر تهدید شده است. اما افرادی هم هستند که ترس و احساس نامطلوب شان، از حد طبیعی خارج می شود و شکل مریض گونه به خود می گیرد. اما نویسنده مقاله ضمن پذیرفتن حقایق طبیعی، بخصوص در مورد تفاوت حسادت در بین زنان و مردان، معتقد است تجربه های کلینیکی خودش فرق زیادی  بین حسادت زنان و مردان ندیده است. وی معتقد است دلایل و منابع حسادت را می توان در 3 نوع دسته بندی کرد. نامطمئن بودن از خود نامطمئن بودن، عمومی ترین دلیل برای شروع یک حسادت مریض گونه است. اما در وهله اول شاید فکر کنیم این حسادت، مخصوص مردان و زنانی است که شخصیت قوی ندارند یا اعتماد به نفسِ ندارند ولی نامطمئن بودن در رابطه زناشویی، تعریف خاص خودش را دارد. برای مثال افراد بیش از حد حسود و نامطمئن از خود، می توانند همزمان مدیر یک شرکت موفق باشند یا جایگاه اجتماعی و علمی قدرتمندی داشته باشند و عملا افراد ضعیف النفسی نباشند. ولی وقتی به شریک زندگی می رسند به شکل اسفناک و ذلیل شونده ای، به دام حسادت می افتند. وسواس فکری افراد زیادی در کلینیک های رفتار درمانی دیده شده اند که در همه رابطه های شان، حسادت با قدرت تمام حضور داشته است. اینگونه افراد به نظر می رسد مغزشان مدام در حال اضافه کاری است و بی دلیل خطرها و ترس ها و بهانه های پیدا می کنند که در باره آنها به شکل وسواس گونه ای بیندیشند و اما و اگر  بی انتها ایجاد کنند. بیشترین چیزی که هویت منطقی شان را در هم می ریزد شک و تردید و نامشخص بودن اتفاقات است. آنها باید از همه رفت و آمدها و گفتگوها سر در بیاورند. دیر کردن شریک زندگی شان باید جواب داشته باشد و برای همین ذهن وسواسی شان بدون توقف، دلایل منفی و بد تخیل می کند. با خیالات و بدبینی ها می خواهند به هر شکل ممکن، از تشویش ناشی از تردید و ندانستن جزئیات، رهایی یابند . داشتن شخصیت متوهم اغلب حسودانی که به مراکز درمانی مراجعه می کنند و حسادت شان ابعاد غیرقابل کنترل دارد کسانی هستند که به طور کلی از زاویه «توهم» با زندگی روبرو می شوند. این نوع افراد حسود، توهم شان دردسرهای زیادی فراهم می کند که درصد به هم خوردن زندگی زناشوی شان را بالا می برد. این گروه از افراد متوهم، به دیگران اعتماد ندارند و معتقدند که همه به فکر آسیب رساندن به آنها هستند. احساس مظلوم بودن می کنند و خود را قربانی دسایس دیگران می بینند. به نظر آنها، همیشه کسانی هستند که اهداف و حتی زندگی زناشویی شان را می خواهند به هم بزنند. توهم این افراد اشکال گوناگون دارد و مدام خود را در معرض صدمات دیگران، بی مهری و خواستنی نبودن می بینند. دیگران همیشه مقصر همه اتفاقات و شکست ها و کم آوردن های شان هستند. این نوع حسودان باور دارند که شریک زندگی شان مشغول خیانت است و هیچ نوع دلیل و منطقی را که مغایر توهمات شان است نمی پذیرند. همه افراد حسود و متوهم، در برابر این سئوال که چه مدرکی برای این حس خود دارید حتما دلایل کافی ردیف می کنند. از نظر حسودان متوهم، اصلا قرار نیست خیانت شریک شان دروغ باشد. برای آنها این امر بدیهی است و مدارک و دلایلی که می آورند از ادامه و تکرار خیانت همسر شان است. البته مواردی نیز وجود دارد که حسادت می تواند یک احساس منطقی باشد. تجربه مشخص در کلینیک های مشاوره زناشویی نشان داده است اگر افراد برای اولین بار حسادت و احتمال خیانت را در شریک زندگی شان حدس زده اند بعید نیست به طور غریزی و کمابیش منطقی نگرانی شان پایه و اساس داشته باشد. برای همین هم برای افرادی که احساس حسادت می کنند و چه آنانی که از طرف فرد حسود مورد شک و تردید قرار می گیرند لازم است به تاثیرات 3 احساس مخرب، دقت کنند. در ضمن متوجه باشند که ایا ابراز حسادت، اتفاقی تازه است یا فرد حسود سابقه این رفتار را از قبل هم داشته است.  

5 حس جنسی زنانه که مردان باید بدانند

بعضی از مردان شدیدا نگران هستند که مبادا نتوانند یک زن را از نظر جنسی تامین کنند. شاید یکی از مشکلات این باشد که  تعریف شان از رضایت جنسی با زنان فرق می کند. اجازه دهید برای تان از پنج حس جنسی زنانه بگویم که اگر رعایت کنید دیگر هرگز نگران ما در رختخواب نخواهید بود.   1- لذت سکس برای ما یعنی احساس صمیمت، یعنی احساس خواستنی بودن، یعنی اینکه حس کنیم برای تان دوست داشتنی  است که ذره ذره بدن ما را کشف کنید. ما عاشق این احساس هستیم که با همه وجود ما را بخواهید. به نظر یک زن، وقت و توجهی که در مرحله عشقبازی در رختخواب نشان می دهید خیلی عزیز و لذتبخش است. تجربه ای که شاید به خودی خود به اندازه یک تجربه کامل جنسی است. 2 – اگر ببینیم خیلی نگران تمام شدن ما هستید چاره ای نداریم جز آنکه ادایش را در بیاوریم تا این فشارو حس بد را از روی شما برداریم. ما زنان گاهی نمی توانیم به مرحله اوج برسیم. تاثیرات روزی که از سر گذراندیم، وضعیت هورمونی و فاصله ما از روز تخمک گذاری و حتی اینکه احساس سکسی مان چقدر است در ایجاد این اتفاق موثر است. در این وضعیت نامشخص و همیشه متغیری که احساس جنسی ما دارد اگر این قرار ثابت هم باشد که ما باید به ارگاسم هم برسیم و به قول حرف هایی که این روزها می زنند زودتر از مردان هم باید ارضا شویم بر سختی ماجرا می افزاید. روحیه و حس و حال را از بیشتر از پیش از بین می برد. نتیجه اش اینکه نه ما تجربه ارضا شدن به یادماندنی خواهیم داشت و نه شما این خاطره غرور آمیز را کسب خواهید کرد. 3 – در درون اتاق خواب می شود باری به هر جهت بود. ما خصوصی ترین لحظات مان را با هم شریک می شویم برای همین بهتر است آن را با توقع و ترس و نگرانی در هم نیامیزیم. مهم نیست که سریع و هیجانزده به ارگاسم می رسید. بدون شرم وگناه، لذتش را ببرید. چون قبلا نشان داده اید که این زود آمدن را جبران می کنید. سکس آنطور که در پورن و فیلم های هالیوود نشان می دهند همیشه ارضای جنسی همزمان یک زوج نیست. فقط از لحظاتی که در کنار ما هستید لذت ببرید و مطمئن باشید که  به ما توجه لازم را می کنید و به احساس خواستنی بودن مان پاسخ می دهید. اصلا  چه چیزی از این سکسی تر که متوجه شویم آنقدر خواستنی هستیم که کنترل تان را از دست دادید. 4 – مهم این است که دوست داشته باشید ما را ارضا کنید پس فرق نمی کند قبل از ارضای شما باشد یا بعد … وقتی حس کنیم قصد و تلاش مشخصی را پی گرفتید خودمان هم همراه می شویم و خواهید دید که این مسیر را زیبا و به یادماندنی خواهیم کرد. پس یادتان باشد که تمنا و پیگیری تان برای لذت دادن برای ما دوست داشتنی است و ما را به آنجا که می خواهیم می کشاند. 5- نوازش و در کنار ما ماندن بعد از رضایت جنسی نیزاز آن رفتارها است که هرگز فراموش نمی کنیم. ما زنان می خواهیم ببینیم که فقط یک وسیله جنسی نیستیم. می خواهیم عاطفه و محبت شما را هم درست بعد از یک سکس خوب، شاهد باشیم. اینها برای ما مهم است و دفعه بعد، تشویق کننده و تحریک کننده خوبی خواهند بود.    
تست خودشناسی 2 دختران ایرانی سالانه بیش از 10 تریلیون تومان هزینه استفاده از لوازم آرایش می نماییند فقط مردان بخوانند؛ چگونه دل خانمها را با کلمات صحیح بدست آورید! تست / چقدر خرافاتی هستید؟ بابای بچه ها

زنان حادثه

میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟

زیاد خوشحال نباشید، چون چشم به هم بزنید انتخابات بعدی رسیده. و تکاپو برای پیدا کردن رئیس‌جمهور بعدی از همین حالا آغاز شده. چند ساعت بیشتر از پیروزی دونالد ترامپ نگذشته بود که صدها هزار نفر در شبکه‌های اجتماعی به کمپین دعوت از بانوی اول فعلی برای انتخابات چهار سال بعد پیوستند. یکی می‌نوشت: \"همه‌چیز برای پیروزی میشل اوباما در ۲۰۲۰ مهیا است.\" دیگری حتی همین‌قدر هم نمی‌نوشت. صرفا اصرارش را با تکرار نشان می‌داد: \"لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد، لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد، لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد\". خانم اوباما از محبوب‌ترین‌های سیاست این روزهای آمریکاست. طبق نظرسنجی اخیر گالوپ، محبوبیتش به مراتب از هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ و حتی همسرش، باراک اوباما، بیشتر است. هواداران میشل اوباما البته یک مشکل کوچک دارند: خود میشل اوباما، که مارس امسال گفت هیچ علاقه‌ای به رئیس‌جمهور شدن ندارد. اما از مارس تا حالا وضع بفهمی‌نفهمی تغییر کرده. کسی چه می‌داند؟

اندوه بی پایان گریس کلی

کارنامه گریس کلی در سینما کوتاه اما درخشان بود. این ستاره برجسته در ۲۷ سالگی و اوج موفقیت، کار در هالیوود را کنار گذاشت تا "ملکه موناکو" شود. فیلمی تازه سرنوشت او را بار دیگر به رسانه‌های جمعی کشانده است. تهیه فیلمی از سرگذشت گریس کلی امری طبیعی است، چون زندگی این ستاره به افسانه پریان بی‌شباهت نیست و سینما همیشه به افسانه‌گویی نزدیک بوده است. دوره امسال جشنواره سینمایی کن با نمایش فیلم "گریس موناکو" گشایش یافت، که برداشتی از زندگی ستاره مشهور سینماست. در این فیلم نیکول کیدمن در نقش "پرنسس گریس" ظاهر شده است. از پرده سینما تا کاخ موناکو گریس کلی در ۲۱ سالگی و با همان یکی، دو فیلم اول خود شهرتی جهانگیر پیدا کرد. او در فعالیت سینمایی کوتاه ۵ ساله‌اش یکی از محبوب‌ترین ستارگان دهه ۱۹۵۰ بود و در اوج شهرت و موفقیت سینما را برای همیشه ترک کرد. گریس کلی در سال ۱۹۵۶ به تقاضای خواستگاری شاهزاده رنیه سوم، حکمران موناکو، پاسخ مثبت داد و ملکه دربار افسانه‌ای "سواحل لاجوردی" شد. وداع او با سینما، دوستدارانش را به اندوه فرو برد و تا مدتها سوژه داغی برای رسانه‌ها بود. درباره گریس کلی حرف و حدیث فراوان است. گفته‌اند که زندگی او با ثروت و شکوه همراه شد، اما از شور و محبت خالی بود. او "شهبانو" شد، اما خوشبخت نشد. روزنامه‌های پرتیراژ بارها و بارها از زندگی "این پرنده غمگین در قفس طلایی" داستان‌های سوزناک سرهم کرده‌اند. فیلم "گریس موناکو" به کارگردانی اولیویه دهان، فیلمساز فرانسوی، از این حرف و حدیث‌ها دور نمانده است. داستان فیلم درباره روزهای بحرانی در زناشویی گریس کلی است، یعنی همان دوراهی و پرسش همیشگی که تصمیم او مبنی بر کنار گذاشتن سینما و ازدواج با حکمران موناکو تا چه حد درست بوده است. فیلم به همان تصویر "رسمی" تکیه دارد؛ به این معنی که گریس کلی را زنی باتدبیر و تیزهوش نشان می‌دهد که نه از روی هوا و هوس، بلکه آگاهانه و به خاطر عشقی واقعی به دربار موناکو می‌رود، همسری باوفا و مادری فداکار می‌شود و با سرنوشت خود به خوبی کنار می‌آید. فیلم روی هم رفته تصویری سطحی و ساده‌نگرانه از دربار موناکو و سرگذشت گریس کلی ارائه می‌دهد و از ژرف‌نگری در جوانب تیره و تار آن باز می‌ماند. بیشتر منتقدان سینمایی فیلم را تکرار کلیشه‌های بازاری رایج ارزیابی کردند. منتقدان از فیلم خرده می‌گیرند که تصویری ساده‌لوحانه از مناسبات درونی دربار موناکو ارائه می‌دهد و تماشاگر ناآگاه را با القای جلال و شکوه "دودمان پادشاهی" گیج می‌کند. با وجود این برخورد مثبت و تا حدی "تبلیغاتی"، واکنش پادشاهی موناکو شگفت‌انگیز است. شاهزادگان کنونی موناکو، یعنی فرزندان شاهزاده گریس کلی، گفتند که در مراسم جشنواره کن شرکت نمی‌کنند، زیرا به نظر آنها زندگی گریس کلی "به خاطر منافع صرفا مالی" تحریف شده است. بهانه‌ای که البته زیاد موجه نیست، آن هم از سلطنتی که یکپارچه به خاطر "منافع مالی" شکل گرفته و تا امروز سرپا مانده است. یک کارنامه درخشان گریس کلی در طول تنها پنج سال یعنی از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۶ با بازی در تنها ۱۱ فیلم سینمایی در اوج شهرت و افتخار قرار گرفت. او در این دوره کوتاه با برخی از مهمترین کارگردان‌های سینما کار کرد، از جان فورد (در فیلم موگامبو) تا فرد زینه‌مان (در فیلم ماجرای نیمروز). اما سینماگری که از او چهره‌ای بی همتا ساخت بی‌تردید آلفرد هیچکاک بود. گریس کلی در سه فیلم هیچکاک ظاهر شد: "میم را به نشانه مرگ بگیر!"، "پنجره عقبی" یا "پنجره رو به حیاط" و سرانجام فیلم "دستگیری یک دزد". او با موهای بلوند، نگاه سرد و رفتار باوقار اما بی‌تفاوت همان زن دلخواه هیچکاک بود، که ظاهری خاموش و آرام دارد، اما در درون او جوشش و نیرویی هست که او را به بی‌باک‌ترین کارها توانا می‌سازد. گریس کلی در سال ۱۹۸۲ در ۵۳ سالگی در تصادف اتومبیل درگذشت.  
آلینوش طریان ، مادر زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟ گلناز؛ گزارش یک تجاوز هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان

حقوق زنان

چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند

هر چند این روزها طلاق های توافقی زیاد شده است اما هستند شوهرانی كه به هر دلیلی راضی به طلاق نمی شوند. البته قانون در برخی موارد بدون رضایت شوهر این حق را به زن می دهد كه بتواند ازدواج اش را فسخ كند.

رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟

یک سال از تصویب طرح جامع جمعیت و خانواده می‌گذرد. طرحی که با تعیین «سن مناسب» برای ازدواج مردان ۲۰ تا ۲۵ سال و زنان ۱۸ تا ۲۲ سال، هدف افزایش جمعیت و رشد باروری در ایران را برای خود تعیین کرده بود. طرحی که هنوز از کم و کیف اجرای آن خبری منتشر نشده اما هفته گذشته وزیر بهداشت اعلام کرد که نرخ رشد جمعیت با یک دهم درصد رشد در سال گذشته از ۱.۳ درصد به ۱.۴ درصد در سال جاری رسیده است. اما حتی پیش از تصویب این طرح نیز تلاش‌هایی برای افزایش زاد و ولد در ایران انجام شده بود. از جمله فعالیت خانه‌های بهداشت که پیش از آن وسایل پیشگیری از بارداری را رایگان در اختیارخانواده‌ها قرار می‌دادند و آموزش لازم پیشگیری از بارداری و سلامت جنسی را ارائه می‌کردند متوقف شد و حتی خبرهایی درباره ممنوعیت فروش قرض ضد بارداری و کاندوم در داروخانه‌ها مطرح شد. رها بحرینی، کارشناس بخش ایران در سازمان عفو بین‌الملل در مورد نگاه طرح جامعه‌، جمعیت و خانواده به موضوع کنترل موالید به رادیو فردا گفته است: «به طور مشخص این طرح‌ها حق برخورداری از سلامت جنسی و باروری زنان را تهدید می‌کنند. طرح اول بستن لوله‌های رحم زنان برای پیشگیری دائم از بارداری را خلاف قانون اعلام می‌کند و علاوه بر آن ارائه اطلاعات در مورد روش‌های پیشگیری از بارداری را ممنوع می‌سازد. این طرح عواقب بسیار نگران‌کننده‌ای می‌تواند داشته باشد. وقتی ممنوعیت درج شده در آن در کنار قطع بودجه تنظیم خانواده در ایران بررسی کنیم و این یعنی میلیون‌ها زن و دختر در ایران نه به قرص و خدمات دیگری که برنامه تنظیم خانواده در ایران ارائه می‌کرد خواهند داشت و نه به عمل جراحی بستن لوله. این یعنی میلیونها زن و دختر در ایران در وضعیتی غیرانسانی قرار می‌گیرند که باید بین باروری‌های ناخواسته مکرر و طاقت فرسا و توسل به عمل سقط جنین غیرقانونی و خطرناک یکی را انتخاب کنند و در هر صورت آسیب فراوانی نسبت به سلامت روانی و جسمی‌شان را متحمل شوند.» حالا یک سال پس از تصویب طرح جامع جمعیت و خانواده ۱۲۰ پزشک متخصص زنان به وزیر بهداشت نامه نوشتند و در مورد وقوع ۳۵۰ هزار سقط جنین در ایران هشدار دادند. در این نامه این پزشکان نه خواستار آغاز دوباره آموزش به زوج‌ها هستند و نه ارائه خدمات پیشگیری از بارداری را ضروری می‌دانند. آنها در نامه خود تنها خواستار برخورد شدیدتر با سقط جنین غیرقانونی در ایران شده‌اند. یک روز پس از انتشار این نامه وزارت بهداشت در جوابیه‌ای آمار ۳۵۰ هزار سقط جنین را رد کرد وبر صحت آمار سالانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار مورد سقط جنین تاکید کرد؛ آماری که در سال ۹۳ و به نقل از مدیرکل دفتر سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت اعلام شده بود. این اولین بار نیست که مقامات کشوری آمار ارائه شده درباره مسایل اجتماعی را رد می‌کنند. حسین قاضیان جامعه شناس ساکن آمریکا در مورد دلیل تکذیب مکرر آمار از سوی مسئولان می‌گوید: «آمار را تکذیب می‌کنند چون ممکن است این تصور به وجود بیاید که این فرزندان خارج از رابطه مشروع به دنیا آمدند و بنابراین میزان روابط غیرمشروع در جامعه را آشکار می‌کند و این خلاف آن تصویری است که سعی می‌شود از جامعه ارائه بدهد. مساله دوم هم می‌تواند این باشد این دست آمار در واقع نشان می‌دهد که غیر از مساله بارداری خارج از رابطه مشروع، موضوع نخواستن فرزند هم در میان است که این هم با ایده افزایش جمعیت که از خواسته‌های رهبری است تناسب ندارد. هردوی اینها شاید به عنوان تهدیدهایی برای سیاست‌های موجود در کشور قلمداد شود و به همین دلیل آمار شفاف نیست.» «لوازم جلوگیری از بارداری مانع لذت جنسی است» به تهران می‌رویم تا پای سخنان عطیه بنشینیم. زن سی ساله‌ای که از دشواری زنان ایرانی در پیشگیری از بارداری می گوید. خانم عطیه بگذارید زنان ایرانی لوازم جلوگیری از بارداری را از کجا تهیه می‌کنند؟ آیا شما به راحتی می‌توانید با مراجعه به داروخانه محله‌تان آنها را بخرید؟ بله. در شهری مثل تهران هر داروخانه که بروید وسایلی که موجود است مثل انواع کاندوم‌ها، مارک‌های خارجی ویترین‌هایی دارند و روی استندهای جلوی داروخانه‌ها، هر قیمتی که دلتان بخواهد با تنوع گوناگون می‌توانید انتخاب کنید. قرص‌های مختلفی هستند، هم آنهایی که کارخانه‌های ایرانی تولید می‌کنند و هم قرص‌های خارجی که در ایران هست که قیمت آنها گران‌تر است. خانم عطیه، با توجه به تجربه شخصی خودتان و زنانی که اطرافتان هستند و با آنها ارتباط دارید چرا علی‌رغم اینکه دسترسی به لوازم جلوگیری از بارداری به گفته شما در شهرهای بزرگ حداقل چندان سخت نیست همچنان زنان ایرانی آمار سقط جنین بالایی دارند؟ دلایل مختلفی دارد. مثلا من خودم هم حاضر نیستم از قرص‌های ضدبارداری استفاده کنم. مگر قرص‌های اورژانسی برای موقعیت‌های ویژه. دلیلش هم این است که اینها هورمونی هستند و در نهایت برای بدن ضرر دارند. در همین حال در یک رابطه دو طرفه، زن مجبور می‌شود تمام طول ماه قرص بخورد و هورمونهای بدنش را از تعادل خارج کند و آسیب ببیند و مرد هیچ دخالتی نداشته باشد. من دوست‌هایی داشتم که قرص می‌خوردند و تهوع شدید می‌گرفتند یا بی‌خواب می‌شدند. به خاطر همین من فکر می‌کنم تکلیف قرص از این جهت مشخص باشد. ولی در مورد استفاده از کاندوم، دوستان دخترم، کسانی که از آن استفاده نمی‌کنند و به جلوگیری‌های طبیعی در رابطه ارتباط دارند، معتقدند که یا به کاندوم حساسیت دارند و لذت شان را کم می‌کند، یا ناهنجاری در رابطه ایجاد می‌کند و یا در موقعیت سکس‌های سریع که در موقعیت‌های از پیش تعیین شده نیست، امکان دسترسی به کاندوم نبوده چون همیشه در جیب یا کیفشان نداشتند. خیلی از این دست مسایل را از خانمها شنیدم. اما از یک طرف دیگر قضیه،خیلی از زنها معتقدند که پارتنرشان یعنی مرد، حاضر نیست از کاندوم استفاده کند. فکر می‌کنم این تفکر خیلی رواج دارد و کاندوم آن طور که باید در فرهنگ جنسی ما جا نیافتاده. مردم در اولین‌ رابطه‌هایشان از کاندوم استفاده می‌کنند چون ترس از بیماری دارند. ولی به محض اینکه خیالشان راحت شود دیگراستفاده نمی‌کنند. بعد از آن می‌گویند ما به هم اعتماد داریم. خانم عطیه، چرا با توجه به اینکه به نظر می‌رسد طبق گفته شما درک زنان ایرانی از بدنشان و خواسته‌شان در یک رابطه جنسی، آگاهی‌ به دست آورده‌اند اما همچنان سقط جنین را به عنوان یک راه حل انتخاب می‌کنند. آیا دسترسی به سقط جنین در ایران اینقدر آسان است؟ اینکه چرا انتخاب می‌کنند من نمی‌توانم بگویم. ولی باید بگویم دسترسی به آن آسان نیست اما سخت هم نیست. برای انجام کم خطر سقط جنین، تعداد زیادی کلینیک‌ زنان داریم که در آن پزشک و امکانات هست اما هزینه‌ سقط جنین در آن بالا است. ولی مراجعه زنان شوهردار به این کلینیک‌ها آسان نیست، زیرا بسیاری از زنان شوهرداری که سقط جنین می‌کنند، مخفیانه از شوهرشان این کار را می‌کنند و در صورت مراجعه به این کلینیک‌ها، آنها با همسر تماس می‌گیرند. در حقیقت آنهایی که ازدواج کرده‌اند، زمان سقط جنین، مشکلات بیشتری نسبت به آنها که ازدواج نکرده‌اند، دارند. تقریبا همه زن‌های ایرانی هم می‌دانند که جاهایی هست که می‌شود از آنجا آمپول‌هایی خرید که به شدت خطرناکند اما به نسبت شیوه‌های دیگر سقط جنین ارزان‌ترند. یک تجربه فوق العاده وحشتناک من، زمانی بود که یکی از دوستانم پس از تزریق آمپول، دچار مشکل شد و با من تماس گرفت. من برای پرستاری از او به خانه‌اش رفتم و با چشم خودم دیدم که چه روند هول‌آ‌وری است. از خونریزی گرفته تا دردهای وحشتناکی که می‌کشید. ولی به هر حال هر دختری با یکی دو واسطه می‌تواند به این آمپول‌ها دسترسی پیدا کند. مکان‌های غیرقانونی و آلوده هم که تا دلتان بخواهد وجود دارد. سکس برای لذت‌جویی نه باروری از حسین قاضیان می‌پرسم که چگونه است که به گفته عطیه گروه‌هایی از زنان ایرانی علی‌رغم آگاهی از شیوه‌های پیشگیری از بارداری و دسترسی به امکانات به دلایل مختلف از جمله لذت جویی یا برابری در رابطه جنسی از استفاده از وسایل پیش گیری از بارداری سر باز می‌زنند؟ حسین قاضیان پاسخ می‌دهد دو مساله مطرح است: یکی مساله ریسک‌های آینده و سودهای حاضراست. به این معنا که ما در دوره کلاسیک سکس زندگی می کنیم،یعنی سکس تجسمی. در این دوره لذت جنسی چیزی جدا از مساله باروری است.می‌دانید که در گذشته سکس با باروری ارتباط داشت. یعنی آدمها برای تولید مثل با هم رابطه جنسی داشتند. اما امروزه خیلی اوقات این کار را برای لذت می کنند و این لذت گاهی اوقات برنامه ریزی نشده است. به علاوه مایلند که بیشترین حد لذت را هم ببرند. همه اینها مستلزم این است که از آن شیوه‌های پیشگیرانه که لذت را کاهش می‌دهد کم کنند وهمچنین از آن نوع تدابیر اضطراب آوری که لذت شان را کم می‌کند کمتر استفاده کنند؛ چون این لذت‌ها حاضرند اما آن ریسک‌ها، مثلا بچه دار شدن مربوط به آینده است و نوعی احتمال است. در چنین منطقی به نظر می‌آید که آن لذت حاضر بر میزان ریسک آینده غلبه می‌کند و آدم‌ها تن می‌دهند به موقعیتی که بعدها ممکن است غافلگیرشان کند نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید  
مردان ما بخوانند، رضایت حلقه گم شده روابط جنسی بالی مجسمه‌های عریانش را از دید پادشاه عربستان نمی‌پوشاند اولین زنان موفق ایرانی این جا جای زن نیست برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها