1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یکی از سخت ترین کارها در دنیا پاک کردن اسامی دوستان از فون بوک موبایل است. اوایل یکی دو نفر بیشتر نبودند. حالا بیشتر و بیشتر می شوند. دوستان مان از جغرافیای ما خارج می شوند و معلوم نیست دوباره کی و کجا همدیگر راببینیم.

خاطره هایم را مرور می کنم و می بینم بیشتر آنها در هر گوشه دنیا پخش شده اند.

قبلا وقتی یکی از جمع خارج می شد و کوچ می کرد، جایش را در همه دورهمی ها، سفرها، تنهایی ها و خستگی ها خالی می کردیم . اما حالا دیگر نمی دانیم جای کدام مان کجا خالی است. دوستان ما با رفتن شان دل و. دماغ ما را برای جمع شدن و خوش بودن از ما گرفتند. حالا به سختی به خاطر می آورم که آخرین بار کی و کجا و برای خداحافظی با کدام دوست دور هم جمع شده ایم.

دانه دانه از لیستم حذف می شوند و من دلم نمیاد "بله" را فشار بدهم. خیلی عجیب است که نمی دانم من دارم از لیست آنها حذف می شوم یا آنها یا همه با هم زندگی گذشته را که خوب یا بد در کنار هم گذرانده بودیم ترک می کنیم. چقدر دلم تنگ است. می دانم دیگر خاطره ای نخواهم ساخت. دوستانی که رفته اند می روند حتی ما که ماندیم هم می رویم از زندگی هم. از خاطرات هم .

?delet this contact

نه مطمئن نیستم. فقط دلم گرفته است.

و ساعت بی عقربه همچنان گذر خاطره ها را شماره می کند.

دیدگاه‌ها  

+2 # narguss 1390-11-12 13:50
hanouz ke hanouze esme yeki az azizanam ro natounestam az tou contactam hazf konam ... ama ou dige nist
:((((
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # ایمان 1390-11-12 13:53
من به راحتی همه رو دلیت می کنم. رفتن که رفتن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sima 1390-11-12 13:53
birahmia chejuri delet miad akhe?
doostaye adam boudan ye timi dg
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ایمان 1390-11-12 13:57
خب بشینم غصه بخورم؟ رفتن دیگه! زمان بودنشون تموم شده. حالا نوبت به کسای دیگست. سعی می کنم هر زمانی که کمک نیاز داشتن کنارشون باشم !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mahsa 1390-11-12 13:57
shoma khayli birahmi ye jouraie
yekam ehsas dashte bashid hamash shoma aghlani negah mikonid be hamechi
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سروش 1390-11-12 14:03
مطلب زیبایی بود. تقریبا با این اتفاق خیلی درگیرم.
اما با آقا ایمان هم موافقم. بهتره با غصه خوردن خودمونو درگیر نکنیم. بذاریم با زمان همه چیز نشون بده که دوستانمون بر می گردند یا نه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # mina 1390-11-12 14:04
axsetouno doust daram! be matlab khayli miad
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sharareh 1390-11-12 14:05
مشکل من اینه که جرات دلیت ندارم! و همش اذیت می شم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # nikit 1390-11-12 22:07
فقط دلم گرفته...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mahshad 1391-01-17 13:07
kheyli geryam gerefte...narahatam...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مهر، با بوی تند مدرسه

هوا كه پاييزی می شود بوی مدرسه فضا را پر میكند. فرقی نمی كند چندم شهريور باشد يا اصلا پاييز آمده باشد. شهريور از نيمه كه میگذرد و نسيم های خنك وزيدن می گيرد با خود بوی مدرسه می آورد.

صد سال تنهایی من

می خواهم یاد بگیرم از تنهایی نترسم و بیشتر از آن لذت ببرم. می خواهم این را با خودم تمرین کنم که زندگی با بقیه آدم ها بسیار جذاب است اما نبودن دوستی نباید مانع خوشی من شود. می خواهم با صد سال تنهایی ام زندگی کنم.
آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ این خانه جادو می كند چگونه به زنان توجه کنید مرگ هیچ وقت عادی نمی شود برای زندگی بجنگ

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

این روزها همه در جستجوی راهکارهایی برای کاهش هزینه های خانه و زندگی هستند که یکی از این راه کارها که از سالها پیش نیز تبلیغات وسیعی برای آن شده، استفاده از لامپ های کم مصرف است.

وزیر اقتصاد منزل تان باشید

یک خانم خانه دار از اول صبح که از خواب بیدار می شود،  با هدفی معین، شروع به برنامه ریزی می کند. یک کدبانو می تواند با برنامه ریزی و گرفتن اطلاعات به  انجام کارهایش سرعت ببخشد و حتی با همین شیوه  در اقتصاد خانواده نیز تاثیر گذار باشد.
جذاب ترین شغل های جهان کار در خانه، فروش در اینستاگرام مادر خرج سخت​تر از هر مادری به یخچال تان عمری دوباره ببخشید مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

مطالب تصادفی

گزارش روز

از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور

فاطمه اکرمی ژیمناستی است که از سال پیش پارکور و سقوط آزاد را همزمان شروع کرده است. او به دویچه وله می‌گوید در شهر همه چیز را به شکل مانع می‌بیند. اکرمی یک‌بار در هنگام سقوط آزاد میان ۳ عقاب گیر افتاده است. فاطمه اکرمی متولد اسفند ۱۳۷۲ است. او از چهارده سال پیش رشته ورزشی ژیمناستیک را آغاز کرده است و حدود یک سال پیش "سقوط آزاد" و پارکور را همزمان شروع کرد. او می‌گوید یکی از هم‌ دانشگاهی‌هایش در ایران به او پارکور آموزش داده است. فاطمه اکرمی آموزش سقوط آزاد را هم در چند مرحله در دبی فرا گرفته است. !در جواب اینکه چرا سقوط آزاد را در دبی آموزش دیده، توضیح می دهد که: در ایران متدهای آموزش سقوط آزاد خیلی قدیمی هستند. کسانی هستند در ایران که سقوط آزاد آموزش می‌دهند ولی با متدهای بسیار قدیمی و با همان حالت ارتشی. فاطمه تعریف می کند که در هنگام فرود در یکی از سقوط آزادها وقتی چتر خود را باز کرده و تنها ۳۰۰ متر با زمین فاصله داشته، چند نقطه سیاه در اطراف خود دیده است. «اول فکر کردم آدم‌هایی هستند که لباس بالدار می‌پوشند، پایین‌تر که رفتم متوجه شدم این‌ها آدم نیستند، سه تا عقاب هستند. تنها کاری که توانستم انجام دهم جیغ‌زدن بود. چون اگر بالشان به چتر من گیر می‌کرد مطمئناً سقوط می‌کردم و در ۳۰۰ متر امکان باز کردن چتر دوم را هم نداشتم». تجربه سقوط آزاد از ارتفاع ۴ هزار متری را دارد.   و اما پارکور او معتقد است که پارکور ورزش نیست، یک هنر است، اصلا نباید به پارکور به عنوان یک ورزش نگاه کرد. پارکور یک شیوه زندگی است به همین دلیل خیلی به آمادگی ذهنی بستگی دارد ... «وقتی تمرینات پارکور را شروع می‌کنید، دیگر همه اشیاء اطراف خود را شبیه مانع می‌بیند. روزها که برای کارهای روزمره از خانه بیرون می‌رویم، دوروبرمان را نگاه می‌کنیم و می‌بینم مثلا چقدر این مکان برای پارکور مناسب است. دفعه بعد همان‌جا ۱۰ حرکت دیگر به حرکت‌های قبلی اضافه می‌کنیم». در انتها او می گوید که در ژیمناسیک دو بار آسیب دیده و مجبور شده پای خود را عمل کند؛ تا به حال در پارکور اما دچار آسیب‌دیدگی نشده است.   منبع: دویچه وله فارسی

وضعیت اسفناک زنان ایرانی در زندانهای مالزی

دو زن جوان ایرانی به جرم حمل مواد مخدر در مالزی به اعدام محکوم شدند. ندا و شهرزاد ۲۶ و ۳۱ ساله حامل حدود پنج کیلو مفتامین بوده‌اند که در فرودگاه کوالالامپور دستگیر می‌شوند. به گزارش رسانه‌های گروهی، هریک از این دو بیش از دو کیلو مفتامین با خود داشته‌اند اما "شراره سعیدی" فعال حقوق زندانیان در مالزی  می‌گوید که یکی از این دونفر هیچ ماده مخدری همراهش نبوده بلکه تنها به دلیل همراهی و دوستی با فرد دیگر دستگیر می‌شود. زن دیگری که مواد را در لباس‌هایش جاسازی کرده بوده در ازای دریافت ۳ میلیون تومان پول حاضر به این کار شده است. این فرد که به گفته خانم سعیدی در تمام طول این سه سال حمایت مالی صاحب اصلی مواد را داشته، حاضر نشده شهادت دهد که دوستش از این جریان بی اطلاع بوده است. خانم سعیدی البته تاکید می‌کند که شرایط زندان‌های مالزی آنقدر بد و اسف‌بار است که اصلا نمی‌توان از زندانیان انتظار داشت رفتارهای منطبق با عقل و منطق انجام دهند. یکی از زنانی که مدت ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده و به تازگی آزاد شده است به دویچه‌وله می‌گوید که در حال حاضر بین ۳۰ تا ۳۵ زندانی زن در فاصله سنی ۲۶ تا ۶۵ سال در این زندان هستند که جرم یا اتهام اکثر آنان حمل مواد مخدر است. این فرد که نخواست نامش فاش شود، شرایط بهداشتی و غذایی این زندانیان را "اسف‌بار" توصیف می‌کند و می‌گوید: «زنان در اتاقک‌های کوچک سه در چهار متری نگهداری می‌شوند و در هر اتاق ۱۵ تا ۱۶ نفر به سر می‌برند. در چنین شرایطی، با جمعیت زیاد و فضای فوق‌العاده کم، فقط جای کوچکی را به "سرویس بهداشتی" اختصاص داده‌اند که البته نمی‌شود اسم آن را سرویس بهداشتی گذاشت به خاطر این‌که از آن به عنوان دست‌شویی، حمام، روشویی و دست‌شویی استفاده می‌شود. خانم‌ها از ناراحتی‌های زنان و پوستی رنج می‌برند. به یک نوع بیماری قارچ به نام "گوراب" که مربوط به آب و هوا و وضعیت غیربهداشتی اینجاست، مبتلا می‌شوند. شپش ‌در زندان بیداد می‌کنند. چون اکثر مجرم‌هایی که با هم‌دیگر هستند، موهای‌شان بلند است و استحمام در آن‌جا انجام نمی‌گیرد، به همین خاطر شپش‌ها منتقل می‌شوند. تشک‌های آن‌جا فوق‌العاده کثیف و بدبو هستند که روی زمین پهن می‌شوند». به گفته این فرد برخی از این زنان به خاطر تامین غذا و دارو مجبور به تن‌فروشی می‌شوند و مسئولان زندان هم این موضوع را می‌دانند اما بر آن سرپوش می‌گذارند. این زندانی سابق می‌گوید: «در ماه رمضان همه‌ی بچه‌ها را به یک سلول منتقل کردند که خیلی زجرآور بود. مثلاً بعضی خانم‌ها پریود بودند و نمی‌توانستند روزه بگیرند، اما شرایط را برای همه یکسان کرده بودند. بچه‌ها می‌گفتند ما نمی‌توانیم روزه ‌بگیریم، باید غذا بخوریم، روزه گرفتن و نماز خواندن ما حرام است، ولی به آن‌ها گفته می‌شد که فرقی نمی‌کند، شما هم همان دو وعده غذا را دارید». حمل ماده‌ای که نمی‌دانند چیست فرد گفت و گو کننده با دویچه‌وله می‌گوید بیش از نیمی از این زندانیان نمی‌دانستند که حامل مواد مخدر هستند و تنها به آنها گفته شده که اینها دارویی است که ممکن است ورودش به مالزی قدغن باشد اما اگر به ماموران فرودگاه رشوه بدهید کاری با شما نخواهند داشت. شراره سعیدی نیز تایید می‌کند که اکثر کسانی که به صورت گروهی دستگیر شده‌اند اصلا نمی‌دانسته‌اند که حامل مواد مخدر هستند. او می‌گوید در هر گروه تنها یک نفر از موضوع اطلاع دارد و او هم اجازه ندارد چیزی در این مورد به بقیه بگوید. به گفته این زندانی سابق، بیشتر زنان زندانی متارکه کرده ‌و بیکار هستند و به همین دلیل نیاز مالی شدید دارند و در ازای دریافت ۳ تا ۵ میلیون تومان پول حاضر به حمل این مواد شده‌اند. برخی دیگر نیز از سوی همسرانشان وادار به این کار شده‌اند. این فرد به زن مسنی اشاره می‌کند که به دلیل تامین هزینه خرید کلیه برای شوهرش حاضر به حمل مواد مخدر به مالزی شده و زن دیگری که دختری عقب‌مانده دارد و برای تامین هزینه‌های او ناچار به این کار شده است. سفارتی که حامی نیست در طول چند سال اخیر که تعداد زندانیان ایرانی مالزی افزایش پیدا کرده است تنها دوبار نماینده‌ای از سفارت ایران در مالزی به دیدار این زندانیان رفته است. در حالی که به گفته زنی که با دویچه‌وله گفت و گو کرد، نمایندگان سفارت‌خانه‌های کشورهای دیگر مثل ویتنام و میانمار هر ماه به دیدار زندانیانشان می‌روند و در تامین غذا و داروی آنها کمک می‌کنند. این زن می‌گوید: «بچه‌هایی هستند که قرار است آزاد بشوند. آن‌ها می‌گویند ما قرار است آزاد بشویم و سفارت آمار ما را هم دارد، ولی متأسفانه کوتاهی می‌کند و به موقع در دادگاه‌شان حاضر نمی‌شود و هیچ کنترلی هم بر پرونده آنها نمی‌کند. می‌گویند از لحاظ دارو و درمان، سفارت می‌تواند به آن‌ها کمک کند، ولی متأسفانه این کمک‌ها را دریغ می‌کند. یکی دوبار هم که نماینده‌ی سفارت به آن‌جا رفته، فقط گفته که شما با این کارتان آبروی ایران را برده‌اید و از ما انتظار کمک نداشته باشید. با توجه به کاری هم که کرده‌اید، مجرم هستید و هر بلایی‌هم که سرتان بیاید، حق‌تان است». از روز اول اکتبر امسال (۹ مهر) دولت مالزی مدت ویزای ایرانیان را که سه ماه بود به ۱۴ روز تقلیل داده است. به گفته وزیر کشور مالزی این تغییر به این دلیل صورت گرفته که ایرانیان از مالزی برای عبور و مهاجرت غیرقانونی به استرالیا استفاده می‌کنند. او تصریح کرده که این کار به درخواست دولت استرالیا انجام شده است. شراره سعیدی می‌گوید این اقدام نیز در راستای فشار بیشتر بر ایرانیان است که تا کنون با اعتراضی از سوی دولت ایران روبرو نشده است. دو زنی که به اعدام محکوم شده‌اند از روز ۹ مهر به سلول انفرادی منتقل شده‌اند. بر اساس قوانین مالزی به محض صدور حکم اعدام حتی در مرحله بدوی، زندانی به سلول انفرادی منتقل می‌شود. به گفته خانم سعیدی در حال حاضر ۷۰ زندانی ایرانی به اعدام محکوم شده‌اند و کسانی در میان آنها هستند که دو سال و نیم است در انفرادی به سر می‌برند. این فعال حقوق زندانیان می‌گوید وقتی به دیدن این افراد می‌رود از او خواهش می‌کنند تا بیشتر بماند تا آنها را دیرتر به سلول انفرادی برگردانند. زنی که ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده می‌گوید: «اینجا آخرالزمان است». منبع:DW
امروز روز بین المللی ترک سیگار کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان کودکان خیابانی، قربانیان سو استفاده جنسی سرزمین هایی برای مادر نشدن دست زنان از مسكن مهر كوتاه است

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

پنج نکته درباره کامیابی جنسی زنان

بعضی از مردان شدیدا نگران هستند که مبادا نتوانند یک زن را از نظر جنسی تامین کنند. شاید یکی از مشکلات این باشد که  تعریف شان از رضایت جنسی با زنان فرق می کند. اجازه دهید برای تان از پنج حس جنسی زنانه بگویم که اگر رعایت کنید دیگر هرگز نگران ما در رختخواب نخواهید بود. 1- لذت سکس برای ما یعنی احساس صمیمت، یعنی احساس خواستنی بودن، یعنی اینکه حس کنیم برای تان دوست داشتنی  است که ذره ذره بدن ما را کشف کنید. ما عاشق این احساس هستیم که با همه وجود ما را بخواهید. به نظر یک زن، وقت و توجهی که در مرحله عشقبازی در رختخواب نشان می دهید خیلی عزیز و لذتبخش است. تجربه ای که شاید به خودی خود به اندازه یک تجربه کامل جنسی است. 2 – اگر ببینیم خیلی نگران تمام شدن ما هستید چاره ای نداریم جز آنکه ادایش را در بیاوریم تا این فشارو حس بد را از روی شما برداریم. ما زنان گاهی نمی توانیم به مرحله اوج برسیم. تاثیرات روزی که از سر گذراندیم، وضعیت هورمونی و فاصله ما از روز تخمک گذاری و حتی اینکه احساس سکسی مان چقدر است در ایجاد این اتفاق موثر است. در این وضعیت نامشخص و همیشه متغیری که احساس جنسی ما دارد اگر این قرار ثابت هم باشد که ما باید به ارگاسم هم برسیم و به قول حرف هایی که این روزها می زنند زودتر از مردان هم باید ارضا شویم بر سختی ماجرا می افزاید. روحیه و حس و حال را از بیشتر از پیش از بین می برد. نتیجه اش اینکه نه ما تجربه ارضا شدن به یادماندنی خواهیم داشت و نه شما این خاطره غرور آمیز را کسب خواهید کرد. 3 – در درون اتاق خواب می شود باری به هر جهت بود. ما خصوصی ترین لحظات مان را با هم شریک می شویم برای همین بهتر است آن را با توقع و ترس و نگرانی در هم نیامیزیم. مهم نیست که سریع و هیجانزده به ارگاسم می رسید. بدون شرم وگناه، لذتش را ببرید. چون قبلا نشان داده اید که این زود آمدن را جبران می کنید. سکس آنطور که در پورن و فیلم های هالیوود نشان می دهند همیشه ارضای جنسی همزمان یک زوج نیست. فقط از لحظاتی که در کنار ما هستید لذت ببرید و مطمئن باشید که  به ما توجه لازم را می کنید و به احساس خواستنی بودن مان پاسخ می دهید. اصلا  چه چیزی از این سکسی تر که متوجه شویم آنقدر خواستنی هستیم که کنترل تان را از دست دادید. 4 – مهم این است که دوست داشته باشید ما را ارضا کنید پس فرق نمی کند قبل از ارضای شما باشد یا بعد … وقتی حس کنیم قصد و تلاش مشخصی را پی گرفتید خودمان هم همراه می شویم و خواهید دید که این مسیر را زیبا و به یادماندنی خواهیم کرد. پس یادتان باشد که تمنا و پیگیری تان برای لذت دادن برای ما دوست داشتنی است و ما را به آنجا که می خواهیم می کشاند. 5- نوازش و در کنار ما ماندن بعد از رضایت جنسی نیزاز آن رفتارها است که هرگز فراموش نمی کنیم. ما زنان می خواهیم ببینیم که فقط یک وسیله جنسی نیستیم. می خواهیم عاطفه و محبت شما را هم درست بعد از یک سکس خوب، شاهد باشیم. اینها برای ما مهم است و دفعه بعد، تشویق کننده و تحریک کننده خوبی خواهند بود.  

3 دلیل مخرب حسادت

شکی نیست اندکی حسادت بین یک زوج، طبیعی و حتی دلپذیر هم هست. بدون تردید، اکثر افراد، احساس ناخوشایندِ حسادت را تجربه کرده اند. ما حسودی می کنیم چون حس می کنیم که رابطه دوست داشتنی بین ما و عزیز ما، به یک نحوی توسط یک نفر دیگر تهدید شده است. اما افرادی هم هستند که ترس و احساس نامطلوب شان، از حد طبیعی خارج می شود و شکل مریض گونه به خود می گیرد. اما نویسنده مقاله ضمن پذیرفتن حقایق طبیعی، بخصوص در مورد تفاوت حسادت در بین زنان و مردان، معتقد است تجربه های کلینیکی خودش فرق زیادی  بین حسادت زنان و مردان ندیده است. وی معتقد است دلایل و منابع حسادت را می توان در 3 نوع دسته بندی کرد. نامطمئن بودن از خود نامطمئن بودن، عمومی ترین دلیل برای شروع یک حسادت مریض گونه است. اما در وهله اول شاید فکر کنیم این حسادت، مخصوص مردان و زنانی است که شخصیت قوی ندارند یا اعتماد به نفسِ ندارند ولی نامطمئن بودن در رابطه زناشویی، تعریف خاص خودش را دارد. برای مثال افراد بیش از حد حسود و نامطمئن از خود، می توانند همزمان مدیر یک شرکت موفق باشند یا جایگاه اجتماعی و علمی قدرتمندی داشته باشند و عملا افراد ضعیف النفسی نباشند. ولی وقتی به شریک زندگی می رسند به شکل اسفناک و ذلیل شونده ای، به دام حسادت می افتند. وسواس فکری افراد زیادی در کلینیک های رفتار درمانی دیده شده اند که در همه رابطه های شان، حسادت با قدرت تمام حضور داشته است. اینگونه افراد به نظر می رسد مغزشان مدام در حال اضافه کاری است و بی دلیل خطرها و ترس ها و بهانه های پیدا می کنند که در باره آنها به شکل وسواس گونه ای بیندیشند و اما و اگر  بی انتها ایجاد کنند. بیشترین چیزی که هویت منطقی شان را در هم می ریزد شک و تردید و نامشخص بودن اتفاقات است. آنها باید از همه رفت و آمدها و گفتگوها سر در بیاورند. دیر کردن شریک زندگی شان باید جواب داشته باشد و برای همین ذهن وسواسی شان بدون توقف، دلایل منفی و بد تخیل می کند. با خیالات و بدبینی ها می خواهند به هر شکل ممکن، از تشویش ناشی از تردید و ندانستن جزئیات، رهایی یابند . داشتن شخصیت متوهم اغلب حسودانی که به مراکز درمانی مراجعه می کنند و حسادت شان ابعاد غیرقابل کنترل دارد کسانی هستند که به طور کلی از زاویه «توهم» با زندگی روبرو می شوند. این نوع افراد حسود، توهم شان دردسرهای زیادی فراهم می کند که درصد به هم خوردن زندگی زناشوی شان را بالا می برد. این گروه از افراد متوهم، به دیگران اعتماد ندارند و معتقدند که همه به فکر آسیب رساندن به آنها هستند. احساس مظلوم بودن می کنند و خود را قربانی دسایس دیگران می بینند. به نظر آنها، همیشه کسانی هستند که اهداف و حتی زندگی زناشویی شان را می خواهند به هم بزنند. توهم این افراد اشکال گوناگون دارد و مدام خود را در معرض صدمات دیگران، بی مهری و خواستنی نبودن می بینند. دیگران همیشه مقصر همه اتفاقات و شکست ها و کم آوردن های شان هستند. این نوع حسودان باور دارند که شریک زندگی شان مشغول خیانت است و هیچ نوع دلیل و منطقی را که مغایر توهمات شان است نمی پذیرند. همه افراد حسود و متوهم، در برابر این سئوال که چه مدرکی برای این حس خود دارید حتما دلایل کافی ردیف می کنند. از نظر حسودان متوهم، اصلا قرار نیست خیانت شریک شان دروغ باشد. برای آنها این امر بدیهی است و مدارک و دلایلی که می آورند از ادامه و تکرار خیانت همسر شان است. البته مواردی نیز وجود دارد که حسادت می تواند یک احساس منطقی باشد. تجربه مشخص در کلینیک های مشاوره زناشویی نشان داده است اگر افراد برای اولین بار حسادت و احتمال خیانت را در شریک زندگی شان حدس زده اند بعید نیست به طور غریزی و کمابیش منطقی نگرانی شان پایه و اساس داشته باشد. برای همین هم برای افرادی که احساس حسادت می کنند و چه آنانی که از طرف فرد حسود مورد شک و تردید قرار می گیرند لازم است به تاثیرات 3 احساس مخرب، دقت کنند. در ضمن متوجه باشند که ایا ابراز حسادت، اتفاقی تازه است یا فرد حسود سابقه این رفتار را از قبل هم داشته است.  
روز دختران در چین، روز عشق پایدار 5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟ برای عزیزی که دیگر نیست (عرشیا) بارون تهران

زنان حادثه

چراغهای رابطه تاریک اند

دبستان می‌رفتم که با نام فروغ آشنا شدم. بلافاصله از بزرگ‌تر‌ها درباره‌اش پرس‌وجو کردم. اطرافیانم به اتفاق گفتند که «فروغ زنی بی‌اخلاق و هنجارشکن بود، آخرش هم جوانمرگ شد؛ لازم نیست وقتت را تلف کنی و اشعارش را بخوانی.» با شنیدن این پاسخ، فروغ هرچه بیشتر برایم به زنی اسرارآمیز تبدیل شد. چند سال گذشت و من از دختربچه‌ای رام و مطیع به نوجوانی سرکش و هنجارشکن تبدیل شدم؛ هیولایی که خانواده‌ام دیگر مرا نمی‌شناخت، هیولایی که نقاشی می‌کرد و کتاب می‌خواند. شانزده ساله بودم که مجموعه آثار کامل فروغ را از یکی از عزیز‌ترین و تلخ‌ترین انسان‌ها هدیه گرفتم. بعد از خواندن‌اش چنان با دفترهای «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» ارتباط برقرار کردم که دیوار اتاقم پر شد از عکس‌های او. تا به حال هیچ زنی بر من چنان تأثیری نگذاشته بود که فروغ گذاشت. همذات‌پنداری‌ام با فروغ تا آنجا پیش رفت که حتی دوست داشتم مثل او در ۳۲ سالگی بمیرم. بعد از کشف فروغ با دختران و زنان بسیاری آشنا شدم که از شناخت فروغ تجربه‌ای مشابه من داشتند. چه چیزی زندگی ما را به زندگی فروغ متصل می‌کرد؟ چرا می‌توانستیم زندگی روزمره خود را در آینه اشعار او پیدا کنیم؟ چرا هنوز هم دختران و زنان جوان اشعار فروغ را زندگی می‌کنند؟ عبور از مرزهای تن فروغ در برهه‌ای می‌زیست که معیارهای زن بودن از منشور ساختارهای پدرسالار جامعه می‌گذشت. زن خوب و با فضیلت زنی سنتی بود که به تمام ارزش‌های جامعه پدرسالار پایبند بود. زنی که می‌بایست نجیبانه در انتظار شوهری می‌بود که صاحب او شود. زنی که می‌بایست بدن‌اش را همچون کالایی دست نخورده به مردی تقدیم می‌کرد و برای همیشه به او وفادار می‌ماند. زنی که باید عشق و جسم و لذت و عمر خود را وقف شوهرش می‌کرد تا بنیان خانواده پدرسالار پابرجا بماند و فرزندانی زاییده شوند که سربازان و جیره‌خوران حکومت باشند. در چنین جامعه‌ای اگر زنی تصمیم می‌گرفت اختیار زندگی‌اش را در دست بگیرد غالباً روسپی، نانجیب و بی‌اخلاق قلمداد می‌شد. فروغ یکی از همین زنان بود، یکی از ماهی سیاه‌های کوچولو. در دفترهای شعر «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» می‌توان تلاش او را برای شکستن هنجارهای پدرشاهی و به رسمیت شناختش بدن و امیالش دید، که همزمان مترادف بود با درافتادن با باورهای مذهبی و عرفی. واکنش فروغ در مقابل سرکوب فرهنگی و مذهبی ایران پدرسالار آن دوران عصیان و سر باز زدن از پذیرش زنانگی سنتی بود. او انتخاب کرد که زندگی‌اش را به کنج خانه و آشپزخانه و پرسه زدن لابه‌لای رخت‌ها و ظرف‌های نشسته محدود نکند. او عاشقی و لذت و دانستن را انتخاب کرد و پی رنج‌ها و زخم‌ها را بر تن خویش مالید. چنانکه در شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» سرود: «… من عریانم، عریانم، عریانممثل سکوت‌های میان کلام‌های محبت عریانمو زخم‌های من همه از عشق استاز عشق، عشق، عشق.من این جزیره سرگردان رااز انقلاب کوه گذر داده‌امو تکه تکه شدن راز آن وجود متحدی بودکه از حقیر‌ترین ذره‌هایش آفتاب به دنیا آمد…» چراغ‌های تاریک رابطه و پیوستن به خورشید فروغ در دو دفتر شعر آخرش بیش از پیش از نفهمیده شدن توسط معشوق و جامعه سرود؛ از تنگ‌نظری، دروغ، فریب و ریاکاری جامعه. او در شعر «پرنده مردنی است» ناامیدی‌اش را آشکارا بیان می‌کند.«دلم گرفته استدلم گرفته استبه ایوان می‌روم و انگشتانم رابر پوست کشیده‌ی شب می‌کشمچراغ‌های رابطه تاریکندچراغ‌های رابطه تاریکندکسی مرا به آفتابمعرفی نخواهد کردکسی مرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد بردپرواز را بخاطر بسپارپرنده مردنی ست.» فروغ هم از افراد جامعه ناامید است و هم از جامعه به مثابه کل. او ناامید از جامعه‌ای است که مردمش را چنان می‌پروراند که زنان را پست‌تر از مردان می‌داند و آنان را به ابژه‌هایی تقلیل می‌دهد که مردی باید مالکشان شود. فروغ ناامید از جامعه‌ای است که مردمش اختیار جسم و روح خود را ندارند؛ جامعه‌ای که اگر در آن به اسیر بودن خود راضی و خشنود نباشی، هم با حکومت و هم با عرف درخواهی افتاد. این جامعه چگونه می‌تواند زنانی را تاب آورد که به شی ء بودن تن نمی‌دهند؟ برای زنانی که روح و جسمشان را از اسارت پدرشاهی‌‌ رها می‌کنند بسیار دشوار است که از مورد عشق قرار گرفتن توسط مردانی که در هوای مسموم چنین جامعه‌ای نفس کشیده‌اند، احساس خوشبختی کنند. فروغ این ادراک را در شعر «تولدی دیگر» اینگونه به کلام درآورد که «هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می‌ریزد مرواریدی کشف نخواهد کرد». نام دفا‌تر شعر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و محتوای اشعار این دو دفتر، گویای تناقصی است که سیر تحول فروغ را از تولدی دیگر به ایمان به ناامیدی و سرمای اجتماعی به تصویر می‌کشد. دانستن تلخ است و هر چه بیشتر بدانیم، تلخ‌تر می‌شویم، خصوصاً اگر در جامعه‌ای زیست کنیم که دانستن در آن جرم به شمار می‌رود. عصیان‌گری و رد شدن شجاعانه از مرزهای کهنه پدرشاهی، سیر تحول زنان بسیاری است که در پی یافتن خود و شکستن این هنجاری پوشالی‌اند. فروغ نیز با دانستن و تجربه کردن‌های مدام و عبور از حصار‌ها تلخ‌تر و تلخ‌تر شد. سیر تحول او جسورانه، واقع بینانه و تلخ بود؛ تحول زنی که می‌خواست انسانی آزاد باشد. در‌ ‌نهایت، ناامیدی و دلزدگی فروغ از انسان‌ها و جامعه انسانی او را به میل به یکی شدن با طبیعت می‌کشاند. او بیش از اینکه با زن همسایه همذات پنداری کند، با عناصر طبیعت همذات پنداری می‌کند؛ در کنار پنجره می‌ایستد و با آفتاب رابطه برقرار می‌کند. او در شعر «تن‌ها صداست که می‌ماند»، چنین می‌سراید: «من از سلاله درختانمتنفس هوای مانده ملولم می‌کندپرنده‌ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر بسپارم.‌‌نهایت تمامی نیرو‌ها پیوستن است، پیوستنبه اصل روشن خورشیدو ریختن به شعور نورطبیعی استکه آسیاب‌های بادی می‌پوسندچرا توقف کنم؟من خوشه‌های نارس گندم رابه زیر پستان می‌گیرمو شیر می‌دهم…در سرزمین قد کوتاهانمعیارهای سنجشهمیشه بر مدار صفر سفر کردهاندچرا توقف کنم؟من از عناصر چهارگانه اطاعت می‌کنم.» نسیم روشنایی

ادل، خواننده مشهور بریتانیایی: من حالا متاهل هستم

ادل، خواننده بریتانیایی بعد از ماه‌ها انتشار شایعات مختلف در رسانه‌ها، تایید کرد که با سایمون کانکی، پدر فرزندش، ازدواج کرده است. او در کنسرتی در بریزبن استرالیا مشغول اجرای زنده بود و درباره ترانه \"یک نفر مثل تو\" صحبت می کرد که ناگهان گفت \"من حالا متاهل هستم.\" قبلا به طور غیررسمی شایعه شده بود که این زوج با هم ازدواج کرده‌اند و حتی گفته شد که در مراسم دریافت جایزه گرمی از شریکش به عنوان \"همسر\" یاد کرده است. ادل و سایمون یک پسر چهار ساله دارند که نامش آنجلو اس ویدیویی که او در آن اعلام می کند ازدواج کرده، بارها در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده است. ترانه \"یک نفر مثل تو\" درباره تجربه شکست عشقی و مضمون آن این است: مهم نیست، بالاخره یکی مثل تو پیدا می‌کنم هرچند برای تو بهترین‌ها را آرزو می‌کنم. ادل در کنسرت بریزبن استرالیا می‌گوید \"همان‌قدر که تجربه قطع یک رابطه عاشقانه می‌تواند، تلخ و وحشتناک و آشفته‌کننده باشد، تجربه عاشق شدن هم بهترین احساس روی زمین است و من به این حس معتادم.\" او اضافه کرده که به هر حال نمی‌تواند درگیر آن احساسات شود، چون حالا ازدواج کرده است: \"آدم بعدی‌‌ام را پیدا کرده‌ام.\" گفته می‌شود که این زوج در خانه ده میلیون دلاری خود در لس آنجلس آمریکا دور از هیاهوی رسانه‌ها ازدواج کرده‌اند.
آلینوش طریان ، مادر آیا پینار سلک محکوم میشود؟ میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟ مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت

حقوق زنان

ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران

زهرا رحیمی، مدیرعامل جمعیت امام علی در سمینار ازدواج کودکان در ایران اعلام کرده است که در حال حاضر\"۴۳ هزار دختر بچه‌ ۱۰ تا ۱۵ سال\" در کشور ازدواج کرده‌اند و از این تعداد دو هزار کودک از همسر خود جدا یا بیوه شده‌اند. مدیر عامل جمعیت امام علی، سازمان غیر دولتی که در حوزه کودکان و نوجوانان در ایران فعالیت می کند، همچنین عنوان کرد در بیشتر این ازدواج‌ها خانواده، دختر خود را در ازای پول و خانه معامله می‌کنند. براساس پژوهشی که جمعیت امام علی در ایران انجام داده است، ۱۷ درصد ازدواج‌ها در ایران مربوط به دختران زیر ۱۸ سال است و در سال گذشته بیش از ۵ درصد ازدواج ها در سن کمتر از ۱۵ سالگی ثبت شده است. شهلا اعزازی، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در این سمینار اعلام کرد که در سال ۱۳۹۴ نسبت به سال ۱۳۹۳ تعداد ازدواج کودکان ۱۰ هزار مورد افزایش داشته و طلاق آنها هم روند افزایشی داشته است. براساس قانون مدنی در ایران عقد دختر قبل از ۱۳ سال و پسر قبل از ۱۵ سال نیاز به تشخیص دادگاه و اجازه سرپرست دارد. فاطمه ذوالقدر، نماینده مجلس با اشاره به همین قانون در این سمینار عنوان کرد:در صورت تایید این دو منبع، کودکان در سن شش سالگی بدون منع قانونی می توانند ازدواج کنند. مجلس باید اصلاح این قانون را در اولویت قرار دهد تا دیگر شاهد این اتفاق‌ها نباشیم. زهرا کهرام، دبیر این سمینار نیز با تاکید براینکه مقابله با این موضوع نیازمند همکاری نهادهای مختلف و آگاهی رسانی به جامعه است گفت:\"تعداد زیادی از ازدواج هایی که در کودکی رخ می دهد، به هیچ عنوان ثبت نمی شود و به همین دلیل کودکان حاصل از این ازدواج ها فاقد شناسنامه هستند. به گفته خانم کهرام\"۶۸ درصد ازدواج کودکان به دلیل سنت های قومی، ۲ درصد به دلیل اعتیاد، ۹ درصد فقر، ۱۷ درصد علاقه و ۱۱ درصد دلایل دیگر است. براساس آمار رسمی بیشترین آمار ازدواج و طلاق کودکان در استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و غربی، فارس، زنجان، تهران، همدان و مازندران ثبت شده است.

برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها

این‌که فیلم‌ها بر اساس میزان خشونت٬ عریانی٬ سکس و توهین‌آمیز بودن طبقه‌بندی بشوند٬ امر دور از انتظاری نیست٬ اما رتبه‌بندی فیلم‌ها بر اساس برابری جنسی بدعتی تازه است؛ بدعتی که سوئد آن را پایه‌گذاری کرده است.به گزارش آسوشیتد پرس برخی سینماهای سوئد تصمیم گرفته‌اند فیلم‌ها را بر اساس میزان تبعیض جنسی نیز دسته‌بندی‌ کنند و فیلم‌ها برای این‌که بالاترین درجه را در رتبه‌بندی فیلم‌ها به دست بیاورند باید از آزمون «بِکدِل» سربلند بیرون بیایند. بر اساس آزمون بکدل یک فیلم باید حداقل حاوی یک صحنه باشد که در آن دو قهرمان زن فیلم با یکدیگر در مورد موضوعی غیر از مردان صحبت می‌کنند. اِلِن تِیله٬ مدیر سینمای «بیو ریو» در استکهلم می‌گوید فیلم‌های مشهور بسیاری هستند که در آزمون بکدل شکست خورده‌اند؛ سه گانه ارباب حلقه‌ها٬ تمامی مجموعه جنگ ستارگان٬ پالپ فیکشن٬ شبکه اجتماعی و تمامی هری‌پاتر‌ها٬ به جز یک قسمت آن. روزنامه بریتانیایی گاردین به این فهرست٬ فیلم‌های نامزد اسکار ۲۰۱۴ را نیز از جمله «کاپیتان فیلیپس»٬ «پیشخدمت»٬ «مِلک پنجم» و «جاذبه» که بازیگر نقش اول آن ساندرا بولاک است٬ افزوده است. آزمون بکدل نامش را از آلیسون بکدل٬ کارتونیست آمریکایی گرفته که این ایده را سال ۱۹۸۵ در یکی از کمیک استریپ‌های خود به نام «لزبین‌هایی که باید مراقبشان بود» به تصویر کشیده است. این کمیک استریپ که وقایعش در ایالات متحده رخ می‌دهد٬ درمورد زندگی٬ مراودات و روابط گروهی است که اکثرشان لزبین‌ هستند. رتبه‌بندی بر اساس آزمون بکدل از ماه گذشته در چهار سینمای سوئد به اجرا گذاشته شده است و هدف از آن «ترویج برابری جنسی» است. انستیتوی فیلم سوئد که بودجه‌اش دولتی است از این آزمون حمایت کرده است. در عین حال شبکه سوئدی «ویاسات فیلم»٬که برای کشورهای حوزه اسکاندیناوی برنامه پخش می‌‌کند٬ گفته است می‌خواهد از این رتبه‌بندی استفاده کند. این شبکه همچنین قرار است ۲۶ آبان‌ماه تنها فیلم‌هایی را به نمایش بگذارد که در آزمون بکدل موفق بوده‌اند؛ فیلم‌هایی چون «بانوی آهنین» و «عطش مبارزه». به گزارش گاردین بر اساس تحقیقاتی که در آمریکا صورت گرفته است٬ بر روی پرده نقره‌ای سینما٬ «زنان به طور کامل و آن طور که باید همجنسان خود را نمایندگی نمی‌کنند و این روند در ۶۰ سال گذشته تغییر چندانی نکرده است». مرکز مطالعات «زنان در تلویزیون و فیلم» در سن دیه‌گوی آمریکا می‌گوید تنها ۳۳ درصد از کل شخصیت‌های صد فیلم برتر سال ۲۰۱۱ آمریکا را زنان تشکیل داده‌اند و ۱۱ درصد از کل شخصیت‌های اصلی این فیلم‌ها زن بوده‌اند. مطالعات دیگری که از سوی دانشگاه پنسیلوانیا صورت گرفته حاکی است که در شش دهه گذشته نسبت حضور مردان و زنان در فیلم‌ها دو به یک بوده است. همچنین بررسی ۸۵۵ فیلم برتر سال‌های ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۶ از سوی این دانشگاه٬ نشان داده است که امکان به نمایش درآمدن یک زن در صحنه‌های جنسی دو برابر بازیگر مرد است و مرد‌ها بیشتر در صحنه‌های خشونت‌آمیز نمایش داده می‌شوند.
وقتی کلمات جنسیتی می‌شوند: نواربهداشتی در مشمّای سیاه ناتالی پورتمن: به اشتون کوچنر سه برابر من دستمزد دادند زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند پیشنهاد طعنه‌آمیز قانونگذار تگزاسی برای ممنوع کردن خودارضایی مردان ۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان