1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

امروز صبح وقتی که کیسه زباله را به داخل  شوتیگ هول می دادم  کنار دریچه،  گلدانی گذاشته بودند که هنوز حیات در آن جاری بود. چند  ساقه سبز و باریک که در انتهای هر کدام از آنها چند برگ رنگ پریده زندگی می‌کردند.

گلدان گل و برگ‌های رنجور آن،  تا ساعت‌ها ذهنم را مشغول کرده بود. حتما روزگاری نه چندان دور بسیار زیبا بود و پرگل. شاید هم هدیه‌ای بود از سوی یک دوست. اما اکنون چیزی به جز چند ساقه بی رنگ از آن باقی نمانده بود. گلدان گل بیچار منتظر بود تا مسئول نظافت مجتمع برایش تصمیم گیری کند.

گلدان داستان ما یک بهانه است برای پرداختن به آنچه که این روزها به فراوانی در اطراف مان مشاهده می‌کنیم.

ما به سادگی می بازیم بدون این که مبارزه کنیم و بجنگیم. به سادگی در مواجه با ریختن برگ های  گلدان گل زندگی امان، بدون ذره‌ای تلاش،  آن را روانه سطل زباله می کنیم، همانگونه که  با دیگر بخش های زندگی امان همین رفتار را داریم. ما ساده ترین راه را برای فرار و فراموشی انتخاب می کنیم.

اما آیا همیشه می توان به همین سادگی چشم فرو بست و بخش‌هایی از زندگی امان را که روزگاری بسیار با آن خوش بودیم به داخل شوتینگ زباله هول دهیم؟

غروب هنگام بازگشت از محل کار دوباره سراغ اتاقک شوتینگ رفتم. هنوز سرجایش بود. برداشتمش. تصمیم گرفتیم با یکدیگر مبارزه کردن برای زندگی و زیستن را تجربه کنیم. حتی اگر پایان کار مرگ باشد.

دیدگاه‌ها  

+1 # narges 1390-04-21 11:21
چیزی که بهش توجه نکرده بودم..ممنونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سحر 1390-04-21 11:22
کاش بتونیم همیشه همچین روحیه ای داشته باشیم و حفظش کنیم.ممنون از مطلب خوبتون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سمیه نصیری ها 1390-04-23 16:25
زندگی را باید از سر سطر نوشت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # پری سا 1390-05-08 17:08
می دونی با این نوشتت به چی فکر کردم مریم. من یه کاکتوس دارم که هم سن خودمه. پارسال تولدم کادو گرفتمش از یه عشق. یه عشقی که پنج ماه پیش تموم شد و دقیقن از همون روز، کاکتوسم، کاکتوسی که حرف زدن و قربون صدقه رفتنه هر روز صبحش از مسواک سر صبح برام واجب تر بود، شروع کرد به خشک شدن و من اینقد تو هپروتم واسه از دست دادنه یه احساس خوب، یه عشق که کاکتوسمو ول کردم به امان خدا. و اون هر روز داره خشک تر و ضعیف تر می شه.
راست گفتی، باید براش بجنگم. برا نگه داشتنش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

ساعت بی عقربه

یکی از سخت ترین کارها در دنیا پاک کردن اسامی دوستان از فون بوک موبایل است. اوایل یکی دو نفر بیشتر نبودند. حالا بیشتر و بیشتر می شوند. دوستان مان از جغرافیای ما خارج می شوند و معلوم نیست دوباره کی و کجا همدیگر راببینیم.

این مردهای غمگین نازنین !

این نوشته رو یکی از دوستان از وبلاگ خانم الهام ارسال نموده است! با اجازه از نویسنده مطلب آنرا منتشر می کنیم. مطلب جالب و نگاهی استثنائی به مردان از دید یک خانم. یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند... یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...  ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند! مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.  بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.
برای زندگی بجنگ مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم بیایید برای هم نامه بنویسیم به دختران مجرد اینها را نگوئید دلم می خواهدت..

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول)

در این مقاله قصد داریم توصیه هایی را به شما ارائه دهیم تا بتوانید به سادگی نه تنها در سی روز ماه پول داشته باشید بلکه بتوانید مقداری از این پول را ذخیره نیز کنید. 1.از خرید موادی که ضرورت چندانی ندارند، بپرهیزید. بعضی مواقع ما وسایل یا احتیاجاتی را برآورده می کنیم که به آنها نیازی نداریم و فقط آنها را خریداری می کنیم که شاید یک روز به کار آیند. 2.اگر اهل گردش هستید. اگر فردی هستید که مدام به بیرون می روید و اهل گردش هستید بهتر است به جای اینکه هزینه ای را بابت تاکسی یا وسایل حمل و نقل پرداخت کنید ، مسیرهایی که کوتاه هستند را پیاده طی کنید تا هم سلامت باشید و هم اینکه پس اندازی کرده باشید. 3. در فروشگاه مواد غذایی چشمان خود را به خوراکی های وهم برانگیز ببندید و اجازه ندهید که شما را برای خریدن شان تشویق کنند. 4. هنگامی که پول به دست تان می رسد در یک لحظه به فکر خرید می  افتید ؟ این فکر را از خود دور کنید و تنها مقداری از پول را برای این کار اختصاص دهید نه تمام مبلغ پول. 5. هر ماه مبلغی از مقدار پول را هر چقدر هم کم به خرید یک شی با ارزش اختصاص دهید : مانند خرید یک سکه کم عیار ، و ... 6. اگر در بورس سهام دارید برای جلوگیری از ولخرجی های زیاد می توانید هر ماه یک سهم به سهامتان اضافه کنید. 7. مصرف خوراکی را کاهش دهید : مقدار مواد خوراکی که مصرف می کنید را کاهش دهید : موادی مانند روغن خوراکی، برنج و ... 8. مقدار مصرف مواد شوینده را کمتر کنید : برای شستن لباس کمتر از همیشه پودر لباسشویی استفاده کنید . 9. برای عصرانه به رستوران بروید : اگر با دوستان خود زیاد به رستوران می روید ، سعی کنید در ساعات عصر این کار را انجام دهید . چون مسلما قیمت یک عصرانه ساده مثل قهوه ، چای با کیک بسیار کمتر از وعده ناهار یا شام است . 10. ورود نظافت چی ممنوع : اگر خانم هستید و در حال خواندن این مقاله به جای اینکه از یک نفر برای ا نجام کارهای منزل کمک بگیرید بهتر است هر روز خودتان یک قسمت از کارها را ا نجام دهید تا نظافت منزل هر روز انجام شود و نیاز به گرفتن کمک برای انجام کارهای منزل نباشید. در این صورت شما می توانید پولی را که قصد دادن به خانم نظافت چی را داشتید ذخیره کنید . 11 . راه حلی برای به دست آوردن پول هر چند ناچیز: جای خالی شامپو ، شوینده ، کاغذهای بی مصرف را دور نیاندازید. شما می توانید این مواد را به مکان های خاصی تحویل دهید تا هم چرخه تجزیه و ساخت دوباره این مواد انجام شود و هم اینکه مبلغی را بابت تحویل این مواد دریافت می کنید. درست است که این مبلغ بسیار ناچیز است و به چشم نمی آید اما شما می توانید با همین مبلغ کم بعضی از نیازهای روزمره تان را بدون کم شدن صندوق مالی تان انجام دهید . 12 . کارهای گذشته را ادامه ندهید : برای اینکه پولتان ذخیره شود باید کمی از کارهایی که در گذشته انجام می دادید ، چشم پوشی کنید . مانند : لباس هایتان را خودتان اتو کنید و دیگر به خشک شویی ندهید ، کفش هایتان را خودتان واکس بزنید و به کفاشی ندهید و ... 13.با دوستان تان دوره برگزار می کنید ؟ اگر با دوستانتان دوره دارید و هر ماه یکدیگر را ملاقات می کنید به جای اینکه به منزل یکدیگر بروید یا اینکه به رستوران بهتر است به محیط های سالمی مانند پارک بروید هم از هوای آزاد استفاده می کنید و نیز روحیه شما عوض می شود. این کار دارای چندین فایده می باشد : شما می توانید در هزینه ها صرف جویی کنید ، از محیط تکراری منزل نیز خارج شوید. 14. تولد یکی از نزدیکانتان نزدیک است ؟ چرا همیشه با کادو دادن باید عشق و علاقه خود را اثبات کنید ، با رفتار صحیح ، محبت می توانید بهترین هدیه را بدهید. سعی کنید هر روز سال برای تان به مانند تولد باشد نه یک روز خاص. بسیاری از افراد فکر می کنند اگر یک هدیه گران قیمت بدهند باعث می شود که فرد مقابل رفتارهای گذشته شان را فراموش کند . اما باید بدانید هر فردی طالب رفتار خوب و صحیح است نه کادو های گران قیمت  که فقط مختص یک روز هستند. 15. توصیه می کنیم در آخر هر فصل خرید کنید : زیرا در اخر هر فصل تمام فروشگاه ها اجناس خود را به حراج می گذارند و شما میتوانید همان جنس و کالا را با قیمت نازل تری خریداری کنید. این کار شما چندین فایده دارد : برای مثال خرید پوشاک: زمانی که در آخر فصل خرید کنید ، در تمام طول سال و برای هر ماه از سال بهترین و شیک ترین پوشش  را دارید در عین اینکه پول تان را پس انداز کرده اید. اجناس گران نیز نخریده اید.

کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

شاید شما هم از افرادی هستید که وقتی برای خرید ماهانه به یکی از فروشگاه‌های بزرگ می‌روید، پشیمان باز می‌گردید. پشیمان از این که دوبرابر آنچه خواسته‌اید خرید کرده‌اید. یک بار دیگر خاطره آخرین خرید خود را به یاد آورید. چند بسته شکلات خامه‌ای و بسکوییت که هیچ کدام جزء خرید های مورد نیاز شما نبوده اند، به خانه آورده اید؟
کیفی پر از مدرسه 1 درصد بسیار پولدار دنیا دردسرهای خرید گوشت قرمز 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مطالب تصادفی

گزارش روز

نمایشگاه پخت و پز در تهران

دومین جشنواره و نمایشگاه بین المللی پخت و پز در تهران برگزار می شود. این نمایشگاه که در خصوص فراورده های لبنی و پروتئینی است در محل دائمی نمایشگاه پخت و پز برگزار می شود.یکی از ویژگی این نمایشگاه این است که دوستداران آشپزی می توانند با انواع محصولات لبنی که توسط شرکت های گوناگون تولید می شود آشنا شوند.بنابراین اگر میخواهید از بهترین برند ها و کیفیت محصولات لبنی باخبر شوید حتما به این نمایشگاه سر بزنید.این نمایشگاه خیابان فاطمی - خیابان حجاب - بالاتر از فدراسیون شطرنج- مرکز آفرینش های هنری-نمایشگاه پخت و پز برگزار می شود.نمایشگاه پخت و پز از اول تیر ماه سال جاری کار خود را آغاز می کند و تا 4 تیر ماه ادامه دارد.

سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند

یك بار دیگر جایزه صلح نوبل به زنان رسید و شاید برای اولین بار سه نفر توانستند نام خود را برای دریافت این جایزه در تاریخ ثبت كنند. یک بانوی یمنی و دو بانوی لیبریایی به خاطر تلاش برای ارتقای نقش زنان و دفاع از حقوق بشر، به عنوان برگزیدگان جایزه‌ صلح نوبل سال ۲۰۱۱ معرفی شدند.
‘مختار مایی’زن جوان پاکستانی، که متجاوزان جنسی را به محاکمه کشاند آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟ بیداد فروش بچه در تهران زندگی زنان تحت حکومت داعش زنان در جنبش بحرين

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

فقط مردان بخوانند؛ چگونه دل خانمها را با کلمات صحیح بدست آورید!

بسیاری از مردان طرز صحبت کردن با یک خانم را نمی دانند، بهمین خاطر است که یک عمر از زندگیتان می گذرد و شما هنوز نتوانسته اید دل خانمی را بدست آورید و طبیعتا معنی و مفهوم عشق و خوشبختی را بچشید. این 15 نکته کوچک اولین قدمهایست که شما را به موفقیت می رساند. 1- شما باید در مورد موارد احساسی مانند خاطرات کودکی، آرزوها اهداف و مواردی که او را احساساتی می نماید صحبت نمایید. 2- زنان مردانی می خواهند که بتواند آنها را همراهی و رهبری نماید. وقتی دارید صحبت می کنید افسار مکالمه را در دست داشته باشیدف زنان دوست ندارند خود آغاز کننده، ادامه دهنده و کنترل کننده مکالمات باشند. 3- به حرکات غیر زبانی خانمه توجه داشته باشید. هنگام مکالمه زیاد نزدیک او نایستید، ممکن است ناخواسته  آب دهانتان بسمت او پرتاب شود یا او را معذب نمایید، خانمها با اشارات خود این را بشما خواهند فهماند. 4- این نکته را بخاطر بسپارید، شاد نه مسخره. خانمها ترجیح میدهند تا یک مکالمه پر انرژی از شما بشنوند تا یک جوک خننده دارو لودگی از شما. تفاوت این دو بسیار زیاد است. 5- حس رقابت را در او بر انگیزانید. خامها دوست دارند که در مقابل محرکی برانگیخته شوند. باید بتوانید این محرک را در آنان به آرامی و تحت کنترل بیدار نمایید. 6- زنان از مردانی که میدانند چه موقع و چگونه باید سطح مکالمات را به مسایل خصوصی کشاند خوششان می آید. معنی این آن نیست که در 5 دقیقه اول سعی نمایید از خصوصی ترین مسایل زنان سر در بیاورید. 7- زنان دوست دارند نظرتان را در موردشان ابراز دارید. آنچه را می بینید با نزاکت بیان دارید. 8- زیاد هم از ما تعریف نکنید. اگر زیاد از ما تعریف کنید ما فکر می کنیم که میخواهید ره صد ساله را یکشبه بروید و این بر ما اثر معکوس خواهد داشت. بنابراین بهتر است حتی اگر بچشم شما زیباترین زن عالم و آدم هستیم در یکی دو جمله مطلب را فیصله دهید . 9- اگر میخواهید ساعتها با یک خانم صحبت کنید و باعث سر رفتن حوصله نشوید از طرح سوالات پیاپی بپرهیزید. بهتر است سعی کنید نظر ایشان را راجع به مسایل مختلف بپرسید تا مانند یک جلسه کاری راجع به گذشته شان پیاپی سوال نمایید. 10- تفاوت سر صحبت را باز کردن بسیار زیاد است مثلا این جمله که: شما متولد کجا هستید؟ تا این جمله که بهتون نمیاد این اطراف بزرگ ششده باشید از زمین تا آسمان است. آقایانی که هنوز فکر میکنند جمله اول بهتر است از سطور بالا چیز زیادی هنوز یاد نگرفته اند. 11- بهیچوجه شخصیت خود را پنهان ننمایید. درمورد اعتقادات و احساساتتان رورواست باشید. صداقت بهترین حربه است این گفته را بخاطر داشته باشید. 12- هرگز مستقیما تنها چشمان یا اندام او را مورد ستایش قرار ندهید. 13- بهتر است جمله ای مناسب را پیدا نمایید تا به او بفهمانید که بمانند تنها یک آشنا با او احساس نمی کنید. 14- از مکالمات خود برای ایجاد فضای راحتتر و صمیمی تر استفاده نمایید. مراقب باشید که نوار ادب را قطع ننمایید. 15- خیلی زود هم در دام نیفتید، اگر ما احساس کنیم که خیلی زود میتوانیم شما را در دام بیندازیم کار شما تمام است و برای هیچ خانمی بدست آوردن راحت یک مرد کار سختی نیست. بهتر است خیلی آسان نباشید.

سرو چمان من میل چمن کن...

سرک میکشم توی اتاق میبینمت که نشسته ای روی تخت و حرف می زنی و یک چیزهایی روی یک برگه ای می نویسی... فکر می کنم که سهم من از داشتن تو همین؟
زیبایی از درون می آید، 5 راه زیباتر شدن بدون نیاز به جراحی اسپاگتی ابدی تست مهارت ارتباطی چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟ قبل از وارد شدن به رابطه های احساسی این نکات را بخوانید

زنان حادثه

فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد

سام (سامانتا) بلوم در تعطیلاتی خانوادگی از بالکن افتاد و بدنش از سینه به پایین فلج شد. تحت تاثیر این حادثه دچار افسردگی شدیدی شد اما نمی توانست تصور کند که یک جوجه زاغ که او نیز از لانه‌اش به زمین افتاده بود به او کمک خواهد کرد. وقتی خانواده سام، این جوجه زاغ را به خانه آوردند، شادی و نشاط به محیط خانواده آورده شد. این جوجه زاغ به سام کمک کرد تا زندگی جدیدی را شروع کند. او لحظه سقوط از بالکن هتل در تایلند را به خاطر نمی آورد. ژانویه ۲۰۱۳ بود و سام همراه شوهرش کامرون و سه فرزندشان برای تعطیلات به یک روستای کوچک در سواحل دریای آندامان رفته بودند. سام از ارتفاعی حدود شش متر به زمین افتاد. وقتی شوهرش بالای سرش رسید، رسید از هوش رفته بود و فرصتی نبود تا این صحنه دلخراش را از چشم فرزندانشان پنهان کند. کامرون به یاد می‌آورد که پسر بزرگشان وقتی مادرش را در آن حالت دید پرسید:\"مامان در حال مرگه؟\" کامرون می گوید:\"می دانستم سام زنده است ولی خون از سرش جاری شده بود و بشدت نگران بودم که ممکن است همانجا بمیرد.\" وقتی سام را به بیمارستان اصلی منطقه که چهار ساعت با محل فاصله داشت منتقل کردند آزمایش‌ها نشان داد جمجمه او از چند نقطه ترک خورده، مغزش دچار خونریزی شده ، هر دو ریه‌اش سوراخ شده و یکی از آنها کاملا از کار افتاده و ستون فقراتش درست زیر تیغه های شانه خرد شده است. سام وقتی فهمید از سینه به پایین فلج شده دچار افسردگی شدیدی شد. از همه چیز و همه کس و بخصوص خودش بیزار و عصبانی بود. او شش ماه در بیمارستان بستری بود و در تمام آن مدت حتی زمانیکه بچه ها به ملاقاتش می رفتند نمی توانست جلوی گریه خود را بگیرد. در این مدت کامرون دست به کار شد و منزلشان در سواحل شهر سیدنی استرالیا را برای حرکت سام با صندلی چرخ دار آماده کرد. او و بچه ها منتظر بازگشت سام بودند و امیدشان این بود که با آمدن به خانه روحیه اش بهتر شود. اما درست برعکس بود. سام با بازگشت به خانه متوجه شد دیگر نمی تواند خیلی از کارهای روزانه را انجام دهد. نه می توانست شنا کند و نه همراه بچه ها به موج سواری برود. شرایط روحی اش چنان بد بود که آرزو می کرد بمیرد. اما سه ماه بعد حادثه ای که کسی انتظارش را نداشت روی داد. سام و بچه ها به دیدن مادرش رفته بودند. باد شدیدی می وزید. نوا پسر وسطی خانواده جوجه زاغی را دید که روی زمین افتاده بود. آنها جوجه زاغ را با خودشان به خانه بردند. سام می گوید:\"اسمش را گذاشتیم پنگوئن چون خیلی شبیه پنگوئن است. سراسر سفید و نرم بود و پاهای بزرگی داشت.\" ابتدا فکر می کردند یکی از بالهای جوجه زاغ شکسته است ولی بعد متوجه شدند سالم است ولی چون خیلی کوچک بود و بدن نحیفی داشت. یک دامپزشک به آنها گفت نگهداری از جوجه زاغ مسئولیت زیادی است چون در ماههای اول باید هر دوساعت یک بار به او غذا بدهند. با این همه خانواده تصمیم گرفت که نجات این جوجه می تواند کار خوبی باشد که همگی در آن شرکت کنند. سام می گوید:\"خیلی به او علاقمند شدم چون مثل این بود که همیشه یک نفر پیش من است. از لحظه ای که او را به خانه آوردیم همیشه روی شانه ها و یا پاهای من می نشست. ما را سرگرم می‌کرد و می خنداند.\" \"باهاش حرف می زدم، غر می زدم و درد دلم را بهش می گفتم. به نظرم شوهرم دیگه حوصله زیادی برای این حرف ها نداشت. ولی پنگوئن همه درد دلهای من را شنیده و همه چیز را می داند.\" به گفته سم خلق و خوی پنگوئن متغیر بود.\"بعضی از صبح ها عصبانی بود و دست آدم را نوک می زد. در مواقع دیگر با سرعت داخل سالن می دوید و خودش را می انداخت توی تخت، می رفت زیر لحاف و می خوابید. این حرکاتش واقعا خنده دار بود.\" بچه ها هم با او بازی می کردند، برایش یک تکه چوب پرت می کردند و او با نوکش آنرا می گرفت. کامرون شروع کرد به عکس گرفتن از جوجه زاغ و یک صفحه اینستاگرام برای پنگوئن درست کرد. به فاصله کوتاهی او هزاران طرفدار پیدا کرد. پنگوئن در سراسر خانه جولان می داد و آداب توالت رفتن را نمی دانست در نتیجه همه جا را کثیف می کرد. وقتی بزرگتر شد خانواده او را تشویق کردند که برود توی باغ و در نهایت یاد گرفت شب ها بیرون بخوابد. ولی هر روز صبح ساعت شش سرو کله اش پشت در خانه پیدا می شد و صدای خاصی از خودش درمی آورد که معنای آن این بود \"در را برایم باز کنید.\" هر چه پنگوئن مستقل تر شد زمان بیشتری را بیرون از خانه می ماند. تابستانی که تقریبا یک ساله شده بود به مدت شش هفته ناپدید شد. دل همه برای او تنگ شده بود. اما درست روز تولد سیزده سالگی روبن پسر بزرگ خانواده دوباره سر و کله اش پیدا شد و هشت ماه دیگر آنجا ماند. یک سال پیش او از خانه رفته و تاکنون برنگشته است. جوجه زاغی که به کمک خانواده نجات پیدا کرد بزرگ شده و آزادی خود را یافته است و همزمان سام نیز آزادی متفاوتی پیدا کرده است. از سه سال پیش ورزش قایقرانی (کایاک) را شروع کرده و اکنون عضو تیم کایاک پارالمپیک استرالیا است. او می گوید:\"از صندلی چرخ دار آمدم بیرون و به ورزش در آب و طبیعت بازگشته ام، چیزی که بشدت دلم برایش تنگ شده بود.\" طی دوسالی که پنگوئن با آنها زندگی می کرد کامرون که عکاس حرفه ای است، حدود ۱۴ هزار عکس از او گرفته است. عکسهای زاغ در اینترنت علاقمندان فراوانی داشتند ولی در این مدت کسی از مشکلاتی که این خانواده با آن روبرو بود خبر نداشت. داستان این ماجرا اکنون در کتابی به قلم بردلی ترور گریو همراه با عکس های کامرون منتشر شده است. با خواندن این کتاب اولین بار سام متوجه شد که فرزندانش او را بیهوش و مجروح روی زمین دیده بودند. کامرون معتقد است درست به همان شکلی که خانواده اش جوجه زاغ را نجات دادند او نیز به نجات خانواده آنها کمک کرده است. \"سام وقتی آمد خانه بشدت افسرده بود و وقتی پنگوئن وارد زندگی ما شد فضای خانه را کاملا تغییر داد. بخصوص روحیه سام را از این رو به آن رو کرد.\" سام نیز موافق است و می گوید:\"من واقعا دوستش داشتم، از صمیم قلب عاشقش بودم.\" بخشی از عکسهایی که کامرون از زاغ گرفته اکنون در کتابی با عنوان \"پنگوئن بلوم\" منتشر شده که در عین حال ماجرای تصادف و بازپروری سام را هم بازگو می کند. در مقدمه کتاب، سام با صراحت از زندگی در حالت فلج نسبی صحبت می کند.\"زندگی در حالت فلجی مثل بیرون آمدن از کما و فهمیدن این است که ۱۲۰ ساله هستید. خانواده و دوستان می خواهند شما خوشحال باشید چون بالاخره هنوز زنده اید ولی هر کاری که می خواهید بکنید خیلی کند و دردناک است. و بسیاری از کارهایی که قبلا انجام می دادید و به شما احساس زنده بودن می داد، اکنون دیگر غیرممکن است.\" او می گوید توانست با کمک خانواده اش و ورزش و البته دوستی با یک پرنده براین شرایط غلبه کند. درویدئوی تبلیغاتی این کتاب گفته می شود\"فرشته ها در اندازه ها و اشکال گوناگون ظاهر می‌شوند.\"

آلینوش طریان ، مادر

۱۵ اسفند ماه سالروز درگذشت آلینوش طریان، مادر فیزیک ونخستین زن استاد فیزیك ایران و بنیانگذار رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی تاریخ نجوم ایران .خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد. خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد.
یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات بانوی اول آرژانتین در بیمارستان زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت کیم کارداشیان در همسایگی ایران نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید

حقوق زنان

دخترکانی که مادر می شوند

بر اساس آخرین آمارهای اعلامی، تنها در سال ۱۳۹۱ بیش از ۱۱۰ هزار زایمان در سنین زیر ۱۹ سالگی زنان صورت گرفته است. نگرانی‌ها وقتی شدت می‌گیرد که بدانیم یک هزار و ۶۳۵ مورد از این زایمان‌ها در بین دختربچه‌های ۱۰ تا ۱۴ ساله بوده است. ازدواج قبل از سن قانونی به ویژه در میان دختربچه‌ها یکی از معضلات قدیمی در کشور است. دختربچه‌هایی که یا به اجبار و یا ندانسته پای سفره عقد می‌نشینند و در همان سنین کودکی، رابطه جنسی و سپس بارداری را تجربه می‌کنند. آمارهایی که از این کودکان وجود دارد خیلی دقیق نیست؛ گرچه سال گذشته بیش از ۴۰مورد ازدواج در سنین زیر ۱۵ سالگی دختران به ثبت رسیده است. اما بسیاری از کارشناسان معتقدند شمار این قبیل ازدواج‌ها بیش از آمار رسمی است. چنانچه دکتر شهلا کاظمی‌پور، عضو هیات علمی پژ‍وهشکده جمعیتی آسیا و اقیانوسیه در این خصوص می گوید: "در بحث آمار ازدواج‌های زودهنگام در برخی از مناطق، به دلیل آنکه سن دختر پایین است و هنوز به سن قانونی ازدواج نرسیده، ازدواجی ثبت نمی شود و تنها در صورت بروز بارداری است که برای ثبت ازدواج اقدام می کنند. همین موضوع باعث می شود آمارها در خصوص سن دختر در زمان ازدواج، خیلی هم دقیق نباشد." سه سال پیش بود که محمد بنیادزاده، فعال حقوق کودکان اعلام کرد: "بیش از ۹۵۰ هزار کودک متاهل در ایران وجود دارد که ۸۵ درصد آنها را دختران تشکیل می‌دهند." در قوانین ایران سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال است اما پدر یا "ولی قهری" می‌تواند فرزند زیر ۱۳ سالش را با اجازه دادگاه به عقد کسی دربیاورد. مریم موسوی، حقوقدان، در این خصوص به روز می‌گوید: "گرفتن مجوز برای ازدواج دختران و پسران زیر سنی که در قانون ذکر شده به هیچ وجه کار سختی نیست و شاید در عرض یک هفته این اجازه از سوی دادگاه صادر شود." او با اشاره به آمار منتشر شده در خصوص زایمان‌های در سنین ۱۰ تا ۱۴ سال می‌گوید: "همین‌ آمارها نشان می‌دهد چقدر ازدواج در این سنین آسان است. دختری که در ۱۰ سالگی زایمان می‌کند در ۹ سالگی ازدواج کرده و این یعنی دادگاه چنین مجوزهایی را صادر می‌کند." موسوی معتقد است تنها راه بهبود وضعیت و آنچه خشونت وعلیه دختربچه‌ها نام دارد بازنگری در قانون است: "در بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک ازدواج در سنین پایین یک رسم و سنت است. هنوز هم در خیلی از مناطق کشور، به اصطلاح ناف دختر و پسر را به نام هم می‌بردند و در اولین فرصت آنها را به عقد یکدیگر در می‌آورند. چیزی که می‌تواند این رسم و باور غلط را عوض کند قانونی است که از حقوق کودکان حمایت کند و اجازه ازدواج در این سنین را به هیچ عنوان ندهد." براساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، استان سیستان و بلوچستان و مناطق روستایی استان اصفهان بیشترین آمار ازدواج کوکان را به خود اختصاص داده‌اند. اما آخرین آمارها نشان می‌دهد این نابهنجاری، مختص استان‌های محروم نیست و حتی پایتخت هم آمار بالایی از ازدواج کودکان را به خود اختصاص داده است. چنانچه سال گذشته ثبت احوال استان تهران از ازدواج ۷۵ کودک زیر ۱۰ سال در پایتخت خبر داد. سازمان عدالت برای ایران در مهرماه امسال به مناسبت روز جهانی دختربچه‌ها گزارشی منتشر کرد که بر اساس آن تنها در سال گذشته ۲۹ هزار و ۸۲۷ دختر بین ۱۰ تا ۱۴ سال و هزار و ۵۳۷ دختر زیر ۱۰ سال در ایران ازدواج کرده‌اند. مادرانی حتی با کمتر از ۱۰ سال سن! بر اساس آخرین آمارهای منتشر شد در خصوص زایمان‌های کودکان، تنها در سال ۹۱ چهار تولد برای مادر ۱۰ ساله، ۱۷ تولد برای مادر ۱۱ ساله، ۵۰ تولد برای مادر ۱۲ ساله، ۲۷۵ تولد برای مادر ۱۳ ساله و ۱۲۸۹ تولد برای مادر ۱۴ ساله ثبت شده است. همچنین براساس آمار سازمان ثبت احوال کشوردر این سال، چهار هزار و ۳۷۷ تولد برای مادران ۱۵ ساله، ده هزار و ۶۳۷ تولد برای مادران ۱۶ ساله، ۱۹ هزار و ۸۸۱ تولد برای مادران ۱۷ ساله، ۳۱ هزار و ۴۹۴ تولد برای مادران ۱۸ ساله و ۴۳ هزار و ۹۲۵ تولد برای مادران ۱۹ ساله به ثبت رسیده‌ است. دكتر افسانه وارسته‌فر، جامعه‌شناس حوزه کودک در خصوص بعد جسمانی سلامت کودکانی که ازدواج می‌کنند چنین می گوید: "اولین مساله‌ای که در خصوص سلامت جسمانی مطرح می شود، آغاز رابطه جنسی و در پی آن بارداری زودهنگام برای دختران است. در حالی که در جامعه ما صحبت از آموزش های جنسی، حتی در مدارس تابو به حساب می آیند، می توان تصور کرد که در عرف خانوادگی نیز آموزش های لازم برای روابط جنسی داده نمی شود. درنتیجه این رابطه می تواند برای هر دو جنس، خواه از منظر روانی، خواه از منظر جسمانی تهدیدکننده باشد." او ادامه می‌دهد: "مساله مهم بعدی، بارداری زودرس است. از آنجا که این نوع ازدواج ها در اقشار خاصی صورت می گیرد، معمولاانتظار بارداری و فرزندآوری سریع از کودک – همسر می رود. از طرفی دیگر، همان طور که ذکر شد عدم آموزش کافی، باعث عدم آگاهی این کودکان از وسایل جلوگیری از بارداری و اصولااز دنیای زنانگی – بارداری می شود." به گفته این کارشناس، بارداری در سنین پایین به سلامت مادر و نوزاد لطمه می زند، مخصوصا اگر با بارداری‌های پیاپی و بدون وقفه همراه باشد. عموما در سراسر جهان، بارداری اصلی ترین دلیل مرگ ومیر زنان بین سنین ۱۵ تا ۱۹سال است. خطر مرگ ومیر در اثر بارداری، در این گروه سنی ۲۰ تا ۲۰۰درصد بالاتر از خطر بارداری زنان گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ساله است. هیچ ازدواجی به صلاح بچه‌ها نیست "ازدواج زیر سن قانونی بر خلاف پیمان‌نامه بین‌المللی حقوق کودک است. این پیمان نامه، سن زیر ۱۸ سال را سن کودک تعریف کرده است که در آن بستن هرگونه قرارداد با کودک ممنوع است. از نظر حقوقی، ازدواج هم نوعی قرارداد است که میان زن و مرد بالغ بسته می‌شود و با کودکان زیر سن قانونی نمی‌توان چنین قراردادی بست"؛ این‌ها را مریم موسوی، حقوقدان می‌گوید و ادامه می‌دهد: "این که گفته می‌شود دادگاه مصلحت فرزند را تشخصی می‌دهد، استدلال صحیحی نیست، چه مصلحتی در ازدواج یک کودک وجود دارد؟ چه چیز داشتن رابطه جنسی در سنین زیر ۱۸ سالگی برای را برای یک کودک صلاح می‌داند؟ من به جرات می‌توانم بگویم بالای ۹۰ درصد حقوقدانان کشور موافق این هستند که سن ازدواج در قانون تا ۱۸ سال بالا بیاید. چرا که آسیب‌های ازدواج زودهنگام بر هیچ کس پوشیده نیست. من پرونده‌های زیادی در شهرستان در خصوص طلاق چنین ازدواج‌هایی داشته‌ام، حتی شنیدن خاطرات دختربچه‌هایی که در سنین کودکی ازدواج کرده‌اند زجر آور است." البته این ناهنجاری تنها در ایران شایع نیست، ازدواج کودکان در سطح جهانی هم یکی از مهمترین معضلات اجتماعی محسوب می‌شود. معضلی که در کشورهای جهان سومی بیشتر شایع است. با وجود کنوانسیون جهانی حقوق کودک، کشورها قوانین داخلی خود را دارند که براساس عرف و شرع تعریف شده و گاهی بر خلاف شاخص‌های جهانی است. چنانچه در برخی از کشورهای اسلامی سن بلوغ را همان سن ازدواج می‌دانند. به گفته بسیاری از کارشناسان، دختران خردسالی که در سنین پایین مجبور به ازدواج می شوند عموما به دلیل آنکه نتوانسته‌اند دوران کودکی و نوجوانی خود را به درستی طی کنند به مرور زمان دچار بیماری روحی و روانی شدیدی می‌شوند و دست به فرار از خانه، تن‌فروشی و حتی خودکشی می‌زنند. هچنین تحقیقات نشان می‌دهد دخترانی که به صورت زودهنگام به ازدواج اجباری در سنین زیر ۱۸ تن داده اند، بیشتر به قبول خشونت خانگی توسط شوهرانشان تن می‌دهند و اغلب مورد تجاوز از سوی شوهرانشان قرار می‌گیرند. دكتر افسانه وارسته‌فر، در این خصوص می‌گوید: "مهم ترین محرومیتی که ازدواج زودهنگام از بعد روانی ایجاد می کند، از دست دادن لذایذ و تجربیات دوران کودکی و نوجوانی است. روابط جنسی اجباری، نداشتن آزادی رشد و استقلال شخصی، آثار روانی – اجتماعی و هیجانی بسیاری را می تواند به همراه داشته باشد. برای دختران اغلب محدودیت به کار خانگی و برای پسران مواجهه با نقش نان آوری و همسری، چندان همخوانی ای با الگوهایی که جامعه در بعد وسیع از این سنین ارایه می دهد، ندارد.

با هفت شرط پای سفره عقد بنشینید

توی دفتر خانه ازدواج و طلاق یک عالمه برگه های حقوقی است که آدم ها برای ثبت ازدواجشان باید آنها را امضا کنند. شما هم که غرق در دنیای عاشقانه روزهای اول زندگی، همینطوری بدون توجه و دقت و مطالعه خودکار را روی ورقه می گذارید و امضا می کنید. ولی لطفا دست نگه دارید، چندتا چیز دیگر است که باید به این مواردی که امضا می کنید اضافه کنید. شما بدون اضافه کردن این موارد به عقدنامه خود برخی از حقوق تان را از دست می دهید. مثلا شما حق طلاق گرفتن، حق سفر کردن بدون اجازه شوهر، حق تحصیل کردن، حق انتخاب شغل، حق انتخاب محل زندگی و حق حضانت فرزندانتان را به راحتی از دست می دهید. سال ها است که فعالان حقوق زنان برای تغییر این قوانین تلاش می کنند اما نه تنها قوانین تغییری نکرده اند که در برخی موارد موادی هم به آن اضافه شده است که مثلا به مردان اجازه اختیار کردن همسر دوم بدون اجازه همسر اول و تنها با حکم دادگاه را می دهد. حالا در این شرایط که قانون از حقوق زنان حمایت نمی کند باید به راهکارهای دیگری مانند "شروط ضمن عقد" روی آورد. بر این اساس زن و شوهر در مورد مسائلی که قانون در مورد آنها سکوت کرده و یا نظر قانون مورد پذیرش آنها نیست ولی خود قانون توافق خلاف آن را ممکن ساخته، شروطی را در سند ازدواج ثبت می کنند. همان دوازده موردی که عروس و داماد در عقدنامه پای آن را امضا می کنند هم شروطی است که مرد به زن در آن وکالت می دهد که با اثبات آنها برای گرفتن حکم طلاق وکالت داشته باشد. البته بعضی دفترخانه های ازدواج و طلاق از ثبت شروط ضمن امتناع می کنند که برای رفع این مشکل شما می توانید از قبل دفترخانه هایی را که برای گنجاندن شروط ضمن عقد مشکلی ندارند پیدا کنید. این شروط باید با عبارات حقوقی معینی در عقدنامه نوشته شود و در صورت ذکر نشدن برخی عبارات خاص حقوقی از حیث اعتبار خارج است و نمی توان به آنها استناد کرد. بنابراین در زیر هفت شرط ضمن عقدی که برخی از حقوق شما را تضمین می کند با عبارات حقوقی آورده شده است که عینا می توان به عنوان شروط ضمن عقد از آنها استفاده کرد. 1- زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می دهد تا زوجه در هر زمانی که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و از قید زوجیت خود را رها کند، به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه. 2- زوجه اجازه دارد از هم اکنون هرگاه خواست به خارج از کشور برود و نیاز به اجازه مجدد زوج ندارد، چه برای اخذ یا تمدید یا تجدید گذرنامه و این اجازه دائمی است. 3- زوجه حق ادامه تحصیل تا هر مرحله یی که لازم بداند و در هر مکان و محلی که ایجاب کند مخیر است. 4- زوج، زوجه را در انتخاب هر شغلی که مایل باشد و هر کجا که بتواند کار کند، مخیر می کند و اجازه می دهد که مشغول به کار شود. 5- زوج و زوجه متعهد می شوند هنگام جدایی اعم از اینکه متارکه به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن کلیه دارایی که بعد از ازدواج دائم زوجین به دست می آورند بین آنها به مناصفه تقسیم شود. 6- حق انتخاب مسکن و تعیین شهر یا محلی که زندگی مشترک در آنجا ادامه پیدا کند با زوجه خواهد بود. 7- اگر در آینده زوجین دارای فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از کشور نیازی به اذن پدر ندارند. با همه اینها باید به یاد داشته باشیم که شروط ضمن عقد تنها یک راهکار موقت است برای مشکل نابرابری حقوقی که زن و مرد با ازدواج به آن دچار می شوند: راهکار موقتی که تا بازنگری و اصلاح قوانین خانواده می تواند کفه ترازوی ازدواج را برای زن و مرد برابر کند.
خبرنگاری در لباس یک تن‌فروش آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی او مرا کتک زد پس دوستم دارد! مهریه را معقول تعیین کنید بازارچه نوروزی خانه ای برای آینده