1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

در صدمین سالگرد غرق شدن کشتی مشهور تایتانیک نگاهی می اندازیم به نکاتی از از این تراژدی غمناک اوائل قرن بیستم میلادی.

در اوج زمان صنعتی شدن و رقابت کشورهای صنعتی آن زمان برای پیشی گرفتن در ساختن بزرگترینها، بهترینها و بیشترینها کشتی غول آسای تایتانیک، شرکت کشتی سازی وایت استار لین در سال 1908 ساخت بزرگترین کشتی مسافر بری تا آن زمان را آغاز نمود. در آن زمان هواپیما ها در دوران نوزادی خود بودند و استفاده از هواپیما بعنوان وسیله حمل و نقل نیاز به چند دهه انتظار بیشتر داشت. اما اقتصاد شکوفای آمریکا و تمایل اروپاییان به مهاجرت به آمریکا کشتیرانی بین قاره ای را در اوج شکوفایی قرار داده بود. تایتانیک قرار بود بهترین، لوکس ترین، سریعترین و مطمئن ترین کشتی مسافربری قاره پیما باشد اما در اولین سفر خود از بندر ساوت همپتون بسوی نیویورک تنها پس 3 روز با برخورد با کوه یخ دو نیمه شد و غرق گردید.

با هم نگاهی می اندازیم به عمر کوتاه این کشتی غول آسای تاریخی از ساخت آن تا پیدا شدن بقایای آن 70 سال بعد؛

31 مارج 1909: شروع ساخت بدنه کشتی  در بلفاست ایرلند.

31 می 1911: کشتی برای مقاوم سازی و تکمیل ساخت به آب انداخته شد.

2آپریل 1912: کشتی تایتانیک تستهای مربوط به سرعت، دور زدن و توقف سریع را با موفقیت انجام میدهد و بسوی بندر ساوتهمپتون برای مسافرگیری حرکت می نماید.

10آپریل 1912: خدمه کشتی مستقر شده اند، کشتی بارگیری شده و آماده پذیرش مسافر است

10 آپریل 1912: صبح ساعت 9.30 تا 11.30 کشتی مسافرین را سوار می نماید. تعداد 2224 مسافر وارد کشتی میشوند.

10 آپریل 1912: ظهر کشتی بسمت بندر فرانسوی شربورگ راه می افتد و پس از توقفی کوتاه  به بندر کوئینزلند در ایرلند می رود.

11آپریل 1912: ساعت 1 بعد از ظهر کشتی بسمت نیو یورک حرکت می کند.

12-13 آپریل 1912: مسافران از سفر با بزرگترین، لوکسترین و سریعترین وسیله نقلیه که تا آن زمان ساخته شده لذت می برند.

14 آپریل 1912 ساعت 9.40 دقیقه: آخرین اخطارهای مربوط به کوهای یخی در مسیر به قسمت مخابرات می رسد اما گزارشات به ناخدا داده نمیشود.

14 آپریل 1912 ساعت 11.40 دقیقه: کشتی بسرعت و مستقیما بسمت کوه یخی به پیش می رود، کاپیتان مرداک بسرعت بسمت چپ تغییر جهت میدهد اما کوه یخی یه سمت راست کشتی آسیبهای جدی وارد می آورد. کاپیتان مرداک تنها 37 ثانیه فرصت نجات کشنی را داشت.

15 آپریل 1912 ساعت 12.05 دقیقه: به خدمه دستور به تخلیه کشتی داده می شود، تعداد اندک قایقهای نجات آماده میشوند.

15 آپریل 1912 ساعت 12.45 دقیقه: اولین قایق نجات به آب انداخته میشود.

15 آپریل 1912 ساعت 2.18 دقیقه: کشتی به دو نیم شکسته میشود.

15 آپریل 1912 ساعت 2.20 دقیقه: تایتانیک غرق میشود.

15 آپریل 1912 ساعت 4.10 دقیقه کشتی کارپاتیا به کمک بازماندگان غوطه ور در آب می آید.

15 آپریل 1912 ساعت 12.45 دقیقه: کشتی کارپاتیا با 705 نجات یافته به بندر نیویورک می رسد.

1 سپتامبر 1985: تیم اکتشافی بالارد بقایای کشتی را در عمق 3500 متری سطح دریا پیدا نمود.

  • هنگامی که کشتی شروع به فرستادن پیام اضطراری و شلیک گلوله های نور افشان برای درخواست کمک می نماید کاپیتان کشتی ماهیگیری کالیفرنیان دیگری در نزدیکی صحنه حادثه با فکر اینکه تایتانیک هرگز غرق نمی شود و اینها همه شاید یک شوخی نامناسب است به این پیامها جواب نمی دهد و بسوی تایتانیک حرکت نمی نماید. این کشتی در فاصله 2 ساعتی تایتانیک بود.
  • همچنین تبلیغات زیاد قبل از سفر و اطمینان بیش از حد کاپیتان و صاحبان کشتی به تایتانیک باعث شد که تنها چند قایق نجات و تعداد کمی جلیقه نجات به همراه ببرند.
  • قیمت بلیط برای قسمت درجه یک کشتی با پول امروزی در حدود 50.000 دلار آمریکا (یکصد میلیون تومان) میشد در حالیکه قیمت برای کابین درجه سه کشتی 40 دلار آمریکا (هشتاد هزار تومان به قیمت امروزی بود.
  • هزینه فیلمی که در سال 1997 با حضور لئوناردو دی کاپریو و کیت وینسلت ساخته شد، در حدود 200.000.000 دلار برآورد میشود. با این رقم بودجه ساخت مجدد اصل کشتی تایتانیک امکان پذیر میباشد. این فیلم در حدود 2 میلیار دلاردر سراسر دنیا فروش نمود.
  • کشتی تایتانیک همچنین حامل 3234 کیسه پستی بود که در مجموع شامل 7 میلیون بسته و نامه بود هیچکدام از این بسته ها بدست صاحبانشان نرسید.

دیدگاه‌ها  

-1 # Mahdia 1396-01-06 18:31
فیلم که در سال ۱۹۹۷ ساخته اند آن کشتی را از کجا کرده اند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید

مادران جوان عجله دارند که هر چه زودتر به کوچولوهای شان غذای خشک و سفت بدهند. اما برای کودک زیر یکسال شما، هیچ غذایی بهتر از شیر مادر نیست.

کودکان و خشونت

کافی است تلویزیون را روشن کنید تا مثل همیشه چندین خبر درباره خشونت داعش، کشمکش‌های سوریه و عراق، درگیری‌های فلسطین، کشتار در آمریکا و الجزایر، ترور در اروپا و هر جای دیگری در دنیا ببینید و بشنوید. کودک‌تان کنار شما نشسته و همه چیز را می‌بیند. چطور باید چنین دنیایی را برای کودک‌تان توضیح بدهید؟ این خشونت‌ها چه تاثیری دارند؟ آیا او می‌ترسد؟ چه کاری از شما برمی‌آید؟ دنیا همیشه جایی پر از خشونت، جنگ، کشتار و ترور بوده‌ اما در سال‌های اخیر روند رو به رشدی در انتشار اخبار مربوط به جنگ‌ها، کشتارها وخشونت‌ها به وجود آمده است. بسیاری از ما بی‌توجه به تاثیرعمیق این خشونت‌ها از ترس‌هایی که ایجاد می‌کنند، می‌گذریم و  کودک را به حال خودش رها می‌کنیم. دکتر الن هندریکسن، روانشناسی است که ۱۳ راهکار برای گفت‌وگو با کودکان درباره تروریسم و خشونت پیشنهاد داده است. این پیشنهادها ساده اما حاوی نکته‌هایی دقیق هستند. بی‌خبری خوش خبری است تا جایی که می‌توانید کودک را از تماشای تصاویر خشونت‌بار دور نگه دارید، چون ذهن کودکان اصلا شبیه ما نیست. آنها مرزی بین خیال و واقعیت ندارند. اگر نمی‌خواهید کودک‌تان دچار ترس‌های شبانه، بی‌خوابی و کابوس شود، باید کمی آگاهانه‌تر رفتار کنید.  وقتی کودکی در کنار شماست شبکه‌های خبری را تماشا نکنید. خوب است این نکته را هم رعایت کنید که تا جایی که ممکن است بحث‌هایی با محتوای موضوعات خشونت آمیز روز که به شدت شما را تحت تاثیر قرار داده، نداشته باشید. شاید از نظر شما کودک در عالم بازی خودش غرق باشد اما واقعا این‌طور نیست. بچه‌ها شبیه اسفنج همه چیز را  جذب می‌کنند. آنها  بسیار هوشیار هستند. لطفا اخبار جنایت‌های هر روزه داعش را جلوی کودک‌تان دنبال نکنید. اگر او محو تماشای یک تصویر خشونت‌بار در تلویزیون است اولین قدم این است که در چنین موقعیتی آرامش‌تان را حفظ کنید. بدون اشاره به اینکه چه محتوایی پخش می‌شود  بگویید: «بهتر است به تلویزیون استراحت بدهیم» و سپس تلویزیون را خاموش کنید و موضوع را عوض کنید. مثلا درباره آخرین اتفاق جالب زندگی کودک حرف بزنید. هرگز با دستپاچگی تلویزیون را خاموش نکنید یا تذکر ندهید که او نباید چنین تصاویری را ببیند. هرچقدر موضوع را بااهمیت جلوه بدهید، برای کودک‌تان حساسیت و اشتیاق ایجاد می‌کنید. او حتی ممکن است در این باره دچار احساس عذاب وجدان شود.   اگر رد پایی از خشونت می‌بینید اگر در بازی‌های کودک تاثیر خشونت‌های رایج را می‌بینید، بدون اینکه سعی کنید جلوی ادامه بازی را بگیرید با مداخله در بازی سعی کنید روند آن را تغییر بدهید. مثلا اگر کودک با لگوها یک ساختمان ساخته و هدفش این است که مثل همیشه آن را ویران کند و صدای انفجار در بیاورد، وارد بازی شوید و پیشنهاد بدهید که همه این ویرانه‌ها را درست کند. از او بخواهید به این فکر کند که چطور می‌شود جلوی ویران شدن این ساختمان زیبا را گرفت. او می‌تواند با درست کردن یک حصار از آن محافظت کند یا عروسکش را مسئول مراقبت از ساختمان قرار بدهد. برای کودکان کم سن،  لزومی ندارد که مفهوم امنیت را با واقعیت‌ها منطبق کنید. یک دایناسور هم می‌تواند مراقب امنیت این ساختمان باشد. او چه چیزی شنیده؟ در گفت‌وگو با کودکان بزرگ‌تر می‌توانید با این جمله شروع کنید که او دقیقا چه چیزی شنیده است؟ این مساله در مورد نوجوان‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند مهم‌تر است، چون آنها تقریبا همه اخبار مربوط به تروریسم و خشونت را می‌شنوند. بنابراین اگر در جمع خانواده خبری از خشونت‌ها شنیدید، از این فرصت استفاده کنید و با او وارد مکالمه شوید: «راستی در مدرسه راجع به داعش چه می‌گویند؟» یا اگر خود او بحثی را در این مورد شروع کرد از او بخواهید دقیقا درباره چیزهایی که شنیده حرف بزند. اگر او از جواب دادن طفره می‌رود اصلا او را مجبور نکنید که چیز بیشتری بگوید. اما اگر اشتیاق نشان داد و درباره یک واقعه خشونت‌آمیز مثل سربریدن یک خبرنگار حرف زد، در مکالمه به سه مساله دقت کنید: ترس‌هایش، اطلاعات درست و غلط و سوال‌هایی که در ذهن دارد. در ادامه من به شما روش واکنش مناسب را می‌گویم: اگر ترسیده اگر در بیان فرزندتان ترس و نگرانی می‌بینید، باید این ترس را واقعی، محدود و طبیعی‌ کنید. مثلا بگویید: «خبر وحشتناکی بود. همه ما از این خبر ترسیدیم» و هرگز نگویید: «این ترس ندارد یا دلیلی برای ترس وجود ندارد.» حتی اگر جایی زندگی می‌کنید که هیچ نوع ترسی وجود ندارد و امنیت فراهم است، باز هم نباید ترس را انکار کنید. چون او واقعا ترسیده است و این فقط به او نشان می‌دهد که والدینش افرادی نیستند که بشود با آنها درباره این مساله حرف زد. جست‌وجو برای کمک وقتی تراژدی اتفاق افتاده، به نقش افراد مثبت در حادثه بیشتر اشاره کنید. پلیس، ارتش، مردم داوطلب و سازمان‌های بین‌المللی، کسانی هستند که به افراد آسیب دیده کمک می‌کنند. مثلا اگر خبری درباره یک قهرمان یا نجات یافتگانی از یک فاجعه به روز شده است، حتما این خبر را با فرزندتان در میان بگذارید. کودک باید با وجود همه این اخبار ناگوار به انسانیت باور داشته باشد. پررنگ کردن فاصله‌ها یکی از راه‌های مقابله با ترس و آرام کردن کودکی که ترسیده، اشاره به فاصله مکانی بین محل زندگی تا محل حادثه است. تلویزیون حادثه را به اتاق نشیمن شما آورده است. او نمی‌داند سوریه یا الجزایر کجاست. یک شهر نزدیک است یا در یک سیاره دیگر؟ با نقشه، فاصله مکانی را نشان بدهید. ممکن یا محتمل؟ کودکان بزرگ‌تری که قادر به درک مفاهیم انتزاعی هستند، تفاوت بین ممکن بودن و محتمل بودن را می‌دانند. عملیات تروریستی ممکن است در همین شهر شما هم اتفاق بیفتد اما احتمال وقوع آن بسیار پایین‌تر است. اگر اخبار درباره کشته‌ای در شهر شماست، به کودک بفهمانید که چون این اتفاق نادر است، رسانه‌ای شده و مورد بحث جدی است. بیشتر آدم‌ها خوبند با اینکه خشونت و ترور  وجود دارد اما بیشتر آدم‌ها خشونت را نفی می‌کنند. یادآوری این نکته در کم شدن ترس کودک بسیار موثر است. خشونت‌طلب‌ها درصد کمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. بیشتر آدم‌ها صلح طلب و انسان دوست هستند. شاید کودک‌تان این نکته را بداند اما اشاره دوباره به آن در لحظه‌های ترس و اضطراب به او آرامش می‌دهد. برداشت‌های غلط را درست کنید اگر کودک فکر می‌کند بیشتر آدم‌ها خطرناک و ترسناک هستند، این برداشت غلط باید اصلاح شود. آیا کودک شما فکر می‌کند مسلمان‌ها تروریست هستند؟ این فرصتی برای آموزش است. اکنون وقت مناسبی برای آموزش مفاهیمی مثل تعصب و بیگانه‌ستیزی و اصلاح تصورات اشتباه است. مثلا بگویید: «تروریست‌ها کسانی هستند که از خشونت برای ترساندن دیگران استفاده می‌کنند در حالی که بیشتر مسلمان‌ها  صلح طلب هستند.» شوخی با خشونت کودک همیشه درک درستی از خشونت ندارد و می‌تواند آن را نوعی بازی بداند. مثلا در بازی یا مکالماتش از گردن زدن آدم‌ها استفاده کند. خود شما باید این نکته را در ذهن داشته باشید که خیلی از بچه‌ها حتی درک درستی از مرگ ندارند چه برسد به مرگ خشونت بار یک انسان بی‌گناه. به کودک بیاموزید که خشونت بهانه‌ای برای شوخی و طنز نیست. جوابی برای ترس‌ها بسیاری اوقات کودک ترس‌ها را در قالب سوال‌هایش مطرح می‌کند. مثلا می‌پرسد: «آیا این اتفاق می‌تواند در شهر ما هم بیفتد؟» به جای اینکه با یک «نه» پاسخ بدهید، با دادن یک پاسخ کامل و درست امنیت ایجاد کنید. به او بگویید: «هزاران نفر تلاش می‌کنند تا کشور و شهر ما امن باشد.» برای بچه‌های کوچکتر دقت پاسخ شما خیلی مهم نیست. او فقط باید احساس امنیت کند. هیچ مشکلی وجود ندارد که به کودک پنج ساله بگویید لاک پشت‌های نینجا از شهرها مراقبت می‌کنند. او چه عملکردی خواهد داشت؟ در نوجوانی دیدگاه اخلاقی نیز در حال شکل‌گیری است. شنیدن اخبار خشونت آمیز ممکن است در فرزند نوجوان‌تان این تصور را به وجود بیاورد که جهان ناعادلانه است. اگر او می‌پرسد چطور یک نفر چنین کار وحشیانه‌ای انجام می‌د‌هد، به او چه جوابی خواهید داد؟ مکالمه را هدایت کنید. مثلا تشویقش کنید که به عنوان یک انسان برای ایجاد صلح در جهان تلاش کند. همین که چنین ایده‌ای در ذهن او شکل بگیرد بدون شک یک انسان موثر برای صلح پرورش پیدا خواهد کرد
بچه ها شگفتی خلق می کنند اشکها و لبخندها شش روشی که فرهنگ تجاوز را به فرزندان خود آموزش می دهیم هفت درصد نوزادان ایمیل دارند! چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

گربه کی و کجا اهلی شد؟

اجداد گربه‌های خانگی گربه‌های وحشی بوده‌اند که انسان دو بار آنها را اهلی کرده است، یک بار در خاور نزدیک و یک بار در مصر. بر اساس بزرگترین تحقیقی که درباره اجداد گربه‌های خانگی انجام شده کشاورزان خاور نزدیک احتمالا اولین کسانی بوده‌اند که گربه را در حدود ۹ هزار سال پیش اهلی کرده‌اند. چند هزار سال بعد گربه‌های اهلی از مصر باستان از راه دریا یا دیگر راه‌های تجاری به بقیه دنیا سفر کردند و در همه جا پراکنده شدند و اکنون فقط قطب جنوب است که گربه‌ها در آن زندگی نمی‌کنند. دانشمندان فکر می‌کنند که گربه‌ها به مزرعه‌های انسان‌ها نزدیک شدند چون دانه‌ها و غلات، موش‌ها را به سمت خود جلب می‌کرد و به این ترتیب انسان دریافت همکاری با گربه می‌تواند رابطه‌ای سودمند باشد. اوا ماریا گایگل از موسسه ژاک مونو در پاریس که این تحقیق را سرپرستی کرده می‌گوید: "اهلی کردن دو بار اتفاق افتاده، اول در خاور نزدیک و یکی دیگر خیلی بعدتر در مصر." "گربه‌ها بعدتر به عنوان گربه کشتی با موفقیت در تمام دنیای باستان پراکنده شدند و رد هر دو گروه را در گربه‌های امروزی می‌توان یافت." به این ترتیب گربه‌ها در کشتی‌ها و مزارع هزاران سال به کار موش‌گیری مشغول بودند و کاملا اهلی و خانگی شدند. دگتر گایگل معتقد است رابطه انسان و گربه هم‌سفرگی بوده و این گربه بوده که همزیستی با انسان را انتخاب کرده است. برای این پژوهش محققان دی‌ان‌ای میتوکندری (آنچه از سمت مادر به ارث رسیده) دویست گربه را بررسی کردند. بقایای این گربه‌ها در گورهای وایکینگ‌ها، مومیایی‌های مصر و سایت‌های باستان‌شناسی عصر حجر کشف شده‌اند. این پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که مردم خاور نزدیک اولین کسانی بوده‌اند که گربه را اهلی کردند و در خانه نگه داشتند یا با خود به سفر بردند و در دوران امپراتوری روم بود که پای گربه به اروپا رسید. اولین گربه‌های خط و خالدار در قرون وسطی ظاهر شدند و بررسی دی‌ان‌ای گربه‌ها نشان می‌دهد که جهش ژنتیکی در گربه‌ای در قرن چهاردهم در ترکیه باعث نقش و نگار پوست گربه شده است. درسال‌های بعد گربه‌های خط و خالدار در دنیا پراکنده شدند و به تدریج مهارت‌های موش‌گیری گربه اهمیت خود را از دست داد و به خاطر زیبایی‌اش تحسین و هم‌نشین انسان شد. دکتر گایگل می‌گوید تا قرن نوزدهم ظاهر گربه‌ها بر خلاف سگ‌ها زیاد تغییر نکرد چون انسان در نژاد گربه‌ها دستکاری چندانی نکرد اما اکنون انواع گربه‌های پرورشی بسیار متنوع است و از گربه‌های عجیب و غریب مثل گربه بدون پشم تا گربه‌هایی که مثل توپ پشمالو هستند را در بر می‌گیرد.  

صاحبان گربه های خانگی روشنفکر تر هستند

مدت‌های طولانی است این اعتقاد وجود دارد که گربه‌ها از سگ‌ها باهوش‌ترند واکنون به نظر می رسد همین مورد نیز در مورد صاحبان آن‌ها صادق است. تحقیقات جدید نشان می‌دهد افرادی که گربه نگهداری می‌کنند نسبت به افرادی که دارای سگ هستند تحصیلات دانشگاهی بیش‌تری دارند و بهره هوشی آن ها نیز بالاتر است. بررسی‌های جدید در انگلستان نشان می‌دهد جمعیت سگ‌ها و گربه‌های خانگی در این کشور نزدیک به 20.8 میلیون است که 50 درصد از آن‌چه که قبلا تصور می‌شد بالاتر است. دانشمندان متوجه شدند مردم تمایل دارند حیوانی را انتخاب کنند که با شیوه زندگی و تفکر آن‌ها شباهت دارد. بر خلاف سگ‌ها، گربه‌ها نیاز به قدم زدن روزانه به همراه صاحبشان ندارند و استقلال بیش‌تری نیز دارند و همین عامل آن ها را در میان افراد تحصیل کرده محبوب تر کرده است. دکتر جین مورای در این باره گفت:«گربه‌ها نسبت به سگ‌ها زمان کم‌تری در طول روز نیاز به مراقبت صاحبانشان داند و به همین دلیل این حیوانات در میان افراد تحصیل کرده علاقه مندان بیش‌تری دارند.» بررسی‌ها نشان می‌دهد افرادی که دارای مدرک تحصیلات دانشگاهی هستند 1 .36 برابر نگهداری از گربه‌ها را نسبت به سگ‌ها ترجیح می‌دهند. این تحقیقات هم‌چنین نشان می‌دهد گربه‌ها بیش‌تر در میان زنان و افراد سالخورده طرفدار دارند. برای انجام این تحقیق از بیش از 1 هزار و 980 نفر سوالاتی در مورد علاقه مندی آن‌ها به نگهداری از حیوانات خانگی و وضعیت تحصیلی آن‌ها پرسیده شد. تحقیقات قبلی نیز نشان داد در بریتانیا بیش از 10.3میلیون گربه خانگی و  10.5 میلیون سگ خانگی وجود دارد
بلندترین لباس عروس دنیا چرا در حیوانات، مذکرها زیباترند؟ مردم طوفانها با نام زنانه را جدی نمی گیرند! بهترین عکسهای عروسی سال 2014 با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید

مطالب تصادفی

حرفه من

کیک ها را من نقاشی می کنم

در این مطلب خانم هنرمندی را معرفی می کنیم که به کیک و شیرینی مفهوم جدیدی داده است. سارا ستوده که مدتی بعنوان مدیر هنری یکی از معروف ترین شرکت های تبلیغاتی تهران کار می کرده، یکسال و نیم است حرفه جدیدی را پیشه کرده که بی ارتباط با شغل سابقش نیست.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول دختران تونل توحيد آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ حرف هایی که در محیط کار نباید گفت زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بایدهای یک زندگی مشترک شاد

زندگی زناشویی یکی از پیچیده ترین و ظریف ترین روابط انسانی است. شناخت چندین ساله تضمین کننده دوام یک رابطه نیست. دلیل واضح است. چند بار کاری کرده اید که باعث تعجب خودتان شده؟ همسر شما هم می تواند گاهی غیرقابل پیش بینی باشد. پس هر چه بیشتر بدانید کم تر غافلگیر می شوید.

مردم جهان چگونه عاشق می شوند

چینی‌ها چه چیزی را رمانتیک می‌دانند؟ زوج‌ها در کشورهای عربی چطور ازدواج‌‌شان را ترتیب می‌دهند؟ یک بودیست هنگام عاشق شدن چه می‌کند؟ ولادا کلوسوا، یک دانشجوی ۲۷ ساله روس‌تبار آلمانی است که در جستجوی داستان‌های عاشقانه پنج ماه به نه کشور جهان سفر کرده است. او در مورد نتیجه سفر خود به خبرگزاری آلمان می‌گوید: «عشق طبیعتأ همه جا هست. تفاوت اینجاست که چطور با عشق برخورد می‌شود.» او می‌گوید، برخلاف آلمان، در بعضی جاهای دیگر وقتی کسی با دیدن یک نفر در دلش احساس عاشق شدن می‌کند، مثلأ با دیدن لبخندی که به نظرش زیباست، حتمأ به این معنا نیست که باید دل آن فرد را هم به دست آورد. او مثال می‌زند که خانمی در چین برای او توضیح داده است که عشق چیزی مثل یک "کار تیمی" است، یعنی هر دو طرف برای آن تلاش می‌کنند. کلوسوا در ادامه تأکید می‌کند که حتی در ازدواج‌هایی که توسط خانواده هماهنگ شده‌اند، آدم‌های خوشبختی دیده است. او می‌گوید: «خیلی‌ها انتظار ندارند که عشق قلب آنها را به تپش درآورد. اما رابطه‌های این افراد هم می‌توانند خیلی رمانتیک باشند، البته نه آنطور که ما تصور می‌کنیم.» این دانشجوی ۲۷ ساله ادامه می‌دهد که خانمی برایش شرح داده که شوهرش یک بار در حالی که باران می‌باریده، با چتر به ایستگاه اتوبوس دنبال او آمده است. کلوسوآ می‌گوید: «من نمی‌د‌انم چرا یک چتر در ایستگاه اتوبوس باید کمتر از یک دسته گل ارزش داشته باشد.» عاقل‌ترین‌ها هم در برابر "ویروس عشق" در امان نیستند این دانشجوی ۲۷ ساله در مصر، کامبوج یا ایران با آدم‌هایی برخورد کرده است که داستا‌ن‌هایی از زندگی شخصی‌شان برای او بازگو کرده‌اند. البته او در سفر پنج‌ماهه خود با شماری از اقوام خود و آشنایانش یا افرادی برخورد داشته که با آنها در اینترنت آشنا شده و قرار گذاشته بوده است. این دانشجوی ۲۷ ساله که در پر‌‌س و جو در مورد داستا‌ن‌های شخصی تبحر خاصی دارد، می‌گوید که مردم همه جای دنیا به راحتی درباره زندگی شخصی‌شان حرف نمی‌زنند. او ادامه می‌دهد: «در چین واقعأ درمانده شدم.» ولادا کلوسوا همچنین شرح می‌د‌هد که برخلاف آلمان، مردم در همه جای دنیا از عاشق شدن خوشحال نمی‌شوند.   او به عنوان مثال در کامبوج با یک راهب بودایی ‌آشنا می‌شود که با تمام توان با عشقش به یک دختر جوان مبارزه می‌کرده است. کلوسوا می‌گوید که این راهب حتی احساس می‌کرده که واقعا بیمار است و اضافه می‌کند: «حتی عاقل‌ترین‌ها هم در برابر ویروس غربی عاشقی در امان نیستند.» این راهب خوشبخت که از زمان عاشق شدن تبدیل به نوجوانی گرفتار درد عاشقی شده بود، البته در نهایت با وصال معشوق خوشبخت می‌شود.   برخی از ایستگاه‌های سفر کلوسوا برای او آسا‌ن‌تر بوده‌اند. او در روسیه با مادربزرگ و پسرعموی خود در مورد داستان‌های عاشقانه‌شان گفت‌وگو کرده، در آلمان رابطه خود را مثال زده و در آمریکا با یک آشنا دیدار کرده است.
چرا تا حالا ازدواج نکرده اید؟ سالخورده ترین زن جهان تولدش را جشن گرفت هفت مانع همدلی دستورالعمل ساده براي زندگي رويايي زندگی در ماه عسل

آداب و رسوم

توحش در قرن بيست و يكم ميلادي

خيلی از آداب و رسوم در دنيا وجود دارد كه برای ما جالب است يا اين كه ما را به فكر فرو می برد.خيلی از آنها اصلا به گوش مان نخورده و شايد درباره بسياری از آنها چيزهایی شنيده ايم. بسياری از آنان نيز در زندگي مان جريان دارد.

روز جهانی زن

زنان همیشه از دیدگاه های مختلفی مورد ستایش قرار می گرفته اند. اما برای آنکه با یک هدف واحد از مقام زن قدردانی بشود، روز جهانی زن هر ساله در هشتم مارس جشن گرفته می شود.
عید فطر در ایران سپندارمزگان روز عشق پارسی غذاهای شب یلدا آش دندونی عیدی غدیر: اسكناس تا نخورده لای كتاب

سفر و تفریح

چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین

برای دیدن یک نقاشی آبستره با رنگ های گرم قرمز و نارنجی بدون دخالت هیچ کس و فقط به دست طبیعت به کجا باید سفر کرد؟ شاید اولین جایی که به ذهن بیشتر افراد برسد چشمه های« پاموکاله» در ترکیه است ، اما...

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.
مرگ هامون ده کلانشھر گران آفریقا شاهرود، شهری که باید دید اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها