1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آزمایشات جدید دی ان ای نشان می دهد که صاحب یک درمانگاه درمان ناباروری در دههای 40 میلادی در انگلستان ممکن است پدر رازآلود بیش از 600 نفر باشد.

بنقل از روزنامه تلگراف انگلیس برتولد وایزنر و همسرش در سالهای دهه 40 تا 70 میلادی یک درمانگاه درمان ناباروری را در انگلیس مدیریت نمودند و  به بیش از 1500 زوج در درمان ناباروری کمک نمودند.

در آزمایشات دی ان ای انجام شده بروی دو کودک بدنیا آمده از طریق درمان های دکتر وایزنر، بری استیونس و دیوید گولانژ، مشخص گشت که هر دو از طریق اسپرم های خود دکتر وایزنر بدنیا آمده اند و در حقیقت برادر ناتنی یکدیگر می باشند.

گولانژ می گوید با احتساب تعداد درمان های به نتیجه رسیده شامل دو قلو ها و حتی محاسبه تعداد آزمایشات ناموفق میتوان نتیجه گرفت که دکتر وایزنر پدرکلینیکی 300 تا 600 کودک بوده است. از 18 کودک بدنیا آمده در نتیجه فعالیت های درمانی این آزمایشگاه در بین سالهای 1942 تا 1963 بیش از دو سوم نتایج حاکی از مطابقت با دی ان ای دکتر وایزنر مینماید.

متاسفانه همسر دکتر وایزنر بعد از فوت وی در سال 1973 کلیه مدارک آزمایشگاه را که میتوانست به اطلاع بیشتر از تعداد کودکانی که دکتر وایزنر پدر آنان بود بنماید را از بین برد.

استیونس در مصاحبه خود می گوید که او بر اساس مدارک و اطلاعات موجود دارای صدها خواهر و برادر است که هیچگاه موفق به آشنایی با آنان نشده است. دکتر وایزنز در حقیقت یک کمونیست اتریشی بود که با روی کار آمدن نازی ها در آلمان و اشغال اتریش به انگلستان مهاجرت نمود. وی پیرو سرسخت مکتب فکری اوژنیک یا همان تفکر اصلاح نژاد انسان بود که نه تنها در بین دانشمندان چپگرا که در بین متفکران باتمایلات راست گرایانه نیز علاقمندان فراوانی داشت. آنان بر این عقیده بودند که افراد با استعداد باید ژن خود را تا حد ممکن تکثیر نمایند و همچنین جلوی تکثیر افراد کم استعداد باید گرفته شود.

قوانین انگلستان استفاده از اسپرم از اهدا کننده نامشخص را بدلیل آنچه عواقب در نسل های بعدی از جمله ازدواج بین دو شخص با اسپرم یک اهدا کننده نامعلوم میداند را ممنوع نموده است. دولت انگلستان اقدامات دکتر وایزنر را پلید و شیطانی نامیده است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

خطر سقط جنین با توجه به کمبود ویتامین E

نتایج یک بررسی نشان می‌دهد زمانیکه جنین ویتامین E‌ کافی دریافت نکند مادر باردار با خطر سقط جنین مواجه می‌شود. به نقل از ایسنا، متخصصان آمریکایی با بیان اینکه کمبود ویتامین E‌ مانع از شکل‌گیری و رشد برخی از اعضای بدن جنین می‌شود، اظهار کردند: سقط جنین تنها یکی از چندین پیامد منفی کمبود این ویتامین است.ویتامین E‌ به سیستم ایمنی برای مقابله با بیماری‌ها کمک می‌کند اما یکی از کارکردهای اصلی آن خاصیت آنتی اکسیدانی است. این خاصیت ویتامین E‌ رادیکال‌های آزاد را که به سلول‌ها آسیب می‌زنند و به بیماری‌هایی همچون بیماری قلبی و سرطان منجر می‌شوند خنثی می‌سازد.زمانیکه غذا به انرژی تبدیل شده یا با آلودگی مواجه می‌شود رادیکال‌های آزاد در بدن ظاهر می‌شوند. با محدود کردن تولید رادیکال‌های آزاد و از طریق مکانیزم‌های دیگر، ویتامین E‌ ممکن است از بروز بیماری‌های مزمن مرتبط با رادیکال‌های آزاد جلوگیری کرده یا آن را به تاخیر می‌اندازد.نتایج مطالعات پیشین حاکی از آن است که ویتامین E‌ برای رشد جنین ضروری است اما در این بررسی علت آن توضیح داده شده است. در جنین انسان برخی از حیاتی‌ترین دوره‌ها برای رشد مغز و سیستم عصبی، هفته‌های نخست بارداری هستند و به همین دلیل زنانی که قصد بارداری دارند یا باردار شده‌اند باید طبق نسخه، ویتامین E‌ و ریزمغذی‌های دیگر دریافت کنند.به گزارش مدیکال دیلی، از جمله علائم کمبود ویتامین E‌ ضعف عضلانی، بروز مشکل در قدرت بینایی و عدم تعادل در بدن هستند. همچنین این کمبود در درازمدت می‌تواند به کبد و کلیه‌ها آسیب وارد کند.

42 جمله ای که باید برای فرزندانمان تکرار نماییم

 من پشت تو ایستاده ام، من به تو ایمان دارم، گوشم به حرفهای تو است. 42 جمله مهم که والدین با گفتن آن ها می توانند فرزندانی با اعتماد به نفس و قوی پرورش دهند   والدین م
کودکان و خشونت نوزادان استعداد ریاضی دارند کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟ تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

تصویر میانگین زنان

عکاسی با ذوق از صورت بیش از 4000 زن از سراسر جهان عکاسی کرده و تصویر آنان را بروی هم میکس نموده است تا تصویر میانگین یک زن در کشورهای مختلف جهان را بدست آورد. آیا با تصویر ارائه شده زن ایرانی موافق هستید؟

ستارگانی که بعد از مرگ هم پول پارو می کنند

                نشریه اقتصادی "فوربس" همه ساله فهرست شخصیت‌های فقیدی را منتشر می‌کند که هنوز بیشترین   درآمدها را دارند. این نشریه بر اساس صحبت با متخصصان و بررسی برگه‌های مالیاتی بازماندگان این افراد فهرست خود را تنظیم کرده است. در صدر فهرست نشریه اقتصادی "فوربس" مایکل جکسون، خواننده بزرگ پاپ آمریکا قرار دارد با ۱۴۰ میلیون دلار درآمد. او که با عنوان "پادشاه پاپ" مشهور است، در سال ۲۰۰۹ درگذشت. مایکل جکسون از پنج‌سالگی وارد دنیای موسیقی شد و ۴۵ سال فعالیت کرد.پس از مایکل جکسون، الویس پریسلی، خواننده و هنرپیشه فقید آمریکایی قرار دارد. این "سلطان راک‌اند‌رول" که یکی از موفق‌ترین شخصیت‌ها در موسیقی آمریکا در قرن بیستم است، از اکتبر ۲۰۱۳ تا اکتبر ۲۰۱۴ در مجموع ۵۵ میلیون دلار درآمد داشته است. مرگ الویس پریسلی در سن ۴۲ سالگی به محبوبیت‌ او در میان هواداران‌اش خاتمه نبخشید و فروش آثار او همچنان ادامه دارد. الیزابت تیلور که بازیگری را از ۹ سالگی آغاز کرده بود، در دوران هنری‌اش برنده دوجایزه اسکار شد. این بازیگر  آمریکایی با بازی در فیلم‌هایی چون "کلئوپاترا"، "چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد" و "گربه روی شیروانی داغ" به یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین چهره‌های سینمای جهان تبدیل شد. الیزابت تیلور با ۲۵ میلیون دلار درآمد سالانه مقام چهارم را در جدول نشریه اقتصادی فوربس یافته است. گرچه باب مارلی، خواننده رِگِی، ترانه‌سرا، نوازنده گیتار و فعال اجتماعی، در سال ۱۹۸۱ درگذشت، درآمد او در سال ۲۰۱۴ میلادی به ۲۰ میلیون دلار افزایش یافته است. باب مارلی از برجسته‌ترین چهره‌های معاصر جامائیکا است. او در ۳۶ سالگی درگذشت. مرلین مونرو بازیگر، خواننده و مانکن مشهور آمریکایی با ۱۷ میلیون دلار درآمد سالانه، در فهرست جدید نشریه اقتصادی فوربس در رده ششم قرار دارد. او ۵۲ سال پیش در اوج محبوبیت و در سن ۳۶ سالگی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی "خودکشی در پی مصرف بیش از حد داروهای آرام‌بخش" اعلام شد. زیبایی و بی‌پروایی مریلین مونرو او را به نماد جذابیت جنسی در دهه ۱۹۵۰ میلادی تبدیل کرد. ۳۳ سال پس از قتل جان لنون، خواننده، ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز گروه بیتلز در نیویورک، هنوز درآمد سالانه او ۱۲ میلیون دلار است و به همین دلیل در رده هفتم نشریه فوربس قرار دارد. او که از اعضای موسس گروه بیتلز بود در خانواده‌ای کارگری در لیورپول بریتانیا به دنیا آمد و در همان شهر نیز رشد کرد. بروس لی که در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۰ در محله چینی‌های سانفرانسیسکوی آمریکا به دنیا آمده بود، در سال ۱۹۷۳ در پی یک تومور مغزی درگذشت. او استاد هنرهای رزمی، بنیادگذار سبک رزمی "جیت کان دو" و بازیگر سینما بود. درآمد او در سال ۲۰۱۴ برابر ۹ میلیون دلار بود. ۳۰ سال پس از مرگ استیو مک‌کوئین، او هنوز به عنوان "سلطان خونسردی" مشهور است. استیو مک‌کوئین که در سال ۱۹۶۶ به خاطر بازی در فیلم "دانه‌های شن" نامزد دریافت جایزه اسکار شد، در سال ۲۰۱۴ میلادی درآمدش ۹ میلیون دلار بوده است. از فیلم‌های مشهور او "پاپیون" و "فرار بزرگ" بودند. جیمز دین در سال ۱۹۵۵ هنگامی که فقط ۲۴ سال داشت در پی یک حادثه رانندگی کشته شد. حدود ۶۰ سال پس از مرگ جیمز دین، او هنوز بر طبق جدول نشریه اقتصادی فوربس هفت میلیون دلار در سال درآمد دارد. این بازیگر آمریکایی تحصیل کرده رشته تآتر در دانشگاه یوسی‌ال‌ای آمریکا بود و نامزد دو اسکار بازیگری.
مراقبت از حیوانات خانگی بعد از هفت سالگی ژنتیک مادر می تواند پسر همجنسگرا تولید کند! تولید اسپرم خارج از بدن انسان بهترین رستوران جهان داستان خانواده اردلان

مطالب تصادفی

حرفه من

بدون خونریزی اول شویم!

شما در اداره ای هر روز هفته 9 ساعت وقت با ارزش خود را هدر می دهید ولی بچشم نمیآیید. هیچوقت کارمند برتر سال نشده اید و احتمالا هیچوقت هم نخواهید شد. ولی مشکل کجاست ؟ شما دارای بهترین نمرات در دانشگاه بوده اید و دانش شما از کاری که انجام می دهید بالاتر از بقیه همکاران است. اما می دانید رئیستان نمی داند دارید دقیقا چه کاری در شرکت انجام می دهید و احتمالا در فهرست افراد اخراجی پایان سال اگر وضع اقتصادی به همین منوال پیش رود دررتبه اول قرار خواهید داشت. نکته مثبت اینست که اهل زیر آب زنی، باند بازی و دسیسه هایی که متاسفانه ما ایرانی ها در آن بسیار هم خوب هستیم نیستید. بهتر است راههای زیر را امتحان نمایید. مطمئن باشید بدون نیاز به هیچ دسیسه ای موقعیت شغلی بهتری خواهید یافت. 1-       یک قدم بیشتر بردارید بیاد داشته باشید وظایف شغلی که در آغاز عقد قرارداد لیست آنرا بشما داده اند نیازهای اولیه برای شغلی است که برای شما در نظر گرفته اند. ولی انجام این حداقلها چیزی نیست که رئیستان را خشنود سازد. انجام کاری فراتر از انتظارات هر از چند گاهی، یک سورپریز خوب برای رئیستان است اینکار میتوان انجام سریعتر از موعد پروژه شما باشد یا پیشقدم شدنتان برای بعهده گرفتن مسئولیت یک کار یا پروژه جدید. 2-       نیازها را بشناسید منتظر نمانید کاری بشما محول شود. از مغزتان برای فعالیت بیشتر  شرکتتان کمک بگیرید. در انجام کارها پیشقدم شوید و رئیستان را از اینکه کسی بر اوضاع مسلط است مطمئن سازید. راز بزرگ اینست که هیچ رئیسی دوست ندارد شلاق را بزمین بکوبد تا کارمندانش از ترسشان بکار مشغول شوند. وقتی میدانید که رئیستان گزارشی را از شما خواهد خواست، چیزی بهتر از این نیست که گزارش را آماده در دستش بگذارید و بگویید من احتمال میدادم که شما این گزارش را بخواهید و من آنرا زودتر آماده نمودم. 3-       خود را رشد دهید وضعیت فعلی در هیچ موسسه ای راضی کننده نیست. با وسواس تمام سعی نمایید راههای انجام کارها را بهتر نمایید. حتما موارد کوچکی پیدا میشوند که میتوانند اوضاع گردش کار را بهتر نمایند. سعی نمایید آنها را بیابید کم نمودن هزینه ها، بالا بردن کیفیت خدمات یا سرویس به مشتریان یا هر چیز دیگری میتواند موقعیت سازمانی شما را بسرعت بهبود بخشد. همچنین سعی نمایید انرژی مثبتی از خود در محیط کاری خود بروز دهید. هیچکس احتیاج به یک منفی باف در اتاق بغل خود برای 9 ساعت روز و شش روز در هفته ندارد. یک شخص مثبت در یک محیط کار بخصوص در وضعیت نابسامان اقتصادی مانند یک ستاره میدرخشد. همکاران نیز جذب این انرژی مثبت خواهند شد زیرا انرژی مثبت بهترین چیزی است که هر کسی از یک رابطه در هر محیطی لذت می برد. 4-       برای مشکلات راهکار بیابید مشکلات بخشی از زندگی خصوصی و اجتماعی ما هستند. بیشتر وقت ما صرف رتق و فتق مشکلاتی است که به آنان برخورد می نماییم، یا آنان بما برخورد می نمایند. وقتی به مشکلی برخورد می نمایید مستقیما به اتاق رئیس نروید و از او نخواهید مشکل را حل نماید. بله او آنجاست که دقیقا اینکار را انجام دهد ولی بهتر است اول خود را جای او بگذارید و ببینید شما چه راهکاری را انتخاب می نمودیدی سپس لیستی تهیه کنید و نظرات خود را در این رابطه با او در میان بگذارید. یادتان باشد هر چقدر زندگی را برای رئیستان راحتتر نمایید همانقدر زندگی شما راحتتر خواهد گذشت. 5-       تا چه حد به او نزدیک شوید بهرحال ما رباتهای کارگر نیستیم، همینطور رئیستان. بهتر است هر از چند گاهی از حال و احوال خانم رئیس بپرسید یا از مدرسه ای که فرزندانش در آن درس می خوانند. یا بدانید که مثلا استقلالی است یا پرسپولیسی و هر از چند گاهی و برای مزاحی کوچک نتایج بد تیمش را به او یادآوری نمایید. چیزهایی مانند سیاست و مسائل و اعتقادات شخصی و کیفیت روابط خانوادگیش خط قرمزی هستند که هیچگاه نباید شکسته شوند. 6-       زمان او اهمیت دارد احتمالا رئیس شما شخص پر مشغله ایست بهتر است سعی نمایید مشکلات خود را تا حد امکان خودتان رفع و رجوع نمایید و کمتر او را درگیر نمایید. اینکه توانایی انتخاب بهترین راه حل ممکن و شجاعت انجام آنرا داشته باشید، حتی اگر هم آن مشکل حل نشود و بدتر هم بشود یک نکته مثبت برای شما دارد و آن اینکه شما شجاعت تصمیم گیری در موقعیتهای حساس را دارید. 7-       او را وادار به میانجیگری ننمایید هیچ رئیسی دوست ندارد میانجی کارمندانش باشد، اگر کسی از همکاران با شما مشکل دارد بهتر است موضوع را با طرف مقابل صراحتا حل و فصل نمایید. بچه که نیسیتید!! رئیستان هم که مهد کودک باز ننموده است گاهی بهتر است شما قدم اول و اساسی را برای رفع کدورت با همکارتان، هر چند که حق کاملا با شما باشد بردارید. انجام کارهای فوق می تواند چهره تان را در شرکت بطور خارق العاده ای بهبود بخشد و شما را پیش رئیستان تبدیل به چهره ای نماید که میتواند وظایف سنگینتر را بخوبی انجام دهد و میتوان بروی او برای آینده شرکت حساب ویژه ای باز کرد. یادتان باشد اینکار را بدون نیاز به باند بازی و زیر آب زنی معمول در اداره جات و شرکتها و تنها با تکیه بر توانایی های خود انجام داده اید. موفق باشید!

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.
دختران آتش شغل جدیدی برای زنان 10 گام تا استخدام دختران تونل توحيد کیک ها را من نقاشی می کنم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

خود را یرای تابستانی داغ آماده کنید

شاید این روزها که بسیاری سردترین زمستان ۱۰۰ سال اخیر را تجربه می‌کنند، باور این نکته دشوار باشد که تابستان پیش‌رو به احتمال ۷۵ درصد داغ‌ترین تابستان تاریخ از زمان ثبت دمای هوا خواهد بود. الگوی آب و هوای جهانی در حال حاضر شبیه به الگوی پدیده ال نینو است. ال نینو، یکی از مشهورترین چرخه‌های آب و هوایی است و زمانی رخ می‌دهد که سطح آب اقیانوس آرام در بخش استوایی به طرزی غیرمعمول گرم شده و منجر به وزش باد از غرب به شرق و بروز تغییرات غیرعادی آب و هوای مناطق شرقی و غربی استوای اقیانوس آرام می‌شود. ال نینو واژه‌ای اسپانیایی و به معنای "پسربچه" یا "مسیح نوزاد" است. این پدیده نخستین بار از سوی ماهیگیران آمریکایی که متوجه گرمای غیرمعمول اقیانوس در زمان کریسمس شده بودند، به نام ال‌نینو خوانده شد. در پژوهشی که در نشریه "PNAS" به چاپ رسیده، دانشمندان دانشگاه گیسن آلمان، ادعا کرده‌اند که قادر به پیش‌بینی پدیده ال نینو، یکسال پیش از وقوع آن هستند. تا کنون پیش‌بینی‌های دانشمندان بر اساس نقشه‌برداری درجه حرارت آب در شرق اقیانوس آرام صورت می‌گرفت. آنها با استفاده از این روش تنها می‌توانستند شش ماه زودتر الگوهای آب و هوا را پیش‌بینی کنند، زیرا این روش تحت تأثیر وزش باد در سراسر استوا قرار می‌گرفت. اما حالا به گفته دانشمندان آلمانی، آنها موفق شده‌اند با استفاده از روشی جدید که بر بررسی ارتباط بین درجه حرارت در حوزه ال نینو با دیگر نقاط اقیانوس آرام استوار است، وقوع ال نینو را یک سال زودتر پیش‌بینی کنند. به گزارش روزنامه "ایندیپندنت" محققان دانشگاه گیسن اعلام کرده‌اند که آنها با استفاده از این روش تازه، عدم رخداد پدیده ال نینو در دو سال گذشته را پیش‌بینی کرده بودند، که این پیش‌بینی نیز درست از آب درآمده است. آنها در عین حال احتمال داده‌اند که این پدیده در سال ۲۰۱۴ روی دهد. محققان آلمانی اظهار امیدواری کرده‌اند که با دانستن احتمال وقوع ال نینو از یکسال پیش‌، کشورها بتوانند خود را در مقابل تغییرات وسیع آب و هوایی که ال نینو به همراه می‌آورد، بهتر آماده کنند همچنین در گزارش نگران کننده دیگر در مورد احتمال وقوع خشکسالی در ایران اعلام شد حجم آب موجود در سدهای تهران نسبت به مقطع زمانی مشابه در سال گذشته ۳۶ درصد کاهش یافته است. سایت وزارت نیروی ایران دوشنبه ۱۲ اسفند گزارش داد که در زمان حاضر تنها ۲۱ درصد از حجم مخازن سدهای استان تهران از آب پر شده است. همزمان با این خبر، به گزارش خبرگزاری "ایسنا" یحیی لطفی، مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری از تاسیسات استان گلستان، از کاهش ۶۰ درصدی آب ذخیره شده در سدهای در دست بهره‌برداری این استان نسبت به مقطع زمانی مشابه در سال قبل خبر داده است. در همین زمینه رضا مکنون، رئیس کمیسیون ملی توسعه پایدار، در گفت‌وگو با روزنامه "شهروند" از "تحولی بزرگ" در وضعیت آب ایران خبر داده و گفته است: «جزو ۳ کشوری هستیم که آینده خوشی از نظر آب نداریم.» آن‌طور که رئیس "کمیسیون ملی توسعه پایدار" گفته، درحال حاضر کشور ایران کشوری خشک و نیمه‌خشک است اما با روالی که پیش می‌رود در آینده‌ای نه چندان دور به سمت خشکی تمام پیش می‌رود. با این که در برخی از روزهای زمستان، از جمله در ماه بهمن امسال، بارش برف و باران زیادی در تهران صورت گرفته است، اما به گفته پرویز رضازاده، مشاور رئیس سازمان هواشناسی کشور، میانگین بارش‌ها در استان تهران ۲۰ درصد کمتر از میانگین ۵۰ ساله است

دل به آب بده تا استرس‌ها دور شوند

استرس همراه همیشگی کسانی است که دل به زندگی شهری و ماشینی سپرده‌اند ، انسان مدرن امروز هر چند از استرس بیزار است اما روش‌های نوین زندگی استرس را در همه تولید می‌کند.
سه درس زندگی که یک مرد میتواند از آلت مردانه شان بیاموزد استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد من تو را اینگونه دوست دارم... هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم 12 واقعیت درمورد مسایل آمیزشی

آداب و رسوم

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    

ما، ارامنه و کریسمس

شاید برای بسیاری از ما اتفاق افتاده باشد که با ذوق فراوان به دوستان ارمنی خود تماس گرفته ایم تا کریسمس یا تولد حضرت عیسی مسیح را با یشان تبریک بگویم، اما این دوستان غالبا صریح کلیه ذوق ما را در همان 20 ثانیه اول با گفتن این جشن بما مربوط نیست را از بین برده اند. در حقیقت ارامنه ایران پیرو کلیسای شرقی گریگوری هستند و همراه با دیگر پیروان این کلیسا ها(یونانی ها، قبطی ها و اسلاوها) 6 ژانویه را بعنوان سالروز تولد عیسی مسیح جشن می گیرند. 25 دسامبر جشن کریسمس پیروان کاتولیک و پروتستان مسیح است. همچنین سال نوی میلادی نیز ربطی به کریسمس ندارد و در تاریخ اول ژانویه یا 11 دی هر سال جشن گرفته میشود. ارامنه کریسمس یا به زبان ارمنی surb tsnunt را در تاریخ 6 ژانویه جشن می گیرند و این روز به عنوان تعطیل رسمی برای ارامنه محسوب می شود. همچنین این روز همزمان با روز تجلی و ظهور عیسی مسیح است. برای بسیاری این سوال مطرح می شود که چرا ارامنه کریسمس را در روز 25 دسامبر به همراه دیگر نقاط دنیا جشن نمی گیرند. اساسا تاریخ دقیقی برای میلاد مسیح در تاریخ و یا در انجیل تعیین نشده است. به لحاظ تاریخی، تمامی کلیساهای مسیحی تولد مسیح را در روز 6 ژانویه جشن می گرفتند و این روند تا قرن چهارم ادامه داشت. طبق منابع کلیسای کاتولیک رم، در این زمان، تاریخ میلاد مسیح از 6 ژانویه به 25 دسامبر تغییر پیدا کرد تا یکی از اعیاد بت پرستی مربوط به تولد خورشید را که در تاریخ 25 دسامبر جشن گرفته می شد را تحت الشعاع قرار دهند. در آن دوران مسیحیان هنوز این عید بت پرستی را جشن می گرفتند. برای تضعیف و مقهور کردن این جشن بت پرستانه، مقامات کلیسا 25 دسامبر را به عنوان تاریخ رسمی تولد حضرت مسیح تعیین کردند و 6 ژانویه را به عنوان جشن تجلی و ظهور حضرت مسیح نامیدند. اما به دلیل اینکه چنین جشنهای بت پرستانه ای در میان ارامنه مرسوم نبود و این واقعیت که کلیسای ارامنه پیرو کلیسای رم نبود، ارمنستان نیازی به تغییر تاریخ، روز میلاد مسیح نداشتند. بنابراین ارامنه با پا برجا ماندن به رسوم اجدادشان به جشن گرفتن کریسمس در روز 6 ژانویه ادامه دادند. آتماج
طالع بینی چینی برای سال 2014 آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید جشن رنگی هندوها رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان

سفر و تفریح

سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها

بعضی کوه ها با بقیه فرق دارند و قسمتی از زندگی و هویت مردمانی می شوند که در کنارش زندگی می کنند. مثال اش همین دماوند که به نوعی نمادی از ایران است و یا کوه فوجی در ژاپن و یا کلیمانجارو در تانزانیا و اورست در نپال .

چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟

در آستانه سال نو و بهار طبیعت هستیم . با توجه به اینکه مسافرت در این ایام به شدت افزایش یافته و بسیاری از افراد همگام با بهار طبیعت به سیر و سیاحت می پردازند ،داشتن یک سفر سالم پیش از هرچیز نیاز مند فراهم ساختن مقدمات سفر است. اکنون به چند نکته که برای داشتن سفری بی خطر و ایده آل لازم است خواهیم پرداخت: قبل از سفر در مورد مکان و آب و هوای محلی که قصد رفتن به آنجا را دارید تحقیق کنید تا لباس مناسب با خود ببرید. فهرستی از جاذبه‌های دیدنی محل مورد نظر و اموری را که باید انجام دهید تهیه کنید  تا در مدت زمان سفر بیشتر لذت ببرید و کمتر احساس خستگی کنید. حتی‌الامکان در فصول گرما به مناطق گرم سفر نکنید. در مورد مکان اقامت خود ( هتل ، منزل اقوام ، چادر مسافرتی یا …) تصمیم بگیرید . به تغذیه و مواد غذایی که استفاده می کنید توجه کنید .خوردن غذاهای سالم و متنوع، از مواردی است که لذت سفر را چند برابر می ‌کند .افزایش اشتها در طول سفر سبب می ‌شود تا اشتیاق مسافران برای خوردن مواد غذایی بیشتر شود. در سفر به مناطق محلی و روستاها، از خوردن شیر تازه دوشیده شده از دام، یا بستنی و پنیر محلی و کلا محصولات لبنی تازه خودداری کنید و فکر نکنید که چون غذاهای روستایی، طبیعی اند، پس سالم هم هستند، زیرا ممکن است شما را در معرض خطر ابتلا به بیماری‌هایی نظیر تب مالت قرار دهد. حتماً هنگام خرید هر نوع مادة غذایی بسته‌بندی‌شده بین راهی به تاریخ مصرف آن توجه و از خرید یا مصرف مواد غذایی تاریخ‌گذشته خودداری شود. داروی ضد اسهال برای موارد اسهال مسافرتی توصیه نمی‌شود. در این مورد بهتر است با پزشک خود در مورد آنتی‌بیوتیک‌هایی که عفونت‌های باکتریایی عامل اسهال مسافرتی را درمان می‌کنند، مشورت کنید. اگر به نقاط آفتابی سفر می‌کنید، کرم ضد آفتاب با خود ببرید، یا برای تسکین درد ناشی از آفتاب ‌سوختگی، ژل ٱلوئه ورا(Aloe Vera) همراه داشته باشید. اگر در حین سفر، مدت درازی را در محیط‌های سرباز و طبیعی می‌گذرانید، پشه‌بند و کرم‌های دافع حشرات و داروهای تسکین‌دهنده آسیب ناشی از گزنه به همراه داشته باشید. در صورت سفر با خودروی شخصی: قبل از حرکت از سالم بودن وسیله نقلیه خود به ویژه سیستم روشنایی، سیستم فرمان، وضعیت لاستیک ها ، برف پاکن و… اطمینان کامل داشته باشید. مدارک شناسایی شامل: گواهی نامه رانندگی،کارت شناسایی، بیمه نامه خودرو،معاینه فنی و…را حتما به همراه داشته باشید. قبل از حرکت نسبت به تهیه ی جعبه کمک های اولیه، وسایل یدکی مورد نیاز مثل: لامپ،تسمه پروانه و دیگر وسایل ضروری که میتواند در صورت بروز نقص فنی در خودرو مورد استفاده قرار گیرد، اقدام نمائید. از آخرین وضعیت ترافیکی و شرایط جوی مسیر حرکت خود اطلاع کامل کسب نمائید.
سیزده به در، جشن زیبای طبیعت در سفر، سبک مثل پر سنندج، شهر هزار تپه چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت بالاتر از هیجان