1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آزمایشات جدید دی ان ای نشان می دهد که صاحب یک درمانگاه درمان ناباروری در دههای 40 میلادی در انگلستان ممکن است پدر رازآلود بیش از 600 نفر باشد.

بنقل از روزنامه تلگراف انگلیس برتولد وایزنر و همسرش در سالهای دهه 40 تا 70 میلادی یک درمانگاه درمان ناباروری را در انگلیس مدیریت نمودند و  به بیش از 1500 زوج در درمان ناباروری کمک نمودند.

در آزمایشات دی ان ای انجام شده بروی دو کودک بدنیا آمده از طریق درمان های دکتر وایزنر، بری استیونس و دیوید گولانژ، مشخص گشت که هر دو از طریق اسپرم های خود دکتر وایزنر بدنیا آمده اند و در حقیقت برادر ناتنی یکدیگر می باشند.

گولانژ می گوید با احتساب تعداد درمان های به نتیجه رسیده شامل دو قلو ها و حتی محاسبه تعداد آزمایشات ناموفق میتوان نتیجه گرفت که دکتر وایزنر پدرکلینیکی 300 تا 600 کودک بوده است. از 18 کودک بدنیا آمده در نتیجه فعالیت های درمانی این آزمایشگاه در بین سالهای 1942 تا 1963 بیش از دو سوم نتایج حاکی از مطابقت با دی ان ای دکتر وایزنر مینماید.

متاسفانه همسر دکتر وایزنر بعد از فوت وی در سال 1973 کلیه مدارک آزمایشگاه را که میتوانست به اطلاع بیشتر از تعداد کودکانی که دکتر وایزنر پدر آنان بود بنماید را از بین برد.

استیونس در مصاحبه خود می گوید که او بر اساس مدارک و اطلاعات موجود دارای صدها خواهر و برادر است که هیچگاه موفق به آشنایی با آنان نشده است. دکتر وایزنز در حقیقت یک کمونیست اتریشی بود که با روی کار آمدن نازی ها در آلمان و اشغال اتریش به انگلستان مهاجرت نمود. وی پیرو سرسخت مکتب فکری اوژنیک یا همان تفکر اصلاح نژاد انسان بود که نه تنها در بین دانشمندان چپگرا که در بین متفکران باتمایلات راست گرایانه نیز علاقمندان فراوانی داشت. آنان بر این عقیده بودند که افراد با استعداد باید ژن خود را تا حد ممکن تکثیر نمایند و همچنین جلوی تکثیر افراد کم استعداد باید گرفته شود.

قوانین انگلستان استفاده از اسپرم از اهدا کننده نامشخص را بدلیل آنچه عواقب در نسل های بعدی از جمله ازدواج بین دو شخص با اسپرم یک اهدا کننده نامعلوم میداند را ممنوع نموده است. دولت انگلستان اقدامات دکتر وایزنر را پلید و شیطانی نامیده است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

من بابانوئل بچه ها هستم

بچگی های مان وقتی می رفتیم  مهمانی و حوصله مان سر می رفت و شروع می کردیم به نق زدن و ساز بریم بریم کوک می کردیم ، صاحب خانه برای این که ما را ساکت کند که بتواند با خانواده مان راحت تر و بیشتر معاشرت کند ، می رفت یک کاغذ درب و داغان و یک مداد بدتر از آن می آورد و می گفت: " یه نقاشی برای خاله بکش ! "

وقتی لگو هم خشن میشود

نتیجه یک تحقیق تازه در دانشگاه نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که حالت صورتشان نشان‌دهنده احساسات منفی بوده، افزایش داشته است. شرکت لگو انتقاد وارده را رد کرده و می‌گوید از ترویج خشونت حمایت نمی‌کند. قطعا زندگی همیشه شیرین‌کامی به دنبال ندارد و گاهی روی تلخش را هم نشان می‌دهد، اما شرکت دانمارکی مشهور "لگو" (Lego) ظاهرا بر این باور است که باید چشم‌ بچه‌ها را از همان ابتدا به روی این حقیقت باز کرد که خوشی و خنده در زندگی دائمی نیست. نتیجه پژوهشی در دانشگاه کنتربری (Canterbury) در نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که نشان‌دهنده احساسات منفی هستند، در طول سال‌های اخیر افزایش داشته است. این نتیجه از روی بررسی ۶ هزار آدمک لگو به دست آمده است. کریستوف بارت نک، سرپرست این گروه تحقیقی می‌گوید: «برداشت ما این است که موضوعاتی که لگو آن‌ها را دستمایه می‌کند، به طور فزاینده‌ای باعث شکل دادن به درگیری می‌شود. اغلب یک شخصیت خوب در حال جنگیدن با یک شخصیت بد است.» شرکت لگو در تولید محصولاتش صحنه‌هایی از فیلم‌های سینمایی یا بازی‌های ویدئویی را بازسازی می‌کند. آقای بارت نک اضافه می‌کند: «شخصیت‌های خوب در یک درگیری می‌توانند رنج ببرند، در حالی‌که شخصیت‌های بد لبخندی خائنانه بر صورت دارند.» شرکت لگو و رد انتقادها شرکت لگو انتقادهای وارده را رد کرده است. سخنگوی این شرکت می‌گوید: «لگو از خشونت حمایت نمی‌کند. ما جنگ را با طنز ترکیب کرده‌ایم.» به گفته وی تفاوت حالت‌های چهره در آدمک‌های لگو راهی برای تسهیل بازی صحنه‌های پیچیده است. او گفته است که تحقیقات انجام شده از سوی لگو نشان می‌دهند که پسربچه‌های ۵ تا ۹ ساله تمایل زیادی به بازی کردن صحنه‌های جنگی دارند و برای همین هم مثلا "مأمور پلیسی وجود دارد که آدم متقلب را دستگیر می‌کند." سخنگوی لگو تأکید کرده است که این شرکت در خصوص ساخت صحنه‌های جنگی مرزهای مشخصی دارد. او توضیح می‌دهد: «ما خواهان درست کردن صحنه جنگ‌های مدرن و سلاح پیشرفته نیستیم. تمرکز موضوعات نه بر روی خشونت که تنها بر روی جنگ است.» کریستوف بارنک، سرپرست تحقیق انجام شده در دانشگاه نیوزلند از مسئولان لگو خواسته تا برای آدمک‌های لگو چهره‌های مناسب در نظر بگیرند و تحقیقی را انجام دهند تا مشخص شوند حالت صورت این آدمک‌ها چه واکنش‌هائی را در میان کودکان برمی‌انگیزد. منبع: DW
هیجان انگیز ترین سفر زندگی " یه لقمه دیگه بخور! " آیا می‌توان در زمان بارداری دوباره حامله شد؟ پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟ تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

سگ‌ها شخصیت صاحبانشان را بازتاب می‌دهند

دانشمندان از این ایده که یک سگ شخصیت صاحبش را به خود می‌گیرد، حمایت می‌کنند. پژوهشگران در اتریش می‌گویند سگ‌ها می‌توانند اضطراب و حالات منفی صاحبانشان را بازتاب دهند و سگ‌هایی که آرام باشند و رفتاری دوستانه داشته ‌باشند می‌توانند این حس را به انسان‌ها از طریق کمک به آنان در مقابله با استرس منتقل کنند‌. بیش از ۱۰۰ سگ و صاحبانشان تحت آزمایش‌های مختلفی - از جمله سنجش میزان ضربان قلب و شدت واکنش به تهدید - قرار گرفتند. همچنین نمونه‌های بزاق نیز گرفته‌ شد تا سطح کورتیزول آنها - به عنوان یکی از عوامل نشان‌دهنده استرس - مورد سنجش قرار گیرد. سپس، صاحبان سگ‌ها مورد ارزیابی قرار گرفتند که در کدام یک از پنج گروه بزرگ شخصیتی قرار می‌گیرند: عصبی، برونگرا، نوگرا، سازگار و خودآگاه. شخصیت سگ‌ها نیز از طریق یک پرسشنامه بررسی شد. دکتر ایریس شوبر از دانشگاه وین گفت هم سگ‌ها و هم صاحبانشان بر روی مکانیسم‌های واکنشی یکدیگر تاثیر متقابل دارند و میزان تاثیرگذاری انسان بر روی سگ بیشتر است. او به بی‌بی‌سی گفت: \\\\\\\\\\\\\\\"نتایج ما به دقت با تجربه‌ای که از آزمایش به دست آمد همخوانی دارد. سگ‌ها و صاحبانشان زوج‌های اجتماعی هستند و در زمینه مواجهه با استرس بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند.\\\\\\\\\\\\\\\" او گفت که سگ‌ها در برابر حالات روحی صاحبانشان حساس هستند و احساسات آنها را بازتاب می‌دهند. سگ‌ها برای بیش از ۳۰ هزار سال، در کنار انسان زندگی کرده‌اند. شواهد نشان می‌دهند که آنها می‌توانند اطلاعات احساسی را از افراد بگیرند و رفتار خود را متناسب با آن اطلاعات بروز دهند. تحقیق علمی مزبور در ژورنال PLOS ONE منتشر شده است.  

واتس اپ، محبوبتر از فیس بوک؟

بر اساس یافته‌های تازه‌ترین پژوهشی که با مطالعه روی چهار هزار کاربر تلفن‌های هوشمند در پنج کشور جهان به دست آمده است٬ ۴۴ درصد از کاربران اسمارت‌فون‌ها حداقل یک بار در هفته از اپلیکیشن واتس‌اپ (whatsapp) استفاده می‌کنند. این رقم برای فیس‌بوک که حالا بیش از یک میلیارد کاربر در سراسر جهان دارد ۳۵ درصد است.این نخستین باری است که در یک پژوهش رسمی٬ اپلیکیشنی دیگر با سبقت گرفتن از فیس‌بوک پرکاربر و محبوب٬ در صدر نشسته است. به عبارت دیگر٬ در برابر ۴۴ درصدی که دست‌کم هفته‌ای یک بار از واتس‌اپ استفاده می‌کنند٬ فقط ۳۵ درصد برای پیام‌رسانی به دوستان خود «فیس‌بوک مسنجر» را باز می‌کنند.واتس‌اپ حالا ماهانه بیش از ۳۵۰ میلیون کاربر فعال دارد. کاربرانی که روزانه دست‌کم ۴۰۰ میلیون عکس رد و بدل می‌کنند. نزدیک‌ترین رقیب به واتس‌اپ٬ وی‌چت است که حالا چیزی در حدود ۲۴۰ میلیون کاربر فعال در سراسر جهان دارد.اپ‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ راه جدید ارتباط در دهکده جهانیاین پژوهش همچنین نشان می‌دهد که اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ از جمله BBM و وی‌چت و وایبر٬ ارتباطات آنلاین مبتنی بر موبایل انسان‌ها را به تسخیر خود درآورده‌اند و آن را کاملا متحول کرده‌اند. ۸۶ درصد مکالمات صوتی و متنی روزانه در جهان٬ حالا از طریق این اپلیکیشن‌ها انجام می‌شود که به‌طور رایگان امکان ارتباط مبتنی بر اینترنت را در اختیار کاربران‌شان قرار می‌دهند.جدای از این اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ آن‌طور که این پژوهش نشان می‌دهد٬ کاربران از گوشی‌های هوشمند خود در ۷۳ درصد موارد برای برقراری تماس‌های صوتی مستقیم٬ ۷۵ درصد برای ارسال اس‌ام‌اس٬ و ۶۰ درصد برای دریافت و ارسال ایمیل استفاده می‌کنند.آوریل ۲۰۱۳ بود که جان کوم٬ مدیر اجرایی کمپانی واتس‌اپ اعلام کرد که این سرویس حالا تعداد کاربرانش از توییتر هم بالاتر رفته و در زمینه ارسال پیام‌های روزانه از فیس‌بوک هم سبقت گرفته است. این در حالی است که واتس‌اپ بر خلاف رقبای خود در دنیای شبکه‌های اجتماعی٬ مستقیما تبلیغی بر سر راه کاربران قرار نمی‌دهد و از تبلیغات پول چندانی نمی‌سازد.مدل کسب و کار واتس‌اپ هم مانند طراحی این سرویس کاملا ساده٬ سرراست و مشخص است: کاربران برای استفاده از آن ۹۹ سنت می‌پردازند و پس از دانلود آن به امکانات این سرویس دسترسی نامحدود دارند؛‌دسترسی واقعا نامحدود.جان کوم می‌گوید: «مانیفست ما در تضاد با تبلیغات است. ما به اندازه کافی در زندگی روزانه با تبلیغات بمباران می‌شویم اما گوشی هوشمند واقعا جای تبلیغات نیست. گوشی‌های ما از هر پدیده دیگری به ما نزدیک‌تر و متصل‌ترند؛ به ما و زندگی ما.»این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که کاربران اپلیکیشن اسنپ‌چت٬ که به تازگی با پیشنهاد ۳ میلیارد دلاری فیس‌بوک برای فروش مواجه شده است٬ بیشتر در محدوده سنی ۱۶ تا ۲۴ سال قرار دارند؛ همان بازه سنی که گفته می‌شود در حال روی‌گردانی از فیس‌بوک است و راه‌های جای‌گزین ارتباطی را به وقت‌گذرانی در فیس‌بوک ترجیح می‌دهد.
چینی ها اینگونه خشم خود را کنترل می کنند خوراکی های خطرناک برای حیوانات خانگی بلیط یکطرفه به مریخ ام پی تری جمعیت در موناکو بهترین عکسهای عروسی سال 2014

مطالب تصادفی

حرفه من

شغل جدیدی برای زنان

  این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. . به گزارش کاسب نیوز؛ هر از چند گاهی فردی با ابتکار جدیدی، شغلی نو را ایجاد کرده و بعد از مدتی شاهد آن هستیم که افراد دیگری نیز با پیروی از وی و مناسب دیدن آن شغل، همکار او می شوند.   بدین ترتیب شغل جدیدی به وجود آمده و رواج می یابد. البته در صورتی که کسب درآمد در آن شغل سهل و آسان باشد، به سرعت انتشار می یابد.  بررسی های انجام شده توسط خبرنگار کاسب نیوز نشان می دهد که اخیرا در مناطق اعیان نشین شمال تهران شغل جدیدی به وجود آمده که به آن می گویند: "مسئول خرید جهیزیه".  در واقع خانواده های ثروتمند که بیشترشان مشغله های روزمره زیادی در زندگی دارند، با این فرد توافق می کنند که جهیزیه دختر دم بختشان را خریداری کند.  دستمزد "مسئول خرید جهیزیه" 10 درصد از کل مبلغ خرید جهیزیه است. البته او همچنین وظیفه دارد بعد از خرید، جهیزیه را در منزل دختر خانواده، بچیند. در واقع طراحی دکور و چینش وسایل منزل نیز جزو وظایف وی به شمار می رود.  خبرنگار کاسب نیوز در گفتگو با یک "مسئول خرید جهیزیه" در مورد مبلغ خرید جهیزیه پرسید، که او پاسخ داد: مبلغ خاص و تعیین شده ای نیست بلکه توافقی است. یعنی آن خانواده وسایل مورد نیاز را اعلام می کنند و بنده لیست قیمت کامل را ارائه می دهم و بعد هر کدام را که زیاد است و یا نمی خواهند را خط می زنم و ما بقی را خریداری می کنم.  وی در ادامه درباره دستمزد خودش گفت: این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. .

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول زنان پزشکان بهتری هستند گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران دختران آتش پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

سه درس زندگی که یک مرد میتواند از آلت مردانه شان بیاموزد

1 – غیرقابل پیشبینی بودن زندگیدرس اولی که عضو مردانه در دوره های مختلف زندگی به هر مرد می دهد غیرقابل پیش بینی بودن زندگی است. وقتی که جوان هستیم و هورمون ها بیداد می کنند مدام شاهد بیدارباش های ناخواسته عضو جنسی هستیم و در مقابل ایستادگی های پیش بینی نشده اش، کاملا ناتوانیم. بعد از ان دوره، نوبت به لحظات غیرقابل پیشبینی می رسد که ما می خواهیم عضو ما قد برافرازد ولی به دلایل زیاد و از جمله تشویش و نگرانی، قادر به کنترل بدن خود نیستیم. درسی که از این وضعیت جسمی می توانیم بگیریم وحشت و خواری و ضعف می تواند نباشد. عضو جنسی ما مدام به ما یادآوری می کند که به درک و پذیرش« غیرقابل پیشبینی بودن» زندگی بیاندیشیم. اگر بپذیریم که بسیاری از ماجراهای زندگی تحت کنترل ما نیست مقدمتا از نگرانی و تشویشِ کمتری برخوردار خواهیم شد. دانستن این محدودیت و عمومیت دادن آن به همه انسانها و همه هستی، به ما اجازه می دهد  به جای تاسف خوردن، برای اتفاقات غیرقابل پیشبینی، آماده باشیم. 2  – ما هم بخشی از حیوانات روی زمین هستیمعضو جنسی ما و نیازهایش گواه این حقیقت است که سکس رفتار طبیعی و حیاتی همه حیوانات سیاره ما است. لذتی که آلت جنسی ما از آن برخوردار می شود پاداشی است که در همه حیوانات وجود دارد تا به خاطر دریافت مکرر آن، ریسک کنیم و ازخودگذشتگی نشان دهیم و تعهد اختیار کنیم تا حیات ادامه یابد. 3 – خودشناسی توام با آگاهییکی دیگر از درس های مهمی که آلت مردان می تواند نصیب صاحبانش سازد ایجاد تجربه زیبای « در لحظه بودن» است. وقتی که به مرور و بر اساس تجربه یاد می گیریم که از حضور یک نفر دیگر لذت ببریم  و به او لذت دهیم  در ضمن یاد می گیریم که قدر لحظه را بدانیم. می آموزیم که تمرکز بر اکنون و دوری از افسوس گذشته و نگرانی آینده، می تواند باعث شعف و شعور و آرامش گردد. این احساس، یکی از قدیمی ترین دستاورد هایی است که فلسفه اشراق، عرفان و ذن به بشر عرضه کرده است.

5 راه شاد برای زندگی بهتر

خیلی از مواقع ایجاد یک تصور مثبت برای ما بسیار سخت می شود. حقیقت این است که اگر خلق موقعیت های خوب را از موارد جزیی آغاز کنیم می توانیم آن را به کل زندگی مان تعمیم دهیم. در این مطلب چند روش به اثبات رسیده را برای شما بازگو می کنیم.
نشانه هایی از درخواست توجه بیشتر سگمان از ما همسری کنید نه مادری افزایش رضایت از زندگی در سنین بالاتر بهترین زمان هر کاری محیط کارتان را دوست داشتنی کنید

آداب و رسوم

اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی

به گفته سخنگوی کیت وینسلت‌، هنرپیشه مشهور هالیوود، این ستاره ۳۸ ساله نام پسر تازه متولد شده‌اش را "خرس" (Bear) گذاشته است. این پسر سومین فرزند کیت وینسلت است که در روز ۷ دسامبر در بریتانیا به دنیا آمد. کیت وینسلت تا کنون سه بار ازدواج کرده و "خرس" نخستین فرزند مشترک او و همسرش فعلی‌اش "ند راک اند رول" است. همسر کیت وینسلت، خواهرزاده ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی است. نام وی در اصل "ند ابل اسمیت" بوده، اما بعدها نام خانوادگی‌اش را به "راک اند رول" که یک سبک محبوب موسیقی است، تغییر داده است. البته کیت وینسلت نخستین چهره سرشناسی نیست که نام "خرس" را برای فرزندش انتخاب کرده است. پیش از او آلیشیا سیلور استون، هنرپیشه آمریکایی، نیز هنگامی که در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار مادر شد، نام پسرش را "Bear Blu" گذاشت. سیب کوچولو رسم نامگذاری‌های عجیب و غریب چند سالی است که در میان ستارگان متداول شده است و کیت وینسلت و آلیشیا سیلور استون در این راه تنها نبوده‌اند. یکی از معروف‌ترین این موارد گوئینت پالترو (هنرپیشه بریتانیایی) و کریس مارتین (خواننده گروه کلد پلی) هستند. این زوج زمانی که در سال ۲۰۰۴ صاحب دختری شدند، نام "سیب" (Apple) را برایش برگزیدند. این نام غیرمتداول موجب شده تا رابی ویلیامز، خواننده سرشناس بریتانیایی که از دوستان این زوج به شمار می‌رود هم به اشتباه بیفتد و به گفته خودش از کرده‌ی خودش خجالت بکشد. او سال پیش در یک مصاحبه خاطره‌ای را از این "آبروریزی" نقل کرد: «اخیرا این دو تا خانه من به مهمانی آمده بودند. گوئینت همراه با بچه‌اش به سمت من آمد. من هم از او پرسیدم، آیا خربزه کوچولو، سیب دوست داره؟ خجالت‌آور بود! من اسم‌ها را با هم قاطی کرده بودم!» به نقل از روزنامه دیلی میل، رابی ویلیامز البته ادامه می‌دهد: «اما خب اگر شما چنین نام احمقانه‌ای برای فرزندتان انتخاب کنید، چنین اشتباهی هم رخ خواهد داد. آدم باید به بچه‌اش رحم کند.» گوئینت پالترو و کریس مارتین در سال ۲۰۰۶ صاحب یک فرزند پسر شدند که نام او نیز چندان مرسوم به شمار نمی‌رود: موسی بروس آنتونی. به یاد روزهای خوش پدر زوج دیوید و ویکتوریا بکهام نیز در انتخاب نام فرزندانشان نشان دادند که اسم‌های از پیش شناخته شده چندان باب طبع‌شان نیست. آنها نام "بروکلین" را برای نخستین فرزندشان که پسر بود، انتخاب کردند. این نام که همچنین یادآور نام منطقه‌ای در نیویوک است، در اصل دخترانه محسوب می‌شود. رومئو و کروز نام دو پسر دیگر این زوج هستند که این نام‌ها نیز امروزه چندان متداول نیستند. برای همین زمانی که آنها صاحب دختری شدند، هیچ‌کس انتظار نداشت تا این نوزاد نامی همردیف نوزادان دیگر داشته باشد. این پیش‌بینی درست از آب درآمد و دیوید و ویکتوریا بکهام دخترشان را "هارپر سِوِن" (Harper Seven) نامیدند. بیانسه، خواننده و همسرش جی زی، رپر آمریکایی، نیز در سال ۲۰۱۲ صاحب یک دختر شدند که او را "عَشَقِه آبی" (Blue Ivy) نامیدند. آیوی (عشقه) که در اصل نوعی گیاه بالارونده با برگ‌های سبزرنگ است، البته نام مرسومی برای دختران به شمار می‌رود، اما رنگ بخشیدن به این نام تنها از عهده والدینی با قوه تخیل منحصر به فرد برمی‌آید. دیوید بکهام زمانی که در منچستر یونایتد بازی می‌کرد، پیراهن شماره ۷ را بر تن داشت و در مصاحبه‌ای اذعان داشت که انتخاب نام میانی هفت برای دخترش تا اندازه زیادی به خاطر همان پیراهن بوده است. او همچنین اضافه کرد که نام هارپر نیز در اصل به نام خانوادگی "نل هارپر لی" نویسنده کتاب پرفروش "کشتن مرغ مقلد" باز می‌گردد که یکی از کتاب‌های مورد علاقه همسرش ویکتوریا بوده است. خانم "پیکسی فرو فرو" باب گلدوف خواننده ایرلندی و همسرش در زمان زندگی مشترک ده ساله خود صاحب سه دختر شدند. اولین فرزند آنها که در سال ۱۹۸۳ به دنیا آمد، "فیفی تریکسیبل" (Fifi Trixibelle)، دومین فرزند "پیچز هانی بلوسوم" (Peaches Honeyblossom) و آخرین آنها "پیکسی فرو فرو" (Pixi Frou-Frou) نام دارد. فانتزی ستاره‌ها البته پا را از این‌ها هم فراتر گذاشته و به نام کشورها نیز رسیده است. آلیشا کیز، خواننده آمریکایی و همسرش کسیم دین، نام "مصر" (Egypt) را برای پسرشان انتخاب کردند. ناتالی پورتمن، ستاره آمریکایی هالیوود و همسرش نیز نام "الف"، نخستین حرف الفبای عبری را برای پسرشان انتخاب کردند. تونی برکستون، خواننده آمریکایی و همسرش کری لوییس نیز از سال‌های زندگی مشترک دارای دو پسر به نام‌های "دنیم" (نوعی پارچه کتانی که به نام جین شناخته می‌شود) و "دیزل" (یک شرکت طراحی لباس به ویژه لباس‌های جین) هستند.

گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز

در باورهای کهن ایرانیان خداوند جهان را در شش مرحله آفریده است. نخست آسمان، سپس آب، زمین، گیاهان، جانوران و در پایان انسان. این جشن‌ها هنوز در بین زرتشتیان در شش گاه یا زمان برگزار می‌شوند که هریک یادآور یکی از شش آفرینش هستند جشن شکرگزاری در ماه مهر برابر با ماه اکتبر برگزار می‌شود. ایرانیان باستان برای سپاسگزاری از این شش آفرینش، شش بار در سال جشن می‌گرفتند و این جشن‌ها را "گاهانبار" یا "جشن شکرگزاری" می‌نامیدند. در جشن شکرگزاری، سفره‌ای می‌گسترا‌نند که "سفره شکرگزاری " نام دارد. در این سفره نمادهایی از شش آفرینش، چند عدد تخم مرغ، نان، چند نوع غذای سنتی مخصوص جشن کتاب مقدس و آینه گذاشته می‌شود. این جشن مانند دیگر جشن‌های شکرگزاری به مدت پنج روز ادامه دارد . چهار روز اول به منزله مقدمات و آماده کردن جشن است و مراسم اصلی در روز پنجم برگزار می‌شود. پس ار برگزاری مراسم شکرگذاری در محلی مخصوص شمع روشن می‌کنند. در جشن شکرگزاری همه می‌توانند در آماده کردن و تهیه مواد غذایی، درست کردن خوراک سنتی وگستردن سفره مشارکت کنند. معمولا در بین زرتشتیان، کسانی که به تازگی یکی از اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند، بخشی از مخارج یا تمام مخارج مراسم رابه عهده می‌گیرند. هسته مرکزی این جشن‌ها پیوندی است از داد و دهش، دیدار مردم از هر صنف و رده و میزان دارایی، آگاهی از حال یکدیگر، نیایش و سپاسگزاری همراه با شادمانی و سرور دسته‌جمعی. در روستاها در درسفره شکرگزاری خشکباری نیز می گذارند که مخلوطی از خرما، سنجد، کشمش، بادام، گردو، برگه هلو و انجیر خشک است که آن‌ها را در سینی بزرگ یا در چادر شب می‌ریزند و روی آن یک عدد سیب یا انار قرمز با چند شاخه گیاه می‌گذارند. این خشکبار یا آجیل در بین زرتشتیان "لرک" نامیده می‌شود. نیایش در جشن شکرگزاری.
شب یلدا از کجا می‌آید از اینجا تا به شیراز ما، ارامنه و کریسمس تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک

سفر و تفریح

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.

بالاتر از هیجان

هیجان انگیزترین تفریحی که در زندگیتان داشته‌اید چیست، کارتینگ، بانجی‌جامپینگ، دوچرخه سواری در کوهستان، پریدن با پاراگلایدر ... ؟
باقیمانده یوز ایرانی خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ پیشنهادهایی برای آخر هفته پینت بال را امتحان كنید