1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

گرم ترین دریای جهان کجاست؟ در دریای سرخ؟ جایی حوالی آفریقا؟ در دل اقیانوس هند؟ نه، جای دوری نروید. خلیج فارس ایران.

خلیج فارس معمولاً برای ما ایرانیان طعم شعارهای ملی گرایانه دارد؛ سال هاست می کوشیم زیبایی های جزایر کوچک و بزرگمان را بیش از پیش نشان دهیم و با کشورهای همسایه در جذب گردشگر رقابت کنیم. حال اینکه ما تا چه حد در این زمینه موفق بوده ایم قابل تامل است. سوالی که ساده می توان با نگاهی گذرا به موقعیت توریستی جزایر جنوب کشورمان و مقایسه اش با شیخ نشین کوچک همسایه، همچون امارات متحده عربی، پاسخگویش بود.

در کتاب های جغرافی یاد گرفته ایم که خلیج فارس پس از خلیج مکزیک و هادسِن سومین خلیج بزرگ جهان است. شاید برای شما که این روزها درگیر حواشی پیرامون جزایر واقع در این خلیج هستید جالب باشد بدانید خلیج همیشه فارس گرم ترین دریای کره زمین هم هست به طوریکه درجه حرارت آب های آن در تابستان به 35.6  درجه سانتیگراد هم می رسد.

جالب نیست؟! این دما چیزی نزدیک به دمای طبیعی بدن انسان است. فوق العاده گرم و بدون هیچ همتایی در جهان که می تواند جاذبه ی توریستی منحصر به فردی نیز برای کشورمان محسوب شود.

تحقیقات دانشمندان تا این لحظه هیچ مکان دیگری را حتی در مناطق دریایی مماس با حارّه پیدا نکرده که چنین دمای آبی داشته باشد. برای آنهایی که به دنبال نام ایران همواره پسوند " ترین "را می جویند این هم یک ترین جالب توجه و شگفت انگیز دیگر.

گوشه ای از زیبایی های خلیج فارس

دیدگاه‌ها  

+3 # اکرم 1391-03-03 12:17
خلیـج فارس یعنی وطن، یعنی شناسنامه ی من
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # زهره 1391-03-03 12:27
اگه اینهمه -ترین- نداشتیم که همه دنبال مال و اموالمون نبودن.....
بله من هم موافقم و می گم
خلیج فارس یعنی وطن یعنی شناسنامه من

خلیج فارس یعنی وطن یعنی شناسنامه من

خلیج فارس یعنی وطن یعنی شناسنامه من
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بهناز 1391-03-03 21:53
چه جالب نمی دونستم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # shiva 1391-03-04 11:42
.Kish Island beheste roye zamine
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # armin 1391-03-05 12:25
vaghean che jaleb,vali che fayede ghadresho nemidonim ya nemidonan.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا

اگر تصمیم دارید الگوی خورد و خوراک خانواده را اصلاح کنید باید کارتان را از بچه ها شروع کنید. هر چند بچه ها خیلی زود به تغییرات عادت میکنند اما شما ناچارید ترفندهای متعددی را رمایش کنید،، خصوصا اگر در خانواده یک کوچولوی بدغذا داشته باشید. کاملا قابل درک است که لیست سبزیجات مورد علاقه کودک شما خیلی بلند بالا نیست. شما میتوانید همان چند قلم سبزیجات مورد علاقه کودک تان را در هفته و در وعده های مختلف در اختیارش بگذاربد و به تدریج بقیه سبزیجات را هم با اشکال جذاب به آنها اضافه کنید. اگر تصمیم دارید خوردن خوراکی های چرب و مضر را برای بچه ها قدغن کنید لازم است خود و همسرتان را هم برای نخوردن آنها توجیه کنید. این خیلی دور از منطق است که خودتان موقع دیدن فوتبال تخمه بشکنید ولی به بچه ها اجازه پفک خوردن ندهید. سوپ را به وعده های غذایی تان اضافه کنید، یک سوپ کم چرب پر سبزیجات هم نیازهای غذایی کودکان تان را تامین می کند هم از چاق شدن آنها پیشگیری میکند. خوردن سالاد قبل از غذا به کاهش اشتها کمک می کند. ضمن اینکه فیبر مورد نیاز را تامین کرده، به سهولت دفع کمک می کند و هضم غذا را آسان می نماید. بچه ها به موادی مانند آهن، پروتیین، و فیبر نیاز دارند. انواع گوشت برای تامین این مواد در دسترس هستند اما اگر به دنبال رژیمی برای حفظ تناسب اندام بچه ها هستید از حبوبات کمک بگیرید. حبوبات علاوه بر تنوعی که دارند به پیشگیری از یبوست نیز کمک می کنند. و اگر بچه های شما بدغذا هستند یا ایرادگیرند خوب است از آنها در تهیه غذا کمک بگیرید. اگر آنها در مراحل پخت و پز شریک باشند احساس بهتری نسبت به غذا پیدا می کنند و طبیعتا کمتر غر می زنند.

بدخلقی صبحگاهی کودکان

مادر ها هر روز صبح با لبخندی زیبا صبح به خیر خود را به کودک شان تقدیم می کنند اما آیا کودکان هم به همین شکل جواب می دهند؟ بعضی از روزها کودک از لحظه ای که چشمان خود را باز می کند شروع به غر زدن، گریه و کج خلقی می کند.
کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول) انواع بازی کودکان سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب اشکها و لبخندها تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

اپرا وینفری باز هم در صدر پر نفوذترین چهره سال جهان

بر اساس فهرست مجله آمریکایی "فوربس" اپرا وینفری، ستاره تلویزیون آمریکا، برای پنجمین بار به عنوان پرنفوذترین چهره سرشناس جهان انتخاب شد. درآمد خانم وینفری در یک سال گذشته بالغ بر ۷۷ میلیون دلار بوده است. مجله آمریکایی "فوربس" روز چهارشنبه (۲۶ ژوئن/ ۵ تیر) به رسم سالانه فهرست "صد چهره‌ی ‌مشهور بانفوذ" خود را منتشر کرد. ۶ زن و ۴ مرد جایگاه یکم تا دهم این فهرست را به خود اختصاص داده‌اند. اپرا وینفری‌، ستاره‌ی پیشین تلویزیون آمریکا‌، برای پنجمین بار عنوان مشهورترین چهره بانفوذ جهان را به انتخاب فوربس از آن خود کرده است. خانم وینفری پس از کناره‌گیری از اجرای برنامه تلویزیونی پرسابقه خود نام "اپرا" یک شبکه‌ی تلویزیونی اختصاصی به راه انداخت.  دوروتی پومرانتز یکی از دست‌اندرکاران سایت "فوربس" می‌گوید: «هیچ شخصیت دیگری مانند اپرا وینفری با این قدرت و ثبات وجود ندارد. تنها ۳ نفر وجود دارند که از زمان ارائه فهرست ما در سال ۱۹۹۹ تا کنون، هر سال نامشان در آن ثبت شده: اپرا، هوارد استرن و استیون اسپیلبرگ.» در فهرست امسال فوربس لیدی گاگا، خواننده‌ی آمریکایی در جایگاه دوم، استیون اسپیلبرگ‌، کارگردان سرشناس هالیوود و بیانسه‌، خواننده پرطرفدار، به ترتیب در جایگاه سوم و چهارم جای گرفته‌اند. استیون اسپیلبرگ بنا بر گزارش فوربس در سال گذشته ۱۰۰ میلیون دلار درآمد داشته که پردرآمدترین مرد این فهرست لقب گرفته است. پس از او جان بون جووی، ستاره راک در جایگاه هفتم و راجر فدرر، قهرمان تنیس جهان در جایگاه هشتم به چشم می‌خورند. جنیفر لوپز، هنرپیشه و خواننده که سال پیش صدر فهرست فوربس را در اختیار داشت، امسال در رده دوازدهم فرود آمده است. با این که اپرا وینفری پرنفوذترین چهره سرشناس دنیا شناخته شده اما با توجه به میزان درآمد طی یک سال گذشته (از ژوئن ۲۰۱۲ تا ژوئن ۲۰۱۳) این مدونا، ملکه دنیای پاپ، است که عنوان پردرآمدترین ستاره را به خود اختصاص می‌دهد. مدونا با درآمد ۱۲۵ میلیون دلار در یک سال از اپرا وینفری با درآمد ۷۷ میلیون دلار پیشی گرفته است. اما با این همه فوربس با توجه جایگاه بالای خانم وینفری در هالیوود، مطبوعات، تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی او را به عنوان پرنفوذ‌ترین چهره‌ی سال انتخاب کرده است. در این میان لیدی گاگا که سال گذشته به دلیل انجام عمل جراحی روی مفصل ران پا، مجبور به لغو شماری از کنسرت‌های خود شد، به نوشته فوربس ۸۰ میلیون دلار درآمد داشته که این امر به همراه حضور چشمگیر او در شبکه‌های اجتماعی و شمار زیاد هوادارانش موجب کسب جایگاه دوم این فهرست شده است. خانم پومرانتز می‌گوید: «لیدی گاگا هنوز هم یک نیروی عظیم در موسیقی پاپ به شمار می‌آید. حتی وقتی که روی صحنه نیست، باز هم مردم درباره او حرف می‌‌زنند.» جاستین بیبر، خواننده ۱۹ ساله آمریکایی با کسب رده نهم، جوان‌ترین عضو فهرست فوربس شناخته می‌شود، تیلور سوییفت، خواننده ۲۳ ساله، نیز امسال برای نخستین بار وارد فهرست فوربس شده و رده ششم را از آن خود کرده است. فوربس در دسته‌بندی سالانه خود مواردی نظیر سود حاصل از اجرای کنسرت، فروش کتاب، درآمد آگهی‌های تبلیغاتی‌یا بازی در فیلم‌ها را در نظر می‌گیرد. افزون بر آن میزان حضور چهره‌های سرشناس در رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی نیز به دقت مورد بررسی گروهی از پژوهشگران قرار می‌گیرد.

بلندترین لباس عروس دنیا

یک عروس و داماد ایتالیایی تصمیم گرفتند برای مراسم عروسی شان از یک لباس عروس به طول ۲ مایل (حدود ۳٫۲ کیلومتر) استفاده کنند و از این طریق رکورد طولانی ترین لباس عروس دنیا را شکستند.
حضرت علی شکایت مرد فرانسوی از اوبر به دلیل افشای خیانت به همسرش کارهایی که سگ شما را ناراحت می نماید کاندوم هوشمند وارد بازار می‌شود نظر وزیر ارشاد در مورد فیلتر شبکه های اجتماعی

مطالب تصادفی

حرفه من

برای مصاحبه شغلی آماده باشید

همه می دانیم که یافتن شغلی مناسب چقدر سخت است، تعداد محدود نیازهای شغلی، عدم مطابقت تحصبلات به شغل های پیشنهاد شده، سابقه کار اندک و همچنین عدم داشتن پارتی مناسب که در صورت حل این مشکل آخری دیگر نیازی به رفع و رجوع بقیه موارد ندارید. سلسله نوشته های ذیل در حقیقت به شما کمک می نماید که از کنکور مصاحبه کاری براحتی و با موفیت عبور نمائید. استرسی که برای عبور از این آخرین و بلند ترین مانع دارید میتواند شانس شما را در متقاعد ساختن مصاحبه کننده در انتخاب شما کاهش دهد هر چند که شما و کار مورد نظر واقعا بهم بیائید.اما در آغاز بررسی می نمائیم سوالاتی را که باید جواب آنرا از آغاز در آستین داشته باشید. · چرا شما به کار در صنف .. علاقمندید؟این سوال در حقیقت بسیار کلی است و بهتر است اگر جوابی برایش ندارید و باید بگوئید دنبال کار می گردم وقت خود را تلف ننمائید. بهترین جواب می تواند برگرفته از تجربه شخصی/تحصیلی شما با صنف مزبور باشد. میتوانید حتی از آینده ای که برای این صنف در نظر دارید سخن بگوئید، مثلا کمتر کسی به صنعت نفت واقعا از ته دل علاقه دارد ولی همه می دانیم صنعت نفت و انرژی تا دنیا هست باقی خواهد ماند. مصاحبه کننده احتیاج دارد علاقه شخصی یا نگرشی بلند مدت را درون شما به صنف مزبور بیابد. · چرا به کار در شرکت ما علاقمندید؟سوال آسانی بنظر می آید اما بموقع خودش میتواند کمی چالش ایجاد نماید، بهتر است قبل از انجام مصاحبه نگاهی به گذشته و فعالیتهای شرکت داشته باشید و چند نکته مثبت را که در شما انگیزه حضور یا مشارکت در فعالیتهای این شرکت ایجاد می نماید را پیدا نمایید. باز هم از کلی گویی بپرهیزید. · 5 سال بعد از این می خواهید چکاره شوید؟آیا فکرش را کرده اید؟ کمتر اتفاق می افتد کسی که دنبال کاری می گردد فکر 5 سال بعد را نیز نموده باشد. در این مورد بهتر است قبل از اینکه به مصاحبه بروید کمی فکر نمائید، صادق باشید و اگر قصد ماندن در شرکتی را برای بلند مدت ندارید بگویید. ادامه تحصیل بالاتر، امکان مدیریت بخشی از شرکت و حتی راه اندازی کسب و کار شخصی خیلی بهتر از کلمه هنوز فکری ندارم است، مصاحبه کننده با این سوال در حقیقت میزان بلند پروازی شما را می سنجد اگر نه حتی خودش نیز نمی داند 5 روز آینده بطور قطع چه خواهد نمود. · بار آخری که حقوق شما مورد باز بینی قرار گرفته است کی بوده است؟این سوال در حقیقت برای اینست که ببیند آیا در محل قبلی از کار شما رضایت داشته اند یا خیر. در این مورد بهتر است کتمانی انجام نگردد. شرکتها امروزه کم و بیش از وقایع داخل هم اطلاع دارند اگر بر سر پاداش و اضافه نمودن حقوق مشکلی داشته اید یا وضع مالی شرکت طوری نبوده که پاسخگوی نیازهای شما باشد بدون رو در وایستی بگویید. · چه نوعی از مدیریت  را بیشتر می پسندید؟آیا فرد مستقلی هستید یا نیاز دارید کسی شما را در طول مسیر راهنمائی نماید؟ مدیران بیشتر دنبال افرادی هستد که میتوانند کاری را بدون اینکه 50 بار ایمییل رد و بدل شود و 10 بار صحبت شود انجام دهند. مهم اینست که گزارش کار انجام شده را آنان برای مقامات بالاتر ببرند. · چه نکات مهمی در کارهای قبلی خود آموخته اید؟اگر در صنف خود دنبال شغل دیگری در شرکت دیگری می باشید یاد آوری چند مورد فنی خیلی هم مناسب و خوب است اما اگر از بانکداری به صنعت لبنیات میخواهید وارد شوید بهتر است نکاتی کلی از مهم بودن همکاری های بین گروهی و درون گروهی، نظم و انضباط کاری، حرکت بر اساس برنامه ریزی انجام شده و غیره را بعنوان مثال بکار گیرید. · کدام را بیشتر پسندیدیید و چرا؟بازگشت به سوال قبل، مصاحبه کننده بدنبال شناختن بیشتر شما می باشد، در این زمان شما میتوانید یکی از تجربیات خود را باز نموده و توضیحات بیشتری از تجربه خود بدهید. · چه کاری با رهبری شما انجام گرفته است؟آیا تاکنون حرکت انقلابی در محل کار قبلی انجام داده اید؟ پروژه ای که با پیشنهاد و رهبری شما آغاز و به نتیجه رسیده باشد؟ لزوما اگر محل کار نه زندگی شخصی چه؟ آیا کسی هستید که بتواند جمعی از دوستان را برای مسافرت یا کار گروهی دیگری بسیج نماید؟ · چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی دارید؟هیچکدام ما خدا نیستیم و ضعفهای بیشماری داریم، ولی بهتر است یک یا دو مورد آنرا که به بهروری شما در محل کار تاثیر می گذارد اشاره نمائید. عدم ایجاد ارتباط قوی با همکاران، عدم قدرت رهبری تیمی، عدم امکان کار در شرایط سخت و ساعات کاری طولانی از مواردیست که مصاحبه کننده بدنبال آن است. بهتر است از الان بداند در چه چیزهایی میتواند بروی شما حساب ویژه باز نماید و در چه چیزهایی خیر. · چه نکاتی بازگو کننده پیشرفت شخص در یک موسسه می باشد؟همه میخواهند پیشرفت نمایند ولی نوع پیشرفتیکه شما در ذهن دارید  در حقیقت شرط اساسی برای مصاحبه کننده است. جواب شما به وی توضیح میدهد که شما چه نوع راهی را برای پیشرفت در موسسه بکار خواهید بست آیا با همکاری با دیگران خود را بالا خواهید کشید یا با به زیر آوردن آنان. · آیا امکان کار در شهرستانها را دارید؟نترسید همین الان شما را به کویر تبعید نکرده اند، شاید چند ماهی یا شاید ماهی چند روز مجبور به مسافرت شوید. چه کسی از مسافرت بدش می آید؟ اگر واقعا نگرانید بهتر است قبل از جواب نه دادن شرایط تغییر مکان موقت  یا بلند مدت را بپرسید پرسیدن چیزی که شما را برای دادن پاسخ بهتر به مصاحبه کننده کمک می کند یکی از ویژگی های مثبت شما محسوب خواهد شد. · علایق شخصی شما چیست؟آیا ورزش می کنید؟ تلویزیون تماشا می نمایید یا ترجیح می دهید وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید؟ کتاب می خوانید یا شال و پلیور می بافید؟ مهمانی می گیرید یا به سفر می روید؟ فکر نکنیند مهم نیست هر کدام از علایق ما بنوعی بازگو کننده شخصیت ما می باشد. · کار گروهی چقدر برای شما اهمیت دارد؟این مساله بسیار مهمی در داخل سازمان میباشد، اگر قرار بر انجام کارها بصورت شخصی بود خوب هیچوقت سازمانی بوجود نمی آمد بنابر این هیچوقت سعی نکنید اهمیت کار گروهی را کوچک جلوه دهید، اینکار شما را بزرگ نمی نماید. اگر درون تیم بودن برای شما مشکل است بهتر است شروع به یادگیری نمایید، مطمئن باشید این یک هنر اکتسابی است که با کمک و همراهی و  کمی هم تساهل  براحتی بدست می آید. در قسمت بعدی این مقاله موارد منفی را که بهتر است در مصاحبه از آنها پرهیز کنید را مطرح می نماییم.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران دختران تونل توحيد 10 گام تا استخدام زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

انگار همین دیروز بود

"انگار همین دیروز بود!"این جمله‌ای است که خیلی‌‌ها یا خود آن را به زبان آورده‌اند یا اغلب از دیگران شنیده‌اند. آدم‌ها وقتی به گذشته، زمانی که خردسال یا جوان بوده‌اند، نگاه می‌کنند غالبا به نظرشان می‌آید که آن دوران، زمان بسیار کندتر می‌گذشت. آن وقت‌ها "یک سال" واقعا به معنای "دوازده ماه" بود و به یاد می‌آورند که روزها و ماه‌ها مثل حالا به چشم بهم زدنی سپری نمی‌شد.این گونه دریافت از زمان و تند شدن ضرباهنگ آن هنگامی که انسان‌ها پا به سن می‌گذارند، موضوع پژوهش‌های علمی نیز بوده است. برای نمونه در سال ۲۰۰۵ پژوهشی در رابطه با "اثرات سن در درک از زمان" از سوی دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان در شهر مونیخ انجام گرفت، که نتایج قابل توجهی به همراه داشت.در این پژوهش روانشناسان از افراد ۱۴ تا ۹۴ ساله خواسته بودند تا بگویند به نظر آنها ده سال گذشته با چه سرعتی سپری شده است. نتیجه نشان می‌داد که پرسش‌شوندگان مسن در مقایسه با جوان‌ترها به وضوح این احساس را داشته‌اند که زمان سریع‌تر بر آنان گذشته است.چرا اینگونه است؟حافظه، حافظه، حافظهبه نوشته "اشپیگل آنلاین" شماری از روانشناسان در پاسخ به این پرسش به یک بازی محاسباتی اشاره می‌کنند؛ به گفته آنان هر شخصی به طور خودکار یک بازه زمانی خاص را در رابطه با سال‌های عمرش در ذهن دارد. برای یک کودک ۳ ‌ساله‌، یک سال به معنای یک سوم زندگی‌اش و برای یک فرد ۸۰ ساله یک سال‌، یک هشتادم عمرش است. به گفته آنان از همین رو جای تعجب نیست که یک سی‌ام، یک پنجاهم یا یک هشتادم زندگی برای افراد بزرگسال بسیار کوتاه به نظر می‌آید.هر چند این توجیه به نظر قابل قبول می‌آید، اما با این حال تمام پژوهشگران بر سر پذیرش آن اتفاق نظر ندارد.مارک ویتمان، یکی از پژوهشگران مؤسسه روان‌شناسی و بهداشت روان شهر فرایبورگ، اعتقاد دارد که این توجیه "بسیار محاسباتی" است و می‌گوید: «فکر نمی‌کنم که درک از زمان در مغز انسان اینگونه کار کند.»به گفته وی اغلب اتفاق می‌افتد که یک فرد ۶۵ ساله هنگامی که وارد دوران بازنشستگی می‌شود، احساس می‌کند که ضرباهنگ زمان ناگهان کند شده است و به اصطلاح "دیر می‌گذرد".در همین حال خیلی‌ها این تجربه را داشته‌اند که زمانی که مجبور به انجام کارهای خسته‌کننده بوده‌اند یا حوصله‌شان سر رفته، احساس کرده‌اند که عقربه‌‌های ساعت به کندی از جایشان تکان خورده‌اند. مارک ویتمان می‌گوید: «پژوهش‌ها در خانه سالمندان دقیقا این حالت را تأیید کرده‌اند. زمان برای افراد بسیار کند گذشته تا وقتی که مثلا موقع غذا یا نظافت رسیده است. اما بعد که از همان فرد پرسیده شده روزش چطور گذشته، پاسخ داده: بسیار سریع.»به گفته آقای ویتمان عامل اصلی در نحوه دریافت ما از زمان به حافظه بستگی دارد؛ هر چه بیشتر حوادث و اتفاقات را به یاد داشته باشیم‌، دوره زمانی نیز به نظرمان طولانی‌تر بوده است.کلید در دستان ماستاین روانشناس آلمانی در کتاب خود با نام "زمان حس شده" می‌نویسد که همین عامل برای نمونه موجب می‌شود تا وقتی به تعطیلات می‌رویم، روزهای اول این حس را داشته باشیم که زمان کند می‌گذرد.در ابتدای سفر بایستی مسیر را طی کنید، بعد وارد مکانی ناشناخته می‌شوید که بایستی آن را کشف کنید و در این راه با چیزهای جدید برخورد می‌کنید و آشنا می‌شوید. اما بعد از چند روز که دیگر چم و خم مکان دستتان آمده و هر صبح از همان نانوایی همیشگی نان تازه می‌خرید، همان مسیر همیشگی تا ساحل را می‌روید و همان مغازه‌های همیشگی را سر راه می‌بینید، ناگهان به نظرتان می‌آید که روزها به سرعت سپری شدند و تعطیلات به پایان رسید.به گفته مارک ویتمان این مثال ساده نحوه گذراندن تعطیلات را می‌توان به کل زندگی تعمیم داد."اولین‌هایی" که انسان در جوانی تجربه می‌کند، مثل اولین بوسه یا اولین حقوق تا آخر عمر به طور پررنگ در خاطر باقی می‌مانند. او ادامه می‌دهد: «وقتی که آدم ۱۵ سال است که ازدواج کرده، هر روز سر همان کار همیشگی می‌رود و هر تابستان هم به همان جای همیشگی سفر می‌کند، زمان به نظرش بسیار سریع می‌گذرد.»با در نظر گرفتن این نکته می‌توان گفت که مقصر اصلی گذشت سریع زمان خود ما هستیم. انسان هر چه بیشتر پا به سن می‌گذارد، بیشتر نیز از دست زدن به تجربه‌های جدید سر باز می‌زند. اما هر چه بیشتر حوادث و تجربه‌های جدید و تازه را از سر بگذرانیم‌، به همان نسبت نیز حافظه‌ اتفاقات بیشتری را در خود جای می‌‌دهد.به این ترتیب سال‌های بعدتر هنگامی که به گذشته نگاه می‌کنیم و خاطرات را به یاد می‌آوریم، اینگونه به نظرمان نخواهد آمد که زمان به سرعت برق و باد سپری شده است.کلید در دستان خود ماست‌. کافی است که از رویارویی با تجربه‌های جدید نترسیم و خود را بار دیگر برای تجربه "اولین‌ها" آماده کنیم؛ اولین درس نواختن گیتار یا اولین سفر به تنهایی.

خوشبخت‌ترین انسان‌های جهان در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند

همه ده کشور دنیا که در آنها خوشبخت‌ترین مردم جهان زندگی می‌کنند در آمریکای لاتین قرار دارند. موسسه نظرسنجی "گالوپ" نظرسنجی امسال خود را درباره کشورهای خوشبخت جهان در واشینگتن منتشر کرد.  روز ۲۰ مارس (۲۹ اسفند) از سوی سازمان ملل متحد "روز جهانی خوشبختی" نام‌گذاری شده است. موسسه نظرسنجی "گالوپ" در تحقیقی نظر شهروندان ۱۴۳ کشور جهان را در ارتباط با تجربیات مثبت آنها و درجه خوشبختی‌شان جویا شده است. از هر کشور یک هزار نفر به سوالات مسئولان این موسسه تحقیقاتی پاسخ داده‌اند. این موسسه نظرسنجی همه‌ساله نتیجه تحقیقات‌اش را در این باره منتشر می‌کند. آخرین نتیجه تحقیقات گالوپ روز پنج‌شنبه (۲۸ اسفند / ۱۹ مارس) به وقت محلی در واشینگتن منتشر شد. سوال‌های این موسسه گوناگون‌اند و به این موضوع می‌پردازند که آیا افراد در روز قبل از نظرخواهی احساس آرامش و شادی کرده‌اند؟ آیا آنها کاری جالب انجام داده‌اند؟ آیا خندیده‌اند و مورد احترام دیگران قرار گرفته‌اند یا نه.خوشبخت‌ترین ده کشور دنیا در آمریکای جنوبی قرار دارندهر ۱۰ کشور دنیا که در آنها خوشبخت‌ترین مردم جهان زندگی می‌کنند در آمریکای لاتین قرار دارند. برمبنای نتایج این تحقیق پاراگوئه از مجموع ۱۰۰ امتیاز موجود برای درجه خوشبختی، ۸۹ امیتاز به دست آورده و در این رابطه بالاترین مقام را به خود اختصاص داده است. پس از پاراگوئه کشورهای کلمبیا، گواتمالا و هندوراس قرار دارند که آنها نیز همه در آمریکای جنوبی ومرکزی واقع شده‌اند.موسسه نظرسنجی "گالوپ" بر این نظر است که رفاه مادی لزوما معیاری برای خوشبخت بودن نیست و تنها در کنار فاکتورهای دیگر می‌تواند بر خوشبخت بودن انسان‌ها موثر باشد. به طور نمونه کشور گواتمالا یکی از فقیرترین کشورهای جهان است، اما همین کشور سال‌هاست که در بالای جدول کشورهای خوشبخت جهان قرار دارد. آمریکای شمالی ۷۹ امتیاز در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده است. در این کشور افراد با درآمد سالانه تا ۷۵ هزار دلار احساس خوشبختی در زندگی روزمره‌شان دارند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که درآمدی بیشتر از این مبلغ تاثیر قاطعی بر درجه خوشبختی ندارد.کشورهای اروپاییسوئیس ۸۰ امتیاز در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده است و لوکزامبورگ و آلمان و اتریش به ترتیب ۷۸، ۷۷ و ۷۵ امتیاز کسب کرده‌اند. کشورهای یادشده را می‌توان کشورهای ثروتمند اروپا دانست.مقام کشورهای ثروتمند اروپا در حالی است که کشورهایی با بنیه مالی ضعیف‌تر در همین قاره پس از این کشورها قرار گرفته‌اند؛ مثلا پرتغال ۷۲ امتیاز، ایتالیا ۷۰ امتیاز و یونان ۶۷ امتیاز را در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده‌اند.مردم خاورمیانه و شمال آفریقا از خوشبختی دورند مردم کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا کمتر از مردم بقیه کشورهای جهان روز قبل از نظرسنجی احساسی مثبت داشته‌اند. این کشورها ۵۹ امتیاز گرفته‌اند. باید خاطر نشان کرد که از ۵ کشوری که بدترین تجربه‌ها را در رابطه با خوشبختی داشته‌اند، ۴ کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا قرار دارند.در ته جدول کشورهای خوشبخت جهان اوکراین، صربستان و ترکیه با ۵۶، ۵۴ و ۵۴ امتیاز قرار دارند. در این کشورها احساس خوشبختی در شهروندان بسیار کم ارزیابی شده است.
با چرخه خشونت های جسمی، احساسی و روانی شما را می ترسانند، کنترل می کنند و شکست می دهند "دوستت دارم " فقط یک جمله نیست ما با نقش هایمان وارد رابطه می شویم بهترین روز زندگی من حسادت زنان را کور می کند

آداب و رسوم

عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج

یکی از قشنگ ترین اتفاقات زندگی هر کس مراسم ازدواجش است. اما درست مانند هر مراسم دیگری ازدواج هم در میان مردم کشورهای مختلف به اشکال متفاوتی برگزار می شودکه در برخی موارد حالت جنون آمیزی به خود می گیرد.

عید آب پاشی - جشن وارداوار

از قدیمی‌ترین جشن‌های ارمنیان محسوب می‌شود که در میان ایرانیان به عید آب پاشی ارمنیان جشن وارداوار (Vardavar) شهرت دارد. ارمنیان در این روز به یکدیگر آب می‌پاشیدند، کبوترپرانی می‌کردند و مسابقات ورزشی ترتیب می‌دادند. زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است. بیشتر محققانی که در زمینه اعیاد ارمنیان پیش از مسیحیت تحقیق می‌کنند، این جشن را مربوط به الههٔ آستغیگ و الههٔ آناهید می‌دانند. به موجب افسانه‌های ارمنی، آستغیگ، الههٔ‌زیبایی، باروری و حاصل‌خیزی بود و برگزاری این جشن در فصل تابستان به منظور طلب باران و برکت بوده است. جشن آب پاشی از جشن‌های خاص اقوام آریایی است و ارتباطی با دین خاصی ندارد ولی ارمنیان از سدهٔ چهارم میلادی پیرایه‌هایی مذهبی برای آن فراهم کردند. اکنون جشن وارداوار به عنوان یکی از اعیاد مسیحیت، نود و هشت روز پس از عید پاک، بین بیست و هشتم ماه ژوئن تا اول ماه آگوست (4 امرداد در گاهشماری ایرانی) برگزار می‌شود. این جشن در ایران از زمان مادها تا پایان دورهٔ صفوی برگزار می‌شد. درباره ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژه ی «وارد» را به معنی گل می‌دانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند. بر پایه ی نوشته‌های مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا می‌شده، همه ی مردم در این جشن شرکت می‌کردند و الهه را با گل‌های سرخ می‌آراستند. می‌گویند گل‌سرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد. ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیک‌ترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای می‌آورند. در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبه‌ای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ‌ایراد می‌شود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون می‌آیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب می‌پاشند. از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوتر‌پرانی نیز نام برد که این رسم نیز از گذشته‌های دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه ی زیبایی و عشق تعلق دارند. ارامنه داراى آشهاى به خصوصى می باشند که در زمان روزه بيشتر طبخ می گردد که معمولاً با سبزی هاى صحرائى و مواد نباتى درست می شود که به زبان ارمنى به اين آشها ”باس“ گفته می شود.
تصویرهایی از «کریسمس» آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان جهیزیه؛ یک رسم بین المللی عید فطر در ایران شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان

سفر و تفریح

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.
باقیمانده یوز ایرانی ده کلانشھر گران آفریقا پیشنهادهایی برای آخر هفته کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس