نه تنها در فرهنگ ایرانی بلکه حتی در فرهنگ کشورهای غربی نیز زمانی که می خواهند درشت تر بودن چیزی را بیشتر جلوه دهند، فیل را مثال می زنند! این تمثیل به نوعی یادآور سکانسی است که هاردی با همان لحن محجوبش از لورل می پرسد: " یعنی تو از فیل هم گنده تری؟!"

اگر شما به هند یا تایلند سفر کرده باشید حتماً از نزدیک در کنار این حیوان احساس ریزه بودن کرده اید و احتمالاً اگر بشنوید وزن زبان نهنگ آبی کمی بیش از وزن یک فیل بالغ است حیرت زده خواهید شد! یعنی تصور کنید یک فیل عظیم الجثه با همه ی هیکل تنومندش به راحتی در زبا ن یک نهنگ آبی جا می گیرد و با تمام وزن چند تنیش تنها حکم یک جزء کوچک از دستگاه بلع نهنگ را بازی می کند.

اما شگفتی های عالم آفرینش حد و مرز ندارند. بسیاری از ما زمانی که هفت یا هشت ساله بودیم نقاشی های عجیب و غیر معمول زیاد می کشیدیم؛ برای فرشته شاخ می گذاشتیم و سگ را عینکی و برگ درختان را به رنگ بنفش می کشیدیم! و احتمالاً همیشه با نگاه حیران اطرافیان روبه رو می شدیم! لطفاً از این به بعد اگر کودکی را دیدید که زبان حیوانی را ابی کشیده است متعجب نشوید زیرا تا حال 3 حیوان گوناگون شناخته شده اند که زبانشان آبی است: نوعی از خرس های سیاه و سپید، سگ چوچو و مارمولک زبان آبی!

دنیا دنیای رنگ است و شگفتی ها! چه کسی می داند شاید روزی سگ های عینکی نقاشی های کودکی مان نیز بیرون آمدند و با چوچوهای زبان آبی زیر سایه درخت بنفش بازی کردند!