1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

نه تنها در فرهنگ ایرانی بلکه حتی در فرهنگ کشورهای غربی نیز زمانی که می خواهند درشت تر بودن چیزی را بیشتر جلوه دهند، فیل را مثال می زنند! این تمثیل به نوعی یادآور سکانسی است که هاردی با همان لحن محجوبش از لورل می پرسد: " یعنی تو از فیل هم گنده تری؟!"

اگر شما به هند یا تایلند سفر کرده باشید حتماً از نزدیک در کنار این حیوان احساس ریزه بودن کرده اید و احتمالاً اگر بشنوید وزن زبان نهنگ آبی کمی بیش از وزن یک فیل بالغ است حیرت زده خواهید شد! یعنی تصور کنید یک فیل عظیم الجثه با همه ی هیکل تنومندش به راحتی در زبا ن یک نهنگ آبی جا می گیرد و با تمام وزن چند تنیش تنها حکم یک جزء کوچک از دستگاه بلع نهنگ را بازی می کند.

اما شگفتی های عالم آفرینش حد و مرز ندارند. بسیاری از ما زمانی که هفت یا هشت ساله بودیم نقاشی های عجیب و غیر معمول زیاد می کشیدیم؛ برای فرشته شاخ می گذاشتیم و سگ را عینکی و برگ درختان را به رنگ بنفش می کشیدیم! و احتمالاً همیشه با نگاه حیران اطرافیان روبه رو می شدیم! لطفاً از این به بعد اگر کودکی را دیدید که زبان حیوانی را ابی کشیده است متعجب نشوید زیرا تا حال 3 حیوان گوناگون شناخته شده اند که زبانشان آبی است: نوعی از خرس های سیاه و سپید، سگ چوچو و مارمولک زبان آبی!

دنیا دنیای رنگ است و شگفتی ها! چه کسی می داند شاید روزی سگ های عینکی نقاشی های کودکی مان نیز بیرون آمدند و با چوچوهای زبان آبی زیر سایه درخت بنفش بازی کردند!

دیدگاه‌ها  

0 # برنا 1391-03-10 09:58
این روزها من هرچی اینجا می خونم می گم چه خالب! خب جالبه!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # زهره 1391-03-10 10:08
دختر من بچگی هاش همیشه عجیب غریب نقاشی می کرد!! پس گویا عادی بوده!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حسینی 1391-03-10 10:28
به نقل از زهره:
دختر من بچگی هاش همیشه عجیب غریب نقاشی می کرد!! پس گویا عادی بوده!

زهره جون ، بچه های خواهر من سر سگ رو رو بدن گاو می کشن می گن از لقاح مصنوعیه!!! 8 سالگی لقاح مصنوعی رو می شناسن.و.... همین باعث میشه تخیل متفاوتی داشته باشن.. بچه های این دوره خیلی خاصن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسینی 1391-03-10 10:26
واقعاً مطالب متفاوت و خواندنی در سایت می ذارید.ممنون از انتخابتون. من واقعاً اینایی که گتید رو نمی دونستم. برای بچه ها هم خیلی جالبه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # asal 1391-03-10 20:42
woooow!!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # aram 1391-04-29 15:02
# aram
هویج بنفش ،هندوانه ی زرد و خیلی از چیز هایی دیگر که تغییرشان را دیده ایم به ما ثابت میکنند که به دانسته هایمان شک کنیم و تعصب نداشته باشیم!
شاید حقیقت رنگ دیگری باشد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فریده 1391-04-29 20:24
هرچیزی به ذهن انسان یرسه حتما قبلا به ذهن خدا رسیده. پس هرچی به ذهنت رسید مطمئن باش تو دنیا وجود داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

باز هم دروغ گفتی؟

کودک تان دروغ می گوید؟ اصلا نگران نباشید. زیرا با برخورد صحیح و به جا می توانید در نحوه شکل گیری شخصیت کودک تان تغییر ایجاد کنید، زیرا لوح یادگیری کودکان هنوز سفید است و می توانید به بهترین شکل آن ها را آموزش دهید.

تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است

بنا به آماری که به تازگی از سوی یونیسف، صندوق کودکان سازمان ملل متحد منتشر شده، در سال سال گذشته  میلادی مرگ و میر کودک زیر پنج سال حدود ۶/ ۶ میلیون نفر بوده است. بیشترین میزان مرگ و میر، در کشورهای در حال توسعه بوده است. گزارش یونیسف تصریح می‌کند که آمار اخیر بیانگر کاهش تقریبا ۵۰ درصدی میزان مرگ و میر کودکان در مقایسه با سال ۱۹۹۰است. با این وجود در هر پنج ثانیه یک کودک در جهان می‌میرد. بر اساس گزارش یونیسف، مهم‌ترین دلیل مرگ کودکان زیر پنج سال، مشکلاتی است که در نتیجه تولد زودرس کودکان بوجود می‌آیند. وضعیت زایمان، مالاریا و بیمارهای گوارشی از دیگر دلایل عمده مرگ نوزادن و کودکان است. نیمی از مرگ و میر کودکان ارتباطی مستقیم با امر تغذیه دارد. هدف یونیسف کاهش نرخ فوت کودکان به زیر۴/۴ میلیون نفر تا سال ۲۰۱۵ میلادی است. گفته می‌شود که این هدف واقع‌بینانه نیست و دست‌کم تا دو سال آتی دسترسی بدان ممکن به نظر نمی‌رسد. کمک‌های ساده‌ای که جان میلیون‌ها کودک را نجات می‌دهد یونیسف و سازمان بهداشت جهانی در گزارشی مشترک تاکید می‌کنند که تغذیه بهتر و خدمات پزشکی و دارویی مناسب‌تر می‌توانند از مرگ میلیون‌ها کودک جلوگیری کنند. در کشورهای فقیری نظیر اتیوپی و بنگلادش با تخصیص امکاناتی محدود، شانس رشد کودکان بطرز چشمگیری افزایش یافته است. سازمان‌های امدادی بین‌المللی اذعان دارند که کاهش میزان مرگ و میر کودکان آهنگی کند دارد. یونیسف و سازمان بهداشت جهانی در گزارش خود تصریح کرده‌اند : با وسایل ساده و امکانات محدود هم‌چون واکسیناسیون، پخش آنتی‌بیوتیک‌ها، پشه‌بند و مراقبت از نوزادان و مادران در ماه‌های اولیه پس از زایمان می‌توان میلیون‌ها کودک را نجات داد. مبازه علیه مرگ و میر کودکان چهارمین هدف از هشت هدف سازمان ملل در هزاره کنونی است. این اهداف در سال ۲۰۰۰ میلادی به تایید مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیدند. در نیمه سپتامبر امسال بار دیگر رهبران جهان خواهان رایزنی در باره ایجاد شرایط مناسب برای تحقق این اهداف هستند.
چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟ پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟ بدخلقی صبحگاهی کودکان نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان نهادینه کردن کتابخوانی در کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

بهترین رستوران جهان

در رقابت بر سر دریافت جایزه بهترین رستوران‌های جهان که نتیجه آن غروب اول ژوئن در لندن اعلام شد، رستوران اسپانیایی «سلار د کن روکه» به عنوان بهترین رستوران سال ۲۰۱۵ برگزیده شد. به گزارش شبکه خبری سی ان ان رستوران «سلار د کن روکه» که در جیرونا از شهرهای ایالت کاتالونیای اسپانیا واقع شده با رسیدن به مقام اول رستوران معروف «نوما» از شهر کپنهاگ را از صدر این فهرست به رتبه سوم تنزل داد و رستوران ایتالیایی «اوستریا فرانچسکا» که همواره به عنوان شاهکار آشپزی ظریف و تجملی در سطح جهان تلقی می‌شده، در مقام دوم قرار گرفت. جوان روکا ی فونتانه سر آشپز رستوران به هنگام دریافت جایزه و در میان تشویق حاضران، جایزه را به همه کسانی که با او همکاری دارند تقدیم کرد و گفت: «این موفقیت در عین حال به خانواده ما تعلق دارد، همسران و فرزندان ما که در تمام این سال‌ها ما را تحمل کردند و همینطور همه کارکنان رستورانی که امروزه بهترین جهان است.» رستوران اسپانیایی سلار د کن روکه به نوشته روزنامه بریتانیایی ایندیپندنت در فهرست امسال بهترین رستوران‌های جهان چندین نام آشنا و قدیمی مقام‌های اول تا دهم را همچنان در اختیار دارند ولی چند رستوران تازه‌تاسیس نیز به صدر جدول پیوسته‌اند. رستوران پرویی «لیما سنترال» به عنوان بهترین رستوران از آمریکای جنوبی در ردیف چهارم این فهرست قرار گرفت. رستوران نیویورکی «الون مدیسون پارک» با یک رتبه تنزل به نسبت سال ۲۰۱۴ در مقام پنجم و رستوران اسپانیایی «مورگاریز» از شهر سن سباستین اسپانیا مثل سال گذشته مقام ششم خود را حفظ کرد. رستوران لندنی «ماندارین اورینتال» با دو رتبه تنزل به مقام هفتم رسید و یک رستوران تازه وارد از شهر توکیو به نام «ناریساوان» که برای اولین بار به این فهرست وارد شده، در مقام هشتم قرار گرفت. رستوران سلار د کن روکه رستوران برزیلی «دی. او. ام.» از شهر سائوپائلو که در سال گذشته در مقام هفتم بود امسال در رتبه نهم قرار گرفت و رتبه دهم نیز به رستوران «گاگان» از شهر بانکوک رسید که اخیرا به عنوان بهترین رستوران آسیایی شناخته شده است. جایزه بهترین رستوران‌های جهان که هر ساله در لندن و به ابتکار مجله رستوران برگزار می شود یکی از جوایز مهم بین‌المللی در عرصه آشپزی و رستوران‌د‌اری است. تعدادی از آشپزان و رستوران‌داران سرشناس از اعضای هیئت داوران این جایزه هستند ولی برخی دیگر از چهره‌های سرشناس و با نفوذ این رشته از برخی از انتخاب‌های گذشته این جوایز انتقاد کرده‌اند. قرار است مراسم اعطای این جوایز در سال آینده برای اولین بار به جای لندن در شهر نیویورک برگزار شود. رستوران اسپانیایی « سلار د کن روکه » با آشپزی و مدیریت سه برادر به نام‌های جوان، جوردی و جوزپ روکا ی فونتانه اولین بار در سال ۲۰۱۳ این جایزه مهم را دریافت کرد. در سال ۲۰۱۴ رستوران نوما از شهر کپنهاگ به مدیریت رنه ردزپی به مقام اول رسید. اما به نظر می‌رسد که « سلار د کن روکه » توانسته است یک بار دیگر ثابت کند که در عرصه آشپزی جهان بی‌رقیب است.

به همت یک زن ایرانی سگ‌کشی در تبریز متوقف شد

با مصوبه فرمانداری و دادستانی تبریز از حدود ۱۰ روز پیش (اواخر تیر ۱۳۹۳) سگ‌کشی در تبریز و استان آذربایجان شرقی متوقف شده و کشتارگاه سگ‌ها در تبریز تعطیل شده است. قرار است از این پس هر سگی که در شهر دیده شود، توسط اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» برای نگه‌داری به پناهگاه برده شود. ژیلا پورایرانی مدیر «پناه‌گاه حیوانات پردیس» با اعلام این خبر می‌گوید: «طبق مصوبه‌ی استانداری، به کل استان آذربایجان شرقی دستور داده شده که از این به بعد، دیگر سگ‌ها معدوم‌ نشوند. ما هم به عنوان هسته‌ی مرکزی نظارت خواهیم کرد، راهنمایی می‌کنیم، آموزش می‌دهیم و در همه‌ی شهرستان‌ها پناه‌گاه برای سگ‌ها ایجاد می‌شود، سگ‌ها عقیم و نگهداری می‌شوند.» خانم پورایرانی از حدود ۶ سال پیش در ایران در زمینه حمایت از حیوانات فعالیت می‌کند. او می‌گوید وقتی برای اولین‌بار در مرکز معدوم کردن سگ‌ها وضعیت این حیوانات را دیده، تحت تاثیر قرار گرفته و تصمیم گرفته پناهگاهی برای سگ‌های بی‌صاحب درست کند. او درباره وضعیت مرکزی که تا همین چندی پیش سگ‌ها را در آن معدوم می‌کردند، می‌گوید: «این‌جا متاسفانه سگ‌ها را معدوم می‌کنند و پیمانکارهایی که طرف قرارداد شهرداری بودند، معمولا کارشان را به شکل غیرانسانی انجام می‌دادند. زمانی که ما رفتیم محل را دیدیم، من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتیم پناه‌گاهی ایجاد کنیم که دست‌کم تا جایی که در توان داریم، جان این حیوانات را نجات بدهیم.» به گفته ژیلا پورایرانی در محل معدوم کردن سگ‌ها، آن‌ها را یک‌ هفته تا ۱۰ روز نگه می‌داشتند تا به تعداد قابل توجهی برسند. در این مدت هم به آن‌ها غذا نمی‌دادند و بسیاری از سگ‌ها از بی آبی و بی غذایی کشته می‌شدند. به گفته او قانونا آن‌ها باید سگ‌هایی که بیماری لاعلاج و قابل سرایت بین حیوان و انسان دارند را معدوم می‌کردند، ولی شرکت خدماتی که با شهرداری برای معدوم کردن سگ‌ها قرارداد داشت، هر سگی را که به آن‌جا برده می‌شد معدوم می‌کرد. سگ‌هاپس از ورود به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» مدتی قرنطینه می‌شوند. بلافاصله پس از ورود سگ‌ها به این پناه‌گاه، آن‌ها را شست‌وشو می‌دهند، انگل‌زدایی شده و واکسینه می‌شوند. در مرحله‌ بعد سگ‌هاعقیم‌ می‌شوند. اما آیا ایجاد پناهگاهی شبیه به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» و تعطیل کردن همه مراکز معدوم‌کردن سگ‌ها در دیگر شهرهای ایران هم‌چون تهران کاری شدنی است؟ ژیلا پورایرانی می‌گوید: «این کار کاملا شدنی است، اما نیاز به یک همت شبانه‌روزی دارد. من از بچه‌های تیم خودمان واقعا تشکر می‌کنم که خیلی با من همکاری کرده‌اند. هرکدام یک قسمت از کار را عهده‌دار شده‌اند. همه‌ همکاری کردند تا توانستیم این کار را انجام بدهیم.» «پناه‌گاه حیوانات پردیس» صفحه‌‌ای هم در فیس‌بوک دارد که به صورت مرتب اخبار و وضعیت سگ‌ها در آن منتشر می‌شود. حدود ۱۵ هزار نفر هم این صفحه را لایک کرده‌اند. از ژیلا پورایرانی که ادمین صفحه فیس‌بوک «پناه‌گاه حیوانات پردیس» نیز هست، از خبررسانی منظم درباره وضعیت سگ‌ها و پناه‌گاه می‌پرسم. او می‌گوید: «من معتقدم حرفی که از دل برآید، بر دل نشیند. من عاشقانه به این زبان‌بسته‌ها خدمت می‌کنم و کارگر افتخاری پناه‌گاه هستم. از این نظر واقعا یک خلا خیلی بزرگی در جامعه‌ی ما وجود داشت. ادمین پیچ خود من هستم و سعی کردم هر اتفاقی را که می‌افتد، با زبان خیلی ساده و همان احساسی که در همان لحظه داشتم به حیوان‌دوستان و کسانی که از پیچ بازدید می‌کنند، انتقال دهم.» درحال حاضر اگر شهروندی در تبریز با شهرداری تماس بگیرد و خبر از سگی بدون صاحب در گوشه‌ای از شهر بدهد، اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» راهی آن مکان شده و سگ را زنده‌گیری کرده و به پناه‌گاه می‌آوردند. پناهگاهی که حالا حدود ۴۰۰ سگ در ان نگه‌داری می‌شوند.
برج پیزا/ کج اما ماندگار زبان درازترین دختر دنیا جنس برتر! ما اینگونه فکر نمی کنیم چندشوهری در تبت سردی مردان بعد از رابطه جنسی

مطالب تصادفی

حرفه من

تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

چندی پیش خبر از برگزاری نمایشگاه طراحی روی تی شرت "قاف" داده بودیم. یکتا وزیری در بازدیدی که از این نمایشگاه داشته با طراحان این تی شرت ها گفتگویی کرده که در اینجا مشاهده می کنید.

10 گام تا استخدام

متاسفانه ما خانم ها چندان به فنون چانه زنی و مذاكره در جلسات مصاحبه شغلی آشنا نیستیم. ما گمان می كنیم رزومه ما معرف ماست، اما اینطور نیست، كافی است چند روش برای تاثیرگذاری بیشتر یاد بگیرید.
کیک ها را من نقاشی می کنم ... یه مَرده، یه مرد حرفه من: مربی آموزش رانندگی زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست دختران آتش

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

زندگی جشنی بی پایان است

زندگی، به خودی خود مملو از چالش ها و لذت هاست. انسان هایی که لذت های زندگی را می شناسند و این مهارت را دارند که از چالش های آن نیز لذت ببرند از کره ای دیگر نیامده اند. آن ها افرادی هستند مثل من و شما با این تفاوت که دیدگاه آنها افق وسیع تری را در بر می گیرد.

سه درس زندگی که یک مرد میتواند از آلت مردانه شان بیاموزد

1 – غیرقابل پیشبینی بودن زندگیدرس اولی که عضو مردانه در دوره های مختلف زندگی به هر مرد می دهد غیرقابل پیش بینی بودن زندگی است. وقتی که جوان هستیم و هورمون ها بیداد می کنند مدام شاهد بیدارباش های ناخواسته عضو جنسی هستیم و در مقابل ایستادگی های پیش بینی نشده اش، کاملا ناتوانیم. بعد از ان دوره، نوبت به لحظات غیرقابل پیشبینی می رسد که ما می خواهیم عضو ما قد برافرازد ولی به دلایل زیاد و از جمله تشویش و نگرانی، قادر به کنترل بدن خود نیستیم. درسی که از این وضعیت جسمی می توانیم بگیریم وحشت و خواری و ضعف می تواند نباشد. عضو جنسی ما مدام به ما یادآوری می کند که به درک و پذیرش« غیرقابل پیشبینی بودن» زندگی بیاندیشیم. اگر بپذیریم که بسیاری از ماجراهای زندگی تحت کنترل ما نیست مقدمتا از نگرانی و تشویشِ کمتری برخوردار خواهیم شد. دانستن این محدودیت و عمومیت دادن آن به همه انسانها و همه هستی، به ما اجازه می دهد  به جای تاسف خوردن، برای اتفاقات غیرقابل پیشبینی، آماده باشیم. 2  – ما هم بخشی از حیوانات روی زمین هستیمعضو جنسی ما و نیازهایش گواه این حقیقت است که سکس رفتار طبیعی و حیاتی همه حیوانات سیاره ما است. لذتی که آلت جنسی ما از آن برخوردار می شود پاداشی است که در همه حیوانات وجود دارد تا به خاطر دریافت مکرر آن، ریسک کنیم و ازخودگذشتگی نشان دهیم و تعهد اختیار کنیم تا حیات ادامه یابد. 3 – خودشناسی توام با آگاهییکی دیگر از درس های مهمی که آلت مردان می تواند نصیب صاحبانش سازد ایجاد تجربه زیبای « در لحظه بودن» است. وقتی که به مرور و بر اساس تجربه یاد می گیریم که از حضور یک نفر دیگر لذت ببریم  و به او لذت دهیم  در ضمن یاد می گیریم که قدر لحظه را بدانیم. می آموزیم که تمرکز بر اکنون و دوری از افسوس گذشته و نگرانی آینده، می تواند باعث شعف و شعور و آرامش گردد. این احساس، یکی از قدیمی ترین دستاورد هایی است که فلسفه اشراق، عرفان و ذن به بشر عرضه کرده است.
رنگهای سال 2013 را میشناسید؟ من تو را اینگونه دوست دارم... پارک ملت کجاست؟ چگونه شاد زیستن را بیاموزیم! سه ویژگی مرد آلفا

آداب و رسوم

یلدا مبارک

شب یلدا، درازترین شب سال و یکی از بزرگترین جشن های ایرانیان است. ایرانیان همواره شیفته شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آنها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند.

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    
ما، ارامنه و کریسمس چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ طالع بینی چینی برای سال 2014 تصویرهایی از «کریسمس» آداب عید قربان

سفر و تفریح

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها
سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها پیشنهادهای آخر هفته گراوان، رنگین كمان املاح معدنی شاهرود، شهری که باید دید دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان