1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

جهان رنگ ها از هر منظری که به آن نگاه کنید جذاب، متنوع و هیجان انگیز است. دنیای رنگ همان است که زندگی ما با آن از تکرار لحظه ها بیرون می آید. دنیای رنگ همان است که حتی ذهن خسته و بیمار ما مردمان را التیام می بخشد. این دنیا، اما شگفتی ها و نکات خواندنی خاص خودش را دارد. تا به حال فکر کرده اید که هیچ وقت هیچ غذای آبی در هیچ نقطه ای جهان ندیده اید!؟ نه خودش را  و نه حتی عکسش را! واقعیت این است که غذای طبیعی آبی رنگ اصلاً وجود ندارد.

گربه ها از حیوانات خانگی محبوب بسیاری از مردم جهان هستند. آیا می دانستید گربه های فوق العاده زیبا و دوست داشتنی سپید رنگ که اتفاقاً چشمان آبی دارند همگی ناشنوا هستند؟ این گربه های ملوس در این تلفیق رنگ جالب طبیعت شنوایی شان قربانی شد!

اما یکی از نکات بسیار جالب توجه پیرامون دنیای رنگی ماهی های قرمز این است که آنها نه تنها رنگ هایی که ما میبینیم را درک می کنند بلکه قادر به تمیز دادن رنگ ساطع شده توسط اینفرارد و اشعه فرابنفش را نیز هستند! بله، همین ماهی های قرمزی که در تنگ های سفره هفت سینمان می گذاریم با دیدن این اشعه ها رفلکس نشان می دهند!

شگفتی های مرتبط با رنگ در جهان خلقت گویی تمامی ندارد چراکه نگاهی گذرا به جانداران گونه گون و یافتن ارتباط آنها با رنگ هایشان دریچه های تحیر را به روی ما باز می کند. به عنوان مثال همه ی ما با دیدن رنگ سرخ به یاد خون می افتیم. قرمز در ادبیات داستانی جهانی نیز یکی از سمبل های خون و موارد وابسته به آن است! اما اگر بدانید موجود یا بهتر بگوییم موجوداتی در پیرامونمان هستند که خونشان قرمز نیست ممکن است شگفت زده شوید! مثلاً ملخ های مزرعه خونشان مایه ای ست سپید و در میان عوام باور بر این است که ملخ ها خون ندارند! و  یا می دانستید خون یک خرچنگ به خودی خود بی رنگ است اما به محض تماس با اکسیژن متمایل به آبی می شود.

دنیای رنگ را پایانی نیست، هرچه بیشتر از جهان پیرامونمان بدانیم متوجه می شویم چه قدر دانسته هایمان اندک است.

دیدگاه‌ها  

+1 # اکرم 1391-03-11 11:16
همین ماهی های فسقلی؟؟ همه ی گربه های سفید یعنی؟ چه جالب نمی دونستم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # زهره 1391-03-11 14:22
چرا به جای عکس ملخ خرچنگ گذاشتین؟
خیلی جالبه که ملخ خونش اینطوریه.
همه گربه ها از هر نژادی این حالت رو دارن؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # لـادیز 1391-03-11 14:35
به نقل از زهره:
چرا به جای عکس ملخ خرچنگ گذاشتین؟
خیلی جالبه که ملخ خونش اینطوریه.
همه گربه ها از هر نژادی این حالت رو دارن؟

"می دانستید خون یک خرچنگ به خودی خود بی رنگ است اما به محض تماس با اکسیژن متمایل به آبی می شود."
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # زهره 1391-03-11 15:31
به نقل از لـادیز:
به نقل از زهره:
چرا به جای عکس ملخ خرچنگ گذاشتین؟
خیلی جالبه که ملخ خونش اینطوریه.
همه گربه ها از هر نژادی این حالت رو دارن؟

"می دانستید خون یک خرچنگ به خودی خود بی رنگ است اما به محض تماس با اکسیژن متمایل به آبی می شود."


مرسی، متوجه این قسمت نشده بودم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرناز 1391-03-11 15:03
خرچنگا استقلالین یا بهتره بگم اس اس ها خرچنگ هستن )))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # asal 1391-03-12 02:48
che ba maze:D
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بی تا 1391-03-15 18:51
چه جالب!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران.س 1391-03-17 23:43
شاید هم حیات رنگارنگ ما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # aram 1391-04-29 14:56
#aram
جالب بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

آیا آماده بارداری هستید؟

چرا آماده شدن برای بارداری اهمیت دارد؟ حاملگی دو هفته قبل از وقت قاعدگی شما اتفاق می افتد. این یعنی ممکن است تاوقتی سه هفته باردار هستید، متوجه آن نشده باشید. این درحالی است که جنین در هفته دوم تا هشتم بعد از بارداری بسیار آسیب پذیر است. این زمانی است که اندام های نوزاد شما (مثل قلب) شروع به شکل گرفتن می کند. هر چیزی که می خورید، می نوشید، سیگاری که می کشید، و …بر نوزاد شما تاثیر می گذارد. به همین دلیل است که حتی وقتی هنوز حامله نشده اید، باید طوری عمل کنید که انگار باردار هستید. چه وقت باید در مورد بارداری با پزشکتان صحبت کنید؟ می توانید هر وقت که خواستید درمورد بارداری با پزشکتان صحبت کنید، حتی قبل ازاینکه فکر بچه دار شدن را در سر داشته باشید. می توانید درمورد رژیم غذاییتان، سبک زندگی و هر نگرانی دیگری که دارید با او مشورت کنید. حدود یکسال قبل از اینکه باردار شوید، با پزشکتان در این زمینه گفتگو کنید. پزشکتان احتمالاً یک چک آپ کلی برای شما تجویز می کند و سابقه پزشکی شما و همسرتان را بررسی می کند. می توانید هر سوالی که در ذهن داشتید از او بپرسید. ...ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید

ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ

ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۳۸ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ۶ تا ۴ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺟﻮﻧﺪ.ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺗﺎ ۱۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﺗﺎ ۶۰ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ۱۴ ۱۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ. ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺣﺪﻭﺩ ۱۱ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺣﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ. ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۲۰ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﻤﺎﮐﺎﻥ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ۲۰ ۱۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻩ ﻧﯿﺰ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺗﺎ ﺗﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺎﺧﯽ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﻋﻔﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .ﺑﻪ ﻋﻼ ﻭﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﺍﺽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍﻣﯽ ﮐﻨﺪ.● ﻋﻠﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺭﺍﯾﺞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﯽ ﻭ ﺗﻨﺶ ﻫﺎﯼﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﯾﻦﺑﺎﻭﺭ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻥﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻔﺲ «ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ » ﻋﺎﺩﺗﯽ ﺯﺷﺖ ﻭﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﯼﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﻨﺶ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺩﺭﮐﻮﺩﮎ ﺍﺳﺖ .ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏﺑﺮﺍﯼﺗﺴﮑﯿﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻫﺎ، ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ ﻭ ﺗﻀﺎﺩ ﻫﺎﯼ ﻓﮑﺮﯼ، ﺑﻼ ﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ، ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻠﻢ، ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ، ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ،ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺧﺼﻮﻣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﻠﻞ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.● ﺭﺍﻩ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ:*ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺭﻓﻊ ﮐﻨﯿﺪ: ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﺟﻮﺩ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻨﯿﺪ،. ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺩﺭﭼﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.ﺟﺴﺖ ﺟﻮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﺪ. ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﯿﺪ، ﺍﯾﻦ ﺗﻼﺵ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻞ ﮐﻮﺩﮎ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺣﻞ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺑﺎﺷﺪ.*ﻧﺎﺧﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ : ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻤﺘﺮ ﺟﻮﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺳﻮﻫﺎﻥ ﺑﺰﻧﯿﺪ.*ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ: ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ. ﮐﻮﺩﮎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ.ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺮﺯﻧﺶ، ﺗﺤﻘﯿﺮ، ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺗﺸﺪﯾﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﺪﻫﯿﺪ.*ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭ ﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ: ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎﻡﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﻮﺩ ﺍﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺎﺭﺩﺳﺘﯽ ﯾﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺭﻭﺵ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺳت ﻓﻠﻔﻞ ﻧﺰﻧﯿﺪ : ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﭘﺎﺷﯿﺪﻥ ﻓﻠﻔﻞ ﯾﺎ ﻣﺎﻟﯿﺪﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﺗﻠﺦ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﺎﺧﻦ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ
کودکان خانواده‌های بی‌مذهب نوع‌دوست‌تر هستند بازی و اسباب بازی چگونه بر ترس کودکان از مدرسه غلبه کنیم؟! چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم)

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

8 درد طاقت فرسا تر از زایمان

بسیاری از افراد می‌گویند دردی سخت‌تر از درد زایمان وجود ندارد. اما در اینجا دردهایی را برایتان ذکر کرده‌ایم که حتی ممکن است از درد زایمان هم شدیدتر باشند.به گزارش زندگی آنلاین، زنان باردار قبول دارند که چیزهای بسیاری در مورد بارداری هست که از آن بی اطلاع اند.ممکن است مطمئن نباشند که چه هنگام نوزادشان تکان می خورد و حرکت می کند، هر هفته چه مراقبت‌های بارداری و پیش از زایمانی باید داشته باشند یا حتی چه زمان شکمشان بالا می آید، اما یک چیز هست که هر زن بارداری معتقد است که از آن کاملا مطمئن است: وضع حمل و درد زایمان بدترین درد دنیا است.لزومی ندارد برای یافتن دلیل این حرف ذهن تان را به جاهای دور ببرید. تمام برنامه های تلویزیونی و سخنان اطرافیان همه تاییدی بر دردناک بودن این تجربه شیرین مادرانه است.قطعا من هم از این قاعده مستثنا نیستم و این درد را (چندین بار) تجربه کرده ام.اما به عقیده من چیزهایی هست که بیش از بچه دارد شدن آسیب زا و صدمه زننده هستند. مطمئنم پس از مطالعه موارد زیر نظرتان در مورد درد زایمان طبیعی عوض خواهد شد.من از زنان بسیاری پرسیده ام که به عقیده ای آنها چه چیزهایی دردی فراتر از وضع حمل دارند و برآورد حرف‌های آنها عبارت است از: شکستن استخوانچندین نفر وقتی از آنها پرسیده شد به نظرشان چه دردی بدتر از درد زایمان است به این درد اشاره کردند. یک نفر مشخصا به شکستن قوزک پا اشاره کرده است.من شخصا شکستن استخوان ترقوه را تجربه کرده ام و واقعا دردناک بود. آن توانایی حرکت بازو، شانه و حتی چرخیدن و تکان دادن سرمرا هم تحت تاثیر قرار داده و محدود کرده بود.بهبودی این درد خیلی بیش از طولانی ترین درد زایمان طبیعی طول کشید.به نظر من شکستن قوزک پا از این هم بدتر است، چون هم راه رفتن و فعالیت‌های روزمره را محدود می کند و تازه باید از چوب زیر بغل هم استفاده کرد. سردرد میگرنیسر درد میگرنی معمولا در بالای لیست دردناک ترین دردها قرار دارد. سر درد میگرنی ممکن است روزها طول بکشد. و آنهایی که مبتلا به این سر دردها هستند معتقدند که دردش نفس گیر و کشنده است.همچنین برخی نشانگان بیماری با سر درد میگرنی همراه است مانند،تهوّع، استفراغ، حساسیت به نور و غیره. این درد مانع انجام فعالیتهای معمول و طبیعی تان می شود. باور کنید از دردناک ترین درد زایمان بدتر است. سنگ کلیهسنگ کلیه هم دردی گذرا و دوره ای است. اما من دوستی دارم که هم سنگ کلیه را تجربه کرده و هم درد زایمان را او قسم می خورد که زایمان هزار مرتبه بهتر و ساده تر از درد سنگ کلیه است.با این وجود از بسیاری شنیده ام که  درد سنگ کلیه برای مردان مانند درد زایمان برای خانم ها است. سنگ صفراسنگ صفرا هم می تواند درد دردناکی را ایجاد کند. مداوا و درمان این درد و نیز اجتناب از خوردن غذاهای مشکل ساز، می تواند تا مدتها باعث درد و ناراحتی شما شود.مادرانی که در تهیه این لیست کمک کرده اند می گویند حاضرند دوبرابر درد زایمان را تحمل کنند اما درد سنگ صفرا را هرگز نکشند. عفونت مثانهعفونت مثانه و مجاری ادراری نیز در این لیست قرار دارد. گفته می شود این درد طاقت فرسا و کشنده ده مرتبه از درد زایمان بدتر است.فردی این درد را به حلقه ای از آتش که روزها طول می کشد تشبیه کرده است. فکر کنید چقدر می تواند دردناک باشد... درمان ریشه دندانمی دانم که کار بر روی دندان و درد زایمان هر دو خیلی معمول است، اما ناچارا پیش می آید.برای آنهایی که دوست دارند بگویند تا درد نکشید ریشه دندان تان هم ترمیم و درمان نخواهد شد، باید بگویم شما هم تا درد نکشید صاحب فرزند نخواهید شد!همین جا باید بگویم که بدن ما برای ترمیم ریشه دندان طراحی نشده است، اما بدن ما جوری طراحی شده که صاحب فرزند شویم.و باید بدانیم که گاهی درد دندان حتی با ترمیم ریشه هم از بین نمی رود، و به دنبال ترمیم ریشه یکی دو روزی فعالیتهای روزانه تان تحت تاثیر آن قرار خواهد گرفت.عمل جراحیداشتن هر گونه عمل جراحی قطعا دردناک تر از زایمان طبیعی است. عمل سزارین معمولا یکی از معمول‌ترین عمل‌ها است.واضح است که برخی از عمل‌های جراحی بزرگ‌تر از بقیه هستند، همان طور که برخی از زایمان‌ها هم از بقیه دردناک تر است، گرچه شاید در موقع عمل سزارین یا عمل‌های دیگر از شدت درد از پای در نمی آیید اما قطعا بهبودی از این عمل طولانی تر و درد ناشی از آن نیز بیشتر از زایمان طبیعی است.خدا امکان زایمان طبیعی را در بدن ما قرار داده پس از این نعمت الهی بهره بجویید. زایمان با تحریکنشانه بی مبالاتی است اگر زایمان با تحریک را جز این لیست قرار ندهیم.بدن تان خودش را وقف زایمان کرده است و سعی دارد با این شرایط خودش را وفق دهد؛ هدف زایمان با تحریک، تحریک بدن برای زایمان و بر هم زدن سیستم منظم و روند طبیعی این کار است، هدف این است که شما را تا آنجا که ممکن است به انقباضات هر سه دقیقه ای برسانند، و در آن حالت بمانید تا نوزاد به دنیا بیاید.باید اعتراف و اذعان کنم که مداخلات زیادی در زایمان با تحریک صورت می گیرد، که به درد زایمان می افزاید، که معمولا منجر به حرکت‌های محدود و کنترل شده و ترس از زایمان می شود.انتخاب عاقلانه این دسته از مداخلات و استفاده از آنها در تسکین این تاثیرات جانبی می تواند مفید واقع شود.خبر خوب این است که راه‌های بسیاری برایبرآمدن از پس درد زایمان طبیعی وجود دارد.روش‌هایی از جمله تمدد اعصاب، آب درمانی، مداوایIV، بیهوشی نخاعی، زایمان بدون درد و .... اینها به هیچ وجه انتخاب‌های درست و غلط نیستند، بلکه صرفا به هر مادری حق انتخاب می دهند.دفعه بعد که با خودتان فکر کردید درد زایمان بدترین و شدیدترین درد دنیا است، چرا لحظه ای در افکارتان تجدید نظر نمی کنید و ذهن تان را دوباره از نو آموزش نمی دهید.به خودتان بگویید که دردی که در هنگام زایمان تجربه می شود موقتی و گذرا است، حداقل روزها طول نمی کشد، و ادواری و متناوب است.به خودتان یادآور شوید که تکنیک‌ها و روش‌های بسیاری برای مواجهه با درد زایمان را در کلاس‌های زایمان آموخته اید، اما برای مقابله با بازوی شکسته هیچ آموزشی ندیده اید.درد زایمان خیلی قابل پیش بینی تر از درد سنگ کلیه و سنگ صفرا است. و نتیجه کشیدن درد زایمان بسیار شیرین تر و قشنگ تر از ترمیم ریشه دندان است.بعد از تحمل این درد شما فرزند دلبندتان را در آغوش دارید، باور کنید تمام این درد ارزش دیدن صورت ماه فرزندتان را دارد.\"ما یک رازی در فرهنگ مان داریم، این نیست که درد زایمان دردناک است، زنان ما خیلی قوی هستند.  

کلینیک دامپزشکی مناسب حیوان خود را چگونه انتخاب نماییم؟

  از زمانی که شما گربه یا سگی را برای خودتان انتخاب کردید، دیگر نسبت به او مسئول هستید و باید به تغذیه، امنیت، سلامتی و نگهداری او اهمیت دهید. اما پیدا کردن مجموعه دامپزشکی و دامپزشک مناسب حیوان شما کاری آسان نیست. چند نکته برای انتخاب یک دامپزشک مناسب: مشورت: تمام اعضای خانواده باید در انتخاب دامپزشک حیوان خانگی سهیم باشند. کدام ویژگی های دامپزشک برای شما و خانواده تان اهمیت دارد؟ آنها را لیست کنید. با دوستانتان که مانند شما صاحب حیوان خانگی هستند مشورت کنید. تخصص و اعتبار رسمی: تحصیلات و تخصص رسمی و غیر رسمی دامپزشک چیست؟ آیا دامپزشک در کنفرانس ها و کارگاه های آموزشی شرکت می کند؟ آیا کلینیک دامپزشکی از وزارت های رسمی مجوز دارد؟ آیا از تخصص و امکانات مناسب برخوردار هستند؟ ارتباطات: آیا دامپزشک با جامعه و مشتریانش به صورت حضوری، تلفنی و آنلاین در ارتباط هست؟ آیا دامپزشک و کارکنان کلینیک پیگیری لازم را در دوران درمان، بعد از درمان با مشتریان دارند؟ آیا کلینیک سایت رسمی یا وبلاگ برای انتشار اخبار، مطالب، عکس و فیلم و ارتباط با دیگران دارد؟   آیا در مراسم ویژه مثل روز طبیعت، سال نو و روز دامپزشک و سال روز تولد حیوان شما فعالیت ها و خدمات خاصی ارائه می دهند ؟ نگرش: از دامپزشک درباره نگرش او نسبت به حرفه اش بپرسید. خیلی مهم است اعتقادات دامپزشک به شما نزدیک باشد تا بتوانید رابطه خوب و طولانی برقرار کنید. قرار است در سراسر طول عمر حیوانتان با یک دامپزشک در ارتباط باشید. دسترسی به اطلاعات پزشکی: خیلی مهم است که دانش دامپزشک به روز باشد. منابع جدید را مطالعه و استفاده کند. برای تشخیص و توضیح بیماری ها به صاحبان حیوانات از منابع به روز و معتبر استفاده کند. آیا دامپزشک می تواند به سوالات پزشکی شما پاسخ دهد؟ خدمات و تجهیزات پزشکی: کلینیک دامپزشکی مورد نظر شما چه امکاناتی دارد؟ آیا تمام تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی لازم مانند دستگاه رادیولوژی، سونوگرافی، تجهیزات دندانپزشکی، ست های معاینه، دستگاه فشارخون، کیت های آزمایشگاهی، آندوسکوپ و ... دارد؟ آیا دامپزشک تمام خدمات درمانی و بهداشتی را به حیوان شما رائه می دهد؟ آیا درباره چگونگی نگهداری و اطلاعات مهم به شما اطلاع رسانی می کند؟ دسترسی آزاد به تمام بخش ها: آیا به شما اجازه استفاده از تمام بخش های کلینیک را می دهند؟ آیا بخش ها و امکانات کلینیک را به شما معرفی میکنند؟ البته ممکن است بخش معاینه، جراحی و برخی بخش های آزمایشگاهی جزو حریم خصوصی کلینیک باشد. دستیار دامپزشک، منشی و سایر کارکنان: آیا پرسنل کلینیک برخورد مناسب و دوستانه ای با شما دارند؟ برخورد آنها با حیوانات چگونه است؟ آیا از اطلاعات کافی درباره برخورد و نگهداری از حیوانات برخوردارند؟ آیا دستیار دامپزشک به خوبی از حیوان شما مراقبت می کند؟ ساعات کاری: ساعت کاری و پاسخگویی کلینیک باید برای شما مناسب باشد. مهم نیست که ساعات کاری کلینیک طولانی باشد مهم این است که این ساعت برای مراجعه شما مناسب باشد. آیا خارج از ساعات کاری امکان ارتباط تلفنی و یا در موارد اورژانسی امکانمراجعه به کلینیک هست؟ امکانات جانبی: آیا کلینیک مجهز به داروخانه و فروشگاه نیز هست؟ مواد غذایی و وسایل مورد نیاز حیوانات را ارائه می دهد؟
ولیعهد سعودی، صاحب گران‌ترین خانه جهان آنچه درباره تایتانیک نمی دانستید "داگا ی عجیب " واقعیت بخشیدن به رویاهای کودکانه رازهایی که زنان در مورد مردها نمی دانند

مطالب تصادفی

حرفه من

تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

چندی پیش خبر از برگزاری نمایشگاه طراحی روی تی شرت "قاف" داده بودیم. یکتا وزیری در بازدیدی که از این نمایشگاه داشته با طراحان این تی شرت ها گفتگویی کرده که در اینجا مشاهده می کنید.

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام بردی به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند 10 گام تا استخدام دختران آتش ... یه مَرده، یه مرد قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چرا به موبایلتان معتادید؟

مکس استوسل در سال ۲۰۱۵ میلادی به بیداری رسید. او به عنوان یک استراتژیست موفق در عرصه شبکه‌های اجتماعی، برای چندین شرکت بزرگ چندملیتی کار می‌کرد، اما می گوید که در همان سال دریافتم که بخشی از کاری که انجام می‌دهم، عملا در راستای منافع مردم نیست. استوسل اکنون یکی از عوامل مهم و کلیدی جنبش "وقت تلف نکنیم" است. فعالان این جنبش در پی آن هستند که فناوری را هم‌رده ارزش‌های انسانی قرار دهند. تریستین هریس، از مدیران ارشد سابق گوگل از جمله دیگر بنیانگذاران این جنبش است و دیگر اعضای آن، اغلب کسانی هستند که در شرکت‌هایی مثل فیسبوک و اسنپ‌چت کار کرده‌اند. آفکام، نهاد مسئول نظارت بر فعالیت تمام رسانه‌های الکترونیکی در بریتانیا، سال گذشته میلادی دریافت که بیش از نیمی از کاربران اینترنت در بریتانیا احساس می‌کنند که به فناوری معتاد شده‌اند. استوسل می گوید: این ایده وجود دارد که ما به تلفن‌هایمان معتاد هستیم و خودمان هم باعث و بانی این اعتیاد هستیم اما این استنباط اشتباه است استوسل توضیح می‌دهد که طراحی‌ها در بخش فناوری به گونه‌ای فزاینده با توجه به روانشناسی رفتاری و علوم اعصاب انجام می‌شوند. تریستین هریس در پژوهشگاه فناوری مجاب‌کننده دانشگاه استنفورد درس خوانده است. این پژوهشگاه در توضیح فعالیت‌هایش نوشته است که در پی رسیدن به دانش و آگاهی درباره این است که چطور محصولات کامپیوتری می‌تواند به گونه‌ای طراحی شود که بر رفتار انسانی تاثیر بگذارد و آن را تغییر دهد. در وبسایت پژوهشگاه استنفورد آمده است که "فناوری، طراحی می‌شود تا رفتار یا آنچه ما در ذهن داریم را تغییر دهد. مکس استوسل می‌گوید: وقتی با علوم اعصاب آشنا می‌شوید و درک می‌کنید که چطور اپلیکیشن طراحی کنید، اساسا می‌توانید مغز انسان را برنامه‌ریزی کنید. هزاران نفر در آن سوی صفحه‌های کامپیوتری هستند که کارشان این است که شما را تا حد ممکن، معتاد و دیوانه این صفحه‌ها نگه دارند. این آدم‌ها، کارشان را خیلی خوب یاد گرفته‌اند. از استوسل پرسیدم که به نظرش چطور این آدم‌ها کارشان را بلدند، در حالی که من کنترل اپلیکیشن‌ها و نوتیفیکیشن‌های تلفن همراهم را در اختیار دارم. او سوال من را با سوال دیگری جواب داد: وقتی تلفنت دم دست نیست و صدایش بلند می‌شود، دچار هیچ استرسی نمی‌شوی؟ بله! در چنین مواقعی کنجکاوی وسوسه‌انگیز با کمی اضطراب و دلواپسی همراه می‌شود و هرچه زمان بیشتری بگذرد و نتوانم سراغ تلفنم بروم، این نگرانی به‌تدریج بیشتر می‌شود. عموما کسانی که در بخش طراحی فناوری فعالند، در پی آن هستند که از سیستم پاداش مغز ما به نفع خودشان استفاده کنند. یعنی سیستمی که در آن با فعال‌سازی دوپامین، حس رضایت و لذت به ما دست می‌دهد. مغز ما برنامه‌ریزی شده‌ تا ما را مشغول کاری کند که بیشترین رضایت را برایشان در پی دارد. یعنی همان سیستمی که ما را به مواد مخدر و غذاهای مشخص معتاد می‌کند، می‌تواند باعث شود که ما به اپلیکیشن‌ها، بازی‌های کامپیوتری، سایت‌ها و ابزارهای مختلف اعتیاد پیدا کنیم. اما این باور وجود دارد که مشکل، فقط به فناوری مربوط نیست. مکس استوسل می‌گوید: "مشکل اینجاست که همه‌جا همین وضعیت است. در تمام زندگی ما!" او می‌گوید: "همه می‌خواهند تا حدی که می‌توانند جلب توجه کنند. خود من در حال طراحی ساختاری برای نوتیفیکیشن‌های تلفن بودم تا به من کمک کند شما را از دنیای خودتان بیرون بکشم و وارد دنیای خودم بکنم." استوسل می‌گوید که کاربران فناوری، نه "مشتری"، بلکه "محصول" آن هستند. او می‌گوید: "ما از خیلی از سیستم‌ها و اپلیکیشن‌ها به طور مجانی استفاده می‌کنیم. اما خیلی از شرکت‌های تبلیغاتی به آنها پول زیادی می‌دهند تا در مدتی که ما در حال استفاده از این اپلیکیشن‌ها هستیم، توجه ما را جلب کنند." کسی که پول را به اینها می‌دهد، ما کاربران نیستیم، برای همین، چیزهایی که برایمان مهم هستند، در مقایسه با آنچه شرکت‌های تبلیغاتی می‌خواهند، درجه اهمیت کمتری خواهد داشت در دنیای فناوری، موفقیت در اغلب موارد، بر اساس شاخص "زمان صرف‌شده از طرف کاربران ارزیابی می‌شود، یعنی مدت زمانی که یک اپلیکیشن یا وبسایت می‌تواند ما را مشغول به خود نگه دارد. به عنوان مثال، اپلیکیشن‌های زوج‌یابی برای اندازه‌گیری میزان موفقیت خود، مدت زمانی را که یک کاربر صرف جستجو و گشتن در اپلیکیشن می‌کند، محاسبه می‌کنند، ولی آیا واقعا هدف ما انسان‌ها وقتی به سراغ چنین اپلیکیشن‌هایی می‌رویم، این است که عکس‌های کاربرانش را ببینیم؟ یا می خواهیم یاری برای خود پیدا کنیم؟ در سال ۲۰۱۶ میلادی، الخاندرو لییراس، پروفسور روانشناس، نتایج یکی از مطالعات خود را منتشر کرد که نشان می‌داد میزان بالای استفاده ما از موبایل و اینترنت به اضطراب و افسردگی ربط دارد. استوسل باور دارد که تلاش گسترده و پیوسته‌ای که اپلیکیشن‌ها و دیگر فناوری‌ها برای جلب توجه ما می‌کنند، باعث می‌شود چیزهای دیگری که واقعا مهم هستند، از مرکز توجه ما دور شوند. تغییر این وضعیت به طور مشخص در دست کسانی است که پشت صفحه‌های تلفن و کامپیوتر" ما حضور دارند؛ کسانی که اپلیکیشن‌ها، بازی‌ها و ابزارهای مختلف را برای استفاده ما طراحی می‌کنند. استوسل می‌گوید که این طراحان که بر روند تصمیم‌گیری افراد تاثیر می‌گذارند، از نظر اخلاقی مسئول هستند و باید این مسئولیت خود را جدی بگیرند. او می‌گوید که جنبش وقت تلف نکنیم در حال کار روی چیزی است که می‌تواند نوعی سوگند سقراط برای طراحان فناوری باشد تا همانطور که پزشکان در آغاز کار خود متعهد می‌شوند در راستای منافع بیماران خود فعالیت کنند، طراحان فناوری هم تعهد مشابهی درباره کاربران محصولات خود بدهند. در روزهای بعد از گفت‌وگویی که با استوسل داشتم، متوجه شدم که چقدر در موارد متعدد، بدون آنکه هدف مشخصی داشته باشم، وقتم را در اینستاگرام و در حال نگاه کردن به عکس‌ها و ویدئوهای کسانی می‌کردم که از نزدیک نمی‌شناختمشان. با آن که اهمیت تغییر این وضعیت را درک می‌کنم، ولی سوال این است که آیا تلاش برای تغییر این وضعیت به نتیجه‌ای می‌رسد؟ استوسل معتقد است که تغییر کاملا امکانپذیر است. او می‌گوید که تغییر اتفاق خواهد افتاد، اگر مصرف‌کنندگان خواهان تغییر باشند. با این حال، او اضافه می‌کند که فعالان در زمینه فناوری سعی خواهند کرد تا با روش‌های موثر بیشتری توجه ما را به خود جلب کنند: واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و دیگر گونه‌های خیلی پیشرفته هوش مصنوعی در راه است. در دنیای آینده این تغییرات بیشتر خواهد بود و برای همین لازم است که ما از الان، خواهان تغییر شویم. تریستین هریس توصیه می‌کند که تا وقتی چنین تغییری رخ دهد، خود ما به تغییراتی کوچک دست بزنیم تا کیفیت زندگی بهتری داشته باشیم. او اکنون تقریبا تمام نوتیفیکیشن‌های تلفن همراه خود را غیرفعال کرده است و تنظیمات پیامک‌های تلفن را روی ویبره (لرزاننده) گذشته است. او ترتیب اپلیکیشن‌های تلفن خود را هم با اولویت دادن به اپلیکیشن‌هایی مثل اوبر یا نقشه گوگل تنظیم کرده است، یعنی آنهایی که در صورت استفاده، محدود به زمانی خواهد بود که خود او می‌خواهد. او تمام اپلیکیشن‌هایی را هم که احتمال دارد وقت او را هدر دهند یا هر اپلیکیشن دیگری را که نمادهای رنگی یا جالب توجه دارند، در یک پوشه مجازی گذشته است. او همچنین روی لپ‌تاپ خود یک یادداشت گذاشته است که در آن نوشته: اگر کاری نداری، بازش نکن!

افزایش سن برابر است با کاهش دوستان

وقتی جوان هستیم دوستی نقش اساسی در زندگی ما دارد ولی هر چه مسن تر می شویم با اینکه نیاز به دوست بر قوت خودش باقی است از تعداد دوستان کاسته می شود.   در سلسله مراتب روابط انسانی، دوستی همیشه وجود دارد ولی رتبه آخر نصیبش می شود. دوستی عاشقانه مهمترین شان است بعد عشق به والدین و فرزندان و در نهایت دوستی معمولی قرار دارد. دوستی تامین کننده سه توقع همیشگی است. با دوست می شود حرف زد. می توان به دوست در لحظات دشوار زندگی تکیه کرد و گذراندن وقت با دوست لذتبخش است. در کودکی، دوستی یعنی یکی باشد که تفریح و بازی کنیم. در نوجوانی صمیمت و  حمایت از همدیگر اصل است… بدی دوستی در نوجوانی ناپایدار بودنش است چون شخصیت ها و خصلت ها عوض می شود. نوجوانی، مرحله شکل گیری هویت است و دوران خوبی برای اعتماد و آموختن تجربیات از طریق دوستی ها است اولِ جوانی بهترین دوران دوستی بین افراد است. آدم ها از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند و تقریبا می دانند چه چیزهایی برای شان جالب و مهم است. بر اساس آمار، افراد بین 20 تا 24 ساله بیشتر از هر دوره ای با دوستان خود وقت می گذرانند. اولین تراژدی مربوط به تجربه دوستی در پایان دوران جوانی اتفاق می افتد وقتی که عملا برای دوستانی که نقش مهمی در تصمیمات زندگی داشته اند وقت وجود ندارد. از میانسالی به بعد، وقت برای دوستان مدام کمیاب می شود. همه افراد، مشغول اصلی فرعی کردن ماجراهای پیرامون خود هستند. ازدواج باعث بیشترین ریزش در تعداد دوستان است. عروسی ها در حقیقت محل آخرین گردهم ایی دوستان عروس و داماد است. مراسمی که با از دست رفتن دوستی ها ثبت می شود. ،نگهداری و وماندگاری دوستی دو شرط اساسی دارد. اینکه چقدر قدرت گفتگوی صمیمی پرورده شده است و دیگر اینکه چقدر نسبت به هم احساس تعهد و یاری می کنند. از میانسالی به بعد دوستی ها بستگی به شرایط افراد دارد. به مسئولیت های زندگی ، شغل و فرزندان… در دوران بازنشستگی و شروع کهولت سن، میل و انگیزه برای یافتن دوست جدید کم می شود چون انرژی، تحمل و حوصله کافی برای ایجاد یک دوست خوب موجود نیست. آدمها با افزایش سن شان به طور طبیعی و خیلی آرام، ناگزیرند شاهد کاهش دوستان شان باشند. مریضی ها و حتی مرگ و میر از تعداد دوستان بسیار قدیمی می کاهد. با این وجود نیاز به دوست، معاشرت، اعتماد و پشتیبانی معنوی از همدیگر، همیشه در زندگی افراد پابرجا خواهد ماند.  
استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد تهدیدگر رابطه خود را یرای تابستانی داغ آماده کنید 42 واقعیت از تغییرات اقلیمی در ایران ده دلیل اصلی خیانت در زندگی زناشوئی

آداب و رسوم

سفره هفت سین

از آداب و رسوم کهن ایران، برپایی سفره هفت سین بسیار زیبا است. اما شاید کمتر کسی بداند فلسفه چیدمان این سفره چسیت و اصلا چرا این سفره همیشه پهن می شده است.

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    
جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است ازدواج به سبك هندی روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ... از اینجا تا به شیراز این ها که میخوانید واقعی است

سفر و تفریح

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

پاپا نوئل در خیابان آبان تهران

شب سال نوی میلادی، از جمله مراسم زیبایی است که اکثر ما آن را از طریق دیدن فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی دنبال کرده ایم. اما دیدن یک پاپانوئل واقعی در قلب تهران اتفاقی است که برای کسانی که شاهد آن بوده اند، بسیاربیاد ماندنی و خاطره انگیز خواهد شد.
چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها پیشنهادهای آخر هفته ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس