1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ما انسان ها در جهانی سرتاسر مملو از شگفتی زندگی می کنیم. طبیعت پیرامونمان همواره به شکلی بوده که ما را عادت به دیدن چیزهای خارق العاده داده است. از همین رو، بشر از اعصار گذشته در صدد خلق سازه هایی با ابعاد منحصر به فرد و پیچیدگی های فراوان بوده است. نگاهی به سمبل های مختلف شهرهای گوناگون گواه این مدعاست.

مرتفع ترین برج ساخته دست بشر آسمان خراشی ست به نام برج الخلیفه که در امارات متحده عربی قرار گرفته است و 828 متر ارتفاع دارد. این ارتفاع عجیب و غریب به مدد دلارهای کلان نفتی است که اماراتی ها خرج می کنند. اما نکته در این است که این خصلت تنها مختص عرب ها نیست و ملل گونه گون جهان برای اثبات قدرت صنعتی خود وارد مسابقه برج سازی شده و هر کشوری قصد دارد سازه ی مرتفع تری بنا کند. فعلاً که رکورد از آنِ همین برج الخلیفه ی 828 متری است.

حال تصور کنید در زیر آبشاری بس بلندتر و به مراتب وسیع تر از این برج بایستید. عظمت آفرینش بی هیچ تردیدی منقلبتان خواهد کرد؛ حتی خیال این بلندا نیز وهم آلود و باشکوه است . چنان باشکوه که نمی توان در مقابلش، در مقابل این اورنگ شگفت آفرینش کرنش نکرد.

آبشار انجل در جنوب شرقی ونزوئلا مرتفع ترین آبشار جهان است که در ارتفاع 979 متری از سطح زمین در میان جنگل های بکر پارک ملی کانایما در ایالت بولیوار قرار دارد. در این میان باید به نکته ای ظریف توجه داشت. حس ایستادن در کنار غول بتن و آهن و سیمان کجا و حس ایستادن کنار ساخته هوش ربا و سحر آسای خداوندگار کجا؟

ما انسان ها از ذات طبیعتیم، گرایشمان به طبیعت است و وقتی نبضمان با نبض هستی هم سو می شود روحمان به پرواز در می آید. از همین روست که حس ناب حضور در کنار آبشار انجل به مراتب بلندتر از برج الخلیفه نمی تواند اصلاً نمی تواند قیاسی معقول و منطقی باشد.

دیدگاه‌ها  

+8 # زهره 1391-03-17 14:52
خیلی جالب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # s.n 1391-03-17 19:05
معلومه که کسی نمی تونه به قدرت خدا حتی نزدیک شه... اما خب این برجها هم دیدنی هستند
برج میلاد چقدره؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سالار 1391-03-17 23:34
طبیعت خدا تمام معجزه است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اکرم 1391-03-18 10:31
جالبه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # برنا 1391-03-20 18:15
چه جالب...باید خیلی دیدنی باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

شش روشی که فرهنگ تجاوز را به فرزندان خود آموزش می دهیم

بدیهی است هیچ پدر و مادری بصورت عامدانه به فرزندان خود آموزش نمی‌دهد که مثلا فرهنگ تجاوزگری کار خوبی است. اما مطالعات نشان داده است بسیاری از والدین در زندگی روزمره، ناخواسته در گسترش فرهنگ تجاوزگری مشارکت می‌کنند. ۱- «اشکال نداره، اون پسره دیگه» این جمله از همان کودکی باعث القای این حس می‌شود که پسر بودن توجیهی کافی برای رفتارهای بد و غلط است. رفتارهایی مانند دعوا کردن، تخریب اسباب بازی دیگران، رفتارهای طلبکارانه و خشونت آمیز … اما واقعیت این است که پسرها هم کاملا قادر هستند احترام گذاشتن به اموال، به بدن و به حریم خصوصی افراد را یاد بگیرند ولی اگر پسران یاد بگیرند که بالاتر از قوانین و قواعد هستند و قادر به کنترل احساسات، خشم و هوسهای‌شان نیستند این آموزش در ذهن آنها در بزرگسالی هم باقی می ماند. برای همین نباید تعجب کرد چرا تا بدین حد آزار جنسی، خواه به شکل تجاوز و خواه به صورت لمس یا نگاه یا مزاحمت کلامی، شایع و رایج است. چون یاد گرفته اند که «اشکال نداره، اون پسره دیگه» ۲- مجبور کردن پسرها به بوسیدن و بغل کردن دیگران همه ما دیده ایم که والدین خوش قلب و مهربان به فرزندان خود می‌گویند که کودک دیگری یا فرد بزرگسالی را در آغوش بگیرند و ببوسند. اما والدین اغلب در نظر نمی‌گیرند که آیا واقعا کودک آنها مایل است اینکار را بکند؟ همین رفتار در ذهن بچه این پیام را جای می‌دهد که جلب رضایت و گرفتن اجازه برای بوسیدن و بوسیده شدن، برای نزدیک شدن به دیگران، برای لمس دیگران و برای ورود به حریم فیزیکی و خصوصی آنها اصلا اهمیتی ندارد. مشابه این حالت هم وقتی است که بدون کسب اجازه از کودک، آنها را در آغوش بگیریم و ببوسیم، حتی اگر آن کودک این کار را دوست نداشته باشد. به جای این کار می‌توان به جای اینکه موقع خداحافظی بگویید «مادربزرگ را بغل کن» از بچه بپرسید‌ «آیا می‌خواهی او را بغل کنی؟» این رویکرد به بچه شما می آموزد که خواسته و میل درونی کودک به عنوان یک انسان اهمیت دارد و شما به خواست و رضایت درونی او احترام می‌گذارید. جلب رضایت دیگران و کسب اجازه برای نزدیک شدن به بدن آنها اهمیت دارد ۳-  «مگه چکار کردی که او تو رو کتک زد؟» این یکی از موارد دشوار بخصوص برای والدینی است که بیشتر از یک فرزند دارند. جر و بحث بین فرزندان که نهایتا منجر به درگیری فیزیکی می‌شود اتفاق شایعی است اما: این سوال که «چکار کردی که تو را کتک زد»، هم به کودک قربانی و هم به کودک پرخاشگر می آموزد که این فرد قربانی  و کتک خورده است که دیگران را مجبور به رفتارهای غلط میکند. نمونه مشابه و بسیار رایج و فراگیر این نوع پرسش را در میتوان در این نوع سوال کردن دید که «آن شب چه لباسی پوشیده بودی که به تو تجاوز شد؟» یا مثلا «چه رفتاری داشتی که در خیابان مزاحمت شدند؟». به جای این سوالها باید از هر دو کودک بخواهید تمام ماجرا را از آغاز تا پایان برای‌تان تعریف کنند. به اینصورت قبل از تصمیم گیری و سرزنش کودک مقصر، احتمالا می‌توان دید بهتر و کاملتری نسبت به ماجرا داشت. سپس بدون آنکه به تنبیه بدنی و یا خشونت کلامی دچار شوید، با کودک مقصر صحبت کنید. ریشه این توجیهات که «عصبانی شدم و نفهمیدم چه شد» یا «خون جلوی چشمانم را گرفت» از همین جا و از همین آموزش‌های مهم و ساده در کودکی نشات میگیرد. ۴-  او را زدم  چون دوستش دارم  مهم نیست فرزند شما دختر باشد یا پسر ولی این عبارت که «ناراحت نباش، او تو را زد چون دوستت دارد» هیچگاه نباید از دهان والدین خارج شود. این عبارت باعث تقویت این باور میشود که عشق مساوی است با رنج کشیدن، و یا اینکه اگر کسی را دوست داریم پس اشکالی ندارد که باعث آسیب جسمی یا روحی اش بشویم. این آموزش نه تنها در آینده منجر به بالاتر رفتن احتمال خشونت و زد و خوردهای زناشویی خواهد شد، بلکه به کودک یاد می‌دهد که رسیدن به آرزوها و امیال شخصی، مهمتر از احساسات و خواسته های طرف مقابل است، و این دقیقا همان اتفاقی است که در تجاوزگری رخ می‌دهد. ۵- فاحشه یا جلف خواندن هر دختر یا زنی جلوی کودکان والدین بدون انکه متوجه باشند تمام وقت در حال آموزش فرزندان خود هستند. کودکان تمام مدت در حال گوش کردن، الگوبرداری و یادگرفتن از کسانی هستند که برایشان جذابیت و اهمیت دارند. کودکان به هر طریقی این پیام را دریافت کنند که ارزش زن با نوع لباس، آرایش، بلند خندیدن یا حرف زدن، منفی در نظر گرفته می شود در آینده این پیامها بصورت خودآگاه یا ناخودآگاه بر رفتار و دیدگاه آنها اثر می‌گذارد. کودکان در طول سالهای رشد و نمو ممکن است بشنوند و یاد بگیرند شرایطی وجود دارد که زن/دختر حقش بوده که مورد تجاوز یا تعرض یا خشونت قرار بگیرد. ممکن است این باور به این صورت هم بسط پیدا کند که خود او نیز این حق را دارد که متلک بگوید، دست درازی کند، تعرض و یا تجاوز کند، چون قربانی، کاری کرده که مستحق این رفتار بوده است. فراموش نکنیم حتی اگر دختر یا زنی به انتخاب خود پوششی به اصطلاح سکسی برای خود انتخاب کرد، به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی تعرض و تجاوز به حریم فردی و بدنش، توجیه پذیر نمی باشد. لباس یک زن به معنای چراغ سبز برای هر رفتاری نیست! باید از همان کودکی به فرزندان خود آموزش دهیم هیچکس، تحت هیچ شریطی مستحق تجاوز، آسیب و یا تعرض نیست. هیچ شرایطی حتی مستی و یا تحریک جنسی شدن، کسی را برای تجاوز یا رفتار تهاجمی محق نمی سازد. همیشه، سرزنش، انتقاد و مجازات فقط و فقط باید متوجه فرد متجاوز باشد، نه قربانی. ۶- تقویت این باور که دخترها باید نجیب و پاکدامن باشند اگرچه واقعیت این است که اکثر جوانان، حتی در قشر مذهبی، قبل از ازدواج انواعی از رابطه جنسی کامل یا ناکامل را تجربه می کنند، هنوز در بسیاری از فرهنگ‌های سنتی/مذهبی، معتقدند دخترها باید تا موقع ازدواج باکره باشند. دخترهای زیادی اینگونه تربیت شده اند که ارزش آنها به نجابت و پاکدامنی یا بعبارتی بکارت و عفاف آنها است. اینکه این تعابیر و توصیفات واقعا چه معنایی دارند و آیا صرفا باید مخصوص دختران باشد بحث مفصل دیگری است. آموزش این باور که هویت و پاک سرشتی یک دختر در نجابت و بکارت اوست به دلایل مختلف خطرناک و آسیب زننده است چون قربانیان تجاوز یا تعرض به خاطر حفظ «آبرو» یا «پاکدامنی» شرم دارند که کمک بگیرند یا شکایت کنند. مهم این است که فرزندان جامعه به جای اینکه یاد بگیرند «قربانی تجاوز نشو» نگران این باشند که «تجاوز نکنند»

" یه لقمه دیگه بخور! "

برای کودکان صبحانه خوردن، نیاز به فراهم بودن یک محیط شاد دارد، پس اگر کودک شما در چنین محیطی صبحانه نمی خورد لازم است این محیط را برای او فراهم آورید و به این ترتیب کودک تان با اشتها و به قدر نیاز خود صبحانه خواهد خورد.
من بابانوئل بچه ها هستم چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟ آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟ مهارت صحبت کردن با کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

زنان تایلندی و لباس عروس خیس

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، مردم تایلند معتقدند آب مظهر پاکی و روشنایی است و بدبختی و نکبت را از زندگی دور می کند. بر همین اساس، جشن های مختلفی در این کشور بر پایه آب برگزار می شود و در آغاز سال نو، مردم این کشور یکدیگر را خیس می کنند تا سالی پر برکت داشته باشند. یکی از اتفاقات جالب در این کشور که نشان از توجه تایلندی ها به آب است، در مراسم ازدواج مردم این کشور اتفاق می افتد. عروس های تایلندی در ابتدای زندگی خود وارد آب می شوند تا وفاداري اش را به همسر خود نشان می دهد. مردم این کشور معتقدند با این کار، روح و جسم عروس شسشتو می شود و حتما این کار باید در رودخانه های دارای آب زلال انجام شود و استفاده از آب های راکد یا حوض دست ساز درست نیست. اگرچه این اتفاق باعث از بین رفتن جلوه لباس عروس های تایلندی می شود اما اهمیت این اتفاق و تاکید مردم این کشور بر اجرای این رسم، باعث شده تا اکثر خانواده ها تن به چنین اقدامی بدهند و عروس با لباس خیس عازم خانه بخت شود.

فیلسوف زایش‌ستیز: بچه‌دار شدن غیر اخلاقی است

به نظر بسیاری دیوید بناتار، بدبین‌ترین فیلسوف دنیاست چون معتقد است زندگی آنقدر بد است که ارزش زنده بودن ندارد. او که رئیس رشته فلسفه دانشگاه کیپ تاون، در آفریقای جنوبی است، در کتاب خود به نام "هرگز نبودن، بهتر است" می‌نویسد متولد شدن یک بدشانسی وحشتناک است. با یک چنین نظریه‌ای، این فیلسوف ۵۱ ساله می‌گوید بهترین کاری که بشریت می‌تواند بکند این است که به تولید مثل پایان دهد تا نسل انسان از سطح کره زمین به کلی محو شود. بی‌‍بی‌سی موندو با دیوید بناتار گفتگویی داشت تا با فلسفه‌ای که در پس پرده اصطلاح "تولدستیزی یا زایش‌ستیزی" (Antinatalism) وجود دارد آشنا شود و همچنین بپرسد که آیا این طرز فکر را او در زندگی شخصی خودش هم دنبال می‌کند. منظور از روند فلسفی موسوم به زایش ستیزی، چیست؟ زایش‌ستیزی به این معنی است که نباید انسان‌های تازه‌ای به دنیا آورده شوند. چرا؟ به نظر من دلایل خوبی در این مورد وجود دارد. یکی از این دلایل این است که نباید انسان‌های جدیدی به جامعه بشریت اضافه شوند چون ناچار خواهند بود رنج و درد زیادی را متحمل شوند. ولی چیزهای خوبی هم در زندگی وجود دارد... بله، درست است. ولی سئوال این است که با توجه به درد و رنج بشر، آیا این چیزهای خوب ارزش زنده بودن را دارد؟ به نظرم مردم اغلب فراموش می‌کنند که چیزهای بد زندگی تا چه اندازه می‌تواند بد باشد. شواهد روانشناختی زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد بعضی اوقات مردم درباره کیفیت زندگی‌شان اغراق می‌کنند و فکر می‌کنند از آنچه واقعا هست بهتر است. اشتباه دیگری که مردم غالبا می‌کنند این است که هنگام فکر کردن به آینده‌شان به رنج و عذاب بیش از حدی که بسیاری از آنان باید در اواخر عمر متحمل شوند، واقف نیستند. به این که مردم چطور می‌میرند فکر کنید، به سرطان، بیماری‌های عفونی، ضعف بنیه و....فکر کنید. رنج و درد زیادی در پایان عمر وجود دارد ولی مردم اغلب این موضوع را فراموش می‌کنند. ولی اگر شما درست می‌گویید و زندگی واقعا وحشتناک است، مردم همیشه می‌توانند خودکشی کنند، اینطور نیست؟ بله، ولی خودکشی هزینه‌ای دارد که اگر اصلا متولد نشده باشید نخواهید داشت. اگر به دنیا نیامده باشید، اگر هرگز وجود نداشته باشید بدون این که هزینه‌ای داشته باشد از همه چیزهای خیلی بد زندگی مصون خواهید بود. خودکشی ممکن است از سایر بدها، کمتر بد باشد ولی به هر حال چیز بدی است. انسان در حقیقت نمی‌خواهد بمیرد. به همین جهت بیشتر مردم علیرغم این واقعیت که از زندگی‌شان لذتی نمی‌برند و زنده بودنشان جنبه مثبتی ندارد، همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. یکی دیگر از هزینه‌های خودکشی هم این است که باعث غم و اندوه بازماندگانتان می‌شوید. ولی نوع بشر برای تولید مثل خلق شده و تولید مثل امری طبیعی است. به این ترتیب آیا ایده ضد زایش، مغایر با قانون طبیعت نیست؟ همه چیزهایی که طبیعی‌اند خوب نیستند. مثلا رنج بردن از بیماری یک امر کاملا طبیعی است. ولی صرفا به این دلیل به مردم توصیه نمی‌شود که به درمان پزشکی خود پایان دهند یا عمل جراحی نکنند. در بین انسان‌ها و حیوانات، حمله و تجاوز هم نوعی بیان احساسات طبیعی است ولی صحیح نیست که تسلیم آن یا در حقیقت غریزه‌های "طبیعی" دیگر شویم. آنچه که طبیعی است و آنچه که از نظر اخلاقی خواستنی یا توصیه کردنی است دو چیز کاملا متفاوت هستند. بنابراین به عقیده شما سقط جنین از نظر اخلاقی قابل دفاع است؟ بله، البته. فلسفه زایش ستیزی این است که عضو تازه‌ای به جامعه بشریت اضافه نشود و سقط جنین یکی از راه‌های رسیدن به این هدف است. افراد بشر تنها موجوداتی نیستند که رنج می‌برند، بسیاری از حیوانات نیز در شرایط بسیار بدی زندگی می‌کنند با آنها باید چکار کرد؟ آیا باید برای نجات آنها از درد و رنج آنها را بکشیم؟ تفاوت بسیار بزرگی بین نابود کردن و صرف مُردن وجود دارد. نابود کردن یعنی کشتن و من با کشتن افراد بشر یا حیوانات مخالفم. البته موارد نادری وجود دارد، مواردی که می‌توانم به آن فکر کنم. در حقیقت من از کشتن انسان‌ها یا حیوانات حمایت نمی‌کنم. ولی طرفدار انقراض نسل هستم و یکی از راه‌های آن به دنیا نیاوردن هر گونه موجود تازه‌ای است. در مورد حیوانات، بسیاری از آنها آزاد زندگی می‌کنند و انسان به تولید مثل آنها کمک نمی‌کند. ولی شمار زیادی از حیوانات هستند که پرورش و زاد و ولدشان به دست ماست و پرورششان صرفا برای کشتن و خوردن آنهاست. در مورد این حیوانات که ما باعث درد و رنجشان می‌شویم، معتقدم باید به پرورش آنها خاتمه دهیم. ما بدون این حیوانات هم می‌توانیم غذای کافی داشته باشیم. آیا به جای این که جلوی به دنیا آمدن کودکان تازه را بگیریم، می‌توانیم دنیا را طوری بهتر کنیم که زندگی تا این حد دشوار نباشد؟ خب، به نظرم ما همواره در حال بهتر کردن دنیا هستیم و مردمی که در قید حیاتند باید تمام تلاش خود را برای بهتر کردن دنیا بکنند. ولی این یک خوش بینی‌بیش از حد است که فکر کنیم می‌توانیم دنیا را تا آن حد بهتر کنیم که تمام درد و رنج‌ها از بین برود و بتوانیم فرزندانی داشته باشیم که مطلقا در زندگی درد را تجربه نکنند. اما حتی اگر این خوش‌بینی منطقی باشد در آینده بسیار دور اتفاق خواهد افتاد و مستلزم دردهایی است که نسل‌های بی‌شماری باید متحمل شوند. و قربانی کردن چندین نسل به خاطر آیندگان به عقیده من کار ترسناکی است. اگر زندگی تا این حد بد است، چرا مردم تصمیم می‌گیرند بچه‌دار شوند؟ نمی‌دانم. بسیاری درباره این که بچه‌دار شدن به چه معنی است فکر نمی‌کنند و بدون فکر صاحب فرزند می‌شوند. تقریبا نیمی از کل بچه‌های دنیا ناخواسته بوده‌اند. البته کسانی هستند که درباره صاحب فرزند شدن فکر می‌کنند و در این موارد بیشتر به این دلیل است که می‌خواهند داشتن و بزرگ کردن فرزند را تجربه کنند. حتی عده‌ای که نوع‌دوست هستند فرزندان خود را به خاطر جامعه می‌خواهند یا این که می‌خواهند آرزوی والدینشان را برای داشتن نوه برآورده کنند. ولی در اکثر موارد مردم از خودشان نمی‌پرسند که داشتن فرزند واقعا به چه معنی است. مردم این سئوال را از خودشان نمی‌کنند چون بچه‌دار شدن یک امر عادی و معمول است و به همین جهت آنها فکر می‌کنند صاحب فرزند شدن یک امر طبیعی است. کمتر کسی واقعا به مسائل اخلاقی مرتبط با به دنیا آوردن فرزند فکر می‌کند. ولی به طور مثال تصور کنیم که بچه‌ای که تازه به دنیا آمده زندگی خوبی خواهد داشت و خوشبخت خواهد بود. آیا این یک کار غیراخلاقی نخواهد بود که او را از یک زندگی خوب محروم کنیم؟ خب، من انکار نمی‌کنم که یک بچه می‌تواند ایام خوشی هم داشته باشد. ولی وقتی کودکی متولد می‌شود فقط برای لحظات خوش زندگی نیست. این بچه پیر خواهد شد و درد خواهد کشید، بیمار خواهد شد و در آینده خواهد مرد. ما باید در باره تمام مدت زندگی او فکر کنیم نه فقط لحظات خوشی که تجربه خواهد کرد. علاوه بر این توجه کنید که بچه‌ها اغلب خوشحال نیستند، به مدت طولانی گریه نوزادان فکر کنید و به بسیاری از نومیدی‌ها و سرخوردگی‌هایی که باید با آن مواجه شوند. ولی حتی اگر در باره بچه‌هایی که واقعا خوشحالند صحبت می‌کنیم باید بدانیم که این موارد به شرایط خاصی محدود می‌شود. به طور مثال به گروهی از مردم فکر کنید که دیگران را فقط برای این که برده آنها شوند بزرگ می‌کنند. این برده‌ها ممکن است از وضعیتشان راضی باشند و به این که برده هستند اهمیتی ندهند زیرا آنها را تربیت کرده‌اند که این طور فکر کنند. ولی من با این کار مخالفم، حتی اگر خود آنها خوشحال باشند. بنا بر استدلال شما والدین مسئول رنجی هستند که فرزندانشان خواهند کشید چون آنها تصمیم گرفته‌اند بچه‌دار شوند. ولی آیا انها مسئول رنج بردن بچه‌های فرزندانشان و نوه‌هایی هم هستند که احتمالا خواهند داشت؟ از یک لحاظ بله؛ یعنی غیر مستقیم. آنها کاملا مسئول نیستند و فقط مسئول به دنیا آوردن فرزندان خودشان هستند. ولی وقتی کسی تصمیم می‌گیرد صاحب فرزند شود، باید به احتمال بالقوه تولید نسل‌های بعدی هم فکر کند. و اگر شخصی به تمام نسل های بعدی که نتیجه بچه دار شدن شخص اوست فکرکند، متوجه می شود چه مسئولیت سنگینی بر شانه اوست. فکر می کنید این ایده شما که مردم باید صاحب فرزند شدن را متوقف کنند و بگذارند نسل بشر منقرض شود روزی واقعیت پیدا خواهد کرد؟ نه، من این طور فکر نمی‌کنم، دست کم نه در یک مقیاس وسیع. فکر می‌کنم که برخی تصمیم خواهند گرفت بچه‌دار نشوند و هم اکنون من عده‌ای از آنها را می‌شناسم. ولی معتقدم که زایش ستیزی می‌تواند در مقیاس کوچک عملی شود. و حتی همین مقیاس کوچک هم مهم است چون به این معنی است که از بسیاری از انسان‌ها از رنجی که بعد از به دنیا آمدن متحمل خواهند شد مصون خواهند بود. من ساده لوح نیستم که فکر کنم همه مردم ایده‌هایم را قبول خواهند کرد. ولی شدیدا معتقدم که هر چه می‌گویم درست است و مایلم مردم از خودشان سئوال کنند و در باره این که بچه داشتن به چه معنی است جدی فکر کنند. چه موقعی شما به فکر ایده زایش ستیزی افتادید؟ من همیشه در این مسیر حرکت می‌کردم. این ایده را همیشه داشتم و طی سال‌ها آن را پرورش داده‌ام. شما از این که زنده‌اید تاسف می‌خورید؟ دوست ندارم به پرسش‌های شخصی جواب بدهم. ترجیح می‌دهم درباره مفاهیم و ایده‌ها صحبت کنم. آیا پدر و مادرتان را به جهت این که شما را به دنیا آورده‌اند ملامت می‌کنید؟ شاید بهتر باشد نگاهی بیاندازید به کتاب "هرگز نبودن، بهتر است" و ببینید آن را به چه کسی تقدیم کرده‌ام. بله ، من آن را خوانده‌ام، نوشته‌اید: تقدیم به والدینم، با وجود به دنیا آوردن من. خب، پس خودتان می‌دانید. چیز بیشتری نمی‌توانم به آن اضافه کنم. آخرین سئوال: آیا صاحب فرزند هستید؟ این هم یک سئوال شخصی دیگری است.
خوشحالترین های دنیا رودخانه تعادل بالا بالا بالاتر با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید خواب در بیداری، مورد نادر لی لی کلارک

مطالب تصادفی

حرفه من

قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی

پس این سوپر خانمها چگونه بین موفقیت شغلی و خوشبختی زندگی خصوصی خود تعادل ایجاد می نمایند؟ بررسی رفتاری انجام شده نشان می دهد احساس قدرت اعتماد بنفس را بالا میبرد. همچنین احساس قدرت باعث صداقت بیشتر شخص با خود میگردد. وقتی قدرتمندید کمتر خود را برای جلب توجه دیگران به زحمت می اندازید  همینطور هم نظر دیگران راجع به شما میزان اهمیت کمتری خواهد داشت. اگر در این زندگی شما رئیس هئیت مدیره یک شرکت چند ملیتی یا یک هنرپیشه معروف نخواهید شد مشکلی نیست. قدرتی که به این صورت بشما داده شده باشد بهمین صورت هم از شما برداشته خواهد شد. بنابراین بهتر است این شش مورد را در زندگی خود لحاظ نمایید تا بتوانید منبع قدرت خود باشید. محل زندگی و کار خود را مرتب نگه دارید. اگر میز شما مانند کمد پرفسور بالتازار است بهتر است کمی وقت صرف مرتب نمودن آن بنمایید. شلوغی و نامرتبی باعث ایجاد استرس و خستگی میشود که این شلوغی و بی برنامگی دقیقا برخلاف جهت کسب قدرت است. از اتاق خواب خود شروع نمایید و سعی کنید همه چیز را در جای خود قرار دهید سپس منزل و محل کار خود را نیز بهمین صورت مرتب نمایید. بر چیزی که در حیطه کنترل شماست تمرکز نمایید. اگر شما در میان صدها کاری که از شما درخواست انجامش وجود دارد غرق شده اید، 5 دقیق بخود آنتراکت بدهید و درباره برنامه ای که دوست دارید در آخر هفته انجام دهید فکر نمایید. این چیزی است که بروی آن کنترل دارید نه! همین حس موقعی که بکار خود برمیگردید بشما کمک می نماید تا بر اوضاع کاری خود مسلط تر شوید. شما برنامه ریزی نمایید. همیشه بین دوستان آخرین کسی بوده اید که بشما برنامه بعدی جمع شدن را خبر می داده اند؟ هیچوقت شما پیشنهادی  نداده اید و زحمت چند تلفن را نکشیده اید؟ سعی کنید خود و دوستانتان را با برنامه ریزی برای آخر هفته دور همی سورپرایز نمایید. قدرت برنامه ریزی و هماهنگی همراه با ایده نو برای یک برنامه دسته جمعی بشما حس قدرت و اعتماد بنفس خوبی میدهد این حس در احساس رضایتمندی شما از زندگی کمک می نماید. بلند حرف بزنید حرف خود را با صدای بلند بزنید. القای قدرت کمی تنرین و زحمت نیاز دارد. حتی در مواقعی که در جمع همکاران راجه به مسایل غیر کاری صحبت می نمایید بهتر است با صدای بلند حرف خود را بزنید. شنیدن صدای بلند کسی باعث القای حس اعتماد بنفس صحبت کننده نزد شنوندگان میشود. بنابراین حتی اگر از چیزی مطمئن نیستید نظر خود را با صدای بلند بگوش شنوندگانتان برسانید. بر نظر خود پافشاری کنید بخصوص در روابط عاطفی خود بهتر است کمی بر نظر خود پافشاری نمایید ولی سعی نمایید همیشه گوینده حرف آخر نباشید. در نظرسنجی های انجام شده کسانی که میتوانند حرف خود را در اککثر مواقع به کرسی بنشانند معمولا انسانهای خوشبختری هستند. سعی نمایید با ایده ها و پیشنهادهای بهتر شوهر یا رئیستان را غافلگیر نمایید. احساس مسئولیت نمایید هنگتمی که چیزی درست کار نمیکند چه در روابط چه در کار همیشه مقصر طرف مقابل نیست. شما نیز در ساختن و رشد یک رابطه همانقدر مسول هستید که دیگری بنابراین بجای اینکه سعی نمایید دایم در آرزوی این باشید که کاش اینطور میشد و نمیشد بهتر است در فکر بهبود کاری باشید که توان انجام آنرا دارید.: تغییر خودتان

آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟

ماریا شاراپووا با یکی از بزرگترین چالش‌های دوران ورزشی خود روبرو است؛ بازگشت به مسابقات تنیس پس از پانزده ماه محرومیت به علت استفاده از داروی غیر مجاز. اما موضوع فقط نمایش او در داخل زمین و ادامه دوران حرفه‌ایش نیست. سوال این است که آیا او که بیشتر درآمدش از بیرون زمین تنیس است، می‌تواند حامیان مالی (اسپانسر) بزرگ را جذب کند یا نه. تنیس باز ۳۰ ساله با استفاده از سهمیه آزاد در مسابقات تنیس اشتوتگارت شرکت می‌کند و اولین مسابقه‌اش روز چهارشنبه ۲۶ آوریل (۶ اردیبهشت) برگزار می‌شود. با اینکه برخی تنیس بازان از این موضوع اظهار ناخشنودی کرده‌اند اما شاراپووا از حمایت فدراسیون جهانی تنیس زنان و همین طور هوادارانش برخوردار است. زمان برای بازگشت شاراپووا به میدان بهتر از این نمی‌توانست باشد، بزرگترین رقیب مالی او در دنیای تنیس، سرنا ویلیامز باردار است و چندین ماه از میادین تنیس دور خواهد بود. به تخمین نشریه فوربز، شاراپووا از ژوئن ۲۰۱۵ تا یک سال بعد ۱.۹ میلیون دلار از جوایز مسابقات تنیس درآمد داشته و از حامیان مالی خود بیست میلیون دلار، که از این نظر فقط سرنا ویلیامز با او قابل مقایسه است. شاراپووا قصد دارد از این هفته منبع اصلی درآمد خود را دوباره احیا کند. سایمون چدویک پروفسور تجارت ورزشی در دانشگاه سلفورد بریتانیا می‌گوید: در مدت محرومیت ارتباط شاراپووا با برخی حامیان مالیش پابرجا ماند... اما من مطمئنم به دلیل محرومیت، بندهایی به عنوان نوعی جریمه در قراردادهایش با اسپانسرها گنجانده شده است.\" خطر پس از اینکه شاراپووا در مارس ۲۰۱۶ پذیرفت آزمایش دوپینگش به علت استفاده از یک ماده ممنوعه مثبت شده، فدراسیون بین‌المللی تنیس او را برای دو سال محروم کرد، محرومیتی که پس از درخواست تجدیدنظر کاهش یافت. بر خلاف تایگر وودز، گلف باز معروف آمریکایی که ماجرای ارتباطش با زنان دیگر باعث شد اسپانسرهایش را به سرعت از دست بدهد، حامیان مالی شاراپووا صبر کردند ببینند اوضاع چگونه پیش می‌رود. پروفسور چدویک می‌گوید دلیلش این بود که \"آنها سرمایه‌گذاری مالی و تلاش زیادی برای این قراردادها کرده بودند. علاوه بر این، فسخ قرارداد ممکن است خطرناک باشد؛ امکان دارد شاراپووا با موفقیت به میادین تنیس بازگردد و اگر شما به عنوان حامی مالی قراردادتان را با او فسخ کرده باشید در را برای رقبایتان باز کرده‌اید. به قهرمانان نیاز است پروفسور چدویک می‌گوید مشاوران و تیم مدیریت شاراپووا که از نام او مراقبت می‌کند، خیلی سریع توانستند بر اوضاع مسلط شوند. او عقیده دارد اکنون درها برای بازگشت شاراپووا باز است، همانطور که از استیو سایمون رییس فدراسیون تنیس زنان نقل شده که گفته \'ورزش تنیس، طرفداران و مسابقات، همه و همه به او خوشامد خواهند گفت. به گفته پروفسور چدویک حتی پیش از اعلام خبر بارداری سرنا ویلیامز، تنیس زنان برای یافتن جانشین مناسب در صدر این ورزش با دشواری روبرو بود: \"تعداد استعدادهایی که بالاترین سطح کیفی را داشته باشند زیاد نیست. هیچ‌کس به نظر نمی‌رسد بتواند یک سلسله نتیجه خوب را پشت سرهم کسب کند. تنیس زنان به هرکمکی برای داشتن قهرمانان، نام‌های بزرگ و استعدادهای نخبه نیاز دارد تا توجه علاقمندان را به این ورزش جلب کند... غیبت شاراپووا در منظومه نام‌های تجاری، باعث افول تنیس زنان شده است.  
10 گام تا استخدام حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل کیک ها را من نقاشی می کنم برای مصاحبه شغلی آماده باشید برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چطور سال به سال بیشتر کتاب بخوانیم؟

در طول چند دهه گذشته، مدت زمان سفرهای داخل شهری در شهرهای بزرگ به طور قابل توجهی افزایش یافته است. با بالا رفتن قیمت مسکن، بسیاری به دنبال خانه‌های ارزان‌تر به حاشیه‌ شهرها رفته‌اند و به دنبال آن سفرهای روزانه آنها طولانی‌تر شده است. برای نمونه بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۱۵ انجام شده است، تعداد بریتانیایی‌هایی که بیش از دو ساعت در روز صرف رفت و آمد می‌کنند در طول یک دهه ۷۲ درصد افزایش یافته است. بر اساس تازه‌ترین مطالعات، لندنی‌ها به طول متوسط شش ساعت و ده دقیقه در هفته صرف رفت و آمد می‌کنند، و نیویورکی‌ها کمی بیشتر یعنی شش ساعت و ۱۸ دقیقه در هفته سفر داخل شهری دارند. همچنین مطالعات تازه نشان می‌دهد که نسل هزاره، یعنی متولدین اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد میلادی، به طول متوسط بیشتر از همتایان مسن‌تر خود مطالعه می‌کنند. در سال گذشته در آمریکا ۷۲ درصد کتابخوان‌های ۱۸ تا ۲۹ ساله یک کتاب چاپی بیشتر از دیگر گروه‌های سنی خواندند. در همین زمان، یک سوم خریداران کتاب که زیر ۴۴ سال دارند، علاقمندند که وقت کمتری صرف ابزارهای دیجیتال کنند. پس از یک دوره رکود، فروش کتاب‌های چاپی در سه سال گذشته هر سال افزایش یافته است. ناشران به خوبی این روندها را می‌شناسند و به طور فعال به دنبال انتشار کتاب‌هایی مناسب مخاطبان در حال سفر روزانه هستند. انتشارات پنگوئن انتشار کتاب‌هایی کوچک را آغاز کرده است که به گفته فیلیپا کوبرن، سخنگوی این انتشارات، برای "در جیب گذاشتن و راهی شدن" طراحی شده‌اند. در یک پروژه مشابه، انتشارات دانشگاه آکسفورد با انتشار سری "مختصر و مفید" در قالب کتاب‌های کوچک ۳۵هزار کلمه‌ای با پاراگراف‌های کوتاه، به دنبال ساده‌تر کردن تمرکز دوباره است وقتی که خواننده مجبور است در سفر روزانه چندین بار خواندن را متوقف کند. اگر فرض کنیم که هر بزرگسال به طور متوسط می‌تواند ۳۰۰ کلمه در دقیقه مطالعه کند، در شش ساعت سفر شهری هفتگی می‌توانید ۱۰۸ هزار کلمه کتاب بخوانید و همچنان وقت کافی برای به روز کردن توییترتان هم باقی می‌ماند. این تعداد کلمه تقریبا معادل بلندی‌های بادگیر، سفرهای گالیور یا هری‌ پاتر و زندانی آزکابان است. مسلما فرض اولیه همه این محاسبات آن است که شما از حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنید و آنقدر هم شلوغ نیست که نتوانید کتاب‌تان را باز کنید و در دست بگیرید. آنهایی که پشت فرمان می‌نشینند، چنین امکانی ندارند مگر آنکه به کتاب‌های صوتی گوش دهند. سفرهایی به کوتاهی یک ربع یا کمتر پروفسور ویبو بروور، متخصص اعصاب و روانشناسی از دانشگاه خرونینگن هلند می‌گوید که "خبر کوتاه یا شعر بهترین چیزی است که می‌توان در یک سفر کوتاه خواند." پرفسور بروور می‌گوید: "تمام کردن یک متن کوتاه به شما انتخاب می‌دهد که یا یک متن کوتاه دیگر را شروع کنید یا اینکه گفت و گویی را با دیگران آغاز کنید. " یک روش دیگر، خواندن داستان‌های خیلی کوتاه است. ادم ترود، نویسنده ایرلندی داستان‌های خیلی کوتاه می‌گوید که این داستان‌ها در کمتر از هزار کلمه، مناسب سفرهایی هستند که در دو یا سه ایستگاه ختم می‌شوند. به عنوان دیگر روش مطالعه متن‌های کوتاه، ناشران کتاب‌هایی کوچک منتشر می‌کنند که خلاصه‌ای از آثار بلند هستند. سفر ۳۰ دقیقه‌ای یا کمتر برای سفرهای ۳۰ دقیقه‌ای، مجموعه داستان‌های کوتاه بهترین انتخاب است. جوزف کندی، از مدیران کتابفروشی انتشارات دانشگاه آکسفورد آثاری از نویسندگان بزرگی مانند آنتون چخوف و کاترین منسفلید را پیشنهاد می‌کند و همچنین از نویسندگان جدید آثار لوری مور را معرفی می‌کند. مایک زیرفوگل، یک ناشر لندنی می‌گوید: "من شخصا داستان‌های کوتاه مرتبط با هم را ترجیح می‌دهم." لوسیانا اوفلاهرتی، ناشر بریتانیایی، می‌گوید که برای سفرهای ۳۰ دقیقه‌ای مجموعه "مختصر و مفید" انتشارات دانشگاه آکسفورد هم انتخاب مناسبی هستند که به گفته او مثلا در لندن می‌توان از ایستگاه ایلینگ تا چنسری لین، یا در نیویورک از بروکلین تا مرکز منهتن آنها را تمام کرد. در تهران هم از دروازه دولت تا تجریش مسیر مناسبی برای خواندن یکی از این کتاب‌های کوتاه است که ترجمه فارسی بعضی از عنوان‌های آن منتشر شده است. خانم اوفلاهرتی کتاب‌های غیرداستانی را برای صبح‌ها و کتاب‌های داستانی را برای سفر برگشت عصر یا غروب توصیه می‌کند. سفرهای ۴۵ دقیقه‌ای یا کمتر برای سفری که حدود سه ربع طول می‌کشد، رمان‌های سریالی یا داستان‌های پاورقی بهترین گزینه هستند. یعنی کتاب‌هایی مثل ٬آقای پیکویک٬ چارلز دیکنز که ابتدا به صورت مجموعه‌ای از قطعه‌های کوتاه و به تدریج منتشر شده‌اند که برای نمونه این اثر دیکنز در اصل در ۱۹ کتابچه کوتاه منتشر شده است. با خواندن این رمان‌ها در نشست‌های کوتاه، خواننده همان تجربه مخاطب اولیه را در می‌یابد. کتاب ٬ماه الماس٬ اثر ویلکی کالینز، که اولین رمان کاملا کارآگاهی است، ابتدا به صورت پاورقی در مجله‌ای که چارلز دیکنز ویراستاری می‌کرد در طول یک سال منتشر شد. رمان سه تفنگدار نیز در ابتدا به شکل داستانی دنباله‌دار در یک روزنامه منتشر شد. داستان‌های تصویر یک بانو و سفیران٬ اثر هنری جیمز و همچنین کلبه عمو تام٬ اثر هریت بیچراستو در زمان انتشار به شکل پاورقی به مخاطب عرضه شده‌اند. رمان‌های نامه‌نگارانه که به شکل نامه یا دفتر خاطرات نوشته شده‌اند، انتخاب مناسبی برای سفرهای ۴۵ دقیقه‌ای هستند. ٬دراکولا٬ اثر برام استوکر، ٬کلاریسا٬ اثر ساموئل ریچاردسون و کتاب نسبتا جدیدتر ٬ببر سفید٬ اثر آراویند آدیگا نمونه‌هایی از این نوع رمان‌ها هستند. سفرهای یک ساعته یا بیشتر مسافر خوش‌اقبالی هستید که سفری با این مدت زمان به شما اجازه غوطه‌ور شدن در آثار بلندتر را می‌دهد. به گفته پرفسور بروور "در ابتدای خواندن یک رمان تازه، بیشتر وقت خواننده صرف ساختن زمینه‌ای درونی برای تفسیر و لذت بردن از مولفه‌های جداگانه داستان می‌شود و در یک سفر کوتاه این کار ناتمام می‌ماند." پرفسور بروور می‌گوید: "نوک زدن‌های متوالی به یک رمان بلند در سفرهای کوتاه ممکن است خواننده را ناامید کند و برایش حس بد تکه پاره کردن داستان خیلی بدتر از قطره قطره سر در آوردن اتفاق‌هایی است که رمان توصیف می‌کند." وقتی به کتاب‌هایی با این حجم می‌رسیم، سر و کله برنده‌های جایزه‌های مهم ادبی پیدا می‌شود؛ برای نمونه "آدم‌فروش" اثر پل بیتی برنده سال ۲۰۱۶ جایزه من بوکر و "تاریخچه هفت قتل" اثر مارلون جیمز برنده این جایزه در سال ۲۰۱۵ بوده است. برای اینکه بدون ترس وارد این دسته از رمان‌ها شوید می‌توانید فهرست‌های مختلفی مانند ٬صد کتاب مورد علاقه کتابداران٬ که غرور و تعصب در صدر آن است، یا صد رمان برتر کتابخانه مدرن در قرن بیستم٬ ا امتحان کنید که اولیس جیمز جویس را در بالای فهرست دارد. همین‌ طور می‌تونید نگاهی به صد اثر برتر ادبی باشگاه کتاب نروژ بیندازید که اثر شماره یک آن دون کیشوت است. تمرین منجر به کمال می‌شود دکتر تید تامسون، روانشناس و رمان‌نویس بریتانیایی می‌گوید:‌ با تمرکز بر خواندن در سفرهای کوتاه یاد می‌گیرید که برخی محرک‌های اطراف مانند صدای مردم یا مثلا گرمای قطار را نادیده بگیرید و صرفا روی تکلیفی در دست دارید، یعنی کتاب‌تان تمرکز کنید. به گفته دکتر تامسون تسهیل این امر در صورتی ممکن است که آن را تبدیل به یک عادت کنید. تعهد، ثبات و نظم کمک می‌کند که مغز مسیرها را با خواندن تداعی کند. پس هر چه به خواندن ادامه دهید، در این کار بهتر خواهید شد. با کمی تمرین ممکن است به جایی برسید که رفت و آمد روزانه تبدیل به بهترین وقت روز شما شود که چشم‌انتظار رسیدنش خواهید بود.

در رستوران چگونه رفتار کنیم؟

اگر می خواهید عده ای از دوستان وهمکاران را برای صرف غذا به رستوران دعوت کنید یا می خواهید ترتیب یک دورهمی را در رستورانی مدیریت کنید توجه به این موارد الزامی است.
رنگهای سال 2013 را میشناسید؟ چالش مانکن، بخوانید و بدانید سه کاری که در مواقع عصبانیت باید انجام دهید مادران شاغل گناهکار نیستند کتابی از عکس‌های ممنوعه اینستاگرام

آداب و رسوم

عید فطر در میان کشور های اسلامی

آداب و رسوم برای اتفاقات مشخص ، با توجه به فرهنگ، جغرافیا و تاریخ هر کشوری متفاوت است.  عید فطر نیز یکی از این اتفاق های زیباست که برای مسلمانان عیدی خاص است اما در هر کشوری نحوه برپایی آن متفاوت است.

عروسی در دیزج خلیل

روستای دیزج خلیل از توابع شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی می باشد. این روستا دارای آداب و رسوم بسیار جالبی در عروسی ها می باشد که  با آن آشنا می شوید. ابتدا خانواده پسر دختری را که دارای معیارهای شان هست را انتخاب کرده و این موضوع را با خانواده دختر مطرح می کنند. بعد از چند روز برای گرفتن جواب بر می گردند و اگر جواب خانواده دختر مثبت بود قرار خواستگاری رسمی را می گذارند و مراسم عروسی را طی سه مرحله انجام می دهند. شب قرار ( بله بران )در منزل هر دو خانواده جشن و شادی و سرور خودمانی برقرار می شود، در چنین شب به یادماندنی چند نفر از ریش سفیدان وافراد خودی از هر دو طرف درمنزل دختر جمع شده و درباره نوع  اسباب و لوازم، شیرینی و خوراکی های مراسم عروسی، مبلغ مهریه و شیربها به توافق می رسند. بعد از چند روز در یک روز موعود، دو سه نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانواده دختر به بازار شبستر رفته و 15 - 10 کیلو قند، 3 کیلو چای اعلا، یک دوری شاخه نبات، یک عدد شال (روسری)، یک حلقه انگشتری طلا، آئینه بخت، کاغذ رنگی (جهت درست کردن گل خوانچه ) وغیره خریداری می کنند. شیرینی خورانی بعد از ظهر وسایل خریداری شده را با سلیقه تزیین می کنند و درون چند سینی چوبی چیده و در یک گوشه اتاق قرار می دادند. هنگامی مدعوین جمع می شوند چند نفر خوانچه کش طبق ها را روی سرشان گذاشته و همراه مدعوین روانه خانه دختر می شوند. خانواده عروس از مهمانان با گرمی و صمیمیت استقبال کرده وپس از تعارفات معمول وجابجا شدن مهمانان، مسئول پذیرایی با یک استکان چای شیرین و پشت سرش دو استکان چای قند پهلو از مهمانان پذیرایی بعمل می آورد. از سوی میزبان به خوانچه کش ها نیزانعامی از قبیل آجیل، جوراب و یا سکه نقد داده می شود. در یک اتاق جداگانه رضایت و بلی گفتن دختر بوسیله یک بانوی سن و سال دار و آشنای خانواده گرفته می شود و به اطلاع عاقد معمّم می رسد و صیغه عقد در جمع حاضران مجلس که دست هایشان بر روی زانو هایشان می بود جاری گشته و بر روی کاغذ وارداتی ضخیم ثبت می شد، معمّم بالای عقد نامه و گواهان حاشیه آن را ممهور می کردند. خانواده دختر دو- سه روز بعد مقداری وسایل پیشکشی همراه با نان قندی(شکر چؤره یی ) محلی در دروت طبقها نهاده و به منزل پسر عودت می دادند. شال اندازی:پس از شیرینی خورانی در یک روز نیک مجلس زنانه در خانه دختر ترتیب می دهند که در آن مجلس بر سر دختر شال انداخته و می رقصانند و وجوه شاباش جمع شده را به خانواده دختر و دایره زن می دهند. پارچه کسمه یا نمایش  پارچه: در یک روز خجسته سه - چهار نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانوده دختر به بازار رفته و به حساب پسر برای عروس آینده چادر شب ضخیم چهارخونه، حوله، پارچه های متنوع پیراهنی، شلواری و دامنی، هدایا و سوغات برای خانواده دختر، چند کیسه حنا، وسایل آرایشی سننتی و یک عدد صندوق عروس خریده و به منزل می آورند، در منزل وسایل سبک را با تشریفات در طبقها می چینند تا در یک فرصت مناسب به منزل دختر بفرستند خانواده دختر نیز جهت دعوت به چشن زنانه به نام (پارچه کسمه) یک عدد پاکت رنگی چهار گوش به نام (سلام و دعا ) که معمولا حاوی هل، میخک و نبات است بعلاوه یک عدد نان قندی محلی در سینی (سینی کوچک)نهاده و به منزل دعوت شونده می فرستند. روز جشن (پارچه کسمه) دو نفر خانم در طرفین در ورودی منزل دختر می ایستند، یکی به مدعوین گلاب می پاشد دیگری نیز آینه به دست ایستاده وبا خوشامد گویی بانوان را به اتاق جشن راهنمایی می کند. در این جشن شادی زنانه بانوی با تجربه ومحبوبی  پارچه های خوانچه را یکایک بدست گرفته و با تعریف وتمجید و توضیحات لازم به حضار نشان می دهد. در طول نمایش کالای خوانچه عروس، دائره زن با آوازهای دلنشین و شادی آفرین آذری مدعوین را سرگرم ومسرور می کند. در پایان جشن هر یک از میهمانان نسبت به توانایی مالی اش پولی می دهد. از وجوه جمع شده مبلغی به دائره زن ومابقی را به خانوده دختر تقدیم می کنند که جهت خرید نواقص جهیزیه دختر به مصرف برسانند. قبل از شب حنا بندان، هنگام عصر، سلمانی (دلاک) محل، سر وصورت داماد را در حضور عده ای دعوت شده اصلاح کرده وانعام نقدی وجنسی دریافت می کند. دختر را نیز در خانه اش، مشاطه محل زیر ابرو گرفته وبه صورتش بند می اندازند و دستمزد وانعام دریافت میکنند. از سوی دیگر خانواده دختر پیراهن، جوراب، دستمال، عرقچین دستدوز، قاب قرآن،  ساعت، مهر، شانه و جانماز، مچ پیچ و نظایر آنها برای داماد و هدایای شاغدوش و سولدوش را به درون طبق چوبی چیده و جهت تماشا در وسط اتاق قرار می دهند. خانواده پسر جهت تماشای خوانچه ها به منزل دختر رفته و پس از پذیرایی مختصر سیاهه جهیزیه دختر را می نویسند وبه ورقه مهریه نصب می کنند. سپس خوانچه ها، صندوق لباس و لحاف - تشک عروس وداماد به منزل پسر فرستاده می شود تا در شب حنا بندان داماد از پوشاک دریافتی استفاده کند. طبق معمول طبق کشها انعام دریافت کرده وبا چهره بشاش مرخص می شوند. شما عزیزان هم اگر در شهر خود آداب و رسوم جالبی دارید برای لادبز نگار ما بفرستید تا با اسم خودتان در سایت منتشر شود.    
کعبه زرتشت دقیقترین گاهشمار تاریخ تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین مردان شمشیر به دست 40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی توحش در قرن بيست و يكم ميلادي

سفر و تفریح

روستای دیدنی " کپ"

در شمال کشور روستا های دیدنی با جاذبه بسیار زیبا و تاریخ جالب و بکر وجود دارد که حتما دیدن آنها برای شما مسافران دایمی شمال خالی از لطف نخواهد بود. یکی از این روستاهای زیبا، " کپ" است.

سیزده به در، جشن زیبای طبیعت

جشن های  نوروز با جشن چهارشنبه سوری شروع می شود و آخرین جشن از نوروز، جشن سیزده به در است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. از آنجایی که این روز سیزدهم فروردین است، برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. به همین دلیل مردم به دامان طبیعت رفته و بازی‌های گروهی، ترانه‌ها و رقص‌های دسته‌جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک‌ پزی‌های عمومی، بادبادک‌ پرانی، سوارکاری، نمایش‌های شاد، به تفریح، بازی و سرگرمی مشغول می شوند. آنچه جالب است در مورد نحسی بدانید، در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال نحس وشوم شمرده نشده، بلکه چنان چه میدانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاه شماری ایرانی نیزتیر روز نام دارد. در این روز سفره های هفت سین برچیده می شود و مردم با برداشتن سبزه هایشان به باغ و صحرا می روند. از رسوم این روز، خوردن کاهو با سکنجه بین یاد می شود. برخی از مردن نیز آش درست کرده و آش را بیرون از منزل می خورند و در بعضی از نقاط ایران نیز، آش را بر روی اجاق های هیزمی درست کرده و میل می کنند. از آنجایی که فصل باقالا نیز فرا رسیده، برخی از مردم باقالی پولو درست می کنند و یا باقالی با سرکه می خورند. از دیگر آیین های این روز، سبزه گره زدن در بین جوانان انجامی می پذیرد. در اسطوره ها امده بوده که حوا و آدم در این روز با گره زدن دو شاخه ی مورد، برای نخستین بار در جهان پایه‌ پیوند خود را بنا نهادند. امروزه هم دختران و پسران دم بخت با گره زدن سبزه در روز سیزده فروردین با گواه گرفتن نهاد طبیعت آرزوی پیوندی خوب می كنند. یکی از رسومی که ایرانیان با فرهنگ دیگر کشور ها داشته، این است که هر چهار سال یک بار سیزده به در با اول آوریل مصادف می شود. آمریكایی ها در روز اول آوریل از روش های مختلف و گاهی عجیب و غریبی برای دست انداختن دیگران و شوخی كردن با آنان استفاده می كنند. بریتانیایی ها می گویند كه بدشانسی نصیب كسی خواهد شد كه بخواهد در بعد از ظهر روز اول آوریل كسی را دست بیندازد، زیرا در آن ساعات دیگر مردم نسبت به این گونه شوخی ها آمادگی پیدا كرده اند. در همین روز مردم پرتغال بر روی یکدیگر ارد می پاشند. اما در بین مردم ایران زمین دروغ سیزده معروف است که در این روز مردم دروغی بسیار بزرگ می گویند و به طوری جدی این را بیان می کنند که همه اطرافیان ان را باور می کنند. شخصی که دروغی را ساخته حقیقت را تا غروب سیزده نمی گوید و بعد از غروب به همگان می گوید که آن دروغ سیزده بوده است. در این روز مردم سبزه های خود را به آب روان می سپارند و بعد به خانه هایشان باز می گردند و این ترتیب تعطیلات نوروزی نیز پایان می پذیرد.
سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها پیشنهادهایی برای آخر هفته سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی ده کلانشھر گران آفریقا گراوان، رنگین كمان املاح معدنی