1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا نگاه داشت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی افتد. استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می افتد؟ یکى از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد می گیرد. حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند. استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می شود؟ من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید. استاد گفت: دقیقاً . مشکلات زندگى هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می آید، برآیید! دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذار. زندگى همین است!

دیدگاه‌ها  

+2 # محبوبه 1391-03-28 09:09
خیلی عالی بود واقعا همینطور همیشه این خود ما هستیم مشکلاتمون رو سفت می چسبیم بعد هم به زمین و زمان می زنیم که از دستشون خلاص شیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # akram 1391-03-28 10:19
جالب بود. مرسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

بهترین زمان تربیت کودکان

:یک روانشناس گفت: برای تربیت و ساخت آینده یک جوان باید در دوران طلایی سن تربیت اقدامات موثر را انجام داد. رضا ناظری روانشناس در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان؛ درخصوص سن تربیت کودک و لزوم توجه والدین به این امر مهم اظهار داشت: بسیاری از افراد ندانسته کارهایی انجام می دهند که باید بدانیم بهترین سن برای پرورش کودک ما از یک تا هفت سالگی است که مربیان و والدین در این سن می‌توانند هر نوع تاثیر تربیتی را بر روی کودک بگذارند. وی با بیان اینکه والدین با یک تشکر یا تشویق کلامی کودک در این سنین می‌توانند مسیر زندگی وی را تغییر دهند، تاکید کرد: زمانی که سن کودک از 7 سالگی گذشت تاثیر کمتری از محیط اطراف دریافت می کند، در واقع از 7 تا 12 سالگی برای تغییر هر رفتار کودک به 3 ماه زمان نیاز داریم. این روانشناس ادامه داد: وقتی کودک از مرز 12 سالگی عبور کرد آن وقت برای هر تغییر رفتار به حداقل 3 سال زمان نیاز خواهیم داشت که نشان از اهمیت سن در تاثیرپذیری کودک دارد. وی با بیان اینکه یکی از کارهای مفیدی که والدین می توانند با کودک خود انجام دهند، بازی است، تاکید کرد: پدر و مادر باید برای کودک خود وقت صرف کنند و با توجه به اینکه تنها قانون بازی شادی است، والدین باید طوری رفتار کنند تا کودک در زمان بازی احساس امنیت و نشاط کند.ناظری تصریح کرد: البته والدین باید به کودک آموزش دهند که بازی زمان مناسب خود را دارد که در این زمان نباید به شخصی آسیب زد یا وسیله ای را خراب کرد. وی تاکید کرد: اینکه یک پدر به کودک خود بگوید به من ضربه بزن و این عمل را نوعی بازی به حساب آورد کاری اشتباه است، کودک این عمل را آموخته و در مدرسه همین رفتار را در بین همسالان اعمال می کند.این روانشناس افزود: تربیت فقط با حرف انجام نمی شود بلکه فقط با مشاهده و تقلید انجام می گردد، کودک به تمام رفتارهای والدین توجه می کند، زمانی که به کودک می گوییم دروغ نگو و مرتب خودمان دروغ می گوییم کودکمان دروغگوی ماهری خواهد شد.  

کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟

انتخاب کفش مناسب برای کودک بسیار سخت است. عواملی همچون راحتی و یا تنگی و یا گشادی کفش و حتی جنس آن همیشه مد نظر والدین است،  بهتر است اگر کودکی هنوز راه نیفتاده است تا مدتی کفش به پایش نکنید. زیرا برهنه بودن پا کمک زیادی به افزایش قدرت تعادل در کودک می کند.
چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟ افسردگی پدران بر کودکان تاثیر دارد اشکها و لبخندها پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟ تعداد کودکان و نوجوانان مبتلا به چاقی 'ده برابر شده است'

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

اسرار پنهانی که گارسون شما هیچگاه به شما نخواهد گفت

اگر می خواهید بدانید که که پیشخدمتتان درباره شما و انعامی که میدهید چه فکر میکند، اگر میخواهید بدانید که پشت درهای آشپزخانه چه خبر است، در این مطلب تعدادی از پیشخدمتان رستورانهای مشهور این اسرار را برای شما بازگو خواهند کرد. ما پیشخدمتها، اجازه نداریم که به مشتری بگوییم که غذایی را که در منیو  است دوست نداریم. بنابراین اگر از پیشخدمتتان پرسیدید که آیا فلان غذا خوب است و به شما گفت که این غذا یکی از پرطرفدارترین غذاهای این رستوران است، احتمال اش وجود دارد که خودش از این غذا متنفر است. اگر پیشخدمت شما غیبش زد و همکارانش گفتتند که او رفته است از انبار چیزی را بیاورد میتوانید شرط ببندید که بجای انبار رفته بیرون سیگار بکشد. میدونستین که در خوراکی بچه ها شکر اضافه میکنیم تا مطمئن شویم که بچه ها بیشتر از آن خوششان می آید؟ در رستورانها معمولا غذای مخصوص روز، چیزی است که می خواهند قبل از فاسد شدنش آن را بفروشند. مخصوصا مواظب سوپ روز باشید، زیرا معمولا حاوی ته مانده های موادی است که رستورانها می خواهند قبل از تاریخ انقضا از شرشان راحت شوند. بعد از این همه سال کار در رستوران، به این نتیجه رسیده ام که دیگر هرگز درخواست لیمو ترش نکنم، چونکه همه به آنها دست می زنند، هیچ کسی آنها را نمی شوید. فقط برچسب روی لیمو را می کنند، آن را می برند و همانطور داخل آیس تی شما می اندازند. اگر از سرد بودن سوپتان ایراد بگیرید، معمولا به جای داغ کردن سوپ، ما قاشق شما را زیر آب جوش میگیریم و وقتی که شما قاشق را در دهانتان می گزارید قاشق آنجوری زبان شما را می سوزاند که دیگر مطمئن می شوید که سوپ شما داغ است. وقتی شما با خانمی که زن شما نیست به رستوران می آید، معمولا بهتر انعام می دهید. چونکه شما میدانید که ما متوجه شدیم که این خانم زن شما نیست. چیزی که ما زیاد می شنویم "سر آشپز هست؟ این غذا فلان مشکل رو داره، من دوست نزدیک سر آشپزم" خوب اگر دوست نزدیک سرآشپز هستین، حتما شماره موبایلش رو هم دارین، خوب بهش زنگ بزنین. اولین قرار بین مرد و زن که بر فرض در اینترنت با هم آشنا شدند برای ما بسیار دلپسند است، چونکه معمولا یک غذای ساده سفارش میدهند و مرد برای خودنمایی 20 تا 30 درصد انعام می دهد. اگر میخواهید از تمیز بودن رستورانی مطمئن شوید اول از هر چیز سری به دستشویی ها بزنید. اگر دستشویی ها کثیف اند مطمئن باشید که وضعیت آشپزخانه فاجعه بار است. ترجمه آتماج

داستان خانواده اردلان

زوج ايرانی برنده جايزه بزرگ ۳۳ ميليون دلاری در آمريکا شدند.. مسعود اردلان، که در منطقه خليج (بِی اِريا) در کاليفرنيا ساکن است، چهارشنبه هفته گذشته بر حسب عادت سری به فروشگاه پمپ بنزين جاده «ايگناسيو ولی» زد. آقای اردلان طبق معمول برای خريد «تخمه کدوهای مورد علاقه اش و پر کردن باک بنزين ماشينش» به فروشگاه کنار پمپ بنزين رفته بود و اين بار «چون فقط ۱۵ دلار ته جيبش مانده بود» تصميم گرفت که به جای تخمه کدو بليط بخت آزمايی بخرد.  يک روز بعد مسعود اردلان که ۱۶ سال پيش در جريان يک طرح تعديل نيرو، کارگاه محل اشتغال خود را برای هميشه ترک کرده بود، حُميرا، همسرش را به سالن آرايش محل کارش رساند. اين مرد خوش شانس ايرانی، وقتی به خانه برگشت پيغام دوستش را دريافت کرد که خبر می داد يک نفر در منطقه آنها برنده جايزه بزرگ ۳۳ ميليون دلاری «سوپرلوتو پلاس» شده و از او خواست بليط هايش را چک کند. مسعود اردلان می گويد وقتی ديد هر شش شماره روی کارت او با ارقام اعلام شده همخوانی دارد، «گيج شد، برای همين بلافاصله به سالن محل کار حُميرا، همسرش، رفت تا به او خبر دهد.» حميرا می گويد: حرفش را باور نکردم. روز جمعه، اين زوج که ۲۵ سال سابقه زندگی مشترک دارند به ساکرمنتو رفتند تا جايزه شان را دريافت کنند که به گفته مسؤولان سوپرلوتو بعد از نقد کردن، حدود ۳۳ ميليون دلار می شود. با نرخ دلار آزاد در حدود 115 میلیارد تومان !! آقای اردلان که در گذشته مدير تکثيرات بوده می گويد قصد دارد با اين پول کسب و کار خودش را راه اندازی کند و دوستان و اقوام جويای کار را استخدام کند. او می گويد همچنين در نظر دارد برای همسرش نيز يک سالن آرايشگری خريداری کند. برنده ايرانی تبار جايزه ۳۳ ميليون دلاری می گويد:‌ اين مبلغ پول زيادی است، خيلی کارها می توانيم با آن انجام دهيم، کلی می شود با آن تخمه کدو خريد! شايد بشود حتی يک کارخانه توليد تخمه کدو هم خريداری کرد. مقام های «سوپرلوتو» می گويند همسر مسعود اردلان تصميم دارد با وجود برنده شدن اين جايزه بزرگ، مانند گذشته روز جمعه بعد از ظهر بر سر کار خود در سالن آرايشگری حاضر شود. شماره هايی که مسعود اردلان را به رؤياهای بلندش رساند عبارتند از: 8 34 22 3 2 1
برج پیزا/ کج اما ماندگار بخت بلند یا لباس عروس بلند؟ دارا خسروشاهی مدیر عامل جدید اوبر کیست؟ مردم طوفانها با نام زنانه را جدی نمی گیرند! با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

بدون خونریزی اول شویم!

شما در اداره ای هر روز هفته 9 ساعت وقت با ارزش خود را هدر می دهید ولی بچشم نمیآیید. هیچوقت کارمند برتر سال نشده اید و احتمالا هیچوقت هم نخواهید شد. ولی مشکل کجاست ؟ شما دارای بهترین نمرات در دانشگاه بوده اید و دانش شما از کاری که انجام می دهید بالاتر از بقیه همکاران است. اما می دانید رئیستان نمی داند دارید دقیقا چه کاری در شرکت انجام می دهید و احتمالا در فهرست افراد اخراجی پایان سال اگر وضع اقتصادی به همین منوال پیش رود دررتبه اول قرار خواهید داشت. نکته مثبت اینست که اهل زیر آب زنی، باند بازی و دسیسه هایی که متاسفانه ما ایرانی ها در آن بسیار هم خوب هستیم نیستید. بهتر است راههای زیر را امتحان نمایید. مطمئن باشید بدون نیاز به هیچ دسیسه ای موقعیت شغلی بهتری خواهید یافت. 1-       یک قدم بیشتر بردارید بیاد داشته باشید وظایف شغلی که در آغاز عقد قرارداد لیست آنرا بشما داده اند نیازهای اولیه برای شغلی است که برای شما در نظر گرفته اند. ولی انجام این حداقلها چیزی نیست که رئیستان را خشنود سازد. انجام کاری فراتر از انتظارات هر از چند گاهی، یک سورپریز خوب برای رئیستان است اینکار میتوان انجام سریعتر از موعد پروژه شما باشد یا پیشقدم شدنتان برای بعهده گرفتن مسئولیت یک کار یا پروژه جدید. 2-       نیازها را بشناسید منتظر نمانید کاری بشما محول شود. از مغزتان برای فعالیت بیشتر  شرکتتان کمک بگیرید. در انجام کارها پیشقدم شوید و رئیستان را از اینکه کسی بر اوضاع مسلط است مطمئن سازید. راز بزرگ اینست که هیچ رئیسی دوست ندارد شلاق را بزمین بکوبد تا کارمندانش از ترسشان بکار مشغول شوند. وقتی میدانید که رئیستان گزارشی را از شما خواهد خواست، چیزی بهتر از این نیست که گزارش را آماده در دستش بگذارید و بگویید من احتمال میدادم که شما این گزارش را بخواهید و من آنرا زودتر آماده نمودم. 3-       خود را رشد دهید وضعیت فعلی در هیچ موسسه ای راضی کننده نیست. با وسواس تمام سعی نمایید راههای انجام کارها را بهتر نمایید. حتما موارد کوچکی پیدا میشوند که میتوانند اوضاع گردش کار را بهتر نمایند. سعی نمایید آنها را بیابید کم نمودن هزینه ها، بالا بردن کیفیت خدمات یا سرویس به مشتریان یا هر چیز دیگری میتواند موقعیت سازمانی شما را بسرعت بهبود بخشد. همچنین سعی نمایید انرژی مثبتی از خود در محیط کاری خود بروز دهید. هیچکس احتیاج به یک منفی باف در اتاق بغل خود برای 9 ساعت روز و شش روز در هفته ندارد. یک شخص مثبت در یک محیط کار بخصوص در وضعیت نابسامان اقتصادی مانند یک ستاره میدرخشد. همکاران نیز جذب این انرژی مثبت خواهند شد زیرا انرژی مثبت بهترین چیزی است که هر کسی از یک رابطه در هر محیطی لذت می برد. 4-       برای مشکلات راهکار بیابید مشکلات بخشی از زندگی خصوصی و اجتماعی ما هستند. بیشتر وقت ما صرف رتق و فتق مشکلاتی است که به آنان برخورد می نماییم، یا آنان بما برخورد می نمایند. وقتی به مشکلی برخورد می نمایید مستقیما به اتاق رئیس نروید و از او نخواهید مشکل را حل نماید. بله او آنجاست که دقیقا اینکار را انجام دهد ولی بهتر است اول خود را جای او بگذارید و ببینید شما چه راهکاری را انتخاب می نمودیدی سپس لیستی تهیه کنید و نظرات خود را در این رابطه با او در میان بگذارید. یادتان باشد هر چقدر زندگی را برای رئیستان راحتتر نمایید همانقدر زندگی شما راحتتر خواهد گذشت. 5-       تا چه حد به او نزدیک شوید بهرحال ما رباتهای کارگر نیستیم، همینطور رئیستان. بهتر است هر از چند گاهی از حال و احوال خانم رئیس بپرسید یا از مدرسه ای که فرزندانش در آن درس می خوانند. یا بدانید که مثلا استقلالی است یا پرسپولیسی و هر از چند گاهی و برای مزاحی کوچک نتایج بد تیمش را به او یادآوری نمایید. چیزهایی مانند سیاست و مسائل و اعتقادات شخصی و کیفیت روابط خانوادگیش خط قرمزی هستند که هیچگاه نباید شکسته شوند. 6-       زمان او اهمیت دارد احتمالا رئیس شما شخص پر مشغله ایست بهتر است سعی نمایید مشکلات خود را تا حد امکان خودتان رفع و رجوع نمایید و کمتر او را درگیر نمایید. اینکه توانایی انتخاب بهترین راه حل ممکن و شجاعت انجام آنرا داشته باشید، حتی اگر هم آن مشکل حل نشود و بدتر هم بشود یک نکته مثبت برای شما دارد و آن اینکه شما شجاعت تصمیم گیری در موقعیتهای حساس را دارید. 7-       او را وادار به میانجیگری ننمایید هیچ رئیسی دوست ندارد میانجی کارمندانش باشد، اگر کسی از همکاران با شما مشکل دارد بهتر است موضوع را با طرف مقابل صراحتا حل و فصل نمایید. بچه که نیسیتید!! رئیستان هم که مهد کودک باز ننموده است گاهی بهتر است شما قدم اول و اساسی را برای رفع کدورت با همکارتان، هر چند که حق کاملا با شما باشد بردارید. انجام کارهای فوق می تواند چهره تان را در شرکت بطور خارق العاده ای بهبود بخشد و شما را پیش رئیستان تبدیل به چهره ای نماید که میتواند وظایف سنگینتر را بخوبی انجام دهد و میتوان بروی او برای آینده شرکت حساب ویژه ای باز کرد. یادتان باشد اینکار را بدون نیاز به باند بازی و زیر آب زنی معمول در اداره جات و شرکتها و تنها با تکیه بر توانایی های خود انجام داده اید. موفق باشید!
قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 حرفه من: مربی آموزش رانندگی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چهارگانه ارتقاء زندگی

ناگفته پیداست که سبک زندگی بر طول و کیفیت عمر اثر می گذارد، لذت بردن از اتفاقات، شادبودن، تنوع و...باعث می شوند احساس خوبی که در زندگی تان جریان پیدا می کند را به دیگران نیز منتقل کنید. در اینجا راه هایی ساده برای بالا بردن سطح زندگی شما معرفی می شود.

زندگی جشنی بی پایان است

زندگی، به خودی خود مملو از چالش ها و لذت هاست. انسان هایی که لذت های زندگی را می شناسند و این مهارت را دارند که از چالش های آن نیز لذت ببرند از کره ای دیگر نیامده اند. آن ها افرادی هستند مثل من و شما با این تفاوت که دیدگاه آنها افق وسیع تری را در بر می گیرد.
اینستاگرام 'بدترین تاثیر را بر سلامت روانی جوانان دارد' آقایان بخوانند! 7 جمله ممنوعه در زندگی مشترک انرژی مثبت دوستانمان با ننرترین بچه پولدارهای جهان آشنا شوید

آداب و رسوم

بیست و هشتم صفر

بیست و هشتم صفر، در فرهنگ اسلامی از یکسو یکی از روزهای غم انگیز است و از سوی دیگر مژده پایان یافتن ماه های محزون محرم و صفر را می دهد.

عیدی غدیر: اسكناس تا نخورده لای كتاب

برای شیعه غدیر خم تنها یك محل نیست. یكی از بزرگترین اعیادی است كه شیعیان در تقویم خود دارند. عید غدیر یك رسم همه جایی دارد فرقی نمی كند در كدام شهر و روستای ایران زندگی كنی و آن هم دیدار از بستگان و دوستان سادات است.
عید آب پاشی - جشن وارداوار توجه به یوزپلنگ ایرانی در روزی که "ماریتا تنها شد" چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ هدیه مناسب برای روز ولنتاین تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین

سفر و تفریح

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.
چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی سنندج، شهر هزار تپه پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان