1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

قبل از هر گونه قضاوت و یا تایید و رد کردن، خواهشمندم مطلب را با دقت تا پایان خوانده و سپس چند دقیقه ای روی آن تامل کنید.

مقدمه: انسانها چند دسته می شوند:

1 -  بعضی زنده هم که هستند مرده اند، یعنی هیچ اثر مثبتی از خود به جای نگذاشته و محصول عمرشان فقط خوردن و خوابیدن و ... است.

2 – بعضی تا زنده اند، زنده اند، ولی وقتی مُردند، می میرند. مثلا فرض کنید کسی که چند نفر مستمند را تحت پوشش دارد و فقط خودش به آنها با دست خودش کمک می کند و به محض مردن دیگر هیچ اثری از او باقی نخواهد ماند.

3 – گروهی وقتی می میرند تازه زنده می شوند، چرا که به خاطر عظمت شخصیت شان، این دنیا با محدودیت هایش، با حب و بغض های بی جای دیگران، با حسادت هایش، ظرفیت تحمل چنین کسانی را ندارد و لذا در زمان حیاتشان بسیار مظلوم و محجور می باشند ولی به محض کشته شدن یا از دنیا رفتنشان از غربت و مظلومیت بیرون آمده و کم کم شناخته شده و اثر واقعی که در حیات بشر و تاریخ بشریت باید می گذاشتند، به ظهور می رسد.

حضرت علی (ع) از آن دسته سوم شخصیت هایی است که تا زنده بود مظلوم بود، چون شناخته شده نبود. علت این عدم شناخت گاهی حسادت ها، کوته نظریها، عظمت شخصیتی حضرت و ... بود. لذاست  علی (ع) دوران حیات بعد از رحلت پیامبرش را چنین معرفی می کند. "استخوان در گلو و خار در چشم" . ولی به محض این که ضربت می خورند، حرکتی شروع می شود در راستای تبیین شخصیت مولا که خودشان با جمله " به خدای کعبه رستگار شدم " از آن تعبیر می کنند. شروع رفع غربت آقا و شناخته شدن حضرت از بعد از شهادتشان، تحت عنوان جریانی در تاریخ به نام تشیع به ظهور رسید. ظهور تشیع به صورت علنی و رسمی و تقویت آن، بعد از شهادت حضرت، نقطه آغاز رفع غربت علی (ع) بود. دیگر در این مسیر، علی (ع) به عنوان یک شخص در تاریخ شناخته نمی شود، بلکه به عنوان یک شخصیت جریان ساز، یک جریان فکری با مؤلفه های خاص خودش، یک نوع سلوک معنوی و الهی شناخته می شود.

این پایان غم غربت علی (ع) است و آغاز شروعی نو که محصولش غربت زدایی از مولاست. پس می توان گفت علی (ع) بعد از کشته شدنش زنده تر شد، پس اگر دستور به سوگواری و عزاداری به ما نداده بودند، شاید بد نبود که این رخ داد را جشن می گرفتیم. ولی همه می دانند که جشن، دل شاد می خواهد، نه قلبی حزین و اشکی جاری در فراق ابَر مردی که هنوز هم که هنوز است به طور کامل شناخته نشده است.

اما مراقب باشیم ما که خودمان را شیعه می دانیم، دو مرتبه علی (ع) را از یک شخصیت جریان ساز در تاریخ، که آن جریان را مکتب تشیع می نامند و یک نوع سلوک بر محور روش علی (ع) است، به یک شخص صرفا قدرتمند با محبوب یا ... تبدیل نکنیم.

برگرفته از سایت: www.dastanpoor.com

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

" یه لقمه دیگه بخور! "

برای کودکان صبحانه خوردن، نیاز به فراهم بودن یک محیط شاد دارد، پس اگر کودک شما در چنین محیطی صبحانه نمی خورد لازم است این محیط را برای او فراهم آورید و به این ترتیب کودک تان با اشتها و به قدر نیاز خود صبحانه خواهد خورد.

فرزندان خود را وابسته بار نیاورید

  اگر قصد فرزند دار شدن دارید بهترین کار قبل از بچه دار شدن این است که شما و همسرتان در مورد مسائل تربیتی فرزندتان به توافق برسید و بعد اقدامات لازم را انجام دهید. . .
چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد حسادت کودکان؛ طبیعی یا غیر طبیعی؟ والدین عصبانی، کودکان خشمگین شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد بازی و اسباب بازی

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

واتس اپ، محبوبتر از فیس بوک؟

بر اساس یافته‌های تازه‌ترین پژوهشی که با مطالعه روی چهار هزار کاربر تلفن‌های هوشمند در پنج کشور جهان به دست آمده است٬ ۴۴ درصد از کاربران اسمارت‌فون‌ها حداقل یک بار در هفته از اپلیکیشن واتس‌اپ (whatsapp) استفاده می‌کنند. این رقم برای فیس‌بوک که حالا بیش از یک میلیارد کاربر در سراسر جهان دارد ۳۵ درصد است.این نخستین باری است که در یک پژوهش رسمی٬ اپلیکیشنی دیگر با سبقت گرفتن از فیس‌بوک پرکاربر و محبوب٬ در صدر نشسته است. به عبارت دیگر٬ در برابر ۴۴ درصدی که دست‌کم هفته‌ای یک بار از واتس‌اپ استفاده می‌کنند٬ فقط ۳۵ درصد برای پیام‌رسانی به دوستان خود «فیس‌بوک مسنجر» را باز می‌کنند.واتس‌اپ حالا ماهانه بیش از ۳۵۰ میلیون کاربر فعال دارد. کاربرانی که روزانه دست‌کم ۴۰۰ میلیون عکس رد و بدل می‌کنند. نزدیک‌ترین رقیب به واتس‌اپ٬ وی‌چت است که حالا چیزی در حدود ۲۴۰ میلیون کاربر فعال در سراسر جهان دارد.اپ‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ راه جدید ارتباط در دهکده جهانیاین پژوهش همچنین نشان می‌دهد که اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ از جمله BBM و وی‌چت و وایبر٬ ارتباطات آنلاین مبتنی بر موبایل انسان‌ها را به تسخیر خود درآورده‌اند و آن را کاملا متحول کرده‌اند. ۸۶ درصد مکالمات صوتی و متنی روزانه در جهان٬ حالا از طریق این اپلیکیشن‌ها انجام می‌شود که به‌طور رایگان امکان ارتباط مبتنی بر اینترنت را در اختیار کاربران‌شان قرار می‌دهند.جدای از این اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ آن‌طور که این پژوهش نشان می‌دهد٬ کاربران از گوشی‌های هوشمند خود در ۷۳ درصد موارد برای برقراری تماس‌های صوتی مستقیم٬ ۷۵ درصد برای ارسال اس‌ام‌اس٬ و ۶۰ درصد برای دریافت و ارسال ایمیل استفاده می‌کنند.آوریل ۲۰۱۳ بود که جان کوم٬ مدیر اجرایی کمپانی واتس‌اپ اعلام کرد که این سرویس حالا تعداد کاربرانش از توییتر هم بالاتر رفته و در زمینه ارسال پیام‌های روزانه از فیس‌بوک هم سبقت گرفته است. این در حالی است که واتس‌اپ بر خلاف رقبای خود در دنیای شبکه‌های اجتماعی٬ مستقیما تبلیغی بر سر راه کاربران قرار نمی‌دهد و از تبلیغات پول چندانی نمی‌سازد.مدل کسب و کار واتس‌اپ هم مانند طراحی این سرویس کاملا ساده٬ سرراست و مشخص است: کاربران برای استفاده از آن ۹۹ سنت می‌پردازند و پس از دانلود آن به امکانات این سرویس دسترسی نامحدود دارند؛‌دسترسی واقعا نامحدود.جان کوم می‌گوید: «مانیفست ما در تضاد با تبلیغات است. ما به اندازه کافی در زندگی روزانه با تبلیغات بمباران می‌شویم اما گوشی هوشمند واقعا جای تبلیغات نیست. گوشی‌های ما از هر پدیده دیگری به ما نزدیک‌تر و متصل‌ترند؛ به ما و زندگی ما.»این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که کاربران اپلیکیشن اسنپ‌چت٬ که به تازگی با پیشنهاد ۳ میلیارد دلاری فیس‌بوک برای فروش مواجه شده است٬ بیشتر در محدوده سنی ۱۶ تا ۲۴ سال قرار دارند؛ همان بازه سنی که گفته می‌شود در حال روی‌گردانی از فیس‌بوک است و راه‌های جای‌گزین ارتباطی را به وقت‌گذرانی در فیس‌بوک ترجیح می‌دهد.

هوش مصنوعی آینده بشریت را تهدید می کند

بیچاره آدم‌ها! اگر حرف دانشمندان و مهندسان و هنرمندان نگرانی که روز به روز هم بیشتر می‌شوند درست باشد، کار آدم‌ها تمام است. حتی پروفسور استیون هاوکینگ، فیزیک‌دان سرشناس بریتانیایی، هم به جمع هشداردهندگان پیوسته. می‌گوید اگر بشر وسیله‌ای بسازد، یا نرم‌افزاری بنویسد، که واقعا هوشمند باشد، معلوم نیست چه اتفاقی بیافتد. نگران است آن روز آغاز پایان کار آدمیزاد باشد. یکی دو ماه پیش الون ماسک، رئیس شرکت تسلا، هم حرف‌های مشابهی زده بود. گفته بود هوش مصنوعی افسارگسیخته "بزرگ‌ترین تهدید" برای موجودیت بشر است. گفته بود نگران است عاقبت همه‌ ما له شدن زیر پاشنه موجوداتی حساب‌گر و بی‌عاطفه باشد، موجوداتی با هوش مصنوعی. یک مورد دیگر پروفسور نیک بوستروم، استاد دانشگاه آکسفورد، است. او هم گفته ممکن است در عرض یک قرن موجوداتی با هوش مصنوعی دنیای‌ ما را به آخر برسانند. یا نمونه دیگر، ری کورزوایل، مدیر مهندسی گوگل است. او هم نگران هوش مصنوعی است، هرچند به دلایلی پیچیده‌تر. او می‌گوید: "نوشتن الگوریتمی به‌عنوان الگوی اخلاقی که آن‌قدر محکم باشد که نرم‌افزارهای فوق-هوشمند را مقید و مهار کند، کار آسانی نیست." این دغدغه در سال‌های اخیر دست‌مایه فیلم‌های بسیاری هم بوده. فیلم‌هایی مثل ترمیناتور، ماتریکس، یا بلید رانر که در همه‌ آنها انسان ضعیف در برابر دشمنی هولناک با هوش مصنوعی قرار می‌گیرد. از نمونه‌های جدیدتر می‌توان فیلم "او" اثر اسپایک جونز را نام برد، که رابطه عاشقانه انسان و سیستم عامل را به تصویر می‌کشد. یا اثر در دست تهیه الکس گارلند به نام "اکس ماشینا"، که به وجه انسانی یک ربات یا آندروید می‌پردازد. یا فیلم جدید از سری "انتقام‌جویان"، که در آن قهرمانان داستان با "اولتران" می‌جنگند – موجودی با هوش مصنوعی فوق‌العاده که می‌خواهد بشر را نابود کند و حتما این کار را می‌کرد اگر قهرمان‌هایی مثل "تور"، "مرد آهنی" و دیگران نبودند. حتی در عالم واقع، همین امروز هم نشانه‌هایی می‌توان دید که هوش انسان در برابر کامپیوتری که همه توانش را روی یک مسئله مشخص می گذارد، چقدر حقیر است. برنامه‌های شطرنج کامپیوتری از بهترین شطرنج‌بازان جهان که بگذریم بقیه انسان‌ها را به سادگی می‌برند. حتی یک وسیله ابتدایی مثل موبایلی که در جیب‌تان است محاسبات پیچیده‌ را در یک چشم‌بر هم‌زدن انجام می‌دهد. یک ابرکامپیوتر ساخت آی.بی.ام به نام "واتسون" با بهترین‌های یک مسابقه تلویزیونی آمریکایی به نام "خطر" بازی کرد و همه را برد. مثال‌هایی از این دست بسیارند. مثال‌هایی که کامپیوترها برای مسئله‌هایی در حوزه‌های مختلف راه‌حل‌های جدید و خلاقانه پیدا می‌کنند، راه‌حل‌هایی که هرگز به عقل ما آدم‌ها نرسیده بودند. شکی نیست که ماشین‌ها آرام‌آرام هوشمندتر می‌شوند و کارهایی که آدم‌ها در آن بهتر باشند روز به روز کمتر می‌شود. آن‌طور که ماری شاناهان، استاد رباتیک ادراکی در امپریال کالج لندن، می‌گوید، کسانی که در زمینه هوش مصنوعی کار می‌کنند، هنوز به جایی نرسیده‌اند که بخواهند برای جلوگیری از لگام‌گسیختگی ساخته‌هایشان سیستم‌های امنیتی تعبیه کنند. او می‌گوید: "جامعه متخصصان هوش مصنوعی آن‌قدرها نگران نیست. به نظر می‌رسد مردم بیشتر نگرانند. شاید جای درست جایی وسط این دو باشد. در این لحظه قطعا جای نگرانی نیست. فکر نمی‌کنم در ۱۰-۲۰ سال آینده هم به هوش مصنوعی در سطح هوش انسان برسیم. با این حال شاید بد نباشد محققان حوزه هوش مصنوعی کم‌کم به مسائلی که استیون هاوکینگ و دیگران طرح کرده‌اند، فکر کنند." پروفسور شاناهان معتقد است بزرگ‌ترین مانع برای ساختن ماشین‌های حقیقتا هوشمند هنوز به‌ قوت خود باقی است – این‌که هوش ماشینی را چطور ایجاد کنیم. می‌گوید: "هنوز واقعا نمی‌دانیم بهترین راه چیست. طبیعت را کپی کنیم، یا همه‌چیز را از اول شروع کنیم." چارلز استراس، نویسنده داستان‌های علمی-تخیلی، بر این باور است که در ذات سیستم‌های با هوش مصنوعی خطری نهفته، اما این خطر صرفا به خاطر این‌که ماشین از ما بهتر فکر می‌کند، یا ناگهان می‌فهمد می‌تواند به‌جای دستور گرفتن از انسان دنبال دل خودش برود، به حقیقت نمی‌پیوندد. آقای استراس می‌گوید: "هیچ‌کس ماشین هوشمندی که خودش هدفش را تعیین کند نمی‌خواهد، چون چنین ماشینی قاعدتا تصمیم می‌گیرد به جای این‌که کاری را که ما فکر می‌کنیم خوب است انجام دهد، مثل آدم‌ها با یک ظرف چیپس و کنترل تلویزیون در دست روی مبل ولو بشود." اگر به کارهایی که در حال حاضر در حوزه هوش مصنوعی انجام می‌شود نگاه کنیم، می‌بینیم بیشترش روی سیستم‌هایی متمرکز است که به‌طور مشخص آن خودآگاهی و اختیاری را که می‌تواند برای ما آدم‌ها مشکل‌آفرین شود، ندارند. آقای استراس معتقد است هوش مصنوعی – چه امروز، چه در آینده – می‌تواند خطرناک باشد. اما به‌خاطر آدم‌هایی که هدایتش می‌کنند. اومی‌گوید: "از نگاه من بزرگ‌ترین خطر هوش مصنوعی برای ما از ناحیه آن (موجود) خودآگاهی‌ست که اهدافش را تعیین می‌کند." این نویسنده داستان های علمی تخلیی اضافه می‌کند: "هواپیمای بی‌سرنشین آدم نمی‌کشد. آن آدمی که فرمان می‌دهد به نقطه فلان برو و فلان موشک را شلیک کن آدم می‌کشد. قصد و نیت آدم‌ها را باید به پرسش گرفت. همین حالا هم می‌شود گفت به دوران پسا-هوش مصنوعی قدم گذاشته‌ایم. با این حال هنوز نپذیرفته‌ایم که هوش مصنوعی در واقع جایگزینی برای خود ماست – ابزاری که تندتر و دقیق‌تر فکر می‌کند، اما نه ضرورتا خیرخواهانه‌تر."
بخت بلند یا لباس عروس بلند؟ 10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ قبیله بانوان گردن بلند سردی مردان بعد از رابطه جنسی زبان درازترین دختر دنیا

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

حتما زمانی که در هتل اقامت دارید این سوال برای تان پیش می آید که زمانی که مهمان ها از اتاق های شان خارج می شوند یا وقتی check out صورت می گیرد چه اتفاقی در اتاق ها صورت می گیرد.
حرفه من: مربی آموزش رانندگی بدون خونریزی اول شویم! تی شرت ها را ما طراحی می کنیم شغل جدیدی برای زنان کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

افزایش سن برابر است با کاهش دوستان

وقتی جوان هستیم دوستی نقش اساسی در زندگی ما دارد ولی هر چه مسن تر می شویم با اینکه نیاز به دوست بر قوت خودش باقی است از تعداد دوستان کاسته می شود.   در سلسله مراتب روابط انسانی، دوستی همیشه وجود دارد ولی رتبه آخر نصیبش می شود. دوستی عاشقانه مهمترین شان است بعد عشق به والدین و فرزندان و در نهایت دوستی معمولی قرار دارد. دوستی تامین کننده سه توقع همیشگی است. با دوست می شود حرف زد. می توان به دوست در لحظات دشوار زندگی تکیه کرد و گذراندن وقت با دوست لذتبخش است. در کودکی، دوستی یعنی یکی باشد که تفریح و بازی کنیم. در نوجوانی صمیمت و  حمایت از همدیگر اصل است… بدی دوستی در نوجوانی ناپایدار بودنش است چون شخصیت ها و خصلت ها عوض می شود. نوجوانی، مرحله شکل گیری هویت است و دوران خوبی برای اعتماد و آموختن تجربیات از طریق دوستی ها است اولِ جوانی بهترین دوران دوستی بین افراد است. آدم ها از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند و تقریبا می دانند چه چیزهایی برای شان جالب و مهم است. بر اساس آمار، افراد بین 20 تا 24 ساله بیشتر از هر دوره ای با دوستان خود وقت می گذرانند. اولین تراژدی مربوط به تجربه دوستی در پایان دوران جوانی اتفاق می افتد وقتی که عملا برای دوستانی که نقش مهمی در تصمیمات زندگی داشته اند وقت وجود ندارد. از میانسالی به بعد، وقت برای دوستان مدام کمیاب می شود. همه افراد، مشغول اصلی فرعی کردن ماجراهای پیرامون خود هستند. ازدواج باعث بیشترین ریزش در تعداد دوستان است. عروسی ها در حقیقت محل آخرین گردهم ایی دوستان عروس و داماد است. مراسمی که با از دست رفتن دوستی ها ثبت می شود. ،نگهداری و وماندگاری دوستی دو شرط اساسی دارد. اینکه چقدر قدرت گفتگوی صمیمی پرورده شده است و دیگر اینکه چقدر نسبت به هم احساس تعهد و یاری می کنند. از میانسالی به بعد دوستی ها بستگی به شرایط افراد دارد. به مسئولیت های زندگی ، شغل و فرزندان… در دوران بازنشستگی و شروع کهولت سن، میل و انگیزه برای یافتن دوست جدید کم می شود چون انرژی، تحمل و حوصله کافی برای ایجاد یک دوست خوب موجود نیست. آدمها با افزایش سن شان به طور طبیعی و خیلی آرام، ناگزیرند شاهد کاهش دوستان شان باشند. مریضی ها و حتی مرگ و میر از تعداد دوستان بسیار قدیمی می کاهد. با این وجود نیاز به دوست، معاشرت، اعتماد و پشتیبانی معنوی از همدیگر، همیشه در زندگی افراد پابرجا خواهد ماند.  

غذاهایی که باعث مرگ حیوانات خانگی میشوند

بسیاری از خوراکیهای آشپزخانه شما می تواند برای سگها و گربه مضر و حتی کشنده نیز باشد. با وجودیکه میزان مسمومیت ناشی از خوردن این خوراکیهای مضر بسته به نوع و اندازه غذای مصرف شده یا نژاد حیوان و اندازه آن دارد بهتر است حیوان در تمام مواقع از این مواد دور نگه داشته شود. علایم مسمومیت با اکثر این موارد شامل استفراغ، ضعف، بی حالی، بی اشتهایی، بی نظمی در ریتم قلب، کم خونی، حملات تشنجی، نارسایی بعضی ارگانها و مرگ می باشند این مسمومیتها ممکن است ار طرق زیر وارد بدن حیوانات گردند: 1-      آدامسهای جویدنی و شیرین کننده هایی که حاوی زالیتول هستند. 2-      فندق، چای کافئین 3-      نوشایه های گاز دار و رژیمی، نوشابه های انرژی زا 4-      قرصهای لاغری و یا چاقی 5-      گوجه فرنگی، قارچ، انگور، کشمش گردو 6-      ماهی خام، نوشیدنی های الکلی 7-      شیر شکلات، شکلات، شکلات تیره، کاکائو 8-      پودر پیاز، پیاز، غذای بچه که حاوی پیاز است، سیر 9-      هر گونه غذای کپک زده 10-   میوه رازک، مغز یا هسته خردل، هلو، گیلاس، زرد آلو، سیب 11-   مایه خمیر و برگهای سیب زمینی خوردن بعضی از این مواد به منزله موارد اورژانس به حساب آمده و باید سریعا رسیدگی شوند. در ضمن بهتر است خودتان اقدام به تجویز دارو به سگ یا گربه مسموم شده ننمایید. قرصهای حاوی استامینوفن مانند قرص سرما خوردگی می تواند باعث مسمومیت شدید و مرگ زجر آور حیوان خواهد شد.
مادران شاغل گناهکار نیستند گفتی چی شده بود عزیزم؟ بهترین زمان هر کاری مهارت صحبت کردن را فرا بگیریم 42 واقعیت از تغییرات اقلیمی در ایران

آداب و رسوم

آداب عید قربان

عید قربان برای حاجیان با ذبح گوسفند آغاز می شود. ماجرای گوسفند و عید قربان داستانی دارد كه همه مسلمانان و بسیاری از اهالی كتاب قصه آن را می دانند.

گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز

در باورهای کهن ایرانیان خداوند جهان را در شش مرحله آفریده است. نخست آسمان، سپس آب، زمین، گیاهان، جانوران و در پایان انسان. این جشن‌ها هنوز در بین زرتشتیان در شش گاه یا زمان برگزار می‌شوند که هریک یادآور یکی از شش آفرینش هستند جشن شکرگزاری در ماه مهر برابر با ماه اکتبر برگزار می‌شود. ایرانیان باستان برای سپاسگزاری از این شش آفرینش، شش بار در سال جشن می‌گرفتند و این جشن‌ها را "گاهانبار" یا "جشن شکرگزاری" می‌نامیدند. در جشن شکرگزاری، سفره‌ای می‌گسترا‌نند که "سفره شکرگزاری " نام دارد. در این سفره نمادهایی از شش آفرینش، چند عدد تخم مرغ، نان، چند نوع غذای سنتی مخصوص جشن کتاب مقدس و آینه گذاشته می‌شود. این جشن مانند دیگر جشن‌های شکرگزاری به مدت پنج روز ادامه دارد . چهار روز اول به منزله مقدمات و آماده کردن جشن است و مراسم اصلی در روز پنجم برگزار می‌شود. پس ار برگزاری مراسم شکرگذاری در محلی مخصوص شمع روشن می‌کنند. در جشن شکرگزاری همه می‌توانند در آماده کردن و تهیه مواد غذایی، درست کردن خوراک سنتی وگستردن سفره مشارکت کنند. معمولا در بین زرتشتیان، کسانی که به تازگی یکی از اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند، بخشی از مخارج یا تمام مخارج مراسم رابه عهده می‌گیرند. هسته مرکزی این جشن‌ها پیوندی است از داد و دهش، دیدار مردم از هر صنف و رده و میزان دارایی، آگاهی از حال یکدیگر، نیایش و سپاسگزاری همراه با شادمانی و سرور دسته‌جمعی. در روستاها در درسفره شکرگزاری خشکباری نیز می گذارند که مخلوطی از خرما، سنجد، کشمش، بادام، گردو، برگه هلو و انجیر خشک است که آن‌ها را در سینی بزرگ یا در چادر شب می‌ریزند و روی آن یک عدد سیب یا انار قرمز با چند شاخه گیاه می‌گذارند. این خشکبار یا آجیل در بین زرتشتیان "لرک" نامیده می‌شود. نیایش در جشن شکرگزاری.
نوروز مبارک کعبه زرتشت دقیقترین گاهشمار تاریخ تصویرهایی از «کریسمس» پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید عید آب پاشی - جشن وارداوار

سفر و تفریح

چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین

برای دیدن یک نقاشی آبستره با رنگ های گرم قرمز و نارنجی بدون دخالت هیچ کس و فقط به دست طبیعت به کجا باید سفر کرد؟ شاید اولین جایی که به ذهن بیشتر افراد برسد چشمه های« پاموکاله» در ترکیه است ، اما...

ایران زیبای ما (قسمت اول)

ایران زیبای ما فقط شامل پرسپولیس و سی و سه پل و بازار تبریز و سواحل خزر نیست. اگر کسی بخواهد همه ایران را ببیند احتمالا باید یک عمر را در چهار سوی این کشور پهناور سفر نماید و باز هم احتمالا جایی چیزی دیدنی را از قلم خواهد انداخت. با نزدیک شدن تعطیلات سال جدید نگاهی می اندازیم به چهار گوشه از ایران، کشور زیبایمان، که شاید کمتر نامی از آن تاکنون شنیده بودیم. بهتر است بجای خرج کردن همه وقت و پول خود در سواحل تایلند یا آنتالیا وقتی و بودجه ای را نیز برای شناختن زیبایی های خانه مان کنار بگذاریم. چشمه های باداب سورت ساری چشمه‌های باداب سورت در سال ۱۳۸۷ به عنوان دوّمین اثر ملی ایران ثبت شد. در سال ۱۳۸۷، کوه دماوند، چشمه‌های باداب سورت و سرو ابر کوه به عنوان سه اثر طبیعی به‌وسیلهٔ سازمان میراث فرهنگی ثبت شدند. چشمه های باداب سورت بعد از چشمه پامو کاله ترکیه به عنوان دومین چشمه آب شور جهان ثبت جهانی شده است. چشمه‌های باداب سورت واقع در استان مازندران، شهرستان ساری، دهستان پشتکوه، روستای ارست، قرار دارد. چشمه‌های باداب سورت شامل دو چشمه با آب‌های کاملاً متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمهٔ پر آب دارای آب بسیار شور و دارای استخری با قطر حدود ۱۵ متر و عمق زیاد است. چشمهٔ دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است، در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته‌است. جریان آب‌های رسوبی و معدنی این چشمه‌ها طی سال‌ها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و ده‌ها حوضچهٔ بسیار زیبا به رنگ‌های نارنجی، زرد و قرمز در اندازه‌های مختلف پدید آورده‌است. این طبقات و حوضچه‌ها در واقع جاذبهٔ اصلی و ویژگی منحصر به فرد چشمه‌های باداب سورت است. زیبایی این طبقات و محل ویژهٔ قرارگیری چشمه در دامنهٔ کوهستان و چشم اندازهای اطراف به ویژه در غروب تحسین برانگیز است. باداب ترجمهٔ تحت‌اللفظی واژهٔ مازندارانی «وا اُ» است. وا (باد) به نوعی درد (رُماتیسم) اشاره دارد که با استفاده از آب معدنی درمان می‌شود. همچنین باداب به معنی آب همراه با گاز است. این چشمه‌ها در ارتفاع ۱۸۴۰ متری واقع شده‌اند و در ایران بی‌نظیر هستند و تنها در شش کشور دیگر پدیده‌ای تا حدّی شبیه باداب سورت وجود دارد. اطراف چشمه پوشیده از درختچه‌های زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل‌های سوزنی برگ است. خانه لاریها در یزد خانه لاریها و بادگیر آن مربوط به دوره قاجار است و در یزد، خیابان امام خمینی، محله فهادان، مجاورعمارت کلاه فرنگی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۷۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. خانه لاریها شامل شش باب خانه با فضاهای کاملاً معماری ویژه خانه‌های کویری می‌باشد. این خانه در سال ۱۲۸۶ قمری ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهیم لاری بوده‌است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهی از آن استفاده می‌شد. مساحت آن حدود ۱۷۰۰متر وزیر بنائی معادل ۱۲۰۰متر مربع را داراست. درها، پنجره‌ها، ارسی‌ها و اتاقهای آئینه کاری و نقاشی شده آن یکی از نمونه‌های زیبا و عالی خانه‌های اعیانی قرن سیزدهم است. این مجموعه همجوار بناهای تاریخی چون مدرسه ضیائیه یا زندان اسکندر، بقعه سید گلسرخ و برج و با روی یزد است که جمعاً شش هزار متر مربع وسعت دارد خانه لاریها به شماره ثبتی ۱۸۳۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است. قلعه فلک الافلاک خرم آباد فَلَک‌الافلاک یا دژٍ شاپورخواست قلعه‌ای تاریخی در مرکز شهر خرم آباد در استان لرستان است. فلک‌الافلاک با نام قلعه دوازده برجی هم شناخته می‌شود. قلعه فلک‌الافلاک بر فراز تپه‌ای مشرف به شهر خرم آباد و در نزدیکی رودخانه خرم‌آباد قرار گرفته و چشم‌گیرترین اثر تاریخی و گردشگری درون شهر خرم‌آباد است. این بنا مربوط به دورهٔ ساسانی است و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. قدمت این قلعه به دوره ساسانیان می‌رسد. ساسانیان شهری با نام شاپورخواست در حدود منطقه کنونی خرم آباد ساختند که بعدها ویران شد و در حدود سده هفتم هجری خرم آباد فعلی به جای آن بنا گردید. گمان می‌رود که قلعه فلک‌الافلاک همان دژ شاپورخواست باشد که در دوره ساسانی کاربرد حکومتی و نظامی داشته‌است. از قرن ششم هجری پس از ساخته شدن شهر جدید خرم‌آباد این قلعه نیز بنام خرم‌آباد معروف شد و احتمالاً نام فلک‌الافلاک در دوره قاجار به آن اطلاق شده‌است. این اثر ارزشمند در سال 1349 از ارتش به وزارت فرهنگ و هنر سابق واگذار و به شماره ۸۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. در سال 1354 این بنا با راه‌اندازی موزه مردم‌شناسی و مفرغ های لرستان به موزه تبدیل شد. در سالهای اخیر با مرمت نمای بیرونی و داخل قلعه موزه‌های باستان‌شناسی، مردم شناسی، آزمایشگاه مرمت اشیاء، مرکز فروش تولیدات فرهنگی و چایخانه سنتی در این مجموعه فرهنگی تاریخی راه‌اندازی شده‌است. در متون تاریخی از قلعه فلک‌الافلاک با نامهای گوناگونی مانند دژ شاپورخواست، دز بر، قلعه خٌرمآباد، قلعه دوازده برجی از آن یاد شده‌است. فلک‌الافلاک که در لغت به معنی سپهر سپهران یا فلک نهم است عنوانی ایست که در دوره قاجار به این بنا اطلاق شد و اکنون نیز به همین نام مشهور است. کلیسای سنت استپانوس در جلفای آذربایجان شرقی کلیسای سن استپانوس، یا کلیسای استفانوس مقدس دومین کلیسای مهم ارامنه ایران است که از نظر اهمیت بعد از قره کلیسا قرار می‌گیرد. این بنا در استان آذربایجان شرقی در ۱۷ کیلومتری غرب شهر جلفا و در فاصله ۳ کیلومتری کرانه جنوبی رودخانه ارس در محلی به نام قزل وانک (صومعه سرخ) واقع شده‌است. این کلیسا در سده نهم میلادی ساخته شده‌است ولی به علت زلزله دچار آسیب‌های جدی شده بود که در دوران صفویه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. این اثر در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۱  به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. کلیه محوطه کلیسا در قلب کوه‌ها و در میان طبیعت سبز منطقه مرزی جلفا و جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌است. این کلیسا مورد احترام تمام مسیحیان و تقریبا تمامی ادیان است اما در واقع به شاخه مسیحیان گریگوری  که ساکن ارمنستان هستند تعلق دارد. در یک روز از سال هزاران نفر از ارمنیان در این نقطه گردهم می‌آیند تا ضمن زیارت، مراسم و مناسک خاص خود را به‌جای آورند. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور مجموعه سه کلیسای سنت استپانوس، زور زور و قره کلیسا را به عنوان یک پرونده برای ثبت در فهرست میراث جهانی به یونسکو ارائه داد. در سال ۲۰۰۶ میلادی سه کلیسا برای ثبت در یونسکو پیشنهاد گردید که این کلیسا یکی از آنهاست. مراحل تشکیل پرونده این بنای تاریخی در حال انجام است و روند بازسازی و مرمـّت کلیسا به این منظور انجام شد. همچنین تعمیرات اساسی و گسترده‌ای با حفظ سبک شیوه معماری گذشته آن، با همّت سازمان میراث فرهنگی کشور و با همکاری شورای خلیفه گری ارامنه صورت گرفته‌است.
سنندج، شهر هزار تپه چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ روستای دیدنی " کپ" بالاتر از هیجان سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی