1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

قبل از هر گونه قضاوت و یا تایید و رد کردن، خواهشمندم مطلب را با دقت تا پایان خوانده و سپس چند دقیقه ای روی آن تامل کنید.

مقدمه: انسانها چند دسته می شوند:

1 -  بعضی زنده هم که هستند مرده اند، یعنی هیچ اثر مثبتی از خود به جای نگذاشته و محصول عمرشان فقط خوردن و خوابیدن و ... است.

2 – بعضی تا زنده اند، زنده اند، ولی وقتی مُردند، می میرند. مثلا فرض کنید کسی که چند نفر مستمند را تحت پوشش دارد و فقط خودش به آنها با دست خودش کمک می کند و به محض مردن دیگر هیچ اثری از او باقی نخواهد ماند.

3 – گروهی وقتی می میرند تازه زنده می شوند، چرا که به خاطر عظمت شخصیت شان، این دنیا با محدودیت هایش، با حب و بغض های بی جای دیگران، با حسادت هایش، ظرفیت تحمل چنین کسانی را ندارد و لذا در زمان حیاتشان بسیار مظلوم و محجور می باشند ولی به محض کشته شدن یا از دنیا رفتنشان از غربت و مظلومیت بیرون آمده و کم کم شناخته شده و اثر واقعی که در حیات بشر و تاریخ بشریت باید می گذاشتند، به ظهور می رسد.

حضرت علی (ع) از آن دسته سوم شخصیت هایی است که تا زنده بود مظلوم بود، چون شناخته شده نبود. علت این عدم شناخت گاهی حسادت ها، کوته نظریها، عظمت شخصیتی حضرت و ... بود. لذاست  علی (ع) دوران حیات بعد از رحلت پیامبرش را چنین معرفی می کند. "استخوان در گلو و خار در چشم" . ولی به محض این که ضربت می خورند، حرکتی شروع می شود در راستای تبیین شخصیت مولا که خودشان با جمله " به خدای کعبه رستگار شدم " از آن تعبیر می کنند. شروع رفع غربت آقا و شناخته شدن حضرت از بعد از شهادتشان، تحت عنوان جریانی در تاریخ به نام تشیع به ظهور رسید. ظهور تشیع به صورت علنی و رسمی و تقویت آن، بعد از شهادت حضرت، نقطه آغاز رفع غربت علی (ع) بود. دیگر در این مسیر، علی (ع) به عنوان یک شخص در تاریخ شناخته نمی شود، بلکه به عنوان یک شخصیت جریان ساز، یک جریان فکری با مؤلفه های خاص خودش، یک نوع سلوک معنوی و الهی شناخته می شود.

این پایان غم غربت علی (ع) است و آغاز شروعی نو که محصولش غربت زدایی از مولاست. پس می توان گفت علی (ع) بعد از کشته شدنش زنده تر شد، پس اگر دستور به سوگواری و عزاداری به ما نداده بودند، شاید بد نبود که این رخ داد را جشن می گرفتیم. ولی همه می دانند که جشن، دل شاد می خواهد، نه قلبی حزین و اشکی جاری در فراق ابَر مردی که هنوز هم که هنوز است به طور کامل شناخته نشده است.

اما مراقب باشیم ما که خودمان را شیعه می دانیم، دو مرتبه علی (ع) را از یک شخصیت جریان ساز در تاریخ، که آن جریان را مکتب تشیع می نامند و یک نوع سلوک بر محور روش علی (ع) است، به یک شخص صرفا قدرتمند با محبوب یا ... تبدیل نکنیم.

برگرفته از سایت: www.dastanpoor.com

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

آیا آماده بارداری هستید؟

چرا آماده شدن برای بارداری اهمیت دارد؟ حاملگی دو هفته قبل از وقت قاعدگی شما اتفاق می افتد. این یعنی ممکن است تاوقتی سه هفته باردار هستید، متوجه آن نشده باشید. این درحالی است که جنین در هفته دوم تا هشتم بعد از بارداری بسیار آسیب پذیر است. این زمانی است که اندام های نوزاد شما (مثل قلب) شروع به شکل گرفتن می کند. هر چیزی که می خورید، می نوشید، سیگاری که می کشید، و …بر نوزاد شما تاثیر می گذارد. به همین دلیل است که حتی وقتی هنوز حامله نشده اید، باید طوری عمل کنید که انگار باردار هستید. چه وقت باید در مورد بارداری با پزشکتان صحبت کنید؟ می توانید هر وقت که خواستید درمورد بارداری با پزشکتان صحبت کنید، حتی قبل ازاینکه فکر بچه دار شدن را در سر داشته باشید. می توانید درمورد رژیم غذاییتان، سبک زندگی و هر نگرانی دیگری که دارید با او مشورت کنید. حدود یکسال قبل از اینکه باردار شوید، با پزشکتان در این زمینه گفتگو کنید. پزشکتان احتمالاً یک چک آپ کلی برای شما تجویز می کند و سابقه پزشکی شما و همسرتان را بررسی می کند. می توانید هر سوالی که در ذهن داشتید از او بپرسید. ...ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید

چالشهای کودکان دو زبانه

اگر فرزندتان در محیطی با چند زبان و فرهنگ رشد می‌کند یا خودتان علاقه‌مند به آموزش زبان دوم یا چندم به فرزندتان باشید حتما چیزهایی درباره مزایای آموزش زبان دوم یا سوم می‌دانید. جهان آدم‌هایی که بیش از یک زبان می‌دانند جهان بزرگ‌تری است و آنطور که تحقیقات دانشمندان سوئدی نشان می‌دهد افرادی که به چند زبان مسلط هستند مغز بزرگ‌تری دارند. این افراد کمتر دچار آلزایمر می‌شوند، روش‌های همزیستی با افراد دیگران را بلد هستند، انسان‌های سازگارتری هستند و دانش و اطلاعات بیشتری دارند. چند زبانه‌ها همچنین پذیرای چیزهای نو و تازه‌ در زندگی‌شان هستند و از تجربه هراسی ندارند. با این حال آدم‌های چند زبانه چالش‌ها و دشواری‌های ویژه خود را تجربه می‌کنند. دشواری‌های آموزش زبان دوم به کودکان ممکن است آنقدر زیاد باشد که والدین دست از تلاش برای آموزش زبان بردارند. این باعث می‌شود کودک نتواند به یکی از زبان‌ها ـ که معمولا زبان مادری قربانی آن است ـ تسلط کافی داشته باشد. به عنوان والد یک کودک چند زبانه شما در مراحل مختلف با این چالش‌ها رو به رو می‌شوید اما همیشه راهکارهایی برای گذر از آنها وجود دارد. تاخیر در حرف زدن والدین معمولا تاخیر در زبان را با تاخیر در حرف زدن اشتباه می‌گیرند و این مساله برای آنها تبدیل به یک چالش بزرگ می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد چند زبانی منجر به تاخیر در حرف زدن نمی‌شود. با این حال ممکن است برخی کودکان در تسلط به واژه‌ها و گفتار سالم تاخیر داشته باشند. هرچند این مشکل همه کودکان دو یا چند زبانه نیست اما مساله‌ای کاملا طبیعی است. شاید در مقایسه کودک خود با کودکان یک زبانه این مساله باعث نگرانی‌تان شود و احساس کنید اشتباهی وجود دارد که فرزندتان به موقع شروع به حرف زدن نکرده است اما این نگرانی بی‌مورد است. فرزند دوزبانه شما دو برابر کودکان دیگر واژه بلد است و به همین دلیل او ممکن است برای کاربرد به موقع آنها نیاز به زمان بیشتری داشته باشد. کودک دو زبانه ممکن است تا سه سالگی هم هیچ واژه‌ای را به زبان نیاورد اما ناگهان در سال بعد قادر است هر دو زبان را با تسلط و شیوایی حرف بزند. راهکارهای مناسب از هر فرصتی برای حرف زدن با فرزندتان استفاده کنید. حتی اگر او پاسخ شما را نمی‌دهد. با بازی و مکالمه‌های روزمره می‌توانید زبان مادری را به فرزندتان به درستی منتقل کنید. از کودک‌تان سوال بپرسید. پرسش راهی برای تشویق کودک به حرف زدن است.  به جای مونولوگ با  طرح سوال دیالوگ برقرار کنید. آواز بخوانید. هیچ وقت محیط کودک را از صدا خالی نکنید. تکرار بسیار موثر است بنابراین یک ترانه را بارها و بارها با بیانی رسا بخوانید. صبور باشید و به کودک برای حرف زدن فشار نیاورید. مخلوط زبانی کودکان دو زبانه معمولا جمله‌ای را در یک زبان شروع می‌کنند و در یک زبان دیگر تمام می‌کنند. این مساله بسیار رایج است چون زبان برای کودکان راهی برای ابراز خود است. اگر کودک در یک جمله از ترکیبات زبانی هر دو زبان استفاده می‌کند فقط به این دلیل است که می‌خواهد به راحت‌ترین روشی که می‌داند احساس و نیاز خود را بیان کند. او فقدان کلمه‌ها و ناتوانی در جمله بندی درست را از طریق زبان دیگر جبران می‌کند. کودکان دو زبانه این کار را ناخواسته انجام می‌دهند و از قضا این تائیدی بر هوش کودک شماست. راهکارهای مناسب کودک را اصلاح کنید. جمله‌ها را به روش درست برای کودک بیان کنید و از او بخواهید آن را تکرار کند. برای کودک کتاب بخوانید تا دایره واژگان کودک را بالا ببرید. به اشتباهات رایج کودک توجه کنید و روی آنها کار کنید ترجیح یک زبان بر دیگری برخی از کودکان دو یا چند زبانه ترجیح می‌دهند فقط از یک زبان برای حرف زدن استفاده کنند. این اتفاق معمولا برای زبانی می‌افتد که غلبه دارد و کودک بیشتر از آن استفاده می‌کند. کودکی که به مدرسه می‌رود و ساعت‌های طولانی به یک زبان درس می‌خواند، بازی می‌کند و با دوستانش ارتباط برقرار می‌کند ترجیح می‌دهد بیشتر از این زبان استفاده کند. این ممکن است برای زبان مادری کودک زنگ خطری باشد و رابطه کودک با والدین را تحت تاثیر قرار بدهد به ویژه اگر کودک از حرف زدن به زبان مادری خود امتناع کند. راهکارهای مناسب:  زبانی را که فرزندتان ترجیح می‌دهد به خوبی یاد بگیرید و از آن استفاده کنید. این به ارتباط شما با فرزندتان کمک می‌کند.  برای مهجور نماندن زبان مادری روابط خود را با افراد هم زبان گسترش بدهید. داشتن دوستان هم زبان بسیار کمک کننده است و شوق یادگیری به این زبان را افزایش می‌دهد. آموزش خواندن و نوشتن به زبان مادری را شروع کنید. نوشتن و خواندن کودک را ترغیب به استفاده از زبان می‌کند. آموزش زبان مادری را جذاب کنید. از بازی یا ترانه‌های زبان خود استفاده کنید. چالش خواندن و نوشتن حرف زدن به یک یا چند زبان برای کودکان به راحتی اتفاق می‌افتد اما خواندن و نوشتن نیاز به تلاش بسیار بیشتری دارد. اگر کودک به مدرسه چند زبانه نرود یا در خانه خواندن و نوشتن را یاد نگیرد، فقط به یک زبان مسلط خواهد شد. این مساله بسیاری از کودکان چند زبانه است. آنها اگر چه می‌توانند دو یا چند زبان را بفهمند یا حرف بزنند اما تا زمانی که خواندن و نوشتن به آن زبان را یاد نگیرند تسلط آنها به آن زبان‌ها هم سطح نخواهد بود. آموزش خواندن و نوشتن به زبان مادری مهم‌ترین وظیفه والدینی است که کودکی چند زبانه را پرورش می‌دهند. راهکارهای مناسب:  هر شب برای کودک به زبان خودتان کتاب بخوانید. حتی اگر چند صفحه از یک کتاب باشد.  در هفته اوقاتی را برای نوشتن کلمات به زبان خود تمرین کنید. از کارت‌های خواندن و نوشتن استفاده کنید. از یک معلم خصوصی زبان استفاده کنید. از مدرسه‌های دو زبانه استفاده کنید. از آموزش‌های آنلاین برای زبان کودک استفاده کنید.  .
نوزادان استعداد ریاضی دارند کودکان تکنولوژی آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید چگونه خانه را برای کودک اوتیستیک مناسب کنیم؟ توصیه به زنان باردار: در سه ماه آخر به پهلو بخوابید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

بازی و سرگرمی با سگهای خانگی

همه سگ ها به ورزش و تحرک روزانه نیازمندند تا بدنی سالم و طول عمری طولانی داشته باشند. در کنار غذای سالم و کامل حتما باید سگتان از برنامه ورزشی منظمی نیزبرخوردار باشد.   اگر سگ شما تحرک و ورزش کافی نداشته باشد با مشکل چاقی رو به رو خواهد شد که خود چاقی نیز همراه با مشکلات و بیماری های فراوان جانبی نیز خواهد بود. اگر برنامه ورزشی سگتان دارای نظم و تداوم نباشد در سگ مشکلات رفتاری ایجاد خواهد کرد مانند پارس کردن بیش از حد، حفر کردن زمین و گاز گاز کردن و جویدن اجسام. با داشتن تحرک منظم و کافی در دوران پیری حیوان سالم تر و اجتماعی تری خواهید داشت.   چه زمانی نرمش سگ را شروع کنیم قبل از شروع نرمش منظم باید از سن سگتان و سطح آمادگی جسمانی او اطمینان حاصل کنید. مثلا توله سگ های کمتر از سه ماه باید در زمان کم و روی سطوح صاف مثل چمن و موکت پیاده روی کنند و تا حد امکان از پله ها دوری کنند. پله های زیاد برای توله سگ هایی در این سن ممکن است موجب مشکلات بی قوارگی لگن مخصوصا در نژادهای خاصی شود.   تشخیص نوع و میزان ورزش به سن، نژاد و وضعیت فیزیکی سگ بستگی دارد. برای داشتن برنامه ورزشی و تحرک منظم باید با دامپزشک مشورت کنید مخصوصا برای سگ ها مسن، سگ های چاق یا نژادهای خاص که وضعیت ویژه مثلا مستعد به گرمازدگی هستند. البته پیاده روی نرمشی است که همیشه برای شما و سگ تان مفید خواهد بود.   ورزش های دیگر روزانه مانند ورزش ذهن مانند آموزش امر و نهی اولیه یا اسباب بازی هایی که سگ برای غذا خوردن باید یک مسئله ای را حل کند. مثلا بطری پر از غذای خشک از سقف آویزان کنید تا سگ مجبور باشد بپرد و با هر ضربه زدن به بطری غذا بریزد. یا توپ هایی که با چرخش آن غذا دو نه دو نه میریزد.

عمل جنسی، ارثی که از ماهیان بردیم

دانشمندان می‌گویند انسان‌ها عمل جنسی را از نوعی ماهی سخت پوست دوران کهن به ارث برده‌اند. به گزارش خبرگزاری رویترز، دانشمندان پس از بررسی سنگواره‌های برجای مانده از نوعی ماهی سخت‌ پوست - که ۳۸۵ میلیون سال پیش در اسکاتلندِ امروزی می‌زیست - به این نتیجه رسیدند که در یکی از انواع این ماهی، با نام «میکروبراکیوس دیکی»، اندام جنسی نرها به بافتی استخوانی به شکل حرف لاتین «L» درآمد که وظیفه‌اش انتقال اسپرم به ماده‌ها بود. در ماده‌ها نیز، اندامی به وجود آمد که به هنگام جفتگیری قابلیت قفل شدن با برابرِ نرینه خود را داشت.  به گفته «جان لانگ»، دیرینه شناس از دانشگاه فلیندرس استرالیا، - که سرپرستی این پژوهش را بر عهده داشت - «ماهی‌های پلاکودِرم‌ زمانی زیرشاخه‌ای بُن بست در میان جانوران دیگر قلمداد می‌شدند و تصور بر این بود که این گونه بخصوص هیچ خویشاوندی ندارد. اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که تکاملِ خود ما - به عنوان انسان‌های امروزی - با پلاکودرم‌ها آغاز شده و ما بسیاری از ویژگی‌های خود را از آنها به ارث برده‌ایم، از جمله آرواره‌ها، دندان‌ها و اندام‌های جُفتی‌مان - که همگی نخست در این گروه از ماهیان به وجود آمدند.» وی در ادامه افزود که یافته‌های جدید همچنین نشان‌ می‌دهند که «این نوع ماهی ماقبل تاریخ عمل جنسی را هم برای ما به یادگار گذاشته‌است.» مَت فریدمن، دیرینه-زیست‌شناس از دانشگاه آکسفورد بریتانیا، که در این تحقیق نقشی نداشته، یافته‌های پژوهش یادشده را «بسیار با اهمیت» توصیف کرد، وی در ادامه افزود که بر اساس این نتایج می‌توان اطلاعات بسیار بیشتری از سنگواره‌های موجودات قدیمی به دست آورد.  لانگ، که گزارش تحقیق اخیرش در نشریه «نِیچِر» مورخ یکشنبه ۲۷ مهر ماه به چاپ رسید، یک سال پیشتر در کشور استونی به استخوانی برخورد که کشف جدیدش را رقم زد. بررسی‌های بیشترِ همین استخوان به این پژوهشگر کمک کرد که توانایی‌های جفت‌گیری در میان ماهی‌های کهن را کشف کند. در مرحله بعد گروهی از دانشمندان از کشور‌های استرالیا، استونی، بریتانیا، سوئد و چین گنجینه سنگواره‌های موجود در موزه‌های مختلف در سرتاسر جهان را مورد آزمایش قرار دادند. در پی این بررسی‌ها بود که تیم تحقیقی به نخستین مورد باروریِ داخلی و جفت‌گیری به عنوان روشِ تولیدمثل در سنگواره‌های قدیمی برخوردند. در بخشی از گزارش مربوط به این کشف جدید آمده که این ماهی‌های قدیمی گاهی در حالی که بازو‌های خود را در یکدیگر قلاب می‌کردند به جفت‌گیری می‌پرداختند، صحنه‌ای که به گفته لانگ شبیه رقص محلی آمریکایی است که در آن دو نفر بازو در بازوی یکدیگر انداخته و پایکوبی می‌کنند: «البته این وضعیت خاص به نر‌ها کمک می‌کرد که با جابجا کردن اندام جنسی‌شان آن را در موقعیت بهتری برای جفت‌گیری قرار دهند.»
6 واقعیت عجیب بدن انسان اخلاق سگی جذاب و مجرم بهترین رستوران جهان گربه کی و کجا اهلی شد؟

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

زنان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ااین پژوهش که روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
10 گام تا استخدام قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی کیک ها را من نقاشی می کنم کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

حسادت زنان را کور می کند

تحقیقات اخیر دانشمندان نشان می‌دهد حسادت می‌تواند روی قابلیت دیدن زنان اثربگذارد. محققان متوجه شدند حسادت آن چنان باعث حواس‌پرتی و پریشانی زنان می‌شود که آن‌ها نمی‌توانند اهداف خاصی را شناسایی کنند و قابلیت بینایی آن‌ها دست خوش تغییر می‌شود. محققان معتقدند نتایج تحقیقات آن‌ها اطلاعات عمیقی را در مورد روابط اجتماعی و قدرت درک و احساس انسان‌ها فاش می‌کند. دانشمندان از مدت‌ها قبل می‌دانستند که احساسات در روابط اجتمای می‌توانند روی سلامت جسمی و روحی انسان موثر باشد ، اما اکنون به نظر می‌رسد احساسات اجتماعی می‌توانند روی آن چه که ما می‌بینیم نیز تاثیر زیادی داشته باشد. این تحقیقات در نشریه احساسات و توسط سازمان روانشناسی آمریکا به چاپ رسیده است. استیون ماست و جین فیلیپ لارنسو استادان روانشناسی دانشگاه دلاور به همراه همکارانشان تحقیقاتی را روی زوج‌های علاقه مند به یکدیگر انجام دادند. این زوج‌ها در نزدیک یک دیگر و روبه روی کامیپوترهای مجزا نشستند .از زنان خواسته شد تا تصاویر منظره‌ها را در میان دسته زیادی از تصاویر مختلف که با سرعت در برابر چشمان آن‌ها نمایش داده می‌شد شناسایی کنند و سعی کنند تصاویری که چندان از لحاظ عاطفی خوشایند نیستند را نادیده بگیرند. از مردان خواسته شد تا میزان زیبایی و جذابیت تصاویر مناظری را که روی صفحه نمایش ظاهر می‌شود مشخص کنند.سپس یکی از افرادی که این تحقیقات را انجام می‌داد اعلام کرد که اکنون مردان باید جذابیت تصاویر چند زن دیگر را تخمین بزنند. در پایان این تحقیقات از زنان پرسیده شد که انجام این کار تا چه حدی باعث ناراحتی و پریشانی آن‌ها شده است. در این تحقیقات مشخص شد هرچه زنان بیش‌تر احساس حسادت داشته باشند به همان اندازه بیش‌تر در مشخص کردن تصاویر مورد نظر محققان دچار مشکل می‌شدند.   دانشمندان متوجه شدند این حالت یعنی رابطه بین حسادت و نابینایی احساسی زمانی در بین زنان اتفاق می‌افتاد که همسرانشان مشغول تخمین زدن جذابیت تصاویر زنان دیگر می‌شدند. در این تحقیقات فقط از زنان خواسته شد تا تصاویر خاصی را در بین مجموعه مختلفی از عکس‌ها شناسایی کنن و محققان نمی‌دانند اگر نقش زنان و مردان را در این بررسی‌ها  عوض کنند چه نتایجی ممکن است به دست آید

12 واقعیت درمورد مسایل آمیزشی

میانگین اندازه آلت تناسلی مردان جهان در حالت تحریک شده، 9 سانتیمتر است. اما به نظر می رسد بخش بزرگی از مردان نگرانِ قد و قامت عضو خصوصی خودشان هستند. واقعیت امر بر اساس سنجش ها فرق می کند چون:
کانادایی ها به اندازه شراب پول خرج ماریجوانا کردند چهارگانه ارتقاء زندگی هفت مانع همدلی خوشی های کوچک را پاس بدارید بیایید آدم های متمدنی باشیم

آداب و رسوم

گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز

در باورهای کهن ایرانیان خداوند جهان را در شش مرحله آفریده است. نخست آسمان، سپس آب، زمین، گیاهان، جانوران و در پایان انسان. این جشن‌ها هنوز در بین زرتشتیان در شش گاه یا زمان برگزار می‌شوند که هریک یادآور یکی از شش آفرینش هستند جشن شکرگزاری در ماه مهر برابر با ماه اکتبر برگزار می‌شود. ایرانیان باستان برای سپاسگزاری از این شش آفرینش، شش بار در سال جشن می‌گرفتند و این جشن‌ها را "گاهانبار" یا "جشن شکرگزاری" می‌نامیدند. در جشن شکرگزاری، سفره‌ای می‌گسترا‌نند که "سفره شکرگزاری " نام دارد. در این سفره نمادهایی از شش آفرینش، چند عدد تخم مرغ، نان، چند نوع غذای سنتی مخصوص جشن کتاب مقدس و آینه گذاشته می‌شود. این جشن مانند دیگر جشن‌های شکرگزاری به مدت پنج روز ادامه دارد . چهار روز اول به منزله مقدمات و آماده کردن جشن است و مراسم اصلی در روز پنجم برگزار می‌شود. پس ار برگزاری مراسم شکرگذاری در محلی مخصوص شمع روشن می‌کنند. در جشن شکرگزاری همه می‌توانند در آماده کردن و تهیه مواد غذایی، درست کردن خوراک سنتی وگستردن سفره مشارکت کنند. معمولا در بین زرتشتیان، کسانی که به تازگی یکی از اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند، بخشی از مخارج یا تمام مخارج مراسم رابه عهده می‌گیرند. هسته مرکزی این جشن‌ها پیوندی است از داد و دهش، دیدار مردم از هر صنف و رده و میزان دارایی، آگاهی از حال یکدیگر، نیایش و سپاسگزاری همراه با شادمانی و سرور دسته‌جمعی. در روستاها در درسفره شکرگزاری خشکباری نیز می گذارند که مخلوطی از خرما، سنجد، کشمش، بادام، گردو، برگه هلو و انجیر خشک است که آن‌ها را در سینی بزرگ یا در چادر شب می‌ریزند و روی آن یک عدد سیب یا انار قرمز با چند شاخه گیاه می‌گذارند. این خشکبار یا آجیل در بین زرتشتیان "لرک" نامیده می‌شود. نیایش در جشن شکرگزاری.

زن و ازدواج در دوره ایران باستان

در دين زرتشتي تعدد زوجات روا نيست و گفته شده همانگونه که يک زن نمي‌تواند در يک زمان بيش از يک شوهر داشته باشد مرد نيز نمي‌تواند در آن واحد دو يا چند زن داشته باشد. اختيار زن دوم در شرايطي خاص و سخت که در آيين نامه زرتشتيان آمده جايز است نظيراينکه زن اول فوت شده باشد.. در ايران باستان تنها در صورتي فرد زرتشتي مي‌توانست با وجود زن اول زن ديگر اختيار کند که زن اول به تشخيص پزشک عقيم بوده و خود موافقت خويش را براي اين کار اعلام کند و رضايت داشته باشد هدف از اين عمل نيز بقا نسل و پرورش فرزنداني نيک براي دين و دنياست. در مورد انواع پيوند زناشويي در ايران باستان گفتني است که زن و مرد زرتشتي به 5 صورت و تحت عناوين پادشاه زن- چاکر زن- ايوک زن- ستر زن- خودسر زن پيوند زناشويي مي‌بستند که هر يک جداگانه به شرح زير است: 1-پادشاه زن: اين نوع ازدواج به حالتي گفته مي‌شد که دختري پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسري ازدواج مي‌کرد و پادشاه زن از کاملترين حقوق و مزاياي زناشويي برخوردار بود و کلا" همه دختراني که براي نخستين بار و با رضايت پدر و مادر ازدواج مي‌کردند، پيوند زناشويي آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت مي‌شد.. 2-چاکر زن: اين نوع ازدواج به حالتي اطلاق مي‌شد که زني بيوه به عقد و ازدواج با مرد ديگري در مي‌آمد. اين زن با زندگي در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزاياي پادشاه زن را در سراسر زندگي مشترک دارا بود، ولي پس از مرگ آيين کفن و دفن و ساير مراسم مذهبي اش تا سي روزه توسط شوهر دوم يا بستگانش برگزار مي‌شد. ولي هزينه هاي مراسم بعد از سي روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنياي ديگر اين زن از آن نخستين شوهر خود خواهد بود و به همين علت پيوند دوم او تحت عنوان چاکر زن ياد مي‌شد. حال براي برخي ناآگاهان پيوند زناشويي از نوع چاکر زن را اختيار کردن زن صيغه اي توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدي بيان مي‌کنند که صحت ندارد. 3-ايوک زن: اين نوع ازدواج زماني اتفاق مي‌افتاد که مردي دختر يا دختراني داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر يا کوچکترين دخترش تحت عنوان ايوک ثبت مي‌شد و رسم بر اين بود که اولين پسر تولد يافته از اين ازدواج به فرزندي پدر دختر در مي‌آمد و به جاي نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش مي‌آوردند و اين نوع ازدواج باعث شده که برخي افراد غير مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتيان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج مي‌کرده است. اينک اشتباه افراد ناآگاه کاملا" مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا" مردود است. 4-ستر زن: وقتي که فرد بالغي بدون ازدواج در مي‌گذشت، پدر و مادر يا خويشان اين فرد موظف بودند به خرج خود و به ياد فرد درگذشته دختري را به ازدواج پسري در مي‌آورند. شرط اين نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد مي‌شدند که در آينده يکي از پسران خود را به فرزند خواندگي فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند. 5- خودسر زن: اگر دختري و پسري پس از رسيدن به سن بلوغ برخلاف ميل والدين خود خواستار ازدواج با يکديگر مي‌شدند و مصر بر اين امر نيز بودند، با وجود مخالفت والدين ازدواج آنها منع قانوني نداشت و زير عنوان خودراي زن ثبت مي‌گرديد و در اين بين دختر از ارث محروم مي‌شد، مگر اينکه والدينش به خواست خود چيزي به او مي‌دادند يا وصيت مي‌نمودند که بدهند. اين نوع ازدواج ها در ايران باستان انجام مي‌شد امروزه ازدواج ها تحت اين عناوين ثبت نمي‌شود.  گفتني است که طلاق در آيين زرتشتي مطرود و منفور است و تحت شرايطي ويژه و در مواردي نادر و خاص طبق آيين نامه زرتشتيان مجوز داده مي‌شود.
غذاهای شب یلدا عید فطر در ایران کارناوال برزیل 2014 آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان چهارشنبه سوری / سرخی تو از من

سفر و تفریح

گراوان، رنگین كمان املاح معدنی

وقتی به من گفتند می خواهیم برویم چشمه ای را ببینیم كه آبش پس از جوشیدن از زمین سنگ می شود، باور نكردم تا اینكه با چشم خودم دیدم.

غارنوردی از نوع بورنیک

غار بورنیک و روستای هرنده که در جاده ی تهران - فیروزکوه واقع شده است، بهترین محل برای استراحت و تفریح  خصوصا در این فصل سال به شمار می آید. حتی اگر اهل کوهنوردی و دیدن این غار زیبا نیستید، مشاهده  مناظر دیدنی این روستا را از دست ندهید.
در سفر، سبک مثل پر چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر پیشنهادهایی برای آخر هفته