قبل از هر گونه قضاوت و یا تایید و رد کردن، خواهشمندم مطلب را با دقت تا پایان خوانده و سپس چند دقیقه ای روی آن تامل کنید.

مقدمه: انسانها چند دسته می شوند:

1 -  بعضی زنده هم که هستند مرده اند، یعنی هیچ اثر مثبتی از خود به جای نگذاشته و محصول عمرشان فقط خوردن و خوابیدن و ... است.

2 – بعضی تا زنده اند، زنده اند، ولی وقتی مُردند، می میرند. مثلا فرض کنید کسی که چند نفر مستمند را تحت پوشش دارد و فقط خودش به آنها با دست خودش کمک می کند و به محض مردن دیگر هیچ اثری از او باقی نخواهد ماند.

3 – گروهی وقتی می میرند تازه زنده می شوند، چرا که به خاطر عظمت شخصیت شان، این دنیا با محدودیت هایش، با حب و بغض های بی جای دیگران، با حسادت هایش، ظرفیت تحمل چنین کسانی را ندارد و لذا در زمان حیاتشان بسیار مظلوم و محجور می باشند ولی به محض کشته شدن یا از دنیا رفتنشان از غربت و مظلومیت بیرون آمده و کم کم شناخته شده و اثر واقعی که در حیات بشر و تاریخ بشریت باید می گذاشتند، به ظهور می رسد.

حضرت علی (ع) از آن دسته سوم شخصیت هایی است که تا زنده بود مظلوم بود، چون شناخته شده نبود. علت این عدم شناخت گاهی حسادت ها، کوته نظریها، عظمت شخصیتی حضرت و ... بود. لذاست  علی (ع) دوران حیات بعد از رحلت پیامبرش را چنین معرفی می کند. "استخوان در گلو و خار در چشم" . ولی به محض این که ضربت می خورند، حرکتی شروع می شود در راستای تبیین شخصیت مولا که خودشان با جمله " به خدای کعبه رستگار شدم " از آن تعبیر می کنند. شروع رفع غربت آقا و شناخته شدن حضرت از بعد از شهادتشان، تحت عنوان جریانی در تاریخ به نام تشیع به ظهور رسید. ظهور تشیع به صورت علنی و رسمی و تقویت آن، بعد از شهادت حضرت، نقطه آغاز رفع غربت علی (ع) بود. دیگر در این مسیر، علی (ع) به عنوان یک شخص در تاریخ شناخته نمی شود، بلکه به عنوان یک شخصیت جریان ساز، یک جریان فکری با مؤلفه های خاص خودش، یک نوع سلوک معنوی و الهی شناخته می شود.

این پایان غم غربت علی (ع) است و آغاز شروعی نو که محصولش غربت زدایی از مولاست. پس می توان گفت علی (ع) بعد از کشته شدنش زنده تر شد، پس اگر دستور به سوگواری و عزاداری به ما نداده بودند، شاید بد نبود که این رخ داد را جشن می گرفتیم. ولی همه می دانند که جشن، دل شاد می خواهد، نه قلبی حزین و اشکی جاری در فراق ابَر مردی که هنوز هم که هنوز است به طور کامل شناخته نشده است.

اما مراقب باشیم ما که خودمان را شیعه می دانیم، دو مرتبه علی (ع) را از یک شخصیت جریان ساز در تاریخ، که آن جریان را مکتب تشیع می نامند و یک نوع سلوک بر محور روش علی (ع) است، به یک شخص صرفا قدرتمند با محبوب یا ... تبدیل نکنیم.

برگرفته از سایت: www.dastanpoor.com