1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

قبل از هر گونه قضاوت و یا تایید و رد کردن، خواهشمندم مطلب را با دقت تا پایان خوانده و سپس چند دقیقه ای روی آن تامل کنید.

مقدمه: انسانها چند دسته می شوند:

1 -  بعضی زنده هم که هستند مرده اند، یعنی هیچ اثر مثبتی از خود به جای نگذاشته و محصول عمرشان فقط خوردن و خوابیدن و ... است.

2 – بعضی تا زنده اند، زنده اند، ولی وقتی مُردند، می میرند. مثلا فرض کنید کسی که چند نفر مستمند را تحت پوشش دارد و فقط خودش به آنها با دست خودش کمک می کند و به محض مردن دیگر هیچ اثری از او باقی نخواهد ماند.

3 – گروهی وقتی می میرند تازه زنده می شوند، چرا که به خاطر عظمت شخصیت شان، این دنیا با محدودیت هایش، با حب و بغض های بی جای دیگران، با حسادت هایش، ظرفیت تحمل چنین کسانی را ندارد و لذا در زمان حیاتشان بسیار مظلوم و محجور می باشند ولی به محض کشته شدن یا از دنیا رفتنشان از غربت و مظلومیت بیرون آمده و کم کم شناخته شده و اثر واقعی که در حیات بشر و تاریخ بشریت باید می گذاشتند، به ظهور می رسد.

حضرت علی (ع) از آن دسته سوم شخصیت هایی است که تا زنده بود مظلوم بود، چون شناخته شده نبود. علت این عدم شناخت گاهی حسادت ها، کوته نظریها، عظمت شخصیتی حضرت و ... بود. لذاست  علی (ع) دوران حیات بعد از رحلت پیامبرش را چنین معرفی می کند. "استخوان در گلو و خار در چشم" . ولی به محض این که ضربت می خورند، حرکتی شروع می شود در راستای تبیین شخصیت مولا که خودشان با جمله " به خدای کعبه رستگار شدم " از آن تعبیر می کنند. شروع رفع غربت آقا و شناخته شدن حضرت از بعد از شهادتشان، تحت عنوان جریانی در تاریخ به نام تشیع به ظهور رسید. ظهور تشیع به صورت علنی و رسمی و تقویت آن، بعد از شهادت حضرت، نقطه آغاز رفع غربت علی (ع) بود. دیگر در این مسیر، علی (ع) به عنوان یک شخص در تاریخ شناخته نمی شود، بلکه به عنوان یک شخصیت جریان ساز، یک جریان فکری با مؤلفه های خاص خودش، یک نوع سلوک معنوی و الهی شناخته می شود.

این پایان غم غربت علی (ع) است و آغاز شروعی نو که محصولش غربت زدایی از مولاست. پس می توان گفت علی (ع) بعد از کشته شدنش زنده تر شد، پس اگر دستور به سوگواری و عزاداری به ما نداده بودند، شاید بد نبود که این رخ داد را جشن می گرفتیم. ولی همه می دانند که جشن، دل شاد می خواهد، نه قلبی حزین و اشکی جاری در فراق ابَر مردی که هنوز هم که هنوز است به طور کامل شناخته نشده است.

اما مراقب باشیم ما که خودمان را شیعه می دانیم، دو مرتبه علی (ع) را از یک شخصیت جریان ساز در تاریخ، که آن جریان را مکتب تشیع می نامند و یک نوع سلوک بر محور روش علی (ع) است، به یک شخص صرفا قدرتمند با محبوب یا ... تبدیل نکنیم.

برگرفته از سایت: www.dastanpoor.com

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

تفسیر رنگ ها در نقاشی کودکان

  کودکانی که بیشتر از زنگ آبی در نقاشی خود استفاده می کنند به دنبال آرامش و هارمونی هستند. و بچه هایی که اکثر ورق نقاشی را سفید باقی می گذارند با چه مشکلی روبرو هستند؟ از طریق نقاشی آنها، شخصیت کودک خود را بشناسید  موضوعی که کودکان برای نقاشی خود انتخاب می کنند، تنها راه آموختن دنیای درونی آنها نیست. کاربرد رنگ های گوناگون در نقاشی، نیز شخصیت درونی کودکان را نمایان می کند. رنگ آبی در فرهنگ های مختلف از معنا و ویژگی های بسیاری برخوردار است: در طول تاریخ، همیشه رنگ آبی از عزت و اهمیت زیادی برخوردار بوده است. در فرهنگ مصر باستان به رنگ آبی، محافظت در برابر نیروهای شرور را نسبت داده اند و به همین ترتیب فراعنه پوشیدن لباس های آبی رنگ را انتخاب می کردند. در هند رنگ آبی، نماد عقل الهی و اصل خلقت جهان است. در دنیای حیوانات، مارمولک با "سر آبی رنگ"، رنگ خود را در دوره باروری به آبی تبدیل می کند. غورباقه ها نیز در زمان خطر بر مکان آبی رنگی (مانند آب) می پرند. در ایالات متحده آمریکا، مرسوم است به عروس (قبل از برگزاری جشن عروسی)، یک جواهر آبی رنگ به عنوان نماد عشق ابدی هدیه می دهند. در زبان انگلیسی، کلمه آبی  blue، با معنای غم و اندوه همراه است و موسیقی "بلوز" نیز از این معنا سرچشمه می گیرد.  در  در برخی از جوامع جهانی، پیراهن آبی نمادی از طبقه کارگری جامعه و جوانان کارگر-محصل می باشد. حتی عده ای برای مصاحبه کاری، پوشیدن پیراهنی به رنگ آبی را به دلیل اثر آرام بخش آن توصیه می کنند. بنابراین، رنگ آبی بر روی سیستم عصبی انسان تاثیر مثبت و آرام بخشی دارد. قرار گرفتن در معرض آن باعث کاهش میزان تنفس و فشار خون می شود. بسیاری از مردم، بهرنگ آبی نمادی از آرامش مطلق و تمایل حساسیت و صدمه بیشتر اشاره می کنند.        کاربرد رنگ آبی در نقاشی کودکان   از دید کودکان، رنگ آبی در درجه اول رنگ پسران می باشد، علی رغم این که نزد برخی از دختران نیز رنگ محبوبی است. در نقاشی کودکان، رنگ آبی سمبل آرامش و رفتار آرام است. در روا اجتماعی دوستداران رنگ آبی، صلح و آرامش را دنبال می کنند و با اطرافیان خود روابط دلپذیر و دوستانه ای داشته در روابط خانوادگی نیاز به دریافت پاسخی منطقی دارند. کودکی که از رنگ آبی زیاد استفاده می کند، دنیای درونی غنی و متنوعی دارد و در بیان خواسته هایش تردید نمی کند. استفاده بیش از حد این رنگ، ارتباطی دلپذیر را به سرد و منزوی از دیگران تبدیل می کند. سفید: وضعیت بحرانی یا تعادل؟ نقاشی هایی با کاربرد بیش از حد سفید، نقاشی کودکانی است که به سختی میتوانند خواسته های خود را بر روی کاغذ همانند محیط اطراف خود بیان کنند. از آنجا که اغلب اوقات بر روی کاغذ سفیدی نقاشی می کشیم، به ندرت کودکان در نقاشی خود از این رنگ استفاده می کنند. منظور از کاربرد سفید، فضای خالی بین رنگ ها در هر نقاشی می باشذ.  کاربرد سفید در نقاشی کودکان : در نقاشی بالا، کاربرد بیش از حد (غیر مثبت) رنگ سفید به وضوح دیده می شود. بیشتر کاغذ به رنگ سفید باقی مانده است. آدمک های نقاشی، جداگانه در مرکز کاغذ بدون ارتباط با محیط اطرافی کشیده شده اند. بنابراین، یکی از پیامدهای منفی کابرد رنگ سفید با احساس از دست دادن و تنهایی همراه است. رنگ سفید در نقاشی کودکان مشکلات اجتماعی کودک یا واهمه در بیان احساس درونی اش را می تواند نمایان کند. نقاشی هایی با کاربرد بیش از حد سفید، نقاشی کودکانی است که به سختی می توانند خواسته های خود را بر روی کاغذ همانند محیط اطراف خود بیان کنند. هنگامی که کاربرد رنگ سفید در نقاشی کودک به صورت متعادلی به نظر می رسد، با معنای مثبت و کاملا متفاوتی همراه می باشد. کودکانی که در نقاشی های خود تا حدی فضاهای سفیدی باقی می گذارند، کودکانی متعادل و متوازن تر از لحاط اجتماعی می باشند و قادر به بیان عاطفه درون خود هستند. این گونه کودکان نیز به اتفاقات محیط اطراف خود تا حد زیادی توجه می کنند و رفتار محتاطی دارند.  در نتیجه، مانند رنگ بندی پرچم های کشورهای جهان، راز نقاشی کودکان در چگونگی ترکیب رنگ ها می باشد. استفاده از یک رنگ خاص، همیشه محدودیت های شخص را از لحاظ احساساتدرونینشان می دهد که با تنوع بیشتر رنگ ها، به معنای مثبتی در این رابطه تغییر می یابد.   نقاشی ها از دارون عجمیان در 5 و 7 سالگی    

کودکان و خشونت

کافی است تلویزیون را روشن کنید تا مثل همیشه چندین خبر درباره خشونت داعش، کشمکش‌های سوریه و عراق، درگیری‌های فلسطین، کشتار در آمریکا و الجزایر، ترور در اروپا و هر جای دیگری در دنیا ببینید و بشنوید. کودک‌تان کنار شما نشسته و همه چیز را می‌بیند. چطور باید چنین دنیایی را برای کودک‌تان توضیح بدهید؟ این خشونت‌ها چه تاثیری دارند؟ آیا او می‌ترسد؟ چه کاری از شما برمی‌آید؟ دنیا همیشه جایی پر از خشونت، جنگ، کشتار و ترور بوده‌ اما در سال‌های اخیر روند رو به رشدی در انتشار اخبار مربوط به جنگ‌ها، کشتارها وخشونت‌ها به وجود آمده است. بسیاری از ما بی‌توجه به تاثیرعمیق این خشونت‌ها از ترس‌هایی که ایجاد می‌کنند، می‌گذریم و  کودک را به حال خودش رها می‌کنیم. دکتر الن هندریکسن، روانشناسی است که ۱۳ راهکار برای گفت‌وگو با کودکان درباره تروریسم و خشونت پیشنهاد داده است. این پیشنهادها ساده اما حاوی نکته‌هایی دقیق هستند. بی‌خبری خوش خبری است تا جایی که می‌توانید کودک را از تماشای تصاویر خشونت‌بار دور نگه دارید، چون ذهن کودکان اصلا شبیه ما نیست. آنها مرزی بین خیال و واقعیت ندارند. اگر نمی‌خواهید کودک‌تان دچار ترس‌های شبانه، بی‌خوابی و کابوس شود، باید کمی آگاهانه‌تر رفتار کنید.  وقتی کودکی در کنار شماست شبکه‌های خبری را تماشا نکنید. خوب است این نکته را هم رعایت کنید که تا جایی که ممکن است بحث‌هایی با محتوای موضوعات خشونت آمیز روز که به شدت شما را تحت تاثیر قرار داده، نداشته باشید. شاید از نظر شما کودک در عالم بازی خودش غرق باشد اما واقعا این‌طور نیست. بچه‌ها شبیه اسفنج همه چیز را  جذب می‌کنند. آنها  بسیار هوشیار هستند. لطفا اخبار جنایت‌های هر روزه داعش را جلوی کودک‌تان دنبال نکنید. اگر او محو تماشای یک تصویر خشونت‌بار در تلویزیون است اولین قدم این است که در چنین موقعیتی آرامش‌تان را حفظ کنید. بدون اشاره به اینکه چه محتوایی پخش می‌شود  بگویید: «بهتر است به تلویزیون استراحت بدهیم» و سپس تلویزیون را خاموش کنید و موضوع را عوض کنید. مثلا درباره آخرین اتفاق جالب زندگی کودک حرف بزنید. هرگز با دستپاچگی تلویزیون را خاموش نکنید یا تذکر ندهید که او نباید چنین تصاویری را ببیند. هرچقدر موضوع را بااهمیت جلوه بدهید، برای کودک‌تان حساسیت و اشتیاق ایجاد می‌کنید. او حتی ممکن است در این باره دچار احساس عذاب وجدان شود.   اگر رد پایی از خشونت می‌بینید اگر در بازی‌های کودک تاثیر خشونت‌های رایج را می‌بینید، بدون اینکه سعی کنید جلوی ادامه بازی را بگیرید با مداخله در بازی سعی کنید روند آن را تغییر بدهید. مثلا اگر کودک با لگوها یک ساختمان ساخته و هدفش این است که مثل همیشه آن را ویران کند و صدای انفجار در بیاورد، وارد بازی شوید و پیشنهاد بدهید که همه این ویرانه‌ها را درست کند. از او بخواهید به این فکر کند که چطور می‌شود جلوی ویران شدن این ساختمان زیبا را گرفت. او می‌تواند با درست کردن یک حصار از آن محافظت کند یا عروسکش را مسئول مراقبت از ساختمان قرار بدهد. برای کودکان کم سن،  لزومی ندارد که مفهوم امنیت را با واقعیت‌ها منطبق کنید. یک دایناسور هم می‌تواند مراقب امنیت این ساختمان باشد. او چه چیزی شنیده؟ در گفت‌وگو با کودکان بزرگ‌تر می‌توانید با این جمله شروع کنید که او دقیقا چه چیزی شنیده است؟ این مساله در مورد نوجوان‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند مهم‌تر است، چون آنها تقریبا همه اخبار مربوط به تروریسم و خشونت را می‌شنوند. بنابراین اگر در جمع خانواده خبری از خشونت‌ها شنیدید، از این فرصت استفاده کنید و با او وارد مکالمه شوید: «راستی در مدرسه راجع به داعش چه می‌گویند؟» یا اگر خود او بحثی را در این مورد شروع کرد از او بخواهید دقیقا درباره چیزهایی که شنیده حرف بزند. اگر او از جواب دادن طفره می‌رود اصلا او را مجبور نکنید که چیز بیشتری بگوید. اما اگر اشتیاق نشان داد و درباره یک واقعه خشونت‌آمیز مثل سربریدن یک خبرنگار حرف زد، در مکالمه به سه مساله دقت کنید: ترس‌هایش، اطلاعات درست و غلط و سوال‌هایی که در ذهن دارد. در ادامه من به شما روش واکنش مناسب را می‌گویم: اگر ترسیده اگر در بیان فرزندتان ترس و نگرانی می‌بینید، باید این ترس را واقعی، محدود و طبیعی‌ کنید. مثلا بگویید: «خبر وحشتناکی بود. همه ما از این خبر ترسیدیم» و هرگز نگویید: «این ترس ندارد یا دلیلی برای ترس وجود ندارد.» حتی اگر جایی زندگی می‌کنید که هیچ نوع ترسی وجود ندارد و امنیت فراهم است، باز هم نباید ترس را انکار کنید. چون او واقعا ترسیده است و این فقط به او نشان می‌دهد که والدینش افرادی نیستند که بشود با آنها درباره این مساله حرف زد. جست‌وجو برای کمک وقتی تراژدی اتفاق افتاده، به نقش افراد مثبت در حادثه بیشتر اشاره کنید. پلیس، ارتش، مردم داوطلب و سازمان‌های بین‌المللی، کسانی هستند که به افراد آسیب دیده کمک می‌کنند. مثلا اگر خبری درباره یک قهرمان یا نجات یافتگانی از یک فاجعه به روز شده است، حتما این خبر را با فرزندتان در میان بگذارید. کودک باید با وجود همه این اخبار ناگوار به انسانیت باور داشته باشد. پررنگ کردن فاصله‌ها یکی از راه‌های مقابله با ترس و آرام کردن کودکی که ترسیده، اشاره به فاصله مکانی بین محل زندگی تا محل حادثه است. تلویزیون حادثه را به اتاق نشیمن شما آورده است. او نمی‌داند سوریه یا الجزایر کجاست. یک شهر نزدیک است یا در یک سیاره دیگر؟ با نقشه، فاصله مکانی را نشان بدهید. ممکن یا محتمل؟ کودکان بزرگ‌تری که قادر به درک مفاهیم انتزاعی هستند، تفاوت بین ممکن بودن و محتمل بودن را می‌دانند. عملیات تروریستی ممکن است در همین شهر شما هم اتفاق بیفتد اما احتمال وقوع آن بسیار پایین‌تر است. اگر اخبار درباره کشته‌ای در شهر شماست، به کودک بفهمانید که چون این اتفاق نادر است، رسانه‌ای شده و مورد بحث جدی است. بیشتر آدم‌ها خوبند با اینکه خشونت و ترور  وجود دارد اما بیشتر آدم‌ها خشونت را نفی می‌کنند. یادآوری این نکته در کم شدن ترس کودک بسیار موثر است. خشونت‌طلب‌ها درصد کمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. بیشتر آدم‌ها صلح طلب و انسان دوست هستند. شاید کودک‌تان این نکته را بداند اما اشاره دوباره به آن در لحظه‌های ترس و اضطراب به او آرامش می‌دهد. برداشت‌های غلط را درست کنید اگر کودک فکر می‌کند بیشتر آدم‌ها خطرناک و ترسناک هستند، این برداشت غلط باید اصلاح شود. آیا کودک شما فکر می‌کند مسلمان‌ها تروریست هستند؟ این فرصتی برای آموزش است. اکنون وقت مناسبی برای آموزش مفاهیمی مثل تعصب و بیگانه‌ستیزی و اصلاح تصورات اشتباه است. مثلا بگویید: «تروریست‌ها کسانی هستند که از خشونت برای ترساندن دیگران استفاده می‌کنند در حالی که بیشتر مسلمان‌ها  صلح طلب هستند.» شوخی با خشونت کودک همیشه درک درستی از خشونت ندارد و می‌تواند آن را نوعی بازی بداند. مثلا در بازی یا مکالماتش از گردن زدن آدم‌ها استفاده کند. خود شما باید این نکته را در ذهن داشته باشید که خیلی از بچه‌ها حتی درک درستی از مرگ ندارند چه برسد به مرگ خشونت بار یک انسان بی‌گناه. به کودک بیاموزید که خشونت بهانه‌ای برای شوخی و طنز نیست. جوابی برای ترس‌ها بسیاری اوقات کودک ترس‌ها را در قالب سوال‌هایش مطرح می‌کند. مثلا می‌پرسد: «آیا این اتفاق می‌تواند در شهر ما هم بیفتد؟» به جای اینکه با یک «نه» پاسخ بدهید، با دادن یک پاسخ کامل و درست امنیت ایجاد کنید. به او بگویید: «هزاران نفر تلاش می‌کنند تا کشور و شهر ما امن باشد.» برای بچه‌های کوچکتر دقت پاسخ شما خیلی مهم نیست. او فقط باید احساس امنیت کند. هیچ مشکلی وجود ندارد که به کودک پنج ساله بگویید لاک پشت‌های نینجا از شهرها مراقبت می‌کنند. او چه عملکردی خواهد داشت؟ در نوجوانی دیدگاه اخلاقی نیز در حال شکل‌گیری است. شنیدن اخبار خشونت آمیز ممکن است در فرزند نوجوان‌تان این تصور را به وجود بیاورد که جهان ناعادلانه است. اگر او می‌پرسد چطور یک نفر چنین کار وحشیانه‌ای انجام می‌د‌هد، به او چه جوابی خواهید داد؟ مکالمه را هدایت کنید. مثلا تشویقش کنید که به عنوان یک انسان برای ایجاد صلح در جهان تلاش کند. همین که چنین ایده‌ای در ذهن او شکل بگیرد بدون شک یک انسان موثر برای صلح پرورش پیدا خواهد کرد
8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها پرورش کودک دوزبانه ، آری یا خیر ؟ حسادت کودکان؛ طبیعی یا غیر طبیعی؟ نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان سزارین در ایران؛ عارضه شهرنشینی؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

آنچه درباره تایتانیک نمی دانستید

  در صدمین سالگرد غرق شدن کشتی مشهور تایتانیک نگاهی می اندازیم به نکاتی از از این تراژدی غمناک اوائل قرن بیستم میلادی. در اوج زمان صنعتی شدن و رقابت کشورهای صنعتی آن زمان برای پیشی گرفتن در ساختن بزرگترینها، بهترینها و

دامن رانندگان سوئدی

رانندگان مرد برخی خطوط مترو و اتوبوس در شهر استکهلم از پوشیدن شلوار کوتاه در سر کار منع شده‌اند. با گرم شدن هوا، معترضان به این تصمیم دراقدامی اعتراضی پوشش رانندگان زن را برای حضور در محل کار انتخاب کرده‌اند. مارتین اکرستن، راننده یکی از خطوط مترو در حومه استکهلم است که از دو هفته پیش با دامن سر کار حاضر می‌شود. هوای گرم شهر باعث شده تا او به گفته خودش اهمیتی به نگاه‌های چپ چپ بعضی از مسافران ندهد که آقای راننده را در دامنی زنانه می‌بینند. البته مارتین را ۱۲ نفر از همکاران مرد دیگر در پوشیدن دامن همراهی می‌کنند؛ زیرا به موجب یک قانون جدید آنها از پوشیدن شلوار کوتاه که تا پیش از این مجاز بود، منع شده‌اند. ماه ژانویه امسال شرکت آریوا، یکی از زیرمجموعه‌های راه‌آهن آلمان که در سایر کشورهای اروپایی هم فعالیت می کند، مسئولیت برخی خطوط مترو و اتوبوس شهر استکهلم از جمله شرکتی را که مارتین اکرستن برای آن کار می‌کند، بر عهده گرفت. این نقل و انتقال واکنش‌های منفی را به همراه داشت. صدور یک بخشنامه جدید در خصوص نحوه لباس‌ پوشیدن کارکنان از سوی مسئولان جدید باعث شد تا بازار انتقادها داغ‌تر شود. در این بخشنامه ذکر شده بود: «نمایندگان شرکت آریوا بایستی مرتب و آراسته باشند. شلوار کوتاه کمی بیش از اندازه راحت به نظر می‌رسد.» به موجب دستورالعمل، دو نوع پوشش برای کارکنان آریوا تعیین شده است؛ دامن زنانه مشکی و شلوار بلند مشکی. بعد از بی‌نتیجه ماندن بحث کارکنان مرد با مسئولان بر سر نحوه پوشش و پافشاری مدیریت بر بخشنامه، برخی از جمله مارتین و ۱۲ نفر از همکارانش تصمیم می‌گیرند تا از گزینه دیگری که در خصوص پوشش کارکنان در دستور العمل آمده، پیروی کنند و به این ترتیب در روزهای گرم با پوشیدن دامن در محل کار حاضر شوند. البته به گفته مارتین آنها پیش از اجرایی کردن این تصمیم با اتحادیه کارگری مشورت کرده و سپس دست به این کار زده‌اند: «آریوا نمی‌تواند پوشیدن دامن را ممنوع کند زیرا در این صورت مردان را در مورد تبعیض جنسیتی قرار داده است.» برخی دیگر از رانندگان مرد نیز برای پیوستن به این حرکت اعلام آمادگی کرده‌اند. در واکنش به این حرکت مدیر بخش روابط عمومی آریوا گفته است که این شرکت پذیرای نظرات کارکنان است و قانون پوشش را یک بار دیگر بررسی خواهد کرد، اما نه اکنون بلکه تازه در ماه سپتامبر. مسئولان آریوا تاکنون مخالفتی را در خصوص پوشیدن دامن از سوی رانندگان مرد این شرکت نشان نداده‌اند. منبع: DW
مردگان در دنیای مجازی بهداشت دهان و دندان در سگ راز های روابط زناشوئی که زنان میانسال بشما نمی گویند زنی جوان، پشت نقاب پیری مراقبت از حیوانات خانگی بعد از هفت سالگی

مطالب تصادفی

حرفه من

زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.
حرفه من: مربی آموزش رانندگی دختران تونل توحيد پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی زنان پزشکان بهتری هستند برای مصاحبه شغلی آماده باشید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

زندگی در ماه عسل

روابط طولانی مدت مانند ازدواج بخودی خود یک عامل خوشبختی بحساب نمی آیند اما نشانه یک زندگی عادی متمایل بخوب هستند.  حداقل از نگرانی های ملاقاتهای اولیه و استرس خواستگاری و مشکلات بی پایان مراسم ازدواج خبری نیست. اما بهر حال بعد از گذراندن همه ایت اتفاقات خوشترین قسمت ماجرا، یعنی ماه عسل هم با از میان رفتن آنزیمهای خوش ترشح شده توسط مغز نیز پایان می یابد. ولی نگران نباشید صاحبنظران امر راههایی را یافته اند که باعث تحریک مغز برای ترشح بیشتر هورمونهای خوشحالی و خوشبختی شوند. کودک درون وقتی دهسالتان بود چکار انجام می دادید که بشما خوش می گذشت، انجام دوباره این فعالیتها شما را در همان حس و حال آنزمان شما قرار خواهد داد. با یک زوج دیگر قرار بگذارید قرار گذاردن با یک زوج همسن و سال خود بشما یادآوری خواهد نمود که چرا و چگونه عاشق همسر خود گشته اید. هنگامی که همه وقت خود را با یک نفر بسر می برید، جنبه های مثبت آن آدم برای شما یک حالت عادی پیدا می نماید. ولی وقتی او را در یک جمع با افراد دیگر می بینید با خود فکر می نمایید که او واقعا جذاب است. او را به چالش بکشید پلی استیشن، تخته نرد، شطرنج، پینت بال یا با هر بازی دیگری که برای شما خوشایند است او را به چالش بکشید. رقابت میزان تستسترون بدن مرد را تا حد زیادی بالا می برد، تستسترون همان هورمونی است که قوای جنسی آقایان را تنظیم می نماید. تماشای فوتبال اگر همسرتان تمام دیدارهای لیگ فوتبال را دنبال می نماید شما هم یکبار در هفته 90 دقیقه این زجر تمام نشدنی را تحمل نمایید. خوبی دیدین ورزش اینست که در حین نگاه کردن به مسابقه میتوانید با همسرتان صحبت نمایید، برخلاف وقتی که فیلم تماشا می نمایید یا به کنسرت میروید نتایج ترس دیدن فیلم ترسناک در کنار همسرتان باعث تشدید علاقه شما به او می گردد. ترشح آدرنالین در خون باعث بالا رفتن ضربان قلب شما میگردد. نتایج تحقیقات نشان داده است کسانی که در شهر بازی ها چرخ و فلکهای ترسناک را امتحان می نمایند در هنگام پیاده شدن  میزان علاقه اشان به همسرشان بیشتر از هنگامی است که هنوز در صف منتظر سوار شدن بودند. قلقلکش بدهید حتما او هم این بلا را سرتان آورده است قلقلک دادن همسرتان باعث خنده و خنده کم شدن استرس و بالا رفتن آنزیمهای ترشح کننده هورمون تستسترون در مردان میشود. همچنین در زنان خنده و قلقلک باعث راحتی بدن و از بین رفتن مقاومت شما و در نتیجه بالا رفتن احتمال ارگاسم در زنان است.

عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی

  سال‌هاست که برخی از جامعه‌شناسان، به دلیل رواج بی‌رویه‌ی شیوه‌‌ها و وسایل مدرن ارتباطی‌، از مرگ تدریجی دوستی‌های واقعی خبر می‌دهند. تا کنون ولی این پیش‌گویی‌ها به واقعیت بدل نشده است. بر اساس پژوهش انستیتوی بین‌المللی "آلنز‌باخ" به باور ۷۳ درصد مردم جهان دوستی‌های مجازی هرگز ژرفای دوستی‌های حقیقی را پیدا نمی‌کنند و به این دلیل نیز اغلب پایدار نمی‌مانند. نتایج پژوهش "انستیتو یاکوب" نیز نشان می‌دهد که دوستی برای بیشتر مردم این کشور، یکی از پراهمیت‌ترین اشکال رابطه میان انسان‌ها است. داشتن خانواده، رابطه‌ی زناشویی موفق و زندگی مستقل در ردیف‌های بعدی قرار دارند. دگرگونی‌های اجتماعی ـ خانوادگی جامعه‌شناسان غربی علت اهمیت بیش از پیش دوستی را در تغییر ساختارهای اجتماعی، تغییر اشکال خانواده، محیط کار و چگونگی انجام کار می‌بینند. آن‌چه در این میان پایدار مانده است، نیاز به برقراری دوستی و پیدا کردن دوستی قابل اعتماد و اطمینان است. سوزانه لانگ، یکی از جامعه‌شناسان آلمانی در کتاب خود در باره‌ی دوستی‌های مدرن می‌نویسد: «وقتی پیوند‌های زناشویی از هم می‌گسلند و آدم باید هر چند سال یک بار محل کارش را تغییر دهد، تنها دوستی است که به انسان‌ها کمک می‌کند تا از پس مشکلات خود برآیند. معنای دوستی دوستی برای سه‌چهارم آلمانی‌ها به معنای پشتیبانی متقابل از یک‌دیگر و صمیمی و صادق بودن در رابطه ‌است. در این دوستی‌ها وقتی یکی با مشکلات زناشویی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی روبرو می‌شود، دیگری نقش سنگ‌صبور، مشاور خانوادگی، مددکار اجتماعی و بانک را برای او بازی می‌کند و برعکس. کمک‌های روزانه برای نگه‌داری بچه، خرید، اسباب‌کشی، رنگ‌کردن خانه و "روبراه کردن" کامپیوتر از بدیهیات یک رابطه‌ی دوستانه‌ی نزدیک است. رفتن به سینما و تئاتر و سر زدن به قهوه‌خانه محل که باعث آشنایی بیشتر و درنتیجه ایجاد علاقه و صمیمیت بین انسان‌ها می‌شود، از برنامه‌هایی است که به‌طور منظم بین دوستان به اجرا در می آید. برقراری "عشقی منطقی" پژوهش‌گران می‌گویند این‌گونه روابط در نسل‌های پیشین میان افراد خانواده و فامیل برقرار بود. در واقع، دوستی‌های مدرن جانشین پیوندهای خانوادگی گذشته شده است. به نظر برخی از جامعه‌شناسان هر چند دوستان نزدیک، "اجرای وظایف" خانواده‌ها را بر دوش دارند، ولی انجام آن در زندگی مدرن کیفیت تازه‌ای به خود گرفته است؛ این که کمک‌های متقابل به‌طور داوطلبانه و آزادانه صورت می‌گیرد و کسی خود را مدیون دیگری نمی‌داند. این گروه از آن‌جا که پیوندهای دوستی (برخلاف روابط خانوادگی) را امری انتخابی می‌دانند، بر این باورند که دوست‌ها در مناسبات خود از آزادی بیشتری برخوردارند و به گفته‌ی سوزانه لانگ "عشقی منطقی" میان آنان برقرار است. به نظر برخی از جامعه‌شناسان آلمانی، این "عشقی منطقی" نه تنها جای روابط خانوادگی پیشین را گرفته، بلکه جای خالی برخی از پیوندهای زناشویی نابسامان را هم پر کرده است که اغلب به خاطر رعایت ملاحظات اجتماعی ـ اقتصادی ادامه پیدا می‌کردند. این گروه افزایش هر ساله‌ی نرخ طلاق در آلمان را (۱۹۰ هزار مورد در سال ۲۰۱۲) گواه درستی تجزیه و تحلیل خود می‌دانند.
افزایش رضایت از زندگی در سنین بالاتر هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم حال خوب برای تو افزایش سن برابر است با کاهش دوستان دانستنی ها

آداب و رسوم

حاجی فیروز

با نزدیک شدن نوروز در کوچه و خیابان ها کم کم سر و کله حاجی فیروز ها پیدا می شود. گفته می شود حاجی فیروز یا حاجی پیروز منادی سنتی نوروز است . این مرد شاد با سر و صورت تیره و لباس های قرمزرنگ برای ما ایرانیان از دوست داشتنی ترین چهره های سنتی مان است.

رسوم عجیب ازدواج

"نه اینکه باورنکردنی باشند، نه! آنها بیشتر عجیبند. "  از مردمان دنیا صحبت می کنیم؛ از مردمانی که بعضی هایشان به جای سلام و احوال پرسی های معمول در همه جای دنیا، هنگام ملاقات یکدیگر سکوت می کنند، چشم ها را می بندند و سر تکان می دهند، از مردمانی که بعضی هایشان در نخستین شب خوابیدن در خانه ی دیگران سه بار بالشت خود را پشت و رو می کنند تا شاید خواب خوب شبشان تعبیر شود و رویایشان به صاحبخانه نرسد. در هر گوشه ای از این جهان هزار رنگ که متولد شویم به شیوه ی خودمان خوراک می خوریم، به همان چیزی می گرییم که بیشتر هم وطنانمان ، گوشمان به شنیدن لالایی هایی هزار ساله مادرانمان عادت می کند و هنگام ازدواج آداب و رسوم خاص خودمان را داریم. همان آداب و رسومی که شاید برای پسری سیه چرده از اهالی شاخ آفریقا یا برای زنی از کوه های غرب اروپا نه اینکه باورنکردنی اما عجیب به نظر می رسد. در ادامه مطلب نگاهی خواهیم داشت به برخی از سنت ها و آداب و رسوم عجیب در نقاط گوناگون دنیا: من می شکنم، پس هستم!آلمان هرچه کاسه و بشقاب نزدیکتان است از دست عروس و داماد دور کنید. آنها هرچیز شکستنی را می شکنند! یکی از رسم های قدیمی بین آلمانی ها این است که پیش از مراسم رسمی ازدواج میهمانی در فضای باز برای نو عروس و داماد ترتیب می دهند تا آنها هر چه قدر دلشان می خواهد کاسه و بشقاب، سرویس بهداشتی، دیس و ظروف سفالی بشکنند! اما این زوج خوشبخت حق شکستن حتی یک لیوان یا آینه را ندارند. اهل فامیل و دوستان نیز در شکستن به آنها کمک می کنند اما فقط و فقط عروس و داماد هستند که می بایست خرده های ظروف را جمع و جارو کنند و حتی یک شیشه ی کوچک هم نباید جایی باقی بماند! گویا قرار بر این است که این دو نفر یاد بگیرند باید هم پای هم کار کنند و زحمت بکشند!این رسم همان قدر که بامزه به نظر می رسد برای فروشندگان لوازم خانگی آلمان هم حتماً جذاب، دوست داشتنی و منفعت زا است. بی تردید هیچ کس در جهان به اندازه این فروشندگان  پشتیبان ادامه و حفظ آداب و رسوم چنین نیستند! عروس به گند کشوناسکاتلند "می خوای عروس شی؟  پس بگیر که اومد!"  این جمله ای است که بسیاری از دختران اسکاتلندی در روزهای آخر مجردی خود می شنوند! دوستانشان، دختر و پسر، میهمانی ترتیب می دهند تا هرچیز مشمئز کننده و گندیده دنیا را نثار سر و صورت نوعروس کنند! از تخم مرغ های شکسته و گوجه های نرم شده گرفته تا پرهای مرغ آغشته به روغن و چسب! قرار بر این است که عروس آنقدر در چیزهایی که متنفر است غرق شود که دیگر فکر آه و ناله کردن برای مسائل پیش پا افتاده را فراموش کند! بعد از اینکه صورت و بدن دختر کاملاً آغشته به رنگ، بو، چسب و ... شد او را در محله و خیابان دوره می گردانند تا برای امور ظاهری هرگز خجالت نکشد! اسکاتلندی ها معتقدند هیچ شرایطی در زندگی نیست که غیر قابل تحمل باشد؛ باید برای رویارویی با همه چیز آماده بود! شگفت انگیزهای حقیقتاً جالب پیرامون آداب و رسوم جوامع مختلف جهان بسیار است. در بخش های بعدی این مطلب با بسیاری از این سنت های متفاوت و گاه حیرت آور آشنا خواهیم شد.
چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ آداب و رسوم شب سال تحویل عیدی غدیر: اسكناس تا نخورده لای كتاب شب یلدا از کجا می‌آید جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است

سفر و تفریح

ابیانه، تاریخ سرخ ایران

ابیانه یک روستای استثنایی است. دلیلش هم خیره‌شدن چشمان تمام آنهایی است که برای بازدید از آن می‌آیند. چشم‌ها شیفته می‌شود با دیدن بافت ساختمان خانه‌ها با رنگ اخرایی‌ و مردمی گشاده‌رو با لباس های محلی.

ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان

اردیبهشت رویایی ترین ماه فصل زیبای بهار است. فکر می کنید اردیبهشتی ترین مکان های بهشت گونه روی زمین کجاها هستند؟ نشنال جئوگرافی در این زمینه انتخاب های قابل توجهی دارد. گاهی سفر به بعضی نقاط در حد آرزوست اما از قدی
بالاتر از هیجان سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج غارنوردی از نوع بورنیک نمایش آثار تاریخی موزه لوور در ایران