1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اکثر ما، کسانی که حیوانات خانگی نگهداری می نماییم نسبت به آنان احساس عمیق و نزدیک عضوی از خانواده بودن را داریم. این احساس شامل بیش از 90% کلیه کسانی است که در دنیا حیوانات خانگی از جمله سگ و گربه نگهداری می نمایند. اما نکته بد این احساس اینست که متاسفانه این حیوانات طول عمر کمتری نسبت به انسان دارند و مرگ آنان میتواند مانند مرگ یک عضو خانواده اثرات روحی جبران ناپذیری بر صاحب حیوان و خانواده بگذارد.

حیوانات خانگی ما منبع سرشار عشق بدون چشمداشت و صادقانه به ما می باشند. عشقی که بندرت از دیگر انسانها بما ابراز می گردد. و همین عشق و شوری که از بعد از مرگ این حیوانات دوست داشتنی از زندگی ما میرود باعث ایجاد یک خلا روحی بهمراه احساس غم و اندوه بی پایانی میشود که متاسفانه از سوی دوستان و آشنایان بصورت کامل درک نمی گردد. برای صاحبان حیوانات خانگی از دست دادن حیوان یک حادثه تلخ در زندگی بشمار می رود. بعد از مرگ حیوان، احساس اندوه ناشی از این واقعه میتواند به افسردگی و بی انگیزگی نسبت به زندگی دچار شویم. برای عبور از این بحران روحی باید راهکار و استراتژی داشت. دکتر آلن ولفرت کارشناس و نویسنده کتاب وقتی حیوانتان میمیرد؛ چگونه ناراحتی خود را ابراز داریم و بیادش آوریم راهکارهای زیر را پیشنهاد میدهد.

مراسمی برای او

یک مراسم یا گردآمدن اعضای خانواده و دوستانتان که خاطراتی با حیوانتان داشته اند میتواند بشما کمک نماید تا احساس خود را بیان ننمایید و از جمع شدن غم از دست دادن وی با شنیدن خاطرات و بازگو نمودن آنان با دوستانتان بکاهید. این راه زیبایی برای گفتن خداحافظ آخر به دوست با وفای زندگی شما ست.

یک مرخصی کوتاه بگیرید

درست است که در کشور ما درخواست مرخصی بدلیل اینکه فرضا سگتان مرده موجبات خنده همکارانتان خواهد شد اما شما میتوانید از مرخصی ماهانه خود استفاده نموده یک مسافرت کوتاه یکی دو روزه بشمال بروید تا بتوانید توازن از دست رفته خود را مقداری بهبود بخشید.

بدوستان نزدیک خود اعتماد نمایید

دو سوم کسسانی که دوست شما هستند جملات بی ربطی خواهند گفت که حال و روز شما را بجای اینکه بهتر نماید بدتر نیز خواهد نمود مانند این جملات: خوب حالا یکی دیگه میگیری، بهتر که دیگه وقتتو نمی گیره چطور بیشتر از این می تونستی نگهش داری. سعی نمایید با دوستانی در آن لحظه ارتباط برقرار نمایید که موقعیت شما را درک می نمایند یا قبلا در موقعیت شما بوده اند.

مراقب وضع کلی خود باشید

اینگونه ناراحتی ها ممکن است باعث کم شدن اشتهای شما شود و با پایین آمدن میزان انرژی بدن شما، ضربه پذیری در مقابل انواع بیماریها و ویروسها بالا میرود. سعی نمایید بر خود کنترل بیشتری داشته باشید و با خوردن بموقع غذا و میوجات بدن خود را تقویت نمایید. حتما بمقدار کافی بخوابید و خود را برای اتفاق افتاده ملامت ننمایید.

کمی صبر نمایید

با دیدن سگها و گربه های دوستان و آشنایان شما وسوسه خواهید شد که یک تجربه جدید شروع نمایید. بهتر است اینکار را تا موقعی که مطمئن شدید کاملا آماده این تجربه هستید  و هیچگونه مقایسه ای با حیوان دیگری که داشته اید بوجود نخواهید آوردبعقب بیندازید، بنظر دکتر ولفرت شش ماه تا یکسال باید بخودتان زمان برای عبور از فقدان قبلی و آمادگی برای یک تجربه جدید را بدهید.

دیدگاه‌ها  

+15 # نگاه 1391-10-13 13:51
گربه من الان یساله که رفته دیگه برنگشته هنوزم هر روز چشمم دنبالشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پارسا 1396-02-15 21:01
درود خودش رفت یا گمش کردید؟ نر بود یا ماده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-8 # نازی 1391-10-15 18:32
چه پرشن کت خوشگلی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # مبینا 1392-05-05 07:26
من خودم 4تا جوجه برای اولین بار خریدم که یکی اش را سمور خورد دومی از مریضی مرد سومی همین طوری چهارمی ازده طبقه افتاد پایین از اولی تا سومی گریه می کردم مثل ابر بهار چهارمی آنقدر زخر کشیدم که دیگر گریه نکردم و بعد دوباره چهار تا دیگر خریدم که الان مرغ وخروس شدن و جوجه هم دارن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+11 # یاسی 1392-10-22 00:26
سلام از مطلب مفیدتون واقعا متشکرم،حدود سه هفته ست که سگ کوچولومو به دلیل عفونت ریه از دست دادم اما هیچ کس نتونست کمکم کنه با این غصه کنار بیام،از شما ممنونم که حالمو بهتر کردین...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # وفا 1395-01-27 15:52
موجوداتی که محبت میکنند کمیابند و موجوداتی که قدر محبت رو میدونن نایاب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # مهرسا 1395-07-15 01:22
سلام منم یه هفتس خرگوشم مرده غممو به کسی نمیتونم بگم مسخره ام میکنن ولی داغونم همش تو تنهایی گریه میکنم اخه خیلی مهربون بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # مهدیه 1395-09-24 23:54
به نقل از مهرسا:
سلام منم یه هفتس خرگوشم مرده غممو به کسی نمیتونم بگم مسخره ام میکنن ولی داغونم همش تو تنهایی گریه میکنم اخه خیلی مهربون بود

منم دیشب خرگوشم جلوی چشمام جون داد و هیچکس هم حال منو نمیفهمه
حسابی داغونم و یادش میفتم و اشک میریزم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مهسا 1395-10-10 17:20
منم امروز خرگوشم مرد ...
همه مسخره میکنن دارم دیوونه میشم
همش فکر میکنم تقصیر منه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Fahime 1396-02-01 17:37
وای..ماهم خرگوشمون امروز ظهر مرد..نمیتونیم تحمل کنیم من و دوتا دخترام..از گریه چشمامون باز نمیشه..
عکس و فیلما وخاطره هاش از همین الان داغونمون کرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سید 1395-12-27 11:41
آخ مگو من دو روزه دارم واسه یه پرنده دوست داشتنی عاشق خون میبارم خون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیرا 1396-03-29 01:52
خدا نصیب نکنه ، عروس هلندی من ، عسلم ، فرشته من مرد باورم نمیشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپیده 1396-02-10 23:40
خرگوش منم امروز مرد ...حالم خیلی بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مینا 1396-04-04 08:15
]چش بود؟مال منم مرد دارم دیوونه میشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مینا 1396-04-04 08:13
چجوری مرد؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # سیما 1392-11-29 17:11
سلام من یه مرغ مینای سخنگو داشتم که وقتی جوجه بود گرفتم متاسفانه لای درموند ومرد دارم دق میکنم خیلی سخته خیلی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سیتا 1396-04-11 11:36
سلام منم یه مرغ مینا داشتم خیلی دوستش داشتم اسمش جانی بود چهار روزه از دستش دادم نبزدمش دکتر مریض شد از پا دراوردش ولی خیلی بش رسیدن همه چی می دادم بش اونم عاشقه من بود بعد پونزده سال اول صب تو دستام چش تو چش من جون داد الهی فداش بشم احساس میکنم افسرده شدم
تروخدا وقتی کسل میشن ببرینش دکتر بش محبت کنین چون معتاد محبتمونن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # ناهید 1393-03-07 16:06
منم یک اردک یک سال داشتم اسمش اودی بود دیروز مرد هر وقت بهش فک میکنم گریم میگیره هیچکس درکم نمیکنه من همیشه باهش دردودل میکردم از مشکلاتم میگفتم روحیم عوض میشد ولی الان دیگه نیست یک گوشه تو اشغالست خیلی دوسش داشتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+12 # وفا 1395-01-27 15:48
منم مث تو که با اودی حرف میزدی با سگم دردودل میکردم.عجیب کمکم کرد تو زندگیم. ولی آخرش رفت و من شدم همون آدم سابق.
کسی که نگاهت را نمیفهمد توضیح های طولانی ات را هم نخواهد فهمید.
با هرکسی راجع به چیزی که دوستش داری صحبت نکن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # يلدا 1393-03-27 09:21
ديروز مرد لاي پنجره مونده بود خيلي تو تنهايي زجر كشيده بود دارم دق ميكنم كسي نميفهمه اون موجود كوچولو غم. مردنش چقد سنگينه دايم جلو چشمه بازيگوشياش شيطنتاش... چرا خدا از من گرفتش.... دلم براش تنگ. شده عجيب دلم براش تنگ شده امروز بدن پشملوش سفت و سخت شده بود... گربه كوچولوم ديشب مرد....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # وفا 1395-01-27 15:43
گریه کردن تنهایی ممکنه
اما برای خندیدن باید دو نفر بود...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+11 # مریم بیگ زاده 1393-05-05 00:53
سلام من الان 2 ماهه که سگم رو بعد از 16 سال از دست دادم و تمام زندگیم شده گریه وغصه اصلا نمیخواستم بیارم ولی الان احساس میکنم یک خلا دارم و فقط یک حیوون خونگی میتونه ارومم کنه ولی الان با مخالفت شدید خانواده و همسرم روبه رو شدم کمکم کنید راهنماییم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # وفا 1395-01-27 15:02
سلام مریم جان.ازاینکه بهترین (البته بعد از خانوادت)رفیقتو از دست دادی من هم ناراحت شدم.خود منم با این اتفاق روبرو شدم و کاملا شمارو درک میکنم.با این تفاوت که سگ منو کشتن.نمیخوام توضیح بدم چون دیگه دردی دوا نمیشه.الان 8 سال از مرگش میگذره و من خودمو مقصر میدونم و اینکه چرا اونو آوردم خونه.وبعد از اون دیگه هیچ سگی رو توی خونه اونم تو شهر نگهداری نکردم.بعد 5 سال خونمونو عوض کردیم.ولی هنوز هم بعد 8 سال نتونستم خاطراتشو پاک کنم.یادمه وقتی آوردمش خونه 1ماه و نیمش بود با شیشه شیر بهش شیر میدادم.روز اول که آوردمش خونه تابستون بود ولی آسمون ابری بود و شروع به باریدن کرد و بارون میبارید از آسمون . وقتی هم که مرد آسمون شروع به باریدن کرد.کاش همون تابستون که آوردمش و آسمون ابری شد و بارون گرفت معنیشو میفهمیدم.خلاصه بهترین رفیقمو ازم گرفتن.
ناراحتم چون همه ی شما ناراحتید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # امیر محمد 1394-11-10 22:15
سلام منم یه مرغ مینا داشتم 5 سالش بود امروز ساعت 6:15 مُرد از اون ساعت تا حالا دارم گریه می کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # نیلوفر 1394-11-25 01:12
من ی سنجاب داشتم 4روزه دیگ ندارمش...
عشقم بود حالم خیلی بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # وفا 1395-01-27 15:14
احساستو میشناسم.درکت میکنم.رفتن هم یک واقعیت هست مثل اومدن.الان دیگه خاطراتش مال توست هر جور که میخوای توی ذهنت بسازشون.
گاهی از یه سنجاب یه سگ یه گربه و یه دوست و هر موجود عزیزی خاطراتی به جا میماند که از تمام آدم های روی زمین نمیشه توقعشو داشت.
خاطره ساختن لیاقت میخواهد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سینا 1395-11-19 21:34
به نقل از نیلوفر:
من ی سنجاب داشتم 4روزه دیگ ندارمش...
عشقم بود حالم خیلی بده

سلام من و همسرم هم ی سنجاب داشتیم امروز مرد،خیلی ناراحت شدیم ،حالمون گرفته هست.یهو مرد آخ،سنجاب شما چرا مرد؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # نیلوفر 1395-12-24 03:03
متن...عزیزم سنجاب من پسرخوشکلم یونای قشنگم الان ۶روزه که نیست پیشم چشای قشنگش و ندیدم قلبم داره ه آتیش میگیره.دیگه هیچ چیز این دنیا شادم نمی‌کنه اون واقعا بچم بود.دردش به قلبم خیلی خیلی دلتنگتم مامانی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+11 # ترانه 1394-12-13 14:12
من یه خرگوش داشتم که نه ماهش بود.پاش به دلیله اینکه جاش خیس بود قارچ گرفت بعدشم عفونت کرد.دیروز مامانم بردش بیمارستانو اونجا بهش گفتن که باید پای خرگوشمو قطع کنن.دوروز تو اتاق عمل وقتی بهش آمپوله بیهوشی زدن طاقت نیاورد و تو بیهوشی مرد.دارم میمیرم.حتی نتونستم برایه آخرین بار با بلفیه خوشگلم خداحافظی کنم.دیروز 2016/3/2 خرگوشم بلفی تو اتاق عمل مرد.امیدوارم خرگوشه خوشگلم تو بهشته حیوانات بهش خوش بگذره.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+12 # زهرا 1394-12-13 17:56
سنجابم شيرين بعد ١٠ سال بر اثر از كار افتادن كليه هاش از بين رفت خيلي داغونم همش در حال گريه ام خيليا مسخره ميكنن ميگن واسش پارچه بزن بيان عزاداري خدا لعنتشون كنه هيچكس هيچي نميفهمه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # وفا 1395-01-27 15:36
از دید کسیکه پروازو نمیفهمه هر چی بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.
یادت باشه یه انسان بزرگ هیچوقت نگران نظر آدمهای کوچک نمیشود.
کاش میشد بعضی روزهارو دوبار تجربه کرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مهرسا 1395-07-15 01:31
به نقل از زهرا:
سنجابم شيرين بعد ١٠ سال بر اثر از كار افتادن كليه هاش از بين رفت خيلي داغونم همش در حال گريه ام خيليا مسخره ميكنن ميگن واسش پارچه بزن بيان عزاداري خدا لعنتشون كنه هيچكس هيچي نميفهمه

غصه نخور منم هیچ کس نمیفهمه خرگوشم سنگ صبورم بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # الهام 1394-12-15 16:29
سلام گربه 6 ماهه من هم دیروز از بالکن خونمون و از طبقه 5 پرت شد پایین و بعد از ساعتها دست و پا زدن و تلاش برای زنده موندن در بیمارستان امروز ساعت 5 صبح تموم کرد . حیوانات خانگی قسمتی از وجودمون هستن مثل خانواده و چون هیچ به ما هیچ بدی ندارن و همش عشقن ... گریه ام بند نمیاد و دلم نمی خواد برم خونه و جای خالیشو ببینم .. امیدوارم بتونم با نبودنش کنار بیام ... ملوس کوچولو و مظلوم من :((
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # نادیا 1395-01-04 01:44
سلام من یه مرغ مینا داشتم 2 سالش بود 2 هفته پیش مریض شد بردیمش دکتر آمپول زد بهش مرد. جلوی چشمم جون داد نتونستم کاری انجام بدم. خیلی ضربه ی سختی بهم وارد شد. خانوادم میگن مگه آدم برای یه حیوون اینقد گریه زاری میکنه. تموم زندگیم بود با همه فرق داشت. بیشتر از یه حیوون میفهمید. هیچوقت نمیتونستم حتی فکر مردنشم بکنم چه برسه که یه روز.. جاش تو خونه خیلی خالیه خیلیییی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # لیلی 1395-01-17 00:56
خیلب دلم گرفته.امروز دوتا جوجه ی عزیزم به خاطر یه سرماخوردگی مسخره جلو چشمم جون دادن.از صبح تا همین الان دارم گریه میکنم.خیلی دلم براشون تنگ شده.عین بچه هام بودن.همه میگن درکت میکنیم ولی حس واقعی منو درک نمیکنن..کاش میشد یه معجزه اتفاق بیفته و زنده بشن.دلم تنگشونه.دارم دیوونه میشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # ملیکا 1395-01-24 22:51
یه روز وقتی که از کلاس نقاشی برگشتم رفتم بالای پشتبوممون ۰فقط یکیشان بود ۰ هرجارو گشتم پیداش نکردم! از مامان بابام پرسیدم گفتن که ما نمیدونیم!امروز همسایمون اومد گفت امروز توی زیرزمین یه لاشه ی خرگوش پیدا کردم و انداختمش دور! خیلی گریه کردم!دوری از یه دوست خیلی سخته!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # فاطیما 1395-01-25 12:56
من یه سگ داشتم که اونو 15ساله پیش خریده بودم که به امروز رسید۰مریض شده بود۰بردمش دکتر گفت که برفی میمیره۰از صبح تا شب نشستم براش گریه کردم و صلوات فرستادم۰صبح دکتر گفت که متاسفانه برفی مرده اما خوشبختانه بچه زاییدهسه سال گذشت و اونو بزرگ کردم۰دوری از برفی خیلی سخت بود۰
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # وفا 1395-01-27 15:26
ناراحتم که سگت مرد.ولی از خودش یادگاری به جا گذاشته.با اینکه شاید جای خالیش با هیچی پر نشه حتی با گزینه ی مناسب.سگ من وقتی مرد سنی نداشت.میدونی گاهی به خودم میگم کاش هیچ حیوونی تو دنیا وجود نداشت اینطوری دیگه حیوونا اذیت نمیشدن.آدما صفات خودشون رو به حیوونا نسبت نمیدادن و بدون شناخت اونها حیوونا رو بد نمیدونستن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # فاتس 1395-09-20 11:49
منم همیشه ارزو میکردم دنیای آدما و حیونا جدا بود که انقدر صدمه نمیدیدن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # وفا 1395-01-27 16:19
الان خیلی وقته رفته ولی خاطراتش نرفته
بارون که میآد ناخوداگاه بوی خاطراتشم میاد
خاطره درد کمی نیس که.
""چند ساله که بهش فکر نمیکنم""( ولی تو باور نکن)
تافهمید دوستش دارم گرفتش("دنیا"رو میگم)
از زندگیم رفت از فکرم هم رفته(الکی میگم فقط از زندگیم رفته)
انسان موجودیست که به همه چیز عادت میکند
واگر عادت نکرد فقط آدم است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # زلال 1395-01-28 12:24
سلام دیروز سگم پر کشید و رفت . و قلب من و با خودش برد . خیلی زجر کشیده بود من از ی سگ دزد گرفتمش وقتی داشتم دنبال سگ دزدیده شده خودم می گشتم سگ مودب و باشخصیتی بود ولی خیلی درد داشت اینقدر که آدما آزارش داده بودن ! موچول جان آدما بعضیاشون نمیتونن عشق شماهارو بفهمن پسرم عاجزن .اونا حتی عشق به خودشون رو هم نمی فهمن .اونا همدم خوبی واسه هم نیستن چون بلد نیستن همدم باشن .رفیق آروم بخوابی دیگه جاییت درد نداره عزیزم .رفیقم من و ببخش اگر برات کم گذاشتم اگر به اندازه تو خوب نبودم آخه منم ی آدمم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # Tina22 1395-02-14 02:33
خرگوش من امروز جلوی چشمام جون دادو مرد خیلی سخت بود بیشتر از این دلم میسوزه که چرا جلو چشمم جون دادو من نتونستم براش کاری کنم مقصر خودمو میدونم از صبحه گریم بند نمیاد جای خالیش داره دیوونم میکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مهدیه 1395-09-25 00:04
بچه خرگوش منم ساعت 4 صبح جلوی چشمام جون داد و من هیچ کاری نتونستم بکنم و خودمو مقصر میدونم. هیچ کس درک نمیکنه چه حس تلخیه. همش مرور میکنم تو ذهنم که چی باعث مرگش شد؟ نکنه مقصر بودم؟..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مهدیه 1395-09-25 00:20
بچه خرگوش منکاملا سیاه بود فقط یه دستش از مچ و یکم از موهای سینش سفید بود.
وقتی خریدمش همه گفتن چرا سیاه؟ من گفتم مشکی رنگ عشقه و بهش میگفتم تو رو به خاطر سیاه بودن موهات و سفید بودن قلبت دوست دارم و نظر بقیه برام مهم نیست. وقتی خریدمش 2 هفتش بود. با سرنگ بهش شیر میدادم. وقتی نوازشش میکردم شروع میکرد به لیس زدن دستام.نزدیک دوماهش شده بود. تازه شیطون شده بود و میرفت پشت مبل و یواشکی نگاهم میکرد.
دیشب جلوی چشمام جون داد و نفهمیدم چرا و نتونستم کاری براش بکنم. همش گریه میکنم و میگم نکنه مقصر من بودم
دیگه هیچوقت حیوون نگهداری نمیکنم هیچوقت...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مهسا 1395-10-10 17:26
منو یاده برفی انداختی واقعا مهربون بود وقتی دستمو میگرفتم جلوش شروع میکرد به لیس زدن دستم بعدشم پیشونیشو میمالید به دستم که نازش کنم ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # مهرسا 1395-07-15 01:42
سلام من یه هفتس خرگوشمو از دست دادم جلو چشام جون داد نمیدونم چه جوری ولی فکر کنم گردنش شکسته بود تو اون چند ساعتی که زنده بود ولی نمیتونست درست حرکت کنه بالا سرش منم مردم دخترم از پیشش که بلند میشدم دست و پا میزد حرکتاش جلو چشممه پر از مهربونی بود سنگ صبورم بود انقدر نازش کردم که نترسه ولی نتونستم کاری کنم زنده بمونه جلو کسی نمیتونم گریه کنم چون میسخرم میکنن حس میکنم قلبم کنده شده بچم تازه سینه دراورده بود میخواست مامان شه میخواستم واسش جفت بگیرم کاش معجزه میشد و دوباره زنده میشد انقدر گریه کردم اشکام خشکیده فقط بغض سر درد اوره که مونده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # milad 1395-07-17 12:42
چند روز بود که بلبلم مریض بود،یا داشت میخوابید یا هیچی نمیگفت دیشب از قفس اوردمش بیرون ولی نمیتونست پرواز کنه و فقط میپرید صبح گذاشتمش بیرون که هوا بخوره بعد از یک ساعت وقتی رفتم بش سر بزنم دیدم کف قفس افتاده و مرده،رفتم دیدمش خیلی حالم بد شد تو خونمون مث یه عضوی از خونوادمون بود،حتی مامانم و خواهرم براش گریه کردن ،هنوز نتونستم از قفس بیرون بیارمشو خاکش کنم هنوز بوی پرش تو مغزمه ، خیلی حالم بده خیییییییلی اون خیلی باهوش بود به هر اتفاقی یه عکس العمل خاصی داشت نمیدونم چی بگم فقط همش میاد جلوی چشممو بغض گلومو میگیره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # فاتس 1395-09-20 11:46
من حاضرم هرچی دارمو بدم فقط یبار دیگه بوسش کنم پراشو بو کنم .نمیتونم باور کنم که دیگه نمیبینمش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # نسترن 1395-08-01 19:20
خدارو شکر که ماجرای حیوونای دوست داشتنی شما رو خوندم منم باخوندنشون گریه کردم به این نتیجه رسیدم که حیوون تو خونه نیارم چون تحمل ازدست دادنش خیلی سخته ، اصلا تحمل دیدن حیوون تو قفس رو ندارم خداکنه باغ وحشها جمع بشه خصوصا" توایران ، شیر بااون عظمت توقفسهای کوچیک وسایر حیوونا هم همینطور...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # نیما 1395-08-16 03:47
من سگمو ۱۱ سال داشتم ولی خدا گرفتش ۱ هفته بعد از عروسیم برایه اینکه کسی ناراهت نشه نصفهشبا گریه میکنم امشب که بارون اومد خیلی دلم هواشو کرد کاشکی فقط میتونستم ببینمش لمسش کنم بازو پتو بکشم روش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # faraz 1395-08-22 22:18
سگ کوچولوی من جسیکا سه روز پیش رفت بیرون و ماشین بهش زد ومرد.حالم خیلی بده خیلی.جای خالیشو میبینم ویاد بازیگوشیاش میفتم دیوونه میشم.خیلی سخته نبودنش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+11 # DiDi 1395-09-08 17:14
اون تموم زندگیم بود ولی خدا چرا ازم گرفتیش
چقد جا پر کرده بود مگه. الان درست چندین ماهه تو غم نبودنش اشک میریزم هیشکی درکم نمیکنه هیشکی. خروسم اسمش DiDi بود هروقت صداش میزدم میومد بغلم جوجه بود بزرگش کردم بیرون هرجا میرفتم دنبالم میومد حتی تو ماشین که بودم خودشو میکوبید به در ماشین تا بپره تو. این آخرا با اون همه غرورش ذره ذره با دردی که به جونش افتاده بود تموم شد. حتی گوشیمم خراب شد و عکساش پاک شد جز سه تا پر هیچی دیگه ندارم ازش هیچی.
دی دی التماست میکنم منم با خودت ببر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # Nahal 1395-09-12 05:58
من حیوونای زیادی رو از دست دادم. تازه سگم فوت کرده بود که چون افسردگی شدید گرفته بودم روانپزشک به خونوادم توصیه کرد یه پت دیگه واسم بگیرن. همه چی خوب بود تا این که بعد دوماه فهمیدیم مشکل پوستی حاد داره. دامپزشک میگفت طی یه مدت طولانی درمان میشه اما خونوادم قبول نکردن و اقدام به فروشش کردن چندروز دیگم صاحب جدیدش میاد میبرتش.... ادمای عادی هیچوقت نمیتونن حال ماهایی که حیوونا رو به چشم ادما و اعضای خونوادمون میبینیم رو درک کنن. فقط خودمون میتونیم شاهد عذاب کشیدنمون باشیم و نابود شیم و بقیه هم به سخره بگیرنمون و بگن واسه خاطر یه حیوون داره میمیره! به هرحال دوباره باید به افسردگی سلام کنم... کاش خونواده ها و سایر ادما درک میکردن ادم اول باید روحش سیر باشه بعد جسمش. همه چی خلاصه تو فراهم کردن خوراک و پوشاک و تحصیلات و .... نیست. ما هم اینطوری هستیم... اینطوری به دنیا اومدیم... خدا اینجور خواسته که عاشق حیوونا باشیم. کاش ادما یه کم مارو درک کنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # فاتس 1395-09-20 11:43
همه بهم میگن هیشکی مثل تو نیست همش از بچگی دنبال حیونا بود بشین زندگیتو کن دیگه وقت اینکارا نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # فاتس 1395-09-20 11:41
ریو کوچولوی من مثل یه فرشته اومد زندگی هممونو شیرین کرد و غم منو خورد مثل یه فرشته هم زود رفت هیچ وقت فراموشت نمیکنم پسر قشنگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شهرزاد 1395-09-25 09:58
گربه‌ی پرشین خوشگل من پریروز از این دنیا پر کشید. دو روزه فقط ضجه می‌زنم و اشک میریزم. فقط اون تو این دنیای لعنتی اضافه بود و باید میرفت؟ نمیتونم تو خونه بمونم، انگار همه‌جا میبینمش... حالم خیلی بده. خیلی مریض بود و کاری از دست کسی برنمیومد. همه‌کاری کردم که بمونه اما رفت. آرزومه وقتی در خونه رو باز می‌کنم پشت در منتظرم باشه. زندگیم تموم شد. همه زندگیم بود...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # یاشار 1395-09-26 10:59
امروز من طوطی کاسکوی خودم رو بدلیل عفونت ریه از دست دادم...
تقصیر خودم بود، با سرنگ واسه طفلکی ویتامین میدادم که پرید تو گلوش، من هم نمیدونسنم که رفته تو ریه های کوچکش...
چند روز عذاب کشید و دامپزشک گفت که به درمان جواب نمیده٬ ولی اون طفلک ۳ سالش بود، زود بود که بمیره...
دارم از عذاب وجدان میمیرم، تو رو خدا اقدام به خود درمانی حیوان خانگی نکنید، اونها خیلی ظریف و حساس هستند
حالا جسد کوچکش رو گذاشتیم کنار وسایلش تا بابام ببره بذاره پیش آشغال ها، فندق کوچولوی من رو بندازه تو سطل آشغال...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیرا 1396-03-29 02:09
خاکش کن گناه داره ، اشغال چیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشكان 1395-09-29 13:06
سه روزه كه بهترين دوست و همدممو از دست دادم هيچي خوشحالم نميكنه فقط دوست دارم با يكي كه هم درد خودمه صحبت كنم كسي كه منو بفهمه مطالب اينجارو كه خوندم كمي اروم شدم من را عشقم چيزي كم نذاشتم هميشه سعي كردم عاشق لايقي باشم مريض شد همه كار كردم از خدا و مقربينش التماس كردم ولي نشد و از جلو ديدگانم پر كشيد فقط از خدا ميخوام كه دوباره روحشو تو يه جسمي ديگه بدمه و برگردونتش پيشم اخه خدا قادر به هر كاريه مخصوصا حيوون من كه خيلي پاك بود پس خداي من اگه هر دو طرف ميخوان با هم دوباره باشن پس توي يه كالبد ديگه برگردونش الان فقط ارزوم همينه البته تو خونه حسش ميكنم ميدونم كه هستش اون برميگرده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # محمد 1395-09-30 04:28
یه ایگانا داشتم تا امشب که یکم مریض بود رفتم دکتر براش دارو گرفتم خوشحال بودم که بهش میدم بازم حالش خوب میشه همین که دارو رو دادم تو دستام مرد من تنها زندگی میکنم رفیقم بود خیلی دوست داشتنی بود. ایگوانا حیونه سرماییه عاشق گرما بود رفتم پایین خاکش کردم. الان دیدم روش برف نشسته خیلی حالم بده بیقرارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # میلاد 1395-10-03 15:46
منم یه عروس هلندی رو ۴ سال داشتم مثل اعضای خانوادمون شده بود یه مشکلی براش پیش اومد بردمش دامپزشک نسخه اش شد ۱۰۰ هزار تومن بعد ۲ روز مرد. چیزی که اذیتم میکنه اینه که تو دستم جون داد. تازه دامپزشکش برمی گرده میگه عمرش رو کرده بود دیگه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # آیلین 1395-10-05 17:27
کمکم کنید سگم که پسرم بود از دستش دادم دارم تصادف کرد همش خودمو مقصر میدونم دارم زجر میکشم از نبودنش همیشه و همه جا کنارم بود شبا تو بغلم میخوابید کسایی که این تجربه رو دارن به من کمک کنن دارم روانی میشم این شماره تلگرامم
09330752363
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سزار 95.10.14. 1395-10-15 00:31
امروز سزار عزیزم سگ مهربونم ساعت 4.30 منو برای همیشه ترک و به سوی خالقش رفت 8 سال بامن و در کنار من و خانوادم زندگی کرد حکم پسر بزرگم رو داشت وقتی 4 سالش بود از یه دزد سگ خریدمش خیلی دوسش داشتم و دارم و از دلتنگی و دوریش غمگینم دو سال بیماری ریه پیدا کرده بود دکترش گفته بود آمپول بزنه تا فوت کنه ولی دلم راضی نشد تا به مرگ طبیعی رفت
توصیه من به انسانها : با حیوانها مهربان باشیم باعث آزارشون نشیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشكان 1395-10-15 20:39
واقعا متاسفم تو رسم ما نيست كه برا فوت حيوون تسليت گفت ولي چون اونا از پاك ترين مخلوقات خداوند هستن بهتون تسليت ميگم و آرزوي صبر و شكيبايي براتون دارم همچنين اين آرزو رو برا خودم كه سگمو سه هفته پيش از دست دادم و هنوزم نتونستم با خودم كنار بيام ميكنم و از خداوند مهربونم طلب صبر ميكنم ولي همين كه ميدونم الان اونا در بهترين جاي ملكوت پيش خدان كمي اروم ميشم و يقين دارم كه اونام از خداوند برا ما طلب آمرزش ميكنن و حتما دعاشون مستجاب ميشه چون اونا هميشه ذكر خدارو ميگن ولي ما هيچ وقت نميفهميم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بهرنگ 1395-11-11 14:30
منم تسلیت میگم داداش؛ واقعا زیبا گفتی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # Mohammad 1395-10-17 17:50
سلام دوستان الان که این مطلب رو مینویسم دلم پر از درده اونقدر درده که حس میکم هیچی برام نمونده من فرشته زندگیم رو ۱۰ روز پیش از دست داد.فرشته من یه سگ خوشگل بود به اسم رمی که از دو ماهگی آوردیمش ولی ده روز پیش که تازه ۸سالش میشد مریض شد ودر عرض دو هفته همه چیزش داغون شد و در کنارش من و خانوادم اونا هم بدتر از من .چون هممون عاشقانه دوستش داشتیم.خواهرم به خاطر رمی و این مسایل مریضیش دچار مشکل پنیک اتک شده و تهت درمانه خود من هم دست کمی از اون ندارم.فقط میخواستم بگم من همه شما دوستان رو با تمام وجود درک میکنم آرزو میکنم که هممون یک‌روزی بتونیم آرامشمون رو دوباره پیدا کنیم.البته که خیلی سخته.به یاد رمی پسرمون که عاشقانه دوستش داشتیم و تا آخرین لحظه عمرمون هم با خاطرات قشنگش عاشقانه زندگی میکنیم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # Mahdi 1395-10-22 21:48
سلام یه گربه که از بچگی بزرگش کرده بودم دیروز زیر یرم بدنش شوکه شد و مرد و من الان انگار عضوی از خونوادمو از دست دادم با دستائه خودم بزرگش کردم و با دستائه خودمم خاکش کردم جاش خیلی خالیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مهری 1395-10-28 10:56
سلام چهارده رزده سگم رفته زیز ماشین خیلی غمگین هستم سیزده سال مثل کل نگهداریش کرده ان روز کنار پایم ایستاده بود یه لحظه در ماسین را بستم دیدم نیست یک خانمی به من گفت یه ماشین زد به سگتون وای داشتم سکته می کردم کاش منم می مردم حالا هم اشکم همش سرازیر البته یه سگ دیگه هم دارم با هم بزرگ شدن ان هم همش دنبال بنجی می گردده مثل من
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشكان 1395-10-28 16:30
آخيش چقدر غم انگيز
واقعا متاسفم اين لحظات غمگين ترين لحظات عمر آدمه ولي بايد پذيرفت دست تقدير و سرنوشت رو نميشه عوض كرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # فالی 1395-11-02 08:40
سلام مایک سگ داریم که روزهای اخرعمرشه.هرروز من وبچم گری میکتیم ولی کاری نمیشه کرد.پیرشده.نمیدونم چکارکنم که باغم ازدست دادنش کناربیاییم وبچم افسرده نشه خیلی داغونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ساناز 1395-11-08 18:26
سلام من امروز 11/8 عروس هلندی ام که 4 سال داشتمشو از دست دادم روی بالکن روی سرم بود نفهمیدم انقدر ذهنم مشغول بود بعد از سرم رفت بیرون تاحالا چند بار نجاتش دادم از استخر و گم شدن الان هوا خیلی خیلی سرد از صبح غذا و اب نخورده خیلی گشنشه میدونم به سرما حساس باید کنار ما بخوابه سرجاش الان چه طور میتونه طاقت بیاره اگه مرده بود یک غصه داشتم ولی الان هزار و یک غصه که کجاست چکار میکنه چی میخوره کسی کمکش بکنه ببرش خونه باهاش به خوبی رفتار کنن حر ف های اونو کسی نمیفهمه و درخواست هاشو بچه ها اذیتش نکنن دارم دیونه میشم شوهرم هم درک نمیکنه دعا کنید من غمم سنگین تر از شماست . دعا کنید یک بهش برسه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سامان 1395-11-08 22:48
من سگم الان چندروز دزدیده شده وخیلی جارودنبالش گشتم ولی متاسفانه پیدانشده خیلی حالم خراب .ب خودم میگم کاش این سگ رونیورده بودم ک حالا بخام اینجوربهش علاقه مند باشم ودوریش واسم خیلی سخت باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهرنگ 1395-11-11 14:28
واقعا دردناکه، منم سر یه ماجرایی مجبور شدم یه سگ کوچولوی تریر که هنوز شیر خوار بود رو نگهداری کنم که بعدا بهش وابسته شدم. با اصرار مادرم دادمش به یه خونواده دیگه (چون یه سگ دیگه دارم) و قول گرفتم که خوب نگهداریش کنن ؛ بعدا که نگرانش شدم و سراغشو گرفتم معلوم شد دادتش به یکی دیگه و دست دو سه نفر گشته حیوون بیچاره ولی نفر ماقبل آخر میگفت که داده به یه خونواده و اینکه خانم اون خوونه عاشق سگه و غیره خلاصه نتونستم پس بگیرم؛ الان حسم دقیقا حسم غریب اون آدمایی که یه عزیزشونو از دست دادن البته این حس رو آدمای کم شعور و فاقد درک زیست محیطی، احتمالا مسخره بکنن. ولی من همیشه به یادش رو تو دلم زنده نگه میدارم چون واقعا لحظات زیبایی رو خلق کرد واسم. من میخوام یه سایت به یادش درست کنم. (اسمش فندق بود) . فعلا واسش یه پیج اینستا زدم به اسم fandogh9590.

به همه ی دوستانی که حیوون خونگیشو از دست دادن تسلیت میگم. لطفا با درست کردن پیجی تو اینستا، فیسبوک یا وبلاگ و سایت و ... اقلا یادشونو تو فضای مجازی زنده نگه دارید و واسش دعا کنید به ایاد اون روزای شیرینی که پیشتون بود ....

*** پیج اینستایی به نام yadbudeheyvanemanm درست کردم. هر کی مایله عکس و متن یادبودی از حیوون مرده یا گمشدشو بفرسته تو این پیج بذارم. هم خودمون یکمی تسلی پیدا میکنیم و هم فرهنگسازس.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # محسن 1395-11-21 00:00
به نقل از مهرسا:
سلام منم یه هفتس خرگوشم مرده غممو به کسی نمیتونم بگم مسخره ام میکنن ولی داغونم همش تو تنهایی گریه میکنم اخه خیلی مهربون بود

منم همینطور مثل تو هستم خرگوش منم دو روز پیش مرد از دو روز پیش تا الان فقط گریه کردم اینقدر که دیگه اشکم خشک شده کارم شده بشینم عکساشونگاه کنمو اشک بریزم دیگه نفسم بالانمیاد هیچکس هم نیست حالمو درک کنه بیشتر از اینکه خرگوشم چند کلمه حرف رو هم میفهمید خیلی هم مهربون بود احساس میکنم دیگه هیچکسو هیچ چیز تو دنیا نیست که منو خوشحال کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ترانه 1395-11-26 15:23
امروز همستر كوچولوي شيرينمو از دست دادم جلو خودم جون داد و نميتونستم كاري كنم يه دنيا دلم گرفته هر چي گريه ميكنم خالي نميشم احساس سنگيني رو قلبم ميكنم دلم هيچي غذا برنميداره اتاقم خَيلي ساكته خالي از شيطونياش و بامزگي هاش هست همه مسخرم ميكنن و ازم ميخندن نميتونم هيچ جوره اروم بشم و با مرگش كنار بيام...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ابراهیم 1395-11-26 23:18
سلام ی بچه گربه خوشگل ملوس و تمیز و مهربون داشتم خیلی بهم وابسته شدیم بطوری غیر باورانه ای این فرشته ناز و مهربون دست منو میلیسید وقتی منو میدید ب پام می افتاد انگار دنیا رو بهش دادی سلام میکرد توی بغلم با خیالت میخوابید مثله بچه های شیر خواره با دستش انگشت منو میگرفتم یک همدم و ی دوس باوفا بود برام ب طوری ک منو از مشکلاتی ک داشتم جدا کرد و از کارهای شیرین و قشنگش لذت می بردم ، متاسفانه مسموم شد و مرد . الان یک ماه ک جای خالیشو حس میکنم انگار ذره ای از وجودم رو از دست دادم، فقط کارم شده گریه. نمیتونم فراموشش کنم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حمید 1395-12-06 04:14
سگ سفید و زیبا و خوش خنده ی نازم ، عشقم ، مونس همه غصه هام تنها کسی که بابت عشق و محبتش هیچی نمی خواست، بابی خوشگلم امروز مرد .همش نه ماهش بود مجبور شدم به خاطر نقل مکان به داخل شهر ببرمش بزارمش یه جایی با اینکه هر روز بهش سر میزدم بعد از چهار روز هیچی نخوردن دق کرد و مرد منم دارم از نبودش دق میکنم .لعنت به این فرهنگ غلط و اعتقادات بیخودی که با وفا ترین آفریده خدا رو نجس میدونه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حمید 1395-12-06 04:21
https://www.instagram.com/p/BQdrw0oDhwv/خیلی دلم براش تنگ شده.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مريم 1395-12-20 07:30
من دو روز پيش گربه ام كه بك سال و نيم داشتم با يك لحظه عفلت از بالكن خونه پرت شد پايين و كرد
داغون داغونم خيلى خيلى سخته كاش منم باهاش ميمردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سجاد 1395-12-21 20:22
گربه ی من نر هست یه گربه ماده هم همیشه تو کوچه دنبالشه 1سال و نیم هست ما هم به اون غذا میدیم و وابستش شده بودم امروز بردم دامپزشکی برا جرم گیری دندون .... که به دلیل اینکه نتونست بیهوشی رو تحمل کنه چون ریه هاش عفونی بود مرد ... هی گربه خوبی بود نمیدونم چرا نوشتم دلم خیلی گرفته احساس میکنم من قاتلشم گفتم یه ثواب کنم که بدجور کباب شدم سوختم دنیای نامردیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ارمان 1395-12-23 06:25
من سگم زندگیم بود رفت و منم با خودش برد .الان ۵ ۶ ماهه کارم گریس .من ادم تندی هستم ولس فقط مرگ این سگ من و مریض کرده .من روانم داغون شده.سگم خیلی ناز و بازسگوش بود .اسمش جسی بود از ۱ ماهگیش داشتم شیر میدادم با خودم میخوابوندم با هم حمام میکردیم با هم گریه میکردیم .صبح ها ساعت ۷ چشمای من و لیس میزد من میرفتم دانشگاه و دوباره میخوابید .قلبش قلبم بود . جلوم خودشو لوس میکرد .ساعت ۱۲ شب میرفت اب میخورد میرفت تو اتاق کنار تختم سر جاش میخوابید .من خیلی ناراحتم .خیلی گذشته ولی هنوز جلو چشمامه.نفس من بود تصادف کرد همه جمع شدن دورش با جسم نیم جونش پرید بقلم و فقط صورتم و لیس میزد انگار میدونست رفتنیه و من و خیلی دوست داشت.رفیق تنهاییام سگم بود .خیلی داغون شدیم .ولی دیگه خانوادم نمیزارن حیوون بیاریم.و مادرم هم داغون شد و همیشه میریم سر خاکش که حالت قبر درست کردیم .سگم خیلی نازنین بود .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # طیبه 1395-12-24 09:17
گربه ناز من عشقم بهتریم همدمم جلوی چشمام جون دادمرد دو هفتست دیگه زندگی نمیکنم افسرده شدم دلم نمیخواد کسی روببینم خیلی دوسش داشتم دلم واسش پرمیزنه پسرم همه زندگیم بود نمیتونم دوریش داره دیوونم میکنه خیلی زجر گشید عفونت ریه از خدافقط مرگ میخوام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # طیبه 1395-12-24 12:55
میخوابم از خواب بلند میشم دوباره حالم بدترمیشه دلم میخواد پشت درباشه بیتدتوبغلم خیلی سخته خیلی سخته داغونم خدایا کمکم کن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پرنیان 1396-01-05 03:04
۱۰ سالی بود ک ی لاکپشت داشتم متاسفانه خودم نتونستم ازش مراقبت کنم و سپردمش ب خانواده بعد از ده سال دیدم این بچه خیلی حالش بده با خودم برداشتمشو با هواپیما با کلی مکافات اوردمش تهران درمانش کنم...
چند روز قبل از عید ی حوضچه براش خریدم با کلی خوشحالی ده دقیقه ای داخلش بود اما ازش ترسیده بود اومده بود بیرون و خودشو از پنجره طبقه دوم پرت کرده بود پایین و لاک زیرش شکسته بود بردمش بیمارستان رادیولوژی و... گفت خانم این لاک پشت پوکی استخوان شدید داره چ جوری اینو نگه داشتین چیکار با این بچه کردین این باید اندازه ی بالش شده باشه....
نتونستم مردنشو ببینم روز اول عید بردمش دربند و تو رودخونه رهاش کردم تا به طبیعت برگرده و همون جا باش خداحافظی کردم...
من امیدوارم ک زنده بمونه....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ماریا 1396-01-06 23:11
سلام ... من دیشب خوکچه هندی کو چولومو از دست دادم ... حالم بد جور داغونه ... فقط گریه میکنم ... دلم واسه صداش و شیطونیاش و مهربونیاش تنگ شده دوست دارم بغلش کنم دوست دارم نوازشش کنم ... خوکچم خیلی بد مرد خییییلی ما مسا فرت بودیم داده بودمش به یک اشنا که اونم خوکچه داشته ولی اون گذاشته بودشون بیرون ... الهی بچم از سرما مرده ...خیلی بده به خدا خیلی درد داره خییییلی ... تازه همون کسیم که کوچمو داده بودم بهش میگه خب خوکچه های دیگه واسه چی نمردن؟!خب د لامصب بچه ی من تا به حال اصلا بیرون خونه نبوده....
دلم بد گرفته نمیدونم کی میتونم باهاش کنار بیام فکر کنم هیچ وقت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محسن 1396-01-09 16:15
بازم سلام الان یک ماه بیشتر شده که حیوون خونگیم مرده ولی هنوز نتونستم با این موضوع کنار بیام در طول روز بیشتر بیست بار یادم میوفته که چطور تو بغلم در حالی که زار میزدم مرد هربار هم که یادم میاد مهاله اشکم درنیاد لطفا اونایی که تجربه دارن کمکم کنن.ادرس جیمیلمم اینه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # Javad 1396-01-12 22:10
من حدود یکسال یه اردک سفید و خوشگل داشتم که خیلی باهوش بود.باور کنید سرکوچه که با ماشین میومدم بین اینهمه ماشین و وسیله و سروصدا زود متوجه میشد و سروصدا میکرد تا در خونه رو برام باز کنن!!! پری شب که از بیرون اومدم میهمان داشتیم و ماشینو که آوردم داخل پرنده بیچاره اومد به استقبال من و رفت زیر تایر...بخدا از بس گریه کردم که قلبم گرفت بردنم بیمارستان.دارم دیونه میشم آخه توی شلوغی عید اینهمه مواظب بودم نکنه ماشین کسی....یا بچه ها اذیتش کنن ، ولی آخرش با دست خودم..خواهش میکنم اگه کسی قبلا همچین تجربه بدی رو داشته کمکم کنه چون متأسفانه توی کشور ما کمتر درک میکنن اینچیزا رو و حتی بیشتر دوستان هم بجای دلداری بیشتر اعصاب آدمو خراب میکنن!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # بیتا 1396-01-15 18:36
سلام دوستان.من ی خرگوش داشتم منتهی ن معمووولی.تپللل خووشگل گررد با نمک اونقدددد معصوم بود که نگوو مث گارفبلد.بچم نمیدونید چ قدو بالای رعنایی داشت با همه فرق داشت.نسکافه بود.تپلیی ناااز.انقددد دوسم داشت ک نگو.بچم فقط منو میشناخت.میپرید بغل من.اگر دو روز نبودم افسرده میشد.میومدم میپرید بغلم.سفت میگرفتم.همش در حال محبت بود بهم وقتی میخوابیدم میومد رو دلم مث ادمااا حالتاش بود.اما زمین تا آسمون فرررق داشت.فقط مهر میورزید نع اذیتم کنه مث آدما.میپرید رو دلم لم میداد بااون چهرع معصوومش ک الهی پر پر بزنم براش نگام میکرد چشای درشتشو ریز میکرد بم نگا میکرد.خییلی زیاد دل بسته بودیم.ی شب اومدم از مهمانی تو عید.رفتم بیارمش بیرون از جا دیدم افتاده ی وره فقط نفس میکشه انقد جیغ زدم.بردیمش بیمارستان تنفس دادن جلو چشمام بعد ی ساعت پلک نزد همینجور ک ب من نیگا میکرد دیگه...مث شیشه بخار گرفتع شد چشاش. حالش خییلی خوب بود نمیدونم چرا...هنوز تو شوکن من ب امام حسین. باااورم نمیشه کس و کارم رفته.فلج شدم از درون.دنیا آوار شد سرم.همه اون خاطرات میاد جلو چشام.مرگمو میخوام همش.کلی با خدا حرف زدم ولی میخوامش بچمووو.فقط اونو نه کسی دیگرو.وقتا که سرم تو گوشیم بود باز اون میومد پیشم بغلم میکرد، میومد گوشیو میگرف مینداخت میگف ب من توجه کن مامانی. اونقدد عجیی بود کاراش وقتا کع منم سرم تو کار خودم بود مدام میومد پیشم دورم لباسمو میکشید،یا لییس میزد،دستاشو میذاش رو شونه هام. یکی اینور اونور خییلی معصوم بود و خووشگل.ببش از همه اون مهربونیش دیوونم داره میکنه.حتی اگ میذاشتمش پایین لج میکرد!از شدت عشقش دوباره ی نگاه عاشقانه میکرد بهم زل میزد دوباره میومد رو دلم میخوابید.خییلی محبت داشت. معجزه خدا بود کاراش.همدمم بود مونسم ناراحت بودم میومد سرشو میذاش رو دلم. ی وقتا میومد با دستش ناز میکرد لپمو.همیشه بوسم میکرد.حتی از خواب بیدارم.با دستای مهربونش.من دارم دق میارم از فکرو..چ کار کنم آخه من.لعنت ب دنیایی که فقط خوبارو،عالمی داشتم دنیام بود بچم.فرشته من رفته دیکه.فدای اون صورت هلوش بشم گرده گرد بود.چشای درشت مث عروسک.معصومیتش مث فررشته.رفت آسمون.جلو چشام.ب قرآن ی چیزی میگم میشنوید،خیلی سخته خیلی زیاد برای منی کع انقدد عاطفیم و برام جذاب و زیباست این چیزا نه مث بعضی ها که ذره ای....رامکال من خیلی خوب بود خیلی زیاد.دارم میمیرم از دل تنگیش.چند روزه که ندیدمش.یهو رفت.نمیدونم چراا.قلبمو کندن.هیششششکی نمیفهکه جز خودم.دنیام آوار شد بو غربت میده اتاقم.بو گند غربت.دخملم بود کسم بود.بابا.باهم حرف میزدیم فدای معصومیتت بشم مامان الهی بمیرم برات من ک تو بی مادر شدی رامکال فرشته من،فدا اون زل زدنات بچم من.یادتع داشتی میفتادی یهو گرفتمت؟اون لحظه انگا قلبمو تیکه تیکه کردن.یادته چقد باهم خوش بودیم مراقبت بودم. یکی هست بفهمه منو.بگههه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # مهسا 1396-01-30 02:01
حال منم بده دارم دیوونه میشم من خرگوشمو میخوام. داغونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ماهان 1396-01-30 22:58
منم همین طور هیچ کس درکم نکرد خرگوش من ...
یه خرگوش سفید چشم قرمز یاقوتی بود ...
جلووووی چشام عقاب تو بالکنمون اومد اونو بر داشت برددددد..... چرررااااا چرا چرا ....
صداش می کردم پشمک میومد ....
وای چرا خدایا این رسمش نیستتتتت...
کاش معجزه بشه دوباره برگرده....
یادت گرامی پشمک عزیزم .....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سمیرا 1396-03-29 02:32
با خوندن نوشتت خیلی دلم گرفت و گریه کردم ، عسلم فرشته مامانش یه ماهه که رفته .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مینا 1396-04-04 09:29
وااااااااااااای منم مثل تو.حالاچجوری فراموش کنیم به منم یادبده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # فرزام 1396-01-19 14:19
سلام من به همتون تسلیت میگم و امید وارم تا مشکلاتتون حل بشه شاید با یه حیون خونگی جدید بتونید تاجایی این وابستگی هارو درما کنید احساستونو درک میکنم چون خودمم یه سگ دارم و الان 8 ماهشه
فقط یه سوالی که دارم اینه سگم با من قهر کرده و اصلا بهم نگاه نمیکنه 3 روزه این مسله پیش اومده لطفا یکم راهنماییم کنید حال و روزم اصلا خوب نیست سگمم فقط با بابام بازی میکنه این وضعیت منو کلافه کرده
لطفا راهنماییم کنید چجوری دلشو بدست بیارم فقط بخاطر اینکه یکروز دعواش کردم نژاد سگمم شیتزو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سارا 1396-01-21 17:34
خرگوش نازم امروز صبح مرد،یه گربه سیاه بهش حمله کرد
دیشب تا صبح بالا سرش نشستم و گریه کردم
ازینکه میدیدم درد میکشه و هیچی نمیتونه بگه دوس داشتم بمیرم
انقد شیطون شده بود،همش میومد کنارم دنبالم میکرد
امکان نداشت من تو اتاق باشمو پیشم نیاد
تو خونه ازاد بودو هیچ جارو کثیف نکرد
دیشب با دردی که داشت تو جاش دستشویی نکرد بازم رفت کنار طرف دستشوییش
باورم نمیشه دیگه نیست ،عین بچم دوسش داشتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # طیبه 1396-01-23 10:27
سلام بچه ها یکماهی میشه که گربه خوشکلو مهربونمو به سختی ازدست دادم و تنها شدم اولش بیست روزی بود که گمش کردم تواون بیست روز یادم نیست که یه لحظه ازتلاش واسه پیدا کردنش دست کشیده بودم با چشم گریون تو خیابونا تا یه روز تو بدترین وضعیت عفونت برگشت من با چه حالی درجا بردمش دکتر اون ده روز که کنارم بودازش پرستاری میکردم بهترین روزای زندگیم بود اما نمیدونسنم به زودی غم از دست دادنش طوری به زمینم میزنه که خودم مریض میشم راهی بیمارستان ،چند روزی میشه که یه توده تو بدنم دیده شده و من الان دارم دارو میخورم ،غم از دست دادن بهترین دوستم پیشیه مظلومم داغونم کرده وقتی یادم میاد چطوری لحظه های اخر تقلا میکرد چطور باچشمایه باز زجر میکشید ناله میکردو منو نگاه میگرد چطور یهو دست وپازد و ازپیشم رفت یاد نفس اخرش قلب ضعیفش تنه رنجورش، من دیگه نفسی ندارم حالم خیلی بده چشام گریونه دلم هوای بویه تنشو کرده دارم میمیرم خدایا بچه ها دعا کنید برام تحملشو ندارم دارم تموم میشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محسن 1396-01-30 19:31
خدا بهت صبر بده طیبه جان
من امروز مطلبی تو نت خوندم که خودم آرومتر شدم
یه متخصص و پژوهشگری میگفت که حیوونا هم بعد از مردن روحشون زندس و در اون دنیا هستن و هر حیوونی که با انسان اخت پیدا کرده باشه در اون دنیا میاد پیش صاحبش و باهاش زندگی میکنه اینو بدونید که حیوونای عزیزتون الان تو بهشت هستن داره بهشون خوش میگذره و شماها هم بعد از 120 سال میرید پیششون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سعیده 1396-01-23 11:50
منم یه بلدرچین داشتم پیداش کرده بودم زخمی بود ده روزه مرده تو اتاقم براش جا درست کرده بودم میومدم تو اتاق میومد جلوم وایمیساد خوراکی بگیره.. شب عا میومد کنارم رو پتو جا درست میکرد میخوابید وقتی با موبایل بازی میکردم میپرد رو شونم میخوابید استراحت میکرد..تو دستم تخم میذاشت.. دلم براش تنگ شده اسمش زشتک بود تا میگفتم زشتک با هیجان میومد سمتم..گریه میکنم دلتنگی ام تمونی نداره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سروش 1396-01-29 04:34
امروز گربه بازيگوش و شيطون من كشته شد رفت زيره ماشين حالا نميدنم چجوري اين غمو فراموش كنم مامانم كه همش داره گريه ميكنه خيلي بهش وابسته بود): يادت گرامي توتوك جان❤️
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # طیبه 1396-01-31 14:06
من هرگز گربمو فراموش نمیکنم دیگه هیچ حس وحالی برام نمونده جیگرم خونه اینقد دلم واسش تنگ شده یعنی همش باخودم میگم ازخدامیخوام بعد مرگم دوباره ببینمش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سحر 1396-01-29 21:43
خیلی سخته ... مامانم هم خیلی ناراحته ... واقعا جاش خالیه که کنار شومینه لم بده و دلم براش غش بره ... فندقم کاش میشد دوباره ببینمت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهسا 1396-01-30 01:57
من خرگوشمو خیلی دوسش داشتم. همدمم بود. مجبورم کردن ببرم باغ وحش. هرشب کارم گریه شده. دلم براش تنگ شده. طاقت دوریشو ندارم. افسرده شدم. کاش میشد برگرده خدااااا.هیشکی درکم نمیکنه حالمو نمیفهمه مسخرم میکنن: (
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محسن 1396-01-30 19:25
من و خانمم ده روز پیش یه عروس خوشگل هلندی برا پدر و مادرم گرفتیم اما دیروز بر اثر بیماری مرد با اینکه مدت کمی پیشمون بود اما اینقد ناز و مهربون بود که وقتی مرد هممون گریه کردیم. من که دو روزه حالم دست خودم نیس
از همه چی بدتر اینه که نمیتونی پیش بقیه ناراحتیت رو نشون بدی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ماهان 1396-01-30 22:50
مطالب خوبی بود اما کمکی نکرد .......
من یه خرگوش ناز کوچولو داشتم که در بالکن خانه یمان نگهداریش می کردم....
هر روز بیرون می بردمش و با هم بازی می کردیم
اسمم داشت ...
وقتی صداش می کردم میومد پیبشم ...
تو خونه دشویی نمی کرد خخخخخ
اما......
امروز در بالکن خانه یه عقاب لامصب بی همه چیز آشغال ...... اومد اونو گرفت و برد ....
خدایا اون بد بخت که کاری نکرده بود آخه چراااااااا....
یادت گرامی خرگوش کوچولو ی سفیدم ....نههههههه آخه چرا امرووووز
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیر 1396-02-17 02:23
سلام یه سگها داشتم اسمش پوپی بود تمام زندگیم بود من با نامادریم زندگی میکنم نامادری یه روز اونو از عصبانیت از ترا پرت کرد پایین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سحر 1396-02-20 11:28
پسرم دیشب توی بغلم مرد. سگ کوچیکی که از لحظه تولدش همرام بود. دچار یه نقص مادرزادی بود و دیشب مرددددد. دارم دیوونه میشم. دارم دیوونه میشمممممم. بچه نازم . توی چشمام نگاه میکرد و رفت از پیشم. من باهاش مردم. نگاه معصومش موقع مردن هرگز و هرگز از یادم نمیره. پسر قشنگم خوشحالم از درد کشیدن راحت شدی ولی با رفتنت همه وجودم نابود شد. ووووااااااای از این درد. واااااای
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # طیبه 1396-02-23 11:12
کاش هیچکس زجرکشیدن ومردنه یه موجود زبون بسته رو نمیدید خیلی سخته منم باپیشیم مردم قلبم دردمیکنه اصلااروم نمیشم اصلا اشکم خشک نمیشه دلم خیلی واسش تنگ شده ،پیشیه مظلومم ازم راضی باش ببخش که واسه زنده موندنت نتونستم کاری کنم قدرتم واسه زنده نگه داشتنت کافی نبود خیلی واست زود بود منوببخش مامانی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مینا 1396-03-03 19:55
منم گربه نازم رو از دست دادم درواقع گمش کردم تقریبا24ساعته که نیس دیگه ناامیدم توروخوا دعا کنین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مرجان 1396-03-10 13:58
گربه من الان یک هفته است که از خونه رفته و برنگشته و من داغونم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نيكا 1396-03-11 19:36
بچو دختر عزيزم ٥ ورزش بود امد يك ماهگي رفت فقط بخاطر من بي عرضه ميومد زيرش خاك اره ريختم الان دارم ميميرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # طیبه 1396-03-11 21:49
مرجان ومینای عزیز من مطمئن هستم که گربه هاتون برمیگردن من همه این لحظه هارو تجربه کردم ولی گربه من دیگه هرگز برنمیگرده اون پروازکردواین دنیای بی رحم رفت رفت قلبم شکسته خیلی دلم واسش تنگ شده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سحر 1396-03-14 19:14
ًعسلم الان ١٤ روزه كه مرده .خيلي ناراتم عروس هلنديم خيلي مهربون بودهمه خانوادم ناراحتن خيلي ميفهميد بعضها ميگن فقط يه پرندس ولي نميدونن كه ارزش اون پرنده بيشتر از اوناست .نميتونن درك كنن .اميدوارم بتونم دوباره ببينمش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهتاب 1396-03-22 19:38
من يه سگ دارم شوهرم شرط گذاشته واسه ادامه ي زندگي بايد اون بره حالم بده شوهرمم قانع نميشه چيكار كنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نسرین 1396-03-24 22:44
من و همسرم هم 4 روزه کبوترمون رو از دس دادیم . فقط کبوتر نبود . عشق بود . فقط عشق و انرژی و خوبی ازش میگرفتیم . خیلی از وقتهایی که همسرم ماموریت کاری بود رو من با بودن اون تحمل کردم . باهاش حرف میزدم . عاشقش بود . هنوزم هستم . طفلکی مریض شد و از دست دادیمش . خیلی خیلی ناراحتم . خیلی .....دلتنگشم . کلی گریه کردیم .
ولی فایده ای نداره ....هی عکسها و فیلمهاش رو نگاه میکنم .خونه مون بدون اون سوت و کور و بیمزه س .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سایه 1396-03-27 02:19
امروز خوکچم مرد اصلا نمیتونم تحمل کنم :(
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # وااااااای 1396-04-04 09:41
بیچاره شدم من داغم تازه است.دوستان اگرمیدونیدچجوری بعدمرگ حیوونم ارومم کنید بهم بگیددوروزه خرگوشموازدست دادم.تاخودکشیمم پیش رفتم.موفق نشدم.حالاچیکارکنم؟کسی چیزی میدونه بگه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # وااااااای 1396-04-08 09:02
من تامرزخودکشی پیش رفتم.الان توله اون خرگوشمودارم بزرگمیکنم ولی هیچوقتنمیتونهجای اونوبگیره.رفتم دکتراعصاب وروان یهمشت داروداده بهم.چجوری میتونمبااین داغ بزرگ کناربیام؟بهترین دوستم.عشقم.همنفسم.همدمم.خرگوشموازدست دادم.الان دستام داره میلرزه.گریه میکنم واینارودارم مینویسم.دوستای مهربون که مثل خودمیدوحیوون خونگیتون رودوست داریداگرراهی بلدیدبگیدمن زیادسختم نباشه.چونمیدونم روح اون خرگوشمم دوست نداره ناراحتی منوببینه.قیدهمه چیوزدم.ازدواج .شغلم.همه چیو.یکهفته س توخونه کارم فقط شده عزاداری وگریه 5کیلولاغرشدم.ایشالابمیرم راحت شم ازاین درد.برم پیش خرگوشم که اوج آرامش بودواسم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # كيان 1396-04-04 10:41
خيلي حس بديه از دست دادن، 3 ماه پيش بچه خرگوشي به پسرم عيدي داده شد با سرنگ شير دادم بهش براش غذايهاي مخصوص ميگرفتم كلا عضوي از خانواده ما شده بود ولي چون بزرگ شده بود برديم تحويل پارك دارآباد داديم تا كنار همنوعانش باشه ولي از وقتي برديمش همش گريه ميكنم و بغض دارم.نوشته هاي شما را كه خوندم بازم خوشحالم كه مردنش را نديديم ولي كا وابستش شده بوديم. پسرم هي يادش ميكنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # دلشکسته 1396-04-07 05:38
من امروز گربه ۱۳ ساله ام را از دست دادم. سرطان داشت. دارم دیوونه میشم. مثل خواهر برام بود. خیلی به هم وابسته بودیم. خیلی از موقعیت‌های زندگی رو بخاطر اون از دست دادم. خیلی سخته خیلی دعا و نذر نیاز براش کردم. دچار بی اشتهایی و بیخوابی شدم. انگیزه ای ندارم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رضا 1396-04-08 02:44
خرگوش ما هم مرد . چند روز بیشتر نبود که اومده به به زندگی ما . اسهال شد و من هر کاری از دستم بر میومد براش کردم . پودر او آر اس اسهالشو بند آورد ولی فکر کنم همون هم باعث مرگش شد . شب وقتی خوابم برده بود صدای ضربه پاهاشو به قفس شنیدم بیدار شدم دیدم تشنج کرده و به پهلو افتاده . بعد از ۵ دقیقه توی دستام با درد شدید جون داد . تمام دنیا تو سرم خراب شد . ناراحتی عمیقی دارم و خودمو مقصر میدونم :(
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # وااااااای 1396-04-08 08:59
من تامرزخودکشی پیش رفتم.الان توله اون خرگوشمودارم بزرگمیکنم ولی هیچوقتنمیتونهجای اونوبگیره.رفتم دکتراعصاب وروان یهمشت داروداده بهم.چجوری میتونمبااین داغ بزرگ کناربیام؟بهترین دوستم.عشقم.همنفسم.همدمم.خرگوشموازدست دادم.الان دستام داره میلرزه.گریه میکنم واینارودارم مینویسم.دوستای مهربون که مثل خودمیدوحیوون خونگیتون رودوست داریداگرراهی بلدیدبگیدمن زیادسختم نباشه.چونمیدونم روح اون خرگوشمم دوست نداره ناراحتی منوببینه.قیدهمه چیوزدم.ازدواج شغلم.همه چیو.یکهفته س توخونه کارم فقط شده عزاداری وگریه 5کیلولاغرشدم.ایشالابمیرم راحت شم ازاین درد.برم پیش خرگوشم که اوج آرامش بودواسم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد غمگین 1396-04-08 20:40
سلام
من دو اردک داشتم که هر دوهمین امروز مردند. الان هم که دارم این پیام را مینویسم صفحه کلید کامپیوترم از اشک هام خیس شده . احساس خوبی ندارم . همه جای بدنم درد می کنه و نمی تونم غذا بخورم یا بخوابم . احساس خشم هم دارم . چند ساعتی هست که دارم گریه می کنم . باید چی کار کنم که اروم بشم ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سیتا 1396-04-09 20:12
سلام منم دو روزه مینامو که اسمش جانی بود از دسمچت دادم خیلی دوستش داشتم بعد پونزده سال یهو صب بلند شدم رو دستام جون داد اون لحظه نمیدونستم چیکار کنم بم خیره شدم جون داد عشقمو و جوری فراموش کنم همه میگن یکی دیگه بگیر آخه کی جایه اونو واسم میگیره دوست دارم عشقم مینایه من جان کوچولو اسمش بود اون عاشقم بود خیلی دوست داشت منم خیلی دوستش داشتم عزییییییییییزم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نیکا 1396-04-10 12:58
مامان ترو خدا برگرد هیچوقت ازار نمی دادی لحظه ای که گرفتمت خونه بهترین روز زندگیم بود لحظه ای که رفتی قلبمو با خودت بردی از گریه چشمام باز نمیشه ه در حال محبت بودی که رفتی یک ساله رفتی ولی خاطراتت نرفته میشه برگردی یک ماهه بودی که دنیا بردتت الان افسردگی گرفتم خرگوش کوچولوی نازم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # باران 1396-04-10 16:43
بچه هامن یه فکری کردم.ماهاکه حیوونامونوازجونمون بیشتردوست داریم بیایدیه گروه تشکیل بدیم اونجامیتونیم همفکری .همدردی کنیم.حداقل ماهاکه حرف همومیفهمیم شایدیکم آرومترشدیم.چون خیلیانمیفهمن وقتی داریم گریه میکنیم واسه عشقمون.حیوون خونگیمون که واسه خودمن همه زندگیم بود.مسخرمون میکنن چون حالیشون نیست که چقدروابسته ایم به این حیوونای خونگیمون.یاتواین گروه میتونیم وقتی حیوونامون مریض میشن ازهم کمک بگیریم ازتجربیاتمون واونهارودرمان کنیم شایدتوجمعمون دامپزشکم پیدابشه یاخودمون دعوتشون کنیم بیان که واقعاباسوادباشن نه اینکه بابیسوادیشون اوناروبه کشتن بدن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-10 16:59
دوستان این آیدی منه اگردوست داشتیدبیایدتاباهم این گروه روتشکیل بدیم زودتربه دادحیوونای نازودوستداشتنیمون برسیم.Baranebahary60@
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-10 17:03
https://t.me/Baranebahary60
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-10 17:06
یااینکه ازمدیرسایت خواهش میکنم البته این یه پیشنهاده.اگرمیشه خودتون یه گروه تشکیل بدیدهمه روادکنیدچون اینجادوستداران واقعی حیوانات حضوردارن.آیدی منم ادکنید یااگردوستان آیدی منودیدن پیغام بزارن تامن ادشون کنم.متشکرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-10 17:16
میدونیدچرابه فکرتشکیل گروه افتادم ؟ چون باازدست دادن خرگوشم دنیای من تموم شدداشتم تونت میگشتم ببینم ایاکسایی بودن یاهستندکه مشکل منوداشته باشن چون من هنوزم دارم ازعذاب وجدان رنج میکشم.فکرمیکنم درحق خرگوشم کم گذاشتم باوجودیکه تاآخرین نفس دکتربالاسرش بودواکسیژن بهش وصل بودولی خدااونوازم گرفت.خاستم افرادی روپیداکنم شایدراهنماییم کنن یامشکل مشابه منوداشته باشن تاحداقل یکم اروم شم یاازخودکشی نجات پیداکنم یاراه حل بدیم که دیگه این مصیبتهارادیگران تجربه نکنن واسه این اومدم تواین سایت ولی دیدم اینجاهم همه مثل خودم فقط مشکلشون رومیگن ومیرن کسی راه حل نمیده خاستم گروه تشکیل بدیم یامدیرخودشون زحمتشوبکشن وباهم همفکری کنیم وراه حل بدیم واسه این موجودات دوستداشتنیمون که دوباره خدای نکرده این تجربه وحشتناک روتکرارنکنیم.متشکرم.وموفق باشید.منتظرپاسختون هستم یاتوی تلگرام واسم پیغام بزاریدممنون میشم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-10 17:24
دوستای مهربونم منتظرتونم بیصبرانه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-11 07:59
salamمن آیدی دادم که گروه تشکیل بدیم چراکامنتاموحذف کردیدجناب مدیر؟مگه پیشنهادبدی دادم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # باران 1396-04-11 08:05
من گفتم گروهی باشه که بتونیم همفکری کنیم بالاخره همه ماحیوونای نازودوستداشتنی داریم وتجربه. شایدیکیشون مریض شده باشه ازتجربه دیگه که قبلا این مریضیوداشته استفاده کنیم چراکامنتموحذف کردید؟واه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # طیبه 1396-04-13 22:44
من با ازدست دادن گربه ۷سالم دنیا برام تموم شد اگه کامنت های قبلیمو بخونید میفهمیدگوشه ای ازدرد منو الان حدود ۳ماه گذشته ومن داقون شدم دلم براش پر میکشه دلم واقعا مرگ میخوادولی گاهی میگم که پیشیه من قطعا توبهشته ولی جایه من کجاست وقتی فکر میکنم که شاید بعد مرگم هم نتونم پیشش باشم قلبم درد میگیره هسچی نمیتونه ارومتون کنه بچه ها فقط گذشت زمان باعث میشه که رفتنشونو باورکنید وهمیشه جای خالیشون هست وباهیچی پرنمیشه من حتی جرات ندارم سر خاک پیشیم برم پیشیه زجرکشیده من زیر خاک خوابیده همیشه ساعت ۱۰ صبح بهش غذا میدادم ولی حالا دیگه رفت پیشی دلم واست خیلی تنگ شده ۳ماهه ندیدمت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # خاطره 1396-04-16 04:48
سلام،من ۴ روزه سگ مهربونم رو از دست دادم،سزار مهربون من سکته کرد،سزار من تازه ۱۳ سالش شده بود.دارم دیونه میشم،از ۱ ماهگی نگهش داشتیم،عضوی از خانواده ما شده بود.حالا با نبودنش چیکار کنم.دارم میمیرم.غذا نمیتونم بخورم چون یاد پسرم میوفتم،کاش بودی سزار مهربونم،دلمون برات تنگ شده پسری،خونه بدون سزار سوت و کوره.کاش بدونی چقدر دوستت داریم پسری.خواب و خوراک نداریم،سزار رو خاک کردیم بالا سرش گل کاشتیم،اونوقت یه عده مردم از خدا بی خبر اومدن به باغبون شهرداری میگن اینجا انگار بچه خاک کردن.چرا حال ما رو درک نمیکنید،بخدا ۱۳ سال با یکی زندگی کنی عضوی از خانوادت میشه،اونم سگ که اینقدر با وفاس،خدا فقط خودش صبر بده،سزار جان من،پسر مهربون من،دلمون برات تنگ شده،نفس من،نفسم رفت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-17 08:45
تشکرمدیرمحترم.من فکرکردم پستهاموحذف کردید.خب دوستان منتظرتونم توگروهی که تازه تشکیل دادیم واسه عشقهای ازدست رفتمون.حیوونای نازودوستداشتنیمون که دیگه نیستن.واسه بهترین دوست وهمدممون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-17 11:27
بچه ها.دوستدای داغدارم.یه خبرخوب:من یه جاخوندم تواون دنیاحیوونامون میان پیشمون.هرکسی حیوون خونگیش میادپیشش.خیلی خوشحال شدم.ولی ازیه طرفم ترسیدم.اگرجهنمی باشیم ما چیکارکنیم؟چون حیوونامون مستقیم میرن بهشت ولی ماجهنمی هستیم اوناکه نبایدبه پای مابسوزن.پس کارای خوب انجام بدیم تابهشتی بشیم حداقل واسه اینکه دوباره باهم باشیم.من که تاحالاسعیکردم گناه نکنم ازحالابه بعدم اصلاگناه نخواهم کردفقط بخاطرکوچولوی نازودوستداشتنیم که حاضرم تمام دنیاموبدم واون زنده بشه .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Azi 1396-04-18 12:24
خرگوش خوشگل و پشمالوی من دیروز مرد،سه سال بود داشتمش،بزرگش کردمه بودم،شب وقتی خواب بودیم رفته بوده لبه بالکن،بعدم افتاده،صبح رفتم بهش سر بزنم دیدم نیس،اصلا فک نمیکردم طوریش شده باشه رفتم پیش همسایه پایینی پرسیدم خرگوش ما تو حیاط شماس،گفت آره مرده بود دادم سرایدار برداشتش انداختش تو زباله ها،شوکه شدم دنیا رو سرم خراب شد،رفتم پیداش کردم اوردمش تمییزش کردم،شونه اش زدم به موهاش گیره زدم،چشاش باز بود انگار منو نگاه میکرد،تو ملافه پیچیدمش عصر بردیمش تو یه باغ تو یه جلی قشنگ با خوراکیای که دوس داشت دفنش کردیم،براش شمع روشن کردیم،روقبرش جعفری که دوس داشت گذاشتم،واااای خیلی سخته ،خیلی سخته،نمیتونم دوریشو ،جای خالیشو،تحمل کنم،هروقت یادبازیگوشیاش ،قهر و آشتیاش میفتم داغون میشم،خیلی سخته
خوشبختانه کسایی که دور برم هستن غم از دست دادن یه موجودی که خیلی دوسش داری رو درک میکنن و باهام همدردی میکنن.
ولی خیلی سخته بازم،جای خالی و خاطراتش بدجوری اذیتم میکنه،همش عذاب وجدان و احساس تقصیر دارم که باید یه جوری جلوی این اتفاق و میگرفتم. کاش یه راهی بودتا آروم شم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-21 10:55
من دیگه نمیام تواین سایت چراکامنتاموحذف میکنی مدیرمحترم؟مشکل داری؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-21 10:57
چرااون کامنتای مهموحذف کردید؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # باران 1396-04-26 07:54
]چه میرسایت بیخودی؟من که میرم دیگم کامنت نمیزارم فکرکردم ادمای مهربون اینجاهستن اومدم اینجا.پس چراکامنتاموحذف کردید.دیگم تواین سایت نمیام.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # هوشگ 1396-04-30 01:37
سلام گربه من از وقتی که ۷ روزش بود بزرگش کردم از سال ۹۲ این گربه رو داشتم اونقدر با عشق و با محبت بود حد نداشت یهو در عرضیک روز در تاریخ ۲۳.۴.۹۶ از پیش من پر کشید خیلی دلم گرفته و دلم براش تنگ شده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد محسن 1396-04-31 15:27
سلام. امروز بیشتر از هر روز دیگه ای نبودش رو حس میکنم... یه پرنده ی زیبا و باهوش(بلبل خرما) . دلم خیلی براش تنگ شده...خیلی............دلگرم عهدی ام که با هاش بستم و قرار گذاشتیم اون دنیا بیاد بدرقم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بردیا 1396-04-31 17:57
دوستان عزیزم خدا به همتون صبر بده میدونم دردتون چیه منم عروس هلندیم بلفی رو از دست دادم خیلی بازیگوش و شیرین بود ولی من خودمو با روش هایی اروم کردم :

وقتی به یادشون میفتید سعی کنید خاطراتشونو مرور نکنید چون اینطوری یادشون میفتید بهتره فراموششون کنید دنیا تموم نشده که .شاید به این حرف من بخندید و بگید چرا تموم شده دیگه کاری نمیشه کرد ولی به خدا فقط شماها نیستید افراد زیادی حیووناشونو از دست دادن اونا مگه کنار نیومدن؟!شما ها دور از جونتون پدر مادرتون رو از دست بدید میخواید چی کنید؟!به خدا فامیل داریم بچه های ۱۲ و ۳ سالش هر دو تو یک روز جون دادن دو تا دختر فکرش رو کنید اخه چطور میشه باهاش کنار اومد؟!اما الان اونا یه بچه ی چهارساله دارن و دارن به زندگیشون ادامه میدن اگه اونا تونستن غم از دست دادن بچه هاشونو ک تمام روز رو با اونا سروکله میزدن فراموش کنن پس شما هم میتونید میدونم سخته کم سخت نیست خیلی سخته ولی خب رسم دنیا همینه یه روز میاید یه روز میرید فراموش میکنید اگه خدا قابلیتی برای ما نذاشته بود که فراموش کنیم که دیگه همه ی افراد دنیا از فرط از دست دادن عزیزاشون باید الان دیوونه میبودن ک!! نگران نباشید عزیزان شماها همتون باهاش کنار میاید برای اونایی که ده ها سال حیووناتشونو از دست دادن چندین ماه و برای افرادی که ۳.۴ سال داشتن ۲.۳ هفته طول میکشه اما بستگی ب اراده خودتون داره همه ی شما ها بایستی یه روزی ازدواج کنید و خانوادتون رو هنگام سختی و عذاب اروم کنید پس سعی کنید کنار بیاید با این موضوع مرگ حیوونات خونگی تو این دنیا یه درسیه برای همه ما برای تحمل مشکلات بزرگ تر این هنه ادما تو دنیا پدر مادرشونو از دست میدن بعد یکی دو هفته با این موضوع کنار میان و میتونن زندگیشونو کنن پس شما ها هم میتونید من که این مطالبو نوشتم خودم شهریوریم و همه میدونن خصوصیات شهریوریا بیش از حد احساسی بودنشونه هگه من میتونم شما ها هم میتونید جای تمام حیوونات دنیا توی بهشته شما ها هم اگه صلاح حیووناتون رو میخواید پس بدونید اونا الان تو بهشتن و بهتر از هر زمانی داره بهشون خوش میگذره شاید دوریشون سخت باشه ولی خب باید زندگی کرد باید بقا داشت باید ادامه بدیم باید محکم و قوی باشیم ادمای دیگه رو ولشون کنید که درک نمیکنن اونا از حیوونا و علاقه بهشون هچی نمیفهمن امیدوارم با حرفای من اروم شده باشید اگه میخواید اروم شید و غم این حیوونا رو از دست بدید بیاید به این ایدی تو تلگرام @ hossein_htz
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # parmida 1396-05-22 23:17
سلام و عرض تسلیت به دوستان.
منم یک سگ داشتم ولی با این تفاوت که اون نمرد اون رو به اجبار فروختم خیلی ناراحتم فقط امیدوارم اون فرشته من هر جا که هست خوب باشه بدیل یک سری مشکلات من نمیتونم بهش سر بزنم اون یک شهر دیگه هست من هم ماشین ندارم.هیچی جز غصه و خاطراتش و عکساش برام نمونده خیلی ناراحتم.خدا جونم خودت مراقب بچم باش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پدرام 1396-05-24 00:44
2تا سگام مردن امروز .بیش تر از همه از خودم ناراحتم چون دیروز بخاطره اینکه غذا نمیخوردن تنبیه اشون کردم .فک کردم مثل همیشه داره کلاس میزاره و میخواد غذای مورد علاقشونو بیارم اما نگو مریض شده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهار 1396-05-24 08:03
خذگوش چشم ابیه من مرد و من رو تنها گذاشت. ش یال دوست من بود. سنگ صبورم بود. وقتی کمرم درد گرفته بود غذا نخورد و اومدم بالا سرش بدن بیجونشو دیدم. خیلی ناراحتم که موقع مردنش پیشش نبودم. کاش کمرم خشک نشده بود و میفمیدم بچه ام حالش خوب نیست. کاش منم زودتر برم پیشش. با این حجم از غصه توو دلم نمیدونم چی کار کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

نوزادی که با دندان به دنیا آمد

جانا جونز ۳۱ ساله و لی ۳۲ ساله بعد از بدنیا آمدن فرزندشان با دیدن دو دندان کامل در دهان نوزادشان کاملا شوکه شدند.

کودکان بهانه گیر

بسیاری از والدین از بهانه گیری های کودکان خود خسته می شوند و با آن ها برخورد های شدیدی می کنند. در این مقاله می خواهیم علل این بهانه گیری ها و راهکار های مواجه شدن با ان را با شما در میان بگذاریم. بهانه گیری معمولا زمانی اتفاق می افتد که کودک با ناکامی در کاری روبرو می شود یا توانایی در ابراز احساسات خود ندارد. روانشناسان اعتقاد دارند کودکان در 2سالگی بیشتر از هر زمان دیگری بهانه گیر می شوند. معمولا ناکامی در کودکان زمانی اتفاق می افتد که دیگران حرف آن ها نمی فهمند یا  در مورد کاری بیشتر از حد توانشان تقلا می کنند.از دیگر مسائلی که باعث بهانه گیری کودکان می شود وجود تعارض در اوست. مثلا یک روز که غذایی را نمی خورد برایش با مهربانی غذای دیگری مهیا می کنید اما در روز دیگر که از خوردن غذا امتناع می کند با او برخورد می کنید. این تعارض باعث ناکامی در کودک می شود. مهمترین نکته در لجبازی و بهانه گیری کودکان، واقف بودن به این مسئله است که این رفتار کاملا زود گذر است. هنگامی که با بهانه گیری های کودک خود مواجه می شوید راهکار های زیر را مد نظر بگیرید. به کودکان اطمینان بدهید که به حرف هایشان گوش می دهید. فکر کودک خود را به چیز دیگری منحرف کنید. با زیر نظر گرفتن کودک دریابید که در چه موقعیت و زمان و مکانی بیشتر بهانه گیری می کند. با شناسایی این موقعیت ها و سعی در رفع آن ها به کودک خود کمک کنید. ممکن است این لجبازی به خاطر خستگی یا تشنگی یا بیماری باشد. به این مسائل دقت کنید. و اما در پایان یک توصیه دیگر هم برای والدینی که یچه های بهانه گیر دارند داریم. به عنوان پدر و مادری که فرزند خود را دوست دارد بعضی از مواقع لجبازی ها و بهانه گیری های او را بپذیرید و سعی در کنترل بیش از حد آن نداشته باشید. نادیده گرفتن در این زمان بهترین راهکار است.
والدین عصبانی، کودکان خشمگین دوقلوهای مستقل خطر سقط جنین با توجه به کمبود ویتامین E بوی ماه مدرسه نهادینه کردن کتابخوانی در کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

چشم تو چه رنگیه؟

بسیاری از ما که چشم های تیره داریم در دوران بچگی آرزو داشتیم که چشم هایمان رنگی باشد. دلیل رنگی شدن چشم چیزی است که می خواهیم راجع به آن صحبت کنیم.

لحظه های خوش را جاودانه کنیم

امروزه دوربینهای دیجیتال تقریبا در هر خانه ای پیدا میشوند. دوربین های دیجیتال چند صباحی است که جای دوربینهای قدیمی را در زندگی روزمره گرفته اند با این وجود اطلاعات عموم درباره کارایی این دوربینها و امکانات آن آنچنان زیاد نیست. در این مقاله چند نکته را که  میتواند بشما در خرید و استفاده از دوربین های دیجیتال کمک نماید با هم بررسی می نماییم. -          مهم ترین چیزی که در دوربین های دیجیتال باید به آن توجه داشت دقت بالای آن است. هر چه دقت دوربین دیجیتال بیشتر باشد کیفیت عکس گرفته شده آن هم بالاتر خواهد بود. -          دوربین هایی که دارای لنز نوری باشند از کیفیت بالایی برخوردار خواهند بود. -          هر چه اندازه مگا پیکسل دوربین بالاتر باشد کیفیت کیفیت عکسهای گرفته شده بیشتر خواهد بود. -          دوربین های ارزان قیمت اغلب فاقد لنز نوری هستند و کیفیت عکیهایی که با لنز نوری گرفته میشود را ندارند. -          ظرفیت کارت حافظه همراه یک دوربین دیجیتال خیلی اهمیت ندارد، میتوان متناسب با نیاز خود از کارتهای حافظه با ظرفیت بالا استفاده نمود. -          برای گرفتن تصاویر از فاصله نزدیک یا در مواردی که امکان تنظیم خودکار وجود ندارد استفاده از پتانسیل های ارائه شده بمنظور تنظیم دستی دوربین کمک مناسبی برای گرفتن تصویرهای شفاف است. در برخی از دوربینهای دیجیتال امکان استفاده از تنظیم دستی وجود ندارد. -          بسیاری از دوربینهای دیجیتان توانیی فیلمبرداری با همان کیفیت عکاسی هستند. -          در زمان انتخاب دوربین دیجیتال لازم است به امکانات ارائه شده بمنظور تنظیم دقت، حالت و سایر موارد دیگر توجه شود. -          وجود امکانات مناسب در خصوص مشاهده سریع تصاویر گرفته شده نیز از مزایای یک دوربین دیجیتال خوب  بشمار میرود. -          وجود دکمه های زیار روی دوربین علاوه بر اتلاف زمان، تنظیم و دسترسی به تصاویر گرفته شده را مشکل میسازد. -          دوربینهایی که دارای دیافراگمی جهت تنظیم میزان ورود نور هستند به مراتب مطلوب تر خواهند بود. -          برخی از دوربین های دیجیتال دارای نمایشگر LCD هستند. با استفاده از این نمایشگر میتوان تصاویر گرفته شده را بی درنگ مورد بازبینی قرار داد. -          در دوربینهای دیجیتال از یک یا چند نوع باتری استفاده میشود دقت کنید که باتری دوربین از دوام بالایی برخوردار باشد.
از لادیزنگار: خواص سنگ ها آیا زنان زیبا به خودی خود خوب هم هستند به همت یک زن ایرانی سگ‌کشی در تبریز متوقف شد نظر وزیر ارشاد در مورد فیلتر شبکه های اجتماعی داستان خانواده اردلان

مطالب تصادفی

حرفه من

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.
دختران آتش قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی برای مصاحبه شغلی آماده باشید ... یه مَرده، یه مرد حرفه من: مربی آموزش رانندگی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

برترین نژاد های سگ

سگ ها پستاندارانی هستند که از زمان اهلی سازی گرگ ها یعنی 15 هزار سال پیش یا حتی از زمانی که شواهد ژنتیکی فسیل ها و تست های دی ان ای مشخص شده، یعنی 100 هزار سال پیش، وجود د

خوشبخت‌ترین انسان‌های جهان در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند

همه ده کشور دنیا که در آنها خوشبخت‌ترین مردم جهان زندگی می‌کنند در آمریکای لاتین قرار دارند. موسسه نظرسنجی "گالوپ" نظرسنجی امسال خود را درباره کشورهای خوشبخت جهان در واشینگتن منتشر کرد.  روز ۲۰ مارس (۲۹ اسفند) از سوی سازمان ملل متحد "روز جهانی خوشبختی" نام‌گذاری شده است. موسسه نظرسنجی "گالوپ" در تحقیقی نظر شهروندان ۱۴۳ کشور جهان را در ارتباط با تجربیات مثبت آنها و درجه خوشبختی‌شان جویا شده است. از هر کشور یک هزار نفر به سوالات مسئولان این موسسه تحقیقاتی پاسخ داده‌اند. این موسسه نظرسنجی همه‌ساله نتیجه تحقیقات‌اش را در این باره منتشر می‌کند. آخرین نتیجه تحقیقات گالوپ روز پنج‌شنبه (۲۸ اسفند / ۱۹ مارس) به وقت محلی در واشینگتن منتشر شد. سوال‌های این موسسه گوناگون‌اند و به این موضوع می‌پردازند که آیا افراد در روز قبل از نظرخواهی احساس آرامش و شادی کرده‌اند؟ آیا آنها کاری جالب انجام داده‌اند؟ آیا خندیده‌اند و مورد احترام دیگران قرار گرفته‌اند یا نه.خوشبخت‌ترین ده کشور دنیا در آمریکای جنوبی قرار دارندهر ۱۰ کشور دنیا که در آنها خوشبخت‌ترین مردم جهان زندگی می‌کنند در آمریکای لاتین قرار دارند. برمبنای نتایج این تحقیق پاراگوئه از مجموع ۱۰۰ امتیاز موجود برای درجه خوشبختی، ۸۹ امیتاز به دست آورده و در این رابطه بالاترین مقام را به خود اختصاص داده است. پس از پاراگوئه کشورهای کلمبیا، گواتمالا و هندوراس قرار دارند که آنها نیز همه در آمریکای جنوبی ومرکزی واقع شده‌اند.موسسه نظرسنجی "گالوپ" بر این نظر است که رفاه مادی لزوما معیاری برای خوشبخت بودن نیست و تنها در کنار فاکتورهای دیگر می‌تواند بر خوشبخت بودن انسان‌ها موثر باشد. به طور نمونه کشور گواتمالا یکی از فقیرترین کشورهای جهان است، اما همین کشور سال‌هاست که در بالای جدول کشورهای خوشبخت جهان قرار دارد. آمریکای شمالی ۷۹ امتیاز در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده است. در این کشور افراد با درآمد سالانه تا ۷۵ هزار دلار احساس خوشبختی در زندگی روزمره‌شان دارند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که درآمدی بیشتر از این مبلغ تاثیر قاطعی بر درجه خوشبختی ندارد.کشورهای اروپاییسوئیس ۸۰ امتیاز در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده است و لوکزامبورگ و آلمان و اتریش به ترتیب ۷۸، ۷۷ و ۷۵ امتیاز کسب کرده‌اند. کشورهای یادشده را می‌توان کشورهای ثروتمند اروپا دانست.مقام کشورهای ثروتمند اروپا در حالی است که کشورهایی با بنیه مالی ضعیف‌تر در همین قاره پس از این کشورها قرار گرفته‌اند؛ مثلا پرتغال ۷۲ امتیاز، ایتالیا ۷۰ امتیاز و یونان ۶۷ امتیاز را در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده‌اند.مردم خاورمیانه و شمال آفریقا از خوشبختی دورند مردم کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا کمتر از مردم بقیه کشورهای جهان روز قبل از نظرسنجی احساسی مثبت داشته‌اند. این کشورها ۵۹ امتیاز گرفته‌اند. باید خاطر نشان کرد که از ۵ کشوری که بدترین تجربه‌ها را در رابطه با خوشبختی داشته‌اند، ۴ کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا قرار دارند.در ته جدول کشورهای خوشبخت جهان اوکراین، صربستان و ترکیه با ۵۶، ۵۴ و ۵۴ امتیاز قرار دارند. در این کشورها احساس خوشبختی در شهروندان بسیار کم ارزیابی شده است.
روابط جنسی؛ غریزه و فرهنگ چند نکته مهم درباره شوهرمان مهارت صحبت کردن را فرا بگیریم تهدیدگر رابطه خالکوبی؛ مد یا سنت؟

آداب و رسوم

ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک

یک روز در ماه اردیبهشت هر سال برای همه زنان روستای آب اسک شمال کشور روز خاص و جالبی است چون هیچ مردی در آن روز مجاز به ماندن در روستا نیست و این زنان هستند که رئیس و فرمانروایند و همه امور روستا به رای آنها می چرخد.

جشن رنگی هندوها

جشن هولی هندوها یکی‌ از بزرگترین جشنهای این سرزمین ۷ رنگ است که در ایالت اوتار پردش با رونق بیشتری برگزار میگردد. در این جشن موبدان هندو پس از مراسم مذهبی‌ به روی پیروان این مذهب که در جلوی معابد جمع شودند پودر‌های رنگی‌ می‌‌پاشند و سپس مردم پودر‌های رنگی‌ به سر و صورت یکدیگر پرتاب می‌نمایند. این جشن شاد و رنگی‌ که چندین روز به طول ممینجمد با هدف آرزوی زندگی‌ شاد و آمرزش روح مردگان هر خانواده صورت می‌پذیرد. با همدیگر گزارش تصویری زیبایی‌ از این  جشن را با هم نگاه می‌کنیم.  
روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ... غذاهای شب یلدا ازدواج به سبك هندی آداب و رسوم شب سال تحویل تصویرهایی از «کریسمس»

سفر و تفریح

ده کلانشھر گران آفریقا

گرانترین کلانشھرھای آفریقا کدامند؟ موسسه مرسر (Mercer) ھمهساله با بررسی٢٠٠ شھر جھان فھرست گرانترین شھرھا را در ارتباط با فاکتورھایی چون کرایه خانه،وسایل غذایی و تفریح منتشر می کند. فاصله ثروتمندان و فقرا در آفریقا افزایش می یابد.قیمتھای پایتخت آنگولا برای میلیونھا شھروند این کشور که در مناطق فقیرنشین کشور زندگی می کنند تصورناپذیر است. در این مناطق نه اثری از برق ھست، نه آب لوله کشی شده. صادرات نفت این کشور تاثیری بر زندگی مردم فقیر آنگولا نگذاشته است. تفاوت زندگی میان فقرا و ثروتمندان بیشتر وبیشتر می شود؛ مشکلی که بیشتر کلانشھرھای آفریقا با آن دست به گریباناند. شماره ١٠:  آبوجا آبوجا  پایتخت نیجریه،  به ١٠ شھر گرانقیمت آفریقا تعلق دارد. می گویند وقتی نلسون ماندلا، رئیس جمھوری پیشین آفریقای جنوبی و قھرمان فقید مبارزه با آپارتاید، از این شھر بازدید کرد گفت: چرا به اروپا برویم؟ این شھر ھمه تسھیلات اروپا را دارد. شماره ٩: کوناکری موسسه مرسر (Mercer) ھمه ساله ھزینه ٢٠٠ کالا و خدمات شھری را در ٢٠٠ شھر جھان با ھم مقایسه می کند. مقایسه ھا از جمله در ارتباط ھستند با کرایه خانه، وسایل خانه، کالاھای در ارتباط با خوراک و پوشاک، ھزینه وسایل نقلیه و ھزینه تفریحات شھری. کوناکری، پایتخت دومیلیونی گینه در کرانه اقیانوس اطلس قرار دارد. قیمتھا در کوناکری سرسامآور ھستند. این شھر در فھرست موسسه مرسر رتبه نھم را به خود اختصاص داده است. شماره ٨:  باماکو باماکو پایتخت کشور مالی، در جنوب غرب این کشور و در کنار رود نیجر قرار دارد. این شھر در فھرست موسسه مرسر رتبه ھشتم گرانترین شھر آفریقا را به دست آورده است. حدود دومیلیون نفر در باماکو زندگی می کنند. در این شھر به خاطر بحرانھای متعدد سازمانھای امدادگر فراوانی مستقر ھستند. اعضای این سازمانھا بسیاری از خانه ھای این شھر را که استاندارد جھانی دارند، با قیمتھایی سرسام آور اجاره می کنند. شماره ٧: برازاویل برازاویل  پایتخت کشورجمھوری کنگو ھفتمین شھر گرانقیمت آفریقاست. این شھر در کنار رود کنگو قرار گرفته و بزرگترین شھر این کشور است. ھنوز در این شھر آثار و بقایای جنگ داخلی سالھای ١٩٩٧ تا ١٩٩٩ دیده می شوند. قیمت یک شیشه کوکاکولا در برازاویل چھار برابر قیمت آن در دبی است. شماره ۶: لاگوس لاگوس بزرگترین شھر نیجریه و پایتخت پیشین این کشور بوده است. جمعیت این کلانشھر بین ١٠ تا ١۵٫۵ میلیون نفر برآورد می شود. لاگوس که مرکز اقتصادی و تجاری نیجریه به حساب می آید، شھروندان فقیر و غنی این کشور را به سوی خود می کشاند. ترافیک فشرده و قیمتھایی گرانتر از آلمان، لاگوس را در فھرست موسسه مرسر به ششمین شھر گران آفریقا تبدیل کرده است. شماره ۵: کینشازا کینشازا پایتخت جمھوری دمکراتیک کنگو، با جمعیتی بیش از ٩ میلیون نفر، پس از لاگوس دومین شھر پرجمعیت آفریقاست. این شھر را موسسه مرسر در رده پنجم شھرھای گرانقیمت آفریقا قرار داده است. فیلیپ زاندنر، خبرنگار دویچه وله که یک سال در کینشازا زندگی کرده می گوید: «در کشوری که ھنوز بقایای جنگ داخلی در آن محسوس است، خارجیھا برای تامین امنیت پول زیادی می پردازند. شماره ۴: لیبرویل شھر بندری لیبرویل در نزدیکی خلیج گینه، پایتخت گابن است. لیبرویل چھارمین شھر گران قیمت آفریقا ارزیابی شده است. این شھر حدود نیم میلیون جمعیت دارد. گابن به خاطر منابع عظیم زیرزمینی خود مورد توجه وسیع جھانی است و تا کنون کمکھای عمرانی فراوانی دریافت کرده است. ھمین کمکھا سبب رونق فراوان پایتخت شده است. ساحل ٩٠٠ کیلومتری لیبرویل با کلوبھای شبانه اش با توجه شدید گردشگران آفریقایی روبرو است. شماره ٣: ویکتوریا ویکتوریا پایتخت و بزرگترین شھر کشور جزیرهای سیشل در جنوب شرق آفریقا در اقیانوس ھند است. ویکتوریا آبوھوای دریایی استوایی دلپذیری دارد و گردشگران زیادی از آن دیدن می کنند. ویکتوریا به عنوان مرکز قدرت دولت استعمارگر بریتانیا در منطقه بنا شد. ویکتوریا را بھشتی بر روی زمین می نامند و بعضی گردشگران برای سکونت یک شب در ھتلی در کنار ساحل پنج ھزار دلار می پردازند. شماره ٢: انجامنا انجامنا یا نجامنا پایتخت و بزرگترین شھر چاد در کنار رود شاری در مرز کامرون قرار گرفته است. این دومین شھر گران آفریقا در یکی از فقیرترین کشورھای جھان قرار دارد. در این شھر نه قطارھای شھری وجود دارد، نه خیابانھای وسیع اسفالته. قیمت کالا از دستمال توالت گرفته تا وسایل یدکی خودرو به شدت گرانند. شماره ١: لواندا لواندا  پایتخت آنگولا نه فقط گرانترین شھر آفریقا، که سراسر جھان است. آنگولا اکنون بزرگترین تولید کننده نفت در سراسر آفریقاست. پس از پایان جنگ داخلی آنگولا کارکنان کنسرنھای بزرگ دنیا در این شھر مستقر شده اند. قیمت خانه ھایی که استاندارد غرب را داشته باشند به شدت گران ھستند. کرایه خانه ھای ماھانه ١٠ تا ٣۵ ھزار یورویی رقمھایی عادی ھستند.  

ایران زیبای ما (قسمت دوم)

در مطلب قبلی درباره زیبایی های کمتر شناخته شده ایران چهار نقطه دیدنی و مناسب برای تعطیلات عید را بررسی کردیم در ادامه همان مطلب چهار نقطه دیگر از ایران زیبای ما را با هم مرور می نماییم. چشمه علی شهر ری - استان تهران چشمه‌علی یک از نقاط باستانی، دیدنی و تفریحی شهر ری به شمار می‌رود که در جنوب تهران  و شمال شهر ری، منطقه بیست شهری تهران قرار دارد. این چشمه در همسایگی ابن بابویه برج طغرل ،دژ رشکان و در زیر باروی ری واقع شده است. چشمه‌علی از میان صخره‌اى بزرگ خارج شده و به سوى جنوب و سپس جنوب شرق جاری است. نام باستانی این چشمه سورینى بوده است كه احتمالا منسوب به دودمانی بزرگ در دوره اشکانیان و ساسانیان است. بعدها به نام امام اول شیعیان حضرت علی به چشمه على معروف شد. قدمت چشمه علی به حدود ۸۰۰۰ سال پیش بر می‌گردد، زمانی که نخستین اجتماع در کنار چشمه‌ای دایمی واقع بربالای تپه‌ای گرد آمدند. در گذشته فرش فروش‌ها و مردم تهران قالیچه های خود را با این عقیده که در آب این چشمه خاصیتی است که فرش را خوب تمیز و رنگ روشن‌تر و پر جلاتر می‌سازد، در آب چشمه علی می‌شستند. نخستین نشانه‌های تمدن در چشمه علی، که شامل تپه باستانی، برج و باروهای قدیمی ری و چشمه زیرزمینی است، مربوط به تولید سفالینه هایی رنگ با نقش‌های سیاه و قهوه ای سیر و تصاویری که بر آن نقش شده می‌باشد. این محل درهزاره سوم پیش از میلاد ناگهان متروک شد و دوباره ازهزاره دوم مسکونی و آباد گشت. آثاری از عهد پارتها حصار معبد آناهیتا متعلق به آغاز عصر مسیحی، ساسانیان و اسلام تا عهد تیموریان نیز در این محل به دست آمده است. به استناد روایت‌های مختلف مادر زرتشت نیز در این مکان متولد شده است. درباره آب چشمه گفته می‌شود که از جاجرود و قیطریه تأمین می‌شود و پس از گذر از راه‌های زیرزمینی، از دل تپه می‌جوشد. این چشمه از چندین لحاظ اهمیت دارد. هم به دلیل تبدیل شدن آن به منطقه‌ای تفریحی و ایجاد پارک و فضای سبز در کنار آن و هم به دلیل وجود چند اثر باستانی در نزدیکی آن. دیوار قدیمی شهر ری با نام  باروی ری دقیقا در بالای چشمه قرار داشته و کتیبه فتحعلی شاه قاجار نیز بر دیواره این چشمه حک شده‌است. چغازنبیل در استان خوزستان چُغازَنبیل نیایشگاهی باستانی‌است که در زمان ایلام عیلامی ها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. چغازنبیل بخش به‌جامانده از شهردوراونتش است. این سازه در ۱۹۷۹ اولین اثر تاریخی از ایران بود که در فهرست میراث جهانی یونسکو جای‌گرفت. جامعه بین المللی برای آن ارزش استثنائی و جهانی قایل است. چغازنبیل در جنوب غربی ایران، در استان خوزستان و در شهرستان شوش واقع شده‌است. این سازه در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش و ۳۵ کیلومتری غرب شهر باستانی شوشتر واقع است، اما به دلیل واقع شدن در غرب رودخانه دز، مرز این دو شهرستان، در تقسیمات کشوری جز شهرستان شوش محسوب می‌گردد. این بنا در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه‌است. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش حدود ۱۲۵۰ پ. م. ، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده‌است. و در حمله سپاه خونریزآشور بانیپال به همراه تمدن ایلامی ویران گردید. سده‌های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن  فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده‌است. بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده‌است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده‌است. زیربنای چغازنبیل یک مربع ۱۱۰ متر در ۱۱۰ متر است. یعنی دو برابر یک زمین فوتبال. شهرمیرزاد در استان سمنان شَهمیرزاد از شهرهای شهرستان مهدیشهر در استان سمنان است. این شهر از نظر گردشگری و کشاورزی دارای اهمیت می‌باشد. شهمیرزاد در ۶ کیلومتری شمال شهر مهدی شهر سنگسر واقع شده‌است. شهمیرزاد از سال ۱۳۳۱ دارای شهرداری است. هوای آن نسبت به سمنان که گرم و خشک است معتدل‌تر و از لحاظ پوشش گیاهی بسیار سبز و خرم‌تر است . همچنین نسبت به شهر همسایه اش مهدیشهر معمولا حدود ۲ درجه خنک تر است. شهمیرزاد دارای بزرگ‌ترین باغ گردوی جهان (با تایید فائو می‌باشد که مساحت آن حدود ۷۵۰ هکتار است .مهمترین ویژگی گونه های گردوی شهمیرزاد به تایید پروفسور ژرمن فرانسوی، خوشه ای بودن آن است که با مشخصه درصد چربی بالا، چوب سخت و خوش نقش و رکورد وزن دانه گردو (25گرم) ذخیره گاه منحصر به فرد و احتمالا قدیمترین زیستگاه گردوی جهان است. شهر شهمیرزاد دارای مناظر و کوههای بسیار زیبا، پوشش گیاهی و تنوع جانوری بسیار کم نظیری میباشد، به طوری که در تمام فصول سال از سراسر کشور مهمانان را به خود جذب مینماید. درگذشته این شهر جزیی ازمناطق هزارجریب طبرستان بوده‌است و نام‌هایی از قبیل سامار و شامار و شهمارفریم را داشته‌است و طبق کتاب سربداران از آبادترین شهرهای قدیم طبرستان بوده‌است . در تاریخ معاصر شهمیرزاد، پیش و پس از ارتقا به شهر زیر نظر فرمانداری نظامی سنگسر ،مهدیشهر، بوده است . درختان کهنسال با بیش از ۱۰۰۰ سال سن نشانه تاریخ کهن این شهر میباشد . در جلسهٔ هیئت وزیران در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ که در سمنان برگزار شد، این شهر به استناد مادهٔ ۸ قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، به‌عنوان شهر نمونهٔ گردشگری بین المللی تعیین شد. ارگ گوگد در استان اصفهان ارگ گوگد،یکی از بناهای قدیمی و دیدنی شهرستان گلپایگان در استان اصفهان می باشد. این ارگ در پنج کیلومتری جاده گلپایگان به تهران و در شهری به نام گوگد (از شهرهای حومه گلپایگان واقع شده است. این بنا یکی از بزرگترین بناهای خشت و گلی ایران می‌باشد که به شماره ۲۵۷۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. تاریخ ساخت آن به حدود چهارصد سال پیش باز می گردد و تنها سند مکتوبی که از این بنا موجود است متعلق به حدود یکصد و چهل سال پیش می‌باشد که نشان می دهد نصف بنای ارگ  علیخان بختیاری به عنوان مهریه به همسرش واگذار کرده است. یکی دژ برآمد ز راه نخست ز رزم آوران نام آن را بجست شنید این سخن نام دژ گوگد است در او ایمن از هرچه دیو و دد است
از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج سنندج، شهر هزار تپه سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها غارنوردی از نوع بورنیک