1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

زوج ايرانی برنده جايزه بزرگ ۳۳ ميليون دلاری در آمريکا شدند..

مسعود اردلان، که در منطقه خليج (بِی اِريا) در کاليفرنيا ساکن است، چهارشنبه هفته گذشته بر حسب عادت سری به فروشگاه پمپ بنزين جاده «ايگناسيو ولی» زد.
آقای اردلان طبق معمول برای خريد «تخمه کدوهای مورد علاقه اش و پر کردن باک بنزين ماشينش» به فروشگاه کنار پمپ بنزين رفته بود و اين بار «چون فقط ۱۵ دلار ته جيبش مانده بود» تصميم گرفت که به جای تخمه کدو بليط بخت آزمايی بخرد. 

يک روز بعد مسعود اردلان که ۱۶ سال پيش در جريان يک طرح تعديل نيرو، کارگاه محل اشتغال خود را برای هميشه ترک کرده بود، حُميرا، همسرش را به سالن آرايش محل کارش رساند.

اين مرد خوش شانس ايرانی، وقتی به خانه برگشت پيغام دوستش را دريافت کرد که خبر می داد يک نفر در منطقه آنها برنده جايزه بزرگ ۳۳ ميليون دلاری «سوپرلوتو پلاس» شده و از او خواست بليط هايش را چک کند.

مسعود اردلان می گويد وقتی ديد هر شش شماره روی کارت او با ارقام اعلام شده همخوانی دارد، «گيج شد، برای همين بلافاصله به سالن محل کار حُميرا، همسرش، رفت تا به او خبر دهد.»

حميرا می گويد: حرفش را باور نکردم.

روز جمعه، اين زوج که ۲۵ سال سابقه زندگی مشترک دارند به ساکرمنتو رفتند تا جايزه شان را دريافت کنند که به گفته مسؤولان سوپرلوتو بعد از نقد کردن، حدود ۳۳ ميليون دلار می شود. با نرخ دلار آزاد در حدود 115 میلیارد تومان !!

آقای اردلان که در گذشته مدير تکثيرات بوده می گويد قصد دارد با اين پول کسب و کار خودش را راه اندازی کند و دوستان و اقوام جويای کار را استخدام کند. او می گويد همچنين در نظر دارد برای همسرش نيز يک سالن آرايشگری خريداری کند.

برنده ايرانی تبار جايزه ۳۳ ميليون دلاری می گويد:‌
اين مبلغ پول زيادی است، خيلی کارها می توانيم با آن انجام دهيم، کلی می شود با آن تخمه کدو خريد! شايد بشود حتی يک کارخانه توليد تخمه کدو هم خريداری کرد.

مقام های «سوپرلوتو» می گويند همسر مسعود اردلان تصميم دارد با وجود برنده شدن اين جايزه بزرگ، مانند گذشته روز جمعه بعد از ظهر بر سر کار خود در سالن آرايشگری حاضر شود.

شماره هايی که مسعود اردلان را به رؤياهای بلندش رساند عبارتند از: 8 34 22 3 2 1

دیدگاه‌ها  

-1 # علی اکبر خورگامی 1395-10-21 17:57
سلام اقا مسعود،من اکبرم خانواده خوبن،راستش به مشکل خوردم میخواستم اگه واستون امکان داره پنج میلیون به صورت قرض بهم بدین بیکار شدم یکساله بهتون برمیگردونم.ممنون میشم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # یزدان 1396-06-01 12:18
درود بر شما همیشه این پیروزیتون توی خاطرم هست و خوشحال میشم که اشک میاد تو چشمام . منم خیلی دوست دارم توی جک پات لاتاری بزرگ امریکا برنده بشم . خدا کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

بیخوابی کودکان، کابوس والدین

بچه ها موجوداتی شیرین و دوست داشتنی هستند اما همین کودکان زمانی که شما نیاز به استراحت شبانه دارند، کابوس والدین خود می شوند و به همین ترتیب خود کودکان نیز به استراحت شبانه خود نمی رسند. کودکان در یک سالگی شب ها بیدار می مانند و در دوسالگی نسبت به خوابیدن رغبتی ندارند و در بعضی موارد از کابوس هایشان و ترس صحبت می کنند. از همین سنین به بعد بیدار شدن در طول شب نیز به معضلات شبانه ی کودکتان افزوده می شود. اما در مورد این بی خوابی ها و این ترس ها و کابوس ها چه باید کرد و نحوه ی برخورد چگونه باید باشد. کودکان در سن چهار سالگی به حدود 11 ساعت خواب وکودکی در سن دوازده سالگی به 9 ساعت خواب شبانه نیاز دارند. والدین عزیزی که مسولیت بچه دار شدن را قبول کرده اید، باید بدانید که برای شروع و برخورد با کودکتان باید قوی باشید و میزان تحمل خود را افزایش دهید. اگر کودکتان از خوابیدن در تخت خواب خود می ترسد بهتر است از راه کار های متفاوتی استفاده کنید تا علت این ترس را پیدا کنید. مثلا اگر این ترس به علت دیدن کابوس شبانه است از کودک خود بخواهید که خواب ترسناک خود را نقاشی کند. در حین نقاشی نیز ازاو بپرسید که این نقاشی چه مفهومی برای او دارد. با روشن کردن و صحبت کردن در مورد خوابش، ترس او نیز کمتر خواهد شد. برای کودکتان لباسی که راحت به همراه رنگ مورد علاقه او است را بر تنش کنید. بگذارید که احساس راحتی و احساس خوبی داشته باشد. اگر فرزندتان در طول شب چندین مرتبه بیدار می شود بهتر است نگذارید در طول روز بخوابد و یا فعالیت ها و بازی کودکتان را افزایش دهید. اما این بازی های هیجان آور مانند توپ بازی و یا فوتبال و یا پارک رفتن را به سمت شب موکول نکنید. بهتر است از عصر به بعد فعالیت های کودک را کاهش دهید و سعی کنید کودکتان را آرام کنید. زمانی که کودکتان از خواب بیدار شده، سعی نکنید که به او محبت زیادی بکنید بگذارید به آرامی در منار شما آرام شود و دوباره به خواب رود. به این ترتیب اگر کودکتان قصد جلب توجه شما را داشته باشد، متوجه می شود که این راه مناسبی نخواهد بود. تلوزیون دیدن و به کتاب قصه گوش دادن کمک بسیار زیادی در آرامش کودکتان دارد. می توانید از قویه تخیل کودکتان نیز کمک بگیرید و برای او تصویری از یک ساحل آرام و یا به تصویر کشیدن ذهنی درازکشیدن در یک قایق را برای کودکتان شرح دهید. می توانید به کودک خود چند حرکت ساده یوگا و یا کششی را آموزش دهید تا قبل از خواب در رختخوابش انجام دهد. اگر زمان خاصی برای خواب کودکتان دارید، بهتر است به او زور نکنید و بگذارید با میل و رغبت به سمت اتاق خواب برود. به او پیشنهاد بدهید که در تخت خواب خود دراز بکشد و آرام باشد و به او بگویید نیازی نیست بخوابد. زمانی که فشار و زوری در کار نباشد، کودک به آرامی به خواب می رود.

سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب

هیچ مادر یا پدر ی را در دنیا سراغ نداریم که نسبت به سلامت فرزندش بی توجه باشد یا خودخواسته کودک عزیزتر از جانش را در معرض ابتلا به بیماری های گوناگون قرار دهد اما انگار شرایط والدین آمریکایی چندان مساعد نیست زیرا طبق نظرسنجی انجام شده توسط انجمن کودکان دانشگاه میشیگان 13 درصد از والدین کودکان فربه نمی دانند دختر یا پسرشان اصلاً فربه است یا که نه، تنها کمی اضافه وزن دارد! و این یعنی نطفه بستن فاجعه ای است تحت عنوان عادت به دیدن چاقی. عادتی که شاید در نگاه اول برای مردم غالباً پرخور و تنقلات دوست آمریکایی خوشایند به نظر آید اما تحقیقات هموطنان آنها که در این زمینه اتفاقاً پیشرو هم هستند نشان می دهد بستر بسیاری از امراض بر پهنه چاقی و اضافه وزن گسترده می شود و امراضی مهلک و گونه گون در پس بلای به ظاهر خوشایند چاقی پنهان هستند. در نتیجه، دیگر با دیدن صورت های گرد و شکم های برآمده فرزندان خود خصوصاً نوزادان و خردسالان گمان نکنید که او از تغذیه ی فوق العاده ای برخوردار بوده که چنین دوست داشتنی شده است! سعی کنید به جای آنکه رشد فرزندتان را با تغییر سایز لباس هایش مقایسه کنید، دقت بیشتری به نسبت قد و وزن همچنین حجم شاخص توده ی بدنی اش داشته باشید. اگرچه بسیاری افراد به دلیل رنج بردن از برخی بیماری های مادرزادی یا هورمونی از بدو تولد با مشکل چاقی دست به گریبان هستند اما بر همه ما نیز واضح است که اغلب با رعایت نکاتی بسیار ساده می توانیم خطراتی جدی را از خانواده و فرزندان خود دور کنیم چه می نوشند؟ خیلی به نوشیدنی هایی که فرزاندنتان استفاده می کنند دقت کنید. سال ها پیش خیالمان به این فکر آسوده بود که آنها بی تردید بیرون از منزل، در مدرسه، شیر یا نهایتاً آبمیوه می نوشند. اما امروزه وجود انواع و اقسام نوشیدنی ها با بسته بندی های جذاب، کودکان شما را وسوسه می کنند تا سمت شیر، آب و آبمیوه های طبیعی نروند. عموم این محصولات به دلیل فزونی شکر و مواد افزودنی به شدت موجب افزایش وزن می شوند. بشقاب هایی کوچک انتخاب کنید شما با انتخاب بشقاب های کوچک ناچار می شوید حجم غذایتان را در همان ظرف جای دهید، در نتیجه غذا انبوه تر به نظر می رسد و از نظر روانی به شما و فرزندتان کمک می کند تا نگران حجم کمِ خوراک نباشید. یک بشقاب تلویزیون تلویزیون یکی از عوامل اصلی چاقی بین کودکان است! آگهی های تبلیغاتی آنها را ترغیب به خریدن پاکت های رنگی خوراکی می کند و ساعت های متعدد تماشایش انرژی زیادی از بچه ها می گیرد! زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. غذاها را بشناسید و بشناسانید این مهم نیست که به نظر شما چه چیزی برای سلامت فرزندتان مفیدتر است! چیزی که بیش و پیش از هر نکته ای برای یک کودک مهم جلوه می کند عادات غذایی خود شماست. فست فود می خورید، حتی به سالادتان هم نمک می پاشید آن وقت به پسر 5 ساله تان می گویید ساندویچ های بیرون مضر هستند؟ ما آئینه و آینده ی کودکانمان هستیم؛ کمی محتاط تر عمل کنیم. همچنین فراموش نکنید این حقیقت که برخی اوقات موجب آزار شما و باقی افراد خانواده تان می شود از هیچ کجای دیگر نشات نمی گیرد: شما خودتان مسبب "بدغذا" شدن دختر یا پسرتان می شوید. بهتر است از سنین کم ذائقه ی آنها را به درست غذا خوردن عادت دهید. فعالیت داشته باشید فرزندان اغلب والدین کم تحرک چاق هستند یا زمینه ی چاقی دارند. علت چیست؟ کودکان شما همه چیز را از شما می آموزند. حتی فعالیت داشتن و تحرک را. پس بهتر است تمام تغییر و تحولاتی که از آن صحبت می کنید را ابتدا از خودتان آغاز نمایید. حرف نزن، عمل کن! مادر و پدر بودن بهترین راه ممکن برای سلامت بودن است. زیرا شما مطمئن هستید که هر لحظه تحت نظر فردی کنجکاو و دقیق قرار می گیرید و اجازه ندارید مرتکب هیچ خبط و خطایی در رژیم غذایی تان شوید. پس سعی کنید به تمامی نصایح خود جامه عمل بپوشانید و بهترین الگو برای فرزندتان باشید.
بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید کودکان بهانه گیر کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟ والدین عصبانی، کودکان خشمگین

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

دنیل بروینگ/ Daniel Browing

دنیل براوینگ، در حال حاضر دارای انعطاف پذیرترین بدن است. او که به پسر لاستیکی معروف است، معروفترین بندباز دنیاست و تا به امروز 5 بار در کتاب رکوردهای گینس از او نام برده شده است.

به همت یک زن ایرانی سگ‌کشی در تبریز متوقف شد

با مصوبه فرمانداری و دادستانی تبریز از حدود ۱۰ روز پیش (اواخر تیر ۱۳۹۳) سگ‌کشی در تبریز و استان آذربایجان شرقی متوقف شده و کشتارگاه سگ‌ها در تبریز تعطیل شده است. قرار است از این پس هر سگی که در شهر دیده شود، توسط اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» برای نگه‌داری به پناهگاه برده شود. ژیلا پورایرانی مدیر «پناه‌گاه حیوانات پردیس» با اعلام این خبر می‌گوید: «طبق مصوبه‌ی استانداری، به کل استان آذربایجان شرقی دستور داده شده که از این به بعد، دیگر سگ‌ها معدوم‌ نشوند. ما هم به عنوان هسته‌ی مرکزی نظارت خواهیم کرد، راهنمایی می‌کنیم، آموزش می‌دهیم و در همه‌ی شهرستان‌ها پناه‌گاه برای سگ‌ها ایجاد می‌شود، سگ‌ها عقیم و نگهداری می‌شوند.» خانم پورایرانی از حدود ۶ سال پیش در ایران در زمینه حمایت از حیوانات فعالیت می‌کند. او می‌گوید وقتی برای اولین‌بار در مرکز معدوم کردن سگ‌ها وضعیت این حیوانات را دیده، تحت تاثیر قرار گرفته و تصمیم گرفته پناهگاهی برای سگ‌های بی‌صاحب درست کند. او درباره وضعیت مرکزی که تا همین چندی پیش سگ‌ها را در آن معدوم می‌کردند، می‌گوید: «این‌جا متاسفانه سگ‌ها را معدوم می‌کنند و پیمانکارهایی که طرف قرارداد شهرداری بودند، معمولا کارشان را به شکل غیرانسانی انجام می‌دادند. زمانی که ما رفتیم محل را دیدیم، من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتیم پناه‌گاهی ایجاد کنیم که دست‌کم تا جایی که در توان داریم، جان این حیوانات را نجات بدهیم.» به گفته ژیلا پورایرانی در محل معدوم کردن سگ‌ها، آن‌ها را یک‌ هفته تا ۱۰ روز نگه می‌داشتند تا به تعداد قابل توجهی برسند. در این مدت هم به آن‌ها غذا نمی‌دادند و بسیاری از سگ‌ها از بی آبی و بی غذایی کشته می‌شدند. به گفته او قانونا آن‌ها باید سگ‌هایی که بیماری لاعلاج و قابل سرایت بین حیوان و انسان دارند را معدوم می‌کردند، ولی شرکت خدماتی که با شهرداری برای معدوم کردن سگ‌ها قرارداد داشت، هر سگی را که به آن‌جا برده می‌شد معدوم می‌کرد. سگ‌هاپس از ورود به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» مدتی قرنطینه می‌شوند. بلافاصله پس از ورود سگ‌ها به این پناه‌گاه، آن‌ها را شست‌وشو می‌دهند، انگل‌زدایی شده و واکسینه می‌شوند. در مرحله‌ بعد سگ‌هاعقیم‌ می‌شوند. اما آیا ایجاد پناهگاهی شبیه به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» و تعطیل کردن همه مراکز معدوم‌کردن سگ‌ها در دیگر شهرهای ایران هم‌چون تهران کاری شدنی است؟ ژیلا پورایرانی می‌گوید: «این کار کاملا شدنی است، اما نیاز به یک همت شبانه‌روزی دارد. من از بچه‌های تیم خودمان واقعا تشکر می‌کنم که خیلی با من همکاری کرده‌اند. هرکدام یک قسمت از کار را عهده‌دار شده‌اند. همه‌ همکاری کردند تا توانستیم این کار را انجام بدهیم.» «پناه‌گاه حیوانات پردیس» صفحه‌‌ای هم در فیس‌بوک دارد که به صورت مرتب اخبار و وضعیت سگ‌ها در آن منتشر می‌شود. حدود ۱۵ هزار نفر هم این صفحه را لایک کرده‌اند. از ژیلا پورایرانی که ادمین صفحه فیس‌بوک «پناه‌گاه حیوانات پردیس» نیز هست، از خبررسانی منظم درباره وضعیت سگ‌ها و پناه‌گاه می‌پرسم. او می‌گوید: «من معتقدم حرفی که از دل برآید، بر دل نشیند. من عاشقانه به این زبان‌بسته‌ها خدمت می‌کنم و کارگر افتخاری پناه‌گاه هستم. از این نظر واقعا یک خلا خیلی بزرگی در جامعه‌ی ما وجود داشت. ادمین پیچ خود من هستم و سعی کردم هر اتفاقی را که می‌افتد، با زبان خیلی ساده و همان احساسی که در همان لحظه داشتم به حیوان‌دوستان و کسانی که از پیچ بازدید می‌کنند، انتقال دهم.» درحال حاضر اگر شهروندی در تبریز با شهرداری تماس بگیرد و خبر از سگی بدون صاحب در گوشه‌ای از شهر بدهد، اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» راهی آن مکان شده و سگ را زنده‌گیری کرده و به پناه‌گاه می‌آوردند. پناهگاهی که حالا حدود ۴۰۰ سگ در ان نگه‌داری می‌شوند.
بازی و سرگرمی با سگهای خانگی از لادیزنگار: گل صداقت بهترین 10 شهر جهان برای زندگی از نگاه مجله اکونومیست ما چگونه پیر میشویم؟ ستارگانی که بعد از مرگ هم پول پارو می کنند

مطالب تصادفی

حرفه من

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.

زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
حرفه من: مربی آموزش رانندگی حرف هایی که در محیط کار نباید گفت روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول بدون خونریزی اول شویم! زنان پزشکان بهتری هستند

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

ده دلیل اصلی خیانت در زندگی زناشوئی

چرا مردان و زنان در روابط خود خیانت می نمایند؟ آیا به منظور کسب اعتماد بنفس است؟ آیا فقط برای لذت جویی و کامیابی است یا به قصد انتقامگیری خیانت می کنیم؟ آیا بهانه های ذکر شده توجیه خوبی برای اعمال کارهایسیت که قاعدتا نباید حتی به آن فکر کنیم؟ این ده دلیل بزرگترین دلایل کسانی هستند که در زندگی مشترکشان خیانت را تجربه نموده اند، آیا تاکنون یکی از دلایل ذیل یا دلیل دیگری شما را به وسوسه خیانت انداخته است؟ آیا تاکنون شریک زندگیتان بشما خیانت نموده است؟ دلیل شماره 1: زنم همون زن موقع ازدواجمون نیست! مانند حضرت آدم، مردان ما نیز در مقابل میوه ممنوعه مقاومت خیلی کمی دارند، حتی اگر مقاومتی اصلا داشته باشند. بخصوص که زن زندگیشان از لحاظ ظاهری خودش را به اصطلاح ول کرده باشد. زنانی که وزن اضافه نموده باشند کار خیانت شوهرشان را بسیار راحتتر می نمایند همینطور نیز مردان باید بدانند که افزایش وزنشان پس از ازدواج که در میان مردان ما بسرعت اتفاق می افتد ممکن است نگاه زنان را بسوی مردانی جذب نماید که دارای ظاهر شسته رفته تر و اندام مناسبتر هستند. بهرحال نم توان انتظار کمال را از زوج داشت در حالی که خود ما تبدیل به بنده شکم می شویم. ما زنان دوست داریم که از زبان مردانمان بشنویم که چقدر خوشگل شده ایم و چقدر جذابیم و یاد آوری شویم که چقدر دوستمان دارد. دلیل شماره 2: احساس سرد روزمرگی هر روز راجع به بچه ها خرید خانه، لباس و بقیه چیزها صحبت می کنید اما چند وقتی است از حال هم خبری ندارید. ما زنها وقتی از ارتباطات کلامی با همسرمان رضایت نداشته باشیم، دچار سردمزاجی و عدم اطمینان خاطر میشویم، به نوبه خود هر چه این احساس عدم امنیت در ما بیشتر شود نگاهمان برای یافتن احساس رضایت در بیرون از چهارچوب خانه بیشتر خواهد شد. هر چه خانم خانه بیشتر دچار این بینش شود که در نگاه شوهر جزیی از اثاث خانه محسوب میشود امکان جستجوی حس اطمینان و امنیت در وی بیشتر خواهد بود. دلیل شماره 3: هیچ کسی از یک رادیوی نق نقو خوشش نمی آید بهمین راحتی آنچه بیشتر از همه مردان را در پی کسب آرامش به دامان زنان دیگر می اندازد یک زن نق نقو در خانه است. کسی نمی خواهد بیشتر از چند دقیقه در کنار چنین کسی باشد چه برسد به اینکه بخواهد با او رابطه جنسی موفقیت آمیز برقرار نماید بنابراین بجای نق زدن سر شوهرتان در طول روز و کل روزهای ماه بهتر است با زبان خوش مشکلات و ناراحتیتان را به وی بفهمانید و سعی نمایید برای حفظ آرامش و بنیان خانواده هم که شده کمتر غرولند نمایید. دلیل شماره4: در دو دنیای موازی هم زندگی می نمایید شوهرتان می خواهد روزهای تعطیل با دوستانش به دیدن مسابقه فوتبال برود و شما ترجیح می دهید به خانه مادرتان بروید. وقتی شروع به گذراندن وقتتان بصورت جدا از هم نمودید کم کم بدون اینکه متوجه شوید فاصله تان را با او افزایش داده و با کسانی احساس نزدیکی می نمایید که انتظارات و علایق شما را درک می کنند، بهتر است رهبری اوضاع را بدست گرفته و با کشف علایق شوهرتان در آنها شریک شوید با اینکار او نیز در علایق شما شریک میشودد و تبدیل به مرد آرزوهایتان میشود. دلیل شماره 5: حس کامجویی بیشتر مواقع مردانی که خیانت می نمایند دلیلش را خودشان هم نمی دانند. بعضی مواقع دلیلهای مضحکی مانند خسته شدن از کارهای روزمره میتواند دلیل خیانتشان باشد، اما در حقیقت نمود حس شکارچی بودن مردان است که از گذشته های دور در آنها مانده و به اینجا رسیده است. شاید هم دلیل این امر ازدواج زودهنگام شما باشد و حسی که او می گوید چیزی از جوانیش ندیده است بهر حال بهترین راه پیدا کردن چنین امری اینست که ببینید چگونه در مقابل زنان دیگر در جشنها و مهمانی ها عکس العمل نشان می دهد. اگر چنین رفتاری در اوائل روابط زناشوئی رخ دهد نشانه اینست که در آینده نیز شما مشکلاتی از این دست بسیار خواهید داشت. بهترین راه مقابله شما با چنین رفتاری اینست که سعی نمایید به هر صورت ممکن توجه او را به خود جلب نمایید و همیشه روابط خود را با او در حد یک روابط جدید پر از ایده های نو و بازیهای هیجان آمیز نگه دارید. بعضی وقتها رفتار شوهرتان شما را مجور می کند با او رفتاری مانند کودکان بازیگوش داشته باشید. دلیل شماره 6: شور از بین رفته بعضی وقتها حتی داشتن خانواده ای خوب، کودکانی سالم، وضعیت مالی درخشان و حتی مادر شوهری که در شهر دیگری زندگی می نماید نیز کسل کننده میشود و باعث میشود که ما دنبال یافتن راه دیگری برای سرگرم نگه داشتن خود بیرون از چهارچوب خانه باشیم. بعضی وقتها ما بخود می آییم و می بینیم که شاهزاده آروزهایمان تبدیل به یک قورباغه زشت شده که همه کارهایش برای ما چندش آور است. بهمین دلیل است که زنان پس از مدتی بدنبال یافتن شاهزاده جدیدی می گردند، آقایان توجه نمایید ازدواج بعد از ازدواج پایان نمی پذیرد و شما نیز همانگونه که از همسرتان انتظار دارید باید سعی نمایید تمایلات و نیازهای عاطفی همسرتان را در زندگی مشترکتان در نظر بگیرید. دلیل شماره 7: نیازهای بیولوژیکی شاید دلیل قابل قبولی برای ما زنها نباشد اما قسمتی از دلایل خیانت ممکن است بدلیل نیازهای بیولوژیکی بدن مردان باشد. برخی از محققان می گویند که ساختار بیولوژیکی مرد او را مجبور به داشتن روابط با تعداد زیادی از زنها می نماید. وقتی شوهر شما از دیدن شما خسته شد بدنبال تجربه ای جدید کشیده میشود، آنها تنها به این دلیل با شما می مانند که می دانند داشتن یک شریک زندگی خوب و مورد اعتماد خیلی بهتر از یک رابطه کوتاه مدت است. دلیل شماره 8: اعتماد بنفس نیاز به یک شارژ اساسی دارد بعضی وقتها جلب توجه جنس مخالف در حالیکه همه چیز در زندگی مشترک بسیار ایده آل است یک شارژ اساسی برای اعتماد بنفس ما (چه زن و چه مرد) محسوب میشود. دلیل شماره9: فقط بخاطر لذت جنسی برای خیلی از مردها عشق و لذت جنسی دو چیز متفاوت است. آنها فکر می کنند میتوانند عاشق زنشان بمانند ولی لذت جنسی را در کنار دیگر زنان تجربه نمایند. این طرز فکر مردان را از عذاب وجدان نجات می دهد، در حالیکه اگر کمی هم نگرانی وجود داشته باشد بیشتر به نگرانی لو رفتن ماجرا و دردسرهای آتی آن بر می گردد. بهتر است آقایان در این مواقع به بدترین سناریوی ممکن فکر نمایند اینکه 100% زنشان از قضیه بو خواهد برد و دچار دردسرهای بزرگی خواهند شد.  همچنین اینکه شریک زنگیشان از این خیانت چقدر دل شکسته خواهد شد. آیا واقعا ارزشش را دارد؟ دلیل شماره 10: خیانت برای انتقام کشف خیانت آنچنان بنان فکری طرف مقابل را تکان می دهد که بیشتر مواقع تنها راه آرامش را در خیانت متقابل می بیند.

چرا تا حالا ازدواج نکرده اید؟

اگر مجرد هستید و از شرایطتان راضی هستید یا در به در دنبال همسر می گردید. درسته، فکر کردن در مورد تاهل خود آزار دهنده هست. با این حال موضوع کاملا   متداولی در مهمانی های خانوادگی این روزها است. اکنون زمان مناسبی برای پرسیدن این سوال که «چرا هنوز مجردی؟» از کارشناسان اجتماعی هست تا ترفندهایی را به ما بیاموزند تا بدانیم زمانی که در این شرایط نامطلوب گیر افتادیم چه کاری انجام دهیم . اعتماد به نفستان را با پرسیدن سوالات بیشتر بالا ببرید وقتی بچه ای سوال نا مناسبی می پرسد، بزرگسالان با پرسیدن سوال دیگری به این سوال پاسخ می دهند. این روش انحرافی توجه را از شما به مخاطب معطوف می کند، این روش همپنین برای شما می تواند کار ساز باشد. بگویید: «چه سوال جالبی،  کنجکاوم بدانم چگونه شما تصمیم گرفتید با (نام همسر مخاطب) ازدواج کنید؟» با این کار نشان می دهید که به نظرتان ازدواج کردن یک تصمیم هست، و مجرد ماندن نشانه ی بی عرضه گی نیست بلکه تصمیمی است که تا حالا گرفته نشده است. همچنین می تواند فرصتی برای شروع بحث جالبی باشد. موضوع بحث را عوض کنید پاسخ هدفمند برای هر سوال گستاخانه این است که با لبخندی گشاده بگویید: «آهای شما!» با این کار آن ها گیج می شوند و شما می توانیداز این فرصت استفاده کرده و موضوع بحث را با گفتن: «خب، گوش کنید...» با صدایی بلند عوض کنید. این را به خاطر بسپارید که مجبور نیستید به این سوال احمقانه جواب دهید. به خاطر مجرد بودن در دیگران حسادت ایجاد کنید ترفندی برای متقاعد کردن مردم به اینکه با سوالات فضولیشان باعث ناراحتیتان نمی شوند، این است که با نشان دادن اعتماد به نفس و شوخ طبعی راهی برای کنجکاویشان باز نگذارید. مثلا بگویید: «من تنها هستم چون منتظرم که نیمه ی دومم را مثل شما پیدا کنم.»، « طول می کشد تا بهترین را از بدترین ها تشخیص دهم.» یا « بهتر است دیر باشد ولی برای اولین و آخرین بار باشد.» کمی علمی تر به موضوع بپردازید با گفتن این که مطالعات نشان داده اند که ازدواج در سنین بالاتر شانس پایداری آن را افزایش می دهد، هر چه جوان تر باشید امکان تنوع طلبی بیشتر است ولی با مسن تر شدن بهتر می توانید شریک زندگی خود را بیابید و درک کنید. جنبه ی مثبتی در این بحث ایجاد کنید. لبخند بزنید و زرنگ باشید با شنیدن این سوال خونسردی خود را زود از دست ندهید. به یاد داشته باشید که برای شروع بحثی در مهمانی ها آن ها به یک سوژه نیاز دارند، پس وقتی که به این مهمانی ها می روید با رفتاری خوب و صمیمی برخورد کنید، مثلا بگویید:« ممنونم که میفهمید استانداردهای بالایی در زندگی ام دارم.» یا «هیچ کس تا این حد باهوش نبوده تا این سوال را از من بپرسد.» یا بگویید:«سوال خوبی است، تا حالا در موردش فکر نکرده ام.» و با یک لبخند قدم بردارید و دور شوید.
فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن زنانه بیندیشید، خودتان را جدی بگیرید انگار همین دیروز بود عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد

آداب و رسوم

این ها که میخوانید واقعی است

حتماً برای شما نیز بارها اتفاق افتاده است که چیزی را از شخصی بشنوید اما در صحت درستی خبر شک کنید! حقیقتاً مرور برخی از آداب و رسوم در سرتاسر جهان چنین حسی در شنونده ایجاد می کنند؛ این حس که آخر چه طور ممکن است برای مثال یک انسان در عصر مدرن در سال 2012 برای آنکه شدت ناراحتی خود را از مرگ عزیزش نشان دهد ناخن خود را بدون داروی بیهوشی بکشد و یا صورت خود را با زنجیر خراش دهد؟ اما واقعیت این است که فرهنگ و سنت های گونه گون در کران تا کران این دنیای شگفت آنقدر متنوع و رنگارنگ هستند که مجال تردید داشتن در درستی آداب مختص نقاط مختلف را از ما می گیرد. 1-عروسی با اعمال شاقه هنوز هم که هنوز است عروس های قبیله ی سورما در اتیوپی پیش از ازدواج ناچار به انجام کارهای خیلی سخت هستند؛ کارهایی که شاید تنها برای ما سخت و غیر ممکن به نظر می رسند، زیرا اگر چنین نبود احتمالاً این رسم تا به امروز حداقل کمتر می شد! این عروس ها چند روز پیش از ازدواج تعدادی از دندان های فک پایین خود را می کشند و یک صفحه گرد از رس چسبناک به لب خود می چسبانند. در ابتدا از صفحه های کوچک شروع می کنند و پس از گذشت چند روز قطر این لوح را افزایش می دهند تا به خانواده ی داماد عزم جزم و جیب پرپول خود را ثابت کنند! 2-بله یا نه؟ اگر کسی از شما سوالی بپرسد، پاسخ شما منفی باشد و به هر دلیلی نتوانید با کلام به او پاسخ دهید و تنها به ایما و اشاره اکتفا کنید به احتمال خیلی زیاد سر خود را به بالا حرکت می دهید تا او را متوجه منظور خود کنید؛ اینطور نیست؟ بی تردید زمانیکه شما به بلغارستان سفر کنید هنگام صحبت با مردمان این سرزمین حتماً گیج خواهید شد، علتش ساده است! آنها برای نشان دادن پاسخ منفی سر خود را به پایین و برای تصدیق گفته شما آنرا به بالا حرکت می دهند! کاملاً برعکس ما و برعکس همه ی مردم جهان!

پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

بسیاری از مواردی كه ما آنان را به عنوان خرافه می دانیم در فرهنگ های مختلف و كشورهای مختلف وجود دارد. یكی از آن موارد چشم شور است كه در بین ایرانیان بسیار مورد توجه است.و چنان كه در زیر می خوانید در اروپا نیز به چشم شور اعتقاد دارند.
40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان ما، ارامنه و کریسمس

سفر و تفریح

باقیمانده یوز ایرانی

از یوزپلنگ آسیایی تنها جمعیت کوچکی در ایران باقی مانده است. مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید کمتر از ۷۰ قلاده یوز در ایران وجود دارد که عوامل انسانی خطر انقراض نسل آن‌ها را تشدید می‌کند. بر اساس آخرین آمار "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، تعداد یوز در ایران از آن‌چه پیش از این اعلام شده بود کمتر است. پیش‌تر سازمان حفاظت از محیط‌‌زیست ایران اعلام کرده بود بین ۷۰ تا ۱۲۰ یوزپلنگ در ایران وجود دارد. مرتضی اسلامی دهکردی‌ مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید بعد از اجرای برنامه برآورد جمعیت یوز مشخص شده که نه حداقل بلکه حداکثر ۷۰ یوز در ایران وجود دارد. یوزپلنگ آسیایی در نیمه قرن گذشته از پهنه اکثر زیستگاه‌های خود در آسیا محو شد و تنها جمعیت کوچکی از آن در ایران باقی ماند. عمده زیستگاه یوزپلنگ ایرانی در استان‌ یزد است. همچنین استان خراستان جنوبی، پارک ملی و منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ سیاهکوه پناهگاه حیات وحش دره انجیر، منطقه شکار ممنوع آریز، منطقه‌ حفاظت‌شده‌ کوه بافق، منطقه‌ حفاظت‌شده‌ کالمند بهادران، منطقه‌شکار ممنوع بهاباد در استان یزد، پناهگاه حیات وحش دربند راور در استان کرمان، پارک ملی توران، منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ خوش ییلاق در استان سمنان، پناهگاه حیات‌وحش میاندشت در استان خراستان شمالی و منطقه‌‌ درونه در استان خراسان رضوی، پارک ملی کویر در استان سمنان و پناهگاه حیات‌وحش عباس‌آباد نایین در استان اصفهان از دیگر زیستگاه‌های یوزپلنگ در ایران هستند. جاده‌ها؛ مهم‌ترین خطر برای یوزپلنگ‌ها آن‌طور که مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید تخریب زیستگاه یوزپلنگ به وسیله احداث جاده و معدن مهم‌ترین خطری است که زندگی یوزها در ایران را تهدید می‌کند. در سال ۱۳۹۰ حدود دو سوم تلفات یوزپلنگ در ایران مربوط به تصادف یوزها با وسایل نقلیه در جاده‌ها بوده است. مرتضی اسلامی دهکردی‌ می‌گوید: «متاسفانه جدیدا هم جاده‌هایی در زیستگاه‌های یوزپلنگ در حال احداث است که یکی از بدترین‌ آن‌ها جاده موسوم به جاده‌ گزوییه است که از وسط منطقه حفافظت‌شده کوه بافق عبور می‌کند. این منطقه یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های یوز و پلنگ در ایران است که این جاده دقیقا از وسط منطقه‌ی امن زیستگاه یوز عبور می‌کند.» آیا برای جلوگیری از انقراض یوزپنگ ایرانی، تکثر یوز در اسارت امکان‌پذیر است؟ به گفته مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" این کار بسیار مشکل و هزینه‌بر است. او می گوید: «اولویت همیشه حفاظت در زیستگاه‌هاست و اگر قرار است هزینه‌ای شود، در درجه‌ اول باید برای حفاظت از زیستگاه‌ها اتفاق بی‌افتد. الان تکثیر یوز هیچ اولویتی ندارد. با این کار ما نمی‌توانیم جلو انقراض یوز را بگیریم. به‌خاطر این‌که حتی اگر طرح تکثیر یوز هم موفق باشد، اگر زیستگاهی وجود نداشته باشد، نمی‌‌شود آن‌ها را رهاسازی کرد. اگر بتوان جمعیتی از یوزهای تکثیرشده را در زیستگاه‌های ناامن رهاسازی کرد، باز دوباره به واسطه‌ همان عوامل تهدیدی، یوزها از بین می‌روند و میلیون‌ها تومان سرمایه‌گذاری از دست می‌رود.» دوربین‌های تله‌ای در ایران برای درک بهتر از زندگی و تعداد یوزها از دوربین‌های تله‌ای استفاده می‌شود. سنسور این دوربین‌ها به حرکت و حرارت حساس هستند. این دوربین‌ها در زیستگاه‌های یوز کار گذاشته می‌شوند و وقتی حیوانی از جلوی دوربین رد شود، این دوربین‌ها تصاویر حیوان را ثبت می‌کنند. خال‌های یوزپلنگ هم‌چون اثر انگشت انسان منحصر به فرد است و خال‌‌های هیچ دو یوزی شبیه به هم نیست. بعد از ثبت تصاویر توسط "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، خال‌های یوزپلنگ‌ها با هم مقایسه می‌شوند و پس از بررسی، آماری از تعداد یوزپلنگ‌هایی که در ان منطقه زندگی می‌کنند به دست می‌آید.   منبع: DW

سیزده به در، جشن زیبای طبیعت

جشن های  نوروز با جشن چهارشنبه سوری شروع می شود و آخرین جشن از نوروز، جشن سیزده به در است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. از آنجایی که این روز سیزدهم فروردین است، برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. به همین دلیل مردم به دامان طبیعت رفته و بازی‌های گروهی، ترانه‌ها و رقص‌های دسته‌جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک‌ پزی‌های عمومی، بادبادک‌ پرانی، سوارکاری، نمایش‌های شاد، به تفریح، بازی و سرگرمی مشغول می شوند. آنچه جالب است در مورد نحسی بدانید، در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال نحس وشوم شمرده نشده، بلکه چنان چه میدانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاه شماری ایرانی نیزتیر روز نام دارد. در این روز سفره های هفت سین برچیده می شود و مردم با برداشتن سبزه هایشان به باغ و صحرا می روند. از رسوم این روز، خوردن کاهو با سکنجه بین یاد می شود. برخی از مردن نیز آش درست کرده و آش را بیرون از منزل می خورند و در بعضی از نقاط ایران نیز، آش را بر روی اجاق های هیزمی درست کرده و میل می کنند. از آنجایی که فصل باقالا نیز فرا رسیده، برخی از مردم باقالی پولو درست می کنند و یا باقالی با سرکه می خورند. از دیگر آیین های این روز، سبزه گره زدن در بین جوانان انجامی می پذیرد. در اسطوره ها امده بوده که حوا و آدم در این روز با گره زدن دو شاخه ی مورد، برای نخستین بار در جهان پایه‌ پیوند خود را بنا نهادند. امروزه هم دختران و پسران دم بخت با گره زدن سبزه در روز سیزده فروردین با گواه گرفتن نهاد طبیعت آرزوی پیوندی خوب می كنند. یکی از رسومی که ایرانیان با فرهنگ دیگر کشور ها داشته، این است که هر چهار سال یک بار سیزده به در با اول آوریل مصادف می شود. آمریكایی ها در روز اول آوریل از روش های مختلف و گاهی عجیب و غریبی برای دست انداختن دیگران و شوخی كردن با آنان استفاده می كنند. بریتانیایی ها می گویند كه بدشانسی نصیب كسی خواهد شد كه بخواهد در بعد از ظهر روز اول آوریل كسی را دست بیندازد، زیرا در آن ساعات دیگر مردم نسبت به این گونه شوخی ها آمادگی پیدا كرده اند. در همین روز مردم پرتغال بر روی یکدیگر ارد می پاشند. اما در بین مردم ایران زمین دروغ سیزده معروف است که در این روز مردم دروغی بسیار بزرگ می گویند و به طوری جدی این را بیان می کنند که همه اطرافیان ان را باور می کنند. شخصی که دروغی را ساخته حقیقت را تا غروب سیزده نمی گوید و بعد از غروب به همگان می گوید که آن دروغ سیزده بوده است. در این روز مردم سبزه های خود را به آب روان می سپارند و بعد به خانه هایشان باز می گردند و این ترتیب تعطیلات نوروزی نیز پایان می پذیرد.
بالاتر از هیجان سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت پیشنهادهای آخر هفته چند توصیه برای رفتینگ