1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بر اساس تحقیقاتی تازه، مردان که به نالیدن از سرفه و سرما خوردگی شهرت دارند، سیستم دفاعی بدنشان به اندازه زنان قوی نیست.

این تحقیقات که در کانادا انجام شده نشان می‌دهد که هورمون استروژن در زنان به آنها قدرت بیشتری برای مقابله با عفونت داده است.

محققان دانشگاه مک گیل می‌گویند که به نظر می‌رسد استروژن با آنزیم(Caspase-12) که به روند تورم و عفونت کمک می‌کند در تقابل است.

به این ترتیب بدن زنان می‌تواند در مقابل ویروس و باکتری مقاوم تر عمل کند.

محققان آزمایش های خود را روی موش انجام دادند که این آنزیم به خصوص را ندارند، بنابراین به شدت در مقابل عفونت مقاوم است.

آنها ژن این آنزیم را از انسان به موش انتقال داده و متوجه شدند که تنها موشهای نر به ابتلا به عفونت مستعد شدند.

محققان سپس به این نتیجه رسیدند که هورمون استروژن که به طور طبیعی در بدن زن تولید می‌شود، مانع از فعالیت ژن تولید کننده این آنزیم می‌شود.

آنها همچنین موفق شدند جایگاه تلاقی استروژن با این ژن را پیدا کنند و از این طریق بفهمند که این هورمون چگونه فعالیت ژن را کاهش می‌دهد.

مایا صالح، سرپرست گروه تحقیقاتی گفته است که این نتایج نشان می‌دهد که عکس العمل زنان در برابر عفونت، بیشتر از مردان است.

محققان معتقدند سیستم دفاعی زنان به دلیل نقش مهمی که در تولید مثل و پرورش کودکان دارند، از سیر تکاملی بهتری برخوردار است.

تحقیقات اخیر امکان بهبود بخشیدن به سیستم دفاعی بدن از طریق دستکاری ژنتیکی را فراهم می‌کند.

دکتر لزلی نپ از دانشگاه کمبریج در بریتانیا نیز گفت که به غیر از تحقیقات اخیر، مجموعه قابل توجهی از شواهد وجود دارد که نشان می‌دهد سیستم دفاعی زنان به مراتب از مردان قویتر است و زنان در صورت ابتلا به بیماریهای عفونی، حالشان سریعتر خوب می‌شود.
اما سوالی که اکنون دانشمندان مطرح می‌کنند این است که آیا مردان قانع می‌شوند با هورمونی کاملا زنانه معالجه شوند؟!

دیدگاه‌ها  

-1 # نازگل 1392-02-09 12:28
واقعا لوس تر و ننر تر از مرد جماعت وجود نداره اگه قرار بود اینها بچه دار بشن معلوم نبود چند سال ذوره نقاهتشون ظول میکشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # یه مرد 1392-02-09 16:16
لوس و ننر؟ جمعش کن خانم! موقعی که جنگ میشه شما چادر بغل می زنی می ری جبهه؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # تارا 1392-02-10 12:09
خود خدا هم از ساختن مرد پشیمان شد و زن را آفرید روز زن مبارک
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سامان 1396-01-31 13:39
واقعا جنس مونث
چقد خودشیفته و متوهم دنیای شما ضعفالعقول مملو از توهم و ادعاهای واهی و بی اساس. شرم بر شما که حرمت هیچ چیزی رو نگه نمیدارید
رفتار بیمارگونتون شرم آور
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

کودکان بهانه گیر

بسیاری از والدین از بهانه گیری های کودکان خود خسته می شوند و با آن ها برخورد های شدیدی می کنند. در این مقاله می خواهیم علل این بهانه گیری ها و راهکار های مواجه شدن با ان را با شما در میان بگذاریم. بهانه گیری معمولا زمانی اتفاق می افتد که کودک با ناکامی در کاری روبرو می شود یا توانایی در ابراز احساسات خود ندارد. روانشناسان اعتقاد دارند کودکان در 2سالگی بیشتر از هر زمان دیگری بهانه گیر می شوند. معمولا ناکامی در کودکان زمانی اتفاق می افتد که دیگران حرف آن ها نمی فهمند یا  در مورد کاری بیشتر از حد توانشان تقلا می کنند.از دیگر مسائلی که باعث بهانه گیری کودکان می شود وجود تعارض در اوست. مثلا یک روز که غذایی را نمی خورد برایش با مهربانی غذای دیگری مهیا می کنید اما در روز دیگر که از خوردن غذا امتناع می کند با او برخورد می کنید. این تعارض باعث ناکامی در کودک می شود. مهمترین نکته در لجبازی و بهانه گیری کودکان، واقف بودن به این مسئله است که این رفتار کاملا زود گذر است. هنگامی که با بهانه گیری های کودک خود مواجه می شوید راهکار های زیر را مد نظر بگیرید. به کودکان اطمینان بدهید که به حرف هایشان گوش می دهید. فکر کودک خود را به چیز دیگری منحرف کنید. با زیر نظر گرفتن کودک دریابید که در چه موقعیت و زمان و مکانی بیشتر بهانه گیری می کند. با شناسایی این موقعیت ها و سعی در رفع آن ها به کودک خود کمک کنید. ممکن است این لجبازی به خاطر خستگی یا تشنگی یا بیماری باشد. به این مسائل دقت کنید. و اما در پایان یک توصیه دیگر هم برای والدینی که یچه های بهانه گیر دارند داریم. به عنوان پدر و مادری که فرزند خود را دوست دارد بعضی از مواقع لجبازی ها و بهانه گیری های او را بپذیرید و سعی در کنترل بیش از حد آن نداشته باشید. نادیده گرفتن در این زمان بهترین راهکار است.

بازی با کودکان

کودک شما از وقتی متولد می‌شود تلاش می‌كند حس‌هایش را یكی یكی به تكامل برساند اما برای این منظور به همراهی شما نیاز دارد. مادر و پدر همراهانی هستند كه می‌توانند در كشف دنیای خارج به او كمك كنند. در این جا می خواهیم نحوه بازی کردن با بچه های نو پا را برای شما باز گو کنیم.
با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟ غذایی برای امتحانات کودکانمان شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد نهادینه کردن کتابخوانی در کودکان دلهره جدایی از خانه

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

بخت بلند یا لباس عروس بلند؟

شما به 100 روز زمان، 10 خیاط و بیش از 7000 دلار پول برای ثبت رکوردی تازه در کتاب گینس احتیاج دارید: برای ثبت رکورد بلندترین لباس عروس جهان. تنها طریقه ممکن برای به نمایش در آوردن این لباس عروس فوق العاده بلند و حیرت انگیز این بود که مدل 17 ساله، اما دومیترکو، سوار بر بالن شود و با پرواز در آسمان بخارست دنباله عجیب و غریب لباسش را تام و تمام به معرض نمایش بگذارد. لباس عروسی که برای او نه تنها شهرتی جهانی و رکوردی در کتاب گینس به همراه آورد بلکه سبب پیشرفت این دختر جوان در کار خود نیز شد. براساس گزارش های منتشره از سوی نشریه تلگراف دوخت این لباس عروس با به کار گیری 4700.016 متر پارچه ی تافته، 5.4864 متر قیطان و یراق  و 44.80 متر پارچه آستری ممکن شد. 10 خیاط دوزنده ی این لباس عروس حیرت انگیز برای دوخت این جامه ی عاجی رنگشان از 2000 سوزن خیاطی و 150 بسته ی بزرگ قرقره استفاده کردند تا شاهکاری قابل عرضه برای رکوردهای جهانی خلق کنند. طبق گزارش های آمده در سایت رسمی آسوشیتد پرس پارچه ی آستر این لباس از فرانسه و تافته و دیگر پارچه های به کار گرفته شده در آن از ایتالیا وارد شدند. مجموعه ی تلاش خیاطان در به کارگیری این متراژ باورنکردنی از پارچه های گونه گون حاصلش لباس بخت بلند عروسی شد بر تن اما دومیترکو. گو اینکه شاید اگر عروس به جای 17 سال سن مثلاً 27 ساله بود و دلمشغولیش چنین سرگرمی کمی کودکانه نبود هیچ وقت این رکورد در گینس ثبت و این لباس دوخته نمی شد تا با بالن در آسمان پرواز کند.

بهترین 10 شهر جهان برای زندگی از نگاه مجله اکونومیست

لندن، نیویورک، پاریس و استکهلم را فراموش کنید این شهرهای مشهور و زیبایی که گفتیم هیچکدام در جدیدترین فهرست سالانه مجله اکونومیست ببه 10 شهر برتر برای زندگی نرسیده اند.  با نگاهی به این لیست تازه میشود فهمید که چرا هر ساله هزاران نفر برای ورود غیر قانونی به استرالیا جان خود را در آبهای اقیانوس هند بخطر می اندازند و تعداد زیادی نیز متاسفانه در این راه جان خود را از دست می دهند. با هم نگاهی می اندازیم به 10 شهری که از دیدهگاه منتقدان اکونومیست بهترین مکانها برای زندگی هستند. 10- اوکلند در نیوزلاند 9- شهر پرت در استرالیا 8- هلسینکی پایتخت فندلاند، یکی از دو شهری از اروپا که به این لیست راه پیدا کرده است. 7- سیدنی استرالیا با نمایی از تالار اپرای مشهور این شهر 6- آدلاید دیگر شهر استرالیا 5- کالیاری کانادا 4- تورنتو در کانادا که تعداد زیادی از هموطنان مهاجر در آن زندگی می نمایند. 3- ونکوور در غرب کانادا که همیشه جزو 3 شهر برتر جهان در 10 سال اخیر بوده است. 2- وین پایتخت اتریش 1-ملبورن استرالیا استرالیا با 4 شهر و کانادا با سه شهر مشخصا از نگاه این مجله بعنوان بهترین کشورهای جهان از لحاظ سطح استاندارد زندگی شناخته گشته اند. شما ترجیح می دادید در کدامیک از این شهرها زندگی نمایید.؟
بلیط یکطرفه به مریخ آقایان متاهل دو بار به خدمت سربازی می روند ورود تکنولوژی عینک گوگل در تنیس حرفه‌ای خون به جای اشک؛ معجزه یا نفرین؟ ایران سفید پوش

مطالب تصادفی

حرفه من

کیک ها را من نقاشی می کنم

در این مطلب خانم هنرمندی را معرفی می کنیم که به کیک و شیرینی مفهوم جدیدی داده است. سارا ستوده که مدتی بعنوان مدیر هنری یکی از معروف ترین شرکت های تبلیغاتی تهران کار می کرده، یکسال و نیم است حرفه جدیدی را پیشه کرده که بی ارتباط با شغل سابقش نیست.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست ... یه مَرده، یه مرد گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران 10 گام تا استخدام زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

کتابی از عکس‌های ممنوعه اینستاگرام

اینستاگرام فقط عکس‌های نوک پستان را سانسور نمی‌کند. در بخش شرایط و ضوابط استفاده از اینستاگرام آمده است: شما نمی‌توانید عکس‌ها یا هر محتوای دیگری را که در آنها تصاویر خشن، برهنگی جزئی یا کامل، تبعیض، اقدامی غیرقانونی، تخلف و تجاوز، پورنوگرافی یا هر محتوای جنسی (سکسی) دیگری دیده می‌شود در این سایت منتشر کنید. در ادامه آمده است: اگر چیزی دیدید که به نظرتان مغایر شرایط و ضوابط استفاده از وبسایت ما بود، لطفا به ما خبر دهید. ما یک تیم بین‌المللی داریم که این گزارش‌ها را بررسی می‌کند و در سریع‌ترین شکل ممکن وارد عمل می‌شود تا محتوای مغایر ضوابط را حذف کند. اما برای آرویدا بایستورم، مدل و عکاس سوئدی، این قوانین و مقررات، پایه‌گذار نوعی سانسور مدرن شده است. او به همراه مولی سودا، هنرمند دیجیتال اهل پورتوریکو حرکت تازه‌ای را شروع کرد. آنها شروع به جمع کردن عکس‌هایی کردند که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بودند، ولی به دلیل شرایط و ضوابط استفاده از این شبکه‌های اجتماعی حذف شده‌اند. آنها در اینستاگرام، از خود کاربران این شبکه اجتماعی خواستند تا عکس‌هایی را که به دلیل سانسور اینستاگرام از این شبکه حذف شده‌اند، برایشان بفرستند. آنها این عکس‌ها را در کتابی با عنوان یا عکس رو کن یا اتفاق نیفتاده است: عکس‌های ممنوعه اینستاگرام منتشر کردند. در مقدمه کتاب آمده است: عجیب نیست که مقررات (اینستاگرام) برای خیلی از آدم‌های خلاق که از شبکه‌های اجتماعی برای ابراز نظر شخصی استفاده می‌کنند، محل تنش و بحث و جدل بوده است. بیشتر عکاسان این عکس‌ها، زن‌ها هستند. بعضی عکاسان، هنرمندان نوظهوری همچون پترا کولینز کانادایی یا آمالیا اولمان آرژانتینی هستند. چند عکس از روپی کائور، شاعر هندی هم در این کتاب چاپ شده است. در ادامه مقدمه این کتاب آمده است که در آن عکس‌هایی با موضوع‌های متنوع به چشم می‌خورند، از تصاویر اعضای بدن و رابطه جنسی تا پریود زنان یا سلفی‌های برهنه، با این هدف که محدودیت‌های ناشی از هنجارها و قراردادهای اجتماعی به چالش کشیده شوند.\" وقتی خبرنگار بی‌بی‌سی جهانی از اینستاگرام درباره بحث‌های مربوط به سانسور شدن عکس‌های گرفته شده از نوک پستان سوال کرد، اینستاگرام جواب داد که آنها سعی دارند به تعادلی مناسب دست یابند تا افراد فرصت ابراز نظر و ابراز وجود خود را داشته باشند، ولی در عین حال، اینستاگرام همچنان مکانی امن و قابل اعتماد باقی بماند. مولی و آرویدا هر دو روی تامبلر که یک شبکه اجتماعی برای انتشار هرگونه عکس است، حضور دارند. مولی به نشریه دیجیتال ریفاینری۲۹ گفت:من کار آرویدا را برای سال‌ها دنبال کرده‌ام و به نظرم او دید خوبی برای ثبت عکس‌هایی زیبا دارد. این دو زن جوان می‌گویند که جمع کردن تمام عکس‌های ممنوعه اینستاگرام جالب بود و در عین حال برایشان خیلی عجیب نبود که بیشتر عکس‌ها به زنان مربوط می‌شد. مولی می‌گوید: بدن زنان خیلی سریع‌تر با دیدی جنسی مورد قضاوت قرار می‌گیرد و خیلی زودتر هم سانسور می‌شود. بعضی از عکس‌ها به موهای بدن زنان و پذیرش یا رد شکل خاصی از هیکل زنانه اختصاص دارند. در این کتاب به موضوعات مربوط به اقلیت‌هایی مثل دگرباش‌ها یا رنگین‌پوست‌ها هم پرداخته می‌شود. مولی به ایندپندنت گفت: این کتاب از فمینیسم فراتر می‌رود و درباره اینترنت است و این که چطور جامعه، بدن افراد را مورد قضاوت قرار می‌دهد و برایش محدوده تعیین می‌کند. فمینیسم برای یک زن سیاهپوست، یک دگرباش، یا زنی که اضافه وزن دارد، معنایی متفاوت دارد و در این کتاب سعی شده است به این موضوع پرداخته شود. توضیح عکس: آرویدا بایستروم و مولی سودا دو زنی هستند که این پروژه را اجرا نمودند 

بهترین روز زندگی من

زندگی ما پر از روزهای معمولی است. در کنار همه روزهای عادی تعداد انگشت شماری هم "...ترین" روزها در زندگی هر یک از ما وجود دارد. در این مطلب با بهترین روزها ی چند نفر آشنا می شوید. بهترین روز برای شما چه روزی بوده است؟
انرژی مثبت دوستانمان دنبال سفرهای هیجان انگیز باشید سه کاری که در مواقع عصبانیت باید انجام دهید تهدیدگر رابطه نتایج پژوهشی جدید: سگ‌ها رویدادها را در حافظه ثبت می‌کنند

آداب و رسوم

دوست داشتن را پاس بداریم

روز ولنتاین، روز دوست داشتن در فرهنگ غربی است. اما این دوست داشتن مختص زوج های جوان و عاشق نیست. ولنتاین روزی است که می توانید به هر کس که دوستش دارید، ابراز علاقه کنید. مادر، پدر، خواهر و برادر، دوستان نزدیک و هر کس که در قلب شما جایی دارد.

عروسی در دیزج خلیل

روستای دیزج خلیل از توابع شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی می باشد. این روستا دارای آداب و رسوم بسیار جالبی در عروسی ها می باشد که  با آن آشنا می شوید. ابتدا خانواده پسر دختری را که دارای معیارهای شان هست را انتخاب کرده و این موضوع را با خانواده دختر مطرح می کنند. بعد از چند روز برای گرفتن جواب بر می گردند و اگر جواب خانواده دختر مثبت بود قرار خواستگاری رسمی را می گذارند و مراسم عروسی را طی سه مرحله انجام می دهند. شب قرار ( بله بران )در منزل هر دو خانواده جشن و شادی و سرور خودمانی برقرار می شود، در چنین شب به یادماندنی چند نفر از ریش سفیدان وافراد خودی از هر دو طرف درمنزل دختر جمع شده و درباره نوع  اسباب و لوازم، شیرینی و خوراکی های مراسم عروسی، مبلغ مهریه و شیربها به توافق می رسند. بعد از چند روز در یک روز موعود، دو سه نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانواده دختر به بازار شبستر رفته و 15 - 10 کیلو قند، 3 کیلو چای اعلا، یک دوری شاخه نبات، یک عدد شال (روسری)، یک حلقه انگشتری طلا، آئینه بخت، کاغذ رنگی (جهت درست کردن گل خوانچه ) وغیره خریداری می کنند. شیرینی خورانی بعد از ظهر وسایل خریداری شده را با سلیقه تزیین می کنند و درون چند سینی چوبی چیده و در یک گوشه اتاق قرار می دادند. هنگامی مدعوین جمع می شوند چند نفر خوانچه کش طبق ها را روی سرشان گذاشته و همراه مدعوین روانه خانه دختر می شوند. خانواده عروس از مهمانان با گرمی و صمیمیت استقبال کرده وپس از تعارفات معمول وجابجا شدن مهمانان، مسئول پذیرایی با یک استکان چای شیرین و پشت سرش دو استکان چای قند پهلو از مهمانان پذیرایی بعمل می آورد. از سوی میزبان به خوانچه کش ها نیزانعامی از قبیل آجیل، جوراب و یا سکه نقد داده می شود. در یک اتاق جداگانه رضایت و بلی گفتن دختر بوسیله یک بانوی سن و سال دار و آشنای خانواده گرفته می شود و به اطلاع عاقد معمّم می رسد و صیغه عقد در جمع حاضران مجلس که دست هایشان بر روی زانو هایشان می بود جاری گشته و بر روی کاغذ وارداتی ضخیم ثبت می شد، معمّم بالای عقد نامه و گواهان حاشیه آن را ممهور می کردند. خانواده دختر دو- سه روز بعد مقداری وسایل پیشکشی همراه با نان قندی(شکر چؤره یی ) محلی در دروت طبقها نهاده و به منزل پسر عودت می دادند. شال اندازی:پس از شیرینی خورانی در یک روز نیک مجلس زنانه در خانه دختر ترتیب می دهند که در آن مجلس بر سر دختر شال انداخته و می رقصانند و وجوه شاباش جمع شده را به خانواده دختر و دایره زن می دهند. پارچه کسمه یا نمایش  پارچه: در یک روز خجسته سه - چهار نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانوده دختر به بازار رفته و به حساب پسر برای عروس آینده چادر شب ضخیم چهارخونه، حوله، پارچه های متنوع پیراهنی، شلواری و دامنی، هدایا و سوغات برای خانواده دختر، چند کیسه حنا، وسایل آرایشی سننتی و یک عدد صندوق عروس خریده و به منزل می آورند، در منزل وسایل سبک را با تشریفات در طبقها می چینند تا در یک فرصت مناسب به منزل دختر بفرستند خانواده دختر نیز جهت دعوت به چشن زنانه به نام (پارچه کسمه) یک عدد پاکت رنگی چهار گوش به نام (سلام و دعا ) که معمولا حاوی هل، میخک و نبات است بعلاوه یک عدد نان قندی محلی در سینی (سینی کوچک)نهاده و به منزل دعوت شونده می فرستند. روز جشن (پارچه کسمه) دو نفر خانم در طرفین در ورودی منزل دختر می ایستند، یکی به مدعوین گلاب می پاشد دیگری نیز آینه به دست ایستاده وبا خوشامد گویی بانوان را به اتاق جشن راهنمایی می کند. در این جشن شادی زنانه بانوی با تجربه ومحبوبی  پارچه های خوانچه را یکایک بدست گرفته و با تعریف وتمجید و توضیحات لازم به حضار نشان می دهد. در طول نمایش کالای خوانچه عروس، دائره زن با آوازهای دلنشین و شادی آفرین آذری مدعوین را سرگرم ومسرور می کند. در پایان جشن هر یک از میهمانان نسبت به توانایی مالی اش پولی می دهد. از وجوه جمع شده مبلغی به دائره زن ومابقی را به خانوده دختر تقدیم می کنند که جهت خرید نواقص جهیزیه دختر به مصرف برسانند. قبل از شب حنا بندان، هنگام عصر، سلمانی (دلاک) محل، سر وصورت داماد را در حضور عده ای دعوت شده اصلاح کرده وانعام نقدی وجنسی دریافت می کند. دختر را نیز در خانه اش، مشاطه محل زیر ابرو گرفته وبه صورتش بند می اندازند و دستمزد وانعام دریافت میکنند. از سوی دیگر خانواده دختر پیراهن، جوراب، دستمال، عرقچین دستدوز، قاب قرآن،  ساعت، مهر، شانه و جانماز، مچ پیچ و نظایر آنها برای داماد و هدایای شاغدوش و سولدوش را به درون طبق چوبی چیده و جهت تماشا در وسط اتاق قرار می دهند. خانواده پسر جهت تماشای خوانچه ها به منزل دختر رفته و پس از پذیرایی مختصر سیاهه جهیزیه دختر را می نویسند وبه ورقه مهریه نصب می کنند. سپس خوانچه ها، صندوق لباس و لحاف - تشک عروس وداماد به منزل پسر فرستاده می شود تا در شب حنا بندان داماد از پوشاک دریافتی استفاده کند. طبق معمول طبق کشها انعام دریافت کرده وبا چهره بشاش مرخص می شوند. شما عزیزان هم اگر در شهر خود آداب و رسوم جالبی دارید برای لادبز نگار ما بفرستید تا با اسم خودتان در سایت منتشر شود.    
رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش از اینجا تا به شیراز قتل‌ عام «۱۰۰ هزار» فیل در آفریقا در سه‌ سال توحش در قرن بيست و يكم ميلادي

سفر و تفریح

گراوان، رنگین كمان املاح معدنی

وقتی به من گفتند می خواهیم برویم چشمه ای را ببینیم كه آبش پس از جوشیدن از زمین سنگ می شود، باور نكردم تا اینكه با چشم خودم دیدم.

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها
ابیانه، تاریخ سرخ ایران بالاتر از هیجان چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت سنندج، شهر هزار تپه