1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

درک مردها و داشتن تعامل بهتر با آنها مستلزم دانستن 3 راز بزرگ درباره ویژگی‌های مغزی- احساسی آنهاست؛ این 3 راز همان‌هایی هستند که باعث می‌شوند فکر کنیم مردها موجودات پیچیده‌ای هستند اما اشتباه نکنید !

راز شماره یک

چرا مردها احساس می‌كنند همیشه باید حق با آنها باشد؟

به منظور درك این معما در مورد مردان باید به شرایط تعلیم و تربیت آنها در دوران كودكی نگاهی بیندازیم. مردها اینگونه آموزش دیده‌اند كه باید دنیای بیرون را تحت كنترل كامل خود داشته باشند و همیشه به موفقیت دست پیدا كنند و در عوض به دنیای درونی خود كه شامل افكار و احساساتشان است، كمتر توجه نشان بدهند. به پسربچه‌های كوچك گفته شده كه ارزش آنها به كارهایی است كه انجام می‌دهند و همچنین به موفقیت‌هایی است كه به آنها دست پیدا می‌كنند. مثلا به آنها گفته‌اند كه تو مرد این خونه‌ای و باید به مادرت در همه‌ کارها کمک کنی.

 

بر همین اساس پسربچه‌ها به این نتیجه می‌رسند برای اینكه پسرهای خوبی باشند باید كارها را درست انجام دهند.

نكته مهم: مردها غالبا به سختی می‌توانند بگویند متاسفم. معذرت‌خواهی از طرف آنها به این معناست كه كار اشتباهی كرده‌اند و اینكه خیلی بد هستند.

راه‌حل چیست؟

1-از به كار بردن الفاظ و عباراتی كه باعث احساس بی‌كفایتی در نامزد یا همسرتان می‌شود، خودداری كنید، او را سرزنش و محكوم نكنید، با دیگران مقایسه‌اش نكنید، صرفا احساسات خود را بیان كنید و حتما بگویید به او اعتماد دارید. این را بدانید كه مردها واقعا به تعریف و تمجید شما احتیاج دارند.

راز شماره دو

چرا مردها وقتی زن‌ها احساساتی برخورد می‌كنند عصبانی می‌شوند؟

بسیاری از متخصصان چنین توضیح می‌دهند كه مردها به این دلیل در مواجهه با برخورد احساسی زن‌ها واكنش منفی نشان می‌دهند كه با احساسات آسیب‌پذیر خودشان راحت نیستند. بخشی از مشكلات میان مردان و زنان از همین ناحیه نشات می‌گیرد.

موقعیتی که حتما تجربه کرده‌اید

آیا تا به حال برایتان پیش آمده كه فقط نیاز داشته باشید همسرتان كمی دلداریتان بدهد و دوست‌تان بدارد در عوض او برای شما یك سخنرانی ترتیب داده و به شما امر و نهی كند؟ آیا تا به حال برایتان پیش آمده، احساسات‌تان را با نامزد یا همسرتان در میان بگذارید اما او شما را متهم كند كه بیش از حد احساساتی هستید و در نهایت به شما بگوید:« به همه چیز واكنش نشون میدی. اگه این قدر احساساتی نبودی، شاید می‌توانستیم كمی با هم آرامش داشته باشیم. دیگه نمی‌خوام به این مزخرفات و چرت و پرت‌ها گوش بدم.»

مردان خود را مسئول درد و رنجتان می‌دانند و چنانچه نتوانند ناراحتی‌تان را برطرف كنند، احساس گناه خواهند كرد.

راه‌حل چیست؟

1-وقتی ناراحت هستید به همسرتان دقیقا بگویید كه از او چه خواسته‌ای دارید. این كار، شما را از ساعت‌ها وقت تلف كردن، سوءتفاهم، جنگ و جدل، مشاجره، یأس و سرخوردگی نجات می‌دهد. مثلا به او بگویید فقط برای درددل با او حرف می‌زنید و نمی‌خواهید سرزنش بشنوید.

2-هنگامی كه ناراحت هستید، اغراق نكنید و ناراحتی‌تان را از آنچه كه واقعا هست بزرگ‌تر جلوه ندهید. مردها همواره به معنای لغوی كلماتی كه به كار می‌برید، توجه می‌كنند.

آیا تا به حال برایتان پیش آمده كه بخواهید احساسات خود را با همسرتان در میان بگذارید و او سعی كند كه یا با عجله شما را از آن احساس بیرون كشیده یا اینكه كاری كند تا دست از آن بردارید؟ شما فقط می‌خواهید كمی گریه كنید ولی او طوری برخورد می‌كند، انگار شما دچار یك بیماری عصبی یا روانی شده‌اید. مردها غالبا احساساتی برخورد كردن زن‌ها را با حالت هیستریك اشتباه می‌گیرند و فرض را بر این می‌گذارند كه وضعیت روحی‌تان خراب‌تر از آن است كه تصورش را می‌كنید.

راز شماره سه

آیا مردها در مقایسه با زن‌ها اهمیت كمتری به عشق و روابط می‌دهند؟

مردها هویت خود را بیشتر از ناحیه شغل و موفقیت‌هایشان تعریف می‌كنند، در حالی كه زن‌ها هویتشان را صرفا بر اساس روابط خود بیان می‌كنند. موضوع این نیست كه به شما عشق نمی‌ورزد یا اینكه به شما احتیاج ندارد، حتی موضوع این نیست كه شغلش را بیش از شما دوست دارد. مطلب تنها این است كه شغلش تاثیر درگیرانه‌تری بر احساس رشد شخصی و اعتمادبه نفس او دارد تا رابطه‌اش با شما.

شده احساس کنید كه رابطه برای شما مهم‌تر است تا شوهرتان؟ تا حالا شده‌ است وقتی كه از سر كار به خانه برمی‌گردید برای دیدنش لحظه‌شماری کنید اما وقتی به خونه می‌رسد، به نظر نیاید كه آن‌قدرها هم هیجان‌زده باشد یا اینكه همیشه كارهای خاصی برای نامزد یا شوهرتان انجام می‌دهید. مثلا به مناسبت‌های ویژه برایش كارت پستال می‌فرستید. برای بعضی شب‌ها و مناسبت‌های به‌خصوص از قبل برنامه‌ریزی می‌كنید و... حتی ممکن است بارها از خودتان پرسیده‌ باشید که «او هم به همین اندازه كه من دوستش دارم. دوستم داره، چرا همین كارها را برای من انجام نمی‌ده؟

تفاوت زن‌ها و مردها؛ این فرق‌ها را بدانید

تفاوت در ارزشیابی
ارزشیابی ما زنان  با ارزشیابی‌های مردها متفاوت است. ما زن‌ها صرف‌نظر از اینكه تا چه حد در شغل خود موفق هستیم، مادامی كه زندگی احساسی خوبی نداشته باشیم، احساس خوبی نسبت به خودمان نخواهیم داشت. برای یك زن صمیمیت و نزدیكی با همسرش، آرامش و راحتی است.

دیدگاه‌ها  

-3 # parastoo 1392-02-29 11:19
کلا مرد اگه نبود زن ها راحت تر زندگی میکردن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # parastoo 1392-02-29 11:20
شده احساس کنید كه رابطه برای شما مهم‌تر است تا شوهرتان؟ همه همین حسو دارن چون مردها به جای نیم کره چپ شون ی جای دیگه شون کار میکنه فقط . بس که نادان ان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # baran 1392-02-30 19:38
هیچ توجه کردید تمام مطالبی که در مورد روابط میان خانم ها و آقایان می نویسید فقط می گویید که "آخی طفلکی مردها! اونا هر کاری کردن شما خانمها فقط قربون صدقشون برید و درکشون کنید!!" چرا مردها یکم سعی نمی کنند بهتر بشن؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # صبا 1393-03-18 16:22
واقعا با باران موافقم مردا واقعا موجودات عجیبی هستند! عذر میخوام ولی کمی عقده ای به نظر می رسند! انگار که یه بچه کوچولویی هستند که اگه زندگی خوبی بخوای داشته باشی فقط باید گولشون بزنی!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد

نه تنها من که همه اعضای خانواده از ورود اولین نوه بسیار خوشحال بودیم. همه سعی می‌کردیم در اولین فرصت خود را به دختر کوچولو برسانیم و از دیدن او با تمام وجود کیف کنیم. روزهای خوبی بودند که با شادی سپری می‌شدند. ولی فارغ از همه خوشی‌ها، من می‌توانستم خستگی و استرس را در چشمان خواهرم ببینم و تنها گوشه‌ای از فشاری را که تحمل می‌کند درک کنم. به نظرم روزهای خوش زندگی‌ او در حال تبدیل شدن به روزهای سخت و طاقت‌فرسا بود. این گونه به نظر می‌رسید که استرس و خستگی فرصتی برای لذت بردن از نوزادش برایش باقی نمی‌گذاشت. خلاف باور رایج که می‌گوید هر که فیل خواهد جور هندوستان برد، مطمئن بودم این آغاز راه پدر و مادر شدن نیست و راهکارهایی برای لذت بردن از این موهبت وجود دارد. پس دست به کار شدم و توصیه‌های سودمندی را از منابع معتبر برای خواهر و شوهر خواهرم جمع‌آوری کردم که به کارگیری آنها باعث شد بتوانند از بودن با نوزاد تازه متولد شده‌شان کمال لذت را ببرند. بیش از هر چیز مراقب خودتان باشید تنها یک مادر سالم قادر است به درستی از کودکش مراقبت کند. قبل از هر چیز مراقب سلامت خود باشید و به هیچ وجه تغذیه سالم را فدای مراقبت از کودک نکنید. به جای خوردن قهوه برای بیداری شبانه، ساعات شبانه روز را بین خود و شریک زندگی‌تان تقسیم کنید تا هر دو وقتی کافی برای استراحت داشته باشید. از یاد نبرید که قبل از تولد کودک‌تان دلمشغولی‌های زیادی داشتید پس زمان را طوری تنظیم کنید که علاوه بر لذت بردن از نوزادتان به آن‌ها نیز برسید. پرداختن به عادت‌های خوب گذشته به شما انرژی می‌دهد و انرژی مثبت چیزی‌ است که در این روزها به شدت به آن نیازمندید. قوانین دیدن بی‌شک همه اعضای دور و نزدیک خانواده مشتاق دیدار فرزندتان هستند. آن‌ها سعی می‌کنند وقت و بی‌وقت به خانه شما بیایند و از دیدن فرشته تازه متولد شده لذت ببرند. لازم نیست شما سدی در برابر این اشتیاق مثبت باشید، فقط کافی است برای آن‌ها قوانینی در نظر بگیرید. از همه بخواهید قبل از لمس کودک از نظافت دستان‌شان مطمئن شوند. از دوستان و اقوام بیمار بخواهید وقت دیگری را برای دیدن نوزاد در نظر بگیرند و از دیدن نوزاد در زمان بیماری‌شان خودداری کنند. نگران روابط اجتماعی‌تان نباشید؛ چون اکنون سلامت شما و کودک‌تان مهم‌تر از آن است. پس از مهمانان بخواهید در ساعات مشخصی به سراغ‌تان بیایند تا شما نیز وقت کافی برای استراحت و رسیدگی به امور شخصی داشته باشید. زندگی جدید را باور کنید به هر حال باید موقعیت جدیدتان را به عنوان مادر یک نوزاد بپذیرید و به دنبال حرکت در خلاف جهت مسیر زندگی نباشید. باید بپذیرید که در شرایط کنونی وقت کمتری برای خودتان دارید و مجبورید وقت زیادی را صرف مراقبت، گریه، شیر دادن و عوض کردن پوشک کودکان بکنید. قطاری از عواطف متضاد مجموعه از عواطف متضاد در انتظار شماست. شما ممکن است در زمان عوض کردن پوشک نوزادتان محو تماشای دست و پای کوچک او شوید و احساس علاقه شدید بکنید یا برعکس نگران از دست دادن استقلال‌تان یا ناتوانی در نگه‌داری از کودک‌تان شوید. ممکن است شما یا شریک‌تان عصبی شوید و زندگی را فنا شده ببنید. در چنین مواقعی با هم حرف بزنید و مشکلات را با هم درمیان بگذارید. یک خنده ساده ممکن است بخش عظیمی از نگرانی‌هایتان را حل کند. نگران خانه و زندگی نباشید بی‌خیال جاروبرقی بشوید و گرد و خاک را به طور موقت فراموش کنید. لباس‌های کثیف را تا زمانی که واقعا به آن‌ها احتیاج ندارید به حال خود رها کنید. نگران شام شریک‌تان نباشید، این روزها لازم نیست همه چیز در حد عالی باشد. به جای یک شام عالی به املت بسنده کنید و خستگی‌تان را با فکر کردن درباره کارهای روزمره خانه‌داری چند برابر نکنید. از خانه بیرون بزنید اگر از گریه‌های بی‌وقفه کودک‌تان کلافه شده‌اید، به همراه او از خانه بیرون بزنید. کمی قدم زدن حال‌تان را بهتر می‌کند. در چنین مواقعی اجازه دهید یک فرد قابل اعتماد به یاری‌تان بیاید و سختی‌ها را با او قسمت کنید. دست‌های یاری را بفشارید این یک که شما باید کودک‌تان را یک تنه بزرگ کنید، توهمی بیش نیست. اجازه دهید داستان‌ها و فیلم‌ها راه خودشان را و روال واقعی زندگی راه خودش را برود. وقتی دوست و فامیل دست یاری دراز می‌کنند آن‌ها را بفشارید. از آن‌ها بخواهید در کارهای روزمره، جمع کردن لباس‌ها و کارهایی از دست کمک‌تان کنند. این کمک‌ها از ارزش‌های شما به عنوان یک مادر کم نخواهد کرد. زندگی در جریان است حق با شماست، نوزادتان به شما احتیاج دارد ولی فراموش نکنید کودک دیگر‌تان هم توجه شما را می‌خواهد. این در مورد شریک زندگی‌تان نیز صادق است. از آن‌ها غافل نشوید و دیگر روابط‌تان را فدای روابط نوزادتان نکنید. روان‌پزشک بهترین دوست شماست ما ایرانی‌ها به طور معمول روابط خوبی با روانپزشک نداریم، ولی بارو کنید این روزها در صورت نیاز توصیه‌های او برتر از توصیه‌های دوستان و حتی والدین شماست. پس باورهای غلط و رایج جامعه را فراموش کنید و در صورت نیاز به سراغ روانپزشک بروید و برای مبارزه با استرس از او کمک بخواهید.  

کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟

محیطی که کودک انسانی در دوران جنینی درآن به سر می برد، شاید بتوان گفت همان بهشتی است که در طول زندگی برای رسیدن به آن تلاش می کند . محلی که جنین در آن زندگی می کند در واقع کیسه آبی است که او را از هرگونه ضربه ای  محافظت می کند. از مشخصات این محیط می توان به دمای ثابت، و در دسترس بودن غذا ودفع مواد زائد جنین حتی بدون اراده این موجود اشاره کرد.  همین کودک "امن"، به یک باره "ناامن" ترین و بزرگ ترین ضربه زندگی خود را متحمل می شود و هماهنگی و آرامش دوران جنینی، به واسطه تولد بر هم می خورد. دمای مطبوع رحم به سرمای اتاق زایمان بدل می شود، فشار  عبور از  کانال زایمان را تحمل می کند ، چندی بعد گرسنه می شود، احساس دفع پیدا می کند وپس از دفع، احساس کثیف بودن به او دست می دهد و همچنین ده ها مشکل کوچک و بزرگ دیگر بروز خواهد کرد که کودک با آنها دست و پنجه نرم می کند . در واقع مواجهه با هر کدام از این مشکلات، چنان استرسی به او وارد می کند که گویی لحظه به لحظه با مرگ دست به گریبان است. قطعا چنین وضعیتی برای او قابل تحمل نیست . بسیاری بر این باورند که این تولد  ، هبوط واقعی انسان از بهشت به زمین است. زمینی که از بدو ورود جز رنج برای او دستاوردی نداشته است. به همین دلیل ما انسان ها در تمام طول زندگی به دنبال امنیت می گردیم. امنیتی که روزی آن را با تمام وجود احساس کرده ایم . در واقع این امنیت است که بین ما و مرگ فاصله ای به وسعت زندگی  ایجاد می کند. روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند. اگرکودک در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . نقش دانش پدری و مادری و همچنین گذراندن دوره های آموزشی توسط والدین از آسیب های وارده به کودک  شدیدا جلوگیری می کند . بر طبق نظریات علمی به اثبات رسیده شصت درصد ساختار شخصیت کودک در شش سال اول زندگی شکل می گیرد و 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . شاید بتوان گفت نوزاد انسانی جنین نارسی است که به دنیا می آید ومی بایست این چهارده ماه نیز در همان محیط امن می ماند ولی از آنجا که وزنش برای مادر غیر قابل تحمل می شود اجبارا باید آن محیط را ترک کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آن هست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . بسته به نوع پاسخی که مادر به نیاز ها و رفتارهای کودک می دهد وی تصویری ذهنی از مادر و نیز از دنیای پیرامون خود پیدا می کند . تصویری که مادر می تواند در ذهن کودک ایجاد کند: مادر حساس مادر مهربان مراقبی بی تفاوت و طرد کننده مادری غیر قابل پیش بینی در واقع سنگ بنای سلامت روانی کودک واکنش به جا ، حساسیت و پاسخ دهی به موقع مادر می باشد . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدر و روابط جنسی و قمار و دست یابی به قدرت بی حد وحصرکه می تواند به شکل کاذب، او را از درد "ناامنی" خلاص گرداند  2- باورهای مذهبی  به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. تقریبا بعد از چهارده ماه اول است که کودک باید بتواند با مفهوم محرومیت و شکست آرام آرام آشنا شده وآن را تجربه کند. این تجربه ها به کودک آموزش خواهد داد تا بتواند در آینده با مشکلات و محرومیت ها راحت تر کنار بیاید . در این دوران (چهارده ماه اول) هر گونه محرومیت و شکست یا درد و رنج ، کودک را به سمت بی اعتمادی خواهد برد . در این دوران به هیچ وجه در صدد تنبیه و یا تربیت کودک بر نیایید و تمام تلاشتان صرفا باید در راستای ارضای نیاز های کودک باشد . به یاد داشته باشید  کودکی که صحیح تربیت شده باشد به جنبه های خوب زندگی نظر دارد و از جنبه های بد آن نیز آگاهی خواهد داشت. در مورد مثبت بودن به نیمه پر نگاه می کند و از بخش خالی  هم غافل نیست . امیدوار است، ولی خوش باور نیست و برای رسیدن به اهداف خویش به معجزه و ناجی روی نمی آورد. در حالی که کودک آسیب دیده یا امید واهی دارد یا مطلقا ناامید است و یا اعتماد کامل دارد یا بی اعتماد مطلق است وبه جای کنار آمدن با واقعیت دائما در خیال های خود سیر خواهد کرد . در حدود شش ماهگی تولدی دیگر درنوزاد شکل می گیرد که در صورت آسیب، تا پایان عمر او را دچار رنج خواهد کرد. نوزاد انسان در بدو تولد به دلیل شرایط محیطی که در آن می زیسته ، قائل به شخصیت" من جهانی " است و همه دنیا را در خود و خود را همه دنیا تصور می کند . این گونه تفکر که در اصطلاح روانشناسی  به آن "خودشیفتگی " اطلاق می شود، تا حدود شش ماهگی بطور کامل با کودک می ماند و در حدود سه  تا چهار ماهگی به دلیل رشد عصبی ، کودک احساس می کند  شخصی غیر از خود او ( مانند مادر یا جایگزین او )  نیز وجود خارجی دارد ولی او را نیز جزئی از دنیای خویش تصور می کند .در اثر رشد وتکامل بیشتر دستگاه  عصبی  در حدود شش ماهگی ، کودک در می یابد  جزئی که به آن تعلق داشته، می تواند از او جدا شده و آرام آرام به این تفکر دست می یابد که ؛ خود، جزئی از آن است و آنهم جزئی ناقص ! برای عبور بهتر از این دوران ، نوازش کردن تک تک اعضای کودک به آرامی و همچنین صحبت کردن با او توسط والدین ضروری است ولی بازی های هیجانی مانند بالا انداختن کودک را در این دوران ممنوع است . اینجاست که کودک با اضطرابی مواجه  می شود به نام " اضطراب جدائی". توضیح اینکه؛  کودک احساس می کندهنگامی که مادر (و یا شخصی که نقش مادر را ایفا می کند) از میدان بینایی او خارج می شود، نابود شده و  دیگر یاور او نخواهد بود. این اضطراب در اثر همین حس غریب و دردناک در کودک ایجاد می شود . راه حل اینکه  مادر می باید در هنگام جدایی از کودک با صدا زدن و حرف زدن با او و همچنین بازگشتن و دوباره رفتن، آرام آرام حس اعتماد را در وی فعال کرده  و به کودک خود  این پیام را بدهد که او را هرگز رها نخواهد کرد. بهترین بازی در این دوران برای عبور کودک از این وضعیت، بازی "دالی موشه" و "قایم باشک" است. اضطراب غریبه ها : کودک در این ایام شدیدا از غریبه ها هراس دارد و نباید به هیچ روی بدون میل کودک، او را به دیگران سپرد. سپردن به دیگران حتی میل کودک با این توجیه که او عمه، خاله یا دایی است کودک را مضطرب کرده و به او صدمه خواهد زد . در واقع چون کودک در این ایام هنوز هیچ احساسی از کل وجودش ندارد ،همواره در تعادلی نا پایدار به سر می برد و کمترین تغییری می تواند احساس فروپاشی ، مرگ و عدم حمایت از جانب دیگران را برای او به همراه داشته باشد. این اضطراب جدایی و غریبی در صورتی که سر انجام خوبی نداشته باشد  بعدها برای کودکی که تبدیل به  انسان بالغی شده مشکلات متعددی را بوجود می آورد. از جمله این مشکلات می توان به : وابستگی های بیمارگون به نزدیکان، اضطراب از دست دادن، بروز دلشوره های بی مورد خصوصا بی تابی درموقع وداع با نزدیکان و حتی کنار نیامدن با پدیده طبیعی ای همچون مرگ اشاره کرد.
مسمومیت گوش! کودکان تکنولوژی آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید برای کودکان تان لالایی بخوانید بهترین زمان تربیت کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

"داگا ی عجیب "

سگ بهترین دوست انسان است. این حیوان به طوری به صاحبش از لحاظ احساسی وابسته است که صاحبان در بعضی مواقع سگ هایشان را بیشتر از فرزندانشان دوست دارند.

چگونه گربه خود را به نوشیدن آب کافی تشویق نماییم

با اینکه گربه ها به اندازه سایر حیوانات نیاز به نوشیدن آب ندارند، ولی داشتن آب کافی برای بدن آنها ضروری است، مخصوصا زمانی که مشکل کلیوی یا مثانه دارند. برای آنکه اطمینان حاصل شود که گربه تان به میزان کافی آب می نوشد چندین روش را برای جذب گربه تان به سمت نوشیدن آب بیشتر پیشنهاد می کنیم.   1. از طروف آب متنوع استفاده کنید   گربه ها وسواسی هستند و در انتخاب سخت گیری می کنند . بعضی گربه ها ظرف استیل را می پسند یا کاسه سرامیکی، درحالی که بعضی دیگر کاسه پلاستیکی را ترجیح می دهند. بهتر است گاهی ظرفش را تغییر دهید تا بفهمید به کدام جنس ظرف با چه ارتفاعی بیشتر علاقه نشان می دهد. پس حتما ظرف هایی با جنس متفاوت و رنگ های مختلف امتحان کنید.   2. ظرف را در نقاط مختلف خانه قرار دهید   اگر ظرف آب گربه را همیشه در یک نقطه بگذارید، علاقه گربه تان به نوشیدن آب کمتر می شود. ظرف آب را بین آشپزخانه کنار سینک ظرف شویی، کنار محل خواب گربه تان، در حمام و هر مکان دیگری از خانه جا به جا کنید. بدین ترتیب گربه تان در گشت و گذارش در خانه ظرف آب را کشف می کند و به نوشیدن آب تشویق می شود. معمولا ظرف آب را در مکان هایی قرار دهید که گربه تان بیشتر وقتش را آنجا می گذراند. مثلا کنار پنجره. قرار دادن ظرف آب در وان حمام هم ایده جالبی است. زیرا برخی گربه ها علاقه زیادی به وان دارند.   3. ظرف آب را تمیز نگاه دارید   هرچه ظرف آب گربه تمیز تر باشد ، بیشتر به خوردن آب تشویق می شود. کثیفی ظرف ممکن است دلیل آب نخوردن گربه ها باشد. همیشه آب داخل ظرف را چک کنید تا چیزی در آّب نیافتاده باشد مخصوصا زمانی که گربه شیطون شما علاقه به انداختن اجسام توی آب داشته باشد.حتما آب داخل ظرف را حداقل یک بار در روز عوض کنید.   4. ظرف آب را از محل دفع گربه و ظرف غذایش دور نگاه دارید   برای برخی از گربه ها مهم است که ظرف آبشان در جایی تمیز باشد. وقتی برای اولین بار جای ظرف را تغییر می دهید این کار را در جلوی چشم گربه تان انجام دهید تا زمان تشنه شدن گیج نشود و به راحتی آن را پیدا کند.   5. گاهی شیر آب را باز بگذارید   با اینکه این کار از نظر صرفه جویی در مصرف  آب کار درستی نیست اما گاهی برخی گربه ها علاقه زیادی به نوشیدن آب جاری از شیر دارند. اگر آّب را با فشار کم روشن بگذارید گربه تان جذب آن شده و آّب می نوشد. می توانید این کار را یک بار در روز به صورت روتین انجام دهید.   6. از فواره های کوچک یا آب نماهای کوچک خانگی استفاده کنید گربه های خانگی مانند گربه های وحشی علاقه بسیاری به نوشیدن آب جاری مانند آب رودخانه دارند. پس شما هم می توانید با تجهیزاتی این امکان را برایشان فراهم کنید.   7. اضافه کردن غذاهای آبکی مانند سوپ مرغ مخصوص گربه به آب   اضافه کردن مقداری غذای آبکی از غذاهای برند مورد علاقه گربه تان به ظرف آبش می تواند موجب تشویق او شود.   8. استفاده از غذاهای آبکی به جای غذاهای خشک   همان طور که از نامش پیداست غذای آبکی آب بیشتری به بدن گربه تان می رساند. البته می توانید به غذای خشک را نیز با آب یا شیر مخلوط کنید ولی باید مراقب باشید موجب فاسد شدندش نشود.   9. در داخل ظرف آب گربه یخ بریزید   بعضی گربه ها آب یخ را بیشتر دوست دارند. هم چنین یخ های داخل آب وسیله ای است برای بازی و تشویق آنها به سمت آب خوردن.   10. در حجم کمتر و به دفعات بیشتر به گربه تان غذا دهید   بسیاری از گربه ها بعد از غذا خوردن آّب می نوشند. پس برای تشویق آنها به خوردن آب بهتر است دفعات غذا دادن به گربه تان را بیشتر کنید. البته حجم غذا را هم کنترل کنیذ تا موجب چاقی حیوانتان نشود. 11. ریختن کمی گیاه گربه (سمبل الطیب) در ظرف آب گربه کمی گیاه گربه را پودر کرده و با آّب داخل ظرف مخلوط کنید. گربه تان عاشق ظرف آبش می شود.    
اسرار پنهانی که گارسون شما هیچگاه به شما نخواهد گفت پازل 32 هزار قطعه ای رفتار شناسی گربه ها بلیط یکطرفه به مریخ نیک سانتوناستکو، معلولی بی مانع

مطالب تصادفی

حرفه من

دختران آتش

درست ده سال پیش اولین گروه آتش نشانان زن، پایان دوره آموزشی خود را جشن گرفتند و به طور رسمی وارد حرفه آتش نشانی شدند. هرچند كه در آغاز حرف و حدیث هایی برای آموزش و به كارگیری زنان در این حرفه بود، اما دختران آتش توانستند شایستگی خود را ثابت كنند تا جایی كه اكنون یك ایستگاه در اختیار دارند.

برای مصاحبه شغلی آماده باشید

همه می دانیم که یافتن شغلی مناسب چقدر سخت است، تعداد محدود نیازهای شغلی، عدم مطابقت تحصبلات به شغل های پیشنهاد شده، سابقه کار اندک و همچنین عدم داشتن پارتی مناسب که در صورت حل این مشکل آخری دیگر نیازی به رفع و رجوع بقیه موارد ندارید. سلسله نوشته های ذیل در حقیقت به شما کمک می نماید که از کنکور مصاحبه کاری براحتی و با موفیت عبور نمائید. استرسی که برای عبور از این آخرین و بلند ترین مانع دارید میتواند شانس شما را در متقاعد ساختن مصاحبه کننده در انتخاب شما کاهش دهد هر چند که شما و کار مورد نظر واقعا بهم بیائید.اما در آغاز بررسی می نمائیم سوالاتی را که باید جواب آنرا از آغاز در آستین داشته باشید. · چرا شما به کار در صنف .. علاقمندید؟این سوال در حقیقت بسیار کلی است و بهتر است اگر جوابی برایش ندارید و باید بگوئید دنبال کار می گردم وقت خود را تلف ننمائید. بهترین جواب می تواند برگرفته از تجربه شخصی/تحصیلی شما با صنف مزبور باشد. میتوانید حتی از آینده ای که برای این صنف در نظر دارید سخن بگوئید، مثلا کمتر کسی به صنعت نفت واقعا از ته دل علاقه دارد ولی همه می دانیم صنعت نفت و انرژی تا دنیا هست باقی خواهد ماند. مصاحبه کننده احتیاج دارد علاقه شخصی یا نگرشی بلند مدت را درون شما به صنف مزبور بیابد. · چرا به کار در شرکت ما علاقمندید؟سوال آسانی بنظر می آید اما بموقع خودش میتواند کمی چالش ایجاد نماید، بهتر است قبل از انجام مصاحبه نگاهی به گذشته و فعالیتهای شرکت داشته باشید و چند نکته مثبت را که در شما انگیزه حضور یا مشارکت در فعالیتهای این شرکت ایجاد می نماید را پیدا نمایید. باز هم از کلی گویی بپرهیزید. · 5 سال بعد از این می خواهید چکاره شوید؟آیا فکرش را کرده اید؟ کمتر اتفاق می افتد کسی که دنبال کاری می گردد فکر 5 سال بعد را نیز نموده باشد. در این مورد بهتر است قبل از اینکه به مصاحبه بروید کمی فکر نمائید، صادق باشید و اگر قصد ماندن در شرکتی را برای بلند مدت ندارید بگویید. ادامه تحصیل بالاتر، امکان مدیریت بخشی از شرکت و حتی راه اندازی کسب و کار شخصی خیلی بهتر از کلمه هنوز فکری ندارم است، مصاحبه کننده با این سوال در حقیقت میزان بلند پروازی شما را می سنجد اگر نه حتی خودش نیز نمی داند 5 روز آینده بطور قطع چه خواهد نمود. · بار آخری که حقوق شما مورد باز بینی قرار گرفته است کی بوده است؟این سوال در حقیقت برای اینست که ببیند آیا در محل قبلی از کار شما رضایت داشته اند یا خیر. در این مورد بهتر است کتمانی انجام نگردد. شرکتها امروزه کم و بیش از وقایع داخل هم اطلاع دارند اگر بر سر پاداش و اضافه نمودن حقوق مشکلی داشته اید یا وضع مالی شرکت طوری نبوده که پاسخگوی نیازهای شما باشد بدون رو در وایستی بگویید. · چه نوعی از مدیریت  را بیشتر می پسندید؟آیا فرد مستقلی هستید یا نیاز دارید کسی شما را در طول مسیر راهنمائی نماید؟ مدیران بیشتر دنبال افرادی هستد که میتوانند کاری را بدون اینکه 50 بار ایمییل رد و بدل شود و 10 بار صحبت شود انجام دهند. مهم اینست که گزارش کار انجام شده را آنان برای مقامات بالاتر ببرند. · چه نکات مهمی در کارهای قبلی خود آموخته اید؟اگر در صنف خود دنبال شغل دیگری در شرکت دیگری می باشید یاد آوری چند مورد فنی خیلی هم مناسب و خوب است اما اگر از بانکداری به صنعت لبنیات میخواهید وارد شوید بهتر است نکاتی کلی از مهم بودن همکاری های بین گروهی و درون گروهی، نظم و انضباط کاری، حرکت بر اساس برنامه ریزی انجام شده و غیره را بعنوان مثال بکار گیرید. · کدام را بیشتر پسندیدیید و چرا؟بازگشت به سوال قبل، مصاحبه کننده بدنبال شناختن بیشتر شما می باشد، در این زمان شما میتوانید یکی از تجربیات خود را باز نموده و توضیحات بیشتری از تجربه خود بدهید. · چه کاری با رهبری شما انجام گرفته است؟آیا تاکنون حرکت انقلابی در محل کار قبلی انجام داده اید؟ پروژه ای که با پیشنهاد و رهبری شما آغاز و به نتیجه رسیده باشد؟ لزوما اگر محل کار نه زندگی شخصی چه؟ آیا کسی هستید که بتواند جمعی از دوستان را برای مسافرت یا کار گروهی دیگری بسیج نماید؟ · چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی دارید؟هیچکدام ما خدا نیستیم و ضعفهای بیشماری داریم، ولی بهتر است یک یا دو مورد آنرا که به بهروری شما در محل کار تاثیر می گذارد اشاره نمائید. عدم ایجاد ارتباط قوی با همکاران، عدم قدرت رهبری تیمی، عدم امکان کار در شرایط سخت و ساعات کاری طولانی از مواردیست که مصاحبه کننده بدنبال آن است. بهتر است از الان بداند در چه چیزهایی میتواند بروی شما حساب ویژه باز نماید و در چه چیزهایی خیر. · چه نکاتی بازگو کننده پیشرفت شخص در یک موسسه می باشد؟همه میخواهند پیشرفت نمایند ولی نوع پیشرفتیکه شما در ذهن دارید  در حقیقت شرط اساسی برای مصاحبه کننده است. جواب شما به وی توضیح میدهد که شما چه نوع راهی را برای پیشرفت در موسسه بکار خواهید بست آیا با همکاری با دیگران خود را بالا خواهید کشید یا با به زیر آوردن آنان. · آیا امکان کار در شهرستانها را دارید؟نترسید همین الان شما را به کویر تبعید نکرده اند، شاید چند ماهی یا شاید ماهی چند روز مجبور به مسافرت شوید. چه کسی از مسافرت بدش می آید؟ اگر واقعا نگرانید بهتر است قبل از جواب نه دادن شرایط تغییر مکان موقت  یا بلند مدت را بپرسید پرسیدن چیزی که شما را برای دادن پاسخ بهتر به مصاحبه کننده کمک می کند یکی از ویژگی های مثبت شما محسوب خواهد شد. · علایق شخصی شما چیست؟آیا ورزش می کنید؟ تلویزیون تماشا می نمایید یا ترجیح می دهید وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید؟ کتاب می خوانید یا شال و پلیور می بافید؟ مهمانی می گیرید یا به سفر می روید؟ فکر نکنیند مهم نیست هر کدام از علایق ما بنوعی بازگو کننده شخصیت ما می باشد. · کار گروهی چقدر برای شما اهمیت دارد؟این مساله بسیار مهمی در داخل سازمان میباشد، اگر قرار بر انجام کارها بصورت شخصی بود خوب هیچوقت سازمانی بوجود نمی آمد بنابر این هیچوقت سعی نکنید اهمیت کار گروهی را کوچک جلوه دهید، اینکار شما را بزرگ نمی نماید. اگر درون تیم بودن برای شما مشکل است بهتر است شروع به یادگیری نمایید، مطمئن باشید این یک هنر اکتسابی است که با کمک و همراهی و  کمی هم تساهل  براحتی بدست می آید. در قسمت بعدی این مقاله موارد منفی را که بهتر است در مصاحبه از آنها پرهیز کنید را مطرح می نماییم.
کیک ها را من نقاشی می کنم برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ نترس؛ من یک روزنامه نگارم! روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

تاثیر مرتب کردن منزل بر روح و روان

روز پر تنش و خسته کننده ای داشته اید؟ از روند کارتان راضی نیستید و ساعت های متمادی در ترافیک چشم به چراغ ترمز ماشین جلویی دوختید؟ منزلتان را مرتب کنید! طبق تحقیقات انجام گرفته توسط کارشناسان یکی از بهترین راهکارهای موجود برای کاهش استرس در زن و مرد تمیزکردن خانه است. به طوریکه آنرا به مراتب مفیدتر از گوش دادن به موسیقی و یا استحمام می دانند. همان طور که می دانید نامرتب بودن محل زندگی، استرس زا است و مادامیکه شما خسته یا عصبانی در محیط به هم ریخته ای استراحت  می کنید، ضمیر ناخودآگاهتان تحت تاثیر شرایط بیرونی نمی تواند به بهبود اوضاع کمک کند. در چنین مواقعی بهتر است کار را از نقاط مورد علاقه تان در منزل شروع کنید. برای مثال شاید بد نباشد سراغ جعبه، قفسه یا هرچیزی مربوط به خاطره های گذشته می شود بروید. لذت پیدا کردن دفترچه خاطراتی که پدر سال ها پیش به شما هدیه داده بود آنقدری هست که بدترین روز هفته  شما را تبدیل به زیباترینشان کند چه برسد به اینکه دست بر قضا انگشتر گم شده ی دوستتان را زیر کتاب خانه پیدا کنید و به همین بهانه با شادمانی به او زنگ بزنید. سعی کنید پیش از شروع، آهنگ مورد علاقه تان را بگذارید. شما با انجام کارهای خانه به بدنتان حرکت می دهید و در عین حال از نظر روانی خالی می شوید و حتی از مخارج اضافه جلوگیری می کنید. بسیاری از چیزهایی که به آن نیاز دارید اما اصلا فراموش کرده اید دارید را پیدا میکنید. بسیاری از وسایلی که دیگر هیچ کاربردی برایتان ندارند را دور میریزید با به دیگران می بخشید. به گفته روانشناسان هر دوی این اعمال، دور ریختن اشیای کهنه و بخشیدن آنها به افراد نیازمند، ترشح هورمون هایی نظیر سروتونین (هورمون شادی و رضایت) را در بدن فرد بالا می برد. پس یادتان نرود مرتب کردن منزل، یعنی همان کاری که بسیاری با آه و ناله از آن یاد می کنند بیشتر از هرچیزی می تواند شما را در بهبود حالات و آرام کردن خستگی های روحی کمک کند.

روابط جنسی؛ غریزه و فرهنگ

وودی آلن، کارگردان و بازیگر شهیر آمریکایی می‌گوید: روابط جنسی مفرح‌ترین کاری است که می‌توانید بدون خندیدن انجام دهید اگر از نقش روابط جنسی در روابط زن‌ها و مردها در چند دهه اخیر صرف‌نظر کنیم، کارکرد اصلی آن در ده‌ها هزار سال گذشته، تولید مثل بوده است. چنین کارکردی هنوز هم در بسیاری فرهنگ‌ها معتبر است . اما در بررسی این کارکرد، احتمالا از غیرمنطقی بودن تقسیم وظایف دو جنس شکفت‌زده خواهیم شد. از این زاویه، نقش مرد به چند دقیقه حرکات منظم محدود می‌شود و زن وظیفه‌ای نه ماهه به عهده می‌گیرد. از منظر "تکامل" طرح این سوال اهمیت دارد: چرا زن‌ها که از نظر جسمی و روانی توانایی تولید مثل را دارند، برای بارور کردن تخمک نیازمند جنس دیگری هستند؟ آن هم در چشم‌اندازی که مبتنی بر دشواری یافتن جفت مناسب است و مادر نیز تنها نیمی از ویژگی‌های موروثی خود را به نوزاد آینده منتقل می‌کند. برای پاسخ به این سوال کلیدی باید به مرحله‌ای از تکثیر و تولید مثل موجودات زنده در روند تکامل بنگریم و زمانی را به یاد بیاوریم که تولید مثل امر آسانی بود. سلول‌ها در تقسیم خود، بقای خویش با همان ویژگی‌های موروثی را تضمین می‌کردند. پروفسور مانفرد میلینسکی (مدیر بخش بیولوژی تکاملی موسسه علمی ماکس پلانک آلمان) می‌گوید، دشواری این روند از عوامل بیماری‌زا آغاز شد. در این شکل تقسیم سلولی، عوامل بیماری‌زا پس از مدتی بر سیستم ایمنی موجود زنده با ویژگی‌های ثابت غلبه می‌کردند. پاسخ تکامل به این مشکل، اختراع روابط جنسی بود! یعنی جفت‌گیری موجب تنوع ژنتیکی می‌شد؛ به مقاوم شدن دستگاه ایمنی در مقابل عوامل بیماری‌زا می‌انجامید و نهایتا به بقای موجود زنده کمک می‌کرد. غریزه و فرهنگ طی پنج میلیون سال گذشته "انسانیان یا هومینیدها" که رفتاری صرفا غریزی داشتند، تبدیل به انسان امروزی (هوموساپیانس، حدود ۲۰۰هزار سال پیش) شدند. قابلیت گفتاری انسان‌ها حدود ۶۰ هزار سال پیش شکل گرفت. قدیمی ترین آثار فرهنگی که بر دیوار غارها یافت شده‌اند عمری ۳۰ هزار ساله دارند. تنها بعد از حل نسبی مشکل تغذیه با اهلی کردن حیوانات و کشاورزی بود که مناسبات اجتماعی و گسترش فرهنگ آغاز شد. در مسیر تمدن، آداب و رسوم و مذاهب منبع تنظیم مناسبات بشری شده‌اند که الزاما توجهی به نیازهای طبیعی آنها نداشته‌اند و بسیاری از احکامشان بدون توجه به نظم بیولوژیک چند میلیون ساله جسم انسان بوده است. در بسیاری از موارد حکومت‌ها به کمک نهادهای مختلف اجتماعی با تعیین و تکلیف برای نیازهای طبیعی انسان‌ها، محدودیت‌های شدیدی اعمال می‌کردند و این امر پیش از آنکه لازمه اداره جامعه باشد در خدمت اعمال اراده سیاسی بود. اما انسان امروزی موجودی است که تحت تاثیر دو عامل بیولوژیک و فرهنگ اجتماعی عمل می‌کند. ارتباط این دو عامل نیز به نوبه خود، تحت تاثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی هر محیط تنطیم می‌شود و می‌تواند هماهنگ یا متضاد با شرایط باشد. بهترین مثال در این مورد غذا خوردن است که از صرف سیر کردن شکم، به امری فرهنگی- اجتماعی با آداب ویژه (پیش غذا، غذای اصلی، دسر، آداب غذا خوردن، ظروف و چیدمان) تبدیل شده است. دستور تکاملی تولید مثل نیز در همین چارچوب از جنبه بیولوژیک صرف خارج شده و به پهنه‌ای فرهنگی، تخیلی یا تغزلی فرو روییده و البته در ادامه، دستمایه حوزه‌های اقتصادی و تجاری هم قرار گرفته است. دستورات بیولوژیکی و تفاوت زنان و مردان در دنیای پستانداران، انسان‌ها جزء استثناهایی هستند که تمام سال از نظر جنسی فعال می‌مانند. زن‌ها حدود ۴۳۰ مرتبه از دوران بلوغ تا یائسگی تخمک‌گذاری می‌کنند. در مقابل میزان تولید اسپرم در مردها چند صد برابر زنان است و تا سنین بسیار بالا ادامه دارد. انتخاب جفت مناسب که باعث مقاوم‌تر شدن سیستم ایمنی بدن می‌شود، به طور طبیعی از طریق حس بویایی انجام می‌گیرد. محققان کشف کرده‌اند که در مرحله تخمک‌گذاری، بویی از بدن زن‌ها پخش می‌شود که به افزایش ترشح هورمون تستوسترون و تشدید میل جنسی در مردان می‌انجامد. همچنین مردان جدا از نورم‌های اجتماعی، زن‌ها را در مرحله تخمک‌گذاری جذاب تر می‌یابند. در تحقیق دیگری روشن شده که زنانی که استریپ‌تیز می‌کنند، در زمان تخمک‌گذاری، انعام بیشتری دریافت می‌کنند. زنانی که از قرص‌های ضدبارداری استفاده می‌کنند و یا مدتی طولانی رابطه جنسی نداشته‌اند، چنین بویی نمی‌دهند. در یک تحقیق، پروفسور کلاوس ودِکیند و همکارانش از دانشگاه برن سوئیس، زیرپیراهنی‌ مردان مختلف را به زنان شرکت‌کننده دادند تا با بو کردن آنها، نمونه دلخواه خود را انتخاب کنند. این پژوهش روشن کرد که همه زن‌ها، نمونه‌ای را انتخاب کردند که صاحبانشان ویژگی‌های ژنتیکی مناسبی داشتند. یعنی در صورت ترکیب دو ژن، نوزاد احتمالی صاحب دستگاه ایمنی مقاوم‌تری می‌شد. آلت جنسی مردان می‌تواند هم‌زمان، امر تولید مثل و لذت جنسی را پیش ببرد. اما آمیزش الزاما به رضایت جنسی زن‌ها منجر نمی‌شود. متخصصان بیولوژی علت زیاده‌خواهی جنسی مردان را بالا بردن شانس ادامه حیات ژنتیک می‌دانند. این به روند تکامل باز می‌گردد که هر آمیزش جنسی به دلایل مختلف زیست محیطی منجر به باروری نمی‌شد و در هر باروری منجر به تولد نیز، بخت نوزادان برای زنده ماندن زیاد نبود. مردها آگاهانه یا ناآگاهانه، تحت تاثیر قواعد فرهنگی نوشته و نانوشته، دائما درگیر این غریزه هستند. اما این ویژگی چند میلیون ساله "نرها" بعد از شکل‌گیری تمدن دردسر آفرین شده است. در نظر گرفتن این واقعیت، می‌تواند توضیحی باشد بر اشتهای سیری‌ناپذیر یا خشونت‌های جنسی مردان. از این منظر، ماجراهایی مانند جنجال جنسی بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق آمریکا یا استراس کان، رئیس پیشین صندوق جهانی پول را می‌توان غلبه رفتار غریزی بر توافق فرهنگی دانست. روابط جنسی یا عشق؛ پرسش همیشگی مهم‌ترین ارگان جنسی ما، آلت تناسلی نیست بلکه مغز ماست. اما باید پرسید که نحوه تصمیم‌گیری مغز در این میان چگونه است. عشق است یا روابط جنسی؟ اساسا چه دلایلی موجب میل و شور و کشش جنسی ما می‌شوند؟ غریزه و اراده در این عرصه چه اندازه نقش دارند؟ آیا مردها ابراز عشق می‌کنند تا به روابط جنسی برسند و زن‌ها روابط جنسی عرضه می‌کنند تا به عشق برسند؟ محققان نظرات متفاوتی در این زمینه دارند، پرفسور کارل گرامر (محقق رفتارشناسی و بیولوژی تکاملی، استاد دانشگاه وین) معتقد است طبیعت چیزی به نام رمانس نمی‌شناسد. او اعتقاد دارد که عشق، پدیده‌ای متعلق به اواخر دوران تکاملی انسان است. انتخاب جفت مناسب به واسطه دستورات ژنتیکی انجام می‌شود که بر اساس علائم ظاهری بیانگر سلامتی انجام می‌شوند. زن‌ها در سیکل تخمک‌گذاری کشش بیشتری به مردانی نشان می‌دهند که نمونه بارز "مردانگی" هستند و در بقیه موارد به مردانی که رفتار ملایم‌و نرم‌تری دارند توجه می‌کنند. در مقابل پروفسور هلن فیشر (انسان‌شناس، استاد دانشگاه راتگرز و عضو مرکز تحقیقات تکامل بشری) معتقد است که عشق امری تکاملی و بسیار قوی‌تر از روابط جنسی است. هلن فیشر نویسنده کتاب‌های پرفروش آناتومی عشق، جنس قوی، شیمی عشق و سرمستی نیز هست. هلن فیشر می‌گوید در پستانداران بعد از انتخاب زوج، میزان ترشح هورمون دوپامین (هورمون احساس رضایت) دو برابر می‌شود، میزان تاثیر این هورمون در موجودات مختلف متفاوت است، به عنوان مثال: در موش‌سی ثانیه، در فیل پنج روز، در شامپانزه دو هفته، در روباه بیست روز و در انسان‌ها تا بیست و یک سال طول می‌کشد. عملکرد روابط جنسی و عشق کاملا متفاوت است. معمولا بعد از روابط جنسی برای مدتی میلی به انجام دوباره آن وجود ندارد، برعکس کسی که عاشق می‌شود، کنترلی بر جسم و ذهن خود ندارد و به طور سیری‌ناپذیر و شبانه روزی به وصال فکر می‌کند. در بررسی فعالیت‌ مغزی افرادی که در عشق شکست خورده‌اند، دیده می‌شود که فعالیت مغز آنها، مشابه فعالیت ‌مغز افراد معتاد به کوکائین است. یعنی عشق را می‌توان یک نوع اعتیاد دانست. روابط جنسی در دنیای امروز بعد از انقلاب جنسی اواخر دهه شصت میلادی در کشورهای صنعتی و تغییر مناسبات اجتماعی، مرحله جدیدی در مناسبات انسانی ایجاد شده است که دیگر محدود به روابط پذیرفته شده زن و مرد نیست. نقش‌ها پیوسته بازتعریف می‌شوند و اشکال نوینی جایگزین هم می‌شوند. تغییرات فرهنگی را می‌توان از جایگاهی اخلاقی و سلیقه‌ای تائید یا تکفیر کرد اما این تغییرات که محصول ساختار پیچیده اقتصادی اجتماعی هستند جدا از علاقمندی‌های ما رخ می‌دهند. در جوامع عشیرتی و کشاورزی، نیاز عمده به نیروی کار بود و تشکیل خانواده و تولید مثل، راه مستقیم تامین این نیرو به شمار می‌رفت. تا پیش از شکل‌گیری جوامع صنعتی و خدماتی، خانواده پر جمعیت از اهمیت بالایی برخوردار بود. در این نقش هزاران ساله برای اکثریت زنان، جایی برای حق و احساس رضایت فردی نبود. اما در پی رشد جوامع صنعتی و فعال شدن زن‌ها در تولید و استقلال اقتصادی و برابری تدریجی حقوقی و قانونی، بازتعریف نقش، جایگاه و نیاز زن‌ها در رابطه جنسی آغاز شده است. روابط جنسی در مناسبات اقتصادی دنیای امروزی، در خدمت سودآوری نیز قرار دارد. بخش اقتصادی علوم پزشکی تبلیغ می‌کند که مردان به طور طبیعی در هر شرایطی می‌توانند از نظر جنسی فعال باشند وگرنه مشکلی جسمانی دارند که با ویاگرا درمان می‌شود. صنعت پورنوگرافی هم از عوامل موثر شکل‌گیری تخیلات جنسی مردان است و تعریفی نادرست از زن‌ها و نیازهایشان ارائه می‌دهد. این صنعت با ارائه تصاویری به ظاهر تابوشکن، به جذابیت رازگونه و چند وجهی رابطه جنسی آسیب می‌رساند و آن را در حد عملی بیولوژیک تقلیل می‌دهد. انسان مشخصات بیولوژیک میلیون‌ها ساله‌‌ای دارد که بخش اعظم آن همچنان ناشناخته‌است. فرهنگی چند ده هزار ساله با ویژگی‌های فردی، تربیت خانوادگی و اجتماعی نیز انسان را همراهی می کند. این مجموعه پیچیده، مانعی در برابر پاسخ واحد و نهایی ‌به احساسات جنسی، روابط جنسی و چرایی آن نزد انسان است. وودی آلن تعبیر قصار دیگری در مورد روابط جنسی دارد: -آیا روابط جنسی کار کثیفی است؟ - فقط وقتی که درست انجام شود منبع: DW
فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن 9 حرکتی که شور و هیجان را به اتاق خوابتان بر می گرداند پرهزینه ترین طلاق تاریخ یک میلیارد جفت آل استار آقایان بخوانند!

آداب و رسوم

روز جهانی زن

زنان همیشه از دیدگاه های مختلفی مورد ستایش قرار می گرفته اند. اما برای آنکه با یک هدف واحد از مقام زن قدردانی بشود، روز جهانی زن هر ساله در هشتم مارس جشن گرفته می شود.

از اینجا تا به شیراز

ماه رمضان در هر شهر و استانی آداب خاصی دارد. امروز می خواهیم در مورد مردم خونگرم ومهربان شیراز و آداب و رسوم آنها در این ماه مبارک آشنا شویم.
تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین عروسی در دیزج خلیل پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران کارناوال برزیل 2014

سفر و تفریح

شاهرود، شهری که باید دید

راه رفتن روی ابرها رویایی است دست یافتنی؛ بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. بدون شک اگر تا حالا جنگل ابر را ندیدید، پیشنهاد می‌کنیم هر چه سریعتر به دیدن آن بشتابید. چون آنجا خدا نزدیک است.

از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای

نطنز این روزها در صدر اخبار رسانه ها قرار دارد. از وقتی حرف انرژی هسته ای به میان آمد این شهر نیمه كوهستانی هم از خلوت خود بیرون آمد و در رسانه ها جاخوش كرد. اما تا پیش از این تحفه اش معروف بود كه بسیاری هم نمی دانند این تحفه چیست.
باقیمانده یوز ایرانی گراوان، رنگین كمان املاح معدنی ایران زیبای ما (قسمت اول) سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان