1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

احساس‌شان را د‌ر عمل‌شان جا می‌د‌هند‌

شما انتظار د‌ارید‌ که همسرتان د‌ر هر مورد‌ کوچکی که د‌ر زند‌گی‌اش پیش می‌آید‌، با شما د‌رد‌ د‌ل کند‌ و احساسش را با شما د‌ر میان بگذارد‌؟ یا شاید د‌وست د‌ارید‌ وقتی با او خرید‌ می‌روید‌، نظرش را به وضوح بگوید‌ و وقتی غذا می‌خورید‌، د‌ست‌پخت‌تان را با حرف‌هایش قضاوت کند‌، اما مرد‌ها اساسا از این جنس نیستند‌. شما کمتر مرد‌ی را پید‌ا می‌کنید‌ که احساسش را با حرف‌هایش بیان کند‌.
مرد‌ها د‌وست د‌ارند‌ با عمل‌شان این حس را نشان د‌هند‌ و وقتی عشق‌شان را می‌خواهند‌ ابراز کنند‌، از شما برای انجام کار‌هایشان همکاری می‌طلبند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ د‌ر عمل همراه شما باشند‌ نه د‌ر کلام. البته گمان نکنید یک مرد‌ هرگز به حرف نمی‌آید‌. شما می‌توانید‌ با ابراز احساسات‌تان –البته نه به شکلی اغراق شد‌ه- و فرصت د‌اد‌ن به او، زبانش را باز کنید‌. اما تا زمانی که او هم با کلام عشقش را به شما نشان ند‌هد‌، هرگز با قهر و بحث نارضایتی‌تان از این اتفاق را به او نشان ند‌هید‌. یاد‌تان نرود‌ که مرد‌ها خیلی د‌یرتر از زن‌ها اعتماد‌ و تکیه می‌کنند‌، پس این زمان را به او بد‌هید‌.

به تنهایی نیاز د‌ارند‌
د‌رست است که مرد‌ها از همکاری شما استقبال می‌کنند‌ و آن لحظات را عاشقانه‌ترین لحظات زند‌گی می‌د‌انند‌، اما معنای این تمایل، این نیست که همه لحظات زند‌گی آنها را با حضور و همکاری‌تان پر کنید‌. مرد‌‌ها به زمانی خالی برای خود‌شان نیاز د‌ارند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ د‌قایقی از روز را بد‌ون حضور هیچ کس بگذرانند‌ و حتی اگر د‌ر آن لحظات هیچ‌کاری نمی‌کنند‌، تنها غرق افکار‌شان باشند‌. مرد‌ها نه تنها د‌ر عاد‌ی‌ترین روزهای زند‌گی نیاز به این تنهایی د‌ارند‌، بلکه د‌ر لحظات سخت و پرتنش هم د‌وست د‌ارند‌ کمی با خود‌شان خلوت کرد‌ه و تکلیف ذهن‌شان را با خیلی چیزها روشن کنند‌، پس اگر می‌خواهید‌ حضور‌تان مشکل‌ساز نشود‌، این زمان را به آنها هد‌یه د‌هید‌. باور کنید‌ که یک مرد‌ قد‌ر این فرصت را خوب می‌د‌اند‌ و اگر هم آن را از او د‌ریغ کنید‌، نمی‌تواند‌ رضایتی را که باید‌ از شما د‌اشته باشد‌.

آنها زود‌تر فراموش می‌کنند‌

شاید‌ برای یک زن، د‌عوا، بحث و قهر موضوعی باشد‌ که ماه‌ها ذهن را به‌خود‌ مشغول می‌کند‌ و بین او و همسرش فاصله می‌اند‌ازد‌، اما واقعیت این است که مرد‌ها چنین خصلتی ند‌ارند‌. اگر با همسرتان شد‌ید‌‌ترین بحث عمرتان را کرد‌ه‌اید‌، انتظار ند‌اشته باشید‌ که او به اند‌ازه شما از این موضوع رنج ببرد‌ و به د‌لیل این اتفاق از شما فاصله بگیرد‌. یاد‌تان نرود‌ که مرد‌ها د‌ر لحظه زند‌گی می‌کنند‌.
برای آنها د‌عوا د‌رست د‌ر لحظه تمام شد‌نش به سمت فراموشی می‌رود‌ و قهر اصلا د‌ر د‌نیای آنها جایی ند‌ارد‌. یک مرد‌ د‌رنهایت چند‌ ساعت به چنین موضوعاتی فکر می‌کند‌ و حتی اگر این اتفاق‌ها روی قضاوتش د‌ر مورد‌ شما و زند‌گی‌تان تاثیر گذاشته باشد‌، نمی‌توانید‌ گلایه‌هایی که یک زن از این اتفاقات می‌کند‌ را از زبان یک مرد‌ بشنوید‌. از طرف د‌یگر، مرد‌ها نمی‌توانند‌ با این خصلت زن‌ها که فراموش کرد‌ن برایشان سخت است، کنار بیایند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ پروند‌ه یک‌بحث، همانجا بسته شود‌ و نمی‌توانند‌ بپذیرند‌ که همسرشان هر روز و هر لحظه آن موضوع را یاد‌آوری کند‌.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چگونه بر ترس کودکان از مدرسه غلبه کنیم؟!

با شروع مدرسه بسیاری از مادران با ترس کودکانی که برای اولین بار به مدرسه یا آمادگی می روند مواجه می شوند. این ترس ناشی از اضطراب دور شد از والدین به خصوص مادر می باشد.

وقتی لگو هم خشن میشود

نتیجه یک تحقیق تازه در دانشگاه نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که حالت صورتشان نشان‌دهنده احساسات منفی بوده، افزایش داشته است. شرکت لگو انتقاد وارده را رد کرده و می‌گوید از ترویج خشونت حمایت نمی‌کند. قطعا زندگی همیشه شیرین‌کامی به دنبال ندارد و گاهی روی تلخش را هم نشان می‌دهد، اما شرکت دانمارکی مشهور "لگو" (Lego) ظاهرا بر این باور است که باید چشم‌ بچه‌ها را از همان ابتدا به روی این حقیقت باز کرد که خوشی و خنده در زندگی دائمی نیست. نتیجه پژوهشی در دانشگاه کنتربری (Canterbury) در نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که نشان‌دهنده احساسات منفی هستند، در طول سال‌های اخیر افزایش داشته است. این نتیجه از روی بررسی ۶ هزار آدمک لگو به دست آمده است. کریستوف بارت نک، سرپرست این گروه تحقیقی می‌گوید: «برداشت ما این است که موضوعاتی که لگو آن‌ها را دستمایه می‌کند، به طور فزاینده‌ای باعث شکل دادن به درگیری می‌شود. اغلب یک شخصیت خوب در حال جنگیدن با یک شخصیت بد است.» شرکت لگو در تولید محصولاتش صحنه‌هایی از فیلم‌های سینمایی یا بازی‌های ویدئویی را بازسازی می‌کند. آقای بارت نک اضافه می‌کند: «شخصیت‌های خوب در یک درگیری می‌توانند رنج ببرند، در حالی‌که شخصیت‌های بد لبخندی خائنانه بر صورت دارند.» شرکت لگو و رد انتقادها شرکت لگو انتقادهای وارده را رد کرده است. سخنگوی این شرکت می‌گوید: «لگو از خشونت حمایت نمی‌کند. ما جنگ را با طنز ترکیب کرده‌ایم.» به گفته وی تفاوت حالت‌های چهره در آدمک‌های لگو راهی برای تسهیل بازی صحنه‌های پیچیده است. او گفته است که تحقیقات انجام شده از سوی لگو نشان می‌دهند که پسربچه‌های ۵ تا ۹ ساله تمایل زیادی به بازی کردن صحنه‌های جنگی دارند و برای همین هم مثلا "مأمور پلیسی وجود دارد که آدم متقلب را دستگیر می‌کند." سخنگوی لگو تأکید کرده است که این شرکت در خصوص ساخت صحنه‌های جنگی مرزهای مشخصی دارد. او توضیح می‌دهد: «ما خواهان درست کردن صحنه جنگ‌های مدرن و سلاح پیشرفته نیستیم. تمرکز موضوعات نه بر روی خشونت که تنها بر روی جنگ است.» کریستوف بارنک، سرپرست تحقیق انجام شده در دانشگاه نیوزلند از مسئولان لگو خواسته تا برای آدمک‌های لگو چهره‌های مناسب در نظر بگیرند و تحقیقی را انجام دهند تا مشخص شوند حالت صورت این آدمک‌ها چه واکنش‌هائی را در میان کودکان برمی‌انگیزد. منبع: DW
حسادت کودکان؛ طبیعی یا غیر طبیعی؟ غذایی برای امتحانات کودکانمان بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟ فرزندان خود را وابسته بار نیاورید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

کلاهبرداری جنسی در آنلاین، درآمدی از شرمساری دیگران

یک مرد جوان فلسطینی که در خارج زندگی می‌کند، یک شب با دیدن زنی جذاب و نیمه برهنه و فیلمبرداری از رابطه جنسی دیجیتال به دام یک کلاهبرداری آنلاین افتاد. سمیر (نام اصلی او نیست) ماجرای به دام افتادن خود را تعریف می‌کند. در ادامه گزارش ردا الماوی خبرنگار بی‌بی‌سی به یکی از شهرهای مراکش می‌رود که محل زندگی بسیاری از کلاهبردارانی است که از این طریق اخاذی می‌کنند. هشدار:این مطلب شامل توصیف اعمال جنسی است. در خانه تنها بودم. دختری به صفحه فیسبوک من پیوست. به نظرم عجیب نیامد چون موارد زیادی پیش آمده بود که دوستان و همکلاسی‌های قدیمی که آنها را خوب نمی‌شناسم به صفحه فیسبوک من پیوسته بودند. روز بعد پیامی برایم فرستاد:سلام، چطوری؟ پروفایلت را دیدم، از تو خوشم می‌آید. بعد به صفحه فیسبوک و عکس‌های او دقت کردم. خیلی جذاب و سکسی بود. همان شب از طریق اسکایپ شروع کرد به فرستادن پیام و گفت ۲۳ ساله است، پدر و مادرش هر دو فوت کردند و با خواهر بزرگش در صیدا لبنان زندگی می‌کند. می‌گفت خواهرش خیلی سختگیر است، نه کار می‌کند و نه درس می‌خواند و به همین خاطر حوصله‌اش سر رفته. از او پرسیدم سرگرمی‌های مورد علاقه اش چیست. جواب داد از سکس خیلی خوشش می‌آید. با خودم گفتم چه جالب. در آن لحظه کنجکاو و در عین حال مردد بودم. چون صحبت کردن او درمورد سکس با یک فرد غریبه برایم خیلی عجیب بود. ولی خود من هم حوصله ام سر رفته بود و تنها بودم. دوست دخترم در سفر بود و هیچ کاری نداشتم. تصمیم گرفتم به جهنم. شروع می کنم به صحبت کردن با این دختر و ببینیم چه پیش می‌آید. در خلال گفت‌وگو از من پرسید آیا کامپیوترم دوربین دارد؟ من دوربین را روشن کردم و از او خواستم که او هم تصویرش را به من نشان دهد. وقتی دوربینش را روشن کرد دیدم دختر بسیار جذابی است. با دیدن چنین دختری آدم عقلش را از دست می‌دهد. ما تماس را ادامه دادیم ولی فقط از طریق ارسال پیام و نه صحبت روبروی دوربین. او می گفت می ترسد خواهرش صدای او را بشنود. بعد گفت در خلال تماس با من احساس جنسی او تحریک شده. با خودم فکر می کردم شاید چون او همراه خواهر سختگیرش و در محیط بسته‌ای مثل جنوب لبنان زندگی می کند کلافه است و به دنبال رابطه جنسی آنلاین می‌گردد. بعد از من خواست آلت تناسلی‌ام را به او نشان دهم. بعد به او گفتم حالا نوبت توست. او روی تخت دراز کشید لباسهایش را درآورد و شروع کرد به خود ارضایی . هیچگاه چنین صحنه‌ای را ندیده بودم . خیلی راحت بود. آنقدر خوب بود که آدم در حقیقی بودن آن شک می‌کرد. بعد من هم شروع کردم به خود ارضایی به من گفت دوربین را بگذارم به طرف صورتم چون او را بیشتر تحریک می کند. من مرتب دوربین را بین صورت و آلت تناسلی ام جابجا می کردم. بعد از چند دقیقه او وانمود کرد که به (انزال) نقطه اوج ارضا جنسی رسیده. او که هنوز هم برهنه بود رفت پشت کامپیوتر و شروع کرد به فرستادن پیام. از من در مورد شغلم پرسید و در جواب گفتم در موسسات بازاریابی در شهر میلان کار می‌کنم. گفت: پس باید پولدار باشی. گفتم: بد نیست. خرج زندگی‌ام را درمی آوردم بعد گفت صدای آمدن خواهرش را شنیده و بلافاصله تماس را قطع کرد. نیم ساعت بعد در صفحه فیسبوکم پیامی به این شرح دریافت کردم: گوش کن! من مرد هستم و صحنه خودارضایی تو را فیلمبرداری کرده‌ام. می خواهی آن را ببینی؟\\\" او ویدئو را برایم فرستاد که حدود پنج دقیقه از صحنه‌های خودارضایی من است. در ادامه پیامش نوشته بودمن فهرست دوستان و اعضای خانواده‌ات، مادرت، خواهرت و عموزاده و دایی زاده‌هایت را از صفحه فیسبوک برداشته ام. یک هفته وقت داری ۵ هزار یورو برایم بفرستی والا ویدئو را برای همه آنها می فرستم. شوکه شدم. اول فکر کردم شاید بهتر است پول را برایش بفرستم. ولی همان لحظه او را از اسکایپ حذف کردم. به فاصله کوتاهی روی واتس آپ برایم پیام فرستاد و نوشت\\\"اینجا هستم.   شروع کردم به التماس کردن، به او گفتم ۵ هزار یورو ندارم و در جوابم گفت:\\\"حتما پولداری چون در اروپا شغل خوبی داری. در جوابش گفتمهمه اش دروغ بود. می خواستم ژست بگیرم. شغل من توزیع پیتزاست. بعد یادم افتاد یک عکسی از خودم در حال کاشیکاری حمام خانه برایش فرستاده ام. برایش نوشتمفکر می‌کنی اگر من آدم پولداری بودم حمام را خودم کاشی می کردم؟ او با این توضیحات تاحدی قانع شد و گفت: شاید راست بگی ولی برایم مهم نیست. یک هفته وقت داری دو هزار یورو برایم بفرستی در غیراین صورت ویدئو را برای خانواده‌ات می فرستم. سعی کردم خودم را آرام کنم و منطقی فکر کنم. پیش خودم گفتم اگر پول را برایش بفرستم هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده باز هم پول بیشتری از من طلب کند. بعد به ذهنم خطور کرد که اگر او ویدئو را به افراد مرتبط با صفحه فیسبوک من بفرستد، برای کسانی که در فهرست دوستان فیسبوکی او نیستند ویدئو وارد قسمت پایمهای جانک (ذباله) خواهد شد که معمولا هیچکس آنها را چک نمی کند. حتی اگر آنها پیام حاوی ویدئو را ببینند بعید است هیچکس ویدئوی دریافت شده از یک ناشناس را باز کند و تماشا کند. خیلی ها احتمال خواهند داد که ویروس است. در نتیجه من دو گزینه دارم: پول را برایش بفرستم که هیچ تضمینی ندارد دوباره از من پول طلب نکند و یا پولی نفرستم و امیدوار باشم که هیچکس ویدئویی را که خواهد فرستاد تماشا نخواهد کرد. بالاخره روز موعود رسید و در پیامی برایم نوشت: به زودی ویدئو را روی شبکه یوتیوب منتشر خواهم کرد. در جوابشم گفتم: منتشر کن. برایم اصلا مهم نیست. بعد ابزار حفاظت از حریم خصوصی حساب فیسبوکم را فعال کردم تا از این پس هیچکس نتواند بدون اجازه با من تماس بگیرد یا چیزی روی صفحه من بگذارد. او با یک پیام واتس آپ لینک ویدئو را که در شبکه یوتیوب منتشر کرده بود برایم فرستاد. دوباره آنرا تماشا کردم. صحنه خودارضایی من در شبکه یوتیوب! حالم به هم خورد. بلافاصله انتشار این ویدئو را به خاطر صحنه های سکسی آن به یوتیوب گزارش دادم. بارها این کار را کردم تا مطمئن شوم گزارش من را دریافت می کنند. در پیام بعدی اش برایم نوشت اگر پول را نپردازم ویدئو را از طریق فیسبوک برای اعضای خانواده ام خواهد فرستاد. در جوابش نوشتم: بفرستش. می توانستم ابتدا برایش دو هزار یورو و بعد احتمالا پنج هزار یوروی دیگر بفرستم. ولی آیا ماجرا خاتمه پیدا می کرد؟ او آنقدر عصبانی شد که شروع کرد به فحاشی و گفت ویدئو را برای مادرم و همه کسانی که می شناسم خواهد فرستاد. من گزارش کردن انتشار این ویدئو به یوتیوب را ادامه دادم. هر بار آنرا تماشا می کردم به تعداد بازدیدکنندگان دقت می کردم تا مطمئن شوم آیا کس دیگری هم آنرا تماشا کرده است. بعد ازحدود نیم ساعت یوتیوب ویدئو را از وبسایت خود حذف کرد. تاجاییکه من دقت کردم به غیر از خود من فقط یک نفر دیگر این ویدئو را دیده بود. شاید خود او بوده که پس از انتشار ویدئو آنرا تماشا کرده و شاید هم یکی از اقوام من بوده باشد. هیچگاه از این موضوع مطمئن نخواهم شد. ولی تا امروز هیچکس از اطرافیانم به این موضوع اشاره نکرده. شاید یکی از اقوام مرد من آنرا دیده ولی به هیچکس چیزی نگفته است. می توانید تصور کنید اگر مثلا خاله یا عمه من این ویدئو را می دیدند چه اتفاقی می‌افتاد؟ او به خاله‌های دیگر، شوهرش و بچه هایش می گفت و به سرعت تمام خانواده از موضوع باخبر می شدند. اعضای خانواده من در سراسر جهان، از آمریکا و اروپا گرفته تا استرالیا و کشورهای عربی خلیج فارس زندگی می‌کنند. و اگر مادرم ویدئو را می‌دید چه می‌شد؟ ویدئوی صحنه خود ارضایی من! از خجالت و شرمساری خودم را از بالای ساختمان پرت می‌کردم. بعد از اینکه یوتیوب ویدئو را حذف کرد از آن مرد دیگر خبری نشد. حدس می‌زنم رفته است سراغ طعمه های بزرگتر. یادم هست وقتی از او می‌پرسیدم چرا سراغ یک مرد فقیری مثل من آمده در جوابم گفت: فکر می کنی من مردهای پولدار کشورهای حاشیه خلیج فارس را به دام نمی اندازم؟ تو خوش شانس هستی چون از صفحه فیسبوکت متوجه شده ام که مجردی و اگر نه پول خیلی بیشتری طلب می کردم. به نظرم ماجرا ختم شد. ولی هر از چند گاهی یوتیوب را چک می کنم تا مطمئن شوم که دوباره فیلم را منتشر نکرده باشد. ردالماوی: \\\"دختر ۲۳ ساله لبنانی\\\" که در شبکه اسکایپ سمیر را وسوسه کرد و فریب داد به احتمال قریب به یقین مردی اهل شهر کوچک واد زم در مراکش است که به پایتخت تجارت \\\"اخاذی سکسی\\\" بدل شده است. کلاهبرداران شهر واد زم با جستجو در فیسبوک به دنبال طعمه می گردند. و به محض اینکه مردی به تماس ویدئویی آنها پاسخ دهد، چه از طریق اسکایپ و یا در اکثر موارد از طریق فیسبوک، آنها نرم افزاری را به کار می اندازند که یک ویدئوی ضبط شده از وبسایت های پورن را برای طعمه آنها پخش می کند. چنان این قطعه ویدئو را می شناسد که دقیقا در همان لحظاتی که دختر در ویدئو شروع می کند به تایپ کردن آنها نیز برای طعمه خود پیام می نویسند. یکی از این کلاهبرداران، مرد جوانی که او را عمر می‌نامیم، می گوید:\\\"ما از آنها می خواهیم لباسهایشان را درآورند و کارهای قبیح انجام دهند.\\\" این نکته بسیار مهم است که آلت تناسلی او حتما دیده شود. از این صحنه ها همراه با چهره او فیلمبرداری می شود تا ویدئو کاملا حقیقی به نظر برسد. وقتی فیلمبرداری تمام می شود آنرا روی یوتیوب منتشر می کنیم و در یک پیام خصوصی برای او ارسال می کنیم. تهدیدها از اینجا شروع می شود. ما حدود ۲۰ دقیقه برای چت کردن صرف می کنیم، ۲۰ دقیقه برای فیلمبرداری و حدود ۲۰ دقیقه هم برای تهدید و چانه زدن در مورد پول. همگی پول را پرداخت می کنند. او در ادامه به ما گفت نقطه ضعف عرب ها سکس است. بنابراین ما دنبال نقطه ضعف آنها می گردیم و از آن استفاده می کنیم. به عنوان مثال نقطه ضعف دیگر آنها مزدوج بودن است. از آن هم می‌شود خوب استفاده کرد. مورد بعدی هم افراد بشدت مذهبی هستند. گاهی اوقات افرادی را می بینییم که مثل شیخ (معمم) ها هستند و در عکس حتی کتاب قرآن دارند. ابتدا فکر می کنیم بعید است که یک چنین فردی به دام بیافتد. ولی به هر حال آزمایش می کنیم و می بینیم حتی چنین افرادی هم به دام می افتند عمر می‌گوید هر روز بطور متوسط ۵۰۰ دلار از طریق کلاهبرداری درآمد کسب می کند و صدها مرد جوان دیگر در شهر واد زم مشغول همین کار هستند. دراین شهر کوچک حداقل ۵۰ دفتر انتقال ارز بین المللی دیدم. مدیر یکی از این دفترها به من گفت که هر روز حدود ۸ هزار و پانصد دلار فقط به این دفتر ارسال می شود و بخش اعظم این پول از محل اخاذی است. در سطح شهر می توان اتومبیل های آلمانی و موتورسیکلت های ژاپنی را دید و کافه رستوران‌های لوکسی هم دایر شده که ظاهرا پوششی است برای توجیه ثروت خانواده هایی که یکباره به مال و منالی رسیده است. واین می در بریتانیا مدیر یک گروه آنلاین به نام بازماندگان اخاذی است که به قربانیان کلاهبرداری هایی مثل فیلمبرداری از صحنه های خود ارضایی روی شبکه آنلاین مشاوره و کمک می دهد. از سال ۲۰۱۲ تاکنون بیش از ۱۴ هزار تقاضای کمک از سوی قربانیان این نوع کلاهبرداری‌ها در سراسر جهان، از جمله بریتانیا و آمریکا، دریافت کرده اند. او می‌گوید بسیای از قربانیان مردان جوان عرب هستند و حدود یک سوم از تمامی کلاهبرداریها از مراکش انجام می شود. اکثر ساکنان شهر واد زم قبل از رواج شبکه‌های اجتماعی اساسا با تکیه بر کمک مالی مهاجران ساکن اروپا که برای خانواده های خود می فرستادند زندگی می کردند. اما پس از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ پولی که مهاجران برای خانواده های خود می فرستاندند کاهش یافت و این دقیقا همان مقطعی بود که شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و تماس ویدئویی روی شبکه اینترنت به ابزارهای ارتباطی روزمره بدل شدند. صلاح الدین ال کنان، یک فعال کارگری، کسب درآمد جوانان شهر واد زم از طریق کلاهبرداری و اخاذی را محکوم نمی کند. او شرکت معدن دولتی را مسئول می داند که در اطراف شهر درحال بهره برداری از معادن فسفات است ولی هیچ نیروی کار محلی را استخدام نکرده است. او می گوید: من شخصا کارهایی مثل کلاهبرداری و اخاذی را انجام نمی دهم چون به نظرم برخلاف ارزشهای ملی و اسلامی ماست. ولی نرخ بیکاری در شهرما بیش از هر جای دیگری در مراکش است. نرخ رسمی و ملی بیکاریی حدود ۹ درصد است درصورتیکه در شهر واد زم تخمین می زنیم حدود ۶۰ درصد باشد. در نبود فرصت های شغلی و امکان فرا گرفتن حرفه و آموزش در این شهر مردم به روشهای دیگری برای کسب درآمد روی می آوردند. عمر نیز به ما گفت به کارش افتخار نمی کند و قصد دارد کلاهبرداری را متوقف کند. در مورد جوانان باهوش، پیشرفته و آشنا به فناوری های جدید مثل عمر می توان تصور کرد که اگر در محیط دیگری و با فرصت های شغلی مناسبی زندگی کنند به احتمال زیاد برای درآمدی چند صد دلار در روز راه‌های شرافتمندانه‌ای پیدا خواهند کرد.  

اپرا وینفری باز هم در صدر پر نفوذترین چهره سال جهان

بر اساس فهرست مجله آمریکایی "فوربس" اپرا وینفری، ستاره تلویزیون آمریکا، برای پنجمین بار به عنوان پرنفوذترین چهره سرشناس جهان انتخاب شد. درآمد خانم وینفری در یک سال گذشته بالغ بر ۷۷ میلیون دلار بوده است. مجله آمریکایی "فوربس" روز چهارشنبه (۲۶ ژوئن/ ۵ تیر) به رسم سالانه فهرست "صد چهره‌ی ‌مشهور بانفوذ" خود را منتشر کرد. ۶ زن و ۴ مرد جایگاه یکم تا دهم این فهرست را به خود اختصاص داده‌اند. اپرا وینفری‌، ستاره‌ی پیشین تلویزیون آمریکا‌، برای پنجمین بار عنوان مشهورترین چهره بانفوذ جهان را به انتخاب فوربس از آن خود کرده است. خانم وینفری پس از کناره‌گیری از اجرای برنامه تلویزیونی پرسابقه خود نام "اپرا" یک شبکه‌ی تلویزیونی اختصاصی به راه انداخت.  دوروتی پومرانتز یکی از دست‌اندرکاران سایت "فوربس" می‌گوید: «هیچ شخصیت دیگری مانند اپرا وینفری با این قدرت و ثبات وجود ندارد. تنها ۳ نفر وجود دارند که از زمان ارائه فهرست ما در سال ۱۹۹۹ تا کنون، هر سال نامشان در آن ثبت شده: اپرا، هوارد استرن و استیون اسپیلبرگ.» در فهرست امسال فوربس لیدی گاگا، خواننده‌ی آمریکایی در جایگاه دوم، استیون اسپیلبرگ‌، کارگردان سرشناس هالیوود و بیانسه‌، خواننده پرطرفدار، به ترتیب در جایگاه سوم و چهارم جای گرفته‌اند. استیون اسپیلبرگ بنا بر گزارش فوربس در سال گذشته ۱۰۰ میلیون دلار درآمد داشته که پردرآمدترین مرد این فهرست لقب گرفته است. پس از او جان بون جووی، ستاره راک در جایگاه هفتم و راجر فدرر، قهرمان تنیس جهان در جایگاه هشتم به چشم می‌خورند. جنیفر لوپز، هنرپیشه و خواننده که سال پیش صدر فهرست فوربس را در اختیار داشت، امسال در رده دوازدهم فرود آمده است. با این که اپرا وینفری پرنفوذترین چهره سرشناس دنیا شناخته شده اما با توجه به میزان درآمد طی یک سال گذشته (از ژوئن ۲۰۱۲ تا ژوئن ۲۰۱۳) این مدونا، ملکه دنیای پاپ، است که عنوان پردرآمدترین ستاره را به خود اختصاص می‌دهد. مدونا با درآمد ۱۲۵ میلیون دلار در یک سال از اپرا وینفری با درآمد ۷۷ میلیون دلار پیشی گرفته است. اما با این همه فوربس با توجه جایگاه بالای خانم وینفری در هالیوود، مطبوعات، تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی او را به عنوان پرنفوذ‌ترین چهره‌ی سال انتخاب کرده است. در این میان لیدی گاگا که سال گذشته به دلیل انجام عمل جراحی روی مفصل ران پا، مجبور به لغو شماری از کنسرت‌های خود شد، به نوشته فوربس ۸۰ میلیون دلار درآمد داشته که این امر به همراه حضور چشمگیر او در شبکه‌های اجتماعی و شمار زیاد هوادارانش موجب کسب جایگاه دوم این فهرست شده است. خانم پومرانتز می‌گوید: «لیدی گاگا هنوز هم یک نیروی عظیم در موسیقی پاپ به شمار می‌آید. حتی وقتی که روی صحنه نیست، باز هم مردم درباره او حرف می‌‌زنند.» جاستین بیبر، خواننده ۱۹ ساله آمریکایی با کسب رده نهم، جوان‌ترین عضو فهرست فوربس شناخته می‌شود، تیلور سوییفت، خواننده ۲۳ ساله، نیز امسال برای نخستین بار وارد فهرست فوربس شده و رده ششم را از آن خود کرده است. فوربس در دسته‌بندی سالانه خود مواردی نظیر سود حاصل از اجرای کنسرت، فروش کتاب، درآمد آگهی‌های تبلیغاتی‌یا بازی در فیلم‌ها را در نظر می‌گیرد. افزون بر آن میزان حضور چهره‌های سرشناس در رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی نیز به دقت مورد بررسی گروهی از پژوهشگران قرار می‌گیرد.
غم انگیزترین ازدواج آشنایی با عقیق نیک سانتوناستکو، معلولی بی مانع بهترین 10 شهر جهان برای زندگی از نگاه مجله اکونومیست دنیای رنگارنگ ما

مطالب تصادفی

حرفه من

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.

دختران تونل توحيد

حالا نزدیک به دو سال از آن دوران گذشته. دورانی که در زیرزمین تهران، به زعم مسوولان شهرداری، پنج هزار کارگر شبانه‌روز فعالیت می‌کردند تا تونل بزرگ توحید احداث شود. آنجا، در میان پنج هزار مرد، دو زن نیز کار می‌کردند. آنها مهندسانی بودند که کارهای سیستم تهویه هوای تونل توحید را انجام می دادند.  نام یکی از آنها سروناز ساربان است که حالا 25 سال دارد و آن روزها 23 ساله بود. دیگری هم مژده مهاجرانی است که حالا 30 ساله شده است. گفتگوی لادیز با این دو خانم مهندس را بخوانید.
10 گام تا استخدام آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ نترس؛ من یک روزنامه نگارم! زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند شغل جدیدی برای زنان

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

صورت لاغر را پرتر جلوه دهید

با این ترفند ها صورت لاغر را پرتر جلوه دهید. نکته‌های آرایشی زیر به شما کمک می‌کند صورتتان را پرتر نشان دهید : رنگ کرم پودر باید دو درجه از رنگ پوست روشن‌تر باشد. مدل ابروها باید پهن، بلند، صاف و گوشه آن کمی متمایل به بالا باشد. خط چشم‌ها نباید خیلی به سمت بالا باشند بلکه باید به دو طرف صورت مایل شوند. ریمل به تنهایی کافی نیست. باید از مژه مصنوعی استفاده شود چون در زیبایی این نوع چهره خیلی موثر است. رنگ رژلب و سایه باید خیلی روشن باشد. برای زدن رژ گونه بهتر است حالت خنده به چهره داده و بعد کمی زیر برآمدگی حاصل از خندیدن را با برسی پهن به دو طرف صورت به‌خصوص سمت گوش‌ها رژگونه زد تا گونه‌ها برجسته و صورت پرتر دیده شود. مدل موها برای صورت‌های لاغر باید باز و شلوغ باشد و هرگز نباید موها را بالا بست. برس زدن مو به بیرون باعث زیبایی این چهره می‌شود. آرایش مو در قسمت بالای سر تا بالای گوش‌ها صورت و گردن را بزرگ نشان می‌دهد. بهتر است آقایان صورتشان را کاملا اصلاح و از گذاشتن ریش و سبیل خودداری کنند. اگر اصرار زیادی به داشتن ریش دارند، باید خط روی گونه‌ها را تا جای ممکن هلال کنند. برای آرایش موها نیز نباید از مدهای امروزی پیروی کنند. کوتاه کردن موهای کناره‌های سر و بلند نگه‌داشتن موهای بالا، صورت را لاغر نشان می‌دهد. آقایانی که صورت لاغری دارند بهتر است موهای کناره سر را بلند نگه دارند و آن را به سمت بیرون شانه کنند.

مادران شاغل گناهکار نیستند

مادران شاغل گناهکار نیستند آنها هر روز ساعت های متوالی بیرون از خانه به کار و فعالیت مشغولند و پس از آن بدون استراحت در کار خانه داری حاضر می شوند.هر چند این دسته از مادران برای ایفای دو نقش شاغل و مادر تلاش زیادی به خرج می دهند اما معمولا برای دور بودن از فرزندانشان در سال هایی که آنها هنور به مادر نیازمندند خود را سرزنش می کنند.
10 نکته برای خرید عطر چگونه پولدار شویم و پولدار بمانیم "دوستت دارم " فقط یک جمله نیست خوشبخت‌ترین انسان‌های جهان در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند چرا تا حالا ازدواج نکرده اید؟

آداب و رسوم

عید فطر در میان کشور های اسلامی

آداب و رسوم برای اتفاقات مشخص ، با توجه به فرهنگ، جغرافیا و تاریخ هر کشوری متفاوت است.  عید فطر نیز یکی از این اتفاق های زیباست که برای مسلمانان عیدی خاص است اما در هر کشوری نحوه برپایی آن متفاوت است.

عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج

یکی از قشنگ ترین اتفاقات زندگی هر کس مراسم ازدواجش است. اما درست مانند هر مراسم دیگری ازدواج هم در میان مردم کشورهای مختلف به اشکال متفاوتی برگزار می شودکه در برخی موارد حالت جنون آمیزی به خود می گیرد.
بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز توحش در قرن بيست و يكم ميلادي چهارشنبه سوری / سرخی تو از من طالع بینی چینی برای سال 2014

سفر و تفریح

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟

در آستانه سال نو و بهار طبیعت هستیم . با توجه به اینکه مسافرت در این ایام به شدت افزایش یافته و بسیاری از افراد همگام با بهار طبیعت به سیر و سیاحت می پردازند ،داشتن یک سفر سالم پیش از هرچیز نیاز مند فراهم ساختن مقدمات سفر است. اکنون به چند نکته که برای داشتن سفری بی خطر و ایده آل لازم است خواهیم پرداخت: قبل از سفر در مورد مکان و آب و هوای محلی که قصد رفتن به آنجا را دارید تحقیق کنید تا لباس مناسب با خود ببرید. فهرستی از جاذبه‌های دیدنی محل مورد نظر و اموری را که باید انجام دهید تهیه کنید  تا در مدت زمان سفر بیشتر لذت ببرید و کمتر احساس خستگی کنید. حتی‌الامکان در فصول گرما به مناطق گرم سفر نکنید. در مورد مکان اقامت خود ( هتل ، منزل اقوام ، چادر مسافرتی یا …) تصمیم بگیرید . به تغذیه و مواد غذایی که استفاده می کنید توجه کنید .خوردن غذاهای سالم و متنوع، از مواردی است که لذت سفر را چند برابر می ‌کند .افزایش اشتها در طول سفر سبب می ‌شود تا اشتیاق مسافران برای خوردن مواد غذایی بیشتر شود. در سفر به مناطق محلی و روستاها، از خوردن شیر تازه دوشیده شده از دام، یا بستنی و پنیر محلی و کلا محصولات لبنی تازه خودداری کنید و فکر نکنید که چون غذاهای روستایی، طبیعی اند، پس سالم هم هستند، زیرا ممکن است شما را در معرض خطر ابتلا به بیماری‌هایی نظیر تب مالت قرار دهد. حتماً هنگام خرید هر نوع مادة غذایی بسته‌بندی‌شده بین راهی به تاریخ مصرف آن توجه و از خرید یا مصرف مواد غذایی تاریخ‌گذشته خودداری شود. داروی ضد اسهال برای موارد اسهال مسافرتی توصیه نمی‌شود. در این مورد بهتر است با پزشک خود در مورد آنتی‌بیوتیک‌هایی که عفونت‌های باکتریایی عامل اسهال مسافرتی را درمان می‌کنند، مشورت کنید. اگر به نقاط آفتابی سفر می‌کنید، کرم ضد آفتاب با خود ببرید، یا برای تسکین درد ناشی از آفتاب ‌سوختگی، ژل ٱلوئه ورا(Aloe Vera) همراه داشته باشید. اگر در حین سفر، مدت درازی را در محیط‌های سرباز و طبیعی می‌گذرانید، پشه‌بند و کرم‌های دافع حشرات و داروهای تسکین‌دهنده آسیب ناشی از گزنه به همراه داشته باشید. در صورت سفر با خودروی شخصی: قبل از حرکت از سالم بودن وسیله نقلیه خود به ویژه سیستم روشنایی، سیستم فرمان، وضعیت لاستیک ها ، برف پاکن و… اطمینان کامل داشته باشید. مدارک شناسایی شامل: گواهی نامه رانندگی،کارت شناسایی، بیمه نامه خودرو،معاینه فنی و…را حتما به همراه داشته باشید. قبل از حرکت نسبت به تهیه ی جعبه کمک های اولیه، وسایل یدکی مورد نیاز مثل: لامپ،تسمه پروانه و دیگر وسایل ضروری که میتواند در صورت بروز نقص فنی در خودرو مورد استفاده قرار گیرد، اقدام نمائید. از آخرین وضعیت ترافیکی و شرایط جوی مسیر حرکت خود اطلاع کامل کسب نمائید.
سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی پیشنهادهایی برای آخر هفته سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله غارنوردی از نوع بورنیک پیشنهادهای آخر هفته