1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

موسسه‌ای به نام «بنیاد مریخ یک» که قرار است مقدمات اولین سفر تجاری به کره مریخ را فراهم کند، پنج ماه پیش آگهی مربوط به انتخاب چهار نفری را که به گفته این موسسه اولین ساکنان انسانی مریخ خواهند بود، منتشر کرد.

به گزارش رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی اکنون با به پایان رسیدن مهلتی که در نظر گرفته شده، بیش از صد و پنجاه هزار نفر از سراسر جهان در این برنامه که در حقیقت آموزش برای سفر به مریخ با یک بلیط یک طرفه است، ثبت نام کرده‌اند.

برخی از داوطلبان با ارسال ویدئوهایی همراه با فرم ثبت نام خود به شکلی جالب و احساساتی دلایل خود برای ارجحیت داشتن به سایر داوطلبان را تشریح کرده‌اند. به عنوان مثال مرد جوانی به نام مرتضی اهل افغانستان با حرارت از فقدان آزادی روی کره زمین صحبت کرده و در ویدئویی خود می‌گوید: «به عنوان یک مهندس افغانی حدس می‌زنم که در کره مریخ به نسبت کره زمین زندگی آزادتر و مفیدتری خواهم داشت»

یک مرد ۴۴ ساله اهل روسیه به نام «فیلیپ» نیز در ویدئوی خود می‌گوید: «من دوست دارم به کره مریخ بروم چون خودم یک مریخی هستم و ساکنان جدید این سیاره به کسی مثل من که اهل محل و بومی باشد نیاز خواهند داشت.»

ویکتوریا دختر ۲۰ ساله‌ای اهل بلاروس که به شطرنج و شمشیر بازی علاقه فراوانی دارد می‌گوید: «رفتن به کره مریخ امکان بسیار خوبی برای شناخت بهتر از قابلیت‌های جسمی وروحی انسان است، فرصتی است تا یک جهان دیگر را شناخت و عجایب آن را به دیگران آموخت.»

«بنیاد مریخ یک» که یک موسسه غیرانتفاعی است و دفتر مرکزی آن در شهر «آمرسفورت» هلند قرار دارد، یکی از دو موسسه غیردولتی است که برنامه سفر به کره مریخ را تدارک می‌بینند. اما «بنیاد مریخ یک» تنها موردی است که قصد دارد روی کره مریخ یک زیستگاه دائمی برای انسان‌ها بسازد.


موسسه دیگر به نام «اینسپیریشن مارس» در نظر دارد که سال ۲۰۱۸ یک گروه دو نفره را در یک سفر ۵۰۰ روزه به سوی کره مریخ بفرستد که پس از گردش در مدار آن سیاره به زمین بازخواهند گشت.

«بنیاد مریخ یک» هیچ کمکی از دولت‌ها  دریافت نکرده و هزینه‌های طرح خود را که حدود شش میلیارد دلار است از مبلغی که داوطلبان شرکت در این برنامه می‌پردازند تامین می‌کند. به عنوان مثال در همین مرحله اولیه ثبت نام هر یک از داوطلبان شرکت در برنامه ۴۰ دلار برای ثبت نام پرداخت کرده‌اند.

این بنیاد درنظر دارد که آخرین مراحل گزینش بین داوطلبان را به صورت یک برنامه تلویزیونی موسوم به «نمایش واقعی» ضبط کرده و آن را به کانال‌های تلویزیونی بفروشد.

در مرحله نیمه نهایی گزینش از بین  تمام داوطلبان که رقم آنها به ۱۵۰ هزار نفر رسیده فقط ۲۴ نفر انتخاب خواهند شد. این افراد به گروههای چهار نفره تقسیم می‌شوند که هر کدام شامل دو مرد و دو زن و از گروههای فرهنگی، اجتماعی و نژادی مختلف خواهند بود.

پس از یک سال آموزش فشرده شامل فن آوری، بهداشت و سلامت فردی و یادگیری زندگی فعال در دوران سفر  هفت‌ماهه فضایی، چهار داوطلب نهایی انتخاب خواهند شد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ

ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۳۸ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ۶ تا ۴ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺟﻮﻧﺪ.ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺗﺎ ۱۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﺗﺎ ۶۰ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ۱۴ ۱۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ. ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺣﺪﻭﺩ ۱۱ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺣﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ. ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۲۰ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﻤﺎﮐﺎﻥ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ۲۰ ۱۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻩ ﻧﯿﺰ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺗﺎ ﺗﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺎﺧﯽ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﻋﻔﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .ﺑﻪ ﻋﻼ ﻭﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﺍﺽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍﻣﯽ ﮐﻨﺪ.● ﻋﻠﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺭﺍﯾﺞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﯽ ﻭ ﺗﻨﺶ ﻫﺎﯼﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﯾﻦﺑﺎﻭﺭ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻥﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻔﺲ «ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ » ﻋﺎﺩﺗﯽ ﺯﺷﺖ ﻭﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﯼﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﻨﺶ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺩﺭﮐﻮﺩﮎ ﺍﺳﺖ .ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏﺑﺮﺍﯼﺗﺴﮑﯿﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻫﺎ، ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ ﻭ ﺗﻀﺎﺩ ﻫﺎﯼ ﻓﮑﺮﯼ، ﺑﻼ ﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ، ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻠﻢ، ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ، ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ،ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺧﺼﻮﻣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﻠﻞ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.● ﺭﺍﻩ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ:*ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺭﻓﻊ ﮐﻨﯿﺪ: ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﺟﻮﺩ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻨﯿﺪ،. ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺩﺭﭼﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.ﺟﺴﺖ ﺟﻮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﺪ. ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﯿﺪ، ﺍﯾﻦ ﺗﻼﺵ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻞ ﮐﻮﺩﮎ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺣﻞ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺑﺎﺷﺪ.*ﻧﺎﺧﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ : ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻤﺘﺮ ﺟﻮﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺳﻮﻫﺎﻥ ﺑﺰﻧﯿﺪ.*ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ: ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ. ﮐﻮﺩﮎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ.ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺮﺯﻧﺶ، ﺗﺤﻘﯿﺮ، ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺗﺸﺪﯾﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﺪﻫﯿﺪ.*ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭ ﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ: ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎﻡﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﻮﺩ ﺍﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺎﺭﺩﺳﺘﯽ ﯾﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺭﻭﺵ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺳت ﻓﻠﻔﻞ ﻧﺰﻧﯿﺪ : ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﭘﺎﺷﯿﺪﻥ ﻓﻠﻔﻞ ﯾﺎ ﻣﺎﻟﯿﺪﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﺗﻠﺦ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﺎﺧﻦ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ
چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟ بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟ نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان نوزادی که با دندان به دنیا آمد

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

از لادیزنگار: هتل یخی

دوست عزیز لادیز، آقای بیژن ماجدی این مطلب بسیار جالب را برای ما ارسال کرده اند. با تشکر فراوان از ایشان از شما دوستان خوب مان دعوت می کنیم تا مطالب جالب و خواندنی خود را با دوستان تان در لادیز سهیم شوید.

چندشوهری در تبت

تمدن بشری سالیان سال است که خانواده را با یک پدر، یک مادر و فرزندان می شناسد. هرچند برخی فرهنگ ها تعدد زوجات برای مردان را امری ناپسند نمی دانند، اما عکس آن تقریبا غیرممکن است. تبت تنها كشوری است كه در آنجا بعضی از زنان چند شوهر قانونی دارند.
بهترین رستوران جهان زنی جوان، پشت نقاب پیری ولیعهد انگلیس گوینده هواشناسی شد! مردم طوفانها با نام زنانه را جدی نمی گیرند! آشنایی با عقیق

مطالب تصادفی

حرفه من

شغل جدیدی برای زنان

  این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. . به گزارش کاسب نیوز؛ هر از چند گاهی فردی با ابتکار جدیدی، شغلی نو را ایجاد کرده و بعد از مدتی شاهد آن هستیم که افراد دیگری نیز با پیروی از وی و مناسب دیدن آن شغل، همکار او می شوند.   بدین ترتیب شغل جدیدی به وجود آمده و رواج می یابد. البته در صورتی که کسب درآمد در آن شغل سهل و آسان باشد، به سرعت انتشار می یابد.  بررسی های انجام شده توسط خبرنگار کاسب نیوز نشان می دهد که اخیرا در مناطق اعیان نشین شمال تهران شغل جدیدی به وجود آمده که به آن می گویند: "مسئول خرید جهیزیه".  در واقع خانواده های ثروتمند که بیشترشان مشغله های روزمره زیادی در زندگی دارند، با این فرد توافق می کنند که جهیزیه دختر دم بختشان را خریداری کند.  دستمزد "مسئول خرید جهیزیه" 10 درصد از کل مبلغ خرید جهیزیه است. البته او همچنین وظیفه دارد بعد از خرید، جهیزیه را در منزل دختر خانواده، بچیند. در واقع طراحی دکور و چینش وسایل منزل نیز جزو وظایف وی به شمار می رود.  خبرنگار کاسب نیوز در گفتگو با یک "مسئول خرید جهیزیه" در مورد مبلغ خرید جهیزیه پرسید، که او پاسخ داد: مبلغ خاص و تعیین شده ای نیست بلکه توافقی است. یعنی آن خانواده وسایل مورد نیاز را اعلام می کنند و بنده لیست قیمت کامل را ارائه می دهم و بعد هر کدام را که زیاد است و یا نمی خواهند را خط می زنم و ما بقی را خریداری می کنم.  وی در ادامه درباره دستمزد خودش گفت: این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. .

حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

حتما زمانی که در هتل اقامت دارید این سوال برای تان پیش می آید که زمانی که مهمان ها از اتاق های شان خارج می شوند یا وقتی check out صورت می گیرد چه اتفاقی در اتاق ها صورت می گیرد.
حرفه من: مربی آموزش رانندگی قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی ... یه مَرده، یه مرد دختران آتش بدون خونریزی اول شویم!

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بخشش را یاد بگیریم

باید بدانیم که به جای انتقام می توانیم کاری کنیم که نتیجه مثبت تری دارد و آن گفتن این که شما را می بخشم. بخشیدن به معنای تسلیم شدن نیست بلکه به این منظور است که این هم بگذرد. وقتی فرد آزاردهنده را می بخشید از نظر هیجانی دیگر به او پایبند نشده اید. بخشش شما را از کابوس فرد دیگری خلاص می کند و به شما امکان زندگی پسندیده و آرامی را می دهد. وقتی آدمی خشمگین می شود ممکن است احساس مسئولیت بیشتری بکند اما بخشش کم کم احساس قدرت بیشتری را القاء می کند. وقتی کسی را می بخشید قدرت صلاح دید شما احیاء می شود. مهم نیست که فرد لایق بخشش باشد، شما سزاوار رهایی هستید.دلیل دیگری که ممکن است ما را از بخشش باز دارد می تواند احساسی چون ضعف باشد. بعضی ها فکر می کنند بخشیدن یعنی این که آنها اشتباه کرده اند و حق با دیگری است. بخشش فقط بیرون کشیدن خنجر از شکم تان است. بخشش همانقدر که برای جسم خوب است برای روان نیز گوارا و خوب می باشد. زنده کردن و زنده نگه داشتن جراحات گذشته برای سلامتی ضرر دارد. ثابت شده است که حتی یادآوری ساده یک واقعه که باعث خشمگین شدن فرد می شود برای قلب استرس آور است. ابتدا احساس های منفی همچون خشم و غمگینی و خجالت را تحمل می کنید، بعد سعی می کنید از آنچه اتفاق افتاده سر در بیاورید یا به بررسی تسکین این پیشامدها می پردازید. بعضی افراد ممکن است هیچ وقت به مراحل نهایی بخشش دست پیدا نکنند. بخشیدن را می توانید با پیشنهادهای ذیل امتحان کنید : با آزردگی کوچک شروع کنید : آزردگی و دلخوری جزیی که از سوی غریبه ها، دوستان، آشنایان و حتی صمیمی ترین فرد حاضر در زندگی تان بر شما وارد می شود و موجب تکدر خاطر و دل شکستگی تان می شود را نادیده بگیرید. زیرا شما را برای امر خطیر و نخستین گام بخشیدن آزارهای اصلی آماده می سازد. خودتان را از احساس های مضر و منفی رها کنید : احساس خشم و یا ناامیدی خود را برای یک دوست و یا مشاوری دلسوز و مورد اعتماد بازگو کنید. این عمل تجربه نیرومندی را برای گوش فرا دادن به شما می بخشد و می توانید بدون خطر بدون هیچ خطر بازگویی یا انجام چیزی که بعدها غم آن را بخورید بر احساسات خود فائق آئید. همچنین با این رفتار می توانید از نمودهای منفی ناشی از خشم نیز دوری و اجتناب کنید. به فردی که شما را آزرده خاطر کرده است نامه بنویسید : جزئیات حقیقتی را که اتفاق افتاده به همان گونه که آن را تجربه کرده اید و یا آن را مشاهده کرده اید بدون هیچ گونه دخل و تصرفی بنویسید. سعی کنید اگر برایتان مقدور است نامه خود را به دست فردی که شما را آزرده است، به طریقی برسانید و برای تخلیه کامل هیجان و برطرف کردن مسئله به صورت بنیادی، بهتر است در کمال آرامش با فرد مورد نظر راجع به محتویات نامه به گفتگو بنشیند و اشتیاق خود را برای برطرف کردن سوءتفاهمات و ناراحتی بیان کنید و در صدد رفع کامل مشکل برآئید ، اما اگر این کار امکان پذیر نیست پیشنهاد می شود نامه نوشته شده را آب روان وجاری رها کنید. چنان چه فردی که شما را آزرده است فوت کرده، نامه را پس از نوشتن بسوزانید. روش سمبلیکی که خشم را کاملا می سوزاند و از بین می برد. احساس نکنید که مقابله کردن و رو در رو شدن ضروری است : بخشش می تواند بدون دخالت یا آگاهی کسی هم اتفاق بیفتد. افرادی را که می بخشید، ممکن است هرگز نفهمند که در حق شما اشتباه کرده اند و یا حتی در صورت آگاهی نیز، خود را نه تنها گناهکار و متهم قلمداد نکنند بلکه محق بر این عمل نیز بداند؛ با این تفاسیر شما باز مبادرت به عمل بخشش کنید زیرا آنچه که مهم است فائق آمدن شما بر خشم تان است. با همدلی گوش فرا دهید : اگر با کسی که مخالف شما می باشد رودررو قرار گرفتید ساکت باشید و گوش فرا دهید و بعد هر چه که شنیده اید را به او نسبت دهید. در این صورت شما خواهید توانست رفتار را از چشم انداز و نظرگاه دیگری نیز ببینید که این خود نیز در نهایت می تواند منجر به بخشش شود. به خاطر داشته باشید که بخشش همان فراموشی نیست : نباید آزردگی ها را فراموش کنیم این تجربیات در عین ناراحت کننده بودن شان بسیار آموزنده و عبرت دهنده نیز هستند. این تجربیات به ما آموزش می دهند که دوباره قربانی نشویم و دیگران را نیز قربانی نکنیم. بخشش آرامش درونی می آورد. پس بخشنده باشید تا احساس های مثبت به وجود آمده ، راه زندگی بهتر را برای شما هموار کند.

سه ویژگی مرد آلفا

اصطلاح آلفا مثلا در گله شیر یا گرگ معمولا به یکی که هم رهبرشان است و بالطبع درشت تر، چابک تر و شجاع تر از بقیه مذکر ها است گفته می شود. آلفاها  دفاع، حمایت و مسئولیت شکار را نیز معمولا به عهده دارد. آلفاها در هر نوع جمع حیوانی که شکل بگیرند سهم بیشتری از غذا و سایر مزیت های درون گروه  بویژه سکس و تولیدمثل را از آن خود می کنند. استاد دانشگاه استانفورد  معتقد است مهمترین تفاوت آلفای مذکر در حیوانات و انسانها این است که مرد آلفا فقط در یک واحد کوچک و ثابت زندگی نمی کند. یک مرد آلفا شاید در طی روز نظافت چی یک مدرسه باشد و نقش مهمی در اجتماع در طی روز نداشته باشد. ولی همان مرد در اوقات دیگر یا اجتماعات دیگر، یک بوکسور خوب یا شناگر قهرمان یا نویسنده و نقاش زبردست باشد و قدرت و مزایای آلفا بودن را همچنان به خود اختصاص دهد. تفاوت انسان ها با حیوانات و اینکه قادر هستند امکان زندگی و مراوده همزمان در چندین گروه اجتماعی را داشته باشند باعث می شود که 3 خصیصه فیزیکی آلفا در انسان ها زیاد کارایی نداشته باشد. یک مرد آلفا می تواند یک مرد با قد متوسط باشد که می خواهد توجه و علاقه یک زن قد بلندتر از خودش را جلب کند. یک شطرنج باز خوب هم می تواند برای خود جایگاه آلفا فراهم کند. برای بسیاری از زنان، یک مرد مهربان، مودب و مسئول یا مردی که مدام در فعالیت های افتخاری وقت و هزینه می گذارد می توانند آلفا تشخیص داده شوند. مردانی که از نظر اجتماعی و بویژه در بین زنان وجهه ای برای خود کسب می کنند به طور عموم از 3 ویژگی برخوردارند. قد بلند مردان قد بلند تفاوت هوش و قابلیت های شعوری متفاوتی با کوتاهتر از خودشان ندارند ولی جامعه انسانی توجه بیشتری به آنها می کنند. درآمد، سطح موفقیت و توقع پیشرفت در بین قد بلندترها بیشتر است. مردان قدبلند، کمتر از بقیه به مردان دیگر که مثلا با بدن ورزیده خودنمای می کنند حسادت نشان می دهد. تحقیقاتی نیز وجود دارد که نشان می دهد زنان تمایل بیشتری به مردان قد بلند دارند. در این میان، بررسی نظرسنجی ها و بویژه آمار جمع آوری شده در سایت های دوستیابی نیز موید این واقعیت بوده است. بی تردید تحقیقات مشخص و سراسری وجود ندارد که مدعی باشد در همه نقاط زمین قد بلند بودن مزیت یک مرد الفا است. صدای مردانه صدای عمیق و پر ابهت مردانه نیز از ویزگی های مردان آلفا است. تحقیقات گوناگون در باره تاثیر صدای کمابیش خشن و زمخت مردانه یا حتی صدای گرم و مهربان مردانه، موقعیت های بهتری برای شان در سلسله مراتب اجتماعی و حتی در بین زنان فراهم کرده است. قیافه صورت خشن و بویژه پهن، هم نشانه ای از بالا بودن هورمون تستوسترون می باشد که به خودی خود مردان فوق را در بین زنان جذاب نشان می دهد و در ضمن بالا بودن هورمون مردانه از بیشتر بودن قدرت دفاع طبیعی بدن در مقابل بیماری ها نیز خبر می دهد. در این زمینه بخصوص نسبت پهنای قسمت میانی و بالای صورت (  fWHR ) توانسته است آمار دقیقتری از مزیت های تسلط طلب و آلفا بودن مردان را نشان دهد. فرماندهان جنگی و مدیران اقتصادی و سیاسی با نسبت پهن تری از صورت نشان داده اند که تسلط  بیشتری بر جمع همراه خود دارند.  
دانستنی ها حال خوب برای تو اپلیکیشن‌های مضر اما دوست‌داشتنی محیط کارتان را دوست داشتنی کنید دنبال سفرهای هیجان انگیز باشید

آداب و رسوم

بیست و هشتم صفر

بیست و هشتم صفر، در فرهنگ اسلامی از یکسو یکی از روزهای غم انگیز است و از سوی دیگر مژده پایان یافتن ماه های محزون محرم و صفر را می دهد.

عید آب پاشی - جشن وارداوار

از قدیمی‌ترین جشن‌های ارمنیان محسوب می‌شود که در میان ایرانیان به عید آب پاشی ارمنیان جشن وارداوار (Vardavar) شهرت دارد. ارمنیان در این روز به یکدیگر آب می‌پاشیدند، کبوترپرانی می‌کردند و مسابقات ورزشی ترتیب می‌دادند. زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است. بیشتر محققانی که در زمینه اعیاد ارمنیان پیش از مسیحیت تحقیق می‌کنند، این جشن را مربوط به الههٔ آستغیگ و الههٔ آناهید می‌دانند. به موجب افسانه‌های ارمنی، آستغیگ، الههٔ‌زیبایی، باروری و حاصل‌خیزی بود و برگزاری این جشن در فصل تابستان به منظور طلب باران و برکت بوده است. جشن آب پاشی از جشن‌های خاص اقوام آریایی است و ارتباطی با دین خاصی ندارد ولی ارمنیان از سدهٔ چهارم میلادی پیرایه‌هایی مذهبی برای آن فراهم کردند. اکنون جشن وارداوار به عنوان یکی از اعیاد مسیحیت، نود و هشت روز پس از عید پاک، بین بیست و هشتم ماه ژوئن تا اول ماه آگوست (4 امرداد در گاهشماری ایرانی) برگزار می‌شود. این جشن در ایران از زمان مادها تا پایان دورهٔ صفوی برگزار می‌شد. درباره ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژه ی «وارد» را به معنی گل می‌دانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند. بر پایه ی نوشته‌های مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا می‌شده، همه ی مردم در این جشن شرکت می‌کردند و الهه را با گل‌های سرخ می‌آراستند. می‌گویند گل‌سرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد. ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیک‌ترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای می‌آورند. در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبه‌ای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ‌ایراد می‌شود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون می‌آیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب می‌پاشند. از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوتر‌پرانی نیز نام برد که این رسم نیز از گذشته‌های دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه ی زیبایی و عشق تعلق دارند. ارامنه داراى آشهاى به خصوصى می باشند که در زمان روزه بيشتر طبخ می گردد که معمولاً با سبزی هاى صحرائى و مواد نباتى درست می شود که به زبان ارمنى به اين آشها ”باس“ گفته می شود.
غذاهای شب یلدا رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج

سفر و تفریح

روستای دیدنی " کپ"

در شمال کشور روستا های دیدنی با جاذبه بسیار زیبا و تاریخ جالب و بکر وجود دارد که حتما دیدن آنها برای شما مسافران دایمی شمال خالی از لطف نخواهد بود. یکی از این روستاهای زیبا، " کپ" است.

از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای

نطنز این روزها در صدر اخبار رسانه ها قرار دارد. از وقتی حرف انرژی هسته ای به میان آمد این شهر نیمه كوهستانی هم از خلوت خود بیرون آمد و در رسانه ها جاخوش كرد. اما تا پیش از این تحفه اش معروف بود كه بسیاری هم نمی دانند این تحفه چیست.
قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان