1 1 1 1 1 1 1 1 1 1


بر اساس یافته‌های تازه‌ترین پژوهشی که با مطالعه روی چهار هزار کاربر تلفن‌های هوشمند در پنج کشور جهان به دست آمده است٬ ۴۴ درصد از کاربران اسمارت‌فون‌ها حداقل یک بار در هفته از اپلیکیشن واتس‌اپ (whatsapp) استفاده می‌کنند. این رقم برای فیس‌بوک که حالا بیش از یک میلیارد کاربر در سراسر جهان دارد ۳۵ درصد است.

این نخستین باری است که در یک پژوهش رسمی٬ اپلیکیشنی دیگر با سبقت گرفتن از فیس‌بوک پرکاربر و محبوب٬ در صدر نشسته است. به عبارت دیگر٬ در برابر ۴۴ درصدی که دست‌کم هفته‌ای یک بار از واتس‌اپ استفاده می‌کنند٬ فقط ۳۵ درصد برای پیام‌رسانی به دوستان خود «فیس‌بوک مسنجر» را باز می‌کنند.

واتس‌اپ حالا ماهانه بیش از ۳۵۰ میلیون کاربر فعال دارد. کاربرانی که روزانه دست‌کم ۴۰۰ میلیون عکس رد و بدل می‌کنند. نزدیک‌ترین رقیب به واتس‌اپ٬ وی‌چت است که حالا چیزی در حدود ۲۴۰ میلیون کاربر فعال در سراسر جهان دارد.

اپ‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ راه جدید ارتباط در دهکده جهانی

این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ از جمله BBM و وی‌چت و وایبر٬ ارتباطات آنلاین مبتنی بر موبایل انسان‌ها را به تسخیر خود درآورده‌اند و آن را کاملا متحول کرده‌اند. ۸۶ درصد مکالمات صوتی و متنی روزانه در جهان٬ حالا از طریق این اپلیکیشن‌ها انجام می‌شود که به‌طور رایگان امکان ارتباط مبتنی بر اینترنت را در اختیار کاربران‌شان قرار می‌دهند.

جدای از این اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ آن‌طور که این پژوهش نشان می‌دهد٬ کاربران از گوشی‌های هوشمند خود در ۷۳ درصد موارد برای برقراری تماس‌های صوتی مستقیم٬ ۷۵ درصد برای ارسال اس‌ام‌اس٬ و ۶۰ درصد برای دریافت و ارسال ایمیل استفاده می‌کنند.

آوریل ۲۰۱۳ بود که جان کوم٬ مدیر اجرایی کمپانی واتس‌اپ اعلام کرد که این سرویس حالا تعداد کاربرانش از توییتر هم بالاتر رفته و در زمینه ارسال پیام‌های روزانه از فیس‌بوک هم سبقت گرفته است. این در حالی است که واتس‌اپ بر خلاف رقبای خود در دنیای شبکه‌های اجتماعی٬ مستقیما تبلیغی بر سر راه کاربران قرار نمی‌دهد و از تبلیغات پول چندانی نمی‌سازد.

مدل کسب و کار واتس‌اپ هم مانند طراحی این سرویس کاملا ساده٬ سرراست و مشخص است: کاربران برای استفاده از آن ۹۹ سنت می‌پردازند و پس از دانلود آن به امکانات این سرویس دسترسی نامحدود دارند؛‌دسترسی واقعا نامحدود.

جان کوم می‌گوید: «مانیفست ما در تضاد با تبلیغات است. ما به اندازه کافی در زندگی روزانه با تبلیغات بمباران می‌شویم اما گوشی هوشمند واقعا جای تبلیغات نیست. گوشی‌های ما از هر پدیده دیگری به ما نزدیک‌تر و متصل‌ترند؛ به ما و زندگی ما.»

این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که کاربران اپلیکیشن اسنپ‌چت٬ که به تازگی با پیشنهاد ۳ میلیارد دلاری فیس‌بوک برای فروش مواجه شده است٬ بیشتر در محدوده سنی ۱۶ تا ۲۴ سال قرار دارند؛ همان بازه سنی که گفته می‌شود در حال روی‌گردانی از فیس‌بوک است و راه‌های جای‌گزین ارتباطی را به وقت‌گذرانی در فیس‌بوک ترجیح می‌دهد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟

به مهمانی رفته‌اید و اوقات خوشی را گذرانده‌اید. آدم‌های جدیدی را شناخته‌اید و با دوستان قدیم دیدار کرده‌اید. وقت رفتن و خداحافظی است. شما لباس پوشیده‌اید که جمع را ترک کنید اما دوست‌تان می‌گوید: «تا وقتی به بغلم نیایی و بوسم نکنی اجازه نمی‌دهم بروی چون این یعنی تو اصلا دوستم نداری.» شما نمی‌خواهید کسی را لمس کنید و به زور روبوسی کنید. اما دوست‌ عزیز مجبورتان می‌کند که محترمانه رفتار کنید چون «اصلا خوب نیست بگویی نه!» تصور این صحنه دشوار است؛ چون اصلا عادی نیست که کسی شما را مجبور به کاری بکند که نمی‌خواهید. این واقعا چه رابطه‌ای است که به‌خاطر رفتار محترمانه، مجبور باشید دیگران را با زور به آغوش بگیرید و ببوسید؟ یک دوست خوب چنین شرایطی را ایجاد نمی‌کند یا مجبورتان نمی‌کند بدون تمایل خودتان روبوسی کنید یا به آغوشش بگیرید. چنین تصویری اگر نگوییم میلیون‌ها بار، اما هزاران بار برای بچه‌ها در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد. آیا می‌‌خوانید کودک‌تان در بزرگسالی صاحب اختیار بدنش باشد؟ حتما یکی از دغدغه‌های شما این است که فرزندتان اراده کافی داشته باشد تا هر تماس جسمی ناخواسته را رد کند و برای خودش تصمیم بگیرد که چه کسی را به آغوش بگیرد و ببوسد. تمایل شما برای تربیت کودکی که اعتماد به نفس کافی برای نه گفتن داشته باشد، در تضاد کامل با رفتاری است که کودک را مجبور می‌کند با وجود بی‌علاقگی به بوسیدن، بوسیده شدن و به آغوش دیگران رفتن، چنین کاری بکند. اغلب والدین کودک را به چنین رفتاری تشویق می‌کنند. اگر لازم است هر فرد نوجوان یا بزرگسالی کنترل و اراده کافی بر بدنش داشته باشد چرا چنین حقی از همان ابتدای کودکی معین نمی‌شود؟ مجبور کردن کودک برای اینکه فردی را ببوسد یا به آغوش بگیرد که اصلا دوستش ندارد، نشانه احترام و ادب نیست. در واقع این کار یعنی شما کودک را مجبور می‌کنید با بدنش رفتاری را بکند که دوست ندارد و این یک نوع بی‌احترامی به بدن کودک است. چرا یک کودک باید به دیگران احترام بگذارد در حالی که دیگران چنین کاری نمی‌کنند؟   وقتی می‌گوییم «بزرگسال» درباره آدم بالغی حرف می‌زنیم که باید به این درک رسیده باشد که عدم تمایل کودک به در آغوش رفتن دیگران نشانه بی‌توجهی و انکار وجود او نیست. هر آدم بزرگسالی باید اینقدر فهمیده باشد که بداند این بی‌علاقگی به بوسیدن و بغل کردن ربطی به میزان دوست داشتن و احساس منفی کودک ندارد. در مورد نکته بسیار ساده‌ای حرف می‌زنیم: اگر دوست دارید کودک‌تان در آینده توانایی نه گفتن را داشته باشد و از بیان احساس واقعی‌اش نترسد و همچنین احساسات، افکار و بدنش را دوست داشته باشد، باید این کار را از همان سنین کم آموزش بدهید. همانطور که شما مالک هیچ آدم دیگری در زندگی‌تان نیستید مالک فرزندتان هم نیستید. اگر دل‌تان نمی‌خواهد کسی شما را بی اجازه لمس کند و حق طبیعی هر آدمی می‌دانید که چنین خواسته‌ای داشته باشد باید چنین حقی را برای فرزندتان هم قائل باشید. شاید برایتان این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی قرار بگیرید که دیگران اصرار می‌کنند کودکتان را ببوسند و او نمی‌خواهد چطور باید رفتار کنید؟ این اصلا کار پیچیده‌ای نیست. اولین کاری که باید بکنید این است که به دوست، خواهر یا پدربزرگ توضیح بدهید چرا نمی‌خواهید کودک را مجبور کنید کسی را ببوسد. علاوه بر این خوب است برای فرزندتان فرصت‌های تازه‌ای فراهم کنید تا او در موقعیت نامطلوب قرار نگیرد؛ مثلا می‌توانید بگویید: «دوست داری با پدربزرگت دست بدهی یا بغلش کنی؟» «دوست داری خاله را واقعا ببوسی یا می‌خواهی بوس را بفرستی؟» «دلت می‌خواهد بگویی دوستش داری یا دست بدهی یا فقط خداحافظی کنی؟» هر کدام از این جمله‌ها یا موقعیت‌های دیگری که شما فراهم می‌کنید، به فرزندتان کمک می‌کند بدون مجبور شدن به انجام کاری که دوست ندارد، ابراز احساسات کند. این چیزی است که به او احساس امنیت و آرامش می‌دهد و هنر «نه» گفتن را می‌آموزد. کودکی که نه گفتن را خیلی زود یاد بگیرد به راحتی می‌تواند در بزرگسالی دیگران را از انجام کاری که تمایلی به انجامش ندارد منع کند. یادتان باشد: دوست داشتن بدن و داشتن قدرت و اراده بر بدن فقط مساله نوجوان‌ها نیست. اگر می‌خواهید کودکتان واقعا خودش را دوست داشته باشد و آدمی خوشحال و نترس باشد، از همان ابتدا به خواسته‌ها و علایقش احترام بگذارید.

پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟

حتما آدم‌های زیادی را می‌شناسید که پدر و مادرهایشان آنها را متفاوت با خواهر و برادرهایشان تربیت کره‌اند. مثلا آن بچه‌ها محترم‌تر بوده‌اند، پول ترجیبی و هدیه بیشتر گرفته‌اند و … آیا واقعا پدر و مادرها تعمدا بین بچه‌هایشان فرق می‌گذارند؟ این سوال را می‌پرسم چون با من هم چنین رفتاری شده و همچنان هم می‌شود. الان در انتظار فرزند دومم هستم و نگرانم که تولد او چه اثری روی رابطه من با اولی می‌گذارد. اثرات طولانی مدت تبعیض بین بچه‌ها  اثرات تبعیض بین بچه‌ها می‌تواند بسیار عمیق‌تر از آن باشد که فکر می‌کنیم. تحقیقی که با عنوان «تبعیض مادران و اثرات آن بر افسردگی کودکان در بزرگسالی»، انجام شده، نشان داده که خواهر و برادرهایی که مادرشان یکی از آنها را به دیگری ترجیح داده، با احتمال بالاتری، در میانسالی دچار افسردگی می‌شوند. بر اساس این پژوهش که در ژورنال «خانواده و ازدواج» منتشر شده، اثرات تبعیض والدین می‌تواند هر دو کودک را تحت تاثیر قرار دهد. مهم نیست که شما آن بچه محبوب باشید یا نه. رفتار نابرابر اثرات مخربی بر هر دو طرف ماجرا دارد. دکتر کارل پیلمر، مدیر موسسه تحقیقات تفسیری درباره سن، و یکی از نویسندگان این تحقیق، می‌گوید: «آن بچه‌ای که مادرش نسبت به او تبعیض قائل می‌شود ممکن است نسبت به مادرش احساس بدی داشته باشد و آن کودک محبوب هم نسبت به بقیه دچار خشم می‌شود و خشم او، به تبعیض بیشتر از سوی پدر و مادر  دامن می‌زند.» اثرات مثبت تبعیض البته همه اثرات بچه محبوب بودن منفی نیست. گاهی ممکن است که این تبعیض باعث بالارفتن اعتماد به نفس شود. این طور بچه‌ها اغلب با اعتماد به نفس بالایی رشد می‌کنند و این احساس را دارند که می‌توانند هر کاری را انجام دهند. بر اساس یک تحقیق، رییس جمهورهای امریکا از زمان فرانکلین روزولت، همگی بچه محبوب خانواده خود بوده‌اند. خواهر و برادران هری ترومن، در مصاحبه‌ای بعد از دوران ریاست جمهوری او گفته‌اند که مادرشان همه آنها را دوست داشته اما بین او و هری، همیشه رابطه‌ای خاص وجود داشته است. اثرات منفی اما در بلند مدت، ممکن است این بچه محبوب، دچار مشکلات ارتباطی شود. مشکل آنجا شروع می‌شود که انها در می‌یابند که هیچ کس آنها را به اندازه پدر و مادرشان دوست ندارد. دلیل افسردگی آنها هم همین است. اینکه زمان زیادی را صرف می‌کنند تا همان عشقی را که از مادر و پدرشان گرفته بودند، از دیگران هم بگیرند. اما در مقابل بچه کم‌تر محبوب این فرصت را دارد که آنچه را در خانه تجربه نکرده بیرون به دست بیاورد. رنج بچه نامحبوب بودن در کل بچه‌ای که نامحبوب است بیش از همه رنج می‌کشد؛ حتی تا مدت‌ها پس از اینکه خانه را ترک می‌کند و به دنبال زندگی خود می‌رود. این جور بچه‌ها دجار افسردگی می‌شوند و اعتماد به نفس‌شان ضعیف است و نیاز به توجه ویژه دارند. در بسیاری از موارد، روابط خواهر و برادرها دچار خشم‌های ناشی از احساس تبعیض می‌شود. حتی در ۵۰ سالگی، این احساس در آنها وجود دارد که فرزند محبوب نیستند. در یک نمونه، فردی که مادر ۸۰ ساله‌اش هنوز زنده بود، همچنان تبعیض را تجریه می‌کرد چون مادر کهنسالش هنوز وقتی کاری داشت، خواهرش را به او ترجیح می‌داد. دکتر برندا ولینگ، مدیر و پژوهشگر مرکز رشد و توسعه انسان در دانشگاه میشیگان، که تحقیقات وسیعی درباره روابط خواهر و برادرها انجام داده،می‌گوید که اثرات ویرانگر در روابط خواهر و برادرها، اغلب ناشی از تبعیض پدر و مادرهاست: «وقتی بچه‌ای، مجبوری در آن شرایط زندگی کنی. اما وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شوند و خانه را ترک می‌کنند، نمونه‌های زیادی از دوری و گریز خواهر و برادرها از هم دیده می‌شود تا جایی که سال‌ها حتی با هم حرف نمی‌زنند. نکته مهم اینجاست که حتی با پپرتر شدن پدر و مادرها خشم میان خواهر و برادرها لزوما کاهش نمی‌یابد.» تربیت عادلانه بچه‌ها ما کدام کار بد را از قصد انجام می‌دهیم؟ لابد می‌گوییم هیچ کاری را! چون ذهن ما به دنبال توجیه خود است. من شک ندارم پدر و مادرهایی که بین بچه‌ها فرق می‌گذارند، کارمندهایی که از کارشان می دزدند، مقاماتی که اعمال غیراخلاقی انجام می‌دهند، کسانی که در امتحان تقلب می‌کنند، شاگردهایی که توی مدرسه بقیه را آزار می‌دهند و راننده‌هایی که به عقب ماشین دیگر می‌چسبند، همه عواقب کارشان را می‌دانند. تفاوت آدم‌های خطاکار  و آدم‌های درستکار، تنها ناشی از ترکیب خودآگاهی و اراده است، آدم‌های خطاکار ناخودآگاه و بی‌اراده، کارهایی می‌کنند که به ناراحتی‌های بعدی منجر می‌شود. بنابراین وقتی می‌بینید که یکی از بچه‌ها را به آن یکی ترجیح می‌دهید، ممکن است این مساله را در ذهن خودتان عادی فرض کنید اما بادتان باشد که این ترجیح، عواقب عاطفی بزرگی دارد. اما در عین حال همیشه این امکان را دارید که به عقب برگردید به این ترجیح خود توجه کتید و تصمیم بگیرید که زمان ویژه‌ای را به آن بچه‌ که کمتر دوستش دارید اختصاص بدهید تا روابط‌تان بهتر شود. البته این کار آسان نیست. باید صبور باشید، باید در عین خستگی انرژی داشته باشید. برای نزدیک‌تر شدن به آن بچه کمتر محبوب، باید فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که آن بچه‌ در آنها بهتر عمل می‌کند، نمی‌شود بچه‌ای را که از بیس بال متنفر است با وقت گذرانی با پدر و مادر عاشق بیس بال واداشت. هرچه که هست باید برای این رفع این تبعیض تلاش کنید چون این کار هم درست است، هم خوب است. بچه‌های محبوب دچار تبعیض من و همسرم هیچ کدام بچه‌های محبوب پدر و مادرمان نبودیم. در خانواده ما هرکسی بیشتر به چیزی نیاز داشت، بیشتر آن را دریافت می‌کرد. یک بچه توی مدرسه مشکل داشت، یکی پول بیشتر می‌خواست و یکی توجه بیشتر. یاتان باشد که درست است هر کسی باید آن چیزی را لازم دارد بگیرد اما این کار هم عواقبی دارد. هرگز بچه‌ای را که از قوانین پبروی می‌کند و خوش‌رفتار است، نادیده نگیرید. پدر شوهر من، همسرم را یک بچه فوق‌العاده توصیف می‌کند و همیشه می‌گوید تربیت او خیلی از تربیت خواهر و برادرهایش راحت‌تر بوده. با این حال، او زمان بیشتری را با بچه‌های دیگر می‌گذرانده چون آنها همیشه بیشتر به او نیاز داشتند. این مساله باعث ارتباط نزدیک‌تر آنها با هم شده اما همسر من این فرصت را نداشته که به آنها نزدیک شود. به این ترتیب او هم چیزی را از دست داده است. موضوع به همین حساسی است.
غذایی برای امتحانات کودکانمان آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید پرورش کودک دوزبانه ، آری یا خیر ؟ هفت درصد نوزادان ایمیل دارند! وقتی لگو هم خشن میشود

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

اعدادی که آثار هنری می آفرینند

دنیل تمت Daniel tammet، مرد جوان انگلیسی دارای قدرت ذهنی بسیار بالا در حد یک دانشمند است. او که به بیماری صرع مبتلاست، هر عدد را با شکلی خاص احسای می کند. او می تواند مشکل ترین محاسبات ریاضی را مانند یک تابلو هنر ی در ذهنش خلق کند.

این ده نفر بالاترین آی کیو را داشته اند

ضریب هوشی یا آی کیو، یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست می‌آید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریب هوشی صد می‌شود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر می‌شود که این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.
هوش مصنوعی آینده بشریت را تهدید می کند رودخانه تعادل بی بی حكمینه ، سلطان زنان افغان سردی مردان بعد از رابطه جنسی داستان خانواده اردلان

مطالب تصادفی

حرفه من

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.

حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

حتما زمانی که در هتل اقامت دارید این سوال برای تان پیش می آید که زمانی که مهمان ها از اتاق های شان خارج می شوند یا وقتی check out صورت می گیرد چه اتفاقی در اتاق ها صورت می گیرد.
شغل جدیدی برای زنان حرف هایی که در محیط کار نباید گفت ... یه مَرده، یه مرد دختران آتش حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

عینک انقلابی گوگل

با نزدیک‌تر شدن به زمان عرضه رسمی عینک گوگل (Google Glass) این کمپانی حالا رفته‌رفته اطلاعات و جزئیات بیشتری را درباره این محصول منحصربه‌فرد و انقلابی خود ارائه کرده است. ویژگی‌ها و کارآیی‌های اصلی عینک گوگل برای بسیاری از متخصصان و کاربران پی‌گیر دنیای آی‌تی شناخته شده است: Google Glass می‌تواند عکس و ویدئو بگیرد٬ ایمیل بفرستد٬ وب‌گردی کند و صفحات وب را در برابر چشم کاربر نمایش دهد٬ به سرویس‌های گوگل متصل شود٬ امکان انجام مکالمات تصویری را فراهم کند و مسیرها را از روی نقشه گوگل ردیابی کند و در اختیار کاربر قرار دهد. این امکانات شناخته شده هستند امااپلیکیشن‌هایی که برنامه‌نویسان به‌صورت اختصاصی برای عینک گوگل طراحی خواهند کرد٬ می‌تواند گستره وسیع‌تری از امکانات را برای کاربران این عینک فراهم کند. قرار است نخستین عینک‌ها برای آزمایش در ماه مه در اختیار گروهی از کاربرانی قرار گیرد که در یک رقابت توییتری توسط گوگل انتخاب شده‌اند. گوگل به تازگی جزئیات بیشتری را در قالب "راهنمایی برای برنامه‌نویسان" درباره عینک‌های خود منتشر کرده تا آنها بتوانند توسعه اپلیکیشن‌ها را با بهره‌گیری از آن آغاز کنند. در این جزئیات به برخی از سوال‌های رایج درباره عینک گوگل پاسخ داده شده که در ادامه پنج مورد از آنها را که مجله تایم انتخاب کرده٬ می‌خوانید. ۱) مختصات تکنولوژیک عینک گوگل رضایت‌بخش است باطن عینک گوگل و قابلیت‌های آن چیزی در حد یک اسمارت‌فون معمولی است. هنوز مشخص نیست که این عینک‌ها از چه پردازشگرهایی استفاده خواهند کرد٬ اما یک دوربین پنج مگاپیکسلی با قابلیت فیلمبرداری و ۱۶ گیگابایت حافظه خواهند داشت که از این میزان ۱۲ گیگابایت آن عملا قابل استفاده خواهد بود. گفته شده شارژ باتری آن در حدی است که می‌تواند پاسخ‌گوی نیازهای کاربر در یک روز کامل باشد٬ اما اگر زیاد فیلم‌برداری کنید یا مشغول ویدئو چت شوید٬ باتری آن زودتر خالی خواهد شد. صفحه نمایش آن «معادل یک صفحه نمایش ۲۵ اینچی اچ‌دی است که از فاصله ۲/۵ متری به آن نگاه می‌کنید.» شاید جالب‌ترین سخت‌افزار به‌کاررفته در عینک گوگل مبدلی است که با لرزاندن استخوان‌های نزدیک به گوش صداهای مختلف تولید می‌کند تا از این طریق با کاربر در تعامل باشد و او را از آنچه در اطرافش می‌گذرد باخبر کند. ۲) از عینک گوگل مسئولانه استفاده کنید و نگران حریم خصوصی نباشید هنوز عینک گوگل عرضه نشده اما نگرانی‌های بسیاری نسبت به پی‌آمدهای آن در نقض حریم خصوصی کاربران و شهروندان ابراز شده و حتی برخی مکان‌ها از جمله چند بار و کلاب و کازینو پیشاپیش اعلام کرده‌اند که اگر عینک گوگل را به چشم داشته باشید٬ از ورودتان جلوگیری خواهند کرد. کمپانی گوگل از کاربرانش خواسته که مسئولانه از این ابزار جدید استفاده کنند و مثلا وقتی در مطب دکتر هستند بدانند که کسانی که در اطراف‌شان هستند شاید نخواهند خواسته یا ناخواسته در تصاویر ثبت شوند. گوگل در راهنمایی که منتشر کرده تاکید کرده که کاربران باید نسبت به محیط پیرامون خود محتاط٬ هوشیار و مسئول باشند. ۳) وقتی عینک گوگل را بر چشم دارید رانندگی نکنید گوگل با اشاره به اینکه استفاده از تجهیزات موبایل در هنگام رانندگی در بسیاری از ایالات آمریکا ممنوع است٬ از کاربران خواسته در هنگام استفاده از عینک هم تابع قوانین باشند و ترجیحا وقتی مشغول رانندگی‌اند٬ همه تمرکز خود را به ماشین و جاده اختصاص دهند و از بهره‌گیری از امکانات عینک گوگل بپرهیزند. ۴) عینک گوگل تبلیغات آنلاین را در برابر چشمان‌تان نمی‌آورد گوگل به شدت درصدد است برنامه‌نویسان را به طراحی اپلیکیشن‌های ویژه عینک ترغیب کند٬ اما از سوی دیگر طراحان اپلیکیشن‌ها نمی‌توانند درآمدی از این طریق کسب کنند چون امکان نمایش تبلیغات روی اپلیکیشن‌های عینک وجود ندارد. قرار است همه اپلیکیشن‌های عینک هم رایگان باشند. گوگل اعلام کرده که ممکن است این سیاست در آینده تغییر کند. ۵) اپلیکیشن‌های جذاب عینک در راه‌اند اگرچه هنوز طراحان اپلیکیشن‌ها نمی‌توانند هزینه‌ای از کاربران عینک گوگل دریافت کنند٬ بسیاری از سرمایه‌گذاران تصمیم گرفتند سرمایه‌های هنگفتی را به این اکوسیستم جدید اختصاص دهند. برخی از کمپانی‌های تولیدکننده بازی‌های کامپیوتری می‌خواهند با دست پر وارد این میدان شوند؛ برخی می‌خواهند با آن دنیای پزشکی را متحول کنند و برخی می‌خواهند برای کاربران معلول امکان تسهیل ارسال ایمیل و پیام را فراهم کنند. باید منتظر نسل جدیدی از نوآوری‌های تکنولوژیک بود. گوگل اعلام کرده که تا پایان سال ۲۰۱۳ عینک‌های خود را روانه بازار خواهد کرد. هنوز قیمت مشخصی برای آن اعلام نشده اما پیش‌بینی می‌شود که قیمت نهایی آن چیزی در حدود ۱۵۰۰ دلار باشد.   منبع: DW

آیا سن مناسبی برای بچه دار شدن وجود دارد؟

در حالی که موضوع زنانی که در سنین بالا بچه دار می شوند، هنوز در سراسر جهان مورد توجه رسانه هاست، در طی دهه‌های اخیر سنی که زنان تصمیم به بچه دار شدن می گیرند به میزان قابل توجهی افزایش یافته؛ در بریتانیا مسن ترین زنی که حامله شده ۶۶ ساله بوده. ولی آیا می توان تعیین کرد چه سنی برای مادر شدن خیلی دیر است؟ برای زنانی که تصمیم به داشتن فرزند می گیرند، امکان منجمد کردن تخمک، به این معنی است که خواهند توانست مادر شدن را به زمانی موکول کنند که از نظر حرفه‌ای کاملا تثبیت شده باشند، زمانی که از نظر مالی تامین هستند و امکان صرف وقت با فرزندان یا شریک زندگی را دارند. ما به عنوان پزشکان متخصص، می دانیم که با بالا رفتن سن، احتمال خطرات بارداری نیز به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. به همین جهت به جای این که به منجمد کردن تخمک تنها به عنوان یک گزینه دیگر نگاه کنید باید به سؤال تازه دیگری که مطرح می شود نیز توجه کرد: آیا سن من برای بچه دار شدن بیش از حد زیاد است؟ سنی که زنان برای اولین بار مادر می شوند، در سراسر جهان به طور متوسط از ۱۸ سال تا ۳۰ سال است. امروزه زنانی که در کشورهای ثروتمندتر زندگی می کنند، اولین فرزند خود را در مقایسه با گذشته، به مراتب دیرتر به دنیا می آورند و زنان بریتانیایی که برای اولین بار مادر شده اند در زمره سی کشوری اند که از این جهت در صدر قرار دارند. جوانترین مادرها در آنگولا، بنگلادش، نیجر، چاد، مالی، گینه، اوگاندا، موزامبیک و مالاوی زندگی می کنند. در این کشورها حد متوسط سن مادر شدن ۱۸ سال است. نوزادانی که از طریق انجماد تخمک متولد می شوند در بریتانیا اکنون حد متوسط طول عمر زنان ۸۳ سال است ولی زنان معمولا در حدود ۴۵ سالگی توانایی باروری را از دست می دهند. اما اگر تصور کنیم که زنی می تواند تخمک های خودش را در ۲۵ سالگی منجمد کند و این تخمک ها برای مدت نامحدود بدون این که آسیبی ببینند، منجمد باقی بمانند، و هنگام استفاده از این تخمک ها شانس باردار شدن این زن به همان اندازه ۲۵ سالگی اش باشد، این موضوع سبب می شود که او امکان کاملا تازه ای برای تعیین زمان تشکیل خانواده داشته باشد. مشکلات باروری؛ هر قدر که زنان حامله شدن را به تأخیر بیندازند، خطر نازایی ناشی از بالا رفتن سن افزایش می یابد. علاوه بر این خطر سقط جنین و سایر مشکلات حاملگی نیز در آنان بیشتر است و لقاح مصنوعی (آی وی اف) کمتر موفقیت آمیز خواهد بود. برای زنانی هم که که فرزند را دارند، ممکن است برای داشتن دومین یا سومین فرزند در سن بالا، با مشکلاتی روبرو شوند. حتی برای زنان ۳۴ ساله که نسبتا جوان هستند، از ۳۰ درصد شانسی که برای حاملگی از طریق لقاح مصنوعی دارند هر سال ۳ درصد کاسته می شود. هنگامی که زنان وارد چهل سالگی می شوند، تنها امید واقعی آنها برای تشکیل خانواده، استفاده از تخمک یک زن جوان تر خواهد بود. پزشکان آگاهند که هر چه سن زن افزایش می یابد، مشکلات بارداری نیز زیادتر می شود و ممکن است خانواده های جوان بدون مادر بمانند. بنابراین اگر چه در بعضی کشورها زنانی که بیشتر از هفتاد سال دارند، توانسته اند با استفاده از منجمد کردن تخمک صاحب فرزند شوند، باید پرسید که آیا این کار صحیح است یا این که باید محدودیتی برای سن استفاده از این تخمک ها در نظر گرفت؟ در حال حاضر اجماع جهانی وجود ندارد ولی پزشکان و نهادهای تخصصی ملزمند خطرات را به بیماران یادآوری کرده و خودشان محدودیت سنی را برای این روش مداوا، در نظر بگیرند. منجمد کردن تخمک ها ممکن است دوره قابلیت باروری زنان را طولانی تر کند، ولی مسن تر بودن والدین می تواند برای فرزندان خطرات دراز مدتی داشته باشد. و اگر چه امکان دارد منجمد کردن تخمک ها و اسپرم بر سن بیولوژیکی غلبه کند، انرژی فیزیکی که برای مراقبت از کودکان خردسال لازم است، ممکن است عامل محدود کننده ای برای بسیاری از والدین بالقوه باشد. شاید ۴۰ سالگی دوران گذشته به مثابه۳۰ سالگی کنونی باشد، ولی برای زنان، مردان و جامعه در مورد این که آیا باید فرزند داشت و نیز زمان داشتن آن، لازم است توازنی وجود داشته باشد.
مدیتیشن آتش درون را شعله ور می سازد ما با نقش هایمان وارد رابطه می شویم مادران شاغل گناهکار نیستند با چرخه خشونت های جسمی، احساسی و روانی شما را می ترسانند، کنترل می کنند و شکست می دهند سه کاری که در مواقع عصبانیت باید انجام دهید

آداب و رسوم

یلدا مبارک

شب یلدا، درازترین شب سال و یکی از بزرگترین جشن های ایرانیان است. ایرانیان همواره شیفته شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آنها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند.

توجه به یوزپلنگ ایرانی در روزی که "ماریتا تنها شد"

در روز ملی یوزپلنگ ایرانی اعلام شده که شمارش معکوس برای انقراض آخرین بازمانده‌های یوزپلنگ‌های آسیایی در ایران آغاز شده است. محمدجواد ظریف در پیامی خواستار همزیستی مهربان‌تر با همه مخلوقات شده است. آنچه که نهم شهریور ۱۳۷۳ را از بقیه روزها متمایز می‌کند واقعه‌ای است که در این روز گرم تابستانی روی داده است: گرما یوزپلنگی ماده و سه ‌توله‌اش را راهی نخلستان‌های اطراف شهرستان بافق در استان یزد کرد تا آب نوشیده و عطش خود را فرو بنشانند. اما مردم محلی با سنگ و چوب از این حیوانات استقبال کردند. مادر بعد از مدتی مقاومت مجبور به فرار شد و از سه توله دیگر یکی دردم جان داد و دیگری اندکی بعد وقتی مأموران محیط زیست او را از چنگ مردم به در آورده و تلاش داشتند نجاتش دهند بر اثر شدت جراحات جان باخت. اما آن که عمرش به دنیا بود توله‌ای بود که نیمه‌جان به دست مأموران افتاد. او بعد از مداوایی سطحی در دست یک دامپزشک در یزد به تهران منتقل شد تا نجات یابد. این توله‌یوزپلنگ ماریتا نام گرفت و بعد از بهبودی به پارک پردیسان تهران منتقل شد. ماریتا تا آن زمان یوزپلنگی آسیایی بود اما بعد از آن واقعه به سمبل مظلومیت یوزپلنگ‌ها و حیات وحش ایران تبدیل شد. او گواهی شد بر فقر اطلاعات مردم در مواجهه با حیات وحش و محیط زیست. او سرانجام در دی‌ماه ۱۳۸۲ بعد از ۹ سال زندگی پشت میله‌های قفس از دنیا رفت و به دلیل تنهایی و نبود جفت هرگز نتوانست مادر شود و به نسل خود در ایران بیافزاید. تشکل‌های زیست‌محیطی همراه با گردانندگان پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در سال ۱۳۸۶ تصمیم گرفتند، نام این روز را یوزپلنگ ایرانی بگذارند تا بر لزوم بقای یکی از مهم‌ترین گونه‌های جانوری در معرض انقراض در ایران تأکید کرده باشند. پیام ظریف امسال محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران نیز در این رابطه پیامی ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است. او از تلاش برای حفظ یوزپلنگ ایرانی تقدیر کرده و گفته است: «تلاش ما برای حفظ یوزپلنگ ایرانی نشان‌دهنده آشتی مجدد ما با محیط زیست و زیستن در یک محیط مهربان‌تر با همه مخلوقات خداوند است.» ظریف با اشاره به چالش‌هایی زیست‌محیطی مانند پدیده گرد و غبار و خشکسالی در ایران می‌گوید: «این چالش‌ها بیانگر این واقعیت است که ما در گذشته با محیط زیست خودمان و با مخلوقات خداوند که در استفاده از این محیط زیست با ما شریک هستند مهربان نبوده‌ایم.» او که در روز ملی یوزپلنگ ایرانی سخن گفته است، با اشاره‌‌ای تلویحی به اتفاقی که برای ماریتا و خانواده‌اش افتاد یوزپلنگ ایرانی را نمونه‌ای از این نامهربانی‌ها خوانده است. حال و هوای روز ملی یوزپلنگ ایرانی بسیاری از شهرهای ایران در نهم شهریور هر سال شاهد برنامه‌هایی مانند امضای طومار برای نجات یوزپلنگ ایرانی، جشنواره‌های متعدد، سمینارها، همایش‌ها و برنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان در جهت اطلاع‌رسانی برای ساختن نسلی آگاه‌اند تا اتفاق بافق بار دیگر تکرار نشود. برنامه‌ها به گونه‌ای ترتیب داده می‌شوند که جمعیت حاضر از ضرورت حفظ گونه‌ای در حال انقراض و چگونگی رفتار با آنان آگاه شود. در ورودی شهر بافق دو تندیس یوز و تابلویی نصب شده با این مضمون: «به شهر یوزپلنگ‌ها خوش آمدید» اما آنچه که با جمع کردن طومار و برگزاری مراسم صرف دوا نمی‌شود زمینه‌های واقعا موجود به باد رفتن این گونه و نزدیکی آن به انقراض است. "یوزپلنگ ایرانی؛ یک قدم تا انقراض" روزنامه ایران به نقل از هومن جوکار، مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی می‌نویسد، اکنون تمامی مشاهدات یوزهای ماده منحصر به پارک ملی توران در سمنان و پناهگاه حیات وحش میاندشت در استان خراسان شمالی شده که این مناطق نیز با تهدید بزرگ دام و سگ‌های گله مواجه هستند. به نوشته این روزنامه، از سال ۸۳ تا ۹۵، حدود ۱۵ یوز از جمعیت ۴۰ تایی یوزهای ایران در جاده‌های مرگباری که زیستگاه‌های حیات وحش را چند تکه کرده، کشته شدند.  یوز در استان یزد و ۷ یوز در پارک ملی توران در محور تهران ـ مشهد، شامل یک نر و۶ ماده از بین رفته‌اند. به‌ویژه از بین رفتن یوزپلنگ‌های ماده بقای نسل این جانور را با خطری جدی مواجه می‌سازد. به گفته هومن جوکار، اکنون همه امیدها به همین یکی دو یوز ماده باقیمانده در توران و میاندشت معطوف شده که این یکی دو یوز هم از هر سو در محاصره "دام و سگ‌های گله" و جاده‌های مرگبار توران قرار گرفته‌اند. به دلیل قشلاقی بودن مراتع توران و میاندشت و حضور دام و سگ‌های گله همزمان با فصل جفت‌گیری و زایمان یوزها خروج چندهزار رأس دام از این مناطق ضرورتی مبرم شده است. سازمان برنامه و بودجه پذیرفته که ۸۰۰ میلیون تومان را برای مرحله مقدماتی خروج دام از یکصدهزار هکتار پارک ملی توران ارائه دهد، اما به گفته جوکار، سه سال است که هیچ خبری از این بودجه نیست و سازمان محیط زیست پولی دریافت نکرده است. همچنین پروژه حصارکشی نقاط خطرساز جاده توران برای جلوگیری از سوانح یوزها نیز به اجرا در نیامده است. هومن جوکار در این مورد می‌گوید: «قرار بود ۱۲ کیلومتر از مسیر فنس‌کشی شود و وزارت راه بودجه این پروژه را هم دریافت کرده و حتی با پیمانکار قرارداد هم بسته ولی اکنون ۶ ماه است که کار شروع نشده و می‌گویند شرکت طرف قرارداد بیش از حد رتبه‌اش پروژه داشته و نمی‌تواند فعلا پروژه را اجرا کند. » این کارشناس حیات وحش ادامه می‌دهد: «امروز یا فردا مشخص نیست، اما انقراض نزدیک است و کشوری که روی دریایی از ذخایر نفت و گاز خوابیده برای تأمین ۸۰۰ میلیون تومان بودجه خروج دام از پارک ملی توران بودجه ندارد.»
غذاهای شب یلدا سفره هفت سین طالع بینی چینی برای سال 2014 ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک جهیزیه؛ یک رسم بین المللی

سفر و تفریح

دزدی از هتل

برخی از کسانی که چند شبی را در هتل اقامت می‌کنند، موقع خداحافظی برخی از وسایل اتاق را به رسم "یادگاری" با خود به خانه می‌آورند. بر اساس یک نظرسنجی یک سوم از مسافران از هتل دزدی‌کرده‌اند؛ برخی کمتر، برخی بیشتر. حوله‌های بزرگ و نرم، دمپایی‌های سبک و راحت یا ملحفه‌های سفید و لطیف هتل‌ها برای بسیاری وسوسه‌کننده است و دل کندن از آنها موقع رفتن کار چندان ساده‌ای نیست. برای همین برخی از این اشیا دست آخر موقع ترک هتل، بی سر و صدا سر از چمدان‌های مسافران در می‌آورند. سایت "هتلز دات کام"‌، از سایت‌های مشهور برای رزو هتل، به تازگی یک نظرسنجی را انجام داد که در آن ۸۶۰۰ مسافر از ۲۸ کشور جهان شرکت داشتند. بر اساس این نظر سنجی، دانمارکی‌ها درستکارترین گردشگران به شمار می‌روند. ۸۸ درصد از آنها عنوان کردند که تا به حال هرگز هیچ چیزی از اتاق هتل به سرقت نبرده‌اند. به این ترتیب دانمارکی‌ها به وضوح بالاتر از متوسط جهانی قرار گرفته‌اند زیرا با در نظر گرفتن تمامی ملیت‌های شرکت کننده در این نظرسنجی تنها ۶۵ درصد گفته‌اند که هرگز از اتاق هتل چیزی به سرقت نبرده‌اند. البته وسایل بهداشتی و آرایشی در دستشویی‌ها در این نظرسنجی به حساب گرفته نشده‌اند. از هر چهار آلمانی، یک نفر اعتراف به دزدی از هتل کرده است. در این میان کلمبیایی‌‌ها بدترین تصویر را از این نظر از خود بر جای گذاشته‌اند. بیش از نیمی از کوبایی‌ها اعتراف کرده‌اند که تا کنون یک یا چندین بار وسایل هتل را با خود به خانه‌آورده‌اند و به این ترتیب آخرین جایگاه را در فهرست درستکار بودن به خود اختصاص داده‌اند. کتاب، مجله، ملحفه و حوله بر اساس این نظرسنجی از محبوب‌ترین اشیای هتل در میان تمامی ملیت‌ها بوده‌اند که از چمدان‌ها سر درآورده‌اند. تنها چینی‌ها بوده‌اند که اعتراف کرده‌اند اغلب به وسایل تزئینی اتاق نظیر لامپ، ساعت یا قاب‌های عکس و نقاشی نیز نظر داشته‌اند و آنها را با خود به خانه آورده‌اند. ربد و شامبر‌، بالش، وسایل برقی نظیر اتوهای مسافرتی یا سشوار از جمله "سوغاتی‌های" کلاسیک هستند که مسافران از گذشته تا به حال به "بلند کردن" آنها علاقه نشان می‌دهند. بر اساس این نظرسنجی مسافرانی بوده‌اند که روکش توالت فرنگی و همچنین برس توالت را هم در چمدان جا داده‌اند. شماری دیگر نیز اعتراف کرده‌اند که تکه‌هایی از فرش اتاق را با قیچی بریده و با خود به خانه برده‌اند. نکته قابل توجه در این میان این است که دزدی از اتاق هتل نه تنها از گردشگران بلکه از کسانی که به سفر کاری یا برای شرکت در همایش در هتل اقامت داشته‌اند، سر زده است. و دیگر آنکه این گونه دزدی‌ها هم در هتل‌های پنج ستاره و هم در اقامتگاه‌های ارزان قیمت از "شکارچیان سوغاتی" سر زده است. هتلداران اغلب مجبور به کنار آمدن با غیبت ناگهانی وسایل اتاق هستند، زیرا در عمل هیچ امکانی برای جلوگیری از به سرقت رفتن آنها ندارند. از آنجایی که پیگیری حقوقی این موارد کاری زمان‌بر و نیز هزینه‌بر است، در موارد خاص در شماری از هتل‌ها یک "فهرست سیاه" از اسامی کسانی وجود دارد که سابقه منفی از خود بر جای گذاشته‌اند. این هتل‌ها به "شکارچیان سوغاتی حرفه‌ای" اتاق کرایه نمی‌دهند.   منبع: DWDE

شاهرود، شهری که باید دید

راه رفتن روی ابرها رویایی است دست یافتنی؛ بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. بدون شک اگر تا حالا جنگل ابر را ندیدید، پیشنهاد می‌کنیم هر چه سریعتر به دیدن آن بشتابید. چون آنجا خدا نزدیک است.
از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای نمایش آثار تاریخی موزه لوور در ایران چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت پیشنهادهای آخر هفته خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان