1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

دانشمندان می‌گويند شواهدی يافته‌اند که نشان می‌دهد همزيستی گربه‌ها و آدم‌ها به حدود ۵۰۰۰ سال پيش بر می‌گردد.

به نوشته روزنامه «ايندپندنت»، در حالی که بسياری از صاحبنظران همچنان بر اين نظر پافشاری می‌کنند که گربه‌های مغرور هيچ وقت به معنای واقعی «اهلی» نشدند، پژوهش‌های جدید باستان شناسی داستان متفاوتی را تاييد می‌کنند.

بر اين اساس، نخستين بار چندين هزار سال پيش، گربه‌های وحشی با دست کشيدن از شکار در طبيعت برای تامين غذای خود به سوی انسان‌ها آمدند و با خوردن باقيمانده غذای آدم‌ها زندگی جديدی را برگزيدند.

به نوشته ايندپندنت، به تازگی يک باستان شناس در نتيجه حفاری در دهکده‌ای در چين، به نام «کوآنهوچون»، به بقايای انسان، گربه، خوک، جونده‌های کوچک و آهو برخورد که زمانی حدود ۵۳۰۰ سال پيش در کنار يکديگر زندگی می‌کرده‌اند.

اما جالب آنکه بررسی‌های بيشتر و آزمايش مواد شيميايی بقايای کشف شده نشان داد که گربه‌های ۵۰۰۰ ساله حيواناتی را شکار می‌کردند که به محصول ارزن کشاورزان آن دوران دستبرد می‌زدند؛ حيواناتی که به احتمال قوی جوندگان موذی آن زمان را شامل می‌شدند.

در همين حال شواهد ديگر از قبيل سوراخ‌های کشف شده منتهی به محل نگهداری محصولات کشاورزی و ظروف عتيقه مقاوم در برابر موش شواهدی است که نشان می‌دهد انسان در دوران باستان نيز از وجود موش و جوندگان ديگر در رنج بوده است.

پروفسور فيونا مارشال، استاد باستان شناسی و يکی از نويسندگان پژوهش جديد درباره همزيستی گربه‌ها و آدم‌ها می‌گويد: «داده‌های به دست آمده ما نشان می‌دهد که وجود حيوانات کوچک در مزرعه‌های باستانی -از قبيل جوندگانی که از غلات محصول کشاورزان تغذيه می‌کردند- گربه‌ها را جذب کرد.»

اين دانشمند در ادامه توضيح داد: «نتايج پژوهش اخير نشان می‌دهد که دهکده کوآنهوچون در ۵۳۰۰ سال پيش منبع غذای مناسبی برای گربه‌ها محسوب می‌شده، و رابطه بين آدم‌ها و گربه‌ها نوعی همزيستی به اصطلاح "هم‌خوراکی" بوده، که برای گربه‌ها مفيد بوده است.»

مارشال تصريح کرد حتی در آن زمان که گربه‌ها هنوز «اهلی» نبودند نيز به انتخاب خود زندگی در کنار بشر را انتخاب کردند: «شواهد به دست آمده توسط گروه، مويد آن است که گربه‌ها در نزديکی کشاورزان زندگی می کرده، و اين رابطه به نفع هر دو طرف بوده است.»

از ديگر نکات جالب توجه در تحقيق ياد شده آن است که در بقايای بعضی از گربه‌های باستانی مقادير بيشتری از ارزن کشف شده که احتمالاً به معنای آن است که انسان‌ها به اين حيوانات غذا می‌داده‌اند يا اينکه خود گربه‌ها از باقيمانده غذای آدم‌ها می‌خورده‌اند.

مشروح نتايج پژوهش فوق در نشريه «Proceedings of the National Academy of Sciences» منتشر شده است.

پيش از اين قديمی‌ترين سند همزيستی گربه‌ها و انسان‌ها مربوط به نقاشی‌های مصر باستان بود که گربه‌ها را در حالی که زير صندلی انسان‌ها چمباتمه زده بودند نشان می‌داد.

دکتر مارشال می‌گويد گربه‌ها خيلی ديرتر از سگ‌ها اهلی شدند که نخستين بار «به شکل گرگ‌های وحشی به گوشتِ شکارِ آدم‌ها جذب شدند و بشر خيلی زود به منفعت آنها پی برد».

به گفته اين پژوهشگر نخستين سگ‌های اهلی زمانی حدود ۱۰ هزار سال پيش و چه بسا ۲۰ هزار سال پيش زندگی در کنار انسان را آغاز کردند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

سزارین در ایران؛ عارضه شهرنشینی؟

رئيس انجمن علمی مامايی ايران می‌گويد ايران  دومين کشور جهان است که بيشترين آمار عمل جراحی «سزارين» را به نام خود ثبت کرده است. برزيل اولين کشوری است که بيشترين سزارين در آن انجام می‌شود. بسياری از پزشکان و متخصصان بهداشت ، گرايش بيش از حد جامعه به زايمان از راه سزارين را نگران‌کننده ارزيابی می‌کنند. دکتر ژاله گوهری، پزشک در وين گفت و گو یی انجام داده که از او پرسيده چرا گرايش به سزارين در ايران تا اين حد بالاست؟ گوهری: در حالی که در جوامع اروپا جوان‌ها، جوان‌های فهميده و طرفدار محيط زيست، طرفدار زندگی سالم، تغذيه سالم روی می‌آورند به زايمان طبيعی، در ايران و جاهايی مثل ايران در قشر متوسط شهری آمار سزارين دارد بالا می‌رود. به نظر من يک جنبه اجتماعی عجيب غريبی دارد اين موضوع و در ارتباط با اين عمل پذيری به خصوص زنهای جوان ايرانی است ولی نه فقط زنها. مردها آنچه که منظورم هست اين است که جراحی پلاستيک کردن و دماغ عمل کردن... اينها چيزهايی است که در جامعه ايران خيلی بالاست و خود را برای درمان هر دردی به دست چاقوی پزشک سپردن... يکی از مشخصات جامعه ايران شده. عدم آمادگی برای پذيرفتن تجربه عميق و در عين حال دردناک اجتماعی است. دردی که می‌گذرد ولی آن دردی که آدم قدر محصول عشق‌اش را بچه اش را يک جور ديگر می‌داند. خانم گوهری، به نظر شما آيا اين تمايل زياد مادران جوان به سزارين می‌تواند خطرناک هم باشد و اساسا تحليل‌تان چيست؟ چرا اين‌قدر علاقه به سزارين در ايران بالا گزارش می‌شود؟ مسلما عمل خطرناکی نيست. ولی اين يک پديده اجتماعی است که ما چرا اين‌قدر تحمل‌مان در مقابل درد کم شده و شايد هم روی عامل چشم و هم‌چشمی می‌خواهيم کاری را بکنيم که دخترخاله‌مان، دختر همسايه‌مان و دخترهای شهرمان انجام می‌دهند و متاسفانه همان‌طور که گفتم در حاملگی اگر همه چيز روند طبيعی داشته باشد خيلی حيف است که آدم گذار از حس کردن بچه‌ای در شکمش تا شنيدن اولين صدايش را از خودش بگيرد. به نظر من با پديده شهرنشينی رابطه خيلی تنگاتنگی دارد در بيشتر موارد احتمالا و دليل پزشکی ندارد. حالا که از درد حرف زديم، خانم دکتر، بد نيست اين را هم بپرسم که با وجود پيشرفت‌هايی که علم پزشکی کرده آيا راهکاری برای اينکه زايمان طبيعی بدون درد يا دست کم با درد کمتر انجام شود و در نتيجه بيشتر مخاطب پيدا کند وجود ندارد؟ بله. و در اروپا از اين چيزها خيلی استفاده می‌شود. از اين متدهايی که در حقيقت ريشه در شرق دارند و پرورده شدند در اروپا. مثلا استفاده از حمام آب گرم. الان وين که من زندگی می‌کنم يکی دو تا دکتر خيلی برجسته هستند که اين کار را می‌کنند. درد را کم می‌کند. تنفس يوگايی، تنفس به طور کلی، يادگرفتن تنش زدايی از بدن که اين البته مستلزم اين است که زن باردار چندين هفته و يا شايد چند ماه قبلش اين تمرين‌ها را انجام دهد و بتواند با کمک ماما، قابله و دکترش استفاده کند. بله ممکن است. بايد گفت البته يک مواردی هست که به خاطر تنگ بودن لگن خاصره يا شرايط ديگر قلبی مثلا در مورد يک زن جوان می‌تواند سزارين را توصيه کند شديدا. ما از آنها صحبت نمی‌کنيم.

اشکها و لبخندها

اگر فردا به یکی از مدارس ابتدایی نزدیک محل زندگی تان بروید، با صحنه های خاصی رو به رو می شوید. بعضی از بچه ها گریه می کنند و بعضی دیگر به راحتی از کنار پدر مادر ها جدا می شوند و به بازی با بچه های دیگر مشغول می شوند.
47 نکته مهم در خصوص بازی و اسباب بازی کودکان بهانه گیر کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟ کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟ پیامدهای چاقی در نوجوانی

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

اشتهای عجیب یک دختر سه ساله

ناتالیا هی هورست دختر بچه 3 ساله انگلیسی به عارضه ای دچار است که شاید در برخورد اول چندان کشنده بنظر نرسد.

چرا لیدی گاگا لباس های عجیب می پوشد؟

چه طرفدار لیدی گاگا باشید چه پیگیر کارهای او نباشید و چه از رفتار و سکنات او بدتان بیاید، یک حقیقت در مورد او غیرقابل انکار است. لیدی گاگا عجیب و غریب لباس می پوشد.
بانی برتون – ازدواج با روبات زندگی روی سیاره سرخ غم انگیزترین ازدواج آقایان متاهل دو بار به خدمت سربازی می روند ما چگونه پیر میشویم؟

مطالب تصادفی

حرفه من

دختران آتش

درست ده سال پیش اولین گروه آتش نشانان زن، پایان دوره آموزشی خود را جشن گرفتند و به طور رسمی وارد حرفه آتش نشانی شدند. هرچند كه در آغاز حرف و حدیث هایی برای آموزش و به كارگیری زنان در این حرفه بود، اما دختران آتش توانستند شایستگی خود را ثابت كنند تا جایی كه اكنون یك ایستگاه در اختیار دارند.

زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
نترس؛ من یک روزنامه نگارم! بدون خونریزی اول شویم! 10 گام تا استخدام حرف هایی که در محیط کار نباید گفت پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

سه ویژگی مرد آلفا

اصطلاح آلفا مثلا در گله شیر یا گرگ معمولا به یکی که هم رهبرشان است و بالطبع درشت تر، چابک تر و شجاع تر از بقیه مذکر ها است گفته می شود. آلفاها  دفاع، حمایت و مسئولیت شکار را نیز معمولا به عهده دارد. آلفاها در هر نوع جمع حیوانی که شکل بگیرند سهم بیشتری از غذا و سایر مزیت های درون گروه  بویژه سکس و تولیدمثل را از آن خود می کنند. استاد دانشگاه استانفورد  معتقد است مهمترین تفاوت آلفای مذکر در حیوانات و انسانها این است که مرد آلفا فقط در یک واحد کوچک و ثابت زندگی نمی کند. یک مرد آلفا شاید در طی روز نظافت چی یک مدرسه باشد و نقش مهمی در اجتماع در طی روز نداشته باشد. ولی همان مرد در اوقات دیگر یا اجتماعات دیگر، یک بوکسور خوب یا شناگر قهرمان یا نویسنده و نقاش زبردست باشد و قدرت و مزایای آلفا بودن را همچنان به خود اختصاص دهد. تفاوت انسان ها با حیوانات و اینکه قادر هستند امکان زندگی و مراوده همزمان در چندین گروه اجتماعی را داشته باشند باعث می شود که 3 خصیصه فیزیکی آلفا در انسان ها زیاد کارایی نداشته باشد. یک مرد آلفا می تواند یک مرد با قد متوسط باشد که می خواهد توجه و علاقه یک زن قد بلندتر از خودش را جلب کند. یک شطرنج باز خوب هم می تواند برای خود جایگاه آلفا فراهم کند. برای بسیاری از زنان، یک مرد مهربان، مودب و مسئول یا مردی که مدام در فعالیت های افتخاری وقت و هزینه می گذارد می توانند آلفا تشخیص داده شوند. مردانی که از نظر اجتماعی و بویژه در بین زنان وجهه ای برای خود کسب می کنند به طور عموم از 3 ویژگی برخوردارند. قد بلند مردان قد بلند تفاوت هوش و قابلیت های شعوری متفاوتی با کوتاهتر از خودشان ندارند ولی جامعه انسانی توجه بیشتری به آنها می کنند. درآمد، سطح موفقیت و توقع پیشرفت در بین قد بلندترها بیشتر است. مردان قدبلند، کمتر از بقیه به مردان دیگر که مثلا با بدن ورزیده خودنمای می کنند حسادت نشان می دهد. تحقیقاتی نیز وجود دارد که نشان می دهد زنان تمایل بیشتری به مردان قد بلند دارند. در این میان، بررسی نظرسنجی ها و بویژه آمار جمع آوری شده در سایت های دوستیابی نیز موید این واقعیت بوده است. بی تردید تحقیقات مشخص و سراسری وجود ندارد که مدعی باشد در همه نقاط زمین قد بلند بودن مزیت یک مرد الفا است. صدای مردانه صدای عمیق و پر ابهت مردانه نیز از ویزگی های مردان آلفا است. تحقیقات گوناگون در باره تاثیر صدای کمابیش خشن و زمخت مردانه یا حتی صدای گرم و مهربان مردانه، موقعیت های بهتری برای شان در سلسله مراتب اجتماعی و حتی در بین زنان فراهم کرده است. قیافه صورت خشن و بویژه پهن، هم نشانه ای از بالا بودن هورمون تستوسترون می باشد که به خودی خود مردان فوق را در بین زنان جذاب نشان می دهد و در ضمن بالا بودن هورمون مردانه از بیشتر بودن قدرت دفاع طبیعی بدن در مقابل بیماری ها نیز خبر می دهد. در این زمینه بخصوص نسبت پهنای قسمت میانی و بالای صورت (  fWHR ) توانسته است آمار دقیقتری از مزیت های تسلط طلب و آلفا بودن مردان را نشان دهد. فرماندهان جنگی و مدیران اقتصادی و سیاسی با نسبت پهن تری از صورت نشان داده اند که تسلط  بیشتری بر جمع همراه خود دارند.  

امروز قراره یه اتفاق خوب برای من بیفته

خوشبختی تنها معیار موفقیت زندگی یک شخص است. همچنین خوشحال نمودن دیگران بارزترین  نشانه موفقیت است، ولی خوشحال نمودن دیگران در حالیکه خود شما شخص خوشحالی نباشید تقریبا محال ممکن است. با این پیش درآمد کوتاه نگاهی می اندازیم به این نه تغییر کوچکی که میتوانید در زندگی خود بوجود آورید تا حس خوب خوشبختی را بتوانید درک نمایید. 1- از هر روز خود انتظاری داشته باشیم اگر حقیقت بزرگی در زندگی شما وجود داشته باشد، اکثر بسته به اراده و وخواست شما بوجود می آید. بنابراین، وقتی در تخت خود بیدار میشوید، اولین چیزی که بخود میگویید باید این باشد: امروز قراره یه اتفاق خوب  برای من بیفته. خوب اکثر مواقع واقعا اینطور هم میشه. 2- برای برنامه شخصی خود وقت بگذاریم مهمترین دلیل استرس ما انسانها اینست که فکر میکنیم کارهای زیادی را در طول مدت کوتاهی باید انجام دهیم. بنابراین بجای اینکه از استرس بیهوده حرص بخورید اول از همه کاری را انتخاب نمایید که انجام آن شما را به هدف نهایی شما در زندگی نزدیکتر می نماید سپس بدنبال انجام بقیه کارها باشید. 3-هدیه ای به هر شخصی که ملاقات می نمایید بدهیم منظور از هدیه در اینجا، هدیه رسمی پیچیده در کاغذ کادو نیست. لبخند شما، یک تشکر یا یک تشویق ساده میتواند بهترین هدیه برای شخص مقابل باشد. حتما سعی نمایید چند سکه ای را در روز برای کودکان دستفروش یا گدایان در جیب داشته باشید. آرامش قلبی که کمک به یک شخص نیازمند در شما بوجود می آورد با هیچ مبلغی جایگزین پذیر نیست. 4- از جر و بحث بیهوده بپرهیزیم جر و بحثهای بیهوده بخصوص درباره سیاست و دین و کمی هم اقتصاد هیچ جواب نهایی قانع کننده هرگز نداشته اند. مردان بخصوص دوست دارند جوابی برای چیزهای که در کنترلشان نیست بیابند و به رخ هم بکشند. بهتر است با گفتن جمله سادهای همچون حرف زدن در این مورد خیلی کسالت آوره خودتونو نجات بدین. بگذارید مردان فکر کنند ذهن ما گنجایش حرفهای مهم رو نداره... چه اهمیتی داره؟ 5- پایه رو روی خوش نیت بودن انسانها بگذاریم از آنجایی که توانایی خواندن مغز آدمها را نداریم، هیچوقت "چرا"ی پشت "آنچه" انجام شده را نخواهیم فهمید. بنابراین برای راحتی خیال خود نیز شده الویت را بر نیک سرشتی و خوش نیتی آدمها بگذاریم. حداقل وقتی اشتباه نمودیم جا برای پشیمانیمان باقی خواهد ماند. 6- غذای خوب را آهسته تر میل کنیم برای اینکه زودتر به کارهای مهمان برسیم بیشتر وقتها مجبوریم چیزی سرپائی بخوریم، بهتر است حداقل یک وعده در روز را برای یک غذای خوب خوشمزه کنار بگذاریم مثلا کمی شکلات خوب خارجکی یا تکه ای پنیر خوشمزه هنگام خوردن آن سعی نمایید به چیز دیگری فکر نکنید، از مزه اش و از بویش و از احساسی که خوردن آن بشما دست میدهد نهایت لذت را ببریم. 7-  زیاد به نتیجه ها فکر نکنیم دنیا دو بخش است بخشی که ما میتوانیم کاری برایش انجام دهیم و بخشی که کاری نمی توانیم برایش انجام دهیم. بنابراین بهتر است بجای غبطه خوردن به اولی به فکر بهتر نمودن وضع دومی باشیم. تلاشمان را انجام دهیم و زیاد به فکر اندازه نتیجه اش نباشیم. 8- تلویزیون خود را تا میتوانید خاموش نگه دارید بسیار اتفاق می افتد که در حالیکه مشغول انجام کاری دیگر هستیم صدای روشن تلویزیونی را میشنویم که برای هیچکس روشن است. سریالهای آبکی که چیزی بیش از غم فزونتر را به زندگی تزریق نمی کنند؟ یا تبلیغاتی که دایم شما را تشو.یق به خرید کالاهایی می نماید که یه آنها نیازی ندارید؟ 9- روز خود را خوب به اتمام رسانیم در دفترچه کوچکی بهترین خاطره آنروز را بنویسید، میتواند مکالمه خنده داری باشد که بقال سر کوچه داشته اید یا قرارداد میلیاردی که در کارتان بعقد رسانده اید. نسبت به روزی که داشته اید شکرگذار باشید. آنروز دیگر هیچوقت در زندگی شما تکرار نخواهد شد.
زیباترین سن بانوان کدام است؟ آقایان بخوانند! حضور بی‌سابقه‌ ایرانی‌ها در تلگرام بهترین زمان هر کاری 9 کاری که تصویر شما را بهبود می بخشد

آداب و رسوم

تصویرهایی از «کریسمس»

باز هم سالی از سال‌های روان تقویم، شتابزده و پرتب‌وتاب، دوان‌دوان 365روز از زندگی ما را پر کرد و با همه خوبی‌هاوبدی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود قدم در کهولت گذاشت و با برجاگذاشتن پیامدهای خوشایند و ناخوشایند، بی‌برگشت دارد از ما جدا می‌شود و سال جدید 2014، با امیدها، تردیدها، تصورات و تصویرهای گوناگون در افق زندگی‌مان پدیدار می‌شود... یک بار دیگر در روز بیست‌وچهارم دسامبر اکثریت پیروان پیام‌آور صلح، عیسی مسیح، تولد او را که کریسمس1 نامش نهاده‌اند، جشن می‌گیرند. ولی ارمنستان و ارمنیان، که اولین مسیحیان رسمی دنیا هستند و در سال 301 میلادی مسیحیت را به‌ عنوان دین رسمی مملکت و مردم خود انتخاب کرده‌اند، به پیروی از آداب و رسوم کهن خود روز ششم ژانویه را «کریسمس» خود می‌دانند. حقیقت امر این است که 1712سال پیش که مسیحیت فقط‌وفقط از طرف ارمنستان به‌طور رسمی پذیرفته شد تاریخ تولدی که احتمال صحت آن بیش از تواریخ دیگر از طرف جمعیت‌های مسیحی پراکنده در سراسر دنیا پذیرفته و به اجرا گذاشته شده بود، روز ششم ژانویه بود. از طرف دیگر از دیرباز، روز بیست‌وچهارم دسامبر مصادف بود با تولد رب‌النوع خورشید «میترا » و در مرکز امپراتوری روم، قیصرآوریلیوس، معبد بس باشکوهی بنا کرده و آن را به «میترا» اختصاص داده بود که هرساله گروه‌های بسیاری از مردم برای زیارت، جشن و سرور در این محل گردهم می‌آمدند (این بنا باید به احتمال قوی در جای کنونی واتیکان بوده باشد) و زمانی که سال‌ها بعد از ارمنستان، امپراتوری روم نیز رسما پذیرای مسیحیت شد تفهیم این مهم که اینک باید جشن تولد عیسی مسیح را محترم شمرد و جشن گرفت به پرستندگان «میترا» کار ساده‌ای نبود! ولی برای حل این معضل تاریخی کلیسای روم در سال 451 میلادی با استفاده از قدرت و نفوذ خود در نشست مشترکی با نمایندگان مسیحیان آن زمان، در شهر کالکدون، واقع در سواحل آسیایی تنگه بسفر، روز تولد عیسی مسیح را از ششم ژانویه به بیست‌وچهارم دسامبر انتقال داد. ولی نخستین کلیسای رسمی مسیحی دنیا، یعنی کلیسای حواریون2 ارمنی که کلیسایی کاملا مستقل بوده و به هیچ کلیسای دیگری وابسته نیست، به رسم دیرین خود وفادار مانده و همان ششم ژانویه را نگهداری کرد. کلیسای ارمنی مراسم خاص خود را روز ششم ژانویه حفظ کرده و چون عیسی مسیح در 30سالگی، درست در روز تولد خود تعمید داده شده است قسمتی ازمراسم کلیسایی این روز را به «جِر ارهنک» 3 «تبرک آب» که پس از «باداراک» holy mass اجرا می‌شود اختصاص داده است. این عید بزرگ را ارمنیان «جِر ارهنک» می‌نامند.  بگذارید پیشاپیش این عید سعید را به‌حضور هموطنان ایرانی ارمنی تبریک گفته و روز‌های پرسعادت و نیک فراموش‌نشدنی برایشان آرزو کنیم!  به‌هرحال اکنون که سال جدید میلادی 2014 پشت درهای میلیاردها انسان در انتظار ورود نشسته است و انسان‌ها همه‌وهمه با مشکلات خاص سرزمین و پیرامون خود در نبرد به‌سر می‌برند، اولین چیزی که می‌توان از این سال نو انتظار داشت آوردن صلح و آرامش است. زیرا که در زمان جنگ به زندگی انسان‌ها، زن و مرد، کوچک و بزرگ، هیچ بهایی داده نمی‌شود و ما هرروز خبر جنگ جدید و درگیری مسلحانه تازه‌ای از چهارگوشه دنیا دریافت می‌کنیم. هرروز گلوله‌های جدیدی آتش می‌شوند و هرروز بچه‌ها و اطفال بی‌گناهی به خاک و خون می‌غلتند.  پس بیایید با هم دعای خیری نثار تمام مردمانی کنیم که در چنگال‌های شیطان دیوصفتی به‌نام جنگ گرفتار آمده و خانه‌ها و شهرهایشان هرروز ویران و ویران‌تر و مردمانشان آرزوبه‌دل قربانی می‌شوند. ای 2014 سعی کن بهتر، پرصلح‌تر، پرآرامش‌تر و پذیرفته‌تر از گذشتگان خود باشی! تا زمانی که خواستی از ما خداحافظی کنی هیچ انسانی خانه‌به‌دوش و نگران فردای خود نباشد...  اگر قول می‌دهی،  پس خوش آمدی ‌ای سال نو... [1] Christ= عیسی مسیح Massبه ارمنی «باداراک»، مراسم مخصوص کلیسایی- Christmas و همچنین آیین عشاء ربانی یعنی خوردن نوشیدنی و نان طی مراسم خاص به‌یاد شام آخر عیسی که با حواریون خود صرف کرد. [2] کلیسای ارمنی کلیسای حواریون نامیده شده است چون از طرف حواریون عیسی مسیح به ارمنستان رسیده بود. [3] Joor=آب , Orhnek = تبرک‌دادن نویسنده: خاچیک خاچر، مترجم و پژوهشگر منبع: شرق

پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

بسیاری از مواردی كه ما آنان را به عنوان خرافه می دانیم در فرهنگ های مختلف و كشورهای مختلف وجود دارد. یكی از آن موارد چشم شور است كه در بین ایرانیان بسیار مورد توجه است.و چنان كه در زیر می خوانید در اروپا نیز به چشم شور اعتقاد دارند.
عید فطر در ایران 7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید ! گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز

سفر و تفریح

پیشنهادهایی برای آخر هفته

با اینکه تعطیلات پایانی هفته، مثل برق و باد می گذرد اما می توانید برای زمان های خالی این دو روز، برای خودتان، سرگرمی های فرهنگی دست و پا کنید. پیشنهاد ما را از دست ندهید: شبکه نمایش خانگی: فیلم «نبرد لس آنجلس» به شبکه نمایش خانگی آمده. یک فیلم تخیلی و اکشن که محصول سال 2011 آمریکاست. در این فیلم موجودات فضایی از طریق سنگ های آسمانی به سواحل لس آنجلس حمله می کنند و ماجراهای مقاومت برای نگه داشتن زمین در برابر حملات فضایی شکل می گیرد. در این فیلم آرون آکهارت و میشل رودریگز بازی می کنند و کارگردانش هم جاناتان لیبسمن است. این فلیم توسط تصویر دنیای هنر به شبکه نمایش خانگی عرضه شده. کتاب: انتشارات جهان کتاب، مدتی است مجموعه کتابی به نام نقاب را منتشر می کند که مجموعه رمان های پلیسی است. حالا به تازگی از این مجموعه کتابی به نام «سرگیجه» نوشته پی یر بوالو و توماس نارسژاک منتشر شده که ترجمه عباس آگاهی است. «سرگیجه» همان رمانی است که آلفرد هیچکاک، فیلم معروفش را اقتباسی از آن ساخت. داستان این رمان شامل دوبخش است. بخش اول در پاریس می‌گذرد و همزمان با آغازجنگ جهانی دوم واشغال کشورفرانسه است. بخش دوم چهارسال بعد، درسال 1945 جریان می‌یابد و بندر مارسی در جنوب فرانسه وحاشیه دریای مدیترانه صحنه حوادث آن است. یک کاراگاه خصوصی که مامور مراقبت از همسر دوستش شده، ناگهان در اثر غفلت، ناظر خودکشی و مرگ او می‌شود. مشاهده صحنه سقوط  و مرگ دلخراش زن، چنان در ذهن و روح او تاثیر می‌گذارد که برای رهایی ازآن به دکتر و درمان رومی‌آورد و ...؛ «سرگیجه» 206 صفحه است و قیمتش هم 5 هزار تومان است. *تجسمی: بهتر است زمانی کنار بگذارید و در این یکی دو روز سری به خانه هنرمندان بزنید. این روزها پنجاه و هفتمین نمایشگاه بزرگ نقاشی های ایران درودی برپاست. این نمایشگاه چهارشنبه افتتاح شده و در آن نزدیک به 70 اثر قدیمی و جدید دیده می شود. ایران درودی، از نقاشان بزرگ و شناخته شده معاصر است. موسیقی: آلبوم «من و تو» تازه این هفته به بازار موسیقی آمده است. مانی رهنما خواننده این آلبوم با 9 قطعه تازه آمده است. قیمت این آلبوم دو هزار تومان است و می تواند لحظات شما را با صدای گرم رهنما پر کند. تئاتر: حتما سری به کافه تریای تالار اصلی تئاتر شهر بزنید. نه برای خوردن یک دمنوش بهاره بلکه برای دیدن عشاق حامد بهداد! تئاتر «عشق من، حامد بهداد» این روزها به کارگردانی زهیر یاری در این کافه در حال اجراست. بازیگران این تئاتر، افشین هاشمی و زهیر یاری هستند. نمايش «عشق من؛حامدبهداد»بابداهه نوازي وبداهه‌خواني مهدي امين‌لاري اجرا مي‌شود و تا قبل از تعطیلات نیمه خرداد، اجرا خواهد شد.

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.
در سفر، سبک مثل پر کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله ایران زیبای ما (قسمت اول) باقیمانده یوز ایرانی