1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یک سازمان هلندی از میان بیش از دویست هزار متقاضی سفر به مریخ در مرحله ‌اول ۱۰۵۸ نفر را انتخاب کرده است. متقاضیان از ۱۴۰ کشور جهان برای پرواز به مریخ داوطلب شده بودند.

سازمان "مارس یک" پنجشنبه ۲ ژانویه ۲۰۱۴ (۱۲ دی ۱۳۹۲) اعلام کرد که در مراحل بعدی، در یک مسابقه‌ی تلویزیونی ۲۴ نفر نهایی انتخاب خواهند شد.

سازمان "مارس یک" به باس لانسدورپ، مبتکر برنامه‌های تلویزیونی تعلق دارد. ظاهرا او قصد دارد از سال ۲۰۲۵ میلادی در مجموع، شش گروه چهار نفره را به سیاره سرخ بفرستد. قرار است مسافران در مریخ اردویی بسازنند و ‌پرواز بازگشتی نیز در برنامه نیست.

داوطلبان باید حداقل ۱۸ ساله باشند. سازمان "مارس یک" از شرکت‌کنندگان انتظار دارد علاوه بر سلامتی از توانایی بالا در روابط اجتماعی برخوردار و بر زبان انگلیسی مسلط باشند.

دشواری‌های سفر

اگر منتخبان نهایی به مریخ فرستاده شوند، باید در ابتدا از پروازی که هفت ماه طول خواهد کشید و فرودی که بسیار مشکل خواهد بود، جان سالم به در برند.

همچنین باید از اثرات تشعشات رادیواکتیو قوی در حین این سفر نیز در امان بمانند. با طی شدن این دو مرحله اگر زنده بمانند، ‌سیاره‌ای خشک با میانگین دمای منفی ۶۳ درجه در انتظار این فضانوردان آماتور است. جو مریخ هم به طور عمده از دی‌اکسید‌کربن تشکیل شده که برای انسان مضر است.

این برنامه تا به حال با انتقادات زیادی مواجه شده است ولی یک پشتیبان معروف هم دارد. "گرارد ت هوفت" برنده‌ هلندی جایزه نوبل فیزیک از این برنامه حمایت کرده است.

تا به حال فقط روبات‌های بدون سرنشین به مریخ فرستاده شده‌اند. نوامبر سال گذشته میلادی سازمان فضانوردی هند برنامه ‌‌پرواز به مریخ را تاسیس کرد. یک سال پیش از آن، سال ۲۰۱۲میلادی نیز سازمان ناساکاوشگر کنجکاوی را به مریخ فرستاده بود.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

برای سوالات جنسی فرزندان تان آماده باشید

خیلی از والدین وقتی با این سوال کودک خود که " که من از کجا آمده ام؟ " یا " بچه چه جوری به دنیا می یاد؟ " مواجه می شوند دست و پای خود را گم می کنند و یا حواس بچه را به چیز دیگری پرت می کنند و جواب کودک را نمی دهند و یا اینکه یک جواب خیالی به کودک می دهند .

بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا

اگر تصمیم دارید الگوی خورد و خوراک خانواده را اصلاح کنید باید کارتان را از بچه ها شروع کنید. هر چند بچه ها خیلی زود به تغییرات عادت میکنند اما شما ناچارید ترفندهای متعددی را رمایش کنید،، خصوصا اگر در خانواده یک کوچولوی بدغذا داشته باشید. کاملا قابل درک است که لیست سبزیجات مورد علاقه کودک شما خیلی بلند بالا نیست. شما میتوانید همان چند قلم سبزیجات مورد علاقه کودک تان را در هفته و در وعده های مختلف در اختیارش بگذاربد و به تدریج بقیه سبزیجات را هم با اشکال جذاب به آنها اضافه کنید. اگر تصمیم دارید خوردن خوراکی های چرب و مضر را برای بچه ها قدغن کنید لازم است خود و همسرتان را هم برای نخوردن آنها توجیه کنید. این خیلی دور از منطق است که خودتان موقع دیدن فوتبال تخمه بشکنید ولی به بچه ها اجازه پفک خوردن ندهید. سوپ را به وعده های غذایی تان اضافه کنید، یک سوپ کم چرب پر سبزیجات هم نیازهای غذایی کودکان تان را تامین می کند هم از چاق شدن آنها پیشگیری میکند. خوردن سالاد قبل از غذا به کاهش اشتها کمک می کند. ضمن اینکه فیبر مورد نیاز را تامین کرده، به سهولت دفع کمک می کند و هضم غذا را آسان می نماید. بچه ها به موادی مانند آهن، پروتیین، و فیبر نیاز دارند. انواع گوشت برای تامین این مواد در دسترس هستند اما اگر به دنبال رژیمی برای حفظ تناسب اندام بچه ها هستید از حبوبات کمک بگیرید. حبوبات علاوه بر تنوعی که دارند به پیشگیری از یبوست نیز کمک می کنند. و اگر بچه های شما بدغذا هستند یا ایرادگیرند خوب است از آنها در تهیه غذا کمک بگیرید. اگر آنها در مراحل پخت و پز شریک باشند احساس بهتری نسبت به غذا پیدا می کنند و طبیعتا کمتر غر می زنند.
بوی ماه مدرسه دوست داشتن را به کودکانمان بیاموزیم به لطافت پوست نوزادان کودکان بهانه گیر امنیت اساسی ترین نیاز موجود زنده

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

تولد در قبیله آفریقایی

یک قبیله در آفریقا تاریخ تولدکودک را از زمانی که کودک متولد می شود حساب نمی کنند بلکه از روزی که کودک در ذهن مادر  شکل می گیردشمارش می کنند. به این طریق که  وقتی یک زن تصمیم می گیرد که صاحب فرزند شود، زیر یک درختی می نشیند تا آهنگ فرزندی را که می خواهد در آینده صاحب آن شود، بشنود. و زمانی که این آهنگ را شنید به مردی که قرار است پدر فرزند او شود، این آهنگ را می آموزد. و آنها در زمان آمیزش جنسی  آهنگ را می خوانند تا از این طریق فرزند خود را به این دنیا دعوت کنند. پس از آن وقتی مادر باردار می شود، آهنگ فرزندش را به ماماها و زنان مسن قبیله می آموزد، تا زمانی که کودک به دنیا آمد آنها این آهنگ را به عنوان خوش آمدگویی برای فرزندش بخوانند. زمانی که کودک بزرگ می شود به افراد قبیله این آهنگ آموزش داده می شود تا زمانی که کودک زمین می خورد یا به خودش صدمه ای وارد می کند کسی که دستش را می گیرد این آهنگ را برایش می خواند. یا ممکن است کودک در زندگیش کار خارق العادهای انجام  دهد و همچنین در مراسم بلوغ این آهنگ به عنوان احترام خوانده می شود. در قبیله آفریقایی برای یک مناسبت دیگر هم این آهنگ خوانده می شود و آن زمانی است که این فرد در طول زندگی خود، مرتکب جرم یا عمل اجتماعی نابجا بشود، افراد قبیله جمع می شوند و آهنگ را می خوانند. و خواندن این آهنگ در این زمان به معنای مجازات این فرد نیست بلکه به معنای اصلاح رفتار این فرد است. و این روال به همین شکل ادامه پیدا می کند. در زمان ازدواج زن و مرد هر دو آهنگ را می خوانند. و همچنین زمانی که کودک در بستر مرگ است آهنگ او برای آخرین بار خوانده می شود. شما ممکن است در قبیله آفریقایی که آواز خودتان را به شما می آموزند به دنیا نیامده باشید. اما این زندگی است که همیشه به شما می آموزد که چه آهنگی و چه زمانی برای شما نواخته می شود. و در پایان همۀ ما باید آهنگ خودمان را در زندگی پیدا کنیم تا از این طریق راه درست را در پیش بگیریم.

بهترین 10 شهر جهان برای زندگی از نگاه مجله اکونومیست

لندن، نیویورک، پاریس و استکهلم را فراموش کنید این شهرهای مشهور و زیبایی که گفتیم هیچکدام در جدیدترین فهرست سالانه مجله اکونومیست ببه 10 شهر برتر برای زندگی نرسیده اند.  با نگاهی به این لیست تازه میشود فهمید که چرا هر ساله هزاران نفر برای ورود غیر قانونی به استرالیا جان خود را در آبهای اقیانوس هند بخطر می اندازند و تعداد زیادی نیز متاسفانه در این راه جان خود را از دست می دهند. با هم نگاهی می اندازیم به 10 شهری که از دیدهگاه منتقدان اکونومیست بهترین مکانها برای زندگی هستند. 10- اوکلند در نیوزلاند 9- شهر پرت در استرالیا 8- هلسینکی پایتخت فندلاند، یکی از دو شهری از اروپا که به این لیست راه پیدا کرده است. 7- سیدنی استرالیا با نمایی از تالار اپرای مشهور این شهر 6- آدلاید دیگر شهر استرالیا 5- کالیاری کانادا 4- تورنتو در کانادا که تعداد زیادی از هموطنان مهاجر در آن زندگی می نمایند. 3- ونکوور در غرب کانادا که همیشه جزو 3 شهر برتر جهان در 10 سال اخیر بوده است. 2- وین پایتخت اتریش 1-ملبورن استرالیا استرالیا با 4 شهر و کانادا با سه شهر مشخصا از نگاه این مجله بعنوان بهترین کشورهای جهان از لحاظ سطح استاندارد زندگی شناخته گشته اند. شما ترجیح می دادید در کدامیک از این شهرها زندگی نمایید.؟
واقعیت بخشیدن به رویاهای کودکانه دنیل بروینگ/ Daniel Browing آشنایی با عقیق این ده نفر بالاترین آی کیو را داشته اند ده لوگوی بسیار نامناسب در دنیا

مطالب تصادفی

حرفه من

روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول

سالها پیش وقتی كد 325  دانشگاه سراسری جلوی نامم در روزنامه منتشر شد، می دانستم به نقطه عطفی در زندگی ام رسیده ام. از قبل می دانستم كد 325 نام كدام رشته تحصیلی است؛ علوم ارتباطات شاخه روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی.

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام برادری به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
زنان پزشکان بهتری هستند حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل تی شرت ها را ما طراحی می کنیم حرفه شیرین من زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم

برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، باید بدانیم که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، با رویاپردازی و ایده آل نگری ارتباطی ندارد و برای آرامش باید تلاش کرد و اراده داشت و نباید بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. شناسایی عوامل مخرب در زندگی زناشویی بهترین راه برای حل این مشکلات است. به شما توصیه می کنم این مطلب و حتما بخونید، چون مطمئن هستم می تونه به شما کمک کنه. تلویزیون تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد. خانه نشینی البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که رفت و آمد با دوستان یا فامیل را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد! ساعات اضافی دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و بی حوصلگی ناشی از خستگی را با خود به خانه می آورید که برای فرزندان و همسرتان خوشایند نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید. رسیدگی به وضع ظاهر فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید!(برای آراستگی موهاتون به مقاله ما توجه کنید) همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است. بی توجهی یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند. حسادت مفرط دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید. سکوت سکوت و عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در قبلا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی درنگ از یک مشاور کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است... پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.

من ۲۶ ساله هستم و در هیچ شبکه اجتماعی حضور ندارم

من ۲۶ سال سن دارم و هیچگاه عضو هیچ یک از شبکه‌های اجتماعی نبوده‌ام. مردم معمولاً از این بابت دچار سردرگمی می‌شوند و می‌پرسند که چطور می‌توانم بدون چنین پدیده‌ای زندگی کنم. گاهی اوقات، فکر می‌کنند که دارم نوعی بیانیه سیاسی صادر می‌کنم. من از اولین نسلی هستم که به معنای واقعی کلمه با رسانه‌های اجتماعی رو در رو شد. به یاد می‌آورم که در دوران مدرسه مردم شروع به استفاده از مای‌سپیس، بیبو و بعدها فیس‌بوک کردند. در آن زمان، قادر به فهم این موضوع نبودم که اساساً مراد و مقصود شبکه‌های اجتماعی چیست. من می‌توانستم مستقیماً با دوستانم صحبت کنم و درک نمی‌کردم که این پدیده، چه چیزی را به این بخش از زندگی‌ام اضافه می‌کند. دروغ نگفته باشم، فکر می‌کردم این یک جریان زودگذر است. هنگامی که فیس‌بوک در ابتدا آمد، گفتم که نهایتاً بعد یکی دو سال، از رونق می‌افتد و همه افراد جذب چیز تازه‌ای خواهند شد. اما این اتفاق نیفتاد و چیز موفقی از آب درآمد. حتی اکنون که این پدیده در همه‌جا حضور دارد، مرا وسوسه نمی‌کند. اینکه شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی خیلی از امور را آسان‌تر کرده‌اند برایم ارزشمند است، اما آسان شدن خیلی چیزها، می‌تواند منجر به کم‌ارزش‌تر شدنشان نیز بشود. وقتی افراد تاریخ تولد مرا به خاطر می‌سپارند، با تمام وجود خوشحال می‌شوم. می‌دانم که این به‌خاطرسپاری و به‌یادآوردی به دلیل صحبتی است که در گذشته داشتیم، یا به این دلیل است که آنان به نوبه خودشان تلاش کرده‌اند این موضوع را به خاطر بسپارند. مردم از رسانه اجتماعی برای ترتیب دادن رویداهای مختلف استفاده می‌کنند، و من احتمالاً شرکت در بعضی از آنها را از دست می‌دهم. ولی این موضوع اذیتم نمی‌کند. اگر کسی نمی‌تواند آنقدر وقت برای من بگذارد که یا به من تکست بزند یا تماس تلفنی بگیرد، پس احتمالاً علاقه چندانی هم به حضور من در آنجا ندارد. هنگامی که ماجرای ادوارد اسنودن در رسانه‌ها خبرساز شد خیلی چیزها را حس کردم، اما ابداً شگفت‌زده نشدم. این ایده که سازمان‌های اطلاعاتی در آمریکا می‌توانند به مجموعه اطلاعاتی که شرکت‌های شبکه‌های اجتماعی از من دارند نگاه بیندازند، چیزی نیست که با آن راحت باشم. افراد تازه‌ای که با آنان ملاقات می‌کنم، تصور می‌کنند که من فردی هستم به شدت گوشه‌گیر و انزواطلب؛ در حالی که در عمل، من آدمی هستم که به راحتی سفره دلم را باز می‌کنم؛ البته با این تفاوت که دلم می‌خواهد خودم انتخاب کنم که در مقابل چه کسی، اینگونه باشم. با وجود فیس‌بوک و کلاً رسانه‌های اجتماعی، همه‌چیز در دسترس همه است. اکثر افراد فراموش می‌کنند که پروفایلشان را خصوصی کنند. به همین خاطر، کل شخصیت، یا نسخه‌هایی از کاراکترشان در معرض دید همه قرار دارد. این برای همه تبدیل به یک روال شده است که یکدیگر را بر اساس پروفایل شبکه اجتماعی‌شان مورد قضاوت قرار دهند. و فکر می‌کنم که در چنین وضعیتی به افراد فشار وارد می‌شود که همرنگ جماعت بشوند. چنین وضعیتی مردم را ترغیب می‌کند که یک نسخه آنلاین ایده‌آل از خودشان خلق کنند؛ چیزی که واقعی نیست. به عنوان مثال، خواهر من می‌تواند به یک میلیون روش لبخند بزند. ولی در فیس‌بوک، او یک لبخند دارد. در هر کدام از عکس‌ها، همان لبخند یکسان دیده می‌شود. بله، گاهی اوقات که او لبخند می‌زند ممکن است مضحک به نظر بیاید، اما این بخشی از شخصیت اوست. منتها به خاطر ارائه نسخه‌ای ایده‌آل از خودش، تصاویری از این دست حذف می‌شوند. من معتقدم که ما به دوستان حقیقی خود، علی‌رغم ایراداهایشان اهمیت می‌دهیم. این چیزی است که رسانه‌های اجتماعی، به طریقی در حال ریشه‌کن کردنش هستند. پروفایل فیس‌بوک خواهرم، مرا غمگین می‌کند زیرا او خیلی پیچیده‌تر از آن چیزی است که پروفایلش نشان می‌هد. فکر می‌کنم اگر در فضای رسانه اجتماعی حضور داشتم، برای عزت نفس و غرورم بد بود. فکر کنم در صورت حضور، من نیز به کل این چرخه مخرب مکیده می‌شدم. مردم احساس اجبار می‌کنند که مدام اطلاعات تازه‌ای درباره خودشان را به دنیا عرضه کنند. و من احساس می‌کنم که چنین رویه‌ای دارد جایگزین ارتباطات متقابل و واقعی مردم با یکدیگر می‌شود. من دائماً به چیزهایی که دوستشان دارم برمی‌خورم و به افرادی فکر می‌کنم که دلم می‌خواهد آنان را دراین باره شریک خودم کنم. اما این کار را با صحبت کردن با آنان به صورت حضوری یا تلفنی انجام خواهم داد. اغلب اوقات، هنگامی که بیرون می‌روید، می‌بینید که چشم همگان به یک صفحه تصویر دوخته شده‌است. آنچه که مشاهده می‌شود گروهی از دوستان است که به جز عکس انداختن و پست کردن، هیچ کاری نمی‌کنند؛ به جای اینکه با هم خوش‌گذرانی کنند. واضح است که چیزی در این میان مفقود شده‌ است. البته من می‌دانم که همه افراد از رسانه اجتماعی به شیوه‌ای یکسان استفاده نمی‌کنند و مردم باید قادر به انجام آنچه که می‌خواهند، باشند. و دیگر اینکه شما نمی‌توانید کاملاً از این جریان دوری گزینید. مثلاً من در عکس‌های دیگران هستم و در پروفایل‌های افراد دیگر، به من اشاره می‌شود. اما صرف اینکه چیزی تبدیل به یک رفتار عادی شده‌است، به این معنا نیست که خود آن رفتار، عادی است.
یک میلیارد جفت آل استار عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی آقایان بخوانند! چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم افزایش رضایت از زندگی در سنین بالاتر

آداب و رسوم

ما، ارامنه و کریسمس

شاید برای بسیاری از ما اتفاق افتاده باشد که با ذوق فراوان به دوستان ارمنی خود تماس گرفته ایم تا کریسمس یا تولد حضرت عیسی مسیح را با یشان تبریک بگویم، اما این دوستان غالبا صریح کلیه ذوق ما را در همان 20 ثانیه اول با گفتن این جشن بما مربوط نیست را از بین برده اند. در حقیقت ارامنه ایران پیرو کلیسای شرقی گریگوری هستند و همراه با دیگر پیروان این کلیسا ها(یونانی ها، قبطی ها و اسلاوها) 6 ژانویه را بعنوان سالروز تولد عیسی مسیح جشن می گیرند. 25 دسامبر جشن کریسمس پیروان کاتولیک و پروتستان مسیح است. همچنین سال نوی میلادی نیز ربطی به کریسمس ندارد و در تاریخ اول ژانویه یا 11 دی هر سال جشن گرفته میشود. ارامنه کریسمس یا به زبان ارمنی surb tsnunt را در تاریخ 6 ژانویه جشن می گیرند و این روز به عنوان تعطیل رسمی برای ارامنه محسوب می شود. همچنین این روز همزمان با روز تجلی و ظهور عیسی مسیح است. برای بسیاری این سوال مطرح می شود که چرا ارامنه کریسمس را در روز 25 دسامبر به همراه دیگر نقاط دنیا جشن نمی گیرند. اساسا تاریخ دقیقی برای میلاد مسیح در تاریخ و یا در انجیل تعیین نشده است. به لحاظ تاریخی، تمامی کلیساهای مسیحی تولد مسیح را در روز 6 ژانویه جشن می گرفتند و این روند تا قرن چهارم ادامه داشت. طبق منابع کلیسای کاتولیک رم، در این زمان، تاریخ میلاد مسیح از 6 ژانویه به 25 دسامبر تغییر پیدا کرد تا یکی از اعیاد بت پرستی مربوط به تولد خورشید را که در تاریخ 25 دسامبر جشن گرفته می شد را تحت الشعاع قرار دهند. در آن دوران مسیحیان هنوز این عید بت پرستی را جشن می گرفتند. برای تضعیف و مقهور کردن این جشن بت پرستانه، مقامات کلیسا 25 دسامبر را به عنوان تاریخ رسمی تولد حضرت مسیح تعیین کردند و 6 ژانویه را به عنوان جشن تجلی و ظهور حضرت مسیح نامیدند. اما به دلیل اینکه چنین جشنهای بت پرستانه ای در میان ارامنه مرسوم نبود و این واقعیت که کلیسای ارامنه پیرو کلیسای رم نبود، ارمنستان نیازی به تغییر تاریخ، روز میلاد مسیح نداشتند. بنابراین ارامنه با پا برجا ماندن به رسوم اجدادشان به جشن گرفتن کریسمس در روز 6 ژانویه ادامه دادند. آتماج

چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟

بوسیدن پدیده‌ای انسانی است، ولی آیا رواج آن مربوط به غرایز انسانی می‌شود یا اینکه باید به آن به عنوان پدیده‌ای فرهنگی نگریست؟ این سؤالی است که هنوز دانشمندان پاسخی قطعی برای آن نیافته‌اند. بنو موشلر در مطلبی در نشریه اینترنتی "ولت آنلاین" نظریات متفاوتی را که در این زمینه وجود دارد، معرفی کرده است. بیش از صد سال است که دانشمندان در صدد یافتن علت رواج بوسه در میان انسانها هستند. زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که بوسیدن غریزه‌ای انسانی است و این غریزه از بدو تولد در انسان وجود دارد. به عقیده او بوسه ریشه در نیاز نوزاد به مکیدن شیر از پستان مادر دارد. ولی هنگامی که ایوان پاولوف، فیزیولوژیست و پزشک روس، در سال ۱۹۰۰ در آزمایش معروف سگ و صدای زنگ نشان داد که آب دهن سگ می‌تواند با صدای زنگی که برای او تبدیل به علامت غذا شده، راه بیفتد، بسیاری از روان‌شناسان به این نتیجه رسیدند که رفتار انسان نیز نه بر غریزه که بر آموزه‌های او مبتنی است. این دسته از روان‌شناسان بر این باورند که انسان کنترل کامل بر غرایز خود دارد و بوسه را نشانه ابراز عشق می‌دانند که با آگاهی صورت می‌گیرد. گروه دیگری از دانشمندان بر این نظرند که انسان فقط قادر است برخی از رفتارهای غریزی خود را تغییر دهد. آنان بوسیدن را جزو رفتارهای غریزی‌‌ای می‌دانند که قابل کنترل است. به عقیده آنان این نظریه پاسخ این سؤال را نیز در بر دارد که اگر بوسیدن پدیده‌ای غریزی و مادرزاد است، پس چرا در بین ۱۰ درصد مردم دنیا از نظر فرهنگی مردود است. ۶۵۰ میلیون انسان با بوسیدن بیگانه هستند در فرهنگ ۶۵۰ میلیون انسان، بوسیدن عملی چندش‌آور و حتی وحشیانه است. در سفرنامه یک مردم‌شناس فرانسوی در سال ۱۸۹۷ آمده که در بین چینی‌ها بوسیدن حتی می‌توانست نشانه آدمخواری تلقی شود. در همان زمان دانشمندی دانمارکی نیز مشاهده کرده بود که در برخی قبایل فنلاندی یک زوج هیچ‌گاه یکدیگر را نمی‌‌بوسیدند. امروزه ۱۰ درصد مردم دنیا بوسیدن را عملی زشت می‌دانند. برای نمونه در مغولستان پدران برای ابراز محبت به پسران‌شان، به جای بوسیدن آنان سرشان را بو می‌کنند. برخی نظریات بیولوژیک پیرامون بوسه در سال ۱۹۶۰ جانورشناس انگلیسی، دزموند موریس، این نظریه را مطرح کرد که بوسیدن از رسمی می‌آید که در گذشته در میان نیاکان بشر وجود داشته و به کودکان از طریق دهان به دهان غذا می‌داده‌اند. موریس می‌گوید، این عمل هنوز هم در بین شامپانزه‌ها رایج است. اینکه بشر از طریق دهان به دهان هم تغذیه می‌کرده، در نوشته‌های یونان باستان نیز آمده است. طبق مشاهدات و گزارش‌های یک محقق اتریشی این رسم امروزه هم در برخی قبایل آفریقایی رواج دارد. برخی محققین در زمینه‌های اعصاب و روابط جنسی بر این باورند که بوسه ابزاری طبیعی است در خدمت یافتن شریک جنسی مناسب. طبق این نظریه، انسان از طریق بوسه (بو و مزه) برخی اطلاعات ژنتیک را به طور ناخودآگاه ارزیابی و طبق آن شریکش را انتخاب می‌کند. البته طرفداران این نظریه عوامل بیولوژیک دیگر را هم در انتخاب شریک دخیل می‌دانند و بوسه را فقط به عنوان یکی از آن عوامل می‌بینند. جهانی شدن فرهنگ بوسیدن کشف اینکه چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند همچنان موضوع تحقیق‌های علمی ا‌ست. با توجه به اهمیتی که بوسیدن در زندگی بشر دارد، این عجیب هم نیست. فقط یک زوج نیستند که همدیگر را می‌بوسند: پاپ زمین کشورهایی را که به آن سفر می‌کند، می‌بوسد. کسانی که به کلیسا می‌روند، حلقه‌ای را که کشیش‌ها بر دست دارند، می‌بوسند. سران سابق کشورهای اروپای شرقی لب یکدیگر را می‌بوسیدند و فرانسوی‌ها گونه یکدیگر را می‌بوسند. با توجه به گسترش روزافزون روابط بین فرهنگ‌های گوناگون به احتمال زیاد نود درصدی که بوسیدن در بین آنان رواج دارد، موفق خواهند شد ۱۰ درصد باقی‌مانده را نیز با خود همراه کنند. در انگلیس تا همین ۲۰ سال پیش بوسیدن، حتی بوسیدن گونه، در خیابان امری غیرقابل تصور بود، در صورتی که امروز همه همدیگر را در ملا عام می‌بوسند. روند جهانی شدن، فرهنگ را هم، که بوسیدن جزیی از آن است، در بر می‌گیرد.
ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک جشن آبانگان عروسی در دیزج خلیل تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین رسوم عجیب ازدواج

سفر و تفریح

پیشنهادهای آخر هفته

روزهای فرهنگی زیادی پیش روی شماست. حتما دست به کار شوید و در همین آخر هفته، استارت یک تور فرهنگی را برای تابستان داغ پیش رو بزنید. پیشنهادهای لادیز را هم از دست ندهید. * پیشنهاد تئاتر: گروتسكي بر تبارشناسي دروغ و تنهايي این تئاتر را سجاد افشاریان کارگردانی کرده است. سيامك صفري، بهاره ‌رهنما، ناهید مسلمی، هوتن شکیبا، شیدا خلیق و محسن بابایی ربیعی در آن بازی می کنند. اين نمايش داستان خاصي ندارد و همان‌طور كه از اسمش پيداست يك گروتسك است از زندگي آدم و حوا تا پيرشدن فرزندانشان. نمايشي طنز همراه با طعم كنايه‌هاي اجتماعي و حتي جنسي. این تئاتر در تالار قشقایی تئاتر شهر روی صحنه است. مدت زمانش 90 دقیقه و آغاز آن از ساعت 7 و نیم عصر است. * پیشنهاد کنسرت: مازیار فلاحی شاید به نظر برسد که از الان برای برنامه ریزی کنسرت، زود باشد. اما نه برای کنسرت مازیار فلاحی که قرار است 22 و 23 خرداد در برج میلاد برگزار شود. این دو شب مازیار با دو سانس 18 و 21 روی استیج خواهد رفت. اما اگر می خواهید این کنسرت را از دست ندهید، حتما از الان اقدام کنید. برای تهیه بلیط می توانید به «موسیقی ما» یا «ققنوس» یا «سی گذر» مراجعه کنید. * پیشنهاد کتاب: فوتبال علیه دشمن در این هفته، عادل فردوسی پور در نشر چشمه حاضر شد و نسخه های چاپ چهارم کتاب «فوتبال علیه دشمن» را برای مخاطبانش امضا کرد. این کتاب با اینکه به نظر می رسد کتابی فوتبالی است اما مشاهدات خواندنی سایمون کوپر را نقل می کند که به تمام دنیا سفر کرده و فوتبال را در کشورهای مختلف سنجیده است. ترجمه عادل فردوسی پور از این کتاب هم واقعا خواندنی است. در اصل شما بیشتر در حال خواندن یک داستان خواهید شد تا کتابی تحقیقی. این کتاب 8 هزار تومان قیمت دارد. * پیشنهاد فیلم: روزهای زندگی این روزها فیلم سینمایی «روزهای زندگی» روی پرده سینماهاست. با اینکه ممکن است خیلی اهل فیلم های جنگی نباشید، اما بهتر است پرجایزه ترین فیلم جشنواره سی ام را از دست ندهید. این فیلم را پرویز شیخ طادی کارگردانی کرده و حمید فرخ نژاد و هنگامه قاضیانی، بازی های دیدنی از خودشان نشان داده اند. آنقدر که قاضیانی برای این بازی، دومین سیمرغش را هم شکار کرده است. * پیشنهاد موسیقی: احتیاط مهدی مقدم بعد از 6 سال ممنوع الکاری، دوباره توانست در بازار رسمی موسیقی کشور ظاهر شود. او این هفته آلبومش به نام «احتیاط» را رونمایی کرده است. می توانید این آلبوم را با قیمت 2 هزار تومان از مراکز موسیقی و فرهنگی و همچنین از سوپرمارکت ها خریداری کنید و ببینید که او در دنیای تازه اش چه کرده است. * پیشنهاد گالری: من، در میان از فردا در گالری خاک، مجموعه نقاشی های سوسن هاشمی، روی دیوار می روند. این نمایشگاه تا 24 خرداد ادامه دارد. مجموعه نقاشی های هاشمی، لطافت خاصی دارند که دیدنشان شما را سر ذوق می آورد. می توانید از ساعت 16 تا 20 به غیر از شنبه ها از این گالری دیدن کنید. گالری خاک دوراهی قلهک، خیابان بصیری، کوچه ژیلاست.

پیشنهادهایی برای آخر هفته

دو روز تعطیلی تان را با حال و هوای فرهنگی می توانید کمی دوست داشتنی تر کنید. به پیشنهادهای لادیز، عمل کنید و مطمئن باشید که پشیمان نخواهید شد. * سینما: فیلم دیدن با لیلا حاتمیبهتر است همین حالا در تماسی با سینما ایران، به تعدادی که می خواهید بلیط برای ساعت 18 تا 20 رزرو کنید تا بتوانید «نارنجی پوش» را در کنار لیلا حاتمی ببنید. قرار است پنجشنبه عصر این بازیگر در کنار مردم به تماشای آخرین فیلم اکران شده اش بنشیند. شما هم با شماره تلفن های 30ـ77641128 تماس بگیرید و با فلیم دیدن با لیلا حاتمی را از دست ندهید. «نارنجی پوش» فیلم آخر داریوش مهرجویی است که حامد بهداد، لیلا حاتمی، میترا حجار، همایون ارشادی، اردشیر رستمی و ... در آن بازی می کنند. * پیشنهاد کتاب: میم و آن دیگراندر این هفته کتابی خواندنی وارد بازار نشر شده است که از دست دادنش واقعا حیف است. آخرین اثر محمود دولت آبادی که مجموعه ای از 33 یادداشت های این نویسنده بزرگ است درباره آدم های بزرگ دیگر. این بار می توانید بزرگانی مثل شاملو، سیمین دانشور، محمدعلی جمالزاده، جلال آل احمد، اکبر رادی، علی اکبر درویشیان، محمدعلی سپانلو، سهراب شهیدثالث، هوشنگ گلشیری و .... این کتاب را نشر چشمه منتشر کرده و 168 صفحه است. قیمت آن هم 5 هزار و 600 تومان است. * پیشنهاد موسیقی: قصه زندگیصبح چهارشنبه، آلبوم حسین خواجه امیری یا همان استاد ایرج خودمان منتشر شده است. این آلبوم به نام «قصه زندگی» است و  در سبک پاپ تهیه شده و از ۸ قطعه با نام‌های «قصه زندگی»، «قسم»، «زنگی بزن»، «غصه نخور عزیزم»، «بی‌تو می‌رم»، «دلخون» و «بگو» تشکیل شده است که تمام قطعات آن توسط بهنام خدارحمی آهنگسازی و تنظیم شده و ترانه‌هایش نیز توسط نسرین سیفی سروده شده است. قیمت این آلبوم 2 هزار تومان است. * پیشنهاد تئاتر: پدرخوانده ناپلینمایش «پدرخوانده ناپلی» این شب ها در سالن شماره یک مجموعه ایرانشهر روی صحنه است. این تئاتر تازه دو سه روز است که اجرایش را شروع کرده. کارگردان این کار بابک محمدی است و مریم سعادت، پرستو گلستانی، نیما پوردهناد، امیر غفارمنش، سیامک حلمی، محمود اکبرشاهی، رضا جهانی، مهدی سلطانی، مجید مشیری، کاظم سیاحی، شیما بخشنده، منصور میرزا بابایی، هایده حائری، محسن دین محمد، کاظم هژیر آزاد، عاطفه معینی، رضا غفارنژاد، ابراهیم ناصری، عباس آقاجانی، نسرین پیش بهار در آن بازی می کنند. مدت اجرای این تئاتر 120 دقیقه است و ساعت 20 هم شروع می شود. * نمایشگاه: هفت نگاهاین روزها پنجمین دوره فروش سال هنرهای تجسمی ایران به نام «هفت نگاه» در فرهنگسراي نياوران در حال برگزاری است. «هفت نگاه» از جمع هفت گالری آریا، الهه، دی، گلستان، والی، هفت ثمر و ماه مهر در سال 1385 تشکیل شده است و در پنجمین دوره برپایی‌اش میزبان 300 هنرمند نقاش و مجسمه ساز است. این نمایشگاه تا پنجم خرداد در دو گالری فرهنگسرای نیاوران ادامه دارد. شما می توانید هر روز از ساعت 11 تا 20، به دیدن و خرید بروید. گران ترین اثر فروش رفته در روز افتتاحیه این نمایشگاه، نقاشیخط آبی فیروزه‌ای علی شیرازی بود که به تازگی با درخشش در کریستی دوازدهم، پدیده این حراج در خاورمیانه لقب گرفت. این نقاشیخط با قیمت 25 میلیون تومان به فروش رسید. * کنسرت: سالار عقیلیاز چهارشنبه شب سالار عقیلی در تالار وحدت کنسرت دارد. شما می توانید برای ساعت 21 جمعه شب، از گیشه تالار وحدت بلیت تهیه کنید و پای صدا و موسیقی سنتی این خواننده بنشینید.
دزدی از هتل گراوان، رنگین كمان املاح معدنی ایران زیبای ما (قسمت اول) شاهرود، شهری که باید دید قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان