1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

امسال برف بسیاری از مناطق ایران را سفیدپوش کرد. این روزها در شهرهای مختلف ایران شاهد بارش برف بوده ایم. سرمای بی سابقه کشور و ورود توده هوای سرد به ایران، بالاخره زمستان با نمایش گذاشتن این سرمای بی سابقه، چهره واقعی خود را نشان داد. البته این بار این سرما کمی فراتر از سال های قبل رفته و در برخی مناطق کشور به خصوص شهرهای شمالی مشکلات زیادی را ایجاد کرده است. شدت بارش برف به گونه ای بود که ارتفاع برف در برخی از مناطق کشور به چندین متر رسیده است. در ادامه عکس های گرفته شده از مناطق مختلف کشور برای شما به نمایش گذاشته ایم.

همدان

شمال کشور

توچال

تهران

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟

حتما آدم‌های زیادی را می‌شناسید که پدر و مادرهایشان آنها را متفاوت با خواهر و برادرهایشان تربیت کره‌اند. مثلا آن بچه‌ها محترم‌تر بوده‌اند، پول ترجیبی و هدیه بیشتر گرفته‌اند و … آیا واقعا پدر و مادرها تعمدا بین بچه‌هایشان فرق می‌گذارند؟ این سوال را می‌پرسم چون با من هم چنین رفتاری شده و همچنان هم می‌شود. الان در انتظار فرزند دومم هستم و نگرانم که تولد او چه اثری روی رابطه من با اولی می‌گذارد. اثرات طولانی مدت تبعیض بین بچه‌ها  اثرات تبعیض بین بچه‌ها می‌تواند بسیار عمیق‌تر از آن باشد که فکر می‌کنیم. تحقیقی که با عنوان «تبعیض مادران و اثرات آن بر افسردگی کودکان در بزرگسالی»، انجام شده، نشان داده که خواهر و برادرهایی که مادرشان یکی از آنها را به دیگری ترجیح داده، با احتمال بالاتری، در میانسالی دچار افسردگی می‌شوند. بر اساس این پژوهش که در ژورنال «خانواده و ازدواج» منتشر شده، اثرات تبعیض والدین می‌تواند هر دو کودک را تحت تاثیر قرار دهد. مهم نیست که شما آن بچه محبوب باشید یا نه. رفتار نابرابر اثرات مخربی بر هر دو طرف ماجرا دارد. دکتر کارل پیلمر، مدیر موسسه تحقیقات تفسیری درباره سن، و یکی از نویسندگان این تحقیق، می‌گوید: «آن بچه‌ای که مادرش نسبت به او تبعیض قائل می‌شود ممکن است نسبت به مادرش احساس بدی داشته باشد و آن کودک محبوب هم نسبت به بقیه دچار خشم می‌شود و خشم او، به تبعیض بیشتر از سوی پدر و مادر  دامن می‌زند.» اثرات مثبت تبعیض البته همه اثرات بچه محبوب بودن منفی نیست. گاهی ممکن است که این تبعیض باعث بالارفتن اعتماد به نفس شود. این طور بچه‌ها اغلب با اعتماد به نفس بالایی رشد می‌کنند و این احساس را دارند که می‌توانند هر کاری را انجام دهند. بر اساس یک تحقیق، رییس جمهورهای امریکا از زمان فرانکلین روزولت، همگی بچه محبوب خانواده خود بوده‌اند. خواهر و برادران هری ترومن، در مصاحبه‌ای بعد از دوران ریاست جمهوری او گفته‌اند که مادرشان همه آنها را دوست داشته اما بین او و هری، همیشه رابطه‌ای خاص وجود داشته است. اثرات منفی اما در بلند مدت، ممکن است این بچه محبوب، دچار مشکلات ارتباطی شود. مشکل آنجا شروع می‌شود که انها در می‌یابند که هیچ کس آنها را به اندازه پدر و مادرشان دوست ندارد. دلیل افسردگی آنها هم همین است. اینکه زمان زیادی را صرف می‌کنند تا همان عشقی را که از مادر و پدرشان گرفته بودند، از دیگران هم بگیرند. اما در مقابل بچه کم‌تر محبوب این فرصت را دارد که آنچه را در خانه تجربه نکرده بیرون به دست بیاورد. رنج بچه نامحبوب بودن در کل بچه‌ای که نامحبوب است بیش از همه رنج می‌کشد؛ حتی تا مدت‌ها پس از اینکه خانه را ترک می‌کند و به دنبال زندگی خود می‌رود. این جور بچه‌ها دجار افسردگی می‌شوند و اعتماد به نفس‌شان ضعیف است و نیاز به توجه ویژه دارند. در بسیاری از موارد، روابط خواهر و برادرها دچار خشم‌های ناشی از احساس تبعیض می‌شود. حتی در ۵۰ سالگی، این احساس در آنها وجود دارد که فرزند محبوب نیستند. در یک نمونه، فردی که مادر ۸۰ ساله‌اش هنوز زنده بود، همچنان تبعیض را تجریه می‌کرد چون مادر کهنسالش هنوز وقتی کاری داشت، خواهرش را به او ترجیح می‌داد. دکتر برندا ولینگ، مدیر و پژوهشگر مرکز رشد و توسعه انسان در دانشگاه میشیگان، که تحقیقات وسیعی درباره روابط خواهر و برادرها انجام داده،می‌گوید که اثرات ویرانگر در روابط خواهر و برادرها، اغلب ناشی از تبعیض پدر و مادرهاست: «وقتی بچه‌ای، مجبوری در آن شرایط زندگی کنی. اما وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شوند و خانه را ترک می‌کنند، نمونه‌های زیادی از دوری و گریز خواهر و برادرها از هم دیده می‌شود تا جایی که سال‌ها حتی با هم حرف نمی‌زنند. نکته مهم اینجاست که حتی با پپرتر شدن پدر و مادرها خشم میان خواهر و برادرها لزوما کاهش نمی‌یابد.» تربیت عادلانه بچه‌ها ما کدام کار بد را از قصد انجام می‌دهیم؟ لابد می‌گوییم هیچ کاری را! چون ذهن ما به دنبال توجیه خود است. من شک ندارم پدر و مادرهایی که بین بچه‌ها فرق می‌گذارند، کارمندهایی که از کارشان می دزدند، مقاماتی که اعمال غیراخلاقی انجام می‌دهند، کسانی که در امتحان تقلب می‌کنند، شاگردهایی که توی مدرسه بقیه را آزار می‌دهند و راننده‌هایی که به عقب ماشین دیگر می‌چسبند، همه عواقب کارشان را می‌دانند. تفاوت آدم‌های خطاکار  و آدم‌های درستکار، تنها ناشی از ترکیب خودآگاهی و اراده است، آدم‌های خطاکار ناخودآگاه و بی‌اراده، کارهایی می‌کنند که به ناراحتی‌های بعدی منجر می‌شود. بنابراین وقتی می‌بینید که یکی از بچه‌ها را به آن یکی ترجیح می‌دهید، ممکن است این مساله را در ذهن خودتان عادی فرض کنید اما بادتان باشد که این ترجیح، عواقب عاطفی بزرگی دارد. اما در عین حال همیشه این امکان را دارید که به عقب برگردید به این ترجیح خود توجه کتید و تصمیم بگیرید که زمان ویژه‌ای را به آن بچه‌ که کمتر دوستش دارید اختصاص بدهید تا روابط‌تان بهتر شود. البته این کار آسان نیست. باید صبور باشید، باید در عین خستگی انرژی داشته باشید. برای نزدیک‌تر شدن به آن بچه کمتر محبوب، باید فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که آن بچه‌ در آنها بهتر عمل می‌کند، نمی‌شود بچه‌ای را که از بیس بال متنفر است با وقت گذرانی با پدر و مادر عاشق بیس بال واداشت. هرچه که هست باید برای این رفع این تبعیض تلاش کنید چون این کار هم درست است، هم خوب است. بچه‌های محبوب دچار تبعیض من و همسرم هیچ کدام بچه‌های محبوب پدر و مادرمان نبودیم. در خانواده ما هرکسی بیشتر به چیزی نیاز داشت، بیشتر آن را دریافت می‌کرد. یک بچه توی مدرسه مشکل داشت، یکی پول بیشتر می‌خواست و یکی توجه بیشتر. یاتان باشد که درست است هر کسی باید آن چیزی را لازم دارد بگیرد اما این کار هم عواقبی دارد. هرگز بچه‌ای را که از قوانین پبروی می‌کند و خوش‌رفتار است، نادیده نگیرید. پدر شوهر من، همسرم را یک بچه فوق‌العاده توصیف می‌کند و همیشه می‌گوید تربیت او خیلی از تربیت خواهر و برادرهایش راحت‌تر بوده. با این حال، او زمان بیشتری را با بچه‌های دیگر می‌گذرانده چون آنها همیشه بیشتر به او نیاز داشتند. این مساله باعث ارتباط نزدیک‌تر آنها با هم شده اما همسر من این فرصت را نداشته که به آنها نزدیک شود. به این ترتیب او هم چیزی را از دست داده است. موضوع به همین حساسی است.

مسمومیت گوش!

گوش کودکانتان را مسموم نکنید! آنها حتی پیش از تولد یعنی در دوران جنینی نیز قادر به تشخیص آواهای دلنشین و موزون هستند و تا آن هنگام که نفس می کشند متاثر از موسیقی خواهند بود که گوششان از بدو تولد به شنیدنش عادت پیدا کرده است. پس پیشنهاد می کنیم اگر می خواهید فرزند دلبندتان روحیه ای سالم و روانی آرام داشته باشد در انتخاب موزیک هایتان وسواس بیشتری خرج کنید و او را به شنیدن آهنگ های بد و ضعیف عادت ندهید. آیا فرزند شما در مدرسه درس موسیقی دارد؟ اگر پاسخ شما منفی است بهتر است در صورت امکان او را به هر صورت ممکن در کلاس موسیقی شرکت دهید. نتایج تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه لانگ آیلند حاکی از آن است که کودکانی که پیوسته به موسیقی گوش می دهند و همچنین خود مشغول یادگیری آن هستند به مراتب بهتر از دیگر کودکان در مدرسه پیشرفت می کنند و ذهنشان فراگیری بیشتری برای دروس تازه و ناآشنا داراست. طی روند تحقیقات این دانشگاه مشخص شد دختران و پسران 8 ساله ای که هفته ای دو بار کلاس پیانو می رفتند فراگیری بسیار بهتری نسبت به آنها که درس موسیقی نمی گرفتند در دیکته و آموزش لغات جدید داشتند. یادگیری نت خوانی و موسیقی ناخودآگاه قدرت تجزیه و تحلیل ذهن را بالا می برد و به حافظه در به خاطر سپاری لغات و گروه واژگان کمک شایان توجهی می کند. یکی دیگر از نکات جالب توجه در روند یادگیری موسیقی در کودکان این است که آنها اغلب کلاس های گروهی را به کلاس های خصوصی ترجیح می دهند. براساس گزارش های دکتر جوزیف پرو، سرگروه تیم تحقیقاتی دانشگاه آیلند، کودکان تنها به دلیل قرارگیری در فضای رقابتی نیست که در کلاس های گروهی بیشتر پیشرفت می کنند. آنها در کلاس های چندنفره متوجه خلاقیت های دوستان خود می شوند و ناخودآگاه از تجربیاتشان بهره می برند در نتیجه سریعتر به شرایط مطلوب دست پیدا می کنند. پس به خاطر داشته باشید همانقدر که نگران خوراک جسم و مسمومیت های گوارشی فرزاندانمان هستیم می بایست دلواپس خوراک روح و مسمومیت های شنیداری کودک عزیزمان نیز باشیم!
باز هم دروغ گفتی؟ تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید بازی با کودکان چگونه بر ترس کودکان از مدرسه غلبه کنیم؟! عروسک جاسوس نخرید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

بخت بلند یا لباس عروس بلند؟

شما به 100 روز زمان، 10 خیاط و بیش از 7000 دلار پول برای ثبت رکوردی تازه در کتاب گینس احتیاج دارید: برای ثبت رکورد بلندترین لباس عروس جهان. تنها طریقه ممکن برای به نمایش در آوردن این لباس عروس فوق العاده بلند و حیرت انگیز این بود که مدل 17 ساله، اما دومیترکو، سوار بر بالن شود و با پرواز در آسمان بخارست دنباله عجیب و غریب لباسش را تام و تمام به معرض نمایش بگذارد. لباس عروسی که برای او نه تنها شهرتی جهانی و رکوردی در کتاب گینس به همراه آورد بلکه سبب پیشرفت این دختر جوان در کار خود نیز شد. براساس گزارش های منتشره از سوی نشریه تلگراف دوخت این لباس عروس با به کار گیری 4700.016 متر پارچه ی تافته، 5.4864 متر قیطان و یراق  و 44.80 متر پارچه آستری ممکن شد. 10 خیاط دوزنده ی این لباس عروس حیرت انگیز برای دوخت این جامه ی عاجی رنگشان از 2000 سوزن خیاطی و 150 بسته ی بزرگ قرقره استفاده کردند تا شاهکاری قابل عرضه برای رکوردهای جهانی خلق کنند. طبق گزارش های آمده در سایت رسمی آسوشیتد پرس پارچه ی آستر این لباس از فرانسه و تافته و دیگر پارچه های به کار گرفته شده در آن از ایتالیا وارد شدند. مجموعه ی تلاش خیاطان در به کارگیری این متراژ باورنکردنی از پارچه های گونه گون حاصلش لباس بخت بلند عروسی شد بر تن اما دومیترکو. گو اینکه شاید اگر عروس به جای 17 سال سن مثلاً 27 ساله بود و دلمشغولیش چنین سرگرمی کمی کودکانه نبود هیچ وقت این رکورد در گینس ثبت و این لباس دوخته نمی شد تا با بالن در آسمان پرواز کند.

زن 23 ساله 5 قلو زائید!

برای نخستین بار در جمهوری چک یک پنج قلو به دنیا آمد. وضعیت عمومی این نوزادان که ۴ پسر و یک دختر هستند، خوب گزارش شده است. پزشکان تازه در هفته ۲۱ بارداری متوجه وجود پنج جنین در رحم مادر شده بودند. تولد این پنج‌قلو تب و تاب خاصی را در جمهوری چک به وجود آورده بود. به گزارش‌ رسانه‌ها این نوزدان که روز یکشنبه (۲ ژوئن/۱۲ خرداد) به دنیا آمدند، نخستین پنج‌قلوی کشور چک هستند. الکساندرا کینوا، مادر ۲۳ ساله این نوزادان از طریق عمل سزارین و با بیهوشی کامل صبح روز یکشنبه چهار پسر و یک دختر را به دنیا آورد. عمل زایمان این پنج قلو در سی و یکمین هفته بارداری بوده و از همین رو آنها هم اینک در محفظه‌های مخصوص نگهداری شده و به کمک دستگاه نفس می‌کشند. تولد این پنج قلو برای دست‌اندرکاران کلینیکی که عمل زایمان در آن انجام شده، نیز تجربه جدیدی بوده است. این عمل زیر نظر یک تیم پزشکی چهار نفره صورت گرفت. به گفته زبینک استراناک سرپرست بخش نوزادان این کلینیک، عمل سزارین نود دقیقه به طول انجامیده و این پنج قلوها در عرض پنج دقیقه به دنیا آمدند وی وضعیت عمومی آنها را خوب ارزیابی کرده است. این نوزادان که دنیل، میشال، الکس، مارتین و ترزکا نام دارند، به طور طبیعی لقاح یافته بودند. به گفته دکتر استراناک، دنیل و میشال "همسان" هستند. آنتونین کروسن، پدر ۲۶ ساله این پنج قلوها که در هنگام زایمان در بیمارستان حضور داشت، به رسانه‌ها گفته است: «من بیشتر از الکساندرا اضطراب داشتم و خیلی خوشحالم که همه نوزادان سالم هستند.» رسانه‌های جمهوری چک به الکساندرا کینوا لقب "سوپر مامان" داده‌اند. بر اساس گزارش‌ها او تازه در هفته ۲۱ بارداری از داشتن پنج قلو آگاه شده است. پزشکان در ابتدا تنها دو و سپس چهار جنین را در سونوگرافی‌های اولیه کشف کرده بودند. این مادر ۲۳ ساله که یک فرزند پسر پنج ساله هم دارد، می‌گوید: «واقعا مثل یک شوک بود. ما می‌خواستیم پسرمان تنها یک برادر یا یک خواهر دیگر داشته باشد.» این مادر و پدر جوان که تا پیش از این با یکدیگر دوست بوده‌اند، گفته‌اند که قصد دارند هر چه سریعتر با یکدیگر ازدواج کنند و مراسم ازدواج و غسل تعمید نوزادانشان را به صورت همزمان جشن بگیرند. البته اضافه شدن همزمان پنج عضو جدید به خانواده که در نزدیکی پراگ سکونت دارند، آنان را با مشکل مالی نیز مواجه کرده است. درآمد پدر این خانواده ماهانه ۴۰۰ یورو است. وزیر امور اجتماعی چک اعلام کرده است که شرایط دریافت کمک دولتی برای آنها را تسهیل می‌کند. به گفته لودمیلا مولروا این خانواده علاوه بر دریافت کمک ‌هزینه‌های مرسوم دولتی در این کشور می‌توانند برای دریافت کمک ویژه‌ای به صورت یکباره و به مبلغ ۱۳۰۰ یورو درخواست دهند. الکساندرا و آنتونین که تا پیش از تولد پنج‌ نوزادشان در یک آپارتمان یک‌خوابه سکونت داشته‌اند، پس از ترخیص از بیمارستان به آپارتمانی سه خوابه که توسط شهرداری شهر برای آنان پیدا شده، نقل مکان می‌کنند. قرار است که بخشی از هزینه اجاره این آپارتمان از سوی دولت تأمین شود. بسیاری از مردم چک نیز به این والدین جوان پیشنهاد ارائه کمک داده‌اند. آنها تا کنون علاوه بر کمک نقدی شماری اسباب بازی و چندین دست لباس بچه دریافت کرده‌اند. یک شرکت تولید‌کننده کالسکه در این کشور نیز به این زوج یک کالسکه دو نفره و یک کالسکه سه نفره هدیه داده است. به گفته آنها حتی یک زن بازنشسته نیز پیشنهاد داده است که به عنوان پرستار بچه در نگهداری از این پنج قلو کمک کند. شانس به دنیا آوردن پنج قلو به طور تقریبی یک در ۱۵ میلیون است. یک متخصص زنان اهل جمهوری چک می‌گوید: «اگر بخواهیم به طور آماری بسنجیم، چنین زایمانی هر ۴۸۰ سال یکبار در کشور چک رخ می‌دهد.»
سردی مردان بعد از رابطه جنسی داستان خانواده اردلان باختن شرط ستاره تنیس زنان کانادا را سر قرار فرستاد نصف وزن بشر شامل میکروب ها است ده توصیه زنانه برای تخت خوابی گرمتر

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

حرفه من: مربی آموزش رانندگی

یادتان می آید چطور گواهینامه گرفتید؟ یک مربی خانم یا آقا در زمانیکه هیچ اطلاعی از ترمز و گاز و کلاچ نداشتید د ر حداقل 10 جلسه به شما پارک دوبل، دور دو فرمان و سنگ چین را یاد داد.یکی از آن مربیان خانم بهرامی است، که نزدیک به 18 سال است مربی طرح های آموزش و آزمایش است. با گفتگویی که سارا تهرانی با ایشان انجام داده است، همراه شوید.
کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس دختران تونل توحيد برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 شغل جدیدی برای زنان کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

صورت لاغر را پرتر جلوه دهید

با این ترفند ها صورت لاغر را پرتر جلوه دهید. نکته‌های آرایشی زیر به شما کمک می‌کند صورتتان را پرتر نشان دهید : رنگ کرم پودر باید دو درجه از رنگ پوست روشن‌تر باشد. مدل ابروها باید پهن، بلند، صاف و گوشه آن کمی متمایل به بالا باشد. خط چشم‌ها نباید خیلی به سمت بالا باشند بلکه باید به دو طرف صورت مایل شوند. ریمل به تنهایی کافی نیست. باید از مژه مصنوعی استفاده شود چون در زیبایی این نوع چهره خیلی موثر است. رنگ رژلب و سایه باید خیلی روشن باشد. برای زدن رژ گونه بهتر است حالت خنده به چهره داده و بعد کمی زیر برآمدگی حاصل از خندیدن را با برسی پهن به دو طرف صورت به‌خصوص سمت گوش‌ها رژگونه زد تا گونه‌ها برجسته و صورت پرتر دیده شود. مدل موها برای صورت‌های لاغر باید باز و شلوغ باشد و هرگز نباید موها را بالا بست. برس زدن مو به بیرون باعث زیبایی این چهره می‌شود. آرایش مو در قسمت بالای سر تا بالای گوش‌ها صورت و گردن را بزرگ نشان می‌دهد. بهتر است آقایان صورتشان را کاملا اصلاح و از گذاشتن ریش و سبیل خودداری کنند. اگر اصرار زیادی به داشتن ریش دارند، باید خط روی گونه‌ها را تا جای ممکن هلال کنند. برای آرایش موها نیز نباید از مدهای امروزی پیروی کنند. کوتاه کردن موهای کناره‌های سر و بلند نگه‌داشتن موهای بالا، صورت را لاغر نشان می‌دهد. آقایانی که صورت لاغری دارند بهتر است موهای کناره سر را بلند نگه دارند و آن را به سمت بیرون شانه کنند.

آیا سن مناسبی برای بچه دار شدن وجود دارد؟

در حالی که موضوع زنانی که در سنین بالا بچه دار می شوند، هنوز در سراسر جهان مورد توجه رسانه هاست، در طی دهه‌های اخیر سنی که زنان تصمیم به بچه دار شدن می گیرند به میزان قابل توجهی افزایش یافته؛ در بریتانیا مسن ترین زنی که حامله شده ۶۶ ساله بوده. ولی آیا می توان تعیین کرد چه سنی برای مادر شدن خیلی دیر است؟ برای زنانی که تصمیم به داشتن فرزند می گیرند، امکان منجمد کردن تخمک، به این معنی است که خواهند توانست مادر شدن را به زمانی موکول کنند که از نظر حرفه‌ای کاملا تثبیت شده باشند، زمانی که از نظر مالی تامین هستند و امکان صرف وقت با فرزندان یا شریک زندگی را دارند. ما به عنوان پزشکان متخصص، می دانیم که با بالا رفتن سن، احتمال خطرات بارداری نیز به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. به همین جهت به جای این که به منجمد کردن تخمک تنها به عنوان یک گزینه دیگر نگاه کنید باید به سؤال تازه دیگری که مطرح می شود نیز توجه کرد: آیا سن من برای بچه دار شدن بیش از حد زیاد است؟ سنی که زنان برای اولین بار مادر می شوند، در سراسر جهان به طور متوسط از ۱۸ سال تا ۳۰ سال است. امروزه زنانی که در کشورهای ثروتمندتر زندگی می کنند، اولین فرزند خود را در مقایسه با گذشته، به مراتب دیرتر به دنیا می آورند و زنان بریتانیایی که برای اولین بار مادر شده اند در زمره سی کشوری اند که از این جهت در صدر قرار دارند. جوانترین مادرها در آنگولا، بنگلادش، نیجر، چاد، مالی، گینه، اوگاندا، موزامبیک و مالاوی زندگی می کنند. در این کشورها حد متوسط سن مادر شدن ۱۸ سال است. نوزادانی که از طریق انجماد تخمک متولد می شوند در بریتانیا اکنون حد متوسط طول عمر زنان ۸۳ سال است ولی زنان معمولا در حدود ۴۵ سالگی توانایی باروری را از دست می دهند. اما اگر تصور کنیم که زنی می تواند تخمک های خودش را در ۲۵ سالگی منجمد کند و این تخمک ها برای مدت نامحدود بدون این که آسیبی ببینند، منجمد باقی بمانند، و هنگام استفاده از این تخمک ها شانس باردار شدن این زن به همان اندازه ۲۵ سالگی اش باشد، این موضوع سبب می شود که او امکان کاملا تازه ای برای تعیین زمان تشکیل خانواده داشته باشد. مشکلات باروری؛ هر قدر که زنان حامله شدن را به تأخیر بیندازند، خطر نازایی ناشی از بالا رفتن سن افزایش می یابد. علاوه بر این خطر سقط جنین و سایر مشکلات حاملگی نیز در آنان بیشتر است و لقاح مصنوعی (آی وی اف) کمتر موفقیت آمیز خواهد بود. برای زنانی هم که که فرزند را دارند، ممکن است برای داشتن دومین یا سومین فرزند در سن بالا، با مشکلاتی روبرو شوند. حتی برای زنان ۳۴ ساله که نسبتا جوان هستند، از ۳۰ درصد شانسی که برای حاملگی از طریق لقاح مصنوعی دارند هر سال ۳ درصد کاسته می شود. هنگامی که زنان وارد چهل سالگی می شوند، تنها امید واقعی آنها برای تشکیل خانواده، استفاده از تخمک یک زن جوان تر خواهد بود. پزشکان آگاهند که هر چه سن زن افزایش می یابد، مشکلات بارداری نیز زیادتر می شود و ممکن است خانواده های جوان بدون مادر بمانند. بنابراین اگر چه در بعضی کشورها زنانی که بیشتر از هفتاد سال دارند، توانسته اند با استفاده از منجمد کردن تخمک صاحب فرزند شوند، باید پرسید که آیا این کار صحیح است یا این که باید محدودیتی برای سن استفاده از این تخمک ها در نظر گرفت؟ در حال حاضر اجماع جهانی وجود ندارد ولی پزشکان و نهادهای تخصصی ملزمند خطرات را به بیماران یادآوری کرده و خودشان محدودیت سنی را برای این روش مداوا، در نظر بگیرند. منجمد کردن تخمک ها ممکن است دوره قابلیت باروری زنان را طولانی تر کند، ولی مسن تر بودن والدین می تواند برای فرزندان خطرات دراز مدتی داشته باشد. و اگر چه امکان دارد منجمد کردن تخمک ها و اسپرم بر سن بیولوژیکی غلبه کند، انرژی فیزیکی که برای مراقبت از کودکان خردسال لازم است، ممکن است عامل محدود کننده ای برای بسیاری از والدین بالقوه باشد. شاید ۴۰ سالگی دوران گذشته به مثابه۳۰ سالگی کنونی باشد، ولی برای زنان، مردان و جامعه در مورد این که آیا باید فرزند داشت و نیز زمان داشتن آن، لازم است توازنی وجود داشته باشد.
9 کاری که تصویر شما را بهبود می بخشد زندگی جشنی بی پایان است اپلیکیشن‌های مضر اما دوست‌داشتنی 12 راز خوشبختی 5 راه شاد برای زندگی بهتر

آداب و رسوم

آداب عید قربان

عید قربان برای حاجیان با ذبح گوسفند آغاز می شود. ماجرای گوسفند و عید قربان داستانی دارد كه همه مسلمانان و بسیاری از اهالی كتاب قصه آن را می دانند.

زن و ازدواج در دوره ایران باستان

در دين زرتشتي تعدد زوجات روا نيست و گفته شده همانگونه که يک زن نمي‌تواند در يک زمان بيش از يک شوهر داشته باشد مرد نيز نمي‌تواند در آن واحد دو يا چند زن داشته باشد. اختيار زن دوم در شرايطي خاص و سخت که در آيين نامه زرتشتيان آمده جايز است نظيراينکه زن اول فوت شده باشد.. در ايران باستان تنها در صورتي فرد زرتشتي مي‌توانست با وجود زن اول زن ديگر اختيار کند که زن اول به تشخيص پزشک عقيم بوده و خود موافقت خويش را براي اين کار اعلام کند و رضايت داشته باشد هدف از اين عمل نيز بقا نسل و پرورش فرزنداني نيک براي دين و دنياست. در مورد انواع پيوند زناشويي در ايران باستان گفتني است که زن و مرد زرتشتي به 5 صورت و تحت عناوين پادشاه زن- چاکر زن- ايوک زن- ستر زن- خودسر زن پيوند زناشويي مي‌بستند که هر يک جداگانه به شرح زير است: 1-پادشاه زن: اين نوع ازدواج به حالتي گفته مي‌شد که دختري پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسري ازدواج مي‌کرد و پادشاه زن از کاملترين حقوق و مزاياي زناشويي برخوردار بود و کلا" همه دختراني که براي نخستين بار و با رضايت پدر و مادر ازدواج مي‌کردند، پيوند زناشويي آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت مي‌شد.. 2-چاکر زن: اين نوع ازدواج به حالتي اطلاق مي‌شد که زني بيوه به عقد و ازدواج با مرد ديگري در مي‌آمد. اين زن با زندگي در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزاياي پادشاه زن را در سراسر زندگي مشترک دارا بود، ولي پس از مرگ آيين کفن و دفن و ساير مراسم مذهبي اش تا سي روزه توسط شوهر دوم يا بستگانش برگزار مي‌شد. ولي هزينه هاي مراسم بعد از سي روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنياي ديگر اين زن از آن نخستين شوهر خود خواهد بود و به همين علت پيوند دوم او تحت عنوان چاکر زن ياد مي‌شد. حال براي برخي ناآگاهان پيوند زناشويي از نوع چاکر زن را اختيار کردن زن صيغه اي توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدي بيان مي‌کنند که صحت ندارد. 3-ايوک زن: اين نوع ازدواج زماني اتفاق مي‌افتاد که مردي دختر يا دختراني داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر يا کوچکترين دخترش تحت عنوان ايوک ثبت مي‌شد و رسم بر اين بود که اولين پسر تولد يافته از اين ازدواج به فرزندي پدر دختر در مي‌آمد و به جاي نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش مي‌آوردند و اين نوع ازدواج باعث شده که برخي افراد غير مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتيان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج مي‌کرده است. اينک اشتباه افراد ناآگاه کاملا" مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا" مردود است. 4-ستر زن: وقتي که فرد بالغي بدون ازدواج در مي‌گذشت، پدر و مادر يا خويشان اين فرد موظف بودند به خرج خود و به ياد فرد درگذشته دختري را به ازدواج پسري در مي‌آورند. شرط اين نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد مي‌شدند که در آينده يکي از پسران خود را به فرزند خواندگي فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند. 5- خودسر زن: اگر دختري و پسري پس از رسيدن به سن بلوغ برخلاف ميل والدين خود خواستار ازدواج با يکديگر مي‌شدند و مصر بر اين امر نيز بودند، با وجود مخالفت والدين ازدواج آنها منع قانوني نداشت و زير عنوان خودراي زن ثبت مي‌گرديد و در اين بين دختر از ارث محروم مي‌شد، مگر اينکه والدينش به خواست خود چيزي به او مي‌دادند يا وصيت مي‌نمودند که بدهند. اين نوع ازدواج ها در ايران باستان انجام مي‌شد امروزه ازدواج ها تحت اين عناوين ثبت نمي‌شود.  گفتني است که طلاق در آيين زرتشتي مطرود و منفور است و تحت شرايطي ويژه و در مواردي نادر و خاص طبق آيين نامه زرتشتيان مجوز داده مي‌شود.
گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز 40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی آداب و رسوم شب سال تحویل عید فطر در میان کشور های اسلامی تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین

سفر و تفریح

سیزده به در، جشن زیبای طبیعت

جشن های  نوروز با جشن چهارشنبه سوری شروع می شود و آخرین جشن از نوروز، جشن سیزده به در است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. از آنجایی که این روز سیزدهم فروردین است، برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. به همین دلیل مردم به دامان طبیعت رفته و بازی‌های گروهی، ترانه‌ها و رقص‌های دسته‌جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک‌ پزی‌های عمومی، بادبادک‌ پرانی، سوارکاری، نمایش‌های شاد، به تفریح، بازی و سرگرمی مشغول می شوند. آنچه جالب است در مورد نحسی بدانید، در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال نحس وشوم شمرده نشده، بلکه چنان چه میدانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاه شماری ایرانی نیزتیر روز نام دارد. در این روز سفره های هفت سین برچیده می شود و مردم با برداشتن سبزه هایشان به باغ و صحرا می روند. از رسوم این روز، خوردن کاهو با سکنجه بین یاد می شود. برخی از مردن نیز آش درست کرده و آش را بیرون از منزل می خورند و در بعضی از نقاط ایران نیز، آش را بر روی اجاق های هیزمی درست کرده و میل می کنند. از آنجایی که فصل باقالا نیز فرا رسیده، برخی از مردم باقالی پولو درست می کنند و یا باقالی با سرکه می خورند. از دیگر آیین های این روز، سبزه گره زدن در بین جوانان انجامی می پذیرد. در اسطوره ها امده بوده که حوا و آدم در این روز با گره زدن دو شاخه ی مورد، برای نخستین بار در جهان پایه‌ پیوند خود را بنا نهادند. امروزه هم دختران و پسران دم بخت با گره زدن سبزه در روز سیزده فروردین با گواه گرفتن نهاد طبیعت آرزوی پیوندی خوب می كنند. یکی از رسومی که ایرانیان با فرهنگ دیگر کشور ها داشته، این است که هر چهار سال یک بار سیزده به در با اول آوریل مصادف می شود. آمریكایی ها در روز اول آوریل از روش های مختلف و گاهی عجیب و غریبی برای دست انداختن دیگران و شوخی كردن با آنان استفاده می كنند. بریتانیایی ها می گویند كه بدشانسی نصیب كسی خواهد شد كه بخواهد در بعد از ظهر روز اول آوریل كسی را دست بیندازد، زیرا در آن ساعات دیگر مردم نسبت به این گونه شوخی ها آمادگی پیدا كرده اند. در همین روز مردم پرتغال بر روی یکدیگر ارد می پاشند. اما در بین مردم ایران زمین دروغ سیزده معروف است که در این روز مردم دروغی بسیار بزرگ می گویند و به طوری جدی این را بیان می کنند که همه اطرافیان ان را باور می کنند. شخصی که دروغی را ساخته حقیقت را تا غروب سیزده نمی گوید و بعد از غروب به همگان می گوید که آن دروغ سیزده بوده است. در این روز مردم سبزه های خود را به آب روان می سپارند و بعد به خانه هایشان باز می گردند و این ترتیب تعطیلات نوروزی نیز پایان می پذیرد.

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها
مرگ هامون چند توصیه برای رفتینگ دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ ایران زیبای ما (قسمت دوم)