1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بیش از هزار شرکت‌کننده از ۵۰ کشور امسال در جام جهانی آرایشگران که در شهر فرانکفورت در آلمان برگزار می‌شود، شانه و قیچی به دست گرفته‌اند تا هنرشان را به رخ یکدیگر بکشند. سرعت عمل، اجرای دقیق و ظرافت رمز کار بیش از هزار آرایشگری است که از ۵۰ کشور جهان به شهر فرانکفورت آمده‌اند تا برای اثبات اینکه در این حرفه بهترین‌اند، با یکدیگر رقابت کنند. این مدل‌ها در شاخه " Progressive Cut & Style" موهای چند رنگ خود را به نمایش گذاشتند.

این مسابقات طی دو روز و از سوی شرکت "Mondiale Coiffure" در حاشیه نمایشگاه بین‌المللی "دنیای مو/مو و زیبایی" (Hairworld/Hair and Beauty) برگزار شد.

آرایشگران برای پیاده‌کردن ایده‌های خود روی موها، از مدل‌های زنده یا عروسکی استفاده می‌کردند. یکی از شروط مهم و اصلی برای هیئت داوران یک دست بودن مدل مو و برش دقیق آن بود، به طوری که همه مو به طور یک دست نشسته باشد.

این مدل در شاخه "آرایش عروس" به روی صحنه رفته است.

یکی دیگر از شاخه‌های این مسابقات "مدل موی تخیلی" بود که آرایشگران در آن قدرت تخیل خود در آرایش مو را به نمایش گذاشتند. در این شاخه عموما موها به دلیل اشیایی که در آرایش آن‌ها به کار رفته بود، ارتفاع زیادی داشتند.

در کنار شاخه‌هایی نظیر "مدل موی تخیلی" یا "آرایش عروس"، شاخه‌های "مدل ‌روزمره" یا "کلاسیک" نیز حضور داشتند.

تیم ملی آرایشگران آلمان از چندین ماه پیش خود را برای شرکت در این جام جهانی آماده کرده بود. فرانتس یوزف کوولر، مدیر هنری این تیم ۳۲ نفره بود که خود در سال ۱۹۸۲ جام جهانی این رقابت‌ها را بالای سر برده بود.

آلمانی‌ها در این مسابقات دست خالی نماندند و زحماتشان نتیجه داد؛ آنها در مجموع در سه شاخه از جمله "Fashion Ladies Live Model" (تصویر) برنده جام شدند. این مسابقات شامگاه دوشنبه (۵ مه/۱۵ اردیبهشت) با اعلام نام برندگان به پایان رسید.

منبع: dw

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

آیا آماده بارداری هستید؟

چرا آماده شدن برای بارداری اهمیت دارد؟ حاملگی دو هفته قبل از وقت قاعدگی شما اتفاق می افتد. این یعنی ممکن است تاوقتی سه هفته باردار هستید، متوجه آن نشده باشید. این درحالی است که جنین در هفته دوم تا هشتم بعد از بارداری بسیار آسیب پذیر است. این زمانی است که اندام های نوزاد شما (مثل قلب) شروع به شکل گرفتن می کند. هر چیزی که می خورید، می نوشید، سیگاری که می کشید، و …بر نوزاد شما تاثیر می گذارد. به همین دلیل است که حتی وقتی هنوز حامله نشده اید، باید طوری عمل کنید که انگار باردار هستید. چه وقت باید در مورد بارداری با پزشکتان صحبت کنید؟ می توانید هر وقت که خواستید درمورد بارداری با پزشکتان صحبت کنید، حتی قبل ازاینکه فکر بچه دار شدن را در سر داشته باشید. می توانید درمورد رژیم غذاییتان، سبک زندگی و هر نگرانی دیگری که دارید با او مشورت کنید. حدود یکسال قبل از اینکه باردار شوید، با پزشکتان در این زمینه گفتگو کنید. پزشکتان احتمالاً یک چک آپ کلی برای شما تجویز می کند و سابقه پزشکی شما و همسرتان را بررسی می کند. می توانید هر سوالی که در ذهن داشتید از او بپرسید. ...ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید
تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید بدخلقی صبحگاهی کودکان تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است دلهره جدایی از خانه بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

ما چگونه پیر میشویم؟

به گزارش مدیکال ساینس، مطالعات محققان دانشگاه بوستون نشان می دهد با استفاده از این الگوی نشانگرهای زیستی می توان نحوه پیرشدن انسان و تغییرات عملکرد شناختی و فیزیکی مرتبط با افزایش سن، طول عمر و بیماری های مرتبط با افزایش سن از قبیل حمله قلبی، سکته مغزی، دیابت نوع 2 و سرطان را پیش بینی کرد؛ از طرفی می توان پیش بینی کرد چه افرادی با افزایش سن از سلامت بیشتری برخوردارند.محققان برای این آزمایش نشانگر های زیستی حدود پنج هزار شرکت کننده را بررسی کردند. نشانگر های زیستی به مواد شیمیایی موجود در خون گفته می شود. نتایج نشان داد الگوی 19 نشانگر زیستی حدود نیمی از شرکت کنندگان متوسط بود؛ ولی گروه کوچکی از شرکت کنندگان، الگوهای ویژه ای داشتند که از الگوی استاندارد انحراف داشت و حاکی از احتمال افزایش نرخ شرایط خاص پزشکی، سطح عملکرد فیزیکی و خطر مرگ پس از هشت سال بود.محققان در طول این آزمایش، موفق به شناسایی 26 نشانگر زیستی پیش بینی کننده نحوه پیری شدند. نتیجه این مطالعه راهکارهای با ارزشی را در زمینه روش های درمانی جدید و مورد نیاز و ساخت داروهای کارآمد در اختیار محققان قرار می دهد.

"داگا ی عجیب "

سگ بهترین دوست انسان است. این حیوان به طوری به صاحبش از لحاظ احساسی وابسته است که صاحبان در بعضی مواقع سگ هایشان را بیشتر از فرزندانشان دوست دارند.
شبکه روسی برای همجنس‌گرایان بلیت یک‌طرفه هواپیما می‌خرد ده سالگی #هشتگ، برچسبی که جهان توییتری را تسخیر کرد 10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ ام پی تری جمعیت در موناکو اخلاق سگی

مطالب تصادفی

حرفه من

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.
برای مصاحبه شغلی آماده باشید دختران تونل توحيد زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد

 خيلي‌ها مي‌گويند تهران،‌ شهر بي‌هويتي شده كه بايد از آن فرار كرد. بايد رفت شهرهاي كوچكتر يا بزرگتر، بايد رفت اطراف تهران يا اصلا مهاجرت كرد و در كشور ديگري ساكن شد. اما عده‌اي هستند كه هنوز اين شهر را با تمام مشكلات و سختي‌هايش دوست دارند و حاضر نيستند رهايش كنند. لوريس چكناواريان، آهنگساز و رهبر اركستر ايراني، يكي از اين افراد است. او مي‌گويد نه‌تنها حاضر نيست شهرش را عوض كند، بلكه محله‌ای را كه در آن زندگي مي‌كند هم تغيير نخواهد داد و تهران و خيابان محل سكونتش را از هر جاي ديگري بيشتر دوست دارد. با لوريس چكناواريان، در عمارت تاريخي سراي كاظمي در خيابان امامزاده يحيي حرف زديم، ساختماني زيبا كه اين آهنگساز مي‌گفت جان مي‌دهد براي برگزاري كنسرت موسيقي. آقاي چكناواريان، در سفرهايي كه به كشورهاي مختلف داشته‌ايد، پيش آمده تصميم بگيريد يكي از آن كشورها را براي زندگي انتخاب كنيد؟ نه اصلا، با اين كه به كشورهاي زيادي سفر كرده‌ام ولي همچنان ترجيح مي‌دهم در همين جا زندگي كنم. لندن و نيويورك شهرهاي جالبي هستند اما با اين حال، به زندگي در آنها فكر نمي‌كنم. من همين كشور، شهر و محله‌اي را كه در آن زندگي مي‌كنم دوست دارم. كدام محله؟ خيابان سي‌تير. من از بچگي در اين محله ساكنم. عاشق اين محله، كوچه‌ها،‌ خيابان‌ها و خانه‌هايش هستم مخصوصا به خانه قوام‌السلطنه، کلیساي ارامنه، پارک شهر و ... بسيار علاقمندم. آلودگي هوا، ترافيك و مشكلات ديگري كه پايتخت‌نشين‌ها با آن مواجهند شما را به فكر زندگي در شهر ديگري از ايران نينداخته؟ نه احساس مي‌كنم اين منطقه از تهران كه در آن زندگي مي‌كنم، هنوز شخصیت دارد و دارای هویت است. واقعا از قدم زدن دراين كوچه‌ و خيابان‌ها لذت مي‌برم و تا جايي كه بشود،‌ مسيرم را در اين كوچه‌ و خيابان‌ها پياده طي مي‌كنم. يعني هيچ‌چيز شما را از تهران دور نمي‌كند؟ تهران شهر فوق العاده‌ای است. با اين كه براي تحصيل و كار به شهرها و كشورهاي ديگر رفته‌ام اما تهران هنوز انتخاب من براي زندگي است. تنها چیزی که ممکن است باعث شود من از اين شهر فرار کنم موتورسوارها هستند. اگر بشود موتورسوارهای این شهر را کنترل كرد با بقيه مشكلات مي‌شود كنار آمد. نظرتان درباره شهرهاي ديگر ايران چيست؟ من اهل بروجردم و طبيعتا بروجرد را خیلی دوست دارم. از اصفهان هم خیلی خوشم می‌آید و جالب است كه بگويم چند هفته پیش برای اولین بار به شهر مشهد رفتم و عاشق اين شهر و مخصوصا حرم امام رضا (ع) شدم. شهر مشهد آنقدر برايم دوست‌داشتني بود که مي‌خواهم دوباره برگردم و مدتی را در آنجا بمانم. در گشت و گذارهايتان،‌ تهران قديم را با تهران جديد مقايسه مي‌كنيد؟ بله. لاله زار مرکز فرهنگ ایران بود؛ تمام سینماها آنجا بود و هنرمندان و بازیگران در آنجا تجمع می‌کردند، اما حالا چه بر سر اين خيابان آمده است؟ به نظرم لازم است سازمان ميراث فرهنگي و شهرداري از این میراث و مناطق مشابه آن نگهداری کنند. با نگهداري درست اين مناطق حتي مي‌توان به آنها كاربري مجدد داد و مخصوصا فكر مي‌كنم اجرای موسیقی زنده در بناهای تاریخی براي مخاطبان بسيار اثرگذار و جالب است. اما متاسفانه مي‌بينيم که در برخی موارد، آثار فرهنگی ارزشمند ما رو به خرابی و نابودی است. تمام باغ‌هایی که من در دوران کودکی در آنها بازی می‌کردم به خیابان‌های 6 متری تبدیل شده و نمي‌دانم اگر زلزله‌ای بیايد مردم چطور قرار است از خطر نجات پيدا كنند. نظرتان درباره برج ميلاد و برج آزادي چيست؟ برج ميلاد، برج خوب و زيبايي است. بارها براي كنسرت به برج ميلاد رفته‌ام و به نظرم امكانات خوبي دارد. سوم مرداد هم قرار است تراژدی خسرو و شیرین را در برج میلاد اجرا کنم؛ با اين حال، برج آزادی را نماد تهران مي‌دانم. آهنگي اختصاصي براي تهران ساخته‌‌ايد؟ اتفاقا چند بار ساخت آهنگ درباره تهران را سفارش داده‌اند ولی فکر می‌کنم نوشتن موسیقی درباره تهران کار بسيار سختی است. تهران الان یک شهر زنده است، شهری است که هر ثانیه در آن اتفاقات عجیبی می‌افتد، شهري است كه در هر گوشه آن همزمان اتفاقات تلخ و شيرين رخ مي‌دهد و باید اثری جامعه درباره اين شهر نوشته شود؛ اثري كه از تولد تا مرگ را در بر داشته باشد. در ساخت موسيقي، از تهران و اتفاقاتش الهام مي‌گيريد؟ بسيار. پارک‌های زیبایی هست كه در آنها مي‌توان از طبيعت و دنياي اطرافمان الهام بگيريم. برای من پارک شهر در تهران منبع الهام موسیقی است و ايده‌هاي زيادي در آنجا به ذهنم خطور كرده است. شايد یکی از دلایل مهم آن حس نوستالژی است که من نسبت به این پارک دارم و برايم يادآور روزهاي تلخ و شيرين کودکی است.

گفتی چی شده بود عزیزم؟

وقتی در مورد روزتان و اتفاقات پیش آمده با شوهرتان صحبت می کنید واکنش او این است؟ "گفتی چی شده بود عزیزم؟" مطمئنا با داد زدن شوهر شما یاد نمی گیرد که شنونده بهتری باشد. نکات زیر می تواند به شما کمک کند. آیا پیش آمده که در مورد اتفاقی که سر کار برایتان افتاده یا داستان خنده داری که برای دوستتان پیش آمده با شوهرتان صحبت کنید، اما ببینید که بجای اینکه او به شما نگاه کند مرتبا چشماهایش به سمت بازی فوتبالی که تلویزیون نشان می دهد تغییر جهت دهد؟ حواس او جای دیگری است. ما همیشه انتظار داریم که مردان مانند دوستان دخترمان به ما گوش بدهند اما این اتفاق هیچگاه نخواهد افتاد. نه اینکه مردان نمی خواهند این کار را انجام دهند بلکه این بدان دلیل است مردان متفاوت از زنان برنامه ریزی شده اند و به حالات خاصی عکس العمل نشان دهند که برای زنان غیر قابل فهم است. به ظاهر بخشی از سوتفاهم های پیش پا افتاده را می توانیم به حساب قواعد متفاوت مکالمه ای که مردان و زنان از طریقشان ارتباط برقرار می کنند بگزاریم. یادگیری تفاوت ها می تواند مشکلات را محو و کمکمان کند که با هم به خوبی ارتباط برقرار نماییم. به گفته بسیاری از زنان، در اوایل آشنایی، همسرشان به خوبی به حرفهایشان گوش می داد. اما کم کم نسبت به حرفهایش بی تفاوت شد. این مسئله به این دلیل است که زنان فکر می کنند که تایید حرفهای طرف مقابل نشان دهنده علاقه و پشتیبانی است، حال آنکه اغلب مردان می خواهند در مورد موضوع مورد بحث نظر بی طرفانه ارائه کنند و عادلانه قضاوت کنند. اگر شوهر شما فکر کند که هدف از صحبت کردن فقط تایید حرفهای شماست او هیچ انگیزه ای برای گوش کردن به شما نخواهد داشت. این حقیقت را قبول کنید که گاهی وقتها ممکن است در مورد یک موضوع با هم توافق نداشته باشید. بیشتر زنان فکر می کنند که با سهیم کردن شوهرشان در تمامی جزئیات اتفاقات می توانند صمیمیت ایجاد کنند و به او کمک کنند که دقیقا بداند زن او چه احساساتی دارد. اما در اصل شوهرتان می خواهد که شما سریعا سر اصل مطلب بروید. بخاطر داشته باشید که برای او احساسات شما مهم است، اما از آنجایی که شما قصد مشورت با او را دارید، او بیشتر به دنبال حل کردن مشکل است تا گوش کردن به شما. زمانی که مردان مشغول انجام کاری هستند، مثلا تلویزیون تماشا می کنند یا با کامپیوتر کار می کنند، از خودتان بپرسید که آیا واقعا کار شما مهم است. مردان از نظر کلامی نمی توانند چند کار مختلف را با هم انجام دهند و بعضی وقتها ممکن است ترجیح دهد که بر روی مسئله ای دیگر تمرکز نماید. از او بپرسید که آیا می توانید از او سوالی بپرسید یا نه؟ اگر پاسخ اش منفی بود به خودتان نگیرید و بعدا دوباره از او سوال کنید. اگر از شوهرتان می خواهید که مشکلی را حل کند مستقیما از او بخواهید. دوستتان شما را عصبانی کرده شما می خواهید با شوهرتان در این باره درد دل نمایید و می خواهید که او فقط به حرفهای شما گوش دهد، شما را در آغوش بگیرد و حالتان را خوب کند. اما در عوض همسر شما فکر می کند که باید شما را آرام کند و این کار او ممکن است شما را عصبانی تر کند، زیرا او به جای گوش دادن می خواهد مشکل شما با دوستتان را حل کند. مردها فکر می کنند که کارشان حل کردن مشکلات است، پس اگر می خواهید که او فقط به شما گوش کند، مستقیما از او بخواهید. بعضی مواقع شوهر شما نمی تواند پا به پای شما در مکالمه شرکت کند. شما در مورد مسئله ای شروع به صحبت می کنید، وسط کار چیز دیگری را به یاد می آورید و موضوع را عوض می کنید و سپس موضوعی دیگر و ... برای همسرتان این کار گیج کننده است. به یاد داشته باشید که مغز مردها فقط می تواند روی یک موضوع تمرکز نماید. همسر شما قصد خرید برای منزل را دارد، به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد و موقع خارج شدنش از منزل هم دوباره به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد. اما مثل همیشه، دوباره او با شیر پر چرب به منزل بر میگردد و دوباره مثل همیشه دعوا شروع می شود. راه حل این است که به جای اینکه به او یادآوری نمایید که چه چیزی را بخرد از او این سوال را بپرسید. "یادت هست که چه نوع شیری را باید می خریدی؟" این باعث می شود که مغز او به کار بیفتد و از طریق فکر کردن به یاد بیاورد که چه نوع شیری را بخرد و این باعث می شود که مسئله در  ذهنش ثبت شود. به خاطر داشته باشید که شاید درک یک مرد بسیار سخت باشد و فکر کنید که شما از کهکشانهای متفاوتی به زمین آمده اید، اما با کمی سعی می توانید آنها را بهتر درک کنید.   ترجمه: آتماج
نتایج پژوهشی جدید: سگ‌ها رویدادها را در حافظه ثبت می‌کنند 7 جمله ممنوعه در زندگی مشترک تغییر سبک زندگی، بچه آری ازدواج خیر چرا انسان‌ها تک‌همسری شدند؟ اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید!

آداب و رسوم

شب یلدا از کجا می‌آید

یلدا یا شب چله یکی از کهن‌ترین جشن‌های باستانی است که اقوام ایرانی، افغان، تاجیک و ازبک آن را جشن می‌گیرند. زمان آن بین غروب آفتاب آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب اولین روز زمستان است. یلدا برگرفته از واژه‌ای سریانی به معنای زایش است و چله هم از آن روست که چهل روز اول زمستان راچله بزرگ و بیست روز بعد از آن را چله کوچک نامیده‌اند. شب یلدا را شب میلاد خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ هم می‌دانند. درباره آن دو روایت عمده رایج است. اول آنکه در این شب مهر، میترا یا آن‌چنان که در اوستا و نوشته‌های پادشاهان هخامنشی آمده، میثره (Mithra) به جهان باز می‌گردد. او که از ایزدان باستانی هند و ایرانی است ساعات روز را طولانی کرده و در نتیجه برتری خورشید پدیدار می‌شود. آئین مهرپرستی یا آئین مهر برپایه پرستش میترا در دوران پیش از آئین زرتشت شکل گرفته است و در اروپا به آئین میترائیان هم گفته می‌شود. بعضی پژوهشگران هم بر این باورند که در شب یلدا، پیامبری زاده می‌شود. دکتر علی حصوری یکی از این محققان است  گفت که براساس تفکری که ذبیح بهروز پایه‌گذار آن بوده و براساس روایات ایرانی به چنین نتیجه‌ای دست یافته است. به گفته آقای حصوری، «در سال ٥١ پادشاهی اشکانیان که مصادف است با سال ١٩٦ میلادی، پیامبری در شب یلدا زاده می‌شود. او را دو دولفین از آب بیرون می‌آورند، چه آنکه براساس آئین مهر، آب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.» آقای حصوری می‌گوید به هر دو روایت، شب یلدا شب تولد مهر است و این بازمانده از آداب مهری است که در شرق مدیترانه به طور وسیعی رایج بوده و آثارش از جمله در معابد مهری باقیمانده در پالمیرا در اردن فعلی دیده می‌شود. از همین رو است که برای جشن گرفتن میلاد مهر، سفره‌ای پهن می‌شود که به آن سفره یلدا یا چله می‌گویند و با انواع خشکبار، انار دان‌شده و یا هندوانه تزئین می‌شود. مرسوم است که در این شب بزرگ خانواده تفالی به دیوان حافظ می‌زند و اهل ذوق و شاعری، سروده‌های خود را برای دیگران می‌خوانند. در مجموع اینها آدابی است که از فرهنگ باستانی مهر در میان مردم باقی مانده و هر سال با شب یلدا نو می‌شود.

توحش در قرن بيست و يكم ميلادي

خيلی از آداب و رسوم در دنيا وجود دارد كه برای ما جالب است يا اين كه ما را به فكر فرو می برد.خيلی از آنها اصلا به گوش مان نخورده و شايد درباره بسياری از آنها چيزهایی شنيده ايم. بسياری از آنان نيز در زندگي مان جريان دارد.
حاجی فیروز عید آب پاشی - جشن وارداوار جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است عید فطر در میان کشور های اسلامی عید فطر در ایران

سفر و تفریح

سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی

وقتی اسم غار می آید بیشتر حواس ها جمع غار علیصدر می شود . اما در گوشه دیگری از این سرزمین غار دیگری هست كه تقریبا مختصات علیصدر را دارد به اضافه این كه از یك سو با قایق وارد می شوی و در میانه آن باید پیاده شوی و از در دیگر غار از شكاف سنگ ها پیاده خارج شوی.

دزدی از هتل

برخی از کسانی که چند شبی را در هتل اقامت می‌کنند، موقع خداحافظی برخی از وسایل اتاق را به رسم "یادگاری" با خود به خانه می‌آورند. بر اساس یک نظرسنجی یک سوم از مسافران از هتل دزدی‌کرده‌اند؛ برخی کمتر، برخی بیشتر. حوله‌های بزرگ و نرم، دمپایی‌های سبک و راحت یا ملحفه‌های سفید و لطیف هتل‌ها برای بسیاری وسوسه‌کننده است و دل کندن از آنها موقع رفتن کار چندان ساده‌ای نیست. برای همین برخی از این اشیا دست آخر موقع ترک هتل، بی سر و صدا سر از چمدان‌های مسافران در می‌آورند. سایت "هتلز دات کام"‌، از سایت‌های مشهور برای رزو هتل، به تازگی یک نظرسنجی را انجام داد که در آن ۸۶۰۰ مسافر از ۲۸ کشور جهان شرکت داشتند. بر اساس این نظر سنجی، دانمارکی‌ها درستکارترین گردشگران به شمار می‌روند. ۸۸ درصد از آنها عنوان کردند که تا به حال هرگز هیچ چیزی از اتاق هتل به سرقت نبرده‌اند. به این ترتیب دانمارکی‌ها به وضوح بالاتر از متوسط جهانی قرار گرفته‌اند زیرا با در نظر گرفتن تمامی ملیت‌های شرکت کننده در این نظرسنجی تنها ۶۵ درصد گفته‌اند که هرگز از اتاق هتل چیزی به سرقت نبرده‌اند. البته وسایل بهداشتی و آرایشی در دستشویی‌ها در این نظرسنجی به حساب گرفته نشده‌اند. از هر چهار آلمانی، یک نفر اعتراف به دزدی از هتل کرده است. در این میان کلمبیایی‌‌ها بدترین تصویر را از این نظر از خود بر جای گذاشته‌اند. بیش از نیمی از کوبایی‌ها اعتراف کرده‌اند که تا کنون یک یا چندین بار وسایل هتل را با خود به خانه‌آورده‌اند و به این ترتیب آخرین جایگاه را در فهرست درستکار بودن به خود اختصاص داده‌اند. کتاب، مجله، ملحفه و حوله بر اساس این نظرسنجی از محبوب‌ترین اشیای هتل در میان تمامی ملیت‌ها بوده‌اند که از چمدان‌ها سر درآورده‌اند. تنها چینی‌ها بوده‌اند که اعتراف کرده‌اند اغلب به وسایل تزئینی اتاق نظیر لامپ، ساعت یا قاب‌های عکس و نقاشی نیز نظر داشته‌اند و آنها را با خود به خانه آورده‌اند. ربد و شامبر‌، بالش، وسایل برقی نظیر اتوهای مسافرتی یا سشوار از جمله "سوغاتی‌های" کلاسیک هستند که مسافران از گذشته تا به حال به "بلند کردن" آنها علاقه نشان می‌دهند. بر اساس این نظرسنجی مسافرانی بوده‌اند که روکش توالت فرنگی و همچنین برس توالت را هم در چمدان جا داده‌اند. شماری دیگر نیز اعتراف کرده‌اند که تکه‌هایی از فرش اتاق را با قیچی بریده و با خود به خانه برده‌اند. نکته قابل توجه در این میان این است که دزدی از اتاق هتل نه تنها از گردشگران بلکه از کسانی که به سفر کاری یا برای شرکت در همایش در هتل اقامت داشته‌اند، سر زده است. و دیگر آنکه این گونه دزدی‌ها هم در هتل‌های پنج ستاره و هم در اقامتگاه‌های ارزان قیمت از "شکارچیان سوغاتی" سر زده است. هتلداران اغلب مجبور به کنار آمدن با غیبت ناگهانی وسایل اتاق هستند، زیرا در عمل هیچ امکانی برای جلوگیری از به سرقت رفتن آنها ندارند. از آنجایی که پیگیری حقوقی این موارد کاری زمان‌بر و نیز هزینه‌بر است، در موارد خاص در شماری از هتل‌ها یک "فهرست سیاه" از اسامی کسانی وجود دارد که سابقه منفی از خود بر جای گذاشته‌اند. این هتل‌ها به "شکارچیان سوغاتی حرفه‌ای" اتاق کرایه نمی‌دهند.   منبع: DWDE
گراوان، رنگین كمان املاح معدنی چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ باقیمانده یوز ایرانی سنندج، شهر هزار تپه غارنوردی از نوع بورنیک