1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

پژوهشگران می‌گویند نامگذاری توفان‌های سهمگین نقش مهمی در جدی گرفتن هشدارهای ایمنی بازی می‌کند. نتیجه تحقیق این پژوهشگران نشان می‌دهد که مردم هشدارهای ایمنی در مورد طوفا‌ن‌هایی که نام زنانه دارند را کمترجدی می‌گیرند.

پژوهشگران آمریکایی می‌گویند مردم وقتی خبر نزدیک شدن یک طوفان سهمگین با نامی زنانه را می‌شوند، کمتر حاضرند به اقدامات امنیتی، مثل تخلیه محل زندگی‌شان دست زنند. این پژوهشگران که نتیجه تحقیق خود را در مجله تخصصی"مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا " منتشر کرد‌ه‌اند، توصیه می‌کنند شیوه نامگذاری طوفا‌ن‌ها هاریکن تغییر کند

گردبادهای هاریکن تا مدت‌ها در آمریکا نام‌های زنان داشتند. پژوهشگران دانشگاه ایالت ایلینوی که در مورد آنها تحقیق کردند، می‌گویند هواشناسان قبلا به دلیل طبیعت متغیر این طوفا‌ن‌ها انتخاب نا‌م‌های زنان را برای آنها مناسب‌تر می‌د‌انستند.

این شیوه نامگذاری اما در سال‌های دهه نود تغییر کرد و از آن زمان تا کنون طوفان‌های هاریکن بر اساس فهرستی که برای طوفان‌های هر فصل در نظر گرفته می‌شود به تناوب مردانه و زنانه نامگذاری می‌شوند.

پژوهشگران دانشگاه ایلینوی ارتباط میان نام طوفان‌های هاریکن و تعداد قربانیان هر کدام از آنها را بررسی کرد‌ه‌اند.در این بررسی ۹۲ طوفان که در فاصله سال‌های ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۲ میلادی رخ دادند مورد توجه قرار گرفته‌اند. البته دو طوفان "کاترینا" در سال ۲۰۰۵ و "اودری" در سال ۱۹۵۷ به دلیل شمار بالای قربانیان آنها از این تحقیق خارج شدند.

پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که طوفا‌ن‌های سهمگین با نام‌های زنانه در مقایسه با طوفا‌ن‌هایی با همان شدت اما نام با مردانه، قربانیان بیشتری گرفتند. آنها در ادامه تحقیقات خود به نظرسنجی در مورد این طوفا‌ن‌ها پرداختند.

در این نظرسنجی به عنوان مثال از داوطلبان خواسته شد شدت یا خطرناک بودن پنج طوفان با نام‌های زنانه و پنج طوفان دیگر با نام مردانه پیش‌بینی کنند یا بگویند سناریوی تخلیه مکان‌های در معرض خطر را چگونه می‌بینند.

سمت و سوی نتایج در همه تحقیقات نشان از آن داشت که طوفا‌ن‌های هاریکن با نام‌های زنانه کمتر خطرناک ارزیابی شدند و پرسش‌شوندگان کمتر حاضربودند که خود را به مکان امن برسانند یا به دیگر اقدامات امنیتی دست زنند.

به عنوان مثال پرسش‌شوندگان "السکاندر" را خطرناک‌تر از "الکساندرا" تعبیر کردند.

شارون شایوت یکی از پژوهشگرانی که در این تحقیق شرکت داشته می‌گوید: «در ارزیابی شدت طوفان‌ها به نظر می‌رسد مردم به ریشه تصورات خود در مورد رفتار‌های زنانه و مردانه رجوع می‌کنند.»

او تصریح می‌کنند که این برداشت موجب می‌شود طوفا‌ن‌هایی که نام‌های زنانه دارند کمتر خطرناک تعبیر شوند. او معتقد است که این برداشت ربطی به احساسات زن‌ستیزانه ندارد و توصیه می‌کند که بهتر است شیوه نامگذاری توفان‌ها تغییر کند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

برای سوالات جنسی فرزندان تان آماده باشید

خیلی از والدین وقتی با این سوال کودک خود که " که من از کجا آمده ام؟ " یا " بچه چه جوری به دنیا می یاد؟ " مواجه می شوند دست و پای خود را گم می کنند و یا حواس بچه را به چیز دیگری پرت می کنند و جواب کودک را نمی دهند و یا اینکه یک جواب خیالی به کودک می دهند .

آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید

مادران جوان عجله دارند که هر چه زودتر به کوچولوهای شان غذای خشک و سفت بدهند. اما برای کودک زیر یکسال شما، هیچ غذایی بهتر از شیر مادر نیست.
بهترین تغذیه کودکان در مدرسه آیا می‌توان در زمان بارداری دوباره حامله شد؟ چگونه خانه را برای کودک اوتیستیک مناسب کنیم؟ من بابانوئل بچه ها هستم بچه ها را برای مدرسه آماده کنید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

جوانترین استاد دانشگاه جهان کیست؟

آلیا صبور دختر ایرانی جوان ترین استاد دانشگاه در جهان است،  نام او در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۰۸ در کتاب رکوردهای جهانی گینس نوشته شد و پس از ۲۹۱ سال رکورد آقای کولین مک‌ لورین رکورددار پیشین را شکست.او در تاریخ سوم اسفند ۱۳۶۷ برابر با ۲۲ فوریه ۱۹۸۹، در شهر نیویورک بدنیا آمد.

خون به جای اشک؛ معجزه یا نفرین؟

توینکل دویودی، یک دختر 14 ساله هندی است اما شرایط زندگی اش او را از بسیاری از همسن و سال هایش جدا کرده است. توینکل، به جای اشک، خون گریه می کند.
٢٥٠ میلیارد اسپرم برای هر مرد لحظه های خوش را جاودانه کنیم 8 درد طاقت فرسا تر از زایمان کارهایی که سگ شما را ناراحت می نماید 10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ

مطالب تصادفی

حرفه من

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام برادری به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.

زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست

شايد داستان اززماني شروع شدكه‌كنار پنچره مي ايستاديم وخودمان را ازنوك پنجه پا تا پوست گردن مي كشيديم ، مي خواستيم ببينيم  پشت پنجره چه خبراست
دختران تونل توحيد زنان پزشکان بهتری هستند تی شرت ها را ما طراحی می کنیم برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 حرفه من: مربی آموزش رانندگی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

من ۲۶ ساله هستم و در هیچ شبکه اجتماعی حضور ندارم

من ۲۶ سال سن دارم و هیچگاه عضو هیچ یک از شبکه‌های اجتماعی نبوده‌ام. مردم معمولاً از این بابت دچار سردرگمی می‌شوند و می‌پرسند که چطور می‌توانم بدون چنین پدیده‌ای زندگی کنم. گاهی اوقات، فکر می‌کنند که دارم نوعی بیانیه سیاسی صادر می‌کنم. من از اولین نسلی هستم که به معنای واقعی کلمه با رسانه‌های اجتماعی رو در رو شد. به یاد می‌آورم که در دوران مدرسه مردم شروع به استفاده از مای‌سپیس، بیبو و بعدها فیس‌بوک کردند. در آن زمان، قادر به فهم این موضوع نبودم که اساساً مراد و مقصود شبکه‌های اجتماعی چیست. من می‌توانستم مستقیماً با دوستانم صحبت کنم و درک نمی‌کردم که این پدیده، چه چیزی را به این بخش از زندگی‌ام اضافه می‌کند. دروغ نگفته باشم، فکر می‌کردم این یک جریان زودگذر است. هنگامی که فیس‌بوک در ابتدا آمد، گفتم که نهایتاً بعد یکی دو سال، از رونق می‌افتد و همه افراد جذب چیز تازه‌ای خواهند شد. اما این اتفاق نیفتاد و چیز موفقی از آب درآمد. حتی اکنون که این پدیده در همه‌جا حضور دارد، مرا وسوسه نمی‌کند. اینکه شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی خیلی از امور را آسان‌تر کرده‌اند برایم ارزشمند است، اما آسان شدن خیلی چیزها، می‌تواند منجر به کم‌ارزش‌تر شدنشان نیز بشود. وقتی افراد تاریخ تولد مرا به خاطر می‌سپارند، با تمام وجود خوشحال می‌شوم. می‌دانم که این به‌خاطرسپاری و به‌یادآوردی به دلیل صحبتی است که در گذشته داشتیم، یا به این دلیل است که آنان به نوبه خودشان تلاش کرده‌اند این موضوع را به خاطر بسپارند. مردم از رسانه اجتماعی برای ترتیب دادن رویداهای مختلف استفاده می‌کنند، و من احتمالاً شرکت در بعضی از آنها را از دست می‌دهم. ولی این موضوع اذیتم نمی‌کند. اگر کسی نمی‌تواند آنقدر وقت برای من بگذارد که یا به من تکست بزند یا تماس تلفنی بگیرد، پس احتمالاً علاقه چندانی هم به حضور من در آنجا ندارد. هنگامی که ماجرای ادوارد اسنودن در رسانه‌ها خبرساز شد خیلی چیزها را حس کردم، اما ابداً شگفت‌زده نشدم. این ایده که سازمان‌های اطلاعاتی در آمریکا می‌توانند به مجموعه اطلاعاتی که شرکت‌های شبکه‌های اجتماعی از من دارند نگاه بیندازند، چیزی نیست که با آن راحت باشم. افراد تازه‌ای که با آنان ملاقات می‌کنم، تصور می‌کنند که من فردی هستم به شدت گوشه‌گیر و انزواطلب؛ در حالی که در عمل، من آدمی هستم که به راحتی سفره دلم را باز می‌کنم؛ البته با این تفاوت که دلم می‌خواهد خودم انتخاب کنم که در مقابل چه کسی، اینگونه باشم. با وجود فیس‌بوک و کلاً رسانه‌های اجتماعی، همه‌چیز در دسترس همه است. اکثر افراد فراموش می‌کنند که پروفایلشان را خصوصی کنند. به همین خاطر، کل شخصیت، یا نسخه‌هایی از کاراکترشان در معرض دید همه قرار دارد. این برای همه تبدیل به یک روال شده است که یکدیگر را بر اساس پروفایل شبکه اجتماعی‌شان مورد قضاوت قرار دهند. و فکر می‌کنم که در چنین وضعیتی به افراد فشار وارد می‌شود که همرنگ جماعت بشوند. چنین وضعیتی مردم را ترغیب می‌کند که یک نسخه آنلاین ایده‌آل از خودشان خلق کنند؛ چیزی که واقعی نیست. به عنوان مثال، خواهر من می‌تواند به یک میلیون روش لبخند بزند. ولی در فیس‌بوک، او یک لبخند دارد. در هر کدام از عکس‌ها، همان لبخند یکسان دیده می‌شود. بله، گاهی اوقات که او لبخند می‌زند ممکن است مضحک به نظر بیاید، اما این بخشی از شخصیت اوست. منتها به خاطر ارائه نسخه‌ای ایده‌آل از خودش، تصاویری از این دست حذف می‌شوند. من معتقدم که ما به دوستان حقیقی خود، علی‌رغم ایراداهایشان اهمیت می‌دهیم. این چیزی است که رسانه‌های اجتماعی، به طریقی در حال ریشه‌کن کردنش هستند. پروفایل فیس‌بوک خواهرم، مرا غمگین می‌کند زیرا او خیلی پیچیده‌تر از آن چیزی است که پروفایلش نشان می‌هد. فکر می‌کنم اگر در فضای رسانه اجتماعی حضور داشتم، برای عزت نفس و غرورم بد بود. فکر کنم در صورت حضور، من نیز به کل این چرخه مخرب مکیده می‌شدم. مردم احساس اجبار می‌کنند که مدام اطلاعات تازه‌ای درباره خودشان را به دنیا عرضه کنند. و من احساس می‌کنم که چنین رویه‌ای دارد جایگزین ارتباطات متقابل و واقعی مردم با یکدیگر می‌شود. من دائماً به چیزهایی که دوستشان دارم برمی‌خورم و به افرادی فکر می‌کنم که دلم می‌خواهد آنان را دراین باره شریک خودم کنم. اما این کار را با صحبت کردن با آنان به صورت حضوری یا تلفنی انجام خواهم داد. اغلب اوقات، هنگامی که بیرون می‌روید، می‌بینید که چشم همگان به یک صفحه تصویر دوخته شده‌است. آنچه که مشاهده می‌شود گروهی از دوستان است که به جز عکس انداختن و پست کردن، هیچ کاری نمی‌کنند؛ به جای اینکه با هم خوش‌گذرانی کنند. واضح است که چیزی در این میان مفقود شده‌ است. البته من می‌دانم که همه افراد از رسانه اجتماعی به شیوه‌ای یکسان استفاده نمی‌کنند و مردم باید قادر به انجام آنچه که می‌خواهند، باشند. و دیگر اینکه شما نمی‌توانید کاملاً از این جریان دوری گزینید. مثلاً من در عکس‌های دیگران هستم و در پروفایل‌های افراد دیگر، به من اشاره می‌شود. اما صرف اینکه چیزی تبدیل به یک رفتار عادی شده‌است، به این معنا نیست که خود آن رفتار، عادی است.

چرا بعضی از افراد خوش شانس تر هستند؟

شاید در نگاه اول، شانس اصلی زندگی ما مربوط به این باشد که کجا و چه وقت به دنیا می آئیم. در چه خانواده ای بزرگ می شویم. از بین چه تصادفات ناگوار یا اتفاقات خوشایند عبور می کنیم. چه نوع مریضی ها یا قابلیت های فیزیکی داریم و … به عبارتی دیگر هزاران موقعیت و شرایط دست به دست هم می دهند که تعیین می کند آیا ما خوش شانس یا بدشانس هستیم. اما در کنار این حقیقت عمومی، همه ما شاهد این واقعیت هم هستیم که بعضی ها به نظر می رسد در شرایط مشابه زندگی، خوش شانس تر  هستند. برای همین شاید بد نباشد در جستجوی دلایلی بگردیم که باعث می شود بعضی ها به هر چه دست می زنند طلا می شود و دنیا به کام شان است. 1 –  هشیاری مداوم  آمادگی و هشیاری در باره حوادث پیرامون و حتی احساسات و افکار درونی باعث می شود که یک فرد آماده بهره برداری از هر امکانی باشد. آدم های خوش شانس زندگی شان را در حالت کنترل اتوماتیک هواپیما نگه نمی دارند. انها هر لحظه مسلط بر تغییرات، فرصت ها و نارسایی ها هستند. 2 – اهل عمل آدم ها به وقت عمل کردن که می رسند 3 نوع هستند. آنها که امکان عملی شدن یک واقعه را تدارک می بینند. انها که نظاره گر ماجرا هستند و آنها که در تعجب هستند که اصلا چه اتفاقی افتاده است. افراد خوش شانس با عملی ساختن ماجراها و فرصت ها، طبیعتا  خودشان را همواره در معرض شانس و تهیه موقعیت بهتر، قرار می دهند. 3 – بهره برداری از فرصت افراد زیادی وجود دارند که چشمشان را بر روی فرصت ها می بندند یا متوجه آنها نمی شوند اما منطق عمومی نشان داده است که شانس به صورت موقعیت های جدید، درِ خانه همه را می زند.  با این وجود، فقط آنهایی که امادگی بهره برداری از فرصت ها را دارند خوش شانس و موفق هستند. آدم های که شاهد خوش اقبالی شان هستیم در حقیقت گوش به زنگ ظهور هر پدیده تازه و غیرقابل پیش بینی هستند. خوش شانس ها افرادی هستند که قادرند به سرعت تصمیمات و برنامه ریزی ها و حتی هدف های شان را با موقعیت جدید وفق بدهند. 4 – درک و شعور دانستنی ها دو نوع هستند. دانش ظاهری آن است که افراد از طریق خواندن کتاب و رفتن به مدرسه می آموزند. دانش باطنی اما از طریق تجربه و کشف و شهود به دست می آید. افراد خوش شانس همان هایی هستند که می توانند دانش ظاهری و باطنی را ترکیب کنند. ترکیبی که باعث می شود از هوش عاطفی بیشتری برخوردار شوند. آنها با این مجموعه از قابلیت های فردی می توانند هم به درک بهتری از شرایط اجتماع پیرامون برسند و هم به یک پیشبینی درست تر از روند اتفاقات، دست پیدا کنند. 5 – تطبیق پذیربودن از هراکلیتوس، فیلسوف یونانی نقل شده است که جهان هر لحظه در حال تغییر است و برای همین هیچکس نمی تواند مثلا در یک رودخانه دوبار شنا کند. این روزها که سرعت تغییرات بیشتر از همیشه است از ادعای او پا فراتر گذاشته شده است. این روزها، انسانها حتی نمی توانند یکبار هم در یک رودخانه شنا کنند چون رودخانه زندگی به سرعت در حال تغییر است. آدم های خوش شانس تر جزو تطبیق پذیرترها هستند و به همین علت نیز می توانند با تغییراتی که مدام صورت می گیرد همراه باشند. همراهی که به آنها امکان موفقیت بیشتر می دهد.  
"دوستت دارم " فقط یک جمله نیست امروز قراره یه اتفاق خوب برای من بیفته گیاهخواری، همه چیز خواری و باورهای رایج صاحبان "ذائقه ماجراجو"‌ از زندگی لذت می‌برند چرا انسان‌ها تک‌همسری شدند؟

آداب و رسوم

هدیه مناسب برای روز ولنتاین

در اینجا لیستی از هدایای عالی به مناسبت روز ولنتاین برای عشق خود بسته به مدت زمان آشنایی تان آورده ایم. دیگر لازم نیست ذهن خود را درگیر خریدن هدیه مناسب کنید؛ با خواندن این مطلب مناسب ترین هدیه را در رابطه با مدت زمان آشنایی تان انتخاب کنید. کمتر از 3 ماه: اگر فقط چند ماه است که با پسری دوست شده اید و اطمینان ندارید که آیا هدیه ای بخرید یا نه ولی نمی خواهید ریسک کنید، یعنی نمی خواهید با دیدن گل رز و خرس عروسکی در دستش غافلگیر شوید. پس بهتر است خود را برای روبرو شدن با چنین شرایطی آماده کنید. هدیه ای کلاسیک و خلاقانه مناسب ترین گزینه است: چیزی که حاکی تشکری از هدیه اش باشد. هدیه ی محبوب در این زمینه برای پسران پیراهن و کراوات و همچنین کتاب یا فیلم مورد علاقه اش انتخاب خلاقانه ای خواهد بود. البته شکلات و آب نبات های مناسب این روز نیز مناسب می باشند. شش ماه: خوب، بعد از این مدت طبیعتا با یکدیگر بیشتر آشنا شده اید و به علایق خود بیشتر آگاهی دارید. کیف پول چرمی و لوازم ریش تراشی مناسب ترین هستند. نه ماه: در این زمان می توانید پول بیشتری برای هدیه تان خرج کنید. معمولا پسرها دوست دارند در این روز دوست دختر خود را برای شام به بیرون ببرند، این بار می توانید شما دست به کار شوید و او را برای شام به بیرون دعوت کنید یا غذای مورد علاقه ا را برایش بپزید، بلیط سینما بخرید و یا ست ورزشی مورد علاقه اش را بخرید. یک سال: لوارم زینتی از قبیل عینک دودی، دست بند، ساعت مچی و یا هدفون بهترین انتخاب برای این مدت هست که مورد پسند هر پسری خواهد بود. دو سال یا بیشتر: احتمالا بعد از این مدت تمام هدیه های مورد علاقه اش را برایش خریده اید و چیزی به ذهن تان نمی رسد. اگر می خواهید هدیه ای ارزان ولی احساسی به او بدهید می تواند  از عکس های مورد علاقه تان قاب عکسی درست کنید و بیت شعری یا چیزی که شما را به یاد هم می اندازد کنارش بنویسید و یا کارتی خلاقانه به این مناسبت بسازید. و در غیر این صورت موبایل یا هر وسیله ای که می دانید در این مدت می خواسته بخرد ولی نتوانسته برایش بخرید.

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    
ما، ارامنه و کریسمس اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟ عید آب پاشی - جشن وارداوار ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک

سفر و تفریح

چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت

گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی، این چشمه‌ها را به عنوان \"پزشک طبیعت\"، بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند. به گزارش ایسنا، مازندران  به لحاظ بهره‌مندی از چشمه‌های  آب گرم و معدنی شرایط ممتازی را در زمینه جذب گردشگر دارد. چشمه‌های طبیعی آبگرم یکی از زیباترین و دلرباترین جلوه‌های طبیعی مازندران است که مقصدی خاطره‌انگیز برای گردشگران و مازندرانی‌ها رقم می‌زنند. این مناطق هرچند همه ساله تعدادی گردشگر و مسافر را به خود جذب می‌کند اما این جاذبه یکی از ناشناخته‌های مازندران است. استان مازندران با توجه به موقعیت خاص اقلیمی و جغرافیایی خود و با شاخصه‌های طبیعی متمایز در میان استان‌های کشور از جمله آب و هوای بسیار مطبوع در فصل بهار و تابستان، داشتن آب‌های معدنی گرم و سرد، طبیعت بکر و دیدنی و محیطی آرام از نظر فرهنگی و اجتماعی به عنوان یکی از استان‌های منحصر به فرد در گردشگری سلامت محسوب می‌شود. آب‌های معدنی مازندران در بخش لاریجان شهرستان‌های آمل، رامسر، منطقه ییلاقی لاویج شهرستان نور، تنکابن، بابل، سوادکوه، نکا و ساری واقع شده‌اند و چشمه‌های آب معدنی دیگری نیز در استان  شناسایی شده‌اند. در حال حاضر، امکانات اقامتی این چشمه‌ها پاسخگوی  نیازهای  گردشگران نیست. آب‌های  معدنی از نظر گردشگری  و پزشکی همواره مورد توجه قرار گرفته است. منابع آب‌های معدنی هر کشور می‌تواند منبع درآمد مهمی به ویژه از نظر جلب جهانگردان باشد.  آب‌های گرم مازندران می‌تواند به رونق صنعت توریسم در استان منجر شود البته در صورتی که امکانات جانبی جذب گردشگر در این مناطق فراهم شود. گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی، این چشمه‌ها را به عنوان \"پزشک طبیعت\"، بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند. چشمه‌های آبگرم مازندران با خاصیت درمانی و تفریحی می‌تواند حلقه اتصال چرخه گردشگری، جاذبه‌های طبیعی و تاریخی و مذهبی باشد. چشمه‌ها؛جذاب‌ترین مواهب طبیعی مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران با بیان این‌که کشور ما با داشتن بیشترین چشمه‌های آب گرم در مقایسه با کشورهای دیگر، سهم چندانی  از این گردشگران ندارد و هنوز نتوانسته جایگاهی در این میان برای خود کسب کند، افزود: می‌توان  با برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مناسب نسبت به شناسایی چشمه‌های آب گرم و توسعه زیرساخت‌های گردشگری در این مناطق سهم قابل قبولی در توسعه توریسم درمانی داشته باشیم. دلاور بزرگ‌نیا افزود: با تبلیغات مناسب و گسترده و هم‌چنین سرمایه‌گذاری و همکاری بخش خصوصی می‌توانیم از چشمه‌های معدنی و آب گرم منحصر در جهت آرامش و نشاط گردشگران  و جذب توریست خارجی بهره ببریم. وی اظهار کرد: با توسعه امکانات چشمه‌های آبگرم در مازندران سالانه هزاران گردشگر می‌توانند از این امکان بالقوه در استان استفاده کنند و صدها نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم مشغول بکار شوند. بزرگ‌نیا افزود: چشمه‌های آب معدنی به عنوان یکی از جذاب‌ترین مواهب طبیعی که محل استقرار آنها در کوهپایه‌ها، دشت‌ها و جنگل‌هاست، همواره به عنوان یکی از عناصر مهم صنعت گردشگری طبیعی مطرح بوده و طیف وسیعی از گردشگران را به خود جذب می‌کنند.

چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟

با فرا رسیدن روز طبیعت و همچنین با گرم شدن هوا پیک نیک رفتن و لذت از طبیعت انتخاب مناسبی برای گذراندن یک روز تعطیل تبدیل شده است. البته تدارک وسایل و مواد غذایی مناسب به اندازه ی انتخاب مکان و یا محل اقامت حائز اهمیت است، زیرا هیچکس دوست ندارد تعطیلات خود را با مسمومیت غذایی به پایان برساند. در زیر لیستی از مواد غذایی آورده ایم که نباید با خود به پیک نیک ببرید. ۱. نوشابه های گازدار نوشابه های گازدار حاوی قند فراوانی هستند و علاوه بر ضررهایی که در طولانی مدت برای سلامت دارند، به چند دلیل ممکن است پیک نیک شما را خراب کنند. مثلا اگر داخل وسایل بریزند باعث چسبناکی می شوند و حشرات را به خود جذب می کنند. در ضمن گازکربنیک این نوع نوشابه ها در اثر گرما از بین می رود و جز یک شربت شیرین چیزی از آن باقی نخواهد ماند بنابراین بهتر است به جای نوشابه های گازدار، آب معدنی خنک همراهتان ببرید. ۲. شکلات دسرهای شکلاتی و انواع شکلات، انتخاب خوبی برای پیک نیک نیستند. شکلات در اثر گرما شل می شود و ممکن است وسایل را کثیف کند. در ضمن طعم لذت بخش خود را هم از دست می دهد. بهتر است به جای شکلات های شیری و کاکائویی، بیسکویت های ساده یا دسرهای میوه ای همراه خود ببرید. ۳. سالادهای حاوی مایونز سالاد اولویه، سالاد ماکارونی، سالاد تن ماهی یا مرغ همراه با سس مایونز انتخاب های مناسبی برای پیک نیک نیستند. این نوع موادغذایی باید در دمای ۴ درجه سانتی گراد نگهداری شوند تا از فساد آنها پیشگیری شود. برخی خانواده ها یخچال های کوچک مسافرتی دارند اما همراه بردن این نوع موادغذایی حتی در یخچال های مسافرتی هم کار صحیحی نیست مگر آنکه در آنها به جای سس مایونز از روغن زیتون استفاده شده باشد. ۴. بستنی شاید خوردن بستنی در پیک نیک لذت بخش باشد اما اگر آب شود، لباس ها، اتومبیل و تمام وسایلتان کثیف و چسبناک می شود بنابراین بهتر است به جای بستنی های کرم دار و شکلاتی که خیلی سریع آب می شوند، سر راه رفت یا برگشت بستنی میوه ای یخی بخرید. ۵. موادغذایی سرخ شده تکه های مرغ سوخاری یا سیب زمینی تا زمانی که داغ هستند، لذیذند ولی اصلا توصیه نمی کنیم همراه خود روغن و گاز پیک نیکی بردارید تا در پیک نیک این نوع مواد غذایی را سرخ کنید چون احتمال اینکه روغن در وسایلتان بریزد، زیاد است. بهتر است به جای مواد غذایی سرخ شده، از انواع کبابی استفاده کنید. ۶. میوه های با پوست نازک میوه هایی مانند موز، هلو، زردآلو، آلو و... ممکن است در طول حمل ونقل آسیب ببینند و در اثر گرما پخته و له شوند. سیب، گلابی، پرتقال و نارنگی میوه های مناسب تری برای پیک نیک هستند. ۷. پنیر برخی پنیرها به خصوص پنیرهای خشک، بهترین موادغذایی برای پیک نیک هستند اما برخی پنیرها مثل چدار که در اثر گرما روغنی می شوند یا پنیر های آبدار، مناسب پیک نیک نیستند. ۸. تخم مرغ تخم مرغ ممکن است در اثر گرما، فاسد شود یا در اثر حمل ونقل بشکند. اگر برای صرف صبحانه به پیک نیک می روید، بهتر است از تخم مرغ آب پز استفاده کنید یا در مقصد تخم مرغ محلی بخرید.
از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر ابیانه، تاریخ سرخ ایران دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان