1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

با اینکه گربه ها به اندازه سایر حیوانات نیاز به نوشیدن آب ندارند، ولی داشتن آب کافی برای بدن آنها ضروری است، مخصوصا زمانی که مشکل کلیوی یا مثانه دارند. برای آنکه اطمینان حاصل شود که گربه تان به میزان کافی آب می نوشد چندین روش را برای جذب گربه تان به سمت نوشیدن آب بیشتر پیشنهاد می کنیم.

 

1. از طروف آب متنوع استفاده کنید

 

گربه ها وسواسی هستند و در انتخاب سخت گیری می کنند . بعضی گربه ها ظرف استیل را می پسند یا کاسه سرامیکی، درحالی که بعضی دیگر کاسه پلاستیکی را ترجیح می دهند. بهتر است گاهی ظرفش را تغییر دهید تا بفهمید به کدام جنس ظرف با چه ارتفاعی بیشتر علاقه نشان می دهد. پس حتما ظرف هایی با جنس متفاوت و رنگ های مختلف امتحان کنید.

 

2. ظرف را در نقاط مختلف خانه قرار دهید

 

اگر ظرف آب گربه را همیشه در یک نقطه بگذارید، علاقه گربه تان به نوشیدن آب کمتر می شود. ظرف آب را بین آشپزخانه کنار سینک ظرف شویی، کنار محل خواب گربه تان، در حمام و هر مکان دیگری از خانه جا به جا کنید. بدین ترتیب گربه تان در گشت و گذارش در خانه ظرف آب را کشف می کند و به نوشیدن آب تشویق می شود. معمولا ظرف آب را در مکان هایی قرار دهید که گربه تان بیشتر وقتش را آنجا می گذراند. مثلا کنار پنجره. قرار دادن ظرف آب در وان حمام هم ایده جالبی است. زیرا برخی گربه ها علاقه زیادی به وان دارند.

 

3. ظرف آب را تمیز نگاه دارید

 

هرچه ظرف آب گربه تمیز تر باشد ، بیشتر به خوردن آب تشویق می شود. کثیفی ظرف ممکن است دلیل آب نخوردن گربه ها باشد. همیشه آب داخل ظرف را چک کنید تا چیزی در آّب نیافتاده باشد مخصوصا زمانی که گربه شیطون شما علاقه به انداختن اجسام توی آب داشته باشد.حتما آب داخل ظرف را حداقل یک بار در روز عوض کنید.

 

4. ظرف آب را از محل دفع گربه و ظرف غذایش دور نگاه دارید

 

برای برخی از گربه ها مهم است که ظرف آبشان در جایی تمیز باشد. وقتی برای اولین بار جای ظرف را تغییر می دهید این کار را در جلوی چشم گربه تان انجام دهید تا زمان تشنه شدن گیج نشود و به راحتی آن را پیدا کند.

 

5. گاهی شیر آب را باز بگذارید

 

با اینکه این کار از نظر صرفه جویی در مصرف  آب کار درستی نیست اما گاهی برخی گربه ها علاقه زیادی به نوشیدن آب جاری از شیر دارند. اگر آّب را با فشار کم روشن بگذارید گربه تان جذب آن شده و آّب می نوشد. می توانید این کار را یک بار در روز به صورت روتین انجام دهید.

 

6. از فواره های کوچک یا آب نماهای کوچک خانگی استفاده کنید


گربه های خانگی مانند گربه های وحشی علاقه بسیاری به نوشیدن آب جاری مانند آب رودخانه دارند. پس شما هم می توانید با تجهیزاتی این امکان را برایشان فراهم کنید.

 

7. اضافه کردن غذاهای آبکی مانند سوپ مرغ مخصوص گربه به آب

 

اضافه کردن مقداری غذای آبکی از غذاهای برند مورد علاقه گربه تان به ظرف آبش می تواند موجب تشویق او شود.

 

8. استفاده از غذاهای آبکی به جای غذاهای خشک

 

همان طور که از نامش پیداست غذای آبکی آب بیشتری به بدن گربه تان می رساند. البته می توانید به غذای خشک را نیز با آب یا شیر مخلوط کنید ولی باید مراقب باشید موجب فاسد شدندش نشود.

 

9. در داخل ظرف آب گربه یخ بریزید

 

بعضی گربه ها آب یخ را بیشتر دوست دارند. هم چنین یخ های داخل آب وسیله ای است برای بازی و تشویق آنها به سمت آب خوردن.

 

10. در حجم کمتر و به دفعات بیشتر به گربه تان غذا دهید

 

بسیاری از گربه ها بعد از غذا خوردن آّب می نوشند. پس برای تشویق آنها به خوردن آب بهتر است دفعات غذا دادن به گربه تان را بیشتر کنید. البته حجم غذا را هم کنترل کنیذ تا موجب چاقی حیوانتان نشود.

11. ریختن کمی گیاه گربه (سمبل الطیب) در ظرف آب گربه

کمی گیاه گربه را پودر کرده و با آّب داخل ظرف مخلوط کنید. گربه تان عاشق ظرف آبش می شود.

 

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

نوزادی که با دندان به دنیا آمد

جانا جونز ۳۱ ساله و لی ۳۲ ساله بعد از بدنیا آمدن فرزندشان با دیدن دو دندان کامل در دهان نوزادشان کاملا شوکه شدند.

کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول)

مغز نوزادان با سرعتی باور نکردنی رشد می یابد. تنها در سال اول تولد اندازه مغز نوزاد دو برابر افزایش پیدا می کند. در چهار سال آینده، حجم مغز کودک به اندازه یک انسان بالغ است. برای یادگیری و رشد فکری مغز کودک 1000 تریلیون سیناپس (ارتباط بین سلولهای مغزی) تولید می نماید که دو برابر اندازه سیناپس تولید شده در مغز یک انسان بالغ است. حتما برای شما نیز پیش آمده که به چهره متفکرانه کودکتان خیره شوید و پیش خود بگویید ای فسقلی به چی داری فکر می کنی. نتیجه آخرین تحقیقات دانشگاهی نشان می دهد که دربالا طبقه این فسقلی ها بیش از آنی می گذرد که تاکنون حدس می زدیم. کودکان متوجه میشوند کی به زبان جدیدی صحبت میشود. برای مدتی طولانی می دانستیم که مغز کودکان توانایی یادگیری بیش از یک زبان را بصورت همزمان دارا می باشد. تحقیقات جدید چگونگی این فرایند را توضیح می دهد. دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا در تحقیقات انجام شده به این نتیجه رسیدند که کودکان از چهار ماهگی تفاوت صحبت به زبان دیگر را از طریق دیدن تفاوت در نحوه بیان ( تغییرات در صوت و تغییرات دهان گوینده) متوجه میشوند. بنا به اظهار این محققان مغز کودکانی که از دوران کودکی در محیط خانوادگی چند زبانه پرورش می یابند توانایی ذهنی بییشتری برای یادگیری چند زبان بصورت همزمان را دارا می باشند. تحقیق دیگری در همین زمینه نشان می دهد کودکانی که در خانه ای دو زبانه بزرگ میشوند زمان بیشتری برای یادگیری آوا های زبان های مختلف دارند و در کودکی نیز مغز آنان دارای استعداد بیشتری برای فرم گیری یادگیری می باشد. کودکان احساسات متفاوت را درک می نمایند. نوزادانی که تجربه همزیستی با پرندگان را نداشته اند نسبت به فریادهای خشمگینانه یا آوازخوانی پرندگان عکس العملهای متفاوتی از خود بروز میدهند. همچنین نسبت به عکس سگهای مهاجم و سگهای بازیگوش احساسات مختلفی از خود بروز می دهند. کودکان حتی میتوانند همگام با موسیقی مود خود را بهبود ببخشند. نوزادان مفهوم کلمات را درک می کنند. تاکنون تصور میشد که کودکان تا یک سالگی مفهوم ارتباط نامها و وسایل را نمی دانند (عکس سیب و نام سیب) ولی تحقیقات جدید در دانشگاه پنسیلوانیا نشان میدهد نوزادان شش ماهه دارای چنین مهارتی می باشند و میتوانند ارتباط بین نامها و اشیا را بخاطر بسپارند. تحقیقات در نوزادان شش تا نه ماهه نشان میدهد که هنگامی که عکسهای مختلفی از خوراکی ها و اعضای بدن در مقابل نوزادان قرار گرفت ، مادرانشان شروع به پرسیدن سوالاتی مانند دماغ کجاست یا پا کجاست را نمودند. بیشتر نوزادان توانستند به سوالات جواب صحیح داده و نشان دهند که آنان تفاوت کلمات و معنی آنانرا می دانند. این تحقیقات نشان می دهد که صحبت مادر با نوزادان در سنین پایین میتواند به گسترش اندازه یادگیری کلمات و درک مفهوم آنان به نوزاد کمک نماید. کودکان میزان عدالت را تخمین می زنند. کودکان ترازوی عدالت خود را در 15 ماهگی به راه می اندازند  محققان دانشگاه واشنگتن در تحقیقی که انجام دادنددر دفعه اول  میزان یکسانی شیر و بیسکوئیت را بین دو نفر پخش نمودند و در دفعه دوم عدالت را رعایت ننمودند و از این کار فیلمبرداری نمودند و برای کودکان 15 ماهه پخش نمودند. کودکان نسبت به فیلم دوم واکنش حاکی از تعجب نشان دادند که نشان می دهد که توانایی درک عمل دور از عدالت در 15 ماهگی در کودکان وجود دارد.
اشکها و لبخندها بهترین زمان تربیت کودکان چگونه بر ترس کودکان از مدرسه غلبه کنیم؟! تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان آیا آماده بارداری هستید؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

مردم طوفانها با نام زنانه را جدی نمی گیرند!

پژوهشگران می‌گویند نامگذاری توفان‌های سهمگین نقش مهمی در جدی گرفتن هشدارهای ایمنی بازی می‌کند. نتیجه تحقیق این پژوهشگران نشان می‌دهد که مردم هشدارهای ایمنی در مورد طوفا‌ن‌هایی که نام زنانه دارند را کمترجدی می‌گیرند. پژوهشگران آمریکایی می‌گویند مردم وقتی خبر نزدیک شدن یک طوفان سهمگین با نامی زنانه را می‌شوند، کمتر حاضرند به اقدامات امنیتی، مثل تخلیه محل زندگی‌شان دست زنند. این پژوهشگران که نتیجه تحقیق خود را در مجله تخصصی"مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا " منتشر کرد‌ه‌اند، توصیه می‌کنند شیوه نامگذاری طوفا‌ن‌ها هاریکن تغییر کند گردبادهای هاریکن تا مدت‌ها در آمریکا نام‌های زنان داشتند. پژوهشگران دانشگاه ایالت ایلینوی که در مورد آنها تحقیق کردند، می‌گویند هواشناسان قبلا به دلیل طبیعت متغیر این طوفا‌ن‌ها انتخاب نا‌م‌های زنان را برای آنها مناسب‌تر می‌د‌انستند. این شیوه نامگذاری اما در سال‌های دهه نود تغییر کرد و از آن زمان تا کنون طوفان‌های هاریکن بر اساس فهرستی که برای طوفان‌های هر فصل در نظر گرفته می‌شود به تناوب مردانه و زنانه نامگذاری می‌شوند. پژوهشگران دانشگاه ایلینوی ارتباط میان نام طوفان‌های هاریکن و تعداد قربانیان هر کدام از آنها را بررسی کرد‌ه‌اند.در این بررسی ۹۲ طوفان که در فاصله سال‌های ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۲ میلادی رخ دادند مورد توجه قرار گرفته‌اند. البته دو طوفان "کاترینا" در سال ۲۰۰۵ و "اودری" در سال ۱۹۵۷ به دلیل شمار بالای قربانیان آنها از این تحقیق خارج شدند. پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که طوفا‌ن‌های سهمگین با نام‌های زنانه در مقایسه با طوفا‌ن‌هایی با همان شدت اما نام با مردانه، قربانیان بیشتری گرفتند. آنها در ادامه تحقیقات خود به نظرسنجی در مورد این طوفا‌ن‌ها پرداختند. در این نظرسنجی به عنوان مثال از داوطلبان خواسته شد شدت یا خطرناک بودن پنج طوفان با نام‌های زنانه و پنج طوفان دیگر با نام مردانه پیش‌بینی کنند یا بگویند سناریوی تخلیه مکان‌های در معرض خطر را چگونه می‌بینند. سمت و سوی نتایج در همه تحقیقات نشان از آن داشت که طوفا‌ن‌های هاریکن با نام‌های زنانه کمتر خطرناک ارزیابی شدند و پرسش‌شوندگان کمتر حاضربودند که خود را به مکان امن برسانند یا به دیگر اقدامات امنیتی دست زنند. به عنوان مثال پرسش‌شوندگان "السکاندر" را خطرناک‌تر از "الکساندرا" تعبیر کردند. شارون شایوت یکی از پژوهشگرانی که در این تحقیق شرکت داشته می‌گوید: «در ارزیابی شدت طوفان‌ها به نظر می‌رسد مردم به ریشه تصورات خود در مورد رفتار‌های زنانه و مردانه رجوع می‌کنند.» او تصریح می‌کنند که این برداشت موجب می‌شود طوفا‌ن‌هایی که نام‌های زنانه دارند کمتر خطرناک تعبیر شوند. او معتقد است که این برداشت ربطی به احساسات زن‌ستیزانه ندارد و توصیه می‌کند که بهتر است شیوه نامگذاری توفان‌ها تغییر کند.

تولد در قبیله آفریقایی

یک قبیله در آفریقا تاریخ تولدکودک را از زمانی که کودک متولد می شود حساب نمی کنند بلکه از روزی که کودک در ذهن مادر  شکل می گیردشمارش می کنند. به این طریق که  وقتی یک زن تصمیم می گیرد که صاحب فرزند شود، زیر یک درختی می نشیند تا آهنگ فرزندی را که می خواهد در آینده صاحب آن شود، بشنود. و زمانی که این آهنگ را شنید به مردی که قرار است پدر فرزند او شود، این آهنگ را می آموزد. و آنها در زمان آمیزش جنسی  آهنگ را می خوانند تا از این طریق فرزند خود را به این دنیا دعوت کنند. پس از آن وقتی مادر باردار می شود، آهنگ فرزندش را به ماماها و زنان مسن قبیله می آموزد، تا زمانی که کودک به دنیا آمد آنها این آهنگ را به عنوان خوش آمدگویی برای فرزندش بخوانند. زمانی که کودک بزرگ می شود به افراد قبیله این آهنگ آموزش داده می شود تا زمانی که کودک زمین می خورد یا به خودش صدمه ای وارد می کند کسی که دستش را می گیرد این آهنگ را برایش می خواند. یا ممکن است کودک در زندگیش کار خارق العادهای انجام  دهد و همچنین در مراسم بلوغ این آهنگ به عنوان احترام خوانده می شود. در قبیله آفریقایی برای یک مناسبت دیگر هم این آهنگ خوانده می شود و آن زمانی است که این فرد در طول زندگی خود، مرتکب جرم یا عمل اجتماعی نابجا بشود، افراد قبیله جمع می شوند و آهنگ را می خوانند. و خواندن این آهنگ در این زمان به معنای مجازات این فرد نیست بلکه به معنای اصلاح رفتار این فرد است. و این روال به همین شکل ادامه پیدا می کند. در زمان ازدواج زن و مرد هر دو آهنگ را می خوانند. و همچنین زمانی که کودک در بستر مرگ است آهنگ او برای آخرین بار خوانده می شود. شما ممکن است در قبیله آفریقایی که آواز خودتان را به شما می آموزند به دنیا نیامده باشید. اما این زندگی است که همیشه به شما می آموزد که چه آهنگی و چه زمانی برای شما نواخته می شود. و در پایان همۀ ما باید آهنگ خودمان را در زندگی پیدا کنیم تا از این طریق راه درست را در پیش بگیریم.
قبیله بانوان گردن بلند آقایان متاهل دو بار به خدمت سربازی می روند 10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ آیا حس همدردی با ما زاده میشود؟ بهترین 10 شهر جهان برای زندگی از نگاه مجله اکونومیست

مطالب تصادفی

حرفه من

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.

10 گام تا استخدام

متاسفانه ما خانم ها چندان به فنون چانه زنی و مذاكره در جلسات مصاحبه شغلی آشنا نیستیم. ما گمان می كنیم رزومه ما معرف ماست، اما اینطور نیست، كافی است چند روش برای تاثیرگذاری بیشتر یاد بگیرید.
حرفه شیرین من گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران حرفه من: مربی آموزش رانندگی حرف هایی که در محیط کار نباید گفت شغل جدیدی برای زنان

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

پارک ملت کجاست؟

یکی از نکاتی که ما را از یکدیگر متمایز می نماید، میزان خلاقیتی است که در زندگی خود بکار میبریم. خلاقیت در انجام  کارهایمان، در نوع انجام کارهایمان البته، حال آن کار هر چه می خواهد باشد. طرز چیدمان خانه، استفاده از وسایل بدرد نخور و دور انداختنی یا حتی نوع آرایش و لباس پوشیدن مان نشان از نوع خلاقیتی دارد که ما بکار می بریم. حتی نوع رفتار کمی متفاوت ما با اطرافیان میتواند اثر ذهنی متبتی بروی مخاطب بگذارد و ما را تا مدتها بیاد بیاورد. حتما شما هم افرادی را ملاقات نموده اید که در یک فرصت کوتاه اثری بلند مدت بروی ذهن شما باقی میگذارند. این را گفتم تا برسم به تبلیغی که چندی پیش نظر مرا بخود جلب نمود. از نظر من ما ایرانی ها کلا خلاقیت زیادی در امور تبلیغاتی نداریم، یا شاید شرایط اجازه استفاده از فکر خلاقانه برای برقراری ارتباط با مشتریان را به موسسات یا مشاوران تبلیغاتی آنان نمی دهد در حالیکه اکثر شرکتهای خارجی پول گزافی بابت ایده خلاقانه میدهند، روسای شرکتهای ایرانی ترجیح می دهند با کل پول خود را بروی رسانه های متعدد سرمایه گذاری کنند؛ بهمین دلیل شما در مقطعی با تبلیغات گسترده یک برند یا محصول مواجه می شوید در حالیکه چندی بعد اصلا آن تبلیغ  یا نام را نمی توانید بخاطر بیاورید. بدلیل نوع علاقه و سابقه تحصبلات و کار خود همیشه درگیر تبلیغات و روابط عمومی و اثر گذاری روی مخاطبین یک محصول بوده ام و باید بگویم بسیار به نوع نگاه و ارتباط خلاقانه برندهای خارجی غبطه خورده ام. گاها جملات مفید و مختصر چنان بروی وجودتان اثر میگذارد که ناخودآگاه نه تنها استفاده کننده محصول خاصی می شوید بلکه آن نوع نگرش تبدیل به بخشی از رویکرد شما به زندگی شخصی میگردد. ازشعارها و تبلیغات عمدا مکانیکی و کسل کننده داخلی در لحظه شاید تبلیغ صا ایران از همه ماندگارتر باشد، هر روز بهتر از دیروز اما الان صا ایران کجاست واقعا؟؟ همه اینها را گفتم که به اینجا برسم که چندی پیش در خیابان های شمال تهران پوسترهای بزرگی نظرم را جلب کرد که سوال نسبا عیانی ای روی آن نوشته شده بود با این مضمون:"پارک ملت کجاست؟" حتی کسانی از شما که شانس این را دارند که در پایتخت دود و ترافیک زندگی نمی کنند هم احتمالا با پارک ملت تهران آشنایی دارند و می دانند در کجای تهران واقع است. اما جواب این سوال را خود طراح کمی پایینتر نوشته بود:" روبروی رستوران یاس"، این تبلیغ خلاقانه است  از یک رستوران که پارک ملت روبرویش است! چندیست از ذهن من خارج نمیشود، البته تاکنون فرصت آن نشده که سری به رستوران بزنم و غذایش را هم امتحان کنم که امیدوارم حداقل نصف اعتماد بنفس صاحب رستوران باشد اما بیشتر می خواهم به او بخاطر بکار بردن روشی بس ساده در حد یک سوال ظاهرا  بیمورد برای معرفی کسب و کارش تبریک بگویم. مطمئنا رستوران یاس  یکدهم بودجه شرکتهای بزرگ و کوچکی را که از بام تا شام در صدا و سیما و رسانه های دیگر تبلیغ می نمایند را ندارد اما با صرف کمی خلاقیت اثری بلند مدت را در ذهن مخاطبان خود برجا گذاشته است. می دانید برای خلاق بودن در زندگی لازم نیست حتما صاحب شرکتهای چند ملیتی باشیم هر کس در توان خود می تواند با کمی خلاقیت تاثیری بس شگرف بروی مخاطبین خود بگذارد. بیایید کمی سعی کنیم تا انسانهای خلاقی باشیم و دنیای زیباتری برای خود و اطرافیانمان بوجود آوریم. شما چطور؟ آیا تجربه یک برخورد تاثیر گذار را در مدتی کوتاه را داشته اید؟ میتوانید نظرات و تجربیات شخصی خود را با ما در میان بگذارید.

مدیتیشن آتش درون را شعله ور می سازد

یک تیم پژوهشی توانسته است ثابت کند، انسان قادر است دمای بدن و ارگان‌های داخلی خود را با نوع خاصی از مراقبه بالا ببرد. افزایش دمای بدن قابلیت شناختی را بهبود می‌دهد و فرد را در مقابله با سرمای شدید و عفونت‌ها یاری می‌کند. نتایج مطالعات تیم پژوهشی دپارتمان روانشناسی دانشگاه ملی سنگاپور (NUS) به سرپرستی پروفسور ماریا کوژف‌نیکووا (Maria Kozhevnikov) ، برای نخستین بار نشان داده است که مدیتیش تومو (آتش درونی) قادر است دمای ارگان‌های داخلی بدن را بالا ببرد. نتایج تحقیقات این تیم که کلاوس گرامان، روانشناس آلمانی نیز در آن همکاری دارد در مجله علمی PloSOne منتشر شده است. این کار تحقیقاتی در همکاری با راهبان بودایی تبت به ثمر رسیده است. مطالعات پیشین توانسته بود اثبات کند که مدیتیشن (مراقبه) می‌تواند دمای بدن را در نواحی انگشتان دست و پا افزایش دهد. اما این تیم پژوهشی ثابت کرد که که مدیتیشن تومو قادر است بر "انرژی درونی" بدن تأثیر بگذارد. مراقبه تومو که هوادارانش آن را "تمرین روحی مقدس" می‌دانند تنها در چند صومعه در مناطق دورافتاده تبت انجام می‌شود. دانشمندان دانشگاه سنگاپور خود در مراسم مراقبه "آتش درونی" راهبان بودایی حضور داشتند. به موجب این گزارش، راهبان بودایی توانستند با انجام این نوع مدیتیشن حرارت بدن خود را تا حدی بالا ببرند که حتی در دمای منهای ۲۵ درجه سانتی‌گراد نیز پارچه خیس بر بدن آنها خشک می‌شد. کارشناسان با استفاده از دستگاه الکتروانسفالوگرافی یا نوار مغزی (EEG) نشان دادند که دمای بدن راهبان به هنگام مدیتیشن تا ۳ / ۳۸ درجه سانتی‌گراد بالا می‌رود. در حالی که در شرایط عادی دمای بدن به هنگام مراقبه بین ۸ / ۳۵ و ۲ / ۳۷ درجه است. تنفس تومو در دومین کار تحقیقاتی، پژوهشگران تمرکز خود را بر روی نوعی از مراقبه قرار دادند که در غرب هم انجام می‌شود و در آن تکنیک‌های خاص تنفسی تومو مورد استفاده قرار می‌گیرند. در اینجا نیز دیده شد که دمای بدن مدیتورها پس از مراقبه به میزان اندکی بالا رفت دانشمندان می‌گویند، مدیتیشن تومو در مواقعی خاص می‌تواند به کمک انسان بیاید، برای نمونه می‌توان از این روش برای حفاظت از بدن در سرمای شدید محیط اطراف استفاده کرد. این شیوه همچنین در افزایش توانایی بدن در برابر عفونت‌ها و بالا بردن قابلیت شناختی کاربرد دارد. حتی مدیتورهای مبتدی هم می‌توانند با استفاده از روش‌های تنفس تومو دمای بدن خود را افزایش دهند. تجسم متمرکز و تنفس گلدانی پژوهشگران می‌گویند، دلیل افزایش دمای بدن در مدیتیشن تومو استفاده از نوعی خاص از تنفس (تنفس گلدانی) و "تصویرسازی متمرکز ذهنی" است. تنفس گلدانی با ایجاد تغییر در سوخت و ساز (متابولیسم) موجب افزایش دمای بدن می‌شود. در تصویرسازی متمرکز ذهنی (تجسم متمرکز ذهنی) نیز مراقبه‌کننده به صورت ذهنی بر روی تصویری از شعله آتش تمرکز می‌کند. این شعله می‌تواند برای مثال در امتداد ستون فقرات فرد تجسم شود. محققان تیم دانشگاه ملی سنگاپور می‌گویند: «این دو تکنیک اثرات یکدیگر را کامل کرده و می‌توانند دمای بدن را تا وضعیت تب متوسط افزایش دهند.» پروفسور کوژف ‌نیکووا، سرپرست تیم تحقیقاتی یادشده می‌گوید، کسانی که از او این تکنیک را یاد گرفتند، بعد از انجام آن می‌گفتند، به گونه‌ای قابل ملاحظه احساس نیروی بیشتر می‌کنند و تمرکزشان افزایش یافته است. مطالعه در این زمینه ادامه دارد. دانشمندان امید دارند که در آینده بتوان با استفاده از این روش‌ها به افراد کمک کرد تا بتوانند توان بدن خود در برابر بیماری‌ها را افزایش داده و قابلیت‌های ادراکی‌شان را بالا ببرند. منبع DWDE
سالخورده ترین زن جهان تولدش را جشن گرفت اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید! آخر دنیا هم جای قشنگی است چطور خودمان لحظات بزرگ زندگی را خلق کنیم؟ تهدیدگر رابطه

آداب و رسوم

تصویرهایی از «کریسمس»

باز هم سالی از سال‌های روان تقویم، شتابزده و پرتب‌وتاب، دوان‌دوان 365روز از زندگی ما را پر کرد و با همه خوبی‌هاوبدی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود قدم در کهولت گذاشت و با برجاگذاشتن پیامدهای خوشایند و ناخوشایند، بی‌برگشت دارد از ما جدا می‌شود و سال جدید 2014، با امیدها، تردیدها، تصورات و تصویرهای گوناگون در افق زندگی‌مان پدیدار می‌شود... یک بار دیگر در روز بیست‌وچهارم دسامبر اکثریت پیروان پیام‌آور صلح، عیسی مسیح، تولد او را که کریسمس1 نامش نهاده‌اند، جشن می‌گیرند. ولی ارمنستان و ارمنیان، که اولین مسیحیان رسمی دنیا هستند و در سال 301 میلادی مسیحیت را به‌ عنوان دین رسمی مملکت و مردم خود انتخاب کرده‌اند، به پیروی از آداب و رسوم کهن خود روز ششم ژانویه را «کریسمس» خود می‌دانند. حقیقت امر این است که 1712سال پیش که مسیحیت فقط‌وفقط از طرف ارمنستان به‌طور رسمی پذیرفته شد تاریخ تولدی که احتمال صحت آن بیش از تواریخ دیگر از طرف جمعیت‌های مسیحی پراکنده در سراسر دنیا پذیرفته و به اجرا گذاشته شده بود، روز ششم ژانویه بود. از طرف دیگر از دیرباز، روز بیست‌وچهارم دسامبر مصادف بود با تولد رب‌النوع خورشید «میترا » و در مرکز امپراتوری روم، قیصرآوریلیوس، معبد بس باشکوهی بنا کرده و آن را به «میترا» اختصاص داده بود که هرساله گروه‌های بسیاری از مردم برای زیارت، جشن و سرور در این محل گردهم می‌آمدند (این بنا باید به احتمال قوی در جای کنونی واتیکان بوده باشد) و زمانی که سال‌ها بعد از ارمنستان، امپراتوری روم نیز رسما پذیرای مسیحیت شد تفهیم این مهم که اینک باید جشن تولد عیسی مسیح را محترم شمرد و جشن گرفت به پرستندگان «میترا» کار ساده‌ای نبود! ولی برای حل این معضل تاریخی کلیسای روم در سال 451 میلادی با استفاده از قدرت و نفوذ خود در نشست مشترکی با نمایندگان مسیحیان آن زمان، در شهر کالکدون، واقع در سواحل آسیایی تنگه بسفر، روز تولد عیسی مسیح را از ششم ژانویه به بیست‌وچهارم دسامبر انتقال داد. ولی نخستین کلیسای رسمی مسیحی دنیا، یعنی کلیسای حواریون2 ارمنی که کلیسایی کاملا مستقل بوده و به هیچ کلیسای دیگری وابسته نیست، به رسم دیرین خود وفادار مانده و همان ششم ژانویه را نگهداری کرد. کلیسای ارمنی مراسم خاص خود را روز ششم ژانویه حفظ کرده و چون عیسی مسیح در 30سالگی، درست در روز تولد خود تعمید داده شده است قسمتی ازمراسم کلیسایی این روز را به «جِر ارهنک» 3 «تبرک آب» که پس از «باداراک» holy mass اجرا می‌شود اختصاص داده است. این عید بزرگ را ارمنیان «جِر ارهنک» می‌نامند.  بگذارید پیشاپیش این عید سعید را به‌حضور هموطنان ایرانی ارمنی تبریک گفته و روز‌های پرسعادت و نیک فراموش‌نشدنی برایشان آرزو کنیم!  به‌هرحال اکنون که سال جدید میلادی 2014 پشت درهای میلیاردها انسان در انتظار ورود نشسته است و انسان‌ها همه‌وهمه با مشکلات خاص سرزمین و پیرامون خود در نبرد به‌سر می‌برند، اولین چیزی که می‌توان از این سال نو انتظار داشت آوردن صلح و آرامش است. زیرا که در زمان جنگ به زندگی انسان‌ها، زن و مرد، کوچک و بزرگ، هیچ بهایی داده نمی‌شود و ما هرروز خبر جنگ جدید و درگیری مسلحانه تازه‌ای از چهارگوشه دنیا دریافت می‌کنیم. هرروز گلوله‌های جدیدی آتش می‌شوند و هرروز بچه‌ها و اطفال بی‌گناهی به خاک و خون می‌غلتند.  پس بیایید با هم دعای خیری نثار تمام مردمانی کنیم که در چنگال‌های شیطان دیوصفتی به‌نام جنگ گرفتار آمده و خانه‌ها و شهرهایشان هرروز ویران و ویران‌تر و مردمانشان آرزوبه‌دل قربانی می‌شوند. ای 2014 سعی کن بهتر، پرصلح‌تر، پرآرامش‌تر و پذیرفته‌تر از گذشتگان خود باشی! تا زمانی که خواستی از ما خداحافظی کنی هیچ انسانی خانه‌به‌دوش و نگران فردای خود نباشد...  اگر قول می‌دهی،  پس خوش آمدی ‌ای سال نو... [1] Christ= عیسی مسیح Massبه ارمنی «باداراک»، مراسم مخصوص کلیسایی- Christmas و همچنین آیین عشاء ربانی یعنی خوردن نوشیدنی و نان طی مراسم خاص به‌یاد شام آخر عیسی که با حواریون خود صرف کرد. [2] کلیسای ارمنی کلیسای حواریون نامیده شده است چون از طرف حواریون عیسی مسیح به ارمنستان رسیده بود. [3] Joor=آب , Orhnek = تبرک‌دادن نویسنده: خاچیک خاچر، مترجم و پژوهشگر منبع: شرق

گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز

در باورهای کهن ایرانیان خداوند جهان را در شش مرحله آفریده است. نخست آسمان، سپس آب، زمین، گیاهان، جانوران و در پایان انسان. این جشن‌ها هنوز در بین زرتشتیان در شش گاه یا زمان برگزار می‌شوند که هریک یادآور یکی از شش آفرینش هستند جشن شکرگزاری در ماه مهر برابر با ماه اکتبر برگزار می‌شود. ایرانیان باستان برای سپاسگزاری از این شش آفرینش، شش بار در سال جشن می‌گرفتند و این جشن‌ها را "گاهانبار" یا "جشن شکرگزاری" می‌نامیدند. در جشن شکرگزاری، سفره‌ای می‌گسترا‌نند که "سفره شکرگزاری " نام دارد. در این سفره نمادهایی از شش آفرینش، چند عدد تخم مرغ، نان، چند نوع غذای سنتی مخصوص جشن کتاب مقدس و آینه گذاشته می‌شود. این جشن مانند دیگر جشن‌های شکرگزاری به مدت پنج روز ادامه دارد . چهار روز اول به منزله مقدمات و آماده کردن جشن است و مراسم اصلی در روز پنجم برگزار می‌شود. پس ار برگزاری مراسم شکرگذاری در محلی مخصوص شمع روشن می‌کنند. در جشن شکرگزاری همه می‌توانند در آماده کردن و تهیه مواد غذایی، درست کردن خوراک سنتی وگستردن سفره مشارکت کنند. معمولا در بین زرتشتیان، کسانی که به تازگی یکی از اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند، بخشی از مخارج یا تمام مخارج مراسم رابه عهده می‌گیرند. هسته مرکزی این جشن‌ها پیوندی است از داد و دهش، دیدار مردم از هر صنف و رده و میزان دارایی، آگاهی از حال یکدیگر، نیایش و سپاسگزاری همراه با شادمانی و سرور دسته‌جمعی. در روستاها در درسفره شکرگزاری خشکباری نیز می گذارند که مخلوطی از خرما، سنجد، کشمش، بادام، گردو، برگه هلو و انجیر خشک است که آن‌ها را در سینی بزرگ یا در چادر شب می‌ریزند و روی آن یک عدد سیب یا انار قرمز با چند شاخه گیاه می‌گذارند. این خشکبار یا آجیل در بین زرتشتیان "لرک" نامیده می‌شود. نیایش در جشن شکرگزاری.
هدیه مناسب برای روز ولنتاین آش دندونی چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ ما، ارامنه و کریسمس دوست داشتن را پاس بداریم

سفر و تفریح

ابیانه، تاریخ سرخ ایران

ابیانه یک روستای استثنایی است. دلیلش هم خیره‌شدن چشمان تمام آنهایی است که برای بازدید از آن می‌آیند. چشم‌ها شیفته می‌شود با دیدن بافت ساختمان خانه‌ها با رنگ اخرایی‌ و مردمی گشاده‌رو با لباس های محلی.

مرگ هامون

مرگ دریاچه هامون بار دیگر مهر تأییدی بر جدیت ماجرای مرگ و محو تدریجی دریاچه‌ها و تالاب‌های ایران زده است، تا جایی که مجلس شورای اسلامی هم دست به کار شده و کمیسیون‌هایی برای نجات دریاچه‌ها تشکیل داده است. خبرگزاری مهر به نقل از باقر حسینی، عضو مجمع نمایندگان سیستان و بلوچستان مجلس از تشکیل کمیسیون "احیای دریاچه هامون" خبر داده است. او می‌گوید: «در راستای تلاش مجلس برای احیای این دریاچه، کمیسیونی با عنوان احیای دریاچه هامون تشکیل شد.» حسینی اضافه کرد: «دریاچه هامون از جهات مختلف دارای اهمیت بوده و لذا تلاش برای احیای این دریاچه نتیجه مثبتی در تقویت توسعه استان خواهد داشت.» دریاچه هامون از ۳ دریاچه کوچک تشکیل شده‌ که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند. این دریاچه به رودخانه هیرمند وابسته است و این وابستگی باعث می‌شود تا هرگونه نوسانات در میزان آب هیرمند مشکلاتی برای کل سیستم به وجود آورد. دلایل خشکی هامون علاوه بر خشکسالی، بسته شدن آب ورودی از سوی رودخانه هیرمند در کشور افغانستان چنین سرنوشتی را برای این دریاچه رقم زده است. در سال ۱۳۵۱ دولت ایران و افغانستان تفاهم‌نامه‌ای بر اساس پیشنهاد کمیسیون دلتا، متشکل از کارشناسان محیط زیست کانادا، آمریکا و شیلی برای بررسی ورودی آب از هیرمند تنظیم کردند. بر پایه این تفاهم‌نامه، افغانستان موظف به آزادسازی ۲۶ متر مکعب آب در هر ثانیه از رودخانه هیرمند می‌شود و باید حقابه آن را نیز پرداخت کند. اما در سال‌های اخیر افغانستان به وظیفه خود عمل نکرده است. دکتر بهروز دهزاد، کارشناس محیط زیست در این رابطه به خبرآنلاین گفته است: «تا یکی دو دهه پیش افغانستان به این موضوع پای‌بند بود و سهم هامون را رها می‌کرد؛ اما با پیش آمدن بحث توسعه و جدی گرفتن کشاورزی در افغانستان، سطح زیر کشت در آنجا افزایش پیدا کرد و بدقولی کردند و عملیات رهاسازی آب را انجام ندادند.» به گفته او، همراه شدن این قضیه با خشکسالی و کاهش شدید بارندگی، تالاب ارزشمندی مانند هامون را خشک کرده است. انتقاد از رویکرد ایران دکتر دهزاد، استاد دانشگاه شهید بهشتی، ایران را نیز در خشک شدن هامون سهیم می‌داند. او خاطرنشان می‌سازد: «در این سال‌ها دیپلماسی ما ضعیف بوده به‌طوری که خود مقامات افغانستان هم به این مسئله اشاره دارند که به قول‌هایشان عمل نکرده‌اند و متأسفانه می‌بینیم به دلیل ارتباطات و پی‌گیری‌های کمی که از طرف مسئولان کشورمان انجام گرفته هامون به این حال و روز افتاده است.» دهزاد می‌افزاید: «تا زمانی که تفاهم و همکاری واقعی و دوجانبه‌ای در کار نباشد هزار توافقنامه و تفاهم‌نامه هم که امضا شود تأثیری ندارد و نمی‌توان به آن دلخوش کرد.» "هنوز هم می‌توان هامون را نجات داد" این کارشناس محیط زیست معتقد است که هنوز هم می‌توان هامون را نجات داد. بهروز دهزاد با اشاره به این که وضعیت هامون به وخامت وضعیت دریاچه ارومیه نیست، می‌گوید هنوز هم با ایجاد "تفاهم واقعی" میان ایران و افغانستان می‌توان مشکل هامون را حل کرد. اعزام کارشناسان برای پی گرفتن اقداماتی در مورد هیرمند که هم برای افغانستان مفید بوده و هم سهم‌ آب ایران را تأمین کند یکی از این راه‌ها است. خشک شدن هامون بر اکوسیستم تمامی مناطق اطراف تأثیر منفی می‌گذرد و با ایجاد توفان‌های نمکی و شنی بر محیط زیست اثر گذاشته و مهاجرت را افزایش خواهد داد. مهر می‌نویسد، با نابودی هامون ۱۵ هزار صياد بيكار شده و زنانی كه با بهره‌گيری از نی‌های درياچه به توليد صنايع دستی اشتغال داشتند منبع درآمد خود را از دست داده‌اند. به علاوه دامداران سيستانی با ۱۲۰هزار رأس گاوی كه تا پیش از این در ۷۰ هزار هكتار از اراضی درياچه چرا می‌كردند مهاجرت كردند و ۸۰۰ روستا تحت تاثير هجوم شن‌های روان درياچه قرار گرفته است. دریاچه هامون تا کمتر از دو دهه قبل سالانه پذيرای بيش از یک‌ ميليون پرنده مهاجر بود و هر ساله در آن هزار تن ماهی صید می‌شد. این دریاچه در در آیین زرتشی تقدس خاصی دارد و در شاهنامه فردوسی هم از آن یاد شده است.
غارنوردی از نوع بورنیک لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ روستای دیدنی " کپ" از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای