1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

 

شرکت های تجاری مبالغ زیادی را صرف طراحی لوگو می کنند. اما گاهی این لوگوها نه تنها در معرفی شرکت ها موفق نیستند، "بی ادب" هم از کار در می آیند. نشریه بیزنس اینسایدر، ده تا از این لوگو "ها را معرفی کرده است.

 

۱- آرم المپیک ۲۰۱۲ لندن

این لوگو که ۴۰۰ هزار پوند برای طراحی آن پرداخت شد، بسیار جنجال برانگیز بود. عده ای گفتند این شبیه رابطه کمدی جنسی در کارتون مشهور سیمپسون هاست. عده ای اما جدی تر بودند. ایران تهدید کرد که به دلیل شباهت این لوگو به کلمه "صهیون" بازی های المپیک را بایکوت می کند.

 

 

۲- کمیسیون جوانان کلیسای کاتولیک

این لوگو در سال ۱۹۷۳، لوگوی کمیسیون جوانان کلیسای کاتولیک بود.

 

۳- رستوران سوشی طلوع

قرار بود این لوگو مفهموم طلوع خورشید پشت یک چایخانه سنتی ژاپنی را القا کند. احتمالا طراحان بخوبی از عهده القای این مفهموم بر نیامده اند.

 

۴- شیره درخت افرا ایات ورمونت

این لوگوی تبلیغ شرکتی است که صادرات شیره افرای ایالت ورمونت را به عهده دارد. به نظر نمی رسد که با دیدن این لوگو دیگر کسی رغبتی برای ریختتن شیره افرا روی پن کیکش داشته باشد.

 

۵- لوگوی شرکت تولید رنگ شروین ویلیامز

احتمالا شرکت تولید رنگ شروین ویلیامز هرگز قصد نداشته دنیا را به رنگ خون در بیاورد. این لوگو در سال ۱۹۰۶ طراحی شده است.

 

۶-  لوگوی شرکت دارویی کوداوارا

شرکت داروسازی ژاپنی کوداوارا، زمانی از این لوگو برای معرفی شرکت استفاده می کرد. قصد طراح این بوده که حرف  را طراحی کند اما انگار زیاد موفق نبوده است.

 

۷- کافه قنادی ماما

لوگوی کافه قنادی ماما در یونان، یکی از مثال های خوب از یک طراحی لوگوی شکست خورده است.

 

۸- شرکت A- style

شرکت تولید پوشاک ای استایل زمانی که این طرح را برگزید گمان نمی کرد که بتواند درآمد زیادی از این طرح جنجالی بر روی تی شرت هایش بدست بیاورد.

 

 

۹- کلاس رقص جاز کودکان

این یکی کمی سخت است. باید روی تصویر دقت کنید تا متوجه شوید طراح لوگو چه دسته گلی به آب داده است.

 

۱۰- مرکز پزشکی کودکان آرلینگتون

چه کسی این طرح را تصویب کرده است؟ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟

ایجاد امنیت در نوزاد : روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند .  اگرکودک  در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند ، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون ، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند ؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آنست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدرو روابط جنسی و قمارو دست یابی به قدرت بی حد وحصر  که می تواند به شکل کاذب ، او را از" درد ناامنی" خلاص گرداند 2- باورهای افراطی به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. ایجاد امنیت در کودک نوپا : علاوه بر چهار اصل زیر بنایی که ذکر شد  چون کودکان در این سن اضطراب و نگرانی را حس میکنند و تا حدی صحنه های تلوزیونی را درک می کنند . کودک چیزهایی  می شنوند یا می بینند که می تواند آنها را بترساند از این روست که باید مشاهده صحنه ها و تصاویر هول انگیز تلویزیون را کنترل کنیم همچنین از مشکلات مالی و اجتماعی خانواده کمتر سخن به میان آوریم زیرا کودک نمی تواند آنها را در خود حل و فصل کند و حس نا امنی در او افزایش می یابد . ایجاد امنیت در کودکان پیش دبستانی : دراین کودکان  ساختار زبانی در آنها شکل گرفته ولی هنوز کامل نشده همچنین تفکر منطقی در آنها شکل نگرفته است در این مرحله سنی کودکان با بازی کردن می توان خواسته ها ، احساسات و نگرانی های خود را بروز دهند . معلم بازی ، خاله بازی و... می تواند به آنها در ایجاد حس امنیت کمک کند . در این سنین می توان بر روی حرکات آنها کلام گذاشت مثلا کودکی که شیئی را به زمین می اندازد مادرش می تواند به او بگوید " هی چه کار وحشتناکی " بعد به او کمک کند چطور می توان به کمک یکدیگر کارها را بهتر انجام داد. به یاد داشته باشید کودکان در این ایام قدرت درکشان بیشتر از قدرت کلامشان است . کودک زیر سه سال  با لگو های خود قطعاتی را که ساخته تخریب می کند و والدین با همدلی و گفتن اینکه "  خراب شدن این برج یه خورده وحشتناکه " و آنها را در ساختن دوباره آن کمک کنند . در بازی های خشنی که کودکان انجام می دهند مثل زد و خورد ماشینها ، به آنها کمک کنید که پلیس یا آمبولانسی را در بازی خود وارد کرده ، پلیس به این ماشینها نظم دهد و آمبولانس به زخمی ها کمک نماید . این نوع بازی ها باعث می شود کودک امنیت بیشتری را احساس کند . ایجاد امنیت در کودکان دبستانی : کودکان دبستانی آرام آرام به تفکر منطقی دست پیدا خواهند کرد . مشاهده بعضی از فیلمها آنها را خواهد ترساند زیرا ممکن است آن موضوع را به خود و اعضای خانواده نسبت دهند واین باعث می شود  نگرانی آنها افزایش یابد . در این کودکان نیزبرای ایجاد امنیت نه تنها باید آن چهار اصل اساسی را مد نظر داشت بلکه باید در دیدن فیلمها برای آنها محدودیت قائل شد . کودکان دبستانی از آنچه پیرامونشان می گذرد آگاهند اما هنوز نحوه تفکرشان "همه یا هیچ" است آنها در عقیده خود ثابت هستند ، ترسهای گوناگونی دارند و به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که اتفاقی برای عزیزانشان نخواهد افتاد . آنها دائما فرضیاتی در ذهن خود می سازند که اغلب هم نادرست است . در سنین پایان دبستان است  اگر والدین به خوبی عمل کرده باشند کودک می تواند به نسبی بودن امور و علل چند گانه وقایع پی ببرد. این کودکان از مواجهه با موضوع وحشتناک نمی توانند پی ببیند که این مسئله خیلی وحشتناک است یا تا حدی وحشتناک است یا کمی وحشتناک است در نتیجه هر ترسی برای آنها چون کوه جلوه می کند . باید به آنها کمک کرد تا "نسبی بودن امور" و احتمالات و اینکه در رخ دادن یک اتفاق "چندین عامل" با هم مرتبط هستند را بیاموزند . باید والدین با صبر و حوصله به آنها بیاموزند تا کم کم دلایل موجه را درک کنند و بدانند که برای روی دادن یک واقعه علل زیادی باید وجود داشته باشد . مثلا مشکلی که برای بقیه ( زلزله) پیش آمده حتما برای ما اتفاق نخواهد افتاد و اگر اتفاق بیفتد کسانی یا سازمانهایی هستند که به ما کمک خواهند کرد . به یاد داشته باشید که در نوجوانان علاوه بر چهار عامل ایمنی مذکور باید آنها را نسبت به آینده نیز امید وار کنیم
تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است پرورش کودک دوزبانه ، آری یا خیر ؟ برای کودکان تان لالایی بخوانید بیخوابی کودکان، کابوس والدین دلهره جدایی از خانه

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

رفتار شناسی گربه ها

چرا گربه ها خر خر می کنند؟ بچه ها گربه های برای مادرشان خر خر می کنند تا بگویند همچی آرام و خوب هست. گربه های بالغ خرخر می کنند وقتی احساس خوشحالی و امنیت می کنند. گربه ها برای مدت طولانی بدون وقفه می توانند خرخر کنند. چرا گربه ها میو می کنند؟ گربه ها چهار نوع میو متفاوت دارند. اگر با دقت گوش دهید می توانید تفاوت میو ها را احساس کنید: ·         من گشنه هستم! ·         من می خواهم بیرون بروم! ·         کمک! ·         به من توجه کن! چرا گربه ها خودشان را می لیسند؟ ·         لیس زدن موی گربه را تمیز و لخت نگاه می دارد. ·         لیس زدن گربه را در هوار گرم خنک می کند. ·         لیس زدن موی گربه را در برابر آب مقاوم نگاه می داردو مانع خیس شدن موی او می شود. ·         لیس زدن موی گربه را پف می دهد تا در هوای سرد بدنش گرم بماند. ·         اگر بدن گربه زخم شود با لیس زدن زخم را تمیز می کند چرا زبان گربه ها زبر است؟ گربه ها باز بان زبری که دارند موهایشان را شانه می زنند.  چرا گربه ها ناگهانی پشتشان خم و موهایشان پف می کند؟ در این مواقع گربه ها یا عصبانی هستند یا ترسیده اند. وقتی گربه ها کمرشان را به بالا می کشند و پف می کنند خودشان را بزرگتر و خشمگین نشان می دهند. وقتی گربه ها فیس و غرش می کنند باید از آنها دوری کنید. چرا گربه ها از نوازش پشت گوششان لذت می برند؟ پشت گوش مکانی حساس برای گربه هاست که خودشان نمی توانند آن را بلیسند.  پس از نوازش شما لذت می برند چرا گربه ها بعضی چیزها را می اندازند؟ به دو دلیل گربه ها وسایل خانه تان را می اندازند و میشکنند . اول: جلب توجه می خواهند. دوم: خوش می گذرانند. این کار اصلا اتفاقی نیست بلکه می خواهد شما را به بازی دعوت کند. چرا گربه ها خودشان را پاهایتان می مالند؟ گربه ها دوست دارند شما بوی آنها را بگبربد. هر چه بیشتر بوی گربه بدهید دوست داشتنی تر خواهید بود. همچنین با این کار به سایر گربه ها می فهمانند شما دوست صمیمیش هستید. چرا گربه ها تلویزیون نگاه می کنند؟ گربه ها تلویزیون نگاه نمی کنند بلکه آنها از هرچی که حرکت می کند لذت می برند.  

اشتهای عجیب یک دختر سه ساله

ناتالیا هی هورست دختر بچه 3 ساله انگلیسی به عارضه ای دچار است که شاید در برخورد اول چندان کشنده بنظر نرسد.
عشق نوجوانی و پاپ جدید کلیسای کاتولیک ده لوگوی بسیار نامناسب در دنیا قبیله بانوان گردن بلند ٢٥٠ میلیارد اسپرم برای هر مرد جنس برتر! ما اینگونه فکر نمی کنیم

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید کیک ها را من نقاشی می کنم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

حقایقی درمورد مردانی که زود بمقصد می رسند

به نظر می رسد همه حیوانات مذکر دنیای وحش از یک رفتار مشابه تبعیت می کنند. همه آنها در حین سکس، بسیار سریع کارشان را می کنند. در طبیعت خطر شکار شدن و مورد حمله مذکرهای دیگر قرار گرفتن به آنها اجازه نمی دهد که وقت تلف کنند. در ضمن سرعت بیشتر برای انتقال اسپرم مصادف با انتقال ژن و موفقیت بیشتر در تنازع بقا است. مردان نیز تابعی از همین قانون طبیعی را به اجرا می گذارند وقتی دچار زودانزالی هستند. به عبارتی دیگر، زیست شناسی تکاملی بدن مردان را طوری برنامه ریزی کرده است که تخلیه جنسی سریع تر و تعداد دفعات سکس شان بیشتر داشته باشند تا کپی بیشتری از خود در طبیعت به جای بگذارند. ولی فرق زیادی بین واقعیت طبیعی و حقیقت زندگی اجتماعی انسان وجود دارد. Mayo Clinic یکی از معتبرترین کلینیک های پزشکی جهان در سایت رسمی اش می نویسد انزال زودرس «طلسمی» است که یک سوم مردان را در چنگ خود دارد. مردانی که تشویش، نگرانی و افسردگی زندگی زناشوی شان را مختل کرده است. بشر تنها موجودی است که یاد گرفته است ضرورتی برای سریع بودن در اتاق خواب امن و مطبوع وجود ندارد. مردان دیگر نیازی به این وسیله طبیعی و تکاملی برای هیجان و شوق سریع برای عمل جنسی ندارند. چون معمولا خطری مردان را تهدید نمی کند. این روزها، اتاق خواب ها برای طولانی تر و زیباتر و عاطفی تر شدن رابطه ها برپا می شوند. به قول دکتر Brian Steixner رئیس انستیتیوی سلامت مردان: « اگر بشر اولیه توانای انزال سریع نمی داشت بقای نسل بشر ممکن نبود ولی چطور بتوانیم این ماجرای تکاملی را به این مردان نگران توضیح دهیم؟ » وقتی که می داند، زودانزالی بزرگترین و شایع ترین مشکل مردان است. مشکلی که در بسیاری از موارد، سرنوشت تلخی برای بیماران فراهم می کند بویژه اینکه داروی مشخص و صد درصدی برای آن وجود ندارد. دکتر Claudia Ressel-Hodan متخصص رفتاردرمانی برای مردان و زوج ها که در فلوریدا مطب دارد معتقد است: « مردان باید ریشه نگرانی شان در حین رابطه جنسی را پیدا کنند. مردانی که از مشکل زودانزالی در رنج هستند باید قبل از هر چیز بتوانند به این درک برسند که چه توقع و تصوری از عمل جنسی وارد ضمیر روحی و هویت شان شده است؟» او می افزاید: « خیلی از مردان و زوج ها به مطب من می آیند و همه فکر و ذکرشان و تعریف شان از سکس دخول است. آنها به تنها چیزی که فکر نمی کنند لذتی است که از همبستری می توانند برای عزیزشان تدارک ببینند» وقتی که کل ماجرای همخوابگی محدود نشود به کارهای که آلت مرد قرار است انجام دهد به خودی خود بار سنگینی از تشویش و تعهد از روی دوش مرد برداشته می شود و از نگرانی اصلی می کاهد. این یک درک و روش اساسی برای بهبود زودانزالی است چون نگرانی، تشویش و ترس باعث و بانی زودانزالی در مردان است.   The Surprising Truth about Premature Ejaculation BY JOHN SCOTT LEWINSK

اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید!

تفاوت پسران از مردان متشخص در همان برخورد اول میتوان تشخیص داد. طرز رفتار و برخورد آنان با خانمها شخصیت آنان را برای شما بر ملا می نماید. اگر میخواهید بدانید همراه شما یک جنتلمن واقعی است یا خیر این نکات را در رفتارو کردار وی بدقت دنبال نمایید تا خود او بشما از سطح منش و اخلاقش بگوید. 1-      هنگام پیاده روی او از سمت نزدیکتر به خیابان قدم بر می دارد. 2-      یک جنتلمن واقعی در را برای خانم باز می نماید. 3-      او صندلی را یرای شما نگه می دارد. 4-      یک مرد اصیل هیچوقت دستپخت شما را مسخره نمی نماید. 5-      همیشه بعد از نشستن شما می نشیند. 6-      در درآوردن یا پوشیدن کت و مانتو بشما کمک می نماید. 7-      کیف شما را برایتان نگه می دارد. 8-      هنگام باران پتر شما را نگه میدارد. 9-      رازهای مشترکتان را هیچگاه برملا نمی نماید. 10-   یک مرد واقعی شنونده خوبی است. 11-  از شما تعریف می نماید. 12-  همیشه سر ساعت می آید. 13-  در هنگامی که هوا کمی سرد میشود بدون درخواست شما کت خود را بشما می دهد. 14-  هنگام قدم زدن اط شما تندتر قدم بر نمی دارد. 15-  او همیشه شما را تا مقصدتان همراهی می نماید. 
چگونه شاد زیستن را بیاموزیم! چهارگانه ارتقاء زندگی رنگهای سال 2013 را میشناسید؟ فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم

آداب و رسوم

آداب عید قربان

عید قربان برای حاجیان با ذبح گوسفند آغاز می شود. ماجرای گوسفند و عید قربان داستانی دارد كه همه مسلمانان و بسیاری از اهالی كتاب قصه آن را می دانند.

رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز

ایرانی ها در ماه رمضان که نهمین ماه سال قمری است روزه می گیرند و این کار را با دقت تمام انجام می دهند و تقریباً یک ساعت قبل از اذان صبح غذایی که آن را ( سحری ) می نامند صرف می کنند و پس از آن تا غروب روز بعد هیچ آب آشامیدنی و یا غذایی نمی خورند. سحری که مردم شیراز تهیه می کنند اغلب انواع پلوها و خورشت ها می باشند که بعد از خوردن آن به نماز و نیایش می پردازند. روزها ختم قرآن در مساجد برپا می کنند و بعد از ختم قرآن به نماز جماعت می پردازند. برای افطار در شیراز مردم از غذاهای خاصی که فقط مخصوص این ماه است استفاده می کنند که ترحلوا و زولبیا و بامیه و رنگینک جزء آنها می باشد و بعد از افطار به دیدن یکدیگر می روند و این دید و بازدیـد را ( ماه رمضانی ) می گویند. شیرازی ها شب های قدر را بسیار محترم می شمارند و دراین شب ها به مساجد و حسینیه ها می روند تا صبح بیدار می مانند ودعا می خوانند. شیرازی ها آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون KLOUK-ANDAZUN می گویند در این روز رسم است که اگر ماه رمضان در  افتاده باشد مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر مثل باغ های سرسبز قصردشت و مکان های دیدنی شیراز می روند و آن روز را به خوبی و خوشی به شام می رسانند چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در این ماه تنها باید به عبادت پرداخت و بس. بعضی به پیشواز ماه مبارک رمضان رفته از مدتی قبل از ماه مبارک رمضان در روز هایی که بشود روزه رفت روزه می گیرند. در ایام ماه مبارک رمضان بعضی نذر دارند و افطاری می دهند و بطور کلی مهمانی ها در این ماه بصورت افطاری برگزار می شود. چه بسا اتفاق می افتد که تا هنگام سحر دور هم نشسته به صحبت از این طرف و آن طرف می پردازند که بدان شبچره می گویند . شبچره تنقلاتی است که در این شب ها مصرف می کنند مثل رنگینک, زلیبی «زولبیا» و بامیه . خانواده هایی که دختری را به شوهر داده باشند در اولین ماه مبارک رمضان بعد از عروسی پدر و ماد دختر موظف هستند که یک افطاری کامل تهیه دیده همراه با گلی (در شیراز هر نوع کادو عروسی را گلGOL می گویند) مثل گوشواره، انگشتری، سینه ریز، النگو و غیره و به خانه داماد بفرستند. به این افطاری در شیراز روز والون (RUZ – VALUN ) می گویند . جمعه الوداعی : شیرازی ها به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی می گویند. در این زمینه از کتاب رمضان در فرهنگ مردم گردآوری و تالیف سید احمد کیلیان مطلبی برگزیده شده که می خوانید : « شیرازی ها به آخرین جمعه ماه رمضان « جمعه الوداعی » می گویند . روز جمعه الوداعیALVEDOY)) مسجد جمعه شیراز بسیار شلوغ و جنجال می شود به طوری که داخل تمام شبستان ها، ایوان ها، صحن مسجد حتی دالان ها سجاده پهن است و زنان شهر هرکدام به نیت خاصی ازپیش از ظهر و اوایل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم می آورند یک دسته برای درست کردن چل بسم الله، جماعتی برای گرفتن دعای کیسه از دست آقا « پیشنماز و امام جماعت مسجد» یک عده برای نوشتن دعای سیاه سرفه روی پوست کدو، یک گروه از دختر های دم بخت به نیت گشایش بخت، جمعی از زنهای نروک و بی فرزند به قصد بچه دار شدن، عده ای از زنان بچه دار به نیت گرفتن فرزندشان از شیر و خلاصه هرکسی به امید و نیتی به مسجد جامع می رود. در مسجد جامع شیراز منبری بلند و بسیار قدیمی با پله های متعدد وجود دارد که به منبر امام حسن ( ع) معروف است. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی عده زیادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین می روند و معتقدند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت می روند. زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی NANNI « ننو» کوچک درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه ننی را می جنبانند و نیت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است . اما زنانی که باردار هستند مخصوصاً آنهایی که شکم اولشان است مقداری پارچه و ریسمان و قیچی و سوزن و انگشتانه ای با خود به مسجد می آورند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را می برند و رختکی می دوزند چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخیه به آن می زنند و رختک را در خانه می دوزند و این رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه می دارند و به عنوان اولین لباس به تن نوزاد می پوشانند و عقیده دارند با پوشیدن این رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافیت می پوشد و ناخوش و بیمار نمی شود. مادرانی هم که می خواهند بچه از شیر بگیرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند عدد انار شیرین به مسجد می آورند اگر خود سواد داشته باشند سوره مبارکه یاسین می خوانند و به انارها می دمند و اگر سواد نداشته باشند از شخصی با سواد خواهش می کنند تا سوره یاسین را خوانده و به انارها بدمد. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شیر بگیرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل می دهند معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گیرد. مسجد فتح و جمعه آخر ماه مبارک رمضان : بسیاری از زنان شیرازی بعد ازمراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله یهودیان بنا شده است می روند بیشترجمعیت را دختران دم بخت و زنان حاجتمند تشکیل می دهند و این مسجد در بعد ازظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعیت می شود هرکس برای برآورده شدن حاجتش شمعی روشن می کند به طوری که شبستان مسجد از دود شمع دیده نمی شود. عده ای از زنان هم درصحن مسجد مشغول پختن حلوا می شدند و بچه ها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم می آوردند در حیاط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چیند و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز « تهیه » می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهیه کرده اند می فرستند مردم با انجام این عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده می شود . از ابتدای مراسم مسجد فتح یهودیان هم بیرون از مسجد صف می کشند و آمد و رفت زنان مسلمان را تماشا می کنند. روز آخر ماه رمضان که رسید مردم به پشت بام خانه یا خارج از شهر می روند تا ماه شوال را رؤیت کنند و اگر رؤیت شود فردای آن روز عید فطر می باشد. صبح عید فطر همه مردم شیراز به مساجد می روند و نماز مخصوص این روز را می خوانند و افراد خیر صبحانه که شامل ( نان، پنیر و سبزی ) است در بین مردم تقسیم می کنند و دراین روز نیز باید فطریه خود را بپردازند. فطریه یک نوع صدقه می باشد که مردم به تعداد افراد خانواده، قبل از غروب باید کنار بگذارند و در واقع از مال خود جدا کنند و صبح عید به فقرا بدهند. اگر چنانچه آخر ماه رمضان فرد یا افرادی در منزل کسی باشند باید فطریه آنها را نیز پرداخت کند. در این روز مردم شیراز به جشن و سرور می پردازند و خدای بزرگ را شکر می گویند. خوراکی های ویژه ماه رمضان در شیراز : ۱- رنگینک ۲- ترحلوا ۳- کوفته هلو ۴- کشمش پلو ۵- قنبر پلو به طور کلی خوراک هایی در این ماه بیشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند از شیرینی ها در این ماه زلیبی و بامیه است که بین مردم رواج کامل دارد. نان شیرین فروش ها هم در این ماه بازار گرمی دارند نوعی نان شیرین تهیه می کنند به نام نان چاهی که هنگام افطار قبل از این که خوراک را بخورند این نان را با چای میل می کنند. کسی که از روزه در می آید ابتدا یک استکان عرق گاوزبان می خورد. مردم شیراز می گویند روزه سرد است عرق گاوزبان گرم را می خورند که سردی آن را از بین ببرد.
جشن آبانگان کعبه زرتشت دقیقترین گاهشمار تاریخ نوروز مبارک اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی دوست داشتن را پاس بداریم

سفر و تفریح

سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی

وقتی اسم غار می آید بیشتر حواس ها جمع غار علیصدر می شود . اما در گوشه دیگری از این سرزمین غار دیگری هست كه تقریبا مختصات علیصدر را دارد به اضافه این كه از یك سو با قایق وارد می شوی و در میانه آن باید پیاده شوی و از در دیگر غار از شكاف سنگ ها پیاده خارج شوی.

ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس

گاهی لازم نیست برای دیدن جاهایی كه تا به حال ندیدیم بار سفر چند روزه ببندید . می شود با یك سفر 24 ساعته از جایی دیدن كرد كه در جهان بسیار كم نظیر است. ابیانه، ماسوله، کندوان و میمند چهار روستای تاریخی و استثنایی ایران هستند که به دلیل معماری جالب توجه، مناظر زیبا و قدمت تاریخی از همه جای ایران و جهان گردشگر دارد. در فاصله 50 کیلومتری جاده کاشان- نطنز در نزدیکی پل هنجن جاده ای فرعی به سمت غرب جدا شده و پس از گذشتن از چهار روستای یارند - کمجان - برز و طره به دره ابیانه وارد می‌شود ابیانه در دامنه کوه کرکس واقع شده است. این ناحیه از یک ردیف چینه که سن آنها از پرکامبرین زیرین تا دوران چهارم است تشکیل یافته است که همراه با تشکیلات آتشفشانی است.خاک این منطقه دارای آهن بوده و رنگ سرخ آن ناشی از همین مسئله است .مزیت این خاک مقاومت در مقابل نفوذ باران است. شاید همین سرخی طبیعی که از عجایب طبیعت این منطقه است اصلی‌ترین عامل جذابیت ابیانه باشد. راه اصلی ارتباطی درسمت شرقی روستا و در امتداد روستاهای پنج‌گانه به سمت شرق کشیده شده است . از سمت غرب نیز راه ماشین رو خاكی ، ابیانه را در امتداد جاده مزرعه تجره ، مراوند به مزارع اطراف و منطقه جوشقان قالی ، میمه و اصفهان مربوط می‌كند كه این راه قبلاً راه اصلی و ارتباطی معاملاتی بوده است اما در حال حاضر بیشتر به خاطر وجود شیلات مورد توجه است. از آنجا که در دامنه‌های شیب‌دار ابیانه فضای کافی برای ساختن خانه‌های مورد نیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده است که هر خانواده انبار غار مانندی در تپه‌های یک کیلومتری روستا، در کنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد كند. این غارها که در دل تپه‌ها حفر شده‌اند و از بیرون تنها درهای کوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دام‌ها و نیز آذوقه زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار می‌گیرد. روستای تاریخی ابیانه به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد معماری و بافت ارزشمند و کهن آن در تاریخ 30/5/1354 در فهرست آثار ملی کشور با شمارة 1089 به ثبت رسیده است. یكی از جاذبه های ابیانه این است كه مردم روستا هنوز لباس محلی می پوشند.لباس محلی شامل این پوشش می شود: مردان شلوار گشاد و درازی از پارچه سیاه و زن ها از پیراهن بلندی از پارچه‏ های گلدار و رنگارنگ استفاده می كنند.علاوه بر این، زن های ابیانه معمولاً چارقدهای سفید رنگی بر سر دارند. ابیانه علاوه بر طبیعت بسیار زیبا آثار باستانی نیز دارد. قدیمی ‏ترین اثر تاریخی این روستا آتشكده‏ای است كه مانند دیگر بناهای ده در سراشیبی قرار گرفته است. آتشكده ابیانه را نمونه ‏ای از معابد زردشتی دانسته‏اند كه در جوامع كوهستانی ساخته می‏شد. مهم‏ترین بنا و اثر تاریخی این روستا یك باب مسجد جامع و قدیمی ترین اثر تاریخی این مسجد نیز منبر چوبی منبت‏كاری آن است كه در سال 466 ه.ق ساخته شده است. مسجد قدیمی دیگر ابیانه مسجد برزله است كه دارای فضای دلبازی است و روی لنگه در شرقی آن سال 701 ه.ق نوشته شده كه مربوط به دوره ی ایلخانان است. مسجد تاریخی دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است كه كنار صخره‏ای در كوهستان بنا شده و بر در ورودی شبستان آن تاریخ 952 ه.ق مشاهده می‏شود. روستای ابیانه دارای دو زیارتگاه است. یكی مرقد شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی در جنوب روستا كه به گفته اهالی، فرزندان امام موسی كاظم بوده‏اند و زیارتگاه دیگر ابیانه قدمگاه نامیده می‏شود. از جمله جاها و اماكن دیدنی دیگر ابیانه می‏تواند از خانه غلام نادرشاه و خانه نایب حسین كاشی نام ببرد. تا پیش از این انچه ابیانه را منحصر به فرد می كرد این بود كه این روستا با توجه به ویژگی های زمین شناسی ،مسكونی بود اما این روزها تنها ساكنان ابیانه پیرمردو پیرزنانی هستند كه آخرین بازماندگان روستای تاریخی هستند.
سنندج، شهر هزار تپه غارنوردی از نوع بورنیک باقیمانده یوز ایرانی چند توصیه برای رفتینگ پینت بال را امتحان كنید