1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

 

شرکت های تجاری مبالغ زیادی را صرف طراحی لوگو می کنند. اما گاهی این لوگوها نه تنها در معرفی شرکت ها موفق نیستند، "بی ادب" هم از کار در می آیند. نشریه بیزنس اینسایدر، ده تا از این لوگو "ها را معرفی کرده است.

 

۱- آرم المپیک ۲۰۱۲ لندن

این لوگو که ۴۰۰ هزار پوند برای طراحی آن پرداخت شد، بسیار جنجال برانگیز بود. عده ای گفتند این شبیه رابطه کمدی جنسی در کارتون مشهور سیمپسون هاست. عده ای اما جدی تر بودند. ایران تهدید کرد که به دلیل شباهت این لوگو به کلمه "صهیون" بازی های المپیک را بایکوت می کند.

 

 

۲- کمیسیون جوانان کلیسای کاتولیک

این لوگو در سال ۱۹۷۳، لوگوی کمیسیون جوانان کلیسای کاتولیک بود.

 

۳- رستوران سوشی طلوع

قرار بود این لوگو مفهموم طلوع خورشید پشت یک چایخانه سنتی ژاپنی را القا کند. احتمالا طراحان بخوبی از عهده القای این مفهموم بر نیامده اند.

 

۴- شیره درخت افرا ایات ورمونت

این لوگوی تبلیغ شرکتی است که صادرات شیره افرای ایالت ورمونت را به عهده دارد. به نظر نمی رسد که با دیدن این لوگو دیگر کسی رغبتی برای ریختتن شیره افرا روی پن کیکش داشته باشد.

 

۵- لوگوی شرکت تولید رنگ شروین ویلیامز

احتمالا شرکت تولید رنگ شروین ویلیامز هرگز قصد نداشته دنیا را به رنگ خون در بیاورد. این لوگو در سال ۱۹۰۶ طراحی شده است.

 

۶-  لوگوی شرکت دارویی کوداوارا

شرکت داروسازی ژاپنی کوداوارا، زمانی از این لوگو برای معرفی شرکت استفاده می کرد. قصد طراح این بوده که حرف  را طراحی کند اما انگار زیاد موفق نبوده است.

 

۷- کافه قنادی ماما

لوگوی کافه قنادی ماما در یونان، یکی از مثال های خوب از یک طراحی لوگوی شکست خورده است.

 

۸- شرکت A- style

شرکت تولید پوشاک ای استایل زمانی که این طرح را برگزید گمان نمی کرد که بتواند درآمد زیادی از این طرح جنجالی بر روی تی شرت هایش بدست بیاورد.

 

 

۹- کلاس رقص جاز کودکان

این یکی کمی سخت است. باید روی تصویر دقت کنید تا متوجه شوید طراح لوگو چه دسته گلی به آب داده است.

 

۱۰- مرکز پزشکی کودکان آرلینگتون

چه کسی این طرح را تصویب کرده است؟ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

مسمومیت گوش!

گوش کودکانتان را مسموم نکنید! آنها حتی پیش از تولد یعنی در دوران جنینی نیز قادر به تشخیص آواهای دلنشین و موزون هستند و تا آن هنگام که نفس می کشند متاثر از موسیقی خواهند بود که گوششان از بدو تولد به شنیدنش عادت پیدا کرده است. پس پیشنهاد می کنیم اگر می خواهید فرزند دلبندتان روحیه ای سالم و روانی آرام داشته باشد در انتخاب موزیک هایتان وسواس بیشتری خرج کنید و او را به شنیدن آهنگ های بد و ضعیف عادت ندهید. آیا فرزند شما در مدرسه درس موسیقی دارد؟ اگر پاسخ شما منفی است بهتر است در صورت امکان او را به هر صورت ممکن در کلاس موسیقی شرکت دهید. نتایج تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه لانگ آیلند حاکی از آن است که کودکانی که پیوسته به موسیقی گوش می دهند و همچنین خود مشغول یادگیری آن هستند به مراتب بهتر از دیگر کودکان در مدرسه پیشرفت می کنند و ذهنشان فراگیری بیشتری برای دروس تازه و ناآشنا داراست. طی روند تحقیقات این دانشگاه مشخص شد دختران و پسران 8 ساله ای که هفته ای دو بار کلاس پیانو می رفتند فراگیری بسیار بهتری نسبت به آنها که درس موسیقی نمی گرفتند در دیکته و آموزش لغات جدید داشتند. یادگیری نت خوانی و موسیقی ناخودآگاه قدرت تجزیه و تحلیل ذهن را بالا می برد و به حافظه در به خاطر سپاری لغات و گروه واژگان کمک شایان توجهی می کند. یکی دیگر از نکات جالب توجه در روند یادگیری موسیقی در کودکان این است که آنها اغلب کلاس های گروهی را به کلاس های خصوصی ترجیح می دهند. براساس گزارش های دکتر جوزیف پرو، سرگروه تیم تحقیقاتی دانشگاه آیلند، کودکان تنها به دلیل قرارگیری در فضای رقابتی نیست که در کلاس های گروهی بیشتر پیشرفت می کنند. آنها در کلاس های چندنفره متوجه خلاقیت های دوستان خود می شوند و ناخودآگاه از تجربیاتشان بهره می برند در نتیجه سریعتر به شرایط مطلوب دست پیدا می کنند. پس به خاطر داشته باشید همانقدر که نگران خوراک جسم و مسمومیت های گوارشی فرزاندانمان هستیم می بایست دلواپس خوراک روح و مسمومیت های شنیداری کودک عزیزمان نیز باشیم!

بهترین زمان تربیت کودکان

:یک روانشناس گفت: برای تربیت و ساخت آینده یک جوان باید در دوران طلایی سن تربیت اقدامات موثر را انجام داد. رضا ناظری روانشناس در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان؛ درخصوص سن تربیت کودک و لزوم توجه والدین به این امر مهم اظهار داشت: بسیاری از افراد ندانسته کارهایی انجام می دهند که باید بدانیم بهترین سن برای پرورش کودک ما از یک تا هفت سالگی است که مربیان و والدین در این سن می‌توانند هر نوع تاثیر تربیتی را بر روی کودک بگذارند. وی با بیان اینکه والدین با یک تشکر یا تشویق کلامی کودک در این سنین می‌توانند مسیر زندگی وی را تغییر دهند، تاکید کرد: زمانی که سن کودک از 7 سالگی گذشت تاثیر کمتری از محیط اطراف دریافت می کند، در واقع از 7 تا 12 سالگی برای تغییر هر رفتار کودک به 3 ماه زمان نیاز داریم. این روانشناس ادامه داد: وقتی کودک از مرز 12 سالگی عبور کرد آن وقت برای هر تغییر رفتار به حداقل 3 سال زمان نیاز خواهیم داشت که نشان از اهمیت سن در تاثیرپذیری کودک دارد. وی با بیان اینکه یکی از کارهای مفیدی که والدین می توانند با کودک خود انجام دهند، بازی است، تاکید کرد: پدر و مادر باید برای کودک خود وقت صرف کنند و با توجه به اینکه تنها قانون بازی شادی است، والدین باید طوری رفتار کنند تا کودک در زمان بازی احساس امنیت و نشاط کند.ناظری تصریح کرد: البته والدین باید به کودک آموزش دهند که بازی زمان مناسب خود را دارد که در این زمان نباید به شخصی آسیب زد یا وسیله ای را خراب کرد. وی تاکید کرد: اینکه یک پدر به کودک خود بگوید به من ضربه بزن و این عمل را نوعی بازی به حساب آورد کاری اشتباه است، کودک این عمل را آموخته و در مدرسه همین رفتار را در بین همسالان اعمال می کند.این روانشناس افزود: تربیت فقط با حرف انجام نمی شود بلکه فقط با مشاهده و تقلید انجام می گردد، کودک به تمام رفتارهای والدین توجه می کند، زمانی که به کودک می گوییم دروغ نگو و مرتب خودمان دروغ می گوییم کودکمان دروغگوی ماهری خواهد شد.  
8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها چگونه کودکان را قانونمند کنیم؟ آیا می‌توان در زمان بارداری دوباره حامله شد؟ هفت درصد نوزادان ایمیل دارند! مهارت صحبت کردن با کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

بی بی حكمینه ، سلطان زنان افغان

هر تصویری كه ما از زن افغان داریم زنی مظلوم و بی چهره است. زنان افغانی قربانیان اصلی جنگ افروزی های سیاسی و آداب و رسوم های فرقه ای و كهن سرزمینی است كه در میان دیگر كشورها اگر بخواهند مثالی از بدبختی و عقب افتادگی بیاورند از آن نام می برند.

یک پسر هندی آخرین قربانی بازی انتحاری و آنلاین نهنگ آبی

یک پسر نوجوان در هند پس از انجام بازی نهنگ آبی خودکشی کرده است.این پسر تازه ترین قربانی بازی انتحاری نهنگ آبی است که در آن کودکان را تحریک به گرفتن جان خود می‌کنند تا مادرانشان بدن بی جان آنها را پیدا کنند.جسد آنکان ۱۴ ساله در حالی که خفه شده بود با پلاستیکی بر روی سر در حمام خانه‌اش در هند پس از آن پیدا شد که اعضای خانواده وی به تاخیر طولانی او در حمام شک کرده و وارد آن شدند.دوستان این پسر به پلیس گفته‌اند که وی زمان زیادی را صرف بازی آنلاین نهنگ آبی می‌کرده است.روند این بازی به صورتی است که در آن بازیکن باید پس از پشت سر گذاشتن ۵۰ چالش مخرب در پایان بازی خودکشی کند.یکی از معلمان مدرسه او نیز گفته است او نوجوانی بسیار بی قرار بود و پیش پدر و مادرش پذیرفته بود که به شدت درگیر این بازی آنلاین شده است.به گفته او، آنکان از طریق یکی از دوستانش در مدرسه با این بازی آشنا شده بود.پدر آنکان نیز در مورد این اتفاق به رسانه‌ها گفته پسرش در روز حادثه طبق معمول از مدرسه به خانه آمده و پای کامپیوتر نشسته است.به گفته او، زمانی که مادرش آنکان را برای صرف ناهار صدا کرده، او گفته است می‌خواهد اول به حمام برود و پس از اینکه حمام کردنش خیلی طولانی شده خانواده او به داخل حمام رفته و با بدن بی حرکتش رو به رو شده است.پلیس گفته است در مورد این ادعا که آنکان بازی نهنگ آبی را انجام می‌داده، تحقیق می‌کند.ماه گذشته نیز پسر نوجوان دیگری با پریدن از ساختمانی در بمبئی به زندگی خود پایان داد.بر اساس گزارش‌ها او هم پس از انجام بازی نهنگ آبی اقدام به خودکشی کرده است.این بازی که شروع آن از روسیه بوده تاکنون سبب مرگ ۱۳۰ نوجوان شده است.در این بازی از بازیکنان خواسته می‌شود طی ۵۰ مرحله در ۵۰ روز وظایفی از جمله انجام کارهای خطرناک و مضر یا تماشای فیلم‌های وحشتناک انجام دهند. در روز پنجاهم و در پایان بازی نیز از آنان خواسته می‌شود دست به خودکشی بزنند.
مردی که پدر بیش از 600 فرزند است شکایت مرد فرانسوی از اوبر به دلیل افشای خیانت به همسرش "داگا ی عجیب " تاریخچه تخته نرد چگونه با موبایل خودعکس بهتری بندازیم

مطالب تصادفی

حرفه من

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام برادری به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.

شغل جدیدی برای زنان

  این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. . به گزارش کاسب نیوز؛ هر از چند گاهی فردی با ابتکار جدیدی، شغلی نو را ایجاد کرده و بعد از مدتی شاهد آن هستیم که افراد دیگری نیز با پیروی از وی و مناسب دیدن آن شغل، همکار او می شوند.   بدین ترتیب شغل جدیدی به وجود آمده و رواج می یابد. البته در صورتی که کسب درآمد در آن شغل سهل و آسان باشد، به سرعت انتشار می یابد.  بررسی های انجام شده توسط خبرنگار کاسب نیوز نشان می دهد که اخیرا در مناطق اعیان نشین شمال تهران شغل جدیدی به وجود آمده که به آن می گویند: "مسئول خرید جهیزیه".  در واقع خانواده های ثروتمند که بیشترشان مشغله های روزمره زیادی در زندگی دارند، با این فرد توافق می کنند که جهیزیه دختر دم بختشان را خریداری کند.  دستمزد "مسئول خرید جهیزیه" 10 درصد از کل مبلغ خرید جهیزیه است. البته او همچنین وظیفه دارد بعد از خرید، جهیزیه را در منزل دختر خانواده، بچیند. در واقع طراحی دکور و چینش وسایل منزل نیز جزو وظایف وی به شمار می رود.  خبرنگار کاسب نیوز در گفتگو با یک "مسئول خرید جهیزیه" در مورد مبلغ خرید جهیزیه پرسید، که او پاسخ داد: مبلغ خاص و تعیین شده ای نیست بلکه توافقی است. یعنی آن خانواده وسایل مورد نیاز را اعلام می کنند و بنده لیست قیمت کامل را ارائه می دهم و بعد هر کدام را که زیاد است و یا نمی خواهند را خط می زنم و ما بقی را خریداری می کنم.  وی در ادامه درباره دستمزد خودش گفت: این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. .
بدون خونریزی اول شویم! گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران برای مصاحبه شغلی آماده باشید کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

گیاهخواری، همه چیز خواری و باورهای رایج

گیاه‌خواری نه تنها نوعی رژیم غذایی، بلکه نوعی سبک زندگی است که این روزها گرایش به طیف‌های مختلف آن بیش از پیش گسترش یافته و افراد زیادی به دنبال تغییر رژیم غذایی و سبک زندگی خود هستند. با توجه تحقیقات گسترده‌‎ای که درباره مزایا و معایب رژیم‌های همه‌چیزخواری و گیاه‌خواری صورت گرفته، به نظر می‌رسد رژیم‌های گیاه‌خواری را با درنظر گرفتن اصول سلامت، می توان به عنوان سبک زندگی مناسبی برای تمام عمر در نظر گرفت. به دلیل وجود مقادیر زیاد فیبر، ویتامین‌های C و E، پتاسیم، منیزیم و همچنین چربی‌های غیراشباع (که گفته می‌شود باعث بروز بیماری‌های قلبی-عروقی نمی‌شوند) در گیاهان، گیاه‌خواری فواید بسیاری دارد. گیاه‌خواران عموما لاغرتر هستند و چربی و قند خون پایین‌تری به نسبت همه چیزخواران دارند. با این وجود، به علت عدم مصرف محصولات حیوانی، بخصوص در گیاه‌خوارانی که از هیچ فراورده حیوانی مثل تخم مرغ یا لبنیات استفاده نمی‌کنند، احتمال کمبود ویتامین های B12 و D، آهن، روی، کلسیم و آمینواسیدهای ضروری افزایش می‌یابد و گیاهخواران را نیازمند مصرف مکمل برای جبران این نیازها می‌کند. گرچه رژیم‌های گیاه‌خواری با رعایت اصول درست تغذیه می‌توانند روش مناسبی برای اغلب افراد در سنین مختلف باشند، اما در توضیح و تبلیغ رژیم‌های گیاه‌خواری، باورهای نادرستی نیز رواج یافته است. برخی از متداولترین این باورها عبارتند از: اجتناب از گوشتخواری به خودی خود باعث سلامت می‌شود: بسیاری بر این باورند که غذاهای گیاهی سالم هستند و فرآورده‌های حیوانی ناسالم. براساس تعریف شورای عالی امنیت غذایی اروپا (EUFICC) تغذیه سالم تنها بخاطر نوع رژیم غذایی گیاه‌خواری و همه چیزخواری نیست، بلکه به نوع مواد غذایی و طرز پخت آن نیز بستگی دارد. به عنوان مثال غذای گیاهی حاوی شکر بسیار که در روغن فراوان طبخ شده باشد، غذایی ناسالم است اما غذایی گوشتی عاری از چربی و شیرینی اضافی که به صورت آبپز یا کبابی آماده شده، غذایی سالم محسوب می‌شود. براساس مطالعات صورت گرفته، گیاه‌خوارانی که مقادیر زیادی کربوهیدرات، شکر و چربی مصرف می‌کنند، سود کمتری از رژیم گیاه‌خواری می‌برند و ممکن است در معرض بیماری‌های گوناگون قرار بگیرند. گوشتخواری باعث بروز بیماری‌های قلبی_عروقی، سرطان‌های گوناگون و کاهش عمر می‌شود: در سال‌های اخیر مطالعاتی صورت گرفته که نشان می‌دهد خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی و انواع سرطان در گیاه‌خواران کمتر از همه‌چیزخواران است. همچنین گفته شده که طول عمر گیاه‌خواران بیشتر از همه‌چیزخواران است. اما آنچه عامل اصلی این تفاوت‌هاست مصرف گوشت یا محصولات جانوری نیست بلکه مصرف بالای چربی‌های اشباع، کلسترول، غذاهای ناسالم و فرآوری شده و از همه مهمتر سبک زندگی امروزی، یعنی کم شدن فعالیت بدنی است به عقیده بسیاری از محققان، غذاهای گوشتی اگر با چربی کمتر و بصورت مناسب پخته شوند، نقش چندانی در بالابردن خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی و سرطان های گوناگون ندارند. البته در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد، برخی تحقیقات نشان می‌دهند مصرف زیاد محصولات حیوانی خطر برخی سرطان‌ها را افزایش می‌دهد در مقابل عده‌ای معتقدند که شواهد کافی حتی در مورد مضر بودن چربی اشباع وجود ندارد و اصولا هر نوع چربی طبیعی سالم است و فقط چربی مصنوعی (چربی ترانس یا روغن جامد) مضر است. در مجموع بسیاری از محققان بر این عقیده‌اند که دلیل اصلی کاهش انواع بیماری‌های مزمن در گیاه‌خواران، صرفا گیاه‌خواری و پرهیز از محصولات گوشتی نیست، بلکه به این علت است که معمولا کسانی که سبک زندگی گیاه‌خواری را برمی‌گزینند نگرش متفاوتی به زندگی و سلامت دارند؛ به تغذیه خود بیشتر توجه می‌کنند، بیشتر ورزش می‌کنند و بیشتراز الکل و سیگار پرهیز می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهند که ضرر رژیم‌های همه‌چیزخواری بیشتر به علت مصرف مواد مضر از قبیل چربی‌های اشباع و کلسترول است نه بخاطر خود گوشت و محصولات حیوانی. پروتئین‌های حیوانی برای سلامت انسان مضر هستند: مطالعات نشان می‌دهند که مصرف هر دو نوع پروتئین گیاهی و حیوانی برای بدن انسان لازم و مفید است. مصرف درست و به اندازه پروتئین حیوانی همانند پروتئین گیاهی موجب کاهش وزن، بهبود سلامت ماهیچه‌ها و استخوان‌ها، کاهش فشار خون و دیابت می شود. انسان‌ از ابتدا گیاه‌خوار بوده است: آناتومی بدن انسان از جمله شکل آرواره‌ها و سیستم گوارشی شبیه به جانوران همه‌چیزخوار است. مطالعات نشان می‌دهند که اجداد انسان امروزی همه‌چیزخوار بوده و از تمام محصولات غذایی؛ گوشت، دانه‌های روغنی، میوه و سبزیجات استفاده می‌کرده است. یکی از دلایل رشد مغز انسان به نسبت سایر پستانداران از جمله نخستی‌ها، به عنوان نزدیک‌ترین راسته جانوری به انسان، مصرف مواد غذایی سرشار از پروتئین بوده است. انسان می‌تواند همانند سایر پستانداران گیاه‌خوار، پروتئین و ویتامین‌های لازم را از گیاهان بدست آورد: این باور بیشتر میان کسانی رواج دارد که از هرگونه محصول حیوانی مانند لبنیات و تخم‌مرغ پرهیز می‌کنند اما واقعیت این است که دستگاه گوارش انسان با دستگاه گوارش پستانداران گیاه‌خوار کاملا متفاوت است. حیوانات گیاه‌خوار لوله گوارش طولانی‌تری از همه چیزخواران و گوشتخواران دارند و قادر هستند سلولز (ماده اصلی دیواره سلول گیاهی) را هضم کنند. به عنوان مثال گاوها دارای باکتری‌های هوازی در دستگاه گوارش خود هستند که با آزادکردن آنزیم های خاصی می‌توانند فیبرهای گیاهی را بشکنند و از پروتئین، کربوهیدرات و موادمعدنی آن استفاده کنند. دستگاه گوارش انسان برخلاف این قبیل جانداران قادر به شکستن سلولز نیست، در نتیجه نمی‌تواند پروتئین و اسیدهای آمینه لازم را تنها با خوردن گیاهان بدست آورد و نیاز به سایر محصولات از جمله فرآورده‌های حیوانی دارد. گیاه‌خواری می‌تواند تمامی ریزمغذی‌ها (ویتامین ها و مواد معدنی) را تامین کند: برخی از طرفداران گیاه‌خواری چنین عقیده‌ای دارند. تحقیقات نشان می‌دهند که گیاه‌خواران بیشتر دچار کمبود ویتامین B12 ، ویتامین D، آهن، روی و مس هستند و برای دریافت این ریزمغذی ها نیازمند مصرف مکمل هستند. گیاه‌خواری می‌تواند باعث نجات کره زمین و محیط زیست از گرمایش و فرسایش شود: براساس تحقیقات انجام شده کاهش گوشتخواری می‌تواند تا حد قابل توجهی جلوی گرمایش و فرسایش منابع کره زمین را بگیرد. رشد بی‌رویه مصرف گوشت در دهه‌های اخیر موجب گسترش تولید صنعتی مواد گوشتی شده که علاوه بر گرم کردن کره زمین فشار بی‌اندازه‌ای به منابع حیاتی کره زمین مثل آب وارد می‌کند. اما اگر تولید صنعتی مواد غذایی برای سیر کردن جمعیت هفت میلیارد نفری جهان با ملاحظات زیست‌محیطی همراه نباشد مشکل حل نمی‌شود.کشاورزی غیر اصولی استفاده وسیع از آفت‌کش‌ها و کودهای صنعتی، سیستم آبیاری اشتباه و عوامل دیگر هم نقش زیادی در آسیب زدن به منابع کره زمین دارند. سی تا پنجاه درصد محصولات غذایی پیش از آنکه به دست مصرف کننده برسند، در سیر برداشت، بسته بندی، حمل و نقل، نگهداری و همچنین فروش از بین می‌روند که خود اتلاف جبران ناپذیر منابع ارزشمند محیط زیست است. به این اضافه کنید اسراف عظیم محصولات غذایی را بپس از این که به دست مصرف‌کننده می‌رسند. در نتیجه، کاهش مصرف محصولات حیوانی در حفاظت از کره زمین و محیط زیست موثر است اما با وجود نقائص فاحش در کشاورزی، توزیع مواد غذایی و همچنین الگوی نامناسب مصرف مواد غذایی، روند گرمایش و فرسایش کره زمین پا برجا خواهد ماند. از سوی دیگر، به فرض گیاه‌خوار شدن تمامی ساکنان زمین، باید محصولات حیوانی را با گیاهی جایگزین کرد که خود این هم خاک و آب و منابع کره زمین و زیستگاه‌هایی جانوری را معرض خطر قرار می‌دهد. بنابراین با اینکه کاهش مصرف گوشت هم برای سلامتی هم برای حفظ کره زمین سودمند است، توقف گوشتخواری عملی‌ترین راه ممکن برای حفظ محیط زیست زمین نیست، بلکه نظام کشاورزی هم باید متحول شود. در نهایت نکته اصلی این است که با رعایت اصول تغذیه سالم، هردو رژیم همه‌چیزخواری و گیاه‌خواری می‌توانند متضمن سلامت و عمر طولانی برای افراد باشند و بهتر است در باره رژیم غذایی مناسب با پزشک و متخصص هم مشورت شود. افزایش مصرف سبزیجات، میوه، حبوبات و مغزدانه‌ها و همچنین کاهش مصرف گوشت و چربی‌های اشباع شاید بهترین روش تغذیه برای همه چیزخواران باشد. همچنین مصرف متناسب مواد غذایی گیاهی مختلف و متنوع، ضامن سلامت کسانی است که گیاه‌خواری را به عنوان سبک زندگی خود در پیش گرفته‌اند. تعادل و توازن در مصرف مواد غذایی و پرهیز از مواد مضر مانند چربی اشباع شده و قند و همچنین ورزش می‌تواند سلامت و عمر طولانی را برای افراد با رژیم‌های غذایی گوناگون به ارمغان بیاورد.

افزایش رضایت از زندگی در سنین بالاتر

این روزها همه در جستجوی دستیابی به شادی هستند. تبِ شاد بودن و آرامش، تقریبا به یک وسواس جهانی تبدیل شده است. بسیاری از تصمیمات و رابطه های مان را با مقدار شادی می سنجیم.  تاکید مداومی که برای دست یافتن به شادی در طی نیم قرن گذشته می شنویم بار بزرگی بر دوش بشر معاصر قرار داده است. بیشتر از همه شاهد رواج این توقع در 30 و 40 ساله ها هستیم و برای همین، بی دلیل نیست که بیشترین مصرف داروهای ضدافسردگی مربوط به این دوران عمر بشر است. ولی از یک دهه اخیر تحقیقات نشان داده است دوره های مختلف سن بشر و تغییرات طبیعی همراه آن در ایجاد شادی فردی موثر هستند.  بالاترین سهم خرسندی را دهه 20 سالگی عمرمان حس می کنیم ولی در سی سالگی و اوائل چهل سالگی به حداقل ممکن می رسد و دوباره به دلایلی از اواسط چهل سالگی، احساس شادی در زندگی افزایش می یابد. پنج دلیل مشخص وجود دارد که بشر از میانسالی به بعد از احساس شادی و آرامش بیشتری می تواند برخوردار گردد. 1- تاثیر زمان معمولا تا اطراف 30 سالگی به دنبال  برنامه ریزی برای آینده مطمئن هستیم و وقتی به نزدیکی های چهل سالگی می رسیم متوجه می شویم  که اولا خیلی از توقعات ما به واقعیت نرسیده است و دوما، آینده ایی که در پیش رو داریم نیز از قد و قامتش کاسته شده است. پس یا ناچاریم ترس و وحشت گریبان ما را بگیرد یا واقعیت کنونی را بپذیریم و برای تطبیق هر چه بهتر، فکرو ذکر مان را معطوف کنیم به گذشته بهتری که داشتیم. با این کار یاد می گیریم به احساس آرامش و رضایتی برسیم که قبلا امکانش نبود. 2 – کنترل هیجان در زندگی وقتی جوان تر هستیم به هیجانات وجود مان میدان می دهیم و از نظر احساسی اوج می گیریم و طبیعتا پایین آمدن از آن مرحله نیز اذیت کننده تر است. ما با گذشت زمان یاد می گیریم که هیجانات مان را کنترل کنیم. در حوالی 50 سالگی یاد می گیریم به یک تعادل نسبی دست بیابیم چون قدر شادی به دست آمده را بیشتر می دانیم و آن را نزد خود ماندگارتر می سازیم. برای همین اوقات آرامش و شادی مان در سنین بالاتر، بیشتر می شود. 3 – قدر دوستی ها را دانستن در دهه اول بزرگسالی، سر مان با آشنایی های جدید و حلقه دوستان در محیط ها و شغل های مختلف، خیلی شلوغ است. ولی در 30 سالگی، وضعیت فرق خواهد کرد. ما دیگر به اندازه سابق وقت برای رفت و آمد اجتماعی نداریم. با افزایش سن، ناگزیریم فرصت های موجود را متمرکز کنیم و با دوستیها و رابطه های به جا مانده با دقت و توجه بیشتری روبرو شویم. ایجاد دوستی های کمتر ولی عمیقتر، برای ما شانس افزایش شادی و خرسندی را فراهم می کند. 4 – ماجراهای زندگی وقایع زندگی شبیه ترافیک جاده ها است. در جوانی، وقایع و ماجراها کمتر است و ترافیکی نیز وجود ندارد. اما مسئولیت ها، آرزوها و هدف هایی که برمی گزینیم در میانسالی به اوج می رسند و جاده زندگی مان به شدت پرترافیک می شود.   به خاطر شلوغی و ترافیک زندگی، به ناگزیر از اتفاقات و وقایع کاسته می شود در ضمن بر اساس تجربیات، یاد می گیریم راحت تر از همیشه، جاده زندگی را حتی اگر شلوغ هم باشد طی کنیم.   5 – افزایش قدرت پیشبینی در طی دهها سال اول بزرگسالی، یزندگی های مختلف را می بینیم و کم کم با افزایش تجربه و تکرار وقایع مشابه، یاد می گیریم مشکلات را قبل از ایجادشان، حدس بزنیم. احساس پیشبینی  وقایع به ما اعتماد به نفس و آمادگی بیشتر برای رویارویی با آنها می دهد و به همان اندازه نیز آرامش، شادی و صلح شخصی نصیب مان می سازد.Jolanta Burke, Senior Lecturer in Psychology, University of East London
بهترین روز زندگی من 12 شایعه در باره مسائل جنسی که حقیقت ندارند اپلیکیشن‌های مضر اما دوست‌داشتنی چگونه پولدار شویم و پولدار بمانیم برترین نژاد های سگ

آداب و رسوم

چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟

بوسیدن پدیده‌ای انسانی است، ولی آیا رواج آن مربوط به غرایز انسانی می‌شود یا اینکه باید به آن به عنوان پدیده‌ای فرهنگی نگریست؟ این سؤالی است که هنوز دانشمندان پاسخی قطعی برای آن نیافته‌اند. بنو موشلر در مطلبی در نشریه اینترنتی "ولت آنلاین" نظریات متفاوتی را که در این زمینه وجود دارد، معرفی کرده است. بیش از صد سال است که دانشمندان در صدد یافتن علت رواج بوسه در میان انسانها هستند. زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که بوسیدن غریزه‌ای انسانی است و این غریزه از بدو تولد در انسان وجود دارد. به عقیده او بوسه ریشه در نیاز نوزاد به مکیدن شیر از پستان مادر دارد. ولی هنگامی که ایوان پاولوف، فیزیولوژیست و پزشک روس، در سال ۱۹۰۰ در آزمایش معروف سگ و صدای زنگ نشان داد که آب دهن سگ می‌تواند با صدای زنگی که برای او تبدیل به علامت غذا شده، راه بیفتد، بسیاری از روان‌شناسان به این نتیجه رسیدند که رفتار انسان نیز نه بر غریزه که بر آموزه‌های او مبتنی است. این دسته از روان‌شناسان بر این باورند که انسان کنترل کامل بر غرایز خود دارد و بوسه را نشانه ابراز عشق می‌دانند که با آگاهی صورت می‌گیرد. گروه دیگری از دانشمندان بر این نظرند که انسان فقط قادر است برخی از رفتارهای غریزی خود را تغییر دهد. آنان بوسیدن را جزو رفتارهای غریزی‌‌ای می‌دانند که قابل کنترل است. به عقیده آنان این نظریه پاسخ این سؤال را نیز در بر دارد که اگر بوسیدن پدیده‌ای غریزی و مادرزاد است، پس چرا در بین ۱۰ درصد مردم دنیا از نظر فرهنگی مردود است. ۶۵۰ میلیون انسان با بوسیدن بیگانه هستند در فرهنگ ۶۵۰ میلیون انسان، بوسیدن عملی چندش‌آور و حتی وحشیانه است. در سفرنامه یک مردم‌شناس فرانسوی در سال ۱۸۹۷ آمده که در بین چینی‌ها بوسیدن حتی می‌توانست نشانه آدمخواری تلقی شود. در همان زمان دانشمندی دانمارکی نیز مشاهده کرده بود که در برخی قبایل فنلاندی یک زوج هیچ‌گاه یکدیگر را نمی‌‌بوسیدند. امروزه ۱۰ درصد مردم دنیا بوسیدن را عملی زشت می‌دانند. برای نمونه در مغولستان پدران برای ابراز محبت به پسران‌شان، به جای بوسیدن آنان سرشان را بو می‌کنند. برخی نظریات بیولوژیک پیرامون بوسه در سال ۱۹۶۰ جانورشناس انگلیسی، دزموند موریس، این نظریه را مطرح کرد که بوسیدن از رسمی می‌آید که در گذشته در میان نیاکان بشر وجود داشته و به کودکان از طریق دهان به دهان غذا می‌داده‌اند. موریس می‌گوید، این عمل هنوز هم در بین شامپانزه‌ها رایج است. اینکه بشر از طریق دهان به دهان هم تغذیه می‌کرده، در نوشته‌های یونان باستان نیز آمده است. طبق مشاهدات و گزارش‌های یک محقق اتریشی این رسم امروزه هم در برخی قبایل آفریقایی رواج دارد. برخی محققین در زمینه‌های اعصاب و روابط جنسی بر این باورند که بوسه ابزاری طبیعی است در خدمت یافتن شریک جنسی مناسب. طبق این نظریه، انسان از طریق بوسه (بو و مزه) برخی اطلاعات ژنتیک را به طور ناخودآگاه ارزیابی و طبق آن شریکش را انتخاب می‌کند. البته طرفداران این نظریه عوامل بیولوژیک دیگر را هم در انتخاب شریک دخیل می‌دانند و بوسه را فقط به عنوان یکی از آن عوامل می‌بینند. جهانی شدن فرهنگ بوسیدن کشف اینکه چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند همچنان موضوع تحقیق‌های علمی ا‌ست. با توجه به اهمیتی که بوسیدن در زندگی بشر دارد، این عجیب هم نیست. فقط یک زوج نیستند که همدیگر را می‌بوسند: پاپ زمین کشورهایی را که به آن سفر می‌کند، می‌بوسد. کسانی که به کلیسا می‌روند، حلقه‌ای را که کشیش‌ها بر دست دارند، می‌بوسند. سران سابق کشورهای اروپای شرقی لب یکدیگر را می‌بوسیدند و فرانسوی‌ها گونه یکدیگر را می‌بوسند. با توجه به گسترش روزافزون روابط بین فرهنگ‌های گوناگون به احتمال زیاد نود درصدی که بوسیدن در بین آنان رواج دارد، موفق خواهند شد ۱۰ درصد باقی‌مانده را نیز با خود همراه کنند. در انگلیس تا همین ۲۰ سال پیش بوسیدن، حتی بوسیدن گونه، در خیابان امری غیرقابل تصور بود، در صورتی که امروز همه همدیگر را در ملا عام می‌بوسند. روند جهانی شدن، فرهنگ را هم، که بوسیدن جزیی از آن است، در بر می‌گیرد.

زن و ازدواج در دوره ایران باستان

در دين زرتشتي تعدد زوجات روا نيست و گفته شده همانگونه که يک زن نمي‌تواند در يک زمان بيش از يک شوهر داشته باشد مرد نيز نمي‌تواند در آن واحد دو يا چند زن داشته باشد. اختيار زن دوم در شرايطي خاص و سخت که در آيين نامه زرتشتيان آمده جايز است نظيراينکه زن اول فوت شده باشد.. در ايران باستان تنها در صورتي فرد زرتشتي مي‌توانست با وجود زن اول زن ديگر اختيار کند که زن اول به تشخيص پزشک عقيم بوده و خود موافقت خويش را براي اين کار اعلام کند و رضايت داشته باشد هدف از اين عمل نيز بقا نسل و پرورش فرزنداني نيک براي دين و دنياست. در مورد انواع پيوند زناشويي در ايران باستان گفتني است که زن و مرد زرتشتي به 5 صورت و تحت عناوين پادشاه زن- چاکر زن- ايوک زن- ستر زن- خودسر زن پيوند زناشويي مي‌بستند که هر يک جداگانه به شرح زير است: 1-پادشاه زن: اين نوع ازدواج به حالتي گفته مي‌شد که دختري پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسري ازدواج مي‌کرد و پادشاه زن از کاملترين حقوق و مزاياي زناشويي برخوردار بود و کلا" همه دختراني که براي نخستين بار و با رضايت پدر و مادر ازدواج مي‌کردند، پيوند زناشويي آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت مي‌شد.. 2-چاکر زن: اين نوع ازدواج به حالتي اطلاق مي‌شد که زني بيوه به عقد و ازدواج با مرد ديگري در مي‌آمد. اين زن با زندگي در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزاياي پادشاه زن را در سراسر زندگي مشترک دارا بود، ولي پس از مرگ آيين کفن و دفن و ساير مراسم مذهبي اش تا سي روزه توسط شوهر دوم يا بستگانش برگزار مي‌شد. ولي هزينه هاي مراسم بعد از سي روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنياي ديگر اين زن از آن نخستين شوهر خود خواهد بود و به همين علت پيوند دوم او تحت عنوان چاکر زن ياد مي‌شد. حال براي برخي ناآگاهان پيوند زناشويي از نوع چاکر زن را اختيار کردن زن صيغه اي توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدي بيان مي‌کنند که صحت ندارد. 3-ايوک زن: اين نوع ازدواج زماني اتفاق مي‌افتاد که مردي دختر يا دختراني داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر يا کوچکترين دخترش تحت عنوان ايوک ثبت مي‌شد و رسم بر اين بود که اولين پسر تولد يافته از اين ازدواج به فرزندي پدر دختر در مي‌آمد و به جاي نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش مي‌آوردند و اين نوع ازدواج باعث شده که برخي افراد غير مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتيان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج مي‌کرده است. اينک اشتباه افراد ناآگاه کاملا" مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا" مردود است. 4-ستر زن: وقتي که فرد بالغي بدون ازدواج در مي‌گذشت، پدر و مادر يا خويشان اين فرد موظف بودند به خرج خود و به ياد فرد درگذشته دختري را به ازدواج پسري در مي‌آورند. شرط اين نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد مي‌شدند که در آينده يکي از پسران خود را به فرزند خواندگي فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند. 5- خودسر زن: اگر دختري و پسري پس از رسيدن به سن بلوغ برخلاف ميل والدين خود خواستار ازدواج با يکديگر مي‌شدند و مصر بر اين امر نيز بودند، با وجود مخالفت والدين ازدواج آنها منع قانوني نداشت و زير عنوان خودراي زن ثبت مي‌گرديد و در اين بين دختر از ارث محروم مي‌شد، مگر اينکه والدينش به خواست خود چيزي به او مي‌دادند يا وصيت مي‌نمودند که بدهند. اين نوع ازدواج ها در ايران باستان انجام مي‌شد امروزه ازدواج ها تحت اين عناوين ثبت نمي‌شود.  گفتني است که طلاق در آيين زرتشتي مطرود و منفور است و تحت شرايطي ويژه و در مواردي نادر و خاص طبق آيين نامه زرتشتيان مجوز داده مي‌شود.
عیدی غدیر: اسكناس تا نخورده لای كتاب آداب و رسوم روز ازدواج در آلمان عید آب پاشی - جشن وارداوار جهیزیه؛ یک رسم بین المللی 7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید !

سفر و تفریح

روستای دیدنی " کپ"

در شمال کشور روستا های دیدنی با جاذبه بسیار زیبا و تاریخ جالب و بکر وجود دارد که حتما دیدن آنها برای شما مسافران دایمی شمال خالی از لطف نخواهد بود. یکی از این روستاهای زیبا، " کپ" است.

پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور

بیشتر آنهایی که راهی شیراز می شوند تا گشت و گذار کنند فقط آثار به جا مانده از شکوه امپراطوری هخامنشی را می بینند، اما استان فارس آثار دیدنی بیشتری دارد که بازدیدکنندگان ناآشنا کمتر به آن سر می زنند.
دزدی از هتل چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت غارنوردی از نوع بورنیک ایران زیبای ما (قسمت اول) گراوان، رنگین كمان املاح معدنی