1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

دفعه‌ بعد که در فرودگاه ناریتای توکیو هستید یادتان باشد که پیش از لمس گوشی موبایلتان، روی آن دستمال بکشید.

توالت‌های این فرودگاه دستمال توالت‌هایی‌\" دارند که می‌توانید برای ضدعفونی کردن گوشی‌ هوشمندتان از آن استفاده کنید.

هزینه‌ این دستمال‌ها را ان‌تی‌تی دوکومو، غول ژاپنی تلفن‌ همراه، پرداخت کرده، آن‌ها حاوی اطلاعاتی درباره‌ شبکه‌های عمومی اینترنت \"وای‌فای\" این شرکت و جزییاتی درباره‌ اپلیکیشن سفر روی گوشی‌های هوشمند آن هم هستند. واکنش کاربران رسانه‌های اجتماعی به این حرکت مخلوطی از شوخی و تعجب بود.

رسانه‌های محلی به نقل از ان‌تی‌تی‌ دوکومو اعلام کردند که این دستمال‌های عجیب و غریب در هفت توالت نصب شده‌اند و تا مارس سال آینده هم آنجا باقی می‌مانند.

ژاپن برای ایجاد تغییرات اساسی در توالت‌های عمومی خود مشهور است، توالت‌هایی که بسیاری از آن‌ها تمیز، مدرن و مجهز به فناوری‌های پیشرفته‌ هستند.

ان‌تی‌تی دوکومو در صفحه‌ رسمی یوتیوب‌ خود نوشت: میکروب‌‌های روی صفحه‌ نمایشگر یک گوشی هوشمند بیش از پنج برابر نشیمنگاه توالت است.

در صفحه این شرکت همچنین نوشته شده که این دستمال‌های توالت برای تمیز کردن صفحه‌های نمایشگر ساخته شده‌اند تا گردشگران خارجی بتوانند با رعایت بهداشت از سفرشان لذت ببرند\".

طبق شیوه مرسوم ژاپنی‌ها، یک ویدیوی آموزشی دو دقیقه‌ای عجیب، نحوه‌ استفاده‌ صحیح از این دستمال‌ها را نشان می‌دهد؛ و همچنین شیوه کار لوله‌ای را که در توالت فرنگی برای شست‌و‌شو نصب شده، به نمایش می‌گذارد.

خبر دستمال توالت‌های گوشی هوشمند به سرعت بین کاربران فیسبوک پخش شد.

راجر چن از سنگاپور نوشت: در حالی که مشغول پاسخ به ندای طبیعت هستید، موبایلتان را دستمال بکشید.

کاربر دیگری پرسیده: اگر خسته و دچار جت‌لگ (اختلال خواب ناشی از اختلاف ساعت در سفرهای هوایی) باشید و تصادفا دستمال توالت‌های گوشی هوشمند را با دستمال معمولی اشتباه بگیرید، چه می‌شود؟

اما برخی دیگر مانند گیل گایول از این حرکت استقبال کرده‌اند. او در فیسبوک نوشت: \"به چنین چیزی احتیاج دارم. من عادت دارم که گوشی هوشمندم را هر شب بعد از کار با دستمال و الکل تمیز کنم\".

مایک پاترو نیز نوشته است:نخندید. تجربه‌ی توالت رفتن شما در مقایسه با این همیشه افتضاح خواهد بود به ژاپنی‌ها در رابطه با مسائلی که به هوشمندانه اندیشیدن نیاز دارند، اعتماد کنید\".

کاربر دیگری نوشته است:\"به ژاپن خوش آمدید؛ این‌جا چیزها خیلی فوق‌العاده طراحی می‌شوند طوری که به نظر می‌رسد پشت هر چیزی یک اندیشه خوابیده است. حتی چیزهایی که فکر نمی‌کردید به آن‌ها احتیاج داشته باشید ناگهان به چیزهایی تبدیل می‌شوند که نمی‌توانید بدون آن‌ها زندگی کنید.\"

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

کودکان بهانه گیر

بسیاری از والدین از بهانه گیری های کودکان خود خسته می شوند و با آن ها برخورد های شدیدی می کنند. در این مقاله می خواهیم علل این بهانه گیری ها و راهکار های مواجه شدن با ان را با شما در میان بگذاریم. بهانه گیری معمولا زمانی اتفاق می افتد که کودک با ناکامی در کاری روبرو می شود یا توانایی در ابراز احساسات خود ندارد. روانشناسان اعتقاد دارند کودکان در 2سالگی بیشتر از هر زمان دیگری بهانه گیر می شوند. معمولا ناکامی در کودکان زمانی اتفاق می افتد که دیگران حرف آن ها نمی فهمند یا  در مورد کاری بیشتر از حد توانشان تقلا می کنند.از دیگر مسائلی که باعث بهانه گیری کودکان می شود وجود تعارض در اوست. مثلا یک روز که غذایی را نمی خورد برایش با مهربانی غذای دیگری مهیا می کنید اما در روز دیگر که از خوردن غذا امتناع می کند با او برخورد می کنید. این تعارض باعث ناکامی در کودک می شود. مهمترین نکته در لجبازی و بهانه گیری کودکان، واقف بودن به این مسئله است که این رفتار کاملا زود گذر است. هنگامی که با بهانه گیری های کودک خود مواجه می شوید راهکار های زیر را مد نظر بگیرید. به کودکان اطمینان بدهید که به حرف هایشان گوش می دهید. فکر کودک خود را به چیز دیگری منحرف کنید. با زیر نظر گرفتن کودک دریابید که در چه موقعیت و زمان و مکانی بیشتر بهانه گیری می کند. با شناسایی این موقعیت ها و سعی در رفع آن ها به کودک خود کمک کنید. ممکن است این لجبازی به خاطر خستگی یا تشنگی یا بیماری باشد. به این مسائل دقت کنید. و اما در پایان یک توصیه دیگر هم برای والدینی که یچه های بهانه گیر دارند داریم. به عنوان پدر و مادری که فرزند خود را دوست دارد بعضی از مواقع لجبازی ها و بهانه گیری های او را بپذیرید و سعی در کنترل بیش از حد آن نداشته باشید. نادیده گرفتن در این زمان بهترین راهکار است.

کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟

محیطی که کودک انسانی در دوران جنینی درآن به سر می برد، شاید بتوان گفت همان بهشتی است که در طول زندگی برای رسیدن به آن تلاش می کند . محلی که جنین در آن زندگی می کند در واقع کیسه آبی است که او را از هرگونه ضربه ای  محافظت می کند. از مشخصات این محیط می توان به دمای ثابت، و در دسترس بودن غذا ودفع مواد زائد جنین حتی بدون اراده این موجود اشاره کرد.  همین کودک "امن"، به یک باره "ناامن" ترین و بزرگ ترین ضربه زندگی خود را متحمل می شود و هماهنگی و آرامش دوران جنینی، به واسطه تولد بر هم می خورد. دمای مطبوع رحم به سرمای اتاق زایمان بدل می شود، فشار  عبور از  کانال زایمان را تحمل می کند ، چندی بعد گرسنه می شود، احساس دفع پیدا می کند وپس از دفع، احساس کثیف بودن به او دست می دهد و همچنین ده ها مشکل کوچک و بزرگ دیگر بروز خواهد کرد که کودک با آنها دست و پنجه نرم می کند . در واقع مواجهه با هر کدام از این مشکلات، چنان استرسی به او وارد می کند که گویی لحظه به لحظه با مرگ دست به گریبان است. قطعا چنین وضعیتی برای او قابل تحمل نیست . بسیاری بر این باورند که این تولد  ، هبوط واقعی انسان از بهشت به زمین است. زمینی که از بدو ورود جز رنج برای او دستاوردی نداشته است. به همین دلیل ما انسان ها در تمام طول زندگی به دنبال امنیت می گردیم. امنیتی که روزی آن را با تمام وجود احساس کرده ایم . در واقع این امنیت است که بین ما و مرگ فاصله ای به وسعت زندگی  ایجاد می کند. روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند. اگرکودک در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . نقش دانش پدری و مادری و همچنین گذراندن دوره های آموزشی توسط والدین از آسیب های وارده به کودک  شدیدا جلوگیری می کند . بر طبق نظریات علمی به اثبات رسیده شصت درصد ساختار شخصیت کودک در شش سال اول زندگی شکل می گیرد و 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . شاید بتوان گفت نوزاد انسانی جنین نارسی است که به دنیا می آید ومی بایست این چهارده ماه نیز در همان محیط امن می ماند ولی از آنجا که وزنش برای مادر غیر قابل تحمل می شود اجبارا باید آن محیط را ترک کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آن هست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . بسته به نوع پاسخی که مادر به نیاز ها و رفتارهای کودک می دهد وی تصویری ذهنی از مادر و نیز از دنیای پیرامون خود پیدا می کند . تصویری که مادر می تواند در ذهن کودک ایجاد کند: مادر حساس مادر مهربان مراقبی بی تفاوت و طرد کننده مادری غیر قابل پیش بینی در واقع سنگ بنای سلامت روانی کودک واکنش به جا ، حساسیت و پاسخ دهی به موقع مادر می باشد . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدر و روابط جنسی و قمار و دست یابی به قدرت بی حد وحصرکه می تواند به شکل کاذب، او را از درد "ناامنی" خلاص گرداند  2- باورهای مذهبی  به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. تقریبا بعد از چهارده ماه اول است که کودک باید بتواند با مفهوم محرومیت و شکست آرام آرام آشنا شده وآن را تجربه کند. این تجربه ها به کودک آموزش خواهد داد تا بتواند در آینده با مشکلات و محرومیت ها راحت تر کنار بیاید . در این دوران (چهارده ماه اول) هر گونه محرومیت و شکست یا درد و رنج ، کودک را به سمت بی اعتمادی خواهد برد . در این دوران به هیچ وجه در صدد تنبیه و یا تربیت کودک بر نیایید و تمام تلاشتان صرفا باید در راستای ارضای نیاز های کودک باشد . به یاد داشته باشید  کودکی که صحیح تربیت شده باشد به جنبه های خوب زندگی نظر دارد و از جنبه های بد آن نیز آگاهی خواهد داشت. در مورد مثبت بودن به نیمه پر نگاه می کند و از بخش خالی  هم غافل نیست . امیدوار است، ولی خوش باور نیست و برای رسیدن به اهداف خویش به معجزه و ناجی روی نمی آورد. در حالی که کودک آسیب دیده یا امید واهی دارد یا مطلقا ناامید است و یا اعتماد کامل دارد یا بی اعتماد مطلق است وبه جای کنار آمدن با واقعیت دائما در خیال های خود سیر خواهد کرد . در حدود شش ماهگی تولدی دیگر درنوزاد شکل می گیرد که در صورت آسیب، تا پایان عمر او را دچار رنج خواهد کرد. نوزاد انسان در بدو تولد به دلیل شرایط محیطی که در آن می زیسته ، قائل به شخصیت" من جهانی " است و همه دنیا را در خود و خود را همه دنیا تصور می کند . این گونه تفکر که در اصطلاح روانشناسی  به آن "خودشیفتگی " اطلاق می شود، تا حدود شش ماهگی بطور کامل با کودک می ماند و در حدود سه  تا چهار ماهگی به دلیل رشد عصبی ، کودک احساس می کند  شخصی غیر از خود او ( مانند مادر یا جایگزین او )  نیز وجود خارجی دارد ولی او را نیز جزئی از دنیای خویش تصور می کند .در اثر رشد وتکامل بیشتر دستگاه  عصبی  در حدود شش ماهگی ، کودک در می یابد  جزئی که به آن تعلق داشته، می تواند از او جدا شده و آرام آرام به این تفکر دست می یابد که ؛ خود، جزئی از آن است و آنهم جزئی ناقص ! برای عبور بهتر از این دوران ، نوازش کردن تک تک اعضای کودک به آرامی و همچنین صحبت کردن با او توسط والدین ضروری است ولی بازی های هیجانی مانند بالا انداختن کودک را در این دوران ممنوع است . اینجاست که کودک با اضطرابی مواجه  می شود به نام " اضطراب جدائی". توضیح اینکه؛  کودک احساس می کندهنگامی که مادر (و یا شخصی که نقش مادر را ایفا می کند) از میدان بینایی او خارج می شود، نابود شده و  دیگر یاور او نخواهد بود. این اضطراب در اثر همین حس غریب و دردناک در کودک ایجاد می شود . راه حل اینکه  مادر می باید در هنگام جدایی از کودک با صدا زدن و حرف زدن با او و همچنین بازگشتن و دوباره رفتن، آرام آرام حس اعتماد را در وی فعال کرده  و به کودک خود  این پیام را بدهد که او را هرگز رها نخواهد کرد. بهترین بازی در این دوران برای عبور کودک از این وضعیت، بازی "دالی موشه" و "قایم باشک" است. اضطراب غریبه ها : کودک در این ایام شدیدا از غریبه ها هراس دارد و نباید به هیچ روی بدون میل کودک، او را به دیگران سپرد. سپردن به دیگران حتی میل کودک با این توجیه که او عمه، خاله یا دایی است کودک را مضطرب کرده و به او صدمه خواهد زد . در واقع چون کودک در این ایام هنوز هیچ احساسی از کل وجودش ندارد ،همواره در تعادلی نا پایدار به سر می برد و کمترین تغییری می تواند احساس فروپاشی ، مرگ و عدم حمایت از جانب دیگران را برای او به همراه داشته باشد. این اضطراب جدایی و غریبی در صورتی که سر انجام خوبی نداشته باشد  بعدها برای کودکی که تبدیل به  انسان بالغی شده مشکلات متعددی را بوجود می آورد. از جمله این مشکلات می توان به : وابستگی های بیمارگون به نزدیکان، اضطراب از دست دادن، بروز دلشوره های بی مورد خصوصا بی تابی درموقع وداع با نزدیکان و حتی کنار نیامدن با پدیده طبیعی ای همچون مرگ اشاره کرد.
سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب امنیت اساسی ترین نیاز موجود زنده کودکان و خشونت بدخلقی صبحگاهی کودکان بوی ماه مدرسه

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

چگونه با مرگ حیوان خانگی مان کنار بیائیم

اکثر ما، کسانی که حیوانات خانگی نگهداری می نماییم نسبت به آنان احساس عمیق و نزدیک عضوی از خانواده بودن را داریم. این احساس شامل بیش از 90% کلیه کسانی است که در دنیا حیوانات خانگی از جمله سگ و گربه نگهداری می نمایند. اما نکته بد این احساس اینست که متاسفانه این حیوانات طول عمر کمتری نسبت به انسان دارند و مرگ آنان میتواند مانند مرگ یک عضو خانواده اثرات روحی جبران ناپذیری بر صاحب حیوان و خانواده بگذارد. حیوانات خانگی ما منبع سرشار عشق بدون چشمداشت و صادقانه به ما می باشند. عشقی که بندرت از دیگر انسانها بما ابراز می گردد. و همین عشق و شوری که از بعد از مرگ این حیوانات دوست داشتنی از زندگی ما میرود باعث ایجاد یک خلا روحی بهمراه احساس غم و اندوه بی پایانی میشود که متاسفانه از سوی دوستان و آشنایان بصورت کامل درک نمی گردد. برای صاحبان حیوانات خانگی از دست دادن حیوان یک حادثه تلخ در زندگی بشمار می رود. بعد از مرگ حیوان، احساس اندوه ناشی از این واقعه میتواند به افسردگی و بی انگیزگی نسبت به زندگی دچار شویم. برای عبور از این بحران روحی باید راهکار و استراتژی داشت. دکتر آلن ولفرت کارشناس و نویسنده کتاب وقتی حیوانتان میمیرد؛ چگونه ناراحتی خود را ابراز داریم و بیادش آوریم راهکارهای زیر را پیشنهاد میدهد. مراسمی برای او یک مراسم یا گردآمدن اعضای خانواده و دوستانتان که خاطراتی با حیوانتان داشته اند میتواند بشما کمک نماید تا احساس خود را بیان ننمایید و از جمع شدن غم از دست دادن وی با شنیدن خاطرات و بازگو نمودن آنان با دوستانتان بکاهید. این راه زیبایی برای گفتن خداحافظ آخر به دوست با وفای زندگی شما ست. یک مرخصی کوتاه بگیرید درست است که در کشور ما درخواست مرخصی بدلیل اینکه فرضا سگتان مرده موجبات خنده همکارانتان خواهد شد اما شما میتوانید از مرخصی ماهانه خود استفاده نموده یک مسافرت کوتاه یکی دو روزه بشمال بروید تا بتوانید توازن از دست رفته خود را مقداری بهبود بخشید. بدوستان نزدیک خود اعتماد نمایید دو سوم کسسانی که دوست شما هستند جملات بی ربطی خواهند گفت که حال و روز شما را بجای اینکه بهتر نماید بدتر نیز خواهد نمود مانند این جملات: خوب حالا یکی دیگه میگیری، بهتر که دیگه وقتتو نمی گیره چطور بیشتر از این می تونستی نگهش داری. سعی نمایید با دوستانی در آن لحظه ارتباط برقرار نمایید که موقعیت شما را درک می نمایند یا قبلا در موقعیت شما بوده اند. مراقب وضع کلی خود باشید اینگونه ناراحتی ها ممکن است باعث کم شدن اشتهای شما شود و با پایین آمدن میزان انرژی بدن شما، ضربه پذیری در مقابل انواع بیماریها و ویروسها بالا میرود. سعی نمایید بر خود کنترل بیشتری داشته باشید و با خوردن بموقع غذا و میوجات بدن خود را تقویت نمایید. حتما بمقدار کافی بخوابید و خود را برای اتفاق افتاده ملامت ننمایید. کمی صبر نمایید با دیدن سگها و گربه های دوستان و آشنایان شما وسوسه خواهید شد که یک تجربه جدید شروع نمایید. بهتر است اینکار را تا موقعی که مطمئن شدید کاملا آماده این تجربه هستید  و هیچگونه مقایسه ای با حیوان دیگری که داشته اید بوجود نخواهید آوردبعقب بیندازید، بنظر دکتر ولفرت شش ماه تا یکسال باید بخودتان زمان برای عبور از فقدان قبلی و آمادگی برای یک تجربه جدید را بدهید.

مردی که پدر بیش از 600 فرزند است

آزمایشات جدید دی ان ای نشان می دهد که صاحب یک درمانگاه درمان ناباروری در دههای 40 میلادی در انگلستان ممکن است پدر رازآلود بیش از 600 نفر باشد. بنقل از روزنامه تلگراف انگلیس برتولد وایزنر و همسرش در سالهای دهه 40 تا 70 میلادی یک درمانگاه درمان ناباروری را در انگلیس مدیریت نمودند و  به بیش از 1500 زوج در درمان ناباروری کمک نمودند. در آزمایشات دی ان ای انجام شده بروی دو کودک بدنیا آمده از طریق درمان های دکتر وایزنر، بری استیونس و دیوید گولانژ، مشخص گشت که هر دو از طریق اسپرم های خود دکتر وایزنر بدنیا آمده اند و در حقیقت برادر ناتنی یکدیگر می باشند. گولانژ می گوید با احتساب تعداد درمان های به نتیجه رسیده شامل دو قلو ها و حتی محاسبه تعداد آزمایشات ناموفق میتوان نتیجه گرفت که دکتر وایزنر پدرکلینیکی 300 تا 600 کودک بوده است. از 18 کودک بدنیا آمده در نتیجه فعالیت های درمانی این آزمایشگاه در بین سالهای 1942 تا 1963 بیش از دو سوم نتایج حاکی از مطابقت با دی ان ای دکتر وایزنر مینماید. متاسفانه همسر دکتر وایزنر بعد از فوت وی در سال 1973 کلیه مدارک آزمایشگاه را که میتوانست به اطلاع بیشتر از تعداد کودکانی که دکتر وایزنر پدر آنان بود بنماید را از بین برد. استیونس در مصاحبه خود می گوید که او بر اساس مدارک و اطلاعات موجود دارای صدها خواهر و برادر است که هیچگاه موفق به آشنایی با آنان نشده است. دکتر وایزنز در حقیقت یک کمونیست اتریشی بود که با روی کار آمدن نازی ها در آلمان و اشغال اتریش به انگلستان مهاجرت نمود. وی پیرو سرسخت مکتب فکری اوژنیک یا همان تفکر اصلاح نژاد انسان بود که نه تنها در بین دانشمندان چپگرا که در بین متفکران باتمایلات راست گرایانه نیز علاقمندان فراوانی داشت. آنان بر این عقیده بودند که افراد با استعداد باید ژن خود را تا حد ممکن تکثیر نمایند و همچنین جلوی تکثیر افراد کم استعداد باید گرفته شود. قوانین انگلستان استفاده از اسپرم از اهدا کننده نامشخص را بدلیل آنچه عواقب در نسل های بعدی از جمله ازدواج بین دو شخص با اسپرم یک اهدا کننده نامعلوم میداند را ممنوع نموده است. دولت انگلستان اقدامات دکتر وایزنر را پلید و شیطانی نامیده است.
زنی جوان، پشت نقاب پیری از لادیزنگار: هتل یخی مراسم دختر شایسته سال امسال با وجود مشکلات فراوان برگزار گردید بالا بالا بالاتر مراقبت از حیوانات خانگی بعد از هفت سالگی

مطالب تصادفی

حرفه من

قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی

پس این سوپر خانمها چگونه بین موفقیت شغلی و خوشبختی زندگی خصوصی خود تعادل ایجاد می نمایند؟ بررسی رفتاری انجام شده نشان می دهد احساس قدرت اعتماد بنفس را بالا میبرد. همچنین احساس قدرت باعث صداقت بیشتر شخص با خود میگردد. وقتی قدرتمندید کمتر خود را برای جلب توجه دیگران به زحمت می اندازید  همینطور هم نظر دیگران راجع به شما میزان اهمیت کمتری خواهد داشت. اگر در این زندگی شما رئیس هئیت مدیره یک شرکت چند ملیتی یا یک هنرپیشه معروف نخواهید شد مشکلی نیست. قدرتی که به این صورت بشما داده شده باشد بهمین صورت هم از شما برداشته خواهد شد. بنابراین بهتر است این شش مورد را در زندگی خود لحاظ نمایید تا بتوانید منبع قدرت خود باشید. محل زندگی و کار خود را مرتب نگه دارید. اگر میز شما مانند کمد پرفسور بالتازار است بهتر است کمی وقت صرف مرتب نمودن آن بنمایید. شلوغی و نامرتبی باعث ایجاد استرس و خستگی میشود که این شلوغی و بی برنامگی دقیقا برخلاف جهت کسب قدرت است. از اتاق خواب خود شروع نمایید و سعی کنید همه چیز را در جای خود قرار دهید سپس منزل و محل کار خود را نیز بهمین صورت مرتب نمایید. بر چیزی که در حیطه کنترل شماست تمرکز نمایید. اگر شما در میان صدها کاری که از شما درخواست انجامش وجود دارد غرق شده اید، 5 دقیق بخود آنتراکت بدهید و درباره برنامه ای که دوست دارید در آخر هفته انجام دهید فکر نمایید. این چیزی است که بروی آن کنترل دارید نه! همین حس موقعی که بکار خود برمیگردید بشما کمک می نماید تا بر اوضاع کاری خود مسلط تر شوید. شما برنامه ریزی نمایید. همیشه بین دوستان آخرین کسی بوده اید که بشما برنامه بعدی جمع شدن را خبر می داده اند؟ هیچوقت شما پیشنهادی  نداده اید و زحمت چند تلفن را نکشیده اید؟ سعی کنید خود و دوستانتان را با برنامه ریزی برای آخر هفته دور همی سورپرایز نمایید. قدرت برنامه ریزی و هماهنگی همراه با ایده نو برای یک برنامه دسته جمعی بشما حس قدرت و اعتماد بنفس خوبی میدهد این حس در احساس رضایتمندی شما از زندگی کمک می نماید. بلند حرف بزنید حرف خود را با صدای بلند بزنید. القای قدرت کمی تنرین و زحمت نیاز دارد. حتی در مواقعی که در جمع همکاران راجه به مسایل غیر کاری صحبت می نمایید بهتر است با صدای بلند حرف خود را بزنید. شنیدن صدای بلند کسی باعث القای حس اعتماد بنفس صحبت کننده نزد شنوندگان میشود. بنابراین حتی اگر از چیزی مطمئن نیستید نظر خود را با صدای بلند بگوش شنوندگانتان برسانید. بر نظر خود پافشاری کنید بخصوص در روابط عاطفی خود بهتر است کمی بر نظر خود پافشاری نمایید ولی سعی نمایید همیشه گوینده حرف آخر نباشید. در نظرسنجی های انجام شده کسانی که میتوانند حرف خود را در اککثر مواقع به کرسی بنشانند معمولا انسانهای خوشبختری هستند. سعی نمایید با ایده ها و پیشنهادهای بهتر شوهر یا رئیستان را غافلگیر نمایید. احساس مسئولیت نمایید هنگتمی که چیزی درست کار نمیکند چه در روابط چه در کار همیشه مقصر طرف مقابل نیست. شما نیز در ساختن و رشد یک رابطه همانقدر مسول هستید که دیگری بنابراین بجای اینکه سعی نمایید دایم در آرزوی این باشید که کاش اینطور میشد و نمیشد بهتر است در فکر بهبود کاری باشید که توان انجام آنرا دارید.: تغییر خودتان

تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

چندی پیش خبر از برگزاری نمایشگاه طراحی روی تی شرت "قاف" داده بودیم. یکتا وزیری در بازدیدی که از این نمایشگاه داشته با طراحان این تی شرت ها گفتگویی کرده که در اینجا مشاهده می کنید.
حرف هایی که در محیط کار نباید گفت زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند نترس؛ من یک روزنامه نگارم! 10 گام تا استخدام دختران آتش

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

"دوستت دارم " فقط یک جمله نیست

در پرسشی که مجله دیدرز دایجست از مردان و زنانی در سراسر دنیا انجام داده، هریک به شکل خاصی مفهوم " دوستت دارم " را بدون بیان جمله به همسرشان نشان داده اند، شما چطور عشق تان را به همسرتان نشان می دهید؟

سالخورده ترین زن جهان تولدش را جشن گرفت

به گزارش یک سازمان مدافع حقوق قبایل بومی در جهان، "ماریا لوسیمار پریئرا " که از اعضای قبیله کاشیناوا است، با ۱۲۱ سال سن، کهنسال ترین زن در سراسر جهان است.این قبیله در مناطق غربی جنگل آمازون در برزیل و شرق پرو ساکن است.
من خودم را انتخاب می كنم... چرا بعضی از افراد خوش شانس تر هستند؟ 10 راه برای بازسازی زندگی مشترک آیا آماده زندگی مشترک هستید؟ عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی

آداب و رسوم

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    

آداب و رسوم روز ازدواج در آلمان

تصور می شود كه عادات عجيب و غريب و خرافه ها بيشتر مربوط به كشورهای شرقی مي شود. در حالیكه خرافه و اداب و رسوم عجيب در همه جای دنيا وجود دارد. يكي از جالب ترين اين رسم ها مربوط به ازدواج در آلمان است.
رسوم عجیب ازدواج 7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید ! چهارشنبه سوری / سرخی تو از من غذاهای شب یلدا جشن رنگی هندوها

سفر و تفریح

پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور

بیشتر آنهایی که راهی شیراز می شوند تا گشت و گذار کنند فقط آثار به جا مانده از شکوه امپراطوری هخامنشی را می بینند، اما استان فارس آثار دیدنی بیشتری دارد که بازدیدکنندگان ناآشنا کمتر به آن سر می زنند.

دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان

برای دیدن یکی از زیباترین دریاچه های ایران فرصت زیادی نمانده و روزهای آخر تابستان را باید غنیمت دانست. سفر به «دریاچه گهر» در استان لرستان در فصل سرما به تجهیزات کامل کوهنوردی  احتیاج دارد، اما در تابستان با یک کوله پشتی و یک کیسه خواب خوب می توان از مناظر این منطقه استفاده کرد.
سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله پیشنهادهای آخر هفته اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت ابیانه، تاریخ سرخ ایران کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی