1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

سگ بهترین دوست انسان است. این حیوان به طوری به صاحبش از لحاظ احساسی وابسته است که صاحبان در بعضی مواقع سگ هایشان را بیشتر از فرزندانشان دوست دارند.

 

حالا زمانی که روابط ما به عنوان صاحب یک سگ با او اینقدر نزدیک است چرا ما انسانها سگها را بازی نمی دهیم و در فعالیت هایمان شریک نمی کنیم؟

معرفی جدیدترین فعالیتی که صاحبان سگ ها به آن گرایش پیدا کرده اند، جواب این سوال ما خواهد بود.

" داگا " بر گرفته از "Dog" و " Yoga" ، است که صاحبان سگ به همراه آنان با انجام تمرین های قدیمی و سنتی این رشته در کنار هم و حتی با انجام حرکت معروف یوگا به نام "استراحت سگ" در این تمرینات به صورت مشترک با هم داگا می کنند.

بنابر نظر تمرین دهندگان و مربیان، این فعالیت جدید براین اصل پایه گذاری شده است که هدف از این فعالیت، کمک به سگ ها برای بدست آوردن آرامش درون و حفظ رابطه ی نزدیک آنان با دوستداران دنیای سگ ها و صاحبانشان است.

دیدگاه‌ها  

0 # M A R Y A M 1390-07-06 15:30
che matlab jalebbi, mishe harekatesham yad bedin?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shohre 1390-07-06 18:09
in varzesh male mashreghe?khaili baram jaleb bud
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hosain 1390-07-06 18:17
mamnun in harakato mishe ba hayvanate khanegiye dige anjam dad?masalan gorbe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نرگس 1390-07-06 19:20
چه جالبه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فریده 1390-07-06 19:31
به نظر من اصلا جالب نبود!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # noshin 1390-07-06 20:10
bichare sagaye bnisaheb in sagaye nazparvarde che emkanati daran
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Azadah jon 1390-07-06 21:00
سلام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sima 1390-07-06 23:21
ham jaleb bud ham moteaser konande. ke adama dige jaye khodeshun o nadaran
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # farman 1390-07-06 23:23
بامزه بود یه جورایی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # M A R Y A M 1390-07-07 00:14
ma koja ina koja, ma ye kherse madaro o tulehasho baraye tafrih mikshim , sag mardomo az baghaleshoon migirim sarbenist mikonim, ina chikar mikonan, arzesh ye sag oona kheyli bishtar az ye ensan injast
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ramsin 1390-07-07 00:25
are vaghean dorost migi maryam jan manam bahat hamaghidam... una inghadr be hamchiz ba arzesh negah mikonanad ma chi? daryache urumiye khoshkid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرهاد 1390-07-07 20:20
ای بابا هنوز تو ایران یوگا برای آدمها جا نیوفتاده.. اونا کجان ما کجا!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # rahele 1390-07-08 15:36
na baba ..ina be mardoimeshun andazeye ye heyvoun ham ahamiaty nemidan....dele ,ma che khoshe:((((
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # جدید اومدم 1390-07-08 16:33
چه بیربط .اه اه اههههه.اییییییییششششششش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # هستی 1390-07-08 21:26
وای ممنون از اینکه از همه جای جهان بهمون اطلاعات میدید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شهروز 1390-07-09 13:45
barikallla..dameshun gaaaarm agha
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # مهدی 1390-12-02 13:23
joke rouzam shoda
che sarkhoshan in chini japonia
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

مسمومیت گوش!

گوش کودکانتان را مسموم نکنید! آنها حتی پیش از تولد یعنی در دوران جنینی نیز قادر به تشخیص آواهای دلنشین و موزون هستند و تا آن هنگام که نفس می کشند متاثر از موسیقی خواهند بود که گوششان از بدو تولد به شنیدنش عادت پیدا کرده است. پس پیشنهاد می کنیم اگر می خواهید فرزند دلبندتان روحیه ای سالم و روانی آرام داشته باشد در انتخاب موزیک هایتان وسواس بیشتری خرج کنید و او را به شنیدن آهنگ های بد و ضعیف عادت ندهید. آیا فرزند شما در مدرسه درس موسیقی دارد؟ اگر پاسخ شما منفی است بهتر است در صورت امکان او را به هر صورت ممکن در کلاس موسیقی شرکت دهید. نتایج تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه لانگ آیلند حاکی از آن است که کودکانی که پیوسته به موسیقی گوش می دهند و همچنین خود مشغول یادگیری آن هستند به مراتب بهتر از دیگر کودکان در مدرسه پیشرفت می کنند و ذهنشان فراگیری بیشتری برای دروس تازه و ناآشنا داراست. طی روند تحقیقات این دانشگاه مشخص شد دختران و پسران 8 ساله ای که هفته ای دو بار کلاس پیانو می رفتند فراگیری بسیار بهتری نسبت به آنها که درس موسیقی نمی گرفتند در دیکته و آموزش لغات جدید داشتند. یادگیری نت خوانی و موسیقی ناخودآگاه قدرت تجزیه و تحلیل ذهن را بالا می برد و به حافظه در به خاطر سپاری لغات و گروه واژگان کمک شایان توجهی می کند. یکی دیگر از نکات جالب توجه در روند یادگیری موسیقی در کودکان این است که آنها اغلب کلاس های گروهی را به کلاس های خصوصی ترجیح می دهند. براساس گزارش های دکتر جوزیف پرو، سرگروه تیم تحقیقاتی دانشگاه آیلند، کودکان تنها به دلیل قرارگیری در فضای رقابتی نیست که در کلاس های گروهی بیشتر پیشرفت می کنند. آنها در کلاس های چندنفره متوجه خلاقیت های دوستان خود می شوند و ناخودآگاه از تجربیاتشان بهره می برند در نتیجه سریعتر به شرایط مطلوب دست پیدا می کنند. پس به خاطر داشته باشید همانقدر که نگران خوراک جسم و مسمومیت های گوارشی فرزاندانمان هستیم می بایست دلواپس خوراک روح و مسمومیت های شنیداری کودک عزیزمان نیز باشیم!

تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید

برای معرفی تفاوت‌های فرهنگی و نژادی به کودکان هیچ وقت زود نیست. دنیای معاصر امکان آشنایی کودکان را در هر جای دنیا با تفاوت‌ها فراهم کرده است. کودکان تفاوت‌ بین آدم‌ها، رفتارهای اجتماعی و آداب و سنت‌ها را می‌بینند و از شما درباره آن می‌پرسند. حالا دیگر نمی‌توانید بدون اطلاع از واقعیت‌ها و ناشیانه و سرسری به کودکتان پاسخ بدهید. آموزش تفاوت‌ها و تنوع زیستی و فرهنگی بخش مهمی از آموزش کودکان است و پرسش کودک درباره آنها در واقع برای شما فرصتی است که به آنها آموزش بدهید. کودکان در سال‌های آموزش ابتدایی از نظر رشد عقلی به این توانایی رسیده‌اند که تفاوت‌های فرهنگی و نژادی را بشناسند. آنها در این دوران یاد می‌گیرند که به این تفاوت‌ها امتیاز بدهند و آنها را ارزش گذاری کنند.  این ارزش گذاری‌ها می‌توانند مثبت باشند یا منفی. همه چیز بستگی به باوری دارد که شما ایجاد کرده‌اید. کودک می‌تواند کم توانی جسمی فرد دیگری را بپذیرد و با همدلی فکر و رفتار کند یا آن را به عنوان یک ضعف بزرگ به عنوان معیاری برای خوبی و بدی انسان‌ها تلقی کند. به عنوان والد و بزرگسال چگونه باید آموزش بدهم؟ اگر واقعا دغدغه این مساله را دارید که کودک درک درستی از تنوع انسانی داشته باشد، ایتدا باید باورها و برداشت‌های خودتان را اصلاح کنید. میزان تحمل و پذیرش تفاوت‌ها در شما چقدر است؟ مواجهه شما با آدم‌هایی که با شما متفاوت هستند چگونه است؟  اظهار نظر شما درباره این تفاوت‌ها به کودک مسیر راه را نشان می‌دهد. از خودتان بپرسید: من چقدر تحمل تفاوت‌های فرهنگی و نژادی را دارم؟ اگر هدف این است که کودک را با تفاوت‌های انسانی آشنا کنید نباید در توانایی قضاوت کودکان تصرف کنید یا تعصب و غیرت ایجاد کنید. اگر شما آدمی متعصب هستید و در ذهن‌تان پیش داوری‌هایی نسبت به دیگران دارید ابتدا باید این مساله را در خودتان حل کنید. تا زمانی که شما دیدگاهی قبیله‌ای دارید، برتری نژادی را باور دارید، فرهنگ‌ دیگری را  جدی نمی‌گیرید یا مسخره می‌کنید و از تفاوت خودتان در برابر دیگران دفاع می‌کنید و آن را بهتر می‌دانید نمی‌توانید به کودک یاد بدهید که رنگ پوست آدم‌ها یا میزان توانایی جسمی یا آداب و رسوم و زبان و لهجه در ارزیابی انسانی نقشی ندارند. نقشه جهان، یک راهکار ساده یک راه ابتدایی و موثر آموزش تنوع زیستی و فرهنگی استفاده از یک نقشه یا کره زمین است. بچه‌ها ارتباط خوبی با نقشه و کره زمین برقرار می‌کنند. نقشه‌های رنگی و بزرگ برای کودکان جذاب و معنی دار هستند. وقتی یک اتفاق مهم و خبری در سطح جهان می‌افتد کودک درباره آن از شما سوال می‌پرسد. کودک به نقشه نگاه می‌کند و با قدرت تصویر سازی‌ خودش را در آن نقطه زمین تصور می‌کند. این کار باعث می‌شود از شما سوال‌های بیشتری بپرسد و به دنبال درک واقعیت‌های جهان باشد. درعین حال تماشای کلی جهان در یک صفحه یا روی یک کره تمرینی برای آموزش این مفهوم است که جهان و حیات آن هرچند متنوع و گسترده می‌تواند در یک تصویر کلی اما کوچک، شبیه و همگون دیده شود. انگیزه برای بیشتر دانستن هیچ کودکی بی تفاوت از تنوع فرهنگی یا تفاوت‌های ظاهری و فردی نمی‌گذرد. حتما کودک از شما میپرسد که چرا این تفاوت‌ها وجود دارند. اشتیاق شما برای پاسخگویی و جواب‌های درست و کامل در آموزش این مفاهیم بسیار موثر هستند. در دنیای امروزی شما باید بتوانید درباره تفاوت‌های نژادی، فرهنگی، اجتماعی و کم توانی با کودک حرف بزنید. این بخش مهمی از آموزش‌ کودکان است. تفاوت‌ها را به خانه بیاورید یک راه جالب و ابتکاری برای اینکه در کودک احساس مثبتی نسبت به فرهنگ‌های دیگر ایجاد کنید، استفاده از ابزار و وسایل یا نشانه‌های فرهنگ‌های مختلف در چیدمان خانه است. به ویژه اگر شما در کشوری غیر از ایران زندگی می‌کنید، فرزندتان نیاز بیشتری برای شناخت فرهنگ کشور دوم و کشورهای دیگر دارد. این یعنی مثلا از تزئینات کشورهای مختلف در خانه استفاده کنید یا به جز توجه به  آداب و رسوم ایرانی مثل عید نوروز یا شب یلدا به سال نو میلادی یا سال نو چینی هم اشاره کنید و به آنها اظهار علاقه کنید. علاقه و اشتیاق شما به چیزی که دیگران دارند پذیرش کودک را نسبت به تنوع انسانی و فرهنگی بیشتر می‌کند. حساسیت فرهنگی بی مورد است برای اینکه فرهنگ، قومیت یا اجتماع خودتان را حفظ کنید اصلا نیازی نیست که آن را بهترین فرهنگ دنیا معرفی کنید. تعصب مهم‌ترین چیزی است که باعث می‌شود کودک فرهنگ و قومیت دیگران را پایین‌ یا کم ارزش‌ بداند. واقعیت این است مفاهیمی مثل افتخار به آداب و فرهنگ دیرینه و دسته بندی انسان‌ها به نژاد برتر و بهتر خواه در بین اقوام‌ایرانی باشد یا  در سطح ملی نشانه تعصب و تفکیک   انسانی است و با برابری انسان‌ها منافات دارد. شاید شما صرفا بخواهید به فرهنگ خودتان پایبند باشید اما معرفی فرهنگ خودتان  اگر با تعصب و احساس برتری همراه باشد یک اشتباه تربیتی است. علاوه بر این خوب است که نسبت به نژاد پرستی یا بی‌تفاوتی در برابر اغراق یا تعصب‌های قومی و قبیله‌ای حساس باشید. اگر کسی اظهار نظر نادرستی درباره گروه دیگری از انسان‌ها می‌کند، تحقیر می‌کند و یا سعی می‌کند برتری خودش را به نمایش بگذارد، مخالفت کنید و اجازه بدهید فرزندتان این حساسیت و عدم تحمل را ببیند. واقعیت این است که در بین آموزه‌های تربیتی کودکان، آموزش این مساله بسیار مهم و ضروری است. کودکان برای یک زندگی سالم و اخلاقی نیاز دارند که برابری انسان‌ها را صرف نظر از تفاوت‌های ظاهری بپذیرند. این آموزه پیوندی جدی با آموزه‌های برابری زن و مرد نیز دارد. زمانی که کودک یاد بگیرد که آدم‌ها چه کوچک و چه بزرگ، چه زن و چه مرد و با وجود محدودیت‌های جسمی یا فارغ از رنگ پوست یا میزان زیبایی، زبان و لهجه و آداب و رسوم‌شان، احساسات و عواطف مشترک دارند، خواسته‌هایی بسیار شبیه هم دارند و ترس‌ها و نگرانی‌هایشان در اغلب موارد شبیه هم است، همراهی و همدلی بیشتری با آدم‌های اطرافش و مردم دنیا خواهد داشت. این یعنی شما در آینده فرزندی روشنفکر، متفکر و آزادی خواه خواهید داشت. شما برای آموزش تنوع زیستی و احساس همدلی با انسان‌ها چه ایده‌هایی دارید؟ راهکارهایتان را به ما و دوستان‌تان معرفی کنید. من امیدوارم این چند پیشنهاد ساده برای آموزش کودکان و شناخت آنها از دنیایی پر از آدم‌هایی متفاوت موثر باشد. ما می‌توانیم با پرورش کودکانی آگاه از جهان واقعی آینده‌ای متفاوت برای این دنیا رقم بزنیم. نیلوفر جعفری
8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم) شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد هیجان انگیز ترین سفر زندگی وقتی لگو هم خشن میشود

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

واقعیت بخشیدن به رویاهای کودکانه

هنرمند کره ای یوندو جونگ ایده ای خارق العاده بسرش زد که نقاشی های کودکان را به واقعیت تبدیل کند.

ازذواج برد پیت و آنجلینا جولی

پس از ۹ سال زندگی مشترک و داشتن ۶ فرزند، زوج هالیوودی "برانجلینا" سرانجام "پیوند ابدی زناشویی" با یک‌دیگر بست. به گفته‌ی هنرپیشه‌ی آمریکایی، جورج کلونی، که به این مراسم دعوت شده بود، "برد خیلی احساس خوشبختی می‌کند." برد پیت وآنجلینا جولی که در جریان تهیه‌ی فیلم آمریکایی "آقا و خانم اسمیت" با همدیگر آشنا شدند، ابتدا تصمیم داشتند، وقتی "ازدواج همه همجنس گرایان در آمریکا به طور قانونی به رسمیت شناخته شد"، زندگی مشترک رسمی خود را آغاز کنند. ولی ظاهرا پس از گذشت دو سال نامزدی، این تصمیم را به دست فراموشی سپردند و روز پنج‌شنبه (۲۸ اوت) در یک باغ انگور در جنوب فرانسه در منطقه‌ی کوت دآزور، پیش از غروب آفتاب و روبروی محراب کوچک باغ، به عقد و ازدواج یک‌دیگر در آمدند . ۶ فرزند این زوج خوشبخت هالیوودی، پدر و مادرخوانده‌ی خود را در حالی که سبدهای گل در دست داشتند، تا پای محراب همراهی کردند. به نوشته‌ی رسانه‌ها پس از انجام مراسم، سه دختر "برانجلینا"، یعنی "زارا" ، "شيلو" و "ويواين" زوج را "گلباران کردند." همسرهای دوم و سوم این، ازدواج دوم برد پیت است که در سال ۲۰۰۰ با هنرپیشه‌ی آمریکایی، جنیفر انیستون پیوند زناشویی بسته بود. ازدواجی که ۵ سال دوام یافت. انیستون در سال ۲۰۰۵، وقتی پیت و آنجلینا با هم رابطه‌ی عاشقانه برقرار کردند، درخواست طلاق داد و از او جدا شد. از آن پس، "برانجلینا" رابطه‌ی خود را علنی کردند. آنجلینیا جولی برای سومین بار است که ازدواج می‌کند. او در مصاحبه‌ای با مجله‌ی آمریکایی "مردم" در باره‌ی زندگی مشترک خود با برد پیت و ۶ فرزندش گفته است: «پیوند ما فقط رابطه‌ی عاشق و معشوقی و دوست و دختر و پسر بودن با هم نیست. ما بیشتر، یک خانواده هستیم." ظاهرا پدر آنجلینا جولی جان ویت، بازیگر ۷۵ ساله‌ی آمریکایی که برای بازی در فیلم "بازگشت به خانه" جایزه‌ی اسکار "بهترین بازیگر مرد" را دریافت کرده، به این مراسم دعوت نشده بود. او در مصاحبه‌ای در این باره گفت که از ازدواج دخترش از طریق رسانه‌ها با خبر شده است: «ظاهرا مراسم با شکوهی بوده. باید خیلی قشنگ بوده باشد که بچه‌ها هم در آن جمع بودند.» برد پیت وآنجلینا جولی، پیشتر به طور رسمی و اداری در ایالت کالیفرنیای آمریکا ازدواج کرده بودند.
فیل در زبان نهنگ مراقبت از حیوانات خانگی بعد از هفت سالگی خوردن سگ و گربه در تایوان غیرقانونی می‌شود بانی برتون – ازدواج با روبات زنان کشورهای مختلف چگونه خود را زیبا می کنند؟

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

دختران تونل توحيد

حالا نزدیک به دو سال از آن دوران گذشته. دورانی که در زیرزمین تهران، به زعم مسوولان شهرداری، پنج هزار کارگر شبانه‌روز فعالیت می‌کردند تا تونل بزرگ توحید احداث شود. آنجا، در میان پنج هزار مرد، دو زن نیز کار می‌کردند. آنها مهندسانی بودند که کارهای سیستم تهویه هوای تونل توحید را انجام می دادند.  نام یکی از آنها سروناز ساربان است که حالا 25 سال دارد و آن روزها 23 ساله بود. دیگری هم مژده مهاجرانی است که حالا 30 ساله شده است. گفتگوی لادیز با این دو خانم مهندس را بخوانید.
زنان پزشکان بهتری هستند کیک ها را من نقاشی می کنم بدون خونریزی اول شویم! حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل برای مصاحبه شغلی آماده باشید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چگونه اعتیاد دیجیتال خود را کنترل نماییم

در حالی که عادت به شبکه‌هایی مثل فیس بوک، توییتر و اینستاگرام به عنوان اعتیاد شناخته شده نیستند و اساسا چنین تعریفی در روان‌شناسی وجود ندارد اما با یک مشاهده کاملا سطحی کاربران این شبکه‌ها و کسانی که به آن وابسته هستند می‌توان گفت که چنین اعتیادی واقعا معنادار است. هرچقدر که استفاده از این ابزارها پرسود و فایده هستند به همان میزان نیز می‌توانند اثرات بسیار ناخوشایندی داشته باشند. شاید لازم باشد که در ابتدا یادآوری کنم که اعتیاد ویژگی‌های متعددی دارد: مقدار زمانی که صرف یک رفتار می‌شود، تاثیری که بر رفتارهای دیگر می‌گذارد و اثرات منفی ناشی از آن بر بدنه زندگی مشخص کننده یک رفتار اعتیاد آمیز است. هزاران فرد در سراسر جهان به شبکه‌های اجتماعی متصل هستند بدون اینکه این رفتار تبعات منفی و بدی برایشان داشته باشد. اما اگر وابستگی خود را به این ابزارها مشاهده می‌کنید و به عنوان یک کاربر مجازی دچار مشکلاتی در احساسات، سبک زندگی، افکار و عادت‌هایتان شده‌اید من در این یادداشت چند پیشنهاد برای مقابله با آن را ارائه می‌کنم. یادآوری می‌کنم که این پیشنهادها توصیه‌های پزشکی نیستند و اگر وابستگی شما به حدی است که کنترل بر احوالاتتان را از دست داده‌اید، مثلا به خاطر مسائل طرح شده در این شبکه‌ها دچار استرس و نگرانی هستید، وسوسه چک کردن آن رهایتان نمی‌کند، نگران دنبال کننده‌هایتان هستید، هر کاری می‌کنید تا مطرح باشید، دچار بی‌خوابی یا عدم تمرکز هستید، افکارتان مشوش شده است و خود را در دام این شبکه‌ها می‌بینید برای حل مشکل خود نیاز به کمک‌ههای حرفه‌ای‌تری دارید که در این یادداشت به آن پرداخته نمی‌شود. آیا وقت زیادی صرف شبکه‌های مجازی می‌کنید؟ قدم اول برای حل مشکلی که احساس می‌کنید، این است که خود را در موقعیت ارزیابی کنید. چقدر زمان صرف این کار می‌کنید؟ برای سلامت کلی روان پیشنهاد روان‌شناسان این است که بیش از دو ساعت زمان در طول روز صرف سرگرمی در اینترنت نشود. به طور کلی، سرگرمی‌هایی مثل گشت و گذار در اینترنت و تماشای تلوزیون باید محدود به همین زمان باشد. اگر شما بیش از دو ساعت در روز وقت خود را صرف گشت و گذارهای اینترنتی می‌کنید و آن را واجب می‌دانید، باید برنامه تازه‌ای برای خود مهیا کنید. مساله این است که بتوانید بدون داشتن اینترنت (در صورتی که با آن کار و تحقیق نمی‌کنید) همچنان از زندگی روزمره خودتان لذت ببرید و دچار احساس بی‌قراری و از دست دادن نشوید. این برای کسی که به شبکه‌های مجازی عادت کرده است بسیار دشوار است. به همین دلیل از شما انتظار نمی‌رود که یک روز را بدون آن بگذرانید. اما از همین حالا می‌توانید وضعیت خود را مدیریت کنید. این هدف را تعیین کنید و تلاش کنید تا بیش از این زمان هیچ اپلیکیشنی را باز نکنید. برای دستیابی به این هدف زمان‌های مشخصی در طول روز و شب تعیین کنید. مثلا یک ساعت در صبح و یک ساعت در میانه یا پیش از وقت شام وارد شبکه اجتماعی مورد علاقه‌تان بشوید. آیا این ابزارها خیلی برایتان مهم هستند؟ از خودتان بپرسید فیس بوک یا اینستاگرام  چقدر برایتان مهم هستند؟ آیا آنها در مقایسه با کار، ورزش، معاشرت‌های دوستانه  و یا خوابیدن مفیدتر و سرگرم‌کننده‌تر هستند؟ اگر این شبکه‌ها در بالای فهرست علاقه‌مندی‌های شما قرار گرفته اند باید مشکل را بسیار جدی بگیرید. اگر فعالیت‌های دیگر را به‌خاطر این کار کنار گذشته‌اید یا نمی‌توانید در یک جمع صمیمی و دوستانه بدون سرزدن به فیس بوک و تلگرام وقت بگذرانید، در دسته‌بندی اولویت‌ها دچار مشکل اساسی هستید. ـ آیا سلامت شما تحت تاثیر آن قرار گرفته‌ است؟ آیا گوشی به دست غذا می‌خورید؟ ـ آیا ترجیح می‌دهید به جای معاشرت وقت خود را با فیس بوک و توییتر پر کنید؟ آیا دوست دارید هر اتفاق ساده‌ای را در اختیار دوستان مجازی‌تان قرار دهید؟ ـ ایا موقع کار یا درس خواندن دائم نوتیفیکشن‌ها را کنترل می‌کنید و فکرتان پیش پیام‌های نخوانده و صفحات لایک نشده است؟ اگر اینگونه است شما سلامت روحی و جسمی‌تان را به خطر انداخته‌اید. برای رهایی از وابستگی به این ابزارها فهرستی از علاقمندی‌هایتان را تهیه کنید و عزم‌تان را جزم کنید تا به جای وقت گذرانی در اینترنت یکی از مهم‌ترین کارهای زندگی‌تان را انجام بدهید. خودتان را وادار کنید که کتابی بخوانید یا فیلمی ببینید. فعالیت‌های جایگزین می‌توانند بسیار کوچک و ساده باشند اما وقت شما را بهتر پر کنند بدون اینکه باعث استرس، نگرانی و تنشی شوند. هر روز یکی از این کارها و سرگرمی‌ها را پیدا کنید تا به جای وارد شدن به این شبکه‌ها انجامش بدهید. علاوه بر این هر روز سه وعده غذا بخورید، دوش بگیرید و مسواک بزنید. اگر شما به دچار وابستگی شدید به فیس بوک و توییتر باشید ارزش این توصیه‌ها را می‌دانید چون به خوبی می‌دانید چطور سرگرم شدن در اینترنت، فرستادن ده‌ها توییت، لایک کردن و فرستادن پیام تا چه اندازه وقت‌گیر هستند و امور ساده زندگی‌تان را تحت تاثیر قرار داده‌اند. آیا دچار مشکلات عاطفی و احساسی شده‌اید؟ شبکه‌هایی مثل اینستاگرام و فیس بوک در ابتدا بسیار جذاب به نظر می‌رسند اما خیلی زود می‌توانند شما را دچار مشکلات روحی کنند. خواندن خبرهایی دردناک، استتوس‌های ناراحت کننده، جروبحث‌های دائمی پای پست دیگران و تماشای زندگی متفاوت دیگران بسیاری از افراد را دچار ناامیدی، ترس و یاس می‌کند. آیا این اتفاق‌ها برای شما افتاده است؟ ـ یک شب از شدت ناراتی به‌خاطر یادداشت دوستتان در فیس بوک نخوابیده‌اید؟ ـ یک نفر شما را مورد آزار اینترنتی قرار داده و تهدید و توهین کرده است؟ ـ  به شما درخواست رابطه جنسی داده‌اند یا تهدیدتان کرده‌اند که همه چیز را می‌گویند؟ ـ یک نفر بدون اجازه عکسی از شما را در فیس بوک قرار داده و عصبانی‌تان کرده است؟ ـ به خاطر اظهارنظرتان مسخره شده‌اید؟ برای رهایی از مشکلات عاطفی و احساسی اجتناب ناپذیر در شبکه‌های مجازی، روابط خود را محدود کنید. صفحه شخصی‌تان را باز نگذارید و  حریم خصوصی‌تان را حفظ کنید. افرادی را که باعث آزارتان شده‌اند، به راحتی حذف کنید. به صفحات افرادی که باعث ناراحتی‌تان شده‌اند یا می‌شوند سرک نکشید. دوستی‌هایتان را تعریف کنید. قبل از فرستان و ثبت یادداشت همه جوانب آن را بسنجید. موقع مستی، یا تحت تاثیر جوی که در آن قرار دارید وارد صفحات اجتماعی نشوید. اگر یک سلبریتی هستید، فعالیت‌های مجازی‌تان را محدود کنید و قبل از هر عملی هشیارانه به کاری که می‌کنید فکر کنید. برای سلامت روانی شما گاهی لازم است که همه پیام‌ها را نخوانید و همه چیز را نبینید. گاهی استفاده از این ابزارها شما را در موقعیت دشوارتری قرار می‌دهند. مثلا باعث یادآوری خاطرات بدی می‌شوند یا شما را در موقعیت مقایسه خود با دیگران قرار می‌دهند. با این حال، عادت استفاده از این ابزارها انقدر شدید هستند که نمی‌توانید آن را ترک کنید. از خودتان بپرسید چطور ممکن است با وجود این همه فشار و ناراحتی روزانه و شبانه، بازهم به آن بپردازید؟ اگر احساس می‌کنید فیس بوک و اینستاگرام باعث افسردگی و تنش و اضطراب‌تان شده‌اند، برای مدتی از آنها بیرون بیایید. واقعیت این است که هیچ کار مهمی در فیس بوک و اینستاگرام وجود ندارد و هیچ چیز با ترک استفاده از آنها از دست نمی‌رود. کافی است اپلیکیشن را برای مدتی از روی گوشی هوشمندتان حذف کنید و خود را مشغول کارهای مهم‌تری کنید. به مرور زمان عادت استفاده زیاد را ترک خواهید کرد و چه بسا اگر بار دیگری بخواهید از ان استفاده کنید درک بهتری از آن داشته باشید. اگر واقعا متوجه اثرات منفی آن شده‌اید و راهی برای مدیریت آن ندارید  فقط برای یک ماه صفحات‌تان را غیر فعال کنید و سبک زندگی‌تان را شکل دیگری بدهید.

12 راز خوشبختی

کسانی که در زندگی احساس رضایت می نمایند کسانی هستند که تفاوت بسیار کمی با ما دارند، در حقیقت تفاوت آنها تنها در نوع نگرششان نسبت به زندگی و طرز فکر آنهاست تا مقدار حساب بانکی اندازه کمد لباسها یا ارزش جواهراتشان. این 12 نکته تفاوت انسانهای خوشبخت را بخوانید و کمی در مورد اولویتهای فکری خود در زندگی تجدید نظر نمایید. ما را از نظرات و تجربیاتتان بی بهره نگذارید. 1-      اظهار رضایت وقتی شما از چیزی که دارید رضایت داشته باشید، چیزی که شما دارید قدردان ارزش خود خواهد بود. اگر ما از دارائی هایمان و روابطمان راضی نباشیم مسلما نخواهیم توانست احساس خوشبختی نماییم. 2-      مروج مثبت نگری انسانهایی که تفکرات مثبت گرایانه دارند دنیا را به مثابه یک انرژی پایان ناپذیر از فرصتهای زندگی می بینند، حتی در دوره های سخت زندگی. 3-      دوری از مقایسه خود با دیگران مقایسه زندگی خود با دیگران مانند سمی است که پایه های خوشبختی شما را از بین خواهد برد. تنها کسی که شما باید خود را او مقایسه نمایید خودتان هستید در قبل و هم اکنون خود. 4-      تمرین مهربانی با دیگران کمک به افراد نیازمند بدون چشمداشت میتواند مانند یک منبع سرشار احساس مثبت در زندگی بکار آید. 5-      زندگی اجتماعی پویا خوشحالترین مردم کسانی هستند که در زندگی خود دارای روابط اجتماعی پویا و سالم با انسانهای دیگر هستند. 6-      آمادگی برای وقت نیاز کسانی که خود را برای وضعیت خطر، اتفاق غیر قابل پیش بینی  و غیر مترقبه آماده نموده اند کمتر از دیگران مورد آسیب قرار می گیرند. 7-      آمادگی برای بخشیدن جمع کردن احساسات بد و نفرت برای سلامتی خطرناک است. بخشش هم روح و هم جسم شما را سبک می گرداند. 8-      توجه به کاری که باید انجام گردد تنظیم برنامه های مهم زندگی و توجه و تمرکز بروی آها بطوریکه هیچ چیزی نتواند تمرکزتان را بهم بزند. 9-      احساس وظیفه به اهداف خود در زندگی معجزات وقتی بوقوع می پیوندند که شما به اهداف خود احساس وظیف نمایید و در زندگی کوششتان بر اساس اهدافتان تنظیم شده باشد.  تنها در اینگونه مواقع است که زندگی شما را به جاهایی خواهد برد که انتظارش را نداشته اید. 10-   چشیدن لحظه های شادی زمانهایی در زندگی هست که باید سرعت زندگی را کم نمود و از لحظه به لحظه آن لذت برد. عروسی، تولد، جشنها و مسافرتها از این دسته از لحظاتی هستند که باید هر لحظه را زندگی نمود. 11-   معنویت در زندگی وقتی ما معنویت و یا دین را در زندگی خود وارد می نماییم می فهمیم که زندگی بزرگتر از هر کدام از ماست و ما در مرکز جهان هستی قرار نداریم. 12-   مراقبت از سلامت سلامت ما مهمترین بخش احساس خوشبختی ما است که کمتر در نظر می گیریم بدن سالم میتواند ما را به خوشبخترین خود برساند یا از آن دور نماید.
عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی حضور بی‌سابقه‌ ایرانی‌ها در تلگرام حسادت زنان را کور می کند انگار همین دیروز بود تاثیرات استفاده از تلفن هوشمند پیش از خواب

آداب و رسوم

عید آب پاشی - جشن وارداوار

از قدیمی‌ترین جشن‌های ارمنیان محسوب می‌شود که در میان ایرانیان به عید آب پاشی ارمنیان جشن وارداوار (Vardavar) شهرت دارد. ارمنیان در این روز به یکدیگر آب می‌پاشیدند، کبوترپرانی می‌کردند و مسابقات ورزشی ترتیب می‌دادند. زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است. بیشتر محققانی که در زمینه اعیاد ارمنیان پیش از مسیحیت تحقیق می‌کنند، این جشن را مربوط به الههٔ آستغیگ و الههٔ آناهید می‌دانند. به موجب افسانه‌های ارمنی، آستغیگ، الههٔ‌زیبایی، باروری و حاصل‌خیزی بود و برگزاری این جشن در فصل تابستان به منظور طلب باران و برکت بوده است. جشن آب پاشی از جشن‌های خاص اقوام آریایی است و ارتباطی با دین خاصی ندارد ولی ارمنیان از سدهٔ چهارم میلادی پیرایه‌هایی مذهبی برای آن فراهم کردند. اکنون جشن وارداوار به عنوان یکی از اعیاد مسیحیت، نود و هشت روز پس از عید پاک، بین بیست و هشتم ماه ژوئن تا اول ماه آگوست (4 امرداد در گاهشماری ایرانی) برگزار می‌شود. این جشن در ایران از زمان مادها تا پایان دورهٔ صفوی برگزار می‌شد. درباره ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژه ی «وارد» را به معنی گل می‌دانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند. بر پایه ی نوشته‌های مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا می‌شده، همه ی مردم در این جشن شرکت می‌کردند و الهه را با گل‌های سرخ می‌آراستند. می‌گویند گل‌سرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد. ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیک‌ترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای می‌آورند. در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبه‌ای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ‌ایراد می‌شود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون می‌آیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب می‌پاشند. از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوتر‌پرانی نیز نام برد که این رسم نیز از گذشته‌های دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه ی زیبایی و عشق تعلق دارند. ارامنه داراى آشهاى به خصوصى می باشند که در زمان روزه بيشتر طبخ می گردد که معمولاً با سبزی هاى صحرائى و مواد نباتى درست می شود که به زبان ارمنى به اين آشها ”باس“ گفته می شود.

پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

بسیاری از مواردی كه ما آنان را به عنوان خرافه می دانیم در فرهنگ های مختلف و كشورهای مختلف وجود دارد. یكی از آن موارد چشم شور است كه در بین ایرانیان بسیار مورد توجه است.و چنان كه در زیر می خوانید در اروپا نیز به چشم شور اعتقاد دارند.
آداب عید قربان کارناوال برزیل 2014 آداب و رسوم شب سال تحویل عید فطر در ایران غذاهای شب یلدا

سفر و تفریح

چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت

گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی، این چشمه‌ها را به عنوان \"پزشک طبیعت\"، بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند. به گزارش ایسنا، مازندران  به لحاظ بهره‌مندی از چشمه‌های  آب گرم و معدنی شرایط ممتازی را در زمینه جذب گردشگر دارد. چشمه‌های طبیعی آبگرم یکی از زیباترین و دلرباترین جلوه‌های طبیعی مازندران است که مقصدی خاطره‌انگیز برای گردشگران و مازندرانی‌ها رقم می‌زنند. این مناطق هرچند همه ساله تعدادی گردشگر و مسافر را به خود جذب می‌کند اما این جاذبه یکی از ناشناخته‌های مازندران است. استان مازندران با توجه به موقعیت خاص اقلیمی و جغرافیایی خود و با شاخصه‌های طبیعی متمایز در میان استان‌های کشور از جمله آب و هوای بسیار مطبوع در فصل بهار و تابستان، داشتن آب‌های معدنی گرم و سرد، طبیعت بکر و دیدنی و محیطی آرام از نظر فرهنگی و اجتماعی به عنوان یکی از استان‌های منحصر به فرد در گردشگری سلامت محسوب می‌شود. آب‌های معدنی مازندران در بخش لاریجان شهرستان‌های آمل، رامسر، منطقه ییلاقی لاویج شهرستان نور، تنکابن، بابل، سوادکوه، نکا و ساری واقع شده‌اند و چشمه‌های آب معدنی دیگری نیز در استان  شناسایی شده‌اند. در حال حاضر، امکانات اقامتی این چشمه‌ها پاسخگوی  نیازهای  گردشگران نیست. آب‌های  معدنی از نظر گردشگری  و پزشکی همواره مورد توجه قرار گرفته است. منابع آب‌های معدنی هر کشور می‌تواند منبع درآمد مهمی به ویژه از نظر جلب جهانگردان باشد.  آب‌های گرم مازندران می‌تواند به رونق صنعت توریسم در استان منجر شود البته در صورتی که امکانات جانبی جذب گردشگر در این مناطق فراهم شود. گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی، این چشمه‌ها را به عنوان \"پزشک طبیعت\"، بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند. چشمه‌های آبگرم مازندران با خاصیت درمانی و تفریحی می‌تواند حلقه اتصال چرخه گردشگری، جاذبه‌های طبیعی و تاریخی و مذهبی باشد. چشمه‌ها؛جذاب‌ترین مواهب طبیعی مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران با بیان این‌که کشور ما با داشتن بیشترین چشمه‌های آب گرم در مقایسه با کشورهای دیگر، سهم چندانی  از این گردشگران ندارد و هنوز نتوانسته جایگاهی در این میان برای خود کسب کند، افزود: می‌توان  با برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مناسب نسبت به شناسایی چشمه‌های آب گرم و توسعه زیرساخت‌های گردشگری در این مناطق سهم قابل قبولی در توسعه توریسم درمانی داشته باشیم. دلاور بزرگ‌نیا افزود: با تبلیغات مناسب و گسترده و هم‌چنین سرمایه‌گذاری و همکاری بخش خصوصی می‌توانیم از چشمه‌های معدنی و آب گرم منحصر در جهت آرامش و نشاط گردشگران  و جذب توریست خارجی بهره ببریم. وی اظهار کرد: با توسعه امکانات چشمه‌های آبگرم در مازندران سالانه هزاران گردشگر می‌توانند از این امکان بالقوه در استان استفاده کنند و صدها نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم مشغول بکار شوند. بزرگ‌نیا افزود: چشمه‌های آب معدنی به عنوان یکی از جذاب‌ترین مواهب طبیعی که محل استقرار آنها در کوهپایه‌ها، دشت‌ها و جنگل‌هاست، همواره به عنوان یکی از عناصر مهم صنعت گردشگری طبیعی مطرح بوده و طیف وسیعی از گردشگران را به خود جذب می‌کنند.

شاهرود، شهری که باید دید

راه رفتن روی ابرها رویایی است دست یافتنی؛ بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. بدون شک اگر تا حالا جنگل ابر را ندیدید، پیشنهاد می‌کنیم هر چه سریعتر به دیدن آن بشتابید. چون آنجا خدا نزدیک است.
پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی ایران زیبای ما (قسمت دوم) سنندج، شهر هزار تپه