1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

برای اولین بار در ترکیه پیوند رحم ازاهداکننده فوت شده، انجام شد. با این پیوند اکنون هزاران زن در جهان می توانند امیدوار باشند که کودکان شان را به دنیا خواهند آورد.

9 آگوست امسال، پزشکان بیمارستان آکدنیز، در ایالت آنتالیا، برای اولین بار رحمی که از یک زن فوت شده اهدا شده بود را به دیرا سرت یک زن 21 ساله ترک که بطور مادرزادی بدون رحم به دنیا آمده بود پیوند زدند.

پیش از این در سال 2000 درعربستان سعودی پیوند مشابهی انجام شده بود، با این تفاوت که اهداکننده آن زنده بود، بهمین جهت بافت ها ووریدهایی که برداشته شده بود کوتاه و غیرقابل اتکا بودند. در پیوند اخیر که در ترکیه انجام شد، پزشکان شانس استفاده از اندام های فرد مرده را داشتند باین ترتیب می توانستند مناطق وسیع تری را بردارند.

دیرا سرت زن 21 ساله که همسر یک مکانیک است، در اولین مصاحبه بعد از عملش گفت: همه احساسات اعم از شادی و هیجان در من مخلوط شده است و اصلا احساس نمی کنم این رحم متعلق به من نیست. از همین الان آن را یکی از اندام های خودم می دانم، گویی با آن به دنیا آمده ام.

در عمل قبلی، پزشکان پس از 99 روز به دلیل لخته شدن خون ناچار شدند رحم را خارج کنند.

پزشکان ترک هنوز اظهار نظر قطعی در مورد پیروزی یا شکست این عمل را زود می دانند و تصمیم گیری نهایی در این مورد را مستلزم بچه دار شدن دیرا سرات می دانند.

پس از 6 ماه تیم پزشکی می توانند پس از اطمینان یافتن از زنده ماندن بافت پیوندی، عملیات لقاح مصنوعی را انجام دهند. هر چند که این زایمان خالی از خطر نیست دیرا سرت خود را برای پذیرفتن تمام مخاطرات آن آماده نشان می دهد.

او دوره های عادت ماهیانه را آغاز کرده که نشانه خوبی است. پزشکان تصمیم دارند پس از بارداری و وضع حمل این زن رحم را خارج کنند تا دچار رد پیوند نشود.

دیدگاه‌ها  

0 # هنگامه. مفیدی 1390-07-27 11:38
man aslan nemitououounam jesme ye adame m0rdar0 taham0l k0nam. vay che taghati dare
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # .... 1390-07-27 11:46
یعنی یه بچه ارزش این رو داره که آدم جنازه با خودش حمل کنه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # maryam 1390-07-27 11:47
manam hazer nistam ye hamchin kari bokonam .shayad aslan nabayad bache dar beshe . che kariye zoor zoori?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hadis 1390-07-27 11:47
مگه نسل آدم رو به انقراضه؟؟ من یه همچین کاریو اصلا دوست ندارم. میرم بچه از پرورشگاه میارم خب...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ti ti 1390-07-27 12:13
gonah dare in jori nagin,khob shayad onam mikhaste mesle ye khanoome tabie zendegi kone
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # هدهد 1390-07-27 14:42
باید ازخداممنون باشیم که راههای زیادی رابرای ادامه زندگی دراختیاربشرقرارداده.تبارک الله.علم پزشکی آنقدرپیشرفت کرده که تمام بیماران باامیدواری به زندگیشون ادامه میدن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mani 1390-07-27 15:11
از خدا ممنون باشیم یا از علم پزشکی؟؟؟ اگه کار کار خدا بود که صبر نمیکرد 4 تا انسان یالغوزبیمار شفا بدن که میکرد؟ یا اصلا چرا این بیماری ها رو درست کرد مگه همچیرو اون درست نکرده دست تنها؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-07-27 22:31
اولا علم پزشکی واقعا پیشرفت کرده من واقعا به جامعه پزشکی تبریک میگم کارشون واقعا معرکه بوده ، دوما دوستان عزیز کفر نگین خدا همه کاراش با حکمت هیچ کار خدا نیست که بی حکمت باشه این بیماری رو به این زن داده تا زنای دیگه که شاید مثل این خانم هستن اعتماد به نفسشونو از دست ندن و به خدا و مهربانی خدا امیدوار باشن خدا میخواد ما با مشاهده این موارد عبرت بگیریم و همیشه تو زندگیمون امیدوار باشیم ، خدا جون دوست دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # پروانه 1390-08-03 22:40
من حتما اين مطلب رو دنبال مي كنم .خواهش مي كنم نتيجش رو حتما بنويسيد. من خودم خيلي دوست دارم كه اين مشكل حل بشه به هر قيمتي...
با تشكر از شما به خاطر اينكه به همچين موضوع مهمي تو وبلاگتون پرداختين.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نسیم 1393-08-29 22:17
خواهش می کنم ایمل خانم دیرا سرت رابرام بفرستین.من همچین مشکلی دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

من بابانوئل بچه ها هستم

بچگی های مان وقتی می رفتیم  مهمانی و حوصله مان سر می رفت و شروع می کردیم به نق زدن و ساز بریم بریم کوک می کردیم ، صاحب خانه برای این که ما را ساکت کند که بتواند با خانواده مان راحت تر و بیشتر معاشرت کند ، می رفت یک کاغذ درب و داغان و یک مداد بدتر از آن می آورد و می گفت: " یه نقاشی برای خاله بکش ! "

کودکان و خشونت

کافی است تلویزیون را روشن کنید تا مثل همیشه چندین خبر درباره خشونت داعش، کشمکش‌های سوریه و عراق، درگیری‌های فلسطین، کشتار در آمریکا و الجزایر، ترور در اروپا و هر جای دیگری در دنیا ببینید و بشنوید. کودک‌تان کنار شما نشسته و همه چیز را می‌بیند. چطور باید چنین دنیایی را برای کودک‌تان توضیح بدهید؟ این خشونت‌ها چه تاثیری دارند؟ آیا او می‌ترسد؟ چه کاری از شما برمی‌آید؟ دنیا همیشه جایی پر از خشونت، جنگ، کشتار و ترور بوده‌ اما در سال‌های اخیر روند رو به رشدی در انتشار اخبار مربوط به جنگ‌ها، کشتارها وخشونت‌ها به وجود آمده است. بسیاری از ما بی‌توجه به تاثیرعمیق این خشونت‌ها از ترس‌هایی که ایجاد می‌کنند، می‌گذریم و  کودک را به حال خودش رها می‌کنیم. دکتر الن هندریکسن، روانشناسی است که ۱۳ راهکار برای گفت‌وگو با کودکان درباره تروریسم و خشونت پیشنهاد داده است. این پیشنهادها ساده اما حاوی نکته‌هایی دقیق هستند. بی‌خبری خوش خبری است تا جایی که می‌توانید کودک را از تماشای تصاویر خشونت‌بار دور نگه دارید، چون ذهن کودکان اصلا شبیه ما نیست. آنها مرزی بین خیال و واقعیت ندارند. اگر نمی‌خواهید کودک‌تان دچار ترس‌های شبانه، بی‌خوابی و کابوس شود، باید کمی آگاهانه‌تر رفتار کنید.  وقتی کودکی در کنار شماست شبکه‌های خبری را تماشا نکنید. خوب است این نکته را هم رعایت کنید که تا جایی که ممکن است بحث‌هایی با محتوای موضوعات خشونت آمیز روز که به شدت شما را تحت تاثیر قرار داده، نداشته باشید. شاید از نظر شما کودک در عالم بازی خودش غرق باشد اما واقعا این‌طور نیست. بچه‌ها شبیه اسفنج همه چیز را  جذب می‌کنند. آنها  بسیار هوشیار هستند. لطفا اخبار جنایت‌های هر روزه داعش را جلوی کودک‌تان دنبال نکنید. اگر او محو تماشای یک تصویر خشونت‌بار در تلویزیون است اولین قدم این است که در چنین موقعیتی آرامش‌تان را حفظ کنید. بدون اشاره به اینکه چه محتوایی پخش می‌شود  بگویید: «بهتر است به تلویزیون استراحت بدهیم» و سپس تلویزیون را خاموش کنید و موضوع را عوض کنید. مثلا درباره آخرین اتفاق جالب زندگی کودک حرف بزنید. هرگز با دستپاچگی تلویزیون را خاموش نکنید یا تذکر ندهید که او نباید چنین تصاویری را ببیند. هرچقدر موضوع را بااهمیت جلوه بدهید، برای کودک‌تان حساسیت و اشتیاق ایجاد می‌کنید. او حتی ممکن است در این باره دچار احساس عذاب وجدان شود.   اگر رد پایی از خشونت می‌بینید اگر در بازی‌های کودک تاثیر خشونت‌های رایج را می‌بینید، بدون اینکه سعی کنید جلوی ادامه بازی را بگیرید با مداخله در بازی سعی کنید روند آن را تغییر بدهید. مثلا اگر کودک با لگوها یک ساختمان ساخته و هدفش این است که مثل همیشه آن را ویران کند و صدای انفجار در بیاورد، وارد بازی شوید و پیشنهاد بدهید که همه این ویرانه‌ها را درست کند. از او بخواهید به این فکر کند که چطور می‌شود جلوی ویران شدن این ساختمان زیبا را گرفت. او می‌تواند با درست کردن یک حصار از آن محافظت کند یا عروسکش را مسئول مراقبت از ساختمان قرار بدهد. برای کودکان کم سن،  لزومی ندارد که مفهوم امنیت را با واقعیت‌ها منطبق کنید. یک دایناسور هم می‌تواند مراقب امنیت این ساختمان باشد. او چه چیزی شنیده؟ در گفت‌وگو با کودکان بزرگ‌تر می‌توانید با این جمله شروع کنید که او دقیقا چه چیزی شنیده است؟ این مساله در مورد نوجوان‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند مهم‌تر است، چون آنها تقریبا همه اخبار مربوط به تروریسم و خشونت را می‌شنوند. بنابراین اگر در جمع خانواده خبری از خشونت‌ها شنیدید، از این فرصت استفاده کنید و با او وارد مکالمه شوید: «راستی در مدرسه راجع به داعش چه می‌گویند؟» یا اگر خود او بحثی را در این مورد شروع کرد از او بخواهید دقیقا درباره چیزهایی که شنیده حرف بزند. اگر او از جواب دادن طفره می‌رود اصلا او را مجبور نکنید که چیز بیشتری بگوید. اما اگر اشتیاق نشان داد و درباره یک واقعه خشونت‌آمیز مثل سربریدن یک خبرنگار حرف زد، در مکالمه به سه مساله دقت کنید: ترس‌هایش، اطلاعات درست و غلط و سوال‌هایی که در ذهن دارد. در ادامه من به شما روش واکنش مناسب را می‌گویم: اگر ترسیده اگر در بیان فرزندتان ترس و نگرانی می‌بینید، باید این ترس را واقعی، محدود و طبیعی‌ کنید. مثلا بگویید: «خبر وحشتناکی بود. همه ما از این خبر ترسیدیم» و هرگز نگویید: «این ترس ندارد یا دلیلی برای ترس وجود ندارد.» حتی اگر جایی زندگی می‌کنید که هیچ نوع ترسی وجود ندارد و امنیت فراهم است، باز هم نباید ترس را انکار کنید. چون او واقعا ترسیده است و این فقط به او نشان می‌دهد که والدینش افرادی نیستند که بشود با آنها درباره این مساله حرف زد. جست‌وجو برای کمک وقتی تراژدی اتفاق افتاده، به نقش افراد مثبت در حادثه بیشتر اشاره کنید. پلیس، ارتش، مردم داوطلب و سازمان‌های بین‌المللی، کسانی هستند که به افراد آسیب دیده کمک می‌کنند. مثلا اگر خبری درباره یک قهرمان یا نجات یافتگانی از یک فاجعه به روز شده است، حتما این خبر را با فرزندتان در میان بگذارید. کودک باید با وجود همه این اخبار ناگوار به انسانیت باور داشته باشد. پررنگ کردن فاصله‌ها یکی از راه‌های مقابله با ترس و آرام کردن کودکی که ترسیده، اشاره به فاصله مکانی بین محل زندگی تا محل حادثه است. تلویزیون حادثه را به اتاق نشیمن شما آورده است. او نمی‌داند سوریه یا الجزایر کجاست. یک شهر نزدیک است یا در یک سیاره دیگر؟ با نقشه، فاصله مکانی را نشان بدهید. ممکن یا محتمل؟ کودکان بزرگ‌تری که قادر به درک مفاهیم انتزاعی هستند، تفاوت بین ممکن بودن و محتمل بودن را می‌دانند. عملیات تروریستی ممکن است در همین شهر شما هم اتفاق بیفتد اما احتمال وقوع آن بسیار پایین‌تر است. اگر اخبار درباره کشته‌ای در شهر شماست، به کودک بفهمانید که چون این اتفاق نادر است، رسانه‌ای شده و مورد بحث جدی است. بیشتر آدم‌ها خوبند با اینکه خشونت و ترور  وجود دارد اما بیشتر آدم‌ها خشونت را نفی می‌کنند. یادآوری این نکته در کم شدن ترس کودک بسیار موثر است. خشونت‌طلب‌ها درصد کمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. بیشتر آدم‌ها صلح طلب و انسان دوست هستند. شاید کودک‌تان این نکته را بداند اما اشاره دوباره به آن در لحظه‌های ترس و اضطراب به او آرامش می‌دهد. برداشت‌های غلط را درست کنید اگر کودک فکر می‌کند بیشتر آدم‌ها خطرناک و ترسناک هستند، این برداشت غلط باید اصلاح شود. آیا کودک شما فکر می‌کند مسلمان‌ها تروریست هستند؟ این فرصتی برای آموزش است. اکنون وقت مناسبی برای آموزش مفاهیمی مثل تعصب و بیگانه‌ستیزی و اصلاح تصورات اشتباه است. مثلا بگویید: «تروریست‌ها کسانی هستند که از خشونت برای ترساندن دیگران استفاده می‌کنند در حالی که بیشتر مسلمان‌ها  صلح طلب هستند.» شوخی با خشونت کودک همیشه درک درستی از خشونت ندارد و می‌تواند آن را نوعی بازی بداند. مثلا در بازی یا مکالماتش از گردن زدن آدم‌ها استفاده کند. خود شما باید این نکته را در ذهن داشته باشید که خیلی از بچه‌ها حتی درک درستی از مرگ ندارند چه برسد به مرگ خشونت بار یک انسان بی‌گناه. به کودک بیاموزید که خشونت بهانه‌ای برای شوخی و طنز نیست. جوابی برای ترس‌ها بسیاری اوقات کودک ترس‌ها را در قالب سوال‌هایش مطرح می‌کند. مثلا می‌پرسد: «آیا این اتفاق می‌تواند در شهر ما هم بیفتد؟» به جای اینکه با یک «نه» پاسخ بدهید، با دادن یک پاسخ کامل و درست امنیت ایجاد کنید. به او بگویید: «هزاران نفر تلاش می‌کنند تا کشور و شهر ما امن باشد.» برای بچه‌های کوچکتر دقت پاسخ شما خیلی مهم نیست. او فقط باید احساس امنیت کند. هیچ مشکلی وجود ندارد که به کودک پنج ساله بگویید لاک پشت‌های نینجا از شهرها مراقبت می‌کنند. او چه عملکردی خواهد داشت؟ در نوجوانی دیدگاه اخلاقی نیز در حال شکل‌گیری است. شنیدن اخبار خشونت آمیز ممکن است در فرزند نوجوان‌تان این تصور را به وجود بیاورد که جهان ناعادلانه است. اگر او می‌پرسد چطور یک نفر چنین کار وحشیانه‌ای انجام می‌د‌هد، به او چه جوابی خواهید داد؟ مکالمه را هدایت کنید. مثلا تشویقش کنید که به عنوان یک انسان برای ایجاد صلح در جهان تلاش کند. همین که چنین ایده‌ای در ذهن او شکل بگیرد بدون شک یک انسان موثر برای صلح پرورش پیدا خواهد کرد
انواع بازی کودکان سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب آیا آماده بارداری هستید؟ کودکان بهانه گیر بچه ها را برای مدرسه آماده کنید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

چرا لیدی گاگا لباس های عجیب می پوشد؟

چه طرفدار لیدی گاگا باشید چه پیگیر کارهای او نباشید و چه از رفتار و سکنات او بدتان بیاید، یک حقیقت در مورد او غیرقابل انکار است. لیدی گاگا عجیب و غریب لباس می پوشد.

زنان از مردان چه می خواهند (1)

1- زنان مردی می خواهند که مطمئن باشد! اطمینان اولین ویژگی ای است که زنان به دنبالش هستند.سست و ترسو نباشید. برای هر چیزی عذرخواهی نکنید. واقعی باشید، خودتان باشید. 2-زنان مردی می خواهند که این احساس را برایشان ایجاد کندکه فقط او (زن) تنها شخص مورد توجه است. زنان به مردی که برای جلب رضایتشان تلاش کنند بسیار علاقمند می شوند. برای مثال، مرد در را برایش باز می کند، در سمت راست خیابان راه می رود، در خرید کردن به او کمک می کند. در مورد یک جنتلمن صحبت می کنم:) ... اگر او سردش است، کت خودتان را به او تعارف کنید. اگر دچار مشکل شده، از او حمایت کنید. اگر موقعیت خطرناکی است، او را در آغوش بگیرید. یک مرد واقعی باشید. 3-زنان مردی شوخ طبع می خواهند. یک زن همیشه مردی را که قادر به خنداندنش باشد، دوست خواهد داشت. اگر کسل باشید، خسته کننده خواهید بود.اگر زنی را بخندانید،در نیمه راه موفقیت هستید. شانستان را امتحان کرده، خودتان باشید و در عین حال شوخ طبع باشید. متخصصان زیادی در مورد جاذبه ، ادعا می کنند که "رضایت از خود " و "شوخ طبعی" دو ویژگی مهم در مجذوب ساختن یک زن است. من هم موافقم. 4-زنان مردی می خواهند که به آنان گوش دهد(بله، حتی به شکوه ها و جزئیات تمام مسائل غیرمنطقی) و نه الزما با نصحیت کردن. بسیار از زنان دوست دارند از مشکلاتشان شکایت کنند، گرچه برای اندرز شدن شکایت نمی کنند. فقط برای آزادانه بیان کردن خوشان. می دانم که سر تکان دادن و پشتیبانی کردن دشوار است، زیرا ممکن است بخواهید فیلم تماشا کرده یا کاری که بیشتر هیجان انگیز به نظر می رسد انجام دهید. اما واقعیت این است که همسرتان هنگامی که دقیقا به حرف هایش گوش دهید و نیازهایش را در ک کنید شما را دوست خواهد داشت. باید بدانید که زنان به تخلیه احساسات خود نیاز دارند. به او اجازه این کار را بدهید و او شما را می پذیرد. سر تکان دهید. درگیر شوید و بازخورد فعالانه ای از خود بروز دهید. کاملا به آنچه می گوید علاقه نشان دهید بدون اینکه نگران باشید که قرار است بعد چه بگویید. سپس دقت کنید که چه اتفاقی می افتد و او از احساساتش بیشتر برایتان می گوید. زنان می خواهند که مردان به آنان گوش کنند زیرا آن ها نیازی به شنیده شدن دارند. زنان می خواهند که همسرشان احساس خود را بیان کرده و آنان را محرم خود سازند. گوش سپردن واقعی همراه با صمیمیت واقعی نادر است. گوش کردن واقعی تفکرمطلقی در مورد اینکه چه چیزی گفته می شود و هم چنین جذب شدن به آنچه او می گوید، است. گوش کردن توجه فعالی می خواهد و مسدود کردن ذهن در حال فعالیت است. 5-زنان می خواهند همسرشان طوری با آنان برخورد کنند که انگار آن ها جذاب ترین زن روی زمین اند که هیچ زن دیگری قابل مقایسه با آن ها نیست. صحبت کردن در مورد دوست دختر قبلیتان امتیازات بالاتری برایتان در پی نخواهد داشت. برخورد کردن با او به گونه ای که او تنها شخص مورد نظر است،باعث می شود که مدتی لبخند بزند.
مردگان در دنیای مجازی با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید دنیای رنگارنگ ما سامسونگ انتقام شکست‌ نوت ۷ را می‌گیرد؟ این ده نفر بالاترین آی کیو را داشته اند

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام برادری به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 10 گام تا استخدام دختران آتش تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

برترین نژاد های سگ

سگ ها پستاندارانی هستند که از زمان اهلی سازی گرگ ها یعنی 15 هزار سال پیش یا حتی از زمانی که شواهد ژنتیکی فسیل ها و تست های دی ان ای مشخص شده، یعنی 100 هزار سال پیش، وجود د

12 راز خوشبختی

کسانی که در زندگی احساس رضایت می نمایند کسانی هستند که تفاوت بسیار کمی با ما دارند، در حقیقت تفاوت آنها تنها در نوع نگرششان نسبت به زندگی و طرز فکر آنهاست تا مقدار حساب بانکی اندازه کمد لباسها یا ارزش جواهراتشان. این 12 نکته تفاوت انسانهای خوشبخت را بخوانید و کمی در مورد اولویتهای فکری خود در زندگی تجدید نظر نمایید. ما را از نظرات و تجربیاتتان بی بهره نگذارید. 1-      اظهار رضایت وقتی شما از چیزی که دارید رضایت داشته باشید، چیزی که شما دارید قدردان ارزش خود خواهد بود. اگر ما از دارائی هایمان و روابطمان راضی نباشیم مسلما نخواهیم توانست احساس خوشبختی نماییم. 2-      مروج مثبت نگری انسانهایی که تفکرات مثبت گرایانه دارند دنیا را به مثابه یک انرژی پایان ناپذیر از فرصتهای زندگی می بینند، حتی در دوره های سخت زندگی. 3-      دوری از مقایسه خود با دیگران مقایسه زندگی خود با دیگران مانند سمی است که پایه های خوشبختی شما را از بین خواهد برد. تنها کسی که شما باید خود را او مقایسه نمایید خودتان هستید در قبل و هم اکنون خود. 4-      تمرین مهربانی با دیگران کمک به افراد نیازمند بدون چشمداشت میتواند مانند یک منبع سرشار احساس مثبت در زندگی بکار آید. 5-      زندگی اجتماعی پویا خوشحالترین مردم کسانی هستند که در زندگی خود دارای روابط اجتماعی پویا و سالم با انسانهای دیگر هستند. 6-      آمادگی برای وقت نیاز کسانی که خود را برای وضعیت خطر، اتفاق غیر قابل پیش بینی  و غیر مترقبه آماده نموده اند کمتر از دیگران مورد آسیب قرار می گیرند. 7-      آمادگی برای بخشیدن جمع کردن احساسات بد و نفرت برای سلامتی خطرناک است. بخشش هم روح و هم جسم شما را سبک می گرداند. 8-      توجه به کاری که باید انجام گردد تنظیم برنامه های مهم زندگی و توجه و تمرکز بروی آها بطوریکه هیچ چیزی نتواند تمرکزتان را بهم بزند. 9-      احساس وظیفه به اهداف خود در زندگی معجزات وقتی بوقوع می پیوندند که شما به اهداف خود احساس وظیف نمایید و در زندگی کوششتان بر اساس اهدافتان تنظیم شده باشد.  تنها در اینگونه مواقع است که زندگی شما را به جاهایی خواهد برد که انتظارش را نداشته اید. 10-   چشیدن لحظه های شادی زمانهایی در زندگی هست که باید سرعت زندگی را کم نمود و از لحظه به لحظه آن لذت برد. عروسی، تولد، جشنها و مسافرتها از این دسته از لحظاتی هستند که باید هر لحظه را زندگی نمود. 11-   معنویت در زندگی وقتی ما معنویت و یا دین را در زندگی خود وارد می نماییم می فهمیم که زندگی بزرگتر از هر کدام از ماست و ما در مرکز جهان هستی قرار نداریم. 12-   مراقبت از سلامت سلامت ما مهمترین بخش احساس خوشبختی ما است که کمتر در نظر می گیریم بدن سالم میتواند ما را به خوشبخترین خود برساند یا از آن دور نماید.
الویتهای نوین مردان در انتخاب همسر زندگی مشترک شاد غیر ممکن نیست چرا تا حالا ازدواج نکرده اید؟ یک میلیارد جفت آل استار 9 حرکتی که شور و هیجان را به اتاق خوابتان بر می گرداند

آداب و رسوم

حاجی فیروز

با نزدیک شدن نوروز در کوچه و خیابان ها کم کم سر و کله حاجی فیروز ها پیدا می شود. گفته می شود حاجی فیروز یا حاجی پیروز منادی سنتی نوروز است . این مرد شاد با سر و صورت تیره و لباس های قرمزرنگ برای ما ایرانیان از دوست داشتنی ترین چهره های سنتی مان است.

7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید !

وقتی در مورد آداب و رسوم ناهار خوری فکر می کنیم، آنچه که در تصور همه ی ما شکل می گیرد، این است که آداب و رسوم ناهار خوری بسیار ساده است و به جز پشت میز نشستن و صرف غذای مورد علاقه مان چیز دیگری نیست، مگر غیر از این است؟ اما این طرز فکر کاملا اشتباه است. و به راستی، اخلاق، رفتار، احترام و غیره جزو آداب و رسوم ناهار خوری محسوب می شوند. اکنون حتما از خودتان می پرسید «پس چه رفتاری هنگام ناهار یا شام خوردن اشتباه تلقی می شوند؟» در اینجا به 8 اشتباه متداول اداب ناهار خوری که انجام می دهید ولی هرگز در مورد آن فکر نکرده اید برایتان توضیح می دهیم! به عنوان مثال، آیا می دانستید ... 1. طرز قرار گرفتن قاشق و چنگال شما می توانند معانی مختلفی به میزبانتان بفهمانند؟ 2. ساییدن چاپستیکس (چوب غذا خوری رایج در آسیای شرقی) به هم، به معنای بی ادبی هست؟ به معنی این است که پذیرایی کیفیت پایینی داشته و از ظروف و وسایل ارزان و بی کیفیتی استفاده شده است. 3. باقی گذاشتن چاپستیکس در میان ظرف خود به معنی نقض آداب و رسوم هست؟ 4. باقی گذاشتن چاپستیکس خود در حالت ایستاده درون کاسه برنج به معنی تعارف به مرده است؟ 5. روش مناسب برای قرار دادن کارد و چنگال بعد از استفاده به شکل زیر است؟ نباید کارد را مثل خنجر در دستتان بگیرید و یا چنگال را دوباره روی میز به حالت اولیه اش بعد از استفاده قرار دهید. 6. همیشه باید نمک و فلفل را کنار هم قرار دهید؟ هرگز این دو را جدا از هم روی میز قرار ندهید. 7. این شکل نحوه ی چیدمان میز ناهار خوری ساده می باشد؟  
عیدی غدیر: اسكناس تا نخورده لای كتاب عید آب پاشی - جشن وارداوار سپندارمزگان روز عشق پارسی از اینجا تا به شیراز عید فطر در ایران

سفر و تفریح

سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی

وقتی اسم غار می آید بیشتر حواس ها جمع غار علیصدر می شود . اما در گوشه دیگری از این سرزمین غار دیگری هست كه تقریبا مختصات علیصدر را دارد به اضافه این كه از یك سو با قایق وارد می شوی و در میانه آن باید پیاده شوی و از در دیگر غار از شكاف سنگ ها پیاده خارج شوی.

اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت

وقتی برای سفر برنامه‌ریزی می‌کنیم، تنها بودجه مقصد نیست که باید به آن فکر کنیم. در کنار آن باید به نحوه رفتن به آن مکان (هواپیما، قطار،‌ اتوبوس، وسیله نقلیه شخصی)، محل اقامت (هتل، هاستل، متل، مسافرخانه، خانه دوست و آشنا یا غریبه)، فعالیت‌هایی که می‌خواهیم در آنجا داشته باشیم (از دیدن مکان‌های تاریخی و دیدنی تا غذا خوردن و خرید کردن) و زمان برگشت هم فکر کنیم. اما در کنار این‌ها جزییات دیگری هم هست که حتی اگر در برنامه‌ریزی اولیه به آن فکر نکنیم، اما در طول سفر به سراغمان می‌آید: کاش کمی بیشتر پول می‌دادیم اما مدت معطلی‌مان در فرودگاه‌های بین راه کمتر بود، یا فاصله بین صندلی‌های هواپیما آنقدر کم بود که تا آخر سفر زانو درد داشتیم! یا فهمیدیم که هتل ارزانی که پیدا کرده بودیم، به دلیل کیفیت پایین اتاق‌هایش یا فاصله طولانی از مرکز شهر بود که ارزان بود! شرکت‌های زیادی هستند که هدفشان بهتر شدن تجربه سفر برای ماست. در کنار شرکت‌های قدیمی‌تر-و شناخته‌شده‌تر-مثل اکسپدیا Expedia (که ارائه‌کننده خدماتی مثل فروش بلیط هواپیما، رزرو کردن هتل و وسیله نقلیه) یا هتلز دات کام hotels.com (که همانطور که از اسمش پیداست کارش پیدا کردن اتاق خالی در هتل‌هاست) و یا تریپ ادوایزرTripAdvisor (که در خصوص مکان‌های دیدنی مقصد و فعالیت‌هایی که می‌شود در آن انجام داد به ما اطلاعاتی می‌دهد) شرکت‌های نوپای زیادی هم هستند که سعی می‌کنند خدمات متفاوتی را- که ممکن است حتی ما به آن فکر هم نکرده باشیم- به ما ارائه دهند. زپ تراول Zaptravel - مجانی- همان کاری را برای شما می‌کند که قبلا آژانس‌های مسافرتی انجام می‌دادند و شما باید برایش پرداخت می‌کردید: «من می خواهم سه روز به رم بروم و اینقدر هم پول دارم!» «برای من یک جای رومانتیک پیدا کنید که نامزدم را در تابستان به آنجا ببرم.»، «هتل گرانقیمت نمی‌خواهم اما دلم می خواهد به مرکز شهر نزدیک باشد.» شما این اطلاعات را به زیپ تراول می‌دهید و آنها برای شما مناسب‌ترین مکان را -با توجه به بودجه، زمان و نوع فعالیتی که می‌خواهید انجام دهید» برایتان پیدا می‌کنند. حالا فرض کنید شما محدودیت خاصی برای زمان سفر ندارید، اما بودجه‌تان محدود است. یعنی می‌دانید که پنج میلیون تومان دارید و ده روز قرار است در ماه شهریور به چین بروید، اما برایتان تاریخ شروع و پایان سفر فرقی ندارد، وب‌سایت ادیوسو Adisio برای شما بهترین ترکیب پرواز و اقامت را با این بودجه و در بازه زمانی یک ماهه مشخص می‌کند. هرچه بازه زمانی طولانی‌تری به ادیوسو بدهید، امکان ارزان‌تر شدن سفرتان یا بالا رفتن کیفیتش بیشتر می‌شود. اگر شما زیاد با هواپیما سفر کنید، احتمالا دیگر فقط رسیدن به مقصد برایتان مهم نیست، چرا که شما زمان زیادی را در هواپیما سپری می‌کنید. شما ترجیح می‌دهید پروازتان وای‌فای داشته باشد، غذای مجانی به شما دهند، در تمام طول سفر زانوهایتان توی شکمتان جمع نشود، بتوانید توی راه تلویزیون و فیلم نگاه کنید و ...وب‌سایت روت هپی Routehappy به شما این امکان را می‌دهید که قبل از خرید بلیط، از این امکانات خط هوایی هم با خبر شوید و در واقع با علم به امکانات هواپیما، بلیط بخرید. با وجود اینترنت حالا دیگر جستجو برای یافتن مکان‌های تاریخی و دیدنی شهرها آسان شده است. اما مسئله این است که در کلان‌شهرهای امروزی مثل نیویورک، لندن، شانگهای یا رم، هر روز اتفاقات فرهنگی، هنری، ورزشی و سرگرم‌کننده زیادی می‌افتد که ممکن است شما به عنوان مسافر- که لزوما زبان آن کشور را هم نمی‌دانید- از آن باخبر نشوید. فرض کنید بعد از اینکه از رم برگشتید می‌فهمید که طی همان روزهایی که آنجا بودید، تیم فوتبال آ. ث. رم میزبان یوونتوس بوده و شما می‌توانستید به تماشای آن بروید! تریپوسو Triposo، سایتی است که- به زبان انگلیسی- شما را از وقایع و فعالیت‌های محلی با خبر می‌کند. یکی دیگر از دلایلی که ممکن است آه از نهاد ما بلند کند این است که بفهمیم اتاقی را که ما با شبی دویست دلار از ماها قبل رزرو کردیم، حالا شده شبی ۱۵۰ دلار! اگر بودجه‌مان برای سفر محدود باشد، این پنجاه دلار ممکن است خیلی برایمان مهم باشد. وب سایت تینگو Tingo به شما قول می دهد که اگر شما هتل‌تان را از طریق آنها رزرو کنید و این تفاوت قیمت اتفاق بیافتد، آنها آن پنجاه دلار را به شما بر می‌گردانند! چرا که نه؟ از آن افرادی هستید که تا چمدانتان از بخش بار بیرون بیاید، دلهره زیادی دارید و از شدت اضطراب خیس عرق می‌شوید که شاید محموله‌تان در بین راه گم شده باشد یا به دستتان نرسد؟ بگ تو گو Bag2Go یا چمدان هوشمند را شرکت هواپیماسازی ایرباس AirBus برای شما طراحی کرده است! چمدان هوشمندی که جی پی اسی در خود دارد و به شما این امکان را می‌دهد که آن را لحظه به لحظه ردیابی کنید! حالا تنها نکته‌ای که باقی می‌ماند این است که چطور با وجود همه این اپلیکشن‌ها و سایت‌ها، یادمان نرود که که از اصل سفر لذت ببریم!
ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان پیشنهادهایی برای آخر هفته شاهرود، شهری که باید دید چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین پیشنهادهایی برای آخر هفته