1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

تمدن بشری سالیان سال است که خانواده را با یک پدر، یک مادر و فرزندان می شناسد. هرچند برخی فرهنگ ها تعدد زوجات برای مردان را امری ناپسند نمی دانند، اما عکس آن تقریبا غیرممکن است.
تبت تنها كشوری است كه در آنجا بعضی از زنان چند شوهر قانونی دارند، تنها دلیل این امر، مشكلات اقتصادی است و دو دلیل دارد.

دلیل اول : پدری كه چهار فرزند دارد، یكباره یك دختر را به عقد چهار پسرش در می آورد و البته طبق قراردادی كه دارند زن مذبور هر شب یا هر هفته را با یكی از برادران بسر می برد، با این كار اولا پدر اجازه نمی دهد كه اساس خانواده اش گسیخته شود بلكه بالعكس وجود زن واحد سبب اتحاد آنان می گردد و همه پروانه سان دور یك چراغ پرواز می كنند، ثانیا ثروت پدر كه از همه مهمتر است پراكنده نمی شود و به هدر نمی رود.

دلیل دوم : اگر همان پدر در مدت یكسال چهار دختر را برای چهار فرزندش عقد كند و زنان مذبور جداگانه باردار شوند، در مدت یكسال یك خانواده چهار نفری، دوازده نفر خواهد شد. اما چون زمین تبت زیاد حاصلخیز نیست و مواد غذایی محدود است، می كوشند كه از تولید نسل تا جائیكه مقدور می باشد جلوگیری كنند و با این كار جمعیت تبت را همیشه به همان اندازه ای كه هست حفظ كنند و در آخر این سئوال پیش میاید كه این جا چه بلایی به سر فرزندان می آورند و فرزندی كه از یك زن واحد بوجود می آید مال كدام برادر است ؟ اولاد اول به برادر بزرگتر تعلق خواهد داشت و به همین قیاس فرزندان بعدی به برادران كوچكتر خواهد رسید. بچه ها به ترتیب تعلق به برادر بزرگتر پدر و به بقیه عمو میگویند.

دیدگاه‌ها  

+3 # ti ti 1390-08-01 11:27
che bamaze,vaghean injorie?!:O
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # mardsalar 1390-08-01 12:43
baba ina chie mizarim dige farda nemitonim az pase in khanooma bar biyaym
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # maryam 1390-08-01 13:15
ey baba.. shomaha ke khayli porou tashrif darid aghaye mard salar .. tu mamlekati zendegi mikonid ke hey baratun tabsare o ghanoon ro mishe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # siavash 1390-08-01 13:22
behtar mard salar beza zana beran rahat shim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-08-01 13:33
khoda az delet beshnave siyavash joon.motmaen bash age ye rooz zanaro nabini mimiri az narahati
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # gigili 1390-08-01 13:35
bichare khanoomashon che gonahi kardan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ASAL 1390-08-01 17:06
vaaa!

hala in tabatiya ya tabtiya ya nemidunam harchi dineshun chiye???

in soal baram pish umadi!
?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # shadi 1390-08-01 19:02
بیچاره زنای تبتی باید 4 تاشو تحمل کنن !! ماکه تو یکیش موندیم !!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # غیرت 1390-08-17 21:18
بالا جان فکر کنم غیرت میرت یخو بالا جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

وقتی لگو هم خشن میشود

نتیجه یک تحقیق تازه در دانشگاه نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که حالت صورتشان نشان‌دهنده احساسات منفی بوده، افزایش داشته است. شرکت لگو انتقاد وارده را رد کرده و می‌گوید از ترویج خشونت حمایت نمی‌کند. قطعا زندگی همیشه شیرین‌کامی به دنبال ندارد و گاهی روی تلخش را هم نشان می‌دهد، اما شرکت دانمارکی مشهور "لگو" (Lego) ظاهرا بر این باور است که باید چشم‌ بچه‌ها را از همان ابتدا به روی این حقیقت باز کرد که خوشی و خنده در زندگی دائمی نیست. نتیجه پژوهشی در دانشگاه کنتربری (Canterbury) در نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که نشان‌دهنده احساسات منفی هستند، در طول سال‌های اخیر افزایش داشته است. این نتیجه از روی بررسی ۶ هزار آدمک لگو به دست آمده است. کریستوف بارت نک، سرپرست این گروه تحقیقی می‌گوید: «برداشت ما این است که موضوعاتی که لگو آن‌ها را دستمایه می‌کند، به طور فزاینده‌ای باعث شکل دادن به درگیری می‌شود. اغلب یک شخصیت خوب در حال جنگیدن با یک شخصیت بد است.» شرکت لگو در تولید محصولاتش صحنه‌هایی از فیلم‌های سینمایی یا بازی‌های ویدئویی را بازسازی می‌کند. آقای بارت نک اضافه می‌کند: «شخصیت‌های خوب در یک درگیری می‌توانند رنج ببرند، در حالی‌که شخصیت‌های بد لبخندی خائنانه بر صورت دارند.» شرکت لگو و رد انتقادها شرکت لگو انتقادهای وارده را رد کرده است. سخنگوی این شرکت می‌گوید: «لگو از خشونت حمایت نمی‌کند. ما جنگ را با طنز ترکیب کرده‌ایم.» به گفته وی تفاوت حالت‌های چهره در آدمک‌های لگو راهی برای تسهیل بازی صحنه‌های پیچیده است. او گفته است که تحقیقات انجام شده از سوی لگو نشان می‌دهند که پسربچه‌های ۵ تا ۹ ساله تمایل زیادی به بازی کردن صحنه‌های جنگی دارند و برای همین هم مثلا "مأمور پلیسی وجود دارد که آدم متقلب را دستگیر می‌کند." سخنگوی لگو تأکید کرده است که این شرکت در خصوص ساخت صحنه‌های جنگی مرزهای مشخصی دارد. او توضیح می‌دهد: «ما خواهان درست کردن صحنه جنگ‌های مدرن و سلاح پیشرفته نیستیم. تمرکز موضوعات نه بر روی خشونت که تنها بر روی جنگ است.» کریستوف بارنک، سرپرست تحقیق انجام شده در دانشگاه نیوزلند از مسئولان لگو خواسته تا برای آدمک‌های لگو چهره‌های مناسب در نظر بگیرند و تحقیقی را انجام دهند تا مشخص شوند حالت صورت این آدمک‌ها چه واکنش‌هائی را در میان کودکان برمی‌انگیزد. منبع: DW

بدخلقی صبحگاهی کودکان

مادر ها هر روز صبح با لبخندی زیبا صبح به خیر خود را به کودک شان تقدیم می کنند اما آیا کودکان هم به همین شکل جواب می دهند؟ بعضی از روزها کودک از لحظه ای که چشمان خود را باز می کند شروع به غر زدن، گریه و کج خلقی می کند.
غذایی برای امتحانات کودکانمان دوست داشتن را به کودکانمان بیاموزیم فرزندان خود را وابسته بار نیاورید تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

زنی جوان، پشت نقاب پیری

تصور کنید در روزگار جوانی و طراوت، روزی از خواب بیدار شوید و در آیینه مادربزرگ تان را ببینید. پیر شدن به خودی خود اتفاق دردناکی است، اما از آن غیر قابل تحمل تر آن است که فرایندی که برای انسانهای دیگر طی 50 سال اتفاق می افتد برای شما یک شبه پیش بیاید.

ورود تکنولوژی عینک گوگل در تنیس حرفه‌ای

بتانی ماتک‌سندز، تنیس‌باز شماره 58 برترین تنیس‌بازان زن جهان اولین کسی است که قصد دارد از عینک الکترونیکی گوگل در تنیس حرفه‌ای‌اش استفاده کند. اینطور که خود گوگل گزارش داده، استفاده از این عینک خیلی راحت است و مشکلی برای ورزشکار به وجود نمی‌آورد. نه تنها جلوی دیدش را نمی‌گیرد بلکه اگر از عینک‌های آفتابی ورزشی که خیلی از تنیس‌بازان استفاده می‌کنند سبک‌تر نباشد، ابدا سنگین‌تر نیست.گوگل‌گلاس چطور به تنیس‌بازان کمک می‌کند؟استفاده از گوگل‌گلاس امکانات زیادی به بتانی داده است. او می‌تواند کل مسابقه‌ای که می‌دهد را با این عینک ضبط کند تا تمام حرکات رقیبش و ضرباتی که خودش می‌زند از زاویه‌ای که خودش می‌بیند بازبینی شود. این کار به مربی او کمک می‌کند به بسیاری از نقاط ضعف و قوت شاگردش پی ببرد.او همچنین می‌تواند با استفاده از این عینک در تمرینات، مشکلاتش را به صورت بصری با مربی‌اش در میان بگذارد. همین که مربی بتانی و سایر مربیان بتوانند از نقطه دید ورزشکارشان بازی او را تماشا کنند کمک شایانی به فهم مشکلاتش می‌کند که صحبت درباره آن را راحت‌تر کرده و اطلاعاتی کامل و بی‌نقص را در اختیار ورزشکار و مربی‌اش قرار می‌دهد. بقیه این مطلب را در اینجا بخوانید...
تاریخچه تخته نرد مردگان در دنیای مجازی بخت بلند یا لباس عروس بلند؟ رازهایی که زنان در مورد مردها نمی دانند چگونه با مرگ حیوان خانگی مان کنار بیائیم

مطالب تصادفی

حرفه من

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
حرف هایی که در محیط کار نباید گفت حرفه شیرین من گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران کیک ها را من نقاشی می کنم ... یه مَرده، یه مرد

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم

برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، باید بدانیم که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، با رویاپردازی و ایده آل نگری ارتباطی ندارد و برای آرامش باید تلاش کرد و اراده داشت و نباید بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. شناسایی عوامل مخرب در زندگی زناشویی بهترین راه برای حل این مشکلات است. به شما توصیه می کنم این مطلب و حتما بخونید، چون مطمئن هستم می تونه به شما کمک کنه. تلویزیون تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد. خانه نشینی البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که رفت و آمد با دوستان یا فامیل را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد! ساعات اضافی دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و بی حوصلگی ناشی از خستگی را با خود به خانه می آورید که برای فرزندان و همسرتان خوشایند نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید. رسیدگی به وضع ظاهر فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید!(برای آراستگی موهاتون به مقاله ما توجه کنید) همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است. بی توجهی یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند. حسادت مفرط دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید. سکوت سکوت و عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در قبلا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی درنگ از یک مشاور کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است... پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.

12 واقعیت درمورد مسایل آمیزشی

میانگین اندازه آلت تناسلی مردان جهان در حالت تحریک شده، 9 سانتیمتر است. اما به نظر می رسد بخش بزرگی از مردان نگرانِ قد و قامت عضو خصوصی خودشان هستند. واقعیت امر بر اساس سنجش ها فرق می کند چون:
زندگی مشترک شاد غیر ممکن نیست حسادت زنان را کور می کند حقایقی درمورد مردانی که زود بمقصد می رسند هفت مانع همدلی صورت لاغر را پرتر جلوه دهید

آداب و رسوم

عروسی در دیزج خلیل

روستای دیزج خلیل از توابع شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی می باشد. این روستا دارای آداب و رسوم بسیار جالبی در عروسی ها می باشد که  با آن آشنا می شوید. ابتدا خانواده پسر دختری را که دارای معیارهای شان هست را انتخاب کرده و این موضوع را با خانواده دختر مطرح می کنند. بعد از چند روز برای گرفتن جواب بر می گردند و اگر جواب خانواده دختر مثبت بود قرار خواستگاری رسمی را می گذارند و مراسم عروسی را طی سه مرحله انجام می دهند. شب قرار ( بله بران )در منزل هر دو خانواده جشن و شادی و سرور خودمانی برقرار می شود، در چنین شب به یادماندنی چند نفر از ریش سفیدان وافراد خودی از هر دو طرف درمنزل دختر جمع شده و درباره نوع  اسباب و لوازم، شیرینی و خوراکی های مراسم عروسی، مبلغ مهریه و شیربها به توافق می رسند. بعد از چند روز در یک روز موعود، دو سه نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانواده دختر به بازار شبستر رفته و 15 - 10 کیلو قند، 3 کیلو چای اعلا، یک دوری شاخه نبات، یک عدد شال (روسری)، یک حلقه انگشتری طلا، آئینه بخت، کاغذ رنگی (جهت درست کردن گل خوانچه ) وغیره خریداری می کنند. شیرینی خورانی بعد از ظهر وسایل خریداری شده را با سلیقه تزیین می کنند و درون چند سینی چوبی چیده و در یک گوشه اتاق قرار می دادند. هنگامی مدعوین جمع می شوند چند نفر خوانچه کش طبق ها را روی سرشان گذاشته و همراه مدعوین روانه خانه دختر می شوند. خانواده عروس از مهمانان با گرمی و صمیمیت استقبال کرده وپس از تعارفات معمول وجابجا شدن مهمانان، مسئول پذیرایی با یک استکان چای شیرین و پشت سرش دو استکان چای قند پهلو از مهمانان پذیرایی بعمل می آورد. از سوی میزبان به خوانچه کش ها نیزانعامی از قبیل آجیل، جوراب و یا سکه نقد داده می شود. در یک اتاق جداگانه رضایت و بلی گفتن دختر بوسیله یک بانوی سن و سال دار و آشنای خانواده گرفته می شود و به اطلاع عاقد معمّم می رسد و صیغه عقد در جمع حاضران مجلس که دست هایشان بر روی زانو هایشان می بود جاری گشته و بر روی کاغذ وارداتی ضخیم ثبت می شد، معمّم بالای عقد نامه و گواهان حاشیه آن را ممهور می کردند. خانواده دختر دو- سه روز بعد مقداری وسایل پیشکشی همراه با نان قندی(شکر چؤره یی ) محلی در دروت طبقها نهاده و به منزل پسر عودت می دادند. شال اندازی:پس از شیرینی خورانی در یک روز نیک مجلس زنانه در خانه دختر ترتیب می دهند که در آن مجلس بر سر دختر شال انداخته و می رقصانند و وجوه شاباش جمع شده را به خانواده دختر و دایره زن می دهند. پارچه کسمه یا نمایش  پارچه: در یک روز خجسته سه - چهار نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانوده دختر به بازار رفته و به حساب پسر برای عروس آینده چادر شب ضخیم چهارخونه، حوله، پارچه های متنوع پیراهنی، شلواری و دامنی، هدایا و سوغات برای خانواده دختر، چند کیسه حنا، وسایل آرایشی سننتی و یک عدد صندوق عروس خریده و به منزل می آورند، در منزل وسایل سبک را با تشریفات در طبقها می چینند تا در یک فرصت مناسب به منزل دختر بفرستند خانواده دختر نیز جهت دعوت به چشن زنانه به نام (پارچه کسمه) یک عدد پاکت رنگی چهار گوش به نام (سلام و دعا ) که معمولا حاوی هل، میخک و نبات است بعلاوه یک عدد نان قندی محلی در سینی (سینی کوچک)نهاده و به منزل دعوت شونده می فرستند. روز جشن (پارچه کسمه) دو نفر خانم در طرفین در ورودی منزل دختر می ایستند، یکی به مدعوین گلاب می پاشد دیگری نیز آینه به دست ایستاده وبا خوشامد گویی بانوان را به اتاق جشن راهنمایی می کند. در این جشن شادی زنانه بانوی با تجربه ومحبوبی  پارچه های خوانچه را یکایک بدست گرفته و با تعریف وتمجید و توضیحات لازم به حضار نشان می دهد. در طول نمایش کالای خوانچه عروس، دائره زن با آوازهای دلنشین و شادی آفرین آذری مدعوین را سرگرم ومسرور می کند. در پایان جشن هر یک از میهمانان نسبت به توانایی مالی اش پولی می دهد. از وجوه جمع شده مبلغی به دائره زن ومابقی را به خانوده دختر تقدیم می کنند که جهت خرید نواقص جهیزیه دختر به مصرف برسانند. قبل از شب حنا بندان، هنگام عصر، سلمانی (دلاک) محل، سر وصورت داماد را در حضور عده ای دعوت شده اصلاح کرده وانعام نقدی وجنسی دریافت می کند. دختر را نیز در خانه اش، مشاطه محل زیر ابرو گرفته وبه صورتش بند می اندازند و دستمزد وانعام دریافت میکنند. از سوی دیگر خانواده دختر پیراهن، جوراب، دستمال، عرقچین دستدوز، قاب قرآن،  ساعت، مهر، شانه و جانماز، مچ پیچ و نظایر آنها برای داماد و هدایای شاغدوش و سولدوش را به درون طبق چوبی چیده و جهت تماشا در وسط اتاق قرار می دهند. خانواده پسر جهت تماشای خوانچه ها به منزل دختر رفته و پس از پذیرایی مختصر سیاهه جهیزیه دختر را می نویسند وبه ورقه مهریه نصب می کنند. سپس خوانچه ها، صندوق لباس و لحاف - تشک عروس وداماد به منزل پسر فرستاده می شود تا در شب حنا بندان داماد از پوشاک دریافتی استفاده کند. طبق معمول طبق کشها انعام دریافت کرده وبا چهره بشاش مرخص می شوند. شما عزیزان هم اگر در شهر خود آداب و رسوم جالبی دارید برای لادبز نگار ما بفرستید تا با اسم خودتان در سایت منتشر شود.    

پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

بسیاری از مواردی كه ما آنان را به عنوان خرافه می دانیم در فرهنگ های مختلف و كشورهای مختلف وجود دارد. یكی از آن موارد چشم شور است كه در بین ایرانیان بسیار مورد توجه است.و چنان كه در زیر می خوانید در اروپا نیز به چشم شور اعتقاد دارند.
چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ یلدا مبارک رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان طالع بینی چینی برای سال 2014 عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج

سفر و تفریح

دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان

برای دیدن یکی از زیباترین دریاچه های ایران فرصت زیادی نمانده و روزهای آخر تابستان را باید غنیمت دانست. سفر به «دریاچه گهر» در استان لرستان در فصل سرما به تجهیزات کامل کوهنوردی  احتیاج دارد، اما در تابستان با یک کوله پشتی و یک کیسه خواب خوب می توان از مناظر این منطقه استفاده کرد.

شاهرود، شهری که باید دید

راه رفتن روی ابرها رویایی است دست یافتنی؛ بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. بدون شک اگر تا حالا جنگل ابر را ندیدید، پیشنهاد می‌کنیم هر چه سریعتر به دیدن آن بشتابید. چون آنجا خدا نزدیک است.
سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت پیشنهادهای آخر هفته چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟