1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

نیک سانتوناستکو، بدون پا و یک دست به دنیا آمد و از لحظه تولد به سندرم هیپوژنز اورومانیبولارمبتلا بود. یعنی مفصل دهانی فک او شکل نیافته بود.

مادر این پسر12 ساله می گوید: در زمان بارداری دریافتم که فرزندم به یکی از نادر ترین بیماری ها مبتلاست وپزشکان برایم توضیح دادند که این کودک از مشکلات حاد تنفسی و ریوی رنج خواهد برد.

اما پدر و مادر نیک، با همه نگرانی هایی که از به دنیا آمدن این کودک داشتند، مصمم بودند او ر ا مثل فرزند دیگرشان در شرایطی عادی بار بیاورند.

نیک می تواند پیانو بنوازد، شنا کند و اسکوتر سواری کند.

و اکنون او برنده جایزه طراحی پوستر ترویج ارزش های خانوادگی فرمانداری نیوجرسی است.

مادر نیک که روزی تنها آرزویش این بود که فرزندش زنده بماند و در بهترین حالت بتواند غذا بخورد، اکنون باید او را در تالار فرمانداری نیوجرسی برای دریافت جایزه اش همراهی کند.

دیدگاه‌ها  

0 # سوخته دل 1390-08-04 14:02
خدا گر ه حکمت ببندد دری
ز رحمت گشاید در دیگری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ASAL 1390-08-04 15:47
khodaya shokret!

bayad ghadre salamatimuno bedunim...

khodaya hameye marizaro shafa bede,elahi AMIN...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-05 01:04
خوشبختی ادما دست خودشونه اگه قدر چیزایی رو که دارن بدونن ویادشون باشه هرچه امروز دارن ارزوی دیروزشون بوده.. همیشه میگم من واقعا الان دارم تو بهشت رندگی میکنم با وجوداینکه اگه هرکدوم از شماهاجای من بودید از زندگیتون گله هایی داشتین..هیچ وقت به خاطر مشکلات کوچکی که داریم خوشبختیهای بزرگ زندگیمون رو فراموش نکنیم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-05 01:34
اینا همه گوشه ای از مهربونی های خدایی بزرگمونه قربونت برم خدا چقدر ما انسانهارو دوست داری خیلی از آدمایی سالم جرات شنا کردن ندارن حتی بعضیاشون از آب میترسن ولی این پسره بدون پا و یک دست شنا میکنه واقعا معرکه است چقدر خانوادش صبورن واقعا باید بهشون تبریک گفت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد

پژوهشی جدید در بریتانیا نشان می‌دهد که نوزادانی که شیر مادر مصرف می‌کنند، در بزرگسالی بیشتر شانس صعود اجتماعی دارند. شیر مادر بر سلول‌های مغز تاثیر مثبت می‌گذارد و هوش را افزایش می‌دهد. بنابر نتایج پژوهشی در بریتانیا، پیشرفت اجتماعی نوزادانی که شیر مادر مصرف می‌کنند، به میزان ۲۵ درصد افزایش می‌یابد. به گفته دانشمندان، این تحقیق فواید سالم شیر مادر را از این لحاظ گسترش می‌دهد که نشان می‌دهد، شیر مادر مزایای مثبت اجتماعی درازمدت نیز دارد. کمک به رشد سلول‌های مغز پژوهشگران بریتانیایی حدود ۱۷ هزار نفر را که متولد سال ۱۹۵۸ و ۱۶ هزار نفر متولد سال ۱۹۷۰ مورد بررسی قرار دادند. آنها برای بررسی میزان پیشرفت این افراد، وضعیت اجتماعی آنها را در سنین ۱۰ تا ۱۱ سالگی و ۳۳ تا ۳۴ سالگی را تحلیل کردند. مصرف شیر مادر و نشانه‌های استرس کمتر بر اساس این تحقیق، مصرف شیر مادر به رشد سلول‌های مغزی کمک می‌کند و هوش را افزایش می‌دهد. افزون بر این، این پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که کودکانی که شیر مادر خورده‌اند، دارای نشانه‌های بیشتری از استرس هستند. به گفته دانشمندان، یکی از دلایل این امر، چربی‌های اشباع نشده هستند که برای ساخت سلول‌های مغز به ‌کار می‌روند. یکی دیگر از نکات مثبت مصرف شیر مادر، تماس مستقیم با پوست مادر است.

کنترل مثانه در طول بارداری

آیا نمی توانید فشار مثانه خود را تحمل کنید؟ در صورتی که شما هم در کنترل مثانه خود در طول بارداری دچار دردسر شده اید، در مطالب زیر راه حل های ساده ای برای افزایش کنترل و اجتناب از دردسرهای آزاردهنده به شما پیشنهاد می شود... چه چیزی عامل کنترل ضعیف مثانه در طول بارداری می شود؟ نیاز مکرر شما به ادرار احتمالا" تبدیل به مشکل عدم توانایی در کنترل ادرار در طول دوران بارداری می گردد ( به خصوص هنگام عطسه، سرفه، خنده یا انجام حرکات کششی و یا تغییر شکل بدن) فشار فزاینده رحم بر روی مثانه در طول دوران بارداری، جای کمی برای جمع شدن ادرار در مثانه تان باقی می گذارد و همین امر باعث ایجاد مشکل در کنترل آن می گردد. آنچه باید در مورد مثانه در طول دوران بارداری بدانید این موضوع خوشایندی نیست که شما در در طول این دوران با مشکل عدم توانایی در کنترل خود داشته باشید و گاهی این موضوع، آزاردهنده، باعث ایجاد آشفتگی و حتی خجالت آور می تواند باشد (اما نگران نباشید، این مشکل در میان اکثر خانم های باردار بسیار شایع و طبیعی است!) اما همیشه مراقب باشید که انچه قادر به کنترل آن نیستید ادرار می باشد و نه مایع کیسه آب. در صورتی که با خروج مایع کیسه آب مواجه شوید، فورا" با پزشک معالج خود تماس بگیرید! در ویزیت بعدی خود حتما" مشکل عدم توانایی خود در کنترل ادرار را با دکتر خود مطرح نمائید. چگونه می توان این مشکل را حل نمود؟ تمرینات ورزشی معروف به کگل (Kegel) را حداقل روزی سه نوبت و هر بار 30 دفعه انجام دهید. مراقب افزایش وزن خود در این دوران باشید چرا که هر کیلوگرم اضافه وزن می تواند بر مثانه شما فشار وارد آورد. به مثانه خود عادت دهید مثلا" هر 30 دقیقه یکبار ادرار کنید و پس از مدتی سعی کنید این فاصله زمانی را افزایش دهید. روزانه حداقل هشت لیوان مایعات بنوشید (کاهش مصرف آب و مایعات تنها باعث کم آبی بدن شما خواهد شد). از نوشیدن قهوه، آب لیمو،  آب گوجه فرنگی و نوشیدنی های الکلی که می تواند مثانه شما را تحریک نماید بپرهیزید. می توانید از پدهای بهداشتی به منظور جذب ادرار استفاده کنید. و در پایان هنگام عطسه ، سرفه و یا خنده، پاهای خود را بصورت متقاطع نگه داشته و یا سعی کنید تا عضله نگهدارنده هنگام ادرار را منقبض کنید (حرکت کگل). منبع: babieez.com
بیخوابی کودکان، کابوس والدین آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید هفت درصد نوزادان ایمیل دارند! بوی ماه مدرسه 8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

چینی ها اینگونه خشم خود را کنترل می کنند

بسیاری از مواقع پیش آمده که وقتی عصبانی می شویم به دنبال راه حلی برای تخلیه عصبانیت خود هستیم. راه های مختلفی برای تخلیه عصبانیت می باشد. مثلا فریاد زدن، شکستن ظرف و . . .

به همت یک زن ایرانی سگ‌کشی در تبریز متوقف شد

با مصوبه فرمانداری و دادستانی تبریز از حدود ۱۰ روز پیش (اواخر تیر ۱۳۹۳) سگ‌کشی در تبریز و استان آذربایجان شرقی متوقف شده و کشتارگاه سگ‌ها در تبریز تعطیل شده است. قرار است از این پس هر سگی که در شهر دیده شود، توسط اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» برای نگه‌داری به پناهگاه برده شود. ژیلا پورایرانی مدیر «پناه‌گاه حیوانات پردیس» با اعلام این خبر می‌گوید: «طبق مصوبه‌ی استانداری، به کل استان آذربایجان شرقی دستور داده شده که از این به بعد، دیگر سگ‌ها معدوم‌ نشوند. ما هم به عنوان هسته‌ی مرکزی نظارت خواهیم کرد، راهنمایی می‌کنیم، آموزش می‌دهیم و در همه‌ی شهرستان‌ها پناه‌گاه برای سگ‌ها ایجاد می‌شود، سگ‌ها عقیم و نگهداری می‌شوند.» خانم پورایرانی از حدود ۶ سال پیش در ایران در زمینه حمایت از حیوانات فعالیت می‌کند. او می‌گوید وقتی برای اولین‌بار در مرکز معدوم کردن سگ‌ها وضعیت این حیوانات را دیده، تحت تاثیر قرار گرفته و تصمیم گرفته پناهگاهی برای سگ‌های بی‌صاحب درست کند. او درباره وضعیت مرکزی که تا همین چندی پیش سگ‌ها را در آن معدوم می‌کردند، می‌گوید: «این‌جا متاسفانه سگ‌ها را معدوم می‌کنند و پیمانکارهایی که طرف قرارداد شهرداری بودند، معمولا کارشان را به شکل غیرانسانی انجام می‌دادند. زمانی که ما رفتیم محل را دیدیم، من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتیم پناه‌گاهی ایجاد کنیم که دست‌کم تا جایی که در توان داریم، جان این حیوانات را نجات بدهیم.» به گفته ژیلا پورایرانی در محل معدوم کردن سگ‌ها، آن‌ها را یک‌ هفته تا ۱۰ روز نگه می‌داشتند تا به تعداد قابل توجهی برسند. در این مدت هم به آن‌ها غذا نمی‌دادند و بسیاری از سگ‌ها از بی آبی و بی غذایی کشته می‌شدند. به گفته او قانونا آن‌ها باید سگ‌هایی که بیماری لاعلاج و قابل سرایت بین حیوان و انسان دارند را معدوم می‌کردند، ولی شرکت خدماتی که با شهرداری برای معدوم کردن سگ‌ها قرارداد داشت، هر سگی را که به آن‌جا برده می‌شد معدوم می‌کرد. سگ‌هاپس از ورود به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» مدتی قرنطینه می‌شوند. بلافاصله پس از ورود سگ‌ها به این پناه‌گاه، آن‌ها را شست‌وشو می‌دهند، انگل‌زدایی شده و واکسینه می‌شوند. در مرحله‌ بعد سگ‌هاعقیم‌ می‌شوند. اما آیا ایجاد پناهگاهی شبیه به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» و تعطیل کردن همه مراکز معدوم‌کردن سگ‌ها در دیگر شهرهای ایران هم‌چون تهران کاری شدنی است؟ ژیلا پورایرانی می‌گوید: «این کار کاملا شدنی است، اما نیاز به یک همت شبانه‌روزی دارد. من از بچه‌های تیم خودمان واقعا تشکر می‌کنم که خیلی با من همکاری کرده‌اند. هرکدام یک قسمت از کار را عهده‌دار شده‌اند. همه‌ همکاری کردند تا توانستیم این کار را انجام بدهیم.» «پناه‌گاه حیوانات پردیس» صفحه‌‌ای هم در فیس‌بوک دارد که به صورت مرتب اخبار و وضعیت سگ‌ها در آن منتشر می‌شود. حدود ۱۵ هزار نفر هم این صفحه را لایک کرده‌اند. از ژیلا پورایرانی که ادمین صفحه فیس‌بوک «پناه‌گاه حیوانات پردیس» نیز هست، از خبررسانی منظم درباره وضعیت سگ‌ها و پناه‌گاه می‌پرسم. او می‌گوید: «من معتقدم حرفی که از دل برآید، بر دل نشیند. من عاشقانه به این زبان‌بسته‌ها خدمت می‌کنم و کارگر افتخاری پناه‌گاه هستم. از این نظر واقعا یک خلا خیلی بزرگی در جامعه‌ی ما وجود داشت. ادمین پیچ خود من هستم و سعی کردم هر اتفاقی را که می‌افتد، با زبان خیلی ساده و همان احساسی که در همان لحظه داشتم به حیوان‌دوستان و کسانی که از پیچ بازدید می‌کنند، انتقال دهم.» درحال حاضر اگر شهروندی در تبریز با شهرداری تماس بگیرد و خبر از سگی بدون صاحب در گوشه‌ای از شهر بدهد، اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» راهی آن مکان شده و سگ را زنده‌گیری کرده و به پناه‌گاه می‌آوردند. پناهگاهی که حالا حدود ۴۰۰ سگ در ان نگه‌داری می‌شوند.
این ده نفر بالاترین آی کیو را داشته اند شکایت مرد فرانسوی از اوبر به دلیل افشای خیانت به همسرش دامن رانندگان سوئدی گرانقیمت ترین ساعت جهان سردی مردان بعد از رابطه جنسی

مطالب تصادفی

حرفه من

دختران آتش

درست ده سال پیش اولین گروه آتش نشانان زن، پایان دوره آموزشی خود را جشن گرفتند و به طور رسمی وارد حرفه آتش نشانی شدند. هرچند كه در آغاز حرف و حدیث هایی برای آموزش و به كارگیری زنان در این حرفه بود، اما دختران آتش توانستند شایستگی خود را ثابت كنند تا جایی كه اكنون یك ایستگاه در اختیار دارند.

حرفه شیرین من

همه فن حریف صفتی برازنده  برای خانم مریم یگانه است. ایشان علائق شان را به تجربه و تجربه ها را به حرفه تبدیل کرده اند. در کنار همسرداری، بچه داری و تحصیل همیشه جایی برای دنبال کردن تجربه های جدید در نظر گرفته اند. یکتا وزیری با این خانم موفق گفتگویی  انجام داده که در اینجا می خوانید.
حرف هایی که در محیط کار نباید گفت حرف هایی که در محیط کار نباید گفت قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی شغل جدیدی برای زنان دختران تونل توحيد

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

سه کاری که در مواقع عصبانیت باید انجام دهید

همگی ما تجربه های تلخی از زمانهایی که عصبانی شده ایم و عواقب کارهایی که در عصبانیت انجام داده ایم داشته ایم. مطمئنا آنها بهترین تصمصمات زندگی ما نبوده اند. احساسات بخودی خود چیز بدی نیستند، بخودی خود چیز خوبی هم نیستند، کاری که بر اساس آن انجام می دهید یا عاقبت خوبی برایتان دارد یا عاقبت بدی! چکار می توانیم انجام دهیم که بعد از اینکه عصبانیت مان فروکش نمود حسرت گذشته را نخوریم؟ 1-      هرگز در موقع عصبانیت یا سرخوردگی تصمیم نگیرید این توصیه احتمالا زیاد بگوش شما خورده که وقتی عصبانیت تصمیمی نگیر، معمولا وقتی عصبانیت ما فروکش نمود از تصمیماتی که در آن حال گرفته شده است پشیمان می شویم و اکثر مواقع راه بازگشتی نیست. بهترین راه اینست که در زمان اوج عصبانیت قدمی بعقب برداریم و اوضاع را از زاویه بهتری بررسی نماییم. زمانی می توان تصمیمهای مهم زندگی را گرفت که میزان احساسات در سطح پائینی باشدو مغز بتواند در بهترین شرایط راهکاری را بشما پیشنهاد دهد. وقتی عصبانیت شما فروکش نمود بهتر میتواند درک نمایید بهترین راه کار یا فرصت شما در آن شرایط چیست؟ 2-      نگاهتان به تصویر بزرگتر از وقایع باشد مواقعی که پس از سعی و تلاش فراوان برای بهتر نمودن اوضاع ناگهان با یک حرف طرف مقابل بجوش می آیید و با عصبانیت کنترل نشده خود همه آنچه را در طی این مدت به زحمت بدست آورده اید را از بین می برید اگر در این مراحل عصبانیت بشما غالب گردد شما کنترل نه تنها بر خود بلکه به اداره امور را از دست خواهید داد و باعث خواهید شد همه آنچه بافته بودید از بین برود. هدف چیزی است که نباید در امواج خروشان عصبانیت شما غرق گردد، شما باید مطمئن شوید که آنچه انجام می دهید در راه آنچه از روابطتان می خواهید می باشد. 3-      نتیجه محور باشید یکی از راههای تنظیم بهتر اوضاع بیاد اوری کارها و فداکاریهایی است که تاکنون برای بهبود شرایط و رسیدن به این نقطه از خود نشان داده اید. بعنوان مثال زمانی که برایساختن آینده شغلی خود در شرکت گذاشته اید  و اینکه این همه زحمت و زمان چگونه ممکن است در یک آن از بین برود؛ آیا ارزشش را دارد؟ یک انتخاب ناصحیح رفتار و گفتار و پنج دقیقه عصبانیت حتی بحق میتواند آنچه را در بیست سال ساخته اید در عرض پنج دقیقه بباد دهد.

افزایش سن برابر است با کاهش دوستان

وقتی جوان هستیم دوستی نقش اساسی در زندگی ما دارد ولی هر چه مسن تر می شویم با اینکه نیاز به دوست بر قوت خودش باقی است از تعداد دوستان کاسته می شود.   در سلسله مراتب روابط انسانی، دوستی همیشه وجود دارد ولی رتبه آخر نصیبش می شود. دوستی عاشقانه مهمترین شان است بعد عشق به والدین و فرزندان و در نهایت دوستی معمولی قرار دارد. دوستی تامین کننده سه توقع همیشگی است. با دوست می شود حرف زد. می توان به دوست در لحظات دشوار زندگی تکیه کرد و گذراندن وقت با دوست لذتبخش است. در کودکی، دوستی یعنی یکی باشد که تفریح و بازی کنیم. در نوجوانی صمیمت و  حمایت از همدیگر اصل است… بدی دوستی در نوجوانی ناپایدار بودنش است چون شخصیت ها و خصلت ها عوض می شود. نوجوانی، مرحله شکل گیری هویت است و دوران خوبی برای اعتماد و آموختن تجربیات از طریق دوستی ها است اولِ جوانی بهترین دوران دوستی بین افراد است. آدم ها از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند و تقریبا می دانند چه چیزهایی برای شان جالب و مهم است. بر اساس آمار، افراد بین 20 تا 24 ساله بیشتر از هر دوره ای با دوستان خود وقت می گذرانند. اولین تراژدی مربوط به تجربه دوستی در پایان دوران جوانی اتفاق می افتد وقتی که عملا برای دوستانی که نقش مهمی در تصمیمات زندگی داشته اند وقت وجود ندارد. از میانسالی به بعد، وقت برای دوستان مدام کمیاب می شود. همه افراد، مشغول اصلی فرعی کردن ماجراهای پیرامون خود هستند. ازدواج باعث بیشترین ریزش در تعداد دوستان است. عروسی ها در حقیقت محل آخرین گردهم ایی دوستان عروس و داماد است. مراسمی که با از دست رفتن دوستی ها ثبت می شود. ،نگهداری و وماندگاری دوستی دو شرط اساسی دارد. اینکه چقدر قدرت گفتگوی صمیمی پرورده شده است و دیگر اینکه چقدر نسبت به هم احساس تعهد و یاری می کنند. از میانسالی به بعد دوستی ها بستگی به شرایط افراد دارد. به مسئولیت های زندگی ، شغل و فرزندان… در دوران بازنشستگی و شروع کهولت سن، میل و انگیزه برای یافتن دوست جدید کم می شود چون انرژی، تحمل و حوصله کافی برای ایجاد یک دوست خوب موجود نیست. آدمها با افزایش سن شان به طور طبیعی و خیلی آرام، ناگزیرند شاهد کاهش دوستان شان باشند. مریضی ها و حتی مرگ و میر از تعداد دوستان بسیار قدیمی می کاهد. با این وجود نیاز به دوست، معاشرت، اعتماد و پشتیبانی معنوی از همدیگر، همیشه در زندگی افراد پابرجا خواهد ماند.  
انرژی مثبت دوستانمان بیایید آدم های متمدنی باشیم مدیتیشن آتش درون را شعله ور می سازد امروز قراره یه اتفاق خوب برای من بیفته "دوستت دارم " فقط یک جمله نیست

آداب و رسوم

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    

نوروز مبارک

سال نوی خورشیدی با بلند شدن صدای توپ تحویل سال شروع می شود. نشستن پای سفره هفت سین، زیباترین آیین ایرانیان است که در نوروز برپا می شود. بلافاصله بعد از لحظه سال تحویل بازار روبوسی و آشتی کنان و عیدی دادن و عیدی گرفتن داغ است.
شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان جهیزیه؛ یک رسم بین المللی جشن رنگی هندوها آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم مردان شمشیر به دست

سفر و تفریح

ایران زیبای ما (قسمت اول)

ایران زیبای ما فقط شامل پرسپولیس و سی و سه پل و بازار تبریز و سواحل خزر نیست. اگر کسی بخواهد همه ایران را ببیند احتمالا باید یک عمر را در چهار سوی این کشور پهناور سفر نماید و باز هم احتمالا جایی چیزی دیدنی را از قلم خواهد انداخت. با نزدیک شدن تعطیلات سال جدید نگاهی می اندازیم به چهار گوشه از ایران، کشور زیبایمان، که شاید کمتر نامی از آن تاکنون شنیده بودیم. بهتر است بجای خرج کردن همه وقت و پول خود در سواحل تایلند یا آنتالیا وقتی و بودجه ای را نیز برای شناختن زیبایی های خانه مان کنار بگذاریم. چشمه های باداب سورت ساری چشمه‌های باداب سورت در سال ۱۳۸۷ به عنوان دوّمین اثر ملی ایران ثبت شد. در سال ۱۳۸۷، کوه دماوند، چشمه‌های باداب سورت و سرو ابر کوه به عنوان سه اثر طبیعی به‌وسیلهٔ سازمان میراث فرهنگی ثبت شدند. چشمه های باداب سورت بعد از چشمه پامو کاله ترکیه به عنوان دومین چشمه آب شور جهان ثبت جهانی شده است. چشمه‌های باداب سورت واقع در استان مازندران، شهرستان ساری، دهستان پشتکوه، روستای ارست، قرار دارد. چشمه‌های باداب سورت شامل دو چشمه با آب‌های کاملاً متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمهٔ پر آب دارای آب بسیار شور و دارای استخری با قطر حدود ۱۵ متر و عمق زیاد است. چشمهٔ دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است، در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته‌است. جریان آب‌های رسوبی و معدنی این چشمه‌ها طی سال‌ها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و ده‌ها حوضچهٔ بسیار زیبا به رنگ‌های نارنجی، زرد و قرمز در اندازه‌های مختلف پدید آورده‌است. این طبقات و حوضچه‌ها در واقع جاذبهٔ اصلی و ویژگی منحصر به فرد چشمه‌های باداب سورت است. زیبایی این طبقات و محل ویژهٔ قرارگیری چشمه در دامنهٔ کوهستان و چشم اندازهای اطراف به ویژه در غروب تحسین برانگیز است. باداب ترجمهٔ تحت‌اللفظی واژهٔ مازندارانی «وا اُ» است. وا (باد) به نوعی درد (رُماتیسم) اشاره دارد که با استفاده از آب معدنی درمان می‌شود. همچنین باداب به معنی آب همراه با گاز است. این چشمه‌ها در ارتفاع ۱۸۴۰ متری واقع شده‌اند و در ایران بی‌نظیر هستند و تنها در شش کشور دیگر پدیده‌ای تا حدّی شبیه باداب سورت وجود دارد. اطراف چشمه پوشیده از درختچه‌های زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل‌های سوزنی برگ است. خانه لاریها در یزد خانه لاریها و بادگیر آن مربوط به دوره قاجار است و در یزد، خیابان امام خمینی، محله فهادان، مجاورعمارت کلاه فرنگی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۷۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. خانه لاریها شامل شش باب خانه با فضاهای کاملاً معماری ویژه خانه‌های کویری می‌باشد. این خانه در سال ۱۲۸۶ قمری ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهیم لاری بوده‌است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهی از آن استفاده می‌شد. مساحت آن حدود ۱۷۰۰متر وزیر بنائی معادل ۱۲۰۰متر مربع را داراست. درها، پنجره‌ها، ارسی‌ها و اتاقهای آئینه کاری و نقاشی شده آن یکی از نمونه‌های زیبا و عالی خانه‌های اعیانی قرن سیزدهم است. این مجموعه همجوار بناهای تاریخی چون مدرسه ضیائیه یا زندان اسکندر، بقعه سید گلسرخ و برج و با روی یزد است که جمعاً شش هزار متر مربع وسعت دارد خانه لاریها به شماره ثبتی ۱۸۳۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است. قلعه فلک الافلاک خرم آباد فَلَک‌الافلاک یا دژٍ شاپورخواست قلعه‌ای تاریخی در مرکز شهر خرم آباد در استان لرستان است. فلک‌الافلاک با نام قلعه دوازده برجی هم شناخته می‌شود. قلعه فلک‌الافلاک بر فراز تپه‌ای مشرف به شهر خرم آباد و در نزدیکی رودخانه خرم‌آباد قرار گرفته و چشم‌گیرترین اثر تاریخی و گردشگری درون شهر خرم‌آباد است. این بنا مربوط به دورهٔ ساسانی است و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. قدمت این قلعه به دوره ساسانیان می‌رسد. ساسانیان شهری با نام شاپورخواست در حدود منطقه کنونی خرم آباد ساختند که بعدها ویران شد و در حدود سده هفتم هجری خرم آباد فعلی به جای آن بنا گردید. گمان می‌رود که قلعه فلک‌الافلاک همان دژ شاپورخواست باشد که در دوره ساسانی کاربرد حکومتی و نظامی داشته‌است. از قرن ششم هجری پس از ساخته شدن شهر جدید خرم‌آباد این قلعه نیز بنام خرم‌آباد معروف شد و احتمالاً نام فلک‌الافلاک در دوره قاجار به آن اطلاق شده‌است. این اثر ارزشمند در سال 1349 از ارتش به وزارت فرهنگ و هنر سابق واگذار و به شماره ۸۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. در سال 1354 این بنا با راه‌اندازی موزه مردم‌شناسی و مفرغ های لرستان به موزه تبدیل شد. در سالهای اخیر با مرمت نمای بیرونی و داخل قلعه موزه‌های باستان‌شناسی، مردم شناسی، آزمایشگاه مرمت اشیاء، مرکز فروش تولیدات فرهنگی و چایخانه سنتی در این مجموعه فرهنگی تاریخی راه‌اندازی شده‌است. در متون تاریخی از قلعه فلک‌الافلاک با نامهای گوناگونی مانند دژ شاپورخواست، دز بر، قلعه خٌرمآباد، قلعه دوازده برجی از آن یاد شده‌است. فلک‌الافلاک که در لغت به معنی سپهر سپهران یا فلک نهم است عنوانی ایست که در دوره قاجار به این بنا اطلاق شد و اکنون نیز به همین نام مشهور است. کلیسای سنت استپانوس در جلفای آذربایجان شرقی کلیسای سن استپانوس، یا کلیسای استفانوس مقدس دومین کلیسای مهم ارامنه ایران است که از نظر اهمیت بعد از قره کلیسا قرار می‌گیرد. این بنا در استان آذربایجان شرقی در ۱۷ کیلومتری غرب شهر جلفا و در فاصله ۳ کیلومتری کرانه جنوبی رودخانه ارس در محلی به نام قزل وانک (صومعه سرخ) واقع شده‌است. این کلیسا در سده نهم میلادی ساخته شده‌است ولی به علت زلزله دچار آسیب‌های جدی شده بود که در دوران صفویه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. این اثر در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۱  به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. کلیه محوطه کلیسا در قلب کوه‌ها و در میان طبیعت سبز منطقه مرزی جلفا و جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌است. این کلیسا مورد احترام تمام مسیحیان و تقریبا تمامی ادیان است اما در واقع به شاخه مسیحیان گریگوری  که ساکن ارمنستان هستند تعلق دارد. در یک روز از سال هزاران نفر از ارمنیان در این نقطه گردهم می‌آیند تا ضمن زیارت، مراسم و مناسک خاص خود را به‌جای آورند. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور مجموعه سه کلیسای سنت استپانوس، زور زور و قره کلیسا را به عنوان یک پرونده برای ثبت در فهرست میراث جهانی به یونسکو ارائه داد. در سال ۲۰۰۶ میلادی سه کلیسا برای ثبت در یونسکو پیشنهاد گردید که این کلیسا یکی از آنهاست. مراحل تشکیل پرونده این بنای تاریخی در حال انجام است و روند بازسازی و مرمـّت کلیسا به این منظور انجام شد. همچنین تعمیرات اساسی و گسترده‌ای با حفظ سبک شیوه معماری گذشته آن، با همّت سازمان میراث فرهنگی کشور و با همکاری شورای خلیفه گری ارامنه صورت گرفته‌است.

سیزده به در، جشن زیبای طبیعت

جشن های  نوروز با جشن چهارشنبه سوری شروع می شود و آخرین جشن از نوروز، جشن سیزده به در است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. از آنجایی که این روز سیزدهم فروردین است، برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. به همین دلیل مردم به دامان طبیعت رفته و بازی‌های گروهی، ترانه‌ها و رقص‌های دسته‌جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک‌ پزی‌های عمومی، بادبادک‌ پرانی، سوارکاری، نمایش‌های شاد، به تفریح، بازی و سرگرمی مشغول می شوند. آنچه جالب است در مورد نحسی بدانید، در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال نحس وشوم شمرده نشده، بلکه چنان چه میدانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاه شماری ایرانی نیزتیر روز نام دارد. در این روز سفره های هفت سین برچیده می شود و مردم با برداشتن سبزه هایشان به باغ و صحرا می روند. از رسوم این روز، خوردن کاهو با سکنجه بین یاد می شود. برخی از مردن نیز آش درست کرده و آش را بیرون از منزل می خورند و در بعضی از نقاط ایران نیز، آش را بر روی اجاق های هیزمی درست کرده و میل می کنند. از آنجایی که فصل باقالا نیز فرا رسیده، برخی از مردم باقالی پولو درست می کنند و یا باقالی با سرکه می خورند. از دیگر آیین های این روز، سبزه گره زدن در بین جوانان انجامی می پذیرد. در اسطوره ها امده بوده که حوا و آدم در این روز با گره زدن دو شاخه ی مورد، برای نخستین بار در جهان پایه‌ پیوند خود را بنا نهادند. امروزه هم دختران و پسران دم بخت با گره زدن سبزه در روز سیزده فروردین با گواه گرفتن نهاد طبیعت آرزوی پیوندی خوب می كنند. یکی از رسومی که ایرانیان با فرهنگ دیگر کشور ها داشته، این است که هر چهار سال یک بار سیزده به در با اول آوریل مصادف می شود. آمریكایی ها در روز اول آوریل از روش های مختلف و گاهی عجیب و غریبی برای دست انداختن دیگران و شوخی كردن با آنان استفاده می كنند. بریتانیایی ها می گویند كه بدشانسی نصیب كسی خواهد شد كه بخواهد در بعد از ظهر روز اول آوریل كسی را دست بیندازد، زیرا در آن ساعات دیگر مردم نسبت به این گونه شوخی ها آمادگی پیدا كرده اند. در همین روز مردم پرتغال بر روی یکدیگر ارد می پاشند. اما در بین مردم ایران زمین دروغ سیزده معروف است که در این روز مردم دروغی بسیار بزرگ می گویند و به طوری جدی این را بیان می کنند که همه اطرافیان ان را باور می کنند. شخصی که دروغی را ساخته حقیقت را تا غروب سیزده نمی گوید و بعد از غروب به همگان می گوید که آن دروغ سیزده بوده است. در این روز مردم سبزه های خود را به آب روان می سپارند و بعد به خانه هایشان باز می گردند و این ترتیب تعطیلات نوروزی نیز پایان می پذیرد.
ایران زیبای ما (قسمت دوم) دزدی از هتل چند توصیه برای رفتینگ پینت بال را امتحان كنید غارنوردی از نوع بورنیک