1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

نیک سانتوناستکو، بدون پا و یک دست به دنیا آمد و از لحظه تولد به سندرم هیپوژنز اورومانیبولارمبتلا بود. یعنی مفصل دهانی فک او شکل نیافته بود.

مادر این پسر12 ساله می گوید: در زمان بارداری دریافتم که فرزندم به یکی از نادر ترین بیماری ها مبتلاست وپزشکان برایم توضیح دادند که این کودک از مشکلات حاد تنفسی و ریوی رنج خواهد برد.

اما پدر و مادر نیک، با همه نگرانی هایی که از به دنیا آمدن این کودک داشتند، مصمم بودند او ر ا مثل فرزند دیگرشان در شرایطی عادی بار بیاورند.

نیک می تواند پیانو بنوازد، شنا کند و اسکوتر سواری کند.

و اکنون او برنده جایزه طراحی پوستر ترویج ارزش های خانوادگی فرمانداری نیوجرسی است.

مادر نیک که روزی تنها آرزویش این بود که فرزندش زنده بماند و در بهترین حالت بتواند غذا بخورد، اکنون باید او را در تالار فرمانداری نیوجرسی برای دریافت جایزه اش همراهی کند.

دیدگاه‌ها  

0 # سوخته دل 1390-08-04 14:02
خدا گر ه حکمت ببندد دری
ز رحمت گشاید در دیگری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ASAL 1390-08-04 15:47
khodaya shokret!

bayad ghadre salamatimuno bedunim...

khodaya hameye marizaro shafa bede,elahi AMIN...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سونا 1390-08-05 01:04
خوشبختی ادما دست خودشونه اگه قدر چیزایی رو که دارن بدونن ویادشون باشه هرچه امروز دارن ارزوی دیروزشون بوده.. همیشه میگم من واقعا الان دارم تو بهشت رندگی میکنم با وجوداینکه اگه هرکدوم از شماهاجای من بودید از زندگیتون گله هایی داشتین..هیچ وقت به خاطر مشکلات کوچکی که داریم خوشبختیهای بزرگ زندگیمون رو فراموش نکنیم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # !!!S!!! 1390-08-05 01:34
اینا همه گوشه ای از مهربونی های خدایی بزرگمونه قربونت برم خدا چقدر ما انسانهارو دوست داری خیلی از آدمایی سالم جرات شنا کردن ندارن حتی بعضیاشون از آب میترسن ولی این پسره بدون پا و یک دست شنا میکنه واقعا معرکه است چقدر خانوادش صبورن واقعا باید بهشون تبریک گفت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

کودکان بهانه گیر

بسیاری از والدین از بهانه گیری های کودکان خود خسته می شوند و با آن ها برخورد های شدیدی می کنند. در این مقاله می خواهیم علل این بهانه گیری ها و راهکار های مواجه شدن با ان را با شما در میان بگذاریم. بهانه گیری معمولا زمانی اتفاق می افتد که کودک با ناکامی در کاری روبرو می شود یا توانایی در ابراز احساسات خود ندارد. روانشناسان اعتقاد دارند کودکان در 2سالگی بیشتر از هر زمان دیگری بهانه گیر می شوند. معمولا ناکامی در کودکان زمانی اتفاق می افتد که دیگران حرف آن ها نمی فهمند یا  در مورد کاری بیشتر از حد توانشان تقلا می کنند.از دیگر مسائلی که باعث بهانه گیری کودکان می شود وجود تعارض در اوست. مثلا یک روز که غذایی را نمی خورد برایش با مهربانی غذای دیگری مهیا می کنید اما در روز دیگر که از خوردن غذا امتناع می کند با او برخورد می کنید. این تعارض باعث ناکامی در کودک می شود. مهمترین نکته در لجبازی و بهانه گیری کودکان، واقف بودن به این مسئله است که این رفتار کاملا زود گذر است. هنگامی که با بهانه گیری های کودک خود مواجه می شوید راهکار های زیر را مد نظر بگیرید. به کودکان اطمینان بدهید که به حرف هایشان گوش می دهید. فکر کودک خود را به چیز دیگری منحرف کنید. با زیر نظر گرفتن کودک دریابید که در چه موقعیت و زمان و مکانی بیشتر بهانه گیری می کند. با شناسایی این موقعیت ها و سعی در رفع آن ها به کودک خود کمک کنید. ممکن است این لجبازی به خاطر خستگی یا تشنگی یا بیماری باشد. به این مسائل دقت کنید. و اما در پایان یک توصیه دیگر هم برای والدینی که یچه های بهانه گیر دارند داریم. به عنوان پدر و مادری که فرزند خود را دوست دارد بعضی از مواقع لجبازی ها و بهانه گیری های او را بپذیرید و سعی در کنترل بیش از حد آن نداشته باشید. نادیده گرفتن در این زمان بهترین راهکار است.
تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟ بچه ها را برای مدرسه آماده کنید غذایی برای امتحانات کودکانمان بهترین زمان تربیت کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

به همت یک زن ایرانی سگ‌کشی در تبریز متوقف شد

با مصوبه فرمانداری و دادستانی تبریز از حدود ۱۰ روز پیش (اواخر تیر ۱۳۹۳) سگ‌کشی در تبریز و استان آذربایجان شرقی متوقف شده و کشتارگاه سگ‌ها در تبریز تعطیل شده است. قرار است از این پس هر سگی که در شهر دیده شود، توسط اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» برای نگه‌داری به پناهگاه برده شود. ژیلا پورایرانی مدیر «پناه‌گاه حیوانات پردیس» با اعلام این خبر می‌گوید: «طبق مصوبه‌ی استانداری، به کل استان آذربایجان شرقی دستور داده شده که از این به بعد، دیگر سگ‌ها معدوم‌ نشوند. ما هم به عنوان هسته‌ی مرکزی نظارت خواهیم کرد، راهنمایی می‌کنیم، آموزش می‌دهیم و در همه‌ی شهرستان‌ها پناه‌گاه برای سگ‌ها ایجاد می‌شود، سگ‌ها عقیم و نگهداری می‌شوند.» خانم پورایرانی از حدود ۶ سال پیش در ایران در زمینه حمایت از حیوانات فعالیت می‌کند. او می‌گوید وقتی برای اولین‌بار در مرکز معدوم کردن سگ‌ها وضعیت این حیوانات را دیده، تحت تاثیر قرار گرفته و تصمیم گرفته پناهگاهی برای سگ‌های بی‌صاحب درست کند. او درباره وضعیت مرکزی که تا همین چندی پیش سگ‌ها را در آن معدوم می‌کردند، می‌گوید: «این‌جا متاسفانه سگ‌ها را معدوم می‌کنند و پیمانکارهایی که طرف قرارداد شهرداری بودند، معمولا کارشان را به شکل غیرانسانی انجام می‌دادند. زمانی که ما رفتیم محل را دیدیم، من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتیم پناه‌گاهی ایجاد کنیم که دست‌کم تا جایی که در توان داریم، جان این حیوانات را نجات بدهیم.» به گفته ژیلا پورایرانی در محل معدوم کردن سگ‌ها، آن‌ها را یک‌ هفته تا ۱۰ روز نگه می‌داشتند تا به تعداد قابل توجهی برسند. در این مدت هم به آن‌ها غذا نمی‌دادند و بسیاری از سگ‌ها از بی آبی و بی غذایی کشته می‌شدند. به گفته او قانونا آن‌ها باید سگ‌هایی که بیماری لاعلاج و قابل سرایت بین حیوان و انسان دارند را معدوم می‌کردند، ولی شرکت خدماتی که با شهرداری برای معدوم کردن سگ‌ها قرارداد داشت، هر سگی را که به آن‌جا برده می‌شد معدوم می‌کرد. سگ‌هاپس از ورود به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» مدتی قرنطینه می‌شوند. بلافاصله پس از ورود سگ‌ها به این پناه‌گاه، آن‌ها را شست‌وشو می‌دهند، انگل‌زدایی شده و واکسینه می‌شوند. در مرحله‌ بعد سگ‌هاعقیم‌ می‌شوند. اما آیا ایجاد پناهگاهی شبیه به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» و تعطیل کردن همه مراکز معدوم‌کردن سگ‌ها در دیگر شهرهای ایران هم‌چون تهران کاری شدنی است؟ ژیلا پورایرانی می‌گوید: «این کار کاملا شدنی است، اما نیاز به یک همت شبانه‌روزی دارد. من از بچه‌های تیم خودمان واقعا تشکر می‌کنم که خیلی با من همکاری کرده‌اند. هرکدام یک قسمت از کار را عهده‌دار شده‌اند. همه‌ همکاری کردند تا توانستیم این کار را انجام بدهیم.» «پناه‌گاه حیوانات پردیس» صفحه‌‌ای هم در فیس‌بوک دارد که به صورت مرتب اخبار و وضعیت سگ‌ها در آن منتشر می‌شود. حدود ۱۵ هزار نفر هم این صفحه را لایک کرده‌اند. از ژیلا پورایرانی که ادمین صفحه فیس‌بوک «پناه‌گاه حیوانات پردیس» نیز هست، از خبررسانی منظم درباره وضعیت سگ‌ها و پناه‌گاه می‌پرسم. او می‌گوید: «من معتقدم حرفی که از دل برآید، بر دل نشیند. من عاشقانه به این زبان‌بسته‌ها خدمت می‌کنم و کارگر افتخاری پناه‌گاه هستم. از این نظر واقعا یک خلا خیلی بزرگی در جامعه‌ی ما وجود داشت. ادمین پیچ خود من هستم و سعی کردم هر اتفاقی را که می‌افتد، با زبان خیلی ساده و همان احساسی که در همان لحظه داشتم به حیوان‌دوستان و کسانی که از پیچ بازدید می‌کنند، انتقال دهم.» درحال حاضر اگر شهروندی در تبریز با شهرداری تماس بگیرد و خبر از سگی بدون صاحب در گوشه‌ای از شهر بدهد، اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» راهی آن مکان شده و سگ را زنده‌گیری کرده و به پناه‌گاه می‌آوردند. پناهگاهی که حالا حدود ۴۰۰ سگ در ان نگه‌داری می‌شوند.

آب مایه شگفتی ست

همه ی ما شنیده ایم آب مایه حیات است اما این مایه حیات آنقدر نکات شگفت انگیز و خواندنی دارد که مرور بسیاری از آنها مایه ی تفریح و نشاط نیز می تواند باشد. برای مثال تصور می کنید در میوه های مختلف چه قدر آب وجود دارد؟ بیایید خودمان را امتحان کنیم؛ فکر می کنید میوه خوشمزه  موز چه میزان آب در خود جای داده است؟ کمی فکر کنید! قطعاً پاسخ واقعی بیش از حدس شماست! موزاز بالغ بر 75 % آب تشکیل شده است! بی تردید شما از دانستن این نکته متعجب شده اید اما اگر بگوییم خیار بیش از 96 درصدش آب است باور می کنید؟! شاید در نگاه نخست باورکردنی نباشد اما واقعیت است. میوه ها ویتامین های متعدد و فراوانی دارند.بسیاری از پزشکان و متخصصین ما را تشویق به دریافت هرچه بیشتر این ویتامین ها می کنند. حتی شاید خود شما از مشتریان پروپا قرص تزریق هر چند وقت یک بار انواع ویتامین ها باشید اما آب، این آب معجزه گر در این زمینه نیز می تواند شما را شگفت زده کند. هیچ می دانستید آب باران حاوی ویتامین ب 12 است؟! پیشنهاد می کنیم از این به بعد خود را راحت تر به قطرات باران بسپارید. هرگاه صحبت از مقاومت در برابر عطش  و کم آبی به میان می آید اغلب ما شتر را سمبل این ماجرا می دانیم و حتی ضرب المثل هایی نیز در فرهنگ های مختلف اقوام سرتاسر جهان در این باب می گوییم و می شنویم. اما این واقعیت ماجرا نیست. درست است که شتر حیوان مطابقت یافته با زیست بوم خویش محسوب می شود و طاقت راهپیمایی های طولانی و بدون آب در بیابان ر دارد اما حتماً برایتان شگفت آور خواهد بود بدانید یک زرافه مدت زمان بیشتری را بدون آب می توان سر کند.
رودخانه تعادل با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید ما چگونه پیر میشویم؟ سگ‌ها شخصیت صاحبانشان را بازتاب می‌دهند جوانترین استاد دانشگاه جهان کیست؟

مطالب تصادفی

حرفه من

بدون خونریزی اول شویم!

شما در اداره ای هر روز هفته 9 ساعت وقت با ارزش خود را هدر می دهید ولی بچشم نمیآیید. هیچوقت کارمند برتر سال نشده اید و احتمالا هیچوقت هم نخواهید شد. ولی مشکل کجاست ؟ شما دارای بهترین نمرات در دانشگاه بوده اید و دانش شما از کاری که انجام می دهید بالاتر از بقیه همکاران است. اما می دانید رئیستان نمی داند دارید دقیقا چه کاری در شرکت انجام می دهید و احتمالا در فهرست افراد اخراجی پایان سال اگر وضع اقتصادی به همین منوال پیش رود دررتبه اول قرار خواهید داشت. نکته مثبت اینست که اهل زیر آب زنی، باند بازی و دسیسه هایی که متاسفانه ما ایرانی ها در آن بسیار هم خوب هستیم نیستید. بهتر است راههای زیر را امتحان نمایید. مطمئن باشید بدون نیاز به هیچ دسیسه ای موقعیت شغلی بهتری خواهید یافت. 1-       یک قدم بیشتر بردارید بیاد داشته باشید وظایف شغلی که در آغاز عقد قرارداد لیست آنرا بشما داده اند نیازهای اولیه برای شغلی است که برای شما در نظر گرفته اند. ولی انجام این حداقلها چیزی نیست که رئیستان را خشنود سازد. انجام کاری فراتر از انتظارات هر از چند گاهی، یک سورپریز خوب برای رئیستان است اینکار میتوان انجام سریعتر از موعد پروژه شما باشد یا پیشقدم شدنتان برای بعهده گرفتن مسئولیت یک کار یا پروژه جدید. 2-       نیازها را بشناسید منتظر نمانید کاری بشما محول شود. از مغزتان برای فعالیت بیشتر  شرکتتان کمک بگیرید. در انجام کارها پیشقدم شوید و رئیستان را از اینکه کسی بر اوضاع مسلط است مطمئن سازید. راز بزرگ اینست که هیچ رئیسی دوست ندارد شلاق را بزمین بکوبد تا کارمندانش از ترسشان بکار مشغول شوند. وقتی میدانید که رئیستان گزارشی را از شما خواهد خواست، چیزی بهتر از این نیست که گزارش را آماده در دستش بگذارید و بگویید من احتمال میدادم که شما این گزارش را بخواهید و من آنرا زودتر آماده نمودم. 3-       خود را رشد دهید وضعیت فعلی در هیچ موسسه ای راضی کننده نیست. با وسواس تمام سعی نمایید راههای انجام کارها را بهتر نمایید. حتما موارد کوچکی پیدا میشوند که میتوانند اوضاع گردش کار را بهتر نمایند. سعی نمایید آنها را بیابید کم نمودن هزینه ها، بالا بردن کیفیت خدمات یا سرویس به مشتریان یا هر چیز دیگری میتواند موقعیت سازمانی شما را بسرعت بهبود بخشد. همچنین سعی نمایید انرژی مثبتی از خود در محیط کاری خود بروز دهید. هیچکس احتیاج به یک منفی باف در اتاق بغل خود برای 9 ساعت روز و شش روز در هفته ندارد. یک شخص مثبت در یک محیط کار بخصوص در وضعیت نابسامان اقتصادی مانند یک ستاره میدرخشد. همکاران نیز جذب این انرژی مثبت خواهند شد زیرا انرژی مثبت بهترین چیزی است که هر کسی از یک رابطه در هر محیطی لذت می برد. 4-       برای مشکلات راهکار بیابید مشکلات بخشی از زندگی خصوصی و اجتماعی ما هستند. بیشتر وقت ما صرف رتق و فتق مشکلاتی است که به آنان برخورد می نماییم، یا آنان بما برخورد می نمایند. وقتی به مشکلی برخورد می نمایید مستقیما به اتاق رئیس نروید و از او نخواهید مشکل را حل نماید. بله او آنجاست که دقیقا اینکار را انجام دهد ولی بهتر است اول خود را جای او بگذارید و ببینید شما چه راهکاری را انتخاب می نمودیدی سپس لیستی تهیه کنید و نظرات خود را در این رابطه با او در میان بگذارید. یادتان باشد هر چقدر زندگی را برای رئیستان راحتتر نمایید همانقدر زندگی شما راحتتر خواهد گذشت. 5-       تا چه حد به او نزدیک شوید بهرحال ما رباتهای کارگر نیستیم، همینطور رئیستان. بهتر است هر از چند گاهی از حال و احوال خانم رئیس بپرسید یا از مدرسه ای که فرزندانش در آن درس می خوانند. یا بدانید که مثلا استقلالی است یا پرسپولیسی و هر از چند گاهی و برای مزاحی کوچک نتایج بد تیمش را به او یادآوری نمایید. چیزهایی مانند سیاست و مسائل و اعتقادات شخصی و کیفیت روابط خانوادگیش خط قرمزی هستند که هیچگاه نباید شکسته شوند. 6-       زمان او اهمیت دارد احتمالا رئیس شما شخص پر مشغله ایست بهتر است سعی نمایید مشکلات خود را تا حد امکان خودتان رفع و رجوع نمایید و کمتر او را درگیر نمایید. اینکه توانایی انتخاب بهترین راه حل ممکن و شجاعت انجام آنرا داشته باشید، حتی اگر هم آن مشکل حل نشود و بدتر هم بشود یک نکته مثبت برای شما دارد و آن اینکه شما شجاعت تصمیم گیری در موقعیتهای حساس را دارید. 7-       او را وادار به میانجیگری ننمایید هیچ رئیسی دوست ندارد میانجی کارمندانش باشد، اگر کسی از همکاران با شما مشکل دارد بهتر است موضوع را با طرف مقابل صراحتا حل و فصل نمایید. بچه که نیسیتید!! رئیستان هم که مهد کودک باز ننموده است گاهی بهتر است شما قدم اول و اساسی را برای رفع کدورت با همکارتان، هر چند که حق کاملا با شما باشد بردارید. انجام کارهای فوق می تواند چهره تان را در شرکت بطور خارق العاده ای بهبود بخشد و شما را پیش رئیستان تبدیل به چهره ای نماید که میتواند وظایف سنگینتر را بخوبی انجام دهد و میتوان بروی او برای آینده شرکت حساب ویژه ای باز کرد. یادتان باشد اینکار را بدون نیاز به باند بازی و زیر آب زنی معمول در اداره جات و شرکتها و تنها با تکیه بر توانایی های خود انجام داده اید. موفق باشید!

روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول

سالها پیش وقتی كد 325  دانشگاه سراسری جلوی نامم در روزنامه منتشر شد، می دانستم به نقطه عطفی در زندگی ام رسیده ام. از قبل می دانستم كد 325 نام كدام رشته تحصیلی است؛ علوم ارتباطات شاخه روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی.
برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

10 نکته جالب در مورد گربه های خانگی

  گربه ها واقعا حیوانات دوست داشتنی و بی آزاری هستند، همین دلیل خوبیست که بیشتر مردم داشتن گربه ها را به دیگر حیوانات خانگی ترجیح دهند، بنا به گزارشات تنها در ایالات متحده آمریکا تعداد بیش از 70 م

مردم جهان چگونه عاشق می شوند

چینی‌ها چه چیزی را رمانتیک می‌دانند؟ زوج‌ها در کشورهای عربی چطور ازدواج‌‌شان را ترتیب می‌دهند؟ یک بودیست هنگام عاشق شدن چه می‌کند؟ ولادا کلوسوا، یک دانشجوی ۲۷ ساله روس‌تبار آلمانی است که در جستجوی داستان‌های عاشقانه پنج ماه به نه کشور جهان سفر کرده است. او در مورد نتیجه سفر خود به خبرگزاری آلمان می‌گوید: «عشق طبیعتأ همه جا هست. تفاوت اینجاست که چطور با عشق برخورد می‌شود.» او می‌گوید، برخلاف آلمان، در بعضی جاهای دیگر وقتی کسی با دیدن یک نفر در دلش احساس عاشق شدن می‌کند، مثلأ با دیدن لبخندی که به نظرش زیباست، حتمأ به این معنا نیست که باید دل آن فرد را هم به دست آورد. او مثال می‌زند که خانمی در چین برای او توضیح داده است که عشق چیزی مثل یک "کار تیمی" است، یعنی هر دو طرف برای آن تلاش می‌کنند. کلوسوا در ادامه تأکید می‌کند که حتی در ازدواج‌هایی که توسط خانواده هماهنگ شده‌اند، آدم‌های خوشبختی دیده است. او می‌گوید: «خیلی‌ها انتظار ندارند که عشق قلب آنها را به تپش درآورد. اما رابطه‌های این افراد هم می‌توانند خیلی رمانتیک باشند، البته نه آنطور که ما تصور می‌کنیم.» این دانشجوی ۲۷ ساله ادامه می‌دهد که خانمی برایش شرح داده که شوهرش یک بار در حالی که باران می‌باریده، با چتر به ایستگاه اتوبوس دنبال او آمده است. کلوسوآ می‌گوید: «من نمی‌د‌انم چرا یک چتر در ایستگاه اتوبوس باید کمتر از یک دسته گل ارزش داشته باشد.» عاقل‌ترین‌ها هم در برابر "ویروس عشق" در امان نیستند این دانشجوی ۲۷ ساله در مصر، کامبوج یا ایران با آدم‌هایی برخورد کرده است که داستا‌ن‌هایی از زندگی شخصی‌شان برای او بازگو کرده‌اند. البته او در سفر پنج‌ماهه خود با شماری از اقوام خود و آشنایانش یا افرادی برخورد داشته که با آنها در اینترنت آشنا شده و قرار گذاشته بوده است. این دانشجوی ۲۷ ساله که در پر‌‌س و جو در مورد داستا‌ن‌های شخصی تبحر خاصی دارد، می‌گوید که مردم همه جای دنیا به راحتی درباره زندگی شخصی‌شان حرف نمی‌زنند. او ادامه می‌دهد: «در چین واقعأ درمانده شدم.» ولادا کلوسوا همچنین شرح می‌د‌هد که برخلاف آلمان، مردم در همه جای دنیا از عاشق شدن خوشحال نمی‌شوند.   او به عنوان مثال در کامبوج با یک راهب بودایی ‌آشنا می‌شود که با تمام توان با عشقش به یک دختر جوان مبارزه می‌کرده است. کلوسوا می‌گوید که این راهب حتی احساس می‌کرده که واقعا بیمار است و اضافه می‌کند: «حتی عاقل‌ترین‌ها هم در برابر ویروس غربی عاشقی در امان نیستند.» این راهب خوشبخت که از زمان عاشق شدن تبدیل به نوجوانی گرفتار درد عاشقی شده بود، البته در نهایت با وصال معشوق خوشبخت می‌شود.   برخی از ایستگاه‌های سفر کلوسوا برای او آسا‌ن‌تر بوده‌اند. او در روسیه با مادربزرگ و پسرعموی خود در مورد داستان‌های عاشقانه‌شان گفت‌وگو کرده، در آلمان رابطه خود را مثال زده و در آمریکا با یک آشنا دیدار کرده است.
تاثیر مرتب کردن منزل بر روح و روان اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید! با ننرترین بچه پولدارهای جهان آشنا شوید دنبال سفرهای هیجان انگیز باشید 12 راز خوشبختی

آداب و رسوم

شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان

رمضان، فضا و شرایط مورد نیاز برای رسیدن به قدر را مهیا میکند و به همین دلیل، قدر در دل رمضان جای گرفته است. اما نکته مهم آن است که هر لحظه ای از شب یا روز می تواند شب قدر انسان باشد.

آداب و رسوم روز ازدواج در آلمان

تصور می شود كه عادات عجيب و غريب و خرافه ها بيشتر مربوط به كشورهای شرقی مي شود. در حالیكه خرافه و اداب و رسوم عجيب در همه جای دنيا وجود دارد. يكي از جالب ترين اين رسم ها مربوط به ازدواج در آلمان است.
آداب عید قربان کعبه زرتشت دقیقترین گاهشمار تاریخ طالع بینی چینی برای سال 2014 جشن آبانگان عید فطر در ایران

سفر و تفریح

سنندج، شهر هزار تپه

می‌خواهیم برایتان از دومین شهر بزرگ کرد نشین ایران بگوییم. جایی با تاریخ چند صد ساله. قدیمی‌ها به آن "سنه‌دژ" می‌گفتند. سال 2007 بود که سازمان جهانی توریسم، لقب شهر هزار تپه را بر آن گذاشت. اتفاقی که باعث شد این شهر دومین شهر لقب‌دار ایران شود.

سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله

روستای میمند در نزدیکی شهر بابک در شمال شرقی شهر کرمان، یکی از روستاهای شگفتی‌ساز ایران است. ساختمان‌ها در میمند مانند کندوان در آذربایجان شرقی، در دل کوه و صخره‌ها ساخته شده و از این نظر مورد توجه است که طی سه هزار سال گذشته چندان دستخوش تغییر نشده است.مردم این روستا، هنوز در خانه‌هایی زندگی می کنند که پدران شان بنا به نظر باستان‌شناسان، نه 3 هزار سال که 12 هزار ساله پیش با دست در دل کوه ساخته‌اند.میمند که بین شهرهای کرمان، یزد و شیراز قرار گرفته ضمن تاثیری که از تمدن هر سه گرفته تا حد زیادی مستقل و دست‌نخورده و متکی به زندگی سنتی و ابتدایی آبا و اجدادی خود مانده‌است؛ بطوریکه واژه‌های پهلوی هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد. از افسانه‌های میمند که بعد از کشف رمز کتیبه معروف روستا تا حدی مورد توجه بیشتر قرار گرفت به بازگشت ایران به دوره پرشکوه و جلالش اشاره می کند که خاستگاه آن میمند خواهد بود. ترجمه کتیبه میمند مضمونی این چنین دارد که: "روزی که کوه ها شکاف بردارند، افسانه های میمند به حقیقت می‌پیوندد و گنجینه‌های میمند پدیدار خواهند شد. اما تنها یکنفر به آن دست می‌یابد و او کسی است که از سوی خورشید می‌آید." از آنجا که میمند مسیر سهل الوصولی نداشته در طول سده های گذشته دستخوش تغییرات زیادی از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و حتی زبان نشده است. تا قرن گذشته هنوز آثاری از میتراپرستی در زندگی مردم بخوبی قابل مشاهده بوده است. شهر بابک که نزدیک ترین شهر به میمند است بدلیل آنکه محل تولد جد بزرگ اردشیر، سرسلسله ساسانیان، بابک، بوده در این دوران بسیار آباد و پررونق بوده است که تاثیرات آن بر زندگی مردم میمند هم دیده می شده است.روستای منحصربفرد میمند در جهان نیز شناخته شده است و نشان مرکوری را بعنوان هفتمین منظر فرهنگی، تاریخی، طبیعی جهان دریافت کرده و در سال 1385 نیز بعنوان روستای نمونه گردشگری کشور معرفی شده است.دیدنی های میمند حمام :مانند همه سازه‌های روستا در دل کوه کنده شده، با این حال همه اجزای حمام سنتی ایران را داراست. خزینه، رختکنی که یک حوض و سه سکو در آن وجود دارد و همچنین آتشخانه ای که در زیر حمام برای گرم کردن آب مورد استفاده قرار می‌گیرد. نکته جالب توجه در حمام سنگ مرمر نیمه شفافی است که زیر سقف قرار گرفته است. این قطعه سنگ که درست زیر منفذی در سقف قرار دارد، نور را منعکس کرده و به این ترتیب منبع نور حمام در روزبه شمار می رود. امروز حمام با برق روشن می شود اما در گذشته در روزهای ابری یا شب ها از چراغ روغنی یا چراغ موشی نیز برای روشنایی فضای حمام استفاده می شده است. مسجد:مسجد که قدمتی حدود 200 ساله دارد، با تغییر در اندازه چند کیچه و بزرگ کردن آنها ساخته شده است. این بنا 120 متر مربع وسعت داشته و سه ستون سنگی سقف آن را نگه داشته است. محراب، طاقچه‌‌ها و منبر سنگی این مسجد بسیار دیدنی و قابل توجه است. کف مسجد با قالی‌های معروف میمندی مفروش شده‌است. مدرسه:مدرسه دارای 5 فضای کلاس شکل و یک حیاط بزرگ است که در میان آن یک درخت بزرگ و کهنسال به نام تایی وجود دارد. آب و هوای میمند معتدل و کوهستانی است، که زمستان هایی سرد و تابستان هایی معتدل دارد. در اطراف میمند دشت هایی وسیع قرار دارد که درخت توت و شاتوت، گلابی و سیب، انگور و انجیر و هلو در آن می روید و مار و سوسمار و خوگوش و لاک پشت جانورانی هستند که در این دشت ها دیده می شوند.
گراوان، رنگین كمان املاح معدنی سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر پینت بال را امتحان كنید چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت