1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

هر تصویری كه ما از زن افغان داریم زنی مظلوم و بی چهره است. زنان افغانی قربانیان اصلی جنگ افروزی های سیاسی و آداب و رسوم های فرقه ای و كهن سرزمینی است كه در میان دیگر كشورها اگر بخواهند مثالی از بدبختی و عقب افتادگی بیاورند از آن نام می برند.

طالبان در اولین قدم خود برای حكمرانی زنان را خانه نشین می كنند.چون آنان با سواد اندك شان هم می دانند اگر می خواهند مردمی را عقب مانده نگه دارند باید زنان آنان را ناآگاه نگه دارند.

اما در همه زمان ها و حكومت ها هستند زنانی كه زیر بار هیچ قانون و اما و اگری نمی روند. زنانی که خود را نه تنها از مردان كمتر نمی دانند كه در برخی موارد خود را نیرومند تر از آنان نیز می دانند. بی بی حكمینه یكی از این زنان از سرزمین افغانستان است.

دویچه وله در گزارشی آورده است: بی‌بی حکمینه یک زن است، اما مانند مردان زندگی می‌کند. او نماینده شورای ولایت خوست در شرق افغانستان است. بی‌بی حکمینه که خود را "سلطان زنان" می‌داند از جانب مردان بسیار مورد احترام قرار می‌گیرد.

اگر کسی قصد داشته باشد به استان خوست در شرق افغانستان سفر کند، حتما بارها نام بی‌بی حکمینه را خواهد شنید، زیرا نام نماینده شورای ولایت خوست ورد زبان اهالی این منطقه است. بی‌بی حکمینه نه تنها بخاطر عقاید سیاسی‌اش، بلکه بخاطر ظاهر غیرمعمولش در افغانستان به شهرت زیادی دست یافته است. او مانند مردان افغان لباس سنتی رایج افغانستان و پاکستان را بر تن می‌کند که شامل شلواری نخی و گشاد است که روی آن پیراهنی بلند پوشیده می‌شود و تا روی زانوها می‌آید. بی‌بی حکمینه همچنین بجای روسری، عمامه‌ بر سر می‌گذارد.

بی‌بی ‌حکمینه که ۴۰ سال دارد، همیشه مسلح است و سلاح خود را روی شانه‌هایش حمل می‌کند. بیرون رفتن بدون کلاشنیکف برای او اصلا قابل تصور نیست. او در این مورد می‌گوید: «من این اسلحه را برای وجهه و حیثیت خودم حمل می‌کنم. پشتون‌ها ضرب‌المثل خوبی در این باره دارند: اسلحه بار سنگین است، اما زمانی به دردت خواهد خورد. اسلحه برای حفاظت از جان خود است.»

او از همان سن کودکی بایستی یاد می‌گرفت از خود و خانواده‌اش محافظت کند. بی‌بی حکمینه باید نقش برادر خود را در خانواده بر عهده می‌گرفت، چون برادرش برای تحصیل به شهر کابل رفته بود. از این رو یکی از وظایف او دفاع از مادر و خواهرانش بود و از همان دوران با پدرش وارد محافل مردانه شد. بی‌بی حکمینه می‌گوید: «پدر من کدخدای (ریش‌سفید) روستای ما بود. من با او در شوراهای محلی شرکت می‌کردم و توانستم تجربیات زیادی کسب کنم. مردان قبیله به خاطر پدرم همیشه به من احترام می‌گذاشتند.»

بی‌بی حکمینه هیچگاه ازدواج نکرد. او به جای فرزندداری، همراه با مجاهدین علیه نیروهای اتحاد شوروی ‌جنگید. او معمولا نقش دیده‌بان را بر عهده داشت و در عین حال مسئول تهیه غدا، دارو و اسلحه برای مجاهدین بود.

بی‌بی حکمینه به تازگی در شورای ولایت خوست انتخاب شده است. بسیاری به قصد یافتن راه‌حلی برای درگیری‌های خود به او مراجعه می‌کنند. مردان برای او احترام خاصی قائل هستند و او را یکی از خودشان می‌دانند. عبدالقادر، یکی از اهالی خوست، می‌گوید: «بی‌بی ‌حکمینه علی‌رغم زن بودن برای وطن خود کارهای زیادی کرده است. یکی از ویژگی‌های برجسته او این است که مانند مردان شجاع است و درعین حال همواره از حقوق زنان دفاع می‌کند.»

برای بی‌بی حکمینه زن یا مرد بودن اهمیتی ندارد. او تنها قصد دارد به عنوان یک سیاستمدار کار خود را درست انجام دهد. یکی از اهداف مهم او کمک به افراد محروم و فقیر است. او معتقد است که در افغانستان بیشتر زنان هستند که در فقر بسر می‌برند و می‌گوید: «من نسبت به زنان احساس دلسوزی زیادی می‌کنم، زیرا زنان گاهی وقت‌ها در جامعه پشتون‌ها مورد بدرفتاری قرار می‌گیرند و درد و رنج زیادی را باید تحمل کنند. به طور مثال برای حل درگیری بین دو طایفه، دختران با تعیین مهریه‌ای سنگین به زور شوهر داده می‌شوند و بسیاری از آنها حق رفتن به مدرسه را ندارند.»

او خود هیچگاه به مدرسه نرفته است، بلکه مانند مردان یاد گرفته که در مزرعه کار کند. او خود را "سلطان زنان" معرفی می‌کند و در برخورد با طالبان نیز موضعی محکم و قاطعانه دارد. بی‌بی حکمینه خود در این باره می‌گوید: «آنها دو بار به من هشدار داده‌اند و گفته‌اند: تو به سفر حج رفته‌ای و اگر مسلمان واقعی هستی، پس باید با ما همکاری کنی. من به آنها پیشنهاد دادم که با هم بنشینیم و صحبت کنیم.»

بی‌بی حکمینه امیدوار است که در کشور جنگ‌زده‌ افغانستان سرانجام صلح برقرار شود. او همچنین امید دارد که زنان در جامعه به استقلال و حقوق بیشتری دست یابند، زیرا حتی پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ نیز زنان و مردان از حقوق برابر برخوردار نشدند. برای رسیدن به حقوقی برابر با مردان گویا تنها راه این است که یک زن تبدیل به مرد شود.

زنان افغان آرام آرام از زیر برقع ها بیرون می آیند و مسیر زندگی خود را از آنچه جامعه سنتی برای آنان در نظر گرفته جدا می كنند.

دیدگاه‌ها  

+1 # sahar 1390-08-19 00:49
afarin be in zane shoja.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بی نام 1390-08-21 10:10
آخی چقدر خوشحالم برای زنای افغان که دارن به آزادیشون می رسن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شکیبا 1390-08-21 10:15
همین که این مردای متعصب این خانم رو قبول دارند خیلیه ..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

برای کودکان تان لالایی بخوانید

برای آنکه مادر خوبی باشید لازم نیست صدایتان شبیه خواننده های حرفه ای باشد. ولی لازم است حتما برای کودک تان لالایی بخوانید.

بوی ماه مدرسه

یکی از مهمترین روزهای زندگی هر کس روز اول مدرسه است و کوچولوی شما بزرگترین روز زندگیش را در چند روز آینده تجربه می کند. لطفا در کنارش باشید.  
برای سوالات جنسی فرزندان تان آماده باشید بازی با کودکان امنیت اساسی ترین نیاز موجود زنده 47 نکته مهم در خصوص بازی و اسباب بازی بهترین تغذیه کودکان در مدرسه

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

داستان خانواده اردلان

زوج ايرانی برنده جايزه بزرگ ۳۳ ميليون دلاری در آمريکا شدند.. مسعود اردلان، که در منطقه خليج (بِی اِريا) در کاليفرنيا ساکن است، چهارشنبه هفته گذشته بر حسب عادت سری به فروشگاه پمپ بنزين جاده «ايگناسيو ولی» زد. آقای اردلان طبق معمول برای خريد «تخمه کدوهای مورد علاقه اش و پر کردن باک بنزين ماشينش» به فروشگاه کنار پمپ بنزين رفته بود و اين بار «چون فقط ۱۵ دلار ته جيبش مانده بود» تصميم گرفت که به جای تخمه کدو بليط بخت آزمايی بخرد.  يک روز بعد مسعود اردلان که ۱۶ سال پيش در جريان يک طرح تعديل نيرو، کارگاه محل اشتغال خود را برای هميشه ترک کرده بود، حُميرا، همسرش را به سالن آرايش محل کارش رساند. اين مرد خوش شانس ايرانی، وقتی به خانه برگشت پيغام دوستش را دريافت کرد که خبر می داد يک نفر در منطقه آنها برنده جايزه بزرگ ۳۳ ميليون دلاری «سوپرلوتو پلاس» شده و از او خواست بليط هايش را چک کند. مسعود اردلان می گويد وقتی ديد هر شش شماره روی کارت او با ارقام اعلام شده همخوانی دارد، «گيج شد، برای همين بلافاصله به سالن محل کار حُميرا، همسرش، رفت تا به او خبر دهد.» حميرا می گويد: حرفش را باور نکردم. روز جمعه، اين زوج که ۲۵ سال سابقه زندگی مشترک دارند به ساکرمنتو رفتند تا جايزه شان را دريافت کنند که به گفته مسؤولان سوپرلوتو بعد از نقد کردن، حدود ۳۳ ميليون دلار می شود. با نرخ دلار آزاد در حدود 115 میلیارد تومان !! آقای اردلان که در گذشته مدير تکثيرات بوده می گويد قصد دارد با اين پول کسب و کار خودش را راه اندازی کند و دوستان و اقوام جويای کار را استخدام کند. او می گويد همچنين در نظر دارد برای همسرش نيز يک سالن آرايشگری خريداری کند. برنده ايرانی تبار جايزه ۳۳ ميليون دلاری می گويد:‌ اين مبلغ پول زيادی است، خيلی کارها می توانيم با آن انجام دهيم، کلی می شود با آن تخمه کدو خريد! شايد بشود حتی يک کارخانه توليد تخمه کدو هم خريداری کرد. مقام های «سوپرلوتو» می گويند همسر مسعود اردلان تصميم دارد با وجود برنده شدن اين جايزه بزرگ، مانند گذشته روز جمعه بعد از ظهر بر سر کار خود در سالن آرايشگری حاضر شود. شماره هايی که مسعود اردلان را به رؤياهای بلندش رساند عبارتند از: 8 34 22 3 2 1

10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ

مارک زاکربرگ، پایه‌گذار وسیع‌ترین شبکه اجتماعی جهان، حال برای بسیاری از ساکنان کره زمین چهره‌ای شناخته شده و شخصیتی تحسین‌برانگیز است. در این مطلب می‌توانید ۱۰ واقعیت جالب درباره زندگی او را بخوانید. مارک زاکربرگ٬ بنیان‌گذار فیس‌بوک و از جوان‌ترین میلیاردرهای جهان٬ روز سه‌شنبه (۲۴ اردیبهشت٬ ۱۴ مه) تولد ۲۹ سالگی‌اش را جشن گرفت. او از موفق‌ترین انسان‌های دنیاست و تا به حال دست‌آوردهای بزرگی داشته که چشم جهان را خیره کرده است. مارک زاکربرگ انقلابی بزرگ در دنیای ارتباطات آنلاین و آفلاین پدید آورده و امروز بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان از سرویسی که او پایه‌گذارش بوده بهره می‌برند؛ دنیای بدون فیس‌بوک دیگر حتی قابل تصور هم نیست.   سی‌ان‌ان تکنولوژی به مناسبت زادروز زاکربرگ٬ ۱۰ واقعیت جالب درباره زندگی او را برگزیده که در ادامه می‌خوانید: ۱) مارک زاکربرگ به کوررنگی مبتلاست؛ کوررنگی قرمز و سبز. او در دیدن و تشخیص این دو رنگ مشکل دارد و احتمالا به همین خاطر است که رنگ غالب در پلت‌فرم فیس‌بوک٬ رنگ آبی است. ۲) وقتی او دبیرستانی بود کمپانی‌های مایکروسافت و AOL تلاش کردند تا او را استخدام کنند. او در آن روزها سینپس (Synapse) را راه‌اندازی کرده بود؛ برنامه‌ای که از هوش مصنوعی برای یادگیری از عادت‌های موسیقیایی کاربران بهره می‌گرفت. ۳) مارک تقریبا همه روزها همان تی‌شرت معروف خاکستری که لوگوی فیس‌بوک را هم دارد٬ بر تن می‌کند. او می‌گوید سرش به اندازه کافی شلوغ است و نمی‌تواند صبح‌ها وقت زیادی برای انتخاب لباس صرف کند. ۴) اگرچه او خیلی معمولی لباس می‌پوشد٬ اما گفته که در سال ۲۰۰۹ برای این‌که نشان دهد فیس‌بوک در روزگار رکود اقتصادی چقدر برای رشد و گسترش کار خود مصمم است٬ هر روز کراوات می‌زد. ۵) زاکربرگ گیاه‌خوار است و یک بار گفت که فقط در صورتی گوشت حیوانی را خواهد خورد که خودش آن حیوان را کشته باشد. اما در لیست صفحاتی که او در فیس‌بوک لایک کرده٬ نام «مک‌دونالد» را هم می‌توان دید. ۶) او با این‌که در طول ۴ سالی که عضو توییتر شده فقط ۱۹ توییت منتشر کرده٬ و آخرین توییتش هم مربوط به  ۱۵ ماه پیش است٬ بیش از ۲۲۰ هزار دنبال‌کننده (فالوئر) در این شبکه اجتماعی دارد. ) در اکتبر ۲۰۱۰ به همراه گروهی از کارمندان فیس‌بوک رفت تا در سینما به تماشای فیلم "شبکه اجتماعی" بنشیند. پس از دیدن فیلم در ابراز نظرهای عمومی او از تصویری که در این فیلم از او ارائه شده انتقاد کرد و گفت ماجرا طوری روایت شده که انگار او فیس‌بوک را صرفا به این خاطر به وجود آورده که منزلت اجتماعی کسب کند. ۸) مارک یک سگ پاکوتاه سفید و مشهور دارد که اسم Beast را برایش انتخاب کرده. سگ او در فیس‌بوک بیش از ۱/۵ میلیون فن دارد. ۹) سال گذشته بعضی‌ها از او انتقاد کردند که چرا موقع ازدواج با همسرش٬ پرسیلا چان٬ هدیه‌ای گران‌بهاتر از حلقه یاقوت ۲۵ هزار دلاری به وی نداده٬ اگرچه خودش همان زمان ثروتی ۱۹ میلیارد دلاری داشت. ۱۰) هر جای فیس‌بوک اگر این کاراکترها [4:0]@ را در کامنتی وارد کنید و اینتر را بزنید٬ نام او ظاهر خواهد شد.
اشتهای عجیب یک دختر سه ساله مراسم دختر شایسته سال امسال با وجود مشکلات فراوان برگزار گردید بهترین رستوران جهان بیل گیتس دوباره در صدر میلیاردرهای جهان سردی مردان بعد از رابطه جنسی

مطالب تصادفی

حرفه من

آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟

ماریا شاراپووا با یکی از بزرگترین چالش‌های دوران ورزشی خود روبرو است؛ بازگشت به مسابقات تنیس پس از پانزده ماه محرومیت به علت استفاده از داروی غیر مجاز. اما موضوع فقط نمایش او در داخل زمین و ادامه دوران حرفه‌ایش نیست. سوال این است که آیا او که بیشتر درآمدش از بیرون زمین تنیس است، می‌تواند حامیان مالی (اسپانسر) بزرگ را جذب کند یا نه. تنیس باز ۳۰ ساله با استفاده از سهمیه آزاد در مسابقات تنیس اشتوتگارت شرکت می‌کند و اولین مسابقه‌اش روز چهارشنبه ۲۶ آوریل (۶ اردیبهشت) برگزار می‌شود. با اینکه برخی تنیس بازان از این موضوع اظهار ناخشنودی کرده‌اند اما شاراپووا از حمایت فدراسیون جهانی تنیس زنان و همین طور هوادارانش برخوردار است. زمان برای بازگشت شاراپووا به میدان بهتر از این نمی‌توانست باشد، بزرگترین رقیب مالی او در دنیای تنیس، سرنا ویلیامز باردار است و چندین ماه از میادین تنیس دور خواهد بود. به تخمین نشریه فوربز، شاراپووا از ژوئن ۲۰۱۵ تا یک سال بعد ۱.۹ میلیون دلار از جوایز مسابقات تنیس درآمد داشته و از حامیان مالی خود بیست میلیون دلار، که از این نظر فقط سرنا ویلیامز با او قابل مقایسه است. شاراپووا قصد دارد از این هفته منبع اصلی درآمد خود را دوباره احیا کند. سایمون چدویک پروفسور تجارت ورزشی در دانشگاه سلفورد بریتانیا می‌گوید: در مدت محرومیت ارتباط شاراپووا با برخی حامیان مالیش پابرجا ماند... اما من مطمئنم به دلیل محرومیت، بندهایی به عنوان نوعی جریمه در قراردادهایش با اسپانسرها گنجانده شده است.\" خطر پس از اینکه شاراپووا در مارس ۲۰۱۶ پذیرفت آزمایش دوپینگش به علت استفاده از یک ماده ممنوعه مثبت شده، فدراسیون بین‌المللی تنیس او را برای دو سال محروم کرد، محرومیتی که پس از درخواست تجدیدنظر کاهش یافت. بر خلاف تایگر وودز، گلف باز معروف آمریکایی که ماجرای ارتباطش با زنان دیگر باعث شد اسپانسرهایش را به سرعت از دست بدهد، حامیان مالی شاراپووا صبر کردند ببینند اوضاع چگونه پیش می‌رود. پروفسور چدویک می‌گوید دلیلش این بود که \"آنها سرمایه‌گذاری مالی و تلاش زیادی برای این قراردادها کرده بودند. علاوه بر این، فسخ قرارداد ممکن است خطرناک باشد؛ امکان دارد شاراپووا با موفقیت به میادین تنیس بازگردد و اگر شما به عنوان حامی مالی قراردادتان را با او فسخ کرده باشید در را برای رقبایتان باز کرده‌اید. به قهرمانان نیاز است پروفسور چدویک می‌گوید مشاوران و تیم مدیریت شاراپووا که از نام او مراقبت می‌کند، خیلی سریع توانستند بر اوضاع مسلط شوند. او عقیده دارد اکنون درها برای بازگشت شاراپووا باز است، همانطور که از استیو سایمون رییس فدراسیون تنیس زنان نقل شده که گفته \'ورزش تنیس، طرفداران و مسابقات، همه و همه به او خوشامد خواهند گفت. به گفته پروفسور چدویک حتی پیش از اعلام خبر بارداری سرنا ویلیامز، تنیس زنان برای یافتن جانشین مناسب در صدر این ورزش با دشواری روبرو بود: \"تعداد استعدادهایی که بالاترین سطح کیفی را داشته باشند زیاد نیست. هیچ‌کس به نظر نمی‌رسد بتواند یک سلسله نتیجه خوب را پشت سرهم کسب کند. تنیس زنان به هرکمکی برای داشتن قهرمانان، نام‌های بزرگ و استعدادهای نخبه نیاز دارد تا توجه علاقمندان را به این ورزش جلب کند... غیبت شاراپووا در منظومه نام‌های تجاری، باعث افول تنیس زنان شده است.  

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.
شغل جدیدی برای زنان برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

آیا سن مناسبی برای بچه دار شدن وجود دارد؟

در حالی که موضوع زنانی که در سنین بالا بچه دار می شوند، هنوز در سراسر جهان مورد توجه رسانه هاست، در طی دهه‌های اخیر سنی که زنان تصمیم به بچه دار شدن می گیرند به میزان قابل توجهی افزایش یافته؛ در بریتانیا مسن ترین زنی که حامله شده ۶۶ ساله بوده. ولی آیا می توان تعیین کرد چه سنی برای مادر شدن خیلی دیر است؟ برای زنانی که تصمیم به داشتن فرزند می گیرند، امکان منجمد کردن تخمک، به این معنی است که خواهند توانست مادر شدن را به زمانی موکول کنند که از نظر حرفه‌ای کاملا تثبیت شده باشند، زمانی که از نظر مالی تامین هستند و امکان صرف وقت با فرزندان یا شریک زندگی را دارند. ما به عنوان پزشکان متخصص، می دانیم که با بالا رفتن سن، احتمال خطرات بارداری نیز به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. به همین جهت به جای این که به منجمد کردن تخمک تنها به عنوان یک گزینه دیگر نگاه کنید باید به سؤال تازه دیگری که مطرح می شود نیز توجه کرد: آیا سن من برای بچه دار شدن بیش از حد زیاد است؟ سنی که زنان برای اولین بار مادر می شوند، در سراسر جهان به طور متوسط از ۱۸ سال تا ۳۰ سال است. امروزه زنانی که در کشورهای ثروتمندتر زندگی می کنند، اولین فرزند خود را در مقایسه با گذشته، به مراتب دیرتر به دنیا می آورند و زنان بریتانیایی که برای اولین بار مادر شده اند در زمره سی کشوری اند که از این جهت در صدر قرار دارند. جوانترین مادرها در آنگولا، بنگلادش، نیجر، چاد، مالی، گینه، اوگاندا، موزامبیک و مالاوی زندگی می کنند. در این کشورها حد متوسط سن مادر شدن ۱۸ سال است. نوزادانی که از طریق انجماد تخمک متولد می شوند در بریتانیا اکنون حد متوسط طول عمر زنان ۸۳ سال است ولی زنان معمولا در حدود ۴۵ سالگی توانایی باروری را از دست می دهند. اما اگر تصور کنیم که زنی می تواند تخمک های خودش را در ۲۵ سالگی منجمد کند و این تخمک ها برای مدت نامحدود بدون این که آسیبی ببینند، منجمد باقی بمانند، و هنگام استفاده از این تخمک ها شانس باردار شدن این زن به همان اندازه ۲۵ سالگی اش باشد، این موضوع سبب می شود که او امکان کاملا تازه ای برای تعیین زمان تشکیل خانواده داشته باشد. مشکلات باروری؛ هر قدر که زنان حامله شدن را به تأخیر بیندازند، خطر نازایی ناشی از بالا رفتن سن افزایش می یابد. علاوه بر این خطر سقط جنین و سایر مشکلات حاملگی نیز در آنان بیشتر است و لقاح مصنوعی (آی وی اف) کمتر موفقیت آمیز خواهد بود. برای زنانی هم که که فرزند را دارند، ممکن است برای داشتن دومین یا سومین فرزند در سن بالا، با مشکلاتی روبرو شوند. حتی برای زنان ۳۴ ساله که نسبتا جوان هستند، از ۳۰ درصد شانسی که برای حاملگی از طریق لقاح مصنوعی دارند هر سال ۳ درصد کاسته می شود. هنگامی که زنان وارد چهل سالگی می شوند، تنها امید واقعی آنها برای تشکیل خانواده، استفاده از تخمک یک زن جوان تر خواهد بود. پزشکان آگاهند که هر چه سن زن افزایش می یابد، مشکلات بارداری نیز زیادتر می شود و ممکن است خانواده های جوان بدون مادر بمانند. بنابراین اگر چه در بعضی کشورها زنانی که بیشتر از هفتاد سال دارند، توانسته اند با استفاده از منجمد کردن تخمک صاحب فرزند شوند، باید پرسید که آیا این کار صحیح است یا این که باید محدودیتی برای سن استفاده از این تخمک ها در نظر گرفت؟ در حال حاضر اجماع جهانی وجود ندارد ولی پزشکان و نهادهای تخصصی ملزمند خطرات را به بیماران یادآوری کرده و خودشان محدودیت سنی را برای این روش مداوا، در نظر بگیرند. منجمد کردن تخمک ها ممکن است دوره قابلیت باروری زنان را طولانی تر کند، ولی مسن تر بودن والدین می تواند برای فرزندان خطرات دراز مدتی داشته باشد. و اگر چه امکان دارد منجمد کردن تخمک ها و اسپرم بر سن بیولوژیکی غلبه کند، انرژی فیزیکی که برای مراقبت از کودکان خردسال لازم است، ممکن است عامل محدود کننده ای برای بسیاری از والدین بالقوه باشد. شاید ۴۰ سالگی دوران گذشته به مثابه۳۰ سالگی کنونی باشد، ولی برای زنان، مردان و جامعه در مورد این که آیا باید فرزند داشت و نیز زمان داشتن آن، لازم است توازنی وجود داشته باشد.

صاحبان "ذائقه ماجراجو"‌ از زندگی لذت می‌برند

اگر یکی از دوستان‌تان خوراکی جدیدی را به شما معرفی کند و نظرتان را بپرسد " شما می‌توانید بچشید؟" یا ابروهایتان را به هم گره می‌کنید و می‌پرسید "چیه؟" و این کلمه را چنان محکم و کشیده می‌گویید که نشان بدهید دلتان نمی‌خواهد خوراکی‌های ناشناخته را امتحان کنید.
منو ببخش 12 واقعیت درمورد مسایل آمیزشی چرا انسان‌ها تک‌همسری شدند؟ غذاهایی که باعث مرگ حیوانات خانگی میشوند دنبال سفرهای هیجان انگیز باشید

آداب و رسوم

سپندارمزگان روز عشق پارسی

روزها پشت سر هم می گذرند و ما همگی به دنبال یک روز خاص هستیم تا با تمرکز بر روی یک هدف، عشق و محبت مان را به اطرافیان و کسانی که برای مان مهم هستند ابراز کنیم. بهانه های مختلف برای عشق ورزی به دوست، همسر، پدر و مادر بسیار زیاد است.

بیست و هشتم صفر

بیست و هشتم صفر، در فرهنگ اسلامی از یکسو یکی از روزهای غم انگیز است و از سوی دیگر مژده پایان یافتن ماه های محزون محرم و صفر را می دهد.
گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ تصویرهایی از «کریسمس» چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ توحش در قرن بيست و يكم ميلادي

سفر و تفریح

ایران زیبای ما (قسمت دوم)

در مطلب قبلی درباره زیبایی های کمتر شناخته شده ایران چهار نقطه دیدنی و مناسب برای تعطیلات عید را بررسی کردیم در ادامه همان مطلب چهار نقطه دیگر از ایران زیبای ما را با هم مرور می نماییم. چشمه علی شهر ری - استان تهران چشمه‌علی یک از نقاط باستانی، دیدنی و تفریحی شهر ری به شمار می‌رود که در جنوب تهران  و شمال شهر ری، منطقه بیست شهری تهران قرار دارد. این چشمه در همسایگی ابن بابویه برج طغرل ،دژ رشکان و در زیر باروی ری واقع شده است. چشمه‌علی از میان صخره‌اى بزرگ خارج شده و به سوى جنوب و سپس جنوب شرق جاری است. نام باستانی این چشمه سورینى بوده است كه احتمالا منسوب به دودمانی بزرگ در دوره اشکانیان و ساسانیان است. بعدها به نام امام اول شیعیان حضرت علی به چشمه على معروف شد. قدمت چشمه علی به حدود ۸۰۰۰ سال پیش بر می‌گردد، زمانی که نخستین اجتماع در کنار چشمه‌ای دایمی واقع بربالای تپه‌ای گرد آمدند. در گذشته فرش فروش‌ها و مردم تهران قالیچه های خود را با این عقیده که در آب این چشمه خاصیتی است که فرش را خوب تمیز و رنگ روشن‌تر و پر جلاتر می‌سازد، در آب چشمه علی می‌شستند. نخستین نشانه‌های تمدن در چشمه علی، که شامل تپه باستانی، برج و باروهای قدیمی ری و چشمه زیرزمینی است، مربوط به تولید سفالینه هایی رنگ با نقش‌های سیاه و قهوه ای سیر و تصاویری که بر آن نقش شده می‌باشد. این محل درهزاره سوم پیش از میلاد ناگهان متروک شد و دوباره ازهزاره دوم مسکونی و آباد گشت. آثاری از عهد پارتها حصار معبد آناهیتا متعلق به آغاز عصر مسیحی، ساسانیان و اسلام تا عهد تیموریان نیز در این محل به دست آمده است. به استناد روایت‌های مختلف مادر زرتشت نیز در این مکان متولد شده است. درباره آب چشمه گفته می‌شود که از جاجرود و قیطریه تأمین می‌شود و پس از گذر از راه‌های زیرزمینی، از دل تپه می‌جوشد. این چشمه از چندین لحاظ اهمیت دارد. هم به دلیل تبدیل شدن آن به منطقه‌ای تفریحی و ایجاد پارک و فضای سبز در کنار آن و هم به دلیل وجود چند اثر باستانی در نزدیکی آن. دیوار قدیمی شهر ری با نام  باروی ری دقیقا در بالای چشمه قرار داشته و کتیبه فتحعلی شاه قاجار نیز بر دیواره این چشمه حک شده‌است. چغازنبیل در استان خوزستان چُغازَنبیل نیایشگاهی باستانی‌است که در زمان ایلام عیلامی ها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. چغازنبیل بخش به‌جامانده از شهردوراونتش است. این سازه در ۱۹۷۹ اولین اثر تاریخی از ایران بود که در فهرست میراث جهانی یونسکو جای‌گرفت. جامعه بین المللی برای آن ارزش استثنائی و جهانی قایل است. چغازنبیل در جنوب غربی ایران، در استان خوزستان و در شهرستان شوش واقع شده‌است. این سازه در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش و ۳۵ کیلومتری غرب شهر باستانی شوشتر واقع است، اما به دلیل واقع شدن در غرب رودخانه دز، مرز این دو شهرستان، در تقسیمات کشوری جز شهرستان شوش محسوب می‌گردد. این بنا در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه‌است. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش حدود ۱۲۵۰ پ. م. ، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده‌است. و در حمله سپاه خونریزآشور بانیپال به همراه تمدن ایلامی ویران گردید. سده‌های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن  فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده‌است. بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده‌است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده‌است. زیربنای چغازنبیل یک مربع ۱۱۰ متر در ۱۱۰ متر است. یعنی دو برابر یک زمین فوتبال. شهرمیرزاد در استان سمنان شَهمیرزاد از شهرهای شهرستان مهدیشهر در استان سمنان است. این شهر از نظر گردشگری و کشاورزی دارای اهمیت می‌باشد. شهمیرزاد در ۶ کیلومتری شمال شهر مهدی شهر سنگسر واقع شده‌است. شهمیرزاد از سال ۱۳۳۱ دارای شهرداری است. هوای آن نسبت به سمنان که گرم و خشک است معتدل‌تر و از لحاظ پوشش گیاهی بسیار سبز و خرم‌تر است . همچنین نسبت به شهر همسایه اش مهدیشهر معمولا حدود ۲ درجه خنک تر است. شهمیرزاد دارای بزرگ‌ترین باغ گردوی جهان (با تایید فائو می‌باشد که مساحت آن حدود ۷۵۰ هکتار است .مهمترین ویژگی گونه های گردوی شهمیرزاد به تایید پروفسور ژرمن فرانسوی، خوشه ای بودن آن است که با مشخصه درصد چربی بالا، چوب سخت و خوش نقش و رکورد وزن دانه گردو (25گرم) ذخیره گاه منحصر به فرد و احتمالا قدیمترین زیستگاه گردوی جهان است. شهر شهمیرزاد دارای مناظر و کوههای بسیار زیبا، پوشش گیاهی و تنوع جانوری بسیار کم نظیری میباشد، به طوری که در تمام فصول سال از سراسر کشور مهمانان را به خود جذب مینماید. درگذشته این شهر جزیی ازمناطق هزارجریب طبرستان بوده‌است و نام‌هایی از قبیل سامار و شامار و شهمارفریم را داشته‌است و طبق کتاب سربداران از آبادترین شهرهای قدیم طبرستان بوده‌است . در تاریخ معاصر شهمیرزاد، پیش و پس از ارتقا به شهر زیر نظر فرمانداری نظامی سنگسر ،مهدیشهر، بوده است . درختان کهنسال با بیش از ۱۰۰۰ سال سن نشانه تاریخ کهن این شهر میباشد . در جلسهٔ هیئت وزیران در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ که در سمنان برگزار شد، این شهر به استناد مادهٔ ۸ قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، به‌عنوان شهر نمونهٔ گردشگری بین المللی تعیین شد. ارگ گوگد در استان اصفهان ارگ گوگد،یکی از بناهای قدیمی و دیدنی شهرستان گلپایگان در استان اصفهان می باشد. این ارگ در پنج کیلومتری جاده گلپایگان به تهران و در شهری به نام گوگد (از شهرهای حومه گلپایگان واقع شده است. این بنا یکی از بزرگترین بناهای خشت و گلی ایران می‌باشد که به شماره ۲۵۷۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. تاریخ ساخت آن به حدود چهارصد سال پیش باز می گردد و تنها سند مکتوبی که از این بنا موجود است متعلق به حدود یکصد و چهل سال پیش می‌باشد که نشان می دهد نصف بنای ارگ  علیخان بختیاری به عنوان مهریه به همسرش واگذار کرده است. یکی دژ برآمد ز راه نخست ز رزم آوران نام آن را بجست شنید این سخن نام دژ گوگد است در او ایمن از هرچه دیو و دد است

پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور

بیشتر آنهایی که راهی شیراز می شوند تا گشت و گذار کنند فقط آثار به جا مانده از شکوه امپراطوری هخامنشی را می بینند، اما استان فارس آثار دیدنی بیشتری دارد که بازدیدکنندگان ناآشنا کمتر به آن سر می زنند.
ده کلانشھر گران آفریقا دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت بالاتر از هیجان