هر تصویری كه ما از زن افغان داریم زنی مظلوم و بی چهره است. زنان افغانی قربانیان اصلی جنگ افروزی های سیاسی و آداب و رسوم های فرقه ای و كهن سرزمینی است كه در میان دیگر كشورها اگر بخواهند مثالی از بدبختی و عقب افتادگی بیاورند از آن نام می برند.

طالبان در اولین قدم خود برای حكمرانی زنان را خانه نشین می كنند.چون آنان با سواد اندك شان هم می دانند اگر می خواهند مردمی را عقب مانده نگه دارند باید زنان آنان را ناآگاه نگه دارند.

اما در همه زمان ها و حكومت ها هستند زنانی كه زیر بار هیچ قانون و اما و اگری نمی روند. زنانی که خود را نه تنها از مردان كمتر نمی دانند كه در برخی موارد خود را نیرومند تر از آنان نیز می دانند. بی بی حكمینه یكی از این زنان از سرزمین افغانستان است.

دویچه وله در گزارشی آورده است: بی‌بی حکمینه یک زن است، اما مانند مردان زندگی می‌کند. او نماینده شورای ولایت خوست در شرق افغانستان است. بی‌بی حکمینه که خود را "سلطان زنان" می‌داند از جانب مردان بسیار مورد احترام قرار می‌گیرد.

اگر کسی قصد داشته باشد به استان خوست در شرق افغانستان سفر کند، حتما بارها نام بی‌بی حکمینه را خواهد شنید، زیرا نام نماینده شورای ولایت خوست ورد زبان اهالی این منطقه است. بی‌بی حکمینه نه تنها بخاطر عقاید سیاسی‌اش، بلکه بخاطر ظاهر غیرمعمولش در افغانستان به شهرت زیادی دست یافته است. او مانند مردان افغان لباس سنتی رایج افغانستان و پاکستان را بر تن می‌کند که شامل شلواری نخی و گشاد است که روی آن پیراهنی بلند پوشیده می‌شود و تا روی زانوها می‌آید. بی‌بی حکمینه همچنین بجای روسری، عمامه‌ بر سر می‌گذارد.

بی‌بی ‌حکمینه که ۴۰ سال دارد، همیشه مسلح است و سلاح خود را روی شانه‌هایش حمل می‌کند. بیرون رفتن بدون کلاشنیکف برای او اصلا قابل تصور نیست. او در این مورد می‌گوید: «من این اسلحه را برای وجهه و حیثیت خودم حمل می‌کنم. پشتون‌ها ضرب‌المثل خوبی در این باره دارند: اسلحه بار سنگین است، اما زمانی به دردت خواهد خورد. اسلحه برای حفاظت از جان خود است.»

او از همان سن کودکی بایستی یاد می‌گرفت از خود و خانواده‌اش محافظت کند. بی‌بی حکمینه باید نقش برادر خود را در خانواده بر عهده می‌گرفت، چون برادرش برای تحصیل به شهر کابل رفته بود. از این رو یکی از وظایف او دفاع از مادر و خواهرانش بود و از همان دوران با پدرش وارد محافل مردانه شد. بی‌بی حکمینه می‌گوید: «پدر من کدخدای (ریش‌سفید) روستای ما بود. من با او در شوراهای محلی شرکت می‌کردم و توانستم تجربیات زیادی کسب کنم. مردان قبیله به خاطر پدرم همیشه به من احترام می‌گذاشتند.»

بی‌بی حکمینه هیچگاه ازدواج نکرد. او به جای فرزندداری، همراه با مجاهدین علیه نیروهای اتحاد شوروی ‌جنگید. او معمولا نقش دیده‌بان را بر عهده داشت و در عین حال مسئول تهیه غدا، دارو و اسلحه برای مجاهدین بود.

بی‌بی حکمینه به تازگی در شورای ولایت خوست انتخاب شده است. بسیاری به قصد یافتن راه‌حلی برای درگیری‌های خود به او مراجعه می‌کنند. مردان برای او احترام خاصی قائل هستند و او را یکی از خودشان می‌دانند. عبدالقادر، یکی از اهالی خوست، می‌گوید: «بی‌بی ‌حکمینه علی‌رغم زن بودن برای وطن خود کارهای زیادی کرده است. یکی از ویژگی‌های برجسته او این است که مانند مردان شجاع است و درعین حال همواره از حقوق زنان دفاع می‌کند.»

برای بی‌بی حکمینه زن یا مرد بودن اهمیتی ندارد. او تنها قصد دارد به عنوان یک سیاستمدار کار خود را درست انجام دهد. یکی از اهداف مهم او کمک به افراد محروم و فقیر است. او معتقد است که در افغانستان بیشتر زنان هستند که در فقر بسر می‌برند و می‌گوید: «من نسبت به زنان احساس دلسوزی زیادی می‌کنم، زیرا زنان گاهی وقت‌ها در جامعه پشتون‌ها مورد بدرفتاری قرار می‌گیرند و درد و رنج زیادی را باید تحمل کنند. به طور مثال برای حل درگیری بین دو طایفه، دختران با تعیین مهریه‌ای سنگین به زور شوهر داده می‌شوند و بسیاری از آنها حق رفتن به مدرسه را ندارند.»

او خود هیچگاه به مدرسه نرفته است، بلکه مانند مردان یاد گرفته که در مزرعه کار کند. او خود را "سلطان زنان" معرفی می‌کند و در برخورد با طالبان نیز موضعی محکم و قاطعانه دارد. بی‌بی حکمینه خود در این باره می‌گوید: «آنها دو بار به من هشدار داده‌اند و گفته‌اند: تو به سفر حج رفته‌ای و اگر مسلمان واقعی هستی، پس باید با ما همکاری کنی. من به آنها پیشنهاد دادم که با هم بنشینیم و صحبت کنیم.»

بی‌بی حکمینه امیدوار است که در کشور جنگ‌زده‌ افغانستان سرانجام صلح برقرار شود. او همچنین امید دارد که زنان در جامعه به استقلال و حقوق بیشتری دست یابند، زیرا حتی پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ نیز زنان و مردان از حقوق برابر برخوردار نشدند. برای رسیدن به حقوقی برابر با مردان گویا تنها راه این است که یک زن تبدیل به مرد شود.

زنان افغان آرام آرام از زیر برقع ها بیرون می آیند و مسیر زندگی خود را از آنچه جامعه سنتی برای آنان در نظر گرفته جدا می كنند.