1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

هر تصویری كه ما از زن افغان داریم زنی مظلوم و بی چهره است. زنان افغانی قربانیان اصلی جنگ افروزی های سیاسی و آداب و رسوم های فرقه ای و كهن سرزمینی است كه در میان دیگر كشورها اگر بخواهند مثالی از بدبختی و عقب افتادگی بیاورند از آن نام می برند.

طالبان در اولین قدم خود برای حكمرانی زنان را خانه نشین می كنند.چون آنان با سواد اندك شان هم می دانند اگر می خواهند مردمی را عقب مانده نگه دارند باید زنان آنان را ناآگاه نگه دارند.

اما در همه زمان ها و حكومت ها هستند زنانی كه زیر بار هیچ قانون و اما و اگری نمی روند. زنانی که خود را نه تنها از مردان كمتر نمی دانند كه در برخی موارد خود را نیرومند تر از آنان نیز می دانند. بی بی حكمینه یكی از این زنان از سرزمین افغانستان است.

دویچه وله در گزارشی آورده است: بی‌بی حکمینه یک زن است، اما مانند مردان زندگی می‌کند. او نماینده شورای ولایت خوست در شرق افغانستان است. بی‌بی حکمینه که خود را "سلطان زنان" می‌داند از جانب مردان بسیار مورد احترام قرار می‌گیرد.

اگر کسی قصد داشته باشد به استان خوست در شرق افغانستان سفر کند، حتما بارها نام بی‌بی حکمینه را خواهد شنید، زیرا نام نماینده شورای ولایت خوست ورد زبان اهالی این منطقه است. بی‌بی حکمینه نه تنها بخاطر عقاید سیاسی‌اش، بلکه بخاطر ظاهر غیرمعمولش در افغانستان به شهرت زیادی دست یافته است. او مانند مردان افغان لباس سنتی رایج افغانستان و پاکستان را بر تن می‌کند که شامل شلواری نخی و گشاد است که روی آن پیراهنی بلند پوشیده می‌شود و تا روی زانوها می‌آید. بی‌بی حکمینه همچنین بجای روسری، عمامه‌ بر سر می‌گذارد.

بی‌بی ‌حکمینه که ۴۰ سال دارد، همیشه مسلح است و سلاح خود را روی شانه‌هایش حمل می‌کند. بیرون رفتن بدون کلاشنیکف برای او اصلا قابل تصور نیست. او در این مورد می‌گوید: «من این اسلحه را برای وجهه و حیثیت خودم حمل می‌کنم. پشتون‌ها ضرب‌المثل خوبی در این باره دارند: اسلحه بار سنگین است، اما زمانی به دردت خواهد خورد. اسلحه برای حفاظت از جان خود است.»

او از همان سن کودکی بایستی یاد می‌گرفت از خود و خانواده‌اش محافظت کند. بی‌بی حکمینه باید نقش برادر خود را در خانواده بر عهده می‌گرفت، چون برادرش برای تحصیل به شهر کابل رفته بود. از این رو یکی از وظایف او دفاع از مادر و خواهرانش بود و از همان دوران با پدرش وارد محافل مردانه شد. بی‌بی حکمینه می‌گوید: «پدر من کدخدای (ریش‌سفید) روستای ما بود. من با او در شوراهای محلی شرکت می‌کردم و توانستم تجربیات زیادی کسب کنم. مردان قبیله به خاطر پدرم همیشه به من احترام می‌گذاشتند.»

بی‌بی حکمینه هیچگاه ازدواج نکرد. او به جای فرزندداری، همراه با مجاهدین علیه نیروهای اتحاد شوروی ‌جنگید. او معمولا نقش دیده‌بان را بر عهده داشت و در عین حال مسئول تهیه غدا، دارو و اسلحه برای مجاهدین بود.

بی‌بی حکمینه به تازگی در شورای ولایت خوست انتخاب شده است. بسیاری به قصد یافتن راه‌حلی برای درگیری‌های خود به او مراجعه می‌کنند. مردان برای او احترام خاصی قائل هستند و او را یکی از خودشان می‌دانند. عبدالقادر، یکی از اهالی خوست، می‌گوید: «بی‌بی ‌حکمینه علی‌رغم زن بودن برای وطن خود کارهای زیادی کرده است. یکی از ویژگی‌های برجسته او این است که مانند مردان شجاع است و درعین حال همواره از حقوق زنان دفاع می‌کند.»

برای بی‌بی حکمینه زن یا مرد بودن اهمیتی ندارد. او تنها قصد دارد به عنوان یک سیاستمدار کار خود را درست انجام دهد. یکی از اهداف مهم او کمک به افراد محروم و فقیر است. او معتقد است که در افغانستان بیشتر زنان هستند که در فقر بسر می‌برند و می‌گوید: «من نسبت به زنان احساس دلسوزی زیادی می‌کنم، زیرا زنان گاهی وقت‌ها در جامعه پشتون‌ها مورد بدرفتاری قرار می‌گیرند و درد و رنج زیادی را باید تحمل کنند. به طور مثال برای حل درگیری بین دو طایفه، دختران با تعیین مهریه‌ای سنگین به زور شوهر داده می‌شوند و بسیاری از آنها حق رفتن به مدرسه را ندارند.»

او خود هیچگاه به مدرسه نرفته است، بلکه مانند مردان یاد گرفته که در مزرعه کار کند. او خود را "سلطان زنان" معرفی می‌کند و در برخورد با طالبان نیز موضعی محکم و قاطعانه دارد. بی‌بی حکمینه خود در این باره می‌گوید: «آنها دو بار به من هشدار داده‌اند و گفته‌اند: تو به سفر حج رفته‌ای و اگر مسلمان واقعی هستی، پس باید با ما همکاری کنی. من به آنها پیشنهاد دادم که با هم بنشینیم و صحبت کنیم.»

بی‌بی حکمینه امیدوار است که در کشور جنگ‌زده‌ افغانستان سرانجام صلح برقرار شود. او همچنین امید دارد که زنان در جامعه به استقلال و حقوق بیشتری دست یابند، زیرا حتی پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ نیز زنان و مردان از حقوق برابر برخوردار نشدند. برای رسیدن به حقوقی برابر با مردان گویا تنها راه این است که یک زن تبدیل به مرد شود.

زنان افغان آرام آرام از زیر برقع ها بیرون می آیند و مسیر زندگی خود را از آنچه جامعه سنتی برای آنان در نظر گرفته جدا می كنند.

دیدگاه‌ها  

+1 # sahar 1390-08-19 00:49
afarin be in zane shoja.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بی نام 1390-08-21 10:10
آخی چقدر خوشحالم برای زنای افغان که دارن به آزادیشون می رسن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شکیبا 1390-08-21 10:15
همین که این مردای متعصب این خانم رو قبول دارند خیلیه ..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

آیا آماده بارداری هستید؟

چرا آماده شدن برای بارداری اهمیت دارد؟ حاملگی دو هفته قبل از وقت قاعدگی شما اتفاق می افتد. این یعنی ممکن است تاوقتی سه هفته باردار هستید، متوجه آن نشده باشید. این درحالی است که جنین در هفته دوم تا هشتم بعد از بارداری بسیار آسیب پذیر است. این زمانی است که اندام های نوزاد شما (مثل قلب) شروع به شکل گرفتن می کند. هر چیزی که می خورید، می نوشید، سیگاری که می کشید، و …بر نوزاد شما تاثیر می گذارد. به همین دلیل است که حتی وقتی هنوز حامله نشده اید، باید طوری عمل کنید که انگار باردار هستید. چه وقت باید در مورد بارداری با پزشکتان صحبت کنید؟ می توانید هر وقت که خواستید درمورد بارداری با پزشکتان صحبت کنید، حتی قبل ازاینکه فکر بچه دار شدن را در سر داشته باشید. می توانید درمورد رژیم غذاییتان، سبک زندگی و هر نگرانی دیگری که دارید با او مشورت کنید. حدود یکسال قبل از اینکه باردار شوید، با پزشکتان در این زمینه گفتگو کنید. پزشکتان احتمالاً یک چک آپ کلی برای شما تجویز می کند و سابقه پزشکی شما و همسرتان را بررسی می کند. می توانید هر سوالی که در ذهن داشتید از او بپرسید. ...ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید

برای سوالات جنسی فرزندان تان آماده باشید

خیلی از والدین وقتی با این سوال کودک خود که " که من از کجا آمده ام؟ " یا " بچه چه جوری به دنیا می یاد؟ " مواجه می شوند دست و پای خود را گم می کنند و یا حواس بچه را به چیز دیگری پرت می کنند و جواب کودک را نمی دهند و یا اینکه یک جواب خیالی به کودک می دهند .
بازی و اسباب بازی تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است دوقلوهای مستقل انواع بازی کودکان شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

ورود تکنولوژی عینک گوگل در تنیس حرفه‌ای

بتانی ماتک‌سندز، تنیس‌باز شماره 58 برترین تنیس‌بازان زن جهان اولین کسی است که قصد دارد از عینک الکترونیکی گوگل در تنیس حرفه‌ای‌اش استفاده کند. اینطور که خود گوگل گزارش داده، استفاده از این عینک خیلی راحت است و مشکلی برای ورزشکار به وجود نمی‌آورد. نه تنها جلوی دیدش را نمی‌گیرد بلکه اگر از عینک‌های آفتابی ورزشی که خیلی از تنیس‌بازان استفاده می‌کنند سبک‌تر نباشد، ابدا سنگین‌تر نیست.گوگل‌گلاس چطور به تنیس‌بازان کمک می‌کند؟استفاده از گوگل‌گلاس امکانات زیادی به بتانی داده است. او می‌تواند کل مسابقه‌ای که می‌دهد را با این عینک ضبط کند تا تمام حرکات رقیبش و ضرباتی که خودش می‌زند از زاویه‌ای که خودش می‌بیند بازبینی شود. این کار به مربی او کمک می‌کند به بسیاری از نقاط ضعف و قوت شاگردش پی ببرد.او همچنین می‌تواند با استفاده از این عینک در تمرینات، مشکلاتش را به صورت بصری با مربی‌اش در میان بگذارد. همین که مربی بتانی و سایر مربیان بتوانند از نقطه دید ورزشکارشان بازی او را تماشا کنند کمک شایانی به فهم مشکلاتش می‌کند که صحبت درباره آن را راحت‌تر کرده و اطلاعاتی کامل و بی‌نقص را در اختیار ورزشکار و مربی‌اش قرار می‌دهد. بقیه این مطلب را در اینجا بخوانید...

آیا حس همدردی با ما زاده میشود؟

آیا حس همدردی محصول تربیت است یا با انسان زاده می‌شود؟ پژوهش‌گران ژاپنی با انجام سلسله ‌آزمایش‌هایی بر روی شیرخواران به پاسخ‌های شگفت‌انگیزی برای این سئوال رسیده‌اند. حس همدردی در انسان‌ها نسبت به دیگران بسیار زودتر از آنچه که پیش از این تصور می‌شد پا می‌گیرد. این که دقیقا این حس چگونه و کی ایجاد می‌شود هنوز روشن نیست. آنچه که روشن است این است که نوزادان در همان ماه‌های اولیه زندگی خود نسبت به کسی که مورد حمله قرار می‌گیرد و به وضعیت اضطراری می‌افتد حس همدلی پیدا کرده و آن را بروز می‌دهند. یاسوهیرو کاناکوگی (Yasuhiro Kanakogi)، پژوهش‌گر ژاپنی و همکارانش از دانشگاه کیوتو و مدرسه عالی تکنولوژی تویوهاشی می‌گویند، نوزادان ۱۰ ماهه نسبت به کسی که در خطر قرار می‌گیرد حس دلسوزی دارند و این حس را بی آنکه از کلام استفاده کنند نشان می‌دهند. نتایج این پژوهش در مجله تخصصی "پلاس وان" به چاپ رسیده است. تشریح آزمون شیرخوارگان می‌توانند بین اشکال هندسی فرق گذاشته و مقاصد و اهدافی را به آن‌ها نسبت دهند. محققان ژاپنی از همین ویژگی استفاده کرده و به نوزادان مورد آزمایش فیلمی کارتونی نشان دادند تا واکنش آن‌ها را نسبت به خشم و خشونت بررسی کنند. در این فیلم حمله یک توپ آبی به یک تاس زرد مشاهده می‌شد. توپ به سرعت به سمت تاس روانه شد و به آن حمله کرد. بعد از این که نوزادن این فیلم را مشاهده کردند به آن‌ها یک توپ و یک تاس واقعی نشان داده شد. اکثر آن‌ها دست خود را به سمت قربانی یعنی تاس دراز کردند و به توپ توجهی نشان نمی‌دادند. واکنش کودکان بعد از این‌که نقش این اشکال عوض شد نیز باز همان بود. یعنی حتی وقتی که تاس نقش مهاجم را ایفا کرد و توپ نقش قربانی را باز هم کودک طرف قربانی را گرفت و به مهاجم علاقه‌ای نشان نداد. در مراحل بعدی این آزمایش از اشکال بی‌طرفی که در این قضیه نقشی نداشتند نیز استفاده شد. نوزادان یا به قربانی و یا به شیئ  بی‌طرف علاقه نشان می‌دادند. پژوهش‌گران تصور می‌کنند که تمایل نوزادان به قربانی به خاطر ترس آن‌ها از مهاجم نیست بلکه به دلیل همدردی با قربانی به آن دلبستگی پیدا می‌کنند. واکنش به درد دیگران نوزادان به درد دیگران واکنش نشان می‌دهند، مثلا وقتی که بزرگ‌ترها گریه می‌کنند چهره آن‌ها هم حالت گریه به خود می‌گیرد. پژوهش‌هایی که پیش از این انجام شده بود نشان می‌داد که توجه و تمایل واقعی کودکان نسبت به دیگران نخستین بار در ۱۸ ماهگی شکل می‌گیرد. بنا بر این، نخستین واکنش‌های حقیقی دلسوزی و همدلی را می‌توان از دومین سال زندگی مشاهده کرد، یعنی از زمانی که کودک قادر می‌شود بین خود و دیگران فرق قائل شود. اما از سن ۳ سالگی است که کودک شروع به دفاع از دیگران در برابر مهاجم می‌کند. با این حال بررسی جدید نشان می‌دهد که حس همدردی در نوزادان زودتر از این‌ها شروع شده و نوزادان ۱۰ ماهه نه تنها نقش قربانی و مهاجم را درک می‌کنند بلکه به کسانی که در خطر قرار گرفته‌اند نیز علاقه و تمایل نشان می‌دهند. این یافته می‌تواند سنگ‌بنای برنامه‌جامع بعدی در بررسی رفتار ناشی از همدلی قرار گیرد.
گرانقیمت ترین ساعت جهان بیل گیتس دوباره در صدر میلیاردرهای جهان شکایت مرد فرانسوی از اوبر به دلیل افشای خیانت به همسرش اتومبیلی مختص خانم ها ایران سفید پوش

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

کیک ها را من نقاشی می کنم

در این مطلب خانم هنرمندی را معرفی می کنیم که به کیک و شیرینی مفهوم جدیدی داده است. سارا ستوده که مدتی بعنوان مدیر هنری یکی از معروف ترین شرکت های تبلیغاتی تهران کار می کرده، یکسال و نیم است حرفه جدیدی را پیشه کرده که بی ارتباط با شغل سابقش نیست.
بدون خونریزی اول شویم! برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 تی شرت ها را ما طراحی می کنیم حرفه من: مربی آموزش رانندگی زنان پزشکان بهتری هستند

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

سه درس زندگی که یک مرد میتواند از آلت مردانه شان بیاموزد

1 – غیرقابل پیشبینی بودن زندگیدرس اولی که عضو مردانه در دوره های مختلف زندگی به هر مرد می دهد غیرقابل پیش بینی بودن زندگی است. وقتی که جوان هستیم و هورمون ها بیداد می کنند مدام شاهد بیدارباش های ناخواسته عضو جنسی هستیم و در مقابل ایستادگی های پیش بینی نشده اش، کاملا ناتوانیم. بعد از ان دوره، نوبت به لحظات غیرقابل پیشبینی می رسد که ما می خواهیم عضو ما قد برافرازد ولی به دلایل زیاد و از جمله تشویش و نگرانی، قادر به کنترل بدن خود نیستیم. درسی که از این وضعیت جسمی می توانیم بگیریم وحشت و خواری و ضعف می تواند نباشد. عضو جنسی ما مدام به ما یادآوری می کند که به درک و پذیرش« غیرقابل پیشبینی بودن» زندگی بیاندیشیم. اگر بپذیریم که بسیاری از ماجراهای زندگی تحت کنترل ما نیست مقدمتا از نگرانی و تشویشِ کمتری برخوردار خواهیم شد. دانستن این محدودیت و عمومیت دادن آن به همه انسانها و همه هستی، به ما اجازه می دهد  به جای تاسف خوردن، برای اتفاقات غیرقابل پیشبینی، آماده باشیم. 2  – ما هم بخشی از حیوانات روی زمین هستیمعضو جنسی ما و نیازهایش گواه این حقیقت است که سکس رفتار طبیعی و حیاتی همه حیوانات سیاره ما است. لذتی که آلت جنسی ما از آن برخوردار می شود پاداشی است که در همه حیوانات وجود دارد تا به خاطر دریافت مکرر آن، ریسک کنیم و ازخودگذشتگی نشان دهیم و تعهد اختیار کنیم تا حیات ادامه یابد. 3 – خودشناسی توام با آگاهییکی دیگر از درس های مهمی که آلت مردان می تواند نصیب صاحبانش سازد ایجاد تجربه زیبای « در لحظه بودن» است. وقتی که به مرور و بر اساس تجربه یاد می گیریم که از حضور یک نفر دیگر لذت ببریم  و به او لذت دهیم  در ضمن یاد می گیریم که قدر لحظه را بدانیم. می آموزیم که تمرکز بر اکنون و دوری از افسوس گذشته و نگرانی آینده، می تواند باعث شعف و شعور و آرامش گردد. این احساس، یکی از قدیمی ترین دستاورد هایی است که فلسفه اشراق، عرفان و ذن به بشر عرضه کرده است.

زندگی در ماه عسل

روابط طولانی مدت مانند ازدواج بخودی خود یک عامل خوشبختی بحساب نمی آیند اما نشانه یک زندگی عادی متمایل بخوب هستند.  حداقل از نگرانی های ملاقاتهای اولیه و استرس خواستگاری و مشکلات بی پایان مراسم ازدواج خبری نیست. اما بهر حال بعد از گذراندن همه ایت اتفاقات خوشترین قسمت ماجرا، یعنی ماه عسل هم با از میان رفتن آنزیمهای خوش ترشح شده توسط مغز نیز پایان می یابد. ولی نگران نباشید صاحبنظران امر راههایی را یافته اند که باعث تحریک مغز برای ترشح بیشتر هورمونهای خوشحالی و خوشبختی شوند. کودک درون وقتی دهسالتان بود چکار انجام می دادید که بشما خوش می گذشت، انجام دوباره این فعالیتها شما را در همان حس و حال آنزمان شما قرار خواهد داد. با یک زوج دیگر قرار بگذارید قرار گذاردن با یک زوج همسن و سال خود بشما یادآوری خواهد نمود که چرا و چگونه عاشق همسر خود گشته اید. هنگامی که همه وقت خود را با یک نفر بسر می برید، جنبه های مثبت آن آدم برای شما یک حالت عادی پیدا می نماید. ولی وقتی او را در یک جمع با افراد دیگر می بینید با خود فکر می نمایید که او واقعا جذاب است. او را به چالش بکشید پلی استیشن، تخته نرد، شطرنج، پینت بال یا با هر بازی دیگری که برای شما خوشایند است او را به چالش بکشید. رقابت میزان تستسترون بدن مرد را تا حد زیادی بالا می برد، تستسترون همان هورمونی است که قوای جنسی آقایان را تنظیم می نماید. تماشای فوتبال اگر همسرتان تمام دیدارهای لیگ فوتبال را دنبال می نماید شما هم یکبار در هفته 90 دقیقه این زجر تمام نشدنی را تحمل نمایید. خوبی دیدین ورزش اینست که در حین نگاه کردن به مسابقه میتوانید با همسرتان صحبت نمایید، برخلاف وقتی که فیلم تماشا می نمایید یا به کنسرت میروید نتایج ترس دیدن فیلم ترسناک در کنار همسرتان باعث تشدید علاقه شما به او می گردد. ترشح آدرنالین در خون باعث بالا رفتن ضربان قلب شما میگردد. نتایج تحقیقات نشان داده است کسانی که در شهر بازی ها چرخ و فلکهای ترسناک را امتحان می نمایند در هنگام پیاده شدن  میزان علاقه اشان به همسرشان بیشتر از هنگامی است که هنوز در صف منتظر سوار شدن بودند. قلقلکش بدهید حتما او هم این بلا را سرتان آورده است قلقلک دادن همسرتان باعث خنده و خنده کم شدن استرس و بالا رفتن آنزیمهای ترشح کننده هورمون تستسترون در مردان میشود. همچنین در زنان خنده و قلقلک باعث راحتی بدن و از بین رفتن مقاومت شما و در نتیجه بالا رفتن احتمال ارگاسم در زنان است.
9 کاری که تصویر شما را بهبود می بخشد عمر ازدواج تان را تخمین بزنید چگونه اعتیاد دیجیتال خود را کنترل نماییم با ننرترین بچه پولدارهای جهان آشنا شوید بهترین زمان هر کاری

آداب و رسوم

جهیزیه؛ یک رسم بین المللی

این روزها تهیه جهیزیه یكی از مشكلات خانواده هایی است كه فرزند دختر دارند. در كنار خانواده هایی كه جهیزیه های چند صد میلیونی می دهند، هستند كسانی كه دیگر جهیزیه نمی دهند در عوض عروسی های آن چنانی نیز نمی گیرند.

رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز

ایرانی ها در ماه رمضان که نهمین ماه سال قمری است روزه می گیرند و این کار را با دقت تمام انجام می دهند و تقریباً یک ساعت قبل از اذان صبح غذایی که آن را ( سحری ) می نامند صرف می کنند و پس از آن تا غروب روز بعد هیچ آب آشامیدنی و یا غذایی نمی خورند. سحری که مردم شیراز تهیه می کنند اغلب انواع پلوها و خورشت ها می باشند که بعد از خوردن آن به نماز و نیایش می پردازند. روزها ختم قرآن در مساجد برپا می کنند و بعد از ختم قرآن به نماز جماعت می پردازند. برای افطار در شیراز مردم از غذاهای خاصی که فقط مخصوص این ماه است استفاده می کنند که ترحلوا و زولبیا و بامیه و رنگینک جزء آنها می باشد و بعد از افطار به دیدن یکدیگر می روند و این دید و بازدیـد را ( ماه رمضانی ) می گویند. شیرازی ها شب های قدر را بسیار محترم می شمارند و دراین شب ها به مساجد و حسینیه ها می روند تا صبح بیدار می مانند ودعا می خوانند. شیرازی ها آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون KLOUK-ANDAZUN می گویند در این روز رسم است که اگر ماه رمضان در  افتاده باشد مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر مثل باغ های سرسبز قصردشت و مکان های دیدنی شیراز می روند و آن روز را به خوبی و خوشی به شام می رسانند چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در این ماه تنها باید به عبادت پرداخت و بس. بعضی به پیشواز ماه مبارک رمضان رفته از مدتی قبل از ماه مبارک رمضان در روز هایی که بشود روزه رفت روزه می گیرند. در ایام ماه مبارک رمضان بعضی نذر دارند و افطاری می دهند و بطور کلی مهمانی ها در این ماه بصورت افطاری برگزار می شود. چه بسا اتفاق می افتد که تا هنگام سحر دور هم نشسته به صحبت از این طرف و آن طرف می پردازند که بدان شبچره می گویند . شبچره تنقلاتی است که در این شب ها مصرف می کنند مثل رنگینک, زلیبی «زولبیا» و بامیه . خانواده هایی که دختری را به شوهر داده باشند در اولین ماه مبارک رمضان بعد از عروسی پدر و ماد دختر موظف هستند که یک افطاری کامل تهیه دیده همراه با گلی (در شیراز هر نوع کادو عروسی را گلGOL می گویند) مثل گوشواره، انگشتری، سینه ریز، النگو و غیره و به خانه داماد بفرستند. به این افطاری در شیراز روز والون (RUZ – VALUN ) می گویند . جمعه الوداعی : شیرازی ها به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی می گویند. در این زمینه از کتاب رمضان در فرهنگ مردم گردآوری و تالیف سید احمد کیلیان مطلبی برگزیده شده که می خوانید : « شیرازی ها به آخرین جمعه ماه رمضان « جمعه الوداعی » می گویند . روز جمعه الوداعیALVEDOY)) مسجد جمعه شیراز بسیار شلوغ و جنجال می شود به طوری که داخل تمام شبستان ها، ایوان ها، صحن مسجد حتی دالان ها سجاده پهن است و زنان شهر هرکدام به نیت خاصی ازپیش از ظهر و اوایل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم می آورند یک دسته برای درست کردن چل بسم الله، جماعتی برای گرفتن دعای کیسه از دست آقا « پیشنماز و امام جماعت مسجد» یک عده برای نوشتن دعای سیاه سرفه روی پوست کدو، یک گروه از دختر های دم بخت به نیت گشایش بخت، جمعی از زنهای نروک و بی فرزند به قصد بچه دار شدن، عده ای از زنان بچه دار به نیت گرفتن فرزندشان از شیر و خلاصه هرکسی به امید و نیتی به مسجد جامع می رود. در مسجد جامع شیراز منبری بلند و بسیار قدیمی با پله های متعدد وجود دارد که به منبر امام حسن ( ع) معروف است. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی عده زیادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین می روند و معتقدند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت می روند. زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی NANNI « ننو» کوچک درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه ننی را می جنبانند و نیت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است . اما زنانی که باردار هستند مخصوصاً آنهایی که شکم اولشان است مقداری پارچه و ریسمان و قیچی و سوزن و انگشتانه ای با خود به مسجد می آورند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را می برند و رختکی می دوزند چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخیه به آن می زنند و رختک را در خانه می دوزند و این رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه می دارند و به عنوان اولین لباس به تن نوزاد می پوشانند و عقیده دارند با پوشیدن این رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافیت می پوشد و ناخوش و بیمار نمی شود. مادرانی هم که می خواهند بچه از شیر بگیرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند عدد انار شیرین به مسجد می آورند اگر خود سواد داشته باشند سوره مبارکه یاسین می خوانند و به انارها می دمند و اگر سواد نداشته باشند از شخصی با سواد خواهش می کنند تا سوره یاسین را خوانده و به انارها بدمد. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شیر بگیرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل می دهند معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گیرد. مسجد فتح و جمعه آخر ماه مبارک رمضان : بسیاری از زنان شیرازی بعد ازمراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله یهودیان بنا شده است می روند بیشترجمعیت را دختران دم بخت و زنان حاجتمند تشکیل می دهند و این مسجد در بعد ازظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعیت می شود هرکس برای برآورده شدن حاجتش شمعی روشن می کند به طوری که شبستان مسجد از دود شمع دیده نمی شود. عده ای از زنان هم درصحن مسجد مشغول پختن حلوا می شدند و بچه ها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم می آوردند در حیاط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چیند و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز « تهیه » می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهیه کرده اند می فرستند مردم با انجام این عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده می شود . از ابتدای مراسم مسجد فتح یهودیان هم بیرون از مسجد صف می کشند و آمد و رفت زنان مسلمان را تماشا می کنند. روز آخر ماه رمضان که رسید مردم به پشت بام خانه یا خارج از شهر می روند تا ماه شوال را رؤیت کنند و اگر رؤیت شود فردای آن روز عید فطر می باشد. صبح عید فطر همه مردم شیراز به مساجد می روند و نماز مخصوص این روز را می خوانند و افراد خیر صبحانه که شامل ( نان، پنیر و سبزی ) است در بین مردم تقسیم می کنند و دراین روز نیز باید فطریه خود را بپردازند. فطریه یک نوع صدقه می باشد که مردم به تعداد افراد خانواده، قبل از غروب باید کنار بگذارند و در واقع از مال خود جدا کنند و صبح عید به فقرا بدهند. اگر چنانچه آخر ماه رمضان فرد یا افرادی در منزل کسی باشند باید فطریه آنها را نیز پرداخت کند. در این روز مردم شیراز به جشن و سرور می پردازند و خدای بزرگ را شکر می گویند. خوراکی های ویژه ماه رمضان در شیراز : ۱- رنگینک ۲- ترحلوا ۳- کوفته هلو ۴- کشمش پلو ۵- قنبر پلو به طور کلی خوراک هایی در این ماه بیشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند از شیرینی ها در این ماه زلیبی و بامیه است که بین مردم رواج کامل دارد. نان شیرین فروش ها هم در این ماه بازار گرمی دارند نوعی نان شیرین تهیه می کنند به نام نان چاهی که هنگام افطار قبل از این که خوراک را بخورند این نان را با چای میل می کنند. کسی که از روزه در می آید ابتدا یک استکان عرق گاوزبان می خورد. مردم شیراز می گویند روزه سرد است عرق گاوزبان گرم را می خورند که سردی آن را از بین ببرد.
آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان توحش در قرن بيست و يكم ميلادي غذاهای شب یلدا شب یلدا از کجا می‌آید

سفر و تفریح

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.

سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی

وقتی اسم غار می آید بیشتر حواس ها جمع غار علیصدر می شود . اما در گوشه دیگری از این سرزمین غار دیگری هست كه تقریبا مختصات علیصدر را دارد به اضافه این كه از یك سو با قایق وارد می شوی و در میانه آن باید پیاده شوی و از در دیگر غار از شكاف سنگ ها پیاده خارج شوی.
روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر چند توصیه برای رفتینگ پاپا نوئل در خیابان آبان تهران گراوان، رنگین كمان املاح معدنی چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟